<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی گل محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@golmohammadi</link>
        <description>بودن يعنی داشتن، داشتن يعني حس زندگی.تمام تلاشم اين است که خودم باشم و هر روز تلاش کنم برای رشد حقيقتم ياد بگيرم و ياد بدهم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 00:43:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/198050/avatar/lVLr6g.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی گل محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@golmohammadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تا به حال از کسی تقدیر نکرده ام</title>
                <link>https://virgool.io/@golmohammadi/%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-e1zl06pqzrfl</link>
                <description>همشه تو این فضا غر زدیم و غر زدیم شاید هیچوقت فرصت نبوده و یا نخواستیم که تقدیر کنیم. ولی امروز ۱٠ اسفند ماه ی دوستی که خودش همیشه رومون تاثیر گذار بوده و هست، یاداوری کرد که مهدی باید از افراد تاثیر گذار و مهم زندگیت قدرانی کنی و امروز بهترین فرصته چون روز جهانی قدردانی هست. به همین بهانه خواستم اینجا از افرادی که برام مهم هستند و تاثیرگذار ازشون تقدیر و تشکر کنم که بودشون تو مسیر زندگیم خیلی اثر گذار بوده و هست تشکر بی نهایت من از خداوند منان هست که بهم فرصت زندگی کردن داد. اولین اشخاص پدرو مادرم هستن که با صبر و حوصله بهم ساد دادن که مشکلات هیچوقت موندنی نیستند و این ما هستیم که باید قوی باشیم و این قوی بودن رو من از اونو یاد گرفتم. دومین شخص مهم و تاثیرگذار زندگی من همسرم بود کسی که بهم یاد داد چطور میشه بخاطر عزیزترین شخص زندگیت از همه چیت بگذری و تو سختی ها کنارش باشی و بهش امید بدی. اساتید بزرگواری داشتم که ازشون بسیار بسیار درس یاد گرفتمیکیشون بهم اجازه نداد ازش اسم ببرم ولی من ازش تشکر میکنم بهم امیدوار بودن یاد داد و ازش یاد گرفتم که بالاخره باید مسیررو طی کرد حتی با پای لنگان. از معلم فیزیک سال سوم دبیرستانم استاد غیاثی عزیز تشکر و قدرانی میکنم که بهم خرد درست زندگی کردن حتی در شرایط ناپایدار رو یاد داد. از استاد شعبانعلی که هرجا گیر کردم تو کار و زندگی فقط کافی بوده به مطالب متمم سر بزنم و گره کورمو باز کنم  ازشون تشکر میکنم که هستند و بودنشون چراغ راه  برای خیلیاس. از مربی مسیح جوادی که ازش تغییر در مسیر درست رو یاد گرفتم تشکر و قدرانی میکنم از دوست و همکار عزیزم که ازش یاد گرفتم چطور میشه اهسته و درست قدم های بزرگ برداشت و لیست این افراد زیاد هستند که شاید در متن نگنجه از همه ی عزیزانم که در این مسیر زندگی کمک کردندکه انسان مفید تری باشم تشکر میکنم. </description>
                <category>مهدی گل محمدی</category>
                <author>مهدی گل محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Mar 2023 23:09:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>املاک و افلاک</title>
                <link>https://virgool.io/@golmohammadi/%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D9%84%D8%A7%DA%A9-atyufqgouad3</link>
                <description>ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه اس و من از خونه میزنم بیرون و به سمت پارکینگ حرکت میکنم.پارکینگ در خیابان کنار محله ی ما قرار داره و من ی مسیری رو باید پیاده برم تا به پارکینگ برسم من ساعت ۸ از خواب بیدار میشم و تا ساعت ۹ مطالعه انحام میدم و بعد صبحانه و ۹:۳۰ دقیقه از خونه بیرون میزنم و به سمت پارکینگ حرکت میکنم.در مسیر و در خیابان کناری که یک خیابان نوساز با مغازه های زیبا و جدید ساخت هست، تمام مغازه ها تبدیل به مشاوران املاک و بنگاه های فروش اتومبیل شدند.هر روز که من از اینجا رد میشم چه فرصت های سوخته ای رو میبینم که به خاطر طمع خیلی از این ادم ها که به دنبال دلالی و راحت طلبی هستند، از دست رفته.خیابانی که مجاور مهمترین بزرگراه شهر هست که روزانه بالای ۵۰ هزار تردد در این بزرگراه انجام میشه.واقعا آیا همه چیز پول هست؟آیا همه چی زندگی سوار شدن به ماشین های لاکچری و ... است؟ هر روز جوان هایی رو میبینم که به ذوق پولدار شدن دارن تو این فضا ها دروغ گفتن و زرنگی رو یاد میگیرن تا بتونن پول بیشتری در بیارند.ولی کاشکی ی بزرگی میومد و راه زندگی درست رو به اینا یاد میداد.آدم های زرنگ همیشه سرشون ی کلاه گشاد میره.بعضا دیدم خروجی شو یا قمار بازی هست و یا اعتیاد و یا هزار تا اتفاق بد دیگه.حالا از منفی صبحت کردن بگذریم.من یکم از حالات این خیابان براتون بگم که همه اش نمایشگاه و بنگاه املاک هست.۱ کیلومتر قبل تر از این خیابان شهرک صنعتی ای هست که همه شغلشون مبلمان و صنعت چوب هست و ادمای زیادی از جاهای مختلف میان اینجا برای خرید مبلمان و جهیزیه.بعد از خرید دقیقا از  سر این خیابان میان و رد میشند.یعنی بهترین موقعیت برای فروش لواز خانگی و آشپزخانه هست که عروس هایی که میان خرید کنند.بارشون رو تکمیل بخرند و برن.ولی به دلیل بی توجهی و همچنین نبود برنامه ریز مدیریت شهری.اینجا  فرصت هاش سوخته شده ومن هروز نگاه میکنم که چه موقعیت های زیادی از املاک تا افلاک از بین رفته اند.</description>
                <category>مهدی گل محمدی</category>
                <author>مهدی گل محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 15:07:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همیشه ی راهی وجود داره</title>
                <link>https://virgool.io/@golmohammadi/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-foxwx4xtaagq</link>
                <description>این روزا مشغول خوندن کتاب بی حد ومرز از آقای جان سی مکسول یکی از رهبران تاثیر گذار جهانی هستم.چقدر نکات با ارزش و پر مفهومی تو دل این کتاب جا گرفته که شوق خوندن صفحات بعدیش امون آدم رو میبُره و هر چه زودتر دوست داری دور مطالعه ی بعدیت برسه تا دوباره شروع به خوندن و یادگیری کنی.بگذریم. در یک قسمت راجع به ظرفیت خلاقیت نوشته بود که میگفت «همیشه برای هر پرسشی یک پاسخ وجود داره و اینکه همیشه جواب ها و راه حل ها پیرامون ما وجود دارد به شرطی که حاضر باشیم برای پیدا کردنشون بجنگیم». بعد خودش یک داستانی رو تعریف کرد که واقعا برام جالب بود که با جنگیدن تونست ی کار غیر ممکن رو انجام بده.کتاب رو برای چند لحظه بستم و به فکر فرو رفتم، گفتم برای من چه جاهایی تو زندگی بوده که هیچ راه حلی وجود نداشت ولی با جنگیدن بالاخره یک پاسخ و راه حل برای اون مشکلم پیدا کردم.یاد سال گذشته خودم افتادم.کارو کسب من تولید صندلی هست، صندلی هایی که عاشقانه و با تمام وجود دوستشون دارم و از طرفی تخصص و علاقه شدیدی هم به تولید محتوا دارم و چون کسب و کارم ی قسمتش در اینستاگرام هست همیشه دوست داشتم که با خلاقیت و نشون دادن کاربرد های محصولم اون رو به نمایش بزارم.تا مخاطبم درست انتخاب کنه.مدتی بود که بازار کارمون کمی رشدش کم شده بود و وضعیت مالی مون بد شده بود و فروش خیلی کمی داشتیم. به فکر تولید محصول جدید و باز پروری محصولات قبلی افتاده بودم و با شریکم که صحبت میکردیم ایشون هم، هم عقیده با من بودند.محصولات جدید تولید شد ولی بزرگترین دغدغه مون عکاسی محصولات بود و چون تو فضای اینستاگرام هرچه عکس زیباتر و کارا تر باشه فروشش بیشتر میشه.چون ما تجهیزات نور داشتیم همه عکسامون رو با کیفیت بالا میگرفتیم.ولی خب چیدمان دکوراسیون تو فضای کارگاهی خیلی هزینه بر میشه.مدتی ذهنم درگیر بود و به یکباره ی ایده ای به ذهنم رسید.ما میتونستیم بریم مغازه هایی که مبلمان میفروشند محصولاتمون رو کنار مبلهاشون قرار بدیم و عکس بندازیم.ایده استارت خورد و من شروع کردم رفتم با حدود ۳۰ تا مغازه دار صحبت کردم ولی هیچ کدوم اجازه ندادن که بریم مغازه هاشون عکس بندازیم چون ۲ الی ۳ ساعت زمان میبرد وقتشون گرفته میشد.مایوس شدم ولی کم نیاوردم.کمی فکر کردم دیدم اینها باید امتیازی از ما بگیرند که به ما امتیازی بدن پس ما بیایم بهشون بگیم میایم رایگان از محصلاتتون عکس میندازیم و در کنارش محصچلات خودمون رو هم عکس‌ میندازیم.اولین مغازه ای که رفتم قبول کرد این موضوع رو و ما دو روز بعد با کلی محصول رفتیم فروشگاه شون و عکاسی کردیم و نتیجه هم عالی شد.اینطوری بود که بالاخره من پاسخ این پرسش رو پیدا کردم و تونستم مشکل رو برطرف کنم.</description>
                <category>مهدی گل محمدی</category>
                <author>مهدی گل محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 21:09:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این شصت لعنتی</title>
                <link>https://virgool.io/@golmohammadi/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B5%D8%AA-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA%DB%8C-gscmu6iv7kdc</link>
                <description>ساعت ۸ صبح هست و چشمانم نیمه باز به دنبال تلفن همراه! پیدایش کردم سریع قفل صفحه را باز میکنم و داده ها را روشن میکنم تا بعد از بیدار شدن بدون تعویض پوششم وارد دنیای دیگری شوم.دنیایی که همه منتظر شصت من هستند.اسمش فضای مجازی است ولی واقعی واقعی است.واردش که میشوی مهمترینش شبکه های اجتماعی است.و مهمترین شبکه های اجتماعیش اینستاگرام است.بله این اینستاگرام لعنتی زندگی مارا به اعداد. وابسته کرده است.خوره ی اعداد شده ایم.تا صفحه را باز میکنیم.به دنبال تعداد لایک هایی پستی که دیشب گذاشته ایم،میگردیم.اگر کم باشد بیچاره میشویم و تمام افکارمان با اعداد گره خواهد خورد گویی که جانمان را میستانند و اگر زیاد باشد بادی به غبغب گلو انداخته و غروری ناشی از قدرت بالا در تولید محتوا مارا خواهد گرفت و‌ گند کاری های بعدی از همینجا آغاز خواهد شد. چه التماس ها که برای زدن این شصت لعنتی نمیکنند.چه روش هایی که برای زدن این شصت لعنتی ما به کار نمیگیرند.همگی دچار بیماری شدید توجه به اعداد شده ایم و حتی این اعداد در به پایان رسیدن اهداف ما هم تاثیر دارد.چگونه یعنی؟دوستانی که کسب و کار آنلاین دارند میدانند که کلی برای محتوا زحمت میکشی و برنامه ریزی میکنیم، هدف گذاری میکنیم ودست آخر محتوا به روی صحنه می آید و اگر لایک کمتری بگیرد آن ذوق و شوق و زحمت تولید محتوا به یکباره تبدیل به نگرانی و اضطراب چه اشتباهی کردم، میشود. و ادامه مسیر ما وابسته به اعداد میشود و شاید بعد آن  دیگر محتوا تولید نکنید.ایده ندهیم و دوباره مدتی گنگ بشویم و سردرگرم در گوشه ای بمانیم.ولی حالا که تا اینجا جلو آمده ای بگذار نکته ای را به تو بگویم.درست است همه زندگی ما شده فضای مجازی وکسب و کار آنلاین.تو با قدرت به مسیرت ادامه بده و به این اعداد زیاد توجه نکن.اگر میخواهی در مسیر رشد قرار بگیری اعداد فقط یک عدد هستند و دیگر هیچ.این بین به آن یک نفری فکر کن که از ایده ی تو نهایت استفاده را برده، همین کافی است.برای رویایت تلاشت را بکن.در ابتدا اگر به اعداد توجهکنی دلسرد میشوی و تاب ماندن نمی آوری و شانه هایت میانه راه خالی خواهد شد. جان سی مکسول بزرگ میگویید هرچه بیشتر شکست بخوری شانس موفقیتت بیشتر میشود.صد البته که کم بودن اعداد و ارقام یک پست فضای مجازی شکست محسوب نمیشود ولی میتواند حال تورا دگرگون کند.پس اجازه نده این اتفاق بیافتد.تمام تلاشت را بکن و طبق برنامه ات پیش برو و بدان که همواره کسانی که تا انتها قدم برداشته اند به موفقیت رسیده اند.</description>
                <category>مهدی گل محمدی</category>
                <author>مهدی گل محمدی</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jan 2021 08:53:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از دست فروشی تا دوره آنلاین دیجیتال مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/mydmcir/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-rsidjidrls3j</link>
                <description>عادل خان طالبیسال ۹۳ بود و من ترم آخر کاردانی نرم افزار، بین دوراهی ادامه تحصیل یا ترک تحصیل مونده بودم.از اونجایی که عاشق کار کردن هستم بیخیال درس شدم.دوران دانشگاه یک مغازه کوچک چاپ و صحافی داشتم ولی به خاطر بی تجربگی مجبور شدم جمعش کنم و کلی ضرر دادم.درسم رو ول کردم و رفتم سراغ یکی از دوستام که کارگاه تولیدی داشت.دستم خالی بود و بیکار بودم.دوستم گفت بیا کارای مارو ببر بفروش، گفتم چجوری، گفت دست فروشی کن.یک سال بعد قرار بود برم خدمت سربازی.اولش بهم برخورد ولی بعدش دیدم بیراه نمیگه بدون سرمایه میتونم جنس بفروشم و سود بردارم. بگذریم تا طولانی نشه بعد از یک هفته شدیم دستفروش لوستر آشپزخونه تو خیابان شوش. بدون وسیله سخت بود ولی چاره ای نداشتم.یکسال گذشت و کلی تجربه بدست آوردم و کلی روابط اجتماعیم قوی شد.من مهندس دست فروش بودم.آخر سال رفتم خدمت و زود تموم شد و اومدم.به طور اتفاقی با یسری از دوستان رفتیم مسافرت و تو اون مسافرت بحث پیج های اینستاگرامی شد و کلی راجع فروش اینترنتی حرف زده شد.من خوشم اومد از این دنیای مجازی و چون علاقه داشتم با یکی از دوستام که اونم مثل من بیکار بود صحبت کردم تا ماهم باهم ی پیجی رو راه بندازیم و شروع به فروش محصول کنیم.سرتونو درد نیارم افتادیم تو شوش و پانزده خرداد همه جا رو زیرو کردیم تا بتونیم جنس پیدا کنیم.اتفاقا پیدا هم کردیم و شدیم فروشنده لوازم آشپزخونه در اینستاگرام.اون اوایل همه چی خوب بود کم کم رسیدیم به اواخر سال ۹۶ خوب رشد کرده بودیم ولی رقیب زیاد شده بود و از طرفی تحریم ها باعث شد دلار جهش قیمت پیدا کرد و اجناس وارداتی گرون شد و هیچکس دیگه اجناس مارو نمیخرید.چون اولویت نداشت براشون ما هم صنفمون رو عوض کردیم توضیحش طولانی هست که حتما تو ی پست مجزا صحبت میکنم راجع بش.وارد کار تولید شدیم سال ۹۷ تو نمایشگاه الکامپ با عادل طالبی آشنا شدم و از اونجا هم با کانال کار و کسب ایشون آشنا شدم.اول فکر میکردم ایشون هم جزو امید فروش هاست.بعد که کانال رو زیرو کردم فهمیدم نه آقا ایشون دانشمند علم جدید دیجیتال مارکتینگ هست.قبلا شنیده بودم که باید علمی کار کرد تو این حوزه. نشستم کل مطالب کانال رو خوندم صوت ها رو گوش دادم و کلی ایده گرفتم که تو کارم استفاده کردم.بعد مدتی متوجه شدم ایشون تو سازمان مدیریت صنعتی کلاس های حضوری برگزار میکنند. همه تلاشمو کردم که برم به این کلاس ها نشد که نشد.رسیدیم به اینجا که ی روزی دیدم جناب طالبی تو کانالشون از دوره آنلاین دیجیتال مارکتینگ صحبت کردن سریع رو لینک زدم و ثبت نام کردم و شدم شاگرد ایشون.قرار بود از اول‌ عید ۹۹ کلاسامون به صورت هفتگی در سایت دوره دیجیتال مارکتینگ آنلاین شروع بشه و استارت ی سال جذاب زده شد امشب که در حال نوشتن هستم ۹ جلسه از دوره سپری شده از پایه همه چی رو یادگرفتیم و از همه مهمتر اینکه دارم یاد گرفتن رو یاد میگیرم.از شما هم دعوت میکنم از سایت دورمون حتما بازدید کنید: سایت دوره آنلاین دیجیتال مارکتینگ</description>
                <category>مهدی گل محمدی</category>
                <author>مهدی گل محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 22 May 2020 04:20:47 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>