<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های گم‌گشته</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@gomgashte59</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 18:15:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3406863/avatar/fhW8nx.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>گم‌گشته</title>
            <link>https://virgool.io/@gomgashte59</link>
        </image>

                    <item>
                <title>«ملاک و مبانی»، راهگشای تحلیلات اجتماعی در بزنگاه نارسایی خبرها</title>
                <link>https://virgool.io/@gomgashte59/%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7-eu2xnf5n0vgw</link>
                <description>طبیعت اجتماع از اولین جوامع انسانی تا کنون، با داده و خبر و تحلیل‌ها در عرصه‌های گوناگون گره خورده است. افرادی که ذره‌ای روح اجتماعی در آنها دمیده شده باشد، در تمام اتفاقات و حوادث اجتماعی، به دنبال داده و خبر و تحلیل هستند.این طبیعت اجتماعی هرچند که صفت و ودیعه‌ای الهی بوده و با مبنای اجتماعیت اسلام گره خورده است؛ اما وقتی به صحنه اجتماع نظر شود، مستضعفینی دیده می‌شود که روزانه در دریای خبرها و تحلیل‌هایی که از هزاران سو همانند امواج خروشان به سمت آنان می‌آید، دست و پا زده و اغلب بی‌خبر از این هیاهوی بی‌کران دریا، غرق می‌شوند.با دقت بیشتر می‌توان فهمید که در این عرصه بسیار حساس، گاه گمراهی افراد اجتماع، تنها با یک خبر و تحلیل نادرست که در میان هزاران مصداق درست آن خفته است، رقم می‌خورد.حال در این هیاهوی اطلاعات چه باید کرد؟ آنان که از گمراهی و کج‌روی در بزنگاه‌ها وحشت دارند، چه مسیری را در پیش گیرند و در فتنه‌ها و ابتلائات اجتماعی، به سوی کدام مأمن پناه ببرند؟ در چکاچک شمشیرهای احزاب سیاسی و نظرات آنها که گاه صددرصد در مقابل هم هستند، به کدام طرف مایل شوند؟ و از همه مهم‌تر، وظیفۀ تبیین‌گرانی که گاه صدها، گاه هزاران و گاه حتی میلیون‌ها مخاطب در روبه‌روی آنهاست چیست؟بعضی با اطلاع از این هیاهو و با علم به این گرداب دائمی در قلب اجتماع، راه تبعیت از چندین فرد مطلع را برمی‌گزینند؛ بعضی دیگر نیز برخی از خبرگزاری‌ها و مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی را فصل الخطاب ذهنیت خود قرار می‌دهند؛ بعضی هم بدون توجه به نادرستی مسئلۀ «اسارت تحلیلی»، تنها به دنبال نظر جناح سیاسی خود می‌گردند؛ در این میان هم هستند بسیاری که با نامگذاری روش خود به انقلابی‌گری و تبعیت از رهبری، تمام جمع‌بندی‌ها و تحلیلهای ذهنی خود در مورد مسائل گوناگون را از شیر مرغ تا جان آدمیزاد، به بیانات مقام معظم رهبری (حفظه‌الله) گره زده و انتظار دارند که ایشان از جزئیات و اتفاقات خیابانشان هم به آنان تحلیل ارائه دهند!تمام این مسیرها هرچند به عنوان بخشی از پازل طرح حقیقت، دارای ارزش و اعتبار تحلیلی است؛ اما در پی گرفتن این مسیرها به عنوان مسیر مستقل و دائمی، نتیجه‌ای جز حیرت و گمراهی و غرق شدن در دریای اجتماع‌ ندارد.پیگیری مسیرهای نادرستی که بیان شد، انسان را به یک مصرف‌گرای همه‌جانبه در عرصه اندیشه و تحلیل تبدیل می‌کند؛ این مسیرها دائما انسان را چندین قدم از بزنگاه‌های عمل، عقب نگه می‌دارد؛ این افراد اگر به حقیقت هم برسند، توّابینی در مسیر امام جامعه خود خواهند بود.تنها راه برون‌رفت از طوفان‌های اجتماعی و وصول به حقیقت در زمان مناسب و همپایی با آن در گلوگاه‌های حوادث، افزون بر پیگیری چندجانبه از مسیرهای یاد شده، امری فراتر از این مسیرها بوده و فکر انسان را در جایگاه بالاتر و مسلط‌تری قرار می‌دهد؛ این مسیر نجات‌بخش، راه یافتن به «ملاک و مبانی» در حوادث است.در بزنگاه‌های تقابل‌آفرینی برخی جریان‌ها از مصالح‌ و مناسک اسلام با جمهوریت و مردم، شایسته است که مبانی مردم‌سالاری دینی و تفسیر صحیح از آن مرور شود تا افراد جامعه، فراتر از اخبار و تحلیل‌های پشت پرده‌ای و در انتظار بیانات رهبری نشستن، از مهلکه این گونه دوگانه‌سازی‌های کاذب نجات یابند.در بزنگا‌های تقابل نظرات احزاب در سیاست‌های بین الملل، زاویۀ دیدِ صحیح نسبت به مبانی استضعاف و استکبار و حدود و ثغور آن در سنن الهی است که افراد جامعه را از چاه تردید و حیرت میان صلح و جنگ بیرون می‌کشد.در بزنگاه‌های شبهات علیه بی‌اطلاعی و انفعال رهبری، بررسی جایگاه و وظایف رهبری است که فراتر از شنیده‌هایی از این و آن و تحلیل هر تحلیل‌گری، نگاه صحیح به امام جامعه را نصیب انسان می‌کند.افراد یک اجتماع می‌توانند با وصول به ملاک و مبانی در حوادث و پیچ‌راه‌های اجتماعی و سیاسی، همیشه هم‌پای حوادث بیندیشند و عمل کنند‌ و عقب نمانند. این است راز سخن دقیق و عجیب آن مرد الهی که گفت اگر روزی در زندان هم بودید و به هیچ خبری از بیرون دسترسی نداشتید، باید توان تشخیص نظر رهبرتان را داشته باشید!این نکتۀ والاست که راز تأکیدات رهبری نسبت به تحقیق و پژوهش در مبانی انقلاب و اسلام از طریق منابع گوناگون از جمله توجه به قرآن و نهج البلاغه، پیگیری اجتهادی نسبت به بیانات امام خمینی(ره)، مطالعه کتب ارزشمند و جاودانه شهید مطهری(ره) و… را آشکار می‌کند. رهبر انقلاب بارها طلاب و دانشجویان و حتی عموم مردم را نسبت به کسب عقلانیت انقلابی از راه پیگیری مبانی و معارف، توصیه کرده‌اند و سخن معروف ایشان در خصوص طلاب که «بی‌مایه فطیر است»، صراحت در این مسئله دارد. ایشان حتی از کسانی یاد می‌کنند که بسیار مبارزه‌گر بودند، اما از آنجا که به مبانی و معارف ظریف اسلام و منظومه سیاسی آن آشنا نبودند، نتوانستند در مسیر انقلاب بمانند و این شجره طیبه را یاری دهند؛ ایشان در ادامه همین بیان، اینطور می‌فرمایند که امام خمینی(ره) هم به دلیل اینکه علم و معرفت را با مبارزه عجیب کرده بودند، موفق شدند.با فهم و دریافت این نکته، وظایف تلاشگران عرصه تبیین هم مشخص می‌شود. تبیین‌گران بیشتر از اینکه اطلاعات و اخبار مصراف‌گرایانه‌ای به مخاطبان خود ارائه داده و آنان را به مصرف عادت دهند، بایستی اذهان آنان را به تحلیل حوادث از روی ملاک و مبانی سوق داده و آنان را به‌تدریج به تولیدگران و اندیشمندانی بصیر تبدیل کنند‌. این مسیر از آنجا که دارای مراتب و درجاتی است، عامی و عارف را بهره‌مند کرده و هیچ کسی را از قطار خود پیاده نمی‌کند که این مهم، وابسته به عزم و جهت‌گیری صحیح تبیین‌گران در مواجهه با مردم است.با مردم است.</description>
                <category>گم‌گشته</category>
                <author>گم‌گشته</author>
                <pubDate>Tue, 10 Jun 2025 17:38:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج، «مبارزه» برای منافع فردی یا «رفاقت» برای تعالی جمعی؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@gomgashte59/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-vgpcqikuejk6</link>
                <description>زاویه و نوع نگاه در مسائل حیاتی زندگانی، تفاوتی شگرف در تصمیم و رفتار انسان ایجاد می‌کند؛ به طوری که گاهی تصمیم و رفتار او را در جهت مثبت، به آسمان‌ها گره زده و گاهی آن را در جهت منفی، به اعماق زمین فرو می‌برد؛ یک فرد در شرایط و مسئلۀ یکسان، می‌تواند با زاویه‌ای خاص از نگاه خود به آن مسئله، تصمیم و رفتاری در اوج درستی و با زاویه‌ای دیگری از نگاه، تصمیم و رفتاری در حضیض نادرستی در پیش گیرد.حال شایسته است که این نکتۀ نغز و دقیق را در فرودگاه مسئلۀ «ازدواج و همسری» نشانده و با تبیین زاویۀ صحیحی از نگاه به آن، ماهیت اصلی ازدواج و زندگی مشترک را آشکار کنیم.نوع رفتار بسیاری از افراد نشان می‌دهد که هرچند شعارهای والایی در زبان آنها لقلقه می‌شود، اما نگاه حقیقی آنها به مسئلۀ ازدواج و زندگی مشترک، نگاهی مملوّ از خودیّت و فردیّت است؛ یعنی ازدواج را به‌عنوان ابزاری برای جلب منافع فردی خود می‌دانند که در دوران مجردی، محروم از آنها بوده و حال می‌توانند با تامین منافعی برای شخص دیگر، منافع مطلوب خود را کسب کنند. این نگاه، نگاهی «مبارزه‌محور» بوده و انسان را به مبارزه‌گری تبدیل می‌کند که می‌بایست مانند یک جنگجو، تمام توان خود را در راستای معامله و مقابلۀ با غیر و در راستای منفعت خود قرار دهد«مبارزه» برای منافع فردی!وقتی این نگاه حاکم شود، گفتمان و فضای تنفسی روح زندگی، گفتمان «مبارزه برای منافع فردی» شده و همانطور که یک شخص در میدان مبارزه، گاهی از صلح، گاهی از فریب، گاهی از ارعاب و تهدید، گاهی از عقب‌نشینی و گاهی هم از خشونت و حمله برای پیروزی خود در این عرصۀ «تعارض منافع» بهره می‎برد، زوجین هم برای رسیدن به منافع فردی و جلوگیری از اتلاف آن در گرداب تعارض منافع، همین روش‌ها و ابزارها را در زندگی مشترک اعمال می‌کنند.در فضای حکومت این گفتمان، صحبت از حقوق همسر، صحبت از اِحقاق «حقوق واجب» و به‌عبارتی «حقوق مرزی» خواهد بود؛ اینجاست که زوحین برای کسب هر چه بیشتر منافع خود، اکتفا به رعایت مرزهای حقوق دیگری می‌کنند؛ اینجاست که صحبت از این می‌شود که آیا انجام امور خانه از جمله شستن ظروف و البسه، طبخ غذا، نگهداری فرزند و بسیاری از این دست امور، باری منحصر بر روی شانۀ بانوی خانه است یا خیر؟ اینجاست که صحبت از لزوم یا عدم لزوم همیاری زن در تامین مالی و اقتصادی خانواده به میان می‌آید؛ اینجاست که صحبت از لزوم یا عدم لزوم رسیدگی زن به میهمانان مرد یا پرداخت هزینه در قبال نگهداری فرزند به میان می‌آید؛ اینجاست که در نتیجه دائمی‌ترین مسئلۀ میان زوجین، مسئلۀ تعیین حد و مرز وظایف و پیروزی در به دوش گرفتن هر چه کمتر از آنهاست. زوجین با در پیش گرفتن این نگاه، تامین احتیاجات همسر خود را به‌مثابۀ هزینه‌ای در نظر می‌گیرند که باید متاعی را برای آنها در پی داشته باشد؛ صلح را عاملی برای جلب منافع دانسته و از قهر و خشونت به‌عنوان ابزاری برای برداشتن موانع کسب آنها استفاده می‌کنند.این نگاه، برداشت از متون اسلامی را هم در راستای همین روح حاکم قرار می‌دهد؛ اگر در قرآن و روایات، سخن از رفاقت با همسر و در بعضی از مواقع، سخن از قهر، بی‌محلی در رخت‌خواب و حتی تنبیه است، تمام این امور به‌عنوان تاکتیک‌هایی برای کسب و احیای منافع فردی تلقی می‌شود.اما در مقابل این نگاهِ «فردی و مبارزه‌محور»، نگاهی «جمعی و رفاقت‌‌محور» وجود دارد که زندگی مشترک را سراسر از ایثار و فداکاری نموده و آن را در ریل رشد جمعی قرار می‌دهد. در این نگاه، زوجین برای کسب منافع فردی در کنار هم قرار نمی‌گیرند؛ بلکه بنیان خانواده را فرصتی می‌دانند که با قرار گرفتنِ دو تکۀ پازل انسانی در کنار هم، موجود زندۀ واحدی متولد می‌شود که هویت و مسیر او را تلاش‌ها و رفتارهای زوجین تعیین کرده و در مقابل، صعود و نزول آن هویت جمعی در عرصه‌های گوناگون انسانی نیز هویت، مسیر و آیندۀ زوجین را مشخص می‌نمایند.«رفاقت» برای تعالی جمعی!در این نگاه، دیگر غلبۀ به همسر در تعارض منافع، پیروزی و منفعت نیست؛ بلکه بالعکس، با ضرر و شکست همسر، ضربه‌ای به آن هویت جمعی وارد شده و هر دو را متضرر و بازنده می‌کند. این ارتباط تنگاتنگ و موثر، همانند ارتباط دو دست از یک بدن است که ضرر یکی بدون ضرر دیگری و نفع یکی بدون نفع دیگری نخواهد بود. در این نگاه به‌طور مثال اگر مرد با زورگویی به بانوی خانه، بار مسئولیت نسبت به اموری که مصلحت در یاری جمعی است را از شانۀ خود بردارد، هرچند در ظاهر به منفعت و پیروزی رسیده است، اما این ظلم به زن و آثاری که در رفتار او هویدا خواهد شد، جراحتی بر پیکر روح جمعی خانواده وارد می‎کند که مسیر تعالی آن و از جمله مرد را در عرصه‌های گوناگون، مورد انحراف و آسیب قرار می‌دهد.در فضای حکومت این گفتمان راقی، صحبت از حقوق همسر، صحبت از مرزهای اخلاق و رفاقت خواهد بود؛ اینجاست که پیروزی، برداشتن بار از روی دوش دیگری خواهد بود؛ اینجاست که اذیت و فشار و زحمت، مانع قدم برداشتن برای عزت و احترام و آرامش دیگری نخواهد شد. اینجاست که در نتیجه دائمی‌ترین مسئلۀ میان زوجین، مسابقه برای لطف و ایثار و فداکاری در راستای تعالی و آرامش روح جمعی خانواده خواهد بود که غالباً با پا نهادن بر روی آرامش و منافع فردی همراه می‌شود.زوجین با در پیش گرفتن این گفتمان، تامین احتیاجات همسر خود را به‌مثابۀ لقمه گذاشتن در دهان خود می‌پندارند؛ صلح را عاملی برای جاری نمودن چشمۀ حیات طیبه در رودخانۀ «من جمعی» دانسته و از قهر و بی‌محلی به‌عنوان ابزاری برای برداشتن موانع جریان آب حیات بهره می‌برند.این نگاه و گفتمان عاشقانه، فهم معارف زناشویی در اسلام را نیز دگرگون و دقیق می‌کند؛ اگر در قرآن و روایات، سخن از رفتارمحبت‌آمیز و رفاقت با همسر است، سخن از منافع فردی نبوده و سیرابی منِ جمعی از آرامش و تعالی مدنظر می‌باشد؛ اگر در بعضی از مواقع، سخن از قهر و تنبیه از سوی مرد است، سخن از عکس العملی نهایی و عاشقانه برای تنبّه بانوی خانه نسبت به آسیب رساندنش به خود جمعی اوست؛ این تنبیه، چه زدنی است که طبق روایات، نباید کبود و حتی نباید ذره‌ای بدن زن را قرمز کند؟ پس معلوم است که این تنبیه مانند کنار زدن دست زن از روی شانۀ خود یا کنار زدن او از روبه‌روی خود به نشانۀ ناراحتی، نامه‌ای عاشقانه برای دلسوزی نسبت به چنگ زدن او بر رُخِ منِ جمعی است؛ این قهر و تنبیه، نشان از عشق و انتظار مرد برای آغوش دوبارۀ بانوی آرامش است.آری! ازدواج، رفاقتی برای تولد «منِ جمعی» و تعالی زوجین در راستای صعود آن است و چه زیبا پدر خاک، امیرالمومنین(ع) و مادر آب، حضرت فاطمه(س)، بومی را بر جهان نهاده و نقاشی خانوادۀ رفیق و متعالی را بر روی آن طراحی نمودند؛ زندگانی آن دو نور مطهر بود که به مفهوم خانواده به‌عنوان منِ جمعیِ متعالی، روح و معنا داد و همچنین لحظه به لحظه رفتار آنان بود که کتاب منشور اخلاق خانواده را برای جهانیان گشود.</description>
                <category>گم‌گشته</category>
                <author>گم‌گشته</author>
                <pubDate>Wed, 28 May 2025 15:56:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبلیغ، هموارسازی چاله‌های مسیر کمال</title>
                <link>https://virgool.io/@gomgashte59/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D9%87%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-wl3iy1t4mjkz</link>
                <description>هر موجود زنده‌ و پویایی که دارای حیات «بینشی (اعتقادی)»، «گرایشی (اخلاقی)» و «کُنشی (رفتاری)» بوده و به سمت کمال و پیشرفت در حرکت و سیر است، غالباً در هویت و به‌عبارتی در مسیر روبه‌جلوی خود، دارای چاله‌ها و کمبودهایی در هر سه ساحت مذکور می‌باشد که مسیر او را نسبت به مقصد، ناهموار می‌گرداند.هر جامعه‌ای، هر حزبی، هر جمعی، هر شهری، هر محله‌ای، هر خانواده‌ای و هر فرد فردی از انسان‌ها، غالباً چاله‌های بینشی و گرایشی و کُنشیِ فراوانی را در شاهراهِ پیشرفت خود و به‌خصوص در پیچ‌راه‌های این مسیر در پیش دارند که سقوطِ در آنها در جای جای این حرکت، هویت‌ها را به تدریح دچار اضمحلال و شکست خواهد کرد.این چاله‌ها و کمبودها، گاهی در ساحت بینش‌ جای گرفته و تا گرایش‌ها و کُنش‌ها نیز امتداد پیدا کرده و در آنها نیز اثر می‌کند؛ گاهی هم در ابتدا چاله‌ای در مسیر بینش دیده نمی‌شود، لکن چاله‌هایی در مسیر گرایش‌ها و کُنش‌ها وجود دارد که به تدریج سبب حفر چاله‌هایی عظیم در ساحت بینشی خواهد شد. این سرایتِ کمبود و نقصان، از خصوصیاتِ سه ساحتِ مذکور در هویت‌هاست که قرآن کریم نیز این رابطه و سرایت را به صورت رابطۀ دو طرفۀ ایمان و عمل تبیین نموده است.[1]اسلام، آیینِ نابِ سبک زندگی در هر سه ساحتِ بینش و گرایش‌ و کُنش است؛ این شریعت آسمانی و الهی، هم برای پیشگیری از سقوط در چاله‌های بینشی و گرایشی و کُنشی و هم برای دستگیری از به چاه افتادگانِ در این ساحت‌ها و هموار کردن مسیر آنان در مسیر رشد و کمال، دارای تعالیم ناب و مؤثری است.اسلام، آیینِ نابِ سبک زندگی در هر سه ساحتِ بینش و گرایش‌ و کُنش است؛ این شریعت آسمانی و الهی، هم برای پیشگیری از سقوط در چاله‌های بینشی و گرایشی و کُنشی و هم برای دستگیری از به چاه افتادگانِ در این ساحت‌ها و هموار کردن مسیر آنان در مسیر رشد و کمال، دارای تعالیم ناب و مؤثری است.پیامبران(علی نبینا و آله و علیهم ‌السلام)، امامان(علیهم‌السلام) و علمایی که وارث پیامبرانند، نمایندگان الهی برای جلوگیری از سقوط بندگان در چاله‌های مسیر کمال و هموار کردن آنها می‌باشند که یکی از ارکان رسالتِ این برگزیدگانِ خداوندِ هادی، تبلیغ و رساندنِ تعلیمات الهی به گوش تشنگان و از راه ماندگانِ کمال حقیقی است. مهم‌ترین مهارت مبلّغانِ دین نیز در این نکته نهفته است که نخست بتوانند این چاله‌ها را به‌درستی در مسیرِ حرکت‌کنندگان مشاهده کرده و خصوصیات آنها را تشخیص دهند.اما در این میان، تفکر قارچ‌گونه‌ای در بسیاری از اذهان عموم افرادِ جوامع، رشد کرده و متاسفانه به نگاه مبلّغان نیز سرایت نموده است که رسالت مبلّغان دین، تنها تعلیمات کُنشی در مورد نُسُک دینی و یا تعلیمات گرایشی در اخلاقیات می‌باشد که آندو هم غالبا در سطح احکام و اخلاق فردی بوده و به زاویه‌های جمعی و حکومتیِ آندو التفات نمی‌شود؛ اگر هم جُهد و تلاشی در تعلیمات بینشی صورت گیرد، تنها در حدّ تعلیمات سطحی و ابتدایی بوده و این تعلیماتِ تحقیقی و تعقّلی، غالباً به رنگ و بوی تقلید و تعبّد درآمده است.در این فضا بود که مقام معظم رهبری(حفظه‌الله)، هم به عنوان یک مبلّغ موفق و هم به عنوان یک رهبر در جهت‌دهیِ مسیر تبلیغ در حکومت اسلامی، نه صرفاً مطالب کُنشی و گرایشی در منابر و سخنرانی‌ها، بلکه یک کتاب فلسفی در مقابلۀ با تفکر مارکسیستی را نیز یک اثر ناب تبلیغی دانسته و نویسندۀ آن را به عنوان یک مُبلّغِ هشیار نسبت به چاله‌ها و کمبودهای صحنۀ اجتماع، ارج نهاده و معرفی نمودند؛[2] زیرا علامه طباطبایی(رضوان‌الله‌علیه) با تشخیصِ چالۀ تفکرِ ناصحیح و مادیگرایِ مارکسیستی در شاهراهِ حساسِ حرکتِ بینشی و عقلانیِ جامعۀ نخبگانی به عنوان موجودی زنده و پویا، کتاب «اصول فلسفۀ رئالیسم» را ‌با تلاشی تبلیغی در جهت هموارسازیِ این چالۀ بینشی و پیچده، به مخاطبان تشنه و فریب خوردۀ جامعه هدیه کردند؛ همچنین شاگرد این مرد بزرگ، استاد شهید مطهری(رضوان‌الله‌علیه) نیز مسیر تبلیغیِ استاد خویش را با شرح آن کتاب و تبدیل آن به کتابی جامع، تکمیل نمودند.حال با توجه به این نگاه و دقتی که در مراتب تبلیغ صورت گرفت، می‌توان چاله‌ای بزرگ و خطرناک را در پیش‌روی «جامعۀ مبلّغان دین»، شناسایی کرد؛ زیراکه عدم وجود این نگاهِ جامع به «تبلیغ دین» نسبت به تمام ساحت‌های بینشی و گرایشی و کُنشی، یکی از چاله‌های وجود زنده و پویای «جامعۀ مبلّغان دین» است که مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) در جایگاه یک مبلّغ تراز، درصدد هموارسازیِ این چالۀ آفت‌زا در شاهراهِ حرکت جامعۀ مبلّغان برآمده و ماهیت تبلیغ و مختصات آن را نسبت به خود مبلّغان، تعلیم و تبلیغ نمودند؛ ایشان با بیان مصادیقی از تبلیغ که شاید به هیچ وجه مورد توجه و برنامه‌ریزی در مسیر تبلیغیِ جامعه نبوده است، مبلّغان دین و سازمان‌های سیاستگذاری در امر تبلیغ را به این نقص و کمبود متوجه کرده و خواستار اهتمام و توجه به آن شدند.پیشرفت علم و تفکر در جوامع و فرد فرد انسان‌ها -به خصوص در ساحت بینش و اعتقاد و جها‌نبینی-، آفت و خطرِ این چالۀ «نگرشِ حداقلی و ناقص به امر تبلیغ» را لحظه به لحظه و روز به روز به مبلّغان دین مقدس گوشزد می‌کند؛ زیراکه پرداختنِ غالبی به تبلیغ در ساحت کُنش‌ها و گرایش‌ها و یا نهایتا تبلیغِ سطحی و تقلیدی در ساحت بینش‌ها، سبب شیوع این ذهنیتِ ناصحیح در عموم اقشار مردم خواهد شد که ادّعای کارآمدیِ حداکثری و جامع نسبت به دین، ادعایی اشتباه بوده و دین الهی، دارای کارآمدیِ حداقلی و یا حتی بدون کارآمدی می‌باشد که این ذهنیت ناصحیح، جایگاه اصیل مبلّغان و درخت پر ثمرۀ تبلیغ را به شدت به خطر می‌اندازد.پیشرفت علم و تفکر در جوامع و فرد فرد انسان‌ها -به خصوص در ساحت بینش و اعتقاد و جها‌نبینی-، آفت و خطرِ این چالۀ «نگرشِ حداقلی و ناقص به امر تبلیغ» را لحظه به لحظه و روز به روز به مبلّغان دین مقدس گوشزد می‌کند؛ زیراکه پرداختنِ غالبی به تبلیغ در ساحت کُنش‌ها و گرایش‌ها و یا نهایتا تبلیغِ سطحی و تقلیدی در ساحت بینش‌ها، سبب شیوع این ذهنیتِ ناصحیح در عموم اقشار مردم خواهد شد که ادّعای کارآمدیِ حداکثری و جامع نسبت به دین، ادعایی اشتباه بوده و دین الهی، دارای کارآمدیِ حداقلی و یا حتی بدون کارآمدی می‌باشد که این ذهنیت ناصحیح، جایگاه اصیل مبلّغان و درخت پر ثمرۀ تبلیغ را به شدت به خطر می‌اندازد.بنابراین جامعۀ مبلّغان می‌بایست با توجه و بررسیِ عمیق در هویت «تبیلغ و مبلّغان»، این چاله و کمبود اساسی را هموار کرده تا از رسالت خود که هموارسازیِ مسیر رشد و کمالِ هویت‌های پویا از چاله‌ها و کمبودهای بینشی و گرایشی و کُنشی -مخصوصا بینشی- است، جای نمانده و کوتاهی نکنند............................................[1] روم: ۱۰[2] بیانات در دیدار مبلغین و طلاب حوزه‌های علمیۀ سراسر کشور؛ ۱۴۰۲/۰۴/۲۱</description>
                <category>گم‌گشته</category>
                <author>گم‌گشته</author>
                <pubDate>Mon, 30 Dec 2024 22:59:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>