<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دختر_پرتقالی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@girly</link>
        <description>چمدونم بابا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:19:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4149255/avatar/rvJl07.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دختر_پرتقالی</title>
            <link>https://virgool.io/@girly</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خستگی همیشه بد نی...</title>
                <link>https://virgool.io/@girly/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%AF-%D9%86%DB%8C-ymaeti7zd1vn</link>
                <description>امروز پس از مدتها یه خستگی شیرین رو تجربه کردم...12 کیلو سبزی رو با مامی پاک کردیم.. نهنگ عنبر 2 رو پلی کردیم و خندیدیم و مشغول سبزی ها شدیم، تازه این اول ماجرا بود، آب کشیدن و خورد کردن  و احتمالا خشک کردن بعضی هاشون روی پشت بوم ادامه ماجرا بود...لوبیا سبزهای محترم که خیلی وقت بود در انتظار تعیین تکلیف بودن هم ...الو زردهای فسقلی هم شسته شدن و رفتن تو قابلمه تا طعم ترش لواشک پاییزی منو باز یاد امروز بندازه...و اما خودممدتها بود میخواستم توی بلو بانک حساب باز کنم اما یه دلهره مسخره درباره اون ویدیویی که قراره برای احراز هویت ضبط کنم داشتم درحالیکه ساده تر از این حرفها بود و اینکه باید پد پارچه ای میخریدم و مدام  درگاه بانکیش مشکل داشت، خلاصه بجای درگاه، گزینه کارت به کارت رو زدم و انجاااام شد..وای باورم نمیشه دوتا کار مهم که هی پشت گوش می انداختم...در پایان پروژه خوشحال سازی مامی خانم، خرید تخم مرغ و پنیر هم انجام شد و تمام...بماند به یادگار...</description>
                <category>دختر_پرتقالی</category>
                <author>دختر_پرتقالی</author>
                <pubDate>Thu, 31 Jul 2025 20:14:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی بعد از کنکور، به شادی جاریست...</title>
                <link>https://virgool.io/@girly/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-pahpux2abzig</link>
                <description>امروز نه شنبه س و نه تاریخش رنده... ولی به قول ماکان بند (که الان دارم میگوشم...) : &quot; خب همینش قشنگه...&quot;یک هفته ای هست که کنکور تموم  شده اما من احساس میکنم سه ماهی گذشته بس که سخخخخت و کند گذشت...بماند که الان بیشتر از همیشه دوس دارم درس بخونم حتی.. ولی تصمیم گرفتم بطور مکتوب و بعد عملیاتی، کارایی رو انجام بدم که همییییشه دلم میخواسته ولی بدلیل کمبود وقت، هیییچ وقت نشده...یه کارایی مثلا:پیاده روی هممممه خیابونای شهرشرکت در تعدادی کلاس هنری که ببینم دست آخر آیا من در هنر استعداد دارم یا فقط به کارای هنری علاقه دارم؟تسلط در تایپ لاتین ده انگشتیاین روتین موتین های بیوتی بلاگرها...خخخهم فقط یکبار این شاهنامه فردوسی رو کامل بوخونمیادگیری قلاب بافیخوندن کتابهای تاریخی طورییک کتاب بنویسم یا ترجمه کنمموهامو رنگ موقت کنمخیاطی یادبگیرم و  یه مانتو برای خودم بدوزمیه زبان جدید یادبگیرم مثلا عربی یا فرانسهیکسری ضرب المثلهای جدید یادبگیرم و استفاده کنمیکم ریاضیمو قوی کنمدرباره خوداگاهی بیشتر کار کنمیه دوست خارجکی پیدا کنم و دست و پا شکسته باهاش بحرفمفرق جعفری و گشنیز رو یاد بگیرم... نخند  تباه هم خودتی...چند مدل نوشیدنی خنک یادبگیرم  واسه داداشم  که همش بیرون کار داره...گوگولی آبجیمرز صمیمیت رو یادبگیرم که چطوری رفتار کنم که بچه های فامیل از محبتم سو استفاده نکننو این لیست ادامه داره...راستی اگر کاری هست که فکر میکنید میتونه در عوض کردن حال وهوای ی کنکوری مفید باشه، خوشحال میشم بگید.. ماچ به کلتون</description>
                <category>دختر_پرتقالی</category>
                <author>دختر_پرتقالی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jul 2025 20:11:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>