<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا غفاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ghaffari</link>
        <description>بعدا بهت می‌گم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:11:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5374/avatar/5vxgOz.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا غفاری</title>
            <link>https://virgool.io/@ghaffari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شمشیری که ایران تلنت بیخ گلوی خودش گذاشته</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/irantalent-analysis-lawtjq5jzptk</link>
                <description>ایران تلنت یک پلتفرم و بازارگاه کاریابی است که از دو جزء اصلی کارجو و کارفرما تشکیل شده است. در این مقاله سعی دارم فرضیه‌ای را از دیدگاه کسب‌وکارهای پلتفرمی مطرح کنم مبنی بر اینکه چرا فکر می‌کنم ایران‌تلنت نتوانسته رسالت و وظیفه‌ی اصلی خودش را به خوبی انجام دهد و چرا ویژگی کاربران پریمیوم یک کپی ناقص از ویژگی‌های مشابه در لینکدین است که به انتقال مهمترین ارزشهای این پلتفرم کاریابی لطمه می‌زند.الزامات کسب‌وکار پلتفرمی موفق برای تعریف درجه موفقیت یا شکست در عملکرد یک کسب و کار پلتفرمی سه معیار بسیار مهم وجود دارهLiquidity, Matching Quality, Trust- منظور از Liquidity این هست که یک حداقل تعداد از عرضه‌کننده و متقاضی (کارفرما و کارجو) وجود داشته باشد به نحوی که تعامل موفقیت آمیز بین آنها بالا باشد. رسیدن به Liquidity بالا مهمترین و اولین گام در موفقیت یک بیزینس پلتفرمی هست که ایران‌تلنت با سابقه‌ی چند ساله‌ای که داره به نظر میرسه در مدت عمر خودش تونسته در بعضی از دسته‌بندیها به این مورد دست پیدا کنه یعنی به قدر کافی آگهی و کارجو وجود دارند البته اینکه چقدر تونسته این روند رو حفظ کنه و تاثیر رقبا بر روی اون چی بوده جای سوال داره.- دومین معیار Matching Quality هست، یعنی اینکه مجموعه تدابیری که درون پلتفرم اندیشیده شده اعم از بخش جستجو، طراحی‌ تجربه‌ی کاربری، و پیشنهادهایی که به دو طرف نشون داده می‌شه چقدر منجر به این می‌شه که ارزش و Value‌ای که هر دو طرف به دنبالش هستند بینشون تبادل می‌شه.در واقع Matching Quality هست که تعیین و تضمین می‌کنه که یک پلتفرم می‌تونه ارزش واقعی رو منتقل کنه و به یک رشد پایدار بلند مدت دست پیدا کنه یا نه، که همش وابسته به خود محصول و نحوه‌ی سرپرستی پلتفرم و سرویس(Service Curation) داره. این مورد دقیقا جایی هست که بنابر فرضیه ابتدایی ایران‌تلنت با مجموعه تغییراتی که در سالهای اخیر در خودش داده و با اضافه شدن قابلیت &quot;پریمیوم&quot;، خودش رو با چالش روبروکرده و رشد بلند مدت خودش رو فدای کسب درآمد بیشتر از راه‌های مختلف کرده که نهایتا به آسیب‌پذیری بیشتر ختم خواهد شد.- آخرین فاکتور Trust است به این معنی که کاربران چقدر از ریسکِ ناشی از واردِ تعامل شدن با پلتفرم برای برطرف کردن نیازهاشون احساس راحتی و رضایت می‌کنند.حالا که کلیاتی از مبانی بحث رو با هم بررسی کردیم بریم ببینیم طرفین به دنبال بدست آوردن چه ارزشهایی هستند.ارزشهای انتظاری طرفینموارد زیر به نظرم رسید جزو ارزش‌های مهمی است که کارجویان از سایت‌های کاریابی انتظار دارند:1. تعداد برندهای کارفرمایی، تنوع حوزه‌های آنها و کیفیتشان مطلوب باشد2. تعداد و تنوع موقعیت‌های شغلی مورد انتظارشان زیاد باشد3. فرایند یافتن موقعیت‌های شغلی و ارسال درخواست همکاری آسان باشد4. رزومه و درخواستشان دیده و توجه شود5. بتوانند از مراحل و فرایند استخدامی در هر گام آگاه شوند....و موارد زیر به نظرم خلاصه ارزش‌‌هایی است که کارفرمایان به دنبال آن هستند.تعداد و کیفیت کارجویان موقعیت‌های مورد نظر بالا باشدکیفیت کارجویان برای موقعیت‌ها بالا باشدمدیریت فرایند استخدامی و کارجویان آسان و کاربردی باشد (ATS)...هدف نهایی از مجموع انتقال این ارزشها توسط پلتفرم این است که کارجو در سریع‌ترین زمان، با کمترین هزینه و انرژی، بهترین کارفرمای مناسب خودش را پیدا کنه و استخدام بشه. اگر پلتفرم واسط کاریابی بتونه این Matching رو با کیفیت مطلوب انجام بده، در نهایت موفق خواهد شد که بتونه اعتماد طرفین رو به خودش جلب کنه و در پس اون اعتماد شکل خواهد گرد که نهایتا به اثر شبکه‌ای مثبت (Positive Network Effect) ختم خواهد شد.فرضیه‌ای که دارم این هست در چند سال اخیر ایران تلنت فارغ از هرگونه Segementation, Targeting و Positioning ای که داشته با افزودن ویژگی &quot;پریمیوم&quot; بیش از گذشته به سرپرستی خودش بر روی پلتفرم (Platform Curation) لطمه زده است برای اینکه چرایی را بررسی کنیم ابتدا ببینم کاربران پریمیوم از چه چیزی بهره‌مند می‌شوند.&quot;آمار مشاهده رزومه&quot; و &quot;وضعیت رزومه‌های ارسالی&quot;این دو مورد نیاز کارجو ۵ام یعنی آگاهی از مراحل و فرایند استخدامی را دچار مشکل می‌کنند. این حق کارجو است که بفهمد درخواست‌هایی که ارسال کرده است در چه وضعیتی قرار دارند. و سلب و سپس اعطای آن در ازای دریافت مبلغ برای ارزشی غصب شده سبب از بین رفتن Trust شده و کارجو را به پلتفرم‌های رقیب برای ارسال درخواست برای همان موقعیت هدایت می‌کند که به تبع اون در اثر اثر شبکه‌ای منفی که ایجاد شده است کارفرمایان نیز تمرکزشان را بر روی سایتهایی خواهند گذاشت که کارجویان بیشتری وجود دارند. این موارد از دید برندینگ و مارکتینگ نه تنها Point of Diffrentiate در محصول برای کارجو ایجاد نمیکنند بلکه در مقایسه با رقبا عدم سلب این نیاز را باید به عنوان Point of Parity برای عقب نماندن از قافله‌ی رقابت بازاری محدود دید که حالا در ایران‌تلنت در قاموس Point of Suffering کارجویان ظاهر شده است!&quot;اولین در نتایج جستجوی شرکت‌ها باشید&quot; و &quot;ارسال خودکار رزومه&quot;این موارد اگر خوب پیاده سازی شود خوب هستند و اگر به شیوه‌ی نادرستی پیاده سازی شوند می‌توانند Quality Matching و Trust را به شدت مورد هدف قرار دهند. اگر صرف پرداخت مبلغ، فرد کارجو در نتایج جستجو بالاتر نشان داده شود اما سنخیتی بین توانمندی کارجو، نیاز کارجو و هدف کارجو با نیاز کارفرما و شرح شغلی نباشد و محصول در اتصال این دو در نقطه‌ی جستجو مشکل داشته باشد، پلتفرم نمی‌تواند به هدف خودش در این بخش دست یابد.با توجه به اینکه بررسی نتایج جستجو توسط کارفرما تعداد محدودی دارد و قاعدتا کارفرما تمامی نتایج را بررسی نمی‌کند. سوال اینجاست که: آیا سنخیت بین نتایج جستجو و خواسته دو طرف برقرار است؟ یا اگر بخواهیم کمّی بررسی کنیم چند درصد رزومه‌هایی که از طریق جستجو پیدا و بررسی شده‌اند به استخدام می‌انجامد؟تعداد ردیف کارجوهای پریمیوم در نتایج جستجو برای کارفرمایان چه تعداد است؟ و آیا مانع از دیدن پروفایل کاربران عادی می‌شود یا خیر؟نحوه نمایش اولویت و جایگاه خود کاربران پریمیوم به چه صورت است؟&quot;نشان آماده به کار&quot;چند سوال راجع به این خصیصه:چرا لینکدین نشان آماده به کار دارد؟ آیا ویژگی سوشال آن در داشتن این نشان حائز اهمیت است؟اهمیت داشتن نشان آماده به کار برای کارفرما در ایران‌تلنت چیست؟آیا وظیفه ذاتی پلتفرم کاریابی، پیشنهاد و در دسترس قراردادنِ کاندیداهایی با بالاترین احتمالِ &quot;نیاز به کار&quot; به کارفرمایان نیست؟  آیا نشان ندادن نشان آماده به کار برای کارجویان آماده که پریمیوم نیستند در کنار کسانی که این نشان را دارند مانع از افزایش نرخ Matching صحیح نمی‌شود و باعث بی عدالتی و خودزنی نمی‌شود؟&quot;حقوق&quot;دانستن بازه حقوق و شرایط کار به ارسال و دریافت درست درخواستها و برآورده سازی انتظاراتشان کمک می‌کند، از سوی دیگر مانع از افزایش رزومه‌های ارسالی برای موقعیت‌های شغلی میشود که تطابقی بین خواسته‌ها وجود ندارد و  اسمشان عملا Spam است. در نتیجه اگر حقوق برای کارجو مشخص و معین باشد طرفین زودتر به مقصود خودشان میرسند و اگر انتظارات طرفین در همین مرحله حقوق برآورده نشود بسیاری از درخواستهای بی‌نتیجه حذف شده و پلتفرم به رسالت اصلی خودش یعنی تطبیق انتظارات در سریع‌ترین زمان و با صرف کمترین انرژی عمل می‌کند.جمع‌بندی و پیشنهاداگر ایران‌تلنت می‌خواهد روند رو به رشد خودش را حفظ نماید و در مقایسه با رقیبانی چون جابینجا، جاب‌ویژن، کاربوم، کوئرا و ... از قافله عقب نماند باید چوب را از لای چرخهای موتور محرک خودش که ایجاد کننده‌ی ارزش برای کاربرانش است خارج نماید و تمرکز خودش را بر روی الگوریتم‌های Text Mining و هوش مصنوعی برای بهبود بیش از پیش Matching بگذارد. در این راه قطعا با چالشهای زیادی مانند پردازش زبان فارسی، عدم وجود استاندارد در رزومه نویسی و ... مواجه خواهد بود که تا آن زمان که بتواند به یک راهکار مقیاس‌پذیر و اتوماتیک دست پیدا کند می‌تواند از Key Account Managerهایی بهره بگیرد تا به صورت دستی در قبال پولی که تحت عنوان پریمیوم پرداخت می‌شود کارجویان را در راه یافتن بهترین شغلشان یاری کنند. متریک‌های نهایی قطعا خروجی‌هایی خواهد بود که رضایت هر دو سمت را افزایش دهد و به صورت کمی بتواند درصد اشتغال موفق موقعیت‌های شغلی را برای طرفین افزایش داده و مدت زمان آن را کاهش دهد.آیا از ایران‌تلنت استفاده کردید و رضایت و تجربه خوبی داشتید؟</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Mon, 16 May 2022 06:22:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوگیری شناختی که از سرعت پیشرفتم می‌کاهد</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%AF-bnmt4v4ncqi6</link>
                <description>ذاتا آدم ریسک‌پذیری هستم و دوست دارم موضوعات جدیدی رو با درجه عدم قطعیت بالا تجربه کنم. اما همیشه برای خودم سوال بود &quot;تو که همچین ویژگی داری چرا راجع به بعضی موارد جدید از خودت گارد بسته نشون می‌دی و اینقدر سفتی؟!&quot;اس‌ کیو‌ ال بی‌تربیتمثالش اینه که تو این چند سال من در هر برهه‌ای برای اینکه کارم در حدی که نیاز دارم راه بیافته زبانهای برنامه نویسی مختلفی رو یاد گرفتم از پایتون و جاوا بگیر تا ری اکت ... اما هر زمان که کارم لنگ کنکاش اطلاعات تو دیتابیس بود و باید Query میزدم همیشه از زیر بار رفتن این کار شونه خالی می‌کردم و یا متوسل به ORM می‌شدم یا منتظر می‌موندم یک نفر برام داده‌هاش رو استخراج کنه تا من بتونم تحلیل کنم، علی رغم اینکه یکی از وظایف مهمم همین بحث تحلیل داده بود و این باعث می‌شد نتونم استقلال کامل رو برای پیاده سازی چیزی که در ذهنم هست داشته باشم.همیشه هم بر طبق چیزی که در ذهنم شکل گرفته بود فکر می‌کردم SQL زبان برنامه‌نویسی کثیف با Error Handeling ضعیفی هست که نباید خودم رو درگیرش کنم.نشیمنگاه تکانیتو تعطیلات هفته اخیر نشستم و در عرض دو روز یه فرصت دوباره به SQL دادم و نشستم از منابع خوبی اون رو یادگرفتم و فرضیات خودم رو باطل کردم و چیزی که ماه‌ها بود برای من معظلی شده بود رو خاتمه دادم.وقتی به رفتار خودم تو این مدت نگاه کردم دیدم دچار نوعی سوء گیری شناختی بودم که احتمالا از نوع لنگر اندازی یا Anchoring Effect بود که بنابر پستهای غرغر کنان بقیه برنامه نویسان راجع به SQL و چند تلاش ناموفقم به خاطر انتخاب آموزش‌های کم کیفیت باعث شده بود که هیچوقت تلاش مجددی نداشته باشم.خروجیاین مسئله برای من دو درس داشت: اول اینکه حتما از ابتدای تصمیم برای یادگیری موضوعی سعی کنم بهترین آموزشها رو پیدا کنم وگرنه اون موضوع رو زخمی نکنم و دوم اینکه بر تصمیم گیری‌های خودم رو بر مبنای گفتگوی صرف چند نفر بنا نکنم و سعی کنم اون موضوع رو تا حد امکان تجربه کنم و اطلاعات بیشتری از اون بدست بیارم.</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Sun, 08 May 2022 15:00:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبکه های اجتماعی، سلب درک نظر مخالف و غرقگی</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%D9%82%DA%AF%DB%8C-yyxfxrpjc4uz</link>
                <description>شاید در نگاه کلان اینطور به نظر برسه که شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام و توییتر این فرصت را فراهم می‌کنن که ما به انبوهی از اطلاعات و نظرات متنوع دسترسی داشته باشیم، بتونیم با هم تعامل کنیم یا حتی نسبت به یک موضوع اجتماعی یا محیطی کنشی نشون بدیم؛ خوب البته تا قسمت خوبی اینطور هم هست. سوال اینه که خوب این قدرت کنش گری از کجا شکل می گیره؟ آیا صرف وجود انبوهی از کاربران تضمین کننده ایجاد و تاثیر گذاری کنش گری هاست؟artist Pawel Kuczynski شبکه‌های اجتماعی عمدتا از سیستم‌های توصیه‌گر یا Recommendation Systems استفاده می‌کنند، زمانی که شما به اکسپلور(Explore) تشریف می‌برید حجم خوبی از محتوایی به نمایش گذاشته می‌شه که با سلایق و علایق شما همخوانی دارند. همخوانی این مطالب عمدتا به دلایل زیر هست:۱- شما محتوای خاصی را به دفعات و توجه بالا دنبال و مشاهده کردید.۲- دوستان و دنبال شدگان شما محتوای خاصی نزدیک به سلایق شما را دنبال می‌کنند.۳- یکسری از مطالب ارتباط و همبستگی مثبتی (Correlation) را با دو مورد بالا دارند. مثلا اگر علاقه‌مند به فیلم باشید احتمال اینکه به سایر حوزه‌های هنر و سرگرمی مثل موسیقی هم علاقه‌مند باشید هست.سیستم های توصیه‌گر و استدلالهای انگیزشی یا سوگیری تاییدیآدمیزاد علاقه شدیدی داره که به جای تغییر یا زیرسوال بردن عقاید خودش روش‌هایی پیدا کنه که بتونه فعالانه با استفاده از اونها برای عقایدش تاییدیه بگیره برای همین دنبال افرادی با نظرات موافق خودشه که زحمت این کار رو براش بکشن. به این مسئله Motivated Reasoning یا Confirmation Bias میگن.(البته این دو با هم تفاوت تعریفی دارن ولی مفهومشون خیلی نزدیک به هم هست)زمانی که شبکه‌های اجتماعی با استفاده از سیستم‌های توصیه‌گر محتوایی همسو با عقاید و سلایق بهت  نشون میدن در اصل کمک می‌کنن که افراد همسو با خودت رو بسیار راحت‌تر و سریع‌تر پیدا کنی! این موضوع باعث میشه که بیشتر به درستی افکار و عقایدت به دلیل استدلالهای انگیزشی مطمئن بشی!این سیستمها باعث میشن ما گروه‌هایی چند قطبی با ارزشها و عقاید متفاوتی داشته باشیم که هر کدام روی درستی مسیر خودشان تاکید دارند. از سمتی، اندازه این گروه ها تاثیر مستقیمی را بر روی شدت تایید و تاکید درستی نظریات اعضا می‌گذاره. مثلا اگر من یک خداباور باشم با دیدن انبوهی از مطالب دینی اینطور استدلال می کنم که تمامی جامعه‌ی من خداباور هستند و استدلالهای قوی‌ای برای این عقایدم وجود دارند که هم اکنون حجم زیادی از آنها پیش روی من است. این موضوع برای تمامی گروه های مختلف خداناباوران، اپوزیسیون، موافق، علاقه مندان به مد، آشپزی، بلاگری و ... هم صدق می کند.ایجاد و تشدید اینگونه استدلالها و سوگیری‌ها موجب میشه دچار خطای شناختی (Cognitive Bias) بشیم و ما را از واقعیتهای درست به راحتی دور کنه که موجب میشه با ایجاد گروه‌هایی با مرز نامرئی تحمل شنیدن نظرات مخالف رو از خودمون سلب کنیم و همین امر باعث انحطاط و تضعیف روند تکاملی‌مان بشه و اینطور بپنداریم که ما به حق ترین گروه با مجموعه‌ای از افکار و عقاید مشابه هستیم!غرقگی منفی و سیستم‌های توصیه گرغرقگی یا Flow جزو لغات مثبت روانشاسی یا Positive Psychology است به این معنی که سطح توانایی و چالش و اشتیاق شما برای انجام یک عمل به شدت بالا باشد به طوری که به شدت درگیر اون بشین. اگر این موضوع بار منفی داشته باشه بهش Obsession میگن (وسواس به نظر لغت ترجمه شده خوبی براش نمیاد نمی‌دونم چرا!)مشکل جایی شروع میشه که شما کاملا به محتوایی که به شما نشان داده میشه اعتیاد پیدا می‌کنید و جزو روتین زندگیتون میشه، اصلا هدف سازندگان این نرم افزارها همینه!اگر محتوایی که به آن علاقه داشته باشید محتوایی سازنده، آموزنده و مفیدی نباشد، از یک جایی به بعد شما اگر خودتان هم بخواهید به راحتی نمی‌توانید این اعتیاد رو کنار بگذارید، این سیستم به مانند یک دوست نابابِ خود ساخته به وسیله‌ی افکارتان با شما خواهد بود و توانایی جداشدن از عادات بد را برای شما بسیار سخت خواهد کرد چرا که دوستی است کاملا مشابه شما که از هر دوستی در واقعیت به شما نزدیکتر و همراهتره.چه کنیم؟اول از همه باید واقف بشیم که انسان دچار چه خطاهای شناختی می‌تونه بشه، با انواع توجیهات و مغالطه آشنا بشیم، تفکر انتقادی را یادبگیریم، عاداتمون رو یادداشت کنیم و بر مبنای آموخته‌ها تحلیل انجام بدیم و در مسیر زندگی عقاید و شیوه انجام کارها رو بهبود بدیم.عقیده من این هست تا زمانی که هر کاری نسبت ریسک به پاداشش خوب نباشه و عوایدی برام نداشته باشه سراغش نمیرم مثلا اگر اینستاگرام بتونه در جهت مسیر زندگیم بهم کمک کنه و نقش اون نقش حمایتگری از من برای رشدم باشه به جای اینکه برعکسش اتفاق بیافته حتما ازش استفاده می کنم.</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Sun, 07 Nov 2021 06:36:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فقط آروان مقصر نیست! ولی مقصر است</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86%D8%AF-gvmztrylubkr</link>
                <description>سلامتو این متن می‌خوام برداشت شخصی خودمو راجع به لزوم شفافیت در بحران با بررسی اتفاقات اخیری که برای ابرآروان و به تبع اون برای شرکتهای دیگه افتاد بازگو کنمچه اتفاقی افتاد؟همین طور که می‌دونید، حدود روزهای ۲۴ و ۲۵ ام اسفندماه بسیاری از کسب و کارهای آنلاینی که بر روی بستر ابری آروان خدمات می‌گرفتند به دلیل حملات هکری به سرورهای آروان با قطعی‌های مکرر مواجه شدند. این قطعی‌ها چند ساعت به طول انجامید و این کسب و کارها و کاربرانشون رو با دردسر عدیده‌ای مواجه کرد تا اینکه ۲۶ ام هکرها موفق شدند بخشی از داده های کسب و کارها روی این سرورها رو از بین ببرند و کسب و کارها رو تا مرز نابودی بکشانند.توی این متن قصد ندارم راجع به خود محصول ابرآروان و امنیتش یا  حمله هکری انجام شده صحبت کنم، یا حتی گذری به کوتاهی نیروهای ابرآروان در به اتمام رسوندن وظیفشون در حساس ترین زمان که طبق گزارشی که منتشر کردن ناشی از خستگی بوده و باعث پیامدهای سنگین برای تمامی سرویس گیرندگان و خود آروان شد داشته باشم.میخوام راجع به شفافیت به موقع صحبت کنم. شفافیت مثل تابش نور خورشید میمونه که مانع از رشد بسیاری از موجودات مضر یا جلوگیری از ناهنجاری ها در روز میشه یا حداقل رشدشون رو کم می کنه. از طرف دیگه تاریکی محیط مناسبی رو برای رشد هر چه بیشتر ناهنجاریها فراهم می کنهبعد از ماجراهای اخیر، آروان تلاش کرد تا نوری برای شفافیت بیشتر بتاباند و شروع به گزارش وضعیت همه جانبه کرد که حرکت مثبتی تلقی می‌شود اما متاسفانه آنقدر دیر شده بود که دیگر کنترل ناهنجاریها از دست خارج شده بود.در گزارشی که در وبلاگ ابرآروان منتشر شده می‌تونین ببینین که مشکل نه فقط محدود و متوجه به این شرکت بلکه کوتاهی رو به وضوح در عدم بک آپ گیری روزانه و صحیح توسط بسیاری از شرکتهای سرویس گیرنده می‌شه مشاهده کرد.چیزی که می تواند مورد مناقشه قرار گیرد اینه که: چرا ابر آروان در اولین لحظات حملات هکری کاربران خودش رو از این موضوع مطلع نکرده است؟بحرانها زمانی ایجاد می‌شوند که ابعادشان صرفا منحصر به یک طرف ماجرا نیستند و افراد، اشخصاص، شرکتها و نهادهای مختلفی از آن متاثر می‌شوند. این بحران زمانی رو به وخامت میگذارند که:مرجع مطلع از بحران، به اشتباه می‌پندارد &quot;تمامیِ تصمیماتی که طرفینِ بی اطلاع از موضوع می‌توانند متناسب با صلاح و منفعت خودشان در این بحران بگیرند، می‌تواند خودش برای آنها بگیرد و به تنهایی از پس مشکل برآید&quot;.پیتر سنگه اصطلاحی دارد تحت عنوان تاثیر worse before betterشهرت و اعتبار منفی (Bad Reputation) کوتاه مدت قابل تحمل و منطقی تر از شهرت و اعتبار منفی بلند مدت است.اگر آروان در آن شرایط بهت‌انگیز و استرس‌زای اولیه، لحظه ای به این جمله فکر می کرد و تصور شهرت منفی کوتاه مدت به افکار تصمیم گیران سایه نیفکنده بود این موضوع را در نخستین لحظات اختلالات (۲۴ و ۲۵ ام) با کسب و کارها و سرویس گیرندگان در میان می گذاشتند. با یک اخطار کوتاه مثل:گیرندگان محترم سرویسهای ابرآروان به دلیل مشکلات هکری پیش آمده اخیر و اختلالات مکرر لطفا حتما برای جلوگیری از مشکلات احتمالی از دیتاهای خود حتما بکاپ گیری نمایید. آروان نیز در تلاش است تا از عواقب بعدی تا نهایت توان خود جلوگیری نماید.&quot; این پیام کوتاه می‌توانست برای آروان امتیازات فوق العاده را داشته باشد:۱− Reputation بد کوتاه مدت در مقابل Reputation بد بلند مدت و عدم ایجاد نقص در شخصیت برند۲− کم کردن بار تعهدی با دادن هشدارهای پیش دستانه۳− احتمال جدی گرفتن هشدارها توسط برخی شرکتها و دادن اختیار به آنها برای گرفتن بهترین تصمیم متناسب با شرایط و وضعیت خودشان و اقدام برای بک آپ گیری و جلوگیری از دست رفتن داده‌ها و بازگردانی سریعتر و بتبع تحمیل فشار کاری و روانی کمتراین دقیقا همان چیزی بود که شرکت ما، حداقل از بعد روانی بهش نیاز داشت. شرکت تا مرض ورشکستگی کامل و از دست دادن تمام اعتبارِ اندی سال خودش پیش رفت و ممکن بود تمام نفرات شرکت از کار بیکار شوند و همه اینها فقط بخش ظاهری قضیه بود!به نظرم از این به بعد ابرآروان در مسیر بسیار سخت و آینده سازی قرار دارند. بزرگترین لطمه به بخشِ قابل اطمینان و امن بودن شخصیت برند شرکت وارد شده است. بنابراین اولین اقدامی که می توانند در برنامه قرار دهند تمرکز صرف بر روی بهبود این بخش با برنامه های گوناگون و برگزاری چالشهای امنیتی است. آروان باید نشان دهد در مسیر بهبود و پیشرفت محسوسی قرار دارد.اگر آروان بتواند این ریسک و بحران را به خوبی مدیریت کند می تواند ورق را برگرداند. اول در جهت ارتقای امنیت خود از این فرصت استفاده کرده است و دوم از فرصت شناسایی شده ای که مبنی بر آن است که بسیاری از شرکتهای ایرانی بک آپ گیری درستی ندارند و خود اکنون به آن واقف شده اند استفاده کند و سبد محصول خود را تکمیل و بیش از پیش به رشد و پیشرفت ادامه دهد.</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Sat, 27 Mar 2021 00:51:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشته یک فلسفه نادان (هدف از زندگی)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-rrrn7oqvokhg</link>
                <description>هر از چند گاهی به فکر فرو میرم که واقعا هدف از زندگی چی می تونه باشه؟ بلافاصله ذهنم حتی به وجود خودم هم شک می کنه می کنه. طولی نمیکشه که جمله رنه دکارت توی ذهنم نقش می بنده که:&quot;Je Pense, Donc Je Suis&quot;یعنی من فکر می کنم، پس هستم! یا به زبان ساده تر: من شک می کنم، پس فکر می کنم، پس هستم!این جمله فارغ از جمله بودنش و درستیش یه مفهوم دیگه هم برای من داره و اون اینکه می فهمم تو این دنیا این فقط من نیستم که با این افکار مواجه میشده و میشه و خیلی احساس تنهایی بهم دست نمیده.این موضوعی هست که هر روز ذهنم رو به خودش درگیر می کنه هر چی پیش میره چرایی ها هم بیشتر میشه. به قولی:در نهایت شاید تنها چیزی که دنبالش باشم واقعا اینه که یه ریسمان فکری داشته باشم و برای خودم اون طور پذیرفته باشمش که هروقت افکار پراکنده آرامش رو ازم میگیره بهش چنگ بزنم تا تسکینی بشه بر ذهن مشوشم. (و جالبه بدونین آیه زیر رو حالا مرتبط یا غیر مرتبط در حال نوشتن همین متن به خاطر آوردم)این اواخر این ویدیویی از استاد الهی قمشه ای دیدم که در اون از ایشون می پرسند هدف از آفرینش چه بوده که ایشون به صورت خلاصه می گه که خداوند غرضی از آفرینش نداشته و ما بخشی از عوالم کامل از یک وجود کامل هستیم.(بهتر است ویدیو را برای برداشت درست تر مشاهده کنید)  https://www.namasha.com/v/9Accte42  چندروزبعدیکیازدوستانیکجملهازاوشواستوریکردکهازاونهمعیننااینسوالروپرسیدهشدهبودوپاسخشنیدهبودند:هیچهدفیوجودندارد!...واینتوهستیکهبهآنهدفومعنامیدی. این جملات خیلی بیشتر من رو به فکر فرو برد و سعی در برقراری ارتباط بین اونها داشتم. ناگهان به ذهنم آمد شاید تنها وجودی که در این جهان به معنای واقعی در هیچ قسمت زنجیره ارزش عالم نمی گنجد انسانه! تنها اوست که می تواند تفکر کند، پیشرفت کند، بشناسد، بسازد و مدام در حال تکاپو برای شناخت محیط و بهره گیری از آن برای نیل به اهدافش باشد. به زبانی دیگر نه تنها وجود او هیچ خیری(به معنای ظاهری) به عالم و محیط زیست نمیرساند بلکه قطعا وجود آن برای تمام زیر مجموعه های آن زیان بار است.در این عالم هستی هر شئ و موجودی اعم از حیوانات و گیاهان و سنگ و ... هدفی ایفا می کنند و نبود هر یک از آنها زنجیره وار به تمامی زنجیره های قبل و بعد از خود آسیب میزند.از نظریه بقای اصلح اسپنسر و نظریه تکامل و فرگشت داروین نیز همین استنباط رو می توان داشت که هر وجودی در این دنیا توانسته نقش خود را در این زنجیره ارزش حفظ نماید و چرایی وجودش را توانسته پاسخ دهد باقی مانده و مابقی از بین رفته اند و یا میروند.اما این تنها انسان است که تنها به واسطه ذهن خود با سرعتی حیرت انگیز تکامل میابد و این تکامل در راستای شناخت دنیای اطراف او و بهره گیری از آن برای رسیدن به آمال و آرزوهایش است.اگر همین انسان رو از کره خاکی حذف نماییم می توان مشاهده کرد که عالم وجود به واسطه خدشه ای که انسان بر آن وارد می آورده است شروع به بازسازی و ترمیم خواهد کرد.پس واقعا هدف از وجود انسان چیست؟ او که در این زنجیره ارزش نقشی بازی نمی کند پس چرا هنوز منقرض نشده؟ تا کجا پیش خواهد رفت؟استنباط شخصی من بر این هست که اگر انسان هست پس حتما هدفی هست، نمی شود باشد اما هدفی نداشته باشد. به قولی اگر هستیم باید باشیم تا زنجیره ای را کامل کنیم. اما آن چیست؟- نمی دانم. فقط امروز به یک چیز رسیدم که می خواهم به اشتراک بگذارم شاید شما بتونین ابعاد دیگری از اون رو شرح بدین.بعد از رنسانس بشر به این نتیجه رسید که عالم از مجموعه قوانینی قابل کشف پیروی می کند و تا همین لحظه هر روز در جهت تسلط بر اونها گام برداشته و به سهم خود موفق هم بوده. اگر ما مجموعه علم و دانش حکمفرا بر جهان هستی را علی رغم گستردگی بسیارش ثابت و محدود در نظر بگیریم و به آن عدد فرضی ۱۰ را منسوب کنیم. دانش بشر هر روز در حال مدل سازی و کشف بخش بسیار محدودی از آن در حال حرکت است. پس این طور بر می آید که اگر سکونت بشر بر این جهان دقیقا بی نهایت سال باشد انقدر رشد و نمو می تواند داشته باشد که به این دانش عظیم ثابت و متنهاهی بتواند دست پیدا کرده و به تکامل برسد. نمودار حدی زیر رو که نماینده ای از تکامل بشر فرض شده با حد ۱۰(دانش کامل) به صورت ریاضی برای گزاره بالا شبیه سازی کردم.(بشر در حال رسیدن به دانش کامل در اثر گذشت زمان است)آیا هدف ما رسیدن به همین دانش کامل است؟ آیا این بشر کامل می تواند خصلت های منفی را همچنان با خود داشته باشد یا از همه ابعاد به تکامل خواهد رسید؟آیا اگر به دانش کامل برسد و هیچ خصلت بدی را با خود به همراه نداشته باشد آیا بهشت به معنای لغوی می تواند آنجا باشد.آیا این دانش کامل به بشر این امکان را خواهد داد که تمامی گذشتگانش را که شاید در برزخ به سر میبرده اند اکنون مجدد احیا نماید و آنها را رهسپار زندگی کاملی کند؟آیا ما در بعد زمان و مکان قادر به رسیدن به این دانش حدی هستیم یا به یک گذار مانند مرگ نیازمندیم؟آن اپسیلونی (مقدار بسیار کوچکی) که می ماند تا ما به دانش کامل برسیم اما نمیرسیم به دست کیست و آیا در نهایت حاصل میگردد؟ آیا این اپسیلون از لحاظ واقعیت نیز به همان میزان اپسیلون ارزش دارد یا ارزشی متفاوت از مقدار برای او متصور است؟</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Fri, 21 Aug 2020 00:28:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا اینقدر قانون گریزیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%85-zqovnonpbl3h</link>
                <description>پوشاندن پلاکهمیشه دنبال یک الگوی سیستماتیک بودم ببینم واقعا قانون شکنی برای چی در کشور ما به کرات اتفاق می‌افته. درسته ممکنه عوامل و فاکتورهایی که روی این قضیه تاثیر می‌گذارند خیلی زیاد باشه اما شاید بشه همه‌ی اونها را در مواردی که در ادامه توضیح می‌دهم خلاصه کرد.اول از همه بیاین یه تعریف از قانون داشته باشیم.قانون چیست؟اصولا لغات در علوم انسانی تعریف مشخص یا واحدی ندارند اما معمولا گرایش اهل دانش بر روی یک تعریف محوری بیشتر است.قانون را می‌توان به ضابطه‌ای محکم، با ثبات و جامع که برای افراد جامعه منتشر شده و همه‌ی مردم آن را پذیرفته‌اند و خود را ملزم به اجرا و رعایت آن می‌دانند تعریف کرد.قانون چه خصوصیاتی دارد؟۱− باثباتالزام به انجام دادن یا ندادن کاری باید باثبات باشد تا به عنوان بخشی از قانون محسوب شود، اگر هر روز قانون تغییر کند یا قوانین یکدیگر را نقض کنند آیا می‌شود به آن عمل کرد؟ آیا می‌تواند جزء رویه‌ای از زندگی قلمداد شود؟ مهمترین ایرادی که در این حالت پیش خواهد آمد این است که افراد بر اساس قوانین زمان حال برنامه ریزی و تصمیم گیری می‌کنند و انتظار دارند در موعد مشخص حاصل دست رنج برنامه ریزی خود را برداشت کنند، اما به ناگاه متوجه می‌شوند قانون و شرایط تغییر کرده است!‌ مسلما احساس خسران تمام وجودشان را خواهد گرفت و اگر این مسئله به رویه ثابتی در قانون گذاری تبدیل شود ذهن به ناگاه از آن صرف نظر خواهد کرد و عملکرد خود را بر بی قانونی خواهد گذاشت.۲− جامع و فراگیرالزام به انجام دادن یا ندادن کار باید جامع یا برای هرکس با شرایط و خصوصیات مشابه قابل بکارگیری باشد. اگر قرار باشد ژنهای خوبی وجود داشته باشند که از قانون مستثنی باشند قانون دیگر فراگیر و جامع نخواهد بود. افراد از قوانینی که فقط برای آنها قابل بکارگیری باشد و نه برای دیگران تبعیت نخواهند کرد. تفاوتی ندارد که ما در چه سطحی از جامعه زندگی کنیم و آیا سطوحمان ایجاب می‌کند که قانون را بشکنیم یا نه، مسئله این است که قانون شکنی اگر حداقل یکبار اتفاق بیافتد و فردی(حقوقی یا حقیقی) بر آن نظارت نداشته باشد و اعمال قانون نکند این مسئله به یک گروه‌زدگی(Groupthink) مبدل خواهد شد. برای مثال اگر یک ماشین یک خیابان یکطرفه را به کرات خلاف جهت بپیماید و دیگرانی باشند که از او تبعیت کنند این مسئله به آن مجرب خواهد شد که این خاطیان در ذهن خود یک گروه مجازی تشکیل خواهند داد و اعمال خود را با نگاه به دیگر خاطیان توجیح خواهند کرد! آن وقت است که ...! در مقابل، هر کس هم قانون را درست رعایت کند و خیابان را در جهت درست بپیماید با بوق و چراغی که از رو به رو می‌آید و می‌گوید حق با من است روبه‌رو خواهد شد.۳− منتشر شده‌الزام به انجام دادن یا ندادن کار باید به شکل کتبی منتشر شود تا همه‌ی افراد جامعه به آن دسترسی داشته باشند و آن را بخشی از قانون به حساب آورند. آیا می‌توان قانونی وضع کرد بدون آنکه درباره آن اطلاع‌رسانی شود؟! متاسفانه ما در جامعه دو معضل بزرگ داریم اول آنکه با حقوق خود و قوانین آشنایی نداریم و این باعث ضررهای کوچک و بزرگی برای ما شده است و دوم اینکه قوانین نانوشته زیادی داریم که در جامعه بابت آنها بازخواست می‌شویم. اگر به اطراف خود نگاهی بیاندازید مسلما چند نمونه از آن را خواهید یافت. آیا ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه از این دست است؟۴− پذیرفته شدهالزام به انجام دادن یا ندادن کاری به شیوه‌ای خاص باید به وسیله‌ی عموم پذیرفته و پیروی شود. اگر اکثریت جامعه داوطلبانه از قانون پیروی نکنند، قانون باید مورد بازبینی قرارگیرد. این مشکل در جامعه بسیار فراگیر است زمانی که فاصله افراد جامعه با قانون گذاری افزایش یابد و قانون از دل رضایت عمومی شکل نگیرد جامعه با مشکلات عدیده‌ای روبرو خواهد شد. اگر افراد اعمال جمعی خود را در تضاد با قوانین وضع شده ببینند، قبح قانون شکنی خواهد ریخت و به یک رویه مستمر تبدیل خواهد شد و به سرعت به دیگر ارکان قانونی خواهد رسید. آیا می‌توان استفاده از ماهواره، فیلترشکن و تلگرام را از این دست به حساب آورد؟ آیا وضع قوانین بدون مشورت با متخصصان آن امور پذیرفته است؟۵− دارای ضمانت اجراییالزام به انجام دادن یا ندادن کاری به شیوه‌ای خاص باید تقویت شود. اعضای جامعه باید بفهمند که اگر داوطلبانه از قانون پیروی نکنند، مجبور به اطاعت از آن خواهند شد. مردم باید بفهمند که اگر آنها در برابر قانون نافرمانی کنند و اگر این نافرمانی‌ها کشف بشود و بتوان آنها را ثابت کرد، آنها از فقدان آسایش رنج خواهند برد.منبع:The Ethics of Management, Hosmer;Wikipedia</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jun 2018 17:49:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تلویزیون بخریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@ghaffari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85-hi6kwq0r63nk</link>
                <description>۹۷ سالی بود که بالاخره به لطف خدا با همسرم مستقل شدیم و خوب مقدماتش هم خرید جهیزیه و وسایل ضروری منزل جدید بود. از آنجا که خرید لوازم صوتی و تصویری به بنده محول شده بود تلویزیون هم از این داستان مستثنی نبود، منتهی من همیشه دوست داشتم زندگی شخصی که برای خانوادم می‌سازم جایی باشه پر از آرامش که وقتی برای رفتن به خانه لحظه شماری می‌کنم بدونم که الان می‌تونم به همه کارها، مطالعات و وقت گذاشتن با خانواده برسم. از اون جایی هم که تکنولوژی‌هایی امثال تلویزیون رو آفت بزرگی برای پیشرفت می‌دونستم و می‌دونم(البته بسته به استفادش!) تصمیم گرفتم تلویزیون نخرم!خسیسم؟راستش اولش یک مقداری ترسیدم و نگران بودم که حالا واکنش اطرافیان مخصوصا خانواده‌ها چطور خواهد بود و نکند برچسب خساست به من بخورد! موضوع را با همسر عزیزم مطرح کردم، یک کمی فکر کرد و گفت مگه می‌شه؟! تا حالا کسی اینکار رو نکرده و اگر مثلا مهمان برایمان بیاید حوصله‌شان سر می‌رود. شروع کردم به توجیح کردن که می‌تونیم مهمان‌ها رو با وسایل دیگه سرگرم کنیم و بازی‌های فکری بخریم تا بچه‌های فامیل هم که می‌آیند برایشان جذاب و به‌یادماندنی بشه و همیشه به بابا مامانشون بگن خونه عمو علیرضا بریم که خیلی بازی داره و خوش می‌گذره! علاوه بر این ما الان توی سن بسیار مهمی هستیم که یادگیری در این دوران تضمین کننده آیندمون می‌تونه باشه و همین زمانی را که تقریبا به رایگان داریم هدر می‌دیم می‌تونیم روی بدست آوردن معلومات رایگان از طریق مطالعه بگذاریم.نتیجه‌ش که مشخصه :)خلاصه، همینطور توضیح دادم و دادم ... تا موافق خانم رو بدست اوردم ‌D: . الان حدود دو ماهه که می‌گذره و دلمون براش تنگ نشده و نبود تلویزیون احساس می‌کنم بزرگترین موهبت و دست‌آوردی بود که توی زندگی بهش رسیدیم و کلی وقت داریم که کارهایی رو انجام بدیم که احساس می‌کنیم ارزشش رو دارن.</description>
                <category>علیرضا غفاری</category>
                <author>علیرضا غفاری</author>
                <pubDate>Thu, 24 May 2018 16:21:24 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>