<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هقیر کسیرالتقسیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@haghirkasirtaghsir</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:36:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3164324/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هقیر کسیرالتقسیر</title>
            <link>https://virgool.io/@haghirkasirtaghsir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جام جهانی در جوادیه</title>
                <link>https://virgool.io/@haghirkasirtaghsir/%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%87-s9bjblzm8hw8</link>
                <description>جایادم نیست چه سالی بود، ولی چند ساعت بعد از اینکه کتاب رو از نمایشگاه کتاب خریدم تمومش کردم. بیخیال مشق و همه چیز شدم و کتاب از دستم نیفتاد. غیر از اون، دو بار دیگه هم کتاب رو خوندم که این یکی همین اواخر بود. پس تا اینجا نتیجه می‌گیریم که کتاب به اندازه کافی جذاب و اصطلاحا page-turner هست.این از این.‌**کتاب جام جهانی در جوادیه**، نوشته‌ی **داوود امیریان**، داستان چند نوجوان در منطقه جوادیه تهران را روایت می‌کند. این نوجوانان به دنبال جایی برای بازی فوتبال در تابستان هستند. اتفاقات جذابی در پیش می‌آید و آن‌ها با پسر سفیر کانادا در ایران آشنا می‌شوند. سیاوش، یکی از نوجوانان، به زبان انگلیسی آشنا است و به الکس، پسر سفیر کانادا، فارسی یاد می‌دهد. الکس پیشنهاد می‌دهد که فرزندان کارمندان سفارت کانادا نیز در مسابقات فوتبال شرکت کنند. از طرفی، کارگران نوجوان افغانستانی نیز تیمی تشکیل می‌دهند و یک جام جهانی فوتبال نوجوانان در محله جوادیه برگزار می‌شود. جوادیه تا قبل از این برای من یکی از مناطق عادی تهران بود که تنها ارتباطم با آن شنیدن صدای آن از بلندگوی مترو بود. آنجا که می گفت: ایستگاه جوادیه. اما از وقتی این کتاب را خواندم احساس می کنم جوادیه محله من هم هست و واقعا با آن احساس قرابت می کنم. همانطور که از هر رمانی انتظار می رود، در اینجا هم زندگی به معنای واقعی کلمه روایت شده است. اینگونه نبوده که یکی از بخش های زندگی در آن بولد شود و بقیه را فراموش کنیم. بلکه همه چیز در آن هست. از عاشقانه های نوجوانی گرفته تا هیجانات مسابقه فوتبال و جلوگیری از آبروریزی جلوی خارجی ها...سیر داستانی فوق العاده است و فراز و فرودش را واقعا دوست دارم. همچنین نحوه روایت مسابقه فوتبال انقدر خوب است که احساس می کنم امیریان در گزارش فوتبال آینده روشنی دارد. این رمان اگرچه مربوط به فوتبال است اما یک رمان فوتبالی نیست و بخش قابل توجهی از اتفاقات داستان بیرون از زمین داستان اتفاق می افتند. تو اکثر رمان ها و فیلم های ورزشی یه الگوی ثابت و قابل پیش بینی وجود داره:شخصیت اول برای قهرمانی با یه مشکلاتی مواجه می شه و در طی داستان این مشکلات رو برطرف می کنه و در نهایت قهرمان می شه. به همین سادگی. اما این کتاب کلیشه ها را شکسته است و پایان به گونه ای رقم می خورد که فکرش را نمی کنید. این کتاب را برای نوجوانانی که علاقه به داستان های هیجان انگیز دارند، توصیه می کنم. برای هدیه به پسرهای نوجوون بهترین انتخابه. توش شک نکنید.تا حالا ندیدم دختری از این کتاب خوشش بیاد یا نه، ولی خب توش یکم هم عشق و عاشقی داره. از اونایی که تو نوجوونی همه تجربه کردیم. در چاپ های جدید دیدم که تصویر روی آن را تغییر داده اند. اما من همان قدیمی را می پسندم. همان که پسری در حال اجرای فن قیچی برگردان است و ماشینی از پشت روی او نور انداخته. به نظر من همین قدیمیه بهتره.این یادداشت را برای چالش مرورنویسی فراکتاب می نویسم.</description>
                <category>هقیر کسیرالتقسیر</category>
                <author>هقیر کسیرالتقسیر</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 02:28:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آبنبات هل دار</title>
                <link>https://virgool.io/@haghirkasirtaghsir/%D8%A2%D8%A8%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-g4x09tverxdc</link>
                <description>«لطفا هنگام مطالعه آرام بخندید تا همسایه‌ها بیدار نشوند.»این جمله ای بود که پشت کتاب نوشته شده بود و تکلیف را از همان ابتدا با مخاطب مشخص کرده بود.این کتاب داستانی طنز و جذاب است که توسط نویسنده‌ی ایرانی **مهرداد صدقی** نگاشته شده است. داستان در شهر بجنورد و در خانواده‌ای از قشر متوسط رخ می‌دهد. اعضای این خانواده با ماجراهای طنزی و غیرعادی مواجه می‌شوند. راوی داستان، **محسن**، پسری نوجوان است که برادرش قرار است به جبهه برود. کتاب **آبنبات هل دار** در سال ۱۳۹۵ منتشر شده و توانسته است تحولی در زمینه داستان‌نویسی و ادبیات پایداری به خود جلب کند. اگر به دنبال یک داستان طنز با نگاهی ریشه‌ای به مسائل جنگ هستید، **آبنبات هل دار** را تجربه کنید. 📚🌟این کتاب در باب نشان دادن مفاهیم ارزشی هم خوب عمل کرده و مثلا محمد قصد دارد که به جبهه برود. یا غیرت محسن و پدرش نسبت به ملیحه، وقتی یک ناشناس به خانه شان زنگ می زند. بهتر از کتاب هایی است که اینجور مسائل را تا حد امکان سانسور می کنند. از بین شخصیت های کتاب خودم بی بی را بیشتر دوست دارم. طنز کتاب شدیدا قویه و واقعا قراره بخندید. در این باره شک نکنید. البته در مورد شوخی‌های کتاب یه نکته هست که باید بهش توجه کنید:اگه شوخی‌ها رو از کانتکستِ متن جدا کنید، اصلا خنده دار نیستن. ینی باید با نویسنده همراه بشید تا خنده‌تون بیاد. این شوخی‌ها، داخلِ این متن خنده‌دارن. استفاده از اصطلاحات و لهجه بجنوردی جذابیت کتاب را دوچندان کرده است. خود من بخش هایی از کتاب را گفتم یک بجنوردی برایم بخواند و حقیقتا که لذت بردم. جا دارد که یک کتاب صوتی هم از این مجموعه بسازند که از شنیدن لهجه بجنوردی هم مستفیض بشویم.  دیگر اینکه عشق پاک محسن به دختر همسایه شان دریا هم قند را در دل آدم آب می کند. تقریبا اکثر افراد عشقی در دوران نوجوانی داشته اند. خواندن این قسمت ها از کتاب شما را یاد عشق دوران نوجوانی تان خواهد انداخت. جدا از طنز؛ کتاب پر از نوستالژی‌های دهه شصته. ما که اون موقع هنوز موز بودیم. ولی خب مادر و پدرا خیلی باهاش هم‌ذات‌پنداری می‌کنن.این کتاب رو به افراد 15+ توصیه می‌کنم. اونایی که سنشون کمتره، شاید شوخی‌ها رو درک نکنن. ممکنه مطالب واسه‌شون مناسب نباشه. یه جایی از کتاب هست که چشم‌بند یه مرد پولدار رو تشبیه می‌کنه به کرست و باهاش شوخی می‌کنه. برادرم داشت کتاب رو می‌خوند که این بخش رو آورد و گفت کرست ینی چی. پوکرفیس شدم و پیچوندمش. 🥶🧑‍🦽‌کیفیت چاپ و شیرازهٔ کتاب جزو نقاط ضعف هستن. پس با این کتاب مهربون‌تر از بقیه کتاب‌ها رفتار کنید.📯‌این کتاب جلد اول از مجموعه آبنبات‌هاست که ترتیبشون اینجوریه:1- آبنبات هل دار2- آبنبات پسته ای3- آبنبات دارچینی4- آبنبات نارگیلیاین کتاب در 411 صفحه توسط انتشارات سوره مهر چاپ شده است. این نویسنده کتاب های دیگری هم دارد که یکی از آن ها محل اقتباس سریالی به نام پدری پسری بوده است.این یادداشت را برای چالش مرورنویسی فراکتاب منتشر می کنم.</description>
                <category>هقیر کسیرالتقسیر</category>
                <author>هقیر کسیرالتقسیر</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 02:05:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب شب های روشن</title>
                <link>https://virgool.io/@haghirkasirtaghsir/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-yxenkni4fxzh</link>
                <description>من نسخه انتشارات ماهی را خریدم. ورق‌هایش از جنس گلاسه است و کیفیت بهتری دارد. خرید از این انتشارات را توصیه میکنم. البته جای انگشتان مبارک بر روی صفحات می ماند.نویسنده: فئودور میخایلوویچ داستایفسکیتصویرگر: مستیسلاف والریانوویچ دابوژینسکیمترجم: سروش حبیبیچرا این کتاب را مطالعه کردم؟ قصد داشتم خواندن رمان خارجی را شروع کنم و چه گزینه‌ای بهتر از داستایفسکی؟ به عنوان یکی از کتب معروفش آن را برگزیدم و چه خوش انتخابی!البته بعدها فهمید برای خواندن آثار داستایوفسکی اولین کتاب در سیر آثارش را همین کتاب می دانند. موضوع کتاب: جوانی خیال پرداز که زندگی در هم ریخته‌ای دارد، بانویی را شب هنگام می‌بیند و این دو سه شب با هم به گفتگو می‌پردازند. راوی کتاب جوان خیال‌پرداز است. یکی دیگر از مرورنویسان برای این کتاب عشق را به بلاهایی که سر خرمشهر آمد تشبیه کرد که شدیدا درست است. با خواندن این کتاب می فهمیم عشق می تواند چه بلایی سر عاشق بیاورد. به شخصه بعد از اتمام این کتاب تا چند ساعت در شوک بودم. خیلی عجیب بود. احساس می کردم منفجر شده ام. چه می کنی با ما آقای داستایوفسکی?مساله دیگر اینکه بعضی از نسخ این کتاب تصویرهای دابوژینسکی را ندارند. در چاپ انتشارات ماهی من تصاویر را داشتم و می گویم که بود و نبود آن ها خیلی تفاوت نمی کند. رمان های سارتر فلسفی هستند. رمان های تولستوی جامعه شناختی هستند. اما رمان های داستایوفسکی روان شناسانه هستند. به نظرم جا دارد یک روان شناس خبره آثار داستایوفسکی را تحلیل کند. شخصیت های رمان های او را اگر شخم بزنیم، به نظرم چند اختلال روانپزشکی جدید می توانم پیدا کنیم. حتی به شکل خیلی افراطی روی خصوصیات روان شناسانه کاراکترها تاکید می کند. مثلا در این رمان شخصیت اول یک آدم خیال پرداز و شدیدا درون گراست با عزت نفس پایین. نکته دیگر اینکه عاشقانه های داستایوفسکی شدیدا محجوبانه هستند. خبری از روایت ریز به ریز معاشقه عاشق و معشوق نیست و در عین حال عاشقانه های او جذاب هستند. برخلاف رمان های دیگر که من احساس می کنم نویسنده ضعف خودش در روایت عاشقانه هارا پشت تصویر مستهجنی از عشق بازی شخصیت ها قایم می کند. نکته جالب تر اینکه اسم کتاب با پایان آن کمی در تضاد است. البته اگر خوب به پایان داستان و جملات داستایوفسکی در انتهای کتاب دقت کنیم، می توانیم بفهمیم که آن شب ها واقعا روشن بودند.اخیرا دیدم با همین عنوان فیلمی در ایران با بازی هانیه توسلی ساخته اند. فیلم سعی کرده به متن رمان وفادار باشد. این را تایید می کنم. به طور کلی توصیه می کنم فیلم را ببینید اما انتظار یک شاهکار را نداشته باشید. نقطه عطف داستان: پایان بی‌نظیر این کتاب ترکیبی از غم و شادی بود.به چه افرادی توصیه میکنم؟ فکر نمیکنم کسی باشد و از این کتاب خوشش نیاید.به چه افرادی توصیه نمیکنم؟ کم‌حوصله‌هایی که ممکن است کتاب را نیمه‌کاره رها کنند.تعداد صفحات: 125 صفحهٔ جیبیمطالعه کتاب چقد طول کشید؟ 2/3 روزانگیزه برای مطالعه این کتاب؟ تعریف زیاد و شهرت خوب نویسندهقیمت: 68 هزار تومن چاپ ششمبخوانیم یا نخوانیم: شدیدا توصیه میکنم.این یادداشت را برای چالش مرورنویسی فراکتاب می نویسم.</description>
                <category>هقیر کسیرالتقسیر</category>
                <author>هقیر کسیرالتقسیر</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 01:38:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب بی‌کتابی</title>
                <link>https://virgool.io/@haghirkasirtaghsir/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-m2wxxkfnjlhd</link>
                <description>چرا این کتاب رو مطالعه کردم؟ زمان نمایشگاه کتاب بود و در لیست‌های پیشنهادی اسم این کتاب را دیدم. با توجه به علاقه وافری که به کتاب داشتم و اسم کتاب هم شامل لفظ &quot;کتاب&quot; بود، خریدم و خواندمش.موضوع: درباره میرزا یعقوب نامی است که عتیقه فروشی می‌کند و علاقه بسیار زیادی به محتوای کتب که نه، اما به رنگ و لعاب آن‌ها دارد. اتفاقات داستان در پی پیدا کردن بعضی از نسخ نفیس توسط او روایت می‌شوند. وقایع با ایام به توپ بستن مجلس همزمان هستند.در این کتاب چیزی که زیاد می بینیم توصیفات زیاد از در و دیوار و رنگ و لعاب اشیاء است. این خصوصیت را دوست می دارم و یک جورهایی کتاب را برای من تبدیل به فیلم می کند. مشابه این کار را در رمان پس از بیست سال نوشته آقای سلمان کدیور دیده بودم. نمی دانم شما هم دیده اید کتاب هایی که قصد دارند در عین روایت داستان یک پیامی را به شما منتقل کنند یا نه. این ها قصد دارند یک مفهوم ارزشی را در ذهن شما بنشانند. از نظر من اغلب اوقات این کتاب ها شبیه یک منبر طولانی می شوند. آن قسمت از کتاب مثل رنگ آمیزی پسربچه ای است که از خط بیرون زده. همانطور در ذوق می زند. اما خبر خوب درباره کتاب این است که چنین اتفاقی هرگز در این کتاب نیفتاده و نویسنده در عین حال که داستانش را گفته، پیامش را هم منتقل کرده است. آنجا که درباره مشروطه حرف می زند، به خوبی اندیشه های عدالتخواهانه خود را منعکس می کند اما روی منبر نمی رود. همچنین این کتاب به خوبی بی عرضگی شاهان قاجاری را و همچنین فساد درباریان و اطرافیان پادشاه را نشان داده است، بدون اینکه شما فکر کنید در حال شنیدن یک سخنرانی سیاسی هستید. مخصوصا با پایان بی نظیری که این کتاب داشت، تلنگر محکمی به مخاطب زد و مخصوصا انتهای داستان برای نویسنده این مرور شدیدا آموزنده بود. همچنین جلد کتاب و کیفیت کاغذ و شیرازه شدیدا خوب است و دیدن آن شما را شگفت زده می کند. انتشارات: شهرستان ادبنقطه عطف داستان: از نظر من روایت قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانیبه چه افرادی توصیه میکنم؟ عدالت‌خواه‌ها و کتابخوارها. کسانی که به جزئیاتی که نویسنده تعریف می‌کند، اهمیت بیشتری می‌دهند تا پیشرفت روند داستانبه چه افرادی توصیه نمیکنم؟ اگر دنبال داستانی می‌گردید که یک سری واقع را پشت سر هم ردیف کند و به انتها برسد، این کتاب را نخوانید.تعداد صفحات:260مطالعه کتاب چقدر طول کشید؟ کمتر از یک هفتهانگیزه من برای مطالعه کتاب؟ برگزیده جایزه ادبی جلال آل‌احمدقیمت کتاب: 32 هزار تومن، چاپ ششمدیگر کتب این نویسنده:1.بالای سر آب‌ها (مجموعه داستان) انتشارات امیرکبیربهترین اثر ادبیات داستانی دفاع مقدس در سال 13892.موهای تو خانه ماهی‌هاست.(رمان) انتشارات عصر داستانبهترین اثر جشنواره داستان انقلاب، اثر برگزیده جشنواره اشراق3.عاشقی به سبک ونگوک(رمان) انتشارات شهرستان ادبنامزد جایزه جلال، نامزد جایزه قلم زرین، نامزد جایزه شهید غنی‌پور در سال 1394این یادداشت به قصد شرکت در چالش مرورنویسی فراکتاب نوشته شده است.</description>
                <category>هقیر کسیرالتقسیر</category>
                <author>هقیر کسیرالتقسیر</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 00:15:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی به روش بولت ژورنال</title>
                <link>https://virgool.io/@haghirkasirtaghsir/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D9%84%D8%AA-%DA%98%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%84-dcxlhcvptks9</link>
                <description>همونطور که از عنوان مشخصه این کتاب درباره توسعه فردی هستش. ینی چی؟ موضوعاتی مث برنامه‌ریزی، ایجاد عادت خوب، نابود کردن عادت بد، تلاش برای صبح زود بیدار شدن، از بین بردن کمال‌گرایی ذیل این موضوع ینی توسعه فردی دسته بندی می‌شن. ‌سوال مهم: خوندن اینجور کتابا و پرداختن به اینجور کارا اداییه؟🤌‌‌پاسخ مهم‌تر: من منکر نیستم که اکثر محتوای مربوط به این موضوع در فضای مجازی فارسی، منبع بزرگی از &quot;ادا&quot; محسوب می‌شن. ولی این کارا اصلا ادایی نیست و خیلی مهمه. من خودم ادایی‌ام؟ قطعا نه. ولی خب ید طولایی در این مباحث دارم.‌‌من اگه بخوام نکته اصلی روش آقای کارول چیه، می‌گم:1) خیلی ساده است و عملگرا. ینی شما درگیر حواشی نمی‌شی. با یه خودکار و دفتر کارت رو شروع می‌کنی.2) انعطافمن خودم با روش‌های برنامه‌ریزی زیادی سر و کله زدم. مشکلشون این بود که یه قالب‌های سفتی بودن که همهٔ افراد توشون جا نمی‌شدن. اما این روش کاملا قابل شخصی‌سازیه. ینی شما می‌تونید این روش رو تکامل ببخشید. می‌تونید متناسب با خودتون تغییرش بدید.‌3) جامعیتاین روش می‌تونه همه جنبه‌های زندگی شمارو در بر بگیره. بقیه روش‌ها ناقصن.‌‌یکی دیگه از مزیت‌های این روش کامیونیتیِ قوی‌شه. ینی تعداد افراد زیادی هستند که از این روش استفاده می‌کنن و می‌تونن تجربه‌هاشون رو با شما به اشتراک بذارن. البته خب مث اکثر موضوعات دیگه ایرانی‌ها این موضوع رو هم مورد عنایت قرار دادن و باید یکم بیشتر جستجو کنید تا محتوای درست و حسابی دستتون رو بگیره.‌‌فقط یه ترجمه فارسی از این کتاب وجود داره و داغونه. مثلا habit tracker رو ترجمه کرده «ردیاب عادت».مگه پهپاده که می‌خوای ردیابی‌ش کنی؟‌رایدر کارول، نویسنده کتاب، تو جوونی‌ش رشته نویسندگی خلاق و گرافیک کار می‌کرده. یه دوره کارآموزی خوب تو نیویورک پیدا می‌کنه و با دوتا ساک میاد تو یه زیرزمین نمور ساکن می‌شه.یه روز برای کسب اطلاعات بیشتر زنگ می‌زنه به محل کارش. نتیجه‌؟ تصمیم به تعدیل نیرو گرفته بودن و کارول قبل از اینکه اولین روز کاری‌ش رو تجربه کنه، اخراج می‌شه.ماه‌ها دنبال کار می‌گشته تو نیویورک، پس‌اندازش داشته تموم می‌شده...تا اینکه یه روز از خواب بیدار می‌شه و می‌بینی کل اون زیرزمین غرق آب شده. تمام نمونه‌کارهاش رو آب شناورن.کارول کل زندگی‌ش رو تو اون اتفاق از دست می‌ده. اما بعدتر یه کار پیدا می‌کنه: تطابق نمونه.من این کار رو انجام دادم و بهتون می‌گم که بیگاری در کمپ داخائو توسط افسران نازی برای من گواراتر از این کاره. یه کتاب و یه فایل رو می‌دن بهت و باید ببینی که این دوتا عین همن یا نه. پول ناچیزی هم می‌دن. بدبختی کارول فقط این نبوده. بلکه رییسش هم از این آدمای مریض بوده و تحقیرش می‌کرده.کارول با همین حقوق ناچیز یه کلاس طراحی وب شرکت می‌کنه و بعد از مدتی از کار قبلی استعفا می‌ده و به طراحی وب می‌پردازه. در همین اثنا فکر طراحی سیستم بولت‌ژورنال به ذهنش می‌رسه، این ایده رو عملی می‌کنه، زندگی تعداد زیادی رو تغییر می‌ده و احتمالا پول نسبتا زیادی به جیب می‌زنه.این مرور برای چالش مرورنویسی فراکتاب نوشته شده است.</description>
                <category>هقیر کسیرالتقسیر</category>
                <author>هقیر کسیرالتقسیر</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 00:02:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>