<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Great Business coach</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@greatbusinesscoach</link>
        <description>#GBC #greatbusinesscoach (مربی بزرگ تجارت) یه کوچ معتبر توی بیزینس مثل یه مربی  کار کشته توی تجارت شما هستش ،مشاور نیست ،  همراه موفقیت شماس ?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 01:00:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/786326/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Great Business coach</title>
            <link>https://virgool.io/@greatbusinesscoach</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ایده اتقاقی</title>
                <link>https://virgool.io/@greatbusinesscoach/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%82%DB%8C-whrxbmmjpkwr</link>
                <description>سلام سلام ذهنیتی خلاق و فرای تصور براتوون ارزو میکنم ایده اتفاقی یکی از انواع ایده ها ایده اتفاقی  هستش ایده اتفاقی  میگه  یه چیز بی ربط و انتخاب کنید و بگید این به چه درد من میخوره ؟الان جلو من یه  ریکورد و یه لیوان و یه بطری آب معدنی   الان ریکورد و لیوان  چه ربطی  داره به زندگی  شخصی من 2 تا چیز کاملا بی ربط  رو  بهم سعی کنیم ربط بدیم ( بهش میگن ایده  اتفاقی) لغت نامه رو رو باز کنید  یا تو اینترنت  ببینید چه سرچی پیشنهاد میشه  یا هر چیز دیگه ای بعد  یه کلمه رو بردارید و بگید این چه ربطی به زندگی من داره ؟وقتی این سوال رو میپرسید به جای زندگی میتونید یه مسئله مشخص و بگید این لیوان چطور میتونه فروش منو زیاد کنه ؟احتمالا یه سری ایده ها داریم ؟ مثلا  یه مشتری اومده من بهش آب بدم همین الان دارم بداهه میگم .روی لیوان کاغذی  تبلیغ جالب چاپ کنم.  میتونم کف لیوان  چیزی بنویسم  که شخص به تهش رسید  اون رو ببینه و یه فروش ایجاد بشه    احتمالا میتونم  یه لیوان بزرگ درست کنم  بزارم دم دفتر و یه چیزی روش بنویسم  میبینید  من الان از ذهنم  میخوام  که به من کلی ایده  بده لطفا به من ایده بده همین الان شما هم کلی ایده میگیرید به نظرم خوبه تو کامنت ایده ها رو بنویسید   کلی ایده جدید به وجود میاد فقط به ذهنتون  بگید لطفا به من ایده بده چقدر ؟؟؟ 5 تا ؟ 10 تا ؟ 20تا ؟  هرچقدر بیشتر بهتر باید عادت کنید  به لیست نوشتن و بارش فکری که دائمن راجب موضوع ها لیست  بنویسید  که این خلاقیت شما رو هی بیشتر تقویت میکنهدوباره میگم خلاقیت یعنی انجام دادن کار جدید  یا رسیدن به جای قدیم با روشی جدیدبنابراین  شما باید به مغزتون  اجاره بدین  روش ها نکات مختلف رو بگیره تا آخر سر تصمیم  بگیره  که از کدوم از اونها استفاده کنه   بهترین ها رو براتون ارزو میکنم چون شما خلاق هستین موفق باشین موفقیت بهتون خیلی میاد حسین لاهیجی اینیستا گرام ما @hossein.lahiji@radiobusinesscoach@greatbusinesscoach</description>
                <category>Great Business coach</category>
                <author>Great Business coach</author>
                <pubDate>Mon, 12 Apr 2021 03:29:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالا چرا ما خلاق نیستم ؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@greatbusinesscoach/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-eo45hbzci3c6</link>
                <description>سلام سلام سلامتی  فرای تصور براتون ارزو میکنم من حسین لاهیجی هستم از   RBC/GBCحالا چرا ما خلاق نیستیم ؟ و اگر میخوای یک ذهنیت  ساده داشته باشی از خلاقیت بهتره پست قبلی ما EPIZOD-1 رو هم ببینی https://vrgl.ir/jLoAc   تحقیقی شده به اسم  5 میمون تو این تحقیق  دانشمندان  اومدن ۵ میمون رو  تو یه فقس انداختن  و تو این فقس یه نردبون هستش که بالای این نردبون  یه سبد موز هستش  میمون ها بر اساس قریضه  و علاقه از نردبون بالا رفتن و  با برداشتن اولین موز  سنسور ها فعال میشن و آب یخ روی میمون ها  میریزه   میمون ها هم شدیدن از اب سرد بدشون میاد  ممیمون ها بعد از یک مدت  اگه کسی از نرده بون بالا بره موز برداره  و آب سرد  روشون بریزه   اون میمون  رو شروع می کردن به زدن  دانشمندان یک میمون  رو برمیدارن و یه میمون جدید جاش میزارن   و سنسور آب سرد رو هم برمیدارن و اون میمون جدید  میره و یک موز برمیداره و میمون های قدیمی شروع میکنن به  زدن اون میمون  بدون این که بدونه از کجا داره  کتک میخوره ؟؟؟بعد چند بار  حساب کار که دستش میاد   که اگه برا بالا نرد بون و موز برداره بقیه شروع میکنن به زدنش   دوباره دانشمندان یه میمون قدیمی و با یه میمون جدید عوض میکنن  و اون میمون  میره و یک موز بر میداره و این بار جالبه اون میمون جدید هم شروع میکنه به زدن این میمون  تازه وارد   دانشمندا این کار و این قدر انجان میدن تا دیگه میمون قدیمی نمونه تو قفس و همه جدید میشن  و اگه از میمون ها بپرسی که برای چی  میزنید کسی رو که میره بالا نرد بون  ؟ اونها هیچ جوابی ندارن  و میگن  قبلی ها ما این کار و میکردن !!!واقعیت تلخ  اینه بسیاری ار ما انسان ها شبیه این تحقیق و انجام میدمیم  و کاری میکنیم  که هیچ دلیل براش نداریم و ازمون اگه بپرسن میگیم بقیه  هم همین کار رو میکنند  دیگه !!!!امیدوارم هیچ وقت دچار این مشکل نشیم  تو زندگیمون  مرسی  از تو  چون خلاقی ....موفق باشید  موفقیت بهتون خیلی میاد ...hossein.lahiji/RBC/GBC اینستا گرام ما @hossein.lahiji@Radiobusinesscoach@Greatbusinesscoach </description>
                <category>Great Business coach</category>
                <author>Great Business coach</author>
                <pubDate>Fri, 09 Apr 2021 22:42:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاقیت  چقدر میتونه خوب باشه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@greatbusinesscoach/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-u5yyrrb50fhn</link>
                <description>سلام سلام  ذهنی باز و فرای تصور براتون ارزو میکنم  وقتون بخیر چه قدر زوق دارم من امروز چون میخوام درباره خلاقیت صحبت کنم چون بخش  از زندگیم رو من مدیون خلاقیت ام  با این که به نظرم کمه ولی قدرت منده  هرجای که خلاق نبودم آسیب پذیر بودم و هرجای که به حرفش گوش دادم   اون هم من رو نجان داد .اسمش رو شاید  بشه hero  گذاشت .یه استاد داشتم که دوست داشت خلاقیت رو مطرح کنه و بگه ولی اون موقع اصالا  مد نبود گفتن این حرفا خلاقیت  هزار تا تعریف داره ولی من این رو دوست دارم رسیدن به جای جدید  یا جای قبلی با مسیر جدید چیزی که نبوده اما میخواد باشه .  یا مثلا  چیزی که نبوده و الان هست  لازم هم نیست وقت بابتش بزارم این بهترین تعریف منه  رسیدن به جای جدید یا جای قبلی با مسیر جدید به اینم دقت کنید اصلا این شکی نیست که حتما باید به جای جدید خوبی برسیم نه ممکنه به یه مسیر دیگه بره و اون چیزی که ما میخوای نشه پس همیشه شدنی نیست و  باید باید باید مراقب باشم  حلا چرا ما خلاق نیستیم ؟؟1-چون ما نخواستیم: واقعا مسيله ای نبوده خلاق باشیم چیزی نبوده     نخواستم والا نمیخوام 2-از قضاوت دیگران میترسیم  : خلاقیت یعنی رفتن به یه جای جدید  که کسی نرفته  پس  مکنه چون کسی نرفته ما رو قضاوت کنن  و  و ما میترسیم قضاوت بشیم  ما میترسیم نکنه ما روجدی نگیرن  از مسخره شدن و...... ما نمیدونیم مردم چطوری قضاوت میکنه 3-ترس از شکست :چون میریم به جای که هیچ کس اونجا نبوده  ممکنه شکست بخورم احتمال  مانع و شکست هست و خیلی احتمال ریسک زیاده  طبیعیه  ناشناخته  زیاد داشته باشه  جاییزه داره ولی شکستم و چالش هم زیاد داره   بخشی از خلاقیت اینه که بپذیریم   مسیر ما ریسک داره  پات رو به چیزی نبد 4- ....و آخرین  عادت کردیم:  به عادی بودن  و این نکته خیلی درد ناکه واقعا درد ناکه عادی بودن  مرسی از  تو که خلاقی ...  اینستا گرام ما @hossein.lahiji@radiobusinesscoach@greatbusinesscoach</description>
                <category>Great Business coach</category>
                <author>Great Business coach</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 22:45:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک روز معمولی</title>
                <link>https://virgool.io/@greatbusinesscoach/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-hfhm7odovfgy</link>
                <description>سلام سلام برکت فرای تصور براتون ارزو میکنم امروز روز زیبایی بود  صبح ۴:۱۵ بیدار شدم و  استو ری های صبح بخیر رو اماده کردم و رفتم  تا ساعت ۵:۴۵ حاضر  شدم  صبحونه خوردم  یه خورده گیج بودم  ۱۵ دقیقه قبل راه افتادنم  دراز کشیدم این استوری ما بود اومدم اماده شم و کفش نو بپوشم  برا سمینار خوب دشمن عالی یه ذره جا وا کنه  اذیت نکنه دیدم کفشه کیپه ها  مثل سگ میمونه  گاز میزنه دست و پا رو  گفتم با این رفتن نداره  با این برم باید یه سندلم با خودم ببرم  زدم از خونه بیرون    وسایل و گذاشتم دو میاشین و استارت زدم و در پارکیگ باز کردن و ماشین و اوردم بیرون  تو این حین  شکر گذاری رو هم انجام دادم  راه افتادم  و تا شرکت ۴۵ دقیقه تایم داشتم  یه فایل هدف گذاری رو شروع کردم گوش دادن رسیدم سازمان   دقیقا پشت کیارش رسیدم کیارش ماشین و گذاشت   من اومدم پارک دوبل بزنم ماشین جا نشد  ، تاپ و توپ ماشین خورد به عقبی بی چاره  و بیچارع  ماشین من و سنسورش  کلافه شدم و ماشین و کشیدم بیرون و بردمش  تو توچه عاشقانه زیر یه چنار  حد اقل ۷۰ ساله پارکش کردم  و وسایل و برداشتم و رفتیم تو سازمان سلام و علیک صبح گاهی  و  شروع کردیم به تولید محتوا  ویدیو گرفتن   تا شروع کردیم حق گو شروع کرد با شیلنگ سرویس و شستن شررررر شررر  سرو صدا راه انداخت و ما  با مسخره بازی و خندون محیط و ترک کردیم خیلی جالب بود   که  ما چی کار میکنیم و چرا محدوا ویدیو ای نمیگیریم  دنبال لوکیشن میگشتیم  و کل ساختمون و چرخیدیم  با سه پایه  اخر به اتاق تهی  تی بی سی رسیدیم   سه چهار تا ویدیو گرفتیم و کلاس کوچینگ شروع شد با خانم سلیمی  یه سری  مساعل که تو جلسه پیش میان و حل کردیم   که واقعا  چالش شده بودن مربی ۲۰ بار تاکید کردن   قضاوت ممنوع  و قضاوت  نکنید  یک سری سوال های کوچینگی رو پیش رفتیم  یک جلسه هم سطح دیدیم سر کلاس قضاوت ممنوعیکی از دوستان برای سازمان گل گرفت   و به همه مون یکی یک شاخه گل ابی و قرمز داد   واقعا حالمون خوب شد  حول حالنا الا احسن حال رفتیم نهار دور هم  نهار هامون و گذاشتیم وسط  و یکی خوراک بادمجان خوشمزه داشت یکی  استامبولی داشت  منم مرغ داشتم و یکی دیگه کوکو سبزی هدایش خیلی برکت سر سفره بود کار ندارم که رفقا خیلی شاد و سر زنده ان و به همه چی میخندن و یه سناریو خلق میکنن گفتیم و خندیدیم رفتیم پشت بندش کافه  یه اب پرتقال ژله ای خوردیم دلتون نخواد خیلی بد بود   به قول مسعود   پرتقال تامسون  ابکیه  ولی هرچی دقت کردم این قوامی که داشت   برای پرتقال نبود حساب کردیم و فرار کردیم اومدیم سر کلاس تولید محتوا  کلاس فوق العاده جذاب و کارا   مربی  نجفی زاده که ادرسش و نمیدونم چطور تگ کنم تو این  نوشته  با همدلی و کوچینگی  واقعا با تک تک بچه ها   کار رو پیش میبره  واقعا جای تشکر داره یک سری وسایل تولید محتوا بهمون نشون داد و  از گذشته خودشون گفت از مقاله نویشی  و یک درس بزرگ زندگی  تررر بزن  ترررر تا گند نزنی  نمیتونی  درست   رو پیدا کنی و بترکونی   از خودش که مثال زد گفت هلی شات و تو کوه گم کردم  لنز صدا و سیما رو شیکوندم   بزنامه زنده رو نابود کردم  تا بازداشت شدم تو صدا سیما  یه باز خورد بهم داد  گفت تو جنگ جو و رو حیه جنگ جویی داری   یک بازخورد جدید که نمیدونستم من روحیه ام این شکلیه    چند ثانیه فکر کردم گفتم اره  من حاظرم برای خواسته هام بجنگم  داشتم فکر میکردم  من هستم  و این زندگی منه   براش تا اخرین قطره خون  میجنگم   تا بسازمش  اومدم ساعت ۵ وسایلم و جمع کردم و با دوستان از سازمان داشتیم خارج میشدیم که  رفتیم تو اسانسور بقیه دوستان هم سوار شدن و  صدا زوزه اسانسور درومد من نمیدونم چرا پیاده شدم  ادد ماهان  با اون کت شلوار نارنجیش رد شد  کت شلوارش نمیدونم یادتون  بیاد یا نه مثل پیکان های  خطی  راه اهن تجریش میمونه   ولی دوسش دارم تو این حال که من پیاده شدم چشم تو چشم پیکان نارنجی ام  حق گو   شیکم گنده هم داره چپ و راست کامنت چرت و پرت  حواله میکنه به  ما  خدا یا من  چطور تو یه تصمیم بی جا   از   طبقه چهارم به فرش رسیدم اومد و از جلوما رد شدو  جواب سلام ما رو نداد  هیچ  یه نگاه عاقل اندر سفیه به ما کرد و رفت  و منم فرار کردم   تا خروج کنم از سازمان   رفتم دم در و به رفقا گفتم یکی طلبتون   برا همه تون دارم  من و به خاک فنا دادین خلاصه  خدا حافضی کردیم و   رفتیم یه جلسه کوچ ماشینی برگذار کردیم   و خیلی جواب داد  نتیجه  راهت رو پیدا کن  برو  راه خودت رو درست  کن برگشتم سمت خونه تا خود خونه  یه کله روز رو مرور کردم کلاس کوچینگ و تولید محتوا ساعت ۷ راه افتادم ۱۱:۳۰ خسته رسیدم مسیر ۴۵ دقیقه ایم  ۴:۳۰ دقیقه طول کشید بود و من فقط داشتم اموزش ها رو گوش میدادم  خسته رسیدم خونه و به فکر نوشتن بداهه بودم   بچه ها یکی یکی فرستادن و من  از خستگی خوابم برد و نصفه موند  الان کاملش کردم و فرستادم واستون  بداهه بدهه گویی کردم باشد که مقبول بیفتد   حداقل لبخند و داشته باشید اینستا مااینستا ما@greatbusinesscoach@hossein.lahiji@radiobusinesscoach  </description>
                <category>Great Business coach</category>
                <author>Great Business coach</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 10:58:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>