<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های شورای مشاوران نسل زد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@gzac.iran</link>
        <description>شورای مشاوران نسل زد دولت چهاردهم
«وقت کوتاه کردن دیوارها است!»</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-14 12:55:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4885275/avatar/qmYhmE.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>شورای مشاوران نسل زد</title>
            <link>https://virgool.io/@gzac.iran</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هوا را از ما بگیر، اینترنت را نه!</title>
                <link>https://virgool.io/@gzac.iran/gzaciran4-oqlp5eaw3n4j</link>
                <description>فاطمه زهرا جامی - رئیس کمیته رسانه و ارتباطات شورای مشاوران نسل زدهفته را مرور می کنم، عمیق ترین مکالمات، بهترین و بدترین لحظاتی که گذشت، حرف ها، صداها، آدم ها و راه ها و... همه‌چیز کدر است. انگار مه غلیظی همه جا را فرا گرفته. می خواهم از بیرون باخبر شوم، اطلاعات و تصاویر دست و پا شکسته ای نصیبم می شود. درست مثل اطلس مسیریابی که صفحاتی از آن پاره شده باشد و در میانه راه، ندانی که به راست بپیچی یا به چپ.ملغمه ای از فکرها قاب ذهنم را پر می کند: حال دوستانم چطور است؟ امتحان های دانشگاه چه می شود، اگر حضوری باشد تمام جزوه هایم در گروه است و نمی توانم دانلود کنم. کارم چه می شود؟ نکند برای اینکه کارم مربوط به شبکه های اجتماعی است، حالا دیگر نیازی به من نباشد؟ میم که فریلنسر است الان چطور درآمد دارد؟ کلاس های آنلاین سین چه می شود؟ نوبت دکتر را حالا چطور بگیرم؟ آنلاین شاپ الف چه می شود؟ چطور از حال «ف» که مهاجرت کرده باخبر شوم؟ و... نقطه می گذارم.پاسخ همه این سوالات واژه ای است به نام «امنیت ملی» و سوال اینجاست، پس تکلیف امنیت روانی ما چه می‎شود؟ آیا امنیت روانی جامعه و اعتماد متقابل مردم و حاکمیت، مولفه مهم امنیت ملی نیست؟ما نسل زدی های مقیم جنوب غربی قاره آسیا و منطقه همیشه پرحاشیه خاورمیانه، به صورت واضح و عملی در محاصره انواع و اقسام محدودیت ها هستیم و حالا باید به این لیست اینترنت که بخش جدایی ناپذیر از زندگی همه ما هست و تمامی زیست روزمره ما به آن وابسته است را نیز اضافه کنیم.اینترنت برای ما صرفا یک ابزار کاربردی نیست، دانشگاه است، محل ابراز وجود است، سرگرمی است، کار است، راه ارتباط و اتصال به جهان است، اما الان، 12 روز است که در بی خبری و تعلیق هستیم.12 روز محدود بودن اینترنت یعنی از بین رفتن امنیت روانی جامعه، کاهش امید و انگیزه، اختلال در زندگی روزمره مردم، توقف دسترسی افراد به کیف پول ها و دارایی های دیجیتال، بی اعتمادی به کسب و کارهای دیجیتال و به تبع آن کاهش انگیزه برای کارآفرینان، سرمایه گذاران و متخصصان این حوزه، افزایش بیکاری، افزایش مهاجرت، گسترش استفاده از ابزارهای ناامن و به تبع آن کاهش امنیت داده و افزایش بی اعتمادی به دولت و سیستم های اطلاعاتی و این تنها بخشی از پیامدهای جبران ناپذیر چنین اقدامی است.به نظرم بهتر است امسال را سال قطعی اینترنت و حوادث غیرمترقبه نامگذاری کنیم، چراکه امسال در فاصله فقط 7 ماه، دوبار شاهد محدودیت اینترنت بودیم. دیر یا زود این محدودیت ها برداشته می شود و آن چیزی که باقی می ماند، خسارت به اعتماد و امنیت روانی جامعه است که به آسانی قابل جبران نیست و بدون تعریف دقیق از مختصات شرایطی که به موجب پیش آمدن آن دسترسی به اینترنت محدود و قطع می شود و این اتفاق را قابل پیش بینی کند.در این روزها که هیچ چیز عادی نیست، ما مردم عادی در لابه لای تلاش های مان، در جست وجوی اینترنت هستیم، چون در قرن بیست و یکم دسترسی به کبوتر نامه رسان و دود نداریم.منتشر شده در روزنامه اعتماد - به تاریخ دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴</description>
                <category>شورای مشاوران نسل زد</category>
                <author>شورای مشاوران نسل زد</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 00:14:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارورزی و کارآموزی؛ حلقه نادیده آموزش</title>
                <link>https://virgool.io/@gzac.iran/gzaciran3-tisxbj2g9scw</link>
                <description>مانی جهانپور - دبیر شورای مشاوران نسل زد دولتجایگاه کارآموزی و کارورزی در نظام آموزش عالی، همواره بازتابی از نحوه فهم این نظام از نسبت میان دانشگاه و جامعه خصوصاً بازار کار بوده است. در بسیاری از دوره‌ها، این نسبت نه بر اساس یک فرآیند تدریجی ورود به جهان کار، بلکه بر پایه تفکیکی صلب میان آموزش نظری و مهارت و عمل حرفه‌ای تعریف شده است؛ گویی دانشگاه فضایی مستقل از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی است و مواجهه با کار، رخدادی است که باید پس از پایان تحصیل و به عنوان یک دوره جدید و کاملاً متفاوت آغاز شود.در چنین چارچوبی، کارآموزی یا کارورزی اغلب به واحدی حاشیه‌ای و کم اثر که با صدور گواهی های غیرقابل استناد و عموماً جعلی گذرانده می‌شود، فروکاسته شده، حال‌آنکه در منطق آموزش مهارت محور، این مرحله می‌تواند به یکی از کلیدی‌ترین نقاط اتصال آموزش دانشگاهی با اشتغال و زیست واقعی جامعه بدل شود. یکی از مسائل ساختاری آموزش عالی، همین گسست میان زمان یادگیری و زمان به‌کارگیری است. دانشجو سال‌ها در فضایی آموزش می‌بیند که در آن، خطا هزینه‌ای محدود دارد، تصمیم‌ها عمدتاً روی کاغذ و نظری‌اند و پیامد عمل، اغلب به نمره یا ارزیابی شخص محورانه استادان در پایان ترم ختم می‌شود.این شرایط، هرچند برای شکل‌گیری بنیان‌های فکری و آموزش روش‌ها و دانش‌ها ضروری است، اما وقتی به کل دوره و تجربه دانشگاهی تعمیم می‌یابد، دانشجو بدون هیچ آمادگی، مواجهه ناگهانی با جهانی پیدا می‌کند که در آن، کارآمدی، سرعت تصمیم‌گیری و مهارت‌های قابل سنجش و مشاهده معیارهای اصلی‌اند. اینجاست که کارآموزی، اگر در متن آموزش قرار گیرد، می‌تواند این گذار را از یک شکاف ناگهانی، به فرآیندی تدریجی و قابل فهم تبدیل کند.در یک نگاه اجرایی، کارورزی را باید مرحله‌ای میانی در فرآیند اجتماعی شدن نیروی متخصص دانست. دانشجو در این موقعیت، نه صرفاً مشاهده‌گر است و نه متحمل بار کامل مسئولیت، بلکه در جایگاهی قرار می‌گیرد که می‌تواند آموخته‌های خود را در مقیاسی محدود، اما اجرایی و عملی بیازماید و از خطا کردن هم نترسد و آن را به اندوخته تجربی تبدیل کند.همین موقعیت میانی است که نسبت فرد با مساله را تغییر می‌دهد. مساله‌ها دیگر شفاف، تمیز و دارای پاسخ‌هایی از پیش تعیین شده نیستند، بلکه چندلایه و وابسته به تصمیم‌ها و شرایطند. این مواجهه، ذهن دانشجو را از جست‌وجوی پاسخ درست، به سمت یافتن راه‌حل های ممکن و تصمیم‌گیری بهتر سوق می‌دهد.همزمان، کارآموزی فرد را وارد منطق درونی محیط‌های کاری می‌کند؛ منطقی که اغلب در آموزش رسمی غایب است. زمان‌بندی، اولویت‌بندی، تعامل منحصر به شخص با دیگران، محدودیت منابع و کنار آمدن با عدم قطعیت، همگی در دل تجربه زیسته شکل می‌گیرند. بسیاری از فاصله‌های موجود میان دانشگاه و بازار کار، نه از کمبود دانش تخصصی، بلکه از ناآشنایی با همین قواعد نانوشته ناشی می‌شود. کارورزی، پیش از آنکه مهارت فنی و تخصصی را منتقل کند، فرد را با شیوه حضور در یک فرآیند تصمیم‌گیری و اجرایی جمعی آشنا می‌سازد.از منظر فنی و تخصصی نیز کارآموزی نقشی به روزکننده ایفا می‌کند. سرعت تحولات فناورانه به‌گونه‌ای است که محتوای آموزشی دانشگاه‌ها ناگزیر با فاصله‌ای زمانی از واقعیت عمل می‌کند. حضور در محیط کار، این فاصله را کاهش می‌دهد و به دانشجو می‌آموزد چگونه دانش آکادمیک خود را با ابزارها و شرایط متغیر تطبیق دهد. در این فرآیند، دانش از مجموعه‌ای ایستا از اطلاعات، به ابزاری پویا برای تحلیل و تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود. کارورزی همچنین در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای نقش آرام، اما تعیین‌کننده ای دارد. بسیاری از انتخاب‌های تحصیلی، پیش از آنکه بر تجربه استوار باشند، بر تصور و انتظار شکل می‌گیرند.مواجهه بهنگام دانشجو با واقعیت کار، این تصورات را تعدیل می‌کند و امکان بازاندیشی و تغییر بهینه مسیر را فراهم می‌آورد؛ گاه با تقویت انتخاب اولیه و گاه با تغییر جهت، پیش از آنکه هزینه‌های فردی و اجتماعی انباشته شوند. این خودآگاهی حرفه‌ای، از دستاوردهایی است که در هیچ سرفصل رسمی ثبت یا تجربه نمی‌شود. بااین‌حال، تمام این ظرفیت‌ها زمانی فعال می‌شود که کارآموزی به تجربه‌ای واقعی تقلیل ناپذیر باشد. کارورزی صوری که در آن نقش دانشجو مبهم و مسیر یادگیری نامشخص است، نه‌تنها بی‌اثر، بلکه گاه مخرب است و می‌تواند به بی‌اعتمادی نسبت به مفهوم کار دامن بزند.آنچه اهمیت دارد، تعریف موقعیت‌های معنادار، ارتباط زنده با محیط‌های واقعی و پذیرش این واقعیت است که آموزش بدون تجربه، ناتمام می‌ماند. در چنین بستری، کارآموزی نه وعده‌ای برای اشتغال قطعی است و نه راه حلی فوری برای حل موقتی بحران بازار کار با نیروی ارزان‌قیمت دانشجو. بیشتر امکانی است برای نزدیک‌تر شدن آموزش به واقعیت‌های زیست اقتصادی و اجتماعی؛ جایی که دانشگاه، بدون ادعای آمادگی کامل، اجازه می‌دهد دانشجو بخشی از این واقعیت را لمس کند، با آن درگیر شود و نسبت خود را با آن بسازد. تجربه‌ای که نه با قطعیت آغاز می‌شود و نه لزوماً به نقطه‌ای مشخص ختم، اما آرام‌آرام در متن آموزش جریان پیدا می‌کند.منتشر شده در روزنامه اعتماد - به تاریخ دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴</description>
                <category>شورای مشاوران نسل زد</category>
                <author>شورای مشاوران نسل زد</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 00:09:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعالیمی برای آینده سازان ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@gzac.iran/gzaciran2-ttrnmdfglfqb</link>
                <description>رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت از چرایی و ایده تشکیل مشاوران نسل زد می‌گویدگفتگو: غزل لطفیشکاف بین نسلی در میان نسل زد و والدین و نسل پیشین آنها بسیار زیاد است و دنیایی که تکنولوژی سرعت تحرکش را بالا برده نیز این فاصله را بیشتر کرده است. اختلاف نظرها، نگاه متفاوت به فضای پیرامونی و زندگی و بهره‌گیری مضاعف نسل زدی ها از تکنولوژی، متفاوت بودن آنها را بیش از پیش مشخص می‌کند. در دنیا هر کشور، متناسب با فرهنگ و آداب‌ورسوم و ارزش‌های خود، شرایطی را برای فعالیت نسل بزرگ شده با تکنولوژی فراهم کرده است. در کشور ما نیز در این زمینه، کارهایی انجام شده که هنوز کافی به نظر نمی‌رسد اما در این میان کاری جدید در حال انجام است. رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت تصمیم گرفته مشاورانی از این نسل برای این شورا انتخاب کند تا مطالبات، انتظارات و مسئولیت های نسل زد به طور دقیق تحلیل و بررسی شود. اهداف مهم این ایده خلاقانه را در گفت‌وگو با الیاس حضرتی در ادامه می‌خوانید. به‌عنوان اولین سؤال از رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت پیرامون اولین جرقه آغاز به کار مشاورین نسل زد پرسیدیم و وی توضیح داد.من مدت هاست دغدغه مهمی ذهنم را مشغول کرده است که نسل ما و انقلاب ما و نظام ما و ایران ما نکند که ابتر شود. البته در این میان، الحق و الانصاف رهبر معظم انقلاب جزو کسانی هستند که برای جلوگیری از همین ابتر شدن سرمایه‌گذاری کلانی روی جوانان، نوجوانان، زنان، نخبگان و... به صورت ایده و نظر و تأکید، مرتباً داشته‌اند، ولی در میان مدیران دغدغه مندی لازم دیده نمی‌شود و فقط به دنبال حفظ وضع موجود و مدیریت فعلی خودشان هستند. در بهترین حالت می‌خواهند با اداره موفق سازمان تابعه خود، یک کارنامه موفق ارایه دهند. کسی چندان به فکر آینده نیست. در مورد جوانی جمعیت و نسل جوان، رهبری در چهلمین سالگرد انقلاب، گام دوم را بر این اساس پایه‌گذاری کردند، اما تقریباً بقیه غرق در کارهای روزمره هستند. کسی به پنج یا ده سال بعد یا حتی آینده نزدیک یا دور نگاهی ندارد و بدتر از آن مجموعه مدیران ما در همه دولت‌ها، اعتقادی و اعتمادی به نسل بعد ندارند. گاهی تصورشان این است که جوانانی در دوران فرزندسالاری رشد کرده‌اند که احساس مسئولیت لازم را ندارند. در همین شرایط، به ذهنم رسید که باید در این زمینه، کاری انجام شود و مخصوصاً بعد از جنگ 12 روزه، لزوم این موضوع را بیشتر دیدم. بعد از جنگ تصمیم گرفتم این میدان را دقیق‌تر تعریف کنم و در همین راستا جوانی را به عنوان مشاور امور نسل زد انتخاب کردم. بازتاب اجتماعی وسیعی داشت؛ عده‌ای نقد کردند، حتی توهین کردند، نظرهایی داشتند و کامنت‌هایی گذاشتند. عده‌ای هم تأیید و تحسین کردند که تلاش کردم همه نظرات را بررسی کنم. از طرفی دیگر مخالفین ایران هم اظهارنظر را شروع کردند و با توجه به اینکه به طور مثال اسراییل و سازمان مجاهدین، برنامه‌های خاصی برای این نسل داشتند، متوجه شدند که این جرقه، برنامه‌هایشان را برهم خواهد زد. من بازتاب‌های بسیار زیاد در این مبحث را به فال نیک گرفتم و مصمم‌تر شدم و ابتدا یک جمع حدود 35 نفره را تحت عنوان مشاوران نسل زد گردهم جمع کردیم و بعد از آن‌هم فراخوان عمومی دادیم و تا امروز بیش از هزار نفر عضو این گروه شده‌اند. ملاک عضویت و انتخاب افراد در این گروه چیست؟تمامی کسانی که در رده سنی نسل زد باشند و روحیه وطن‌پرستی داشته باشند. به ایران و ایرانی عشق بورزند و به اقتدار سربلندی وطن عزیزمان ببالند و بخواهند برای کشورمان تلاش و افتخارآفرینی کنند. بر این اساس تصمیم گرفتیم این افراد را طی فراخوانی گردهم جمع کنیم و با آنها صحبت کنیم و بتوانیم آماده و مهیایشان کنیم برای فردای ایران.حضرتی، پیرامون نحوه فعالیت مشاوران نسل زد توضیح می‌دهد: ابتدا باید بپذیریم که نباید با زبان دستور، با این نسل صحبت کنیم، بلکه باید فضایی را فراهم کنیم که خودشان فعالیت و کارها را مدیریت کنند و براساس نیازهای کشور کمیته‌هایی را تشکیل دهند و رویدادهایی را رقم بزنند و احساس مسئولیت شان را هم بالا ببریم و با شبکه‌سازی صحیح دایره فعالیت را گسترش دهیم تا همه جوانان این مرز و بوم را در بر بگیرد. از نکات مهم این است که در این مقوله، مطالعه و کار گروهی بسیار پراهمیت خواهد بود. باید مساله محور باشند و دغدغه‌های جامعه، ذهنشان را درگیر کند. تا امروز 6 جلسه برگزار شده و کمیته‌هایی نیز تشکیل داده‌اند که البته انتظار من بیشتر است و جلسه‌هایی مشابه جلسات دیگر سازمان‌ها و دستگاه‌ها را برای این گروه نمی‌پسندم و دوست دارم این مجموعه از همه نظر، نسل زدی و یک جریان سیال باشند که حتی جلساتشان را در کافی‌شاپ‌هایی که پاتوق هم‌سن و سالانشان است، بگذارند و از فضای اداری و بوروکراتیک فاصله بگیرند تا بتوانند دقیقاً خودشان باشند. در ادامه هم تصمیم بر این است که از افرادی که بین نسل زدی ها محبوبیت دارند، دعوت کنیم و به سمت خلاقیت‌های جدید برویم و هدف این است که جوانان ما متوجه شوند مرکزی وجود دارد که اتفاقاً خودشان هم آن را اداره می‌کنند و به مطالبات همین نسل و قشر پرداخته است و درنهایت از دل این جمع، یک پارلمان و هیات دولت نسل زد در خواهد آمد تا کم‌کم از میان بچه‌ها بتوانیم مدیران و متخصصان کارشناس تربیت کنیم. تعدادی از ارگان‌ها و سازمان‌ها نیز اعلام آمادگی کرده‌اند تا با ما همکاری کنند؛ مانند سازمان جوانان هلال‌احمر، سازمان بسیج دانش‌آموزی و خبرگزاری پانا و سازمان جوانان وزارت ورزش و... که با این همکاری‌ها می‌توانیم تمام ظرفیت کشور را به هم وصل کنیم. در فاز بعدی تعامل با جوانانی که عضو هیچ سازمان یا دستگاهی نیستند در دستور کار قرار دارد.رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت در پایان این گفت‌وگو از تشکیل یک همایش بزرگ برای نسل زدی‌ها تا پایان سال 1404 خبر می‌دهد که در آن از همه افرادی که عضو این گروه شده‌اند، دعوت می‌شود ضمن حضور در این رویداد، ایده‌های خود را ارایه دهند.منتشر شده در روزنامه اعتماد - به تاریخ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴</description>
                <category>شورای مشاوران نسل زد</category>
                <author>شورای مشاوران نسل زد</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 23:48:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه مأموریت شورای مشاوران نسل زد دولت</title>
                <link>https://virgool.io/@gzac.iran/gzaciran1-bs8na1sxkhgl</link>
                <description>حلقه ارتباطی نسل جوان با دولتدومین نشست شورای مشاوران نسل زدگفت و گوی ملی میان نسلی مسیر حکمرانی ایران را از مدار تکرار خطاها خارج می کند.واکنش ها و بازخوردها نسبت به شکل گیری شورای مشاوران نسل زد دولت چهاردهم به گونه ای بود، گویی هر گام جدیدی در مسیر اصلاح و نوسازی، الزاما باید از منظر بی اعتمادی دیده شود. البته پیش از همه چیز باید یادآور شویم، این نوشتار برای هم نسلان ما و نسل زدی ها نوشته نشده است؛ این چند سطر، بیشتر خطاب به آنان است که هنوز گمان می کنند می توان با معیارها و افکار دیروز، با نسل نو سخن گفت.هر تغییر، مظنون است!نخستین نقد به این موج از انتقادها، تداوم همان نگاه بسته، سنتی و تکرارشونده ای است که سال ها بر تحلیل مسائل میان نسلی سایه انداخته است. البته نمی توان زمینه ها و چرایی رسوخ چنین رویکردهایی در جامعه را رد یا انکار کرد اما خود مجال جداگانه ای را می طلبد که موضوع این نوشتار نیست. با این حال، پیش از ورود به جزییات، باید بر نکته ای اساسی تاکید کرد: ورود نسل نو به سطوح مشورتی و تصمیم سازی، نه یک انتخاب سلیقه ای، بلکه پاسخی به یک اقتضای اجتماعی و نشانه ای از ظرفیت تحول در ساختار جامعه ایران است؛ تحولی که نادیده گرفتن یا به تعویق انداختنش، به مراتب پرهزینه تر از تجربه اش خواهد بود.تفاوت میان نمایش سیاسی و سیاست ارتباطیبرخی منتقدان، در گام نخست، این اقدام را نمایشی و فاقد پشتوانه واقعی دانسته اند. استدلال آنان این است که «تا زمانی که ساختار تصمیم گیری کشور دچار اصلاح فرآیندی نشده باشد، بهره گیری از نسل جدید نمی تواند فراتر از یک ویترین یا اقدام نمادین تلقی شود.» با این حال، در پاسخ به این ابهام باید یادآور شد که هیچ تغییری در نظام حکمرانی، جز از مرحله نماد آغاز نمی شود؛ نمادی که در صورت استمرار و نهادینه شدن، می تواند به اصلاح ساختاری منتهی گردد. همان گونه که روزگاری مفاهیمی چون «شفافیت» یا «دولت الکترونیک» نیز شعاری دور از دسترس به نظر می رسیدند، اما امروز به بخشی از نیازها و مطالبات بنیادین جامعه و از الزامات پایه ای دولت تبدیل شده اند. از این رو، نماد اگر با نیت اصلاح و تغییر فرآیندها و ساز و کارها ایجاد شود، خود می تواند آغازگر اصلاح باشد؛ به شرط آنکه تداوم یابد و به حلقه ای ارتباطی میان تصمیم سازان تازه نفس و تصمیم گیران نهایی بدل شود. بی توجهی به چنین حلقه هایی، در واقع، تداوم همان گسستی است که خود منتقدان نیز به آن اذعان دارند و از آن گلایه می کنند.خودمان با هم کنار می آییمدر همین راستا، نقدهایی که به ترکیب تهرانی و غیرتهرانی، دانشجو و غیردانشجو، تیپ و شکل و ظاهر افراد وارد می کنند، ناشی از همان خطای رایج و متداول نگاه سنتی به نسل جدید است. نسل زد نیازی ندارد که دیگران برایش تعیین کنند چه کسی «نسل زد» هست و چه کسی نیست، یا بگویند ظاهر، پوشش یا نحوه بیان کدام یک در چارچوب این نسل می گنجد. این نگاه از بالا، بازتاب همان ذهنیت کهنه ای است که هنوز می پندارد می تواند هویت نسلی را در قالبی از پیش تعریف شده بسازد و مهار کند. اما اگر نسل زد، بنا بر ذات خود، در هیچ چارچوب صلب و از پیش نوشته ای نمی گنجد، پس چگونه است که برخی با متر و معیارهای ثابت، در پی سنجش و داوری آنند؟ این تناقض دقیقا همان شکاف نسلی ای است که از ناتوانی ساختارهای فکری گذشته نسبت به منطق متکثر و سیال زمانه جدید برمی خیزد. بهتر آن است که هر نسل به کارنامه خویش بازگردد؛ ما از کارنامه و پیشینه نسل های شما بهره گرفته ایم و از تجارب شما استفاده می کنیم، اما این واقعیت را فراموش نکنید که بسیاری از زخم ها و بحران های امروز، میراث همان تعلل ها، انفعال ها و تصمیم های ناتمام شما نسل x، y و... است.ما نسل زدی ها، دوستان، همسالان و هم دوره های خود را با همه تفاوت های فکری، عقیدتی، فرهنگی و ظاهری می شناسیم. میان ما اختلاف نظر فراوان است؛ از سلیقه و پوشش و سبک زندگی تا جهان بینی و باور مذهبی و سیاسی، اما این تفاوت ها نه تهدید است و نه عامل جدایی. مهم ترین نقطه اشتراک همه ما ایران عزیز است و ما آموخته ایم با همه این تفاوت ها در یک بستر مشترک، که گاهی خوابگاه است و گاهی خانواده و گاهی محل کار، زیست کنیم، گفت وگو کنیم و گاه حتی بر سر نداشتن توافق، توافق کنیم. مساله، درون نسلی است و ما خود توان و بلوغ مواجهه با آن را داریم؛ بی نیاز از قیم مآبی، داوری و دخالت!نسلی که با فرو ریختن دیوارهای اجتماعی و جغرافیایی و از پنجره دیجیتال، نه تنها درد و رنج و مسائل همسالان خود در سراسر کشور، بلکه تجربه های هم نسلانش در دورترین نقاط جهان را نیز می بیند و درک می کند، در معیارها و دسته بندی های جغرافیایی و اجتماعی لزوما نمی گنجد، به همین دلیل، در نخستین گام اجرایی این طرح، «فراخوان همکاری و داوطلبی نسل زد» در سطح ملی و استانی آغاز شد تا تجربه ها و دیدگاه های گوناگون این نسل، در قالب دسته های موضوعی و تخصصی، در فرآیند تصمیم سازی شنیده و دیده شود. به بیان دیگر، دعوت از نسل زد به عرصه مشورتی، در حقیقت دعوت به بازتعریف رابطه قدرت و معناست؛ نه آن گونه که در برخی پیشداوری ها تصور می شود، صرفا تزریق چند جوان آشنا به ساختار دولت، بلکه تلاشی برای گشودن دریچه ای تازه در مسیر ارتباط میان جامعه و حاکمیت است.ظرفیت ساختار یا مقاومت ساختار؟برخی دیگر بر این باورند که ساختار رسمی در ایران، ظرفیت جذب نسل زد و همکاری و همراهی با آن را ندارد و درنهایت، اقدام ها و تلاش های این نسل درون چارچوب های بروکراتیک و معمول اداری و سیاسی کشور، خنثی خواهد شد. آری، این نگرانی به جا و تاحدودی واقعی است؛ اما مساله اینجاست که نقد به بروکراسی باید به درستی متوجه ساختار باشد، نه نسل تازه ای که قرار است بخشی از همان ساختار را اصلاح کند. مشکل، از «ورود نسل جدید» نیست؛ از «بی میلی ساختار به تغییر» است و این دو را نباید با یکدیگر یکی دانست.از زاویه ای دیگر نیز می توان این نقد را به پرسش کشید: اگر اساسا شورای نسل زد شکل نمی گرفت، آنگاه چه مسیر و تجربه ای برای کاستن از شکاف میان نظام حکمرانی و نسل جدید، آن هم شکافی که همگان به وجود و عمق نگران کننده آن اذعان دارند، وجود داشت؟ آیا منتقدان این طرح، راهبرد و راهکاری واقع بینانه تر، کاربردی تر و کم تنش تری درنظر دارند؟مگر در دانشگاه ها، جایی که سال ها با شور و انگیزه فعالیت کردند و با هر تلاش و تکاپویی کوشیدند دری بگشایند، صدای موثرتری به گوش دولت رسیده است؟ مگر انبوه تشکل ها و انجمن های دانشگاهی توانسته اند در همان چهار دیواری دانشگاه به همه مطالبات خود دست یابند که اکنون از آنان انتظار اثرگذاری ملی می رود؟ واقعیت آن است که شورای نسل زد نه جایگزین، بلکه ظرفیتی افزوده بر دیگر فضاهای فعالیت مدنی است؛ به ویژه در شرایطی که بخش قابل توجهی از این نسل اساسا مسیر دانشگاه را انتخاب نمی کند و از فرصت گردهم آمدن و گفت وگوی جمعی در آن فضا نیز بی بهره می ماند.درک ناقص از مفهوم شورابرخی منتقدان، نهاد مشاوران نسل زد را با پیش فرضی برگرفته از انبوه شوراهای عالی و نهادهای اجرایی کشور مقایسه کرده اند و سنجش کارآمدی آن را بر پایه شاخص های اجرایی و روتین ارزیابی می کنند، اما برخلاف این برداشت نادرست، باید شفاف گفت که کارکرد اصلی این نهاد نوپا در قلمرو سیاست گذاری نرم و گفتمان سازی نسلی تعریف می شود. به بیان دیگر، این شورا، برخلاف برخی نهادهای مشابه، قرار نیست بحران های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا زیست محیطی کشور را حل کند یا با طرح های پرخرج، بی حاصل و پوچ، سرمایه ملی را در مسیرهای نامعلوم هدر دهد، بلکه ماموریت آن برگرفته از ظرفیت های قانونی مندرج در آیین نامه وظایف شورای اطلاع رسانی دولت، دریافت و انتقال نظرها، دغدغه ها و بازخوردهای اجتماعی نسل جوان در حوزه های گوناگون است.در واقع، در غیاب یا بی عملی چنین نهادهایی، دولت ها ناچار می شوند واکنش جامعه را از بسترهای غیررسمی یا حتی رسانه های بیگانه دریافت کنند؛ مسیری که معمولا با سوءتعبیر و بدفهمی همراه است و ممکن است آن بازخوردها را سازمان یافته یا خصمانه تلقی کرده و نادیده بگیرند؛ خطایی که می تواند پیامدهای سنگین و پرتنشی برای نظام تصمیم گیری کشور داشته باشد. حال در اقدامی نوآورانه، شورای اطلاع رسانی دولت، به جای پرداختن به معلول (واکنش نسل زد)، به سمت علت (شنیدن صدای نسل زد) گام برداشته است.در میان مجموعه نقدها، نکته دیگری که جلب توجه می کند، عدم تمایز میان «نقد در اجرا» و «نفی وجودی» این طرح است، در حالی که نقد سازنده باید بر اصلاح ساز و کارها متمرکز باشد؛ یعنی افزایش تنوع، شفافیت، پاسخگویی و پرهیز از تشریفات زائد. اما نفی کلی هر نوع ارتباط سازمان یافته با نسل زد، درواقع نفی اصل گفت وگو و مشارکت اجتماعی است و درنهایت به بازتولید چرخه انزوا می انجامد.اگر هدف اصلاح است، راه آن مشارکت، پرسشگری، مطالبه شفافیت و نظارت مدنی است؛ نه بی اعتمادی مطلق به هر گام تازه و نه پرخاش به نسلی که خود، قربانی بسیاری از تصمیمات سلیقه ای و نادرست برخی پیشکسوتانش بوده است.وضعیت امروز کشور گویای نتیجه رویکرد و روش های نسل های قبلی و مستقر است، از این رو باید بار دیگر یادآور شد: مگر رویکرد سال های گذشته، که به شکاف های عمیق درک و تعامل میان تصمیم سازان و نسل جوان انجامید، نتیجه همان انفعال ها و نادیده گرفتن های خیلی از شما نبود؟پرخاش، به جای گفت وگوانکار یا تخریب چنین گام ها و طرح هایی، در عمل تداوم همان بحران گفت وگویی است که دهه هاست جامعه ایران را گرفتار کرده است. دولت ها می آیند و می روند، اما آنچه باید بماند، اعتماد میان هم نسل ها و اعتماد میان نسل های متفاوت است. در چنین شرایطی، اگر حتی یک ساز و کار مشورتی و میانجیگر بتواند به بازسازی این اعتماد کمک کند، ارزش آن از ده ها مصوبه پرزرق و برق و ابرپروژه های میلیاردی بیشتر است.در حقیقت، نسل زد تنها حامل خواسته های تازه نیست، بلکه آیینه ای از بازشناسی کاستی های گذشته است، از این رو، به جای پیمودن راه ساده نفی کلی چنین گام هایی و فروکاستن هر تغییر به نیت خوانی یا محافظه کاری، باید با نقد فعال، پرهیز از پیشداوری و ارائه پیشنهادهای عملی، مسیر اصلاح را گشود.تنها از رهگذر چنین رویکردی است که گفت وگوی ملی میان نسل ها می تواند از سطح شعار فراتر رود و به واقعیت بدل شود؛ گفت وگویی که اگر جدی گرفته شود، می تواند مسیر آینده حکمرانی ایران را از مدار تکرار خطاها و بحران ها خارج کند.پرخاشگری، قضاوت های شتاب زده و حمله به هویت فردی یا ظاهر اشخاص، نه راه گشاست، نه جذاب و نه نشانه روشنفکری. زیر سوال بردن پوشش، سلیقه، یا سبک زندگی افراد، تنها به تشدید همان فضای پرتنش و دوگانه ای می انجامد که همه از آن آسیب دیده ایم و گلایه داریم. جامعه ای که گفت وگو را با تخریب و تفاوت پذیری را با دشمنی اشتباه بگیرد، در مسیر اصلاح گامی برنمی دارد و در گره های اجتماعی و سیاسی متوقف می ماند و بلکه بر شکاف های درکی و عاطفی میان نسل ها می افزاید.آنچه امروز بیش از هر زمان دیگر ضرورت دارد، بازگشت به عقلانیت، بهبود صبوری و مدارا و گفت وگوی سازنده است؛ گفت وگویی که در آن، انتقاد جای خود را از تخریب بازمی یابد و تفاوت ها نه تهدید، بلکه فرصت فهم متقابل تلقی می شود. درنهایت، آینده این سرزمین نه در گرو تصمیم یک نسل، بلکه در پیوند خرد، همدلی و همکاری میان همه نسل هاست. هیچ تصمیم و کنشی در خلا رخ نمی دهد و ثمره کارها، رفتار و انتخاب های امروز همه ما، دیر یا زود، با نتایج خوب یا بد، دامنگیر همه ما خواهد شد؛ بدون استثنا. از این رو، این مسوولیت، نه فردی یا نسلی، بلکه ملی و همگانی است.اگر نیرو و خرد جمعی ما به جای ستیز و پرخاش و بی اعتمادی، صرف اصلاح، گفت وگو و همکاری شود، آنگاه می توان امید داشت که فضای پرتنش امروز جای خود را به هم افزایی و اعتماد متقابل و درنهایت توسعه کشور بدهد. آینده ایران را هیچ نسلی به تنهایی نمی سازد؛ تنها با گفت وگوی نسل هاست که می توان از تکرار گذشته گریخت.منتشر شده در روزنامه اعتماد - به تاریخ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴</description>
                <category>شورای مشاوران نسل زد</category>
                <author>شورای مشاوران نسل زد</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 23:37:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>