<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هدفمند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hadafmand</link>
        <description>ما در اینجا با هدف ارائه محتواهای آموزشی و موفقیت به شما عزیزان، به طور کامل به توسعه شخصی، رشد فردی، کسب و کار و برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری متمرکز شده‌ایم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:25:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2628247/avatar/QHfvzQ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هدفمند</title>
            <link>https://virgool.io/@hadafmand</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شش استراتژی برای ایجاد عادت های خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@hadafmand/%D8%B4%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-fu1tchgiqzdp</link>
                <description>شما لازم است انتخاب ها، رفتارها و سرانجام، عادت های جدیدی ایجاد کنید تا در نهایت شما را در مسیر رسیدن به بزرگترین آرزوهایتان قرار دهند. حذف یک عادت بد یعنی برچیدن یکی از رویه های تان. ایجاد عادت های جدید و کارآمد مجموعه ای از مهارت های کاملا متفاوت می‌خواهد. شما در واقع درختی را میکارید، آن را آبیاری میکنید، به آن کود میدهید و اطمینان پیدا میکنید که درست ریشه کرده است. انجام این کارها،تلاش، زمان و ممارست میخواهد. در ادامه فهرستی از تکنیک های مورد علاقه ام برای ایجاد عادت های خوب را برایتان توضیح میدهم.کارشناس خبره‌ی رهبری،جان سی ماکسول، گفته است: «شما نمیتوانید زندگیتان را تغییر دهید مگر این که چیزهایی را تغییر دهید که هر روز انجامشان میدهید. راز موفقیت شما در رویه های روزمره تان نهفته است.» طبق پژوهش های انجام شده لازم است یک رفتار جدید را ۳۰۰ بار انجام دهید تا بتوانید آن عادت جدید را به تکراری ناخودآگاه تبدیل کنید؛ که این حدود یک سال تمرین روزانه است. خوشبختانه همان طور که درباره اش صحبت کردیم،میدانیم بعد از سه هفته تمرکز سخت کوشانه شانس بیشتری برای ایجاد یک عادت جدید در زندگیمان داریم یعنی اگر برای سه هفته ی اول، روزانه توجه ویژه ای را به یک عادت جدید داشته باشیم، شانس خیلی بیشتری خواهیم داشت که آن را به یک رویه‌ی مادام العمر تبدیل کنیم.واقعیت این است که شما ممکن است یک عادت را در یک ثانیه تغییر دهید یا این که حتی بعد از ده سال هنوز هم در تلاش باشید تا آن را ریشه کن کنید. اولین باری که یک بخاری داغ را لمس کردید، فوری پی بردید که هرگز این کار عادتتان نمیشود. آن شوک و درد آن قدر شدید بود که برای همیشه آگاهیتان را عوض کرد؛ شما فهمیدید که برای باقی عمرتان،وقتی اطراف یک بخاری داغ هستید باید مواظب باشید. کلیدش این است که ملتفت باقی بمانید. اگر واقعا میخواهید یک عادت خوب را حفظ کنید، مطمئن شوید حداقل روزی یک بار به آن توجه میکنید و اینطوری موفقیت شما بسیار محتمل تر خواهد بود.1. خودتان را برای موفقیت آماده نگه داریدهر عادت جدیدی باید با زندگی و شیوه ی زندگی تان مطابق باشد. اگر به عضویت یک باشگاه ورزشی درآیید که ۳۰ مایل با خانه تان فاصله دارد، شما به آنجا نخواهید رفت. اگر عصرها وقت ورزش کردن دارید اما آن باشگاه ورزشی ساعت ۶ غروب تعطیل شود، مطمئنا برای شما مناسب نیست. باشگاهی که انتخاب میکنید باید نزدیک و مناسب باشد. و با زمان بندی تان هم متناسب.اگر میخواهید غذاهای سالم تری بخورید و وزن تان را کم کنید مطمئن شوید که یخچال و آشپزخانه تان با انتخاب های سالم پُر شده اند. میخواهید مطمئن شوید وقتی دچار گرسنگی نیم روزی میشوید سراغ هله هوله ها نمیروید؟ در کشوی میز کارتان آجیل و میان وعده های سالم نگه دارید. بدترین راه برای بر طرف کردن گرسنگی، استفاده از کربوهیدرات های خالیست. یکی از استراتژی هایی که من استفاده میکنم همراه داشتن پروتئین است. من یکشنبه ها یک سبد از تکه های مرغ میپزم و بسته بندی میکنم و برای هفته ی آینده از آنها استفاده میکنم.یکی از عادت های خیلی بد و مخرب من، اعتیاد به ایمیل است. جدی میگویم، محض خنده نگفتم. اگر مراقب نباشم هر روز ممکن است ساعت های متمادی را با سیل عظیم ایمیل هایی تلف کنم که برای ام ارسال میشوند. برای ایجاد عادت جدیدم که هر روز فقط سه بار ایمیل های ام را چک کنم، همه هشدارهای دریافت ایمیل را خاموش کرده ام و وقتی در یکی از آن بازه های زمانی اختصاص داده شده برای خواندن ایمیل نیستم، برنامه ی دریافت ایمیل های ام را کامل میبندم. من باید اطراف آن گرداب زمانی، دیوار میساختم تا مبادا برای تمام روز در آن گرفتار شوم.2. به اضافه کردن فکر کنید، نه کم کردنوقتی برای مجله ی موفقیت با مونتل ویلیامز مصاحبه میکردم او گفت به خاطر بیماری بدی که به آن مبتلاست؛ بیماری ام اس، رژیم بسیار دقیقی را میگذراند. مونتل خود را با چیزی به نام «اصل افزودن» وفق داده بود. من فکر میکنم این اصل برای هرکسی با هر هدفی ابزاری فوق العاده اثربخش است.برای من توضیح داد: «این اصل در این باره نیست که تلاش کنید چیزی را از رژیم غذاییتان حذف کنید بلکه در این باره است که چه چیزی را اضافه و جایگزین میکنید.» این اصل،معیاری برای زندگی او شده است. جای این که فکر کند مجبور است خودش را از چیزی محروم یا آن را از رژیم غذایی اش حذف کند: «نمیتوانم همبرگر، شکلات یا لبنیات بخورم» به چیزهایی فکر میکند که میتواند جایگزین آنها کند: «امروز میخواهم سالاد، سبزیجات بخارپز و انجیر تازه بخورم» او تمرکز و شکم اش را با چیزهایی پُر میکند که میتواند بخورد، بنابراین دیگر به چیزهایی که نمیتواند بخورد،توجه یا اشتیاقی ندارد.جای تمرکز روی چیزهایی که باید از آنها صرف نظر کند، به چیزهایی فکر میکند که میتواند به زندگی اش اضافه کند. نتیجه ی این کار خیلی قدرتمند است.3. کارهایتان را به دیگران بگویید: اجرای یک نمایش عمومی از مسوولیت پذیرییک مقام دولتی را در حال سوگند کاری اش تصور کنید «من سوگند میخورم که….» و بعد سخنرانی اش را اینطور ادامه میدهد که چگونه به قول های کمپین انتخاباتی اش عمل میکند. وقتی مقابل رسانه های عمومی سوگند میخورد و قول میدهد میداند که مسئول و جواب گوی هر کاری خواهد بود که او را از قول های اش دور میکنند و برای هر پیشرفتی در راه رسیدن به اهداف اش تحسین میشود.آیا میخواهید آن عادت جدید را در خودتان نهادینه کنید؟ از ناظر کبیرتان بخواهید که مراقب شما باشد. با وجود این همه رسانه های اجتماعی که امروزه در دسترس هستند این کار هرگز به این راحتی نبوده است. داستان خانومی را شنیده ام که تصمیم میگیرد با وبلاگ نویسی درباره هر سِنتی که خرج میکرد کنترل مسائل مالیاش را به دست گیرد. اعضای خانواده دوستان و خیلی از همکاران اش، عادت خرج کردن او را دنبال میکردند و به خاطر چشم های زیادی که او را زیر ذره بین داشتند، درباره مسائل مالی اش بسیار مسوولیت پذیرتر و منظم تر شد. یک بار برای کمک به یکی از همکاران ام در ترک سیگار به همه ی اعضای شرکت گفتم: «گوش کنید!زلدا تصمیم گرفته سیگار کشیدن را ترک کند! این فوق العاده نیست؟ همین الان آخرین سیگارش را کشید! بعد یک تقویم دیواری بزرگ را بیرون از اتاق اش قرار دادم. او هر روزی که سیگار نمیکشید، یک ضربدر بزرگ قرمز رنگ روی تقویم میزد. همکارانش متوجه شدند و شروع کردند به تشویق او تا این که ضربدرهای بزرگ قرمز رنگ تقویم را پُر کردند. زلدا نمیخواست شرمنده ی آن تقویم، همکاران و خودش شود و شکست بخورد. بنابراین سیگار را ترک کرد.به خانواده تان بگویید. بگذارید دوستانتان بدانند. روی فیس بوک و توییتر بنویسید. بگویید تغییر کرده اید و از این به بعد شما رییس خودتان هستید.4. یک همراه موفقیت پیدا کنیدچیزهای خیلی کمی هستند که به قدرتمندی دو آدمی باشند که بازوهایشان را در هم قفل کرده اند و به سمت هدف مشابهی گام بر می دارند. برای این که احتمال موفقیت تان را بالا ببرید یک همراه موفقیت پیدا کنید؛ کسی که موقع نهادینه کردن یک عادت جدید وقتی وسوسه میشوید به عادت قبلیتان برگردید،شما را مسوولیت پذیر نگه خواهد داشت. من خودم کسی را دارم که به آن «همراه موفقیت» میگویم. هر جمعه ساعت ۱۱ صبح ما با هم یک مکالمه تلفنی ۳۰ دقیقه ای داریم که در آن ،پیروزی ها، شکست ها، اصلاحات و افسوس هایمان را مطرح میکنیم و از طرف مقابل بازخوردی را میخواهیم که نیاز است و همدیگر را مسوولیت پذیر نگه میداریم. شما هم ممکن است برای پیاده روی ها، دویدن ها، رفتن به باشگاه ورزشی یا بحث و تبادل کتاب های بهبود شخصی به یک همراه موفقیت احتیاج داشته باشید.5. رقابت و رفاقتبرای برانگیختن روحیه رقابتی و غوطه ور کردن خودتان در یک عادت جدید، هیچ چیزی مثل یک رقابت دوستانه نیست. در یکی از مصاحبه های‌ام با دکتر مهمت اوز، او به من گفت: «اگر مردم هر روز فقط هزار قدم بیشتر بردارند زندگیشان را دگرگون خواهند کرد.» ویدئو پلاس، سهامدار عمده مجله ی موفقیت، رقابتی به راه انداخت که در آن با استفاده از قدم سنج، تعداد قدم های آدم ها را شمارش میکرد. کارمندان در تیم هایی سازماندهی شدند و با هم رقابت کردند تا مشخص شود کدام تیم قدم های بیشتری بر می دارد.برای ام حیرت آور بود که می دیدم آدمهایی که تا قبل از این برای سلامتی یا نفع شخصیشان ورزش نمیکردند ناگهان شروع کردند به پیاده روی های طولانی؛ چهار پنج یا شش مایل در روز. موقع نهار در محوطه پارکینگ پیاده روی می کردند. وقتی یک تماس تلفنی طولانی (کنفرانس تلفنی) داشتند، ناگهان آنها را میدیدید که با گوشی های تلفن همراهشان راه میرفتند. به خاطر این رقابت، آنها راه هایی پیدا کردند که فعالیت هایشان را بیشتر کنند. قدم های همه ردیابی میشد و همه میتوانستند ببینند چه کسی ساکن است و چه کسی در حرکت. تعداد قدم ها هر روز بیشتر میشد.با این حال به محض این که رقابت تمام شد واقعا شگفت زده شدم که دیدم تعداد قدم ها کاملن کم شد؛ بیش از ۶۰ درصد فقط یک ماه پس از پایان رقابت وقتی رقابت دوباره شروع شد، تعداد قدم ها سریع افزایش پیدا کرد. همه ی چیزی که لازم بود، کمی رقابت برای روشن نگه داشتن موتور آدم ها بود. یک حس اجتماعی شگفت انگیز در آنها به وجود آمد و تجربه و دوستی را در مراوداتشان به اشتراک گذاشتند. چه نوع رقابت دوستانه ای را میتوانید با دوستان همکاران یا هم تیمی های تان سازماندهی کنید؟ چگونه میتوانید رقابتی مفرح و یک روحیه ی رقابتی را به عادت های جدیدتان تزریق کنید؟6. جشن بگیرید!کار مداوم بدون تفریح و سرگرمی سربازان را کسل و بی حوصله میکند و این آغازی برای سرپیچی از فرمان است. در طول مسیر باید زمان هایی برای جشن گرفتن و لذت بردن از بعضی دستاوردها و پیروزی هایتان وجود داشته باشد. شما نمیتوانید با سختی کشیدن و بدون هیچ پاداشی، به راهتان ادامه دهید. شما باید جوایزی هر چند کوچک پیدا کنید که هر ماه، هر هفته یا هر روز به خودتان بدهید؛ حتی چیزی خیلی کوچک برای قدردانی از خودتان به خاطر چسبیدن به یک رفتار جدید. شاید زمانی برای قدم زدن به خودتان بدهید، در وان حمام لم دهید یا چیزی را فقط برای سرگرمی بخوانید. برای مراحل مهم تر و بزرگتر، یک وقت ماساژ برای خودتان رزرو کنید یا در رستورانی که دوست دارید شام بخورید.تغییر سخت استچیزی وجود دارد که ۹۹ درصد آدم های شکست خورده و آدم های موفق در آن مشترک هستند؛ همه ی آنها از انجام دادن کارهای مشابه نفرت دارند.تفاوت در این است که آدم های موفق،آن کارها را به هر حال انجام میدهند. تغییر، سخت است. به همین خاطر است که مردم عادت های بدشان را عوض نمیکنند و خیلی از آنها ناکام و ناخوش میشوند. به هر حال چیزی که من را درباره ی این واقعیت بیشتر راغب میکند این است که اگر تغییر راحت بود و همه آن را انجام میدادند برای من و شما خیلی سخت تر میشد که سرتر از دیگران باشیم و آدم های فوق العاده موفقی شویم. معمولی بودن،راحت است. غیر معمولی بودن چیزی ست که شما را از انبوه مردم جدا خواهد کرد. همیشه خوشحال میشوم وقتی میدانم انجام کاری دشوار است. چرا؟ چون میدانم خیلی ها آن را انجام نمیدهند. بنابراین برای من آسان تر خواهد بود که جلوی توده ی مردم گام بردارم و هدایت شان را به عهده بگیرم. من عاشق حرف های دکتر مارتین لوتر کینگ هستم که عالمانه گفته است: «معیار شناخت یک انسان، موضع او در زمان آسایش و آسودگی نیست، بلکه موضع او در گیر و دار چالش هاست.» وقتی با وجود دشواری طاقت فرسایی و مشقت انجام کاری را ادامه میدهید، آن وقت است که بهبود مورد نظرتان را کسب میکنید و در رقابت با دیگران نتایج بهتری به دست می آورید. اگر کاری سخت، پردردسر یا ملال آور است، خب باشد. فقط انجامش دهید (just do it). آن قدر به انجام دادن آن ادامه دهید که جادوی اثر مرکب پاداشی سخاوتمندانه به شما بدهد.برای رفتن به بخش مقالات موفقیت کلیک کنیدصبور باشیدوقتی با موضوع ریشه کن کردن عادت های بد قدیمی و شروع عادت های جدید سر و کار دارید، یادتان باشد که صبور باشید. اگر بیست، سی یا چهل سال یا بیشتر را صرف تکرار رفتارهایی کرده اید که حالا سعی در تغییرشان دارید، باید انتظار داشته باشید مدت زمان طولانی و تلاش زیادی را صرف کنید تا این که نتایج نهایی نمایان شوند. مطالعات علمی نشان داده اند الگوهای فکری و رفتاری که بارها تکرار شده اند چیزی به نام شیار عصبی ایجاد میکنند که مجموعه ای از نورون های عصبی متصل شده به هم هستند و الگوهای فکری یک عادت خاص را حمل میکنند.توجه،عادت را تغذیه میکند. وقتی توجه مان را متوجه یک عادت میکنیم شیارهای عصبی را فعال میکنیم و اندیشه ها آرزوها و کارهای مرتبط با آن عادت را آزاد میکنیم. خوشبختانه، مغز ما منعطف است. اگر توجه به آن عادت بد را متوقف کنیم، آن شیارها ضعیف میشوند. وقتی عادت های جدیدی را شکل میدهیم، با هر تکرار شیارهای جدید را عمیق تر میکنیم تا سرانجام بر شیارهای قبلی غلبه کنند.ایجاد عادت های جدید و (شکل دادن شیارهای جدید در مغز) کاری زمان بر است. صبور باشید. اگر از مسیرتان منحرف شده اید به خودتان بیایید (خودتان را سرزنش نکنید) و دوباره به مسیر درست برگردید. اشکالی ندارد. همه ی ما اشتباه میکنیم. فقط دوباره تلاش کنید و استراتژی دیگری را امتحان کنید؛ تعهد و پایداری تان را تقویت کنید. وقتی به تلاشتان ادامه دهید، نتایج بزرگی میگیرید.خلاصه ی گام های عملیسه مورد از بهترین عادت هایتان را تعیین کنید؛ همان هایی را که از مهمترین هدف تان پشتیبانی میکنند. سه مورد از عادت های بدتان را تعیین کنید؛ عادت هایی که شما را از رسیدن به مهمترین هدف تان دور میکنند. سه عادت جدید را تعیین کنید که لازم است پرورش دهید تا شما را در مسیر رسیدن به مهمترین هدف تان قرار دهند.انگیزه های اصلی تان را تعیین کنید. کشف کنید چه چیزی شما را برای رسیدن به نتایج بزرگ ترغیب میکند و تحریک شده نگه میدارد.نیروی چرای تان را پیدا کنید. اهدافی دقیق الزام آور و برانگیزاننده برای خودتان تعیین کنید.منبع: کتاب اثرمرکب - دارن هاردیامیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید. برای مشاهده مقالات بیشتر می تونید هدفمند رو در ویرگول دنبال کنید.نشانی سایت: hdafmandclub.com</description>
                <category>هدفمند</category>
                <author>هدفمند</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 22:14:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حواس تان به خرچنگ ها باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@hadafmand/%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DA%86%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-dd7iamspzum0</link>
                <description>یک روز، یکی در مورد یک جور خرچنگ با من صحبت کرد که به خاطر چابکی و هوش کافی از هر تله خرچنگی فرار می کند و نمی شود شکارش کرد. با این حال هر روز هزاران نفر هستند که به لطف ویژگی بشری خاصی که دارند این خرچنگ ها را می‌گیرند.تله به خودی خود چیز ساده ایست: یک قفس که از سیم ساخته شده و سوراخی در بالای اش است. طعمه در قفس گذاشته می شود و قفس را هم می اندازند داخل آب. خرچنگ وارد قفس می شود و شروع می کند به خوردن طعمه. دومین خرچنگ، خرچنگ اول را میبیند و همراه اش می‌شود، بعد نوبت خرچنگ سوم است. برای لحظاتی انگار عید خرچنگ هاست ولی در نهایت طعمه تمام میشود.در این مرحله خرچنگ ها می توانند خیلی راحت از قفس بروند بالا و از سوراخ خارج شوند ولی این کار را نمی کنند و در قفس می مانند. و مدت طولانی بعد از تمام شدن طعمه باز هم خرچنگ ها وارد این قفس می شوند. جمعیت داخل قفس، جذبشان می کند آشناست نه؟ هیچ خرچنگی آنجا را ترک نمی‌کند. چرا؟ چون اگر یک خرچنگ متوجه شود که چیزی آنجا نیست و بخواهد قفس را ترک کند خرچنگ های دیگر هرکاری می کنند که مانع اش شوند. بارها و بارها از روی دیواره های قفس میکشندش پایین. اگر مقاومت کند خرچنگ های دیگر چنگال های اش را می شکنند تا نگذارند برود بالا. اگر باز هم مقاومت کند، میکشندش.خرچنگ ها تحت تاثیر قدرت گله ای در قفس می مانند. ماهیگیر فقط یک تکه طعمه میخواهد. بقیه ی کار، خیلی راحت است. بعد ،قفس بالا می آید و در ادامه برگزاری مراسم شام در اسکله.خیلی از انسان ها مثل خرچنگ ها همرنگ جماعت اند. این ذهنیت گله ای از طرف آموزش و پرورش، فرهنگ شرکتی، رسانه ها و جامعه به خوردمان رفته است. تشویق مان میکنند شرایط فعلی را دنبال کنیم.این موضوع برای بیشتر مردم یعنی کارمند شدن؛ و این دقیقا همان کاری ست که ۹۰ درصد مردم دنیا می‌کنند. وقتی تصمیم می گیرید از آن نود درصد فاصله بگیرید و وارد قطار وحشت کارآفرینی شوید، مثل خرچنگ تنهایی هستید که می خواهد تله را ترک کند. وقتی تصمیم می گیرید کارآفرین شوید (متفاوت شوید) و از آن گروه ۹۰ درصدی بیایید بیرون، اتفاق عجیبی می افتد. دوستان، خانواده و همکاران تان عوض تشویق کردن و حمایت از شما مثل خرچنگ ها رفتار می کنند و زور می زنند شما را برگردانند به تله.خرچنگ های انسانی معمولا از قدرت فیزیکی استفاده نمی کنند. دستان تان را از ته نمی کَنند! نیازی ندارند از این کارها بکنند. روش های موثر و زیادی در دست (یا در زبان)دارند؛ کنایه،شک، تمسخر، بی اعتنایی، طعنه، اهانت، ریشخند،تحقیر، متلک، دست انداختن و کلی روش دیگر. روش هایی موذیانه که خرچنگ های اطرافتان استفاده میکنند تا چنگال هایتان را از جا بکنند و رویاهای تان را بکشند.ولی چرا این کار را میکنند؟ خیلی هایشان دوست تان دارند. پس چرا باید از نظر احساسی آزارتان دهند و امیدها، رویاها و آرزوی تان را برای رسیدن به سطوح بالاتر از بین ببرند؟وقتی از شرایط فعلی خارج شوید تبدیل می‌شوید به آینه ی غول پیکری که بزدلی شان را به رخشان می کشید و نشان می دهید که در آن شرایط مانده اند.برای رفتن به بخش مقالات موفقیت کلیک کنیددو علت کلیدی وجود دارد:وقتی از شرایط فعلی بیرون بیایید به آینه ی دقی تبدیل می شوید که بازتابی ست از واقعیت زندگی شان. می دانند باید همان کاری را بکنند که شما می کنید، ولی می ترسند و انتخاب شما بزدلی شان را تابلو می کند. برای شان راحت تر است عوض این که به شما ملحق شوند، مسخره تان کنند یا زور بزنند کاری را که می‌کنید،احمقانه پرخطر و محتمل به شکست نشان دهند تا تسلیم شوید، برگردید به گروه و آن آینه را بشکنید.شما باعث می شوید بد به نظر برسند.به اندازه ی شما شجاع نیستند.نمی توانند امنیت شرکتی، یعنی پرداختی کارمندی و مزایای ضعیف اش را رها کنند. کاری که انجام می دهید مناسب الگوی ذهنی شان نسبت به دنیا نیست و آن قدر شجاعت ندارند که از الگوی شما تقلید کنند. مسخره کردن تان از دنبال کردن تان راحت تر است.می توانم به شما بگویم چرا «خرچنگ» های شما چنین کاری می کنند ولی با این حال گرفتار شدن در چنگ رفتارهای خرچنگ وارشان راحت است. وقتی دوستان و خانواده،کسب و کارتان را رد کنند، شاید بیشتر از رد شدن در کار آسیب ببینید. شاید در کار از یک مشتری، رقیب، حتی از رییس یا همکار جواب منفی بشنوید یا آن‌ها انتقاد و سوال کنند؛ ولی این موضوع زیاد آزارتان ندهد. آنجا خودتان مطرح نیستید؛ کارتان مطرح است ولی وقتی دوستان و خانواده ریسک کسب و کارتان را رد کنند، مساله ای خیلی شخصی تر پیش می آید. دردناک است. نه شنیدن به کارتان در اداره یک چیز است؛ نه شنیدن به علاقه، دیدگاه، کسب و کاری که دوست دارید، چیز دیگر. دومی، انگار ردکردن خودتان است. با این حال چیزی که خیلی زود می فهمید این است که اصلا بحث شما نیست. در واقع دارند به خودشان جواب منفی می دهند. صدای درونی شان را رد می کنند؛ همان صدایی که ازشان می خواهد کار بیشتری بکنند که آنها را از وضعیت فعلی بیاورد بیرون. شجاع باشند. ریسک پذیر باشند؛ درست مثل شمامردم به خاطر شجاعت تان آزارتان نمی دهند.خودشان را به خاطر بزدلی سرزنش می کنند.از شما ناراحت نیستند.از خودشان شاکی اند. با این حال هنوز آزار دهنده است و اگر آماده نباشید، شاید از مسیر خارجتان کند. هرکس رویایی دارد، رویایی که بتواند از دام خرچنگ شغل معمولی اش بکشد بیرون.از وضعیت همکاران اش که در آن دام گرفتارند، باخبر است. آنها بخشی از قطار وحشت شما هستند و شایدبرای بیرون کشیدن تان از مسیر خیلی مقاومت کنند.نقل قولی عالی از گاندی یادم می آید که معتقدم هر کارآفرینی باید از بر باشد: «روز اول نادیده تان می گیرند،بعد به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند و در نهایت شمایید که برنده می شوید.»این جمله را دوست دارم. ما برنده می شویم.دیوانه ها موفق می شوند چون وارثان زمین اند.شما چه جوری می خواهید ماهیت دیوانه وارتان را بپذیرید و«ارثیه» تان را بطلبید؟منبع: کتاب دیوانگان ثروت ساز - دارن هاردیامیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید. برای مشاهده مقالات بیشتر می تونید هدفمند رو در ویرگول دنبال کنید.نشانی سایت: hdafmandclub.com</description>
                <category>هدفمند</category>
                <author>هدفمند</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jul 2023 16:21:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موفقیت در DNA تو نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@hadafmand/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-dna-%D8%AA%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-z5krgmlvhgqx</link>
                <description>هیچ وقت روزی را فراموش نمیکنم که این کلمات را به من گفت. در کلاس ادبیات سال یازدهم بودم. آخر هفته بود. مشتاق بودم زنگ کلاس زودتر بخورد و بروم سراغ تمرین بیسبال ام. آن شب بازی مهمی داشتیم. وقتی زنگ خورد، معلم از من خواست بروم دفترش. میدانستم اوضاع جالب نیست. وقتی کنارش نشستم، برگه ی آخرین امتحان انشا را داد دست ام؛ برگه ای که نمره ای پایین تر از حد انتظارم در آن بود؛ درشت و به رنگ قرمز. به من گفت ناامید نباشم و بدانم که هر کس مهارت های متفاوتی دارد و انشا کار من نیست.ادامه داد: ولی اگر حتی در نوشتن موفق نباشی، میتوانی در چیزهای دیگر موفق شوی؛ مثل بیسبال. مگر هفته ی پیش موفق نبودی؟ میدانستم میخواهد در حق ام ثواب کند؛ ولی در حرف های اش چیزی بود که خوش ام نمی آمد لحن اش طوری بود که انگار قبلا درباره ی این موضوع تصمیم گیری شده است؛ نه این که در آن مقطع خاص در انشا موفق نبوده ام بلکه هیچ وقت نمیتوانم در آن موفق باشم.هیچ وقت. و وقتی از او پرسیدم جواب داد این نوع از موفقیت در DNA تو نیست، دارن. درست است قطعا DNA من خارق العاده نبود. مادرم پیش ام نبود و چند هزار کیلومتر دورتر از من زندگی میکرد. فکر میکنم پیشخدمت بود و گاهی هم در بار کار میکرد.پدرم یک مربی فوتبال دانشگاه بود و رفتارهای بچه گانه ی خاص خودش را داشت. اگر قرار بود احتمال موفقیت ام را بر اساس پیشینه ام بررسی کنید، چیز دندان گیری نصیبتان نمی شد. معلم هم قبلا این حساب کتاب ها را کرده بود.نه DNA من ویژه نبود ولی یک بار دیگر میگویم:ریچارد برانسون خوانش پریشی داشت و دانش آموز ضعیفی بود. مدیرش به او گفته بود احتمالا کارت میکشد به زندان و همانجا می میری.پدر و مادر استیو جابز دو دانشجو بودند که نمیخواستند بزرگ اش کنند. بنابراین سرپرستی اش را واگذار کردند.مارک کوبان از پدری متولد شد که حرفه اش تولید روکش صندلی اتومبیل بود. اوایل در یک بار کار میکرد، بعد، کاری در زمینه‌ی فروش نرم افزار پیدا کرد که بعدها از آن اخراج شد.پدر سوز اورمان مرغدار و مادرش منشی بود. سوز اوایل به عنوان یک پیشخدمت کار میکرد.ژنرال بازنشسته کالین پاول در محله هارلم از پدر و مادری جاماییکایی متولد شد و نمره های پایینی در درس های مدرسه می‌گرفت.هوارد شولتز، مدیر عامل استارباکس در خانه های موقت برونکس متولد شد. پدرش یک راننده کامیون بود.تونی هاوک چنان بیش فعال بود که او را به خاطر مشکلات روانی آزمایش کردند.باربارا کورکوران، معروف به ملکه ی شهر نیویورک، یکی از یازده فرزند والدین اش بود و به عنوان پیشخدمت شروع به کار کرد و صادقانه میگفت تعداد شغل هایی که از آنها اخراج شده از تعداد کل شغل های اغلب آدم ها در طول زندگیشان بیشتر بوده.پیت کش مور، مدیر عامل سایت مشیبل، از بچگی بیمار بود و به خاطر مشکلات پزشکی دو سال دیرتر دبیرستان را تمام کرد و هیچ وقت هم دانشگاه نرفت.برای رفتن به بخش مقالات رشد فردی کلیک کنیدکل آدمهای این لیست در شروع کار، بخت کمی برای موفقیت داشتند، ولی عکس همه شان رفت روی جلد مجله ی ساکسس. از خودم میپرسم آیا معلم های هیچ کدام شان کنارشان نشسته تا به آنها بگوید موفقیت در DNAشان نیست؟ به نظرتان اگر این حرف را باور میکردند و نمیخواستند برای ایجاد این زندگی های خارق العاده تلاش کنند، دنیای ما چه قدر با الان فرق میکرد؟یادت باشه که DNA هیچ ربطی نداره به موفقیت. ژن‌های‌تان را فعال کنید و دست به کار شوید.نمیدانم تا حالا کسی این موضوع را به شما گفته یا نه. سال هایی از عمرم را صرف این موضوع کرده ام که زندگی موفق ترین مردان و زنان زنده دنیا را مطالعه کنم و پیش نیازهای کارآفرین شدن را بفهمم. اجازه دهید اطمینان دهم که در طول آن سال های مطالعه، بحث جزییات مربوط به نوکلئوتیدهای DNA هیچ وقت مطرح نشده است. حتی یک بار. هرگز.قضیه این جوری ست. مهم نیست DNAتان چیست. مهم نیست چه کسی شما را میبرد به دفترش، این شما هستید که همیشه باید تصمیم گیری کنید. تا وقتی در این دنیا زندگی میکنید خالق سرنوشت تان هستید. تصور ذهنی «آنها به دنیا آمده اند تا موفق شوند، ولی من نه» کلک تخیلات است. یعنی بدترین شکل دام و تنها راه فرار از آن، ایجاد روز به روز و ساعت به ساعت «ذهنیت سرنوشتی موفق» است.منبع: کتاب دیوانگان ثروت ساز - دارن هاردیامیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید. برای مشاهده مقالات بیشتر می تونید هدفمند رو در ویرگول دنبال کنید.نشانی سایت: hdafmandclub.com</description>
                <category>هدفمند</category>
                <author>هدفمند</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 14:36:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سالی که گذشت</title>
                <link>https://virgool.io/@hadafmand/%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-mw0swywabftn</link>
                <description>تاریخ تکرار می شود. چرایی ترک کردن اولین رژیم غذایی تان، بدون شک روی چرایی ترک کردن رژیم های بعدی تان هم اثر دارد. یا ناموفق بودن در ارتباط متقابل با همسرتان در ازدواج اول روی ازدواج بعدی هم اثر خواهد داشت ولی مساله ی مهم این است که چگونه از اتفاق افتادن دوباره ی یک مشکل جلوگیری کنید؟ بله درست حدس زدید؛ با درس گرفتن از موفقیت ها و شکست هایی که در گذشته اتفاق افتاده است.کسانی که از گذشته شان درس نمیگیرند محکوم به تکرارش خواهند شد. جرج سانتایاناچرا اغلب هدف گذاریها بی نتیجه است؟حالا میخواهم پنج دلیل اصلی را که چرا آدمها موفق نمی شوند به اهدافشان برسند با شما در میان بگذارم که شامل این موارد است:1. لیست آرزوهاهمان طور که قبلا هم گفتم، شما نمیتوانید فقط یک لیست از کارها و اهدافی را که دنبالاش هستید در ابتدای سال بنویسید و روی در یخچال بچسبانید و انتظار داشته باشید بدون هیچ کاری تا آخر سال همه شان به بار نشسته باشند.2. روشنی از دل تیرگیاهدافتان باید تمیزی و وضوح یک کریستال را داشته باشد. باید دستورالعمل دقیق و جامعی را برای مغزتان صادر کنید تا از طریق آن بتواند ببیند و ترسیم کند آن چیزی را که در دنیای بیرون به عنوان هدف تان در نظر گرفته می شود. دقیقا مثل ترکیب قفل و کلید، شماره و تلفن یا رمز کارت بانکیتان؛ اگر دستورالعمل لازم را نداشته باشید آنها بدون استفاده خواهند بود.3. حرف حرف حرفاعلام هدفهای تان فقط شروع کار است تازه بعد از آن است که در واقع کار اصلی شروع میشود و شما باید نقشه ی آن چیزی را تصویر کنید که برای رسیدن به هدفتان از مسیری امن در ذهن می پرورانید.4. مشکل داریم کمک لطفاباید سیستم دستور و کنترل خودتان را در اختیار داشته باشید تا بتوانید در مسیر ناشناخته ای که دارید همچنان حرکت کنید.5. کمبود نیروی کمکیو در آخرین مورد فراموش نکنید حمایت و راهنمایی اشخاص و نیروهای خبره در این راه یکی از اصلی ترین منابعی خواهد بود که احتیاج خواهید داشت. مهمترین نکته قبل از این که چشم بسته به سمت سال آینده شروع به حرکت کنیم این است که نگاهی به آنچه که از سر گذرانده ایـم هـم داشته باشیم و بعد از بررسی اش، کوله باری جمع کنید و عملکردتان را ارزیابی کنید. در این بخش، یادتان میدهیم که چگونه میتوانید موفقیتها و شکستهایی را که در گذشته برایتان اتفاق افتاده است بررسی کنید. این پروسه ای که میخواهم برایتان بگویم بر اساس آموخته های خودم از زندگی ست که اسم اش را گذاشته ام: «برنامه ریزی، انجام، بازبینی و ارتقا».برای رفتن به بخش مقالات رشد فردی کلیک کنیدبرنامه ریزی انجام بازبینی و ارتقاموفقیتهای شما در چه زمانی بوده است و کی بی تفاوت بوده اید؟ چه چیزهایی در زندگی تان جواب داده اند و چه چیزهایی نه؟ کدام یکی شان تصمیم های درست و کدامشان اشتباه بوده اند؟ این خیلی مهم است که درسهای زندگی را سریع یاد بگیریم؛ چون در غیر این صورت محکومیم به تکرار کردن شان. در واقع هر چقدر که ضربه وارد شده سنگین تر باشد باید هزینه ی بیشتری هم برای رفع و رجوع کردن اش بدهید. پس بهتر است هر درس زندگی را همان بار اول یاد بگیرید.روند «برنامه ریزی ،انجام، بازبینی و ارتقا» کمکتان خواهد کرد درسهای زندگی را هرچه سریعتر یاد بگیرید و پیشرفتهای لازم را بدون اتلاف وقت به دست آورید و از این موضوع مطمئن شوید. این روند، خیلی ساده است. در قدم اول باید نقشه‌ها و اهدافتان را برنامه ریزی کنید. بعد شروع کنید به انجام اش و قدم بعدی را رو به جلو بردارید. در قدم سوم عملکردتان را بازبینی کنید. در این بخش باید مقدار دستاوردهایتان را اندازه گیری کنید و پیروزیها و شکست هایتان را بشمارید. در قدم آخر هم باید اصلاحات لازم را اعمال کنید تا ارتقا یابید.تعریف دیوانگی، انجام دادن کاری مشابه به دفعات و انتظار نتیجه ای متفاوت داشتن از آن است. آلبرت انیشتین*** یک راهنمایی مهم: من وقتی عملکرد سالانه ام را بررسی میکنم تقویم سال گذشته را که شامل عکسها، فایلهای کاری و آنلاین می شود، نگه میدارم چون باعث میشود خاطرات مربوط به تمام وقایع و کارها را بهتر به خاطر آورم و بازبینی کنم.خب ما باید یک سال کامل را بازبینی کنیم پس شروع کنید به فکر کردن ۱۰ تا از بهترین اتفاقات که برای شما و خانواده تان در سال گذشته اتفاق افتاده کدام هاست؟ به احتمال خیلی زیاد جوابهایتان میشود خریدن ماشین، بچه دار شدن، ارتقای شغلی یا راه انداختن کار و کاسبی خودتان هیچ جواب درست و غلطی وجود ندارد؛ فقط صادقانه جواب دهید تا نمره تان را به دست آورید. بدون شک تمام آنها ناگهان به ذهنتان نخواهند آمد و باید فکر کنید؛ ولی به فکر کردن ادامه دهید و ۱۰ تا از بهترینها را انتخاب کنید.همین طور که در حال انبارگردانی ذهنتان هستید به موفقیتهایی فکر کنید که به دست آوردید، درسهایی که از زندگی و انسانها گرفته اید یا هوشمندانه ترین تصمیماتی که در سال گذشته اتخاذ کرده اید. اگر از این مرحله ساده بگذرید شاید متوجه وقتی که صرف بعضی کارها کرده اید نشوید؛ یا حتی حواستان به منابع و انرژی که از شما گرفته شده است نباشد و ناگهان در زندگیتان با انبوهی از مشکلات روبه رو شوید.منبع: کتاب بهترین سال زندگی تو - دارن هاردیامیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید. برای مشاهده مقالات بیشتر می تونید هدفمند رو در ویرگول دنبال کنید.نشانی سایت: hdafmandclub.com</description>
                <category>هدفمند</category>
                <author>هدفمند</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jul 2023 12:15:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکرگزاری یک انتخاب است</title>
                <link>https://virgool.io/@hadafmand/%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-iopuvx2p2gds</link>
                <description>وقتی نیمه ی پر لیوان را میبینید و نیمه ی خالی لیوان زندگی را رها کنید. متوجه میشوید چه دریای عظیمی در اطرافتان شناور است. وقتی ذهن تان را روی فراوانیهای اطرافتان متمرکز، کنید شروع میکنید به خلق ایده های جدید و بعد میبینید که چه حجمی از موقعیتها به وجود خواهد آمد.چشم انداز مثبت تان میتواند طرز راه رفتن و صحبت کردنتان با بقیه را عوض کند. این جوری نفوذ و تدبیرتان به مرور بیشتر میشود و این طوری ست که حق شناسی می تواند ثروتمندتان کند.شکرگزاری یک انتخاب استشکرگزاری در صورتی میتواند یک رفتار مثبت شود که همراه نظم و انضباط باشد. با تمرین مداوم شکرگزاری میتواند برای شخص احساس مفید بودن، رفاه و حتی حداکثر میزان آرامش و خوشحالی را به وجود آورد. برای این که بتوانید به داشته های تان اضافه کنید اول باید نسبت به آنچه در اختیار دارید، اطلاع پیدا کنید و قدرداناش باشید. اگر از سمت کمبودها و نداشته هایتان به این معضل نگاه کنید در واقع دائم در حال مقایسه هستید و این از عملکرد مفیدتان کم میکند.برای دورزدن این مشکل اول باید حداکثر تمرکزتان را روی داشته هایتان بگذارید. این طرز فکر باعث میشود بیش از چیزی که فکر می کنید، جذب زندگی تان شوید. درواقع این کار باعث میشود زندگی بیرونی تان تغییر کند و نمایی از تغییرات درونی تان را در آن ببینید که به مرور بیش تــر میشــود.در روند تقویت حق شناسی هیچ وقت نباید فراموش کنیم که بزرگترین قدردانی، نه محدود کردن خود به کلمات که زندگی کردن در حس قدردانی ست.  جان کندیمن کاملا با قدرت سپاسگزاری و حق شناسی آشنا هستم. بنابراین برای این که بتوانم خلاقیت ام را در این زمینه متمرکز کنم، اول شروع کردم به نوشتن اهداف سالانه ام و در اولین قدم هم شکرگزاری ام را نسبت به کل چیزی که از آن خوشحالم ابراز کردم.بعضی وقتها باید روی اهدافی که در پیش داریم تمرکز کنیم نه روی چیزی که قبلا از آن گذشته ایم.تمامی نعمتهایی را که در زندگی خود میبینید بررسی کنید و نقاط برجسته ی زندگی تان مثل ثروت وفور و موفقیت را برای خودتان به اثبات برسانید با تمرکز روی این موضوع میفهمید خیلی ساده تر میتوانید ذهنتان را نسبت به چیزی متمرکز کنید که میتوانید به دست آورید؛ آن هم در مقایسه با فقدانها و شکستهایی که با آنها روبه رو شده اید با این نگاه مثبت نسبت به گذشته، خیلی راحت میتوانید به سمت آینده بچرخید و قدم بردارید و کل نعمتهایی را که سر راه تان قرار دارد با آغوش باز در بر بگیرید.یادتان باشد همیشه و با هر نگرشی به زندگیتان پایبند باشید. بخشی از مغز و فکرتان را بستر مناسبی برای پرورش و رشد نبوغ درونی خلاق تان قرار دهید و آن وقت جادویی را که به وجود می آید، ببینید.هیچ چیزی نمیتواند یک مرد با رویکرد روحی مناسب را از رسیدن به هدفاش منصرف کند و در مقابل هیچ کس نمیتواند به مردی که نگرش روحی اشتباهی دارد کمک کند.   توماس جفرسونامیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید. برای مشاهده مقالات بیشتر می تونید هدفمند رو در ویرگول دنبال کنید.نشانی سایت: hdafmandclub.com</description>
                <category>هدفمند</category>
                <author>هدفمند</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jun 2023 17:32:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استیو جابز - آقای خاص دنیای تکنولوژی</title>
                <link>https://virgool.io/@hadafmand/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B2-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B5-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-apl1umhttbmv</link>
                <description>استیو جابز استیو جابز استیو جابز، کارآفرین، مهندس، مخترع و یکی از بنیانگذاران شرکت اپل، یکی از شخصیت های برجسته صنعت فناوری در دهه های ۷۰ و ۸۰ بود. در این مقاله، با زندگی، شغل و مسیر حرفه ای استیو جابز آشنا خواهیم شد و به بررسی ابزارها و اختراعات او در صنعت فناوری توجه خواهیم کرد.استیو جابز متولد ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سرزمین شیکاگو، ایلینویز آمریکا بود. پدرش جوب جابز، از اصل سوری و مادرش ابدا (شفلن) به اصل آلمانی بود. در طول دوران کودکی اش، والدینش به او علاقه ای برای استفاده از کامپیوتر نشان دادند؛ بنابراین وی در طول دبیرستان از ارایه دهنده های مبتنی بر کامپیوتر استفاده کرد و در خانه هوش و نمره ای خوبی بدست آورد.در ادامه، استیو به صورت غیررسمی به دانشگاه های مختلفی معروف به علاوه بعضی از دانشگاه های آزاد برای شرکت در کلاس های فیزیک و ریاضیات وارد شد. در طول این مسیر، او به کسب دانش و توانایی های بیشتر در زمینه هایی که علاقه داشت، پرداخت و با همکارانش برخی از اساسی ترین روش ها را برای حل مسائل پیچیده فیزیکی توسعه داد.در سال ۱۹۷۴، استیو جابز به همراه دوست و همکار خود، استیو وزنیاک، سازمان &quot;Blue Box&quot; را تأسیس کرد. این سازمان، یک محصول ساده اما کارآمد بود که به کاربر اجازه می داد تا با استفاده از یک ابزار ساده، تماس های تلفنی را رایگان انجام دهد. این محصول، جامعه کامپیوتری را به جستجوی انواع فرصت های تجاری مبتنی بر فناوری هدایت کرد.در سال ۱۹۷۶، استیو جابز به همراه وزنیاک به هند رفت تا در یکی از آشنایان خود، دینارا، محصولی را تولید کنند. در این مسیر، جابز با یکی از اولین انواع کامپیوتر شخصی ساخته شده در آن زمان، آشنا شد؛ به تازگی راکویل پرده برداشته بود بنابراین او ایده تولید یکی از اولین انواع کامپیوتر شخصی را داشت. در بستر همکاری با فردی با نام استیف جابز خود، شرکت شاینولا، اولین نسخه کامپیوتر &quot;Apple I&quot; را روانه بازار کردند.با محبوبیت روزافزون کامپیوتر شخصی آپل، استیو جابز با خلاقیت و ایده های جدیدش، محصولات مختلفی را تولید کرد. انواعی از این محصولات عبارتند از کامپیوتر شخصی آپل II، مک بوک، آیفون، آیپد، آیپاد و سایر دستگاه های هوشمند.از آغاز تحریم های ایالات متحده آمریکا علیه کشورهایی مثل کوبا و ایران، استیو جابز فعالیت های انسان دوستانه و ارتباطات بین المللی را در ایالات متحده و خارج از آن تشویق کرد. او همچنین بسیاری از شرکت های فناوری دیگر را در توسعه برنامه های کاربردی انسان دوستانه تشویق کرد.در سال ۲۰۱۱، استیو جابز برای همیشه از دنیا رفت. با توجه به گذشت زمان، استیو جابز همچنان به عنوان یکی از مهمترین فرد های صنعت فناوری و نگاه دوستدارانه اش به دنیای احتمالات پایدار می ماند.در نظر گرفتن تعهد استیو جابز به کارآفرینی با فریاد آوردن به خلاقیت، توانایی هنری و علاقه شدید به پیشرفت فناوری، می توان او را یکی از شخصیت های بی نظیر و برجسته صنعت فناوری دهه های ۷۰ و ۸۰ نامید.استیو جابز به عنوان یکی از پیشگامان بزرگ صنعت فناوری، همچنان باعث الهام و تحول صنعت فناوری برای سال ها پیش خواهد شد. با توجه به ویژگی های مختلف شخصیت استیو جابز، مجموعه ای شامل خلاقیت، هنر، احساسات گسترده و تعهد به جامعه عرصه کارآفرینی و مخترعی را با خود به همراه داشت.امیدواریم که از این مقاله لذت برده باشید. برای مشاهده مقالات بیشتر می تونید هدفمند رو دنبال کنید. نشانی سایت: hdafmandclub.com</description>
                <category>هدفمند</category>
                <author>هدفمند</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jun 2023 23:11:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>