<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین حسین زاده جهرمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@h.hoseinzadehbusiness</link>
        <description>نویسنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:50:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>حسین حسین زاده جهرمی</title>
            <link>https://virgool.io/@h.hoseinzadehbusiness</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره رمان آوای کوهستان اثر یاسوناری کاواباتا</title>
                <link>https://virgool.io/@h.hoseinzadehbusiness/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%88%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7-wbq3am1jgpdy</link>
                <description>رمان آوای کوهستان، نشر چشمهمقدمهاولین مواجهه من با یاسوناری کاواباتا، خوابگاه خوبرویان خفته بود که هم‌چنان یکی از درخشان‌ترین و عجیب‌ترین رمان‌هایی است که مطالعه کرده‌ام. پس از مطالعه رمان آوای کوهستان متوجه شدم که این رمان 7 سال قبل از رمان خوابگاه خوبرویان خفته منتشر شده و به لحاظ سبک نوشتار و موضوع، تفاوت فاحشی با یک‌دیگر دارند. نکته دیگر این‌که مواجهه من با فرهنگ و ادبیات ژاپن، بیش از آن‌که از دریچه نگاه یاسوناری کاواباتا باشد؛ از دریچه نگاه هاروکی موراکامی بوده که نویسنده‌ای امروزی‌تر به شمار می‌آید. اگر بخواهم باز هم پیشینه خود درباره فرهنگ ژاپن را بیش‌تر کندوکاو کنم؛ به سریال شوگون که سال 2024 از شبکه نتفلیکس پخش شد، می‌رسم. پس این یادداشت قرار نیست چندان بر فرهنگ ژاپنی، آن‌چنان که شایسته است تمرکز کند؛ چرا که چندان تخصص و اطلاعی هم درباره آن ندارم. و چه بسا همین عدم اطلاع، باب جدیدی را در نگاه به رمان آوای کوهستان باز کند. آن‌چه در ادامه خواهم نوشت، تنها تجربه‌ای شخصی است از یک خواننده که از مطالعه داستان‌هایی خارج از فرهنگ و زیست‌بوم خود، لذتی دوچندان می‌برد.یاسوناری کاواباتاآوای کوهستان درباره چیست؟این تیتر را بیش‌تر از آن جهت ایجاد کردم که بگویم چنین پرسشی از اساس، باطل و بیهوده است. در مقدمه رمان که توسط نشر چشمه منتشر شده، نویسنده به این مسئله اذعان کرده که تاکنون بیش از 20 بار رمان را مطالعه و هر بار، نتایج جدیدی از مطالعه خود به دست آورده است. و همین نکته می‌تواند دلیل مناسبی برای بیهوده بودن پرسشی که در تیتر مطرح شده باشد.اگر قرار باشد یک اثر ادبی مثل رمان درباره یک چیز به خصوص باشد؛ دیگر خواندنش چه اهمیتی دارد؟! نهایتا می‌شود یک‌بار آن را خواند و حتی در کتاب‌خانه هم نگه نداشت. چرا که به چیزی قابل مصرف تبدیل خواهد شد و جایی هم در ذهن خواننده‌اش اشغال نخواهد کرد؛ همان‌گونه که نیازی نیست در کتاب‌خانه نیز جایی را اشغال کند.رمان آوای کوهستان اثر یاسوناری کاواباتا دقیقا نقطه مقابل چیزهایی است که در پاراگراف قبلی به آن پرداخته شد. به نظر می‌رسد که رمان، برهه‌ای از زندگی یک خانواده متوسط ژاپنی در روزگار پس از جنگ جهانی دوم را روایت می‌کند و تمرکز را روی پدر خانواده (شینگو) گذاشته است. اما در واقع، مسئله و موضوع رمان، چیزی فراتر از این نگاه دم دستی و سطحی است. مراسم چای، پرداختن به طبیعت، روایت‌های مقطعی درباره مراسم‌های سنتی کاماکورا (محل زندگی خانواده)، سال‌خوردگی پدر خانواده (شینگو)، تقابل سنت ژاپنی و مدرنیسم پس از جنگ و .... از جمله مسائلی هستند که به راحتی نمی‌توان از آن‌ها گذشت. در این میان مسئله جنگ و بحران‌های پس از آن نیز به شدت مشهود است. البته من این نکته را پس از خواندن رمان و حین خواندن مقدمه (عادت دارم مقدمه را پس از خواندن رمان مطالعه کنم تا مواجهه‌ام با متن، خالص و بدون پیشینه باشد) فهمیدم. جایی که شینگو از فرزندش (شوئیجی) می‌پرسد: در زمان جنگ کسی را هم کشتی؟نتیجه این‌که برای بار چندم به خودم یادآور می‌شوم که اثر ادبی شاید در زمان نوشتن، روی یک چیز خاص تمرکز کند؛ اما خروجی کار هیچ‌وقت درباره یک چیز نخواهد بود که اگر باشد؛ دیگر اثری ادبی و هنری تلقی نمی‌شود.آوای کوهستانمن از این رمان چه برداشت می‌کنم؟برای رسیدن به این تیتر و پرسش، زمان زیادی را اختصاص دادم. چه بسا کل مطلب قرار است درباره همین پرسش باشد. آن‌چه بیش از همه در زمان مطالعه رمان آوای کوهستان، نظر مرا به خودش جلب کرد؛ مسئله سال‌خوردگی پیرمرد داستان (شینگو) بود. این‌که انسان، زمانی که از سن شصت سالگی گذر می‌کند با چه بحران‌ها و مسائلی روبه‌رو خواهد بود؛ مرا به شدت درگیر خودش کرد.حسرت‌های جوانی و آرزوهای ناکام شینگو از ابتدا تا انتهای رمان دنبال می‌شود و انگار قرار نیست دست از سر او بردارد. مسئولیت او در قبال خانواده نیز از جمله مسائلی است که در تمام طول رمان دنبال می‌شود. خیانت پسرس (شوئیجی) به همسرش و جدایی دخترش (فوساکا) از همسرش به شکل‌های مختلف، مسئولیت‌پذیری او در باب تربیت فرزندانش را مدام زیر سوال می‌برد. ازدواج و آن‌چه سالمندی بر رابطه او با همسرش (یاسوکو) اثرگذار بوده نیز، مدام او را به تفکر وامی‌دارد. تماشای از هم پاشیدن سنتی که تمام پایه‌های زندگی او را استوار کرده نیز به خودی خود، زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در این میان، مرگ‌اندیشی که به واسطه مرگ هم‌کلاسی‌ها، دوستان، آشنایان، هم‌سن و سال‌ها و فرهنگ مقدس خودکشی روز به روز پررنگ‌تر می‌شود نیز، از جمله مسائلی است که شینگو با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند.تجربه مطالعه رمان آوای کوهستان اثر یاسوناری کاواباتا از آن جهت برای من قابل توجه بود که پرسشی را در من بیدار کرد: من چگونه پیر خواهم شد؟ و همین پرسش، دقت مرا در تلاش برای درک احوال شینگو چندبرابر کرد. البته نه به این معنا که پیر شدن و از دست دادن قوای جوانی چگونه خواهد بود؛ بلکه این مسیر چگونه باید طی شود تا سال‌خوردگی نیز سرشار از لذت زندگی باشد.لحن روایت رمان، مینی‌مالیستی است و ریتم اتفاقات زندگی این خانواده آرام است. در کنار این لحن، توصیف زیبایی زن‌هایی جوانی که شینگو با آن‌ها در ارتباط است مثل عروس خانواده، معشوقه شوئیچی، منشی شرکت یا رهگذری که در قطار، روبه‌روی او می‌نشیند. و هم‌چنین تغییر فصل و رویش گل‌ها و گیاهانی که در باغچه و مسیر رفت‌وآمد شینگو توصیف می‌شوند؛ به واقع درکی خالص از زندگی را برای خواننده تداعی می‌کند. شینگو قدم به قدم به انتهای زندگی خود نزدیک می‌شود و هم‌چنان جاری بودن زندگی را به تماشا می‌نشیند. تغییر و تحول فصل‌ها، آدم‌ها و سبک زندگی اطرافیانش را نظاره می‌کند و اگر چه در اکثر مواقع ناراضی و دل‌خور است؛ اما در برابر آن‌چه در حال وقوع است؛ مقاومتی نمی‌کند. نه می‌تواند و نه می‌خواهد که در مقام مقاومت بایستد.یکی از بخش‌های شاهکار رمان، اوقاتی است که شینگو از خواب بیدار شده و به تفسیر آن‌چه در خواب دیده می‌پردازد. این تفسیرها برای هر کسی که رویا می‌بیند و پس از بیدار شدن به اندازی دم و بازدمی به آن‌چه در خواب دیده فکر می‌کند، جذاب است. این بخش‌ها محرکی برای من بود تا زین پس، بیش از گذشته رویاهایی که در زمان خواب می‌بینم را تفسیر کنم. نه به این دلیل که جوابی بیابم؛ بلکه از این رو که بیش‌تر درون ذهن خودم را جست‌وجو کنم که جست‌وجوگر بودن؛ مهم‌ترین نشانه زنده بودن آدمی است ...</description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Fri, 04 Apr 2025 13:25:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشتی بر یادداشت‌های زیرزمینی، اثر درخشان داستایفسکی</title>
                <link>https://virgool.io/@h.hoseinzadehbusiness/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%81%D8%B3%DA%A9%DB%8C-anl9yt7yirhr</link>
                <description>رمان یادداشت‌های زیرزمینی، ترجمه علی مصفا، نشر چشمهفیودور داستایفسکی در رمان درخشان یادداشت‌های زیرزمینی به خوبی وضعیت روانی انسان را شرح می‌دهد و او را واکاوی می‌کند. نگاه کنید که یک شخصیت چه‌قدر می‌تواند متناقض، عجیب و غریب و پرفراز و نشیب باشد! گاهی از چیزی دفاع کند و بلافاصله بر ضد همان چیز رفتار کند. خودش را تحقیر کند. از تحقیر رنج بکشد و به تحقیر شدن‌اش افتخار کند. هم‌چنان که رنج می‌کشد از آن لذت ببرد ...!رمان یادداشت‌های زیرزمینی با یک خطابه بلند آغاز می‌شود درباره مردی که تلاش می‌کند عقاید خود را از تجربه چهل سال زندگی بیرون بکشد. مردی که با اجتماع خود متفاوت است و به زعم من، پستی و حقارت امر تزویر را درک و کثافت زندگی را باور کرده است. خطابه این مرد که به زعم منتقدان، خود داستایفسکی است؛ در نیمه دوم بسیار تلخ ولی جذاب است. چون مفاهیمی را به چالش می‌کشد که به تجربه، برای خود من نیز در سال‌های اخیر به چالش کشیده شده. در نیمه دوم خطابه، هر آن‌چه راستی و درستی است و هر آن‌چه تحت لوای تربیت و مسیر درست زندگی است؛ تحقیر شده و دلایل بسیاری بر نقض آن عنوان شده که حیرت‌انگیز است. بخش دوم رمان که چند صباحی از زندگی همان فرد را در قالب خاطره به تصویر می‌کشد؛ بسیار غریب است. رفتارهایی متناقض، زندگی مفلوک و شخصیتی که از همه مفلوک‌تر است و در این فلاکت غوطه می‌خورد.Fyodor Dostoevsky هنگام مطالعه این رمان، احساس‌هایی نظیر هم‌دردی، دل‌سوزی، تنفر، رقت و خشم، هم‌زمان گریبان‌گیرم شد و مرا دچار احساس‌های متفاوتی می‌کرد. در بخش‌هایی چنان احساس هم‌ذات پنداری با شخصیت رمان می‌کردم که با خود می‌گفتم این منم، دقیقا منم. و در جایی دیگر چنان از او خشم‌گین می‌شدم که با خود می‌گفتم هرگز چنین آدمی نخواهم بود.به عقیده من، رمان در بهترین جای ممکن به پایان می‌رسد. این نحوه پایان‌بندی با فرم داستان و جهان‌بینی شخصیت بهترین هماهنگی را دارد. نویسنده هم‌چون شخصیت اصلی رفتار می‌کند و تناقض‌های نوشتاری خود را با این پایان بیش از پیش آشکار می‌کند و مخاطب را با تناقض‌های فکری بیش‌تری رها می‌کند. در واقع این پایان، آغاز فرآیند تفکر خواننده است.و حالا این مخاطب است که باید درباره آن‌چه خوانده بیندیشد و ناخودآگاه به قضاوت بنشیند. قضاوت ... همان ‌چیزی که شخصیت رمان در بسیاری از بخش‌ها از آن نالیده، رنجیده و متنفر شده است. وضعیت ما در خصائل اخلاقی و رفتاری به شدت شبیه همان کسانی است که شخصیت رمان در بخش اول، آن‌ها را مورد خطاب قرار می‌دهد.</description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2024 11:39:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب حرفه کارگردان اثر کیتی میچل</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%86%D9%84-oolqsimcue4f</link>
                <description>کتاب حرفه کارگردان اثر کیتی میچل و ترجمه علی‌اکبر علیزاد توسط نشر بیدگل منتشر شده است. این کتاب نیز هم‌چون اکثر کتاب‌های حوزه آموزش کارگردانی به متون کلاسیک پرداخته و شیوه اجرایی که معرفی می‌کند نیز در همین سبک است. در برخی از موارد آموزشی که مربوط به تحلیل متن و نحوه کار با بازیگر است، متدهای جدیدی معرفی شده که کارآمد کارگردانان تازه‌کار است.کتاب حرفه کارگردان؛ نشر بیدگلاما نکته اصلی این‌جاست که بسیاری از مواردی آموزشی کتاب، در جامعه تئاتری ایران غیرقابل‌استفاده است. تداخل شدید هنر و صنعت در تئاتر ملی انگلستان موجب شده تا بسیاری از وظایف، تخصصی شده و افراد زیادی را تحت عنوان متخصص به گروه اجرایی وارد کند. مربی صدا، مربی حرکت، مدیر صحنه، دستیار صحنه و ... متخصصانی هستند که در تئاترهای غربی و به‌ویژه تئاتر انگلستان، در کنار کارگردان فعالیت می‌کنند؛ وظایفی کاملا خاص و حرفه‌ای به‌عهده دارند و البته بابت کارشان حقوق دریافت می‌کنند. بدیهی است که چنین امر ایده‌آلی در تئاتر ایران مرسوم نیست و تمام تخصص‌های فوق به یک منشی‌صحنه و نهایتا دستیار کارگردان محول می‌شود.این کتاب از آن جهت می‌تواند آموزنده باشد که کارگردان را با تمام بخش‌های یک اجرا آشنا می‌کند. وگرنه در مملکت ما برای به‌روی‌صحنه‌بردن یک اجرا در شهرستان یا حتی پایتخت، این کارگردان است که باید بسیاری از وظایف فنی و هنری را به‌عهده بگیرد و به نسبت بودجه، روابط دوستانه و آشنایی با افراد مختلف، برای هرکس یک یا چند وظیفه خاص مشخص کند.البته کیتی میچل هم از تجربه‌های اولش در حاشیه لندن و نبود بودجه مناسب سخن گفته و این مسئله را یادآور شده که این کتاب حاصل تمام تجربه‌های او از سالن‌های کوچک و بی‌کیفیت و بودجه‌های کم تا سالن‌های بزرگ و حرفه‌ای تئاتر ملی انگلستان است. اما تصورات او از تجربه اول و نبود بودجه مناسب، تفاوتی عمیق با تصورات و تجربیات ما دارد. علاوه‌برآن، می‌بایست موانعی چون اداره فرهنگ‌وارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، امام جماعت محل و ... را نیز در نظر بگیریم. البته همین مسئله که این کتاب توسط یک کارگردان فعال و به‌روز نگاشته شده یکی از نقاط قوت آن است.کیتی میچلبه‌نظر نگارنده بهترین بخش کتاب برای مخاطب ایرانی بخش ضمیمه‌ای است که علی‌اکبر علیزاد با عنوان آموزش کارگردان در زمینه تئاتر ایرانی در پایان کتاب تالیف نموده است. این بخش توسط یک فرد آگاه به شرایط تئاتر و دیگر رشته‌های هنری ایران نگاشته شده و از این‌رو حائز اهمیت است. مهم‌تر آن‌که این بخش تنها به ‌درد کارگردانان تازه‌کار نمی‌خورد و مطالعه آن برای هرکسی که می‌خواهد به هر نوع فعالیت هنری ورود کند ضروری است.با این‌همه شاید بزرگ‌ترین آموزه کتاب حرفه کارگردان این باشد که کارگردان نیاز به تجربه دارد و این تجربه جز با کار مداوم و اجراهای مستمر حاصل نمی‌شود. و نبود بودجه و امکانات، وضعیتی است که کم‌وبیش برای هر هنرجویی در هر جغرافیایی رخ می‌دهد و هیچ‌کدام دلیلی قانع‌کننده برای عدم فعالیت نیست ...</description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Nov 2021 13:50:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>5 دلیل برای تماشای سریال The Great</title>
                <link>https://virgool.io/@h.hoseinzadehbusiness/5-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-the-great-o2t1c4qw8ke2</link>
                <description>سریال The Great یا کبیر یک مینی سریال آمریکایی است که می‌تواند در ژانر کمدی ـ درام قرار بگیرد. سازنده این سریال تونی مک‌نامارا است که اغلب او را با نوشتن فیلم‌نامه تحسین شده فیلم The Fvourite به کارگردانی یورگوس لانتیموس می‌شناسند. فیلم The Great براساس ماجرای به قدرت رسیدن کاترین کبیر، ملکه روسیه تولید شده و تنها در ارائه همین کلیات بر مبنای واقعیت است. در این سریال بازیگران معروفی چون ال فانینگ و نیکلاس هولت ایفای نقش می‌کنند. این مینی سریال از تمام جهات، یک اثر هنری و خلاقانه به‌شمار می‌آید؛ زیرا ...مینی سریال The Great محصول شبکه huluسریال The Great؛ یک کمدی باورپذیر و ترسناک استعموما بار بسیاری از سریال‌های کمدی بر دوش شوخی‌های جنسی است. سریال The Great نیز از این قاعده مستثنی نیست و حتی در این زمینه افراطی نیز عمل نموده است. اما آن‌چه از شوخی‌های مکرر جنسی در این سریال می‌بینیم، ربط مستقیمی به فضای گروتسک فیلم و روایت داستانی دارد. شوخی‌های جنسی در این فیلم نه به‌دلیل جنسی بودنشان، بلکه به‌دلیل نشان‌دادن سویه‌های متناقض شخصیت‌ها، درباره فاسد روسیه و نمایش روابط پیچیده داستان به تصویر کشیده می‌شوند. تونی مک‌نامارا برخلاف منوچهر هادی (بابت این مقایسه عذر می‌خوام) از شوخی جنسی تنها برای تابو شکنی استفاده نمی‌کند؛ بلکه از آن برای نمایش تاریک‌ترین بخش‌های ذهن شخصیت و ارتباط رویداد‌های فرعی به ستون فقرات اصلی داستان استفاده می‌کند. سریال The Great یک کمدی جسورانه است و اگرچه لبخند را روی لبان مخاطب می‌آورد، اما ذهن او را از دیدن این همه فساد و نادانی جمعی، دچار ترس و وحشت می‌نماید.سریال The Great؛ نمایش گروتسک دیکتاتوری، جاهلیت و اشرافیت استتمام رویدادهای اصلی و فرعی این سریال، عامدانه به نمایش افراطی جاهلیت پرداخته و ابتذال اشرافیت را بی‌پرده به تصویر می‌کشد. این بی‌پرده بودن و افراطی‌گری، فضایی گروتسک به کل نماهای سریال بخشیده و مخاطب را دچار سرگشتگی می‌کند. سرگشتگی میان باور، خنده، خشم، وحشت و ... . حتی حرکت قهرمان برای ساختن آینده‌ای بهتر نیز از میان همین رویدادهای گروتسک می‌گذرد، مثل صحنه شکنجه درباریان به‌منظور اثبات وفاداری‌شان به پادشاه. البته فرم و ساختار سریال The Great به‌هیچ‌وجه سرد و تاریک نیست. طراحی صحنه و لباس سریال، رنگارنگ و شاداب است و همه‌چیز نمایانگر شوق زندگی است. البته این زیبایی ظاهری در واقع پرده‌ای است که جلوی باطن متعفن و فاسد درباره روسیه کشیده شده و مخاطب به همراه کاترین کبیر، پرده از این ظواهر پر زرق و برق کنار می‌زند.نمایی از سریال The Greatسریال The Great؛ هیچ ارزشی برای تاریخ قائل نیستبه شخصه معتقدم که هنرمند، تعهدی به تاریخ ندارد و سریال The Great مصداق این مدعاست. شخصیت اصلی این سریال کاترین کبیر است. او در این سریال به‌عنوان دختری آگاه و روشن‌فکر معرفی می‌شود و از اشرافی‌گری و جهل دربار روسیه متنفر است. بدیهی است که قدرت گرفتن او آینده‌ای روشن را برای روسیه رقم خواهد زد. اما اگر مقاله کاترین کبیر را در ویکی‌پدیا را مطالعه کنید متوجه خواهید شد که سازندگان سریال بی‌اعتنایی بزرگی در حق تاریخ انجام داده‌اند. تونی مک‌نامارا بی‌آن‌که تمام تاریخ را در نظر داشته باشد؛ تنها بخشی از تاریخ را برداشته و آن را به داستانی دراماتیک و جذاب تبدیل نموده است. و به نظر من، انجام همین یک نکته برای هنرمند کافی است.سریال The Great؛ مسیر دشوار قهرمانی را به خوبی نمایش می‌دهدخط اصلی روایت در این سریال بر مبنای به حکومت رسیدن کاترین کبیر بنا شده است. اما نویسندگان هوشمند The Great به این خط اصلی بسنده نکرده و انواع موانع را بر سر راه شخصیت اصلی قرار می‌دهند. موانعی که برخی از سوی ضد قهرمان‌های داستان و برخی نیز تجربه‌های شخصی و کشمکش‌های درونی کاترین کبیر است. نکته درخشان سریال از نظر من در آن بخش‌هایی است که کاترین کبیر با هدف انجام کودتا و حکومت بر بزرگ‌ترین سرزمین‌ اروپا، مجبور است با کارهای روزمره و موانع پیش پا افتاده‌ای هم‌چون تست بارداری و ... دست به گریبان شود. سریال The Great کشمکش شخصیت‌های مختلف را در تمام سطوح به تصویر می‌کشد و در عین حال مخاطب را دچار سردرگمی نمی‌کند.نمایی از سریال The Greatسریال The Great؛ مجموعه‌ای از بازیگران بی‌نظیر را در اختیار داردحضور بازیگرانی هم‌چون ال فانینگ و نیکلاس هولت، یکی از دلایل اصلی برای تماشای سریال The Great است. اما بهتر است تنها به این اسامی بسنده نکنید، زیرا مجموعه بازیگران این سریال بازی درخشانی را ارائه می‌کنند. ایفای نقش در سریال‌های کمدی کاری سخت و دشوار است، چرا که بازیگر می‌بایست از حس شوخ‌طبعی ذاتی برخوردار باشد و علاوه‌برآن باید بتواند موقعیت‌های کمیک داستان را به‌گونه‌ای باورپذیر اجرا کند. حتی هنروران حاضر در این سریال نیز این مهم را به‌خوبی اجرا نموده‌اند.اگر اوقات فراغت خود را با سینما و سریال پر می‌کنید و حتی اگر مخاطب حرفه‌ای سریال هستید؛ بدانید که The Great سریالی مهم، خوش‌ساخت و جذاب است و تماشای آن وقت شما را تلف نخواهد کرد.</description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Nov 2021 18:21:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی و بررسی رمان &quot; ما &quot; اثر یوگنی زامیاتین</title>
                <link>https://virgool.io/@h.hoseinzadehbusiness/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%DB%8C%D9%88%DA%AF%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%86-dp3ij1qb3fgo</link>
                <description>رمان ما اثر یوگنی زامیاتین تصویرکننده آینده‌ای محتمل است و باوجود گذشتن صدسال از نگارشش هم‌چنان خواندنی و قابل بحث است. یوگنی زامیاتین به‌عنوان یکی از بلشویک‌های قدیمی شوروی شناخته می‎‌شود و طبق قاعده تاریخی هر انقلاب بزرگی، پس از برپایی حکومت شوروی به یکی از اولین مخالفان آن تبدیل شده و رمانش اولین کتابی است که توسط شورای سانسور شوروی ممنوع‌الچاپ می‌شود. نکته جالب دیگر این‌که رمان ما یک رمان علمی ـ تخیلی است؛ آن هم زمانی که گونه علمی ـ تخیلی هنوز وارد گونه‌های هنری و ادبی نشده بود. پیشرو بودن این کتاب از آن‌جا مشخص می‌شود که یوگنی زامیاتین علاوه‌بر نوشتن در چنین ژانری، یک قدم دیگر نیز به جلو برداشته و به‌جای تصویرکردن آرمان‌شهر، پادآرمان‌شهر را به تصویر کشیده و نگاهی بیم‌ناک به آینده دارد.رمان ما، ترجمه بابک شهاب، نشر بیدگلنقد تکنولوژی و نگاه مکانیکی به انسان آیندهیوگنی زامیاتین این رمان را با نگاه جدی به قاعده تیلور و مکتب پرجنب‌وجوش آن روزها یعنی فوتوریسم نگاشته است. و واضح است که در میان آثار از این دست، رمان ما یکی از بهترین نمونه‌هاست. نکته جالب این‌که نویسنده با نگارشی فوتوریستی به جنگ مکتب فوتوریسم رفته و پدیده‌های آینده‌نگری، علم‌گرایی، تکنولوژی و زندگی برمبنای معادلات هندسی و ریاضی را هجو می‌کند. زامیاتین با تفکر درباب انسان و پدیده کمونیسم درمی‌یابد که جوامع کمونیستی، انسان آزاد را از بین می‌برند و تنها ماشین‌هایی مکانیکی به بار خواهند آورد.فوتوریسم در معماریریاضیات در بطن ادبیاتنوع نگارش این رمان و سبکی که نویسنده اختیار کرده؛ آن‌قدر متفاوت است که هر خواننده‌ای را شگفت‌زده می‌کند. نگارش در قالب یادداشت‌های روزانه و نامه‌نگارانه، استفاده از معادلات ریاضی در بطن ادبیات و مهم‌تر از همه زاویه دید جدید و خلاقانه باعث شده تا این رمان نسبت به هر آن‌چه تاکنون خوانده‌اید متفاوت‌تر به‌نظر برسد.شخصیت اصلی این رمان، مهره‌ای است از مهره‌های مکانیکی یگانه‌کشوری در آینده. مهره‌ای مطلوب که یگانه‌کشور و ولی‌نعمت را تقدیس می‌کند و قواعد زندگی در چنین سازوکاری را مطلوب و هرنوع سبک زندگی دیگری را مطرود می‌داند. روایت پر فراز و نشیب شخصیت اصلی داستان و نگاه او نسبت به وقایع دور و برش، جهان‌بینی عمیقی را پیش روی مخاطب گذاشته و او را با این سوالات اساسی مواجه می‌کند که به راستی، کدام راه به سعادت انسان ختم می‌‌شود؟ سعادت مهم‌تر است یا آزادی؟ اصلا سعادت به چه معناست؟در چنین سبک و گونه‌ای، رمان  1984 اثر جورج اورول محبوب‌تر است و توسط مخاطبان ایرانی بیش‌تر مطالعه شده است؛ اما به‌زعم نگارنده این مقاله، رمان ما رمانی عمیق‌تر است و به‌لحاظ فنی از ارزش بالاتری برخوردار است. این کتاب پس از سال‌ها کم‌یاب بودن توسط نشر بیدگل و ترجمه بابک شهاب منتشر شده و این فرصت را برای مخاطبان ایرانی ایجاد کرده تا اثری مهم و کم‌تر شناخته‌شده از ادبیات روسیه را مطالعه کنند.پرتره یوگنی زامیاتین اثر بوریس کوستودیوفرمان ما؛ نمونه‌ای از برتری ادبیات نسبت به سینماخواندن رمان ما این نکته را حداقل بیش از پیش برای من اثبات می‌کند که وسعت تاثیر ذهنی ادبیات می‌تواند بسیار بیش‌تر از سینما باشد. در هنگام مواجهه با رمان ذهن انسان به‌گونه‌ای آزاد درگیر می‌شود. به این معنی که تصور و ساختن مواد خامی که از طریق کلمات به ذهن مخاطب وارد می‌شوند تماما به‌عهده خود اوست. چنین تاثیری موجب می‌شود که هزار خواننده رمان، هزار ذهنیت متفاوت در به مواجهه با اثر هنری خلق کنند. چنین تاثیری هنگام مواجهه با سینما کم‌تر است. زیرا کارگردان و طراح هنری و فیلم‌بردار تصمیم می‌گیرند که علاوه بر کلمات، چه تصاویری را به مخاطب عرضه کنند و به‌همین علت، وسعت خلق‌کردن را در ذهن مخاطب محدود خواهند ساخت.</description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Oct 2021 13:20:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی مجموعه داستان چشم سگ، اثر عالیه عطایی</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%B3%DA%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C%DB%8C-w0chbwhvv6e6</link>
                <description>مجموعه داستان چشم سگ اولین کتابی است که از عالیه عطایی خواندم. این مجموعه از هفت داستان کوتاه جداگانه تشکیل شده که به‌نظرم برخی از آن‌ها پتانسیل گسترده‌شدن تا رمان را نیز دارند.مجموعه داستان چشم سگ ـ نشر چشمهعالیه عطایی نویسنده‌ای ایرانی ـ افغانستانی معرفی می‌شود، اما خط میان مرز ما و هم‌وطنان افغانمان، تنها به‌واسطه فریب و مصلحت سیاست کشیده شده وگرنه ما یکی هستیم. و البته که تمام داستان‌های کتاب چشم سگ به همین گسل ارتباطی و دردهایی که مصلحت سیاست در نگاه اجتماعی و فرهنگی ما ایرانی‌ها و افغانی‌ها ریشه دوانده می‌پردازد. دردهایی که از فرط کهنه‌شدن شاید درمان نشود؛ اما باید بازگو شود.بسیاری ادبیات عالیه عطایی را ادبیات مهاجرت می‌خوانند اما به‌نظر من این داستان‌ها فراتر از آنند که تنها به برچسب مهاجرت محدود شوند. شخصیت‌های ایرانی این مجموعه به‌نوعی آینه‌ای برابر ما هستند تا رفتار خودمان با یک مهاجر جنگ‌زده را قضاوت کنیم. شخصیت‌های افغان این داستان به ما شناخت جدیدی از آدم‌هایی که سعی می‌کنیم فاصله‌مان را با ایشان حفظ کنیم به دست می‌دهد. شناختی که درک ایشان را برای ما ملموس‌تر می‌کند. و فارغ از هر نوع خط‌کشی مرزی، قومی و مذهبی، آدم‌های این کتاب، غربت‌زده‌اند. ضیا در قلب تهران شلوغ از بچه‌پولدارهای تهران دل‌چرکین می‌شود و به مار پیتون سه‌متری‌اش دل می‌بندد. خسرو برای تبدیل شدن به قهرمان مملکتی که آب‌ونانش به آن بند است، حاضر است نگاره را قربانی کند و ...عالیه عطاییدر ستایش فرم داستان‌ها نیز همین‌بس که حوادث سورئالیستی آن‌چنان در دل واقعیت تنیده شده که فرصت فکر کردن به هر نوع تناقضی را از خواننده می‌گیرد.حین خواندن، برخی از داستان‌ها را روی صحنه یا در قاب سینمایی می‌دیدم که برخاسته از پیش‌زمینه رشته تحصیلی‌ام بود. اما حالا که فهمیده‌ام عالیه عطایی نیز ادبیات نمایشی خوانده، داستان‌ها توی سرم کاملا تصویری و دراماتیک تجسم می‌شوند.خواندن مجموعه داستان چشم سگ از آن جهت حائز اهمیت است که ما را در دل جامعه خودمان، با جهانی جدید و نگاهی متفاوت آشنا می‌کند؛ و درد را چنان به‌تصویر می‌کشد که باید ...</description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Oct 2021 18:56:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی و بررسی رمان &quot; چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم &quot; اثر زویا پیرزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@h.hoseinzadehbusiness/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B2%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-hholw0dkw8ri</link>
                <description>رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، اولین بار در سال 1380 منتشر، و با استناد به نسخه‌ای که من خریداری نموده‌ام تاکنون صدونه‌بار چاپ شده. داستان رمان هم‌زمان که هم‌ذات‌پنداری‌های خاص خودش را دارد، از جامعه و جغرافیایی _ حداقل برای من _ متفاوت استفاده نموده.رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم اثر زویا پیرزادداستان درباره چند خانواده ارمنی است که در محله بواردهِ آبادانِ مدرنِ دهه چهل شمسی زندگی می‌کنند. شخصیت اصلی داستان زنی(کلاریس) است که مادر سه فرزند، همسر یک شوهر نسبتا توده‌ای، دختر یک مادر ایرادگیر و خواهر یک دختر مجردمانده است. نوع پردازش روایت رمان زویا پیرزاد _ به‌زعم من _ آن چیزی است که خالصانه ادبیات خوانده می‌شود. در این کتاب از وقایع حیرت‌آور و روایت پرپیچ‌وتاب خبری نیست. ما با زنی روبه‌رو هستیم که در آستانه پیری، در جست‌وجوی معنایی برای زندگی خویش است. زنی در جغرافیای جامعه‌ای مدرن و مرفه، پس از گذراندن چندسال زندگی زناشویی و بزرگ‌کردن سه‌فرزند، با این بحران روبه‌روست که تاکنون کدام یک از مشغولیت‌های زندگی را فقط برای دل خودش انجام داده. بحران میان‌سالی کلاریس با شک‌وتردید یک عشق ممنوعه هم‌زمان شده و مخاطب، با او در این کشمکش ذهنی همراه می‌شود.سبک نگارش کتاب، ساده و خالی از هر واژه سنگین و ناآشنایی است. نویسنده با استفاده از این سبک، میان ذهنیت مخاطب و شخصیت‌های داستان، آشناپنداری زیبایی به‌وجود آورده، چنان که خواندن رمان را برای کم‌سوادترین زنان خانه‌دار نیز راحت نموده است. البته این سبک نگارش از هر نوع مبتذل‌گرایی فاصله گرفته و کشمکش‌های روایت، ادراک و تفکر مخاطب را به حرکت واداشته، نه احساسات او را ...خواندن رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم اثر زویا پیرزاد، تلنگر خوبی‌است تا نگاهی به زندگی خودمان بیندازیم و این سوال را از خودمان بپرسیم که همه کارها، فعالیت‌ها و مسئولیت‌های زندگی‌مان را از سر وظیفه و روزمرگی انجام می‌دهیم یا از سر علاقه قلبی و انگیزه شخصی؟#معرفی_رمان  </description>
                <category>حسین حسین زاده جهرمی</category>
                <author>حسین حسین زاده جهرمی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Sep 2021 14:39:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>