<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hadi Mohammadi-هادی محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hadimohammadi13</link>
        <description>یه فروردینی با طعم هلو! هیچ بن بستی وجودنداره! جست و جوگر، پژوهشگر، تجربه گرا و پویا. سالای آخِر مقطع دکترا نانوپزشکی رو می گذرونم. حرفه ام  نویسندگی، تولید محتوا  و روزنامه نگاری در حوزه علوم پزشکیه.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:08:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7837/avatar/BiaXAL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@hadimohammadi13</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب ناخدایی دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@hadimohammadi13/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-rzr9qtcsoaiv</link>
                <description>دیباچهبا توجه به رشد تصاعدی علم و فناوری، تجسم مولفه های عصرِ جدید، کاری دشوار به نظر می رسه. همچنین برامون سخته که تصور کنیم؛ آینده دنیای کسب و کارها  و فرایندهای مربوط به فعالیت های اقتصادی در عصرِ نوین چطور ممکنه باشه؟ برهمین اساس، درک مفاهیم بنیادی و سازوکارای عصرِ دیجیتال چالشی اساسی پیش روی علاقمندان قرار داده.به شخصه جهت یافتن یه منبع مناسب برا ورود به عصرِ دیجیتال، خیلی جست و جو کردم. خوشبختانه در نهایت، کتاب &quot;ناخدایی دیجیتال&quot; نوشته دکتر مهدی شامی زنجانی (دکتر شامی رو به واسطه یه پست شون در مورد مقالات ISI  و هم سطح نبودن پژوهش های دانشگاهی با نیاز جامعه و صنعت در فضای اینستاگرامی دنبال می کردم.) از انتشارات آریانا قلم  پیدا  کردم. معرفی کتاب ناخدایی دیجیتالکتاب ناخدایی دیجیتال شامل هشت فصل می شه. فصل صفر این کتاب در مورد مفاهیم پایه صحبت می شه. در واقع نگارنده قصد داره که از همین ابتدا به قول معروف خواننده رو بیاره تو باغ عصر دیجیتال :)فناوری محوری تنها ویژگی عصر دیجیتال نیست.ناخدایی دیجیتال راهنمای تحول سازمان ها در عصرِ دیجیتال در فصل اول نویسنده سعی داره تا قابلیت های فناورانه تحول دیجیتال را بیشتر شرح بده. در همین راستا با طرح چند پرسش زیر سعی در شکافتن موضوع و ارایه جواب های مربوطه داره.برای سفر تحول دیجیتال چه توشه ای نیاز داریم؟ چه کسانی را باید با خود همراه کنیم؟ در کدام منزلگاه توقف و نفسی تازه کنیم؟ کدام فانوس دریایی را چراغ راه خود انتخاب کنیم. به کدام فرد در مقام ناخدای کشتی سازمان در دریای دیجیتال اعتماد کنیم؟بیل گیتس:ما جهان را با استفاده از فناوری متحول می کنیم.در فصل دوم مدل های مختلف کسب و کار دیجیتال رو توضیح می دن.جاش کپلمن: اصولتان را با خودکار بنویسید و مدل کسب و کارتان را با مدادفصل سوم این کتاب به تجربه دیجیتال مشتری اختصاص داره. &quot;امروزه مشتریان دیگر فقط به دنبال دریافت محصول یا خدمت موردنظرشان نیستند بلکه به دنبال لحظاتی جذاب و به یاد ماندنی اند.&quot; از همین رو می توان عصر تجربه دیجیتال را همسان با عصر تجربه و احساس تلقی کرد.جف بزوس:اگر فقط یک دلیل برای برتری آمازون در مقایسه با رقبا وجود داشته باشد، این است که ما همانند لیزر بر تجربه مشتریان خود متمرکز شده ایم.در فصل چهارم این کتاب فرایند های دیجیتال شرح و بسط داده می شه.جک ولش:دیجیتالی سازی فرایند ها بهترین فرصت برای شرکت های بزرگ است.فصل پنجم به محیط کاردیجیتال اختصاص داده شده. گوگل به عنوان مثالی از فرهنگ سازمانی دیجیتال  و محیط کار دیجیتال ذکر شده. فصل ششم و هفتم کتاب به ترتیب شامل قابلیت های رهبری تحول دیجیتال و ده فرمان تحول دیجیتال می شه.ریچارد برانسون:بدون داشتن کارکنان شاد، مشتریان شادی نخواهیم داشت.نمایی از محیط کار شرکت گوگلنقطه نظرات پیرامون کتاببه نظرم این کتاب چندین نقطه قوت قابل توجه داره. از جمله اینکه نویسنده خودش اصل ماجرا رو فهمیدم. به همین دلیل، خیلی ساده، روان و قابل فهم مطالب رو بیان کرده. نقطه قوت بعدی، شامل استفاده از ابزارهای انتقال مفاهیم مث داستان گویی، بازی وارسازی( گیمیفیکیشن) و قدرت آموزگاری نویسنده می شه! به نظرم نقطه برجسته این کتاب به بومی بودنش چه در متن و نوع نگارشش و چه در مثال هایی که در مورد کسب و کارهای ایرانی ذکر شده. تعاملی بودن کتاب، صفحه آرایی و انتخاب شیوه گرافیکی جذاب و سبک بودنشم از جمله نقاط قوت این کتاب محسوب می شه.مخلصِ کلامفک می کنم این کتاب برای ورود به دنیای عصر دیجیتال نقطه شروع خیلی خوبی می تونه باشه. چون مفاهیم و سازوکارها با بیانی شیوا و پیوسته مطرح شده. همچنین با ظهور کرونا در جهان من فک می کنم ضرورت هرچی زودتر ورود به عصر دیجیتال در کشور ما هم بیشتر از قبل به چشم اومد. به همین دلیل، شاید بی ربط نباشه اگه بخوام کرونا رو به عنوان  یه کاتالیزور به موقع جهت انجام تحول و انجام حالت گذار، تعبیر کنم!</description>
                <category>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</category>
                <author>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Sep 2020 17:01:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>‌رها مسافری از زمین!</title>
                <link>https://virgool.io/@hadimohammadi13/%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-n6emjd4ua5ri</link>
                <description>‌بعد  از مدتها دوری، بالاخره منو یه گوشه گیر آورده و با وجود جُسته کوچیکش محکم تو آغوشش فشارم می ده! در اون حس و حال وصف نشدنی برانگیختگی حاصل از دیدار حضوری اونم تو اوج جهان گیری کرونا! یهو می بینم در گوشم میگه: راستی چی شد دایناسورها منقرض شدن؟ این موشای آزمایشگاهی چه گناهی کردن؟ ماشین زمان کی درست می شه؟ ستاره ها شبا کجا می رن؟ و اینکه کرونا تا کی مهمون مونه؟ بعد همینجوری که داره حرف می زنه، می بینم که چشاش آروم آروم بسته می شن. دروغ چرا همیشه از این آینده نگری ، متفکر بودنش و چشم اندازش می ترسم! دلم می خواست یه روزی ابزاری اختراع می شد که می تونستم تا هسته درونی افکارش نفوذ کنم! </description>
                <category>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</category>
                <author>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Sep 2020 00:51:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صندلی پانزدهم به وقت چهار صفر!</title>
                <link>https://virgool.io/@hadimohammadi13/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%B1-avcy13t9d7rm</link>
                <description>یه دقیقه دیر رسیدم. ولی مث همیشه با لب خندان و رویی گشاده به استقبالم اومد. به عادت همیشگی از پهلو بغلش کردم و چند متری رو پیاده رفتیم. روی صندلی همیشگی نشستیم. انگار هوا داشت بعد از مدت ها  یه نفس تازه ای می کشید! از کرانه های دور دست گذشته با تمام خاطرات تلخ و شیرینش شروع شد. با وزش نسیم خنک رو صورت مون یه لحظه به خودمون اومدیم. واقعا چه زود دیر می شه خیلی وقتا! یه آرامش عجیبی در فضا طنین افکن شد. نمی دونم چی شد که تا بی کرانی ابهامات آینده و پیچیدگی های ابعادی انسان و زندگیش ادامه پیدا کردیم...شاید اینشتین هنوز تجربه نشستن بر روی صندلی زمان اونم زیر نسیم خنک تابستانی را نداشته که می گفت سرعتی بالاتر از نور امکان پذیر نیس!مسافران رها</description>
                <category>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</category>
                <author>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Sep 2020 00:26:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل پیشنهادی 4 &quot;ت&quot; جهت ارتباطاتِ موثر</title>
                <link>https://virgool.io/@hadimohammadi13/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-4-%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA%D9%90-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-ub1dtwf0qkbf</link>
                <description>این نوشته با الهام از متنی که چند وقت پیش در سایت محمدرضا شعبانعلی خوندم، به نگارش در اومده. تو اون متن محمدرضا در مورد مدل موفقیت با 4 &quot;ت&quot; در زندگی  نوشته بود. اینجا من قصد دارم نظرمو در مورد مدل چهار &quot;ت&quot; جهت داشتن یه ارتباط موثر باهاتون به اشتراک بذارم. قبلش برا اینکه خوانندگان عزیز با حرفای محمدرضا آشنا بشن، یه مختصری از اونو اینجا می‌گم (هر چند پیشنهاد می‌دم از این لینک برین اصل نوشته رو بخونین چون یه صفای دیگه‌ای داره).به صورت خلاصه، محمدرضا می‌گه نخستین گام‌های موفقیت تو زندگی هر فردی از چهارتا &quot;ت&quot; سرچشمه می‌گیره. اول از همه بتونی موفقیت بقیه رو تحمل کنی. دومیش اینه که بتونی دستاوردها و موفقیت‌های دیگران و حتی رقباتو تحسین کنی. در گام سوم باید بتونیم راه و رسم موفق شدن افراد موفق رو تقلید کنیم. البته تاکید می‌کنن که به جای تقلید رفتار و ظواهر این آدما، بهتره مدل ذهنی و نوع نگرش شون به پدیده‌ها و مسائل رو تقلید کنیم. در گام چهارم، اگه این سه گام رو به خوبی و به درستی پشت سر گذاشتیم؛ حالا نوبت اینه که با مولفه‌های خودمون وجه تمایز مسیر موفقیت‌مون رو کشف کنیم. مدل ذهنی و نگرش آدمای موفق به حل مسائل و چالش‌ها رو  تقلید کنیم. به نظرم هر کدوم از ما به دلیل اجتماعی بودن‌مون، تویِ زندگیای شخصی‌مون نیاز به برقراری ارتباط داریم. جوری که شاید اگه یه مدل‌سازی ریاضی انجام بدیم، به این نتیجه برسیم که تمامی آدمای اطراف‌مون (هر کدوم با یه ضریب وزنی) روی موفقیت‌های فردی و اجتماعی زندگی‌مون تاثیر گذارن. به همین خاطر، خیلی مهمه که بتونیم جهت رسیدن به موفقیت چه توی روابط شخصی‌مون و چه توی ارتباطات عمومی مون الفبای ارتباطات موثر پیاده کنیم. من فک می‌کنم و براساس تجربیاتی که داشتم، از بین موارد متعددی که وجود داره چهار مورد بنیادی  خیلی بیشتر روی کیفیت ارتباطاتم تاثیر داشتن.انسان‌ها موجوداتی اجتماعی؛ و همواره در حال برقراری ارتباط با دیگران هستن.ارتباطاتِ موثر لازمه هر موفقیتی در زندگی  موردِ نخست: تعریفِ روشن انتظارات به نظر می‌رسه با توجه به پیچیدگی فکری آدما و دوری از هر گونه سوء تفاهم یا سوء برداشت؛ بهتره که در ابتدای هر ارتباطی طرفین تعریف روشنی از انتظاراتی که دارن رو بیان کنن. شاید اکثر ماها تو زندگی تجربه کردیم که دوستی برامون یه کاری انجام می‌ده و بعدش می‌گیم انشاالله برات جبران کنیم. در جواب می‌گن نه بابا اصلا کاری نکردم! این چه حرفیه! انتظار هیچ جبرانی رو ندارم. ولی بعدها از رفتارش متوجه می‌شیم که ای دل غافل منتظر جبران بوده، ولی ما انتظارات شو برآورده نکردیم.بهتره جهت جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم احتمالی، تعریفِ روشنی از انتظارات خودمون و بقیه داشته باشیم.زمانی که انتظاراتِ طرفین به صورتِ شفاف روشن باشه، سوء تفاهمات کمتری رخ می‌ده. موردِ دوم: تدوینِ قراردادها با توجه به پیچیدگی‌ها و شرایط فرهنگی مختص کشور ما (از جمله خجالتی بودن، پایین بودنِ اعتمادِ به‌ نفس یا عزتِ نفس) بهتره که قبل از برقراری هر گونه ارتباطی حتی به صورت شفاهی، یسری قراردادها بین طرفین تدوین بشه. برا مثال، من در محل کارم باید تمرکز داشته باشم. ولی همکارم نیازی به تمرکز داشتن نداره. خب هر وقتی من می‌خواستم رو کارم تمرکز کنم؛ ایشون داشتن با تلفن یا با من حرف می‌زدن. خلاصه یه روز نشستیم و با هم یه قراردادی رو تدوین کردیم. نتیجه توافق این شد که دو برگه مقوای سبز  و قرمز رو به عنوان نماد انتخاب کردیم. قرار شد هر وقت برگه قرمز رو می‌ذاریم به معنی این باشه که الان در حال تمرکز بر روی انجام یه کاری هستیم. پس با همدیگه حرف نمی‌زنیم و اگه کسی هم زنگ زد می‌ریم بیرون اتاق صحبت می‌کنیم.داشتن یسری قراردادها با خودمون و با بقیه، شاید بر کیفیت ارتباطاتِ ما موثر باشه.به صورت شفاهی هم می‌شه یسری از توافق‌ها را جهت داشتن یه ارتباط با کیفیت، قرارداد کرد.موردِ سوم: توافق بر سر تفاوت‌هاهمۀ ما با هم متفاوتیم. حتی یه دوقلوی همسان هم از نظر ظاهری خیلی مشابه هم باشن. ولی از نظر مدل ذهنی و رفتاری می‌تونن کاملا با هم متفاوت باشن. به همین دلیل خیلی خوبه که بتونیم در ابتدا تفاوت‌های شخصی آدما رو متوجه بشیم؛ و عالی تر اینه که بتونیم چه پیش خودمون و چه در حضور اونا با هم در مورد این تفاوت‌ها به یه توافقی برسیم.درک تفاوت های فردی و شخصیتی در کنار رسیدن به توافق بر سر اونا، یکی دیگه از عوامل موثر بر کیفیت ارتباط محسوب می شه. شاید بهتر باشه آدما رو با تمام تفاوت‌هایی که با ما  دارن بپذیریم. موردِ چهارم: تفاهمِ تعارضات بی شک شماهام شنیدین یا دیدین و حتی ممکنه تو زندگی تون تجربه کرده باشین. بیشتر اختلافات، درگیری‌ها و اعصاب خوردی‌های ما انسان‌های خردمند به دلیل نبود یه تفاهم در مورد تعداد زیادی از تعارضاتی که وجود داره. شاید بد نباشه یه مدت زمانی رو به خودمون و آدمایی که باهاشون تعارض داریم، فرصت بدیم. ببینیم در طی این مسیر می‌تونیم با هم کلامی بیشتر و توافق بر سر تفاوت‌ها و اختلاف‌های موجود، به کسبِ شناختِ بهتری از همدیگه برسیم. شاید از این طریق، بتونیم سر تعارضات‌مون به یک تفاهمی برسیم.فهمیدنِ تعارضات خودمون با بقیه و به تفاهم رسیدن باهاشون از جمله عوامل تاثیرگذار بر ارتباطات است. همیشه و هرجایی تعارض وجود داره. مهم اینه بتونیم سر این تعارضات به تفاهم برسیم.مخلصِ کلامچند وقت پیش یه مطلب در مورد مدل چهار &quot;ت&quot; (تحمل، تحسین، تقلید و تمایز) به عنوان نخستین گام‌های موفقیت توی زندگی از محمدرضا شعبانعلی می‌خوندم. بطور خیلی خلاصه مدل می‌گه اول باید بتونی موفقیت‌های رقیباتو تحمل کنی. بعدش اگه اونا به یه موفقیتی رسیدن بتونی تحسینشون کنی. در ادامه بهتره از مدل ذهنی‌شون تقلید کنی. در نهایتم باید وجه تمایز خودتو با اونا کشف کنی تا بتوی موفق بشی. حالا اینجا منم فکر می‌کنم این مدل چهار &quot;ت&quot; رو به عنوان مواردی جهت ارتباطاتِ موثر، بشه روش تامل بیشتری داشت. اینجوری که ابتدا بهتره تعریف روشنی از انتظارات همدیگه داشته باشیم. بعدش قراردادهایی بین خودمون و افرادی که باهاشون در تعاملیم، تدوین کنیم. در مورد تفاوت‌های موجود در هر ارتباطی به توافق برسیم. در نهایت هم در مورد تعارضاتی که وجود داره یا ایجاد می شه به تفاهم برسیم.سخنِ پایانیدر پایان بهتره فراموش نکنیم که هر تغییری که می خوایم توی جهان ایجاد کنیم، درست‌ترش اینه اول  از خودمون شروعش کنیم. برای اینکه خودمون تغییر کنیم، نیاز داریم مدلای ذهنی‌مون رو تغییر بدیم. و اینکه یادمون باشه تحول نیازمند تحمله! چون هیچ تغییری در طول تاریخ یه شبه حاصل نشده!تغییر مدل ذهنی منجر به ایجاد نتایج جدید می‌شود.پی نوشت1- مطالب این نوشته صرفا بیان دیدگاه شخصی نگارنده است.2- از هر گونه نقد، نظر و  تبادل اطلاعاتی در این زمینه به شدت استقبال می‌شود.</description>
                <category>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</category>
                <author>Hadi Mohammadi-هادی محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 01:16:08 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>