<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هادی اقبال</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hadieghbal</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:25:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/17530/avatar/AOA14q.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هادی اقبال</title>
            <link>https://virgool.io/@hadieghbal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>غروب پاییزه</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%BA%D8%B1%D9%88%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2%D9%87-cnmtuj0rvrle</link>
                <description>پاییز بود جمعه بود از قضا غروبم بود آسمون طلایی شده بود با توده ای از ابرها که که بلاتکلیف بودن که ببارن یا نهمن توی پذیرایی خونه با حالتی افسرده به علت بیکاری بعد از دانشگاه، روی تشکی که از دیشب جمعش نکرده بودم با یک زیرپوش زرد رنگ که قبلا سفید بود و یک شلوار کردی مشکی که خشتکش با نخ سفید ترمیم شده بود لش کرده بودم، درحالی که یه پام روی زمین بود یه پام رو انداخته بودم روی پشتی و داشتم مگسی که سعی میکرد با برخورد به مهتابی وارد دنیای زیباتری بشه رو تماشا می کردم.به جز من مادرم هم توی خونه بود که مثل همیشه داشت چایی دم میکرد (چرا از نظر من همه مامانا در حال چایی دم کردن هستن)، بعدشم یه چایی برام آورد و رفت تو حیاطبعد از ده دقیقه ای زنگ خونه به صدا دراومد، حدس میزدم برادرام باشن که اومدن به مادرم سر بزنن، مادرم در رو باز کرد و بعد از  چند ثانیه گفت: &quot;بفرمایید بفرمایید&quot;، بعد صدا اومد &quot;یا الله&quot;  وارد شدن، داییمینا بودن که با کل ایل و تبار اومده بودن، اون دومادشون که هیچوقت هیچ جا مهمونی نمیرفت هم اومده بود و من کمتر از 30ثانیه وقت داشتم تا وقتی مهمونا مسیر حیاط  به پذیرایی رو طی میکنن خودم و جاهارو جمع کنم و فلنگ رو ببندم برم تو اتاقسریع تشک رو گرفتم بغلم و رفتم سمت اتاق ولی در باز نشد، هرچی تلاش کردم در اتاق باز نشد، در قفل بود، اصلا مگه در اتاق ما قفل داشت!زمان از دست رفت و صدای در ورودی اومد، در باز شد و اولین نفر وارد شد، مادرم بود تا وارد شد منو دید و من تنها کاری که تونستم بکنم با همون وضعیت اسف بار رفتم توی کمد دیواری که توی پذیرایی تعبیه شده بود، بقیه مهمونا هم یکی یکی داخل پذیرایی شدن، یه عده نشستن بالای پذیرایی یه عده هم نشستن پایین پذیرایی و من هم وسط پذیرایی توی کمد.حالا همه گرم صحبت و خوش وبش و من توی کمد دیواری، پر از استرس، بدون کوچکترین حرکتی تشک به بغل سیخ وایسادم و دارم گوش میدم به صحبت های مهمونا که ببینم کی تموم میشه این مهمونی تا من نجات پیدا کنم از این زندان تنگ و تاریکمادرم بعد از اینکه با چایی از مهمون ها پذیرایی کرد، شیرینی که آورده بودن رو باز کرد و داشت به همه تعارف می کرد، نصف مهمونا رو که تعارف کرد یهو در کمد دیواری از بیرون باز شد ، من خیس عرق شدم، بازم مادرم بود |: یه نگاه تو چشمای پر از نگران من کرد و بعد از چند ثانیه جعبه شیرینی رو گرفت سمتم و با سر اشاره کرد به جعبه و یه کلمه گفت : شیرینی ... به قول بزرگوار حسن ختام https://www.aparat.com/v/ax6Ep/ </description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Tue, 02 Nov 2021 16:21:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن برای پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B3%DA%A9%D8%AA-vavwhapknyp2</link>
                <description>کارگاه نوشتن برای پادکست ( علی‌ بندری − ۹۹/۰۱/۲۸ − ۱۴:۰۰ )هدف : افزایش شنونده‌های پادکستچطور شنونده‌های پادکست را زیاد کنیم؟خوشحال و راضی کردن شنونده‌های فعلیتبلیغات راه بدی نیست اما راه پربازده‌ای هم نیست.چطور شنونده‌ها را خوشحال و راضی کنیم؟قصه‌ی بهتر تعریف کنیم.قصه‌های خودمان را بهتر تعریف کنیم.هرم مخاطبین پادکست :شنونده : کسی که فقط یک یا چند بار پادکست شما را گوش داده است.مشترک : کسی که علاوه بر گوش دادن پادکست‌، شما را دنبال می‌کند.هوادار * :کسی که پادکست شما را گوش می‌دهد، شما را دنبال می‌کند و برای شما تبلیغ می‌کند.ما باید مخاطبین پادست را از شنونده به مشترک و از مشترک به هوادار تبدیل کنیم.چهار اصل طلایی :اصل اول : ما در پادکست قصه تعریف می‌کنیم.قصه باید شروع ، نقاط عطف و پایان داشته باشد.چطور قصه گفتن گاهی از خود قصه مهم‌تر است.شروع قصه باید سوالی باشد، مخاطب را کنجاو کند.اصل دوم : پنج دقیقه ابتدایی پادکست ویترین کار ماست.هر چه توانایی دارید باید در ۵ دقیقه ابتدایی پادکست رو کنید.در شروع پادکست باید مخاطب را به چالش بکشد و توجه آن را بگیرید.اصل سوم : پادکست یک رسانه تصویری است.باید برای مخاطب تصویری مشابه با واقعت ساخت.تصویرسازی از اولین کلمه جمله اول شروع می‌شه.تمرین : یک عکس را برای کسی تعریف کنید و با نشان دادن آن عکس از او بپرسید که چقدر خوب تعریف کردید.اصل چهارم * : نوشتن برای پادکست.نوشتن برای تعریف کردن، نه نوشتن برای خواندن.همان طور که حرف میزنید بنویسید.جمله باید ساده و کوتاه باشد.(جملات طولانی را خُرد و کوچک کنید)جمله نباید مرکب و طولانی باشد.تلفظ کلمات غیر فارسی رو به فارسی بنویسید.یک سوم اول مهمترین قسمت پادکسته، و مهمترین قسمت یک سوم اول جمله اول پادکسته.نمودار قصه :انواع متن برای پادکست :بداهه : تعریف کردن قصه از حفظ ( برای بداهه گویی باید خیلی توانا و باهوش باشید )سرفصل : تعریف کردن قصه از روی کلیدواژه‌ها (باید دایره واژگان خوبی داشته باشید تا خوب جمله بندی کنید)روخوانی : خواندن قصه از روی متن (راحت‌ترین و بهترین راه)نکات طلایی :باید پادکستی بسازید که با آن ارتباط برقرار کنید، اگر خود شما با پادکست‌تان حال نکنید نباید انتظار داشته باشید کسی با آن حال کند.شما رادیو نیستید پس کتابی حرف نزنید، مثلا نگویید باعرض ادب و احترام خدمت شنوندگان محترم و ...  مخاطب با این روش راحت با شما ارتباط نمی‌گیرد.نرخ تبدیل متن به پادکست خودتان را بدانید (چند کلمه را در یک دقیقه صحبت می‌کنید)پرخطا ضبط کن، بی‌رحم ادیت کن.تایم‌لاین و نام و تصویر شخصیت‌ها رو کنار دستت داشته باش.مقدمه رو کوتاه و دلچسب کنماجراجو باشپادکست شخصی است و آن را شخصی اداره کن(فعلا نیازی به تیم نیست)قانون SISO (علی بندری سریع گفت،نمی‌دونم چیه دقیق، سعی میکنم ویرایش و کامل کنم)مطالبی مرتبط با این موضوع : https://virgool.io/@onpodcast/%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-4-%D8%B4%DA%A9%D9%84-lj8hkq0si1cn  https://virgool.io/@narges.fathali/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-e1m4dnzi4xrk  https://virgool.io/@shadishin/%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-hggc2kytv0wl </description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Fri, 17 Apr 2020 16:45:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نصب Typora  روی  Linux mint</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D9%86%D8%B5%D8%A8-typora-%D8%B1%D9%88%DB%8C-linux-mint-xykfjlawkeap</link>
                <description>باسلام و عرض ادباین متن شامل دو بخشه بخش اول داستان من و تایپورا  و  بخش دوم آموزش نصب تایپورا روی لینوکس مینت میشهاگه خیلی حوصله ندارید سریع برید بخش دومبخش اول : من و تایپورانرم افزار Typora یه برنامه ای هست نوشتاری برای یادداشت برداری که بیشتر برنامه نویس‌ها استفاده می‌کنن اما من به عنوان دفترچه یادداشت خودم توی لپ‌تاپ ازش استفاده میکنم و بسیار هم زیبا و دلنشینه به شما هم پیشنهاد می‌کنم تجربش کنید.تصویر برنامه Typoraمزایایی که داره :ساده بودن ( یک صفحه سفید در اختیارت قرار میده تا هرچی دوست داری توش بنویسی و برنامه رو شلوغ نکرده که حواست پرت بشه)سبک بودن ( تا روش کلیک میکنی آمادس واسه تخلیه ذهن و نوشتن)امکانات قالب بندی کامل (پشتیبانی از جدول ، فهرست و اضافه کردن عکس و ...)خاص و زیبا (دارای تم های فراوان)رایگانلینک دانلود : Typoraتایپورا روی ویندوز خیلی راحت نصب میشه و کلی میشه باهاش حال کرد اما کار من از اونجا سخت شد که لینوکس رو نصب کردم و تو سیستم عامل گنو/لینوکس همیشه اینطور نیست که شما یک فایل نصبی رو install کنی و تموم شه بره، برای بعضی نصب‌ها داستان‌ها خواهی داشت(البته برای افراد مبتدی مثل من سخته) حرفه‌ای ها سریع و ساده می‌نصبنما هر کاری کردیم نتونستیم این تایپورا رو نصب کنیم ، نه تو خود software manager لینوکس مینت بود(جایی که اسم نرم افزار رو سرچ میکنی و راحت نصبش میکنی) نه خود سایت تایپورا و نه هیچ جایه دیگهالبته خود سایت Typora یه سری راهنمایی هایی کرده واسه نصب و در آخر نوشته : ما تایپورا رو فقط تو لینوکس اوبنتو تست کردیممن هم کدهاش رو زدم و کلی ور رفتم نشد که نشدآخر روی آوردم به جادی و بهش ایمیل زدم و ازش راهنمایی خواستم و فکر می‌کنید چه جوابی بهم داد؟جواب جادی به ایمیل من :در دنیای لینوکس باید بخونی و سرچ کنی و یاد بگیری (: دنبال شیوه های نصب نرم افزار بگرد. تو ویدئوهای منم زیاد هستجادیاما من کلی ویدیو دیده بودم و کلی هم انجمن گشته بودم اما بیشتر اون‌‌ها برای اوبنتو و سایر توزیع های لینوکس بود و چیزی که کار من رو راه بندازه و من سردربیارم پیدا نکردماما در همین گیرودار رسیدم به یک انجمن گفتگو که داخلش چند نفری همین موضوع رو پرسیده بودن و یکی هم جوابش رو گذاشته بود و کار خیلی‌ها از جمله من رو راه انداخت (خدا پدر و مادرش رو بیامرزه)و من هم این پست رو زدم شاید به درد یکی مثل خودم خورد.بخش دوم : نصب Typora روی Linux mintاول طبق خود راهنمای سایت پیش برید :wget -qO - https://typora.io/linux/public-key.asc | sudo apt-key add -

echo -e &amp;quot\ndeb https://typora.io/linux ./&amp;quot | sudo tee -a /etc/apt/sources.list

sudo apt-get update

sudo apt-get install typoraاگه نشد، برید تو پوشه ( /etc/apt/ ) باید فایلی با نام ( sources.list ) باشه که باید ویرایش بشه که از همونجا نمیتونین ویرایشش کنیدپس میریم تو terminal و کد ویرایش فایل رو وارد میکنیدsudo nano /etc/apt/sources.listبه آخر متن یه خط اضافه می‌کنیم و کد زیر رو اضافه می‌کنیم و با Crtl+O  و سپس با Ctrl+X ذخیره میکنیمdeb https://typora.io/linux ./حالا کار تمومهدوباره کدهای(کدهای زیر) که سایت تایپورا داده رو تو ترمینال بزنید و صبر کنید تا خود تایپورا نصب بشه و تامامwget -qO - https://typora.io/linux/public-key.asc | sudo apt-key add -echo -e &amp;quot\ndeb https://typora.io/linux ./&amp;quot | sudo tee -a /etc/apt/sources.listsudo apt-get updatesudo apt-get install typoraفکر کنم دیگه همه چی تموم باشه </description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 16:41:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین نرم افزارهای اندرویدی از نظر من</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%D9%86-yrfqkj0ug1yg</link>
                <description>در اینجا لیستی از نرم افزارهای اندرویدی که به نظرم خیلی کاربردی هستش رو آوردم و به احتمال زیاد این پست مدام بروزرسانی بشهلازم به ذکر است که این نوع نرم افزارها داخل خود گوشی هست و فقط اینا پیشرفته ترش هستنمثلا خودگوشی گالری داره اما این گالری خیلی حرفه ای تر و سریعتره مدیریت فایل ES File Explorerمن خیلی با این نرم افزار حال میکنم مخصوصا وقتی که بدون سیم و سریع از طریق ftp به سیستمم وصلش میکنمدفترچه یادداشت GNotesاین دفترچه کاملا جذاب هست،قابلیت پوشه بندی و سینک شدن داره یادآوری  ZDclock اونم نسخه ۴.۹.۶۱۲تو این زمینه زیاد برنامه داریم اما من با این نرم افزار خیلی کار میکنم به چند دلیل : سبکتره، یادآور رو با عکس نشون میده، حالت تکرارش همه نوعی داره، فقط نتونستم اکانت بسازم براشمرورگر Operaشاه شاهان، من هم رو لپتابم، هم سرکار و هم روگوشیم اوپرا دارم و باهم سینک هستن و کلی راحتم باشگالری QuickPicسرعت و تمامویدئوپلیر MX Playerبا این نرم افزار فکر نکنم دیگه به ویدئوپلیر دیگه ای احتیاج داشته باشمموزیک پلیر Music Folder Playerتنها مزیتش که برام خیلی مهمه اینه که موزیک ها رو به صورت فولدری نمایش میده و اجرا میکنه که برام کافیهاگه شماهم پیشنهادی دارین که سرتر هست و یا اینجا نیست خوشحال می شم بدونم</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Tue, 12 Nov 2019 23:51:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از حال با هرشرایطی لذت ببر</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B1%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%D8%A8%D8%B1-rpsywvurv59d</link>
                <description>حدود شش سال پیش بود، ترم چهار کارشناسی بودم فکر کنم وقتی بعد از تموم شدن کلاس از دانشگاه ساوه راه افتادم به سمت قم، بعد از رسیدن در گرمای شترکُش منتظر ماشین بودم که من رو تا یه مسیری ببره که برم به سمت بهشت پدریخسته و کوفته و درمانده و کلافه ایستاده بودم به انتظار که دیدم یک مردی با موتوری خسته و نالون که انگار قطعاتش رو با طناب به هم چسبونده بودن نگهداشت جلوتر، یک ساک مشکی غذا هم از فرمونش آویزون بود، مردی چهل ساله با موهای پریشون و شونه نکرده با عینکی بافرم کلفت یک پیراهن و شلوار ساده و باکفش هایی قدیمی برگشت یه نگاه منو انداخت انگار خودشم مثل موتورش خسته بود، گفت: &quot; خونه میری؟ &quot;تازه از اون صدای قشنگ و سادش متوجه شدم که بعله ، پسردایی خودمه که مدتی برای کار از روستا به قم سفر کرده بود و داشت از کارخونه برمیگشت که بره خونش، خیلی خوشحال بودم که میخواد منو برسونه خونه اما هنوز خستگی تو بدنم بود و حال و هوام پَکَر بود ، نشستم ترکش و رفتیم به سمت خونه مامکالمه بین من(هادی) و پسرداییم(عباس) رو موتورِخسته اما وفادارش_ عباس:  از کجا میای؟ _ من: هِی، از دانشگاه خراب شده_ عباس: چرا خراب شده ؟_ من: خسته شدم از پس این راه و رفتم و اومدم و آخرشم معلوم نیست به کارمون بیاد یا نیاد، یعنی میشه تموم شه راحت شیم._ عباس: تموم میشه ولی راحت نمیشی_ من : چرا اگه تموم شه راحت میشم_ عباس:  &quot;میگم راحت نمیشی چون آدم تا وقتی میرسه مدرسه میگه یعنی میشه تموم شه بریم دانشگاه راحت شیم از مدرسه بعد که میره دانشگاه میگه یعنی میشه تموم شه این دانشگاه راحت شیم از درس بعد از دانشگاه میره سربازی وتازه میگه خدایا اینجا دیگه کجاست یعنی میشه تموم شه این سربازی راحت شیم از توسری خوری بعد از اون دنبال کار میگرده و میگه یعنی میشه یه کار خوب پیدا کنیم و تموم شه این بیکاری و این چرخه مدام تا آخر عمر تکرار میشه واسه ازدواج ، فرزنداری ، خونه و ...     پس هادی جان هیچوقت تو زندگی به این فکر نکن که راحت میشی زندگی همینه تا آخر عمر باید کار کنی تا سرپا بمونی و این شرایط واسه همه هست پس برو دانشگاه و حالشو ببر&quot;این مکالمه برای شش سال پیش هست و اون موقع من کاملا از نظر جسمی و ذهنی خسته بودم اما به قدری حرف پسرداییم تاثیرگذار بود که تا همین لحظه خوب یادم موندهواقعا این نصیحت برای من انگار یه پند بزرگ بودمتنم انگار یه تک بیتی ناب که حرف رو تایید کنه کم دارهپ ن : الان پسرداییم برگشته روستا و زندگی ساده روستایی رو در پیش گرفته</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2019 20:48:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور و غیاب هوشمند در اکسل</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%84-qmca5ytpbta3</link>
                <description>به نام خدابا سلام و عرض احترام امروز با آموزش ساخت لیست حضور و غیاب در اکسل در خدمتتون هستماول از همه بابت حضور کمرنگ ویرگولیم در این ماه از همتون معذرت خواهی میکنم یه کم گرفتار کار و مهارت‌آموزی و ماه رمضان و ... هستمطبق قراری که تو برنامه ریزیم با خودم گذاشتم که تصمیم گرفته بودم هر ماه یک کلیپ آموزشی درست کنم و در فضای مجازی هوا کنم امروز هم با دومین کلیپ آموزشی خودم یعنی  ساخت فرم حضورغیاب هوشمند در اکسل پا به میدان گذاشتمداستان از این قراره که ما تو محل کارمون یه سررسید حضور و غیاب کارکنان بود که هر کی باید هرروز توی اون حضور و غیابش رو مینوشت یا اینکه یه دفتر شخصی داشت که ساعت حضوروغیاب خودش رو مینوشت و درآخر ماه حساب میکرد که چقدر کسری داره یا چقدر اضافه کارکردهمن که عاشق نوشتن با مداد و دفتربازی و این‌چیزا هستم اول با دستی بودن این داستان زود کنار اومدم اما بعد از مدتی کار با این سیستم دیدم یه اشکال اساسی داره این سیستم و اون اینه که آخر ماه که میخوایم حساب کتاب کنیم که ساعت کاریمون چطور بوده هر کدوم باید چندساعت وقت میذاشتیم ساعت‌های کار رو جمع میکردیم و میدیدیم چقدر باید کار می‌کردیم و چقدر کارکردیم تا حساب کتاب بیاد دستمون که کلی داستان داشت و درنهایت احتمال اشتباه حساب کردن هم پیش میومدتصمیم گرفتم این مشکل رو تا حد ممکن حل کنم و به کمک اکسل بزرگوار یه فرمی طراحی کردم که همکاران فقط با وارد کردن ساعت ورود و خروج خودشون بتونن ببینن چقد کسری دارن و چقدر اضافه کار کردن و در نهایت جمع ساعت کاریشون چقدر میشه و من این فرم رو در پوشه startup ویندوز گذاشتم تا هر وقت سیستم رو روشن میکنن اول این فرم بیاد بالا تا ساعت ورودشون رو بزنن و الی آخر ...بعد از چندماه کار با این سیستم رضایت کلی برقرار شد پیش خودم گفتم این موضوع شاید مشکل افراد دیگه‌ای هم باشه ، از این‌رو تصمیم گرفتم این فرم رو در قالب آموزش ویدیویی برای آن دسته از عزیزان مشکل دار تهیه کنمباشد تا مفید واقع شود...لینک ویدیو در سایت مبداء http://www.mp4.ir/Video?Watch=71627-496972388 </description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Mon, 20 May 2019 10:19:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش ساخت ویدیومتن</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85%D8%AA%D9%86-ylhge9myusdq</link>
                <description>باسلام و احترامامروز یه ویدیو آماده کردم در مورد آموزش ساخت ویدیومتنویدیو متن چیه ؟ همون موزیک‌ویدیو هست که متن هم دارهالبته جهت ساخت ویدیومتن‌زیبا راه زیاد داریم اما چون من اون‌یکی راه‌ها رو بلد نبودم و همیشه دوست داشتم که سریع به مقصد برسم و زیاد وقت تلف نکنم سریعترین راه(البته به نظر خودم) رو انتخاب کردمبعد از چند روزی کلنجار رفتن با خودم، سیستمم و دایی‌گوگل یه راه‌کار یادگرفتم که به نظرم جالب میومدچندباری ازش استفاده کردم حالا هم آموزشش رو گذاشتم تا اگه کسی دلش خواست ویدیومتن بسازه ازش استفاده کنه یا اگه کسی داشت سرچ میکرد به یه نتیجه‌ای برسه.البته این اولین کلیپ آموزشیِ رسمیه منه و دوروزه که دارم روش کار میکنم و اشتباه هم داخلش زیادهشما به بزرگواری خودتون ببخشید و اگه نکته یا راهنمایی دارید لطف کنید راهنمایی کنیدبا تشکر http://www.mp4.ir/Video?Watch=71627-495663123 </description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2019 14:30:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین های سال 97 من</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-97-%D9%85%D9%86-enqo28umuzmo</link>
                <description>به نام خداسلاممن هم پیرو جناب آقای دست انداز و سایر دوستان تصمیم گرفتم مطلبی با عنوان بهترین های سال 97 هوا کنم و شرح حالی از خودم از سالی که رو به پایان هست رو به اطلاع شما عزیزان برسونماول از همه عرض کنم به علت حافظه ضعیف هر چی فکر میکنم به اتفاقات اوایل سال چیز خاصی به ذهنم نمیرسه و معمولا آخرین چیزی هایی که به ذهنم میرسه رو یادداشت میکنمدوم اینکه یه سری از موضوعات هم بهترین داره هم بدترین که جفتشون رو نوشتم1. بهترین تصویر:تصویر زیر رو خیلی دوست دارم و باهاش ارتباط گرمی برقرار میکنم و روی تصویر زمینه سیستم کارم هم گذاشته بودم2. بهترین ویدیو:آخرین ویدیویی که یادم میاد من رو تحت تاثیر قرار داده یه ویدیو از مجموعه ویدیوهای ted هست که براتون گذاشتم https://www.aparat.com/v/N8SDk/تقدیم_به_علاقه_مندان_کسب_و_کار_های_کوچک 2/1. بدترین ویدیو:مربوط میشه به مصاحبه با پیرمردی که داره گریه میکنه از وضعیت فعلی جامعه و خودش و فشاری که روش هست به خاطر شرایط اقتصادی و چند دختر دم‌بخت و ... (باعرض پوزش این ویدیو رو نمیذارم)3. بهترین آهنگ:توی این موضوع هم میتونم چند تا نام ببرم مثل &quot;جان عاشق = بهرام حصیری&quot; و &quot;شبانگاهان = مختاباد&quot; اما اون که بیشترین تاثیر رو روی من گذاشت &quot;بندر آمستردام اثر ژاک برل&quot; بود. http://www.mp4.ir/Video?Watch=71627-26399326 3/1. بدترین آهنگ: این موردم زیاده اما رو مخترینش &quot;شما خونتون مورچه داره&quot; هست که اصلا باهاش ارتباط برقرار نمیکنم4. بهترین مطلبی که خوندم:مطلب خوب زیاد بوده توی ویرگول هم بوده، اما برای من تاثیرگذارترینش &quot; عملگرا باش نه کمالگرا &quot; بوده https://virgool.io/@shakiba9/عملگرا-باش-نه-کمالگرا-fcxeyljwbews 5. بهترین اتفاق :ویرگول ارتباط با یک خانواده مشاور به صورت هفتگی5/1. بدترین اتفاق : تعدادشون زیاد بوده اما خداروشکر خیلی خیلی بزرگ نبوده6. بهترین آدمی که باهاش آشنا شدم: دیدن آقای سنگتراشان بعد از 11سال (مشاور و مدیر سایت همدردی)7. بهترین کتاب:هنر شفاف اندیشیدن8. بهترین کاری که یاد گرفتم:خواندن و نوشتن مستمر اگرچه مبتدی9. بهترین فیلم:معمولا فیلم های خارجی انتخاب میکنم و میبینم به خصوص از لیست imdb اما امسال اصلا وقت نکردم خونه فیلم ببینم فقط رفتم سینما و فیلم ایرانی خوب زیاد دیدم از جمله مغزهای کوچک زنگ زده ، لاتاری ،آستیگماتآستیگمات رو از همه بیشتر دوست داشتم 9/1. بدترین فیلم:پسرعمو دخترعمو بوده که وسط فیلم سالن رو ترک کردم10. بهترین خاطره:برگزار کردن تولد خودم به صورت کاملا ساده و دونفره با همسرم به صرف سینما ، شام و خیابان گردی11. بهترین جایی که رفتم:غار علیصدر همدان12. بهترین تجربه:راه اندازی وب سایت شخصی (هرچند هنوز خیلی کار داره تا یه وبلاگ نویس حرفه ای بشم)شروع کسب و کار برای خودم هرچند کوچک &quot;شیک چوب&quot;13. بهترین نرم افزارها:نرم افزار howard ، نرم افزار feed notifier 14. بهترین سایت ها:https://virgool.iohttps://www.pinterest.comhttps://www.instructables.comhttp://shahinkalantari.com15. بزرگترین حسرت ها:وقت نذاشتن بیشتر واسه پدر و مادروقت نذاشتن واسه کتاب و فیلمبیشتر سفر نکردنممکنه این پست بازنویسی و ویرایش بشه و نکات یا موضوعاتی دوباره بهش اضافه بشه</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Fri, 01 Mar 2019 02:53:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جعبه نور یا Lightbox</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%AC%D8%B9%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-lightbox-cjwenlijclkp</link>
                <description>قبل از این پست یه سری پست دیگه باید قرار بگیره که آماده نیست، اما چون این پست آماده و دم دسته گفتم سریع هوا کنممن قراره فعلا یه فروشگاه کوچیک بزنم و محصولات چوبی اندک خودم رو بفروشم بعدا در مورد محصولات حسابی براتون میگم و مشورت های لازم رو میگیرم اما در این پست میخوام تجربه عکس برداری از محصول که داشتم و درگیرش بودم رو به اشتراک بذارمبرای سایت یا تلگرام یا اینستاگرام نیاز داشتم یه سری عکس های باکیفیت با جزئیات و تقریبا بدون نقص بگیرم، یه سرچی زدم خدمت دایی گوگل عزیز و اون هم با فروتنی جعبه نور یا همون لایت باکس رو بهم معرفی کرد.لایت باکس معنی و کاربردهای زیادی داره، اما تو صنعت عکاسی به خصوص عکاسی از محصول همینی که من  نشون میدم هست و از لایت باکس دست ساز خانگی شروع میشه تا لایت باکس های حرفه ای و بزرگسریع رفتم تو کار ساخت یه جعبه نور کوچیک برای تستبرای نحوه ساختش توضیح نمیدم چون تا دلتون بخواد سایت های فارسی و غیرفارسی در موردش پست گذاشتنو نتیجه کار شد این چیزی که تماشا می کنید:محصول تستی قبل از استفاده از لایت باکستست لایت باکس دستی همراه با محصول تستیتصویر نهایی محصول تستی در نهایت چند نکته:چندتا دلیل کوچیک اما مهم بیشتر وجود نداره تا از جعبه نور استفاده کنیمپشت زمینه یک دستحذف سایه هانور ملایمنمایش جزئیاتحذف عوامل بیرونی و نمایش کالایک نکته هم در تصویر آخر وجود داره و اون اینه که تصویر هیچ تغییرات اساسی روش لحاظ نشده فقط چون تصویر خیلی روشن نبود من با استفاده از سایت pixlr فقط کمی اون رو روشن تر کردم همین</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Tue, 22 Jan 2019 09:16:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خبر خوان دوست داشتنی (lovely rss reader)</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-lovely-rss-reader-yptdmlxgolyq</link>
                <description>سلام مجددامروز هم میخوام یه برنامه سبک، خوب و بی دردسر رو  که چند روزیه باهاش کار میکنم رو بهتون معرفی کنمنرم افزار Feed Notifierنوتیفیکشن برنامهاین نرم افزار هم مثل نرم افزار قبلی(Howard) که معرفی کردم عمل میکنهنرم افزار Howard Email Notifier  رو که معرفی کردم ایمیل های جدید رو به صورت نوتیفیکشن نشون میدادنرم افزار Feed Notifier هم rss های جدید رو به صورت بالون یا نوتیفیکشن براتون به نمایش در میارهمن که با این نرم افزار خیلی حال کردماز این به بعد به خاطر اعتیاد به سایت ورزش3 مجبور نیستم تند تند برم توش و همینطور که به کارهام مشغولم از خبرهای جدید هم مطلع میشمو خیلی از سایت ها و وبلاگ هایی که دنبالشون میکنم رو اینطوری میتونم از بروزرسانیشون مطلع بشملینک محترم : دانلود</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jan 2019 13:54:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اطلاع یافتن از ایمیل های جدید بدون ورود به مرورگر</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%B1-afeiqxypacvr</link>
                <description>باسلامیه برنامه خوب پیدا کردممدتی باهاش کار کردم دیدم که جواب میده خواستم با شما هم به اشتراک بذارم ( باشد تا مفید واقع گردد )اگر شما هم مثل من دارای چند ایمیل هستید و روزانه باید به اون ها سر بزنید تا ببینید ایمیل جدید اومده یا نه قطعا این برنامه میتونه بهتون کمک زیادی بکنهمن خودم تو محل کارم ایمیل های مهم زیاد میاد و همیشه باید مرورگر باز باشه تا ببینم ایمیل جدیدی اومده یا نهاز طرف دیگه من برای کارهای شخصیم زیاد ایمیل می زنم و منتظر جواب میمونم و این انتظار خیلی بدهنرم افزار howard email notifier (ساده و شیک و سبک)اطلاع رسانی برنامهاین نرم افزار خیلی شیک و مجلسی با شروع شدن ویندوز میره میشینه کنار ساعت و منتظر میمونه تا ایمیل جدید بیاد و هر وقت ایمیل جدید اومد اون رو به شما اطلاع میده فقط اول باید وارد نرم افزار بشید و اطلاعات اکانت هاتون رو یک بار برای همیشه وارد برنامه کنید و ازش لذت ببرید.محیط برنامهلینک محترم : دانلود</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jan 2019 12:42:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خبرخوان های زشت    Bad Rss Readar&#039;s</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%B4%D8%AA-bad-rss-readars-w1mtfp7jdjzq</link>
                <description> تیتر رو سریع نوشتم و بعد قسمت انگلیسیش رو خوندمش کمرم شکست :)) اخرشم فکر کنم اشتباهه خخخ تو این دانشگاه به ما چی یاد دادن بقران سلام و درودحتما برای شما هم پیش اومده که چند تا سایت ، وبلاگ یا افراد رو روزانه دنبال می کنید و برای مشاهده اخرین پست ها باید همه سایت ها رو باز کنید یا یک سایت رو بسته و به سایت دیگه برید ببینید چیز جدیدی گذاشته یا نه و بدتر از اون هم اینکه ممکنه پست جدیدی نذاشته باشهاما راه حال کجاست ؟ همینجا  rss مخفف  Really Simple Syndication   هستش معنی کاملش رو بلد نیستم اما خودمونیش میشه : یه لینک که بروزرسانی سایت ها رو بطور خلاصه و ساده بهتون نمایش میدهحالا باید یه برنامه ای داشته باشید که این rss ها رو بریزید توش و حالشو ببریداما تمام مشکل من این برنامه هستش، 2روزی هست که صبح و ظهر و شب دنباله یه برنامه می گردم که بتونم این rss ها رو توش بزارممشکلات من :اول مشکل خود منم که دنبال ایده آل میگردمدومین مشکل هم باز خودم هستم که برنامه اندروید و تحت وب هم نمیخوام (ولی اگه بدون تبلیغ و رایگان داشتید باز پیشنهاد بدید)برنامه های ویندوز رفتن کنار و هرچی سرچ میزنی فقط واسه گوشی های هوشمند هست (تعداد برنامه های ویندوز خیلی کمه)برنامه هایی هم که موجوده rtl رو پشتیبانی نمی کنه (یعنی اخبار فارسی از چپ به راست نوشته می شن و رو مخن)اصلا یوزر فرندلی نیستن و انگار برای ویندوزهای me و 98 طراحی شدنتقریبا 20تا برنامه تست کردماما چندتاشون که بد نبود رو معرفی میکنم با توضیحاتاگه شما پیشنهاد برنامه بهتری دارید حتما و حتما بهم معرفی کنید برنامه FeedDemon که تقریبا خوب بود اما اون که من میخوام نبود(دلنشین نبود)برنامه QuiteRSSPortable که عالی بود فقط یه مشکل داره و اونم اینکه مطالب از چپ شروع میشنبرنامه ایرانی خبرخوان یوز که به نظرم خوب میومد و میشد ازش استفاده کرد اما بدیش این بود که تبلیغات داشت و رو مخ بود چون همش چشمک میزد (خواستم از کالای ایرانی حمایت کنم به مدیرش گفتم این تبلیغات رو برداری چند حساب میکنی، گفت 200تومن،اخه من به این چیزا انقد پول نمیدم گفتم ایرانیه حمایت کنم که خودش نخواست . خخخ   ، ولی اگه چند نفر بشیم فکر کنم بصرفه)تحت وب هم feedly خوب بود اما رایگانش تبلیغات داشتتا اینجا به اشتراک گذاشتم و فعلا دارم میگردم بازگفتم اگه شما هم سراغ دارید کمک کنیدبا تشکر</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jan 2019 14:19:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>(دست) یا (دست+گاه)</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-fbyxbpjd0igr</link>
                <description>سلاممدتها قبل یه موضوعی ذهنم رو درگیر کرده بود اما جدیدا هم گرفتار اون موضوع شدم که باید راه حلی برای حل این موضوع مبهم پیدا کنمو اون موضوع چیزی نیست جز : دست یا دستگاه؟منبت با دست و منبت با دستگاه cncتجاوز دستگاه به بقیه هنرها رو نمیدونم اما تو صنعت چوب رو به خوبی مشاهده میکنم چون شغل خانوادگی ما نجاری یا همون درودگری هستش و یه موضوعی مدام ذهن من رو درگیر میکنه که روز به روز داره دستگاه ها بیشتر میشن و کار نجار رو راحت تر میکنه و شاید نجار های تازه کار کنار نجار های سابقه دار کار می کنن و شاید جایگاهشون بالاتر باشه و اونا که خاک این کار رو خوردن کمتر کار دارن و نجار هایی که تازه کار هستن و با پول دستگاه خریدن کارشون بیشتر فروش میرهبه نظر شما چرا یک خریدار باید هنر دست رو خرید کنه چرا نباید هنر دستگاه رو خرید کنهمگه دستگاه یک محصولی رو دقیق تر تولید نمی کنه ، ارزون تر نمی افته- پس چرا یک خریدار باید به یک جنسی (مثلا مجسمه) که کار دسته و ممکنه توش ایراداتی دیده بشه بیشتر پول بده چرا نباید بیاد به یک مجسمه ای که با تزریق یا با دستگاه تولید شده و هیچ عیبی نداره و هزینه کمتری داره پول بده و خرید کنه؟برای خود من کار دست ارزشمندتره مخصوصا وقتی روند تولید محصول رو ببینم و شاید هزینه قیمت بالاش رو بدمحالا من از شما کمک میخوام که نظر بدین تا آخرش یه نتیجه ای بگیرم؟فکر کنید این نمونه های بالا هم تولید دست داره هم تولید دستگاهتولید دست مثلا 200هزار تومانتولید دستگاه 120هزار تومانشما کدوم رو خرید میکنید و چرا؟</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Mon, 07 Jan 2019 12:40:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وبلاگ یا ویرگول ؟ مساله این است</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h8z5fc48kv12</link>
                <description>با سلام مجددامیدوارم در این روزهای سرد زمستانی دلتون در کنار خانواده گرم باشهواقعا وبلاگ شخصی یا ویرگول؟من یه وبلاگ دارم که خیلی دوسش می دارم و یک اکانت ویرگول که یه کم از وبلاگم کمتر دوست میدارم اما همه شبکه های اجتماعی بیشتر دوسش می دارمدوست دارم صد تا متن بخونم یک متن منتشر کنم ، اما کجا ؟ وبلاگ یا ویرگولمن تو ویرگول بیشتر می نویسم چون انگاه دارم حرف دلم رو میزنم و منتظر بازخورد هستم و هر وقت میخوم تو وبلاگ بنویسم همش با خودم فکر میکنم که آیا این متن متنه مهمی هست؟ ابتدا وسط پایان داره ؟ به اندازه کافی چکش کاری شده ؟ غلط املایی نداشته باشه ؟ به نظرت این متن یه سال دیگه هم خوندنی هست ؟ و ...من بعد از کلی وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی هنوز تو یه سری چیزهای ساده هم توجیح نیستم1. اول اینکه یه متنی رو وقتی تنظیم میکنم برای انتشار باید تو وبلاگ شخصیم بزارم یا تو شبکه های اجتماعی مثل ویرگول؟2. یا مثلا اینکه فرق وبلاگ وردپرسی با سایت شخصی و وبسایت تو چیه ؟حالا به نظر شما یه متن یا محتوایی که یه فرد تولید میکنه جاش کجاست ؟بعضی ها یه متن رو همه جا میزارن هم تلگرام ، هم وبسایتشون هم ویرگول هم اینستا هم رو در دسشویی و ...بعضی ها هم مثل شاهین کلانتری معتقداند برای ویرگول باید مستقل نوشت برای سایت هم همینطورحالا نظر شما چیه؟نظر درست چیه؟</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jan 2019 09:20:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کینگ کیک گرجی</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%DB%8C-qblwhjjlf7vf</link>
                <description>گرجی متنفرم ازتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتو موشم نیستی چه برسه به کینگمن صبح ها با ماشین میرم سر کار و رادیو رو روشن میکنم و اولین چیزی که میشنوم:کینگ کیک گرجیسرکار رادیو رو روشن میکنم : کینگ کیک گرجیبرگشتنی از سر کار توی ماشین : کینگ کیک گرجیتوی خونه تلویزیون : کینگ کیک گرجیبعداز ظهر توی نجاری از رادیو: کینگ کیک گرجیدیگه واقعا شورشو درآوردنیه کم به مخاطب احترام گذاشتن هم خوب چیزیهیعنی مخاطب رو(من رو) به یه کیک(پول تبلیغات) می فروشنمن نمیگم تبلیغ نکنن اما یه حد و اندازه ای لحاظ کنن و شورشو درنیارنمن اگه از گرسنگی بمیرم کینگ کیک گرجی نمیخورم از بس که این تکرار به تنفر تبدیل شدفقط اومدم اعتراضم رو بگم و یه کم سبک بشمپوزش</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Sun, 30 Dec 2018 22:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدیم بهش میگفتن نوکر الان بهش میگن کارمند</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-qc9j6g3d55tw</link>
                <description>سلامچند وقت پیش نشسته بودم پیش بابام و بابام داشت طبق روال از قدیم و دست آوردهاش تعریف می کرد و میگفت قدیم بعضی خونه ها که برو بیا زیاد توش بود نوکر داشت و نوکر خیلی کار میکرد و هر کاری که ارباب میگفت نوکر باید انجام میداد و از این حرفا...   که یه جمله از وسط حرفاش منو خیلی درگیر کرد : &quot; البته قدیم بهش میگفتن نوکر الان بهش میگن کارگر &quot;بعد از اون ماجرا دیدم چه جمله قشنگی گفته بابامحالا بریم سراغ خودمالان من کارمند دفتر اتباع خارجی هستم( حتما تو ذهنتون سوال پیش اومده که کارمند کجا ؟؟؟  ما توی این دفتر کارهای اداری اتباع محترم افغانستانی و عراقی رو انجام میدیم ، از تمدید اعتبار گذرنامه و کارت تا ... ) اینجا من با حداقل حقوق قانون کار مشغولم و جالبه بدونید که تو دفتر ما فقط من هستم ، یعنی اگه جلسه برگزار بشه بگن مدیر بیاد من باید برم بگن کارمند بیاد من باید برم بگن حمالم بیاد بازم من باید برم در صورتی که در دفاتر دیگه حداقل یک مدیر با دو کارمند کار میکنند.تو دفتر ما چیزی به اسم وظایف یا تقسیم کار وجود نداره چون کارها بین چه افرادی باید تقسیم بشه، اینجا اگه نیاز به کاربر برای اجرای هر طرح ، نظافتچی ، تلفنچی ، نامه نگاری ،  مدیر، جانشین ، رابط و هرچیزی داشته باشه همه رو یک نفر باید انجام بده و طبیعتا هر کم وکاستی هم پیش بیاد باید همون یک نفر جواب گو باشه.این قسمت دردودل خیلی طولانیه که من صرف نظر میکنم تا سریع برم سراغ نتیجهوقتی طرحی شروع و دفتر شلوغ میشه و هرکسی از هرجایی کاری رو روی دوش آدم می ندازه من به همون نتیجه نوکری میرسم که هر کسی هر کاری میگه من باید انجام بدم یا باید جواب پس بدم من زیر فشار کاری فقط یک نتیجه میگیرم که &quot;نوکر ، کارگر و کارمند یکیه فقط اسمش قشنگتر شده&quot;این توضیحات رو دادم که بگم من در وضع موجود جامعه و زندگی شخصیم 2 تا راه بیشتر ندارمنوکری کردن (ماندن در این دفتر و ادامه دادن و تن دادن به هر خواسته ای)بیکار ماندن (ریسک کردن و رفتن از این دفتر و شروع کردن  به یافتن یک شغل جدید)اکثرا کاربرد  &quot;بفرما ، بشین ، بتمرگ&quot;   یکیست مانند   &quot;کارمند ، کارگر ، نوکر&quot;  مگر اینکه خلاف آن اثبات شود</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Tue, 25 Dec 2018 12:10:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا روزی از ویرگول هم مانند بلاگفا نقل مکان می کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%A7-%D9%86%D9%82%D9%84-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-folyxfawdiyt</link>
                <description>سلامفکر کنم برای شما هم گاهی اوقات پیش اومده باشه که وقتی سایت ویرگول رو باز می کنید با ارور 503 مواجه می شید.تصویر مرورگر من وقتی وارد ویرگول می شمچه ارور تلخیه وقتی با روحیه میخوای وارد سایتی بشیقبلترها که وبلاگ نویسی رونقی داشت اکثر وبلاگ نویس ها در بلاگفا وبلاگ می نوشتن و همه دل خوش که نوشته هاشون یه جای امن ثبت میشه و میتونن هر وقت که خواستن بهش مراجعه کنن و به دیگران معرفی کنن، اما در یک روز خیلی عادی وقتی وبلاگ نویس ها طبق عادت وارد سایت بلاگفا شدند و دیدند که بلاگفا از دسترس خارج شده، همه شوک بودند و چند روزی صبر کردند تا ببینند چی میشه و بعد از چند روز سایت اومد بالا اما هرکس به یه مشکلی خورده بود، یکی وبلاگش پاک شده بود ، یکی مطالبش ناقص شده بود و ...از اون روز دیگه بلاگفا اعتماد کاربرانش رو از دست داد. به نظر من ارزشمندترین چیزی که توی این فضای مجازی وجود داره اعتمادِ طرف مقابلهامیدوارم ویرگول هیچوقت دچار چنین مشکلی نشه و  هرچه سریعتر فکری به حال این مشکل بکنه.به امید موفقیت روزافزون ویرگول عزیز</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Mon, 26 Nov 2018 10:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انجمن کجایی؟ دقیقا کجایی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-gw3gy4ephlzd</link>
                <description>سلامروزی روزگاری انجمن ها، فروم ها یا تالارهای گفتگو پاتوقی هایی بودند برای فعالان فضای مجازی که در آن راجع به موضوعات مختلف با هم بحث و گفتگو می کردند.انجمن ها کاملا هدف دار ایجاد می شدند ، در آن ها موضوعات و بحث ها کاملا دسته بندی و رتبه بندی شده بودند.کاربران هم درجه بندی شده برحسب تاریخ عضویت ، تعداد پست ، تعداد ستاره و ... بودند.توی انجمن ها همه چی درجه بندی بود و حرف یه باسابقه یا پخته بیشتر میرفتفقط کافی بود اون موضوعی که دنبالشی رو تو یکی از انجمن ها پیدا کنی و واردش بشی و سوالتو بپرسی و مواجه بشی با انواع دیدگاه از جهات مختلف ، انواع پرسش و پاسخ ها ، انواع تجربه ها و ...   هم جوابتو میگرفتی هم کلی چیزهای جدید یاد میگرفتی اما حیفحیف که گوشی های هوشمند با شبکه های اجتماعی(بوغ) اومدن و یواش یواش انجمن ها فراموش شدنوضعیت یکی از بهترین انجمن ها برای علاقه مندان به خودرو از جمله خودم    http://tuningtalk.comالبته هنوز هم انجمن هایی هستن که سرپا هستن اما تعدادشون خیلی کم شده یا حداقل دیگه اون مخاطب قبلی رو ندارنهمیشه دوست داشتم یه برنامه نویس بودم و یک برنامه کاربر پسند واسه گوشی های هوشمند می نوشتم مثل انجمن ها ، با همه قوانین و ضوابط. اون وقت پر میشد از موضوعات یا سوالاتی که تو ذهن هر کسی ممکنه باشه با جواب های مختلف و کلی جذابیت اونم با مدیریت خود مردم</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Sun, 25 Nov 2018 21:56:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش های 21 روزه ی من</title>
                <link>https://virgool.io/@hadieghbal/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-21-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%86-kagd7cy92q84</link>
                <description> به نام خدایه مدتیه درگیر ذهنی پیدا کرده بودم ، یه سری کارها(یا بهتره بگم فعالیت چون معمولا مداوم هستند) رو میخواستم انجام بدم(و الانم میخوام) که تعداشون بالاست و هر کدوم از اهمیت خاصی برخوردارن اما یا انجامشون نمیدادم یا اگه انجام میدادم خیلی کوتاه بود و سریع سرد می شدم اما تو یه چیز شک نداشتم و اون اینکه من باید این کارهارو انجام بدم و باید بگردم دنبال بهترین و شیرین ترین راه نه راحت ترین راهطبق عادت هر روزه تو اینترنت متن میخواندم و وب گردی میکردم تا اینکه تو یه روز چند تا پست جالب خوندم و از توشون یه چیز من در آوردی استخراج کردم و اون رو روی کاغذ آوردم و سعی کردم اولش امتحان کنم اگه جواب داد منتشرش کنمالان که دارم این پست رو مینویسم دقیقا 7روزه که دارم این کار رو انجام میدم و روی من خیلی جواب داده فکر کنم روی شما هم جواب بده ، به امتحانش می ارزهحالا بریم سراغ اینکه این پست ها چی بودن و این راه از کجا شروع شد...پست اول : عملگرا باش، نه کمالگرااصلا میشه گفت خود این تیتر من رو تو این یک هفته عوض کرد و یک لحظه نمیتونم بهش فکر نکنمآقای عباس شکیبا در مورد اینکه نباید کمالگرا باشیم بلکه باید عملگرا باشیم یه پست خوب منتشر کرد و تو صفحه اصلی ویرگول اومد بالا، با خوندن تیتر سریع رفتم توش و دیدم چقد جالبشه توش اما نه به اندازه روش (توش:متن ، روش:تیتر)بعد فکر کردم که اگه من کاری رو عقب می ندازم بیشتر به خاطر اینه که میخوام اون کار رو به بهترین نحو انجام بدم و جدیدا تصمیم گرفتم هر کاری رو که تو ذهنمه فقط انجام بدم و به هیچ چیز دیگه(اصول کار ، نتیجه کار و ...) نپردازم. ( فعلا فقط عملگرا بودن رو تمرین می کنم)پست دوم : چالش 21 روزهقبلا در مورد اینکه 21 روز کاری رو تکرار کنی به عادت تبدیل می شه و اگه 21 روز تکرار نکنی موجب ترک عادت میشه مطالب و نظریه هایی خونده بودم و برام جالب بود اما توی این سایت فقط سه تا جمله خوندم که بعد از بسته شدن سایت و گذر زمان هنوز ذهنم مشغولش بود و دوباره رفتم سراقش و اون تقسیم این 21روز بود :هفته اول: گام نخستهفته دوم: تغییرهفته سوم: تثبیت شاید خیلی چیز معمولی باشه اما منو خیلی تحریک کرد مخصوصا هفته سوم یعنی تثبیتو فقط همین رو از این سایت گرفتم و خیلی هم توش نموندمپست سوم : چالش حال خوبتو با من تقسیم کنحسن ختام وب گردی اون روز هم چالش  &quot;حال خوبتو با من تقسیم کن&quot;  بود که توسط نام مستعار &quot;دست انداز&quot; (به نظر نام اصلی جلال محسنی) ایجاد شده بود و من بهش برخوردم و دو سه ساعتی توی این چالش غرق شدم و چقدر حال خوب بهم تزریق شد و تصمیم گرفتم که شروع کنم.و الان یک هفته هست که یک دفترچه برداشتم و هر چی فعالیت که میخواستم انجام بدم رو توش نوشتم و دونه دونه تبدیلشون میکنم به چالش های 21 روزه و سعی کردم که خیلی با چالش های سخت شروع نکنم و فعلا فقط با برنامه ریزی خودم حال کنم و لذتشو ببرمچالش هایی که تا الان شروع کردم :1- 21روز مسواک2-  21روز 21آهنگ شاد3- 21روز 21غزل نابفعلا اصلا برام مهم نیست که این چالش ها به هم نمیان (مثلا تو یه روز هم حامد پهلان گوش بدی هم حافظ بخونی)فعلا فقط عمل ، فقط انجاممستندات این پست</description>
                <category>هادی اقبال</category>
                <author>هادی اقبال</author>
                <pubDate>Sun, 18 Nov 2018 12:25:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>