<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های غزال ملکی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ghazalmaleki</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 03:05:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>غزال ملکی</title>
            <link>https://virgool.io/@ghazalmaleki</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@ghazalmaleki/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-q8eejktduyuj</link>
                <description>جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون در شرایطی قرار گرفتهایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخش دیگر آن در دست 62 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند.مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراقتیمر من محقق و نویسنده امریکایی:شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 2 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد،محمد،عیسی، عانی، « مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد. اولین آنها در سال 3181 و آخرینشان در سال 3182 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید میشدند و در خمپارهها، ». راکتها و گلوله های توپ جاسازی میشدند. بی تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود .رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:&lt;&lt;هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است&gt;&gt;کنت تیمرمن در خصوص نقش پررنگ غرب در پرورش هیولایی به اسم صدام مینویسد:عراق، بازار بزرگ فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا، استرالیا و ایالات متحده بود. صدام هیولایی بود که ما ساختیم و ما این هیولا را ساختیم و بعد کوشیدیم سر او را به سنگ بکوبیم ... تعجب آور اینکه صدام هرگز هدفهای جاهطلبانهاش را در لفافه بیان نکرد، اما سیاستگذاران و سوداگران هرگز نخواستند این پیام او را بشنوندتیمرمن اطلاعاتی کلی در خصوص نوع کمکها به عراق میدهد و بیان میکند که:یک آمار سرانگشتی نشان میدهد که 003 شرکت غربی در ساختن این ماشین مرگ و پرسود شرکت داشتهاند که یک سوم آنها شرکتهای آلمانی بودند به طور کلی، به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی طولانی شدن جنگ ایران و عراق، برخورد جانبدارانه این کشورها به خصوص آمریکا به نفع عراق بود. با این استدلال است که مارین ویلمسه آمریکا را قویترین شریک جرم این جنگ معرفی کرده و معتقد است بسیاری از قدرتهای غربی با سلاح و اعتبارات مالی خود سهم عمدهای در طولانی شدن، تشدید، افزایش تلفات و دوام درگیری دو طرف داشتند. برای نمونه فرانسه و آلمان به طور مستمر، سلاحهای پیشرفته به عراق میدادند و بریتانیا برخی از قطعات یدکی تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکرد.مجموعه &amp;amp;quot;اعترافات&amp;amp;quot; درباره جنگ تحمیلی/ اعتراف آلمان به تجهیز رژیم بعث عراق به سلاح شیمیایی با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکادB نبوده است .فنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکادB را به 211 کیلومتر افزایش دهد. با وجود ممنوعیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاحها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار میگرفت. اکنون روشن شده است دول غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث حمایت میکردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند. از جمله کشورهایی که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث پرداخت آلمان بود که حتی رسانهها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.مجله &quot;اشپیگل&quot;چاپ آلمان ذیل یکی از گزارشهای خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاحهای شیمیایی توسط آلمان نوشت:یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام میشود که با وساطت رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا میکند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاحهای شیمیائی به عراق داده میشود.به گزارش &quot;اشپیگل&quot;علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمانضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس میکند و از طریق این شرکت از&quot;کنسرن معروف فورستای آلمان&quot; وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری میکند. اینکارخانه قادر است سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل وتابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یکباره صورت نگرفته بلکه درقطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر میشد.مجله&quot;اشپیگل&quot;در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در &quot;سلمان پاک&quot; در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاههای تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر &quot;فلوجا&quot;مواد خام اولیه تهیه میشود و بالاخره در شهر &quot;سامره&quot;گازهای خردل و گاز عصبی تابون بهطور انبوه تولید میشود. بنابر این گزارش در هر سه شهر ،شرکتهای مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بودهاند.بنابر گزارش همین مجله، اطلاعات تحقیقات محرمانه حاکی از آن است که تأسیسات شیمیایی ساخته شده توسط شرکتهای آلمانی در سامره عراق اخیرا موفق به تولید مواد شیمیایی بسیار مرگبار تابون و لاست هم شدهاند. کارشناسان آلمانی همچنین متوجه شدهاند که سه کارخانه فروخته شده آلمانی به عراق قادر به تولید اسید سیائیدریک غلیظ و فشرده است.ادو اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور &quot;فرانکفورتر آلگماینه&quot; که در دوران جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود میگوید: مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران به صدام دادهاند.علاوه بر این، آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات &quot;سعد 32&quot;و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث قرار داده و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرده است. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره میگوید: یک پروژه نظامی موسوم به &quot;سعد - 32&quot; در عراق توسط شرکتهای آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.بنابر گزارش &quot;اشپیگل&quot;: شرکتهای تسلیحاتی آلمانی متعلق به گروه &quot;ام.بی.بی&quot;بیش از آنچه تصور میرفت در تقویت قدرت نظامی عراق دست داشتهاند. به طور مثال یک سلاح ساخته شده توسط &quot;ام.بی.بی&quot;که موج انفجاری آن مشابه با انفجار یک بمب کوچک اتمی است از طریق مصر به عراق فروخته شده است .&quot;ام.بی.بی&quot;همچنین از طریق شرکت فرانسوی &quot;اویرومیسایل&quot;حدود 31 هزار قبضه موشک ضدتانک سیستم میلان و هات و نیز 3131 موشک ضدهوایی رولاند به عراق فروخته است.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکاد B نبوده است. فنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکاد Bرا به 211کیلومتر افزایش دهد.در آوریل 3188 (اردیبهشت 3129) یک نشریه ایتالیایی به نام «اسپرسو» درباره موازنه نابرابر نظامی ایران و عراق، آماری را منتشر ساخت. این آمار چنین بود: ارتش ایران: 223 هزار نفر - عراق: 811 هزار نفر، تانک ایران: 3131 دستگاه - عراق: 9111دستگاه، توپخانه ایران: 211 قبضه - عراق: 3211 قبضه، هواپیمای ایران: 611 فروند - عراق: 311 فروند. این آمار در حالی منتشر شد که هنوز به پایان جنگ ایران و عراق 1 ماه باقی مانده بود. دنیای غرب بر این باور بود که تنها عامل باز دارنده قوای با ایمان و بسیجی ایران، تسلیحات روز و مدرن شرق وغرب است. درحقیقت، نخستین درگیری مشترک بلوک شرق و غرب با یک کشور پس از سقوط هیتلر در آلمان، میجی در ژاپن و موسولینی در ایتالیا، در نقطه مرزی ایران و عراق ظهور یافت.مجله سیاست دفاعی در شماره چهارم خود، در گزارشی از کمک های بلوک شرق و غرب به عراق، چنین آورده است: «نیرو های مسلح ارتش عراق در نتیجه فروش عظیم تسلیحاتی توسط اتحاد شوروی و قدرت های غربی ،در مدتی کمتر از دو سال سیستم های تسلیحاتی خود را به بیشتر از 01 درصد افزایش دادند.در آستانه بازپس گیری «فاو» در آوریل، 3188 یعنی اردیبهشت، 3129 ارتش عراق حدود 3 هزار دستگاه تانک ،0311 نفربر زرهی ،3311 عراده توپ ،061 فروند هلی کوپتر و 961 هواپیمای جنگنده و بمب افکن آماده برای عملیات در اختیار داشت. این خیل عظیم سیستم های تسلیحاتی، با حداقل 111 فروند موشک زمین به زمین اسکاد بی ، ساخت شوروی تجدید ساختار شده توسط آلمان ها و تولید مقادیر زیادی مهمات شیمیایی به اتکای فن آوری صادراتی آمریکایی اروپایی تکمیل می شد. حکومت بغداد با کسب این مقادیر عظیم از جنگ افزار های مدرن متعارف و غیر متعارف، توانست استعداد نیرو های زمینی ارتش خود را از 69 لشکر در سال 3182 یعنی، 3123 به 31 لشکر در سال 3188 یعنی، 3128 یعنی به دو برابر افزایش دهد. این امر نمایانگر رشد واقعی در ساختار نیرو و توانایی های عملیاتی صدام حسین بود و در جهت تغییر موازنه استراتژیک کلی منطقه خلیج فارس گام مهمی به شمار می رفت. به راستی این همه همیاری و همراهی با یک کشور برای چه هدفی دنبال می شد؟ در حالی که بیش از 81 کشور به صورت رسمی و غیر رسمی عراق را یاری می دادند، جمهوری اسلامی ایران حتی از داشتن حق خرید سیم خاردار که یک وسیله غیرنظامی به شمار می رود، محروم بود. این در حالی بود که کشور های مهم دنیا چون آمریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی و آلمان، رسماً خود را وقف خدمت به عراق کرده بودند.منبع : ناگفته هایی از جنگ هشت ساله عراق علیه ایرانپژوهشگر :غزال ملکی تقی ابادرشته مدیریت مالیاستاد راهنما: دکتر علی اکبر حسنوندسپاس از توجه شما ?</description>
                <category>غزال ملکی</category>
                <author>غزال ملکی</author>
                <pubDate>Sun, 15 Jan 2023 16:14:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازمان مجاهدین خلق</title>
                <link>https://virgool.io/@ghazalmaleki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-jqyur0s8xek5</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم??چرا سازمان مجاهدین خلق جاسوس هستند؟سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلامگرا و چپ گرا با ساختار شبه نظامی است. رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است. از سال 1382 زنده بودن مسعود رجوی در پرده ابهام قرار دارد و در غیاب او همسرش مریم رجوی عملا رهبری این سازمان را بر عهده دارد.جنایات “سیستماتیک” و “گسترده” سازمان مجاهدین خلق یا فرقه مخرب رجوی علیه بشریت را بعد از انقلاب اسلامی ایران می توان به سه دسته تقسیم نمود:یکم: سازمان مجاهدین خلق بر اساس انتشارات و اعترافات خود مسئول کشتار حداقل 12 هزار تن از ایرانیان در دهه 60 شمسی از طریق سوء قصد و بمب گذاری و عملیات خرابکارانه می باشد که همیشه به این امر افتخار نموده است. این تعداد، افراد بی گناهی بودند که عمدتاً هیچ ارتباطی با سیاست و حکومت نداشتند و صرفاً هدف انتقام کور مجاهدین خلق بعد از ناکامی در کسب قدرت در ایران قرار گرفتند.دوم: سازمان مجاهدین خلق در جریان انتفاضه شعبانیه عراق در سال 1370 شمسی در همدستی با رژیم صدام حسین به سرکوب قیام کردها در شمال و شیعیان در جنوب این کشور پرداخت و باز به اعتراف خود، مسئول کشتار بی رحمانه ای در عراق در این دوران بود. مسعود رجوی سرکرده این سازمان در آن زمان به این امر و این که نشان شجاعت عراق را در این رابطه دریافت نموده افتخار می کرد.سوم: سازمان مجاهدین خلق در پادگان اشرف در عراق در دهه 70 شمسی و خصوصاً در سال 1373 به صورت “سیستماتیک” و “گسترده” مسئول قتل، حبس انفرادی، شکنجه، اعدام ساختگی، ایجاد آسیب های جسمی و روحی، ترغیب به خودکشی، تجاوز، عقیم سازی، مغزشویی تعداد کثیری از اعضای خود و کلاً برقراری سیستم برده داری نوین می باشد.به این ترتیب سازمان مجاهدین خلق سه دسته قربانی دارد که شاهدان عینی از اعضای سابق این فرقه در خصوص هر سه فقره “جنایت علیه بشریت”، مشاهدات خود را به رشته تحریر درآورده و همچنین آمادگی شهادت در هر محکمه ای را دارند. موضوع مقاله حاضر دسته سوم از قربانیان یعنی اعضای فدایی و جان برکف خود سازمان مجاهدین خلق است که به اختصار توضیح داده می شود. خانم دکتر “مارگارت تالر سینگر” در کتاب خود با عنوان “فرقه ها در میان ما” متذکر می گردد که اعضای هر فرقه و خانواده های آنان مقدم ترین قربانیان آن فرقه هستند.نقض حقوق بشر در پادگان اشرفپادگان بدنام اشرف در عراق، بیش از سه دهه مقر فرقه ای سازمان مجاهدین خلق بود که هم ظرف استراتژی و هم ظرف ایدئولوژی این فرقه محسوب می شد. تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که از پادگان اشرف خارج شده یا به تعبیری فرار کرده اند پرده از ارتکاب بسیاری از جنایات در حق اعضا برداشتند. آن ها همچنین از عدم هرگونه ارتباط با بیرون از پادگان سخن گفتند و این که از دسترسی به پست، تلفن، موبایل، اینترنت و رسانه ها به غیر از برنامه های منتخب تلویزیون سازمان و همچنین از ارتباط با دوستان و خانواده محروم بوده اند. آن ها فرار از قرارگاه را کاری سخت و خطرناک خواندند.قیام مسلحانهمسعود رجوی از چند ماه پیش از وقایع خرداد ۱۳۶۰ در مصاحبه‌ای در اسفند ماه ۵۹ پیش‌بینی کرده بود که در صورت عدم تشکیل «یک مجلس واقعاً ملی فراگیر» به معنی مجلسی که شامل اعضای سازمان باشد، «خبری از زندگی مسالمت‌آمیز در کار نخواهد بود.» به گفته سعید حجاریان، در اسنادی که سال ۶۶ از سازمان مجاهدین به دست آمد، مسعود رجوی تحلیل کرده بود که اگر با بنی‌صدر متحد شود «قطعی است که می‌تواند رژیم را جارو کند» و پیشنهاد کرده بود که با ریختن نیروها به خیابان بنی‌صدر را تحریک به مقابله با رژیم کنند. ابراهیم یزدی، گفته‌است که رهبری سازمان پیشتر از وقایع خرداد ۱۳۶۰ دچار «تخیلات انقلابی» شده بود و در دیداری به او گفته بودند که می‌خواهند «تجربه انقلاب را تکرار کنند» اما او به صراحت به آن‌ها گفته‌است «شما اشتباه می‌کنید.. امروز بدنه جامعه با شما نیست. شما یک گروه اقلیت و کوچکی هستید و اگر بخواهید این کارها را بکنید… متلاشی خواهید شد.» کیهان در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ نوشت که مجاهدین خلق انتظار سقوط بنی‌صدر و عدم حمایت مردم از او را نداشتند و به همین دلیل به شیوه نهایی خود که جنگ مسلحانه با نظام بود روی آوردند. به گفته یکی از مسئولان حفاظت مرکزی سازمان، مسعود رجوی از قبل طی سفرهایی نظر مساعد دولت‌های خارجی از جمله عراق، فرانسه و آمریکا را برای قیام مسلحانه به دست آورده بود.اتحاد با بنی‌صدر و آغاز مبارزه مسلحانهبه دنبال کشمکش‌ها و اختلاف نظرهای رئیس‌جمهور وقت، ابوالحسن بنی‌صدر با حزب جمهوری اسلامی و تلاش ناموفقش در جهت سلب اختیارات آنان و در نتیجه از دست دادن حمایت خمینی، از آن‌جا که او به تنهایی توان مقابله با مخالفانش را نداشت و پیش‌تر هیچ‌گاه به ایجاد یک حزب یا ائتلاف اقدام نکرده بود، با مجاهدین خلق که پیش‌تر از آن‌ها به شدت انتقاد کرده بود، متحد شد. در اواخر ماه خرداد او که برای حفظ جان خویش در اختفا به سر می‌برد، مردم را به قیام فراخواند. مجاهدین خلق نیز در پی تعارضات شدید با نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۹، از بنی‌صدر حمایت کرده و در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۰ از هوادارانشان خواستند تا علیه نظام به خیابان‌ها بریزند. یک روز پس از آن، تظاهرات خشونت‌آمیزی در شهرهای مختلف کشور به راه افتاد. در تهران حدود پانصد هزار نفر در خیابان‌ها به دادن شعار و اعتراض و درگیری با نیروهای نظام پرداختند. نظام نیز با اعلام خمینی، مبنی بر اینکه «آنان که علیه حاکمان شرع حرف می‌زنند، با اسلام به مبارزه می‌پردازند»، به سرعت عکس‌العمل نشان داد. چنان‌که تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود ۵۰ نفر کشته، ۲۰۰ نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند.روز بعد، بنی‌صدر برکنار و دستور بازداشت او توسط خمینی، به اتهام خیانت و توطئه علیه نظام، صادر شد و به این ترتیب رقابت‌های سیاسی وارد عرصهٔ خشونت‌آمیزی گشت.درگیری با نیروهای سپاه پاسداراندر ماه شهریور ۱۳۶۰، مجاهدین، هواداران جوان خود را برای اعتراض و درگیری مسلحانه با عوامل حکومتی به خیابان‌ها فرستادند. در تاریخ ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ آنان از تیربار و موشک انداز آر پی جی علیه نیروهای سپاه پاسداران استفاده نموده و برخی از گروه‌های کوچک‌تر چپ‌گرا همچون چریک‌های فدایی، دست به اقدامات چریکی مشابهی زدند. حکومت وقت در پاسخ به اقدامات مسلحانه، نیروهای ضداطلاعاتی سپاه را بسط داد و در ابعادی وسیع به دستگیری بسیاری از اعضای گروه و افراد مشکوک به همکاری با آنان شد.سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کردسازمان مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.در این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد.در ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا کرد، اما با مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی با شکست سختی روبرو شد. جاسوسی سازمان برای صدامسازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.آنان همچنین برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند، اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند.سازمان در راستای انجام ماموریت جاسوسی برای رژیم بعث عراق با سرویس اطلاعاتی عراق (استخبارات) در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق همکاری کرد.منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند.** شکنجه و فریب برای جذب اسرااما اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.هادی شعبانی یکی از اعضای جداشده سازمان در کتاب خاطرات خود با عنوان &quot;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&quot; نوشته است: «اسیران جنگی که در اردوگاه‌های عراق وضعیت خوبی نداشتند و مورد اذیت و آزار سربازان عراقی قرار داشتند مسئولین سازمان به آنان می‌گفتند ما عملیاتی در پیش داریم اگر به ما ملحق شوید بعد از پیروزی آزاد خواهید شد. تعداد کمی از اسرا به اشرف آورده شدند که بعضی از آنان در عملیات کشته و یا تعدادی فرار کردند.»جواد کامور بخشایش از پژوهشگران تاریخ معاصر در این رابطه گفته است: «در فروغ جاویدان حدود سه‌ هزار نفر از نیروهای سازمان از بین رفته و رجوی با اجازه صدام وارد این فاز شد که کمبود نیروی خود را از اسرای ایرانی تأمین کند. به‌عنوان مثال اسیری بعد از سه سال و نیم اسارت جذب منافقین شد. او امروز به‌عنوان شاهد عینی تمام رویدادهای داخل اردوگاه اشرف را بیان می‌کند. به او گفته شده بود &quot;ما شما را از این اردوگاه برده و تسهیلات خوبی برایتان فراهم می‌کنیم، اگر هم پسند نکردید مجدداً شما را به اردوگاه بازمی‌گردانیم.&quot; درحالی که این اتفاق نیفتاد. این شخص اعتراف می‌کند که 14‌ــ‌13 سال از بهترین سال‌های عمرش را در پادگان اشرف گذرانده است. او یک بار اقدام به خودکشی کرد اما از مرگ نجات پیدا کرد و به این دلیل یک سال در زندان ابوغریب زندانی شد. بعد از حمله آمریکا به عراق با شرایط نامطلوبی به ایران بازگشت.»منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود.چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادند.رهبران سازمان : مسعور رجوی و مریم رجوی استسازمان مجاهدین خلق پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه برضد پهلوی پرداخت.    هدف : سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان های رژیم بعث کرد .جاسوسی سازمان به فرمان صدام سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.((مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود))ترورها :??سازمان مجاهدین خلق از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ ، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، اعلام مبارزهٔ مسلحانه کرد. مسعود رجوی در گزارشی گفته‌است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱ ، ۱۲ هزار نفر کشته شده‌اند . به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری اسلامی ایران سازمان تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر عملیات‌های مسلحانه‌ای که سازمان مسئولیت آن را پذیرفته‌است ، برخی ترورها و عملیات‌های نظامی دیگر هم به سازمان نسبت داده شده‌است : ?ترور های ناموفق: عباس واعظ طبسی ، در سال ۱۳۶۱ صادق احسان بخش ، امام جمعه رشت در سال ۱۳۶۱ سید احمد خمینی،۲۵ خرداد ۱۳۶۱ ?ترور های دیگر: انفجار در دفتر نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران که در آن محمد علی رجایی،محمد جواد باهنر و هوشنگ وحید دستجردی به همراه یک نفر دیگر کشته شدند. سید علی خامنه ای،۶ تیر سال ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران که منجر به صدمه دیدن دست راست او شد. بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰،که در آن سید محمد بهشتی و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی کشته شدند. ?کشته شدگان سرشناس: اسدالله مدنی ، ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ عبدالکریم هاشمی نژاد ، ۷ مهر ۱۳۶۰ عطاالله اشرفی اصفهانی ، ۲۳ مهر سال ۱۳۶۱ اسدالله لاجوردی ، ۱ شهریور ۱۳۷۷ علی صیاد شیرازی ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ و ....همچنین این گروه برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند و اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند. منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند. اقدام منافقین : در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادندشکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.《منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود》چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادندمنافقین از هر اقدام و روشی استفاده می‌کردند تا هم با کسب اطلاعات از اسرا به بعثی‌ها خوش‌خدمتی کرده باشند و هم بتوانند تعدادی نیرو برای سازمان جذب کنند. در کتاب‌های خاطرات بسیاری از آزادگان از جمله کتاب &quot;پایی که جا ماند&quot; یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور به بسیاری از اقدامات منافقین در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق اشاره شده است.سازمان مجاهدین خلق از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام مبارزه مسلحانه کرد.مسعود رجوی گفته است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱،دوازده هزار نفر کشته شدند.به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری اسلامی ایران سازمان تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر عملیات های مسلحانه ای که سازمان مسؤلیت آن را پذیرفته است برخی ترور ها و عملیات های نظامی دیگر هم به سازمان نسبت داده شده است.تهیه کننده : غزال ملکی تقی آبادرشته مدیریت مالینام استاد: علی اکبر حسنوند</description>
                <category>غزال ملکی</category>
                <author>غزال ملکی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Dec 2022 19:50:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال اول جنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@ghazalmaleki/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-mkizhkkxsc6z</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیم?مصاحبه امیر مسعود بخیتاری در مورد سال اول جنگصحبت های امیر مسعود بختیاری در مورد سال اول جنگ به نقل از امیر مسعود بختیار: در ظرف 2تا6ماه اول جنگ جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم و خود این موضوع موفقیت است.دشمن می خواست خوزستان را در سال اول جنگ از کشور جدا کند و ارتش مانع این اتفاق شدو در این زمان ارتش تنها بود زیرا نیروهای بسیجی آموزش های لازم را ندیده بودند وسپاه هم هنوز آمادگی ورود به جنگ را نداشت و حتی برخی اعضا شورای سپاه مخالف حضور سپاه در جنگ خارجی بودند و می گفتند که سپاه مامور امنیت داخلی است.در اوایل جنگ ارتش توانست پاسخ های خوبی به حملات دشمن بدهد و مقاومت کند به همین دلیل صدام حسین تصمیم گرفت در روز6ام جنگ تقاضای اتش بس کند.مصاحبه:مجری: آیا گرفتاری و ضعف ارتش بود که باعث ناکامی و عدم موفقیت سال اول جنگ شد؟پاسخ جناب آقای مسعود بختیاری: چه کسی فرموده که ما در سال اول جنگ موفق نبوده ایم؟ ما ظرف ۲ تا ۶ ماه اول جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم .این اسمش موفقیت نیست! این موفقیت نیست که توانستیم ارتش عراق را قبل از اینکه به اهداف خود برسد ،در بیابان های خوزستان در کوه های ایلام و کردستان متوقف کنیم!؟ارتش عراق آیا آمده بود پشت کرخه و کارون بایسته یا در بیابان بایسته یا سر کوه های بازی دراز بایسته؟ .بلکه ارتش عراق در سال اول جنگ اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ، بهبهان ، دوکوهه در خوزستان و خوزستان را جدا کند اما نتوانست. چرا که در مقابلش مقاومت شد.اگر این موفقیت نیست پس چیستتوضیحات مختصر در مورد زندگی کلی امیر مسعود بختیاری مسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت.بختیاری فعالیت در ارتش شاهنشاهی ایران را از سال ۱۳۳۸ آغاز کرد. او از طراحان عملیات بیت‌المقدس بود.جنگ ها و عملیات های وی عملیات بیت المقدس و عملیات طریق القدس کتاب های نوشته شده توسط سرتیپ دوم امیر مسعود بختیاریعملیات بیت‌المقدس و عملیات طریق‌القدس و آزادسازی شهر مرزی بستان و هشت سال دفاع مقدس و آنچه گذشت: درس‌هایی از جنگ ایران و عراق و فرماندهی در چشم‌انداز ۱۴۰۰ * چطور باید با سوالات غیراصیل برخورد کرد؟من به عنوان یک معلم وظیفه ام جواب دادن است، پلیس نیستم که کسی را به خاطر سوال غیر اصیلش جریمه کنم. ضمن این که خودم گفتم کسانی که سوال دارند باید پرسش خود را مطرح کنند.* آیا راهی وجود دارد تا از وقوع چنین فضایی پیشگیری کنیم تا سوال ها اصالت پیدا کند؟بله راه دارد، فکر می کنم کاری که ما داریم می کنیم خیلی کمک کرده است که بسیاری حقیقت را قبول کنند. شفاف سخن گفتن بر دل می نشیند.* جمع بندی درکم از سخنان شما این است که بالا بردن حجم اطلاعات شفاف یک راه مقابله با سوال غیر اصیل است.همین طور با حوصله پاسخ دادن و نه سرکوب کردن. یعنی وقتی سوال می کنند بلافاصله نگوییم این چه سوالی است که می پرسید؟ اگر من با مهارت و آرامش جواب شما را بدهم اثر خود را می گذارد؛ به خصوص این که برای حرفتان مدرک، استدلال و منطق داشته باشید.** بزرگترین آسیب های جنگ، دوگانه‌گویی‌ها و چندگانه‌گویی‌هاست* به نظر شما مهمترین چالش و آسیبی که در روایت‌های حال حاضر وجود دارد (اعم از رسمی و غیر رسمی) و تحلیل موجود از آن هشت سال چیست؟اینکه مثلا یک عملیات مشخص مثل آزادسازی خرمشهر را شما یک جور روایت می‌کنید و به حساب خود می‌گذارید و من روایت می‌کنم و ممکن است به حساب خودم بگذارم. بزرگترین شبهات و آسیب های جنگ، دوگانه‌گویی‌ها و چندگانه‌گویی‌هاست که برخی از آنها گریزناپذیر استخاطرات سال اول جنگمسعود بختیاری زاده 25 آبان 1320 که در دوران جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش ایران را برعهده داشت.ایشان در سال 1338وارد دانشگاه ارتش نیروی زمینی شدند و در سال 1341 با درجه ستوان 2 فارغ التحصیل شدند.دوره های مختلف آموزشی در داخل و خارج طی کردند.و در زمان جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بودندو ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را بر عهده داشتند.مصاحبه امیر مسعود بختیاری در سال اول جنگ:آیا ضعف ارتش باعث ناکامی سال اول جنگ شد؟مسعود بختیاری:ما تا ظرف 6 ماه جلوی ارتش بعثی عراق را گرفتیم این اسمش موفقیت نیست ؟عراق در 31 شهریور 1359 به ایران حمله کرد و در همان بعد از ظهر یعنی چهار ساعت بعد هواپیماهای ایران پایگاه های شعیبه و کرکوک را بمب باران می کنند.و روز بعد یعنی 1 مهر 1359 ایران با 300 سورتی پرواز یعنی 140 فروند به عراق حمله میکند و این شوکی که به صدام حسین وارد می شود تمرکزشان را برهم میزند و این مقاومت باعث میشود که در روز ششم جنگ صدام حسین تقاضای آتش بس میکند.با وجود اینکه به اهداف خود نرسیده بود.مجری:ارتش نقشه طراحی کرده تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟درست است طراحی کرده برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ روحیه انقلابی و شور حال انقلاب که در فضا کشور حاکم بود را نادیده بگیرید همیشه یک پایش لنگ است.بنابراین زیر فشار افکار عمومی روی نقشه ام طراحی میکشم که سرفلش تا بصره است که اگر شد تا انجا هم برویم.امیر مسعود بختیاری در مورد سوال مجری و صحبت امیر الحسین مفید که فرمودند قبل جنگ ایراد را به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما میگویید سال اول جنگ ما پیروز بودیم این طور جواب دادند:من حرف ایشان را نقض نمیکنم ما سال اول را بسته به شرایط موفق بودیم.موفقیت این نیست که ارتش عراق را بیرون کنیم و بگویید با روحیه انقلابی چطور میشود تانک و هواپیما را هدایت کرد؟لشگر های عراق قبل از جنگ از منطقه مختلف عراق به پشت مرزهای ایران گسیل شدند و آرایش گرفتند.در حالی که ما با چهار لشگر که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشگر نمیتوانستیم 12 لشگر عراقی را از کشور بیرون کنیم مهمترین پیروزی ایران در سال اول جنگ که هنوز نیروهای مردمی سازماندهی نشده بودند.شکست استراتژی عراق در پیروزی در جنگ برق آسا بود.از نظر ایشان ارتش وظیفه حفظ و حراست و صیانت از مرزهای زمینی و هوایی و دریایی کشور و حاکمیت را دارد.و اگر ارتش نبود بعد از انقلاب شاید ایر ن به این شکل وجود نداشت.یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی میشود این است که مانع دشمن برای رسیدن به اهداف استراتژیکش شویم و ارتش ایران مانع این قضیه شد.اینکه میگوییم ارتش و روی ان تاکید داریم برای این است که نیروی بسیج مردمی فاقد سلاح و مهارت برای اینکار هستند و سپاه پاسداران هم در آغاز این راه است.سپاه به صورت شورایی بود و در آغاز جنگ 2 یا 3 ماه است که سپاه سازمان فرماندهی خود را کامل کرده است.تهیه کننده : غزال ملکی تقی آبادرشته مدیریت مالینام استاد: علی اکبر حسنونددانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز سوهانک</description>
                <category>غزال ملکی</category>
                <author>غزال ملکی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Dec 2022 18:22:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@ghazalmaleki/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-qfqim5gu8284</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمآنچه که عنایتست چه صلح و چه جنگورکار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگگردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد. این گردان شامل ۵ گروهان؛ ۴ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بود.فرمانده شدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند.فرماندهی مقاومت خرمشهر را سرهنگ علی قمری فرمانده داوطلب گردان دژ خرمشهر، دریادار دوم داریوش ضرغامی، ناخدا هوشنگ صمدی فرمانده گردان تکاوران دریایی ارتش، ناخدا بحیی دوست نیایی فرمانده نیروی دریایی شمال پادگان منجیل محمد جهان‌آرا فرمانده سپاه خرمشهر و دریادار عيسی حسینی بای که یکی از تکاوران زبده ارتش و اولین فرمانده تکاوران مستقر در خرمشهر بود، به‌عهده داشتند.[۶] گرچه صدام حسین وعده فتح یک روزه خرمشهر، سه روزه خوزستان و یک هفته‌ای ایران را می‌داد، اما با مقاومت نیروهای ارتشی و مردمی در خوزستان، طی بیش از یک ماه تنها به اشغال خرمشهر و حصر آبادان اکتفا کرد.تهیه کننده : غزال ملکی تقی آبادرشته مدیریت مالینام استاد: علی اکبر حسنوند https://virgool.io/p/qfqim5gu8284/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D8%AD%D8%B3 </description>
                <category>غزال ملکی</category>
                <author>غزال ملکی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Oct 2022 13:45:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>