<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@geraliit</link>
        <description>شایان فخاری هستم. اما اگه دوست داری بیشتر منو بشناسی صفحات من رو با آیدی geraliit@ در اینستاگرام، بله،‌ایتا و روبیکا دنبال کنید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:50:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/497610/avatar/KSBmdc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</title>
            <link>https://virgool.io/@geraliit</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا نوجوانان به بازی های خشن گرایش پیدا می‌کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B4%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-o2hnasfah9rh</link>
                <description>call of dutyچکیدهعلاقه نوجوانان به بازی‌های ویدیویی خشن، یکی از پرتکرارترین دغدغه‌های والدین در سال‌های اخیر است. بسیاری از خانواده‌ها با دیدن صحنه‌های جنگ، اسلحه و خشونت در بازی‌ها نگران تأثیرات روانی و رفتاری آن می‌شوند. اما آیا این علاقه الزاماً به معنای گرایش نوجوان به خشونت است؟این مقاله تلاش می‌کند با زبانی قابل‌فهم و نگاهی تحلیلی، نشان دهد که بازی‌های خشن بیش از آن‌که آموزش خشونت باشند، اغلب پاسخی به نیازهای روانی نوجوانان مثل احساس قدرت، دیده‌شدن، کنترل و هویت‌یابی هستند. در پایان نیز به راهکارهایی عملی برای والدین و مربیان اشاره می‌شود.وقتی خشونت فقط «خشونت» نیستاگر نوجوانی را دیده باشید که ساعت‌ها پای یک بازی پر از تیراندازی یا مبارزه نشسته، احتمالاً اولین چیزی که به ذهنتان آمده این بوده:«این همه خشونت قراره آخرش چی بشه؟»این نگرانی کاملاً قابل درکه.اما مسئله اینجاست که آنچه ما خشونت می‌بینیم، همیشه همان چیزی نیست که نوجوان تجربه می‌کند.برای خیلی از نوجوان‌ها، بازی‌های خشن فقط درباره کشتن یا آسیب زدن نیستند؛درباره قدرت داشتن‌اند.درباره این‌که بالاخره جایی باشد که تصمیمشان مهم باشد، دیده شوند و نتیجه انتخاب‌هایشان را ببینند.نوجوانی؛ سنِ بین «باید» و «نباید»نوجوانی دوره عجیبی است.نه بچه‌ای که همه‌چیزش بخشیده شود،نه بزرگسالی که اختیار کامل داشته باشد.در این دوره:قوانین زیادنداختیار کم استمدام به نوجوان گفته می‌شود چه کارهایی «نباید» بکنداما کمتر جایی هست که بپرسند «تو چی می‌خوای؟»همین فشار پنهان باعث می‌شود نوجوان مدام با این سؤال درگیر باشد:«من کجای این دنیا ایستاده‌ام؟»بازی؛ جایی برای تجربه قدرتاینجاست که بازی‌های ویدیویی وارد ماجرا می‌شوند.در دنیای بازی:نوجوان تصمیم می‌گیرداشتباه می‌کند و دوباره شروع می‌کندمی‌بازد، اما تحقیر نمی‌شودقوی می‌شود، نه به‌خاطر سن یا موقعیت، بلکه به‌خاطر مهارتبرای خیلی از نوجوان‌ها، بازی تنها جایی است که واقعاً حس می‌کنند:«من می‌تونم.»این حس «می‌توانم»، همان چیزی است که در دنیای واقعی کمتر تجربه می‌شود.خشونت در بازی دقیقاً یعنی چه؟وقتی از خشونت در بازی حرف می‌زنیم، معمولاً یاد خون و اسلحه می‌افتیم.اما برای نوجوان، خشونت بیشتر یعنی:عبور از مانعبقامبارزه برای ادامه دادنحذف شدن یا پیروز شدناین خشونت، بیشتر نمادین است تا واقعی.تمرینی برای حس قدرت، نه لزوماً الگویی برای رفتار بیرونی.مشکل از جایی شروع می‌شود که این حس قدرت،فقط و فقط در دنیای بازی وجود داشته باشد.وقتی بازی می‌شود تنها پناهگاهفرض کنید نوجوانی که:در خانه مدام می‌شنود «تو هنوز بچه‌ای»در مدرسه فقط باید ساکت باشد و اجرا کنددر جمع نظرش جدی گرفته نمی‌شوداما در بازی:فرمانده استتصمیم می‌گیردنتیجه کارش را می‌بیندطبیعی است که به بازی وابسته شود.نه چون خشن است،بلکه چون آن‌جا احساس «زنده بودن» می‌کند.چرا قهرمان‌های خشن این‌قدر محبوب‌اند؟شخصیت‌هایی مثل کریتوس، گوست یا حتی جوکر، فقط خشن نیستند؛آن‌ها احساساتی را زندگی می‌کنند که نوجوان بلد نیست درباره‌شان حرف بزند.خشم، بی‌عدالتی، زخمی بودن، میل به قدرت…این‌ها احساسات پیچیده‌ای هستند که اغلب سرکوب می‌شوند.بازی‌ها به نوجوان اجازه می‌دهند این احساسات را تجربه کند،نه این‌که لزوماً درباره‌شان توضیح بدهد.نگاه روان‌شناسانه، خیلی سادهکارل یونگ، روان‌شناس معروف، مفهومی به نام «سایه» را مطرح می‌کند؛بخشی از وجود ما که شامل احساسات سرکوب‌شده مثل خشم و میل به قدرت است.بازی‌های خشن، برای بسیاری از نوجوان‌ها،محیطی نسبتاً امن برای مواجهه با همین «سایه» هستند؛بدون این‌که در دنیای واقعی آسیبی ایجاد شود.والدین چه کار می‌توانند بکنند؟مهم‌ترین نکته این است:جنگ با بازی، معمولاً جواب نمی‌دهد.راه مؤثرتر این است که:به‌جای حذف، معنا را بفهمیمبه‌جای قضاوت، گفت‌وگو کنیمچند راهکار ساده اما کاربردی:از نوجوان بپرسیم چرا این بازی یا شخصیت را دوست داردگاهی کنارش بنشینیم و فقط تماشا کنیمدر زندگی واقعی به او مسئولیت و حق انتخاب بدهیمراه‌های سالم دیگری برای تخلیه هیجان فراهم کنیم؛ مثل ورزش، کار گروهی یا هنروقتی نوجوان در دنیای واقعی هم احساس اثرگذاری کند،بازی می‌ماند بازی، نه پناهگاه.جمع‌بندیعلاقه نوجوانان به بازی‌های خشن،لزوماً نشانه خشونت‌طلبی نیست.اغلب نشانه نیازی است که دیده نشده؛نیاز به قدرت، هویت و دیده‌شدن.اگر به‌جای ترسیدن،گوش بدهیم و گفت‌وگو کنیم،بازی می‌تواند به‌جای تهدید،دروازه‌ای برای فهم عمیق‌تر دنیای نوجوانان باشد.</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Mon, 15 Dec 2025 14:40:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلد نشریه اشپیگل آلمان چه میگوید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-bgucgecaruzc</link>
                <description>جلد جدید نشریه اشپیگلچکیدهجلد نشریات سیاسی یکی از مهم‌ترین ابزارهای تولید معنا در فضای عمومی است. این جلدها نه‌تنها بازتاب‌دهنده‌ی رویدادهای سیاسی‌اند، بلکه با بهره‌گیری از زبان تصویر، در شکل‌دهی به ادراک مخاطب و بازتولید گفتمان‌های ایدئولوژیک نقش فعال دارند. نشریه آلمانی Der Spiegel به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین هفته‌نامه‌های سیاسی اروپا، همواره از جلد به‌مثابه «سرمقاله بصری» استفاده کرده است. جلدی که در این مقاله بررسی می‌شود، تصویری از ولادیمیر پوتین در پیش‌زمینه و دونالد ترامپ در پس‌زمینه را نشان می‌دهد که اروپا را به‌مثابه هدف مشترک به تصویر می‌کشد. هدف این مقاله، تحلیل نشانه‌شناختی این تصویر با تکیه بر نظریه رولان بارت و در چارچوبی علمی اما با زبانی ساده است. پرسش اصلی این است که چگونه این تصویر، با استفاده از دلالت‌های صریح و ضمنی، اسطوره‌ای سیاسی درباره تهدید علیه اروپا می‌سازد.مقدمه و توضیح مسئلهدر جهان معاصر، سیاست تنها در قالب متن، سخنرانی یا قانون متجلی نمی‌شود؛ بلکه تصاویر رسانه‌ای، به‌ویژه جلد نشریات معتبر، نقش مهمی در تولید و تثبیت معنا دارند. جلد یک مجله سیاسی، برخلاف عکس خبری، صرفاً ثبت واقعیت نیست، بلکه بازنمایی گزینشی و ایدئولوژیک از واقعیت است. این بازنمایی، مخاطب را به سمت خوانش خاصی از جهان سیاسی هدایت می‌کند.نشریه اشپیگل (Der Spiegel) یکی از نمونه‌های برجسته این رویکرد است. این هفته‌نامه آلمانی، که از سال ۱۹۴۷ منتشر می‌شود، به‌دلیل روزنامه‌نگاری تحقیقی، افشاگری، و موضع‌گیری روشن در برابر قدرت‌های سیاسی شناخته شده است. اشپیگل به‌طور سنتی مدافع لیبرالیسم سیاسی، دموکراسی، اتحادیه اروپا و منتقد اقتدارگرایی، پوپولیسم و تمرکز قدرت است. جلدهای این نشریه اغلب جنجالی، استعاری و آگاهانه اغراق‌آمیز هستند و به‌منزله‌ی خلاصه‌ای تصویری از موضع تحریریه عمل می‌کنند.جلدی که موضوع این مقاله است، با نمایش ترامپ و پوتین و تیتر «دو شرور، یک هدف»، واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخته است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که این تصویر چگونه از طریق نشانه‌ها، معنا و ایدئولوژی تولید می‌کند و چه تصویری از سیاست جهانی و جایگاه اروپا ارائه می‌دهد.معرفی نشریه اشپیگلDer Spiegel یکی از معتبرترین هفته‌نامه‌های سیاسی–خبری در آلمان و اروپا است. این نشریه با شعار غیررسمی «گفتن آنچه دیگران پنهان می‌کنند» شناخته می‌شود. اشپیگل از بدو تأسیس، بر استقلال تحریریه، روزنامه‌نگاری تحقیقی و نقد قدرت تأکید داشته است.از ویژگی‌های مهم اشپیگل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:انتشار گزارش‌های بلند و پرونده‌محورمخاطب نخبه، دانشگاهی و سیاست‌مندنگاه انتقادی به دولت‌ها، چه در آلمان و چه در سطح بین‌المللیدفاع از پروژه اتحادیه اروپا و نظم لیبرال جهانیاستفاده هدفمند از جلدهای نمادین و شوک‌آوردر اشپیگل، جلد مجله صرفاً تصویر تزئینی نیست، بلکه نوعی «بیانیه سیاسی» است که پیش از خواندن متن، موضع نشریه را به مخاطب منتقل می‌کند.چارچوب نظری: نشانه‌شناسی رولان بارترولان بارت، نظریه‌پرداز برجسته فرانسوی، یکی از مهم‌ترین چهره‌های نشانه‌شناسی قرن بیستم است. او نشانه‌شناسی را از حوزه زبان فراتر برد و آن را به تحلیل تصویر، رسانه، تبلیغات و فرهنگ عامه تعمیم داد. از نظر بارت، هر تصویر رسانه‌ای حامل معنا و ایدئولوژی است.دلالت صریح و ضمنیبارت میان دو سطح معنا تمایز قائل می‌شود:دلالت صریح (Denotation): آنچه به‌طور مستقیم دیده می‌شود.دلالت ضمنی (Connotation): معانی فرهنگی، احساسی و ایدئولوژیکی که بر تصویر سوار می‌شوند.در جلد اشپیگل، دلالت صریح شامل دو رهبر سیاسی، چاقو، نقشه اروپا و پرچم اتحادیه اروپاست. اما دلالت ضمنی، تصویری از تهدید، خشونت، همدستی و قربانی‌شدن اروپا را القا می‌کند.لنگر معنایی (Anchorage)بارت نشان می‌دهد که متن (تیتر یا کپشن) نقش «مهارکننده معنا» را دارد. تصویر ذاتاً چندمعنایی است، اما تیتر، مسیر تفسیر را مشخص می‌کند. تیتر «دو شرور، یک هدف» معنای تصویر را تثبیت می‌کند و اجازه خوانش خنثی یا چندگانه را کاهش می‌دهد.اسطورهمفهوم اسطوره در نظریه بارت به معنای بازنمایی ایدئولوژی در قالب امری طبیعی و بدیهی است. رسانه‌ها با تکرار برخی الگوهای تصویری، ایده‌های سیاسی را به‌صورت «واقعیت مسلم» جلوه می‌دهند. در این جلد، اسطوره‌ای ساخته می‌شود که بر اساس آن، اقتدارگرایی و پوپولیسم تهدیدی ذاتی برای اروپا هستند.تحلیل نشانه‌شناختی جلد اشپیگلچیدمان و ترکیب‌بندیقرار گرفتن ترامپ در پس‌زمینه و پوتین در پیش‌زمینه، نشانه‌ای از رابطه قدرت است. ترامپ به‌مثابه نیروی پشتیبان یا هدایت‌گر و پوتین به‌عنوان عامل اجرایی خشونت تصویر شده است. این چیدمان، روایت «همدستی» را تقویت می‌کند.ژست بدن و تماس فیزیکیدست‌های ترامپ بر شانه‌های پوتین، دلالت بر کنترل، حمایت و تأیید دارد. این ژست یادآور الگوی «قدرت پنهان» است؛ کسی که مستقیماً عمل نمی‌کند اما جهت عمل را تعیین می‌کند.چاقو و اروپاچاقو به‌عنوان نماد خشونت نزدیک و خیانت، در حال فرود آمدن بر اروپا است. اروپا نه کنشگر، بلکه قربانی تصویر می‌شود. پرچم کوچک اتحادیه اروپا بر زمینی ترک‌خورده، نشانه آسیب‌پذیری و بحران است.رنگ و سبک بصریاستفاده از سیاه‌وسفید، جهان اخلاقی دوگانه‌ای می‌سازد که در آن خیر و شر از هم جدا هستند. رنگ قرمز در قاب و تیتر، هشدار، خطر و خون را تداعی می‌کند. این سبک، بار احساسی تصویر را تشدید می‌کند.نتیجه‌گیریتحلیل نشانه‌شناختی جلد اشپیگل نشان می‌دهد که این تصویر صرفاً بازنمایی دو رهبر سیاسی نیست، بلکه متنی ایدئولوژیک است که با استفاده از نشانه‌ها، روایت خاصی از سیاست جهانی می‌سازد. در این روایت، ترامپ و پوتین به‌عنوان دو نیروی هم‌راستا معرفی می‌شوند که هدف مشترکشان تضعیف اروپا است.با تکیه بر نظریه رولان بارت، می‌توان گفت این جلد در سطح اسطوره‌ای، ایده «تهدید از بیرون و درون» را طبیعی‌سازی می‌کند و اروپا را به‌مثابه قربانی نیازمند دفاع بازنمایی می‌کند. اشپیگل از طریق این تصویر، موضع لیبرال و اروپامحور خود را به‌صورت فشرده و تأثیرگذار بیان می‌کند.در نهایت، این مقاله نشان می‌دهد که تحلیل نشانه‌شناختی تصاویر رسانه‌ای، ابزاری کارآمد برای فهم سازوکارهای قدرت، ایدئولوژی و معنا در جهان معاصر است و جلد نشریات سیاسی را باید به‌مثابه متونی جدی و قابل تحلیل در نظر گرفت، نه صرفاً عناصر بصری تزئینی.</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Sun, 14 Dec 2025 13:52:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایزه صلح فیفا به دونالد ترامپ: بازنمایی قدرت، پنهان‌سازی و تولید گفتمان صلح در بستر فوتبال</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%81%DB%8C%D9%81%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-rzv7pumz6k18</link>
                <description>مقدمهدر جهان معاصر، ورزش تنها یک فعالیت رقابتی نیست، بلکه عرصه‌ای برای قدرت، سیاست و بازنمایی است. اهدای «جایزه صلح فیفا» به دونالد ترامپ در رویدادی جهانی، نمونه‌ای از تولید معنا در سطح بین‌المللی است. پرسش اصلی این مقاله این است که: چنین اقدامی در پی خلق چه گفتمانی است و چه بخش‌هایی از واقعیت را نادیده می‌گیرد؟برای پاسخ به این پرسش، ابتدا مفهوم «گفتمان» در رویکردهای تحلیلی جدید توضیح داده می‌شود و سپس نشان داده خواهد شد که چگونه فیفا از طریق این جایزه، تصویری اخلاقی از خود بازتولید می‌کند.مفهوم گفتمان: چارچوبی برای معنا‌سازیدر مطالعات زبان، ارتباطات و علوم اجتماعی، «گفتمان» به مجموعه‌ای از مفاهیم، واژگان، روایت‌ها و معانی اشاره دارد که به ما می‌آموزد چگونه درباره جهان فکر کنیم (van Dijk, 1997; Foucault, 1972). گفتمان تنها بازتاب واقعیت نیست؛ بلکه خود به تولید واقعیت کمک می‌کند.به بیان ساده‌تر، گفتمان یک «عینک» است. ما جهان را از پشت این عینک می‌بینیم و فکر می‌کنیم آنچه می‌بینیم طبیعی، بدیهی و منطقی است.مثال ساده:وقتی فیفا می‌گوید: «فوتبال مردم جهان را متحد می‌کند»این جمله یک گفتمان است، زیرا:به فوتبال معنای «صلح» و «وحدت» می‌دهد،برداشت ما را هدایت می‌کند،کاری می‌کند که بسیاری از اقدامات فیفا طبیعی و قابل‌قبول به نظر برسند.گفتمان‌ها فقط معنا تولید نمی‌کنند؛ بخشی از واقعیت را نیز پنهان می‌سازند.گفتمان، پنهان‌سازی و قدرتبر اساس نظریه گفتمان، برجسته کردن برخی معانی به معنای نادیده گرفتن معانی دیگر است (Fairclough, 1995).وقتی فوتبال = صلح تعریف می‌شود، به شکل طبیعی اتفاق می‌افتد که بخش‌های دیگری از واقعیت دیده نشوند، از جمله:فساد مالی و ساختارینابرابری‌های اکوسیستم فوتباللابی‌گری‌های سیاسی و اقتصادیسرمایه‌سالاری در ورزشخشونت هواداریملی‌گرایی افراطیگفتمان «فوتبال به مثابه صلح» فرصتی برای فیفا است تا قدرت، سیاست و منافع پشت پرده خود را در پوشش اخلاقی پنهان کند.تحلیل گفتمانی اهدای جایزه صلح فیفا به ترامپاقدام فیفا در اعطای جایزه صلح به دونالد ترامپ پیام‌های خاصی را برجسته می‌کند:۱. صلح به‌عنوان محصول قدرتدر این روایت، «صلح» چیزی نیست که توسط مردم یا فرایندهای جمعی ساخته شود، بلکه محصول تصمیم رهبران سیاسی و نهادهای جهانی تعریف می‌شود.۲. برجسته‌سازی نقش فردی و روابط سیاسینقش ترامپ در این چارچوب نه به‌عنوان فردی جنجالی، بلکه به‌عنوان «سازنده صلح» بازنمایی می‌شود.همچنین رابطه نزدیک اینفانتینو و ترامپ در این معنا‌سازی نقشی محوری دارد.۳. نادیده‌گرفتن معیارهای واقعی صلحمخاطب هیچ‌گاه نمی‌فهمد:معیارهای صلح چه بوده؟چه اقداماتی سنجیده شده؟کدام نهادها این تصمیم را تأیید کرده‌اند؟گفتمان صلح فیفا تعریف می‌کند که «صلح چیست» و «چه کسی آن را می‌آفریند».جمع‌بندیاهدای جایزه صلح به ترامپ تنها یک رویداد ورزشی نیست؛ بلکه یک کنش گفتمانی است که تصویر اخلاقی و خیرخواهانه‌ای از فیفا می‌سازد، در حالی که بخش قابل‌توجهی از واقعیت فوتبال پنهان می‌ماند. این گفتمان با طبیعی‌سازی رابطه قدرت و سیاست، صلح را از یک فرآیند اجتماعی به یک محصول نمادین تبدیل می‌کند.در نهایت، این مورد نشان می‌دهد که در جهان امروز، «واقعیت» کمتر از آنکه یک امر عینی باشد، نتیجه قدرتِ تعریف کردن است.منابعFairclough, N. (1995). Critical discourse analysis: The critical study of language. Longman.Foucault, M. (1972). The archaeology of knowledge. Pantheon Books.van Dijk, T. A. (1997). Discourse studies: A multidisciplinary introduction. Sage Publications.</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Sat, 06 Dec 2025 13:55:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوستی در گیم؛ وقتی تیم بازی جای مدرسه و خانواده را می‌گیرد</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/friendship-djits975kbi1</link>
                <description>در سال‌هایی که جهان نوجوانان بیش از هر زمان دیگری دیجیتالی شده، بازی‌های آنلاین فقط سرگرمی نیستند؛ به بستری برای شکل‌گیری روابط عاطفی، تعلق اجتماعی و حتی هویت تبدیل شده‌اند. نسل Z بخش مهمی از مفهوم «دوستی» را نه در مدرسه یا محله، بلکه در تیم‌های بازی، سرورهای دیسکورد و گروه‌های آنلاین تجربه می‌کند. این پدیده، فرصتی تازه برای گفت‌وگو درباره رابطه نوجوانان و والدین است؛ رابطه‌ای که اگر درست فهم نشود، شکاف بین واقعیت و مجاز را عمیق‌تر می‌کند.جهانی که در آن دوستی از پشت صفحه آغاز می‌شودبسیاری از والدین هنوز «دوست» را کسی می‌دانند که فرزندشان در کلاس می‌بیند یا در کوچه با او بازی می‌کند. اما برای نوجوان امروز، دوستی یعنی کسی که کنار او مراحل دشوار بازی را می‌گذراند، با او استراتژی می‌چیند، در شکست‌ها همراهش است و در پیروزی‌ها خوشحالی مشترک می‌سازد؛ حتی اگر کیلومترها دورتر باشد.در بازی‌های آنلاین، رابطه‌ها از مسیرهای تازه‌ای شکل می‌گیرند: همکاری، اعتماد در میدان نبرد دیجیتال، لحظات مشترک هیجان و فداکاری برای تیم. همین تجربه‌هاست که باعث می‌شود نوجوان احساس کند درک شده و بخشی از یک جمع است.جامعه‌سازی در جهان مجازیدر ادبیات رسانه مفهوم «جوامع مجازی» جایگاه مهمی دارد؛ نظریه‌ای که هاوارد راین‌گلد آن را مطرح کرد. بر اساس این دیدگاه، انسان‌ها در فضاهای دیجیتال نیز می‌توانند جامعه‌هایی بسازند که ویژگی‌های یک اجتماع واقعی را دارند:‌ هویت مشترک، اعتماد، وفاداری، هنجارهای درون‌گروهی و تعلق.بازی‌ها، نمونه روشن چنین جامعه‌سازی‌اند. نوجوانان در تیم‌ها رهبر انتخاب می‌کنند، نقش‌ها را تقسیم می‌کنند و برای رسیدن به یک هدف مشترک می‌جنگند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران، بازی‌ها را «مدرسه نامرئی همکاری» می‌دانند.نیاز به تعلق؛ حلقه‌ای که بازی‌ها پر می‌کنندروان‌شناسان یکی از مهم‌ترین نیازهای انسان را «نیاز به تعلق» می‌دانند؛ نیازی که در سال‌های گذشته توسط خانواده، مدرسه یا محله تأمین می‌شد. اما برای بسیاری از نوجوانان امروز، این فضاها دیگر نقش گذشته را ایفا نمی‌کنند.وقتی نوجوان در مدرسه احساس طرد شدن، قضاوت شدن یا نادیده گرفته شدن دارد، فضای بازی برای او امکان تازه‌ای از پذیرفته شدن ایجاد می‌کند؛ جایی که شایستگی‌اش دیده می‌شود و نقش مشخصی دارد.این همان چیزی است که نظریه هویت اجتماعی بر آن تأکید می‌کند: انسان هویت خود را از گروه‌هایی می‌گیرد که به آن‌ها تعلق دارد. اگر نوجوان در زندگی واقعی چنین گروهی ندارد، بازی‌ها این خلأ را پر می‌کنند.ضرورت گفت‌وگو؛ نه تحقیریکی از بزرگ‌ترین خطاهایی که والدین انجام می‌دهند، بی‌اعتبار دانستن دوستی‌های آنلاین است. جملاتی مثل «این‌ها واقعی نیستند» یا «دنیای بازی توهمه» تنها فاصله نوجوان و خانواده را بیشتر می‌کند.واقعیت این است که نوجوان از این دوستی‌ها تنها سرگرمی نمی‌گیرد؛ بلکه حمایت عاطفی، احساس دیده شدن و نوعی همدلی دریافت می‌کند. اگر والدین می‌خواهند وارد دنیای فرزندشان شوند، بهتر است به جای قضاوت، با پرسیدن سؤال‌هایی ساده باب گفت‌وگو را باز کنند:با چه کسی بازی کردی؟چه چیزی باعث شد با او رفیق شوی؟همکاری‌تان چطور بود؟همین سؤال‌های ساده می‌تواند نقطه آغاز رابطه‌ای عمیق‌تر باشد.مرزهای مجاز و واقعیتالبته دوستی‌های آنلاین همیشه بی‌خطر نیستند. احتمال سوءاستفاده، فریب یا برقراری ارتباط با افراد ناشناس وجود دارد. راه‌حل اما محدودیت مطلق نیست؛ آموزش است.اگر نوجوان بیاموزد چگونه اطلاعات شخصی‌اش را حفاظت کند، چگونه مرزهای خودش را مشخص کند و چگونه نسبت به رفتارهای مشکوک حساس باشد، بازی می‌تواند بستری امن‌تر و سازنده‌تر باشد. وقتی نهادهای سنتی عقب می‌ماننداز نگاه جامعه‌شناختی، زمانی که نهادهای سنتی مانند خانواده، مدرسه و رسانه نتوانند نیازهای ارتباطی نسل جدید را پاسخ دهند، فضاهای جایگزین شکل می‌گیرند. برای نوجوان امروز، گیم تنها پناهگاه نیست؛ «جامعه‌ای موازی» است که در آن معنا، احترام و همکاری را تجربه می‌کند.به همین دلیل رویکرد حذف، نه ممکن است و نه کارآمد. والدین و مربیان باید به جای جنگیدن با این فضا، آن را بشناسند و در کنار نوجوان حضور آگاهانه داشته باشند. از نگاه والدین؛ چگونه دوست واقعی فرزندمان باشیم؟در پایان پنج راهکار کاربردی برای والدین ارائه می گردد که زمان کمی دارند یا شناختی از گیم ندارند، اما می‌خواهند کنار فرزندشان باشند:۱. ده دقیقه طلاییروزی ده دقیقه گفت‌وگوی واقعی و بدون قضاوت—حتی در اوج خستگی—ریشه‌ای عمیق‌تر از ساعت‌ها حضور نیم‌بند ایجاد می‌کند.۲. کنجکاوی بدون قضاوتلازم نیست والدین گیمر باشند؛ کافی است با سؤال‌های ساده نشان دهند دنیای فرزندشان را می‌بینند.۳. ساختن خاطره‌های خانوادگیمراسم‌های هفتگی کوچک مانند دیدن فیلم یا قدم‌زدن، جایگزین مهمی برای پناه بردن نوجوان به جهان بازی است.۴. تماشای گیمحتی چند دقیقه نگاه کردن به بازی فرزند، به‌عنوان همراهی—نه کنترل—می‌تواند پلی مهم در رابطه باشد.۵. آموزش دوستی واقعینوجوان از طریق روایت‌های واقعی والدین می‌آموزد که دوستی تنها عبور از مراحل بازی نیست، بلکه گوش دادن، همراهی و اعتماد است.جمع‌بندیدوستی‌های شکل‌گرفته در بازی‌ها لزوما تهدید نیستند؛ نشانه تغییری‌اند که باید آن را فهمید.اگر والدین یاد بگیرند با نگاه تازه‌ای وارد جهان نوجوان شوند، می‌توانند شکاف بین واقعیت و مجاز را به پلی برای گفت‌وگو و رشد تبدیل کنند.نوجوانی که طعم یک ارتباط گرم و واقعی را در خانه تجربه کند، گیم را نه به‌عنوان پناهگاه، بلکه صرفاً به‌عنوان سرگرمی انتخاب خواهد کرد. </description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Sun, 23 Nov 2025 12:47:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اروپا و مفهوم سن بلوغ دیجیتالی</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%BA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-uuu9ifbnirlr</link>
                <description> &lt;br/&gt;فهوم جدید &quot;سن بلوغ دیجیتالی&quot; در سال ۲۰۱۸ پدید آمد. اما سن بلوغ دیجیتالی چیست و چند است؟گزارش یورونیوز در این زمینه:▫️سن بلوغ دیجیتالی چند است و چیست؟نتایج نظرسنجی موسسه یوروبارومتر (Eurobarometer) که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۱ انجام شده، نشان می‌دهد که بیش از نیمی (۵۳ درصد) از شهروندان کشورهای عضو #اتحادیه‌اروپا نسبت به فراهم بودن امکان، شرایط و بستر امن حضور و فعالیت کودکانشان در فضای آنلاین نگرانند. این نگرانی در حالی ابراز شد که بیش از ۸۰ درصد شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی تاکید داشتند که مزایای استفاده از ابزارهای دیجیتال و اینترنت به هیچ وجه کمتر از آثار منفی اجتماعی آن نیست و این ابزارها تا سال ۲۰۳۰ نقش مهمی در زندگی آنها خواهد داشت. البته اتحادیه اروپا در آوریل سال ۲۰۱۶ ماده‌ای را در چارچوب حفاظت از داده‌ها و اطلاعات شخصی در فضای مجازی تصویب کرد که به کشورهای عضو پیشنهاد می‌کرد که پردازش داده‌ها و اطلاعات مربوط به کودکان زیر ۱۶ سال را بدون کسب رضایتِ والدین آنها ممنوع کنند. البته اتحادیه‌اروپا به کشورهای عضو اجازه تعیین سن پایین‌تر را داده ولی این سن نباید کمتر از ۱۳ سال باشد. اما در سال ۲۰۱۸، مفهوم جدیدی به اسم &quot;سن بلوغ دیجیتالی&quot; پدید آمد. این مفهوم نخستین بار زمانی که فرانسه تصمیم گرفت تا قانون مصوب سال ۱۹۷۸ خود را در زمینه حفاظت از داده‌ها شخصی با مصوبه سال ۲۰۱۶ اتحادیه‌اروپا در خصوص حفاظت از داده‌ها و اطلاعات شخصی در فضای مجازی انطابق دهد، مطرح شد. در آن سال، فرانسه سن بلوغ دیجیتالی را ۱۵ سال تعیین کرد و بلژیک نیز به حداقل سن ممکن یعنی ۱۳ سال اکتفا کرد. اما کمیسیون ملی انفورماتیک و آزادی‌ها (CNIL) در ژوئن ۲۰۲۱ یادآور شد که سن بلوغ دیجیتالی را که ۱۵ سال تعیین شده برای اعمال در تمام امور آنلاین به رسمیت شناخته نمی‌شود. چنان که گزارش‌های این کمیسیون نشان داد که ثبت‌نام در شبکه‌های اجتماعی &quot;به طور متوسط در ٨.۵ سالگی&quot; رخ می‌دهد و بیش از نیمی از کودکان فرانسوی ۱۰ تا ۱۴ سال آزادانه در #شبکه‌های‌اجتماعی فعال هستند. بنابراین، در میان قانون‌گذاران فرانسه این بحث پیش آمد که سن بلوغ دیجیتالی افزون بر فعال کردن امکان ثبت موقعیت جغرافیایی اختیاری در یک برنامه، کوکی‌های یک وب‌سایت برای رصد وب‌گردی افراد و نمایش انواع آگهی باید برای امور متنوع رو به گسترش در فعالیت‌های آنلاین از جمله ایجاد پروفایل عمومی یا خصوصی در یک شبکه اجتماعی در نظر گرفته شود. با توجه به تعیین ۱۵ سال در قانون حفاظت از داده‌ها، تطبیق این سن با بلوغ جنسی رایج در فرانسه و نیز سن ورود به دبیرستان، سن بلوغ دیجیتالی با تصویب نمایندگان پارلمان فرانسه (۲ مارس ۲۰۲۳) همان ۱۵ سال باقی ماند ولی برای تایید نهایی نیازمند بررسی و تصویب در سنای این کشور است. طبق نظرسنجی انجمن نسل دیجیتال (Génération Digital)(۲۰۲۲) ۵۸ درصد از کودکان ۱۱ و ۱۲ ساله حداقل یک حساب در یک شبکه اجتماعی دارند. این در حالیست که اکثر شبکه‌های اجتماعی بر پایه قوانین آمریکا، محدودیت سنی ۱۳ را در مورد کاربران خود اعمال می‌کنند. مدافعان تعیین حداقل سن بلوغ دیجیتالی در اتحادیه اروپا معتقدند، این محدودیت موجب می‌شود که در صورت بروز تخلف یا تخطی، والدین پس از مطلع شدن بتوانند از طریق گفتگو با کودکان، خطرهای عدم‌فعالیت بدون محدودیت در فضای مجازی را به آنها گوشزد کنند. همچنین قانون‌گذاران فرانسوی امیدوارند که وضع جریمه‌ تا ۱ درصد گردش مالی سالانه شبکه‌های اجتماعی و بسترهای آنلاین خطاکار، موجب اعمال جدی محدودیت سنی ۱۵ سال از سوی آنها شود و موفقیت عملی این قانون موجب تسری آن به سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا شود.@geraliitآکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Mon, 22 May 2023 09:52:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیپلماسی و شگردهای رسانه‌ای برای همراه سازی مخاطبان</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D9%86-icmq4gqqlthy</link>
                <description>مقدمه:مانوئل کاستلز در سه گانه معروف عصر اطلاعات {1} خود در اواخر قرن گذشته، رسانه ها را یکی از مهمترین بازیگران صحنه بین الملل در قرن بیست و یکم توصیف کرده است. نقش رسانه های جمعی به عنوان رکن چهارم دمکراسی و انعکاس خواست و صدای مردم به حکومت ها یکی از نقش های مهمی است که بشدت مورد توجه بوده است . دولت ها نیز از این ابزار برای توجیه سیاست های خود و اطلاع رسانی و همراه سازی مردم با سیاست ها بهره برداری می کنند . اهمیت رسانه باعث گردیده که ایدئولوژی های مختلف نیز برای انتشار افکار و ایده های خود از رسانه های جمعی استفاده کنند. از اوائل قرن قبل اهمیت رسانه های جمعی بیشتر خود را نشان داد و خاصه بعد از جنگ جهانی دوم و توفیق شگردهای تبلیغاتی آلمان نازی در همراه ساختن جامعه،  نقش بسیار مهم رسانه ها مورد توجه دولت ها و حاکمیت ها قرار گرفت {2} و در ایالات متحده آمریکا منجر به شکل گیری امپراطوری های رسانه ای شد. هم اکنون این امپراطوری های خبری و تولید و توزیع کنندگان محتوا ، بیشترین نقش را در شکل دهی افکار عمومی مردم آمریکا و در قالبی بزرگتر مردم جهان دارند. ادغام شرکت ها و موسسات کوچک و بزرگ طی یک صد ساله اخیر نهایتا منجر به شکل گیری پنج امپراطوری بزرگ شد که از هالیوود تا خبرگزاری های بزرگ جهانی را در تملک خود دارند و تصویرسازی در مورد ملت ها، فرهنگ ها و جوامع را دنبال می کنند. آنها در قالب های مختلف خبری،  فیلم، مستند ، بازی ، انیمیشن و ... هنجارها و ناهنجارهای ذهنی جهانی را شکل می دهند و حتی باورهای مخاطبان در مورد شخصیت و هویت سایر ملت ها را می سازند. نکته اینجاست که این امپراطوری ها صاحب دارند. صاحبانی که منافع خاص و حفاظت از ایدئولوژی نظام سرمایه داری جهانی یکی از آنهاست . نوآم چامسکی صاحب نظر عرصه رسانه ها در این زمینه ضمن اشاره به اینکه دولت ها برای کنترل افکار عمومی و رسانه ها سالانه میلیاردها دلار هزینه می کنند، رسانه ها را ابزاری می نامد که صاحب دارند و برای صاحبان خود خدمت می کنند{3}.اما در عرصه رسانه، کشورهای مختلف سیاست های متفاوتی را دنبال کرده اند. برخی تنها محتواهای تولیدی امپراطوری های رسانه ای را منعکس می کنند، برخی رسانه های بومی و ملی با سیاست های مشخص به راه انداخته اند و برخی هر چند اندک هنوز در قالبی مستقل تر سعی در تولید محتوا دارند. در عین حال بدیهی است که امکانات و توسعه یافتگی امپراطوری های رسانه ای آمریکا در هیچیک از رسانه های مستقل و یا بومی وجود ندارد و رسانه های رقیب اعم از افراد یا نهادها یا کشورهایی که سعی دارند روایت خود را از حوادث ارائه کنند، هیچگاه در اندازه های امپراطوری های رسانه ای قادر به جلب توجه و بمباران ذهن مخاطبان از طرق مختلف نیستند. دنیای رسانه هم اکنون دنیای روایت پردازی است که کفه ترازو بشدت در یک طرف سنگینی می کند. بدیهی است که حاکم ساختن یک روایت از تحولی سیاسی، اقتصادی یا ... در عرصه بین الملل، دست سیاستمداران را در تعاملات و مناسبات دیپلماتیک و مذاکرات احتمالی برای دستیابی به توافق بازتر خواهد ساخت. از این روست که در عرصه روابط بین الملل، نقش رسانه ها در پیشبرد دیپلماسی کشورها و پیوند دیپلماسی با رسانه به مراتب بیشتر از پیش شده است.رسانه و همراه سازی مخاطباندیشمندان دنیای آینده را کارزار جنگ برای تصرف ذهن ها توصیف کرده اند{4}. در دنیای فعلی و روابط بین الملل، مدل های سنتی استعمار مستقیم و غیرمستقیم ( نو استعماری) جای خود را به همراه سازی جوامع هدف و تلاش برای تصرف اذهان و دل های اقشار مخاطب داده اند . امری که هزینه های جنگ سخت را ندارد و اهداف استعماری با تمایل و همسویی جامعه مخاطب با سیاست های قدرت های فرامرزی به دست می آید . بدیهی است که رسانه ها در این مهم نقشی اساسی ایفا می کنند. بدیهی است که در این کارزار کسی برنده است که بتواند روایت خود را از تحولات بین المللی و سیاست ها حاکم نماید. اینکه برای برخی از جوامع و زبان هایی خاص، تعداد رسانه ها و ماهواره ها و تولیدات محتوا برای شکل دهی افکارعمومی به مراتب بیشتر از برخی دیگر است، نشان دهنده اهمیت جامعه هدف برای روایت سازان و روایت پردازان و تولید کنندگان محتواست.رسانه ها در قالب های مختلف از بیلبوردها و پوسترهای تبلیغاتی خیابان ها گرفته تا در قالب رسانه های نوین و واقعیت مجازی همه جا هستند و اذهان را بمباران می کنند{5}. بدیهی است که در این راه همراه سازی و همسو سازی افکار عمومی و کاهش مخالفت های عامه با منافع امپراطوری های رسانه ای همواره جزو ماموریت های جریان رسانه ای  جهانی بوده است. شبکه های ماهواره ای، رسانه های چاپی ، فیلم ها ، انیمیشن ها و بازی های دیجیتالی از یکسو و شبکه های اجتماعی پهن گستر که هم اکنون در همه جا و در دسترس همه افراد هستند، امکانات زیادی را به صاحبان رسانه ها داده است تا بتوانند هرگونه که بخواهند اذهان مخاطبان خود را شکل دهند .  فناوری های نوین اقناعی و توسعه دانش اقناع مخاطبان از یکسو و دسترسی به علائق و سلائق و نیازهای مخاطبان از طریق شبکه های اجتماعی از سویی دیگر، زمینه ای را فراهم کرده که هراری در کنفرانس داووس آن را امکان هک کردن ذهن مخاطبان نامیده است{6}.این مقاله ضمن اشاره به ظهور پارادایم نوین ارتباطات در پهنه بین الملل، به نقش و جایگاه نوین رسانه ها در این عرصه پرداخته است.گسترش شبکه های اجتماعی و دسترسی ملت ها به آخرین اخبار و رویدادها از طرق مختلف از جمله گوش های تلفن همراه و بیلبوردهای تبلیغاتی و نمایشگرهای بزرگ بر سر هر چهارراه و خیابان باعث گردیده که توجیه افکار عمومی برای همراهی با سیاست های دولت ها و از جمله سیاست خارجی آنها بیش از پیش اهمیت یابد. تولید محتواهای موجز اعم از کلیپ فیلم و ساخت محتواهای متنی و تصویری که دنیایی مطلب را در قالب یک عکس و متن منتقل می کند، از جمله شگردهای شکل دهی افکار مخاطبان است.تکنیک های اقناع رسانه ای و همراه سازی:دولت ها برای هدایت افکار عمومی از آخرین شگردهای تبلیغاتی و تکنیک های اقناع مخاطبان بهره می برند. بدیهی است که با توسعه اینترنت، مخاطبان دولت ها محدود به مخاطبان بومی آنها نیست و دولت ها برای سایر ملت ها هم محتوا تولید می کنند و حتی برای آنها پیام های مختلف از جمله حمایت از برخی تحرکات آنها و یا پیام های تبریک و تسلیت می فرستند. رسانه ها مهمترین ابزارهای ارتباط محتواهای تولیدی با مخاطبان آنها هستند. رسانه ها که به عنوان ابزارهای صاحبانشان تلاش دارند که ضمن توجیه رفتارها و سیاست های دولت ها، مخاطبان را در پهنه ای جهانی با سیاست های ترسیم شده همراه سازند و تعارض منافع را به داخل جوامع هدف بکشانند. دولت ها همچنین ممکن است برای آنچ که پرلوف {7} آن را واکسیناسیون  نامیده افکار عمومی نسبت به دادن پیش زمینه در مورد برخی از سیاست ها و مصون سازی مخاطبان در برابر تفاسیر مغایر و یا معاندانه اقدام نمایند. استفاده از تکنیک های مختلف اقناع مخاطب به رسانه ها این توانایی را داده است که به عنوان ابزار جنگ نرم، هزینه های ورود به جنگ فیزیکی را بشدت کاهش دهند و به شکل ابزاری مهم در دیپلماسی کشورها عمل کنند. این امر ارتباط نزدیکی با فنون اقناع مخاطبان و فناوری های اقناعی دارد. به گفته میلر (1981) رسانه ها برای ایفای ماموریت خود در شکل دهی افکار عمومی سه راهبرد را دنبال می کنند: {8}الف) شکل دهی اولیه ذهن مخاطب یا کاشت مفاهیم در اذهانب) تثبیت یا تقویت بینش کاشته شده یا یک بینش رایجج) تغییر بینش مخاطب به شکلی که مد نظر رسانه استدر ادامه به طور مختصر به توضیح موجز تکنیک ها و شگردهای هر یک از این سه راهبرد پرداخته می شود.الف) کاشت یا شکل دهی اولیه ذهن مخاطبعلوم شناختی و روانشناسی تحلیل اطلاعات نشان داده اند که کاشت اولیه یک نگاه یا عینک در ذهن مخاطب به شکل یک فیلتر ذهنی در مسیر شناختی فرد عمل کرده و سایر تحلیل ها و تفاسیر از واقعه را حذف می کند و یا فقط بخش هایی از سایر روایات را که با خوانش اولیه همسویی دارد عبور می دهد. نظریه کاشت  که از سوی گربنر در دهه 60 میلادی مطرح شده به موضوع میزان تاثیرگذاری و پایداری تاثیرات رسانه خاصه رسانه های تصویری بر ذهن مخاطبان  پرداخته و با آزمایشات مختلف نشان داده که مخاطبانی که به مدت طولانی پای صحبت یک رسانه جمعی ( در تحقیق او تلویزیون ) می نشینند، واقعیت اجتماعی را از نگاه یا عینک ارائه شده توسط رسانه ادراک می کنند. نظریه می گوید استمرار حضور در پای رسانه و تکرار مشاهده آنچه که از واقعیت توسط رسانه ارائه می شود و در قالب های مختلف ذهن مخاطب را درگیر می کند، می تواند منجر به تغییر بینش، فرهنگ و قالب های ذهنی جامعه هدف گردد. روایی این نظریه که در جوامع مختلف به آزمون گذاشته شد، باعث شده که به عنوان مبنای فعالیت رسانه ها و تبلیغات برای فروش کالاهای مختلف به آن نگریسته شود. به موجب این نظریه شگردها و تکنیک های متعددی برای شکل دهی اولیه از روش کاشت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:1- ارائه اولین روایت: یکی از رایج ترین تکنیک ها در این زمینه اول بودن در اطلاع رسانی یا روایت پردازی و ارائه تحلیل قبل از بقیه رقبا به نحوی که ذهن مخاطب در خصوص نگرش به  موضوع سوگیری   اولیه یابد. تحقیقات نشان می دهد که اولین روایت همانند واکسیناسیون ذهن را در مقابل سایر روایت ها مقاوم می کند. در این شگرد نوع برداشت و عینک مورد نظر رسانه برای نگرش به رویداد یا واقعه بیرونی در قالب خبر، مستند ، مصاحبه و ...  برای مخاطب ارائه و  در قالب های مختلف تفسیر و تحلیل می شود. ذهن مخاطب به طور ناخودآگاه در چنین شرایطی پیوندی بین رویداد و  تفسیر و تحلیل ارائه شده برقرار می کند که به راحتی از حافظه فرد محو نمی شود و در زمان فراخوان اطلاعات یا خاطره از حافظه آن را به همراه می آورد{9}. نحوه جلب نظر مخاطب به پیام های ارسالی و استفاده از درگیر ساختن مسیرهای شناختی و احساسی ذهن مخاطب برای نگرش به واقعیت بیرونی از دریچه عینک ارائه شده از سوی مراکز تحقیقاتی مختلف مورد بررسی قرار گرفته و شگردها و تکنیک های متعددی برای نشاندن مخاطب در جایگاه پذیرش پیام به آزمون گذاشته شده است که توضیح آن در بخش های بعدی خواهد آمد.2- ایجاد لنگرهای ذهنی: یکی دیگر از روش های شکل دهی ذهن مخاطب  تولید محتواهایی است که از تکنیک های مختلف ایجاد لنگر ذهنی برای نگاه به واقعیت بیرونی از دریچه و عینک ارائه شده استفاده می کند. این روش ها از تاثیر ایجاد لنگر ذهنی  استفاده می کند و عینک خاصی را به مخاطب برای نگرش به موضوع مورد نظر می دهد. این تکنیک ها برای جوامع مختلف براساس نوع حساسیت آنها و محرک های احساسی و یا شناختی هر جامعه از لنگرهای متفاوتی استفاده می کند.  ویژگی های احساسی و شناختی جوامع مختلف براساس تاریخ ، جغرافیا و زیست بوم آنها متفاوت است . برخی با عوامل احساسی مثل غرور ملی، شفقت، حماسه، مظلوم نمایی، ترس و ... تحریک می شوند و برخی با عوامل منطقی و استدلالی ، لذا یافتن لنگرهای ذهنی مناسب برای هر جامعه از جمله کارهای ظریف و پیچیده ای است که بشدت در دنیای رسانه و مراکز تولید محتوا دنبال می شود. به طور سنتی این کار به صورت علمی و در علوم مردم شناسی و  جامعه شناسی مورد مطالعه قرار می گرفت و در قالب های نوین این بررسی ها و یافتن اطلاعات مربوط به ملت ها و جوامع به سادگی از طریق شبکه های اجتماعی و ابزارهایی مثل موتور های جستجو ( گوگل و یاهو و ... که اطلاعات جامعی در مورد همه افراد و علائق شان در دسترس دارند ) قابل دستیابی است.3- پیوند با دغدغه های اصلی مخاطب: از دیگر شگردهای رسانه ای برای کاشت مفهوم در ذهن مخاطب،  پیوند موضوع با دغدغه های جامعه مخاطب است. پیوند نگاه به یک رویداد یا تفسیر مورد نظر از آن رویداد با مشکلات و بحران ها و چالش های جاری جامعه مخاطب به نحوی که ذهن به هنگام بازیابی موضوع بحران جاری مفهوم پیوندی را نیزبه صورت نا خودآگاه به یاد آورد. در این تکنیک نظام بازیابی اطلاعات ذهن فرد با موضوعی که می بایست در بینش او اولویت یابد یا برجسته شود  (Agenda Setting ) پیوند داده می شوند. بدیهی است که معمولا فرد به مشکلات جاری بیش از سایر موارد فکر می کند و مفروضات کاشته شده در هر بار بازیابی موضوع ذهن را درگیر می سازند.4- شایعه پراکنی: یکی از شگردهای رسانه ای برای شکل دهی ذهن و ایجاد بینش اولیه شایعه سازی حول موضوع مورد علاقه مخاطب است. این تکنیک که در جنگ روانی بشدت مورد استفاده قرار می گیرد، با پخش شایعه به نقل از منابع شناخته یا ناشناخته، اثربخشی شکل دهی اولیه اذهان را دارد و می تواند در مدل ذهنی شکل یافته نیز به صورت ایجاد شک و ابهام در مورد موضوع شایعه، نقش آفرین باشد. شایعه پراکنی از جمله ابزارها و تکنیک هایی است که بخصوص از سوی رسانه های هدفدار علیه جوامعی که دستخوش بحران هستند به کار گرفته می شود. تاثیر شایعه در جوامع بحران زده به مراتب بیش از جوامع ساختار یافته است.5- جعل محتوا: فناوری های نوین امکان جعل عمیق Deep Fake و ساخت محتواهای جعلی را در قالب های مختلف به وجود آورده است. استفاده از این تکنیک برای جنگ روانی رسانه ای از جمله فنونی است که کاشت اولیه یک ابهام و تردید در ذهن مخاطب را دنبال می کند و می تواند روایت ساخته شده را  با دیگر تکنیک ها از جمله شایعه پراکنی یا ارائه قرائن جعلی تقویت نماید. نکته اینجاست که حتی در زمانی که ثابت می شود خبر جعلی و دروغین بوده، به علت پیوند یافتن مطلب با نظام فکری مخاطب، آثار منتجه در خاطره به سادگی محو نمی شود و همچنان به عنوان پیش زمینه تفاسیر و تحلیل های فردی در موضوعات مرتبط باقی می ماند. این تکنیک به عنوان یکی از تکنیک های جنگ نرم با توسعه فناوری های نوین تولید محتوا بشدت توسعه یافته است.6- مرجعیت سازی: از دیگر تکنیک های رسانه ای برای القای نظرات و ایجاد زمینه پذیرش در مخاطبان مرجعیت سازی است. رسانه در این تکنیک با بهره گیری از کارشناسانی که متخصص موضوع  و همسو با اهداف رسانه هستند و یا ساخت مراجع جدیدی که کارشناس و متخصص موضوع نیستند اما نظرات مالکین رسانه را  تامین می کنند، مخاطب را از طریق  ایجاد یکسوگیری شناختی (Cognitive Biases) به پذیرش محتوای تولید شده و به زعم مخاطب نظرات کارشناسان ذیربط سوق می دهند. استفاده از عناوین دکتر و پرفسور و استاد و ... در این تکنیک  برای همسو سازی مخاطب استفاده می شود به گونه ای که حتی مخاطب صاحب نظر نیز امکان نقد را از خود سلب کند.7- استفاده از چشم و هم چشمیBandwagon Effect: یکی از تکنیک های رسانه ای برای کاشت یک مفهوم پایدار، استفاده از غالب کردن جوی خاص و بهره گیری از مفهوم چشم و هم چشمی است. شایع ساختن مفهوم در قالب گفتمان افراد و اقشار مختلف به گونه ای که مخاطب تصور می کند که اکثر مردم به مفهوم آنگونه که رسانه می گوید می  نگرند. در این قالب مخاطب به این باور می رسد که این را همه می گویند. این تاثیر برای مخاطبان عام بیشتر کاربرد دارد. روش چشم هم چشمی در ساخت باورهای جدید در مخاطبان اثربخشی زیادی دارد و برنامه های تلویزیونی در این زمینه در قالب مصاحبه با چهره ها و افراد مختلف، سعی در القای این مطلب دارند که عموم مخاطبان در مورد موضوع مد نظر تولید کننده محتوا، برداشتی شبیه به هم دارند.8- تکنیک گفتمان تغییر (دنیا عوض شده): تحقیقات نشان داده که مخاطبان در مقابل تحولات ناشی از فناوری و علوم جدید خاضع و خاشع هستند و به حالت پذیرش عدم آگاهی خود و آمادگی برای یادگیری می روند. استفاده از مفاهیم نوین مثل علوم جدید، فناور های نوین، پارادایم های جدید و ... مخاطب را در فضای ابهام نسبت به بینش خود و آمادگی بیشتر برای همسویی با  آنچه  که در آینده تصویر شده قرار می دهد. نکته اینجاست که تصویر سازی از آینده در این تکنیک براساس محتوایی صورت می گیرد که اهداف مالکین رسانه را تامین کند و آمادگی تغییر مخاطب را به نفع خود مصادره کند.ب) تثبیت یک بینش و نگرش خاصتثبیت یک بینش اعم از بینش موجود در جامعه مخاطب یا بینشی که طی فرآیند کاشت در اذهان مخاطبان شکل گرفته از دیگر وظایف یک رسانه در یک راهبرد اقناعی مخاطبان است. برداشت های مخاطبان در مورد روایت های دیداری و شنیداری خود متفاوت است. رسانه ها در ماموریت خود می بایست روایت های همسو را تقویت کنند و یا همزمان برداشت های غیرهمسو را از درجه اعتبار ساقط نمایند. رسانه ها برای حفظ و تقویت نوع خاصی از نگرش به پدیده ها شگردهای تولید محتوای اقناعی متعددی دارند.1- تکرار: از طریق تکرار مفهوم یا روایتی که در قالب اولیه ذهنی کاشته شده سعی در تقویت و تثبیت بینش همسو را دارند. اضافه کردن محتوا یا اطلاعات جدید به مفهوم اولیه و تکرار موضوع کاشته شده با اخبار تفصیلی یکی از شگردهای موثر در تثبیت کاشته ها یا برداشت های همسو تلقی می شود.2- در قالب های جدید: تکرار مفهوم  و محتوای طراحی شده  در ژانرها و  بافتارهای مختلف و یا فرمت های متفاوت اعم از مستند، فیلم، تحلیل کارشناسی و ... از دیگر شگردهای تثبیت و تقویت روایت ارائه شده است. برای مثال برخی مخاطبان ژانر حماسی، تراژدی و اکشن را می پسندند و برخی مستند یا تحلیلی. تکرار محتوا می تواند در بافتارهای مختلف، مخاطبان با سلیقه های مختلف را همسو نگاه دارد. یک مفهوم تولیدی همچنین می تواند در شکل بازی، انیمیشن، کلیپ و ... برای اقشار و مخاطبان مختلف ساخته و پرداخته شود و برداشت های همسوی بخش بزرگتری از مخاطبان را حفظ کند.3- ایجاد پیوند: پیوند مفهوم کاشته شده به بخش های مختلفی از نظام ادراکی و احساسی مخاطب و تعمیق باور. در روایت پردازی همچنین می توان ارتباطی ظاهرا منطقی بین مفاهیم و چترهای مفهومی مرتبط از روایت پردازی های مربوط به یک پدیده، رویداد ، حادثه یا اقدام را برقرار کرد. پیوند مفاهیم کاشته شده با سایر بخش های ادارکی مخاطب می تواند موجب تثبیت برداشت و انتقال مفهوم به لایه های عمیق تر نظام ادراکی فرد شود.4- سوء استفاده از عواطف: بهره گیری از احساسات و مسیر عاطفی ذهن افراد و مخاطبان از دیگر روش های تثبیت مفاهیم است . برای مثال با نشان دادن صحنه های رقت انگیز از یک حادثه، پیوندی بین موضوع خبر با ایجاد شفقت و ناراحتی در ذهن مخاطب ایجاد می شود که همانطور که در بخش قبل توضیح داده شد به سادگی از ذهن محو نمی شود. در این حالت فرد به محض یادآوری و بازیابی مفهوم رویداد مورد نظر، صحنه دلخراش یا تصویری که دل مخاطب را به درد آورده برای مخاطب ترسیم و تجسم می شود و بینش خاصی که مطمح نظر تولید کننده محتوا بوده را تثبیت می نماید.ج) تغییر بینش مخاطبتکنیک های متعددی برای تولید و انتشار محتوایی که بتواند نظر مخاطب را جلب کند و نگرش او را به سویی خاص هدایت کند وجود دارد{10}. رسانه ها به عنوان ابزار تبلیغاتی و گفتمان سازی صاحبان و مالکین خود، ایجاد نگرشی خاص در جامعه مخاطب را دنبال می کنند. طبیعی است که جلب توجه مخاطب به نگرش جدید به موضوع و تغییر بینش مخاطبانی که به گونه ای متفاوت می نگرند از مهمترین ماموریت های آنهاست. شگردهای رسانه ای برای تغییر بینش، شکل های مختلفی از مشغول سازی اعم از تکنیک های اقناع ، نفوذ و جنگ روانی را در بر می گیرد که متناسب با جامعه مخاطب طراحی و اجرا می شوند . رسالت اولیه  این تکنیک ها برهم زدن نگاه و بینش جاری مخاطب برای شکل دهی و کاشت بینش مطلوب مالکین رسانه است.از جمله این تکنیک ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:1- استفاده از مسیر ادراکات مبتنی بر عواطف و احساسات : رسانه در این تکنیک از طریق ارائه محتوایی که حس ترحم، غرور، ترس، شفقت، شوخی، هیجان و ... مخاطب را تحریک نماید بدنبال جلب توجه مخاطب بر می آید. مسیر ادراکات عاطفی مسیری است که اثربخشی فوری دارد و جلب توجه می کند اما پایدار نیست و فرد بعد از یک واکنش غیرارادی، اصطلاحا تخلیه می شود. استفاده از صحنه ها یا روایت هایی که خشم و غضب و دلسوزی و ... مخاطب را به اوج برساند از جمله شگردهای این تکنیک هدایت مخاطب است. برای مثال تولید کننده محتوا در این راستا، فیلم یا مستندی را می سازد که درد و رنج یک جامعه و آلام یک خانواده یا جمعیت را به تفصیل نشان می دهد و آن را به یک نهاد یا فرد خاص به عنوان عامل پیوند می دهد. اگرچه در صورت داشتن نگاهی نقادانه به موضوع، مخاطب نقاد می تواند بعد از عبور از مرحله احساسی و فرو نشستن هیجان به مرحله نگاه عقلایی برسد و متوجه خلاء های محتوای ارائه شده و بی ربط بودن محتوا با نتیجه گیری محتوا بشود.2- استفاده از مسیر ادراکات شناختی و استدلالی : رسانه در این مسیر با استفاده از استدلال و تحلیل و آمار و ارقام و تحریک قوای عقلانی مخاطب، به تحریک مخاطب برای نگرش عمیق تر در موضوع با استفاده از استدلال و منطق  ارائه شده می پردازد و بدنبال تغییر نگاه او به موضوع مطرح شده است. این مسیر تاثیر فوری ندارد اما بعد از پردازش محتوا توسط مخاطب، تاثیر ماندگار و پایدارتری دارد.3- استفاده توامان از دو مسیر ادراکی : در این تکنیک رسانه توسط  یک محتوای تولید شده ( خبر ، روایت ، شایعه یا ... ) بدنبال تحریک احساسات و عواطف مخاطب برای جلب توجه و ایجاد هیجان و سپس ارائه اطلاعات و استدلال های تحلیلی برای تحریک قوای عقلایی مخاطب بر می آید. محتوای تولید شده به گونه ای ساخته می شود که براساس آمار و اطلاعات ارائه شده سوگیری شناختی مشخصی را برای مخاطب فراهم کند و ذهن مخاطب را به منطق و ادراکی خاص از موضوع محتوا هدایت نماید.4- استفاده از ویژگی های هویت جمعی :  ملت ها حائز ویژگی های شخصیتی هستند که در کهن الگوها  ، افسانه ها، اسطوره ها، ضرب المثل ها ، شعرها و ... و در بطن فرهنگ آنها تجمیع شده و ویژگی های هویتی یک ملت یا جامعه را می سازد که وجه تمایز آن با دیگر جوامع و ملت ها محسوب می شود. استفاده از عناصری که ریشه در فرهنگ و تاریخ و جغرافیای یک ملت دارد و به سرعت در ذهن مخاطب با تجارب و احساسات او پیوند می خورد در تولید محتوا، می تواند در جلب توجه و ایجاد تردید در یک باور یا بینش موثر باشد و فرد را آماده برای نگرش به موضوع با عینکی جدید نماید.5- برهم زدن مدل شناختی : رسانه ها برای اینکه بتوانند یک مدل ذهنی یا نگرش جدید را در ذهن مخاطب ایجاد کنند در ابتدا باید بتوانند نسبت به مدل قبلی ذهنی مخاطب ایجاد شک و تردید کنند. برهم زدن مدل شناختی از تکنیک های بسیار موثر است که با ایجاد تردید و دو دلی و شک در برداشت های اولیه مخاطب و پیوند نگرش جدید با سایر شواهد و ادله منطقی و احساسی مخاطب ، او را به سمت نگرش جدید هدایت کنند. در این تکنیک رسانه سعی می نماید با استفاده از کلیه ابزارهای ذکر شده در فرآیند کاشت اعم از شایعه سازی ، جعل محتوا ، مرجعیت سازی و ... که در بند الف توضیح داده شد و استناد به آنها، مدل ذهنی مخاطب را برهم زنند و او را برای پذیرش مدل جدیدی از فهم مسئله آماده سازند.نتیجه گیری:تحولات پارادایمی نشانگر آن است که در دنیای آینده روابط بین الملل، ارتباطات اقناعی و شکل دهی اذهان مخاطبان، نقشی به مراتب بیش از پیش در تنظیم مناسبات بین المللی خواهند یافت. در دنیای آینده نظام های سیاسی برای اینکه بتوانند نوع بینش خود به تحولات جهانی را ترویج نمایند، می بایست خود را به ابزارها و تکنیک های تولید محتوای مخاطب محور مجهز سازند و ساز و کار و نهادهای لازم را تمهید نمایند. این ابزارها باید بتوانند هم برای مخاطب داخلی و هم مخاطب خارجی براساس نوع نگرش و بینش، دغدغه ها و منافع و علائق آنها محتوای مناسبی تهیه کنند که هدف سیاست ها و برنامه ها و علل وجودی آنها را توجیه کند و تمایزات را مشخص سازد. انتظار می رود که این ابزارها از سوی دستگاه دیپلماسی کشورها نیز به کار گرفته شوند و براساس نوع و نگرش مخاطب، محتوای مناسب را برای تشریح سیاست ها و اقدامات عملی را در قالب های مختلف تهیه و منتشر کند.ظهور پارادایم های نوین نشات گرفته از فناوری های نوین ارتباطی و از جمله ارتباطات اقناعی، امکانات و توانمندی های جدیدی را برای شکل دهی افکار عمومی ایجاد کرده که استفاده از آنها برای تمام نظام های سیاسی ضروری به نظر می رسد . در پارادایم نوین، پیوند بیشتر دیپلماسی با رسانه ها و تولید محتوا برای تبیین سیاست ها و توجیه اقدامات نظام هایی که در عرصه بین المللی حرفی برای گفتن دارند ضروری به نظر می رسد. محتوای تولید شده می تواند در بافتارها ، ژانرها و شکل های مختلف اقناع مخاطبان متفاوتی را هدف قرار دهد و تلاش ها را معطوف به مقابله با جنگ های جهانی آینده که نبرد روایت سازی و روایت پردازی است نماید. در این شرایط لازم است دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فرهنگی و ... ضمن تولید محتوای مناسب برای مخاطبان هدف، نسبت به واکسیناسیون اذهان طرفداران سیاست های حاکم در مقابل سایر تفسیرها و تاویلات، یا  تثبیت نگرش مخاطبان همراه و یا در نهایت تغییر بینش مخاطبان مردد و مخالف به کار گرفته شوند.نویسنده: دکتر پیروز غفرانی، دیپلمات بازنشسته، مدیرعامل پردیس توسعه نوآوری و تجارت شریف و عضو اندیشکده تحلیل گفتمان راهبردیWorks Cited:1-    Manuel Catells, 1996 , The Rise of Network Society, Information Age Triology, Wiley Online Library2-    Baran , S. j., &amp; Davis, D. K. (2012). Four Eras of Mass Communication Theory. In Mass Communication Theory, Foundation, Ferment and Future (pp. 22-41). Boston: Cenage Learning.3-    Chomsky, N., 1997. Media Control , the Spectacular Achievements of Propaganda. New York : Seven Stories Press.4-    Corman, S. R., Trethewey, A. &amp; Goodal, B., 2007. A 21st Century Model for communication in the Global war of Ideas. Consortium for Strategic Communication , pp. 1-18.5-    Smith , S. &amp; Hendricks , J., 2010. New Media , New Technologies , New Ideas , New Headaches. In: J. A. Hendricks, ed. Twenty First Century Media Industry. s.l.:Lexington Books, pp. 3-21.6-    Harari, Y. N., 2020. How to Survive the 21st century. Davoos , World Economic Forum .7-    Perloff, R. M. (2010). Dynamics of Persuasion. New York, London: Taylor &amp; Francis.8-    QRT in Perloff, R. M. (2010). Dynamics of Persuasion. New York, London: Taylor &amp; Francis. pp18.9-    RichardsJ. Heuer, Jr. 1999, Psycology of Intelligence Analysis,Central Intelligence Agency10-    Ghofrani. Farhangi, Isaai, Ghofrani, 2021, Pact Model of transformative Learning, Journal of Cyberspace Studies, 5(2), University of Tehran</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jun 2022 10:07:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیرات مخرب اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AE%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-xaf2wqyfrgpl</link>
                <description>#وال‌استریت_‌ژورنال گزارشی درباره فشارهای ناشی از استفاده از #اینستاگرام بر روی نوجوانان منتشر کرده است. این گزارش متکی بر یک گزارش داخلی شرکت #فیسبوک است. یکی از گزارش‌هایی که فیسبوک آگاهانه مخالف انتشار آن‌ها است.بسیاری از نوجوانان و به‌ویژه دختران جوان از آسیب‌های روحی ناشی از استفاده از #شبکه_اجتماعی اینستاگرام سخن گفته‌اند. انتقاد از اینستاگرام و آنچه این شبکه اجتماعی با نوجوانان می‌کند، در آمریکا شدت گرفته است.در چنین شرایطی، شرکت مادر، فیسبوک و مدیر آن #مارک_زاکربرگ، بر آنند تا نسخه جدیدی از اینستاگرام برای کودکان زیر ۱۳ سال راه‌اندازی کنند.انتقادها از اینستاگرام متنوع‌اند. برخی از نوجوانان از &quot;مقایسه&quot; سخن می‌گویند. مقایسه خود با دیگران. مقایسه‌ای که منجر به آسیب‌های روحی این دسته از کاربران جوان می‌گردد.برخی به علت آنکه از منظر زیبایی و تناسب اندام نمی‌توانند با دیگران رقابت کنند، خود را طرد شده و تنها حس می‌کنند. خبرگزاری آلمان می‌نویسدانتقاد از شبکه اجتماعی اینستاگرام، پدیده جدیدی نیست. اما این بار، آنچه وال استریت ژورنال منتشر کرده، بر دامنه این انتقادها افزوده است.در این گزارش، آسیب‌های روحی جوانان و نوجوانان مطرح شده است. از آن جمله انتظارات غلطی که تصاویر منتشر شده در این شبکه اجتماعی در بین #کاربران جوان خود ایجاد می‌کند.این تصاویر ناب، که هیچ‌گاه تصویری کامل از یک انسان نیستند، غیرمستقیم رفتار و روش خاصی را به کاربران جوان و کم‌تجربه تحمیل می‌کنند.وال استریت ژورنال در گزارش خود نوشته است به‌رغم اطلاع مدیران و مسئولان فیسبوک از آسیب‌های روحی نوجوانان در سایه استفاده از این شبکه اجتماعی، مدیران فیسبوک تلاش برای پنهان کردن این اطلاعات داشته‌اند.خبرنگاری که موفق به دست‌یابی به نسخه‌ای از گزارش داخلی فیسبوک شده است، #جف_هورویتز، در مصاحبه با فرستنده تلویزیونی #سی‌ان‌بی‌سی آمریکا جمله‌ای از این گزارش را این چنین نقل کرده است: &quot;ما تصویر نوجوانان دختر درباره بدن و پیکرشان را تخریب می‌کنیم.&quot;منبع: عرصه های ارتباطی/ دکتر یونس شکرخواه</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jan 2022 10:37:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرگ تنها و اشاعه تروریسم در فضای مجازی</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-wqymmjsmoqk5</link>
                <description>در تئوری #گرگ_تنها یک فرد کاملاً عادی به‌واسطه آموزش با شبکه‌های اجتماعی تبدیل به یک تروریست انفرادی در جامعه می‌شود. درحقیقت گرگ تنها به هیچ شبکه تروریستی پیوند نخورده و از اینترنت به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی الهام می‌گیرد. این تئوری مبین آن است که محتوای هدف‌دار گروه‌های تروریستی سبب رادیکالیزاسیون افراد در بطن شرایط عادی می‌شود.برای مشاهده متن کامل یادداشت به لینک زیر بروید:https://www.iribnews.ir/00CNB8</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 23:49:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب:  سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-rvmppotptdfd</link>
                <description>? سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی (برنامهٔ درسی برای معلمان)?نویسندگان: کارولین ویلسون و دیگران?مترجمان: کاظم مؤذن و رامین چابکی درزابی?ناشر: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها (وزارت فرهنگ و ارشاد)?تاریخ نشر: ۱۳۹۶?کتاب حاضر یک متن شناخته‌شده و بین‌المللی در زمینهٔ آموزش سواد رسانه‌ای و سواد اطلاعاتی است که به شکلی کاملاً عملیاتی نحوهٔ آموزش سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی را به معلمان می‌آموزد. ?نکتهٔ شاخص درباره این کتاب ارائه ترکیبی جذاب و کارا از مباحث نظـری و عملیاتی، و همچنین تطبیق کامل با شرایط واقعی آموزشی است.? از یک سو سواد اطلاعاتی بر اهمیت دسترسی به اطلاعات و ارزیابی و استفاده اخلاقی از آنها تأکید می‌کند و از سوی دیگر، سواد رسانه‌ای بر توانایی درک کارکردهای رسانه‌ای و ارزیابی چگونگی اجرای کارکردها و تعامل منطقی با رسانه برای ابراز وجود تأکید دارد.?چارچوب توانایی و برنامهٔ سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برای معلمان، هر دو ایده را در برمی‌گیرد.</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 23:35:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر ارابه موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-u8g3tic2b3nh</link>
                <description>اثر ارابه موسیقی (Bandwagon effect) یک نوع #سوگیری شناختی و #پروپاگاندا است: پیگیری بی‌دلیل اندیشه‌های دیگران در اثر تقلید یا القا. در این اثر؛ فرد بدون توجه به باورهای خود یک  عمل را فقط به این دلیل انجام می‌دهد که دیگران هم دارند انجام می‌دهند. و پس از اینکه عمل را انجام داد به باورهای خویش رجوع می‌کند. اگر عمل با باورهایش مطابقت داشت برای باور خودش ارزش زیادی  قائل می‌شود و اگر با باورش تناقض داشت، باور خودش را نادیده می‌گیرد.ارابه‌های موسیقی در سال ۱۸۴۸  از سوی یکی از نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا در شهرها به حرکت در آمدند. ارابه‌ها در جلب توجه و جذب مخاطبان مؤثر افتادند و باعث شدند سیاستمداران دیگری هم از اثر ارابه‌ موسیقی استفاده کنند. شاید علت پیوستن به چنین رفتارهایی این باشد که مردم احساس می‌کنند دارند در کنار برندگان قرار می‌گیرند.منبع. کانال تلگرامی عرصه های ارتباطی/دکتر یونس شکرخواه</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jan 2022 22:39:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متن منشور اروپایی سواد رسانه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-hqapwwpi9o8c</link>
                <description>منشور سواد رسانه ای بر اساس ایده شورای فیلم بریتانیا و و شورای فیلم استرالیا، مطرح گشت. پس از آن نهادها و سازمان های گوناگون از چند کشور اروپایی به آن پیوستند. این کشورها تمامی جلسات کارگروه سیاستگذاری را در سه سال اول ابتدایی تاسیس (2008 -2005)، مورد حمایت قرار داده و برگزار نمودند. همچنین ایشان، گسترش دادن منشور در میان ملت خود و اطلاع رسانی عمومی این منشور، در سراسر اروپا را متعهد شدند(سایت منشور اروپایی سواد رسانه ای[1]).متن منشور اروپایی سواد رسانه ایاهداف و اصولی که در زیر آمده برای حمایت بهتر و توسعه سواد رسانه ای در اروپا می باشد.ما متعهد می شویم:1. فهم و آگاهی عمومی از سواد رسانه ای؛ در ارتباط با رسانه های ارتباطی، اطلاعاتی و شفاهی را بالا ببریم.از اهمیت سواد رسانه ای در توسعه سیاست آموزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دفاع کنیم. از اصلی که به موجب آن ، هر شهروند اروپایی در هر سنی باید فرصت های برابر تحصیل رسمی و غیررسمی به جهت بهبود مهارت ها و دانش ضروری برای افزایش لذت بردن، درک کردن و کشف رسانه ها داشته باشد؛ حمایت کنیم.2. از فناوری های رسانه ای به شکل موثری برای دسترسی، ذخیره، ارزیابی و مشارکت در تولید متن رسانه ای استفاده کند، تا نیازها و علایق خود و جامعه را دریابد.3. به طیف گسترده ای از اشکال رسانه ای و مضامین آن، از منابع مختلف فرهنگی و رسمی دسترسی پیدا کند و بتواند در آن گزینش نماید.4. افراد بفهمند که چرا و چگونه یک محتوای رسانه ای تولید می شود.5. به شکل انتقادی، تکنیک ها، زبان و مکالماتی که به وسیله رسانه استفاده می شود و پیام هایی که منتقل می شود، تحلیل نماید.6. از رسانه ها به صورت خلاقانه، برای بیان و ارتباط در مورد ایده ها، اطلاعات و اندیشه ها استفاده کند.7. متن رسانه ها و خدماتی را که ممکن است به رغم میل او، مهاجم یا آسیب زننده باشند تشخیص دهد ،یا از آن ها پرهیز نماید یا آن ها به چالش بکشد.8. رسانه ها را به طور موثر در حقوق دموکراتیک و مسئولیت های مدنی مورد استفاده قرار دهد.9. ما در توسعه ادبیات رسانه ای مردم اروپا با ارائه یا توانمند کردن سایرین به ارائه فرصت هایی برای مردم تلاش می کنیم تا:· تجربیات خود از انواع صورت ها و متون رسانه ای را توسعه دهند.· مهارت های انتقادی شان را در تحلیل و ارزیابی رسانه ها توسعه بخشند.· مهارت های خلاقانه در استفاده از رسانه ها برای بیان و ارتباط و مشارکت در مباحث عمومی را ارتقا دهند و اصلاح نمایند.· مهارت های خلاقانه در استفاده از رسانه ها برای بیان و ارتباط مشترک در مباحث عمومی را ارتقا دهند و اصلاح نمایند.10. ما متعهد به حمایت کردن و یا ایفای نقش در تحقیقاتی می شویم که منجر به تشخیص و یا اصلاح موارد زیر شود:· فهم بهتر از چیستی سواد رسانه ای· آموزش موثر و مستمر برای سواد رسانه ای· شیوه نامه های ارزیابانه قابل انتقال و معیارهای ارزشیابی برای سواد رسانه ای.11. ما موافقت می کنیم که عهده دار شویم یا دیگران را قادر سازیم که پیگیر موارد زیر شوند:· در راه رشد یک شبکه اروپایی برای سواد رسانه ای، به سایر امضا کنندگان بپیوندند و همراه شوند.· شناسایی و به اشتراک گذاری اسناد خروجی سواد رسانه ای که خود یا دیگران در آن نقش داشته ایم.· تلاش برای تولید کردن متن قانونی در دسترس که برای اهداف آموزش رسانه ای مورد استفاده قرار گیرد(مرکز اطلاعات نوردیک برای تحقیقات رسانه و ارتباطات[2]).[1] http://www.euromedialiteracy.eu/about.php(تاریخ مشاهده : 29/10/1395)[2] Nordic Inforamation Center for Media and Communication Researchhttp://www.nordicom.gu.se/en/clearinghouse/european-charter-media-literacy(تاریخ مشاهده: 29/10/1395)</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jan 2021 16:02:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منشور سواد رسانه ای اروپا</title>
                <link>https://virgool.io/@geraliit/%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-plt1ouhrhtzl</link>
                <description>منشور سواد رسانه ای بر اساس ایده شورای فیلم بریتانیا و و شورای فیلم استرالیا، مطرح گشت. پس از آن نهادها و سازمان های گوناگون از چند کشور اروپایی به آن پیوستند. این کشورها تمامی جلسات کارگروه سیاستگذاری را در سه سال اول ابتدایی تاسیس (2008 -2005)، مورد حمایت قرار داده و برگزار نمودند. همچنین ایشان، گسترش دادن منشور در میان ملت خود و اطلاع رسانی عمومی این منشور، در سراسر اروپا را متعهد شدند(سایت منشور اروپایی سواد رسانه ای[1]).متن منشور اروپایی سواد رسانه ایاهداف و اصولی که در زیر آمده برای حمایت بهتر و توسعه سواد رسانه ای در اروپا می باشد.ما متعهد می شویم:1. فهم و آگاهی عمومی از سواد رسانه ای؛ در ارتباط با رسانه های ارتباطی، اطلاعاتی و شفاهی را بالا ببریم.از اهمیت سواد رسانه ای در توسعه سیاست آموزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دفاع کنیم. از اصلی که به موجب آن ، هر شهروند اروپایی در هر سنی باید فرصت های برابر تحصیل رسمی و غیررسمی به جهت بهبود مهارت ها و دانش ضروری برای افزایش لذت بردن، درک کردن و کشف رسانه ها داشته باشد؛ حمایت کنیم.2. از فناوری های رسانه ای به شکل موثری برای دسترسی، ذخیره، ارزیابی و مشارکت در تولید متن رسانه ای استفاده کند، تا نیازها و علایق خود و جامعه را دریابد.3. به طیف گسترده ای از اشکال رسانه ای و مضامین آن، از منابع مختلف فرهنگی و رسمی دسترسی پیدا کند و بتواند در آن گزینش نماید.4. افراد بفهمند که چرا و چگونه یک محتوای رسانه ای تولید می شود.5. به شکل انتقادی، تکنیک ها، زبان و مکالماتی که به وسیله رسانه استفاده می شود و پیام هایی که منتقل می شود، تحلیل نماید.6. از رسانه ها به صورت خلاقانه، برای بیان و ارتباط در مورد ایده ها، اطلاعات و اندیشه ها استفاده کند.7. متن رسانه ها و خدماتی را که ممکن است به رغم میل او، مهاجم یا آسیب زننده باشند تشخیص دهد ،یا از آن ها پرهیز نماید یا آن ها به چالش بکشد.8. رسانه ها را به طور موثر در حقوق دموکراتیک و مسئولیت های مدنی مورد استفاده قرار دهد.9. ما در توسعه ادبیات رسانه ای مردم اروپا با ارائه یا توانمند کردن سایرین به ارائه فرصت هایی برای مردم تلاش می کنیم تا:· تجربیات خود از انواع صورت ها و متون رسانه ای را توسعه دهند.· مهارت های انتقادی شان را در تحلیل و ارزیابی رسانه ها توسعه بخشند.· مهارت های خلاقانه در استفاده از رسانه ها برای بیان و ارتباط و مشارکت در مباحث عمومی را ارتقا دهند و اصلاح نمایند.· مهارت های خلاقانه در استفاده از رسانه ها برای بیان و ارتباط مشترک در مباحث عمومی را ارتقا دهند و اصلاح نمایند.10. ما متعهد به حمایت کردن و یا ایفای نقش در تحقیقاتی می شویم که منجر به تشخیص و یا اصلاح موارد زیر شود:· فهم بهتر از چیستی سواد رسانه ای· آموزش موثر و مستمر برای سواد رسانه ای· شیوه نامه های ارزیابانه قابل انتقال و معیارهای ارزشیابی برای سواد رسانه ای.11. ما موافقت می کنیم که عهده دار شویم یا دیگران را قادر سازیم که پیگیر موارد زیر شوند:· در راه رشد یک شبکه اروپایی برای سواد رسانه ای، به سایر امضا کنندگان بپیوندند و همراه شوند.· شناسایی و به اشتراک گذاری اسناد خروجی سواد رسانه ای که خود یا دیگران در آن نقش داشته ایم.· تلاش برای تولید کردن متن قانونی در دسترس که برای اهداف آموزش رسانه ای مورد استفاده قرار گیرد(مرکز اطلاعات نوردیک برای تحقیقات رسانه و ارتباطات[2]).[1] http://www.euromedialiteracy.eu/about.php(تاریخ مشاهده : 29/10/1395)[2] Nordic Inforamation Center for Media and Communication Researchhttp://www.nordicom.gu.se/en/clearinghouse/european-charter-media-literacy(تاریخ مشاهده: 29/10/1395)</description>
                <category>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</category>
                <author>گرالیت؛ آکادمی تخصصی سواد رسانه‌ای</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jan 2021 16:01:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>