<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هادی دادخواه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hadi.dadkhah</link>
        <description>یک آموزگار...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 03:53:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/254/avatar/cJje2p.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هادی دادخواه</title>
            <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ما هنوز زنده‌ایم...</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-m447a3zabmw6</link>
                <description>اینجا ایرانهما هنوز زنده‌ایمهر چند زندگی کردن را فراموش کردیماصلا یادمون نیست تا حالا چطور زندگی میکردیمبیش از یک ماهه که حبس شدیم توی خونهفقط زنده ایمیه زندگی نباتیروح و روان نداریمولی هنوز زنده ایم...</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2026 11:59:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من فکر می‌کردم...</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D9%85%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-emknigthv07l</link>
                <description>من فکر می‌کردم...من نمی‌دونستم...من خیال می‌کردم...من تصورم این بود که...من اصلا اگه می‌دونستم که...من اگه قرار بود که...من به خواب هم نمی‌دیدم که...من یه عمر...من همیشه...من هیچ وقت...عکس با هوش مصنوعی تولید شده. با پرامپت شخصی که با قیافه احمقانه ای در حال فکر کردن است!برای ثبت در تاریخ. امروز ۵ اسفند ۱۴۰۴جملات بالا را یک ماه با کمک هم بعد تکمیل خواهیم کرد. بماند به یادگار برای روسیاهان تاریخ.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 16:28:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهاد طرحی برای پاکیزگی فوری کشور</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%B2%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-dcrkzhghw3f5</link>
                <description>در این روزهایی که اینترنت قطع است بیشتر خیال‌پردازی می‌کنم. در حین رانندگی به حاشیه خیابان و جاده بیشتر توجه می‌کنم. به آلودگی‌های موجود در حاشیه‌ی خیابان‌ها بیشتر توجه می‌کنم. پیش خودم می‌اندیشم که چه راه‌های سریع و راحتی برای زیباتر شدن شهر وجود دارند.قبل‌تر یک ایده‌ای داده بودم برای پاکیزگی ضربتی کشور. به طور خلاصه، ایده‌ی کلی در نوشته‌ی ۲ سال پیش، این بود که دولت زباله‌ها را از مردم بخرد. امروز می‌خواهم در تکمیل این ایده کمی بنویسم.چیزی که بدیهی است این است که برای پاکیزگی شهر و کشور باید هزینه کرد. هزینه را هم دولت باید انجام دهد. به عنوان متولی امور جاری کشور. به عنوان خدمتگزار مردم. به عنوان نماینده مردم.اتفاقی که الان دارد می‌افتد این است که هزینه‌ی پاکیزگی شهرها، دارد به صورت حقوق مستقیم (نیروهای استخدامی شهرداری) یا غیرمستقیم (توسط شرکت‌های پیمانکاری) پرداخت می‌شود.من فکر می‌کنم با تغییر مدل هزینه، یک اتفاق خوب بیفتد. یعنی به جای پرداخت این هزینه به کارگری که زباله را جمع می‌کند، همین هزینه را به کسی بدهیم که زباله را تولید کرده و به ما تحویل می‌دهد.به بیان دیگر، دولت زباله را از مردم بخرد.یک مثال عملیاتی: من به جای این که به فرزندم جایزه یا تشویقی بدهم چون خانه را جارو کرده، به او جایزه و تشویق بدهم چون در خانه آشغال نریخته!یعنی ما در اینجا رویکرد را عوض کردیم. به جای هزینه برای جمع کردن زباله، هزینه می‌کنیم برای نریختن زباله! مردم زباله‌هایشان را چکار کنند؟ به مراکزی که شهرداری همین الان دارد و زباله‌ها را در آنجا دپو می‌کند، تحویل دهند. در ازای تحویل زباله‌هایشان پول بگیرند. چه تشویقی بهتر از پول نقد!دولت زباله را به صورت کیلویی، تفکیک شده، تر و خشک و فلز و شیشه و کاغذ و مقوا، از مردم خواهد خرید. زباله در مبدا تفکیک خواهد شد. هزینه جمع‌آوری با هزینه خرید جایگزین خواهد شد.همین الان زباله‌گردهایی هستند که دارند در کوچه و خیابان، زباله‌های ما را جمع می‌کنند و تفکیک می‌کنند و می‌فروشند. و همین الان تجارت زباله در کشور ما در جریان است. برای حل یک معضل (زباله گردی) کافی است سوار بر آن شویم. زباله فروشی را کار تمام وقت همه مردم کنیم. چون زباله جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی همه ماست.تنها موجودی در دنیا هستیم که زباله تولید می‌کنیم و باید یک به یک، مسئولیت این کار را بر عهده بگیریم. هر شهروند یک زباله جمع کن! کما این که تا امروز چی بودیم؟ هر شهروند یک زباله تولید کن! از پشت کت و شلوار اتو کشیده باید بیرون آمد و با واقعیت روبرو شد. ما انسان‌ها، ماشین‌های تولید زباله هستیم و چه بهتر که با واقعیت خودمان روبرو شویم.این طرح نقاط تاریک زیادی خواهد داشت. البته که دارد. با کار کارشناسی و تخصصی نقاط تاریک روشن خواهند شد.مشاغل جانبی ایجاد خواهند شد. بسیاری از مشاغل فعلی حذف خواهند شد. تولید زباله باید صرف اقتصادی نداشته باشد که مبادا کسی فکر کند با تولید مصنوعی زباله و فروش آن به دولت قرار است سود کند. هزینه خرید زباله باید جوری کارشناسی شود که تولید زباله صرف اقتصادی نداشته باشد ولی فروش زباله سود اندکی داشته باشد.می‌دانید که همین الان بطری‌های آب معدنی (و انواع اقسام پلاستیک‌های بسته‌بندی) از سوبیسد دولتی برای تولید استفاده می‌کنند و بسیار ارزان‌تر از قیمت واقعی تولید، به دست شما می‌رسند؟ یعنی سوبسیدهای دولتی دارد خرج تولید زباله می‌شود! من وقتی یک بطری آب معدنی می‌خرم ۱۰ هزار تومان باید بدانم که ۹ هزار تومان آن، پول بطری است که من آن را دور می‌اندازم. اگر مردم بدانند که می‌شود بخشی از این پول را جبران کرد، قطعا این کار را خواهند کرد. مراکز خرید زباله اگر بطری خالی را به قیمت کارشناسی شده‌ای از من بخرند، من قطعا بطری‌ها را پس از خالی شدن، نگهداری می‌‌کنم تا به قمیت بفروشم. نه این که در طبیعت و کوه و جنگل رها کنم.یادتان هست روزهایی که برای خرید روزانه شیر، شیشه شیر خالی را تحویل می‌دادیم و یک بطری شیر تازه تحویل می‌گرفتیم و اگر شیشه خالی را نداشتیم، شیر جدید را گران‌تر می‌خریدیم؟ این یک نمونه‌ی عالی مدیریت زباله بود که متاسفانه به بهانه پیشرفت و ترقی، این مدل کنار گذاشته شد. باید باز به این مدل‌ها برگردیم. بعضی برگشت‌ها، عین پیشرفت است.به امید ایرانی پاک و آزاد</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 14:08:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوگل آزاد شد...</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-f4huxdlatlp3</link>
                <description>به گوگل بروید...خدای من...باز می‌شود...سرچ کنید ایران...و تیتر اخبار را بخوانید...از بی.خبری بهتر است...با کمی شیطنت در تنظیمات جستجو حتا بهتر هم خواهد بود...چه روزهای سیاهی...</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 17:51:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتدار جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-yhagpjbehjp5</link>
                <description>اگر این اقتدار نیست پس چیست؟این که هر بار برگی روی کنی که تا قبل از آن کسی فکرش را هم نمی‌کرد؟بعد از چهلم کشته‌ شده‌های ۱۸ و ۱۹ دی، قرار است روزی یک ساعت اینترنت به ما بدهند. هم قیمت‌های کمرشکن را فراموش خواهیم کرد هم قیمت طلا هم دلار هم روغن هم گوشت هم همه درد و بدبختی‌های دیگر را.و باز هم با خودت خواهی گفت مگر سیاه‌تر از این هم ممکن است؟و باز می‌بینی که بله، سیاه‌تر از سیاهی هم ممکن است.سیاهی‌های روزگار ما تمامی ندارد....</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 09:24:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیرکل انتقال خون: درخواست برای اهدای خون!</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-bmngchfvaosw</link>
                <description>به نقل از زومیت: چهارشنبه 24 دی 1404https://www.zoomit.ir/tech-iran/455571-iranian-blood-banks-face-shortages/مدیرکل انتقال خون: درخواست از تهرانی‌ها برای اهدای خون/ به دلیل قطع پیامک‌ها به اهداکنندگان دسترسی نداریم.محمدرضا مهدی‌زاده، مدیرکل انتقال خون استان تهران به ایسنا گفته است: «این روزها، امکان ارسال پیامک وجود ندارد و همچنین دسترسی به شبکه‌های اجتماعی میسر نیست. پیش از این ارسال پیامک و شبکه‌های اجتماعی، راه‌های ارتباطی با اهداکنندگان بود.»او با اشاره به درخواست و نیاز مراکز درمانی و بیمارستان‌ها به خون و فرآورده‌های خونی، درباره افزایش تیم‌های سیار انتقال خون توضیح داد: «تیم‌های سیار را افزایش داده‌ایم تا بتوانیم میزان ذخایر خونی را افزایش دهیم. تیم‌های سیار در بیمارستان‌های استان تهران حاضر می‌شوند و مردم می‌توانند خون اهدا کنند.»تا امروز مدیرکل انتقال خون هرمزگان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، مازندران، قم، آذربایجان شرقی، گیلان و فارس هم به رسانه‌ها اعلام کرده بودند که با کمبود ذخایر خونی در استان مواجه شده‌اند.او افزود: «مراکز اهدای خون نیز در کنار تیم‌های سیار فعال هستند. خوشبختانه، ۲۲ دی ماه میزان مراجعه به پایگاه‌ها و تیم‌های سیار خوب بود اما این مراجعه به معنای عدم نیاز به خون نیست.  تا به این لحظه، تیم‌های سیار در ۱۰ بیمارستان حضور یافته‌اند.» مهدی‌زاده درباره فعالیت پایگاه‌های اهدای خون در تهران گفت:ساعت فعالیت مراکز اهدای خون طی چند روز گذشته محدود بود اما اکنون فعالیت مراکز مانند روزهای گذشته شده و مردم طبق روال سابق با مراجعه به پایگاه‌ها می‌توانند نسبت به اهدای خون اقدام کنند. مراکز جامع اهدای خون مانند «وصال»، «ستاری»، «تهرانپارس» و «شهر ری» تا ساعت ۲۰ فعال هستند.  </description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Wed, 14 Jan 2026 11:56:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت که قطعه! ایرانسل از کجا داری می‌دزدی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%B7%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-twsjwdglc8il</link>
                <description>چه روزهای سیاهی خدا، چه روزهای سیاهیاین همه درد رو گفتیم و گذاشتیم روی دلمون، تو این شرایط که حتا اینترنت کل کشور قطعه و من فقط یه ویرگول را دارم با موبایل باز می‌کنم، در عرض یک ساعت بیش از ۵۰۰ مگابایت از من رفته.آقای ویرگول، سایتت در یک ساعت ۵۰۰ مگابایت مصرف کرده؟ دیتا داشته؟ فیلم و موسیقی داشتی ما خبر نداشتیم؟اصلا وقتی اینترنت بین الملل قطع شده، این مصرف بین الملل ما کجا رفته؟ چی مصرف کردیم خودمون خبر نداریم؟آقای ایرانسل، از گوشت سگ بر تو حرام‌تر، که در قطعی ۵ روزه‌ی اینترنت، باز هم داری می‌دزدی! به جای این که تو این روزها همون اینترنت ملی!!!! مسخره رو هم بر مردم رایگان کنی، باز داری ازشون دزدی می‌کنی. کی هستید شما؟ از کجا اومدید شما؟ چی از جون ما مردم می‌خواین؟چه روزگار سیاهی داریم! چه روزگار سیاهی!کی از دست این جماعت یاجوج و ماجوج نجات پیدا می‌کنیم!ویرایش:سایت زومیت نوشته که ایرانسل از قطعی اینترنت دارد ضرر می‌دهد.راضی به ضرر ایرانسل نیستیم. بیا از ترافیک ما بدزد که ضررت جبران شود.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 19:15:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خاطر یک مشت دلار</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-ln4dcuju8g15</link>
                <description>اگر بدانید هرچه افزایش قیمت دلار در این سال‌ها دیدید به خاطر منفعت یک عده رانت‌خوار آدم‌خوار کفتارصفت بوده با خودتان چه فکری می‌کنید؟ باور می‌کنید؟اگر الان بدانید که وضع امروز مملکت هم به خاطر مقاومت همان عده در برابر آزاد سازی قیمت‌ها و جمع شدن بساط دلارخواری آنهاست، چه فکری می‌کنید؟ باور می‌کنید؟روی سخنم با آنهایی است که بویی از انسانیت نبرده و با تجارتشان دارند هم مردم و هم کشور را نابود می‌کنند. تا کجا؟ تا کی؟ این همه دلار را می‌خواهید سر قبر پدرتان ببرید؟ این همه دلار را می‌خواهید به چه نکبتی بزنید اگر روی مردگان و بیچارگان نشسته باشید؟ نمی‌بینید مردم کشته می‌شوند؟ نمی‌بینید مردم جان می‌دهند؟ نمی‌بینید کشور به فلاکت افتاده است؟منِ هادی دادخواه، من که یک معلمم، با کمترین حقوق جاری در کشور، وقتی ۱۰ تا تخم مرغ می‌خرم تا به خانه بروم پسری را می‌بینم تا کمر در سطل زباله خم شده که نان شبش را از میان زباله‌ها پیدا کند، از خودم شرم می‌کنم. من که نه حق او را خوردم، نه حق کسی دیگر را، نه مسبب این وضع مملکتم، نه حتا اندازه سر سوزنی از دلارهای نفتی این کشور به ناحق جابجا کردم ولی من از آن بچه خجالت می‌کشم، فقط چون ۱۰ تا تخم مرغ توانسته‌ام بخرم و او نتوانسته! از خودم شرم می‌کنم که چرا من توانستم و او نتوانسته! نکند جای ما برعکس بود؟ اگر من جای او بودم چی؟ با نفرت به همه مردم نگاه نمی‌کردم؟ فکر نمی‌کردم آنها دلیل خم شدن من تا کمر در سطل زباله هستند؟این درد را به دوش می‌کشیدم، با همه سنگینی‌اش، تا اینکه درد جدید از راه رسیده است... دارند از کشته‌ها پشته می‌سازند تا مبادا عددی از دلارهایشان کم شود. من الان حتا از زنده بودن خودم هم دارم شرم می‌کنم که چرا آنها کشته شدند و من هنوز زنده‌ام؟ نکند زنده بودن حق من نبوده؟ شاید من باید به جای آن جوان تیر می‌خوردم و الان او باید بالای سر فرزندش بود و من زیر خاک!آهای خون‌آشام‌های کفتار صفت، از انسان بودن خودتان شرمتان نمی‌شود؟ شما بچه دارید؟ شما خانواده دارید؟ شمایی که به خاطر یک مشت دلار، کشور را به این روز انداخته‌اید، اصلا شما آدم هستید؟ چه می‌خواهید از جان این مردم؟ تا کی این کشور باید تاوان بدهد؟ تا کی مردم باید تاوان بدهند؟ این همه دلار را سر قبر پدرتان می‌خواهید ببرید؟ چقدر سود می‌خواهید؟ تا کجا می‌خواهید جمع کنید؟ کی سیر می‌شوید؟ ننگ ابدی بر شما. ننگ و نفرین ابدی بر شما که به خاطر یک مشت دلار، زندگی و دین و دنیا و آخرت و هرچه که داشتیم را نابود کردید.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 16:38:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناظم - برنامه انضباطی مدرسه</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D9%86%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B6%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-hlghcx554vpw</link>
                <description>قدیم‌ها یک مدرسه بود و یک ناظم مدرسه. با دفتر بزرگ انضباطی خودش. هر کسی دیر می‌آمد مدرسه یا غیبت می‌کرد، ناظم مدرسه دفتر بزرگش را باز می‌کرد و در لیست دانش‌آموزان دنبال اسم دانش‌آموز می‌گشت.ناظم در حال ثبت مورد در دفتر انضباطی مدرسههر دانش‌آموزی در یک صفحه، یک عالمه مورد انضباطی مثبت و منفی و تشویق و تنبیه و غیره و غیره داشت که پرونده انضباطی او را تشکیل می‌داد.دفترهای زمخت و سنگین با آن صحافی سفت و خشک و بی‌روح خود در دفتر مدیر و ناظم مدرسه همیشه روی میز بودند و با دیدن آن تن و بدن هر دانش‌آموزی می‌لرزید.دفتر انضباطی مدرسهاین دفترها همانقدر که برای دانش‌آموزان کابوس و ترس بود، برای معاون و مدیر و ناظم مدرسه هم عذاب و دردسر و کار اضافه بود.این را به عنوان ناظم مدرسه از من بشنوید: ما از شما دانش‌آموزان بیشتر از این دفتر بدمان می‌آمد (می‌آید!)اصلا به زحمت نوشتنش نمی‌ارزید. به تعداد کل دانش‌آموزان مدرسه لیست درست کنیم و یک به یک برای هر کسی در طول سال یک چیزی بنویسیم، که آخر سال بگردیم داخل این دفتر و نمره انضباط هر کسی را محاسبه کنیم.حقیقتا کار سخت و دشواری است.تمام اجزای زندگی امروز ما دیجیتال شده است، پس چرا ما مدیر و معلم‌ها هنوز داریم میرزانویسی می‌کنیم؟اینجا بود که جای خالی یک نرم‌افزار احساس شد. خودم دست به کار شدم و این برنامه را برای مدرسه خودمان نوشتم. اسمش را هم گذاشتم ناظم! شعارش را هم گذاشتم «برنامه انضباطی مدرسه!»یک سال استفاده کردیم و آزمایشش را هم پشت سر گذاشت. امسال سال دوم کار ما است و در خدمت مدارس بیشتری هستیم.ناظم در حال ثبت مورد در نرم افزار ناظمایده اولیه کار ما با ثبت موارد انضباطی دانش‌آموزان بود. در کنار اجرای این ایده، گزینه‌های زیر هم اجرایی و عملیاتی شدند:ارسال پیامک برای اولیامحاسبه نمره انضباطپروفایل دانش‌آموزی (نرم‌افزار دسترسی مجزا برای والدین و برای کادر مدرسه دارد)خروجی گزارشات مورد نیاز کادر مدرسه (مثلا انواع لیست اکسل یا پی دی اف از کلاس‌ها و مدرسه، محاسبه سن، تولد، کد ملی، و غیره)و بسیاری امکانات دیگر که هر روز در حال اضافه شدن هستندالبته با ظهور هوش مصنوعی واضح است که تا چند سال آینده اپلیکیشن‌های موبایلی منقرض خواهند شد. بنابراین دورنمای من برای گسترش این برنامه نوعی تلفیق آن با هوش مصنوعی است.به طوری که عملا نرم‌افزار ناظم تبدیل به یک دستیار هوش مصنوعی شود که معاون یا مدیر یا معلم، با فرمان‌های صوتی، با برنامه تعامل داشته باشد.به عنوان مثال، تا قبل از این من اگر می‌خواستم برای ۱۰ نفر که مثلا تأخیر ورود به مدرسه داشتند، تأخیر ثبت کنم، باید یک به یک روی دفتر انضباطی اسم آنها را پیدا می‌کردم و یکی یکی برایشان یک جمله می‌نوشتم که در تاریخ و ساعت فلان، آقا یا خانم فلان، تأخیر ورود به مدرسه داشته است.با نرم‌افزار ناظم، این زمان به کمتر از ۱ دقیقه کاهش پیدا کرد. چرا که تنها کاری که من باید بکنم این است که در لیست دانش‌آموزان کلاس، همان ۱۰ نفر را تیک بزنم و کلیک روی دکمه ثبت گروهی و انتخاب دکمه تأخیر و تمام.فکر کنید با دستیار هوش مصنوعی ناظم، من فقط کافی است روی میکروفن ناظم کلیک کنم و بگویم برای فلانی و فلانی و فلانی یک تأخیر برای امروز ثبت کن. تمام!!ناظم - برنامه انضباطی مدرسهبرای تست ناظم با من تماس بگیرید. یک ماه تست رایگان برای مدرسه شما!</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 20:53:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این روزهای تاریک نیز بگذرد...</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF-ccujppxuazzm</link>
                <description>فال حافظ گرفتم و گل‌هایم را آب دادم و با خانه‌ام وداعی کوتاه کردم...از دور نشسته‌ایم به تخمه خوردن و تماشای نمایش جنگ روایت‌هاگویی بازی فوتبالی است که هر موشک، به سان شوتی است درون یکی از دروازه‌های تیم حریف، با یک تفاوت کوچک، در یکی گل می‌زنند و در دیگری گل پرپر می‌‌کنند...در آخر هم تیم پیروز جام را بالای سر می‌برد و گل‌های زده و خورده و پرپر شده فقط اعدادی می‌شوند روی تیتر خبرگزاری‌ها...باز هم اینترنت قطع شد و این ویرگول... این ویرگولی که روزی دوست داشتنی بود ولی الان دیگر نه!</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jun 2025 19:18:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش و پرورش طلبکار vs آموزش و پرورش بدهکار</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B7%D9%84%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D8%B1-vs-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-lpqbexffgzkp</link>
                <description>اطلاعیه آموزش و پرورش گفته است:بله دقیقا تا ۲۸ اسفند &quot;بــــــایـــد&quot; یادگیری ادامه داشته باشد.به دلیل این که امسال در پاییز و زمستان تعطیلی‌های زیادی داشتیم، پدر پدر پدرسوخته همه‌تان را درخواهیم آورد و تا ۲۸ اسفند غلط می‌کنید که به مدرسه نیایید.این اطلاعیه افزود که یادگیری تحت هیچ شرایطی نباید متوقف شود.اما این اطلاعیه نیفزود که تکلیف آموزش چه می‌شود. فقط به یادگیری تاکید کرد.آموزش و پرورش طلبکاراطلاعیه‌ای که خواندید و تا پایان اسفند، بیشتر هم خواهید خواند، شرح حال آموزش و پرورشی است که هیچ چیزی برای عرضه ندارد. تنها دارایی‌اش طلبکار بودن از مردم است. به خصوص دانش‌آموزان.اطلاعیه‌های چنین آموزش و پرورشی اصلا نمی‌گویند که ما چه کردیم، ما چه خواهیم کرد، ما چه برنامه‌ای برای آموزش داریم، فقط پشت سر هم تاکید می‌کنند که باید بیایید، باید بیاموزید، تعطیل نیستید، مبادا در خانه به شما خوش بگذرد، مبادا بروید سفر، مبادا با خانواده وقت بگذارنید، مبادا کتاب از دستتان بیفتد، مبادا مشق ننوشته باشید. پوستتان را خواهیم کند.آموزش و پرورشی که گداخانه باشد، طلبکار هم خواهد بود. آموزش و پرورشی که بی‌هویت باشد، بی‌سواد باشد، بی‌دانش باشد، هیچ چیزی برای عرضه ندارد و برای این که خودش را از تک و تا نیندازد، پشت سر هم بخشنامه و اطلاعیه صادر می‌کند و ژست طلبکار می‌گیرد.کم‌کاری خودش را به گردن مردم می‌اندازد. تهی بودن خودش را با فشار بر دانش‌آموزان لاپوشانی می‌کند.آموزش و پرورش بدهکارما که ندیدیم، شما اگر دیدید بدانید که آموزش و پرورشی که بتواند بدون تهدید و اطلاعیه و بخشنامه، فضایی فراهم کند که دانش‌آموزان با میل خود، با اشتیاق و انگیزه درونی خود، به آن وارد شوند و در فرایند یادگیری بیفتند، می‌شود آموزش و پرورش بدهکار!تا آموزش و پرورش درست نشود، این وطن وطن نشود.این‌ها را هم بخوانید: https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-cyd95mxb974q  https://virgool.io/education/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-nrm3ez4ebo74 </description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Wed, 05 Mar 2025 11:55:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افتضاحی به نام سیدا (سامانه یکپارچه دانش آموزان ایران)</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-suwbaugetnbh</link>
                <description>شما یادتان نیست، قبل از این که سیدا داشته باشیم، سناد داشتیم، و قبل از این که سناد داشته باشیم، دانا داشتیم و قبل از دانا توصیفی داشتیم.آموزش و پرورش بهشت ‌برنامه‌نویسان رانتی است که سامانه‌های بی‌سامان بسازند و از نفت و گاز این کشور دزد زده بودجه‌ها تلف کنند. من بخواهم سامانه‌هایی که در آموزش و پرورش وجود داشته و از بین رفته، و وجود دارد و از بین خواهد رفت، و در آینده نیز به وجود خواهند آمد را لیست کنم مطلب خارج از تحمل می‌شود.سریع برویم سر اصل مطلب ببینیم چه داریم و چه نیاز داریم:آموزش و پرورشی داریم که نزدیک ۱۶ میلیون دانش‌آموز در ۱۲ پایه تحصیلی دارد. پیش‌ از اینکه پای کامپیوتر به آموزش و پرورش باز شود، کاغذ بود و دفتر اندیکاتور و زونکن و پرونده و پوشه. برای خودمان کارمان را می‌کردیم مشکلی نبود. ولی پس از باز شدن پای کامپیوتر به آموزش و پرورش اوضاع دگرگون شد.۲. نیاز به یک برنامه جامع و کامل نرم‌افزاری داریم که تمام امور صفر تا صد این ۱۶ میلیون دانش‌آموز را در ۱۲ مقطع تحصیلی مدیریت کند.الحق والانصاف که ساختن چنین برنامه‌ی نرم‌افزاری بزرگی، کار هر کسی نیست. ولی از آنجا که آنچه زیاد است در کشور ما، بودجه مفت است، تا امروز که اینجاییم بیش از ۵ سایت و نرم‌افزار و سامانه مختلف با نام‌های متفاوت توسط شرکت‌های مختلف نرم‌افزاری برای این مهم ساخته شده و همگی ناکارآمد بوده و کنار گذاشته شده‌اند.و امروز که اینجاییم یکی از بدترین و افتضاح‌ترین سامانه‌های این مجموعه در حال بازی با روح و روان و اعصاب معلمان و مدیران مدارس است.سامانه‌ی سیداچقدر هم استاد هستند در ساختن واژه. سامانه‌ی یکپارچه‌ی دانش‌آموزان ایران! سیدا ! قبل‌تر از علاقه به شعر و شعار در این کشور نوشته‌ام. عاشق ساختن شعاریم. فقط از ساخت و ساز، اسمش را خوب بلدیم. به یک نفر بگویی در آموزش و پرورش نرم‌افزار دانا داشتیم، بعد سناد داشتیم، بعد همگام داشتیم، حالا سیدا داریم، پادا داریم، سها داریم، فکر می‌کند چه قدر به ما دارد خوش می‌گذرد. چه چیزهایی داشتیم و داریم.از اول شروع می‌کنم. مفهومی به نام بانک اطلاعاتی (دیتابیس) در مجموعه آموزش و پرورش محل اعتنا ندارد. برای درک بهتر این موضوع همین بس که بگویم وقتی از دانا به سناد نقل مکان کردیم، کل اطلاعات کل پرونده‌های کل دانش‌آموزان کل کشور را از اول تایپ کردیم. (کی؟ معاونین اجرایی بیچاره!) باز وقتی از سناد به سیدا ما را مهاجرت اجباری دادند، یک بار دیگر همه اینها را تایپ کردیم. حالا شاهکار آخرین سامانه که سیدا باشد، این است که هر سال دوبار یکی اول مهر یکی و آخر خرداد (موقع چاپ دفاتر نمره و کارنامه) همه این اطلاعات را باید تایپ مجدد کنیم. زیبا نیست؟ اصلا دیتابیس چیه؟ بکاپ چیه؟ معاونین اجرایی تایپ میکنن دیگه چشمشون کور حقوق دارن میگیرن!در زمانه‌ای که اغلب خدمات دولتی با یک کد ملی و شماره موبایل به راحتی انجام می‌شوند و اطلاعات جامع تمام شهروندان بین دستگاه‌های دولتی به راحتی به جریان می‌افتد، کندی و ناکارآمدی آموزش و پرورش در ارتباط با دیگر سامانه‌ها به شدت آزار دهنده است. مثلا ارتباط سامانه‌های آموزش و پرورش با بانک اطلاعاتی ثبت احوال و وزارت بهداشت بسیار ضعیف و پر از باگ و خطاست.اجرای نرم‌افزاری تمام سامانه‌هایی که بودند و هستند، بسیار ضعیف و ناشیانه انجام شده است. در کنار ضعیف بودن، بسیار پر از خطا و باگ هم هستند. در صورتی که چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی بسیاری سایت‌های داخلی و بومی قوی داریم. بنابراین این حجم ناشیگری و ضعف در طراحی نرم‌افزار توسط بزرگ‌ترین وزارت کشور، یعنی وزارت آموزش و پرورش، به هیچ وجه پذیرفته نیست.وزارت آموزش و پرورش جایگاه خود را نمی‌داند و تصور می‌کند فرصت آزمون و خطا دارد. این وزارتخانه دراز و طویل با بیشترین تعداد کارمند و ارباب رجوع در کشور، به قدری مهم است که حتا جای یک ذره خطا هم ندارد ولی افسوس و صد افسوس که تا کنون چندین و چند سامانه‌ی ناکارآمد را طراحی کرده‌اند و کنار گذاشته‌اند و باز هم نتوانسته‌اند یک سایت جامع و کامل برای خودشان دست و پا کنند.این مشکل از آنجا ناشی می‌شود که در رأس این وزارت‌خانه، هنوز کسی مفهوم دولت الکترونیک را درک نکرده است. وزیرانی که آمدند و رفتند و هستند، از دولت الکترونیک هیچ نمی‌دانند وگرنه با بکارگیری یک تیم متخصص در عرض یک سال این مشکل به راحتی حل شدنی است. منتها رانت اگر بگذارد. رانت!جناب آقای سجاد سیاح، روی سخنم دقیقا با شماست، از وقتی که جنابعالی به سمت سرپرست دفتر فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش درآمدید و تمام سامانه‌های بی‌سامان آموزش و پرورش را یکجا چپاندید داخل سیدا، روز به روز وضع بدتر شده که بهتر نشده است. از شما تقاضا دارم جای خود را به فرد لایق‌تری بدهید یا اگر همچنان به صندلی خود علاقه‌مندید، دست کم دو تا برنامه‌نویس خبره برای جمع کردن افتضاح سیدا استخدام کنید.این مطلب را بعلاوه کامنت‌ها بخوانید که بهتر در جریان مشکلات قرار گیرید. </description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Fri, 14 Jun 2024 18:15:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش و پرورش ورشکسته</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B1%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-cyd95mxb974q</link>
                <description>باید یا معلم باشی، یا پدر یا مادر، یا دانش‌آموز، که این حرف را با همه وجودت درک کنی.همه ما روزی دانش‌آموز بودیم، پس این بخش کار را خوب می‌فهمیم، من الان هم معلمم و هم پدر، پس با استناد به این سه جایگاهی که داشتم و دارم، می‌نویسم. من در مقطع ابتدایی بیش از ۱۰ سال است دارم کار می‌کنم. ۱۲ سال هم خودم دانش‌آموز بودم و دو فرزند در مقطع ابتدایی هم دارم.اول برویم از دید یک دانش‌آموز به آموزش و پرورش نگاه کنیم. درس‌هایی که به درد هیچ جای زندگی نمی‌خورد را باید بخوانیم، حفظ کنیم و کلماتی که نویسنده کتاب شاید اگر حالش بهتر بود، جور دیگری می‌نوشت را به صورت تست و جای خالی و تشریحی و چند گزینه‌ای باید دقیقا شبیه کتاب به حافظه بسپاریم تا معلم نمره به ما بدهد که ۱۲ سال تحصیلی را سپری کنیم. ۱۲ سال از بهترین سال‌های زندگی‌مان. ۱۲ سال از بهترین فصل رویش و شکفتن مان. بهار زندگی‌مان را باید تخم خربزه و خرزهره در زمین باورمان بکاریم و با گنداب استرس و مقایسه و تحقیر آبیاری‌اش کنیم. حیف از این بهار زندگی.برویم از دید معلم به این آموزش و پرورش نگاه کنیم. کتابی پیش روی من هست که می‌دانم همه زجری که در ۱۲ سال تحصیلی متحمل شدم را باید به بچه‌های بی‌نوا تحمیل کنم. می‌دانم که مزخرف است. ولی باید خط به خط این کتاب سراسر اشتباه، کارشناسی نشده، اضافه، بی‌خاصیت و به درد نخور  را به این بچه‌ها بگویم و سوال بدهم و جواب بگیرم و ... شاید این وسط کمی خلاقیت به خرج بدهم و دو سه تا صفحه را زیر سبیلی رد کنم. ولی باور کنید از معلمی که در سیستم گندیده آموزش و پرورش ایران کار می‌کند، کاری بیشتر از این بر نمی‌آید. همه ما می‌دانیم که کتاب‌های درسی را چهار تا احمق نوشته‌اند (حاضرم با نویسندگان کتاب مناظره داشته باشم) ولی چاره‌ای جز تدریس این حجم از حماقت نیست.حالا بیایید از دید پدر و مادر به آموزش و پرورش عقیم خود نگاهی بیندازیم. یک پدر یا مادر دوست دارد فرزندش در کنار درس‌های مدرسه، یک فعالیت هنری، ورزشی، علمی و چیزی که در مدرسه نمی‌آموزد، تجربه کند. برخی کلاس زبان‌های خارجی برای فرزندانشان انتخاب می‌کنند، برخی کلاس‌های ورزشی، برخی کلاس‌های هنری. و چقدر خوب است که شما پدر یا مادر باشی و لذت فرزندت را از این که با ذوق و شوق کلاس نقاشی می‌رود ببینی. ولی... یک ولی بزرگ اینجاست. مدرسه توان فرزندت را بریده. از ۷ صبح تا ظهر می‌رود مدرسه و صرف همان کتاب‌هایی می‌کند که در دو بند بالا وصفش گفته شد، خانه که می‌آید باید تا شب برای همان کتاب‌های درسی، مشق بنویسد تا شب. این بچه کی به هنر و ورزش و علایق دیگر خودش برسد؟ آهان تابستان! ۳ ماه تابستان؟ همین؟ ۳ ماه تابستان برای این که فقط نوک بزنی به یک هنر، به یک ورزش، به یک زبان خارجی، کافی است. کی با ۳ ماه تابستان می‌تواند یک موضوعی را پیگیری کند و به تسلط برسد؟ باز اول مهر و مدرسه و باز روز از نو و روزی از نو.آموزش و پرورش عقیم ما، با حجمی از کتاب‌های درسی اضافی، مهمل و خراب، روی سر فرزندان ما سایه سنگین خود را انداخته و ۱۲ سال از بهترین سال‌های عمر، بهترین فرصت یادگیری برای هر چیزی، بهترین زمان برای آموختن و شکفتن را از آنها گرفته. نه، دزدیده!اگر عقیم نبود باید چه شکلی می‌بود؟آموزش و پرورشی که عقیم نباشد، که خراب نباشد، پدر و مادر در آن جامعه احساس نیاز به هیچ کلاس فوق برنامه‌ای برای فرزندش نمی‌کند. چون فرزندش در مدرسه همه چیز را خواهد آموخت. چون فرزندش ۱۲ سال از بهترین سال‌های عمرش را صرف آموختن مهم‌ترین درس‌های زندگی خواهد کرد.آموزش و پرورشی که عقیم و چلاق باشد، پدر و مادر در آن جامعه احساس می‌کند که باید برای جبران این همه کمبود، یک کاری کند! بچه بیچاره را کلاس‌های اضافی، فوق برنامه، هنری، ورزشی، تقویتی و غیره و غیره ثبت نام کند که مبادا فرزندش عقب بیفتد! از چی؟ از ۱۲ سال دزدیده شدن بهترین سال‌های عمر هر انسان.تا آموزش و پرورش درست نشود، این وطن، وطن نشود!این را هم بخوانید: اگر من وزیر آموزش و پرورش بودم.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 09:54:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای نسخه جدید شاد</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-cfinoej74zii</link>
                <description>بشتابید، بشتابید که نسخه جدید شاد با حضور وزیییییییر محترم رونمایی شد.چرا به عقل خود پاول دوروف نرسیده که برای هر آپدیت تلگرام، با حضور و&quot;زیر&quot; و و&quot;رو&quot; زیر و رو کند دنیای نرم‌افزار و علم و تکنولوژی را؟هنوز برای من سوالی بی‌پاسخ است که چرا بعد از ۴ سال رونمایی از نسخه بدل تلگرام به جای نرم‌افزار آموزشی کشوری و لشکری، این بخش تکالیف هنوووووز قرار است «به زودی» فعال شود!زود از نظر شما یعنی چی؟ دقیقا می‌فرمایید؟ این «زود» شما بعد از ۴ سال هنوز فرا نرسیده؟حوصله ایراد گرفتن از جای جای این نسخه بدل تلگرام ندارم:که اینستاگرام و توییتر و آپارات و فیلیمو و یوتوب و همه چیز را با هم قاتی کرده‌اند و شترگاو پلنگی ساخته‌اند و به هیچ چیزی نه نگفتند که خیال کنند دارند با تکنولوژی روز، آموزش و پرورش را مدیریت می‌کنند.خاک بر سر آن تفکری که فکر می‌کند ویدیو و پی دی اف کتاب درسی، آموزش است و پرورش.فقط عصبانی هستم از این حجم وقاحتی که در سایز لشکری و کشوری دارد به ما نیشخند تمسخر آمیز می‌زند و اسم خودش را گذاشته شاد! با این لوگوی تحقیر آمیزش:ما خیلی خوشحالیم! خیلی</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Mon, 23 Oct 2023 10:57:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گداخانه‌ای به اسم مدرسه دولتی</title>
                <link>https://virgool.io/education/%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-awpkew1pczpm</link>
                <description>مدرسه فقط یک نوع است و آن هم دولتی است. آنچه غیر از این دیده‌اید و شنیده‌اید، دکان است و کاسبی. این نکته را ابتدای بحث گفتم که بدانیم داریم در باره مدرسه دولتی صحبت می‌کنیم. انواع مدارس دیگر، تجارت‌خانه هستند و ویژگی‌های یک مدرسه دولتی را نخواهند داشت.حالا ببینیم کشوری که در قانون اساسی آن، آموزش رایگان را حق شهروندان دانسته، وضع مدارس دولتی چطور است و چرا من به آنها می‌گویم گداخانه.وزارت نفت هم دولتی است. وزارت آموزش و پرورش هم دولتی است.یکی برای دولت پول چاپ می‌کند و دیگری فقط پول را هدر (بله هدر) می‌دهد. شما اگر رییس دولت چنین کشوری بودید ترجیح می‌دادید میز و صندلی و تجهیزات را برای اداره نفت بخرید یا مدرسه؟ من اگر بودم برای اداره نفت خیلی خرج می‌کردم، چون هرچه خرجش کنی ۱۰ برابر به تو پس می‌دهد. ولی مدرسه‌ها چی؟ یک عده معلم بی‌انگیزه و شل و وارفته با یک عده دانش‌آموز ریز و درشت تو سر هم می‌زنند و هیچ آورده‌ای برای دولت ندارند. همه‌اش خرج و خرج و خرج. دیوارها نم کشیده، نیمکت‌ها شکسته، کف سالن نشست کرده، موتورخانه خراب است و مدرسه یخ کرده، چهار تا کامپیوتر پنتیوم با ویندوز xp با رم ۲۵۶ به زور روشن می‌شوند و زیر دست معاون لق لق می‌کنند، صندلی‌هایی با روکش پاره و زهوار در رفته، فایل و میز کمد و قفسه‌های آهنی مال دهه ۶۰، اگر یخچالی و اجاق گازی هم در اتاق سرایداری باشد از آن قدیمی‌های خراب، میزهای معلم یکی در میان وصله پینه شده و جوش خورده، تازه آنها هم با یک پایه شکسته و لق که آجر زیرش می‌گذارند... باز هم بگویم؟نگاه دولت‌ها به مدرسه این گونه است:بس نیست؟ واقعا بس نیست این همه خرج این مدرسه‌ها کردیم؟ چه شد؟ هی نیمکت‌ها را دادیم بابای مدرسه میخ و پرچ کرد و هی دانش‌آموزان شکستند. هی کاغذ خریدیم و هی بچه‌ها روی کاغذها امتحان و املا نوشتند و سر آخر هیچی هم تهش در نیامد. اصلا ولش کن بگذار با همین دیوار نم کشیده و نیمکت شکسته بسازند. چقدر پول بدهیم برای مدرسه. چی به ما دادند تا حالا؟ هیچ سودی هم که ندارند فقط خرج برای ما می‌تراشند. معلم‌ها را دیگر نگویم، حقوق مفت می‌گیرند روی ۵ ساعت کار می‌کنند تابستان هم که تعطیل هستند، همین هم که میدهیم از سرشان زیاد است. چه گلی سرمان بگیریم؟ آخر در قانون اساسی گفته‌ایم آموزش رایگان! این آموزش که همه‌اش برای ما خرج دارد. پس سودش کجاست؟ دلارش کی و کجا به حسابمان واریز می‌شود؟ یا باید آموزش را غیررایگان کنیم (که داریم می‌کنیم.... همان تجارت‌خانه‌ها که در بند اول نوشتار اشاره کردم) یا می‌گوییم خرجشان را خودشان بدهند.مثل نوانخانه‌ها، مثل گداخانه‌ها، مثل موسسات خیریه، به اولیای دانش‌آموزان می‌گوییم مدرسه خرج دارد و پولی در بساط دولت نیست.کمک به مدرسه جمع می‌کنیم. ابتدای سال تحصیلی موقع ثبت نام از هر دانش‌آموز هرچقدر که مدیر زورش رسید پول بگیرد و بریزد در حساب جاری مدرسه.می‌توانیم انتهای سال تحصیلی هم موقع تحویل کارنامه‌ها باز هم پولی به اسم کمک به مدرسه بگیریم و آن را هم بریزیم به حساب مدرسه.البته سهم اداره را هم از همین کمک به مدرسه‌ها از مدیر مدرسه خواهیم گرفت. هرچند مثل چاه نفت درآمد ندارد، ولی همین یک ذره هم از مردم بگیریم گرفتیم.دفعه بعدی که به یک مدرسه رفتید، این چند سطر زیر را به یاد آورید:مدرسه‌ها از پرداخت پول قبض معاف نیستند. قبض برق و آب و تلفن و گاز باید پرداخت شود. هزینه این قبض‌ها از جیب اولیا پرداخت می‌شود.مدرسه‌ها هیچ وقت توسط دولت تعمیر و بازسازی نمی‌شوند، مدرسه‌ها تا جایی که پول کمک به مدرسه کفاف دهد می‌توانند رنگی به دیوار بزنند و میز و نیمکت شکسته‌ای را میخ و پرچ بزنند یا موتورخانه را برای زمستان وصله پینه کنند و روشن کنند.هیچ مدرسه‌ی جدیدی با بودجه دولتی ساخته نمی‌شود. مدرسه‌های نوسازی که می‌بینید همه یا غیرانتفاعی هستند یا خیرساز هستند. یعنی با هزینه‌های خیریه ساخته شده‌اند.تمام مدرسه‌ها هزینه‌های جاری دارند و تمام این هزینه‌های جاری از جیب اولیا پرداخت می‌شود. اگر اولیای دانش‌آموزان پول کمک به مدرسه ندهند، هیچ پولی از سمت دولت به مدرسه پرداخت نخواهد شد.سوال: مگر دولت به مدرسه‌ها بودجه نمی‌دهد؟ پس ردیف بودجه‌ای که هر سال به آموزش و پرورش اختصاص می‌یابد کجا می‌رود؟پاسخ: سالی ۱۰۰۰ تومان به ازای هر دانش‌آموز. که البته ۱۰ سال است که همین هم پرداخت نشده است. خودشان می‌گویند ۹۰ درصد بودجه صرف حقوق می‌شود. الله اعلم!هنوز به اصلاح سیستم آموزشی کشور فکر می‌کنی؟این را هم بخوان: اگر من وزیر آموزش و پرورش باشم!ویرایش ۱ مهر:بعضی‌ها فکر کردند من سیاه‌نمایی می‌کنم.امروز اول مهر بود. رفتم سر کلاس. این عکس‌ها را اختصاصی برای این پست گرفتم و اینجا ارسال می‌کنم. منطقه محروم هم نیستم. اینجا تهران است:میز و صندلی و کمد امسال منراستی یک صندلی دیگر هم برای من گذاشته بودند که هر وقت از تکیه به این صندلی خسته شدم، به آن یکی تکیه بدهم:صندلی معلم با پایه هوشمند ترمز داردر این همه سیاهی، آن یک گل قرمز را ببینید که یکی از دانش‌آموزان عزیزم امروز به من داد.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Sep 2023 17:21:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌ای برای پاکیزگی ضربتی کشور از زباله و تداوم آن</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%B2%DA%AF%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D8%A2%D9%86-qc4vf8jtraqh</link>
                <description>مردم دیگر نه تنها زباله‌های خود را بر زمین نخواهند ریخت، که زباله‌های دیگران را هم از زمین جمع خواهند کرد.بودجه بخش دولتی را که شامل هزینه پرسنل خدماتی و اداری بخش جمع‌آوری و حمل زباله به مراکز بازیافت می‌شود را محاسبه کنید. تمام شهر‌های کشور را جمع بزنید. حاصل را پیش خود نگه دارید.درآمدشهرداری‌ها را از جمع‌آوری و بازیافت زباله پیدا کنید، تمام شهرهای کشور را جمع بزنید و پیش خود نگه دارید.درآمد غیررسمی مافیاهای زباله‌گردی را پیدا کنید، تمام شهرهای کشور را جمع بزنید و آن را هم پیش خود نگه دارید.خوب است بدانید که شهرداری‌ها یک ردیف درآمدی دارند به اسم عوارض پسماند که آخرین نرخ آن ۴۷۶ تومان برای هر کیلوگرم زباله بوده است. آن را هم برای کل کشور محاسبه کنید و پیش خود نگه دارید.ایده کلی این است که شهرداری به جای آن که از مردم برای جمع‌آوری زباله‌هایشان پول بگیرد، در ازای دریافت زباله‌ها از مردم، به آنها پول بدهد. !!! بله درست خواندید.هر کیلوگرم زباله خشک یا تر که توسط مردم در خانه‌هایشان تولید می‌شود، در باجه‌های مخصوصی که شهرداری تعیین خواهد کرد، با یک نرخ فریبنده، از مردم خریداری شود. حتا زباله‌های بخش‌های تولیدی، صنعتی، خدماتی، بهداشتی و هر کجا.بازیافت، تفکیک در مبداهر کسی خودش متولی جمع‌آوری زباله‌های خودش شود. اگر پای پول وسط باشد، همه به این کار شوق خواهند داشت و در جمع‌آوری زباله از یکدیگر سبقت خواهند گرفت. محاسبه قیمت خرید باشد به عهده اهل فن، من فقط ایده را مطرح می‌کنم.ایده کلی این است شهرداری زباله‌های مردم را بخرد. به همین سادگی.بیایید با هم مزایای این طرح را بررسی کنیم:۱. همه مردم تبدیل به زباله‌گرد می‌شوند.چرا که نه، بگذار در کشوری که زباله در کوه و جنگل و بیابانش انبوه است، همه مردم زباله‌گرد شوند، بگردند دنبال زباله که ببرند تحویل دهند و در ازایش پول بگیرند. چه انگیزه‌ای بهتر از پول می‌توان برای پاکیزگی کشور به این مردم داد؟ جاده‌های کشور را نگاه کنید، بیابان‌ها را ببینید، زباله‌های سرگردان را ببینید. این همه زباله بی‌صاحب، به ناگهان صاحب‌دار می‌شوند و چه بسا مردم سر این که این زباله مال من است، با یکدیگر دعوا هم بکنند. چه بهتر، بگذار همه ادعا کنند این زباله را من زودتر دیدم پس مال من است، جمع کنند و ببرند برای فروش.۲. دشت و بیابان و کوه و جنگل و خیابان و شهر و کوچه، تمیز می‌شود.خب ما هم که همین را می‌خواستیم. چه خوب که همه جا تمیز می‌شود. اجباری هم نیست که همه دنبال زباله بگردند. هر کسی که نیاز مالی بیشتری دارد، زباله بیشتری پیدا کند و در باجه‌های مخصوص شهرداری، تحویل دهد و پولش را بگیرد.۳. زباله‌ها در مبدا تفکیک و برای بازیافت آماده می‌شوند.در باجه‌های خرید زباله که شهرداری قرار است در مکان‌های بخصوصی قرار دهد، یک شرط برای خرید خواهد گذاشت: زباله خشک، زباله تر، فلز، شیشه، پلاستیک، چوب، کاغذ و غیره، هر نوع زباله‌ای به قیمتی خاص، و اگر زباله‌هایشان درهم بود، به پایین‌ترین قیمت، ولی باز هم خریدار باشد.در این صورت زباله‌ها با بیشترین دقت توسط خود مردم تفکیک شده و تحویل باجه‌ها داده خواهد شد.۴. کاهش هزینه‌های شهرداریهزینه پرسنل، نیروهای خدماتی، حمل و نقل به مراکز جمع‌آوری، تفکیک زباله‌ها و در کل، بسیاری‌ از هزینه‌ها خود به خود رفع خواهند شد. همه این کارها را مردم خواهند کرد. خودشان تفکیک می‌کنند، خودشان جمع‌آوری می‌کنند و خودشان حمل و نقل می‌کنند تا به باجه‌هایی که شهرداری تعیین کرده تحویل دهند. از محل کاهش این هزینه‌ها، می‌شود بخشی از هزینه خرید زباله‌های مردم را نیز پوشش داد.۵. افزایش درآمدهای شهرداریشک نکنید با تفکیک دقیق زباله‌ها، بازیافت آنها بسیار بهتر و با کیفیت‌تر خواهد بود و همین موجب درآمد بیشتر شهرداری خواهد شد که البته بخشی از این درآمد باید صرف خرید مجدد زباله از مردم شود.شاید در نهایت کسی بدبینانه بخواهد بگوید که این کار به صرفه نیست. بله شاید به صرفه هم نباشد. شاید حتا دولت مجبور شود بودجه بیشتری به شهرداری اختصاص دهد، ولی بیایید با خودمان صادق باشیم، صرف یعنی چی؟ پاکیزگی شهر و کشور به صرفه‌تر است یا نفع مالی؟ اصلا مگر شهرداری بنگاه تجاری است که دنبال نفع مالی باشد.۶. فرهنگ ساخته می‌شودخیلی زود، جمع‌کردن زباله، نریختن زباله، و در کل پاکیزگی، تبدیل به فرهنگ می‌شود. فرهنگ را از دل کتاب تاریخ پیدا نکنیم، فرهنگ را باید با قوانین خوب بسازیم. فرهنگ همیشه بعد از قانون می‌آید. یک قانون خوب، در پی تکرار در چند نسل، فرهنگ خوب از خود به جا می‌گذارد و یک قانون بد، فرهنگ بد. کشوری که قوانین خوب داشته باشد در درازمدت کشور بافرهنگ‌تری خواهد بود. قانون‌گذار عاقل، مردم با فرهنگی تربیت خواهد کرد و برعکس! (خدای نکرده با وضع امروز جامعه قیاس نکنید)یک روز یک مطلبی نوشته بودم که اگر من وزیر آموزش و پرورش بودم چکار می‌کردم، این هم بماند به یادگار که اگر من شهردار بودم چکار می‌کردم.شما هم بنویسید اگر شهردار بودید برای داشتن شهری تمیز‌تر چکار می‌کردید.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Sun, 27 Aug 2023 11:24:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سامانه جابجایی فرهنگیان</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-wl5kdu1ksgdd</link>
                <description>سامانه جابجایی فرهنگیان یک پروژه شخصی و غیر رسمی است که به همکاران فرهنگی سراسر کشور کمک می‌کند متقاضیان جابجایی درون استانی و برون استانی مورد نظر خود را به راحتی جستجو کنند.                 فرهنگیانی که نیازمند انتقال موقت یا دائم هستند و با شرایط بسیار دشوار انتقالی، آشنا هستند، می‌دانند که                 پیدا کردن مورد برای جابجایی بسیار ارزشمند است و پیدا شدن همکار فرهنگی برای جابجایی بسیار راحت‌تر از درخواست برای انتقال موقت یا دائم است.سامانه جابجایی فرهنگیانبا معرفی این سایت به همکاران خود به بزرگ‌تر شدن بانک اطلاعاتی سایت کمک کنید که شانس پیدا شدن                 مورد جابجایی برای همکاران سراسر کشور نیز افزایش یابد.هر سال آموزگاران و معلمان بیشماری همچون بنده در انتظار باز شدن فایل نقل و انتقالات هستند و خیلی‌ از ما، هر سال درخواست انتقال درون استانی یا برون استانی خود را ثبت می‌کنیم و هر سال دریغ از پارسال. درخواست‌ها یکی بعد از دیگری رد می‌شوند و چشم به هم می‌زنیم می‌بینیم ۳۰ سال در منطقه‌ای خدمت کردیم که نمی‌خواستیم آنجا باشیم.در مراجعه به اداره به ما می‌گویند شرایط انتقال دشوار است، نیرو نیست، اداره کل موافقت نمی‌کند، و هزار بهانه درست و غلط دیگر. می‌گویند دنبال جابجایی بگردید که راحت‌تر است. کافی است یک نفر پیدا کنید در منطقه دلخواه و با او جابجا شوید. بی برو برگرد موافقت می‌شود.خب مشکل همین جاست که ما چطور کسی را پیدا کنیم که با او جابجا شویم؟گروه‌های تلگرامی زیادی درست شده با عنوان‌های جابجایی فرهنگیان و نقل و انتقالات فرهنگیان، که من به شخصه نتوانستم به خوبی در آنها جستجو کنم، فرد مورد نظرم را پیدا کنم یا شاید درخواست مطابق با نیاز من در آنها ثبت نشده بود.به هر حال، قدمی برداشتم برای رساندن دست دو همکار متقاضی جابجایی به یکدیگر. به سهم خودم قدم کوچکی است امیدوارم که برای حداقل ۲ نفر مفید واقع شود.</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jun 2023 19:07:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجرای چند وب سایت روی یک VPS</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%88%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-vps-gt1dhsibzc0t</link>
                <description>اول سیستم عامل اوبونتوی خود را روی سرور نصب می‌کنیم.پیش‌نیازهای اولیه را برای اجرای یک وب سرور php بر روی سرور مجازی نصب می‌کنیم. اینجایکی از این پیش‌نیازها apache2 می‌باشد.حالا می‌خواهیم دو سه تا دامنه که از قبل رجیستر کرده‌ایم را روی همین وب سرور اجرا کنیم.برای مثال دامنه‌های example1.com و example2.ir را داریم و در مسیر زیر آنها را قبلا ساخته‌ایم:/var/www/html/example1.com/
/var/www/html/example2.ir/نکته: مالکیت و حق دسترسی این دو پوشه را به این صورت تنظیم کنید:sudo chown -R www-data:www-data /var/www/html/example1.com
sudo chmod -R 755 /var/www/html/example.com
با ssh به سرور خود متصل شوید و این مسیر بروید /etc/apache2/sites-avalibleبرای هر کدام از سایت‌های خود در این مسیر، فایل زیر را بسازید و اینگونه نامگذاری کنید example2.ir.conf&lt;VirtualHost *:80&gt;
     DocumentRoot /var/www/html/example2.ir
     ServerName example2.ir
     ServerAlias www.example2.ir
&lt;/VirtualHost&gt;نکته: اگر می‌خواهید سایت مورد نظر از نسخه‌ی خاصی از php نصب شده در سرور استفاده کند این بخش را به فایل conf. اضافه کنید: (البته قبلش نیاز به نصب  و فعال‌سازی php-fpm دارد)&lt;VirtualHost *:80&gt;
     DocumentRoot /var/www/html/example2.ir
     ServerName example2.ir
     ServerAlias www.example2.ir

&lt;FilesMatch \.php$&gt;
      SetHandler &#039;proxy:unix:/run/php/php7.1-fpm.sock|fcgi://localhost&#039;
&lt;/FilesMatch&gt;

&lt;/VirtualHost&gt;سپس در خط فرمان ssh دستورات زیر را به ترتیب اجرا کنید:sudo a2ensite example2.ir
systemctl restart apache2کار روی سرور تمام است.حالا کافی است در سایت کلادفلر دامنه خود را به IP سرور خود متصل کنید.با کلیک روی گزینه Add site در کلادفلر در باکسی که به شما نشان می‌دهد اسم دامنه خود را به این صورت تایپ کنید example2.irکلادفلر به شما گزینه‌های خرید اکانت و البته پلن رایگان را نمایش می‌دهد. می‌توانید پلن رایگان را انتخاب کنید و در مرحله‌ی بعدی کلادفلر تنظیمات پیشنهادی خود را به شما نمایش می‌دهد. تنظیمات پیشنهادی کلادفلر را بپذیرید و دکمه ادامه را کلیک کنید. (نکته مهم: قبل از تایید تنظیمات این بخش، IP سرور خود را در فیلد IPv4 address کنترل کنید چون کلادفلر بعضی‌ وقت‌ها سر خود آن را تغییر می‌دهد!)پس از این مرحله کلادفلر دو nameserver به شما می‌دهد که باید به تنظیمات دامنه خود بروید و به جای تنظیمات قبلی جایگزین کنید. از این به بعد nameserverهای دامنه شما روی کلادفلر تنظیم خواهد شد. پس از اعمال تغییرات، دو سه تا تنظیم دیگر هم به شما پیشنهاد می‌شود تایید کرده و مراحل را به پایان برسانید و حالا باید چند ساعت منتظر باشید که تغییرات DNS در شبکه جهانی اینترنت اعمال شوند.و تمام!آقا یک سوال! من می‌خواهم سایتم یا فقط با www یا فقط بدون www دیده شود. می‌گویند برای سئو و خیلی چیزهای دیگر خوب است. چکار باید بکنم؟ بله درست شنیدید. برای سئو بسیار مهم است و بالاخره یک چیزی است که باید یا اینوری یا اونوری باشد. دو تاش نمی‌شود.اول مطمئن باشید که در این فایل etc/apache2/apache2.confقطعه کد زیر:&lt;Directory /var/www/&gt;
	Options Indexes FollowSymLinks
	AllowOverride None
	Require all granted
&lt;/Directory&gt;باید به صورت زیر باشد:&lt;Directory /var/www/&gt;
	Options -Indexes +FollowSymLinks
	AllowOverride All
	Require all granted
&lt;/Directory&gt;یعنی گزینه AllowOverride باید فعال باشد که بتوانیم فایل htaccess را در پوشه‌های مسیر www اجرا کنیم.مهم: علامت منهای و بعلاوه‌ای که اضافه کرده‌ایم بسیار مهم است. علامت منها می‌گوید اجازه نمایش محتویات پوشه‌های داخل www را به صورت index لغو کن و علامت بعلاوه می‌گوید که اجازه دنبال کردن لینک‌ها را داخل سرور تایید کن.سپس در پوشه مربوط به هر وب‌سایت مثلا example2.ir قطعه کد زیر را داخل یک فایل htaccess. می‌نویسیم:&lt;IfModule mod_rewrite.c&gt;
    RewriteEngine on
    RewriteCond %{HTTP_HOST} ^www\.
    RewriteCond %{HTTPS}s ^on(s)|off
    RewriteCond http%1://%{HTTP_HOST} ^(https?://)(www\.)?(.+)$
    RewriteRule ^ %1%3%{REQUEST_URI} [R=301,L]
&lt;/IfModule&gt;البته این قطعه کد مثال‌ها و روش‌های متفاوتی دارد که من قطعه کد دلخواهم را در منبع شماره 4 پیدا کردم. مرجع خوبی برای انواع فایل‌های htaccess می‌باشد.منابع: 1 2 3 4 5</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Wed, 03 May 2023 10:08:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طرح شناسایی و هدایت استعدادهای برتر (شهاب)</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%A8-lme30ogpmeag</link>
                <description>موشک شهاب ۳؟ نه نهطرح شهاب، با سرنام کلمه‌های شناسایی، هدایت، استعداد، برتر! ساخته شده‌ است. پیشتر نوشته بودم ما ملت شعر و شعاریم. عاشق ساختن کلمه‌ها و عبارت‌های قشنگ ولی توخالی هستیم.طرح موشک شهابطرح شهاب یک طرحی است در آموزش و پرورش که قرار بود از ۱۰ سال پیش تا الان چراغ راه دانش‌آموزان باشد. در هدایت تحصیلی، انتخاب رشته و پیدا کردن راه آینده به آنها کمک کند. ولی از آنجا که سنگ بزرگ نشان از نزدن است و هر چه حرف قشنگ و بزرگ باشد توخالی‌تر هم هست، یک طرح عقیمی از آب در آمد که هر سال به تعداد دانش‌آموزان چهارم، پنجم و ششم کل کشور، کاغذ و جوهر پرینتر و فایل بایگانی و وقت و انرژی با ارزش مدیر و معاون و معلم را تلف می‌کند. این ارقام را ضرب در هم کنید و در ۱۰ سال هم ضرب بفرمایید ببینید این طرح چه آورده‌ای برای کشور داشته جز ضرر!حالا این طرح عقیم حرف حسابش چیست؟ نظریه‌ی هوش‌های چندگانه گاردنر را گرفته‌اند بومی‌سازی! کرده‌اند و ۸ هوش جدید از آن استخراج کرد‌ه‌اند که معلم باید هر کدام از این هوش‌ها را با ۱۰ گزاره یا به قول خودشان با ۱۰ گویه بسنجد و آینده دانش‌آموز را رقم بزند.بومی سازی نظریه هوش گاردنرخب من معلم با ۴۰ دانش‌آموز، ضرب در ۸ حیطه هوش، ضرب در ۱۰ تست برای هر حیطه، که می‌شود ۳۲۰۰ تست، همین جا اعتراف می‌کنم که فقط کاغذ سیاه می‌کنم. من اولا، در جایگاهی نیستم که آینده دانش‌آموزی را با یک حرکت قلمم تغییر دهم و دوما چنین توانایی را در خود نمی‌بینم و سوما وقتی ندارم که ۳۲۰۰ تست اجرا کنم و پاسخ دقیق بدهم.البته سازندگان طرح خودشان هم به مسخره بودن طرحشان به صورت ضمنی اعتراف کرده‌اند برای همین پشت بند بخشنامه‌ی هر سال برای اجرای طرح شهاب، دستورالعمل غیررسمی هم ارسال می‌کنند که در یک هوش به همه نمره ۴ بدهید به بقیه هوش‌ها نمره ۳ بدهید. در واقع روش ماستمالی طرح عقیم خودشان را هم به ما ارائه کرده‌اند.بیچاره دانش‌آموزانی که قرار است با این کاغذ پاره‌ها انتخاب رشته اجباری شوند. البته باز هم خودشان فهمیده‌اند که طرحشان به درد کوزه می‌خورد و ۱۰ سال است که هیچ انتخاب رشته‌ای در دبیرستان بر اساس نتایج طرح شهاب انجام نشده است.سوال اساسی این است که چرا؟ چرا اینقدر احمقیم و بر حماقت خود پافشار؟ هدفمان از زندگی چیست؟ کاغذ کردن درخت؟ سیاه کردن کاغذ؟ بایگانی کردن کاغذ سیاه؟</description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 10:22:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشینه هزاران ساله ماهی قرمز در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@hadi.dadkhah/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-gozn8wqwwq0k</link>
                <description>پیشینه آشنایی ایرانیان با ماهی قرمزبه قلم دکتر شاهین سپنتا منبعچند  سال است که در آستانه نوروز برخی از افراد در ستیز با آیین‌های شاد  نوروزی، خواستار برپانشدن جشن چهارشنبه سوری، و برچیدن سفره هفت‌سین و حذف  سبزه و ماهی قرمز سفره هفت‌سین و خرافه خواندن «سیزده‌به‌در» هستند و برای  دست‌یابی به این خواسته‌ها از انتشار هرگونه خبر جعلی یا گزارش نادرست نیز  فروگذار نمی‌کنند. اینان در ستیز با ماهی قرمز، یک سال احتمال بیماریزا  بودن ماهی قرمز و سال دیگر جوان بودن این سنت و سال بعد وارداتی بودن آن از  چین را مطرح کردند که همه این موارد از سوی پژوهشگران و صاحب‌نظران کاملا  رد شده است. چنان که گفته شد یکی از این اظهارنظرهای اشتباه، عدم سابقه  تاریخی آشنایی ایرانیان با ماهی قرمز و ورود این گونه جانوری در صد سال پیش  از چین به ایران است. اما بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که ایرانیان بیش از  2500 سال پیش با ماهی قرمز آشنایی داشته‌اند.  ماهی قرمز (/ زرماهی، طلا‌ماهی، ماهی سرخ، ماهی طلایی، ماهی گلی، ماهی حوض) یا Gold fish  با نام علمیCarassius auratus auratus  گونه‌ای ماهی از سردهٔ  کپورچه‌هاست.  گرچه این کپورچه‌های زیبا را در زبان فارسی «ماهی قرمز» و در زبان انگلیسی  «گلدفیش» یا «‌طلاماهی» می‌نامند، اما به رنگ‌های گوناگونی همچون طلایی،  قرمز نارنجی، نقره‌ای، خاکستری، قهوه‌ای و سفید و سیاه در فرم‌ها و  اندازه‌‌های متنوع پرورش داده شده‌اند که بیشتر جنبه تزئینی دارند.ماهی قرمز یا گلد فیش در رنگ‌های متنوعدر  فلات تشنه ایران، هنرمندان آرزوی آب و تقدس آب را با نماد ماهی بر کوزه‌ها  نقش بستند، نقشی که یادآور برکت و روزی است. افزون بر این، نزد ایرانیان،‌  آب، باد، خاک، و آتش چهار عنصر مقدس هستند و ماهی در نقش نماد آب با ایزد  بانوی آب‌ها «آناهیتا» همراه می‌شود و به عنوان مظهری از برکت و باروری  نقشی مقدس می‌یابد و در جایی دیگر، دو ماهی کَر (kara) یا اَرَز (araz)نقش نگاهبان ریشه‌های درخت زندگی را که در درون آب ریشه دوانده است، بازی می‌کنند. به این‌سان نقوش ماهی علاوه بر نقش تزیینی، سرور آفریدگان آبزی و نمادی از ژرف نگری و تیزبینی بوده و در جای جای ایران زمین و در دوره‌های مختلف بر اشیای گوناگون نقش می‌شوند.آثار  تاریخی به دست آمده در مرزهای پهناور ایران فرهنگی که امروز در موزه‌های  بزرگ جهان نگهداری می‌شوند، نشان می‌دهند که مردمان ساکن در فلات ایران  هزاران سال است که با گونه‌های مختلف ماهی به ویژه ماهی قرمز آشنایی  داشته‌اند و بر خلاف تصور رایج، به احتمال زیاد این ماهیان از ایران به چین  رفته‌اند و در آنجا مورد بازپروری و به‌گزینی قرار گرفته‌اند. از میان  صدها اثر تاریخی به دست آمده، در این یادداشت برخی از مهمترین نمونه های  یافت شده معرفی می‌شوند.تندیسک ماهی قرمز در دوره هخامنشی:کی  از این نمونه‌ها، تندیسک ماهی قرمز مربوط به دوران هخامنشی است. این  تندیسک طلایی یکی از اشیاء «گنجینه آمودریا» است که از محوطه باستانی «تخت  قباد» به دست آمده است. گنجینه آمودریا (Oxus Treasure)  شامل بیش از 170 مورد از اشیاء ارزشمند متعلق به دوران هخامنشیان است که  در حال حاضر در «موزه بریتانیا» و همچنین «موزه ویکتوریا و آلبرت» نگهداری  می‌شود. اشیاء این گنجینه بیشتر طلا و نقره هستند و به سده‌های پنجم تا  چهارم پیش از میلاد مربوط می‌شوند. اشیا و سکه‌های طلا و نقره گنجینه  آمودریا (/ رود جیحون) مهم‌ترین دفینه آثار فلزی کشف  شده از دوران هخامنشیان است که حدود سال های 1877 و 1880 میلادی نزدیک محل  تخت کواد (قباد) به دست آمده است. «تخت کواد» با ویرانه‌هایی در حدود یک  کیلومتر مربع، در واقع یکی از دو قلعه نظامی مهم در ساحل شمالی آمودریا  (رود بزرگی که از کوه‌های پامیر سرچشمه گرفته و به دریای آرال می‌ریزد)  بوده که در آن زمان بخشی از شاهنشاهی پهناور هخامنشی به شمار می‌رفته است.  به نظر می‌رسد که این دفینه در میانه سده چهارم پیش از میلاد دفن شده است.گنجینه  آمودریا، توسط سه تاجر اهل بخارا، از اهالی روستایی در محل خریداری شده و  پس از رهایی از دست راهزنان، در «راولپندی» فروخته شد. ولی ژنرال «سر  الکساندر کانینگهام» مدیر کل هیات احیاء آثار باستانی هندوستان، قسمتی از  آنها را از دست سوداگران خارج نمود و به «سر اوگاستس ولاستون فرانکس»  فروخت، او در سال 1897 میلادی و هنگام مرگ آنها را به موزه ملی بریتانیا  اهدا کرد.نمونه یاد شده، تندیسک ماهی قرمز یا (Gold fish) از جنس طلاست. این ماهی با 2/24 سانتی‌متر طول و ۳۷۰ گرم  وزن، از جنس طلا ساخته شده و فلس‌ها و باله‌های آن با ظرافت طراحی شده و  به وضوح قابل مشاهده است. در دهان این ماهی یک روزنه است و درون آن به صورت  یک مجرا یا لوله توخالی است که احتمالا به عنوان لوله عطر یا روغن کاربرد  داشته است و احتمالا با یک چوب‌پنبه و یا دری متصل به یک حلقه بسته می‌شده  است و به عنوان یک آویز زینتی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. مجسمه زرین  ماهی قرمز موزه بریتانیا در سال 2004 از سوی این موزه در نمایشگاهی با  موضوع «نوروز و هفت سین» به نمایش گذاشته شد.تندیسک ماهی قرمز در دوره هخامنشیتندیسک ماهی قرمز به سبک ایلامی:نمونه  دیگر، تندیسک نقره‌ای به سبک ایلامی (/ عیلامی) متعلق به سال‌های 600 تا  900 پیش از میلاد است که نشان می‌دهد ایلامی‌ها نیز با «Gold fish» آشنایی داشته‌اند. ماهی در هنر ایلامی نمادی از آب و خدای آب و گاه نشانی  از نزدیکی به آب می باشد و در هر صورت ارتباطی با آب و دریا دارد. در مورد  این مجسمه می‌توان احتمال داد که با ائا (Ea) یکی از خدایان سومریان در بین‌النهرین یا میان‌رودان که  خدای دریاها و آب‌ها می باشد رابطه دارد چون آب سمبل خدای ائا می‌باشد این  سمبل متشکل از چند ردیف جریان آب موج‌دار است و اغلب در موج‌های آب تعدادی  ماهی دیده می‌شود. ارتباط بین ایلام و بین النهرین باعث تبلور اعتقادات  بین‌النهرین در هنر ایلام می باشد و بر این اساس خدای دریاها و آب ها در  بین النهرین که یکی از سمبل های آن ماهی می باشد در نقش برجسته های ایلام  یافت شده است.عیلامی‌ها  یا ایلامیان یکی از اقوام ساکن در سرزمین ایران بودند که از ۳۲۰۰ سال پیش  از میلاد تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران  حکومت می‌کردند. تمدن ایلام یکی از قدیمی‌ترین و نخستین تمدن‌های جهان  است. بر اساس بخش‌بندی جغرافیایی امروز، ایلام باستان سرزمین‌های خوزستان،  فارس، کردستان، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، استان کرمان، لرستان،  استان چهارمحال و بختیاری، و کرمانشاه و در دوران‌هایی تا جنوب دریاچه  ارومیه را شامل می‌شد.این تندیسک نقره‌ای ماهی قرمز در «گالری برکات» نگهداری می‌شود. گالری  برکات با مدیریت «فایض برکات» که شعبه‌ای در محله «می‌فر» در مرکز شهر  لندن و شعبه دیگری در «بورلی هیلز» در« لس آنجلس» دارد، به خانواده‌ یهودی  هنر‌دوستی به نام «برکات» تعلق دارد که پنج نسل است به جمع آوری و داد و  ستد عتیقه و آثار تاریخی اشتغال دارند و این گالری را 100 سال پیش در بیت  المقدس تأسیس کردندماهی عیلامیچنان که گفته شد، اهمیت تندیسک‌های زیبای این ماهی‌های کوچک، زیر نفوذ باور به خدای بزرگ میان‌رودان، «ائا» می‌باشد که آن را خدای  عقل و خرد، خدای دریاها و آب‌ها و خدای خیر و شر دانسته اند. پگانیست‌ها  نیز ماهی را نماد الهه « مادر طبیعت» و نشانه باروری و زایش می دانستند. در  دوره‌های بعد نیز که مسیحیت گسترش یافت، این باورهای کهن به مسیحیت منتقل  شد و زمانی که هنوز صلیب به عنوان نشان مسیحی متداول نشده بود، در باور  مسیحیان، ماهی نماد برکت، ایمان‌داری، رستگاری، و عروج عیسی بود و به عنوان  نشان یک فرد مسیحی به کار می رفت و هنوز نیز متداول است.نقش ماهی بر ظروف فلزی ساسانی:نمونه‌های  دیگری از نقش ماهی بر آثار تاریخی ایران را می‌توان بر ظروف فلزی مربوط به  دوره ساسانی دید که در آن ها ماهی یا دو ماهی به عنوان نماد زندگی در درون  آب به کار نگهبانی از ریشه‌های درخت زندگی که در آب ریشه دوانده است، مشغول هستند. ارتباط نقش شیر و گاو نیز با فلسفه نوروز قابل توجه است.بشقاب نقره قلمزنی با نقش دو ماهی در موزه آرمیتاژ در سن پترزبورگ  ظرف ساسانیظرف ساسانینقش ماهی بر سکه‌های مسی صفوی:نمونه‌های  دیگر، نقش ماهی روی سکه‌های فلوس دوران صفوی است. که به نظر این نگارنده  به آیین نوروزی «طلب سلطانی» در دوره صفوی ارتباط دارد که دراویش عجم به  هنگام نوروز مقابل کاخ شاه به طلب می‌نشستند و این کار را «طلب سلطانی»  می‌نامیدند.در  دوران صفوی، سکه زر به نام اشرفی و سکه نقره بیستی، محمدی، شاهی و عباسی  نامیده می‌شد و سکه‌های مسی، غازی نام داشت که معمولا به آنها فلوس  می‌گفتند که همان پشیز، یا پول سیاه است. بر روی سکه های  فلوس معمولاً تصاویر مختلفی از حیوانات و اشکال بروج دوازده‌گانه را نقش  می‌کردند که به نظر می‌رسد فلوس‌هایی که داری نقش ماهی یا نقش گاو بر روی  ماهی هستند به احتمال زیاد برای نوروز ضرب می‌شده‌اند و به آیین نوروزی  «طلب سلطانی» نیز ارتباط داشته اند. همچنین به نظر می‌رسد که نقش ماهی بر  روی فلوس‌های ضرب شده به هنگام نوروز، به نشانه برج حوت یا برج ماهی (  آخرین برج سال) صورت می‌گرفته است و همچنین اشاره به این باور کهن است که  جهان بر شاخ گاو است، و گاو بر پشت ماهی است و به هنگام نوروز در لحظه  آغازین سال، گاو زمین را از یک شاخ به شاخ دیگر می‌اندازد. در زیر تصویر  یکی از فلوس‌های دوره صفوی را می بینید که در اردبیل ضرب شده است و نقش گاو  را که بر روی ماهی ایستاده نشان می‌دهد:سکه مسی صفوینقش ماهی بر تبرزین دوره قاجار:استمرار  تاریخی باورهای کهنی که بر بنیان آن‌ها ماهی نماد «آگاهی و معرفت» است را  تا دوران قاجار و بر سنگ نگاره‌هایی در خانه تاریخی حسین‌پناه در اصفهان  متعلق به دوره فتحعلی شاه قاجار می‌توان دید. در دو سنگ  نگاره که در حیاط این خانه نقش شده است، تصویر دو درویش پرسه‌گرد دوده عجم  را می توان دید که بر روی تبرزین هر دوی آن‌ها نقش ماهی به عنوان نماد  آگاهی و معرفت دیده می‌شود با این تفاوت که در سنگ نگاره سمت چپ، سر ماهی  روی به بالا و در سنگ نگاره سمت راست، سر ماهی روی به پایین است. از آنجا  که صوفیان، عارف کامل را به مناسبت این که در «بحر معرفت» مستغرق است،  «ماهی» می نامند و غیر عارف کامل را به لفظ «جز ماهی» یاد  می‌کنند، به نظر می‌رسد که نقش سمت چپ متعلق به درویشی است که در رتبه  بالای خاکساری یا ماهی یا عارف کامل یا گل سپردگی قرار دارد و سنگ نگاره  سمت راست مربوط به درویشی است که در مرحله پایین پیاله یا «جز ماهی» قرار  دارد.تبرزین دوره قاجارسابقه بی مهری با دیگر حیوانات:البته  بی مهری با گونه‌های مختلف جانوری به عنوان گنجینه‌های ارزشمند ژنتیکی در  ایران با ماهی قرمز آغاز نشده و سابقه دارد. چنانکه امروز دیگر کمتر نامی  از اسب ایرانی یا گربه ایرانی یا سگ ایرانی در میان است و مردم دیگر ملت‌ها  این جانوران ارزشمند را از خانه اصلی‌شان در ایران بیرون برده‌اند و با  پرورش، آن ها را به نام خود کرده اند.اسب ایرانی (Persian Horse)  که در منطقه کوه های زاگرس پرورش یافته بود از غرب ایران به میان رودان و  سپس عربستان و دیگر کشورهای عربی برده شد و به خاطر بی‌توجهی ایرانیان به  نام اسب عرب معروف شد.اسبچه ایرانی یا اسبچه کاسپیان ( (Caspian Horse‏ که اسب  کوچک کرانه‌های دریای مازنداران است و با پیشینه‌ای نزدیک به سه هزار سال  پیش از میلاد مسیح، نیای بسیاری از اسبان جهان است و در بسیاری از سنگ  نگاره‌های تاریخی ایران نقش شده است، تنها نزدیک به چهار دهه است که مورد  شناسایی قرار گرفته است و به خاطر بی‌توجهی ایرانیان به نام قوم مهاجم خزر  «اسبچه خزر» نام نهاده شده است.گربه ایرانی (Persian Cat)  که یکی از کهن‌ترین و مشهورترین نژادهای مو بلند گربه است و در همه جای  دنیا به نام خاستگاه‌اش ایران شناخته می‌شود در سال ۱۶۲۰ میلادی توسط  «پیترو دلا واله» به ایتالیا و فرانسه و پس از آن به انگلستان برده شد و امروز در ایران مورد بی مهری قرار گرفته است و کمتر دیده می‌شود.سگ ایرانی یا سگ سالوکی (SALUKI) که یکی از اصیل ترین نژادهای سگ ایرانی در جهان است به خاطر بی‌توجهی  ایرانیان به اهمیت سگ در دوره پس از اسلام، در دیگر کشورها پرورش داده  می‌شود و در ایران مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد.و  اما این بی‌مهری با گونه‌های ارزشمند جانوری که از دیرباز در ایران پروش  یافته اند و از اینجا به همه جای جهان رفته‌اند، همچنان ادامه دارد و امروز  با ماهی قرمز که یکی از جذابیت‌های آیین‌های نوروزی به شمار می‌رود، در  ستیز هستیم و چنین می‌کنیم.منبع این مطلبپ.ن نظر خودم:همیشه به نوروز که نزدیک می‌شویم عده‌ای می‌گویند ماهی قرمز نخرید، این ماهی رسم ما نیست و از چین آمده، ماهی‌ها گناه دارند، مال اکوسیستم ایران نیستند و هزار حرف مفت. دوست داران محیط زیست البته این نظریات را از سر دلسوزی برای طبیعت می‌زنند،ولی چرا ما باید برای دفاع از طبیعت، به تاریخ حمله کنیم؟می‌خواهید ماهی قرمز بخرید، می‌خواهید نخرید، ولی شما را به خدا، تاریخ را تحریف نکنید. </description>
                <category>هادی دادخواه</category>
                <author>هادی دادخواه</author>
                <pubDate>Thu, 16 Mar 2023 14:14:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>