<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دانستنی ها</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@golzardadmehr</link>
        <description>درود بر انسانیت</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:13:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/253850/avatar/zFDCo1.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دانستنی ها</title>
            <link>https://virgool.io/@golzardadmehr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا واقعا احساسات از قلب می آیند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-ba2ewkyng9gh</link>
                <description>این ایده که عواطف و احساسات از قلب سر چشمه میگیرند، راهی برای بیان این است که افکار و احساسات از هم جدا هستند به عبارت دیگر، مغز و قلب هیچ ارتباطی با هم ندارند. در اینجا قصد دارم به این بپردازم که آیا احساسات از قلب سرچشمه میگیرند یا مغز.به طور کلی، احساسات از مغز نشات میگیرند اما قلب هم نقش مهمی در احساسات و عواطف دارد. بر خلاف باور عموم، سرچشمه و عامل اصلی احساسات، مغز است و عضوی که احساسات را کنترل میکند، قلب نیست. درست است که مغز و قلب به هم مرتبط هستند، زیرا ضربان قلب بسته به احساساتی که بدن ما دارد، با سرعت متفاوتی می‌زند، اما این مغز است که کنترل می‌کند. و نه کل مغز، بلکه یک بخش بسیار خاص: دستگاه لیمبیک. از نظر ارسطو قلب گرم بود، که ویژگی موجودات برتر در مقایسه با حیوانات خونسرد بود، در حالی که مغز عضوی سرد بود. عملکرد مغز خنک کردن خون بود که به حفظ دمای مناسب برای عملکردهای ذهنی قلب کمک می کرد(قطعا از نظر علم امروزی، این جمله قابل تایید نیست). برای اولین بار، جالینوس(پزشک یونانی) متوجه شد که مغز مرکز احساسات و اندیشه است و نه قلب. او علیرغم احترامی که برای ارسطو قائل بود، نمی پذیرفت که مغز فقط یک سیستم خنک کننده برای قلب است. او فکر می کرد که اگر چنین بود، طبیعت هر دو اندام را به هم نزدیک می کرد. در نهایت، در قرون وسطی، لئوناردو داوینچی با استفاده از کالبد شکافی مغز گاو و تکنیک هایی که برای ساخت مجسمه های برنزی به کار می برد، یک قالب داخلی از بطن های مغزی ساخت که تحول عظیمی در شناخت ما از مغز به وجود آورد.اصطلاح لیمبیک در سال 1878 توسط پزشک و دانشمند فرانسوی پل بروکا برای تعیین ناحیه ای متشکل از سه ساختار که عملکرد آنها با یادگیری، حافظه و پاسخ های عاطفی مرتبط است ابداع شد. این دستگاه، درست در زیر قشر مغز قرار دارد و توسط تالاموس، هیپوتالاموس، آمیگدال و هیپوکامپ احاطه شده است. سیستم لیمبیک ناحیه ای از مغز است که عواطف و ابتدایی ترین احساسات ما را هدایت می کند: از آنهایی که مربوط به بقا (مانند ترس و خشم) هستند، تا احساسات انسانی و رفتار های جنسی ما. در واقع، بسیاری از دانشمندان آن را «مغز خزندگان» نامیده‌اند، زیرا از ابتدایی‌ترین غرایز ما تشکیل شده است. دستگاه لیمبیک همچنین یکی از قدیمی ترین بخش های مغز ما است. بیش از دو میلیون سال قدمت دارد و هنوز می تواند رفتارها و احساسات خاصی را که امروزه برای ما بسیار منطقی به نظر می رسد کنترل کند. آمیگدال مهمترین ساختار در دستگاه لیمبیک است. این بخش، جایی است که غیر منطقی ترین احساسات ما را ذخیره و مدیریت می کند. آمیگدال بخشی از مغز است که در آن، دفاع در برابر بدترین احساساتی که انسان ها دارند ایجاد می شود(مانند: ترس، خشم و...). به لطف آمیگدال ما می توانیم از موقعیت هایی که بقای ما را به خطر می اندازد فرار کنیم. اما بخش بدی نیز دارد: این بخش باعث بروز عمیق ترین ترس ها و آسیب های دوران کودکی می شود. آمیگدال به ما کمک می کند تا استراتژی لازم را برای حل یک موقعیت پراسترس، ترسناک یا پرخطر را پیدا کنیم و دید متعادلی از آنچه در اطراف ما اتفاق می افتد به ما می دهد. به طور خلاصه، این بخشی از مغز است که به ما اجازه می‌دهد تحت تأثیر هراس و اضطراب قرار نگیریم. اگرچه علم نشان داده است که وقتی صحبت از احساسات می شود، قلب فقط یک نماد عاشقانه است و منشأ آنها در مغز است، دانشمندان سعی می کنند نشان دهند که دقیقا چه ارتباطی بین قلب و احساسات وجود دارد. دانشگاه های آلتو، تورکو و تامپره 700 نفر از فرهنگ ها و پیشینه های مختلف را انتخاب کردند و از آنها خواسته شد مشخص کنند که در کدام قسمت از بدن خود احساسات زیر را احساس می کنند: خشم، ترس، انزجار، شادی، غم، تعجب، اضطراب، عشق، افسردگی، مشاجره، غرور، شرم، حسادت و... محققان به این واقعیت پی بردند که برخی از احساسات را می توان در قسمت های خاصی از قفسه سینه با هم گروه بندی کرد. مثلا: خشم، اضطراب و ترس در قفسه سینه قرار داشت. و از سوی دیگر عشق و شادی در سراسر بدن پخش می شد. نقاشی هایی از بدن انسان کشیده شد و با رنگ هایی نشان داده شد که از آبی برای نشان دادن غم و اندوه یا افسردگی و از قرمز برای خشم یا عشق پرشور استفاده می شد. محققان این دانشگاه ها یک هدف داشتند و آن تلاش برای درک اینکه چرا احساساتی وجود دارد که باعث ایجاد احساس فیزیکی در قفسه سینه یا قلب می شود. حتما شما تا به حال اصطلاحاتی مثل: دلم سوخت، دلم تنگ شده و دلم شکست را شنیده اید. اگرچه این احساسات خیلی واقعی به نظر میرسند، ولی چیزی جز استعاره های ادبی نیستند. از نظر علمی ثابت شده است (اگرچه از نظر عاطفی پذیرفتن آن دشوار است) که قلب، وقتی صحبت از احساسات می شود، فقط یک نماد است. احساس واقعی در مغز اتفاق می افتد، نه در قلب. پس چرا احساساتی وجود دارند که به این شکل واضح و تقریباً فیزیکی به سینه می چسبند؟ این چیزی است که مطالعات بالا سعی داشت نشان دهد و نتیجه اش این شد: منشاء ممکن است در قسمت خاصی از قشر مغز باشد، ناحیه ای از مغز که تنظیم واکنش های احساسی به آن نسبت داده می شود. مطالعات نشان می دهد که این ناحیه از قشر مغز در هنگام استرس فعال‌تر می‌شود و همچنین به نظر می‌رسد که به عصب واگ متصل است که از مغز شروع می‌شود و به قفسه سینه و شکم متصل می‌شود. وقتی این عصب تحریک می شود، زمانی است که به نظر می رسد قفسه سینه ما تنگ می شود یا قلب ما می شکند.زمانی که ما عشق را احساس می کنیم، مغز ما قسمت خاصی به نام جسم مخطط را فعال می کند. این ناحیه مربوط به بخشی از مغز است که میل جنسی را ایجاد می کند اما به نوبه خود کاملاً از هم جدا می شوند. به گفته محققانی که در مطالعه‌ای در مورد تأثیرات عشق بر مغز انسان شرکت کرده‌اند، محلی که عشق در آن فعال می‌شود همان جایی است که اعتیاد به مواد مخدر تولید می‌شود، چیزی که ظاهراً چندان عجیب نیست زیرا زمانی که یک انسان عاشق است، یک میل و عشق پاسخی است که او را راضی می کند، چیزی که دقیقاً در هنگام مصرف مواد مخدر نیز به همین شکل اتفاق می افتد. اکثر ما این باور را داریم که قلب مسئول احساسات و عواطف است. تاکنون تحقیقات زیادی نشان داده است که احساسات فقط از مغز، به ویژه از قشر لیمبیک ناشی می شود. تصویب شده است که این قسمت از مغز، قسمتی است که احساسات و واکنش های فیزیکی ما را کنترل می کند، به همین دلیل به آن مغز عاطفی هم می گویند. مطالعات، ارتباط مهمی بین قلب و مغز تعریف می کنند. قلب در گفتگوی دوطرفه دائمی با مغز است. احساسات ما سیگنال هایی را که مغز به قلب می فرستد تغییر می دهد و قلب به روش های پیچیده ای پاسخ می دهد.</description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 16:47:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت داستان حضرت نوح در اسلام و مسیحیت</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%AD-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA-c1cuskjevoa8</link>
                <description>داستان حضرت نوح قطعا یکی از معروف ترین داستان های مذهبی جهان است که در هر سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام وجود دارد. در هر سه دین داستان کلی حضرت نوح یکسان است اما در جزئیات تفاوت هایی با یکدیگر دارند که در این پست آنها را بررسی خواهیم کرد. هر دو داستان از خدا شروع میشود و خدا خشمگین است. در انجیل به خاطر اینکه قلب انسان ها تیره گشته و مهربانی و بخشندگی دیگر جایی در بین مردم ندارد. در قرآن، خدا خشمگین است زیرا قوم نوح خدایان دیگر را پرستش میکنند. در هر دو کتاب خداوند قصد دارد برای مجازات از سیل استفاده کند ولی اینجاست که تفاوت ها آشکار میشوند. در انجیل، حضرت نوح(ع) هیچ حرفی نزد و در سکوت یک کشتی ساخت در حالیکه در قرآن حضرت نوح به قوم خود هشدار داد که اگر به خدا ایمان نیاورند، قطعا مجازات سختی در انتظارشان خواهد بود. همچنین در انجیل، برخلاف قرآن اشاره ای به این نشده که مردم حضرت نوح را به خاطر ساخت کشتی مورد تمسخر قرار میدادند در حالیکه همانطور که قطعا خودتون میدانید، این موضوع در قرآن ذکر شده. در انجیل هیچکس به غیر از حضرت نوح، از وقوع سیل خبر نداشت و تنها کسانی که سوار بر کشتی حضرت نوح شدند، حیوانات و خانواده نوح بودند. اما در قرآن حیوانات و عده ی کمی از مردم که ایمان آورده بودند سوار بر کشتی شدند. همچنین در انجیل اشاره ای به فرزند حضرت نوح که قبول نکرد همراه با پدرش سوار کشتی شود نشده است. در انجیل حضرت نوح سه پسر داشت که هر سه پسر همراه با پدر سوار بر کشتی شدند و از عذاب الهی در امان ماندند.سعی کردم که تفاوت این دو داستان را به صورت ساده و داستان گونه بیان کنم تا همه بتوانند از آن بهره ببرند.  امیدوارم که از خواندن این متن لذت برده باشید.درود بر انسانیت</description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 06 Dec 2021 00:55:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترتیب دیدن فیلم ها و سریال های مارول(آپدیت شده توسط دیزنی پلاس)</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D8%AA%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%A8-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%84%D8%A2%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-cqdce4ywh5aw</link>
                <description>همزمان با شروع پخش سریال (What If)، دیزنی پلاس خط زمانی اتفاقات MCU را به روزرسانی کرد:1-Captain America: The First Avenger2-Captain Marvel3-Iron Man4-Iron Man 25-Thor6-The Avengers7-Thor: The Dark World8-Iron Man 39-Captain America: The Winter Soldier10-Guardians of the Galaxy11-Guardians of the Galaxy Vol. 212-Avengers: Age of Ultron13-Ant-Man14-Captain America: Civil War15-Black Widow16-Black Panther17-Doctor Strange18-Thor: Ragnarok19-Ant-Man and the Wasp20-Avengers: Infinity War21-Avengers: Endgame22-Loki(سریال)23-What If...?(سریال)24-WandaVision(سریال)25-The Falcon and the Winter Soldier(سریال)</description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Wed, 18 Aug 2021 15:51:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره فیثاغورث</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D8%BA%D9%88%D8%B1%D8%AB-q7vrvipyiysr</link>
                <description>فیثاغورث فیلسوف و ریاضیدان بزرگ جهان درسال ۵۸۲ پیش از میلاد در جزیره ساموس، واقع در یونان باستان بدنیا آمد. پدرش تاجری اهل تیروس بود. (تیروس امروزه در ترکیه قرار دارد) او را از همان دوران کودکی به علم آموزی گماشتند و فیلسوفان آن دوران چون فیرکیدس و آناکسیماندر استاد او بودند.فیثاغورث در جوانی به سفرهای زیاد پرداخت و مدت بیست و دو سال از عمر خود را سفر کرد او به مصر، بابل و ایران سفر کرد و در این سفرها دانش بسیار آموخت. آورده شده که فیثاغورث، در ایران دانش مغان را آموخت همچنین نقل شده است که پولوکراتوس، پادشاه یونان، به آمازیس، فرعون مصر سفارش نمود تا او را به رموز علم خود آشنا سازند و فیثاغورث توانست به رموز کاهنان مصری دست یابد. او مدتها در مصر به علم آموزی پرداخت و سپس به بابل رفت و در آنجا نیز به تحصیل علم پرداخت و در سال ۵۳۰ قبل از میلاد به یونان بازگشت. او در یونان در زادگاه خود مدرسه ای را بنیان گذاشت و در آن مدرسه به تدریس ریاضیات، فیزیک، اخلاق و سیاست پرداخت. چون در این مدرسه جلسات سیاسی برگزار می شد سرانجام فیثاغورث ناچار به ترک زادگاه خود شد و به کراتون رفت و در آنجا مقیم شد. او در سال ۵۳۰ قبل از میلاد در کراتون یک مدرسه دیگر را بنیاد کرد که بعدا” شعبه های دیگری از آن در شهرهای جنوب ایتالیا تاسیس شد. این آکادمی یک مدرسه و یک مکتب برادری مذهبی مبتنی بر اصول اخلاقی و فلسفی معینی است، که در آن همه برادران می بایستی وفاداری و رازداری را رعایت کنند. در مدرسه کراتون نیز او از سیاست دوری نجست. فیثاغورث و پیروانش اثر مهمی بر سیاست حاکم داشتند. اما با اینهمه با سدهای بزرگی از مخالفت نیز روبرو بودند. نظرات ریاضی او با فلسفه و اعتقادات مذهبی درهم آمیخته بود. او بدون شک از پایه گذاران فلسفه و ریاضیات جهان است. به اعتقاد فیثاغورث فلسفه موجب تصفیه و تذهیب روح می شد و روح با خدایان در ارتباط بود. او اعتقاد عمیق به قانون و پیروی از نظم اجتماعی داشت. او اعداد را مقدس می دانست به اعتقاد او هر چیز یک عدد بود. او هر را عدد سمبل و نشانه چیزی می دانست برای مثال عدد ده نشانه کمال بود. فیثاغورث در آسیای صغیر (ترکیه امروز) به سفرهای وسیعی می پردازد و در آنها با بعضی از ریاضیدانان و فیلسوفان برجسته ان زمان تبادل نظر می کند. در مورد مرگ او روایت های مختلف نقل شده است گفته شده است که بالاخره متعصبان مذهبی و سیاسی، توده‌های مردم را علیه او شوراندند و مخالفان مکتب و معبد او را آتش زدند و او در سال ۵۰۷ قبل از میلاد در میان شعله‌های آتش جان سپرد. به روایت دیگر نقل شده است که وقتی او و پیروانش تحت فشار قرار گرفتند او به علت تحت فشار قرار گرفتن پیروان خود اقدام به خودکشی نمود.اصل اساسی فیثاغورث این بود:(همه چیز عدد است). کاملا روشن است که جهان شامل چیزهایی به غیر از عدد است، در حالی که 2500 سال بعد انیشتین کارش را با دیدگاهی مشابه فیثاغورث دنبال کرد. نمونه های زیادی از تفکرات بشری به او منسوب است. مهم ترین و معروف ترین آن، قضیه فیثاغورث است. «در مثلثی قائم الزاویه با اضلاع a، b، c در صورتی که c ضلع روبه روی زاویه قائمه(وتر) باشد: a به توان دو+ b به توان دو= c به توان دو». اما با تمام این نبوغ، بدون شک بهترین نمونه از نادانی فیثاغورث، مذهب اوست. مذهب فیثاغورث شامل فهرستی از دستورات عجیب و غریب برای شاگردانش(یا شاید بهتر باشد بگوییم پیروانش) بود. قوانین او اجازه نمی داد شاگردانش چیزی را بپذیرند که قابل اثبات نباشد یا این که تغییر مسیر دهند. پیروان او باید از چیدن گل یا دست گذاشتن روی جوجه خروس سفید خودداری می کردند. خوردن حبوبات مطلقاً ممنوع بود. از نظر فیثاغورث اگر حبوبات در داخل قبری تازه قرار گیرند و بعد روی آن را با مدفوع حیوانات به مدت چهل روز بپوشانند، انسان از آن متولد می شود! اینکه چگونه می شود، انسانی با نبوغ کامل در عرصه دانش ریاضی، به چنین خرافاتی اعتقاد داشته باشد واقعا عجیب است!!!منابع: ویکی پدیا، سایت پرورش افکار، سایت حقوق نیوزدرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-rhpzpo1ri6ui  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D9%86-ogsrsowm8oz2 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 12:23:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره لندن</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86-zkj4m3bnjptj</link>
                <description>لندن پایتخت و مهم‌ترین شهر انگلیس است که در جنوب این کشور قرار دارد. لندن، مخلوطی از یک شهر جهان سومی و یک شهر کاملا پیشرفته است. مساحت شهر نزدیک به یک‌هزار و ۵۰۰ کیلومتر مربع است و جمعیت آن به ۷ میلیون نفر می رسد. مردم لندن هم مثل سایر هموطنانشان به زبان انگلیسی صحبت می کنند، با این حال احتمال دارد مردم  شهرهای دیگر  انگلستان برای ارتباط با اهالی این شهر به مشکل بربخورند. اصولا در انگلستان و در نواحی مختلف آن، لهجه‌ها کاملا با یکدیگر متفاوت است و مردم هر منطقه با لهجه‌ای که مخصوص خودشان است، صحبت می کنند.سال تاسیس: 50 میلادیمساحت: 1572 کیلومتر مربعجمعیت: 8982000 نفر(در سال 2019)شهردار: صادق خان(از سال 2016)لندن یکی از شهرهای جهانی بسیار مهم بوده و قدرتمندترین، مطلوب‌ترین، تأثیرگذارترین، پربازدیدترین، گران‌ترین، پایدارترین، قابل سرمایه‌گذاری‌ترین، مناسب‌ترین شهر برای کار شناخته می‌شود. این شهر تأثیر بسزایی بر روی هنر، داد و ستد، آموزش، سرگرمی، مد، اقتصاد، بهداشت و درمان، رسانه، خدمات تخصصی، تحقیق و توسعه، گردشگری و حمل و نقل دارد. لندن ار نظر عملکرد اقتصادی رتبهٔ ۲۶ ام را در میان ۳۰۰ شهر بزرگ جهان دارد. این شهر یکی از بزرگترین مراکز مالی و پنجمین یا ششمین شهر بر پایهٔ تولید ناخالص داخلی است. لندن پربازدیدترین شهر از نظر تعداد مسافران خارجی و دارای شلوغ‌ترین سیستم فرودگاهی بر اساس ترافیک مسافر است. این شهر میزبان بیشترین تعداد شرکت‌های خرده‌فروشی بین‌المللی بوده و از این رو یک مقصد سرمایه‌گذاری پیش‌رو محسوب می‌شود. در سال ۲۰۲۰، لندن پس از مسکو دومین شهر از لحاظ تعداد میلیاردرها در اروپا و در سال ۲۰۱۹، دارای بیشترین تعداد فوق ثروتمندان در اروپا بوده‌است. این شهر دارای بیشترین تراکم دانشگاه‌ها در اروپا بوده و دانشگاه‌های رده بالایی مانند امپریال کالج (در حوزهٔ علوم طبیعی و کاربردی)، و مدرسهٔ اقتصاد (در حوزهٔ علوم اجتماعی) در آن قرار دارند. در سال ۲۰۱۲، لندن اولی شهری شد که تا کنون میزبان سه دوره از بازی‌های المپیک تابستانی بوده‌است. لندن دارای چهار سایت میراث جهانی یونسکو شامل برج لندن، باغ‌های کیو، مجموعه بناهای کاخ وست‌مینیستر، کلیسای وست‌مینیستر و کلیسای سنت مارگریت، و منطقهٔ تاریخی گرینویچ است. شهر لندن طبق آمارهای رسمی جمعیتی بالغ بر ۷٬۵۱۲٬۴۰۰ نفر (در نیمه سال ۲۰۰۶) را در داخل محدوده شهری خود گنجانده‌است و به عنوان پرجمعیت‌ترین شهر در اتحادیه اروپا مطرح می‌شود. مساحت این شهر روز به روز افزایش می‌یابد، به طوری که امروزه شهر از محدوده خودش بزرگ‌تر شده‌است و جمعیتش به ۸٬۶۳۸٬۲۵۱ نفر (در سال ۲۰۱۵) رسیده‌است. جمعیت منطقه پایتختی انگلستان بین ۱۲ تا ۱۴ میلیون نفر تخمین زده می‌شود. مردم شهر لندن به دلیل مهاجرت از نقاط مختلف به این شهر، دارای تمدن، فرهنگ، دین و آداب و رسوم خاص خود هستند، به طوری که امروزه ۳۰۰ زبان گوناگون در این شهر تکلم می‌شود. این شهر یکی از قطب‌های حمل و نقل بین‌المللی در جهان است و دارای پنج فرودگاه بین‌المللی است که عبارت‌اند از فرودگاه بین‌المللی هیثرو، فرودگاه گاتویک، فرودگاه استانستد لندن، فرودگاه لوتن لندن، و فرودگاه لندن سی‌تی.در ماه‌های آگوست و جولای آب‌وهوای این شهر در بهترین حالت خودش قرار دارد. در این ماه‌ها دمای هوا بین 9 تا 23درجه سانتی‌گراد متغیر است. گرچه در تمام فصول سال ممکن است آب و هوای لندن خنک و بارانی شود؛ اما این دو ماه بهترین زمان‌ها برای سفر به لندن هستند. به ‎طورکلی شهر لندن زمستان‌های معتدل و تابستان‌های ملایم دارد. البته به‎خاطر عبور رودخانه تیمز از آن، در فصول گرم سال هوا کمی شرجی می‌شود و رطوبت آن نسبت به سایر شهرهای انگلستان بیشتر است.لندن شهری باستانی به شمار می‌رود. در تاریخ با این که نشانه‌هایی از اقامت انسان‌ها در این منطقه پیش از رومی‌ها دیده می‌شود، اما اولین بار که نام این شهر در منابع تاریخی دیده می‌شود مربوط به دوران پس از فتح بریتانیا توسط روم می‌شود. این شهر توسط رومی‌ها با نام لاندینیوم بنا شد و ۱۷ سال با این نام زنده بود. در سال ۶۱ پس از میلاد این شهر در حمله قبایل بومی با خاک یکسان شد. در سده دوم پس از میلاد لندن رومی حدود ۶۰ هزار نفر جمعیت داشت. اما با افول قدرت امپراتوری روم این شهر کم‌کم از سوی ساکنانش ترک شد و در قرن ۵ پس از میلاد بسیاری از ساکنانش آن را ترک گفته بودند. در سده ششم میلادی، آنگلوساکسون‌ها شهر دیگری درکنار لاندینیوم ساختند و آن‌را لاندنویک نام‌ نهادند. این شهر هم در سال  ۸۵۱ توسط وایکینگ‌ها با خاک یکسان شد. بیست سال بعد از آن آلفرد کبیر شاه جدید انگلیس صلح برقرار کرد و این شهر را دوباره به درون دیوارهای دفاعی لندن رومی منتقل کرد. این شهر پس از آن ایلدویچ نام گرفت که به معنای شهر قدیمی بود. این شهر تا قرن ده دوباره به دست وایکینگ‌ها افتاد و دوباره انگلیسی‌ها آن را پس گرفتند. در قرن ده لندن شهر مهمی در انگلیس محسوب می‌شد اما با این حال مرکز حکومت در وینچستر قرار داشت. در قرون وسطی و با پادشاه شدن ویلیام فاتح شهروندان لندن دارای امتیازات ویژه‌ای شدند. در سال ۱۰۹۷ ویلیام دوم قصر جدیدی در کنار شهر لندن ساخت که وستمینستر نام گرفت و مقر حکومت را در آن قرار داد که هنوز هم مقر پادشاهی انگلیس است. در قرن دوازدهم وستمینستر و لندن به واسطه بزرگ شدن به هم رسیدند و بالاخره وینچستر را کنار زدند و به عنوان پایتخت انگلیس شناخته شدند. تا قرن چهاردهم روز به روز بر تعداد ساکنان این شهر افزوده می‌شد. لندن در قرن سیزدهم ۱۰۰ هزار نفر جمعیت داشت. در قرن چهاردهم اما بیماری سیاه یا همان طاعون یک سوم جمعیت این شهر را نابود کرد. پس از آن تا قرن هفدهم دوباره جمعیت شهر بیشتر شد. در قرن هفدهم دوباره بیماری طاعون به لندن زد؛ این بار برای آخرین. پس از آن لندن دیگر هرگز دچار بیماری‌های سراسری و مهیبی که جمعیتش را نابود کند نشد. لندن در قرن هجدم بزرگ‌تر شد و د رقرن نوزدهم به بزرگ‌ترین شهر دنیا تبدیل شد. یکی از علل گسترش سریع شهر احداث خطور راه‌آهن در این شهر بود که حومه شهر را به مرکز وصل کرد و دسترسی شهر برای مردم حاشیه‌نشین را آسان کرد. بزرگ‌شدن شهر و شلوغی خیابان‌ها مسئولان شهر را به فکر احداث اولین مترو جهان انداخت. زیرساخت‌ها در لندن بین سال‌های ۱۸۵۵ تا ۱۸۸۹ به سرعت گسترش یافتند و در همین سال‌ها لندن در تقسیمات کشوری از  شهر به یک پله بالاتر ارتقا پیدا کرد. این شهر در سال‌های جنگ‌ جهانی دوم بر اثر بمباران‌های آلمان نازی صدمات بسیار زیادی محتمل شد و ۳۰ هزار نفر از شهروندانش جان خود را از دست دادند. در دهه‌های ۱۹۵۰، ۶۰ و ۷۰ مناطقی از شهر که بر اثر بمباران نابود شده‌ بودند به سرعت بازسازی شدند که همین سرعت در بازسازی، هویتی ناهمگون از نظر معماری به لندن داده است. در سال ۱۹۶۵ مناطق بیرونی لندن هم به آن اضافه شدند و لندن بزرگ در همین سال شکل گرفت.   در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم موجی از مهاجرت به لندن به راه افتاد و افراد خارجی بسیار زیادی از کشورهای مختلفت به ویژه کشورهای عضو جامعه مشترک‌المنافع به این شهر آمدند. از دیگر اتفاقات لندن پس از جنگ جهانی دوم و دهه‌های پایانی قرن بیستم می‌توان به تروریسم در این شهر اشاره کرد. تهدیدهای مستمر این شهر از سوی گروه‌های جدایی‌طلب ایرلندی تا سال ۱۹۹۷ و آتش‌بس میان گروه‌های درگیر ادامه داشت. پس از آن مهمترین اتفاقی که در این شهر افتاده است بمب‌گذاری انتحاری ۷ جولای ۲۰۰۵ در مترو لندن است.منابع: ویکی پدیا، سایت همشهری آنلاین، سایت سالیان سفردرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-je24vvoakqot  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Sun, 06 Jun 2021 13:22:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره نیویورک</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9-ulhziqoucpzb</link>
                <description>نیویورک پرجمعیت‌ترین شهر ایالت نیویورک و ایالات متحده آمریکاست که از ۵ ناحیه شامل برانکس،  بروکلین،  منهتن،  کوینز و استیتن آیلند تشکیل شده‌است. این شهر یکی از قطب‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جهان است. عده‌ای به‌دلیل اهمیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منحصربه‌فرد نیویورک، این شهر را &quot;پایتخت جهان&quot; نامیده‌اند.سال تاسیس: 1624 میلادیمساحت: 783 کیلومترمربعجمعیت: 8419000 نفر(در سال 2019)فرماندار: آندرو کومو(از سال 2011)شهردار: بیل دی بلازیو(از سال 2014)نیویورک تا سال ۱۶۶۴ میلادی نیوآمستردام نام داشت. ابرشهر نیویورک با مساحت ۸۶۸۳ کیلومتر مربع، وسیع‌ترین شهر ایالات متحده آمریکا و وسیع‌ترین منطقه شهری در جهان می‌باشد. در میان شهر‌های بزرگ جهان،  تولید ناخالص داخلی نیویورک در زمره بیشترین‌ها قرار دارد که از نظر ارزش اسمی، می‌توان به تنهایی آن را با کشور بزرگی مثل روسیه مقایسه کرد. شهر نیویورک با داشتن بیش از ۵۳ آسمانخراش با ارتفاع بیش از ۲۰۰ متر، بیشترین تعداد آسمانخراش را در میان شهر‌های دنیا داراست. برج آزادی، اولین بنایی است که در مکان مرکز تجارت جهانی نیویورک ساخته شده‌است. مطابق آمار سال ۲۰۰۷ نیویورک با احتساب حومه جمعیتی قریب به ۲۰ میلیون نفر دارد.  قطار شهری نیویورک که در سال ۱۹۰۴ افتتاح شد، طولانی‌ترین خط متروی جهان است.  بازار بورس نیویورک، بزرگ‌ترین بازار بورس جهان در معاملات دلاری است که در خیابان وال استریت قرار دارد. آغاز جنگ جهانی دوم مقدمات رشد همه‌جانبه نیویورک را فراهم کرد، در پی ممنوعیت آفرینش‌های هنری در کشورهای دیکتاتوری اروپایی هنرمندان به سمت غرب گریختند، این مهاجرت اجباری موقعیت مناسبی را برای انتقال مرکز هنری از پاریس به شهر نیویورک فراهم کرد، موقعیتی که تسلط قاطع ایالات متحده را تا اواخر دهه ۱۹۷۰ بر جریانات عمده هنری حفظ کرد، جنگ دوم بین‌الملل و خرابی‌های گسترده در سراسر اروپا منجر به جذب سرمایه‌های جدید و سرگردان و نیروی کار فراوان به این شهر شد عاملی که به توسعه اقتصادی و رونق صنایع و کارخانجات نیویورک انجامید، در سال ۱۹۵۲ و با احداث مقر دائمی سازمان ملل متحد در نیویورک این شهر عملاً به مهم‌ترین شهر در عرصه دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شد. در سال‌های بعد نیز این شهر شاهد اتفاقاتی تاریخ ساز بود، نیویورک و برج‌های تجارت جهانی مهم‌ترین اهداف حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ بودند، واقعه‌ای که در سال‌های بعد نیز تأثیرات خود را بر مناسبات جهانی نشان داد.شهر نیویورک جاذبه‌های فرهنگی در سطح جهانی بسیاری دارد. مجسمه آزادی هدیه‌ای است که از طرف کشور فرانسه به این شهر داده شد هر ساله پذیرای بسیاری جهانگرد است. پارک مرکزی نیویورک محلی‌ست که شاید گرانترین زمین‌های شهر نیویورک در دور تا دور آن قرار دارند. پارک مرکزی نیویورک با مساحت ۳۴۲ هکتار از بزرگترین پارک‌های درون‌شهری جهان است که سالانه حدود ۲۵ میلیون نفر از آن دیدن می‌کنند. این پارک بزرگ محل برگزاری مسابقات و نمایشهای زیادی در طول سال نیز است. در نزدیکی پارک ساختمان داکوتا دارای سابقه‌ای تاریخی برای فرهنگ کشور آمریکا قرار دارد. کتابخانه عمومی شهر نیویورک از بزرگ‌ترین کتابخانه‌های عمومی جهان است و موزه گوگنهایم، موزه تاریخ طبیعی آمریکا، و موزه متروپولیتن نیویورک که در مجاورت سنترال پارک قرار دارد محتویاتی دارند که در جهان نظیرشان را نمی‌توان یافت. همچنین از موزه هنر مدرن که در بخش منهتن قرار دارد، به عنوان تأثیرگذارترین، موزه مرتبط با هنرهای مدرن در جهان یاد می‌شود. از دیگر موزه‌های مهم نیویورک می‌توان به موزه ویتنی در منهتن جنوبی اشاره کرد که مجموعهٔ بزرگ و کم‌نظیری از هنر معاصر آمریکا را در خود جای داده‌است. سالن اپرای متروپولیتن نیویورک یکی از دوازده مؤسسه بزرگ فرهنگی مرکز هنرهای نمایشی لینکلن در نیویورک است. اما بسیاری از گردشگران روز را در تایمز اسکویر و نمایش‌های خیابان برادوی سپری می‌کنند و شب را به تماشای مسابقات تیم هاکی نیویورک رنجرز و تیم بسکتبال نیویورک نیکز درون مدیسون اسکویر گاردن یا نیویورک یانکیز درون استادیوم یانکی سپری می‌کنند. البته «کلوپ‌های شبانه» و استادیوم‌های ورزشی شهر نیویورک به وفور شاهد برگزاری کنسرت‌های فراوانی از گروه‌های مشهور موسیقی آمریکایی و جهانی است. به دلیل وفور آسمانخراش و افق معروف شهر، بسیاری از فیلم‌های هالیوودی در این شهر فیلمبرداری می‌شود. پیتزای نیویورکی از غذاهای محبوب نیویورکی‌ها است. اما با اینهمه شهر نیویورک از لحاظ تنوع شهری بی‌نظیر است. در این شهر جمعیت قابل توجهی از ایرانیان نیز زندگی می‌کنند. به همّت گروهی از فعالان جامعه ایرانیان نیویورک، از سال ۲۰۰۵، هرساله به مناسبت عید نوروز، رژه‌ای با نام رژه نوروزی ایرانیان نیویورک (به انگلیسی: NY Persian Parade) در خیابان‌های نیویورک برگزار می‌شود که در آن هزاران تن از ایرانیان و دیگر اقوامی که عید نوروز را جشن می‌گیرند، در خیابان‌های معین‌شده‌ای از منهتن به جشن و پایکوبی می‌پردازند. همچنین مرکز یکی از بزرگ‌ترین و جامع‌ترین پروژه‌های ایران‌شناسی به نام دانشنامه ایرانیکا نیز در این شهر و در دانشگاه کلمبیا قرار دارد.منابع: ویکی پدیا، ویکی تابناک، سایت همشهری آنلایندرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-feziqyi9lufh </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jun 2021 13:31:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره اسپانیا</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-upbd1c9rjv85</link>
                <description>اسپانیا با نام رسمی پادشاهی اسپانیا کشوری مستقل در شبه جزیره ایبری واقع در اروپای غربی و عضو اتحادیه اروپا است. سرزمین اصلی اسپانیا از جنوب و شرق با دریای مدیترانه و جبل الطارق، از شمال و شمال شرق با فرانسه، آندورا و خلیج بیسکای و از غرب و شمال غرب با پرتغال و اقیانوس اطلس هم‌مرز است. مرز اسپانیا با پرتغال «به طول ۱۲۱۴ کیلومتر» طولانی‌ترین مرز یکپارچه در اتحادیه اروپا است.پرچم اسپانیانام رسمی: پادشاهی اسپانیاپایتخت: مادرید(3223000 نفر در سال 2018)مساحت: 504782 کیلومتر مربع(پنجاه و یکمین کشور بزرگ دنیا)جمعیت: 46940000 نفر در سال 2019(بیست و نهمین کشور پرجمعیت دنیا)نوع حکومت: مشروطه سلطنتی با دو مجلس قانونگذاریرئیس حکومت: پادشاه= فیلیپ ششم(از سال 2014)رئیس دولت: نخست وزیر= پدرو سانچز(از سال 2018)زبان: اسپانیاییواحد پول: یورو= 100 سنت، یک یورو= 290090 ریال(در 9 خرداد 1400)شهر های مهم: بارسلون، والنسیا، سویلیا، ساراگوزاتاریخچه کشور اسپانیا یکی از شگفت انگیزترین تاریخچه در دنیا می باشد و همین تاریخ و فرهنگ، اسپانیای امروزی را ساخته است. اگر چه کشور اسپانیا یک قلمرو کوچک است اما تاریخ بزرگی در پشت خود دارد و با بقیه کشورهای قاره اروپا کاملا متفاوت است. نخستین بار انسان مدرن در حدود ۳۵۰۰۰ سال پیش قدم به شبه جزیره ایبریا گذاشت. در حدود ۲۰۰ سال قبل از میلاد، این منطقه تحت فرمان حکومت روم قرار گرفت و هیسپانیا نامیده می ‌شد و در قرون وسطی توسط قبایل ژرمن و پس از آن توسط مورها تصرف شد. در قرن پانزدهم پس از ازدواج ‌های بین حکومتی فرمانروایان کاتولیک و اتحاد این حکومت ‌ها و همچنین سقوط کامل آندلس و باز پس‌ گیری آن از دست موروهای مسلمان در سال ۱۴۹۲ اسپانیا به شکل کشوری یکپارچه به وجود آمد. در اوایل دوران جدید کشور اسپانیا به یک امپراتوری پر قدرت جهانی تبدیل شد و اسپانیایی ‌ها به عنوان یکی از نخستین فاتحان دنیای جدید به قاره آمریکا وارد و در آنجا ساکن شدند. بیش از پانصد میلیون نفر اسپانیایی زبان ساکن در آمریکا، میراثی می باشد که اسپانیایی ‌ها در این قاره بر جای گذاشتند. در سال ۷۱۱  میلادی هیسپانیا مورد حمله مسلمانان عرب و بربر، به رهبری طارق بن زیاد قرار گرفت و بعد از چند سال، تقریباً تمامی سرزمین‌ هایش با اسم اندلس به صورت یکی از ولایات تحت سلطه بنی امیه دمشق در آمد. پس از سقوط حکومت امویان دمشق، در سال ۷۵۶ میلادی یکی از آنها به نام «عبدالرحمان داخل» موفق به تاسیس یک امارت مستقلِ از خلفای نوپای عباسی در قلمرو اندلس شد. تثبیت قدرت سیاسی این عمارت و رقابت بین ‌المللی با عباسیان بغداد و فاطمیان مصر باعث شد در سال ۹۲۹ میلادی عبدالرحمان سوم لقب خلیفه را اتخاذ کند.دوره خلافت اموی، که اوج قدرت سیاسی مسلمانان در شبه‌ جزیره‌ ایبری محسوب می شد بعد از یک قرن تسلط با “فتنه اندلس” خاتمه یافت. اختلافات داخلی گوناگون به جنگ ‌های داخلی و تشکیل امارت‌ های جداگانه ملوک ‌الطوایفی منجر شد که سلطان برخی از آنها مسلمان و برخی دیگر در نیمه شمالی شبه‌ جزیره تابع کلیسای رم بودند. تضعیف تدریجی امارات اسلامی باعث شد امارات مسیحی قلمرو خود را گسترش دهند و به مرور نیز متحد شوند. در قرن سیزدهم میلادی شبه‌ جزیره به پنج تا مملکت تقسیم شده بود: آراگون، ناوار، کاستیل یا همان کاستیا ، پرتغال و گرانادا که از این پنج تا تنها گرانادا تحت سلطه خاندان مسلمان بنی نصر بوده است. در سال ۱۴۶۹ کاستیا و آراگون که هر دو مسیحی نشین بودند، متحد شدند. به تدریج مسیحیت به اندازه ای در این کشور قوی شد که یهودیانی که در شبه جزیره بیشتر از ۲ هزار سال در آنجا بودند، مجبور به ترک آنجا شدند. بعد از اخراج آنها، مسلمان ها نیز مجبور شدند یا مذهبشان را ترک کنند یا از کشور خارج شوند لذا دین اسلام هم در این شبه جزیره ضعیف شد. تمرکز قدرت در این شبه جزیره بعد از مدتی تمام سرزمین را فرا گرفت و بدین ترتیب مرزهای اسپانیای امروزی شکل گرفت. تاریخچه کشور اسپانیا نشان دهنده داستان سرزمین کوچکی است که مورد توجه تمدن های زیادی بوده است، به طوری که رومی ها برای آن جنگیده اند، عرب ها آن را فتح کرده اند و پادشان هان کاتولیک، این کشور را دوباره ساختند و آن را به یکی از قدرتمندترین امپراطوری ها در جهان از زمان کشف آمریکا تبدیل کردند. پادشاهی اسپانیا در زمان فلیپ دوم که قلمرو و سرزمین های اسپانیایی را با هم متحد کرد به اوج خود رسید. سرزمین هایی که از فیلیپین تا آمریکا، تا خود پرتغال و هلند و ایتالیا و مقداری از آلمان کنونی را در بر می گرفت. از این زمان به بعد، تاریخ اسپانیا به دلیل جنگ های داخلی دچار تنزل اقتصادی و سیاسی شد. قرن ۱۹ نقطه عطفی در تاریخ کشور اسپانیا بود چون در این قرن، کشور قسمت بزرگی از قلمروهای خود را از دست داد و فروپاشی امپراطوری اسپانیا هم در این زمان بود. استقلالی که قلمروهای اسپانیایی در آمریکا، کوبا، پرتوریکو و فیلیپین بدست آوردند، سبب شکل گیری اسپانیا و جهان امروزی شد. کشور اسپانیای امروزی کشوری دموکراتیک و دارای حکومتی پارلمانی تحت قانون اساسی پادشاهی می باشد که یک کشور توسعه‌ یافته و نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا از نظر تولید ناخالص داخلی و همچنین دارای سطح بالای استاندارد زندگی است. اسپانیا در سازمان ملل متحد، ناتو، سازمان تجارت جهانی، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتحادیه اروپا عضو است.اسپانیا با داشتن ۵۰۵٬۹۹۲ کیلومتر مربع وسعت پنجاه و دومین کشور بزرگ جهان است. اسپانیا تقریباً ۴۷۰۰۰ کیلومتر مربع کوچکتر از فرانسه و ۸۱۰۰۰ کیلومتر مربع بزرگتر از ایالت کالیفرنیا آمریکا است. قله آتش فشانی تید که در نزدیکی شهر تنریف در جزایر قناری قرار دارد با ارتفاع ۳۷۱۸ متر بلندترین نقطه کشور اسپانیا می‌باشد. اسپانیا بین مدار ۲۶ و ۴۴ درجه شمالی و نصف‌النهار ۵ و ۱۹ درجه شرقی قرار دارد. اسپانیا در غرب با پرتغال، در جنوب از طریق درون‌بومهایش در شمال آفریقا (سبته، ملیلیه و پنیون د ولس د لا گومرا) با مراکش و تنگه جبل‌طارق (جز سرزمین‌های آن سوی دریاهای بریتانیا می‌باشد)، در شمالغرب در راستای کوه‌های پیرنه با فرانسه و شاهزاده نشین آندورا هم‌مرز می‌باشد. در امتداد کوه‌های پیرنه در ۱۶۰۰ متری مرز استان خرنای کاتالونیا شهر برون‌بوم ییویا درون خاک کشور فرانسه قرار دارد.جزایر اسپانیا شامل جزایر بالئاری در دریای مدیترانه و جزایر قناری در اقیانوس اطلس می‌باشد. افزون بر این‌ها شماری جزیره غیر مسکونی دیگر در سمت مدیترانه‌ای تنگه جبل‌الطارق نیز متعلق به اسپانیا است از جمله جزایر چافاریناس، آلهوسماس و جزیره کوچک پرخیل. جزیره آلبوران که بین اسپانیا و شمال آفریقا قرار دارد نیز تحت حاکمیت اسپانیا می‌باشد. جزیره کوچک فاسان که در رودخانه بیداسوآ قرار دارد تحت حاکمیت مشترک اسپانیا و فرانسه اداره می‌شود.نقشه تقسیمات کشوری اسپانیاقانون اساسی ۱۹۷۸ اوج دموکراسی در اسپانیا است. تاریخ تدوین قانون اساسی در این کشور به قانون اساسی ۱۸۱۲ بازمی‌گردد. پس از مرگ ژنرال فرانکو پادشاه خوان کارلوس برای تسریع روند اصلاحات نخست‌وزیر دوران فرانکو کارلوس آریاس ناوارو را برکنار و سیاستمدار اصلاح‌طلب آدولفو سوارز را جانشین او کرد. پس از برگزاری انتخابات عمومی سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) و در نتیجه آن پارلمان قانون اساسی (پارلمانی که اختیار تدوین قانون اساسی را دارد) با هدف آماده‌سازی و تصویب قانون اساسی جدید تشکیل شد. پس از انجام همه‌پرسی در ۶ دسامبر ۱۹۷۸ (۱۵ آذر ۱۳۵۷)، ۸۸٪ رای‌دهندگان به قانون اساسی جدید رأی دادند. بر طبق این قانون اساسی اسپانیای امروز شامل ۱۷ بخش خودمختار و دو شهر خودمختار با درجه‌های گوناگونی از خودمختاری می‌باشد با این حال این قانون اساسی، اسپانیا را صراحتاً کشوری متحد و غیرقابل تقسیم می‌داند. همچنین بر طبق قانونی اساسی اسپانیا هیچ دینی در این کشور رسمی نیست و همه مردم در اعمال و باورهای دینی خود آزادند.اسپانیا کشوری فاقد منابع نفت و گاز است که توانسته با استفاده از آثار تاریخی و مراسم‌ مختلفی چون گاوبازی، سالانه میلیون‌ها گردشگر را به کشور خود بکشاند و منبع درآمد عظیمی برای اقتصادش پدید آورد. جاذبه‌های گردشگری مختلفی که در این کشور وجود دارند توانسته اسپانیا را به یکی از بزرگ‌ترین مقاصد توریستی دنیا تبدیل کند و آن را به رتبه چهاردهمین اقتصاد بزرگ جهان برساند. اقتصاد اسپانیا  همچنین رتبه چهارم را در میان اقتصادهای بزرگ حوزه یورو به خود اختصاص داده است. البته اسپانیا از نظر اقتصادی فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است تا بتواند به جایگاه نسبتا ایمنی در دنیا دست پیدا کند.  اسپانیا دارای 17 منطقه است. هرکدام از این مناطق با رهبران انتخابی اداره می‌شوند. در شمال شرقی اسپانیا منطقه‌ای به نام کاتالونیا وجود دارد که بیشترین میزان خودمختاری را در بین مناطق این کشور داشته است. استقلال کاتالونیا از چالش‌های سال‌های اخیرِ کشور اسپانیا بود. با توجه به آمارها، منطقه کاتالونیا بیشترین حجم تولید را در بین مناطق مختلف اسپانیا به خود اختصاص داده است. 20 درصد کل تولید ناخالص داخلی اسپانیا متعلق به این منطقه است. درنتیجه جدایی این بخش، به معنی حذف یک‌پنجم اقتصاد اسپانیا است. به‌طورکلی اسپانیا باوجود بحران‌هایی که در سال‌های اخیر با آن دست‌به‌گریبان بوده است؛ از بحران مالی تا استقلال کاتالونیا، توانسته است نقاط قوت خود را پیداکرده و برای تقویت آن‌ها سرمایه‌گذاری کند. از سال 1990 بعضی از شرکت‌های اسپانیایی چندملیتی شده‌اند و همین موضوع باعث گسترش رقابت صنایع اسپانیا در عرصه جهانی شده است. از سوی دیگر، شرکت‌های اسپانیایی سرمایه‌گذاری‌های زیادی در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر انجام داده‌اند. البته نکته‌ای که در مورد اقتصاد این کشور بسیار چشم‌گیر است، آسیب‌پذیری آن در برابر تهدیدها و بحران‌های اقتصادی است که ناشی از ساختار و نهادهای متزلزل این کشور است. با اینکه روند رشد اقتصاد اسپانیا در سال‌های اخیر خوب بوده است اما همچنان بیکاری از تهدیدهای مهم برای این کشور به‌حساب می‌آید.منابع: ویکی پدیا، سایت آتیه آفرینان ایرانیان، سایت تجارت نیوزدرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-lwu0z0e5oyzg  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-obz3lbdwpjia  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-cdeasjyhiddt  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-je24vvoakqot  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-gchfjlrcgdiz </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 23:24:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره فرانسه</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-lwu0z0e5oyzg</link>
                <description>فرانسه با عنوان رسمی جمهوری فرانسه یکی از کشورهای اروپای غربی است که دارای منطقه‌ها و قلمروهای زیادی در آنسوی دریاهاست. فرانسه یکی از سه کشوری است که سواحلی هم در دریای مدیترانه و هم در اقیانوس اطلس دارد (دو کشور دیگر عبارتند از اسپانیا و مراکش). به دلیل شکل نقشه این کشور، در زبان فرانسوی به آن لقب l’Hexagone (معنی: شش‌ضلعی) داده‌اند. فرانسه از جنوب با آندورا و اسپانیا، از شرق با ایتالیا و سوئیس و آلمان و لوکزامبورگ و بلژیک، از جنوب با موناکو مرز زمینی دارد. همچنین از طریق کانال مانش با انگلستان هم مرز است.پرچم فرانسهنام رسمی: جمهوری فرانسهپایتخت: پاریس(2161000 نفر در سال 2019)مساحت: 543965 کیلومترمربع(چهل و نهمین کشور بزرگ دنیا)جمعیت: 67006000 نفر در سال 2019(بیست و دومین کشور بزرگ دنیا)نوع حکومت: جمهوری چندحزبی با دو مجلس قانونگذاریرئیس حکومت: رئیس جمهور= امانوئل مکرون(از سال 2017)رئیس دولت: نخست وزیر= ژان کاستکس(از سال 2020)زبان: فرانسویواحد پول: یورو= 100 سنت، یک یورو= 281330 ریال(در 8 خرداد 1400)شهر های مهم: لیون، مارسی، لیل، نیس، تولوزاولین اشاره‌ای که به اقوام پیشین ساکن در فرانسه شده، در جریان حمله‌ی ژولیوس سزار در اواسط قرن یکم قبل از میلاد به این نواحی است. سزار، سردار رومی، با هدف گسترش فتوحات امپراتوری روم به شمال ایتالیا، ازجمله آلمان و فرانسه و بلژیک و انگلیس کنونی، لشکر کشید. در این دوره هیچ کشور اروپایی وجود نداشت و کشور امروزی فرانسه و مردم آن که به قبیله‌های مختلفی تقسیم می‌شد به‌طورکلی گُل (Gaul) نامیده می‌شدند. پس از فتح این نواحی توسط سزار، گل‌ها بخشی از امپراطوری روم شدند و تمدن رومی در این نواحی وارد شد. پس از الحاق گل به امپراطوری روم، سرنوشت این منطقه نیز به امپراطوری روم گره خورد و مصادیق تمدن و شهرنشینی بیشتر و بیشتر وارد این منطقه شد و گل‌هایی که تا پیش از آن به‌صورت قبیله‌ای و در چادرها می‌زیستند، با زندگی در شهرهای رومی خو گرفتند و به زینت‌های شهری آراسته شدند. این رویه، یعنی دور شدن از زندگی قبیله‌ای و عادت کردن به زندگی شهری، به مدت چند قرن ادامه داشت تا اینکه در قرن پنجم میلادی و با شروع تاخت‌وتاز قبایل بربر شمالی، گل نیز مورد هجوم قرار گرفت و وارد دوران قرون وسطی شد. پس از حدود سه قرن تاخت‌وتاز و ناآرامی در اروپا و تلاش‌های شارلمانی برای ایجاد ثبات، در سال ۸۴۲ میلادی برای اولین بار مقدمات شکل‌گیری کشورهای آلمان و فرانسه‌ی امروزی به وجود آمد. طبق پیمان وِردُن در سال ۸۴۲ که منجر به تقسیم امپراطوری کارولنژین شد، سرزمین‌های غربی فرانکی که بعدها پادشاهی فرانسه را تشکیل داد، به شارل کچل رسید. سرزمین‌های شرقی که بعدها به کشور آلمان تبدیل شد، به لویی ژرمنی رسید. البته باید توجه داشت که در اغلب دوران قرون وسطی چیزی به‌عنوان کشور یا دولت فرانسه وجود خارجی نداشت و باوجود شاهان فرانسوی در پاریس، فئودال‌ها قدرت اصلی را در دست داشتند و چه‌بسا گاهی اوقات برخی از فئودال‌ها از قدرت بیشتری نسبت به شاه برخوردار بودند. بعدها و با توجه به شکل‌گیری شهرهای جدید توسط تجار که برای مقابله با فئودال‌ها به یک قدرت جدید نیاز داشتند، اتحادی بین قدرت مرکزی و تجار به وجود آمد و رفته‌رفته قدرت شاهان فرانسوی بیشتر شد. مفهوم ملت فرانسه برای اولین بار در جریان جنگ‌های صدساله بین فرانسه و انگلستان شکل گرفت. مهم‌ترین علت درگیری بین فرانسه و انگلیس در قرن چهاردهم، بر سر فلاندر بود که بازار اصلی پشم خام انگلیس را تشکیل می‌داد. اما می‌توان تصرف گاسکونی از طرف فیلیپ ششم در سال ۱۳۳۷ میلادی که مالک آن انگلیس تلقی می‌شد را علت فوری جنگ‌های صدساله دانست. این جنگ‌ها عموماً با پیروزی انگلیسی‌ها همراه بود چراکه سربازان انگلیسی با بهره جستن از کمان‌های برد بلند خود دست برتر را در جنگ داشتند. در اواخر این جنگ و با رشادت‌های کسانی چون ژاندارک که با مرگ خود باعث ایجاد یک شور ملی در جبهه‌ی فرانسه شد، فرانسویان به خود آمده و شروع به بازپس‌گیری مناطقی کردند که در تصرف انگلیس بود. درنهایت این جنگ دو نتیجه‌ی مهم برای فرانسه داشت: از سویی انگلیسی‌ها را از تمام اروپای قاره‌ای (یا همان خشکی اصلی تشکیل‌دهنده‌ی قاره‌ی اروپا) بیرون کردند (به‌جز بندر کاله) که باعث انسجام جغرافیایی فرانسه شد. از سوی دیگر این جنگ‌ها باعث شد تا هویت ملی در فرانسه شکل بگیرد و پس از آن تقویت شود. در اواخر قرون وسطی یعنی قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی، فرانسه وارد دورانی شد که می‌توان آن را خروج از دوران فئودالی و تأسیس دولت مطلقه دانست. هرچند برخی از مناطق فئودالی تا انقلاب فرانسه نیز به زیست خود ادامه دادند اما دیگر قدرت سابق را نداشتند و این شاهان بودند که درنتیجه‌ی اتحاد با تجار و کسب مالیات و تقویت نیروی نظامی و ارتش‌های منظم، قدرت خود را به تمام نواحی فرانسه بسط دادند. لویی یازدهم که از سال ۱۴۶۱ تا ۱۴۸۳ پادشاهی فرانسه را در دست داشت، رهبری گذار فرانسه از دوران فئودالی و قرون وسطایی به کشور واحد را بر عهده داشت. استقرار دولت مطلقه و تثبیت جایگاه شاه در فرانسه، هم‌زمان شد با اتحاد دو پادشاهی آراگون و کاستیل و تشکیل کشور اسپانیا از سویی و پس از مدتی به قدرت رسیدن شارلکن که وارث تاج‌وتخت اسپانیا و هلند و ایالات آلمانی در شرق فرانسه بود. این بود که شاهان فرانسوی مانند فرانسوای اول مدت‌ها درگیر جنگ با دشمنان خود در شرق و غرب برای حفظ موجودیت خود بودند، اما رفته‌رفته و با افول قدرت اسپانیا که تا اواخر قرن شانزدهم قدرتمندترین کشور اروپا بود، فرانسه جای اسپانیا را گرفت و به کشور اول اروپا تبدیل شد. اواخر قرن هفدهم به دلیل قدرت گیری و جنگ‌های لویی چهاردهم، به عصر لویی چهاردهم (۱۶۶۱-۱۷۱۵) معروف است. در این دوره لویی چهاردهم به دلیل وسعت جغرافیایی و جمعیت قابل‌توجه فرانسه به ثروت بسیاری دست یافت که به او این امکان را می‌داد که نه‌تنها در داخل به قدرت‌نمایی و سرکوب مخالفان بپردازد، بلکه با تشکیل یک ارتش منظم و بزرگ شروع به کشورگشایی در قاره‌ی اروپا کند. هرچند لویی چهاردهم پادشاه باشکوهی بود و در زمان او فرانسه به اوج قدرت خود رسید، اما افتخارات او به قیمت فشار بر مردم فرانسه تمام شد. در قرن هجدهم، فرانسه دارای بیشترین جمعیت در اروپا و البته یکی از موفق‌ترین آن‌ها بود، به همین دلیل قدرتمندترین کشور در اروپای قاره‌ای محسوب می‌شد. فرهنگ فرانسوی مورد تحسین و تقلید طبقات بالای کشورهای مختلف اروپایی قرار می‌گرفت. همچنین فرانسوی‌ زبان طبقه‌ی اشراف و دادگاه‌های سلطنتی تمام کشورهای اروپایی همچنین روسیه بود. مکانی که لویی چهاردهم (۱۶۴۳-۱۷۱۵)، پادشاه فرانسه در قرن هفدهم، در ورسای ساخت، به‌عنوان نماد شکوه، ثروت، قدرت و سلطنت مطلقه تلقی می‌شد و پادشاهان اروپا مکان‌های خود را بر اساس مدل کاخ ورسای طراحی می‌کردند. رژیم قدیم فرانسه (اصطلاح رژیم قدیم یا رژیم باستانی برای اولین بار توسط انقلابیون سال ۱۷۸۹ مطرح شد) بر اساس یک طبقه‌بندی بسیار سخت به وجود آمده بود که جایگاه هر فرد در این نظام طبقاتی بر اساس تولد او در یک خانواده مشخص می‌شد و نه بر اساس تلاش بسیار یا استعداد او. در پایین پادشاه، بقیه‌ی جامعه فرانسوی به سه طبقه تقسیم می‌شدند که هرکدام مسئولیت‌های اجتماعی متمایز و جایگاه اجتماعی متفاوتی داشتند. اولین طبقه روحانیت بود که از جایگاه بالای خود به دلیل فضیلت و کارکرد روحانی‌ای که داشت و البته نزدیکی به خداوند بهره می‌برد؛ همچنین روحانیون تنها یک درصد از جمعیت فرانسه را شامل می‌شدند. البته کلیسا در فرانسه تحت نظر پادشاه بود و دارای قدرت سیاسی نبود که به این وضعیت گالی‌کانیسم (Gallicanism) گفته می‌شد؛ اما بااین‌وجود به دلیل اعتقاد اکثریت مردم فرانسه به مذهب کاتولیک، کلیسا از امکانات مالی و اجتماعی ویژه‌ای برخوردار بود. رژیم قدیم تحت تسلط کاتولیک رومی بود و کاتولیسیسم نقش مهمی در کشور فرانسه، هم به‌عنوان یک دین و هم به‌عنوان یک نهاد، بازی می‌کرد. دین در زندگی روزمره‌ی مردم فرانسه گسترده بود و خدمات دینی و جشن‌های دینی مهم‌ترین اتفاق در اغلب شهرها و روستاهای فرانسه بودند. هرکسی که وارد مدرسه می‌شد تحت تعلیم کشیش‌ها قرار می‌گرفت. کلیسا ثروت عظیمی ازجمله تقریباً ۱۰ درصد از کل زمین‌های فرانسه را در تصاحب داشت. همچنین درآمد حاصل از این زمین‌ها نیز بسیار زیاد بود. این رقم گاهی با نصف درآمد سالانه‌ی مالیاتی حکومت سلطنتی برابری می‌کرد. طبقه‌ی دوم نجبا یا اشراف بودند که پشتیبانی نظامی از شاه را فراهم می‌کردند و درمجموع یک یا دو درصد جمعیت فرانسه را شامل می‌شدند. نجبا درواقع طیف وسیعی از افراد را شامل می‌شد. ثروتمندترین و قدرتمندترین نجیبان، کمتر از صد خانواده را شامل می‌شد که صاحب املاک بزرگ و کاخ‌های زیبا بود و فعالیت‌های قابل‌توجه سیاسی و تأثیرگذار، ازجمله مشارکت در اداره‌ی کشور و دادگاه‌های سلطنتی ایالتی، را انجام می‌دادند. طبقه‌ی سوم را تمام ۹۷ درصد جمعیت باقی‌مانده‌ای تشکیل می‌داد که مسئولیت تولید محصولات کشاورزی و صنعتی و تهیه‌ی تدارکات را به عهده داشت. فرانسه مانند تمام کشورهای اروپایی در آن زمان، از اکثریت جمعیت روستایی برخوردار بود. کشاورزان ۸۵ درصد این جمعیت را به خود اختصاص می‌دادند، بنابراین حجم عظیمی از جمعیت فرانسه را شامل می‌شدند. بااین‌وجود در قرن هجدهم تغییرات بزرگی در ساختار اجتماعی جامعه‌ی فرانسه به‌صورت تدریجی شکل گرفت و منجر به ظهور طبقه‌ی متوسط در فرانسه شد. متأثر از این تغییر در ساختار اجتماعی، عقاید جدیدی نیز بروز کرد که عموماً با عنوان روشنگری شناخته می‌شود. اگرچه روشنگری به یک پدیده‌ی عمومی در اروپا تبدیل شد، اما این جنبش تحت تسلط متفکران و فیلسوفان و نویسندگان فرانسوی بود که به‌عنوان فیلسوفان به آن‌ها رجوع می‌شد. انقلاب فرانسه را می‌توان تلفیقی از تحولات اقتصادی و فکری در فرانسه‌ی قرن هجدهم دانست. از سویی دیگر، جنگ‌های لویی چهاردهم باعث تحمیل حجم زیادی از هزینه‌ها به جامعه‌ی فرانسه می‌شد. این موضوع زمانی تبدیل به بحران شد که بخش عظیمی از اشراف و تمام روحانیان که بخش اصلی اقتصاد و دارایی کشور را در دست داشتند، معاف از مالیات بودند و فشار اصلی اقتصادی و هزینه‌ی جنگ‌ها بر دوش مردم عادی بود. مردمی که مجبور به پرداخت مالیات‌های مختلفی به کلیسا و اشراف و حکام محلی بودند. این نارضایتی عمومی همراه شد با دوره‌ی روشنگری؛ یعنی دوره‌ای که فیلسوفانی چون لاک و مونتسکیو و کانت و روسو با ترویج عقاید آزادگرایانه و مورد انتقاد قرار دادن کلیسا و دولت، یک موج نارضایتی عمومی در بین مردم به وجود آوردند. فرانسه در اواخر قرن هجدهم چون یک بشکه‌ی باروت بود که انتظار یک جرقه برای انفجار یا به تعبیری انقلاب را می‌کشید. این جرقه دستور لویی شانزدهم به تشکیل اتاژنرو یا مجلس نمایندگی بود که پس از آن شرایط را برای جدی‌تر و رادیکال‌تر شدن خواسته‌های معترضان فراهم کرد. انقلاب فرانسه با ظهور ناپلئون به اوج خود رسید و از مرزهای فرانسه فراتر رفت و حتی جوامع خارج از قاره‌ی اروپا را نیز تحت تأثیر قرار داد، اما پس از خاموش شدن ستاره‌ی اقبال ناپلئون و شکست قطعی وی در نبرد واترلو، دوران جمهوری اول نیز خاتمه یافت و دولت‌های مطلقه‌ی اتریش و پروس و روسیه شرایط پیش از انقلاب را دوباره بر مردم فرانسه تحمیل کردند. مردم فرانسه که دیگر مردم پیش از انقلاب نبودند، دوباره دست به شورش زدند و در سال ۱۸۴۸ لویی هجدهم را برکنار و ناپلئون سوم را به قدرت رساندند. ناپلئون سوم سعی داشت تا عظمت ازدست‌رفته‌ی فرانسه را دوباره احیا کند و در این راه از نادیده گرفتن خواسته‌های مردم نیز ابایی نداشت. اما در اواخر این قرن یک اتفاق مهم در قاره‌ی اروپا رخ داد و آن تشکیل کشور آلمان در همسایگی فرانسه بود. این اتفاق از آن جهت اهمیت داشت که کشور فرانسه که در مرزهای شرقی خود همواره احساس امنیت کرده و چند مرتبه به تصرف ایالات آلمانی پرداخته بود، پس از تشکیل کشور آلمان در سال ۱۸۷۱، سه مرتبه از این منطقه مورد تهاجم قرار گرفت و هر سه مرتبه نیز شکست‌های سختی خورد. اولین جنگ فرانسه و آلمان با تشکیل کشور واحد آلمان در سال ۱۸۷۱ مصادف شد که با یک شکست بهت‌آور و سنگین برای فرانسه همراه بود. پس از این شکست، ویلهلم در اقدامی نمادین وارد کاخ ورسای شد و فرانسویان را مجبور به پذیرش غرامتی سنگین و واگذاری برخی از شهرهای مرزی به آلمان کرد. این واقعه به معنی پایان جمهوری دوم و سروری فرانسه در اروپا و ظهور قدرت جدیدی به نام آلمان بود که پس از آن به‌جز مقاطعی تا به امروز قدرت اول اروپا بوده است. فرانسه در دو جنگ جهانی در جبهه‌ی متفقین و متحد کشورهای انگلیس و روسیه و بعدتر آمریکا بود. در جنگ‌های جهانی هیچ‌گاه فرانسه شروع‌کننده جنگ نبود و همواره سعی در دفاع از خود در برابر تهاجم در برابر آلمان را داشته است. در جنگ جهانی اول تا حدودی موفق بود که در برابر تجاوز آلمان از خود دفاع کند، اما اگر حمایت شرکای خود یعنی انگلیس و بعدتر آمریکا را نداشت، توسط آلمان شکست خورده و تصرف می‌شد. درنهایت با ورود آمریکا به جنگ در سال ۱۹۱۸، آلمان مجبور به پذیرش شکست شد و پیمان ورسای را در کاخ ورسای، یعنی همان‌جایی که در سال ۱۸۷۱ در قامت برنده پیمان فرانکفورت را به فرانسه تحمیل کرده بود، بپذیرد. بین دو جنگ، فرانسه نیز مانند دیگر کشورهای اروپایی مشغول بازسازی هزینه‌های به بار آمده از جنگ بود. اما آلمان که از قرارداد ورسای ناراضی بود، درصدد تغییر وضع موجود برآمد و جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. در جنگ جهانی دوم نیز فرانسه با تجاوز آلمان مواجه شد ولی این بار با توجه به ارتش بسیار کارآمد و ماشینیِ آلمان نتوانست مانند جنگ جهانی اول مقاومت قابل‌توجهی از خود نشان دهد و توسط ارتش آلمان تسخیر شد. پس از این واقعه حکومت فرانسه در مستعمرات خود در آفریقا حکومت تشکیل داد، تا اینکه بازهم با ورود آمریکا در اواخر جنگ جهانی دوم ورق برگشت و آلمان از دو جبهه‌ی شرق و غرب مورد تجاوز قرار گرفت و شکست خورد و فرانسه دوباره استقلال خود را بازیافت. پس از جنگ جهانی تا به امروز نه‌تنها فرانسه بلکه هیچ کشوری در اروپا شاهد جنگ نبوده و با تشکیل اتحادیه‌ی اروپا که فرانسه از مؤسسین آن بوده است، کشورهای اروپایی به‌جای جنگ به همکاری با یکدیگر تمایل پیدا کرده‌اند.فرانسه دارای یک حکومت متمرکز نیمه‌ریاستی است. قانون اساسی کنونی این کشور برپایه همه‌پرسی در ۲۸ سپتامبر ۱۹۵۸ تأیید و اجرایی شد که تأکید بسیاری بر توانبخشی رابطه شاخه اجرایی (دولت) با شاخه قانون‌گذاری (مجلس) دارد. شاخه اجرایی خود شامل دو بخش می‌شود، بخش نخست ریاست جمهوری است که هر پنج سال با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود و ریاست شاخه اجرایی را بر عهده می‌گیرد. در حال حاضر امانوئل ماکرون عهده‌دار این سِمت است که در سال ۲۰۱۷ و در انتخابات دور دوم به ریاست جمهوری برگزیده شد. بخش دوم مقام نخست‌وزیری است که اکنون ژان کاستکس عهده‌دار آن است. مجلس فرانسه نیز از دو بخش تشکیل شده، یکی مجمع ملی و دیگری سنا. مجمع ملی شامل نمایندگان محلی است که با رای مستقیم مردم برای دوره‌های پنج ساله انتخاب می‌شوند. این مجلس قدرت انحلال کابینه دولت را دارند؛ ولی بخش دوم، سناست که شامل سناتورها می‌شود. سناتورها برای دوره‌های شش ساله (پیش‌تر ۹ ساله) و توسط هیئت انتخابات برگزیده می‌شوند. قدرت قانون‌گذاری سنا کوچک است. در صورت ایجاد شدن مشکل در بین شورای ملی و سنا، سخن مورد تأیید نهایی را مجمع ملی خواهد زد.نیروهای مسلح فرانسه از چهار شاخهٔ اصلی؛ نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی، و ژاندارمری تشکیل می‌شود. فرماندهی کل این نیروها بر عهده رئیس‌جمهور فرانسه است. رئیس‌جمهور از عالی‌ترین اختیارات در زمینه مسائل نظامی برخوردار است و تنها مقامی‌ست که می‌تواند دستور حمله اتمی را صادر کند. بر اساس تحقیقات نیال فرگوسن تاریخ‌دان انگلیسی ارتش فرانسه را می‌توان موفق‌ترین نیروی نظامی در تاریخ اروپا دانست. فرانسوی‌ها از سال ۳۸۷ میلادی تاکنون در ۱۶۸ نبرد جنگیده‌اند که از این میان ۱۰۹ جنگ با پیروزی آنان به پایان رسیده، در ۴۹ جنگ شکست خورده‌اند و ده جنگ نیز با تساوی خاتمه یافته‌است. همچنین از سال ۱۴۹۵ میلادی تاکنون ۱۲۵ جنگ مهم در اروپا اتفاق افتاده که فرانسوی‌ها در پنجاه تای آن‌ها شرکت داشته‌اند.اقتصاد فرانسه ششمین اقتصاد دنیا از نظر عدد اسمی و سومین اقتصاد اروپا محسوب می‌شود. سیستم اقتصاد فرانسه ترکیبی از دو بخش دولتی و خصوصی است و حدود یک‌پنجم تولید ناخالص داخلی اروپا متعلق به این کشور میباشد، و همانطور که در مقاله درآمد فرانسه اشاره کردیم، فرانسه دهمین کشور پردرآمد دنیا به شمار میرود. بخش خدمات بیش از 70 درصد تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص داده است که شامل: حمل‌ونقل عمومی، گردشگری، دفاع، انرژی، و ارتباطات مخابراتی می‌باشد. فرانسه بازار آماده‌ای برای سایر کشورهای اعضای اتحادیه اروپا است، به طوری که 49 درصد صادرات آن‌ها را مصرف می‌کند. این کشور دارای 2.5 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی اسمی و تولید داخلی سرانه 38 هزار دلار است. سهم بخش مربوط به تولید ناخالص داخلی کشور به شرح زیر است:خدمات 70.8%کشاورزی 1.9%صنعت 18.3%منابع: ویکی پدیا، سایت ایوار، سایت حامی مهاجردرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-obz3lbdwpjia  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-cdeasjyhiddt  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-gchfjlrcgdiz  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-je24vvoakqot  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-upbd1c9rjv85 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Sat, 29 May 2021 14:24:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره آلمان</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-obz3lbdwpjia</link>
                <description>کشور آلمان واقع در قاره اروپاست و نام رسمی آن جمهوری فدرال آلمان است. پایتخت این کشور قبلا شهر بن بوده است و هم اکنون برلین می‌باشد. برلین بزرگترین شهر آلمان است و با ۳ میلیون و هفتصد هزار شهروند ساکن در برلین، این شهر پر جمعیت ترین شهر آلمان نیز می‌باشد. وسعت آلمان 357022 کیلومتر مربع و جمعیت آن حدود ۸۳ میلیون نفر است. زبان رسمی این کشور زبان آلمانی است که شاخه ای از زبان های هندو-اروپایی است و به جز آلمان، در اتریش، سوئیس، لیختن اشتاین، لوکزامبورگ، بخشهایی از بلژیک و جنوب دانمارک هم صحبت می‌شود.پرچم آلماننام رسمی: جمهوری فدرال آلمانپایتخت: برلین(3645000 نفر در سال 2019)تاریخ وحدت دو آلمان: 1990/10/03مساحت: 357022 کیلومترمربع(شصت و دومین کشور بزرگ دنیا)جمعیت: 83002000 نفر در سال 2019(شانزدهمین کشور پرجمعیت دنیا)نوع حکومت: جمهوری چند حزبی فدرال با دو مجلس قانونگذاریرئیس حکومت: رئیس جمهور= فرانک والتر اشتاین مایر(از سال 2017)رئیس دولت: صدر اعظم= آنگلا مرکل(از سال 2005)زبان: آلمانیواحد پول: یورو= 100 سنت، یک یورو= 275420 ریال(در 5 خرداد 1400)شهرهای مهم: هامبورگ، مونیخ، کلن، فرانکفورتنخستین حضور جامعهٔ انسانی در سرزمین امروزی آلمان به حدود ۱۳۰٬۰۰۰ تا ۲۳۰٬۰۰۰ سال پیش و انسان‌های نئاندرتال بازمی‌گردد. رمی‌ها نخستین گروه از انسان‌های متمدن بودند، که در آلمان ساکن شدند. تا سال ۸۰۰ میلادی آلمان حکومت مقتدری نداشت و مورد تاخت و تاز همسایه‌ها بود. در این سال شارلمانی توانست کشورهای رم را متحد کند، اما این اتحاد کوتاه مدت بود. از سرزمین‌های زیر فرمان او سه پادشاهی شکل گرفت، که یکی از آن‌ها به آلمان امروزی انجامید. نخستین پادشاه آلمانی‌زبان در این سرزمین، لودویگ شاه آلمانی بود. دیگر کشورها از آن پس، مردم این سرزمین را با زبان آلمانی می‌شناختند. پس از این دوره حکومت به امپراتوری مقدس روم رسید، این دوره که بیش‌تر سده‌های میانه را در بر می‌گیرد، با قدرت گرفتن کلیسای کاتولیک همراه بود. ظهور کلیسای پروتستان و مارتین لوتر را می‌توان از رویدادهای مهم آن زمان برشمرد. پس از آن در اوایل قرن ۱۹ام امپراتوری پروس از اتحاد مناطق آلمانی در کنگره وین شکل گرفت. با پایان جنگ جهانی اول، قیصر مجبور به استعفا شد، این دوره تا برآمدن فاشیسم را دوران جمهوری وایمار می‌نامند. با بدتر شدن وضعیت اقتصادی در آلمان پس از جنگ جهانی اول و گسترش نژادپرستی، حزب نازی در این کشور به قدرت رسید. این حزب تا پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان در این کشور حاکم بود. پس از جنگ جهانی دوم، کشور آلمان، به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد، تا در سال ۱۹۹۰ آلمان غربی و آلمان شرقی متحد شده و جمهوری فدرال آلمان را تشکیل دهند.آلمان واقع در اروپای مرکزی و در کل با ۱۰ کشور مرز مشترک دارد. به طوری که همسایه های غربی آلمان، فرانسه، هلند، لوکزامبورگ و بلژیک هستند و از جنوب با اتریش و سوئیس همسایه است. همسایه های شرقی آلمان نیز لهستان و جمهوری چک هستند. دانمارک، دریای بالتیک و دریای شمال هم در شمال آلمان قرار دارند.آب و هوا در همه جای آلمان یکسان نیست. در سواحل و در غرب آلمان در زمستان هوا خیلی سرد و در تابستان خیلی گرم نمی‌باشد. اما در شرق و در بایرن، آب و هوا دارای اقلیم قاره ای است و تابستان گرم و زمستان سرد است. همچنین در تابستان نیز رعد و برق های مکرر دیده می‌شود. همچنین بارش برف در جنوب و شرق نسبت به مناطق دیگر بیشتر است. در ماه آوریل، تغییرات آب و هوایی اغلب در سراسر آلمان یکسان است و  یک روز آفتابی و شاد و روز بعد از آن ابری و بارانی است و بعد از آن خورشید دوباره می درخشد. گاهی اوقات حتی در ماه آوریل بارش برف نیز اتفاق می‌افتد. یک ضر‌ب المثل آلمانی از آب و هوای آوریل می گوید: آوریل چه می خواهد؟!آلمان دارای ۱۶ ایالت می‌باشد و نظام سیاسی حاکم بر کشور، جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی است. به طوری که ایالت‌ها مجاز هستند در بسیاری از موارد مستقل از حکومت مرکزی تصمیم گیری کنند. آلمان و ایران از حدود ۵۰۰ سال پیش تا کنون با یکدیگر روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی داشته‌اند و هر چند در طول دوران مختلف دچار فراز و نشیب‌هایی شده باشند، اما هیچ گاه این روابط به صورت کامل قطع نشده و آلمان مهمترین شریک اقتصادی ایران در اروپا است. در حال حاضر ایرانیان زیادی هر ساله با اهداف تحصیلی و کاری به صورت قانونی وارد این کشور می‌شوند.آلمان از نظر علمی و اقتصادی یکی از قدرت های جهانی محسوب می‌شود و عضو سازمان ملل، G8، ناتو و گروه پنج نیز می‌باشد. بر اساس بررسی های سال ۲۰۱۹، آلمان با ۳.۸۶ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی، چهارمین کشور جهان از نظر قدرت صنعتی و اقتصادی است. علاوه بر این، آلمان در سراسر جهان مقام اول را از نظر صادرات محصولات مختلف به خارج از کشور دارد؛ به طوری که بیشتر شرکت‌های آلمانی وابسته به تجارت خارجی هستند و تا یک سوم درآمد خود را از صادرات تامین می‌کنند. محصولات صادراتی آلمان در بخش های مختلفی از جمله خودروسازی، الکتروتکنیک، ماشین‌سازی و شیمی است. آلمان علی رغم اینکه به زوج های جوان و فرزندان آن‌ها، امکانات مالی، تحصیلی و بیمه ای با کیفیتی ارائه می‌کند، اما همچنان با مشکل رشد منفی جمعیت دست و پنجه نرم می‌کند و همین عامل باعث شده است تا درهای خود را به روی متخصصان خارجی بگشاید. سیاستی که با توجه به فرصتهای شغلی فراوان و متنوع این کشور هم به نفع مهاجران است و هم به نفع حاکمیت و منافع ملی آلمان؛ در جهت اینکه همچنان بتواند قدرت اول اقتصادی-صنعتی اروپا باقی بماند.بالاترین میزان حضور اتباع خارجی در ایالت‌های هامبورگ، هسن، برلین و بادن-وورتمبرگ است. اتباع خارجی در ایالت‌های جدید کمتر از ۲ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. حدود ۱۹٪ جمعیّت آلمان، از خانواده‌های مهاجر هستند یا خود مهاجر بوده‌اند. هامبورگ بالاترین میزان مهاجران را به خود اختصاص داده‌است. جمعیت مهاجران این ایالت به نسبت کل جمعیت حدود ۳۰٪ است. جامعهٔ مهاجر آلمان از ۱۷٬۹٪ از ترک‌های آلمان، ۱۳٬۱٪ لهستانی‌ها، ۸٬۷٪ روس‌ها، ۸٬۲ قزاق‌ها و ۵٬۳٪ ایتالیایی‌تباران تشکیل شده‌است.منابع: ویکی پدیا، سایت ویزا موندیالدرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%87-fsv1xpp23bmd  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-cdeasjyhiddt  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-je24vvoakqot  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-lwu0z0e5oyzg  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-upbd1c9rjv85 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 11:01:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره اروپا</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059</link>
                <description>قاره اروپا یکی از پنج قاره جهان در نیم کره شمالی است که پس از قاره اقیانوسیه دومین قاره کوچک جهان است و اصطلاحاً به قاره سبز معروف است؛ قاره ای که با قاره آسیا از خشکی ارتباط دارد و منطقه ای را تحت عنوان اوراسیا تشکیل می دهند.مساحت: 9908599 کیلومترمربع با بخش اروپایی روسیه(پنجمین قاره بزرگ جهان)جمعیت: 746400000 نفر در سال 2018(سومین قاره پرجمعیت دنیا)تراکم جمعیت: 75/03 نفر در کیلومترمربع(دومین قاره پرتراکم دنیا)تعداد کشور ها: 45 کشوربزرگترین کشور: روسیه( مساحت بخش اروپایی: 3943603 کیلومترمربع)پرجمعیت ترین کشور: روسیه(144400000 نفر در سال 2019)پرجمعیت ترین شهر: مسکو، روسیه(11920000 نفر در سال 2012)بلندترین کوه: قله البروس(5642 متر، در بخش اروپایی روسیه)طولانی ترین رود: رود ولگا(3688 کیلومتر، در بخش اروپایی روسیه)بزرگترین جزیره: بریتانیای کبیر(218476 کیلومترمربع، در کشور بریتانیا)بزرگترین دریاچه: دریاچه لادوگا(18390 کیلومترمربع، بخش اروپایی روسیه)پست ترین نقطه: ساحل دریای خزر در بخش اروپایی روسیه(28 متر پایین تر از سطح دریا)بلندترین سد: سد گرانده دیکسنس(به ارتفاع 285 متر بر روی رود دیکسنس در سوئیس)اروپا چیزی حدود 10 میلیون کیلومتر مربع است که با بیش از 730 میلیون نفر جمعیت چیزی حدود یازده درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده است. اروپا که به دلیل قرار گرفتن در منطقه معتدل شمالی به قاره سبز معروف است بین آب‌های دریای خزر و دریای سیاه در جنوب شرقی،  مدیترانه در جنوب،  اقیانوس اطلس در غرب و دریای آدریاتیک در شمال قرار دارد. اروپا هم‌چنین جزایر بسیاری دارد که از جزایر بزرگ آن می‌توان به جزایر بریتانیا و ایسلند اشاره کرد. یک‌سوم از زمین‌های این قاره قابل کشاورزی است. آب‌وهوای آن نیز در کل معتدل است. وجود جریان آب گرم موسوم به گلف استریم که از اقیانوس به آب‌های غربی اروپا جریان دارد باعث معتدل شدن آب و هوای آن شده‌است. بیشتر مردم قاره اروپا سفیدپوست هستند و درصد بالای آن‌ها به زبان‌های هندواروپایی سخن می‌گویند. بیشتر کشور‌های اروپای شرقی ازجمله روسیه، در دوره‌ای در زمره کشور‌های بلوک شرق به‌شمار می‌آمدند و بخشی از آن‌ها نیز در میان کشور‌های اتحاد شوروی بودند. خاک روسیه که بزرگ‌ترین کشور جهان است در هر دو قاره آسیا و اروپا گسترده شده‌است. با وجودی که بیشتر خاک روسیه در قسمت آسیایی آن قرار دارد، بیشتر جمعیت این کشور در بخش اروپایی که در غرب کوه‌های آرال است زندگی می‌کنند.تاریخ اروپا:یونانیان: یونان باستان از صدها دولت‌شهر مستقل تشکیل می‌شد. از سده هشتم پیش از میلاد، یونانی‌ها ساخت شهرهای جدید در سراسر مدیترانه را آغاز کردند. این مستعمره‌های یونانی با شاهنشاهی نیرومند ایران در تماس بودند. در نتیجه تشنج بین یونان و ایران افزایش یافته و در سال ۵۰۰ (پیش از میلاد)، جنگی بین آن‌ها درگرفت. در سال ۴۷۹ (پیش از میلاد) ارتش متحد دولت - شهرهای یونان، از ارتش قدرتمند ایران شکست خورد.آکروپولیس: باقیمانده‌های آکروپولیس، آتن امروزی را در بر می‌گیرد. آتن ثروتمندترین و بزرگ‌ترین ناحیه شهری یونان بود. شهروندان این شهر از یک دموکراسی ابتدایی (دولت مردمی) برخوردار بودند. تا پیش از سده پنجم پیش از میلاد، ناحیه شهری اسپارت بیشتر نواحی جنوب یونان را تحت کنترل داشت. این ناحیه را منطقه «پلویونی» می‌نامند. زندگی اسپارتی‌ها در جنگ می‌گذشت. همه شهروندان مذکر و بالغ، اعضاء تمام وقت ارتش محسوب می‌شدند. زن‌ها آموزش‌های فیزیکی می‌دیدند تا بتوانند فرزندانی قوی و نیرومند به دنیا بیاورند. هنگامی که شهروندان اسپارتی مشغول پرداختن به امور جنگی بودند، بردگان روی زمین‌ها کشاورزی می‌کردند. نخستین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار شد.رومیان: حکومت نخستین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ (پیش از میلاد) آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، یا دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راه‌ها، سرزمین‌های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک لاتینی، بهره‌مند بودند. تا سال ۴۵۰ رومیان باستان، انگلستان را ترک کرده بودند و به جای آن‌ها تعداد زیادی از مردم شمال اروپا در آن‌جا اقامت داشتند. اقوامی که در آن‌جا سکونت داشتند متعلق به چهار قبیله، آنگلها، یوتها، فرزینها و ساکسونها بودند. این ساکنان، «آنگلوساکسون» نامیده شدند. قبرهای منطقه ساتن هو با یادداشت‌های راهبانی مثل عالی‌جناب «بید»، اطلاعات مربوط به تاریخ آن‌ها را بیان می‌کند. سده‌ها بعد، شاهان آنگلوساکسون مانند آلفردکبیر با مهاجمان وایکینگ جنگیدند. در دنیای رومی‌ها سایو بودن افراد (شهروند رومی)، اهمیت زیادی داشت. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که در درون شهرها زندگی می‌کردند، داده می‌شد. در سال ۸۹ (پیش از میلاد)، مقام شهروند به تمام ایتالیایی‌ها اعطا شد. تا پیش از ۲۱۲، مقام شهروند رومی به همه مردان آزادی که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زن‌ها داده نمی‌شد.اروپای قرون وسطی: تا سده ۱۳ (میلادی)، قلعه‌های متعلق به شوالیه‌ها بیش از هرچیز دیگری در پهنه اروپا خودنمایی می‌کرد. شوالیه‌ها از زندگی مرفهی برخوردار بودند که با زندگی دهقانانی که روی زمین‌های آن‌ها کار می‌کردند، تفاوت زیادی داشت. شهرهایی در اطراف قلعه‌ها به وجود آمدند و توسعه یافتند. بازرگانان برای تجارت از راه‌های سخت گذر سفر می‌کردند. زائران سفرهایی طولانی را برای زیارت اماکن مقدس انجام می‌دادند. زندگی دشوار بود و جنگ، قحطی و طاعون همواره جان مردم را تهدید می‌کرد. در اواخر سده پانزدهم میلادی، آخرین بخش از قلمرو مسلمانان اسپانیایی گرانادا یا همان شهر قرناطه در اندلس، به حکمرانان مسیحی آن دیار، فردیناند فرمانروای آراگون و ایزابلا فرمانروای کاستیل، تسلیم شد. در همان سال، با حمایت مالی فردیناند و ایزابلا، کریستف کلمب از اقیانوس اطلس گذشت و به جزایر هند غربی (در نزدیکی سواحل آمریکا) رسید. در اروپای قرون وسطی، کاری که مردم انجام می‌دادند، غذایی که می‌خوردند، لباسی که می‌پوشیدند و محلی که در آن زندگی می‌کردند، همگی بستگی به جایگاه اجتماعی آن‌ها داشت. حدوداً از تاریخ ۸۰۰ تا ۱۰۵۰ به مدت سه سده، جنگجویان وایکینگ با کشتی‌های دراز و براق خود، اروپا را به وحشت می‌انداختند. آن‌ها از اسکاندیناوی برای جستجوی نقره، بردگان و زمین به دریا می‌رفتند. گروهی به بریتانیا و فرانسه حمله می‌کردند، در حالی‌که دیگران روسیه و رودخانه‌های دوردست آسیا را مورد تاخت و تاز قرار می‌دادند. وایکینگ‌ها کاشفان دلیر و شجاعی بودند. آن‌ها با شجاعت از میان امواج خروشان اقیانوس اطلس عبور کرده، ایسلند و گروئنلند را کشف کردند و حتی به شمال آمریکا نیز قدم گذاشتند.جنگ های صلیبی: در سال ۱۰۹۵ «پاپ اوربان دوم» همه مسیحیان اروپایی را مجبور کرد تا علیه ترکان مسلمان قیام کنند و شهر اورشلیم (بیت‌المقدس فعلی) واقع در فلسطین را بازپس گیرند. در همان سال، سپاه بزرگی مهیا و رهسپار نخستین جنگ صلیبی گردید. در سال ۱۰۹۶، بالغ بر ۱۵۰ هزار اروپایی به راستی تصمیم گرفتند که به صف نخست جنگجویان صلیبی بپیوندند. جنگ‌های صلیبی یکی از پرشورترین وقایع قرون وسطی بوده‌است. در آن سال، بزرگ‌ترین سپاه‌هایی که اروپا تا آن زمان به چشم ندیده بود، به رهبری شوالیه‌های جوشن پوش، با بیرق‌های در اهتزازی که تقریباً نشان تمامی خانواده‌های اصیل اروپای غربی را بر خود داشت، سه هزار مایل راه را تا فلسطین پیمودند تا به نام کلیسای کاتولیک رومی، سرزمین مقدس را فتح کنند. آن‌ها تمامی خطرها را به جان خریدند تا شهر مقدس اورشلیم (بیت المقدّس) را فتح کنند. تعداد زیادی از جنگجویان صلیبی در طول سفر خطرناک از اروپا تا خاورمیانه جان خود را از دست دادند. آن‌ها که زنده ماندند در سال ۱۰۹۹ بیت‌المقدس را تسخیر کردند. در بین سال‌های ۱۰۹۹ تا ۱۲۵۰، شش جنگ صلیبی دیگر رخ داد اما در هیچ‌یک از آن‌ها صلیبیان موفقیتی به دست نیاورند. مسلمانان اسپانیا را به تصرف خود درآوردند. جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره جنگ های صلیبی به لینک زیر مراجعه کنید: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%DB%8C%D8%A8%DB%8C-vkvcy7x01hxp اروپای فئودالی: از حدود سال ۸۰۰ تا ۱۳۰۰، بیشتر مناطق اروپای غربی توسط سیستم فئودالی سازماندهی شده بود. پادشاه، مالک تمام زمینی بود که به مناطقی به نام ملک اربابی تقسیم می‌شد و ارباب هر ملک، خراج‌گزار پادشاه محسوب می‌شد. او سوگند وفاداری یاد می‌کرد و متعهد می‌شد که برای حفاظت از اموال پادشاه، سربازانی (مردان جنگی) استخدام کند. رعیت‌ها در روستاها زندگی می‌کردند. آن‌ها سهمی از محصولات خود را به املاک شاه (خراج‌گزار شاه) می‌دادند. پاپ یکی از قدرتمندترین حاکمان اروپایی فئودالی محسوب می‌شد. او رئیس کلیسای کاتولیک رومی بود که مقدار زیادی زمین تحت مالکیت خود داشت. پاپ از همه پادشاهان انتظار داشت از او اطاعت کنند. اما هنگامی که قدرت پادشاهان و امپراتورها زیادتر شد، سعی کردند با کلیسا مبارزه کنند.رنسانس: دانش و هنر پیشرفت‌های عظیمی در ایتالیای سده ۱۵ (میلادی) و سده ۱۶ (میلادی) به وجود آورد. این احیای فرهنگی به رنسانس (یعنی «نوزایی») مشهور شده‌است. دانشمندان، شعرا و فیلسوفانی ظهور کردند که با الهام از میراث اصیل روم و یونان باستان، با دیدگاهی تازه‌تر به جهان می‌نگریستند. نقاش‌ها به مطالعه آناتومی (علم تشریح) پرداختند و اعضای بدن انسان را به شیوه‌ای واقع‌گرایانه نقاشی کردند. فرمانروایان ساختمان‌ها و آثار بزرگ هنری را سفارش دادند. این عقاید تازه به زودی در سراسر اروپا گسترش یافت. مطلوب «انسان عصر رنسانس»، فرد درخشان و همه فن حریفی بود که در موضوعات فراوانی کارآزموده باشد. لئوناردو دا وینچی و میکل آنژ مشهورترین آنان هستند؛ دستاوردهای آنان احترام‌شان را در جامعه افزایش داد.انقلاب فرانسه: انقلاب فرانسه یکی از بزرگ ترین حوادث قرن 10 اروپاست. در ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹، جماعتی از گرسنگان به زندان «باستیل» در پاریس، حمله کردند. فقرای پاریس که سان کولوت نامیده می‌شدند، از سیاست‌های لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه، به خشم آمده بودند. لویی که با بحران مالی شدیدی دست به گریبان بود، از مجلس طبقات عمومی در خواست کرد تا مالیات‌ها را افزایش دهد. این امر، موجب بروز انقلاب فرانسه شد و به مدت ۱۰ سال این کشور را دچار هرج و مرج کرد. در ۱۷۹۱، دو سال پس از انقلاب فرانسه، حکومت دستگاه جدیدی را برای اعدام در ملاء عام به خدمت گرفت. این دستگاه که گیوتین نامیده می‌شد، برای قطع سر انسان با سرعت و بدون درد، طراحی شده بود. این ابزار، اما به زودی تبدیل به سمبل خوف ‌ناک دوره ترور شد.  لویی شانزدهم در سال ۱۷۹۲ اعدام (با گیوتین) شد و سرانجام، در سال ۱۷۹۹، هنگامی که ژنرال ناپلئون بناپارت به قدرت رسید، انقلاب پایان پذیرفت.انقلاب صنعتی: تغییرات بزرگی که در سده ۱۸ (میلادی) در انگلستان رخ داد به نام انقلاب صنعتی شناخته می‌شود. اختراعات جدیدی مثل ماشین بخار، کالا‌ها را سریع‌تر و ارزان‌تر از قبل تولید می‌کرد. در قرن نوزدهم، گسترش صنعت به بقیه اروپا و سرزمین آمریکا رسید. راه‌آهن سرعت مسافرت را زیاد کرد. مردم زیادی در کارخانه‌ها کار و در شهر‌ها زندگی می‌کردند.جنگ جهانی اول: در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیرو‌های متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا در گرفا. هیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند؛ جنگی که تا چهار سال طول کشید. پیش از پیروزی متفقین در نوامبر ۱۹۱۸ حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند. هنگامی که در ماه اوت ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیون‌ها تن از مردم شادمان در خیابان‌های شهر‌های مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی کردند. مردم تصمیم حاکمان خود برای رفتن به جنگ را مورد حمایت قرار دادند. مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می‌آورند. جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره جنگ جهانی اول، به لینک زیر مراجعه کنید: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84-wkcoq282umzs جنگ جهانی دوم: در قرن بیستم بین دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بسیاری از کشور‌های اروپایی از دموکراسی دست کشیدند.  حزب نازی به رهبری آدولف هیتلر در آلمان به قدرت می‌رسد و فاشیست‌ها به رهبری موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌کنند. ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این دیکتاتور‌های جنگ‌طلب سازش کنند. اما عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد. در سپتامبر ۱۹۳۹، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد.  آدولف هیتلر، می‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا تبدیل شود. در آغاز تا کتیک حملات برق‌آسا موفقیت‌آمیز می‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳، قوای متفقین، متشکل از نیرو های آمریکا، شوروی و انگلستان بر آلمان برتری یافتند. . سرانجام،  آلمان در ماه مه ۱۹۴۵، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد. بیش از بیست میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند. جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره جنگ جهانی دوم به لینک زیر مراجعه کنید: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-f4dkdbmvu4yk اتحادیه اروپا: پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز قرن بیست و یکم یکی از نهادهای اثرگذار و فعالی که در قاره اروپا شکل گرفت و به مرور جریان سیاست گذاری و مدیریت اقتصاد این منطقه از جهان را در دست گرفت، اتحادیه اروپا بود. اتحادیه اروپا یک اتحادیه اقتصادی-سیاسی است که از ۲۸ کشور اروپایی تشکیل شده‌است. منشأ اتحادیه اروپا به جامعه اقتصادی اروپا که در سال ۱۹۵۷ با توافقنامه رم بین ۶ کشور اروپایی شکل گرفت و صرفاً یک اتحادیه اقتصادی بود بازمی‌گردد. از آن تاریخ با اضافه شدن اعضای جدید، اتحادیه اروپا بزرگ‌تر شد. این اتحادیه در سال ۱۹۹۳ در جریان توافق ماستریخت چارچوب قانونی به خود گرفت و در سال ۱۹۹۹ واحد پول مشترکی به نام یورو را معرفی کرد که تاکنون در ۱۹ کشور جایگزین پول‌های ملی شده‌است. اتحادیه اروپا همچنین با ۵۰۰ میلیون شهروند در سال ۲۰۱۱ میلادی به تولید ناخالص داخلی ۱۷٫۶ تریلیون دلار دست یافت.مردم اروپا: مردم ساکن اروپا، از اقوام گوناگون هستند و به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، هلندی، پرتغالی، ترکی، یونانی، روسی، مجاری، فنلاندی و سوئدی حرف می‌زنند. بنا بر اعلام سازمان جهانی بهداشت، ساکنان اروپا بیشترین میزان مصرف الکل را در سراسر جهان دارند و به همین دلیل میزان مرگ و میر به دلیل نوشیدن الکل نیز در این قاره بیش از دیگر نقاط جهان است.ادبیات اروپا: نویسندگانی مانند هانس کریستین آندرسن دانمارکی، چارلز دیکنز و خواهران برونته انگلیسی، لئو تولستوی روسی، سیمون دو بووار، ویکتور هوگو فرانسوی، آسترید لیندگرن سوئدی و اریش کستنر آلمانی،فریدریش نیچه در بین مهم‌ترین شخصیت‌های ادبیات جهان جای دارند.صنعت اروپا: برندهای مشهوری مانند ایرباس،پژو، رنو، سیتروئن، میشلن، لورئال، لویی ویتون،ایکیا، بنز، بی ام و، فولکس واگن، آدیداس، نیوآ، زیمنس، بوش، ب‌آاس‌اف، بایر، رولکس، فراری،لامبورگینی، فیات، ورساچه، پرادا، رولزرویس و بنتلی،نوکیا در کشورهای اروپایی قرار دارند.منابع: ویکی پدیا، ویکی تابناکدرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-je24vvoakqot  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-cdeasjyhiddt  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-gchfjlrcgdiz  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-obz3lbdwpjia  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-lwu0z0e5oyzg  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-upbd1c9rjv85  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86-zkj4m3bnjptj </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Wed, 26 May 2021 13:26:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره سریال چرنوبیل</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%86%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84-tatr1aqy0tkv</link>
                <description>چرنوبیل (Chernobyl) یک مینی‌سریال تلویزیونی پنج‌قسمتی بریتانیایی-آمریکایی در ژانر درام تاریخی است. این سریال در سایت مرجع imdb طبق رای کاربران و بینندگان؛ برترین سریال تلویزیونی تاریخ با امتیاز ۹.۶ است. سریال «چرنوبیل» حادثه‌ای را که روز ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ رخ داد تصویر می‌کند و از انفجار وسیع قدرت هسته‌ای در اوکراین که موجب شد تا مواد رادیواکتیو در همه بلاروس، روسیه و اوکراین منتشر شود و حتی تا دامنه‌های اسکاندیناوی و غرب اروپا را دربرگیرد، نشان می‌دهد. چرنوبیل در ۷۱امین دوره مراسم جوایز امی موفق به دریافت ۱۰ جایزه در بخش‌های مختلف از جمله بهترین مینی‌سریال، بهترین کارگردان تلویزیونی و بهترین فیلمنامه شده‌است؛ همچنین این مجموعهٔ تلویزیونی کوتاه در فهرست بهترین نمایش‌های تلویزیونی آی‌ام‌دی‌بی قرار دارد.داستان سریال: در اواخر قرن هشتاد میلادی یک انفجار مهیب در تاسیسات هسته‌ای چرنوبیل در کشور اوکراین رخ داد که باعث به وجود آمدن یکی از بدترین فجایع بشری در طول تاریخ شد و… www.aparat.com/video/video/embed/videohash/CRi74/vt/frame?t=0 شما میتوانید این سریال را، آنلاین و رایگان با اینترنت نیم بها در لینک زیر تماشا کنید: https://melofilm.ir/series/7/chernobyl منابع: ویکی پدیا، سایت همشهری آنلاین، ملوفیلمدرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D9%88-%D8%AA%D8%AE%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D9%81-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B2-jp4rxamsmb3y  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%84-ghef8odiss6i  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-yg4yfyrwmgde  https://virgool.io/@golzardadmehr/10-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-hbaomesvrgx9 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 21:49:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره سریال بازی تاج و تخت(گیم آف ترونز)</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC-%D9%88-%D8%AA%D8%AE%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D9%81-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B2-jp4rxamsmb3y</link>
                <description>بازی تاج و تخت یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام فانتزی است که توسط دیوید بنیاف و دی. بی. وایس برای شبکهٔ اچ‌بی‌او ساخته شده‌است. این مجموعه اقتباسی از ترانه یخ و آتش، مجموعه‌ای از رمان‌های فانتزی نوشتهٔ جرج آر. آر. مارتین است که نخستین رمان آن بازی تاج‌وتخت می‌باشد. فیلم‌برداری این نمایش در پادشاهی متحده، کانادا، کرواسی، ایسلند، مالت، مراکش، و اسپانیا انجام شد. بازی تاج‌وتخت در ۱۷ آوریل ۲۰۱۱ برای نخستین‌بار در ایالات متحده از طریق اچ‌بی‌او به نمایش درآمد و در ۱۹ مه ۲۰۱۹ با ۷۳ قسمت در هشت فصل پخش‌شده، به پایان رسید.  بازی تاج‌وتخت رکورددار تعداد بیننده در شبکه اچ‌بی‌او است و در کشورهای مختلف طرفداران زیادی دارد. با وجود استفاده از برهنگی، خشونت و خشونت جنسی که انتقاداتی را به این مجموعه وارد آورده، منتقدین نظرات مثبت فراوانی در مورد این سریال داشته‌اند. این سریال تا کنون نامزد و برندهٔ بسیاری از جوایز شده‌است که از میان آن‌ها می‌توان به نامزدی جایزه امی بهترین سریال درام برای هر چهار فصل پخش شدهٔ آن، یک نامزدی جایزه گلدن گلوب برای بهترین سریال تلویزیونی درام و نامزدی جایزهٔ هوگو برای بهترین نمایش درام اشاره کرد. پیتر دینکلیج نیز برای بازی در نقش تیریون لنیستر موفق به دریافت سه جایزهٔ امی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و یک جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شده‌است. پیش درآمد این مجموعه تحت عنوان خانه اژدها در سال ۲۰۲۲ به روی آنتن خواهد رفت.داستان سریال: هفت خاندان اشرافی برای حاکمیت بر سرزمین افسانه ای «وستروس» در حال ستیز با یکدیگرند. خاندان «استارک»، «لنیستر» و «باراثیون» برجسته ترین آنها هستند. داستان از جایی شروع می شود که «رابرت باراثیون» پادشاه وستروس، از دوست قدیمی اش، «ادارد» ارباب خاندان استارک، تقاضا می کند که بعنوان مشاور پادشاه، برترین سمت دربار، به او خدمت کند. این در حالی است که مشاور قبلی به طرز مرموزی به قتل رسیده است، با این حال ادارد تقاضای پادشاه را می پذیرد و به سرزمین شاهی راهی می شود. خانواده ملکه، یعنی لنیستر ها در حال توطئه برای بدست آوردن قدرت هستند.  از سوی دیگر، بازمانده های خاندان پادشاه قبلی وستروس، «تارگرین ها» نیز نقشه ی پس گرفتن تاج و تخت را در سر می پرورانند، و تمام این ماجراها موجب در گرفتن نبردی عظیم میان آن‌ها خواهد شد... www.aparat.com/video/video/embed/videohash/yh14n/vt/frame?t=0 شما همچنین میتوانید این سریال را به صورت رایگان و آنلاین(با اینترنت نیم بها) در لینک زیر تماشا کنید: https://melofilm.ir/series/1/game-of-thrones منابع: ویکی پدیا، ملوفیلمدرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%86%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84-tatr1aqy0tkv  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%84-ghef8odiss6i  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-yg4yfyrwmgde  https://virgool.io/@golzardadmehr/10-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-hbaomesvrgx9 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 18:34:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره کره جنوبی</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-etixw2qdrx0x</link>
                <description>کره جنوبی که با نام رسمی جمهوری کره نیز شناخته می‌شود، کشوری است در بخش جنوبی شبه‌جزیرهٔ کره در شرق آسیا. پایتخت آن شهر سئول است. سئول پایتخت کره جنوبی و یک شهر نوین و صنعتی است. این شهر در سال ۱۹۴۸ م، پایتخت کشور شد. جمعیت این شهر بالغ بر ۱۰ میلیون نفر و بزرگترین شهر کشور کره جنوبی است. این کلان‌شهر یکی از بزرگترین شهرهای دنیا به حساب می‌آید. این کشور، با قوانینی که برابری اقتصادی و فرصت‌های برابر برای تمام مردم را تضمین می‌کند، میزبان شرکت‌های بزرگ و بین‌المللی است که اقتصاد آن را توانمند می‌سازند. تنش پیوسته با کره شمالی بانی آن شده‌است که کره جنوبی ۲٫۶٪ از تولید ناخالص داخلی کشور را به نگهداری و بهبود ارتش خود اختصاص دهد و ارتش این کشور، در رده‌های برتر قدرت نظامی جهان جای دارد. تاریخ کره از پارینه‌سنگی زیرین آغاز می‌شود و با چوسان و دوران باستان نمایان می‌شود؛ جایی که گوریو و امپراتوری گوگوریو شکل گرفتند. در حدود ۱۹۷۹ میلادی، این کشور درگیر تنش‌های سیاسی و اقتصادی فراوانی بود و پس از این سال، تغییرات کم‌کم پدید آمدند. کره جنوبی کشوری بسیار گسترش‌یافته و دوازدهمین اقتصاد بزرگ جهان با تولید ناخالص داخلی اسمی است. شهروندان این کشور از تندترین سرعت اتصال به اینترنت در جهان و متراکم‌ترین شبکه راه‌آهن پر سرعت برخوردار هستند. همچنین کره جنوبی در بسیاری از زمینه‌های فناوری و نوآوری‌محور، پیشرو است. از سدهٔ بیست و یکم، آوازهٔ کره جنوبی به دلیل داشتن موسیقی پاپ جهانی، به ویژه در سبک پاپ کره‌ای(کی پاپ)، درام‌های تلویزیونی و سینما و دیگر رسانه‌ها، در جهان، پیچیده‌است.پرچم کره جنوبینام رسمی: جمهوری کرهپایتخت: سئول(9776000 نفر درسال 2017)تاریخ تشکیل جمهوری: 1948/08/15مساحت: 99646 کیلومترمربع(صد و هفتمین کشور بزرگ دنیا)جمعیت: 51710000 نفر در سال 2019(بیست و ششمین کشور پرجمعیت دنیا)نوع حکومت: جمهوری چند حزبی با یک مجلس قانونگذاریرئیس حکومت: رئیس جمهور= مون جه این(از سال 2017)رئیس دولت: نخست وزیر= چونگ سیه کیون(از سال 2020)زبان: کره ایواحد پول: وون کره جنوبی= 100 چون، 1 وون= 37316 ریال(در 4 خرداد 1400)شهرهای مهم: بوسان، اینچون، دائگو، دائجون حدود 4000 هزار سال پیش از میلاد، کشاورزانی به شیوه ای کاملا ابتدایی در کره زندگی می کردند. سه سلسله در کره برای سلطنت مبارزه می کردند و کشور چین دوبار تلاش کرد تا پادشاه شمالی به نام گوگوریو را مغلوب کند. هر دو بار آنها به وسیله ژنرال یولجی موندک مرتکب شکست شدند. با این حال چینی ها با سلطنت شیلا در برابر آن 2 متحد شدند. حدود سال 660 پس از میلاد سلسله بیکجی شکست خورد و قسمتی از شیلا شد. سلسله گوگوریو نیز در سال 668 پس از میلاد مسیح از شیلا تبعیت کرد و کره ایالتی زیر نظر شیلا شد. با اینکه کره جنوبی ایالتی زیر نفوذ یک پادشاه بود ولی هنوز یک جامعه قبیله ای بزرگ به شمار می آمد. این موضوع توسط هوابیک زیر نفوذ قرار گرفته شده بود. در ابتدا آنها یک انجمن رهبران قبیله ای بودند ولی بعدا یک انجمنی از اشراف زادگان شدند و این قدرت را داشتند که وارث سلطنت شوند. جامعه کره کاملا بر حسب سلسله مراتب بنا شده بود و اکثر مردم رعیت بودند و حتی طبقه اعیان نیز به طبقه های مختلف تقسیم می شدند. دین بودا در قرن 4 پس از میلاد مسیح وارد کره شد و خیلی زود معابد بودایی در این کشور ساخته شد. در اواخر قرن 8 پس از میلاد مسیح ، سلسله شیلا شروع به تجزیه شدن کرد و مبارزات و جنگهای زیادی برای به دست آوردن تخت سلطنت صورت گرفت. همچنین والیان محلی شروع به سرپیچی کردن از حکومت گیونجو در پایتخت کردند و برای خودشان ایالتی شخصی تشکیل دادند. به عنوان نمونه یکی از والیان به نام وانگون در سال 935 ایالتی را به نام گوریو تشکیل داد و تمام رقیبانش را شکست داد و فرمانروای شیلا شد. سلسه گوریو خیلی زود با همسایگان متجاوزش مواجه شد. فردی به نام جورچنس بر شمال چین غلبه کرد و بارها با کره ای ها مبارزه کرد. کشور چین توسط مغولها سقوط کرد و آنها خیلی زود به فکر حمله و تصرف کره افتادند. مغولان در سال 1231 میلادی حمله کردند. خانواده سلطنتی به جزیره گانگوادو فرار کرد و مغولان نتوانستند به این جزیره  برسند ولی آنها توانستند تمامی سرزمینهای مهم کره را قلع و قمع کنند . اگرچه کره ای ها از خودشان دفاع کردند و مغولان هرگز نتوانستند تا همه کره را تصرف کنند . در نهایت در سال 1258 میلادی خانواده سلطنتی کره تسلیم شد و به آنها اجازه داده شد تا به عنوان یک حکومت دست نشانده باقی بمانند. در قرن 13 فلسفه چینی به نام نئو کنفوسیانیسم وارد کره شد در عصری که ظروف سبز رنگ سفالی نفیس ساخته شده بود. فردی به نام کیم بو سیک تاریخ کره به نام سام گوک ساگی را نوشت. تاریخ سه سلسه البته درباره سلسله گوریو نقصان وجود داشت. در سال 1392 میلادی توسط ژنرالی به نام ای سیونگ گی دستور داده شد تا ارتشی را در برابر فرمانرایان چینی مینگ رهبری کند ولی این ژنرال بر علیه حاکم خودش قیام کرد و حاکم جدید کره شد. پادشاه پایتخت خود را به هان سیونگ ( سئول) در سال 1394 منتقل کرد و زیر نظر حاکمان کنفوسیوس ایی مذهب رسمی کره ساخته شده بود. بودایی نفوذش را از دست داد و در سال 1443 پادشاه سجونگ الفبای رسمی کره را ساخت. در کره رتبه ای از محققان اداری به نام یانگ بان وجود داشت و به خاطر پیوستن به خدمات شهری (غیر نظامی ) یا ارتشی شدن می بایست یک امتحان از اندیشه های کنفوسیوس می دادند. برای امتحان دادن می بایست پسر یک  یانگ بان بود ، بنابراین رتبه محققان اداری کاملا ارثی بود. در رتبه ای پایین تر از یانگ بان رتبه کارمندان ، پزشکان مخصوص و حسابداران بودند. آنها جونگین (مردان میانه)گفته می شدند و پایین تر از آنها توده بزرگی از مردم کره به نام یانگ مین بودند. معمولا آنها دهقان، صنعتگر و بازرگان بودند و شغل برخی دیگر قصاب، دباغ و دوره گرد بودند و در پایین ترین توده مردم بردگان قرار داشتند. کشور ژاپن در سال 1592 میلادی به کره حمله کرد و آنها توانستند روی زمین بر کره غلبه کنند ولی در دریا توسط دریاسالار ایی سون سین شکست خوردند و ژاپنی ها مجبور شدند عقب نشینی کنند. آنها دوباره در سال 1597 حمله کردند ولی این بار نیز در سال 1598 عقب نشینی کردند . کره جنوبی در قرن 17 از نفاق و فرقه گرایی در میان طبقه قانون گذاریش زیان دید . در قرن 18 پادشاهان اقدام جدی برای متوقف کردن نفاق و فرقه گرایی انجام دادند و داد و ستد و تجارت در کره شکوفا شد. بازرگانان پایگاه کمی در بین مردم کره داشتند. کنفوسیس نظر خوبی نسبت به این قشر نداشت چون آنها برخلاف  صنعتگران و دهقانان چیزی را تولید نمی کردند. اولین ارتباط کره با اروپا در سال 1656 بر قرار شد وقتی که یک کشتی آلمانی در سواحل کره غرق شد و سپس در قرن 18 کشیشان یسوعی به چین سفر کردند. کره ای هایی که در حال دیدار از چین بودند با آنها ملاقات کردند و تا پایان قرن 18 برخی از کره ای ها دین مسیحیت را قبول کردند و کاتولیگ شدند. مذهب جدید در کره جنوبی با وجود موجی از شکنجه و آزار و اذیت در سال 1839،1801 و 1866 به آرامی فرا گیر شد. در سال 1850 میلادی یک مذهب جدید به رهبری فردی به نام چوج یو در میان دهقانان به نام دونگاک رواج پیدا کرد و دهقانان در قرن 19 جدا شدند و در سال 1864 شورش های را انجام دادند و شورش نابود شد توسط حکومت  و چو ج یو اعدام شد. در خلال قرن 19 کره سیاست انزوا طلبانه ای را اتخاذ کرد و کره ای ها از تجارت با غربی ها امتناع کردند. ابتدا این سیاست موفقیت آمیز بود و برخی از کشیشان فرانسوی در سال 1866 در کره کشته شدند. کشور فرانسه یک ناو کوچک توپدار را فرستاد برای تلافی کردن نسبت به این موضوع ولی توسط کره ای ها در ساحل کره رانده شدند. در سال 1871 کره ای ها یک کشتی امریکایی به نام جنرال شرمن را که آمده بود تا ساحل دریا را چپاول کند سوزاندند و آمریکا کشتی های خود را به کره فرستاد ولی آنها همچنین با موفقیت از هرگونه برخورد جلوگیری کردند. هرچند سیاست انزواطلبانه کره بدین معنا بود که از لحاظ تکنولوژی و صنعت نسبت به کشورهای دیگر عقب انداخت. پس از 1880 پادشاه گوجونگ تلاش کرد تا اصلاح انجام دهد. او در سال 1882 اوصول اخلاقی شرق و تکنولوژی غرب را معرفی کرد ولی راه حل هایش مردمی نبودند و توسط محافظه کاران عالی رتبه و عامه مردم مخالفت می شد و کنفوسیوس یک مذهب و فلسفه کاملا محافظه کار بود که تغییرات در آن خیلی سخت و دشوار است . سال 1876 میلادی تنها به بازرگانان ژاپنی  اجازه داده شد در بوسان تجارت کنند. در آن سال آنها مجبور کردند کره ای ها را تا معاهده تجارت و دوستی را امضاء کنند. ( در واقع پادشاه گوجونگ تشخیص داد که کره خیلی ضعیف تر از چیزی بود که بخواهد با آنها بجنگد) و دروازه های دیگر در برابر ژاپنی ها باز شده بود. تعرفه های گمرکی در برابر کالاهای ژاپنی وجود نداشت و معاهده نامه اظهار داشت که ژاپن و کره دو کشور مستقل هستند ، هرچند که ژاپن قدرت و نفوذش را بر کره ای ها داشت افزایش می داد. همچنین کره عهدنامه ای مشابه با آمریکا ، انگلیس و آلمان در سال 1882 و در 1884 با روسیه و 1886 با کشور فرانسه امضاء کرد. در سال 1882 میلادی برخی نظامیان شورش کردند. آنها سفارت خانه ژاپن را سوزاندند و برخی از نمایندگان نظامی ژاپن را کشتند. کره مجبور شد تا غرامت به ژاپنی ها پرداخت کند و تفاهم نامه جدیدی به نام جمولپو را امضاء کردند که نفوذ ژاپنی ها را بیشتر می کرد. همچنین چین از این شورش استفاده کرد و دستاویزی درست کرد تا پایگاههایی را ایجاد کند تا سربازانش در خاک کره اقامت داشته باشند. در سال 1894 میلادی اعضای مذهب دون گاک و دهقانان ناراضی در شورش افزایش یافت . آنها تاکید کردند که وفادار پادشاه هستند اما آنها تقاضای اصلاحات دارند. پادشاه از چینی ها درخواست کمک کرد و آنها نیز سربازانی را فرستادند ، البته ژاپن نیز سربازانش را فرستاد و در نهایت پادشاه اعلام آتش بس با شورشیان کرد ولی ژاپنی ها امتناع کردند. بعد از این موضوع برای اینکه چین ، کره را دو دستی به رقیب دیرینه اش ندهد با ژاپن وارد جنگ شد که البته به راحتی شکست خورد و کره که قرنها یکی از ایالتهای چین محسوب می شد اکنون ژاپن شروع به حکمفرمایی بر کره کرد . ژاپنی ها نایب رییسی را برای اداره کردن انتصاب کردند و تحت فشار ژاپنی ها شورای مشورتی برای مطرح کردن اصلاحات تشکیل گردید. از ماه جولای ۱۸۹۴ تا دسامبر ۱۸۹۵ این هیئت بسیاری از سنت کره ای ها را از بین برد و بسیاری از کره ای ها یکسری از اصلاحات را می خواستند ولی ژاپنی ها آنان را اجبار کردن تا این اصلاحات را تحت هر شرایطی معرفی کنند. نایب السلطنه از سمت خود در اکتبر ۱۸۹۴استعفاء کرد ولی پادشاه هیچ تلاشی برای متوقف کردن اصلاحات نکرد. تقسیم بندی قدیمی و محکم جامعه کره ای لغو شد همچنین ان آزمون مذکور بر پایه تعلیمات کنفوسیوس لغو شد و آزمون جدید بر پایه یکسری درسهای مدرن و جدید بنا شد و برده داری و بردگی از بین رفت و بیوها اجازه داشتن تا دوباره ازدواج کنند و ازدواج کودکان لغو شد. در حالی که تمام این اصلاحات در حال انجام شدن بود برای بار دوم دان گاک شروع به شورش کرد. این بار آنها توسط ژاپنی ها از بین رفتند و کلا جنبش نابود شد. رهبر آنها در سال ۱۸۹۵ میلادی دستگیر و اعدام شد. برخی اصلاحات بیشتر در سال های 1895-1910 انجام شد و اولین کارخانه نساجی مدرن در کره در سال 1897 ساخته شده بود و اولین راه آهن ، از سئول به اینچئون، در سال 1901 ساخته شده بود با این حال کره یک کشور به شدت کشاورزی بود.کره تحت سلطه ژاپن به طور چشمگیری سقوط کرد و کره به یک کشور تحت الحمایه ژاپن تبدیل شد به این معنا که ژاپن سیاست خارجی کره و روابطش با دیگر کشورها را کنترل می کرد. سپس در سال 1907 میلادی کره مجبور شد تا کنترل محدود ژاپن در امور داخلی خود را بپذیرد و ارتش کره منحل شد. یک مقام ژاپنی برای اجرای کارها فرستاده شد و او در سال 1909 ترور شد. این موضوع به ژاپن بهانه ای داد تا کره را در سال 1910 میلادی ضمیمه کشور خودش کند. ژاپنی‌ ها برای تأمین مواد غذایی ژاپن، کره را مستعمره خود کردند. هرچند آنها پل ‌ها، ریل ‌ها، جاده‌ ها و همچنین کارخانجات زیادی در کره ساختند و هرچند کره عمدتا کشاورزی باقی ماند، جمعیت شهری کره سریعا رشد ‌کرد. با این اوصاف قانون ژاپنی سرکوب کننده بود و در سال 1919 میلادی بسیاری از کره ‌ای ‌ها تظاهرات مسالمت آمیزی برای استقلال شکل دادند و ژاپنی‌ها در پاسخ با دستگیری و اعدام هزاران نفر واکنش نشان دادند. سپس ژاپنی ‌ها اصلاحات کوچکی را به وجود آوردند و کره ‌ای ‌ها مجاز به چاپ روزنامه و داشتن نشست ‌ها و گردهمایی ‌ها داشتند. همچنین به آنها آزادی مذهبی داده شد و احترام بیشتری برای اداب و رسوم کره ‌ای نشان داده شد.هرچند، تمام این تغییرات سطحی بود و در سال 1930 ژاپنی ‌ها از متقاعد کردن کره‌ ای‌ها برای پذیرش اسامی ژاپنی خسته شدند. از سال 1938 میلادیآموزش فقط به ژاپنی بود. سخن گفتن به زبان کره ‌ای برای دانش ‌آموزان مدرسه ممنوع بود و همچنین ژاپنی ‌ها از وادار کردن کره ‌ای ‌ها برای پذیرش شینتو (مذهب رسمی ژاپنی) بدون به دست آوردن توفیق زیاد، خسته شده بودند. در دوره جنگ جهانی دوم کره‌ ای ‌های زیادی داوطلبانه یا به صورت اجباری در ژاپن به کار گرفته می ‌شدند و در سال 1945 وقتی ژاپنی‌ ها تسلیم متحدان شدند، آنها برای تبدیل کره به بخشی از ژاپن تلاش می ‌کردند. حتی قبل از پایان یافتن جنگ کره ، روسیه و آمریکا موافق بودند که بعد از جنگ، کره تبدیل به دو قطب بشود، روس و آمریکایی. در ماه آگوست 1945 نیروهای روسیه از شمال وارد شدند. در ماه سپتامبر، پس از تسلیم ژاپنی‌ ها نیروهای آمریکایی در جنوب مستقر شدند. کره در امتداد یک خط فرضی موازی با عرض جغرافیایی 38 درجه به 2 قسمت تقسیم شده بود . در اصل نظر بود که دو قطب در نهایت یک اتحاد خواهد بود ، البته این چنین نشد. با شروع جنگ سرد شکاف سختی بین آنها به وجود آمد. روس ‌ها یک حکومت کمونیستی در شمال و در 1948 یک دولت منتخب در جنوب توسط آمریکا قدرت را در دست گرفتند. و اینچنین، کره به دو کشور تبدیل شد، یکی کمونیستی و یکی دموکراتیک. ارتش کره شمالی در ماه  25 ژوئن 1950 به کره ‌جنوبی تجاوز کرد و آنها به سرعت به جنوب حرکت کردند و شهر سئول را تسخیر کردند. شورای امنیت سازمان ملل از اعضا برای کمک به کره ‌جنوبی دعوت کرد و نیروهای آمریکایی در 30 ماه ژوئن رسیدند ولی آنها مجبور به عقب نشینی به منطقه ای در اطراف پوسان بودند. اولین نیروهای بریتانیایی برای تقویت آنها در 14 سپتامبر به  کشور کره ‌جنوبی رسیدند. در 15 سپتامبر نیروهای دیگر آمریکایی به شهر اینچئون در 150 مایلی شمال بوسان وارد شدند. سربازان در در منطقه پوسان کره ‌شمالی را شکست دادند، آنها را به عقب راندند و در 26 سپتامبر به نیروهای مستقر در شهر اینچئون ملحق شدند. در همان روز نیروهای متحدین سئول را آزاد کردند و سپس نیروهای سازمان ملل کمونیست‌ ها را به پشت عرض جغرافیایی 38درجه (مرز کره جنوبی و کره شمالی) به عقب راندند و در 24 نوامبر آنها کنترل دو سوم  کره‌ شمالی را در دست گرفتند. سپس چینی ‌ها مداخله کردند و 180.000 نیروی چینی کمونیست‌ها را تقویت کردند و سپس با حمله متقابل متحدین را به جنوب راندند. در اواخر 1950 متحدین به پشت 38 درجه عقب نشینی کردند و کمونیست‌ ها در 1 ژانویه 1951 مجدد حمله کردند. متحدین با شروع حمله متقابل در 25 ژانویه، در 14 مارس شهر سئول را دوباره آزاد کردند. کمونیست ‌ها چندین حمله پی‌ در پی داشتند ولی همه آنها دفع شد. جنگ در یک بن ‌بست به پایان رسید و در 27 ماه جولای 1953 یک توافقنامه آتش ‌بس امضا شد و عرض جغرافیایی 38 درجه دوباره یک مرز بین دو کشور شد. دموکراسی در کره جنوبی سال 1950 شکوفا نشده بود. رئیس‌جمهور از قانون امنیت ملی سال 1949 استفاده کرد و روزنامه‌ها را بست و منتقدان را زندانی کرد.  هرچند حکومت او فاسد بود و مشکلات اقتصادی از سال 1960 رو به رشد بود. شورش دانشجویان در سال 1960 رئیس جمهور را مجبور به استعفا کرد. در مواجهه با تورم، بیکاری و شورش‌ه ای مداوم ارتش در سال 1961 کودتا کرد و ژنرال پارک چونگ هی به روی کار آمد. در ابتدا ژنرال حکومت نظامی اعلام کرد ولی در 1963 او انتخابات ریاست جمهوری برگزار کرد و پیروز شد. با این اوصاف قانون او سرکوب بود و در دومین انتخابات در سال 1967 مجدد پیروز شد. ژنرال در سال 1971 میلادی با یک حاشیه کوچک در سومین انتخابات نیز پیروز شد. بعد از آن او یه قانون اساسی جدید را تنظیم کرد که به او قدرت زیادی می ‌داد و در اکتبر سال 1979 ترور شد. با وجود قانون سرکوب کننده، از اواسط سال 1960 اقتصاد کره جنوبی به سرعت شروع به رشد کرد و در سال 1990 کشور دستخوش یک معجزه اقتصادی شد. این تبدیل شدن از یک کشور توسعه نیافته و ضعیف به یک اقتصاد پررونق و سرمایه‌دار بود و دولت نقش بزرگی را در این تغییر بازی می ‌کرد. در سال 1960 میلادی ژنرال پارک راه ‌ها، جاده ‌ها و پل ‌ها را ساخت و آموزش را گسترش داد. یک برنامه 5 ساله طراحی شده بود و دولت نقش مرکزی در این حرکت اقتصادی داشت. صنعت تحت سلطه شرکت‌های بزرگی بود که آنها را چِبُل (Chaebol) می نامیدند. پس از ترور ژنرال پارک در 1979 ارتش دوباره برای برقراری نظم وارد صحنه شد. ژنرال چون دو هوآن قدرت را در می 1980 به دست گرفت. او حکومت نظامی اعلام کرد و مخالفان خود را بازداشت کرد. تظاهرات بر علیه او در شهر گوانگجو به رهبری دانشجویان شکل گرفت و ارتش معترضان را به اجبار متفرق کرد و صدها نفر در این بین کشته شدند. در سال 1980 میلادی اقتصاد کره همچنان رو به رشد بود و کشور به سمت خروج از فقر صعود می‌کرد. کشور کره جنوبی تبدیل به یک جامعه مرفه شد. در 1988 المپیک در شهر سئول برگزار شد که باعث قرار گرفتن کره جنوبی در مرکز دید بین ‌المللی شد. با این حال از اواسط سال 1980 میلادی ناآرامی‌ ها در کره جنوبی با رهبری دانشجویان ناراضی از رژیم رو به افزایش بود و در سال  1987 رهبران مسیحی برعلیه رژیم سخنرانی می‌ کردند و مردم تظاهرات پرجمعیتی برگزار می‌ کردند. ژنرال چون با کناره گیری موافقت کرد و انتخابات دموکراتیک برگزار شد و در سال 1988 ژنرال رو ته وبه عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد.در سال  1990 کره جنوبی تبدیل به یک ملت نسبتا سرمایه‌‌دار شد و مردم کره یک زندگی کاملا با استانداردهای بالا داشتند. همچنین کشور دموکراتیک بود و در 1990 دولت شروع به مقررات زدایی صنعت کرد. در آغاز قرن 21 میلادی کشور کره‌ جنوبی موفق و پررونق است و در سال 2008 یک زن به نام ای سو یان ، اولین زن کره ‌ای بود که موفق به سفر به فضا شد که نقطه عطف دیگری در توسعه و پیشرفت کشور بود. سپس در سال 2013 میلادی پارک گون هه (Park Geun Hye) اولین زن رئیس جمهور کره جنوبی شد.کره شمالی در تضاد کامل است و پس از اشغال شمال به وسیله نیروهای روس، یک دولت کمونیستی پایه‌گذاری شد. کیم ای سانگ  حکومت را به دست گرفت و مانند بسیاری از دیکتاتورها او نیز یک “کیش شخصیتی” به وسیله نصب مجسمه ‌های خود در همه جا ایجاد کرد. در اواسط سال 1970 اقتصاد با رکود مواجه شد و کره شمالی از کره جنوبی پیشی گرفته بود. همچنین کره شمالی به دلیل فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی صدمه دیده بود. کیم ای سانگ در سال 1994 درگذشت ولی پسرش بعد از او به روی کار آمد. به همین دلیل کمونیست‌ها یک سلسله جدید ایجاد کردند. کیم جنگ ای در سال 2011 درگذشت و به دنبال او پسرش کیم جنگ اون  به قدرت نشست. در اواخر 1990 قحطی شدیدی در کره شمالی اتفاق افتاد و در سال های  1995-96 باران‌های شدید و سیل‌های غیرعادی اتفاق می‌افتاد و در ادامه در سال‌ 1997 خشکسالی و طوفان و گردباد خسارت ‌های زیادی به بار آورد. سوتغذیه به خصوص بین کودکان متداول شد. اینکه چه تعداد از مردم در قحطی از بین رفتند مشخص نیست ولی برخی حدودد یک میلیون برآورد شده است و در سال 1990 کمبود شدید غذا وجود داشت.رژیم کره شمالی بسیار سرکوب‌کننده و مجزا باقی ماند و در سال 1990 کره جنوبی برای عادی ‌سازی روابط تلاش کرد ولی در این بین یک شکاف عمیق فرهنگی وجود داشت.گونهٔ حکومت این کشور جمهوری است. قوهٔ مقننه از یک مجلس ملی با ۲۳۱ عضو تشکیل شده‌است. قانون اساسی موجود در سال ۱۹۴۸ تدوین و در سال ۱۹۷۲ اصلاحاتی بر آن افزوده شده‌است. احزاب مهم آن عبارت‌اند از: حزب جمهوری دموکراتیک (DRP) حزب دموکراتیک جدید و حزب دموکراتیک عدالت. کرهٔ جنوبی در سال ۱۹۴۵ مستقل شده و روزهای ملی آن ۱ مارس و ۵ اوت است. این کشور افزون بر عضویت در سازمان ملل متحد، در سازمان‌های زیر نیز عضویت دارد: آدب، آسپاک، سی سی دی، اسکاپ، فائو، گات، یااآ، ایکائو، بانک جهانی، ایفک، ایمکو، ایمف، ایتو، اونکتاد، یونسکو، یوپو، وهو، ومو.این کشور رتبه ی یازدهم – از 126 کشور مورد بررسی – در “شاخص قدرت” را به خود اختصاص می دهد. شاخصی که طی مجموعه ای از مطالب براساس آن به توان نظامی کشورهای مختلف اشاره می کنیم. به منظور ارائه رده بندی حاضر بیش از 50 فاکتور مختلف در نظر گرفته شده است. توان و قابلیت های نظامی هر کشور در زمین، آسمان، دریا همراه با منابع، اقتصاد، جغرافیا و … از جمله موارد اثر گذار در شکل گیری نتایج هستند.نیروی انسانی: با وجود آن که تجهیزات جنگی بروز و قدرت نظامی در دست یابی به پیروزی اهمیت بالایی دارند، اما این نیروی انسانی است که حرف اول و آخر را می زند. به آمار زیر توجه کنید:– جمعیت کل: 51710000– نیروی انسانی موجود برای تعلیم و شرکت در جنگ: 25،610،000– نیروی انسانی مناسب برای خدمت: 21،035،000– شمار افرادی که سالیانه به سن خدمت نظامی می رسند: 690،000– نیروی خط مقدم فعال: 625،000– نیروی ذخیره ی فعال: 2،900،000سیستم های زمینی: از جمله تجهیزات نیرو های زمینی می توان به تانک های اصلی میدان نبرد، تانک های سبک، خودرو ها و نفربرهای زره پوش جنگی و خودرو های جنگی پیاده نظام اشاره کرد.– شمار تانک ها: 2،381– خودرو های زره پوش جنگی: 2،660– توپ های خودکششی: 1،990– توپخانه ی متحرک: 5،374– سیستم پرتاب موشک های متعدد: 214قدرت هوایی: قدرت هوایی کره جنوبی شامل هر دو نوع هواگرد های ثابت بال و هواگرد های گردنده بال از کمپانی های مختلف می شود.– شمار کل پرنده های جنگی: 1،451– جنگنده ها: 406– هواگرد های ثابت بال ویژه ی حمله ی هوایی: 448– هواپیما های ویژه ی حمل و نقل: 348– هواپیما های آموزشی: 256– بالگرد ها: 679– بالگرد های جنگنده: 77قدرت دریایی: کل توان نیروی دریایی در لیست زیر شامل شامل کشتی های جنگی بوده که خود متشکل از ناو های هواپیما بر، ناوچه ها، ناوشکن ها، ناوچه های سبک، شناور های گشتی، کشتی های پشتیبان آب خاکی و ناوچه های آب خاکی یا نیرو پیاده کن است. کشتی های امدادی نیز در این تقسیم بندی جای می گیرند. مجموع قدرت نیروی دریایی کره جنوبی شامل تمامی این تجهیزات فعال می شود که در این قسمت تعدادی از مهمترین ها لیست شده است:– کل توان نیروی دریایی: 166– ناو های هواپیما بر: 1– ناو های محافظ: 11– ناوشکن ها: 12– ناوچه های سبک: 18ناوچه های سبک به عنوان یکی از مهم ترین بخش های ناوگان دریایی به شمار می رود، با این حال این دسته ناوچه های جنگی تنها در نیرو های دریایی کوچک تر دنیا یافت می شوند.– زیر دریایی ها: 15– کشتی های دفاع ساحلی: 80کرهٔ جنوبی دومین رشد سریع اقتصادی دنیا در چهار دههٔ اخیر را دارا می‌باشد. در کرهٔ جنوبی، از سال ۱۹۶۳ و تنها در مدت ۴۰ سال، درآمد سرانه بر حسب قدرت خرید، نزدیک به ۱۴ برابر افزایش یافت. دست یافتن به نتیجه‌ای مشابه برای بریتانیا بیش از دو سده (بین اواخر سدهٔ هجدهم و زمان حاضر) و برای آمریکا در حدود یک و نیم سده (از سدهٔ ۱۸۶۰ تا کنون) زمان برد. این پیشرفت قابل توجه که کرهٔ جنوبی را در کمتر از نیم قرن بدل به کشوری پیشرفته و ثروتمند نمود، اغلب معجزهٔ رودخانهٔ هان نامیده می‌شود و در مجامع بین‌المللی، صفت «ببر آسیا» را برای این کشور به ارمغان آورده‌است. امروزه اقتصاد موفق کرهٔ جنوبی الگویی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. کرهٔ جنوبی اکنون دارای اقتصاد توسعه‌یافتهٔ چندین هزار میلیارد دلاری است و یکی از اعضای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) می‌باشد و توسط بانک جهانی جزو اقتصادهای دارای درآمد زیاد، و از دیدگاه صندوق بین‌المللی پول و سیا به‌عنوان یکی از اقتصادهای پیشرفته طبقه‌بندی شده‌است. همچنین سئول، پایتخت این کشور، یکی از ده شهر برجستهٔ اقتصادی و مالی جهان است. کرهٔ جنوبی علی‌رغم کمبود منابع طبیعی و دارا بودن کمترین مساحت در میان کشورهای گروه ۲۰، یکی از اقتصادهای نیرومند دنیا تلقی می‌شود. اقتصاد کرهٔ جنوبی، چهارمین اقتصاد بزرگ آسیا و یازدهمین در دنیاست. همانند آلمان غربی و ژاپن، صنعتی‌سازی سریع از دههٔ ۱۹۶۰، کرهٔ جنوبی را به یکی از بزرگترین کشورهای صادرکننده در جهان تبدیل کرد. این کشور، هفتمین شریک بزرگ تجاری آمریکاست. کرهٔ جنوبی دومین میزان ذخایر را در میان کشورهای توسعه‌یافته داراست و همچنین ششمین ذخایر ارزهای خارجی را در جهان داراست. با وجود دارا بودن وضعیت توسعه‌یافته، کرهٔ جنوبی حرکت خود را به سوی رشد اقتصادی سریع، همراه با بیشترین میزان تولید ناخالص ملی، صادرات و تولیدات صنعتی در جهان توسعه‌یافته ادامه می‌دهد. در اکتبر سال ۲۰۰۸، صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد که اقتصاد کرهٔ جنوبی در سال ۲۰۰۹ از کانادا و در سال ۲۰۱۱ از اسپانیا پیشی خواهد گرفت و سرانهٔ تولید ناخالص این کشور در سال ۲۰۰۹ از نیوزلند، در سال ۲۰۱۲ از ایتالیا و در سال ۲۰۱۳ از اسپانیا بیشتر خواهد شد. در سال ۱۹۹۶ کرهٔ جنوبی عضو «سازمان همکاری اقتصادی و توسعه» (پیمانی برای رشد اقتصادی بیشتر) شد. کرهٔ جنوبی همانند بسیاری دیگر از همسایه‌های آسیایی خود، متحمل بحران اقتصادی سال ۱۹۹۷ آسیا شد؛ اما این کشور قادر گشت که دوباره برخیزد و پس از یک ترمیم سریع به رشد خود به سوی تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های عمدهٔ اقتصادی جهان ادامه دهد. کرهٔ جنوبی به‌واسطهٔ شرکت‌های چندملیتی با فناوری پیشرفته، مانند سامسونگ و هیوندای-کیا و ال‌جی، هفتمین صادرکنندهٔ بزرگ جهان است.منابع: ویکی پدیا، سایت آتیه آفرینان ایرانیان، سایت گانز مانیتوردرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-vet03ouoopee  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86-rgvtoyspsi2d  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DA%86%DB%8C%D9%86-scwwywad7bue </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 17:11:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره ژاپن</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-vet03ouoopee</link>
                <description>مجمع الجزایر ژاپن کشوری جزیره‌ای در آسیای شرقی واقع در شمال غربی اقیانوس آرام است. ژاپن از شمال با روسیه، از غرب با دریای ژاپن، چین، کره شمالی و کره جنوبی مرز آبی دارد. ژاپن یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادیِ جهان و سومین اقتصاد بزرگ جهان از نظر تولید ناخالص داخلی است. ژاپن یک کشور پادشاهی مشروطه است که برمبنای قانون اساسی ژاپن اداره می‌شود.پرچم ژاپننام رسمی: نیهون(سرزمین خورشید تابان)پایتخت: توکیو(13960000 نفر در سال 2021)مساحت: 377819 کیلومترمربع(شصت و یکمین کشور بزرگ دنیا)جمعیت: 126300000 نفر در سال 2019(دهمین کشور پرجمعیت دنیا)نوع حکومت: مشروطه سلطنتی با دو مجلس قانونگذاریرئیس حکومت: امپراتور= ناروهیتو(از سال 2019)رئیس دولت: نخست وزیر= یوشیهیده سوگا(از سال 2020)زبان: ژاپنیواحد پول: ین= 100 سن، یک ین= 214800 ریال(در 4 خرداد 1400)شهرهای مهم: یوکوهاما، اوزاکا، ناگویا، ساپورو، کوبهاین کشور در پایان جنگ جهانی دوم، تمامی متصرفات فراسوی دریایی خود، از جمله کشور کره را که در آن زمان ۴٫۵٪ درصد کل کشور را تشکیل می‌داد، از دست داد و باعث شد امروزه، وسعت کنونی ژاپن به ۳۷۸۰۰۰ کیلومتر مربع تقلیل یابد (تقریباً برابر با ایالت مونتانا در شمال غرب آمریکا). ژاپن با جمعیتی در حدود 126300000 نفر دهمین کشور پرجمعیت جهان است. توکیو پایتخت ژاپن با بالغ بر ۱۳ میلیون نفر جمعیت از بزرگترین و گرانترین پایتخت‌های جهان است. ژاپنی‌ها کشورشان را «نیپون کوکو» خطاب می‌کنند که به معنی خاستگاه خورشید است. مطالعات باستان‌شناسی سابقه سکونت انسان در این کشور را از دوران پارینه‌سنگی پسین می‌داند. ژاپن کشوری کوهستانی است و بیشتر جزایر آن آتشفشانی و بشدت زلزله‌خیز است، آمار نشان می‌دهد که سالانه حدود ۱۵۰۰ زمین لرزه در ژاپن روی می‌دهد. کشور ژاپن عضو سازمان ملل متحد، جی۴، جی۸ و APEC است. ژاپن پنجمین بودجه دفاعی جهان را دارد (۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱) و چهارمین کشور صادرکننده در جهان (۷۶۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰) و ششمین کشور بزرگ واردکننده است (۶۳۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰). در جنگ جهانی اول، ژاپن از متفقین بود و در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگید. پایان جنگ جهانی دوم برای ژاپن بسیار تلخ بود، آن‌ها پس از جنگی دراز مدت در اقیانوس آرام، سرانجام پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، بدون قید و شرط تسلیم شدند. برآیند این جنگ خانمان‌سوز برای ژاپن به اندازه‌ای وحشتناک بود که بسیاری از تحلیلگران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند. ژاپن پس از اشغال توسط آمریکا، با یک برنامه پیگیر توسعه صنعتی، به رشد اقتصادی چشمگیری دست یافت و به یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای دنیا و همچنین دومین قدرت صنعتی جهان بدل شد. این کشور همچنین از بزرگترین هم‌پیمانان و شرکای تجاری آمریکا در قاره آسیا است.ژاپنی‌ها به کشور خود، نیهون می‌گویند. نیهون از دو واژهٔ نیچی (که به صورت هی نیز تلفظ می‌شود) و هُن تشکیل شده‌است. نیچی یا هی به معنای خورشید و روز است و هُن یعنی ریشه و آغاز. از آنجا که ژاپن در شرقی‌ترین نقطه قاره کهن و کشور چین قرار داشته تصور می‌شده که اولین سرزمینی است که خورشید در آن طلوع می‌کند. بر این اساس با نام سرزمین آفتاب تابان مشهور شده‌است. در زبان ژاپنی این نام نیپون نیز تلفظ می‌شود. نام ژاپن در زبان فارسی برگرفته از نام این کشور در زبان فرانسوی (به فرانسوی: Japon) است.کشور ژاپن در شرق آسیا قرار دارد و به وسیله دریایی با همین نام (دریای ژاپن) از ساحل شرقی قاره آسیا جدا شده‌است. روسیه، چین و شبه جزیره کره نزدیکترین کشورها به ژاپن هستند. مجمع الجزایر ژاپن از چیزی بیش از ۶۸۰۰ جزیره تشکیل شده‌است. بیشتر این جزایر بسیار کوچکند و تنها ۳۴۰ جزیره بیش از یک کیلومتر مربع وسعت دارند. ۹۸٪ مساحت ژاپن از چهار جزیره به نام‌های هوکایدو، هونشو، شیکوکو و کیوشو تشکیل شده‌است. یوکوهاما و کوبه از مهم‌ترین بنادر ژاپن هستند. از نظر زمین‌شناسی مجمع الجزایر ژاپن حاصل برخورد تدریجی صفحات تشکیل دهنده پوسته زمین، فعالیت‌های آتشفشانی و تغییرات حاصل از خطوط ساحلی اقیانوسی است. ۶۸٪ مساحت کشور ژاپن کوهستانی است. کوههای ژاپن از زیباترین جاذبه‌های طبیعی آن به‌شمار می‌روند. بلندترین قله کوهستانی ژاپن «فوجی» نام دارد که ارتفاع آن به ۳۷۷۶ متر می‌رسد. یک دهم کل آتشفشان‌های جهان در ژاپن قرار دارند و به همین دلیل از زلزله خیزترین مناطق جهان به‌شمار می‌آید. این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود دارای ۱۰ رودخانه بزرگ و ۱۲ دریاچه است. کشور ژاپن به لحاظ منابع طبیعی، مواد معدنی و ثروت‌های زمینی و زیرزمینی از فقیرترین کشورهای جهان به‌شمار می‌آید.کشور ژاپن به نسبت وسعتش از تراکم جمعیت بالایی برخوردار است، مساحت آن برابر است با ۰/۳ درصد کل مساحت دنیا که به صورت مجموعه‌ای از جزایر در جهت شمال شرقی ـ جنوب غربی بین ۳۵ تا۴۵ درجه عرض شمالی گسترده شده و به شکل یک کمان در میان اقیانوس آرام و دریای ژاپن محصور مانده‌است. وسعت ژاپن تقریباً به اندازه مساحت فنلاند (۳۳۸۰۰۰ کیلومتر مربع) یا پاراگوئه (۴۰۶۰۰۰ کیلومتر مربع) است. در مقام مقایسه به‌طور تقریبی کشور ژاپن یک بیستم آمریکا، یک نهم هندوستان، یک و نیم برابر بریتانیا و چیزی کمتر از یک چهارم ایران است.ژاپن مجموعه جزایری است که با طول زیاد از شمال به جنوب کشیده شده‌است؛ به همین خاطر آب و هوای مناطق گوناگون آن به شدت با یکدیگر مغایرت دارند و نیز دارای چهار فصل در سال است. مجمع الجزایر ژاپن بر روی محور تقریبی شمال ـ جنوب تا ۳۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته‌است و به دلیل گستردگی طولی بسیار زیاد از تنوع آب و هوایی بسیار زیادی نیز برخوردار است. با وجود اینکه تمامی کشور معتدل است، شمال آن زمستانهای سرد و طولانی و پربرف دارد، در حالی که جنوب آن تابستانهای بسیار گرم و زمستان‌های معتدلی دارد. میزان بارندگی در ژاپن به‌طور متوسط سالیانه ۱۸۰۰ میلی‌متر می‌باشد. ژاپن کاملاً در آب محصور شده‌است: وجود اقیانوس سبب شده‌است که در رژیم غذایی و اقتصاد مردم ژاپن ماهی نقش مهمی داشته باشد (بیشترین سرانه مصرف ماهی در جهان). از این رو ژاپن دارای مقام اول دنیا در زمینه شیلات است. با این حال به دلیل اینکه محصولات دریایی مهم‌ترین ماده غذایی مردم ژاپن را تشکیل می‌دهد، از این لحاظ نیز کشور با کمبود و مشکل روبرو است. به‌طوری‌که اکنون شیلات و مواد غذایی بعد از نفت خام دومین اقلام وارداتی ژاپن را تشکیل می‌دهند. رشته کوه‌های آتشفشانی ژاپن اغلب دارای چشمه‌های آب گرم طبیعی هستند. این کشور در تابستان و پاییز اغلب شاهد گردبادهای عظیم و توفانهای شدید گرمسیری است. به دلیل مجاورت با اقیانوس زلزله‌های شدید زیرآبی می‌توانند در آنجا امواج عظیم و جذر و مدی ویرانگر به نام سونامی ایجاد کنند.در ژاپن بین ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ گونه گیاهی وجود دارد. در فرهنگ ژاپنی برخی گیاهان دارای معانی نمادینی هستند. به عنوان مثال شکوفه‌های گیلاس یا «ساکورا» نمایانگر زیبایی کوتاه مدت و درخت کاج یا ماتسو نماد عمر طولانی است. در غذاهای ژاپنی نه تنها از میوه‌ها و حبوبات بلکه حتی از برخی از گلها و برگها نیز استفاده می‌شود. تأثیر زیبایی گیاهان در هنر گل‌آرایی به سبک ژاپنی که ایکبانا نامیده می‌شود و نیز در نقاشی، بافندگی، سفالگری و ظروف و وسایلی که با لاک مخصوص رنگ‌آمیزی می‌شوند دیده می‌شود. ژاپنی‌ها از گیاهان در داروسازی، رنگرزی منسوجات، ساخت کاغذ و ابزار نیز استفاده می‌کنند. ژاپن دارای حیات وحشی بسیار منحصربه‌فرد است و برخی از گونه‌های دارکوب، قرقاول، سنجاقک، خرچنگ، کوسه ماهی، حلزون، سمندر و پستانداران دریایی ژاپن در هیچ جای دیگری یافت نمی‌شوند. با وجود این همه تنوع و گوناگونی، تنها ۱۱۸ نوع پستاندار وحشی زمینی در ژاپن زندگی می‌کنند که بیشتر آن‌ها جوندگان کوچکند. حیواناتی مثل خرس، گوزن، گراز، سنجاب‌های پرنده، خفاش، میمون و نوعی راکون به نام سگ راکون از جمله گونه‌های حیات وحش ژاپن هستند.جمعیت ژاپن بر اساس برآورد انجام شده توسط اداره آمار این کشور در سال ۲۰۱۹ در حدود ۱۲۶٬۸۵۴٬۷۴۵ نفر تخمین زده شده‌است، که ۱/۸۳٪ از جمعیت جهان را شامل می‌شود. از نظر نسبت جمعیتی از این رقم حدود ۶۲ میلیون نفر آنان را مردان و حدود ۶۵/۵ میلیون نفر از آنان را زنان تشکیل داده‌اند. تراکم جمعیت در این کشور ۳۴۲ نفر و شاخص امید به زندگی در مردان ۷۲/۶۴ و در زنان ۸۶/۳۹ می‌باشد. میزان مرگ و میر در اطفال ۳/۷ در هر هزار تولد می‌باشد. نرخ رشد جمعیت در کشور ژاپن در حدود ۰/۰۳− درصد بوده‌است. براساس آمار ترکیب نژادی مردم ژاپن بدین شرح است:۹۸/۵ درصد ژاپنی‌ها۰/۵ درصد کره‌ای‌ها۰/۴ درصد چینی‌ها۰/۶ از بقیه مللبر اساس آخرین سرشماریها ۲۳٪ جمعیت ژاپن را افراد ۶۵ سال و بالاتر تشکیل می‌دهند که این امر موجب شده ژاپن پیرترین ساختار جمعیتی جهان را داشته باشد.زبان مردم ژاپن «ژاپنی» است. این زبان اگرچه بسیاری لغات را از زبان چینی گرفته‌است، ولی با این وجود با زبان چینی هم‌ریشه نبوده و کاملاً متفاوت هستند. زبان ژاپنی، زبانی از شاخهٔ ژاپنیک و است و تنها زبان کره‌ای را می‌توان به آن نزدیک دانست.مجمع الجزایر ژاپن با اینکه از نظر وسعت کشور کوچکی است، اما از موقعیت استراتژیک و مهمی برخوردار است، مجاورت آن با روسیه، از مهم‌ترین عناصر جغرافیای ـ سیاسی ژاپن به ویژه پس از جنگ دوم جهانی است. از طرف دیگر این کشور بر سر راه کوتاه‌ترین و مهم‌ترین خطوط مواصلاتی بین آمریکای شمالی و خاور آسیا در اقیانوس آرام قرار گرفته‌است و کشتی‌هایی که از سواحل غربی ایالات متحده به مقصد چین، هنگ کنگ، و کشورهای جنوب شرقی آسیا حرکت می‌کنند، معمولاً در بنادر آن پهلو می‌گیرند. به این جهت، ژاپن حائلی است بین اقیانوس آرام و کشورهای روسیه و چین. گرچه گفته می‌شود که نخستین انسان‌ها بیش از ده هزار سال قبل در شبه جزیره ژاپن سکونت داشته‌اند اما خاستگاه واقعی مردمان امروز ژاپن هنوز ناشناخته‌است. آغاز تاریخ ژاپن، با مردمانی از نژاد آینو و مغول به سده‌های پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد و از آن زمان تاکنون تنها یک سلسله امپراتوری بر این سرزمین فرمانروایی کرده‌است. به‌طور کلی می‌توان تاریخ ژاپن را به چهار دوره تقسیم کرد:1-دوران کهن: کشت برنج و استفاده از ابزار فلزی حداقل از سیصد سال قبل از میلاد مسیح در ژاپن آغاز شد. سیستم حکومتی متمرکز بر امپراتور، بین قرن‌های چهارم و هفتم با پایتختی که در استان امروزی نارا قرار داشته، بسط و توسعه یافت: آغاز بهار سال ۶۶۰ پیش از میلاد، هم‌زمان بود با مراسم تاج‌گذاری امپراتور جیمو تنو در یاماتو (استان کنونی نارا). او نخستین امپراتور ژاپن بود، مورخان آن را آغاز امپراتوری ژاپن می‌دانند. در این دوره آئین بودائی در این سرزمین رخنه کرد و به سرعت انتشار یافت. اصلی‌ترین عامل پیشرفت آن تبلیغات غیر آزارنده و مسالمت‌آمیز، پرهیزکاری و اطاعت و انقیاد نسبت به حکومت بود. هم‌زمان با به سلطنت رسیدن امپراتریس سویکو، نایب السلطنه او موسوم به امیر «شوتوکو_تیشی» که مدت ۲۹ سال (۶۲۱–۵۹۲م) زمامدار واقعی ژاپن بود، کوشش بسیاری در ترویج آیین بودا انجام داد و به دستور وی معابد بسیاری در سرتاسر ژاپن ساخته شد. کوشش او در این زمینه بحدی بود که به او لقب «آشوکای ژاپن» دادند. در سال ۶۴۵ میلادی شورش عظیمی در ژاپن رخ داد که در تاریخ این کشور به نام −اصلاح بزرگ− از آن یاد می‌شود، دو تن از شورشیان به نام «باسامی کامتاری» و «امیر ناکا» قدرت را قبضه کردند و سرانجام ناکا تحت عنوان «سلطان تنجی» به سلطنت رسید و عامل ایجاد هم بستگی در سراسر کشور گردید. وی بر خلاف گذشته که امپراتور فقط ریاست قبایل را بر عهده داشت حکومت را مرکزیت قدرت کشور گردانید و این قدرت تمامیت‌خواهی را در سراسر امپراتوری برقرار کرد. به حکم وی حکام ایالات و ولایات موظف به پرداخت خراج سالانه شدند. بدین ترتیب دوره سیاسی تاریخ ژاپن سپری گردید و دوره امپراتوری، آغاز شد.2-دوران امپراتوری(اشراف سالاری): فرهنگ بودایی با نفوذ قوی چین در قرن هشتم رشد و شکوفایی یافت. سپس پایتخت به شهر کنونی کیوتو یعنی جایی که قواعد اشراف سالاری در مدتی مدید در آن تداوم داشت انتقال یافت. افسانه گنجی (The Tale of Genji)، که گفته می‌شود کهن‌ترین رمان جهان است در این محدوده زمانی نگاشته شده‌است: سلطان تنجی را باید بنیادگذار این دوره ژاپن دانست. وی امپراتوری بسیار مقتدر بود، شهر کیوتو پایتخت ژاپن، در دوره امپراتوری او به عظمت رسید. همچنین برخی از پادشاهان این دوره بعلت گرایش به آئین بودا و تعصب در این دین دست از زندگی مجلل و اشرافی خود برداشتند. در این دوره هم‌زمان با قدرت گرفتن کشور چین، فرهنگ و هنر این کشور نفوذ بسیاری در ژاپن پیدا کرد. ژاپن در این دوره بسرعت رو به ترقی نهاد. تمول بسیار موجب فساد و هرج و مرج گردید. بی‌عدالتی، دزدی و راهزنی افزایش یافت. خاندان‌های بزرگ نیز، امپراتوری را آلت دست خود کردند و علناً قدرت از امپراتور خلع گردید. به این ترتیب حکومت امپراتوری جای خود را به «حکومت شوگونی» داد.3-دوران شوگون ها: طبقه جنگجویان (سامورایی‌ها) به تدریج نیرومند شد و حدوداً در پایان سده دوازدهم به قدرت رسید. سده دوازدهم هم‌زمان بود با آغاز دوره ملوک الطوایفی در ژاپن. هم‌زمان امپراتوری رو به افول نهاد و شوگون‌ها (لقب موروثی دیکتاتورهای نظامی ژاپن که از ۱۱۹۲ تا ۱۸۶۷م به رغم وجود امپراتور عملاً بر آن کشور حکومت می‌کردند) که به معنی سردار یا سرداران است تا نیمه اول سده نوزدهم حکومت مستبدانه خود را بر ژاپن ادامه دادند. اولین شُوگون میناموتونو یوریتومو بود. پس از وی خاندان هوجو قدرت را در دست گرفتند. خاندان هوجو در جدال بر سر قدرت، حاکمیت را به خاندان آشیکاگا واگذار کرد. در سال ۱۵۷۳م سه فرد خاندان آشیکاگا و شوگون‌سالاری آشیکاگا را برانداختند. نام یکی از سه تن که موفق شد حکومت شوگونی را تشکیل دهد، توکوگاوا ایه‌یاسو بود. شوگون‌سالاری توکوگاوا با پایتخت خود در ادو (توکیوی کنونی) در اوایل قرن هفدهم بنیاد نهاده شد. دوره ادو شاهد رشد قابل توجهی اقتصادی، از جمله اوج‌گیری کشاورزی. گسترش شبکه‌های تجارت داخلی در امتداد جاده‌ها، رودخانه‌ها، و دریاها؛ رشد اصناف تجاری و شبکه‌های تولید محصولات پیشاصنعتی؛ و ظهور سیستم کارگزاران برنج که در جهان از اولین بازارهای معاملاتی نسل آتی بود. حکومت ادو سیاست انزوای ملی را به منظور محدودیت روابط با کشورهای خارجی اختیار نمود. حکومت پر قدرت آنان تا سال ۱۸۶۸ ادامه داشت. در سال ۱۵۴۲ پرتغالی‌ها به ژاپن رسیدند و روابط تجاری را با این کشور آغاز کردند. نیم قرن بعد هلندی‌ها و انگلیس‌ها نیز باب تجارت را با ژاپن گشودند و آیین مسیحی در ژاپن اشاعه پیدا کرد. در این ایام ژاپن گرفتار مسائل داخلی و مواجه با قیام‌های دهقانی و ناآرامی‌های ناشی از آن در منطقه ناگاساکی بود که اکثر این شورشیان را پیروان مسیحیت تشکیل می‌دادند. خاندان توکوگاوا که گمان می‌برد تجار و مبلعان خارجی در ناآرامی‌ها اخیر دست داشته باشند جهت قطع نفوذ بیگانگان دست به قلع و قمع مسیحیان ژاپنی و اعدام و اخراج خارجیان زد و دروازه‌های مملکت را بروی خارجیان بست و ژاپن به بیش از دو قرن انزوای خود خواسته فرورفت. خاندان توکوگاوا در سده نوزده میلادی نفوذ و قدرت خود را در ژاپن از دست داد. سرانجام تحولات با ورود آمریکایی‌ها به ژاپن روند دیگری پیدا کرد. در سال ۱۸۵۴م دریادار متیو سی. پری با چهار کشتی توپدار به آب‌های ژاپن وارد شد و به دولت امپراتوری پیغام داد باید بنادر خود را بگشایند و با آنان روابط سیاسی بر قرار کنند. حکومت شگونی ژاپن که در نیروی دریایی خود توان مقابله را ندید، سرانجام مجبور به امضای «عهدنامه کاناگاوا» شد (این اولین معاهده ژاپن با یک کشور خارجی بود). ورود خارجی‌ها و انقلاب ۱۸۶۸ (معروف به انقلاب میجی) مردم ژاپن را از خواب انزوا بدر آورد. ورود متیو سی. پری («ناخدا پری») به ژاپن در سال ۱۸۵۳ به نحوی مؤثر سیاست درهای بسته را خاتمه داد.4-دوران مدرن: با استعفای شوگون از قدرت در سال ۱۸۶۷ (معروف به دوره بازگشت میجی) قدرت مجدداً به امپراتور انتقال یافت. با از سرگیری اداره امور حکومتی، دولت جدید ذیل «امپراتور میجی» سیاست گذاری‌های غربگرایانه، از جمله بنیاد نهادن سیستم کابینه‌ای، تدوین قانون اساسی، اصلاح سیستم حکومت محلی و سامانه آموزشی نوین را ترویج داد. فرهنگ غربی ذیل سیاست بهبود رفاه ملی و قدرت نظامی فعالانه رواج یافت: وی پایتخت را از کیوتو به توکیو (که به معنای پایتخت شرقی است) انتقال داد. در دوره امپراتوری او (که تا سال ۱۹۱۲ ادامه داشت و دوره میجی خوانده می‌شود)، اصلاحات بسیاری در ساختار اداری، حکومتی و نظامی صورت گرفت. چنان‌که در آغاز قرن بیستم ژاپن به سرعت صنعتی گردید و در آستانه تبدیل به قدرتی جهانی بود. پس از مرگ امپراتور میجی در ۱۹۱۲، امپراتوری ژاپن به قدرتی سلطه‌جو در منطقه تبدیل گشت و بعد از مجادله بر سر کره توانست چین را در جنگ نخست چین و ژاپن، شکست دهد(۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵) و پورت آرتور و تایوان را به تصرف خود درآورد. از طرف دیگر با غلبه بر روسیه در زمین و دریا (۱۹۰۴ تا ۱۹۰۵) اروپا را شگفت زده کرد (این شکست موجب انقلاب ۱۹۰۵م روسیه گردید). در ۱۹۱۴، ژاپن تا اندازه‌ای به این دلیل که در مقام قدرت جهانی بزرگی پذیرفته شود ضد آلمان وارد جنگ جهانی اول شد. در این زمان افکار عمومی در ژاپن از لحاظ عقیده سیاسی به دو گروه تقسیم می‌شد: عده‌ای که آزادیخواه بودند و به هیچ‌وجه میل نداشتند که کشورشان با نیروی نظامی و قوه قهریه به اشغال ممالک دیگر بپردازد، و دسته دومی که معتقد بودند که جزایر ژاپن برای ملت پیشرفته و مترقی ژاپن کافی نیست، بلکه باید با تسخیر سرزمین‌های دیگر بر وسعت ژاپن افزود. با این حال، ژاپن به غیر از چند جزیره متعلق به آلمان در اقیانوس آرام، چیز زیادی به دست نیاورد و با سرخوردگی دریافت که قدرت‌های بزرگ ظاهراً با این کشور به صورت هم‌تراز رفتار نمی‌کنند. پس از جنگ جهانی اول و شکست آلمان ژاپنی‌ها برای صنعتی شدن و تبدیل به یک ابرقدرت منطقه‌ای تلاش زیادی را مصروف داشتند و با گرفتن دانش فنی از آلمان، و دیگر کشورهای اروپایی به سرعت تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای از لحاظ اقتصادی، نظامی گردید. بحران اقتصادی و فروپاشی تجارت جهانی در ۱۹۲۹م که تجارت ابریشم ژاپن را دستخوش فنا کرده بود بنفع طرفداران قدرت نظامی تمام گردید. ژاپنی‌ها دو سال بعد ۱۹۳۱م منچوری چین را اشغال کردند. آن‌ها در ۱۹۳۹م به هندوچین تاختند؛ و بر این خطه دست یافتند.در ۲۵ نوامبر ۱۹۳۶ میلادی پیمان ضد کمینترن بین آلمان نازی و ژاپن منعقد گردید و به موجب آن طرفین پیمان بستند که مشترک علیه کمونیسم بین‌الملل مبارزه کنند. یک سال بعد ایتالیا نیز به این پیمان پیوست و رسماً محور برلین-توکیو-رُم شکل گرفت. در ۱۹۴۱م که دو سال از جنگ جهانی دوم می‌گذشت، دولت‌های آلمان، ایتالیا و ژاپن متحد شدند تا نیروهای خود را علیه متفقین به کار اندازند. ژاپن بدون اعلام قبلی به پرل هاربر در هاوایی حمله کرد و خسارت شدیدی به آمریکا وارد ساخت. این اقدام ژاپن موجب گردید تا ایالات متحده با تمام نیروی خود وارد جنگ گردد. ژاپنی‌ها بعد از پرل هاربر به اندونزی و سنگاپور حمله کردند و پیروزی‌های درخشانی بدست آوردند، اما نتایج جنگ در اروپا به ضرر متحدین تمام شد و آلمان هیتلری در ۱۹۴۵م سقوط کرد. پیشرفت پرشتاب نظامی ژاپن در سرتاسر شمال شرق آسیا و اقیانوس آرام متوقف شد و ایالات متحده با توافق شوروی سابق با پرتاب دو بمب اتمی در شهرهای هیروشیما و ناگازاکی، ژاپن را وادار به تسلیم کرد؛ و به این ترتیب برای ژاپن، جنگ دوم جهانی با شکستی فاجعه‌آمیز و وحشت جنگ اتمی به پایان رسید. دولت ژاپن به دستور امپراتور هیروهیتو در ۱۴ اوت ۱۹۴۵م بدون قید و شرط، تسلیم متفقین شد، ۵۰۰۰ افسر ژاپنی پس از قرائت بیانیه تسلیم، هاراکیری (خودکشی) کردند. ژاپن تمامی متصرفات خود در اقیانوس آرام از جمله کشور کره را از دست داد، طی کنفرانس یالتا در فوریه سال ۱۹۴۵ ژاپن جزایر کوریل و جزیره ساخالین را از دست داد، اداره امور نظامی منچوری نیز به دولت جماهیر شوروی واگذار شد. ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم صدمات فراوانی دید و در اواخر جنگ به چنان وضعی دچار شد که بسیاری از تحلیل‌گران در توصیف آن، عبارت «به کلی ویران شده» را به کار بردند.بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناگازاکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل می‌دادند. (بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و باقی مانده تا پایان سال ۱۹۴۵ در اثر مواد مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند).جنگ از مردم ژاپن بیش از دو میلیون قربانی گرفت، حدود چهل درصد شهرهای آن به ویرانه مبدل گردید. تأسیسات صنعتی و تولیدی تخریب و نابود شد، مزارع سوخت، سررشته کشت و زرع و کار و تولید از هم گسیخت، اقتصاد کشور فلج شد و سرانجام چیزی جز سرزمینی ویران و مردمی بیکار و گرسنه بر جای نماند. با این همه مردم ژاپن، خیلی زود بر بهت و گیجی خود فایق آمدند و شروع به خودسازی و نوسازی کشور کردند. از آنجا که بلافاصله پس از جنگ در قانون اساسی خود به صلح‌دوستی و مجاهدت در راه حفظ و استقرار صلحی پایدار و جهانی تأکید ورزیدند، ارتش را به کلی منحل کردند؛ لذا افراد نظامی نیز به سایر مردم پیوستند، و به سازندگی کشوری مشغول شدند. این کشور از لحاظ منابع طبیعی، یکی از فقیرترین کشورهای جهان است. اشغال کشور از سوی متفقین (۱۹۴۵ تا ۱۹۵۲)نظام سیاسی کشور را تبدیل به نظامی دموکراتیک کرد و همچنین احیای شگفت‌انگیز اقتصادی را بر اساس سیاست فعال صادرات آغاز ساخت. آیین شینتوـ که با ملی‌گرایی افراطی همسان شده بود ـ به صورت دین رسمی کنار گذاشته شد و در همین خلال جریانی به نام نهضت آموزش پدید آمد که طی آن کشور، گروهی از افراد مستعد را به منظور کسب و آموزش تخصص راهی کشورهای پیشرفته جهان ساخت. ژاپن بعد از جنگ به اشغال نیروهای نظامی ایالات متحده درآمد. دو سال بعد از جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۷م قانون اساسی ژاپن به تصویب رسید. ژاپن پس از رهایی از جنگ، سیاست مسالمت‌آمیز در پیش گرفت و در ۱۹۵۶م به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. اقتصاد این کشور بار دیگر تنها چند سال پس از پایان جنگ و در دهه ۱۹۶۰م با رشد متوسط ۱۰٪ در سال، به بالاترین نرخ رشد اقتصادی در بین تمامی کشورهای درگیر جنگ رسید؛ و این کشور به یکی از بزرگترین قدرت‌های اقتصادی جهان تبدیل گردید و در عرصه فناوری پیشتاز شد. در ۱۹۸۸ ژاپن با پیشی گرفتن از آمریکا تبدیل به بزرگ‌ترین کشور تأمین‌کننده اعتبار در جهان شد. هم‌اکنون نیز ژاپن دارای سومین اقتصاد برتر جهان بعد از آمریکا و چین می‌باشد. در ۸ ژانویه ۱۹۸۹ یک روز پس از مرگ امپراتور هیروهیتو، آکی‌هیتو پسر او جانشین وی شد. عرصه سیاست ژاپن تحت سلطه لیبرال دموکرات‌ها است، که به رغم رسوایی‌های مالی از ۱۹۵۵ قدرت را در دست دارند.منبع: ویکی پدیادرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C-etixw2qdrx0x  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86-rgvtoyspsi2d  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DA%86%DB%8C%D9%86-scwwywad7bue </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Tue, 25 May 2021 11:41:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره جنگ های صلیبی</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%DB%8C%D8%A8%DB%8C-vkvcy7x01hxp</link>
                <description>جنگ های صلیبی به سلسله‌ای از جنگ‌های مذهبی گفته می‌شود که به دعوت پاپ توسط شاهان و نجبای اروپایی داوطلب برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس از دست مسلمانان برافروخته شد. صلیبیان از همه جای اروپای غربی در جنگ‌هایی مجزا بین سال‌های ۱۰۹۵ تا ۱۲۹۱ م./۴۸۸ تا ۶۹۰ ه.ق. (۱۹۶ سال شمسی) شرکت داشتند. جنگ‌های مشابهی نیز در شبه‌جزیرهٔ ایبری و شرق اروپا تا سده ۱۵ (۱۰۹۵ تا ۱۵۰۰ حدود ۴۰۰ سال) برپا بود. مبارزان صلیبی یا به اختصار صلیبیان، مسیحیان کاتولیکی بودند که علیه مسلمانان و مسیحیان ارتدوکس در قلمرو روم شرقی و در ابعاد کوچک‌تر با اسلاوها و بالت‌های پگان، مغولها، و خوارج مسیحی می‌جنگیدند؛ گرچه در بازه‌هایی مسیحیان ارتدوکس با آن‌ها متحد شده، علیه مسلمانان می‌جنگیدند. صلیبیان، توسط پاپ مورد تکریم قرار گرفته و آمرزیده می‌شدند. صلیبیان در ابتدا با هدف بازپس‌گیری اورشلیم و سرزمین‌های مقدس از دست مسلمانان شروع به جنگ کردند و مبارزات آن‌ها در حقیقت پاسخی بود به درخواست رهبران امپراتوری روم شرقی برای جلوگیری از پیشروی ترکان سلجوقی در آناتولی. همچنین، عبارت جنگ‌های صلیبی برای توصیف مبارزاتی هم‌زمان و پس از آن در قرن ۱۶ م. به‌کار می‌رود که در خارج از شام به دلایل مختلف مذهبی، اقتصادی و سیاسی معمولاً علیه پگان‌ها و خوارج مسیحی و افراد تکفیرشده انجام شد. رقابت‌ها بین مراکز قدرت مسیحی و مسلمان گهگاه منجر به اتحاد بین جناح‌های مذهبی در برابر مخالفان خود شد؛ مانند اتحاد مسیحیان با سلجوقیان روم در نخستین جنگ صلیبی. صلیبیان در ابتدا موفقیت‌های موقتی داشتند؛ اما سرانجام از سرزمین‌های مقدس بیرون رانده شدند. با این حال، جنگ‌های صلیبی تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمی بر اروپا گذاشت. به‌خاطر درگیری‌های درونی بین شاهان و مراکز قدرت مسیحی برخی از جنگ‌های صلیبی از هدف اولیه‌شان منحرف شدند، مانند جنگ صلیبی چهارم که به غارت قسطنطنیه مسیحی و تقسیم امپراتوری بیزانس بین جمهوری ونیز و صلیبیان انجامید. جنگ صلیبی ششم نخستین جنگی بود که بدون دعا و اجازهٔ رسمی پاپ آغاز شد. جنگ‌های هفتم، هشتم و نهم به پیروزی مملوک‌ها و حفصیان انجامید و جنگ صلیبی نهم پایان‌بخش جنگ‌های صلیبی در خاورمیانه بود.بر اساس عقیدهٔ مسیحیان، سرزمین‌های مقدس از این نظر که مکان تولد، زندگی، به صلیب‌کشیده شدن، و عروج عیسی مسیح به سوی خدا است، اهمیت فراوانی برای آنان دارد. پس از رسمی شدن مسیحیت در امپراتوری روم توسط کنستانتین یکم در سال ۳۱۳ و تقسیم امپراتوری و تشکیل امپراتوری روم شرقی، سرزمین‌های مقدس به‌طور غالب مسیحی شدند که کلیساهای متعددی در جاهای مهم این سرزمین ساخته شد و یادواره‌هایی برای وقایع زندگی عیسی مسیح برگزار می‌کردند. در باور مسلمانان بیت‌المقدس از این جهت که مکان معراج پیامبر اسلام است از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و سومین مکان متبرک، پس از مکه و مدینه، به‌شمار می‌رود. حضور مسلمانان در سرزمین‌های مقدس از قرن هفتم با فتح شام در زمان ابوبکر و عمر آغاز شد. موفقیت‌های مسلمانان، به ویژه حملات ترکان سلجوقی، فشارها را بر امپراتوری روم شرقی و کلیسای ارتدکس شرقی که ادعای حاکمیت بر این سرزمین را داشت افزایش می‌داد. بیت‌المقدس برای یهودیان به‌خاطر آنکه دیوار ندبه را در خود جای داده از اهمیت تاریخی و مذهبی خاصی برخوردار است. دیوار ندبه در باور یهودیان آخرین بازمانده معبد دوم است و یهودیان بیت‌المقدس را سرزمین اجدادی خود می‌دانند و آن را از زمان خرابی در سال ۷۰ بعد از میلاد و اشغال در ۱۳۶ بعد از میلاد زیارت می‌کنند. تخریب کلیسای مقبره مقدس توسط خلیفهٔ فاطمی حاکم بأمرالله در سال ۱۰۰۹ م. عامل دیگری بود که در تغییر نگاه غرب به شرق تأثیر داشت. جانشین او در سال ۱۰۳۹ م. مبالغ هنگفتی از امپراتوری روم شرقی دریافت کرد تا به آن‌ها اجازهٔ ساخت دوبارهٔ کلیسا را بدهد. پس از بازسازی کلیسا، زائران مسیحی دوباره اجازهٔ ورود به سرزمین‌های مقدس را یافتند. سرانجام مسلمانان دریافتند که ثروت بیت‌المقدس به‌خاطر درآمد حاصل از زیارت است و در نتیجه از آزار زائران مسیحی دست کشیدند. با این حال، خشونت سلجوقیان یکی از دلایل حمایت از شکل‌گیری جنگ‌های صلیبی در جهان مسیحیت شد.سرچشمه‌های اصلی جنگ‌های صلیبی در اوضاع اروپای غربی و ضعف امپراتوری روم شرقی در برخورد با موج جدید حملات ترکان مسلمان سلجوقی نهفته‌است. در سال ۱۰۶۳ م. پاپ الکساندر دوم مبارزان مسیحی را که در اندلس علیه مسلمانان کشته می‌شدند مورد آمرزش خود قرار داد. در نتیجه، در میان مردم برای درخواست‌های جنگ توسط امپراتوری روم شرقی که از جانب سلجوقیان تهدید می‌شدند آمادگی ذهنی وجود داشت. در سال ۱۰۷۴ م. امپراتور میخائیل هفتم از پاپ گرگوری هفتم و در سال ۱۰۹۵ م. امپراتور آلکسیوس یکم از پاپ اوربان دوم درخواست کمک در قبال حملات مسلمانان کردند. همچنین جنگ‌های صلیبی مجرای فوران پارسایی شدیدی بود که در اواخر قرن ۱۱ میلادی در میان عامهٔ مردم گسترش یافته بود. یک سرباز صلیبی پس از سوگند رسمی، یک صلیب از پاپ یا نمایندهٔ رسمی او دریافت می‌کرد و سرباز رسمی کلیسا محسوب می‌شد. این نکته تا حدی به‌خاطر کشمکش بین کلیسا و حکمرانان بود که از سال ۱۰۷۵ م. آغاز شده بود و در حین نخستین جنگ صلیبی نیز جریان داشت. هر دو گروه تلاش می‌کردند تا نظر مردم را به سمت خود سوق دهند و در نتیجه یک سری جنگ‌های خانمان‌سوز ایجاد شد. نتیجهٔ این کشمکش آگاهی قشر مذهبی مسیحی و مشارکت بیشتر در امور مذهبی بود که با تبلیغات مذهبی شدت می‌یافت و پشتیبان جنگ برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس از مسلمانان بود. مسیحیان خداترسی که گناهانی مرتکب شده بودند شرکت در جنگ‌های صلیبی و آمرزیده شدن گناهان را راهی برای فرار از جاودانه شدن در جهنم می‌دیدند. اینکه چه اعمالی سبب بخشیده شدن گناهان می‌شود و آیا کشته شدن لازم است، از بحث‌های داغ در زمان جنگ‌های صلیبی بود. بر اساس سخنرانی‌های پاپ اوربان دوم آمرزش فقط نصیب کسانی می‌شد که در جنگ برای بازپس‌گیری بیت‌المقدس کشته می‌شدند و اگر لشکر صلیبی موفق بازمی‌گشت دیگر آمرزشی اعطا نمی‌شد. باربارا تاکمن در کتاب «تاریخ دوردست»، یکی دیگر از دلایل به راه افتادن جنگ‌های صلیبی توسط اروپایی‌ها را خلاصی یافتن از «جنگ دیوانه وار» میان حاکمان محلی توصیف می‌کند که در آن فئودال‌ها در جریان خصومت های شخصی در پناه برج و باروهای خود آسیبی نمی‌دیدند اما برای به نابودی کشاندن دشمنان و رقیبان خود از طریق به حداقل رساندن عایدی آن ها، اقدام به انهدام مزارع و باغات و کشتار و مثله کردن رعایای یکدیگر به عنوان قربانیان اصلی، می‌کردند. تاکمن معتقد است اروپایی‌ها به شکلی ناخودآگاه، برای رهایی از این «نفرین»، جنگ‌های صلیبی را ابداع کردند تا راهی برای تسکین خوی پرخاشگری خود یافته باشند.در سال ۱۰۹۵ م. زمانی که مسیحیان اروپایی به آغاز جنگ‌های صلیبی تشویق می‌شدند، شاهزادگان اروپایی به مدت یک قرن با موفقیت‌های روزافزون در حال جنگ با مسلمانان در شبه‌جزیرهٔ ایبری و بیرون راندن آنان بودند. برتری پادشاهی لئون بر موروها در نبرد تولدو در سال ۱۰۸۵ م. اتفاق مهمی بود که در این دوران افتاد؛ هرچند سقوط آندلس در سال‌های آینده به وقوع پیوست. جدایی و تفرقه بین امیران مسلمان دلیل اصلی این شکست‌ها بود. با اینکه تسخیر اندلس بزرگترین واکنش اروپاییان به فتوحات مسلمانان بود، اما واکنش‌های دیگری نیز وجود داشت. در سال ۱۰۵۷ م. ماجراجوی نرمن، رابرت گیسکارد، کالابریا را که زمانی جزء قلمرو روم شرقی بود فتح کرد و در مقابل مسلمانان سیسیل از آن دفاع می‌کرد. دولت‌های دریایی پیزا، جنوا، و کاتالونیا با پایگاه‌های مسلمانان در مایورکا در جنگ بودند و سواحل ایتالیا و کاتالونیا را از دست مسلمانان آزاد می‌کردند. با توجه به این موفقیت‌ها، مسیحیان به یاد سرزمین‌های قدیمی‌شان می‌افتادند. مسلمانان، سرزمین‌های مسیحی‌نشین سوریه، لبنان، فلسطین، و مصر را فتح کرده بودند و در میان مسیحیان انگیزهٔ بسیاری برای استجابت دعوت امپراتور روم شرقی آلکسیوس یکم برای بازپس‌گیری این سرزمین‌ها ایجاد شده بود.در طول مدت پاپی، پاپ گرگوری هفتم به شدت درگیر قبولاندن این نکته بود که از نظر دینی می‌توان در راه خدا خون مردم را ریخت. برای پاپ مهم بود که زائران مسیحی در سرزمین‌های مقدس مورد اذیت و آزار قرار می‌گرفتند. قدیس آگوستین، الگوی فکری پاپ گرگوری، در کتاب «شهر خدا» استفاده از زور را برای خدمت به خدا تشریح کرده بود و گرگوری که خود را رهبر اروپا می‌دید دیدگاه مسیحی «جنگ مشروع» را در راستای افزایش قدرت خود می‌یافت. دولت‌های شمال اروپا وابسته به رم می‌شدند و شوالیه‌های دردسرساز آنان مشغول جنگ می‌شدند. کاری که برای آن مناسب بودند. تلاش‌های قبلی کلیسا برای ایجاد چنین خشونتی با استفاده از مفهوم «صلح خدا» آنطور که انتظار می‌رفت نتیجه نداده بود. در جنوب رم، نرمن‌ها با انرژی بسیار با عرب‌ها در سیسیل و با امپراتوری روم شرقی می‌جنگیدند. تسلط لاتین‌ها (در مقابل روم شرقی یونانی زبان) بر شام می‌توانست ادعای برتری پاپ بر اسقف اعظم قسطنطنیه را پشتیبانی کند. ادعایی که منجر به جدایی شرق و غرب در سال ۱۰۵۴ م. شده بود. پاپ برای رسیدن به این هدف خود به نیروهای نظامی فرانک احتیاج داشت.در سال ۱۰۷۱ م. آلپ ارسلان سلطان سلجوقی در نبرد ملازگرد به طرز فاجعه‌باری امپراتوری بیزانس (امپراتوری روم شرقی) را به فرماندهی امپراتور رومانوس چهارم شکست داد که در نتیجهُ آن روم شرقی بسیار ضعیف شد و قلمرو آن در آسیا به نواحی غربی آناتولی اطراف قسطنطنیه کاهش یافت. پس از این شکست سنگین، امپراتوری بیزانس تضعیف شده و از کلیهٔ مسیحیان در اروپای غربی درخواست کرد تا به کمک آن‌ها بیایند. فرایندی که سرانجام به جنگ صلیبی اول منجر شد. بعدها در زمان ملکشاه مسلمانان توانستند دمشق، بیت‌المقدس و برخی نواحی دیگر در شام را تصرف کنند. یکی از نشانه‌های آشفتگی روم شرقی پس از این جنگ‌ها درخواست کمک آلکسیوس یکم از دشمنش پاپ بود؛ ولی گرگوری درگیر کشمکش‌ها بین پاپ و پادشاهان اروپایی بود و نمی‌توانست از امپراتور آلمان درخواست جنگ کند. در نتیجه جنگ صلیبی‌ای به وقوع نپیوست. در نظر پاپ اوربان دوم، جانشین پاپ گرگوری، یک جنگ صلیبی نه تنها می‌توانست پادشاهان مسیحی را با هم متحد و مقام پاپی او را تقویت کند؛ بلکه احتمالاً مناطق شرقی را هم تحت تسلط او درآورد. آلمانی‌ها و نورمن‌های ناراضی را نباید عامل اصلی شروع جنگ‌های صلیبی دانست؛ بلکه عامل اصلی را باید در افکار پاپ اوربان دوم جستجو کرد.دلیل مستقیم شروع نخستین جنگ صلیبی درخواست کمک امپراتور روم شرقی آلکسیوس یکم از پاپ اوربان دوم برای مقابله با پیشروی‌های مسلمانان در خاک امپراتوری روم شرقی بود. در سال ۱۰۷۱ م. روم شرقی در نبرد ملازگرد از مسلمانان شکست خورد که منجر به از دست دادن تمام آناتولی به‌جز نواحی ساحلی شد. اگرچه تلاش‌ها برای حل مناقشات بین کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتدکس شرقی پس از جدایی شرق و غرب شکست خورده بود اما آلکسیوس همچنان به کمک از جانب پاپ امیدوار بود. پاپ اوربان دوم جنگ‌های صلیبی را در سال ۱۰۹۵ م. در شورای کلرمونت تعریف و آغاز کرد. او اصلاح‌طلبی بود که دربارهٔ بدکاران مانع موفقیت معنوی کلیسا و روحانیون مسیحی، نگران بود و نیاز احیای مذهب در میان مردم را احساس می‌کرد. در نتیجه، او با درخواست فوری آلکسیوس تحریک شد. تصمیم پاپ برای آغاز جنگ‌های صلیبی ضد مسلمانان به طرز ناگهانی در آخرین روز شورا اعلام شد. او از تمام شاهان اروپایی خواست تا جنگ برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس را آغاز کنند. او تقدس بیت‌المقدس و سرزمین‌های مقدس را در کنار غارت‌ها و هتک حرمت‌های ترکان کافر قرارداد و با توصیف آزار و اذیت زائران خشم عمومی را برانگیخت. او همچنین خطر نظامی به مسیحیان روم شرقی را خاطرنشان کرد. او مسیحیان را موظف به شرکت در این امر مقدس کرد و قول داد همهٔ آن‌هایی که به جنگ بروند گناهانشان آمرزیده خواهد شد و آن‌هایی که در جنگ کشته‌می‌شوند مستقیماً به بهشت داخل می‌شوند. پاپ با تشویق به جنگ احساسات جنگجویانهٔ غیرمذهبی فئودال‌ها را نیز برانگیخت. او از بارون‌ها خواست که به‌جای جنگ غیرمقدس در غرب اروپا در جنگ مقدس شرکت جویند. او به بارون‌ها وعدهٔ ثروت، مالکیت زمین، قدرت، و شخصیت اجتماعی داد و برای پرداخت همهٔ این جوایز غلبه بر ترکان و عرب‌ها و گرفتن خراج از آن‌ها را فرض کرده بود. او گفت که ترکان و اعراب به‌سادگی توسط نیروهای مسیحی شکست می‌خورند. وقتی او نطقش را تمام کرد، شنوندگان فریاد زدند «خدا این را می‌خواهد». این جمله بعدها شعار جنگی صلیبیون شد. پاپ اسقف لی‌پویی را مسئول ترغیب کشیشان به پیوستن به جنگ کرد. خبر اینکه جنگ علیه کفر با زیارت اماکن مقدسه توأم خواهد بود و پاداش فراوانی برای زائران در زمین و آسمان خواهد بود به سرعت پخش شد. بلافاصله هزاران تن متعهد شدند که عازم نخستین جنگ صلیبی شوند. سخنرانی پاپ اوربان دوم یکی از مؤثرترین سخنرانی‌های تاریخ نام گرفته است؛ سخنرانی‌ای که جنگ‌های مقدسی را برانگیخت و ذهن و قوای اروپاییان را برای دویست سال مشغول کرد.نخستین جنگ‌های صلیبی توسط مسیحیان پرشوری که احساس پارسایی می‌کردند انجام شد. این هیجان و خشم در کشتار یهودیان در کشاکش سفر عوام‌الناس در اروپا و برخورد خشن با مسیحیان ارتدوکس شرقی دیده‌شد. در قرن سیزدهم مسیحیان هیچگاه شور و خشم سابق را از خود نشان نمی‌دادند. پس از آنکه عکا برای آخرین بار در سال ۱۲۹۱ م. به دست مسلمانان افتاد و پس از نابودی کامل کاتارها در اوکیتانیا به دست صلیبیون، اعتقاد به جنگ‌های صلیبی توسط توجیه‌های پاپ برای جنگ‌های داخلی در اروپا بی‌ارزش شد. شوالیه‌های هوسپیتالر آخرین جنگجویانی بودند که صاحب سرزمینی برای خود بودند. پس از سقوط عکا آن‌ها به جزیره رودس رفتند و در قرن ۱۶ میلادی به جزیرهٔ مالت رانده شدند تا سرانجام توسط ناپلئون بناپارت از حکمرانی برکنار شدند.نامگذاری سنتی تعداد جنگ‌های صلیبی را ٩ عدد بین قرون ۱۱ تا ۱۳ میلادی می‌دانند. هرچند این نامگذاری بسیاری از لشکرکشی‌های مهم را دربر نمی‌گیرد، مخصوصاً آن‌هایی که در قرون ۱۴ تا ۱۶ میلادی رخ دادند. در حقیقت جنگ‌های صلیبی تا آخر قرن ۱۷ میلادی ادامه داشتند؛ مانند جنگ لپانتو در ۱۵۷۱ م.، جنگ سنت‌گتهارد‏ در ۱۶۶۴ م. و جنگ صلیبی در کندیا (کرت امروزی) در ۱۶۶۹ م.. شوالیه‌های هوسپیتالر تا زمان شکستشان از ناپلئون بناپارت به سال ۱۷۹۸ م. در دریای مدیترانه و مالت مشغول جنگ بودند. در همین دوره، جنگ‌های صلیبی کوچک بسیاری در شبه‌جزیرهٔ ایبری و مرکز اروپا علیه مسلمانان، خوارج مسیحی و بت‌پرستان در جریان بود.در آوریل ۱۰۹۵ م. در شورای پیاچنزا، سفیران آلکسیوس یکم امپراتور روم برای حفاظت امپراتوری در برابر حملات ترکان سلجوقی، از پاپ درخواست کمک کردند. پس‌از چندی در همان سال در شورای کلرمونت، پاپ اوربان دوم همه مسیحیان را برای جنگ علیه ترکان دعوت کرد. با این وعده که آنان که در این جنگ کشته می‌شوند آمرزش آنی از گناهانشان دریافت خواهند کرد. جنگجویان صلیبی رسمی فرانسه و ایتالیا را در تاریخ ۱۵ اوت ۱۰۹۶ م. (تعیین‌شده توسط پاپ) ترک کردند. سربازان از راه زمینی به قسطنطنیه رسیدند و مورد استقبال محتاطانهٔ امپراتور بیزانس قرار گرفتند. با عزم به بازپس‌گیری سرزمین‌های از دست‌رفته، سپاهی که عمدتاً شوالیه‌های فرانسوی و نورمن بودند تحت رهبری بارون‌ها به سمت جنوب آناتولی تاختند. آنان در جنگ‌هایی وحشیانه انطاکیه را در سوم ژوئن ۱۰۹۸ م. و سرانجام اورشلیم را در ۱۵ ژوئیه ۱۰۹۹ م. تصرف کردند. در پی این پیروزی‌ها، آن‌ها چهار دولت صلیبی را در ساحل فلسطین و شام به وجود آوردند. قوای صلیبی با ترک‌ها جنگیدند. تصرف انتاکیه به دست صلیبیان در اکتبر ۱۰۹۷ م. آغاز شد و تا ژوئن ۱۰۹۸ م. به طول انجامید. پس از تصرف شهر، مطابق رسم معمول برای شهرهایی که تسلیم نمی‌شدند، صلیبیون، مسلمانان شهر را قتل‌عام، مساجد شهر را ویران و اموال شهر را غارت می‌کردند. هرچند بلافاصله، لشکر بزرگ کمکی مسلمانان به رهبری کربغا صلیبیون پیروز را در انطاکیه محاصره کرد اما بوهموند توانست محاصره را در ۲۸ ژوئن بشکند. پس از آن، صلیبیون گرسنه به سمت جنوب حرکت کردند و سرانجام تنها با بخش کوچکی از نیروهای باقی‌مانده‌شان به اورشلیم رسیدند.در دفاع از اورشلیم، یهودیان و مسلمانان با هم در برابر فرانک‌های مهاجم جنگیدند. اما ناموفق بودند و در ۱۵ ژوئیه ۱۰۹۹ م. صلیبیان وارد شهر شدند. صلیبیان، باقی‌ماندهٔ یهودیان و مسلمانان شهر را قتل‌عام نموده، مساجد را ویران کرده و شهر را غارت نمودند. مورخی نوشته‌است که «انزواء، ترس و بیگانگی» احساس‌شده توسط فرانک‌های دور از خانه به توضیح قساوت‌های آنان کمک می‌کند؛ قساوت‌هایی مانند آدم‌خواری پس از محاصرهٔ معره نعمان در سال ۱۰۹۸ م.. در نتیجهٔ نخستین جنگ صلیبی، دولت‌های صلیبی کوچک متعددی تشکیل شد که از همه مشهورتر پادشاهی اورشلیم بود. در پادشاهی اورشلیم حداکثر ۱۲۰٬۰۰۰ فرانک (اکثراً فرانسوی‌زبان و مسیحی از اروپای غربی) بر ۳۵۰٬۰۰۰ مسلمان، یهودی و مسیحی شرقی که از زمان سلطهٔ اعراب بر منطقه در سال ۶۳۸ م. در آنجا بودند حکمرانی می‌کردند. همچنین صلیبیان تلاش کردند تا شهر صور را نیز تسخیر کنند اما از مسلمانان شکست خوردند. مردم صور از ظاهرالدین اتابک والی دمشق در قبال تسلیم صور به او درخواست کمک در برابر فرانک‌ها کردند. بعد از شکست فرانک‌ها از ظاهرالدین مردم صور شهر را تسلیم نکردند و او به سادگی در جواب گفت «آنچه من انجام داده‌ام فقط برای خدا و مسلمانان بوده نه برای کسب ثروت یا پادشاهی». پس از تسخیر اورشلیم صلیبیان چهار دولت تشکیل دادند؛ پادشاهی اورشلیم، بخش رها، شاهزادگی انتاکیه و بخش طرابلس. در ابتدای امر به دلیل اختلافات داخلی مسلمانان کارهای اندکی در مقابل صلیبیون انجام دادند. سرانجام مسلمانان شروع به متحد شدن تحت رهبری عمادالدین زنگی کردند. او با آزادسازی رها در سال ۱۱۴۴ م. شروع کرد. رها اولین شهری بود که به‌دست صلیبیون افتاد و اولین شهری بود که دوباره توسط مسلمانان تسخیر شد. بازپس‌گیری رها توسط مسلمانان به فراخوان برای دومین دورهٔ جنگ‌های صلیبی توسط پاپ انجامید.تاریخ‌نگاران صلیبی رنج‌ها و سختی‌هایی را که نخستین گروه از صلیبیان در رسیدن به مناطق داخل امپراتوری بیزانس، سوریهٔ مسلمان و سپس اورشلیم متحمل شدند، برمی‌شمرند. همچنین کشتار وحشتناک یهودیان به وسیلهٔ گروه دوم صلیبیان زمانی که به سرزمین‌های داخلی رسیدند؛ به دنبال غذا بودن و گرسنگی کشیدن؛ معجزه‌های مرتبط با ادعای پیدا کردن صلیب مقدس در انطاکیه؛ رقابت بین شاهزادگان اروپایی بر سر قدرت؛ و نهایتاً تسخیر اورشلیم. این‌ها موفقیت‌هایی بودند که صلیبیان را با وجود اختلافات بسیار زبانی، شیوهٔ رهبری و شیوهٔ جنگ با هم متحد ساخت. همین که چنین گروهی توانست به اورشلیم برسد قابل توجه است که البته به دلایل زیر ممکن شد:تفرقهٔ میان مسلمانان؛مسلمانان مناطق مختلف برداشت اشتباهی از حضور لشکر صلیبی داشتند.به نظر می‌رسد که مسلمانان نیروهای مسیحی را مرتدهایی فراری از فقر و جنگ قلمداد کرده بودند. این تعبیر منجر به دست‌کم گرفتن خطر نیروهای صلیبی به امنیت مسلمانان شد که با وجود اینکه ضعیف بودند، اما از نظر مذهبی بسیار باانگیزه بودند.پس از موفقیت‌های صلیبیان در نخستین جنگ صلیبی صلیبیون یک سلسله جنگ‌های صلیبی کوچکی به راه انداختند ولی در سه جنگ مختلف از سپاه منظم قلیچ ارسلان شکست خوردند. گاهی این جنگ‌های صلیبی جزئی از نخستین جنگ صلیبی شمرده می‌شوند.سیگیورد یکم نروژی نخستین پادشاه اسکاندیناویایی بود که عازم زیارت سرزمین مقدس گشت. سپاه کوچک او در طول مسیرش به سوی سرزمین مقدس، مسلمانان را در اندلس، بالئارس شکست داد. پس از رسیدن به سرزمین مقدس، بالدوین یکم پادشاه اورشلیم از او به گرمی استقبال کرد. او همچنین برای تصرف صیدا به یاری بالدوین شتافت.پس از نخستین جنگ صلیبی، صلیبیون شهرهای مسیحی‌نشین جدیدی را در سرزمین مقدس بنا نهادند. دو فرقهٔ نظامی جدید به نام‌های شوالیه‌های معبد و هوسپیتالر، تشکیل شدند. این شوالیه‌ها در عین حال نجیب‌زاده نیز بودند. آن‌ها در مقابل حملهٔ مسلمانان، از مهاجران مسیحی که به سرزمین مقدس می‌آمدند، محافظت می‌کردند و هزینهٔ بیمارستانی را که ایتالیایی‌ها در سرزمین مقدس ساخته بودند را نیز می‌پرداختند. به سال ۱۱۴۲ م. مهاجرانی از مسیحیان در سرزمین مقدس مستقر شدند. آن‌ها شروع به ساخت قصرهایی از جمله قلعه شهسواران در سوریه کردند. انبارهای زیرزمینی این قصرهای با شکوه ذخیرهٔ غذایی و سلاح را برای یک محاصرهٔ پنج‌ساله در خود جای می‌دادند.بعد از یک دوره زندگی آرام مسلمانان و مسیحیان در کنار هم در سرزمین‌های مقدس، مسلمانان شهر ادسا را محاصره و تسخیر کردند. واعظان مسیحی متعددی با نقش محوری برنارد کلروو دعوت به یک دورهٔ جدید از جنگ‌های صلیبی را آغاز کردند. این جنگ برخلاف نخستین جنگ صلیبی به‌وسیلهٔ دو تن از بزرگ‌ترین فرمانروایان اروپا رهبری می‌شد. لشکریان فرانسوی و آلمانیان جنوب به رهبری لوئی هفتم، پادشاه فرانسه و کنراد سوم، امپراتور آلمان در سال ۱۱۴۷ م. به اورشلیم تاختند اما نتوانستند پیروزی مهمی کسب کنند. آن‌ها نتوانستند دمشق که شهری بی‌طرف بود را تسخیر کنند و این شهر به‌زودی توسط نورالدین زنگی، دشمن اصلی صلیبیان٬ تصرف شد. هر چند در آن سوی مدیترانه صلیبیان در پرتغال پیروزی‌هایی کسب کردند و با همکاری پادشاه پرتغال آفونسو اول توانستند در سال ۱۱۴۷ م. لیسبون را از مسلمانان بازپس گیرند. در سال بعد بخشی از این گروه صلیبیون با همکاری کنت بارسلونا توانستند شهر بندری و ثروتمند آلمریا و همچنین ترتسا و پس از آن چند شهر دیگر را تسخیر کنند. به سال ۱۱۵۰ م. در جبههٔ سرزمین شام، پادشاهان فرانسه و آلمان بی‌نتیجه به کشورهایشان برگشتند. برنارد قدیس که موعظه‌های او منجر به جنگ صلیبی دوم شده بود از شدت خشونت‌ها و کشتار یهودیان و شکست‌ها ناراحت و تحقیر شده بود. آلمان‌های شمالی و دانمارکی‌ها نیز در سال ۱۱۴۷ م. به وندها در مناطق شرقی و شمالی اروپا حمله کردند که آن‌ها هم موفقیت بزرگی کسب نکردند.مسلمانان مدت‌ها درگیر جنگ داخلی میان خود بودند تا سرانجام توسط صلاح‌الدین ایوبی با هم متحد شدند و یک دولت واحد تشکیل دادند. در سال ۱۱۸۱ م. مسلمانان به فرماندهی صلاح‌الدین صلیبیون را در جنگ حطین به سختی شکست دادند و پس از آن به‌سادگی با شکست دادن لشکریان متفرق صلیبی تمام شهرها (از جمله بیت‌المقدس) را به جز چند شهر ساحلی بازپس گرفتند. امپراتوری بیزانس از ترس صلیبیون با مسلمانان متحد شد. پیروزی‌های صلاح‌الدین اروپا را در شوک فرو برد. برای جبران این فاجعه، امپراتور آلمان فردریک بارباروسا معروف به ریش قرمز، شاه فرانسه فیلیپ دوم و شاه انگلستان ریچارد شیردل با دخالت اندک پاپ یک جنگ صلیبی دیگر را پایه‌گذاری کردند. فردریک در راه مرد و تنها اندکی از سربازانش به سرزمین‌های مقدس رسیدند. شاه فیلیپ به بهانهٔ دروغین ناخوشی به فرانسه برگشت با این انگیزه که دوک نرماندی را از چنگ ریچارد دربیاورد. در جنگی به سال ۱۱۹۱ م. ریچارد قبرس را از بیزانسی‌ها گرفت. در قرن‌های بعد قبرس به عنوان پایگاه صلیبیون استفاده شد و تا سال ۱۵۷۱ م. در کنترل مسیحیان ماند. پس از محاصره‌ای طولانی، ریچارد عکا را از مسلمانان گرفت و تمامی مسلمانان پادگان را به اسارت گرفت. بعدها او تمامی این مسلمانان را پس از مذاکرات ناموفق از دم تیغ گذراند. سپاه صلیبی به سمت جنوب در امتداد ساحل مدیترانه پیش رفت. آن‌ها مسلمانان را در نبرد آرسوف شکست دادند، شهر بندری یافا را گرفتند و مُشرف به بیت‌المقدس شدند. پس از این جنگ بسیاری از صلیبیان به اروپا بازگشتند و ریچارد به این نتیجه رسید که در صورت تصرف بیت‌المقدس قادر به دفاع از آن نخواهد بود؛ بنابراین او برای فتح شهر اقدام نکرد و در سال بعد معاهدهٔ صلحی با صلاح‌الدین امضاء کرد. بر اساس صلح‌نامهٔ بین ریچارد و صلاح‌الدین، بیت‌المقدس تحت کنترل مسلمانان باقی ماند؛ اما زائران غیرمسلح مسیحی اجازه یافتند تا شهر را زیارت کنند. بیت‌المقدس و پادشاهی همجوار (به جز چند شهر ساحلی) همچنان تحت قانون اسلامی اداره می‌شدند. ریچارد شیردل در راه بازگشت به انگلستان به‌وسیلهٔ دوک لئوپلد، فرمانروای اتریش، دستگیر و زندانی شد. لئوپلد در ازای آزادی او باج هنگفتی طلب کرد.پس از موفقیت‌های اندک در جنگ صلیبی سوم، اشتیاق اندکی بین اروپاییان برای یک جنگ دیگر باقی‌مانده بود. در سال ۱۲۰۲ م. جنگ صلیبی چهارم به درخواست پاپ اینوسنت سوم با انگیزهٔ حملهٔ به سرزمین‌های مقدس از راه مصر آغاز شد. صلیبیون برای تأمین کشتی‌های مورد نیاز با انریکو داندولو حاکم جمهوری ونیز قرارداد بستند. داندولو کشتی‌ها را فراهم کرد، اما صلیبیان قادر به پرداخت هزینه‌ها نبودند؛ لذا داندولو از آن‌ها خواست که در عوض بدهی‌شان، با حمله به شهر بندری زادار آن را تحت اطاعت جمهوری ونیز درآورند. پس از حمله به زادار و غارت آن، صلیبیون دوباره متوجه شدند که از عهدهٔ بازپرداخت اجارهٔ کشتی‌های داندلو بر نمی‌آیند. به همین دلیل رهبران صلیبی تصمیم گرفتند تا به قسطنطنیه بروند و شاهزاده‌ای تبعیدی را که به آن‌ها وعده کمک داده بود دوباره برتخت بنشانند. پس از یک سری سوءتفاهم‌ها و بروز خشونت‌ها، صلیبیان شهر را در سال ۱۲۰۴ م. تسخیر کردند و دولتی به نام امپراتوری لاتین به همراه چند دولت صلیبی دیگر به‌وجود آوردند. صلیبیان قسطنطنیه را غارت کردند و اهالی شهر را از دم تیغ گذراندند. معمولاً این وقایع آخرین نقطهٔ جدایی بزرگ بین کلیسای ارتدکس شرقی و کلیسای کاتولیک به‌شمار می‌آیند.جنگ صلیبی علیه کاتاریسم در سال ۱۲۰۹ م. به‌منظور از بین بردن کاتاریسم از اوکیتانیا در جنوب فرانسهٔ امروزی آغاز شد. این جنگ‌ها که نزدیک به یک دهه به طول انجامیدند، بیشتر به‌خاطر گسترش قلمرو فرانسهٔ شمالی به مناطق جنوبی بود و در نهایت خوارج کاتار و مردم مستقل جنوب فرانسه به دست صلیبیون نابود شدند.یک جنبش ناگهانی در سال ۱۲۱۲ م. در آلمان و فرانسه جمعیت بزرگی از جوانان و نوجوانان دهقان را که بعضی زیر ۱۵ سال داشتند را جذب خود کرد. آنان باور کرده بودند که جایی که صلیبیان پیر و پر از گناه شکست خورده‌اند، می‌توانند پیروز شوند و نیروی معجزه‌آسای ایمانشان می‌تواند در جایی که قوای نظامی نتوانسته، پیروز شود. بسیاری از کشیشان محلی و پدر و مادران هم این التهابات مذهبی را تقویت و تشویق می‌کردند. پاپ و اسقف‌ها با این امر مخالف بودند، ولی نتوانستند مانع آن شوند. گروهی متشکل از هزاران جوان به رهبری فردی آلمانی به نام نیکولاس به سمت ایتالیا به راه افتادند. حدود یک‌سوم آن‌ها در حین گذر از کوه‌های آلپ زنده ماندند و حتی به جنوا نیز رسیدند. گروهی دیگر نیز به بندر مارسی رسیدند. آن‌هایی که خوش‌شانس بودند توانستند به خانه برگردند ولی بسیاری به‌عنوان برده برای تمام عمر در برده‌فروشی‌های مارسی به فروش رفتند. منابع در مورد این واقعه پراکنده و مبهم‌اند و مورخان هنوز دقیقاً نمی‌دانند چه اتفاقاتی افتاده‌است.با گردهمایی‌ها، دعاها و موعظه‌ها کلیسا تلاش‌کرد تا جنگ صلیبی دیگری راه بیندازد. در سال ۱۲۱۵ م.، چهارمین شورای قصر لاتران طرحی برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس ریخت. در مرحلهٔ اول، سپاهی از اتریش و مجارستان به نیروهای پادشاهی بیت‌المقدس و شاهزادگی انطاکیه پیوستند تا به اورشلیم حمله کنند. در مرحلهٔ دوم در سال ۱۲۱۹ م.، صلیبیون با پیروزی بزرگی دمیاط در مصر را تسخیر کردند ولی در پی اصرار نمایندهٔ پاپ در حمله‌ای بی‌پروا به قاهره در ژوئیه ۱۲۲۱ م. شکست خوردند و به‌خاطر کمبود آذوقه و مهمات صلیبیان مجبور به عقب‌نشینی شدند. در شبیخونی به رهبری کامیل پادشاه ایوبی مصر، بسیاری از صلیبیان کشته شدند و مابقی مجبور به تسلیم شدند و کامیل درخواست صلح هشت‌سالهٔ آنان را پذیرفت. در سال ۱۲۱۹ م. فرانسیس آسیزی از جبههٔ نبرد در دمیاط گذشت تا با کامیل مذاکره کند اما او و همراهش اسیر و مضروب شده و به پیش سلطان برده شدند. قدیس بناونچور می‌نویسد که کامیل تحت تأثیر فرانسیس قرار گرفته بود و مدتی را با او گذراند. کامیل به فرانسیس اجازهٔ عبور داد و به او پیشنهاد هدایای بسیاری کرد ولی فرانسیس فقط یک شیپور را قبول کرد تا با آن مؤمنان را به عبادت فراخواند. این امر سرانجام منجر به پایه‌گذاری فرقهٔ فرانسیسکن شد.امپراتور مقدس روم فردریک دوم بارها قول به آغاز یک جنگ صلیبی داد ولی به قولش عمل نکرد که باعث تکفیرش از سوی پاپ گرگوری نهم به سال ۱۲۲۸ م. شد. با این حال، او از بندر بریندیسی حرکت کرد و به عکا رسید. اگرچه جنگی رخ نداد اما او با کامیل عهدنامهٔ صلحی امضاء کرد که به موجب آن مسیحیان بر اکثر اورشلیم و نواری از منطقهٔ بین اورشلیم و عکا حکومت می‌کردند و مسلمانان همچنان قبةالصخره و مسجدالاقصی را در اختیار داشتند؛ بنابراین او موفقیت غیرمنتظره‌ای را به‌دست آورد. در سال ۱۲۲۵ م. او با وارث پادشاهی اورشلیم ازدواج کرد و پس از مرگ وارث در سال ۱۲۲۸ م. به پادشاهی اورشلیم رسید. صلح ده سال به طول انجامید در حالی‌که بسیاری از مسلمانان از این‌که کامیل از حکومت اورشلیم دست کشیده بود، ناخشنود بودند. در سال ۱۲۴۴ م. طی فتح اورشلیم مسلمانان دوباره حکومت اورشلیم را در دست گرفتند.در سال ۱۲۴۴ م. خوارزمشاهیان با همدستی مملوک‌ها اورشلیم را تصرف کردند. اروپاییان که بارها دست‌به‌دست شدن اورشلیم بین مسیحیان و مسلمانان را تجربه کرده بودند دیگر به فراخوان‌های پاپ برای بازپس‌گیری اورشلیم بی‌اعتنا شده بودند. سرانجام لویی نهم حاضر به جنگ صلیبی شد. صلیبیون در سال ۱۲۴۴ م. در غزه با قوای خوارزمشاهیان به رهبری ظاهر بیبرس روبه‌رو شدند و طی ۴۸ ساعت کاملاً منهدم شدند. بسیاری از مورخان این جنگ را ناقوس مرگ پادشاهی آتنمرز، یکی از دولت‌های صلیبی می‌دانند. لویی نهم جنگ صلیبی دیگری را علیه مصریان در سال‌های ۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ م. تدارک دید. صلیبیون در این جنگ شکست قاطعی خوردند و لویی اسیر شد. ترک‌ها خون‌بهای هنگفتی بابت آزادی لویی دریافت کرده و در نهایت او را آزاد کردند.در سال ۱۲۷۰ م.، لویی نهم با نادیده گرفتن توصیهٔ مشاورانش دوباره به عرب‌ها در تونس و شمال آفریقا حمله کرد. او گرم‌ترین فصل سال را انتخاب کرد و در نتیجه سپاه او به‌خاطر بیماری‌های مختلف به دردسر افتاده و هلاک شدند. لویی خودش هم مرد و تلاشش برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس ناکام ماند.در سال ۱۲۷۱ م. ادوارد یکم انگلستان پس از همراهی با لویی نهم در جنگ صلیبی هشتم جنگ صلیبی دیگری را علیه بیبرس آغاز کرد. لویی در تونس مرد و با شکست صلیبیون، دورهٔ نهم جنگ‌های صلیبی در خاورمیانه پایان یافت. در شماره‌گذاری جنگ‌های صلیبی گاهی جنگ صلیبی نهم را بخشی از جنگ صلیبی هشتم به‌شمار می‌آورند. در سال‌های پایانی صلیبیان که با خطر مملوک‌های مصری مواجه بودند امید به اتحاد با مغولها بسته بودند. ایلخانان مغول تصور می‌شد که به مسیحیت نزدیک‌تر هستند و شاهزادگان فرانکی در چند مورد توانسته بودند مغول‌ها را برای حمله به چندین ناحیه در خاورمیانه تحریک و سازماندهی کنند. اگر چه مغول‌ها تا دمشق تازش‌های موفقیت‌آمیزی داشتند اما آن‌ها نتوانستند به طرز مؤثری با صلیبیان در حمله به سرزمین‌های مقدس هماهنگ شوند و در جنگ‌ها از مصریان شکست خوردند. بزرگ‌ترین شکست مغولان در جنگ تعیین‌کنندهٔ عین جالوت به سال ۱۲۶۰ م. رقم خورد. سرانجام مملوک‌ها به رهبری بیبرس تصمیم خود برای پاکسازی شام از فرانک‌ها را به تدریج عملی کردند. با سقوط انطاکیه (۱۲۶۸ م.)، طرابلس (۱۲۸۹ م.)، و عکا (۱۲۹۱ م.) مسیحیانی که قادر به فرار نبودند کشته یا به بردگی گرفته شدند و به این ترتیب آخرین آثار مسیحیت از شام ناپدید شد.صلیبیان با طعم زندگی مرفه و آسایش جدیدی که در سرزمین مقدس چشیده بودند از سرزمین مقدس به خانه‌هایشان در اروپا بازمی‌گشتند. امپراتوری بیزانس دوباره نجات یافت؛ اما دیگر قدرت معظمی در مدیترانه در قیاس با ونیز به‌شمار نمی‌رفت. امپراتوری اعاده‌شده، کامل از هم جدا و پراکنده بود که شامل قسطنطنیه و اراضی اطراف آن و مقداری اراضی در آسیای صغیر و بخشی از تسالونیک می‌شد. در اواخر قرن ۱۴ م. و اویل قرن ۱۵ م.، پادشاهی‌های مجارستان، لهستان، والاشیا و صربستان، جنگ صلیبی جدیدی را ترتیب دادند اما این‌بار برای بازپس‌گیری اورشلیم نبود، بلکه برای دفاع از تهاجم از هم‌گسیختهٔ عثمانی‌ها بود که روزبه‌روز در اروپای شرقی پیش می‌رفتند و حتی در جریان محاصرهٔ قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ میلادی، به یاری بیزانسی شتافتند که تعداد ۲۰۰۰ نفر از ونیزی‌های داوطلب، شاهدی بر این موضوع هستند.منبع: ویکی پدیادرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-rhpzpo1ri6ui </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 23:22:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره یونان باستان</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-rhpzpo1ri6ui</link>
                <description>یونان باستان به تمدنی گفته می‌شود که متعلق به دوره‌ای از تاریخ یونان است که از دورهٔ باستانی ششم تا هشتم قبل از میلاد مسیح شروع شده و تا عصر کلاسیک (حدود قرن ششم تا هفتم) به طول انجامید. بلافاصله بعد از این دوران، آغاز اوایل قرون وسطی و امپراتوری روم شرقی بود.گاهشمار تحولات سیاسی یونان باستان:۱۰۰۰ پیش از میلادمردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اوّلین منطقهٔ شهری خود را بنیان‌گذاری نمودند. این کار همزمان با (یا پس از) سکونت آریاییان در ایران بود.۷۷۶ پیش از میلاداولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار گردید.۷۵۰ پیش از میلادیونانی‌ها به‌وجود آوردن مستعمرات را در سرتاسر مدیترانه، آغاز کردند. آن‌ها مستعمراتی روی جزیرهٔ سیسیل و در جنوب ایتالیا، به‌وجود آورند.۵۹۴ پیش از میلادقانون گذار آتنی، سولون، نخستین قوانین آتن در حوزهٔ سیاست و قضاوت نوشت.۴۹۴ پیش از میلاد: حملهٔ داریوش به یونان با عنوان جنگ لاده و شکست یونانیان در نزدیکی جزیره لاده.کلئیستنس دموکراسی آتن را تأسیس کرده و عصر کلاسیک آتن باستان را آغازید.۴۹۰ پیش از میلادداریوش بزرگ، پادشاه هخامنشی، در پشتیبانی از هیپیاس، حاکم پیشین آتن، سپاهی را روانه یونان می‌کند. آتنی‌ها در نبرد ماراتون، ارتش مهاجم ایرانیان را شکست می‌دهند.بنا بر دانشنامه ایرانیکا در سال ۴۹۰ پیش از میلاد جنگی به نام ماراتن بین ایران و یونان در محلی به نام ماراتن در یونان کنونی رخ می‌دهد و ارتش هخامنشی از یونان شکست می‌خورد. این نبرد نخستین پیروزی یونان بر پارس در خشکی بود.۴۸۰ پیش از میلادلشکر پارس، به پادشاهی خشایارشا در نبرد ترموپیل، سپاه اسپارت، را در هم می‌کوبند؛ و سپس آتن را فتح می‌کنند. مدتی بعد ناوگان دریایی پارس و آتن در جنگ سالامیس، درگیر می‌شوند. پس از نیمی از روز درگیری، ناوگان پارس صحنه جنگ را ترک کرده و خشایارشا به سرزمین پارس بازمی‌گردد.۴۷۹ پیش از میلادنیروی زمینی پارس به رهبری مردونیه، برای بار دوم آتن را فتح می‌کند. سپس نیروهای متحد آتن و اسپارت، پارسیان را محاصره کرده و در جنگ پلاته آنان را شکست می‌دهند. تاریخ‌نگاران یونانی از این جنگ به عنوان پایان حضور نظامی پارس در یونان یاد می‌کنند.۴۲۹–۴۶۲ پیش از میلادآتن در عصر پریکلس، ژنرال و سیاست‌مدار یونانی، شکوفا شد. بهترین بخش‌های تپه آکروپولیس از جمله معبد بزرگ پارتنون برای ایزدبانو آتنا، در این زمان ساخته شد.۴۰۴–۴۳۱ پیش از میلاددو اتحادیه یونان، اتحادیه دلوس به رهبری آتن و اتحادیه پلوپونزی به رهبری اسپارت برای بدست گرفتن کنترل یونان با هم وارد جنگ می‌شوند. این جنگ موسوم به جنگ پلوپونز مدت ۲۷ سال طول کشیده و با پیروزی قطعی و کامل اسپارت که از پشتیبانی کوروش کوچک، شاهزاده هخامنشی برخوردار بود، به پایان رسید. پایان این جنگ با تخریب دیوارهای آتن و نابودی دموکراسی این شهر همراه بود.۳۳۸ پیش از میلادفیلیپ اهل مقدونیه، پدر اسکندر، در جنگ چایرونی، سراسر یونان را فتح می‌کند. پیروزی فیلیپ، عصر استقلال مناطق شهری یونان را پایان می‌دهد. پس از او اسکندر مقدونی، کار پدر را تکرار کرده و یونانیان را مجبور به اطاعت می‌کند.۱۸۷ پیش از میلادبا شکست فیلیپ پنجم مقدونی، رمی‌ها جای مقدونی‌ها را در یونان می‌گیرند.دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (۵۰۰ قبل از میلاد ـ ۵۰۰ میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تأثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه یونان نظریاتی در زمینه اداره جوامع به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.از سال ۸۷ تا ۸۶ پیش از میلاد جنگ‌های مهردادی شروع می‌شود و مهرداد ششم پنتوس به وسیله رومیان از یونان باستان و دیگر نقاط اروپا عقب رانده می‌شود.مشاهیر یونان باستان:توجه شود که برخی از افراد که نامشان در زیر آمده‌است، لزوماً یونانی نبوده بلکه آثارشان را به زبان یونانی نوشته‌اند.فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی‌دان یونانی، رابطه بین ضلع‌های مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.آناکسیماندروس فیلسوف یونانی، اهل سیلتوس، واقع در آسیای صغیر (ترکیه کنونی)، سعی می‌کند که آغاز جهان و ساختار آن را کشف کند. او نتیجه می‌گیرد که هوا مهم‌ترین ماده جهان است. آیسوخلوس، نمایشنامه‌نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه‌هایش، مورد استفاده قرار می‌دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان می‌دهد. ستاره‌شناس یونانی، آناکساغورس، متوجه می‌شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی‌نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می‌یابند. سوفوکلس، تراژدی‌نویس نمایشنامه می‌نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می‌رساند و با مادر خود ازدواج می‌کند، به تصویر می‌کشد.اوریپیدس، تراژدی‌نویس یونانی، نمایشنامه‌هایی را بر پایه اساطیر یونان می‌نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مده ا»، داستان زنی است که فرزندان خود را به قتل می‌رساند. فیدیاس، مجسمه‌ساز یونانی، مجسمه‌هایی برای معبد «پارتنون» در آکروپولیس آتن. سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می‌پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می‌آیند و او را به مرگ محکوم می‌کنند. او به مرگ با نوشیدن شوکران محکوم می‌شود و خودکشی می‌کند. آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه‌نویس یونانی، در نمایشنامه‌های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می‌کشد. در حدود ۳۸۵–۴۵۰ پیش از میلادافلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه، «آکادمی»، را در آتن دایر می‌کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می‌پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر درمی‌آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش دربارهٔ نحوه اداره یک حکومت ایدئال می‌پردازد.در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سال‌های ۳۰۰–۵۰۰ قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند. ارسطو، فیلسوف یونانی، تعلیم و تربیت اسکندر مقدونی را که بعدها به سرداری بزرگ مبدل شد، به عهده می‌گیرد. ارسطو در آتن، مدرسه‌ای به نام لیسیوم (لوکیون) تأسیس می‌کند. وی رساله «سیاست» را می‌نویسد و در آن به بحث دربارهٔ شش روش اداره حکومت می‌پردازد. او همچنین «نمودار نردبانی طبیعت» را که در آن موجودات زنده بر اساس پیچیدگی ساختمان بدنشان طبقه‌بندی شده‌اند، ابداع می‌کند. در شهر اسکندریه، که به‌وسیله یونانیان در مصر بنا گردید، پزشکی به نام هیرو فیلوس به منظور بررسی دستگاه عصبی و اجزای بدن انسان، به تشریح اجساد می‌پردازد. اقلیدس، ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می‌آورد.آریستارخوس (ارسطرخوس)، ستاره‌شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می‌پندارد. ارشمیدس در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شیئی به اندازه حجم خود آب جابجا می‌کند، نائل می‌گردد. وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می‌کند؛ و نام خود را بر آن می‌گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می‌رسانند. تسبیوس اسکندرانی (اهل اسکندریه) ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می‌کند. هیپارخوس (ابرخس)، ستاره‌شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می‌کند و زمان کسوف‌های خورشیدی را محاسبه می‌کند. بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی، نقشه‌ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می‌دهد. هیپاتیا فیلسوف زن نوافلاطونی که به عنوان نخستین زن برجستهٔ ریاضی‌دان و آخرین کتابدار کتابخانه اسکندریه شناخته می‌شود. او استاد فلسفه و ریاضی در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. وی در دوران حکومت روم بر مصر در اسکندریه زندگی می‌کرد و به دست مسیحیان و با تحریک کلیسا به اتهام جادوگری کشته شد.انیسیدموس (حدود یک سده پیش از میلاد) اهل کنوسوس در جزیره کرت و مبدع نظریه اپوخه. اپوخه لحظه‌ای نظری را وصف می‌کند که تمامی قضاوت‌ها دربارهٔ وجود یا هستی جهان خارجی و در نتیجه تمام کنش‌ها در جهان به حالت تعلیق در می‌آید. این نظریه نقشی پر رنگ در مکتب شک گرایی که یکی از زیر مجموعه‌های خردگرایی است را ایفا کرد.تالس،ریاضیدان یونانیبقراط،دانشمند و پزشک یونانیمنبع: ویکی پدیادرود برانسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%DA%86%DB%8C%D9%86-scwwywad7bue  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%DB%8C%D8%A8%DB%8C-vkvcy7x01hxp  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D8%BA%D9%88%D8%B1%D8%AB-q7vrvipyiysr </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 19:14:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-uooz34iqabte</link>
                <description>مرگ در زیست‌شناسی پایان چرخه زندگی موجودات زنده و در پزشکی به معنای توقف برگشت‌ناپذیر علائم حیاتی است و در متن‌های دیگر رشته‌ها، ممکن است به نابودی کامل یک روند، یک وسیله یا یک پدیده اشاره کند. عوامل و شرایط گوناگونی می‌توانند به مرگ جاندار‌ها بینجامند از جمله بیماری، تخریب زیستگاه، پیری، سوء تغذیه و استرس و تصادفات. در کشورهای پیشرفته، عامل اصلی مرگ انسان‌ها، پیری و بیماری‌های مربوط به کهولت سن است. سنت‌ها و اعتقادات در رابطه با مرگ، یکی از مهم‌ترین قسمت‌های فرهنگ انسان‌ها محسوب می‌شود. با توجه به پیشرفت‌های روزافزون علم پزشکی، توضیح پدیده مرگ، جزئیات لحظه مرگ و همچنین درک واقعی، پیچیدگی‌های بیشتری پیدا کرده‌است.پس از توقّف علائم حیاتی و قلب، هوشیاری تمام حواس به‌کلّی از دست می‌رود و موجود زنده (انسان و جانوران) هیچ چیزی را احساس نمی‌کند و نمی‌شنود و نمی‌بیند و حس نمی‌کند زیرا این امور متعلّق به بدن او و اعصاب و تجزیه و تحلیل آن توسط مغز است که از بین رفته و رهسپار آرامشی طولانی (همانند قبل از تولد) می‌شود. پس از مرگ در مغز در حدود یک‌دقیقه پس از قطع‌شدن ورود اکسیژن به آن، واکنش‌های شیمیایی‌ای در مغز انجام شده که باعث از بین رفتن سلول‌های مغزی(نورون‌ها) می‌شود. سپس جسد به حالت تونوس و خشک‌شدگی ماهیچه‌ها در می‌آید و اصطلاحاً (جمود نعشی) می‌شود و عوامل میکرو ارگانیسمی مانند: باکتری بی‌هوازی از بیرون بدن و درون آن شروع به فعالیت کرده و بافت‌های بدن را تجزیه کرده و پس از گذشت چیزی حدود بیست سال بافت نرم بدن از بین رفته و فقط اسکلت (استخوان) و دندان و مو و ناخن به دلیل داشتن پروتئین کراتین تجزیهٔ بسیار کند تری نسبت به بافت نرم خواهند داشت.مرگ از دیدگاه پزشکی قانونی یا Forensic Medicine عبارت است از: ختم حتمی و طبیعی زندگی که بعد از تغییرات زنجیری که در روند حیات پدیدار می‌شود به صورت تدریجی به وقوع می‌پیوندد. همچنین مرگ از نظر پزشکی قانونی به دودسته تقسیم می‌شود:الف) مرگ از نظر نوع مشتمل است بر: مرگ جبری (در اثر عوامل خارجی ایجاد می‌شود)مرگ غیر جبری (عبارت است از مرگی که بر اثر کهولت سنّ (فیزیولوژیک) یا بر اثر بیماری (پتالوژیک) به وقوع می‌پیوندد.ب) مرگ از نظر جنس مشتمل است بر قتل، خودکشی، مرگ تصادفی (نوعی مرگ جبری است که در وضعیتی خاص رخ می‌دهد).مرگ طبیعیاعداماتانازیدرگذشتخودکشیقربانی کردندر ادیان ابراهیمی مرگ جدا شدن روح از بدن دانسته می‌شود. بنابه این آموزه روح افراد در عالم برزخ وارد شده و در آنجا زندگی دارند. برزخ در زبان عربی سدّی است که بین دو چیز حایل شده باشد و در اصطلاح شرع، عالمی را گویند که بین دنیای مادی و فرا مادی قرار دارد و انسان پس از مرگ تا روز قیامت در آن خواهد ماند. پس از مرگ روح انسان هوشیار بوده و بر تمام حوادث درک دارد. از دیدگاه اسلام و قرآن: مرگ عصاره کل زندگی دنیوی است که آنرا به ما میدهند و همه باید بخورند (کُلُ نَفسٍ ذائقه المَوت).این همان مصداق ضرب المثل «آشی که خودت پختی بفرما یک قاشق بزن» می باشد.اگر انسانی زندگی کرده باشیم عصاره ای شیرین و گوارا خواهیم نوشید(أَحلا مِنَ العَسَل)و اگر نه، مرگ تلخ و عذاب آور و چِندِش آوری را تجربه خواهیم کرد.مرگ سنّتی همگانی است و بنا بر دیدگاه خداباوران، خداوند بقا و جاودانگی حیات دنیوی را برای هیچ‌کس قرار نداده است و همگی طعم مرگ را خواهند چشید. دون خوان ماتوس : مرگ هرگز توقف نمی‌کند . فقط گاهی چراغ‌هایش را خاموش می‌کند.چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار؟ - که رخت عُمر ز کی باز می‌برد طرارچرا ز خواب و ز طرار می نیازاری؟ - چرا ازو که خبر می‌کند کنی آزار؟منبع: ویکی پدیادرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-zjmhqgwzqoc2  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-xajpliamk3pt </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 18:06:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-xajpliamk3pt</link>
                <description>خدا به معنی مالک و صاحب، قدرتی برتر و بدون ماهیتِ قابل تعریف، بر مبنای مفهوم‌محوری بسیاری از ادیان به ویژه ادیان ابراهیمی می‌باشد. در این ادیان، خدا به عنوان آفریننده و آغازگر جهان هستی عنوان شده‌است.در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، خداوند به نام یهوه به بنی اسرائیل و موسی معرفی می‌شود. در باور دسته دیگری از دین‌ها از جمله بوداگرایی، هندوگرایی و دین‌های منقرض شده‌ای مانند مذهب المپی خدایان زیادی وجود دارند. این خدایان یا ایزدان، معمولاً قادر مطلق نیستند و نمادهای جنبه‌های گوناگون جهان برتر و ماوراءالطبیعه هستند. به این‌گونه دین‌ها، دین‌های چندخدا گفته می‌شود. در باور صوفی‌گرایان، موجود برتر یعنی خدا، (که صوفیان آن را «حق» می‌نامند) موجودی است که به هیچ‌یک از صفاتی که در جهان ما یا در ذهن ما حضور دارند، منسوب نیست. گروه دیگری (از جمله عده‌ای از صوفیان) به همه‌خدایی باور دارند. همهٔ خداباوران یا به‌دیگر سخن، گروندگان به مفهوم وحدت وجود، کل همین جهان را برابر با خدا می‌دانند. گروه دیگری نیز به خدافراگیردانی (Pantheism) باور دارند. خدا ـ فراگیر ـ دانی شکلی از خداپرستی است که معتقد است خدا دربر گیرنده جهان است ولی برابر با جهان نیست. یعنی جهان ما بخشی از خداست.افرادی را که به وجود خدا اعتقاد دارند ولی به ادیان و دخالت خدا در جهان باور ندارند دئیست می‌گویند. به کسانی که به آفریننده و موجودی برتر باور ندارند خداناباور (آتئیست) گفته می‌شود. به افرادی که وجود خدا را اثبات شدنی یا رد شدنی نمی‌دانند، ندانم‌گرا (آگنوستیک) گفته می‌شود. به‌کسانی که وجود نداشتن یا داشتن خدا را مهم نمی‌دانند، آپاتئیست (Apatheist) گفته می‌شود. به‌کسانی که به خدای شخص‌وار اعتقادی نداشته و طبیعت را جزئی از خدا می‌دانند، پانتئیست گفته می‌شود.خدا نام اطلاق شده در فارسی به وجود آفریدگار جهان؛ اما متمایز از آن، در نظام‌های ایمانی است، خواه این خدا به‌صورت یکتا در یکتاپرستی مطرح باشد، یا به‌صورت ایزدبانو ای در کنار دیگر خدایان که در چندخدایی طرح می‌شود. همچنین چه ارتباطش را با جهان حفظ نموده باشد و چه در امورات آن دخالت نکند. خدا متداول‌ترین واژه‌ای است که به آفریدگار فراطبیعی ناظر جهان اطلاق شده‌است. متکلمان ویژگی‌های گوناگونی را به مفاهیم متعدد خدا نسبت داده‌اند. از معمول‌ترین این ویژگی‌ها می‌توان به علم مطلق، قدرت مطلق، حضور در همه‌جا در آن واحد، خیر اعلی بودن، بسیط بودن و وجود داشتن ضروری اشاره نمود. همچنین خدا به‌عنوان وجودی مجرد و شخصی وار؛ مرجع تام تعهد اخلاقی و بزرگ‌ترین موجود قابل تصور، تلقی شده‌است. مسئله وجود خداوند همواره به‌عنوان یکی از سرفصل‌های مهم کاوش‌های فلسفی مطرح بوده‌است، و در طول تاریخ، فلاسفهٔ متعلق به مشرب‌های فکری مختلف، به بیان و سنجش استدلال‌هایی له یا علیه وجود خدا پرداخته‌اند.واژه خدا در ادبیات فارسی به معنای آفریدگار بکار رفته است. چنان که سعدی در ابتدای گلستان می گوید:«منت خدای را عزّ و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت» و فردوسی در ابتدای شاهنامه می گوید:«به نام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه بر نگذرد». کلمات دیگری نیز به معنای خدا بکار رفته مانند اهورا مزدا ، یزدان، ایزد، الله، پروردگار، دادار، آفریدگار، کردگار، یگانه، رحمان و غیره. مثلا کلمه یزدان بجای خدا بکار رفته است: «به نیروی یزدان بیابیم دست، بدان بدکنش مردم بت‌ پرست». واژهٔ خدا به معنی مالک و صاحب نیز به‌کار می رود چنانکه سعدی می‌گوید: «وگر چه به مکنت قوی‌حال بود / خداوندِ جاه و زر و مال بود». الفاظ کدخدا و دهخدا و ناخدا و خانه خدا ناظر به همین معنی است. خداوند و خداوندگار از القاب پادشاهان و حاکمان نیز بوده‌است(خداوندگار عالم، خداوند عالم، خداوندگار ما و غیره). واژه خدا یا خدای از فارسی میانه به معنی «ارباب» و «پروردگار»، و آن نیز مرتبط با واژهٔ اوستایی xᵛaδāta- ‏به معنی «قائم به خود» یا «آفریدهٔ خود» است. واژهٔ مرتبط فارسیِ «خدیو»، که هم‌معنی «خدا» است، برگرفته از واژهٔ بلخی xoadēo ‏(χοαδηο، به معنی «ارباب») است. این واژهٔ بلخی معادل فارسی میانه xwadāy و xwadāwan و سغدی xwtʾw است که همگی این واژه‌ها ترکیبی از دو بن *xwa- (به معنی «خود») و یکی از حالت‌های بن *taw- (به معنی «توانا بودن») هستند. سیمز ویلیامز واژهٔ بلخی را ترجمهٔ (calque) واژهٔ یونانی auto-kratōr ‏(αὐτοκράτωρ، به معنی «امپراتور») دانسته‌است که ترکیبی است از autos (به معنی «خود») و kratos (به معنی «توانایی»). واژهٔ God در زبان انگلیسی از واژهٔ زبان نیاژرمنی ǥuđan و آن نیز برگرفته از زبان نیاهندواروپایی ǵhu-tó-m است که به معنای صدا کردن و فراخواندن است.در جهان امروز گسترهٔ ایمان به خدا در هر قاره و کشور متفاوت می‌باشد. در کشورهایی مانند ترکیه، اندونزی و برزیل آمار خبر از اعتقاد بیشتر از هشتاد درصد جمعیت به خدا دارد در حالی‌که در کشورهایی مانند آلمان، بریتانیا، فرانسه، سوئد و جمهوری چک کمتر از سی درصد جمعیت به‌وجود خدا اعتقاد دارند. در بعضی کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، کرهٔ جنوبی، کرهٔ شمالی و چین کمترین آمار خداباوران در جهان وجود دارد. گفته می‌شود در کشورهایی مانند ایران و عربستان بیش از نود و هشت درصد مردم به‌وجود خدا اعتقاد دارند، اما عدم وجود نظرسنجی‌های بی‌طرف و حکومت‌های دینی که برای خروج از دین پدری گاه مجازات مرگ هم در نظر می‌گیرند، باعث شده تا این‌گونه نظرسنجی‌ها بی‌اعتبار باشد.در مباحث دین و فلسفه دلایل متعددی برای وجود خدا ذکر شده است که از میان آنها چهار مورد اهمیت بیشتری دارد. در برهان علیت هر پدیده ای علتی دارد و خود آن علت علت دیگری دارد تا در نهایت به علت اول که خدا است می رسد.در برهان نظم با مشاهده موارد نظم در طبیعت پی به وجود خدا می بریم. در برهان هستی شناسی داشتن زمینه ذهنی از یک وجود کامل و مطلق به نام خدا مطرح کننده این است که خدا وجود دارد. در این استدلال وجود بردو نوع است وجود مخلوقات و وجود خدا که واجب است و به عنوان واجب الوجود یاد می شود. در برهان اخلاق وجود ارزشهای اخلاقی و معنوی در جهان مادی قابل توجیه نیست مگر از طرف خدا آمده باشد یعنی اخلاقیات از منشاء طبیعت یا قوانین اجتماعی نیست و منشاء مادی ندارد.پرزنسپرزنس (The Presence) یک شخصیت خیالی به نمایندگی از خداوند در کتاب‌های کامیک آمریکایی منتشر شده توسط دی‌سی کامیکس است. نام اصلی شخصیت یَهُوَه است. این شخصیت توسط نویسنده جری سیگل و طراح برنارد بیلی خلق شده‌است که برای اولین بار در شمارهٔ ۵۲ مجموعه گلچین ادبی مور فان کامیکس (فوریه ۱۹۴۰) حضور پیدا کرد. پرزنس، که به طریقی دیگر به عنوان خدای پیمان، خالق و ایزد دنیای دی‌سی شناخته می‌شود هرچند او اغلب تنها به شکل یک صدا در حال سخن گفتن دیده می‌شود. در طول تاریخ کمیک‌های دی‌سی، پرزنس در اشکال مختلفی حضور داشته‌است که از آن‌ها می‌توان به: صدا، دست، سرچشمه (سورس) و حضور اشاره کرد. او پدر(منظور بیشتر خالق است چون پرزنس با کسی ازدواج نکرده است) دو فرشته مقرب، لوسیفر مورنینگ‌استار و میکائیل دمیورگوس به‌شمار می‌رود.منبع: ویکی پدیادرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-zjmhqgwzqoc2  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-uooz34iqabte </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 16:07:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره ایتالیا</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7-cdeasjyhiddt</link>
                <description>ایتالیا با نام رسمی جمهوری ایتالیا کشوری است که در اروپای جنوبی قرار گرفته و پایتخت آن شهر تاریخی رم است. این کشور یکی از قدرت‌های اصلی اقتصادیِ جهان و هشتمین اقتصاد بزرگ جهان از نظر تولید ناخالص داخلی است. کشور از شبه‌جزیره ایتالیا و دو جزیرهٔ سیسیل و ساردِنی در دریای مدیترانه تشکیل شده‌است. امروزه ایتالیا کشوری توسعه‌یافته است و جزو گروه هشت به‌شمار می‌آید. گروه هشت یا جی هشت به قدرت‌های صنعتی گفته می‌شوند. کشور ایتالیا به دلیل شکل ظاهری قلمرو آن به کشور چکمه معروف است.پرچم ایتالیانام رسمی: جمهوری ایتالیاپایتخت: رم(2873000 نفر در سال 2017)مساحت: 301323 کیلومترمربع(هفتاد و یکمین کشور بزرگ دنیا)جمعیت: 60360000 نفر در سال 2019(بیست و سومین کشور پرجمعیت دنیا)نوع حکومت: جمهوری با دو مجلس قانونگذاریرئیس حکومت: رئیس جمهور= سرجو ماتارلا(از سال 2015)رئیس دولت: نخست وزیر= ماریو دراگی(از سال 2021)زبان: ایتالیاییواحد پول: یورو= 100 سنت، یک یورو= 274470 ریال(در 3 خرداد 1400)شهرهای مهم: میلان، ناپل، تورینو، پالرمو، جنوواواحد پول این کشور یورو و زبان رسمی آن ایتالیایی است. جمعیت ایتالیا حدود 60/3 میلیون نفر است و ۹۳/۹ درصد مردم آن مسیحی هستند. ایتالیا پنجمین کشور پرجمعیت اروپا و بیست و سومین کشور پرجمعیت دنیا است. ایتالیا آب‌وهوای معتدل فصلی دارد و آب‌وهوای مناطق ساحلی آن با شرایط هوایی کوهستان‌های داخلی تفاوت زیادی دارد. دو کشور مستقل بسیار کوچک به نام‌های واتیکان و سان مارینو در درون خاک ایتالیا قرار دارند و یک تکه از خاک ایتالیا نیز بیرون از خاک اصلی این کشور و در سوئیس قرار دارد که کامپیونه دیتالیا نامیده می‌شود. رم، پایتخت ایتالیا، به عنوان پایتخت امپراتوری روم و اقامتگاه پاپ، برای سده‌های پیاپی از مراکز سیاسی و مذهبی تمدن غرب بود. پس از فروپاشی امپراتوری روم، منطقهٔ ایتالیا به مناطق و شهرهای خودگردان بسیاری تقسیم شده‌بود (ازجمله جمهوری ونیز و دولت کلیسا) ولی واحدهای مختلف سیاسی در منطقه ایتالیا در سال ۱۸۶۱ متحد شده و کشور کنونی ایتالیا را به‌وجود آوردند.یکی از فرضیه‌های بی‌شمار خاستگاه نام ایتالیا این است که از واژه Víteliú در زبان باستانی اتروسکی وام گرفته که هم‌ریشه آن در زبان لتونیایی، تلش به معنای گوساله است. واژه هم‌ریشه آن در فارسی واژه تلیسه به معنای گاو ماده جوان است.اتروسک‌ها، یونانی‌ها و سپس رومی‌ها در دوران باستان بر ایتالیا حکمرانی می‌کردند و در قرون وسطی کنترل ایتالیا در دست پاپ‌ها، فرانک‌ها، بیزانسی‌ها و سپس اعراب و نورمن‌ها در پاره‌ای از اوقات بوده‌است. از میان مشکلات پرشماری که اتحاد ایتالیا (۱۸۷۰–۱۸۴۸) در پی داشت، آنچه بیش از همه اضطراری می‌نمود، همانا یکدست ساختن سرزمینی بود که از لحاظ سیاسی و اقتصادی بسیار متفاوت بود.به‌کارگیری ساختارهای اداری دوره رژیم سلطنتی ساوویا در طول زمان باعث وخیم تر شدن اختلافات قبلی میان مناطق مختلف ایتالیا شد و به دنبال آن موج مهاجرت طبقهٔ روستایی به سوی آمریکای شمالی و جنوبی آغاز شد. میان سال‌های پایانی قرن نوزدهم و سال‌های آغازین قرن بیستم، چند میلیون ایتالیایی به خارج از کشور مهاجرت کردند. از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی، دورهٔ قبل از اتحاد تا زمان آغاز جنگ اول جهانی با پدیده رشد کلی کشور همراه بود که با تکیه به موقعیت بین‌المللی مثبت، این امکان را یافت تا سر و سامانی به وضعیت مالی و ساختارهای دولتی داده و بخش‌های اصلی برای کمک به پیشرفت و توسعهٔ صنعتی را گسترش دهد و در این راستا البته از کمک سخاوتمندانه سرمایه‌های خارجی نیز بهره برد. شرایط اجتماعی کشور، که همراه با اختلافات پیش گفته میان مناطق روستایی و شهری بود، سال‌های اولیه ”صنعتی‌سازی کشور” و نخستین گام‌ها به سوی یک ساختار نوین اجتماعی را با شکل‌گیری احزاب سیاسی رقم زد. ظهور این احزاب سیاسی و تنش‌های اجتماعی ناشی از آن تأثیر گسترده‌ای بر جریان‌های بعدی تاریخی ایتالیا بر جای گذاشت.به دنبال بر خورداری شهروندان ایتالیایی از حق رأی در سال ۱۹۱۳، روند یکپارچه‌سازی سیاسی کشور تکمیل شد و این در حالی بود که چهرهٔ بین‌المللی ایتالیا که به‌دنبال اصلاحات آغاز شده از فردای روز اتحاد، هماهنگ‌تر و مدرن‌تر شده بود، وجهه بیشتری یافته و تقویت می‌شد. در آستانهٔ جنگ اول جهانی، ایتالیا چشم‌انداز ترسیم شده تا آن زمان را دگرگون ساخته و در کنار قدرت‌های متحد فرانسه، انگلیس و ایالات متحده وارد جنگ شد. به‌دنبال کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ مناطق شمالی ترنتینو، التوادیجه و ونتریا جولیا را که برای کامل ساختن روند اتحاد ملی مورد نیاز بود، به‌دست آورد. ایتالیا هرچندکه از مبارزه پیروز خارج شده بود، اما از دیدگاه اقتصادی زیر بار فشارهای وارده، دچار چنان آشفتگی‌هایی شده بود که دولت‌های وقت آن زمان توان هدایت آن را به‌سوی دستاوردهای مثبت نداشتند. در این برهه برخی از تشکیلات سیاسی که بعدها به‌مدت ده‌ها سال بر آینده کشور تأثیرات عمیقی گذاشت، پا به عرصه وجود گذاردند، از جمله حزب ملت (۱۹۱۹) که بعدها به حزب دموکرات مسیحی تغییر شکل داد، حزب سوسیالیست، حزب کمونیست که توسط گرامشی پایه‌گذاری شد (۱۹۲۱) و طبقات مبارز که توسط موسولینی شکل گرفت (۱۹۱۹) و بعداً در سال ۱۹۲۱ به حزب فاشیست ملی تغییر شکل داد و عامل به قدرت رسیدن موسولینی شد.در سال ۱۹۲۵ (میلادی) با ممنوع شدن فعالیت تمامی دیگر احزاب، دوره رژیم فاشیست آغاز می‌شود که با سیاست استبدادی و در پوشش ملی‌گرایی، باعث دگرگونی‌های ریشه‌ای در زندگی مردم این کشور شد و آزادی‌های سیاسی را محدود کرد. این رژیم برای ممانعت از دشمنی کلیسای کاتولیک، به توافقی با واتیکان (۱۹۲۹) دست یافت. در آن سال‌ها اقدامات جدی برای تقویت و توسعه فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی صورت گرفت. در زمینه سیاست خارجی، موسولینی سعی کرد با اتکا به سیاست توسعه طلبانه و قدرت‌های متحد، پرستیژ خود را تثبیت کند که نقطهٔ اوج آن اتحاد با آلمان و ورود به جنگ دوم جهانی (۱۹۴۵–۱۹۴۰) علیه متفقین و متعاقباً سقوط رژیم فاشیست به‌دنبال ناکامی‌های نظامی بود. بازسازی دموکراسی و اداره وضعیت سخت کشور پس از پایان جنگ و کوشش در از بین بردن هر آنچه از رژیم فاشیست به ارث مانده بود، باعث شد تا مجمع قانون اساسی شکل بگیرد. در دوم ژوئیه سال ۱۹۴۶، و به‌دنبال انجام همه‌پرسی «جمهوری ایتالیا» متولد شد و این تاریخ تبدیل به جشن ملی شد. قانون اساسی جدید از تاریخ اول ژانویه ۱۹۴۸ رسمیت یافته و به مرحله اجرا درآمد. ایتالیا بعد از جنگ، تلاش زیادی برای نزدیکی به کشورهای غرب انجام داد و در این راستا به ”اتحاد آتلانتیک” ملحق شد. در سطح اروپا، ایتالیا در آن دوره از جمله کشورهایی بود با حداکثر توان در راستای یکپارچگی اروپا در طی مراحل مختلف آن، چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی کوشش کرد. از اول ژانویه ۱۹۹۹ (میلادی)، ایتالیا از جمله ۱۱ کشوری است که واحد پولی یورو را به عنوان پول واحد برگزید.ایتالیا با نقشه‌ای شبیه چکمه در جنوب اروپا با مختصات جغرافیایی تقریبی ۵۰ ۲۲ شمالی، ۳۰ ۱۲ شرقی قرار دارد. مساحت کل آن ۳۰۱٬۳۴۰ کیلومتر مربع (تقریباً یک پنجم ایران) است که از آن ۲۹۴٬۰۲۹ کیلومتر مربع خشکی و ۷۲۱۰ کیلومتر مربع آب است. ۷۶۰۰ کیلومتر ساحل دارد. جزایر ساردنی و سیسیل در دریای مدیترانه نیز جزو ایتالیا است. آب و هوای ایتالیا مدیترانه‌ای است. در شمال به دلیل وجود رشته‌کوه آلپ سرد، در جنوب خشک و در کل کشوری تقریباً گرم است. بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو با ارتفاع ۴۸۰۸ متر از سطح دریا و کمترین ارتفاع آن هم‌سطح با دریای مدیترانه‌است.مرزهای این کشور ۲۹۳۲۱ کیلومتر است. با کشورهای زیر مرز مشترک دارد:اتریش: ۴۳۰ کیلومترفرانسه: ۴۸۸ کیلومترواتیکان: ۳٫۲ کیلومتر (واتیکان در داخل شهر رم پایتخت ایتالیا قرار دارد)سن ماریو: ۳۹ کیلومتر (کشور سان مارینو در شمال ایتالیا و در دل ایالت امیلیا رومانیا قرار دارد)اسلوونی: ۲۳۲ کیلومترسوئیس: ۷۴۰ کیلومترایتالیا از نظر جغرافیایی به ۲۰ ناحیه تقسیم می‌شود که ۵ ناحیهٔ آن دارای نوعی خودمختاری در وضع قوانین محلی است و امور این نواحی توسط انتخاب‌شدگان محلی انجام می‌شود. از سوی دیگر ایتالیا به ۱۱۰ استان و ۸٬۱۰۰ شهرداری تقسیم می‌شود. علاوه بر این در سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۵ شهر ایتالیا به عنوان ابرشهر یا متروپولیس در نظر گرفته شدند که البته این تقسیمات جدید هنوز به مرحله رسمی و اجرایی نرسیده‌است.ایتالیایی‌ها. گروه‌های نژادی آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی اسلاوتبار در شمال و آلبانیایی‌تبار و ایتالیایی یونانی‌تبار نیز در جنوب هستند. در سال ۲۰۰۵ نزدیک به ۵٪ از جمعیت ایتالیا خارجی‌ها بوده‌اند. ۱۰٪ کودکانی که در سال ۲۰۰۷ در ایتالیا به دنیا آمده‌اند دست‌کم یکی از والدینشان خارجی بوده‌اند. در سال ۲۰۰۷ بیشترین مهاجرت‌ها به ایتالیا به ترتیب ازاروپای شرقی(۵۲٫۰۲٪) شمال آفریقا (۱۶٫۱۷٪) آسیا (۱۶٫۰۸٪) و آمریکا لاتین (۸٫۵٪) بوده‌است.عمده ایتالیایی‌ها رومی‌تبار هستند و زبان‌های رایج در ایتالیا هم تقریباً همگی شاخه‌هایی از زبان رومی به‌شمار می‌روند. با وجود اینکه زبان رسمی ایتالیا زبان ایتالیایی است اما زبان‌های پرگویشور دیگری در این کشور وجود دارند که حالتی نیمه رسمی و گاه محلی دارند. بسیاری از این زبان‌ها در معرض نابودی قرار گرفته‌اند که شروع مرگ تدریجی این زبان‌ها به دوره حکومت فاشیسم بر ایتالیا بازمی‌گردد. ایتالیایی زبان رسمی این کشور است که از سال ۱۸۶۱ تاکنون این مقام را دارد.آلمانی: آلمانی زبان رسمی ایالت خودمختار تیرول جنوبی در شمال ایتالیا است. همچنین در بخش‌هایی از ایالت بولتزانو به دلیل هم‌مرز بودن با اتریش مردم به این زبان تکلم می‌کنند.فرانسوی: در شمال غربی و در ایالت وال له داوستا به دلیل هم‌مرز بودن با فرانسه مردم با این زبان آشنایی دارند.لیگوری: در مناطق شمالی ایتالیا به ویژه شهر جنوا رایج است و بیش از یک میلیون گویشور در ایتالیا دارد. گویش جنوایی و بریگاسکی از مهم‌ترین گویش‌های این زبان در ایتالیا هستند.اسلوونیایی: در شهرهای تریسته و گوریتزیا مردم به دلیل همسایگی با اسلوونی با این زبان آشنایی دارند.لومباردی: در مناطق شمالی ایتالیا به ویژه نقاط هم‌مرز با سوئیس رایج است و بیش از سه میلیون گویشور در ایتالیا دارد.پیدمونتی: زبان رایج منطقه پیدمونت ایتالیاست که بیش از دومیلیون نفر از مردم ایتالیا بدان تکلم می‌کنند.ونیزی: زبان قدیمی منطقه ونیز که از زبان‌های رومی به‌شمار می‌رود و در ایتالیا قریب دو میلیون نفر از اهالی منطقه ونیز و مناطق مجاور بدان تکلم می‌کنند. این زبان در اسلوونی نیز رایج است.ناپلی: زبان رایج منطقه جنوب ایتالیا به ویژه نواحی پالرمو و ناپولی است که بیش از شش میلیون نفر از سکنه ایتالیا بدان سخن می‌گویند. گویش ایتالیایی جنوبی در واقع گویشی از همین زبان است و نه ایتالیایی.توسکانی: زبان رایج در منطقه توسکانی است که گاهی گویشی از زبان ایتالیایی نیز شمرده می‌شود. حدود سه میلیون تن به این زبان تکلم می‌کنند.ساساری: این زبان اگرچه تنها ۱۲۵ هزارتن گویشور دارد اما در منطقه خودمختار ساردینیا زبان رسمی به‌شمار می‌رود.ساردوکمپیدانی از زبان‌های بومی جنوب ایتالیاست که هنوز نزدیک به یک میلیون گویشور دارد اما بیشتر گویشورانش در مناطق کوهستانی شمال ایتالیا به‌سر می‌برند که این به دلیل سیاست‌های فاشیستی ایتالیا در زمان جنگ جهانی دوم بوده‌است.زبان ایتالیایی-یهودی از زبان‌های رومی است که در ایتالیا امروزه بیش از دویست تن گویشور ندارد.حاکمیت و آیین مسیحیت است و اکثریت با مسیحیت کاتولیک است، ولی پروتستانها، یهودیها و مسلمانان (که اکثراً مهاجر هستند) نیز در این کشور زندگی می‌کنند. ۹۳/۹٪ جمعیت ایتالیا مسیحی و بیشتر کاتولیک هستند که کمی بیشتر از یک سوم آن‌ها (۳۷/۵٪) عضو فعال هستند. امروزه ۷۱۵۰۰۰ نفر مسلمان در ایتالیا زندگی می‌کنند که (۱٪) جمعیت ایتالیا را تشکیل می‌دهند که از بین آن‌ها فقط ۳۰۰۰۰ نفر ملیت ایتالیایی دارند.ایتالیا دارای اقتصادی پیشرفته در نظام سرمایه‌داری و از اعضای مهم آن نظام است. از جمله مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، شیمیایی، وسائل نقلیه، مواد غذایی و مشروبات، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتی‌سازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و جنگ‌افزار و انرژی پاک اشاره نمود. گندم، چغندر قند، ذرت، برنج، گوجه‌فرنگی، سبزی، میوه (نظیر هلو، گلابی و کیوی)، انگور، ماهی، گاو و خوک نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور را تشکیل می‌دهند. تا سال ۲۰۱۰ تعداد ۱٫۶ میلیون مزرعهٔ کشاورزی در ایتالیا وجود داشته که این رقم ۳۲٫۴٪ کمتر از آمار سال ۲۰۰۰ است. سرانه زمین مزروعی برای هر نفر بالغ بر ۳۲٫۰ هکتار است. تولید سالیانه گوشت گاو ۴۰۰٫۱ هزار تن، گوشت خوک ۵۰۰٫۱ هزار تن، گوشت گوسفند ۹۰۰٫۱۵۴ تن و ۸۰۶ هزار تن صید ماهی است. تولید سالیانه نیروی الکتریسیته نیز معادل ۱٫۲۴۱ میلیارد کیلووات ساعت است. جنوب ایتالیا بیشتر کشاورزی و به نسبت فقیرتر و شمال آن صنعتی و ثروتمندتر است.در دوره‌های اخیر با سرمایه‌گذاری و سیستم حمل و نقل مدرن و سریع در جنوب این کشور و با داشتن زیر ساخت‌های مناسب، تنوع غذا، اب و هوای عالی و طبیعت و تاریخ منحصر به فرد ایتالیا، امروزه محل مناسب تعطیلات شخصیت‌های شناخته شده و ستارگان سینما و موسیقی جهان شده‌است. فستیوال بسیاری از هنرها، مد، طراحی، مطالعات زمین، تاریخ و محل مشاهیر و بزرگان جهان بوده.ایتالیا دارای نظام جمهوری پارلمانی است. رئیس‌جمهور برای مدت هفت سال توسط یک مجمع ملی متشکل از پارلمان به علاوه اعضای پارلمانهای محلی به ترتیبی که در قانون اساسی آمده انتخاب شده و عملاً نقشی تشریفاتی برعهده دارد. هم‌اکنون سر جیو ماتارلا رئیس‌جمهور بوده که سابقاً عضو دیوان قانون اساسی بوده‌است. نخست‌وزیر توسط رئیس‌جمهور مأمور تشکیل دولت شده و باید از مجلسین رای اعتماد بگیرد. پارلمان ایتالیا از دو مجلس نمایندگان و سنا تشکیل شده که مجلس نمایندگان با رای مستقیم و مخفی مردم انتخاب می‌شود و مجلس سنا از نمایندگان منطقه ای که آنها نیز توسط مردم انتخاب می‌گردند. احزاب در ایتالیا نقش عمده ای در پارلمان ایفا می‌کنند. حزب چپ میانه دموکراتیک و احزاب راست افراطی و پوپولیست لیگا به رهبری ماتئو سالوینی و جنبش پنج ستاره به رهبری لوئیجی دی مایو و سایر احزاب مانند فورزا ایتالیا در صحنه سیاسی این کشور حاضر هستند. در انتخابات که در سال ۲۰۱۸ برگزار شد جنبش پنج ستاره و حزب لیگا بیشترین آرا را به خود اختصاص داده و پس از گفتگوها برای تشکیل دولت سرانجام دولت ائتلافی به ریاست یک حقوق دان و استاد دانشگاه به نام جوزپه کونته تشکیل شده و ماتئو سالوینی به عنوان وزیر کشور و دی مایو به عنوان وزیر اقتصادی معرفی شدند. پس از ۱۴ ماه از پدید آمدن راست افراطی در ایتالیا که حکومتی ضد ساختار و ضد مهاجرت بود و با اتحادیه اروپا به مشکل برخورد چهارده ماه پس از تشکیل دولت ماتئو سالوینی که به خیال خود در نظرسنجی‌ها محبوبیتش افزایش داشته درخواست انتخابات زودهنگام کرده و در نتیجه پس از استعفای نخست‌وزیر در صحن سنا دولت سقوط کرد. رئیس‌جمهور به احزاب فرصت داد تا بتوانند بر سر تشکیل یک دولت جدید به نتیجه برسند که پس از گفتگوهای بسیار میان دوحزب پنج ستاره و دموکراتیک بالاخره هر دو بر سر دولت جدید توافق کرده و دوباره کونته نخست‌وزیر شد. ماتئو سالوینی که حالا باید در جایگاه اپوزسیون بنشیند در پیامی تنها وجه اشتراک این دو حزب را ضدیت با لیگا خواند . انتظار می‌رود کابینه جدید ایتالیا سیاستهای ملایم تری نسبت به دوره قبل اتخاذ کند.بر اساس محاسبه‌ای که یونسکو انجام داده، بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهانی در کشور ایتالیا واقع شده‌است، کشوری کوچک که مساحتش فقط ۰/۲۵ ٪ از کل خشکی‌های جهان است. نشانه‌های باقی‌مانده از گذشته، آثار هنری و تنوع فوق‌العاده طبیعت در شبه جزیره ایتالیا از جمله عوامل جذب توریست در ایتالیا یکی از توریستی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌آید. رم، فلورانس، ونیز و بسیاری شهرهای دیگر، از جمله مقصدهای هنری هستند که برنامه هر بازدیدکننده‌ای از شبه جزیره ایتالیا را تشکیل می‌دهند. در کنار این شهرهای بزرگ و معروف، میراثهای فرهنگی پنهانی هم در شهرهایی با تاریخ هزار ساله وجود دارند که البته در مسیر اصلی بازدیدها قرار ندارند و علی‌رغم اینکه کمتر شناخته شده‌اند، اما به همان اندازه شهرهای هنری ایتالیا دارای جذابیت هستند. هر ساله به‌طور میانگین حدود شصت میلیون گردشگر خارجی از ایتالیا بازدید می‌کنند و از این نظر پنجمین کشور پربازدید شده در جهان است. توریسم در عمل یکی از مهم‌ترین منابع اقتصادی ایتالیا به‌شمار می‌رود که حدود ۵/۵٪ از تولید داخلی کشور را به خود اختصاص داده‌است و این به معنای آنست که از نظر ارزش بالاتر از کل تولید بخش کشاورزی قرار دارد. به همین خاطر گردشگران خارجی در ایتالیا تمام ویژگی‌های مورد نظر خود از قبیل محل‌های تاریخی، کلاسیک، هنری، مدرن و تمام نیاز آرامش و رضایتمندی را تجربه خواهید کرد.منبع: ویکی پدیادرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-ncprlgqu8059  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-obz3lbdwpjia  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-gchfjlrcgdiz  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-je24vvoakqot  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-lwu0z0e5oyzg  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7-upbd1c9rjv85 </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Mon, 24 May 2021 14:13:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره شورلت</title>
                <link>https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%84%D8%AA-uesriaeadjx4</link>
                <description>شورلت که با نام شورولت نیز شناخته می‌شود، شرکت خودروسازی آمریکایی است، که هم‌اکنون نام برند گروهی از خودروهایی می‌باشد که توسط جنرال موتورز تولید می‌شوند. این شرکت، در سال ۱۹۱۱ توسط لوئیس شورلت و ویلیام سی. دورانت تأسیس شد. شرکت شورلت در سال ۱۹۱۸ توسط کمپانی جنرال موتورز خریداری گردید. شورلت در طول سال‌ها فعالیت در صنعت خودروسازی، مدل‌های مشهوری را به بازار خودروی جهان عرضه کرد، که از شناخته شده‌ترین آن‌ها می‌توان به: ایمپالا، کامارو، اکسپرس، ولت، کروز، کلرادو، تاورا، تراکر، بلیزر، سابربن، سلبریتی، نوا، لومینا، مونت کارلو، مونتانا، ون، وگا، کاوالیر، کاپریس، کودیاک و کوروت اشاره نمود.لوگو شورلتنام اتومبیل‌های این کمپانی، از نام راننده موفق سوئیسی؛ لوئیس شورلت گرفته شده‌است. او در سال ۱۸۷۸ در کشور سوئیس از پدر و مادر فرانسوی زاده شد و بعدها در آنجا به کار در یک کمپانی مورس پرداخته و سپس با برادران خود، بنام‌های آرتور و گاستون تصمیم گرفت به کانادا مهاجرت کند. وی سپس وارد ایالات متحده گردید. در شهر نیویورک امکان کار بر روی اتومبیل‌ها و کامیون‌های کارخانه ویلیام والتر برای لوئیس فراهم آمد. او سپس شروع به کار در کارخانه‌های متعدد کرد و توانست خود را به‌عنوان یکی از بهترین رانندگان مسابقات نشان دهد و همین امر باعث شد، تا توجه ویلیام سی. دورانت - مؤسس کمپانی جنرال موتورز - به وی جلب شده و دورانت او را به عنوان راننده جنرال موتورز استخدام کند. لوئیس شورلت و ویلیام دورانت، اتومبیل جدیدی به سبک اتومبیل‌های فرانسوی طراحی نموده و نام آن را شورلت گذاشتند. در سال ۱۹۱۱ نمونه کلاسیک و شش سیلندر این مدل برای عرضه به بازار ایالات متحده، تولید شد. در سوم نوامبر آن سال، کارخانه شورلت موتور تأسیس شد و ۲٫۹۹۹ دستگاه از این خودرو را، در همان سال تولید کرد. شرکت میسون موتور که قبلاً تحت نظارت دورانت بود، به شورلت واگذار گردید و در سال ۱۹۱۳ این دو کمپانی در هم ادغام شدند. در ۱۹۱۳ اتومبیل چهار سیلندر بی‌بی در دو مدل یک سرنشینه و مدل سلطنتی، در رنگ‌های آبی و سفید تولید شد. طرح رنگ آمیزی این خودرو، از روی کاغذ دیواری هتلی که دورانت در فرانسه در آن اقامت داشت، الهام گرفته شده بود. در سال ۱۹۱۳ لوئیس شورلت و دو نفر دیگر، بنام‌های وی. آر هفلر و جی‌بویز تصمیم گرفتند، تا کارخانه تولید موتورهای هوایی شورلت را تأسیس کنند. اما این کارخانه در همان آغاز کار، ورشکست گردید و در سال ۱۹۴۱، لوئیس شورلت به صورتی مرموز، کشته شد و راز قتل او در پرده‌ای از ابهام باقی‌ماند. در سال ۱۹۱۴ نام کمپانی به مکس‌ول موتور تغییر کرد و در شهر نیویورک تعداد ۵٫۰۰۵ دستگاه خودرو تولید شد و در همین سال، مدل دیگری نیز به نام شورلت ۴۹۰ و با قیمت ۴۹۰ دلار به بازار عرضه شد. طی دو سال شمار ۷۰٫۷۰۱ دستگاه از این خودرو به فروش رفت و در سال ۱۹۱۷ اولین اتومبیل اسپورت بدون سقف این کمپانی نیز ساخته شد. در ۱۹۱۸ شورلت شروع به تولیدات تجاری مانند کامیون کرد. در ۱۹۱۹ شرکت شورلت به دو بخش کمپانی دورانت و بخش جنرال موتورز تقسیم شد و تا قبل از جنگ جهانی دوم، معادل ۱۴۹٫۹۰۴ دستگاه اتومبیل تولید نمود. در ۱۹۲۱ یعنی بعد از جنگ به علت کمبود سرمایه پنج میلیونی، کمپانی شورلت تا مرز سقوط و ورشکستگی پیش رفت، اما پیش از آن در سال ۱۹۱۱ نیز با این وضع مواجه شده بود، که با مدیریت خوب ویلیام دورانت در مدتی کمتر از ده سال، به یکی از بزرگ‌ترین کارخانجات اتومبیل‌سازی جهان تبدیل گشت. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات شرکت، در ۱۹۲۳ برگشت خوردن موتورهای هواپیمای تولیدی شورلت بود، که ضرری بزرگ به شورلت وارد ساخت. در سال ۱۹۲۷ خودروی جدید شورلت، توانست از نظر تعداد تولیدات مقام نخست را، در صنعت، به خود اختصاص دهد. این وسیله نقلیه به تعداد یک میلیون و هزار و هشتصد و هشتاد دستگاه تولید شد. در ۱۹۲۹ طرح جدیدی از یک خودروی شش سیلندر و طرحی چهار سیلندر از همین اتومبیل، به منظور کاهش قیمت، ارائه و از آن به تعداد ۱٫۳۲۸٫۶۰۵ دستگاه تولید شد. در سال ۱۹۳۵ شورلت، تولید ده میلیونمین اتومبیل خود را جشن گرفت. در ۱۹۳۶ سیستم ترمزهای شورلت به صورت هیدرولیک درآمد. در ۱۹۳۹ کمپانی با تولید ۱۵ میلیون‌امین خودروی خود، شورلت سایتیشن را به بازار عرضه کرد. قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، شرکت رکورد فروش خودرو در سال را، شکسته و در ۱۹۴۱ رقمی معادل ۱٫۴ میلیون فروش را، در بازارهای جهانی خودرو، به نام خود ثبت کرد. در آن سال، یکی از اتومبیل‌های کوپه شرکت نیز، در چند مسابقه اتومبیل‌رانی، موفق به کسب مقام شد. در سال ۱۹۴۸ دبلیو. اف آرمسترانگ، یکی از مدیران موفق جنرال موتورز سرپرستی شورلت را به عهده گرفت. با ورود این مدیر جدید، سبک تولید خودروها، در کارخانجات شورلت مجدداً تغییر و مدل‌های دیگری از آن، را در ۱۹۵۰ به بازار عرضه کرد. بر اثر این سبک جدید، غیر از تغییرات در بدنه خودرو، تغییرات عمده‌ای در ساختار موتور و همچنین قیمت آن، حاصل شد. از سال ۱۹۵۰ به بعد، بیشتر مدل‌های شورلت، با گیربکس تمام اتوماتیک بودند. یکی از کارهای مهم آرمسترانگ، تولید مدل‌های بسیار ارزان قیمت بود، که در رشد اقتصادی شرکت شورلت اهمیت بسیار داشت. همچنین در ۱۹۵۰ مهندس هارلی جی. ایرل، مدل شورلت کوروت را، طراحی و تولید کرد، که در سال ۱۹۵۹ در مدل‌های شورلت کودیاک و شورلت ایمپالا، به بازار عرضه شدند. علی‌رغم اینکه این دو مدل، نتوانستند مانند اتومبیل‌های مطرح این کمپانی، فروش بالایی داشته باشند، ولی با این حال تا سال ۱۹۶۹ تولید آن‌ها ادامه داشت. در ۱۹۶۲ شورلت نوا به عنوان مدلی برگرفته از شورلت کورن‌ویر و ایمپالا طراحی و ساخته شد، در ۱۹۶۴ مدلی بزرگتر از آن، به بازار عرضه گردید. همچنین در همان سال، شورلت کاپریس با قیمت ۳٫۳۴۷ دلار در کنار شورلت نوا که قیمتی معادل ۲٫۰۲۸ دلار داشت، به معرض فروش گذاشته شد. در سال ۱۹۶۳ کمپانی شورلت آنچنان پیشرفت کرده بود، که از هر ۱۰ خودروی تولید شده در ایالات متحده، یک خودرو از تولیدات شورلت اختصاص داشت. در سال ۱۹۶۷ مدلی اسپورت و کوپه بنام شورلت کامارو ساخته و تا دو دهه، به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین اتومبیل‌های اسپورت، که نظر تمام حادثه جویان را به خود جلب کرده بود، تولید می‌شد. یکی از مطرح‌ترین مدل‌های کامارو مدل زد، با حجم موتور ۵۷۰۰ سی‌سی، که با موتور کوروت، در سال ۱۹۸۹ به بازار عرضه شد. در دهه ۱۹۷۰، از موتورهای شرکت شورلت، توسط بسیاری از کارخانه‌های دیگر مانند اوپل و اولدزموبیل، که موتور اتومبیل‌های شش و هشت سیلندر خود را، از این کمپانی خریداری می‌کردند، استفاده می‌شد. در اوایل دهه ۱۹۷۰ قراردادی بین دو شرکت شورلت و ایسوزو منعقد و طبق آن مقرر شد، که شورلت تمام تجهیزات اتومبیل‌سازی این کارخانه را، تأمین نماید. شورلت در سال ۱۹۷۱ مدل‌های شورلت نوا، شورلت مونت کارلو، شورلت بل ایر، شورلت بلیزر و شورلت سابربن را، به مرحله تولید رساند و در همین سال، مدل لوکسی از کاپریس نیز، به بازار عرضه کرد، که فروش فوق‌العاده‌ای را برای این کمپانی رقم زد. در سال ۱۹۷۵، مدل کاوالیر، یکی از موفق‌ترین خودروهای این کمپانی، طراحی و تولید گردید. در اواسط دهه ۱۹۸۰ نیز این شرکت روابط تجاری خود را با خودروسازهای ژاپنی مانند سوزوکی و تویوتا گسترش داد. در حال حاضر این کمپانی به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خودروی جهان، مطرح است.منبع: ویکی پدیادرود بر انسانیتپست های مرتبط: https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-feziqyi9lufh  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%B4-1-warpzprxgaen  https://virgool.io/@golzardadmehr/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%87-fsv1xpp23bmd </description>
                <category>دانستنی ها</category>
                <author>دانستنی ها</author>
                <pubDate>Sun, 23 May 2021 20:07:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>