<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ghasem Nekahi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ghasemnekahi</link>
        <description>نرم افزار خوانده؛ غرق شده در دنیای تکنولوژی؛ علاقه مند به روانشناسی، بازی و انیمیشن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:33:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/44406/avatar/jWuaVA.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ghasem Nekahi</title>
            <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیریت زمان، چرا و چگونه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-g8yzx6jixsyj</link>
                <description>بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِوَالْعَصْرِإِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍإِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِوَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّوَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِسلام. این مقاله از سه بخش تشکیل شده:بخش اول: اهمیت مدیریت زمانبخش دوم: عوامل تباه کردن زمانبخش سوم: اصول مدیریت زمانمثل همیشه بی مقدمه میریم سراغ اصل مطلب. اول به اهمیت مدیریت زمان می پردازیم و به این سوال حیاتی جواب میدیم، چرا مدیریت زمان مهمه؟چرا مدیریت زمان مهمه؟مدیریت زمان یعنی استفاده بهینه از زمان با استفاده از یک سری اصول. ساده به نظر میرسه اما تو عمل سخته. چون یک هنره. هنر برنامه‌ریزی و کنترل زمان برای انجام کارها به‌صورت مؤثر که باعث افزایش بهره‌وری و کاهش استرس میشه. حالا مزایاش چیه: به هدفات سریع تر میرسی، وقت آزاد بیشتری داری تا بتونی شخصیت جامعی از خودت بسازی و جلوگیری میکنه از فرسودگی شغلی که میتونه باعث کاهش انگیزه، افت عملکرد و حتی مشکلات جسمی و روانی بشه.مدیریت صحیح زمان خلاقیت ایجاد می‌کنه و باعث به حداکثر رسوندن کارایی یک فرد میشه پس این مقاله برای کسایی که میخوان یه شغلی داشته باشن یه ازدواجی کنند یه ماشینی بخرن خونه دار و بچه دار شن و بعد از یک عمر دوندگی هم بمیرن و تاثیری بر دنیای اطرافشون نداشته باشن مناسب نیست. وای به حال ما که امام ما صاحب عصر است اما کم اهمیت ترین چیز برای ما زمانه. وای به حال ما که مولای ما در آخرین ساعات عمر با برکتشون مارو به تقوا و رعایت نظم در کارهامون سفارش می کنند و ده ها و شاید هم صدها سفارش از ائمه معصومین در رابطه با غنیمت شمردن عمر داریم اما کم اهمیت ترین چیز برای ما زمانه. وای به حال ما که صهیونیست ها این دشمنان بشریت که کمتر از ۰٫۲ ٪ از جمعیت دنیا رو دارن بر دنیا حکومت می کنند و توی بچه شیعه دنبال کارهای بیخودی صبح تا شبت رو به بطالت میگذرونی. علامه طباطبایی رحمه الله علیه می فرمایند «در دوازده سالی که نجف بودم، به جز عاشورا، هیچ روزی درس را تعطیل نکردم»رفیق اینارو نگفتم که ناامید بشی! می‌خواستم بهت بگم حواست باشه فرصتت خیلی محدوده واسه زندگی کردن. اینو گفتم که اگه ذره‌ای ترس توی وجودت هست بریزی دور که از کارای کوچیک و پیش پا افتاده و مضحک بگذری. به کارای بزرگ فکر کن... واسه رويات مرزبندی نکن... يادت باشه جهانت رو خودت تعیین می‌کنی. دغدغه‌ت هر چی باشه جهانت همون اندازه می‌شه. وقتی به کارای بزرگ فکر کنی، ایده‌های بزرگ میان سراغت. یادت باشه انتخاب با توعه.«این حقیقت که تنها دارایی ما زمان است نه پول را نادیده گرفته ایم» تام پیترزپول رو میشه دوباره به دست آورد، ذخیره کرد یا از دست داد، اما لحظه‌ای که میگذره هرگز برنمی گرده. مدیریت زمان در واقع مدیریت زندگیه؛ اگر زمان رو درست خرج کنیم، سایر منابع هم به دنبال اون میان.بخش اول رو جمع بندی کنیم چرا مدیریت زمان مهمه؟افزایش بهره‌وری: با مدیریت درست زمان، کارها سریع‌تر و با کیفیت بالاتر انجام میشن.کاهش استرس: وقتی برنامه‌ریزی داشته باشیم، فشار کارهای عقب‌افتاده کمتر میشه.رسیدن به اهداف: مدیریت زمان کمک میکنه مسیر دستیابی به اهداف روشن‌تر و قابل کنترل باشه.تعادل کار و زندگی: با تقسیم درست زمان، فرصت بیشتری برای خانواده، تفریح و سلامتی داریم.افزایش تمرکز و اعتماد به نفس: وقتی زمان رو کنترل کنیم، احساس توانمندی بیشتری خواهیم داشت.استفاده بهتر از فرصت‌ها: زمان محدوده، مدیریت اون یعنی استفاده هوشمندانه از این سرمایه.عوامل تباه کردن زمانبخش دوم: عوامل تباه کردن زماننداشتن هدف و برنامه: زندگی بدون هدف یه زندگی بدون ارزش و معناست. وقتی هیچ مقصدی نداشته باشی انگار افتادی توی یک چرخه ی تکرار. ذهن شما وقتی مسیر مشخصی نداشته باشه دچار سردرگمی میشه و این سردرگمی از لحاظ روانی آسیب زاست بعد شما از این افراد انتظار داری منفی بافی نکنند؟! دچار استرس نشن؟! افسردگی نگیرن؟تحقیقات نشون میده بی‌هدفی می‌تونه حتی بر سلامت جسمی اثر منفی بذاره استرس و بی‌انگیزگی مداوم باعث ضعف سیستم ایمنی و مشکلات جسمی میشه. نداشتن هدف مثل رانندگی تو جاده‌ای بی‌پایان و بدون مقصده انرژی مصرف میشه اما هیچ‌وقت به جایی نمی‌رسیم. اگه آخرشب یه روز پُرکار دقیقا نمیتونی توضیح بدی که چه کارهایی کردی یعنی داری وقت تلف میکنی. هدف نه‌تنها مسیر زندگی رو روشن میکنه، بلکه انگیزه، معنا و سلامت روانی و اجتماعی رو هم تقویت میکنه. هدف داشته باشیم منتها نه هدف پست هدفی که وقتی بهش رسیدی احساس پوچی بهت دست نده و این هدف هم چیزی جز تقرب به خدا و امام زمان (عج) که واسطه فیض خداوند در عالم هستند نیست.بچه ها زندگی هاتون رو وقف خدمت به امام زمان (عج) و این مردم که بچه های امام زمان هستند بکنید. اونوقت درس خوندن شما چون هدفش خدمته میشه عبادت، ورزش کردن شما چون میخوای جسم و ذهن سالمی برای خدمت داشته باشی میشه عبادت، غذا خوردن شما چون میخوای غذا بخوری بتونی با انرژی کامل خدمت کنی میشه عبادت و این سبک زندگی درست مؤمنان راستین به خدا و امام زمان (عج) هست.در رابطه با برنامه ریزی اینقدر مطلب زیاده که اگه خدا بخواد تو یه مقاله ی جدا بهش می پردازیم.داشتن عادت های غلط: که تو مقاله قبلی به طور مفصل بهش پرداختیم:https://vrgl.ir/hWTId«منتظر نمانید زمانی مناسب تر از اکنون وجود ندارد از همین نقطه ای که ایستاده اید و با همین ابزار و امکاناتی که در اختیار دارید کار را ادامه دهید. همین طور که پیش می روید ابزار ها و امکانات بهتر و مناسب تر را پیدا می کنید» ناپلئون هیلتماشای تلویزیون: از مدیرعامل رولز رویس پرسیدند چرا تبلیغ شما در تلویزیون پخش نمی‌شود؟ جواب داد چون کسانی که رولز رویس می‌خرند وقت تماشای تلویزیون ندارند! تماشای تلویزیون اگه هدفمند و محدود باشه میتونه به رشد ذهنی و حتی آموزش شما کمک کنه. اما اگه بی‌برنامه و طولانی باشه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل اتلاف وقت عمل میکنه. بهترین راهکار، تعیین زمان مشخص و محتوای گزینشی برای تماشاست تا تلویزیون به جای «دزد زمان» به یک ابزار مفید تبدیل بشه.دغدغه های بیخود:قانون: میزان موفقیت ما تو استفاده بهتر از وقت و کنترل زندگی بستگی داره به اینکه تا چه حد می تونیم از انجام کارهایی که تو زندگی اهمیت کمتری داره دست برداریم.دغدغه‌های بیخود مثل بار اضافی روی دوش ذهن هستند؛ هیچ کمکی به پیشرفت نمی‌کنند و فقط زمان و انرژی رو می‌گیرند. با تفکیک، اولویت‌بندی و اقدام عملی میشه اونها رو به حداقل رسوند و زمان رو صرف کارهای ارزشمند کرد.مقایسه دائمی با دیگران: مقایسه نه فقط دزد وقت بلکه یکی از بزرگترین دشمنان خوشبختی هم هست زندگی امروز تو آرزوی خیلیاست فقط خود امروزت رو با خود دیروزت مقایسه کن و سعی کن هر روز حتی به اندازه ی خیلی کم هم شده انسان بهتری بشی.تلاش برای راضی نگه داشتن همه: و تو ای دوست میدانی راز شکست چیست؟ راضی کردن همگان. یکی از بزرگ‌ترین دام‌های ذهنی و مدیریتیه چون عملاً غیرممکنه و فقط انرژی و زمان رو هدر میده.غصه خوردن برای همه چی: وقتی اجازه میدی یه اشتباه تو سفارش غذا، رفتار یه راننده تو ترافیک، یا لحن سرد یه همکار تمام روز شما رو خراب کنه در واقع دارید پیامی روشن به جهان می‌فرستی: من هنوز برای چالش‌های بزرگ‌تر آماده نیستم انرژی روانی ما محدوده تصور کن هر روز صبح با یه باک بنزین مشخص بیدار میشی اگه این سوخت رو صرف بحث‌های بیهوده، رنجش‌های کوچیک و اتفاقات روزمره کنی، وقتی نوبت به حل مسائل کلیدی کسب‌وکارت یا ساختن روابط عمیق میرسه دیگه توانی براتون باقی نمی مونه. بزرگ بودن فقط به دستاوردها نیست، به وسعت نظره. انسان‌های قدرتمند یاد گرفتن که از کنار ناملایمات کوچیک با بی‌توجهی هوشمندانه عبور کنند. اون‌ها می‌دونند که برای فتح قله‌های بلند، نباید با سنگ‌ریزه‌های دامنه کوه درگیر شد. بیایید تمرین کنیم که “پوست‌کلفت‌تر” باشیم و انرژی‌مون رو فقط برای چیزهایی خرج کنیم که ارزش جنگیدن دارند.افسوس گذشته رو خوردن: تغییر گذشته ممکن نیست وقتی افسوس گذشته رو میخوری توجه شما رو از زمان حال می گیره و اون احساسات منفی رو دوباره تکرار میکنه در نتیجه زیاد فکر میکنی و کم عمل میکنی. ذهن فکر میکنه با مرور گذشته شاید راهی پیدا کنه یا نتیجه رو عوض کنه اما این فقط یک توهم کنترله. در واقعیت فقط داری زمان حال رو قربانی چیزی میکنی که دیگه وجود خارجی نداره.زندگی متوهمانه در آینده: وقتی به شکل «توهمی» تو آینده زندگی کنی زمانت بلعیده میشه چون شمارو رو از واقعیت جدا میکنه. آینده‌سازی با خیال‌پردازی فرق داره؛ اولی تو رو جلو میبره، دومی فقط امروزت رو میسوزونه. منتظر معجزه نباشتوانایی نداشتن در نه گفتن: وقتی به هر درخواست «بله» گفته میشه، انرژی و تمرکز پخش میشن و فرصت‌های مهم‌تر از دست میرن. در واقع زمان آدم صرف کارهایی میشه که نه اولویتشه و نه خواستش. در نهایت، زندگی پر میشه از برنامه‌ی دیگران و زمان واقعی خودش آرام‌آرام تباه میشه.تکرارهای بیهوده: مثلاً چک کردن مداوم شبکه های اجتماعی بدون اینکه زمان و هدف مشخصی داشته باشه تمرکز و بهره وری رو کاهش میده و یکی از دزدای حرفه ای وقت شماست.بحث های بیهوده و تلاش برای متقاعد کردن دیگران: چرا انرژیت رو صرف کسانی میکنی که نمی‌خوان یا نمی‌تونن تغییر کنن؟!نگران حرف مردم بودن: زندگی شما متعلق به خود شماست نه دیگران. وقتی نگران حرف مردم هستی زمان و انرژیت رو صرف چیزی می کنی که تحت کنترلت نیست و این نگرانی به پیشرفت شما کمک نمیکنه. اگه بتونی روی چیزهایی که می تونی تغییر بدی تمرکز کنی خیلی برات سازنده تر از چیزهاییه که دست شما نیست.غر زدن و ایراد گرفتن: به جای شکایت به دنبال راه حل باش، به جای حرف های منفی زدن اقدام مفیدی انجام بده. با مشکل روبرو شو و حتی شده یک قدم کوچیک برای رفعش بردار.بی توجهی به مرگ و پایان یافتن فرصت ها:{انک میت و انهم میتون} 30/زمرتو (ای رسول عزیز ما) می‌میری و آنها نیز خواهند مرد!انسان وقتی دائما به این توجه کنه که زمانش محدوده و این زمان محدود هم ممکنه هر لحظه به پایان برسه دیگه بی هدف روزهاش رو نمی گذرونه دیگه کارهاشو به تعویق نمیندازه. خیلی از موقعیت ها ممکنه دیگه تکرار نشن و این آگاهی اتفاقا امیدبخشه تا روی اهداف معنادار تمرکز کنید تا زمانتون رو برای چیزهایی که واقعا مهم هستند سرمایه‌گذاری کنید.اصول مدیریت زماناز گذشته عبرت بگیر اما توی گذشته نمونفیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و شاعر سرشناس ایرانی جناب خیام نیشابوری می فرمایند:از دی که گذشت هیچ از او یاد مکنفردا که نیامده‌ست فریاد مکنبر نامده و گذشته بنیاد مکنحالی خوش باش و عمر بر باد مکنبخش سوم: اصول مدیریت زمانبرنامتو شاخه بندی و ریز ریز کن:قانون: تفکر درازمدت تصمیم گیری های کوتاه مدت رو بهبود می‌بخشه انجام مرحله‌ای کارها باعث کاهش فشار میشه.برنامه های بلند مدت میان مدت کوتاه مدت داشته باش و اون رو تبدیل به یک برنامه منظم روزانه کن. تو باید به جایی برسی که برای ثانیه هات هم برنامه داشته باشی. مدام به راه های مختلفی که از طریق اون میتونی وقت اضافه ایجاد کنی فکر کن از این وقت ها برای انجام مهم ترین کارهایی که میتونه تو درازمدت بیشترین تاثیر رو بر زندگی و کارت بذاره استفاده کن.از برنامه ریز ها استفاده کن: مثل تقویم دیجیتال یا اپلیکیشن‌های برنامه‌ریزی، هوش مصنوعی وووکارهاتو اولویت بندی کن: روی مهم‌ترین وظایف تمرکز کن. در مقابل این وسوسه که اول کارهای کوچیک رو سرو سامون بدی مقاومت کن.راه های صرفه جویی در وقت رو یاد بگیر: در این امر از تکنولوژی های روز استفاده کن: تماس صوتی تصویری ویس وووقانون پارتو (Pareto Principle): یکی از مفاهیم بسیار مفید برای مدیریت زندگی و زمانه. این مفهوم از قانون ۸۰/۲۰ الهام گرفته و این بحث رو پیش میکشه که اگه ۲۰ درصد از فعالیت‌های شما، ۸۰ درصد از نتایج شما رو تشکیل میده، بهترین راه رو برای مسیریابی اهداف خود به دست آوردین.به جای کمیت به کیفیت بپرداز:قانون: یکی از بدترین راه های استفاده از وقت اینه کاری که به هیچ وجه لازم نیست رو به بهترین وجه انجام بدیم.بعضیا اقیانوس 1 سانتی هستن به هیج دردی نمیخورن اگه میخوای تو کارت موفق باشی روی یک موضوع تمرکز کن، یاد بگیر، تمرین کن و متخصص شو. وقتتو الکی هدر نده.از زمان های طلایی نهایت استفاده رو ببر: پرچالش ترین کارها رو برای ساعتی که بیشترین بهره وری رو داری برنامه ریزی کنارادتو قوی کن: راجب این موضوع حرف زیاده باید تو یه مطلب جدا بهش بپردازیم.برکت گمشده ی زمان ماست:‌ در سفارشات دینی ما به اعمالی سفارش شده که به عمر ما برکت میده:صله رحم ظاهرا ازت وقت می گیره اما به عمر و درآمدت برکت میده، نماز اول وقت، نافله های نماز، بین الطلوعین نخوابیدن، دائم الوضو بودن، صدقه دادن، خوش اخلاقی، گناه نکردن، با مردم مدارا کردن، ساعت هایی که در حرم اهل بیت هستیم. موضوعاتی که این مدرسان مثلا موفقیت هیچ درکی از اون ندارن.پادشاهِ سخن سعدی بزرگ می فرماید:کسی به دیده انکار گر نگاه کندنشان صورت یوسف دهد به ناخوبیوگر به چشم ارادت نگه کنی در دیوفرشته ایت نماید به چشم کروبیمثبت اندیشی:روانشناسی مثبت (Positive Psychology) یکی از جدیدترین شاخه‌های روان‌شناسیه که بر خلاف خیلی از شاخه‌های روانشناسی که بر رفتارهای نابهنجار و ناتوانی‌ها و ضعف‌های بشری توجه می کنند بر روی توانایی‌هایی از قبیل شاد زیستن، لذت بردن، قدرت حل مسأله و خوش‌بینی متمرکز شده. تو چند خط یا یک مقاله یا حتی با چند کتاب نمیشه فردی که سالهاست دچار منفی نگری شده رو مثبت اندیش کرد این فرد باید به یک روانشناس مثبت‌اندیش مراجعه کنه.نیروهای متخصص پرورش بده تا بتونی کاراتو بسپری بهشونتاریخ دقیق تعیین کن:برای انجام هر کدوم از کارات و قسمت های اون مهلت تعیین کن برای خودت یه «سیستم فشار» طراحی کن بار خودت رو کم کم زیاد کن و اجازه نده که از میدان به در بشی.ساده سازی کن:کارهای زیاد تلنبار شده اوضاع رو برات پیچیده میکنهبرای استفاده بهتر از زمان، مکان مناسب انتخاب کنبه پُرکاری عادت کنترک هم نشینی با وقت کُش ها:شما میانگین پنج نفری می‌شوید که بیشترین ارتباط را با آنها دارید. اثر مرکبهمیشه یه مقدار بیشتر از وظیفت کار کنیه جوری زندگی کن انگار امروز آخرین روز زندگیتهاول فکر کن بعد عمل کنتوی سخت ترین شرایط هم رو به جلو حرکت کن:سختی ها زیاد شده تو هوای مه آلود نور بالا بزن آروم و با احتیاط حرکت کن اما وقتی به جایی رسیدی که خیلی خواب آلود و خسته ای بودی بزن بغل استراحت کنعادت به استفاده از لحظه های کوچک و به فکر اون ها هم بودن:قطره قطره جمع کردن وانگهی دریا شودبه خاطر ترس از تنهایی بی حرکت نباشرفیقی انتخاب کن که بهت سخت بگیرهاز تکنیک پومودورو (pomodoro) استفاده کن: کار متمرکز در بازه‌های ۲۵ دقیقه‌ای با استراحت کوتاه ۵ دقیقه ای بعد از ۴بار استراحت طولانی. در واقع این تکنیک یک نوع تقلب برای مغزه برای اینکه بتونی تمرکزت رو بالا ببری.مراحل انجام کار (فرمول طلایی):۱. انتخاب هدف: اول مشخص کن دقیقاً می‌خوای چیکار کنی (مثلاً: &quot;فقط باید این بخش از هوش مصنوعی رو بخونم&quot;).۲. تایمر رو تنظیم کن (۲۵ دقیقه): یه تایمر (حتی با گوشی) رو روی ۲۵ دقیقه بذار. این ۲۵ دقیقه بهت میگیم &quot;یک پومودورو&quot;. در این مدت، فقط و فقط باید روی اون کار تمرکز کنی. موبایل کنار، اینستاگرام کنار، حتی فکر کردن به شام هم کنار!۳. فقط کار کن! تا وقتی زنگ تایمر به صدا درنیاد، نباید از اون کار دست بکشی. حتی اگه یه سوال برایت پیش اومد، یه جا یادداشت کن و برگرد سر کارت.۴. استراحت کوتاه (۵ دقیقه): وقتی تایمر زنگ خورد، کار رو همون‌جوری که هست رها کن و ۵ دقیقه استراحت کن. اما دقت کن! استراحت یعنی: بلند شو، یه آب بخور، چند قدم راه برو یا پنجره رو باز کن. نباید بری توی گوشی و شبکه های اجتماعی (چون ۵ دقیقه زود تمام میشه و مغزت استراحت نمی‌کنه، فقط خسته میشه).۵. تکرار: این چرخه رو ۴ بار تکرار کن (یعنی ۴ تا ۲۵ دقیقه کار و ۵ دقیقه استراحت).۶. استراحت طولانی (۱۵ تا ۳۰ دقیقه): بعد از اینکه ۴ تا پومودورو رو پشت سر گذاشتی، حالا اجازه داری یه استراحت حسابی بکنی. یه چای بخور، یه چیزی بخور یا یه کم لم بده.چند تا نکته برای اینکه شکست نخوری:اگه کسی اومد باهات حرف بزنه یا یه فکر مزاحم اومد، به خودت بگو: «الان وقت پومودوروئه، بعد از زنگ تایمر بهت رسیدگی می‌کنم».25دقیقه خیلی کمه؟ اشکالی نداره! اگه حس میکنی تمرکزت بیشتره، میتونی زمان رو به ۵۰ دقیقه کار و ۱۰ دقیقه استراحت تغییر بدی. مهم اینه که &quot;زمان استراحت&quot; حتماً رعایت بشه.- استفاده از اپلیکیشن: اپلیکیشن‌های خیلی باحال و ساده‌ای برای پومودورو هست که کار رو برات راحت می‌کنن (کافیه توی مارکت سرچ کنی: Pomodoro Timer).</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2026 09:00:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه رمضان و انیمیشن های خاطره انگیز (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-ceahpch7lsl9</link>
                <description>سلام. بعد از 6 7 سال که از مطلب قبلی میگذره با توجه به اینکه تو این سالها انیمیشن های جذاب زیادی منتشر شدن حالا چند روز مونده به رمضان سال 1404 شمسی گفتیم ادامه ای برای این مطلب بنویسیم تا تلاقی این ماه مبارک با اسفند ماه و شب عید برای شما لذت بخش تر باشه. پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سال 1405 سالی پربرکت و شادی برای همه ی مردم سرزمین کهن ما ایران عزیز باشه. با این مقدمه بریم سراغ معرفی انیمیشن ها...زوتوپیا (2016)جودی هاپس یه خرگوش روستایی با شخصیتی الهام بخش و جنگجو که رویای بزرگی داره اون میخواد به اولین افسر پلیس خرگوش توی شهر «زوتوپیا» تبدیل بشه. زوتوپیا شهری که توی اون حیوون‌ها مثل آدم‌ها زندگی میکنن، ولی زیر این ظاهر بامزه، کلی نکته درباره ی قضاوت نکردن، تلاش کردن و شکستن کلیشه‌ها قایم کرده.کوکو (2017)چشم نوازترین انیمیشنی که توی عمرم دیدم. وقتی میگم چشم نوازترین اغراق نمیکنم چون کوکو فقط دیده نمیشه یه جورایی مثل یه سفر احساسیِ آروم و عمیقه. یه جور تجربه بصریه که بعد دیدنش یه کم ساکت میشی و به آدم‌های زندگیت فکر میکنی یه یادآوری لطیفه که عشق، خانواده و خاطره‌ها چقدر میتونن زندگی رو معنا دار کنن.فردیناند (2017)فردیناند گوساله ای که قلب مهربونی داره و به گل‌ها علاقه‌ داره. اون برخلاف ظاهرش دوستی با انسان‌ها و سایر حیوانات رو به مبارزه با اون‌ها ترجیح میده و همین تضاد، هم قشنگه هم تأثیرگذار. از نظر بصری رنگ‌ها شاد و زنده‌ان و طراحی فضاها حس لطیف و گرم داستان رو تقویت میکنه.مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی (2018)«به درون دنیای عنکبوتی» از اون انیمیشن‌هاست که از همون ثانیه‌های اول میفهمی با یه چیز معمولی طرف نیستی. سبک بصریش مثل یه کمیک زنده‌ست؛ رنگ‌ها، خطوط و افکت‌ها طوری کنار هم نشستن که انگار صفحه‌ها دارن جلوی چشم آدم ورق میخورن. از نظر فنی هم واقعاً شاهکاره ریتم انیمیشن، طراحی کاراکترها و ترکیب سبک‌های مختلف باعث میشه هر فریمش یه اثر هنری باشه. در کنار این‌ها، داستان مایلز هم یه حس قشنگ از رشد، هویت و پیدا کردن راه خودت به آدم میده.رالف خرابکار 1 و 2 (2018 و 2012)«رالف خرابکار» یکی از سرگرم کننده ترین انیمیشن هاییه که تو عمرم دیدم. هم قسمت اولش با دنیای بازی‌های قدیمی هم قسمت دوم با فضای اینترنت یه انرژی تازه میاره. ترکیب طنز، ریتم تند و شخصیت‌های بامزه باعث می‌شه اصلاً حوصله‌ت سر نره. از نظر فنی هم طراحی دنیاها و جزئیات ریزشون واقعاً جذابه. ببین و لذت ببر.کلاوس (2019)انیمیشنی که به نظر من ارزش بارها و بارها دیده شدن رو داره و هر بار یه چیز تازه از دلش بیرون میاد. سبک بصریش واقعاً متفاوته ترکیبی از طراحی دستی و نورپردازی مدرن که یه حال‌ و هوای گرم و خاص میسازه. طنز لطیف و شخصیت‌های بامزه‌ش هم باعث میشن تماشاش لذت‌بخش و راحت باشه. در کل از اون کاراست که هم دل رو نرم می‌کنه هم چشم رو سیراب.روح (2020)تو مطلب قبلی گفتم هنوزم وال ای بهترین انیمیشنیه که تو عمرم دیدم و بعد از اون هم درون و بیرون اما رتبه ی سوم رده بندی من با افتخار تعلق می گیرد به انیمیشن «روح» نیاز به تعریف بیشتر نیست فقط همین دیالوگ کافیه تا بدونید با چه شاهکاری طرفید:گاردنر: من تمام عمرم منتظر همچین موقعیتی بودم. فکر میکردم متفاوته.ویلیام: یه داستان درباره یه ماهی شنیدم. اون میره پیش یه ماهی پیرتر و میگه دارم صبر میکنم چیزی رو پیدا کنم که بهش میگن اقیانوس. ماهی پیرتر میگه اقیانوس؟ اون چیزیه که همین الان هم توشی. ماهی جوونتر میگه، این؟ این که آبه! چیزی که من میخوام اقیانوسه…لوکا (2021)«لوکا» از اون انیمیشن‌های تماشاییه که آدم با دیدنش یه لبخند آروم میزنه. فضای ساحلی ایتالیا، رنگ‌های روشن و حال‌ و هوای تابستونیش یه حس سبک و دلنشین میده که واقعاً میچسبه. سبک بصری ساده اما فوق‌العاده جذابش باعث میشه هر صحنه مثل یه نقاشی زنده باشه. طنز لطیف و رابطه‌ی صمیمی شخصیت‌ها هم کاری میکنه تماشای «لوکا» واقعاً لذت‌بخش و گرم باشه.گربه چکمه‌پوش: آخرین آرزو (2022)«آخرین آرزو» با سبک بصری کمیک‌بوکی و مبارزه‌های چشم‌نوازش واقعاً تماشاییه. داستان گربه هم این‌بار عمیق‌تره و بین شوخی‌ها، حرف‌های جدی درباره ترس و ارزش زندگی میزنه. در کل یه انیمیشن پرانرژی و خوش‌ساخته‌ست که هم سرگرم میکنه، هم یه حس قشنگ به آدم میده. المنتال (2023)من آبم تو آتیش فرقمون زیاد اما جالب اینه کاملا به هم میاد. «المنتال» برای من دقیقاً همون جاییه که تفاوت‌ها تبدیل میشن به زیبایی. این انیمیشن یادآوری میکنه که گاهی دقیقاً همون کسی که فکر میکنی بهت نمیاد، میتونه بهترین گزینه برای تو باشه. سبک بصری خاص و رنگارنگش این تضاد رو قشنگ‌تر هم میکنه و طنز لطیفش باعث میشه داستان عشق و تفاوت‌ها خیلی گرم و دلنشین بشه.درون و بیرون 2 (2024)رایلی کوچولوی دوست داشتنی حالا وارد دوره ی نوجوونی و بلوغ شده و احساسات جدید دنیای رایلی رو یه قدم عمیق تر کردن حالا اون باید با احساسات و موقعیت های جدیدی روبرو بشه. « درون و بیرون 2» یه تجربه‌ی سرگرم‌کننده و خوش‌ساخته که حال آدم رو خوب میکنه. به نظرم دانشجویان و علاقه مندان به روانشناسی باید انیمیشن هایی مثل درون و بیرون 1 و 2 ، روح ، در جستجوی دوری ، مری و مکس رو به عنوان یک کلاس درس پیشرفته بارها و بارها تماشا کنند.ربات وحشی (2024)به معنای واقعی کلمه من از دیدن این انیمیشن لذت بردم. «ربات وحشی» برام یه تجربه‌ی آروم، قشنگ و متفاوت بود. داستانش ساده اما تاثیرگذاره و اون حس رابطه‌ی ربات با طبیعت خیلی به دلم نشست. به نظرم بهترین انیمیشن سال 2024 چون هم از نظر احساسی قویه هم از نظر بصری یه حال‌وهوای خاص و دوست‌داشتنی داره.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 22:01:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه رمضان و بازی های رایانه ای خاطره انگیز (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-vy1rffi5fwu3</link>
                <description>سلام. بعد از 6 7 سال که از مطلب قبلی میگذره با توجه به اینکه توی این سالها بازی های جذاب زیادی منتشر شدن حالا چند روز مونده به رمضان سال 1404 شمسی گفتیم ادامه ای برای این مطلب بنویسیم تا تلاقی این ماه مبارک با اسفند ماه و شب عید برای شما لذت بخش تر باشه. پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سال 1405 سالی پربرکت و شادی برای همه ی مردم سرزمین کهن ما ایران عزیز باشه. با این مقدمه بریم سراغ معرفی بازی ها...Limbo (2010)رده بندی سنی 15+یه بازی پازل پلتفرمر مینیمال و هنریه که تو سال ۲۰۱۰ توسط Playdead منتشر شد. Limbo با سادگی عجیبش آدم رو می‌گیره؛ تاریک، کم‌حرف و پر از سکوت‌هایی که خودش حرف میزنه. برای من یه تجربه‌ی متفاوت بود از اون بازی‌هایی که بدون دیالوگ، فقط با تصویر و فضا، یه حس عمیق و موندگار میسازه.Red Dead Redemption 1 &amp; 2 (2010 , 2018)رده بندی سنی 18+دو بازی اکشن ماجراجویی جهان‌باز از Rockstar Games هستند که تو سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸ منتشر شدند. این دو نسخه کنار هم مثل یه سفر طولانی تو قلب غرب وحشین؛ پر از تنهایی، رفاقت و انتخاب‌هایی که روی روح آدم میمونه. جان مارستون و آرتور مورگان هرکدوم با داستان‌های تلخ و انسانی‌ شون، تجربه‌ای می‌ سازند که بیشتر شبیه زندگی‌کردنه تا بازی‌کردن.batman: arkham city (2011)رده بندی سنی 18+یه بازی اکشن ماجراجویی سوم‌ شخصه که سال ۲۰۱۱ توسط Rocksteady ساخته شد. فضای خفه‌ی شهر و شخصیت‌های عجیب‌ و غریبش باعث میشن از همون اول تا آخر توی حال‌وهوای بتمن غرق بشی. بهترین بتمنیه که بازی کردم چون این نسخه واقعاً حس اینو میده که خودت داری توی این دنیای دیوونه زندگی می‌کنی.The Elder Scrolls V: Skyrim (2011)رده بندی سنی 16+یه بازی نقش‌آفرینی جهان‌بازه که سال ۲۰۱۱ توسط Bethesda منتشر شد. Skyrim از اون دنیاهاست که وقتی واردش میشی، انگار یه زندگی دوم پیدا میکنی؛ پر از کوه، برف، غار و ماجراجویی‌هایی که هیچ‌وقت تموم نمیشن. از اون تجربه‌هاست که حتی بعد از سال‌ها هم هنوز آدم دلش میخواد دوباره برگرده و یه مسیر جدید رو امتحان کنه.Hitman: Absolution (2012)رده بندی سنی 18+یه بازی مخفی‌کاری و اکشن سوم‌شخصه که سال ۲۰۱۲ توسط IO Interactive منتشر شد. Absolution از اون نسخه‌های هیتمنه که بیشتر از همیشه تو رو میبره توی ذهن و تنهاییِ مأمور ۴۷؛ تاریک، جدی و پر از لحظه‌هایی که باید با دقت نفس بکشی. بازی یه حال‌ و هوای سینمایی داره که باعث میشه بیشتر از یه مأمور سرد و بی‌احساس باشی واقعاً خودت میشی ۴۷.GTA V (2013)رده بندی سنی 18+یه بازی اکشن جهان‌بازه که سال ۲۰۱۳ توسط Rockstar Games منتشر شد. GTA V همون «گاو شیرده» معروف راک‌استاره؛ بازی‌ ای که انقدر بزرگ و پرجزئیاته که هنوزم بعد این همه سال راک استار ول‌کنش نیست. سه شخصیت متفاوت، یه شهر زنده و دیوونه، و کلی کار که هر بار یه چیز جدید برای سرگرم‌کردنت پیدا میشه.Assassin&#039;s Creed IV: Black Flag (2013)رده بندی سنی 18+یه بازی اکشن ماجراجویی جهان‌ بازه که سال ۲۰۱۳ توسط Ubisoft منتشر شد. گشت‌زدن توی دریا، نبردهای کشتی‌ به‌ کشتی و موسیقی‌های دریاییش یه حال‌وهوای خاص میسازه که سخت میشه فراموشش کرد. بازی یه جوریه که انگار نصفش ماجراجوییه، نصفش رویا و همین ترکیب جذابش میکنه.The Last of Us 1 &amp; 2 (2013 , 2020)رده بندی سنی 18+دو بازی اکشن ماجراجویی داستان‌محور هستن که به‌ترتیب در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۲۰ توسط Naughty Dog منتشر شدن. این دو نسخه کنار هم مثل یه ضربه‌ی احساسی طولانی‌ مدتن؛ از رابطه‌ی جوئل و الی تا مسیر تاریک و سنگینی که توی قسمت دوم ادامه پیدا میکنه. بازی یه جوری با احساسات آدم بازی میکنه که انگار داری درد، عشق، انتقام و بخشش رو از نزدیک لمس میکنی. از اون تجربه‌هاست که بعد از تموم شدنش یه مدت ساکت میمونی، چون هنوز توی دنیای بازی گیر کردی.The Witcher 3: Wild Hunt (2015)رده بندی سنی 18+یه بازی نقش‌آفرینی جهان‌بازه که سال ۲۰۱۵ توسط CD Projekt Red منتشر شد. Witcher 3 از اون دنیاهاست که وقتی واردش میشی دیگه سخت میتونی ازش دل بکنی؛ پر از داستان‌های ریز و درشتی که هر کدومشون یه حس واقعی دارن. سفر با گرالت، انتخاب‌های سخت و لحظه‌های آروم کنار طبیعتش یه ترکیب عجیبی میسازه که هم هیجان داره، هم عمق.Inside (2016)رده بندی سنی 7+یه بازی پازل پلتفرمر مینیمال و مرموزه که سال ۲۰۱۶ توسط Playdead منتشر شد. Inside خوبه چون بدون حتی یه کلمه حرف، یه حس عجیب و سنگین میسازه که تا آخر بازی ولت نمیکنه. هر قدمی که برمیداری انگار داری وارد یه راز جدید میشی، یه دنیای تاریک که هم می‌ ترسونه، هم کنجکاوت میکنه.Uncharted 4: A Thief&#039;s End (2016)رده بندی سنی 15+یه بازی اکشن ماجراجویی سوم‌ شخصه که سال ۲۰۱۶ توسط Naughty Dog منتشر شد. رابطه‌ی نیتن و سم، سفرهای دیوونه‌کننده و صحنه‌های سینماییش کاری میکنه لحظه‌ای ازش جدا نشی. بازی یه حس خداحافظی قشنگ داره؛ هم شیرینه، هم یه کم سنگین در حدی که بعدش دلت برای نیتن تنگ میشه.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 21:25:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لذت رهایی از عادت های بد</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-zklczg34coou</link>
                <description>نگردد جمع با عادت عبادتعبادت می‌کنی بگذر ز عادت«شیخ محمود شبستری»اول باید به این تشخیص برسید که چه عادتی بد و چه عادتی خوبه و منابع شناخت عادات بد، مسائل دینی و مسائل عرفی و اجتماعیه که شما خیلی بیشتر و بهتر ازمن بلدین.دوم اینکه شما بعد از تشخیص عادت بد اون رو توجیه نکنید و اون را برای خودتون بد محسوب کنید چرا که با توجیه کردن هیچوقت احساس برطرف کردن اون رو نخواهید کرد چون اون رو بد حساب نمی کنید.سوم اینکه هر عادتی اول مثل یه نخ نازکه اما هربار که یه عمل رو تکرار کنیم ما این نخ رو ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب بلندی میشه که به دور فکر و عمل ما می پیچه اما باید به این نکته توجه داشته باشید که عادات جزو ذاتیات انسان مثل نفس کشیدن که غیر قابل تغییرند نیست و با تمرین و ممارست حل شدنی و تغییر پذیر هستند.تصمیم بگیرید که تغییر کنیدیکی از مهم ترین فاکتورها توی ترک عادات بد و ناپسند ،تصمیم و ارادست .شما باید از خودتون اراده نشون بدین و توی راه ترک عادت صبر و استقامت کنید ولو اینکه بر سر راه مشکلات و موانع فراوانی باشه.یکی از بارزترین علت های ناتوانی تو برخورد با عادت های بد دودل بودن و مصمّم نبودنه. برای این که مصمّم تر بشید، به اشکالات و زیان های عادتی که می خواین اون رو تغییر بدید فکر کنید. به این فکر کنید که تغییر دادن این عادت برای شما چه سودی در بر داره.هر عادت بدی رو که می‌خواهید کنار بذارید، در موردش تحقیق کنید که وقتی در اون حالت هستید، چه اتفاقاتی توی بدن شما می‌افته؟مثلاً می‌خواهید عادت زیاد نگاه کردن به گوشی رو رفع کنید تحقیق کنید که وقتی زیاد به صفحه نمایش نگاه می‌کنید چه اتفاقی تو چشم شما می‌افته. حالا هربار که زیاد نگاه می‌کنید یاد اون ویدئو هم بیفتید یا مثلاً می‌خواهید عادت زیاد نمک خوردن یا شیرینی خوردن را کنار بذارید؟ در مورد اینکه وقتی زیاد نمک می‌خورید، رگ‌ها چطور میشن یه ویدئو ببینید و در حین خوردن نمک به یاد اون بیفتید.لازمه که برای ترک هر عادتی راهکارهای مخصوصی در نظر گرفته بشهبه عنوان مثال تو ترک سیگار کشیدن برخی توصیه به ورزش و یا استفاده کردن از مواد غذایی و خوراکی نیرو زا و مثمرثمر به جای سیگارکشیدن رو می کنند. مثلا برای ترک افکار منفی یه استاد روانشناس می گفت یه کش پول بنداز دور مچ دستت و هر وقت یه فکر منفی اومد سراغت کش رو بگیر و محکم رها کن تا یه ضربه به دستت بخوره و یادت باشه نباید به فلان قضیه فکر کنی. پس باید هر عادتی رو با راه های ویژه ای در ضمن رعایت امور عمومی و مشترک ترک کرد.گفتیم هر عادتی اول مثل یه نخ نازکه اما هربار که یه عمل رو تکرار کنیم ما این نخ رو ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب بلندی میشه که به نظر برخی دیگه غیرقابل ترک کردن میشه اما این از اون جاهاییه که ما با علوم تجربی مخالفیم چون ما معتقدیم  نیرنگ و توطئه شیطان [در برابر اراده خدا و پایداری شما] سست و بی پایه است(آیه 76 سوره نساء). پس بگو: اى بندگان من كه [با ارتكاب گناه] بر خود تجاوز كار بوده‌ايد! از رحمت خدا نوميد نشويد، يقيناً خدا همۀ گناهان را مى‌آمرزد؛ زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است(آیه 53 سوره زمر). میدونم خیلی خیلی سخته اما تو آدم دغدغه مندی هستی و با نیت خالص میخوای تغییر مثبتی روی جامعت بذاری من باورت میکنم اما تغییر مثبت باید از خودت شروع بشه اگه از من بپرسی ما برای چی به این دنیا اومدیم میگم مبارزه با هوای نفس اگه بپرسی مهم ترین عادتی که باید یک انسان آزاده در خودش ایجاد کنه چیه میگم عادت به مبارزه ی دائمی با هوای نفس. زمانی میتونی سرباز باشی نه سربار که سرحال باشی آدمی که گرفتار شهواته نمی تونه سرحال باشه.برای ترک هر عادت، زمان جداگانه ای رو در نظر بگیریدممکنه برخی عادت هایی رو که دارید، پسندیده نباشند و در فکر ترک اون ها باشید، از جمله: ترک سیگار، ناخن جویدن، خوردن زیاد شکلات و مثل اینها؛ اما یادتون باشه با برنامه ریزی صحیح، با فاصله و به مرور دست از اون ها بکشید. اگر بخواید همگی رو در یک زمان ترک کنید، در انجام هیچ کدوم موفق نخواهید شد. از عادت هایی که قصد دارید ترک کنید، لیستی تهیه کنید و اون ها رو اولویت بندی کنید و ضروری ترین ها رو اول از همه بنویسید. به عنوان مثال، اون موردی رو که به سلامتی شما آسیب می رسونه تو اولویت قرار بدید. روی اون تمرکز کنید و تصمیم قاطع بگیرید. تو ترک عادت های بد تا وقتی یک عادت رو به صورت کامل ریشه کن نکردی سراغ بعدی نرو این یکی از اصول مهمه.یکی از مهم ترین عادت هایی که باید در خودمون ایجاد کنیم عادت به تفکر و مطالعست. همیشه سعی کردم تو مطالبی که ارائه میدم سه اصل خلاصه، مفید و به زبان ساده بودن رو حفظ کنم با این وجود شاید برای درک عنوان بعدی لازمه اون رو چندبار بخونید و هر جمله ای که می خونید گوشی رو بذارید کنار و راجبش فکر کنید بعد ادامه بدید...قدرت روح خودتون رو بالا ببریدتوی روانشناسی بحثی هست به نام خودمهاری (Self-Controlling) دقت کنید: قانون کلی اینه: اگه شما بتونید خودتون رو در برابر یک خواسته‌ی غیرعقلانی که معمولاً به اون تمایل دارید، کنترل کنید، انگار خودتون رو در برابر همه خواسته‌های غیرعقلانی کنترل کردید. به همین خاطر که ما به بچه‌های مذهبی میگیم اگه شما تو درس موفق نباشید، تو دین هم موفق نخواهید بود! یعنی کسی که نتونه در برابر خواسته «درس‌نخوندن» مقاومت کنه، در برابر گناهان هم نمیتونه مقاومت کنه. هرچقدر به بخش طغیان گر مغزت گوش بدی بخش خودمهاری مغزت کوچیک و ضعیف میشه و نیاز به تقویت داره. حالا می‌فهمیم دستوراتی که اسلام به ما میده نوعی تمرین خودمهاری. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: به اون چه دوست داری نمیرسی مگه اینکه صبر کنی بر چیزی که دوست نداری. قدرت روح تو مبارزه با هواهایی که مطابق میل اما مخالف هدف شماست بالا میره و این همون خودسازی. کسی که خودسازی نداشته باشد، توان ادارهٔ سرگرمی‌هاش رو هم نداره. خودسازی یعنی مدیریت و احاطه بر رفتارها. مقدمهٔ خودسازی، داشتن برنامهٔ فکریه. اگه برای لحظات زندگی خودتون  برنامه نداشته باشید، ممکنه به اولین چیز جذابی که در زندگی‌ تون پیش بیاد معتاد بشید.  باورتون میشه بعضی ها اینقدر بیکارن که حوصلشون سرمیره! اصلا شما بویی از دین و انقلابی که ادعاش رو میکنی نبردی که هیچ (اینا که روحیه جهادی میخواد) با انسانیت هم فاصله داری انسانیت یعنی حرکت. رودِ ساکن، عاقبت مرداب میشه، هیچ رودی بدون حرکت به دریا نمی‌رسه، هیچ آدمی بدون تلاش به موفقیت نمی‌رسه. تنبلی توی کار، تنبلی توی عبادت میاره و بالعکس! هیچ وقت بیکار نباشید طوری برنامه ریزی کنید که دائماً مشغول به کاری باشید. طوری که خوابتون از روی خستگی باشه. تو رختخواب بیدار نمونید. به قول شهید بهشتی: ای انسان در هیچ نقطه ای توقف نکن، حرکتت را در خط تعالی همواره ادامه بده، بدان برای تکامل و رشدیابی تو مرزی وجود ندارد تو فرزند بی نهایتی...امام باقر علیه السّلام فرمودند:إنِّى لأبغضُ الرَّجُل أن یَكُون كسلاناً عَن أمرِ دُنیَاه، و مَن كَسَل عَن أمرِ دُنیاه فَهُو عَن أمر آخِرتِه أكسلَ؛من فردی را كه در كار دنیایش تنبل باشد مبغوض می‌دارم؛ همانا كسى كه در كار دنیا تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل‌تر است.مراقب روزهای تعطیل باشید همیشه وقتتون رو تو تعطیلات با خوابیدن و حال نداشتن نگذرونید. بین آدمی که میخواد تغییرات مثبتی تو زندگی خودشو دیگران ایجاد کنه و طبیعت باید ارتباط نزدیکی باشه طبیعت خیلی فداکارانه عمل میکنه انرژی های منفی رو از شما میگیره و مثبت تحویلتون میده برید به دامان طبیعت و لذت ببرید. زمانی رو به برای دیدن اقوام و آشنایان یا احوال پرسی ازشون بذارید. وقتایی از روزهای تعطیل هم که خونه اید به بطالت نگذرونید کی گفته تعطیلی یعنی هیچ کاری نکردن؟! اول و مهم تر از همه به درساتون برسید و نذارید روی هم جمع بشه که اذیتتون کنه بعدم بشینید و به آیندتون فکر کنید و تلاش کنید واسه موفقیت. موسیقی خوب گوش بدید ، کتاب بخونید ، شعرا و تکستایی که دوست دارید رو تو یه دفتر بنویسید ، غذا درست کنید، زبان یاد بگیرید و لیسینینگت رو با گوش دادن آهنگ و نگاه کردن به فیلم تقویت کنید،  نقاشی بکشید بچسبونید به یه گوشه ای از دیوار اتاقتون، گل و گیاه پرورش بدید، عکاسی کنید، ورزش کنید ووومحیط اطرافتون رو تغییر بدید«ریچارد استوارت» (روان شناس) تو دهه 1960 به اثبات رسوند که زنان چاق می تونند از طریق تغییر عادات تغذیه و محیط زیست محرک، از وزن خودشون کم کنند. مثلاً استفاده از بشقاب های کوچیک تر موقع غذا خوردن. برای ترک غیبت از دیگران باید خودتون رو از محل هایی که احتمال می دید زمینه غیبت فراهم تا حد امکان دور کنید و در صورت قرار گرفتن در چنین محیطی سعی کنید که بحث رو عوض کرده و از مسائل دیگه ای حرف بزنید. پس برای تغییر خودتون سعی کنید اول محیط اطرافتون رو تغییربدید.چهار قانون برای ایجاد یا تغییر عادات: ۱- سرنخ: آن را شفاف و آشکار کنید. ۲- تمایل: آن را جذاب کنید. ۳- پاسخ: آن را ساده کنید.۴- پاداش: آن را رضایت‌بخش کنید.و برای حذف یک عادت بد:۱- آن را مخفی (پنهان) کنید.۲- آن را غیرجذاب کنید.۳- آن را سخت کنید. ۴- آن را عامل نارضایتی کنید.داستان جالبی وجود داره درباره ی مردی که به سرعت و چهار نعل با اسبش می تاخت این طور به نظر می‌رسید که جای بسیار مهمی می‌رفت. مردی که کنار جاده ایستاده بود، فریاد زد: « کجا میروی؟ » مرد اسب سوار جواب داد: «نمی دانم، از اسب بپرس!» حکایت کسایی که بدون هدف زندگی می‌کنند همینه!! بیشتر انسان‌ها سوار بر عادت‌ها و باورهای غلطشون به جلو میرن بدون اینکه بدونند هدفشون کجاست.یه عادت خوب رو جایگزین عادت بد کنیدبه خودت عادت بده همیشه نیمه ی پُر لیوان رو نگاه کنی، داشته هات که خیلی بیشترن. بدن و روح و روان انسان آمادگی پذیرش عادات رو دارند پس میشه عادات خوب و نیکو رو جایگزین عادات بد کرد اما این امر احتیاج به وقت و گذر زمان داره و از مسائلیه که نمیشه از اون انتظار نتیجه ای زودرس رو داشت. قطع یک عادت به طور کل خیلی سخته. بهتره با ترک یک عادت بد، یک عادت خوب روهم زمان جایگزین اون کنید. مثلاً به جای تلویزیون دیدن، مطالعه کردن رو جایگزین کنید. اوائل کمی سخته اما الان من یه صفحه کتاب روانشناسی رو که مطالعه میکنم هزار برابر تلویزیون دیدن لذت می‌برم. از چه چیزهایی لذت می‌برید؟ تلویزیون دیدن؟ جوک گفتن و شنیدن؟ موسیقی شنیدن؟ بیایید تمرین کنید و خودتون رو تو زمینه لذت کمی ارتقا بدید. اینکه من اینجا موسیقی خوب، کتاب خوب، فیلم و سریال خوب و... معرفی میکنم برای اینکه کیفیت لذتمون رو بالا ببریم شما وقتی تشنت میشه از جوب آب میخوری یا صبر میکنی برسی خونه آب گوارا بخوری؟ پس چرا هر آشغالی رو وارد ذهن و روحت میکنی؟! چرا برای زمان و چشم و گوش خودت ارزش قائل نیستی؟!برای موفقیت هاتون جایزه تعیین کنیداین کار یکی از کلیدهای موفقیت شماست. اگه تمرکز روی فواید ترک یک عادت تو درازمدت برای شما سخته، تو فواصل کوتاه، بعد از هر قدمی که به سوی ترک یک عادت برمی دارید، یک پاداش به خودتون بدید. به طور مثال، فیلم مورد علاقتون رو نگاه کنید، استخر برید، لباس یا چیزی رو که مدت هاست دوست دارید بخرید.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Wed, 27 Aug 2025 16:02:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای خرید لپ تاپ (خلاصه و مفید)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%84%D9%BE-%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-obwwp8ps0ktq</link>
                <description>در این مقاله به بررسی نکاتی که برای خرید یک لپ تاپ باید در نظر بگیرید می پردازیم.خواندن این مقاله جدا از زمان و قیمت روز قطعات به شما در انتخاب بهترین تصمیم کمک می کند.پس اگر قصد خرید یک لپ تاپ را دارید این موارد را در نظر داشته باشید.پردازنده یا cpu مغز لپ تاپ شماستحالا بیایید با پردازنده ها آشنا بشیم:دو برند معروف توی ایران: intel و AMD Ryzen هستندمدل های اینتل: core i3، i5، i7 (هر چی عدد بالاتر = قدرت بیشتر)برای مدل های رایزن هم به همین صورته  Ryzen 3/5/7نسل پردازنده یعنی چی؟ به نسخه یا سری تولید اون اشاره داره و هر چه نسل دستگاه بالاتر باشه سریع تر، قوی تر و بهینه تر از نسل قبلیهخب حالا چطور نسل پردازنده رو تشخیص بدیم؟ تو شماره مدل مشخص میشه:intel core i5-1135G7 عدد 11 یعنی نسل یازدهمintel core i7-8565U عدد 8 یعنی نسل هشتمحافظه: جایی برای اطلاعات و سرعت سیستم شماستانواع حافظه:HDD ذخیره سازی ارزان ولی سرعت کمترSSD سریعتر و بهینه ترظرفیت حافظه: 128 گیگ و 256 گیگ مناسب برای نصب سیستم عامل و کارهای روزمره512 گیگ یا بیشتر ایده آل برای ذخیره سازی همه چیزسرعت لپ تاپت به رم (RAM) بستگی دارهظرفیت رم:4 گیگابایت: مناسب کارهای سبک8 گیگابایت: استفاده روزمره (وب گردی، کار اداری)16 گیگابایت یا بیشتر: طراحی گرافیکی و بازی حرفه اینسل رم:DDR3 : قدیمی تر و کندترDDR4 : استاندارد فعلی، سرعت مناسبDDR5: جدیدتر و سریع ترکارت گرافیک (GPU)گرافیک مهمه؟ بستگی به کاری که انجام میدی دارهگرافیک آن برد (integrated): مناسب کارهای سبک و روزمره مثل intel irisگرافیک اختصاصی (Dedicated): مناسب بازی، طراحی گرافیکی و ویرایش ویدیو مثل NVIDIA GTX/RTXصفحه نمایش لپ تاپ چقدر مهمه؟کیفیت نمایشگر:HD: مناسب کارهای سادهFHD: استاندارد برای کارهای روزمره4K: مناسب طراحی و کارهای حرفه اینوع پنل نمایشگر:TN: قدیمی تر، سرعت بالا، اما رنگ ضعیف ترIPS: بهترین انتخاب برای رنگ های دقیق و زاویه دید بهترOLED: برای رنگ های زنده و کنتراست بالا ( مناسب حرفه ای ها)و چند نکته مهم که باید بهش توجه کنید:نسل بالاتر یعنی عملکرد بهتر گول مشخصات بالا با نسل پایین رو نخورینهمیشه ظرفیت و نسل رم رو متناسب با نیازت انتخاب کنبرای سرعت بیشتر همیشه SSD انتخاب کنبرای کارهای حرفه ای همیشه گرافیک اختصاصی انتخاب کنبرای طراحی، فیلم سازی و کارهای حرفه ای، نمایشگر 4K با پنل IPS یا OLED بهترین گزینه است.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Mon, 30 Jun 2025 13:40:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیر تا پیاز ازدواج</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-llbambp8mwfm</link>
                <description>سیر تا پیاز ازدواجبدون مقدمه بریم سر اصل مطلب اولین پیش نیاز ازدواج انتخابه و اولین پیش نیاز انتخاب خودشناسیه یعنی من بدونم مثلا فلان اخلاقو دارم که برای تشکیل خونواده سمه پس قبل اقدام برای انتخاب از خودم سم زدایی میکنم. دومین پیش نیاز اینه که ۲طرف به اندازه ی کافی عاقل و بالغ شده باشند که زندگی مشترک خاله بازی نیست. بهترین انتخاب وقتیه که انسان به بلوغ عقلی، اجتماعی و عاطفی لازم رسیده باشه که نشونه‌ی اون احساس مسئولیت، کنترل عواطف، قدرت محبت ورزیدن، توجه به عرف اجتماعی تو برخوردها و بطور کلی عاقلانه و پخته رفتار کردنه. برخوردهای عجولانه، احساساتی و اصرار روی یک مورد خاص نشونه‌ی ضعف در این مورده. سومین و آخرین پیش نیاز قبل مرحله ی انتخاب هم اینه آیا داشتن خونه و ماشین و کار ثابت لازمه؟ خیر ولی پسر باید جَنَم و عُرضه ی پول درآوردن داشته باشه و دختر هم توانایی مدیریت دخل و خرج خونه رو داشته باشه و اهل قناعت باشه. پس خلاصه ی مبحث پیش نیازهای ازدواج یعنی پیش از اقدام برای انتخاب شد:  ۱.خودشناسی و خودسازی ۲.رسیدن به بلوغ و پختگی لازم ۳.پسر عرضه ی پول درآوردن داشته باشه. اینارو نداشته باشی و اقدام کنی به طرف مقابلت خیانت کردی و این حق الناس همیشه گردنته. سوال شد که آقا ما فعلا پیش نیازهاشو نداریم چَکار کنیم؟ قشنگ درس بخون، مهارت یاد بگیر، هنری رو آموزش ببین، یه رشته ی ورزشی رو پیگیری کن ووو از همه مهم تر روی ساختن خودت کار کن اما تا وقتی آمادگی شو نداری که قبول مسئولیت کنی حتی یک درجه هم به این سمت متمایل نشو اینکه باهم باشیم بعد چند وقت دیگه که آمادگی شو پیدا کردیم پا پیش بزاریم اشتباهه چرا؟ چون شما یا اوشون پختگی لازم رو ندارین معیارهاتون ثابت نیستن پس گذر زمان ممکنه معیارهاتونو تغییر بده و این یعنی چون بچه بامعرفتی هستی ممکنه اونجا از احساس مطلق تبعیت کنی همانطور که مولامون على عليه السلام می فرمایند: چشم عاشق از ديدن عيب هاى معشوق كور است و گوش او از شنيدن زشتي هايش كر. ضمن اینکه ازدواج یک پیوند اجتماعیه یعنی درستش اینه اول خونواده ها بهم پیوند بخورند بعد دختر و پسر. خب حالا می رسیم به مهم ترین انتخاب زندگیتون یعنی «انتخاب همسفر». اول اینو بدون که توی انتخاب دلسوزی ممنوعه ،چون انتخاب بخاطر دلسوزی به احتمال زیاد محکوم به شکسته دوم اینکه ازدواج به امید تغییر ممنوعه این رو بدونید که شاید اون شخص بتونه حساسیت‌ها و سلیقه‌های اکتسابیش رو اصلاح کنه اما هرگز نمی‌تونه رفتار فردی و شخصیت درونی و ذات خودش رو تغییر بده‌ و سوم اینکه نباید توی انتخاب همسر وسواس‌های غیرمنطقی داشت ولی دقت کافی ، شناخت لازم، تحقیق‌ وتصمیم درست و حساب شده داشته باشین تا بتونین در نهایت یک انتخاب صحیح و ان شاالله ازدواج موفق داشته باشین دقت داشته باشید که مهم ترین مسئله توی ازدواج و انتخاب همسر رعایت ملاک‌های‌ اصلیِ ازدواج یعنی اعتقاد و اخلاق و کفویت داشتن توی اون هاست. کسی که تو مرحله ی پیش نیازها به شناخت کافی از خودش رسیده باشه میدونه که مقصدش کجاست پس کسی که رو انتخاب میکنه که هم مقصد اون باشه (عقیده) و هم چنین هم سفری عالی (اخلاق).چه معیارهایی رو برای انتخاب داشته باشم؟ اولا معیارهای کلی داشتن با معیار نداشتن هیچ تفاوتی نداره باید تفسیر شما از معیارها کاملا روشن باشه مثلا آقاپسر به شما میگه من همسر باحجاب میخوام تفسیر این آقا از حجاب چیه؟ مانتویی، چادری، نیمه برهنه :)) معیارها به 2بخش اصلی و فرعی تقسیم میشن...بهتره حداقل 3 و حداکثر 5 معیار اصلی داشته باشید چون امکان دستیابی به همه ی معیارها وجود نداره در انتخاب همسر هر وقت آمادگی شو داشتید (پیش نیازهایی که گفته شد) اولین نفری که معیارهای اصلی تون رو داشت و در آخر به دلتون هم نشست انتخابش کنید تا فرصت ازدواج از دست نره اینجا صحبت از عشق نیست همین که بتونید ایشون رو به عنوان همسر بپذیرید کافیه معمولا توی ازدواج های عاقلانه بعد از عقد همسران به همدیگه دل بستگی شدیدی پیدا می کنند. انتخاب معیارهای اصلی و فرعی متناسب با هر فردی متفاوته اما این 5معیار اصلی به نظرم از امتیاز ویژه تری برخوردارن: 1.اصالت خانوادگی: حیثیت آدم اصیل به اون اجازه ی انحراف رو نمیده واقعیتش اینه که ما خیلی سجایای اخلاقی مون رو از خونواده هامون به ارث می بریم بنابراین من میخوام با خودش ازدواج کنم با خونوادش چیکار دارم هم از اون فانتزی هایی که به دلیل ریسک بالا بهتره ازش دوری کنید اون استثناهات خیلی کمن پس این کلام پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله را به یاد داشته باش: &quot;از گل ميان مرداب بپرهيزيد&quot; 2.ایمان: با کسی ازدواج کن که آدم دین داریه چون دین داری یکی از عوامل قدرتمندیه که آدمو از لغزش ها دور میکنه البته اینجا منظور دین داران واقعین نه اون هایی که فقط پوسته ای از دین رو دارن و به قول اربابمون دین فقط لق لق زبانشان است (امام حسين عليه السلام : همانا مردمان بنده دنيايند و دين لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان بيشتر تأمين شود زبان مى چرخانند و چون به بلا آزموده شوند آنگاه دين داران اندكند) 3.اخلاق خوب: زندگی بدون اخلاق خوش قابل تحمل نیست با یکم آشنایی اصولی و بررسی روحیات پدرو مادر طرف تا حدودی میتونی به خوش اخلاقی اون پسر یا دختر پی ببری. 4.رعایت اصول کفویت: ازدواج یک نوع پیونده که هر چه قدر سطح خونواده های پسر و دختر و روحیات پسر و دختر به هم نزدیک تر باشه اون ازدواج استحکام بیشتری داره، مثلا آدم دیندار با آدم بی دین به طور طبیعی دچار تعارض میشن از اون ور آدم هایی که علایق و اهداف مشترک دارن طبیعتا راحت تر زندگی می کنند البته اینو یادت باشه کفویت به معنای شبیه بودن نیست بلکه به معنای تناسب داشتن که گاهی در شبیه بودنه گاهی در مکمل بودن هیچ 2آدمی نیستن که کاملا شبیه به هم باشن. 5. سلامتی روحی و جسمی: فقط جلو پاتو نگاه نکن عزیز من و  اینقدر تو این سریال ها و رمان های عاشقانه سیر نکن وارد زندگی واقعی که بشی میفهمی 90 درصدشون مزخرفه و اصلا نشدنی هستن خیلی از دروغ ها یا اختلالات روانی از دور خیلی زیبا و دل فریبه. منطقی باشیمبا چه کسی ازدواج کنم؟ با کسی ازدواج کنید که 3 قانون موفقیت توی ازدواج رو داشته باشه: 1.خوب باشه: این معیارهای اصلی که گفتیم رو داشته باشه. قوانین خوب بودن الف. اخلاق: مهربان و خوش رو برای همسرش و دوستی مخلص برای اون باشه آدم بداخلاق بدبینه مثل مگس روی کثیفی ها می شینه پس مواظب باشید چنین مگسی رو وارد زندگی تون نکنید ب. مومن بودن ج. امانت دار بودن: جسم، روان، آبرو، مال، زیبایی و همه ی این ها میتونه امانت باشه 2.متناسب باشه: تفاهم قبل ازدواج: تفاهم توی دین داری خیلی مهمه اگه شخصیتی هستید که شیطنت های زیاد و خط قرمزهای دینی بسیار کمی دارید خواهش میکنم ازتون دنبال یک آدم خیلی مومن نباشید اینجوری خودتون که خراب هستید :)) آینده ی یک انسان درست رو هم خراب می کنید. تفاهم توی فرهنگ مهمه مثل سبک لباس پوشیدن، سنت ها و سبک زندگی و باورهای دوطرف مثلا دختری که تمام هم و غمش تجملاته تحمل مردی که تمام اوقات در حال کسب علم و مطالعه هست رو نداره با کسی ازدواج کنید که سبک زندگی و باورهاش به شما نزدیک باشه. راز سوم تفاهم تفاهم شخصیتیه بدون شک اگه تیپ شخصیتی نزدیک تری داشته باشید آسیب ازدواج شما کمتره بهتره مرد برون گراتر باشه راز چهارم تفاهم فکریه یعنی زاویه دیدتون به زندگی شبیه به هم باشه آدم باهوش تحمل آدم کم هوش رو نداره. تفاهم و تناسب اجتماعی، علمی، زیبایی، سنی مالی و... رازهای دیگه تفاهم و تناسب هستند. 3.علاقه شخصی: و در آخر بعد از سنجیدن این ها حالا ته دلتون رو نگاه کنید ببینید به دلتون میشینه یا نه. اگه با صحبت بیشتر و حتی پیش مشاور رفتن بازم به دلتون ننشست با وجود تمام معیارها و تناسب هایی که دارین بازم این ازدواج توصیه نمیشه.با چه کسی ازدواج نکنم؟ 1- با افراد وسواسی ازدواج نکنید 2- با فردی که سوء ظن داره ازدواج نکنید 3- با خود بزرگ بین و فخرفروش ازدواج نکنید 4- با حسود ازدواج نکنید 5-  با احمق (ساده لوح) ازدواج نکنید 6- با افراد فاسد ازدواج نکنید.دختر مورد نظرمو از کجا پیدا کنم؟ ناگهان یکی از فمینیست‌ ها از ته کلاس فریاد زد آقا چرا نمی پرسی پسر مورد نظرمو از کجا پیدا کنم؟ دختر خانومای گل، پسر هر چقدم آدم حسابی و باشخصیت باشه بازم بهتره شما مستقیما ازش درخواست نکنین. آقا اجازه؟ بله بفرمایید. من آمادگی ازدواجو دارم یه آقا پسری هم هست به نظر معیارهامو داره چیکار کنم؟ خب با یه واسطه ی مطمئن که جفتتون رو می شناسه در میون بذارین تا غیرمستقیم بفهمه مزه ی دهن آقا پسر چیه شاید اون آمادگی شو نداره یا کسی دیگه ای رو مدنظر داره تا الکی رویاپردازی نکنید. مثلا اگه هم دانشگاهی تونه با یکی از اساتید در میون بذارین. اکیدا توصیه میشه که از رویاپردازی در رابطه با جنس مخالف پرهیز کنید. حالا اگه دخترخانوما اجازه بدن به سوال اصلی بپردازیم خب این سؤال بستگی به روابط اجتماعی شما داره ممکنه دانشجو باشید و توی کلاس‌های دانشگاه دختر مورد نظرتون رو پیدا کنید یا کارمند باشید و بین همکارا یا بین فامیل و یا در بین همسایه‌ها. به هر حال، پیشنهاد اکید من اینه که راهی رو انتخاب کنید که بیشترین شناخت رو نسبت به اون دختر به شما بده. گفتگوی قاعده مند زمان خواستگاری، تحقیق اصولی و مشاوره بهترین راه شناخته.اگه از طریق اینترنت با کسی آشنا شدین و قصد ازدواج باهاش رو دارین ضمن رعایت موارد قبلی 3تا نکته رو هم رعایت کنین: 1. مراقب باشید خیلی از اطلاعات ممکنه واقعیت نداشته باشه 2. احساساتتون کنترل شده باشه و گفتگو از حوزه ی ادب و عقل خارج نشه 3. به سرعت ارتباط رو در قالب خواستگاری رسمی شکل بدین و با دیدار حضوری از اون و خانوادش اطلاعات رو واضح کنید. ازدواج اونقدر مهمه که با 2 تا چت کردن و صحبت نمیشه راجبش تصمیم گرفت احساسی قابل اعتماده که بعد از گفتگو، تحقیق و شناخت نسبتا کامل از طرف مقابل به وجود بیاد.سن و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج: یکی  از مهم‌ترین چالش‌های ازدواج بحث سنه! سؤال اول اینه که سن مناسب برای  ازدواج چه سنیه؟ جواب به این سؤال به عوامل مختلفی بستگی داره که «فرهنگ»  مهم‌ترینِ اون‌هاست. خیلی نمیشه سن خاصی رو برای ازدواج بیان کرد اما از  نظر روان‌شناسی به صورت کلی 18 تا 30 سالگی بهترین سن ازدواج برای دخترا و پسراست. اما نظر شخصی من اینه که پسرهای شهری این روزها قبل از 27 سالگی هنوز پختگی لازم برای زندگی مشترک رو کسب نکردن و دخترها هم قبل از 22 سالگی احساس می‌کنند زندگی «خاله‌بازی» که هر وقت خواستند بازی رو به هم بزنند و برن خونه مامانشون. اما توی  روستاها یا مناطقی که افراد زودتر وارد بازار کار و زندگی میشن موضوع فرق میکنه بازم میگم این بستگی به عوامل مختلفی از جمله فرهنگ، محیط، شخصیت ووو داره.اختلاف سنی مناسب برای ازدواج: در کتاب های روان‌شناسی اومده که اختلاف سنی نهایتاً ۶ یا ۷ سال مناسبه بیشتر از این نباشه بهتره. فراموش نکنید که یکی از مهم‌ترین عوامل اختلاف و طلاق، اختلاف سنی زیاد زوجینه. اگر به ده سال یا بیشتر برسه، احتمال عدم درک متقابل و مشکلات عدیده وجود داره. این دو از دو نسل مختلف هستند که معیارهاشون ممکنه با هم خیلی متفاوت باشه. اینکه پسر کوچک‌تر از دختر باشه پیشنهاد نمیشه اما گاهی پسر مثلاً ۲۵ سال سن داره اما اون قدر خودش روی پای خودش ایستاده که به اندازه یک ۳۵ ساله تجربه و هنر زندگی داره.خب بالاخره این مطلب طولانی تموم شد و من شمارو تا دم در ازدواج آوردم از این جا به بعد دیگه مراسم خواستگاری و مهریه و عقد و عروسی این جور چیزاست که بستگی به خونواده و فرهنگ منطقه شما داره اما از من می شنوید سخت نگیرید باهم بسازید و شرایط اقتصادی جامعه رو هم در نظر بگیرید. این مطالب چکیده ی خیلی از کتاب ها و مطالب اساتید بنام این حوزست که من سعی کردم با زبان ساده، خلاصه و مفیدش رو در اختیار شما قرار بدم. إن شاء الله بتونید یه زندگی قشنگ رو شروع کنید اما اگه هنوز آمادگی شو ندارید فعلا دوغتون رو بنوشید :)) نه حالا جدی اینو بدونید هیچ لذتی بالاتر از پاک و سالم زندگی کردن نیست. موفق باشید.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Sun, 20 Apr 2025 17:54:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی و دیگر هیچ (قسمت پنجم و پایانی)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-iqi9ignvzrkd</link>
                <description>سلام. امیدوارم که حالتون خوب باشه. انگار همین دیروز بود که تازه از آموزشی اومدم و این مطلب سربازی و دیگر هیچ (قسمت اول) و بعد از اون هم این سه مطلب سربازی و دیگر هیچ (قسمت دوم) ، سربازی و دیگر هیچ (قسمت سوم) ، سربازی و دیگر هیچ (قسمت چهارم) رو در رابطه با دوران آموزشی نوشتم، خب دوران آموزشی به قدری جذاب و خاطره انگیزه که وقتی به یگان میای دلت برای اون روزایی که دوست داشتی زودتر تموم بشه تنگ میشه ولی اکثر دوران خدمتی ما در یگانه بنابراین گفتم پایان بندی این عنوان رو در رابطه با تجربیاتم در یگان براتون بنویسم. مدتی هست که خدمت سربازیم تموم شده و برخلاف تصورتون بعد از اون نه تنها راحت تر نمیشه بلکه تازه همه ازت انتظار دارن که کار و زندگی و آیندت رو بسازی اونم تو این اوضاع جوری که با خودت میگی ای کاش سرباز می موندم حداقل کسی ازم انتظار نداشت :)) اینو میگم برای اینکه از لحظه لحظه زندگیتون به بهترین نحو استفاده کنین و هیچوقت به فکر آخرش نباشین روزای خوب همین لحظه هایین که داریم با ناامیدی از دست میدیم از مسیر لذت ببرین مطمئن باشین تو همین دوران هم خیلی چیزا برای یادگیری هست که تو زندگیمون به دردمون بخوره مثلا مهم ترینشون &lt;&lt;صبر&gt;&gt;یا اطاعت پذیری یا نظم و خیلی موارد دیگه...حالا بریم سر وقت یگانسربازی یعنی &lt;&lt;تمرین صبر&gt;&gt;یگان ما تیپ 45 مهندسی جوادالائمه (ع) در تقریبا 25 کیلومتری گرگان بود. جایی در دل جنگل های زیبای روستای جعفرآباد. روز معرفی رسید رفتیم پادگان باز هم ورود مثل آموزشی یه مقدار برخوردها سخت و جدیه از همون جلوی دژبانی تیکه ها و اندک ماهی کشیدن شروع میشه :)) یه جارو دادن جلو و اطراف دژبانی رو تمیز کنیم بعدش هم برای معرفی رفتیم نیروی انسانی و منابع سرباز. چند روز در اختیار منابع سرباز هستین تا کلاس هایی مثل حوزه و ایمنی و اینارو بگذرونید و بعد هم می رسیم به قسمتی که برای خیلی از دوستان سخت بود، یعنی یکی دو ماه اولی که در اختیار قرارگاه هستین برای پست های 24ایی. خوبی دوره ما این بود چون تعداد ورودی ها زیاد بود 24 ساعت پست می دادیم بعد 24 ساعت استراحت می کردیم بعد هم 1روز اداری صبح پست می دادیم یعنی در اصل 24 48 بودیم. اما دوره های بعد از ما 24 24 بودند. یه شانس دیگه ای که آوردیم آب و هوای خوب اون روزهای شهریور98 بود ضمن اینکه با دوستامون تو یک لوحه نگهبانی بودیم.2ساعت پست برجک می دادیم 4 ساعت استراحت می کردیم، روزها بین پست ها که نمی خوابیدم باهم گپ می زدیم و اون روزها هم به خوبی گذشت. اما مطلب مهم اون 2 ساعت پست برجک تنها،سرما،حفظ هوشیاری،ساعت 4 تا 6 صبح و این حرفاست که اونم می تونید با یه برنامه خوب بگذرونید. مثلا من ضمن اینکه حواسم به سلاح و نگهبانیم بود چون تو ایام محرم هم بودیم هر روز زیارت عاشورا رو با 100 لعن و 100 سلام می خوندم کاری که تو حالت عادی خیلی برات سخته. برای خودم نوحه می خوندم، یه قرآن جزء 30 جیبی داشتم که تمرین حفظ سوره های کوچیکو انجام می دادم، یا راجب موضوعات مهم عمیقا تفکر می کردم و خیلی کارها که میشه با همون محدودیت انجام داد. خیلی زمان خوبی برای تفکره به شرط اینکه حواستون رو از نگهبانی پرت نکنه. خلاصه بعد از تقریبا 40 روز اون روزا هم گذشت و ما رفتیم منابع سرباز تا برگه معرفی به قسمت هامون رو بگیریم. قسمت شما با توجه به نیاز اون قسمت به سرباز و رشته و توانایی شما مشخص میشه. حالا ما رفتیم تو لوحه نگهبانی 5شب یعنی 4روز اداری و پنجمین روز  رو نگهبانی می دادیم که خب بعدها شدیم 4شب:))رفتار نظامی ها با ما مثل رفتار بین خودشون برادرانه و صمیمی بود و انصافا اکثرشون از انسان های شایسته و خوش اخلاق بودن که جا داره اینجا از تک تکشون تشکر کنم. در پایان امیدوارم توی همه ی مراحل زندگیتون سالم و شاد و موفق باشین. اون پیرمرد پولداری که حاضره تموم زندگیشو بده تا جوون بشه، همون جوونیه که داره تلاش میکنه تو سن بالا زندگی راحتی داشته باشه...در لحظه زندگی کن ؛))</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 21:25:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه شاد زندگی کنیم؟ (یا چگونه شوخ طبع باشیم؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AE-%D8%B7%D8%A8%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-vdlx4nyxzsxf</link>
                <description>مارک توین : بهترین راه برای شاد کردن خود این است که دیگران را شاد کنی.چرا باید شوخ طبع باشیم؟تمامی اون لحظاتی که تو زندگی به نوعی خرابکاری کردید و شرمنده شدید رو به خاطر بیارید. شوخ طبع ها گاهی خودشون رو مورد تمسخر قرار میدن و توانایی و کارهاشون رو مورد شوخی و خنده دیگران می کنن و اجازه میدن دیگران هم شاد باشن، اون ها هیچوقت خودشون رو عبوس و جدی نشون نمیدن و خیلی راحت به خودشون می خندن، همیشه یادتون باشه بی خطرترین هدف برای شوخی خودتون هستید هیچ کس کامل نیست. بزارید آدم بزرگی باشید که خصوصیات کودکیش رو حفظ کرده، حتی در شرایط سخت و استرس زا به دنبال نکات شادی آور باشید. پس شوخ طبع ها چون زندگی رو سخت نمی گیرند آرام، مستقل، مثبت اندیش و فروتن هستند و این هارو به اطرافیانشون هم منتقل می کنند. به شرط اینکه هنرمندانه مرز بین شوخی و  تمسخر رو بدونید و باعث ناراحتی اطرافیانتون نشید، در این صورت اگر ساکت باشید بهتر از اینه که شوخی کنید :))نکات طلایی شوخ طبعی و طنزپردازیداستان های مصور طنز بخونیداز تجربیات شخصی دیگران استفاده کنیدمی تونید با قرار گرفتن در شخصیت های مختلف کارتونی داستان های جالب و خنده داری برای دیگران تعریف کنیدبا دیدن کمدین ها و استفاده از تیکه کلام ها و حرکات اون ها هم می تونید لحظات شیرینی برای خود و دیگران ایجاد کنیدبرای پیدا کردن ایده به اطرافتون نگاه طنازانه داشته باشیذطنز در نتیجه اغراق، بازی با کلمات، سو تفاهم، ابهام، تناقض، پارادوکس و ناهماهنگی ایجاد میشهدر مورد تقابل انتظارات و نتایج حاصله فکر کنیددر طنز بازی با کلمات کنایه آمیز به صورت عمدی انجام میشهخواندن مجلات فکاهی و تماشای فیلم های طنز و خنده دار میتونه به شما ایده های بسیاری بدهبرنامه های طنز تلویزیونی رو تماشا کنیداین توانایی را در خودتون ایجاد کنید که بتونید به چیزهایی در مورد خودتون اشاره کنید که دیگران از گفتنش وحشت دارند مثل قد بلندخودتون رو با شوخ طبعی و از روی فروتنی سرزنش کنیدفایل های خنده دار مثل فیلم های کمدی، داستان های طنز، کارتون های خنده دار، کمدین ها و شخصیت های بامزه تلویزیونی، عکس های خنده دار و هر چیز ممکن که باعث لبخندتون میشه رو نگه دارید به جای جوک تعریف کردن، داستان تعریف کنیدبخش مهم و خنده دار داستانتون رو تشخیص بدید و سریعا به اون بخش بریدحس شوخ طبعی خودتون رو با خوندن کتاب های خنده دار تقویت کنیدبه اشتباهاتتون بخندید و دیگران رو تشویق کنید تا به اشتباهاتشون بخندنداز مرخصی هاتون غاقل نشید، وقتی را برای حضور در طبیعت و دیدن دوستان و آشنایان بزارید این کار باعث نشاط شما میشهروابط اجتماعی خودتون رو گسترش بدید و با دیگران بیشتر معاشرت کنید.و من رمز شاد زیستن را به تو می آموزم اگر می خواهی شاد باشی شاد باش.جمعه 24 مرداد 1399 ساعت 12:35 ظهر</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Fri, 14 Aug 2020 12:38:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی درباره ی مونتاژ و راه اندازی رایانه</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%98-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-k2mtlngf8snf</link>
                <description>وقتی با استفاده از راهنمای جامع خرید رایانه های رومیزی قطعات مورد نظراتان را خریداری کردید حالا نوبت به بخش لذت بخش آن یعنی مونتاژ این قطعات و راه اندازی سیستم می رسد.به سرهم کردن و وصل کردن قطعات از  پیش ساخته شده مونتاژ می گویند. دقت کنید که اگر مهارت کافی ندارید این کار را به یک متخصص رایانه بسپارید و یا با نظارت او این کار را انجام دهید. در این جا آموزش قدم به قدم مونتاژ را کنار گذاشته (می توانید در سطح اینترنت نظیر این آموزش ها را  پیدا کنید) و به ذکر چند نکته کلی بسنده می کنم.به هر قطعه ای که در زمان طراحی برد اصلی تعبیه شده باشد قطعه سرخود (onboard) می گویند.به شکل، اندازه و چیدمان اجزای اصلی برد فرم فاکتور می گویند امروزه اکثر رایانه ها دارای فرم فاکتور ATX هستند.در برد اصلی محل هایی برای نصب حافظه اصلی تعبیه شده است که به آن بانک حافظه می گویند. امروزه بیشتر بانک های حافظه از نوع DIMM هستند.به مجموع چند تراشه حافظه که روی یک برد و در کنار هم قرار گرفته اند ماژول حافظه می گویند.برد اصلی باید با نوع ماژول حافظه سازگار باشد.به تعداد واحدهای پردازش واقعی هر پردازنده هسته می گویند.در زمان برداشتن پوشش محافظ دقت داشته باشید که بین های سوکت پردازنده را لمس نکنید.یکی از تراشه های روی برد اصلی ROMBIOS است که یکی از محتویات آن BIOS است و عملکر رایانه را کنترل می کند.برای راه اندازی اولیه سیستم برنامه ای نیاز است که علاوه بر شناسایی قطعات و اطمینان از سالم بودن آن ها عملیات راه اندازی سیستم را مدیریت می کند.امکان کار کردن سیستم عامل با سخت افزارهایی با مشخصات متفاوت را فراهم می کند. این برنامه BIOS نام دارد.بایوس (BIOS) چیست؟ (BIOS(basic input/output system نوعی firmware یا میان افزار اصلی است و اولین برنامه ای است که پس از روشن شدن کامپیوتر اجرا می شود.واسط بین سخت افزار و سیستم عامل BIOS نام دارد.اگر گذر واژه ورود به BIOS را فراموش کرده اید. می توانید به کمک جامپر CLEAR CMOS تنظیمات انجام شده در بایاس را به تنظیمات پیش فرض برگردانید و یا باتری Back up را از روی برد اصلی برداشته و پس از چند دقیقه آن را سر جای خود قرار دهید.هر رایانه ای برای شروع به کار نیاز به سیستم عامل دارد. سیستم عامل روی حافظه جانبی نصب می شود. در شروع کار رایانه باید محل سیستم عامل را پیدا کنید و بخش های مورد نیاز سیستم عامل را به حافظه ی اصلی منتقل کنید. به این فرآیند بوت شدن سیستم می گویند.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 17:52:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای جامع خرید رایانه های رومیزی</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%B2%DB%8C-i9zwmlxv55wc</link>
                <description>در این مقاله به بررسی جامع نکاتی که برای خرید یک رایانه رومیزی باید در نظر گرفته شود می پردازیم.خواندن این مقاله جدا از زمان و قیمت روز قطعات به شما در انتخاب بهترین تصمیم کمک می کند.پس اگر قصد خرید یک رایانه رومیزی را دارید این 10 مورد را به دقت مطالعه کنید.1. پردازنده مناسب انتخاب کنیدمعیارهای انتخاب یک پردازنده مناسب --&gt; سال ساخت: پردازنده های جدید قدرت بیشتر و مصرف انرژی کمتری دارند و با نرم افزار های جدید سازگارترند. تعداد هسته و فرکانس کاری هسته: پردازنده با فرکانس کاری بیشتر عملکرد بهتری نیز دارند. حافظه نهان،دمای تولیدی و مصرف انرژی هم از معیارهای انتخاب هستند.2. برد اصلی متناسب با پردازنده را انتخاب کنیددر انتخاب برد مناسب سال ساخت خیلی مهم است و امکانات و توانایی های برد اصلی به مجموع تراشه اصلی آن بستگی دارد. تعداد و نوع درگاه برد اصلی،تعداد و نوع شکاف های توسعه،امکانات سرخود برد اصلی،داشتن ضمانت معتبر هم از معیارهای انتخاب یک برد مناسب است.3. ماژول حافظه سازگار با برد اصلی انتخاب کنیدتناسب با برد اصلی،ظرفیت حافظه: هر چه میزان حافظه اصلی بیشتر باشد عملکرد سیستم و اجرای نرم افزار ها بهتر خواهد بود.داشتن ضمانت نامه معتبر هم آخرین معیار خرید ماژول حافظه مناسب است.4. کارت گرافیک مناسب را انتخاب کنیدمعیارهای انتخاب یک کارت گرافیک مناسب --&gt; پردازنده گرافیکی (GPU): قدرت پردازش گرافیکی کارت گرافیک به این پردازنده بستگی دارد. حافظه اختصاصی کارت گرافیک: هر چه بیشتر باشد سرعت اجرای نرم افزار های گرافیکی بیشتر است.در هنگام انتخاب حافظه به نسل.سرعت و ظرفیت آن دقت شود. به انرژی مصرفی کارت گرافیک انتخابی هم دقت شود.5. حافظه جانبی مناسب را انتخاب کنیدهارددیسک‌ (HDD) و حافظه SSD با دو تکنولوژی متفاوت، اصلی‌ترین حافظه‌های ذخیره‌سازی رایانه‌های شخصی هستند که در قدم اول باید انتخاب شوند.مزایای SSD نسبت به HDD --&gt; سرعت بالاتر،فضای اشغال شده کمتر،مصرف انرژی کمتر،وزن و گرمای تولیدی کمتر،طول عمر طولانی ترمزایای HDD نسبت به SSD --&gt; قیمت کمتر،ظرفیت بالاتر6. دی وی دی رایتر مناسب را انتخاب کنیدبلوری رایتر یا دی وی دی رایتر؟ --&gt; نسل جدید دیسک های نوری Bluray نام دارد که ظرفیت ذخیره سازی آن ها تا 10برابر دی وی دی ها بوده و سرعت انتقال اطلاعات بالاتر و قیمت بیشتری دارند.به نظر می رسد آخرین باری که از دی وی دی رایتر استفاده کرده ایم را به یاد نداریم چون از فلش یا هارد اکسترنال استفاده می کنیم،حتی برای نصب ویندوز هم نیازی به سی دی ندارید و با بوتیبل کردن فلش می توانید این کار را انجام دهید،پس اگر در استفاده روزمره نیاز چندانی به رایتر ندارید نیازی نیست خرج زیادی در این قسمت بکنید.7. منبع تغذیه مناسبمنبع تغذیه مناسب را با توجه به توان قطعات رایانه،ارتقای سیستم در آینده و راندمان مصرفی آن انتخاب کنیدراندمان بیانگر مقدار انرژی است که در هنگام استفاده از رایانه به هدر می رود. استاندارد 80 پلاس (80plus) در منبع تغذیه نشان دهنده راندمان بالای 80 درصد منبع تغذیه است.8. کیس مناسب را انتخاب کنیدمعیارهای انتخاب یک کیس مناسب --&gt; فضای کافی برای نصب قطعات: فضای داخلی آن به اندازه ای باشد که عمل تهویه هوا به خوبی انجام شود. جنس بدنه: بهتر است از ورقه های فولادی با ضخامت مناسب باشد. از نظر ظاهری9. صفحه نمایش مناسب را انتخاب کنیددو نوع مات و براق دارد. مات برای کارهای طولانی مدت مثل تایپ و برنامه نویسی و طراحی های صنعتی و براق برای کارهای چندرسانه ایمثل تماشای فیلم و بازی مناسب است.10. موس و صفحه کلید مناسب را انتخاب کنید</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Fri, 01 May 2020 16:14:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الگوریتم و فلوچارت (خلاصه و مفید)</title>
                <link>https://dataio.ir/الگوریتم-و-فلوچارت-خلاصه-و-مفید-b3v3so9qczqc</link>
                <description>ما در زندگی هایمان همواره با مسائل و مشکلاتی روبرو می شویم که به دنبال کشف بهترین راه حل برای حل آن ها هستیم.مهم ترین سوالی که برای ما در برخورد با هر مسئله ای پیش می آید شناخت و چگونگی حل آن مسئله است.در نظام های آموزشی موفق دنیا حل مسئله به عنوان یک مهارت ضروری به دانش آموزان آموزش داده می شود.یکی از شرط های برنامه نویس شدن نیز داشتن یا رسیدن به تفکر الگوریتمی است.در واقع شما باید توانایی حل مسئله و رسیدن به راه حل را داشته باشید تا یک مهندس و برنامه نویس خوب شوید.یکی از روش های حل مسئله روش پولیا است که در سال 1945 توسط جورج پولیا تدوین شد.جورج پولیا برای اولین بار روش 4 مرحله ای را برای حل مسئله تدوین کرد که شامل : 1.فهمیدن مسئله 2.طراحی نقشه 3.اجرای نقشه 4.بازنگریحل مسئله فرآیندی است که ورودی های آن داده ها و خروجی های آن مجهولات است شما در واقع باید بفهمید بین داده ها و مجهولات چه ارتباطی است(محاسبات) تا بتوانید نقشه را طراحی کنید و این کار را برای شما آسان تر می کند.مقادیر معلوم مقادیری هستند که در اختیار مسئله قرار می گیرند و خواسته های مسئله مقادیری هستند که که در نتیجه انجام محاسبات روی مقادیر معلوم به دست می آیند. الگوریتم چیست؟مجموعه ای از دستورالعمل هاست که با زبان دقیق و قابل فهم به همراه جزئیات کافی و به صورت مرحله به مرحله اجرا می شوند به گونه ای که هدف خاصی را دنبال می کنند و شروع و خاتمه آن ها نیز مشخص است.واژه الگوریتم از نام ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی ریاضی دان،جغرافی دان و ستاره شناس نامی ایرانی گرفته شده است.اگر نتوان مسئله ای را با شیوه الگوریتم بیان کرد آن مسئله را محاسبه ناپذیر می گویند..انواع دستورالعمل ها در الگوریتم : ورودی،محاسباتی،خروجی،شرطی و حلقهدستورالعمل ورودی : برای دریافت داده هادستورالعمل های خروجی : برای نمایش داده ها و اطلاعات خروجی یا پیام های مورد نیاز استفاده می شونددستورالعمل های محاسباتی : برای انجام عملیات ریاضی و محاسباتی استفاده می شونددستورالعمل های شرطی : برای انجام مقایسه ها و کنترل روند اجرای الگوریتم استفاده می شونددستورالعمل های تکرار(حلقه ها) : برای ایجاد تکرار اجرای دستورالعمل ها استفاده می شوندعملگر چیست؟یک یا مجموعه عملیاتی است که در ماشین الگوریتم به صورت از پیش آماده تعریف شده است.عملگر های ریاضی عبارتند از : جمع(+)تفریق(-)ضرب(*)تقسیم(/)عملگرهای مقایسه ای : برای ایجاد انواع شرط ها در دستورالعمل های شرطی استفاده می شوند.عملگرهای منطقی (و)،(یا) : برای ایجاد ترکیب های گوناگون از شرط ها در دستورالعمل های شرطی استفاده می شوند.عملگر mod باقیمانده تقسیم صحیح و عملگر / خارج قسمت تقسیم صحیح را محاسبه می کند.فلوچارت (روندنما یا نمودار گردشی)نموداری است برای نمایش یک الگوریتم.این نمودار جریان کاری یک الگوریتم را به تصویر می کشد و به صورت بصری مسیر حرکت داده ها را نشان می دهد.در روندنما از نمادهای گرافیکی استاندارد استفاده می شود.با مروری بر روندنما مراحل و جزئیات برنامه،ورودی و خروجی هر مرحله مشخص می شود.استفاده از روند نما بدون در نظر گرفتن برنامه نویسی نوشتن برنامه را سهولت می بخشد.اشکال و ترسیمات قراردادی در روند نما :* برای دستورالعمل های شروع و پایان از بیضی استفاده می شود* برای دستورالعمل های ورودی و خروجی از متوازی الاضلاع استفاده می شود* برای دستورالعمل های انتساب از مستطیل استفاده می شود* برای دستورالعمل های شرطی از لوزی استفاده می شود* برای اتصال قسمت های مختلف یک روندنما به یکدیگر از دایره استفاده می شود* مسیر اجرا با خط فلش دار مشخص می شود.</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Fri, 14 Feb 2020 17:17:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی و دیگر هیچ (قسمت چهارم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-k0tngab30s6w</link>
                <description>سربازی و دیگر هیچ (قسمت اول)سربازی و دیگر هیچ (قسمت دوم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت سوم)عکس تزیینی نیست.پیاده روی تاکتیکی 22 کیلومتری دوره 235 شیروان.نفر دوم از سمت راست شما اینجانب می باشم.تو این هفته دور پادگان پیاده روی روزانه با سلاح و جلیقه و کلاه و قمقمه داشتیم که در اون خیزها و کارهای تاکتیکی تمرین شد.مرحله دوم میدان تیر که به صورت درازکش 200 متر بود هم اجرا شد.روز چهارشنبه 1398/4/26 جانشین پادگان اعلام کرد که میان دوره ما از یکشنبه عصر تا جمعه 1398/5/4 خواهد بود و این یعنی فقط 5 روز.ساعت 11 و نیم ظهر یکشنبه حرکت کردیم و تقریبا ساعت 6 و نیم غروب رسیدیم گرگان.متاسفانه نتونستم از این میان دوره خوب استفاده کنم چون سرما خورده بودم تو چله تابستون:))جمعه ساعت 9 شب به سمت شیروان حرکت کردیم و صبح رسیدیم  چون فرمانده پادگان درخواست رژه حماسی کرده بود تقریبا تمام طول هفته رو آداب داشتیم و رژه کار می کردیم.هفته ی سخت و گرمی بود بنابراین تصمیم گرفتیم که برای دومین بار آخر هفته بریم مشهد.شنبه 5/11 رژه حماسیمونو رفتیم و از فرمانده دو تا خیلی خوب گرفتیم و بعدا فهمیدیم که فرمانده از رژه ما بیشتر از بقیه خوشش اومده و قراره تشویقی بده.در طول این هفته هم دو تا پیاده روی شبانه داشتیم یکی مشق تیم و گروه و یکی پیاده روی شبانه با ماسک:)خوب رسیدیم به آخر آموزشی یعنی قسمت جذاب و هیجان انگیز اردوگاه،شنبه 5/19 با تمام تجهیزات به سمت اردوگاه که تو چند کیلومتری شمال پادگان بود حرکت کردیم اولین کار چادر زدن بود ما 12 نفر اول از بقیه قد بلندتر بودیم و تو یک چادر،6 نفر سمت راست 6 نفر سمت چپ،غروب هم رفتیم برای سنگر سازی.شب اول فرمانده بهمون گفت که خشم شبه و آماده باشین دوشکارو هم دقیقا آورده بودند جلوی چادر ما بالای بلندی گذاشته بودند،ساعت 11 شب ما تو چادر آماده بودیم که سریع بریم سمت سنگرامون.سنگر ما بالای چادرمون و سمت چپ بود و جای سنگلاخی و خطرناکی بود به خصوص زمان پایین اومدن.برای نگهبانی شب هم از ساعت 21 تا 4 صبح یک ساعت یک ساعت باید پست می دادیم که بچه ها توافق کردند قرعه کشی کنیم و برای هیجان بیشتر پوچ هم بزاریم.من هم خوش شانسی آوردم و دو شب اول پوچ:))))و شب آخرم 21 تا 22.روز دوم صبح تیراندازی انتقالی داشتیم و شب هم مشق تیم و گروه و برای هر نوبت 5 تا تیرگازی بهمون می دادند.و اما روز سوم روز پیاده روی تاکتیکی 22 کیلومتری ما بود(عکسی که برای این مطلب گذاشتم واقعی و از این پیاده رویه)21 مرداد 1398 که مصادف با عید قربان بود رو هیچ وقت فراموش نمی کنیم بعد از نماز صبح حرکت کردیم عیدی که خدا بهمون داد این بود که اون روز استثنائا هوا ابری شده بود بعد از طی مسافتی ساعت 9 بود که توی دشتی نشستیم و صبحانه خوردیم و بعد باز حرکت کردیم و قبل از ساعت 2 ظهر رسیدیم اردوگاه دیگه پاهامون ماله خودمون نبودند و خودشون جلو جلو حرکت می کردند:))بعد از ظهر هم کمین و ضد کمین داشتیم.22 مرداد 1398 روز آخر اردوگاه بود صبح تک به ارتفاع و پیاده روی با ماسک و عصر ضد استقرار یعنی جمع کردن چادرها و خراب کردن سنگرها داشتیم و بعد به سمت پادگان حرکت کردیم و در پوست خود نمی گنجیدیم.یک روز تمیزکاری همگانی داشتیم و صبح پنج شنبه 5/24 اختتامیه بود.کلیپی از عکس ها و فیلم های دوره توسط دو تا از بچه های هم دوره که اینکاره بودند و ازشون استفاده شده بود ساخته بودند که خیلی حرفه ای و قشنگ بود و فرمانده و مسئول حوزه پادگان سخنرانی کردند و آخرم بستنی حصیری دادند:)بعد از پایان مراسم رفتیم سمت گردان تا برگه سبز و چند تا برگه های دیگه رو بگیریم و بعد هم بریم سمت اتوبوس.بچه ها از فرمانده ها نوشته و امضا میگرفتند و با هم دیگه خداحافظی می کردند و بعضی ها هم گریه می کردند.دو ماه تمام در همه شرایط با هم بودیم شب آخر که می خواستیم بخوابیم نمی دونستیم باید خوشحال باشیم یا ناراحت،خوشحال از اینکه دورمون با موفقیت به پایان رسید و ناراحت از اینکه داریم از دوستای خوبمون جدا میشیم.تقریبا ساعت 12 ظهر حرکت کردیم به سمت گرگان و ساعت 19 رسیدیم و این چنین دوره آموزشی ما به پایان رسید...تو این چند ماهی که اومدم یگان هم اتفاقات جالب و تجربه های مختلفی کسب کردم که شاید در ادامه این عنوان بنویسم شاید هم تا اینجا کافی باشه.فقط اینو بگم که سعی کنید به نکات مثبت دوران خدمت که کم هم نیست توجه کنید تا این دوران هم با خوبی و خوشی بگذره باور کنید چه شما سخت بگیرید و چه آسان به سرعت میگذره بنابراین از همون اول سعی کنید با یک دیدگاه مثبت وارد بشید و ان شا الله که به زودی و خوبی و خوشی به پایان برسونید...سربازی و دیگر هیچ (قسمت پنجم و پایانی)</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2019 20:38:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی و دیگر هیچ (قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-qbhxyv2tn18a</link>
                <description> https://virgool.io/p/qbhxyv2tn18a/edit سربازی و دیگر هیچ (قسمت اول)سربازی و دیگر هیچ (قسمت دوم)شب جمعه 1398/4/14 با اتوبوسی که گرفته بودیم به سمت شیروان حرکت کردیم دیگه از اون شور و اشتیاق خبری نبود بیشتر خوابیده بودند.نزدیکای پادگان که رسیدیم کم کم بیدار شدیم باز هم همون جاده با چند تا پیچ و روستا بعد هم پادگان کم کم دیده شد پیاده شدیم و رفتیم سمت دژبانی اجازه داده بودند که گوشی بیاریم و تحویل دژبانی دادیم.در طول هفته کلاس های مختلفی داشتیم،عقیدتی رو که اکثر بچه ها می خوابیدند:)هوا اونقدر گرم بود که کولر تو کلاس جواب نمیداد و چون کولر آبی بود ناخودآگاه خوابت می برد(اگه سرباز معلم نیستید و می تونید دیرتر یا زودتر برید خدمت برج 4 نرید که از هر لحاظ سخت تره)کلاس سلاح هم 15 جلسه تئوری وحالت های تیراندازی و قلق گیری و بعد از اون طی چند مرحله ما رو میدان تیر بردند(دوره ی ما فقط بر اساس نمره میدان تیر درجه دادند بنابراین به تیراندازی بیشتر از هر چیزی اهمیت بدید تا در این 5 یا 6 مرحله نمره بالاتری بگیرید)در طول دوره دو سه بار هم پست برجک بدون سلاح(البته یک جارو بهمون دادند:) رفتیم که اولین نفر من و دوستم خسرو شماره 73 بودیم که افتتاح کردیم تو چله ی تابستان که شبش سرد بود وای به حال فصل های دیگه بنابراین این نکات رو مد نظر داشته باشید.پست برجک برای ما از ساعت 6 غروب تا 6 صبح بود.یک بار 6 تا 8 غروب بودیم دیدن غروب زیبای آفتاب تو اون دشت بیکران یک منظره ی عجیب و زیبایی ایجاد کرده بود.این هفته پنج شنبه جمعه جایی نرفتم اکثر بچه ها رفتند ولی ما با چند تا از رفقا پادگان موندیم و انصافا خوش گذشت والیبال بازی کردیم گفتیم و خندیدیم و چند تا برنامه از تلویزیون دیدیم و بعد از یک هفته فرصت کردیم یک حمام بریم لباسامونو بشوریم و عوض کنیم و برای هفته آینده آماده بشیم.شنبه که شد نوبت آشپزخانه رفتن ما بود.آشپز منو فرستاد تو گرم خانه برای هم زدن خیلی گرم بود خیس عرق شدم.بعد هندوانه آوردن و رفتیم برای خالی کردن و برای هم پرت می کردیم که یکی از بچه ها هندوانه ای که سمتش پرت شد و نتونست کنترل کنه و افتاد زمین و شکست و همشو خوردیم:))خلاصه تا ساعت 5 عصر کلی ازمون کار کشیدند.تو این هفته تو کلاس تاکتیک به خیزها و خوابیدن ها رسیدیم که هر جلسه کلی خاکی می شدیم،کلاس آدابم که به رژه رسیده بودیم و اونجا هم خیس عرق می شدیم.آخر این هفته تصمیم گرفته بودیم بریم مشهد.ساعت 2 بعد از ظهر پنج شنبه حرکت کردیم تقریبا ساعت 5 غروب رسیدیم مشهد و ترمینال پیاده شدیم.مدت ها بود دوست داشتم بیام پا بوسش اما قسمت نشد خداروشکر که بالاخره امام رضا (ع) طلبید و زائر حرمش شدیم.موقع نماز مغرب رسیدیم حرم و وضو گرفتیم نماز به امامت آیت الله نوری همدانی بود و بعد هم رفتیم زیارت،چون دهه ی کرامت و نزدیک به میلاد امام رضا (ع) بود حرم و اطرافش خیلی شلوغ بود.ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودممهمان تو و سُفره ی احسان تو بودمیک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتمای کاش فقط بی ‏سر و سامان تو بودمتا چشم گشودم به دلم مهر تو افتادزان روز چو آهوی بیابان تو بودمطوفان عجیبی ست؛ غمِ عاشقیِ توچون موج اسیر تو و طوفان تو بودمای گنبد تو عشق، منِ خسته دل ای کاشچون کفتر پر بسته ی اِیوان تو بودمیک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاستای کاش زِ زُوّار خراسانِ تو بودممهدی صفی یاری(السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا)سربازی و دیگر هیچ (قسمت چهارم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت پنجم و پایانی)</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 15:33:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی و دیگر هیچ (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-ionf1yomzrlf</link>
                <description>سربازی و دیگر هیچ (قسمت اول)صبح روز دوم ساعت 4 بیدارمون کردند و رفتیم برای نماز و بعد از صبحانه به سمت ساتر رفتیم تا استحقاقی(وسایلی که به یک سرباز عادی برای دو سال خدمت و امریه ها برای دو ماه خدمت نظامی می دهند)خودمونو دریافت کنیم وسایل ما سرباز عادی 29 قلم و سرباز معلم ها اگه اشتباه نکنم 19 قلم بود مثلا به ما دو تا کلاه و پوتین و سه دست لباس نظامی دادند به اون ها یک دست یا به ما دمپایی دادند اما سرباز معلم ها باید خودشون تهیه می کردند و بعد از گذاشتن وسایل به صف شدیم و برای افتتاحیه که صبح روز سوم بود چند تا آداب با ما کار کردند.صبح روز سوم با لباس نظامی نو و چفیه رفتیم سمت حسینیه برای افتتاحیه بعد از مقدمات فرمانده پادگان و مسئول عقیدتی و آموزش هم خیر مقدم گفتند و تذکراتی رو دادند.بعد از ناهار پشت آسایشگاه که پر از خاک و خار بود به صف شدیم فرمانده گردان اومد و یکمی مارو با زمین و خار و خاک آشنا کرد (غلت و سینه خیز) و لباس هامونو از حالت نویی در آورد:)بعد از معرفی ارکان گردان شروع کردند به دسته بندی.منو رفیقم پشت سر هم نشستیم که توی یک دسته بیفتیم(هر دسته کلاس و آسایشگاه جدا داره)اما اونقدر تصادفی جدا میکرد که معلوم نبود از چه فرمولی استفاده میکنه منو رفیقم توی یک دسته نیفتادیم.بعد از دسته بندی شروع کردند به انتخاب ارشد و معاون و مسئول کلاس و آسایشگاه برای هر دسته،پیشنهاد میکنم به جز ارشد دسته به خاطر اینکه دردسرهای زیادی داره داوطلب بشید برای بقیه مسئولیت ها چون هیچ کاری نمی کنید آخرم درجتون از بقیه بیشتر میشه.ارشد رو معمولا از همون قد بلندای ردیف اول انتخاب می کنند تا یه جورایی بقیه ازش حساب ببرند.برنامه کلاس ها (سین) زده شد و از صبح روز چهارم عملا آموزشی ما شروع شد...برنامه به این صورت بود که:4 صبح بیدارباش،آمادگی برای نماز 20 دقیقه،نماز و دعای عهد 25دقیقه،ورزش صبحگاهی 45 دقیقه،صبحانه 50 دقیقه،نظافت محوطه 30 دقیقه(هر صبح ده نفر طبق برنامه نظافت محوطه رو انجام می دادند و نگهبانان شب قبل هم نظافت آسایشگاه و سالن رو انجام می دادند)،صبحگاه 20 دقیقه،کلاس های نوبت صبح از 7/20 تا 12/10 دقیقه بود کلاس های آداب و تاکتیک تو اون گرما واقعا آزاردهنده بود کلاس های جنگ نوین،عقیدتی ووو هم بود،نماز ظهر30 دقیقه،ناهار یک ساعت هر روز به نوبت یک دسته اول وارد میشد تو اون گرما تو صف وایسادن...،استراحت 50 دقیقه،کلاس عصر سه ساعت،شامگاه و فوق برنامه یک ساعت و ربع،شام یک ساعت،آمادگی و نماز مغرب و عشا یک ساعت،از ساعت 21 تا 22 هم بازدید و آمار بود که کارهای نظافت شخصی و واکس زدن رو انجام می دادیم و ساعت 22 هم خاموشی بود و نهایت 20 دقیقه بعد از خستگی زیاد خواب بودی.پادگان از بعد از نماز ظهر پنج شنبه تا جمعه شب تعطیل بود و به شما اجازه خروج می دادند اکثر بچه ها مشهد میرفتند.از شیروان تا مشهد با اتوبوسی که میگرفتند 10 هزار تومن و دو ساعت و نیم راه بود که باید بلیطش رو از ترابری می گرفتید.بعضی از بچه ها بجنورد و یا اگه شهرشون نزدیک بود به خونه می رفتند ما هم هفته اول چون شنبه تعطیل بود اجازه دادند وگرنه معمولا هفته اول اجازه نمیدند تا 10 روز شما کامل بشه.تو اتوبوس موقع رفتن به گرگان بچه ها سر از پا نمی شناختند(:ما بچه های گرگان چون زیاد بودیم اسم نوشتیم و یک اتوبوس گرفتیم و همون هفته اول اومدیم خونه هم وسایل اضافی رو گذاشتیم و هم یک تجدید قوایی کردیم.گرگان یه نم بارانی میزد که خیلی دوست داشتنی بود و این چنین هفته اول آموزشی ما به پایان رسید...سربازی و دیگر هیچ (قسمت سوم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت چهارم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت پنجم و پایانی)</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Sat, 16 Nov 2019 09:04:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی و دیگر هیچ (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-oyp5lj8sbppp</link>
                <description>سلام.امیدوارم که حالتون خوب باشه.از اول تیر 1398 به خدمت سربازی رفتم،10 روز قبل از اعزام وارد سایت شدم و دیدم آیت الله خاتمی یزد افتادم و به این فکر فرو رفتم که حالا کی میخواد این همه گرما رو تحمل کنه (تنها سختی دوران آموزشی برای من آب و هوای گرم و خشک بود) و اما چند روز قبل از اعزام که به پلیس 10+ رفتم مکان اصلاح شده بود و پادگان شهید هاشمی نژاد شیروان نیروی زمینی سپاه منتظر ما بود.از همون جا که اومدم خونه شروع کردم به سرچ کردن برای شناخت از پادگان و محیطش.مهم ترین دلیلی که این مطلب رو هم مینویسم همینه برای شناخت دوستانی که در آینده میخوان به خدمت اعزام بشن و یک ترس یا استرس خاصی در وجودشون هست که عمدتا ناشی از عدم شناخته.با انتشار چنین مطالبی میتونیم به این دوستان کمک کنیم و بگیم که فقط 21 ماهه اولش سخته ؛)خب بریم سر اصل مطلب...شب اعزام موهامو زدم(اولین شوکی که به شما وارد میشه:)صبح ساعت 5 و نیم بیدار و آماده شدم بعد از خداحافظی با خانواده به سمت محل مشخص شده حرکت کردیم تقریبا نزدیک شده بودیم که کله های کچل تو اون صبح آفتابی اول تابستان نمایان شدند جمعیت زیادی از بچه ها اونجا بودند.نشستیم و مسئول نظام وظیفه شروع کرد به صحبت کردن و بعد نام شهرهارو خوند و از هم جدا شدیم و شروع کردند به حضور و غیاب،و اسم ها رو خوند برای اتوبوس.منو دوستم کنار هم نشستیم.خداروشکر منو دوستم یک جا با هم افتادیم این خیلی خوبه اگه می تونید سعی کنید با دوستانتون با هم کارهای سربازی رو انجام بدید،اونجا که برید متوجه میشید بودن یک دوست چقدر در روحیه شما تاثیرگذاره.از گرگان به سمت شیروان حرکت کردیم تو راه میگفتیم و میخندیدیم (از همون اول راحت بگیرید تا راحت بگذره بگید و بخندید و شاد باشید بعدها متوجه میشید آموزشی یکی از بهترین دوران عمرتونه حتی همون روزای اول که همه میگن خیلی سخته،خداروشکر به ما خوش گذشت) 6یا7ساعت تو راه بودیم،اندکی از شیروان نگذشته بودیم که به یک دور برگردان رسیدیم،تابلوی بزرگی ابتدای اون نوشته بود به سمت آموزشگاه رزم مقدماتی شهید هاشمی نژاد نیروی زمینی سپاه که تقریبا 18 کیلومتری شمال شیروان بود با یک جاده پر پیچ و خم با چند تا روستای زیبا،پشت پادگان کوه بود و روبرو تا چشم کار میکرد دشت.بچه ها از پنجره به بیرون نگاه میکردند،کم کم اونایی که خواب بودند هم بیدار میشدن و شروع شد منفی بافی های دوستان...چند دقیقه ای رو جلوی پادگان منتظر بودیم تا وارد شدیم با شربت و کیک ازمون پذیرایی شد و از همون اول توجیهات شروع شد(شاید رو مخ ترین چیز تو خدمت همین توجیهات مکرر باشه مخصوصا چند روز اول که کلافتون میکنند اما شما آرامش خودتون رو حفظ کنید:)بعد فرمانده دسته که یک سرباز ستوان سه بود اومدو مارو برد سمت گردان یک(گردان امام علی)گردان یک خوب بود به ورودی دژبانی و غذاخوری و تسلیحات نزدیک و از مجتمع آموزشی و حمام دور بود.فرمانده دسته بهمون گفت که بریم کمی استراحت کنیم تا موقع شام،وارد آسایشگاه شدیم و یه تختو کمد انتخاب کردیم البته میدونستیم که این موقته و چند روزه دیگه که کد بخوریم تختو کمدمون تا پایان دوره مشخص میشه.حتما یک قفل برای کمد با خودتون ببرید البته بوفه ی اونجا داشت اما با هر کلیدی باز میشد:)ساعت 7 رفتیم برای شام(قشنگ آفتاب تو آسمون بود و قرار بود معدمون هنگ کنه) و غذا بدترین اُملتی بود که تو عمرم خورده بودم البته غذاها انصافا عالی و به اندازه بود فقط چند تا غذا مثل املت و بوقلمون و دمپایی ابری جالب نبودند و بعد از اون چند بار صف شدیم و توجیه این جور حرفا اینو هم بگم اونجا گربه رو دم حجله میکشند یعنی تنبیه ها و توجیهات اکثرا برای چند روز اوله و رفتارها هم خیلی سرد و خشنه بعد که نظم و اطاعت شما رو ببینن دیگه کم کم نرمی و آسانی رو هم می بینید فقط زرنگ بازی در نیارید و در هر صورت نظم رو رعایت کنید هر کاری که گفتند در همون زمان مشخص انجام بدید اونجا نمیشه و وقت کمه نداریم.بعد از شام و نماز کم کم آماده شدیم برای خواب ساعت 10 خاموشی بود و همه از خستگی خوابیدند اما نمیدونستند چه روزهای سخت و گرمی در پیش دارند و این چنین روز اول خدمت ما به پایان رسید...سربازی و دیگر هیچ (قسمت دوم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت سوم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت چهارم)سربازی و دیگر هیچ (قسمت پنجم و پایانی)</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Wed, 30 Oct 2019 17:22:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه رمضان و انیمیشن های خاطره انگیز (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-l9spg6moffja-l9spg6moffja</link>
                <description>در مطلب قبلی ماه رمضان و بازی های رایانه ای خاطره انگیز چند تا بازی معرفی کردم که اکثرا حتی اونایی که زیاد هم اهل بازی نیستند باهاشون خاطره دارند.حالا چند عنوان از برترین انیمیشن های قرن21 که ارزش چندین بار دیده شدن رو دارند و گذر زمان رو برای ما لذت بخش می کنند معرفی می کنم...شرک (2001)اولین انیمیشنی که در قرن 21 اسکار گرفت.بسیار جذاب و حرفه ای و دوست داشتنی(مخصوصا اون الاغه با دوبله بی نظیرش:)قلعه متحرک هاول (2004)کمتر کسی هست که این انیمه (انیمیشن به سبک ژاپنی)رو دیده باشه و به کسی معرفیش نکنه.یکی از شاهکارهای هنری میازاکی که از هر لحاظ قابل تحسینهوالاس و گرومیت : نفرین موجود خرگوش نما (2005)یک استاپ موشن جذاب کمدی و برنده اسکار سال 2005ماشین ها (2006)آخرین انیمیشن مستقل پیکسار.اخلاق و خانواده و دوستی ها مهم تر از برنده شدنهوال-ئی (2008)رباتی آهنی با قلبی از طلا.برنده اسکار بهترین انیمیشن سال 2008 و به نظر من بهترین انیمیشن پیکسار(فقط زبان اصلیشو ببینید فیلم صحنه غیر اخلاقی نداره فقط نمیدونم چرا تو تلویزیون مونث به مذکر تبدیل شده :)))داستان اسباب بازی3 (2010)«به سوی بی‌نهایت و فراتر از آن» موفق ترین قسمت از اولین انیمیشن تمام کامپیوتری تاریخمن نفرت انگیز (2010)گرو تبهکار و خنگ اما با قلبی مهربان که به خاطر یک کار پلید سرپرستی چند بچه یتیم رو به عهده می گیره...رنگو (2011)برنده اسکار سال 2011 با صدا پیشگی جذاب جانی دپ و شیرین کاری های با نمک رنگو در نقش یک قهرماندزدان دریایی ! گروهی از ناجورها (2012)یک استاپ موشن خمیری واقعا خنده دار و لذت بخش (90 دقیقه بخندید)باد بر می خیزد (2013)آخرین و منحصر به فرد ترین اثر کارگردان افسانه ای هایائو میازاکی درباره ی تلاش برای رسیدن به آرزوهافیلم لگو (2014)درجه یک و درخشان.این انیمیشن جذابیت و ابتکار بی نظیری دارهوقتی مارنی آنجا بود (2014)درامی خانوادگی و احساسی و جذاب که بین خیال و واقعیت معلقتون میکنهدرون و بیرون (2015)یکی از بهترین انیمیشن های جهان که باید بارها و بارها دید چون در عین سادگی مطالب پیچیده روانشناسی رو بیان میکنه (انیمیشن محبوب من به همراه وال ئی)ماه رمضان و انیمیشن های خاطره انگیز (قسمت دوم)</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2019 18:49:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه رمضان و بازی های رایانه ای خاطره انگیز (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@ghasemnekahi/%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-ohsq6qb8duxw-ohsq6qb8duxw</link>
                <description>اون یک دو ساعت مونده به افطار که دیگه حال هیچ کاری رو نداری یک بازی رایانه ای جذاب میتونه گذر زمانو لذت بخش کنه.چند تا از بهترین بازی های تاریخ که برای اکثرمون ماهیت نوستالوژیک دارند رو معرفی می کنم.در ادامه با ما همراه باشید...stronghold crusaderشیرین ترین خاطرات گذشتمون با این بازیه بیشتر از هر بازی دیگه ای تمومش کردیم.بسیار زیبا و به یاد ماندنی در سبک استراتژیکgta4 (2002)با تامی تو شهر چه خرابکاری ها که نکردیم.با این بازی عاشق سبک جهان باز شدیمcall of duty2 (2005)تنش های نظامی هیجان انگیز و واقع گرایانه جنگ جهانی دوم در سبک تیراندازی اول شخص(عاشق این تفنگه بودم)need for speed most wanted (2005)جنون سرعت و هیجان و بهترین عنوان مسابقه ای اون سال هاsplinter cell essentials (2006)تمام سری هاشو بازی کردم.اصلا با این عنوان عاشق سبک مخفی کاری شدم.تو این سری دخترشو می کشند(یک دقیقه سکوت)mafia (2003)بهترین بازی سال 2003 هنوز هم بی نظیر و شاهکاری در سبک اکشن جهان بازmax payne2انقلابی بود در سبک تیر اندازی سوم شخص مخصوصا افکت های فوق العادش و داستان جذابtekken3برای زندگی و سرنوشت مبارزه کن با عنوان تیکن3resident evil4 (2005)بهترین بازی سبک ترس و بقا در اون سال هاgta5اونقدر که کوچه پس کوچه های این نقشه رو بلدیم شهر خودمونو بلد نیستیم:))یه cj بود و یه san andreasماه رمضان و بازی های رایانه ای خاطره انگیز (قسمت دوم)</description>
                <category>Ghasem Nekahi</category>
                <author>Ghasem Nekahi</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2019 15:49:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>