<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های گل‌بو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@golboo</link>
        <description>[مدد گرفته از کلمات]</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 11:46:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1211904/avatar/UjfdvI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>گل‌بو</title>
            <link>https://virgool.io/@golboo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ای کاش‌ها کم نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@golboo/%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-yx8spfzsv35k</link>
                <description>اولویت تو چیه؟ یه زندگی راحت‌تر؟ زندگی راحت‌تر چیه؟ زندگی‌ای که حواست پرت چیزهایی نشه که شاید اونقدر نباید ذهنت رو به خودش مشغول کنه؟دنیای ما، جهانی که هر روز به سبب عادت و تکرار توش چشمامون رو باز می‌کنیم، تلاش می‌کنیم تا دوتامون چهارتا بشه و صفرهای کارت بانکی‌مون رو قطار نکشه، همیشه پر از حواس‌پرتی بوده و هست.یه روز اجدادمون حواسشون پرت سنگ چخماق و اختراع چرخ بوده و حالا ما، با یه گوشی تو دستمون و کت‌شلوار به تنمون، حواسمون رو پرت کردیم به حساب کتاب. به حفظ‌کردن اعداد و شماره‌کارت و اینکه چطور کنار هم گذاشتن چندتا عدد زندگی‌مون رو از این رو به اون رو کنه.می‌بینی؟ جنس حواس‌پرتی‌هامون فقط فرق کرده؛ وگرنه ما همون‌ آدم‌های مخترع چرخیم که چرخ زندگی‌مون با یه سری کارت کوچولو تو کیف پول‌هامون داره می‌چرخه.ولی خب ای کاش‌ها کم نیست. ای کاش‌هایی که همش وادارت می‌کنه به رویاپردازی. به تصور دنیایی بدون حتی همون کارت‌های کوچولویی که مجبورت می‌کنه عددهای برجسته‌ی روشون رو که انگار همون اجدادمون با ظرافت، حکاکی کردن حفظ کنی. دنیایی که همه‌ی حواست به بزرگ‌شدن بچه‌ها، نسیمی که به پوستت می‌خوره و جلب‌شدن توجه به برگ‌های جدید و نوزاده‌‌شده‌ی انجیر گوشه اتاقه.این دنیای کار راه بنداز با یه کلیک، مرزی برای هیچ تراکنشی نمی‌ذاره و انگار تمام دنیا می‌شه اندازه‌ یه کلیک زیر انگشت تو برای اینکه سریع‌تر از هر وقت دیگه‌ای، همه چیز رو رها کنی، سرت رو از گوشی بلند کنی و دیگه آدم‌ها و زندگی رو دوبعدی و محصورشده پشت گوشی نبینی.راستش من به این دنیای ساده و بدون پیچیدگی کاغذ و عدد، به پیش رفتن پرداخت‌ها در عرض چند ثانیه خیلی خوش‌بینم. به دنیایی که بیشتر آدم‌ها برای «زندگی» و «زندگی‌کردن» با تمام وجود وقت دارن، امید دارم.با پرداخت مستقیم پیمان رسیدن به این دنیای ساده و بدون دغدغه، از همیشه به ما نزدیک‌تره.برداشت مستقیم</description>
                <category>گل‌بو</category>
                <author>گل‌بو</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2024 02:35:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>43 روز و 50 ساعت و 7 دقیقه و 9 ثانیه</title>
                <link>https://virgool.io/@golboo/43-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-50-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%88-7-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%88-9-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-xsil7i7icaw3</link>
                <description>سال‌ها بود اکانت ویرگولم بلا استفاده مونده بود. مدام در مورد چیزهای مختلف از آدم‌های مختلف می‌خوندم، اما هیچ وقت دستم به نوشتن برای ویرگول نمی‌رفت. دلیلی نداشت. شاید به اندازه بی‌دلیلی برای فعالیت نکردن آنچنانی‌ام تو لینکدین.اوایل امسال بود که به خودم قول دادم اکانت ویرگولم رو فعال کنم و به این هوا بیشتر غیرکاری بنویسم. حتی گوگل‌شیتی درست کردم و موضوعاتی رو هم برای نوشتن انتخاب کردم؛ اما کیه که ندونه آدمیزاد گاهی به خودش چه قول‌هایی می‌ده و در نهایت، لابه لای روزمرگی‌ها فراموشش می‌کنه.کیه که ندونه زندگی چه قدر عجیبه؛ جوریکه ممکنه درعرض چند روز دیگه هیچ کدوم از برنامه‌هات قابل اجرا نباشه.درسته! من دیگه اون آدم اوایل امسال نیستم. برنامه‌هام عوض شده و می‌دونم قراره آخر امسال تیک‌های کمتری جلوی هدف‌های خوش خیالانم بزنم؛ اما مگه پوست انداختن و استخون ترکوندن غیر از اینه؟الان که دست‌هام داره روی کیبورد بالا پایین می‌شه و حس‌های چند بُعدی‌م تبدیل به کلمات دو بُعدی می‌شن، دقیقا 43 روز و 50 ساعت و 7 دقیقه و 9 ثانیه مونده تا سال جدید. این عدد برام یه چیزی شبیه ساعت 3 بعد از ظهره. انگار برای هر شروعی هم وقت داری و هم دیره؛ اما یه حسی بهم می‌گه باید به این قولم عمل کنم. باید شروع کنم و خب چه چیزی از این بهتر که برای گذار از باتلاق حس‌های متناقض، دستمو سمت کلمات دراز کنم؟حالا و در این لحظه، دستم تو دست کلماته. لباس قشنگامو پوشیدم و اومدم که بنویسم. پس سلام ویرگول. :)</description>
                <category>گل‌بو</category>
                <author>گل‌بو</author>
                <pubDate>Sun, 05 Feb 2023 19:31:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>