<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های عرفان حاجی پروانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hajiparvane</link>
        <description>ژورنالیسم خوانده‌ام. ژورنالیست بودم و اکنون هم رسانه‌کارم. معمولا نمی‌توان از آنچه ذوق و علاقه نامیده می‌شود، پول درآورد. من از نوشتن پول هم درآورده‌ام؛ اما اینجا دست کم برای بیشتر خوانده شدن است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 12:26:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2108048/avatar/kEk432.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>عرفان حاجی پروانه</title>
            <link>https://virgool.io/@hajiparvane</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترامپ در نامه به رهبر انقلاب از لفظ “عزیزم” استفاده کرد / گزارش کامل اکونومیست از فضای داخلی ایران در آستانه مذاکرات</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%84%D9%81%D8%B8-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%86%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-nvk95nsagip8</link>
                <description>اکونومیست در گزارشی که شانزدهم اردیبهشت ماه منتشر کرده است نوشت: اگر آمریکایی‌ها به آن سفارت‌خانه‌ای که چهار دهه پیش به آن حمله کردند و تسخیر شد بازگردند، دیپلمات‌های آمریکایی می‌بینند که آنجا تقریبا هیچ تغییری نکرده است. دستگاه‌های تلکس چهل سال پیش، کاغذ خردکن‌ها، اتاق‌های ارتباطی عایق‌بندی شده و آن لوگوی بزرگ مهر و موم شده بالای آن رواق با ستون‌های بلند همه و همه دست نخورده‌اند. امروز ایرانیانی که از کنار «لانه جاسوسی» رد می‌شوند، می‌گویند که این امکان وجود دارد که بار دیگر آن پرچم آبی - قرمز پر از ستاره در این مکان به اهتزاز دربیاید. مذاکرات بین ایران و آمریکا درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی وارد دور چهارم می‌شود. این گفتگوها تقریباً همان زمینه مذاکراتی است که به برنامه جامع اقدام مشترک (jcpoa) در سال ۲۰۱۵ انجامید. یعنی محدود کردن سهم ایران در غنی‌سازی اورانیوم. روند مذاکرات و لحن مذاکره‌کنندگان اما با برجام متفاوت است. ایران در آن زمان با هفت قدرت جهانی مذاکره کرد و امروز فعلا فقط آمریکاست. آن زمان سیاست‌مداران ایرانی دو دسته شده بودند اما حالا پشت سر مقام معظم رهبری متحد شده‌اند. پیش از شروع مذاکرات رهبر انقلاب نسبت به آن خوشبین نبود؛ اما حالا به‌نظر می‌رسد ناظر و حامی مذاکرات است. خیابان‌های ایران هم منعکس‌کننده این تغییر است. برخی از نمادهای آمریکا که روزی او را «شیطان بزرگ» نامیده شد، یکی یکی محو می‌شود. مصداقش برداشتن پرچم آمریکا در ورودی دانشگاه تهران. واعظان و خطیبان نماز جمعه هم شعار خسته‌کننده «مرگ بر آمریکا» را دارند کنار می‌گذارند. پلیس ایرانی که زمانی زنان بی‌حجاب را کتک می‌زدند، حالا همین برخورد را با کسانی می‌کنند خواستار اجرای قانون حجاب هستند. امید به توافق با آمریکا حتی اعتماد اقتصادی را تا حدودی بازگردانده است. از زمان آغاز گفت‌وگوها ریال ۲۵ درصد در برابر دلار قوی شده است. هر چند که - در مقایسه با سطح ۱۰۶ هزار تومان - بسیار ناچیز به نظر می‌رسد. قابل توجه آنکه این مقام معظم رهبری است که این تغییرات را پیش می‌برد. او در سخنرانی‌ اخیر خود از امام حسن (ع) و صلح او سخن به میان ‌آورد. البته در ایران امروز ایستگاه‌های ماهواره‌ای خارجی و استفاده گسترده از vpn تسلط دولت بر اطلاعات را ضعیف کرده‌ است. قبل از خروج ترامپ از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها در سال ۲۰۱۸، ایرانی‌ها هر ۱۰ سال یکبار برای اعتراض به خیابان می‌آمدند، اما حالا مردم آنقدر به‌ستوه آمدند که هر دو سال یک بار برمی‌خیزند. در سال ۲۰۱۵ تولید ناخالص داخلی ایران با تولید ناخالص داخلی ترکیه و عربستان سعودی هم‌تراز بود. حالا به‌سختی یک سوم آنها می‌رسد. خاموشی‌ها هم در ایران عادی شده است. حالا همان مقاماتی که از «اقتصاد مقاومتی» دفاع می‌کردند، اکنون درخواست سرمایه‌گذاری - به‌ویژه آمریکا - در بخش‌های اصلی مانند انرژی را دارند. از آن طرف ناوهای هواپیمابر و بمب افکن‌های رادارگریز آمریکا در نزدیکی ایران کمین کرده‌اند. حملات متعدد به شمال یمن شاید پیامی از سوی آمریکا باشد. محور مقاومت هم که سابق بر آن، از سوریه گرفته تا لبنان و غزه، برچیده شده است. بنابراین نیروهای منطقه که وجودشان باعث موانعی در مذاکرات قبلی با آمریکا شد، وجود ندارند. کشورهای حاشیه خلیج فارس که قبلاً (۲۰۱۵) با اسرائیل علیه یک توافق متحد شده بودند، اکنون از ثباتی که ممکن است به ارمغان بیاورد، استقبال می‌کنند. حاکمیت ایران نه‌تنها روابط خود را با حاکمان عربستان سعودی عادی کرده‌ است، بلکه می‌خواهند آنها به‌عنوان پلی بین ایران، خاورمیانه و آمریکا باشند. برخی از تندروهای جان‌سخت در ایران اما از  زد و بند می‌ترسند. آنها می گویند مقابله با آمریکا، بهترین راه است. بسیاری اما از این بیم دارند که اسرائیل به دنبال کشاندن پای آنها به یک درگیری آشکار است و این در حالیست که تهدید حملات آمریکا و اسرائیل هنوز احساسات ملی را برمی‌انگیزد. زمانی ایدئولوگ‌ها هجوم می‌آوردند تا بلایای مرموز را به گردن اسرائیل بیندازند. اما حالا هنگامی که همزمان با دور سوم مذاکرات با آمریکا در ۲۶ آوریل، انفجاری در بندر - شهید رجایی - ایران، رخ داد و دست کم ۷۰ نفر را جان باختند، آن را به عنوان یک حادثه نادیده گرفتند. مقام معظم رهبری امروز به جای یک رئیس‌جمهور تندرو، مسعود پزشکیان را در کنار‌ خود دارد که علناً خواستار توافق با آمریکا شده بود. از آن طرف محمد باقری، رئیس ستاد نیروهای مسلح پیش از گفتگو با آمریکا با لباس غیرنظامی در تخت جمشید، پایتخت باستانی ایران ظاهر شد و پیام صلح را فریاد زد. یک مقامی که نخواست نامش فاش شود از دولت آمریکا به اکونومیست گفت که در نامه ترامپ به مقام معظم رهبری به زبان فارسی کلمه «عزیزم» آورده شده و ایشان اینگونه خطاب قرار داده شده‌اند. ترامپ با مذاکره برابر با نمایندگان ایران، در واقع بر دست بالای بین‌المللی آنها مهر تأیید زده و صداهای اپوزیسیونی را که خواهان تغییر حکومت هستند، خاموش کرده است.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Wed, 07 May 2025 12:31:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«رها» در استوک‌لند؛ جغرافیای جرم و بی‌عدالتی</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%DA%A9-%D9%84%D9%86%D8%AF-%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-rlvt6rneugrz</link>
                <description>این یادداشت داستان فیلم رها را لو می‌دهدزندگی وصله پینه‌ای واقعیت امروز طبقه متوسط رو به پایین ایران است. وقتی آدم‌ها احساس‌ می‌کنند که دسترسی به منابع همیشه تضمین‌شده نیست، تمایل پیدا می‌کنند هر چیزی را نگه دارند، حتی چیزهای بی‌ارزش! در زندگی وصله‌پینه‌ای کالاهای دست‌دوم به انتخاب اول فرد بدل می‌شود و از آنجا که زودتر خراب می‌شوند، همیشه کسی هست که به جان دستگاه‌ها بیفتد. در زندگی وصله‌پینه‌ای وقتی پول لباس نو نداری، برندهای دست دوم دوست و آشنا و فامیل هبه می‌شود. در زندگی وصله‌پینه اگر لباسی پاره شد، دور انداخته نمی‌شود. و اگر شیشه کاشانه شکست، چسب پهن دست‌کم برای چند روز تا واریز حقوق سر ماه جایگزین خوبی به‌نظر می‌رسد. در زندگی وصله‌پینه‌ای همه چیز اتفاقا هست. همه چیز هست اما آبرو نیست. عزت نیست. آینده نیست.این نگهداشت روانی که ریشه در ناامنی اقتصادی و تجربه‌های تاریخی دارد، به‌خوبی در شخصیت توحید پدر  ِ«رها» - اکران شده در جشنواره فجر ۱۴۰۳ - دیده می‌شود. کسی که در دهه پنجم زندگی‌اش قاعدتا می‌بایست نوعی آرامش خاطر را تجربه کند، اما یک بازنده تمام عیار است. گذران زندگی از راه تعمیرات خنزر پنزرهای مردم و فروش آنها به‌خوبی گویای شخصیتی است از فرط فقر هر چیز بی‌ارزشی را غنیمت می‌شمارد و بیچاره همسری است که برای التیام روانی خویش راهی جز سرکوفت‌های مداوم به همسرش نمی‌شناسند. مادر خانواده اما ادامه می‌دهد. خیاط است. خرج اجاره خانه را درمی‌آورد و با خوردن نان و ماست، سر سفره شام و ناهاری که نان و ماست نیست، صورت را اصطلاحا با سیلی سرخ نگه می‌دارد.دختر توحید یک انیماتور حرفه‌ای است. یک نسل‌زدی کاربلد. از همان‌ها که دود چراغ خورده و بی‌خوابی کشیده تا شاید اراده و تلاشش بر طبقه‌اش فائق آید. او می‌تواند از راه حرفه‌اش ارتزاق کند، اما هر حرفه‌ای دخل و خرج‌های خود را دارد. اگر پدر خنزرباز قصه پول درنمی‌آورد، خرجی هم ندارد. نهایتا به‌خاطر یک قهوه‌ساز دست دوم و ماشین ریش‌تراش چینی که درست نمی‌شود، ضرر کند. دختر قصه اما برای حرفه‌اش دست نیازمند یک مک‌بوک است و دقیقا همینجاست که کارگردان باید تصویری واضحی از استوک‌لند شدن ایران ارائه دهد که می‌دهد.بله، اینجا اسکاتلند نیست. استوک‌لند است. اینجا تهران قلب اقتصاد تحریمی جهان است که با افزایش روزافزون قیمت دلار بسیاری از کالاها - خصوصا دیوایس‌های آمریکایی - سربه فلک می‌کشد. در اقتصاد، کم‌یابی همواره معادل ارزش‌مندی است وقتی کالا ارزشمند شد، بازار دست دومش رونق می‌گیرد. حالا هر که چنین کالای لوکسی دارد، باید کلاهش را سفت بچسبد تا مبادا طعمه خفت‌گیرهایی شود که روز به روز بیشتر می‌شوند و اتفاقا خفت‌گیرها تازه‌کار خطرناک‌ترند. تو گویی که این دیگر این رشد نرخ ارز نیست، رشد نرخ جرم و جنایت تا آنجایی است که امروز در تهران محله‌هایی به بازار مال‌خری معروف است.نویسنده و کارگردان فیلم رها به خوبی از استعاره مو بهره گرفته اند. بخشی از سر زنان که در ایران امروز بسیار مسئله ساز و حادثه ساز شده است. نقطه عطف آنجایی رخ میدهد که رهای نسل زدی قصه مجبور میشود موهایش را از ته بزند و آن را بفروشد. معامله ناخوشایندی که بدون شک انتخاب او نیست. نمادی است از بحرانهای عمیق اجتماعی و اقتصادی است که در سایه آن انسان‌های بسیاری مجبور به قربانی کردن ارزشهای شخصی خود می‌شوند .بله. ما با شما خیلی فرق داریم. ما از فرط گرسنگی مو میفروشیم و مسببان این گرسنگی همه چیز را برای چند تار مو فروخته‌اند در صدرش وطن و هم وطن را من مینویسم رها. تو بخوان مهسا…</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Fri, 14 Feb 2025 15:01:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چینی‌ها چه قدر کار می‌کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-fgxjqcxifw3j</link>
                <description>اخیرا گزارشی  از اکونومیست برای رسانه بازاروما  ترجمه کردم. گزارشی درباره وضعیت ساعات کاری در چین. وقتی مرکز ملی آمار چین اعلام کرد که کارکنان چینی در ماه آپریل به طور میانگین 48.8 ساعت کار کردند، این مرکز مورد تمسخر قرار گرفت. یک کاربر شبکه اجتماعی weibo (پلتفرمی شبیه توییتر) نوشت که این اعداد و ارقام شامل کارکنان دولتی هم می‌شود. او می‌گفت که سعی کنید صرفا میانگین ساعات کاری بخش خصوصی را محسابه کنید.کاربر دیگری نوشت که نیازی به شمارش نیست. صرفا به چراغ‌های روشن ساختمان‌های اداری در شب نگاه کنید.هر چند که این میانگین ممکن است برای نیتیزن‌ها (ترکیب کلمه سیتیزن به‌معنی شهروند و اینترنت) کم به نظر برسد، میانگین ساعت کار یک هفته از ماه اپریل به بالاترین حد ۲۰ سال اخیر رسیده است. مرکز آمار چین داده‌‌ها را به‌صورت سالانه جمع آوری کرده است. این مرکز در سال ۲۰۱۸ شروع به جمع‌آوری ساعات ماهانه نیز کرد. داده‌ها نشان می‌دهد که ساعات کاری در ابتدای همه‌گیری کویید ۱۹ افت شدیدی داشت. اما در ۵ سال گذشته، ساعت کاری چینی‌ها در اکثر هفته‌ها بسیار بیشتر از سایر کشورها بود.مقایسه ساعات کاری در سراسر کشور دشوار است؛ چرا که ساعات کاری اغلب به شکل‌های مخلتفی محاسبه می‌شود. مثلا در نظر گرفتن یا نگرفتن میانگین ساعات کاری کارکنان پاره وقت. با این حال، به نظر می‌رسد چینی‌ها بیشتر از سایر ملت‌ها کار می‌کنند. زمانی که سازمان بین‌المللی کار سازمان ملل رتبه‌بندی کشورها را بر اساس ساعات کاری هفتگی به روز کرد، چین جز دهک اول بود.«مدتهاست که کارکنان جوان چینی از سیستم ۹۹۶ شکایت دارند. این سیستم یعنی شش روز کار در هفته از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب بدون اضافه کار.»کارکنان جوان چینی اصطلاح آکادمیک neijuan را از کلمه انگلیسی involution اقتباس کردند که برای توصیف وضعیتی به کار می‌رود که تلاش و کوشش بیشتر منجر به نتیجه نمی‌شود. بسیاری از آنها به خاطر کار سخت‌تر احساس فشار می‌کنند اما کیفیت زندگی آن‌ها بهتر نمی‌شود. این در حالیست که والدینشان از رونق اقتصادی یا رفاه مادی لذت می‌برند. آنها احساس می‌کنند که دارند در زندگی در جا می‌زنند.قانون کار در کشور چین تصریح می‌کند که افراد نباید بیش از ۸ ساعت در روز و ۴۴ ساعت در هفته کار کنند. اما اضافه کاری بیش از حد به امر معمولی بدل شده است.روزنامه وابسته به دولت Legal Daily دو دلیل را برای این موضوع مطرح می کند: نادانی شرکت‌ها از این قانون و اعمال نشدن یا همان ضعف اجرایی قانون. اتحادیه‌های کارگری در چین نفوذ کمی دارند و مجبورند که به فدراسیون اتحادیه های کارگری تحت کنترل دولت وابسته باشند. این اتحادیه‌ها به جای کارکنان طرفدار مقامات رسمی و روسا هستند.البته اخیرا کارکنان دلایلی برای امیدواری دارند. سال گذشته دادگاهی در پکن مصوب کرد که رصد و پاسخ دادن به پیام‌های مربوط به کار در پلتفرم وی چت خارج از ساعات کاری معمولی، اضافه کاری نامرئی به حساب می آید. دادگاه کارفرما را به پرداخت ۳۰ هزار یوآن معادل ۴۱۶۰ دلار محکوم کرد.ماه گذشته، مقاله‌ای در China Daily، بلندگوی انگلیسی زبان حزب کمونیست، خواستار تنظیم مقررات اضافه کاری نامرئی شد و گفت که این کار به حق استراحت کارگران تجاوز می‌کند.اما کم شدن نیروی کار به این معنی است که چین باید دریابد که چگونه از کارکنانش فشار بیشتری بیاورد. شی جین پینگ، مقام عالی چین می‌تواند با اعتماد بیشتر به بخش خصوصی و دادن آزادی بیشتر به مردمش، بهره‌وری را افزایش دهد. هر چند نشانه‌های کمی از این اتفاق وجود دارد.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Sat, 12 Aug 2023 16:58:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس‌های ونزوئلا برای اقتصاد ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D9%86%D8%B2%D9%88%D8%A6%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-jq9k9tzqz03q</link>
                <description>به نقل از مطلبی که برای رسانه تحلیلی - خبری بازاروما نوشتم، هوگو چاوز، از حزب انقلاب بولیواری جنبش چپ برآمد و ۱۴ سال رئیس جمهور ونزوئلا بود. چاوز ِضد امپریالیست، با اقتصاد کاری کرد که امروزه برای توصیف اقتصادهای بیمار از ونزوئلایی شدن یاد می‌کنند. غیرقانونی کردن تورم با استراتژی قیمت‌گذاری دستوری، منجر به کم‌یاب شدن کالاها و اتفاقا افزایش تورم شد، سیاستی که حتی اقتصاددانان چپ‌گرا هم آن را محصول توهم می‌نامیدند.به گزارش بازاروما به نقل از اکونومیست، هشت سال پس از دولت سوسیالیستی هوگو چاوز که کنترل دستوری و شدید قیمت‌ها بر کالاهای اساسی اعمال شد، ونزوئلا بالاترین نرخ جهانی تورم را داشت. قیمت غذا در کاراکاس (پایتخت ونزوئلا) در سال ۲۰۱۱، ۹ برابر بیشتر از زمانی شد که کنترل‌های دستوری تصویب شدند.بر اساس اطلاعات بانک مرکزی این کشور، دستمزدها ۴۰ درصد کمتر از تورم افزایش یافتند. در سال ۲۰۱۰، قیمت مصرف‌کننده ۲۷ درصد افزایش یافت و تا چند سال هم ادامه داشت. این در حالی بود که این افزایش به طور میانگین در آمریکای لاتین تنها ۶ درصد بود. بنابراین برای برگزاری انتخابات در سال ۲۰۱۲ باید کارهایی انجام می‌شد؛ پس هوگو چاوز از قدرت قانونی خود برای صدور قانون “قیمت‌ها و هزینه‌های منصفانه” استفاده کرد که در حقیقت تورم را غیرقانونی می‌کرد.بر اساس مقدمه این قانون، «سوءاستفاده‌های آشکار از قدرت انحصاری در بسیاری از بخش‌های اقتصاد» وجود دارد که منجر به افزایش مداوم قیمت‌ها می‌شود. افزایش قیمتی که به گفته این لایحه دولتی هیچ دلیلی ندارد؛ مگر باج گرفتن از مردم. دولت با تعیین کردن ساختارهای هزینه، قیمت‌های به اصطلاح منصفانه را در کل اقتصاد مشخص می‌کند. دولت ونزوئلا در آن زمان می‌گفت که تا ماه نوامبر بروکراسی مورد نیاز این کار آماده خواهد شد که باعث شد کسب‌وکارهایی که قیمت‌های «ناعادلانه» روی محصولات می‌گذارند، جریمه یا موقتا تعطیل شوند.بخش خصوصی که تحت کنترل بیشتری قرار گرفته بود، عصبانی بود. در عین حال این قانون منتقدان چپ‌گرا هم داشت. هاینز دیتریش، یکی از اساتید مکزیکی – آلمانی که تا اواخر سال ۲۰۱۱ یکی از مهم‌ترین حامیان چاوز هم بود، این قانون را محصول «توهم» نامید. دیتریش نوشت، مفهوم قرون وسطایی ِ «قیمت عادلانه» یک «طرح خیال‌انگیز» بود.نایاب شدن کالاهای اساسیهمچنین طرح مشابهی در زمان دولت جیمی لوسینچی، رئیس جمهور سوسیالیست دموکرات، در سال‌های ۱۹۸۴-۱۹۸۹ وجود داشت و عملیاتی شد که در طول سه سال اول فعالیت آن طرح، تورم سالانه از ۱۶ درصد به ۴۰ درصد رسید و در نهایت با تشدید کنترل‌های دستوری به ۱۰۰ درصد رسید. دقیقا شبیه اتفاقاتی که همان سال افتاد، یکی از اثرات کنترل دستوری قیمت‌های دولت چاوز کاهش موجودیت کالاهای اساسی یا همان قوت غالب مردم بود. در ماه‌های آخر منتهی به سال ۲۰۱۱، شاخص‌های کمیابی یا نایابی کالا که توسط بانک مرکزی و سازمان‌های خصوصی حوزه نظرسنجی آماده شده بود، کم و کاستی‌های رو به افزایش محصولات روی قفسه‌های سوپر مارکت‌ها را ثابت کرد.کم‌یاب‌ترین محصول روغن خوراکی بود و بعد از آن مرغ، پودر شیر و انواع پنیرهای ارزان قیمت در کنار شکر و گوشت کم یاب شدند. هر چند اوضاع تقریباً به بدی اوایل سال ۲۰۰۸ نبود، اما روند منفی آغاز شده بود و به نظر می‌رسید که قانون جدید آن را تشدید خواهد کرد.  خرده فروشانی هم که بدترین آسیب را از مشکلات عرضه می‌دیدند، حلقه‌های رنجیره‌ای دولتی بودند که به طور خاص برای تهیه منبع مطمئن غذای ارزان روی کار آمده بود.در سال  ۲۰۰۸ دولت با هزینه ۷.۵ میلیون دلاری روی واردات مواد غذایی، بر کمبود محصولات فائق آمد. اما به لطف ناکارمدی‌ها و فساد، محموله‌های عظیم مواد غذایی قبل از رسیدن به مغازه‌ها خراب شدند. با بالا بودن قیمت‌های صادرات نفت ونزوئلا، دولت پیش از اینکه کم یاب بودن کالاها بدل به یک مسئله انتخاباتی شود،  واردات را دوباره افزایش داد. هوگو چاوز ِسوسیالیت از موهبت دستوری نبودن قیمت نفت بهره می‌برد.کور کردن ذوق تولید در بخش خصوصیبلومبرگ در گزارشی که اخیرا درباره اقتصاد ونزوئلا نوشته است به تاریخ سیاست قیمت‌گذاری دستوری اشاره می‌کند.  تاریخ ونزوئلا از کنترل دستوری قیمت‌ها که بسیاری از آنها توسط هوگو چاوز از سال ۲۰۰۳ اعمال شد، روی بخش خصوصی تأثیر منفی گذاشت؛ چرا که شرکت‌ها نمی‌توانستند توان تولیدی خود را زیر بار قیمت‌های دستوری دولت حفظ کنند. ‌در نتیجه بسیاری از شرکت‌های خصوصی ملی – یا به عبارتی دولتی – شدند. زمانی هم که قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ به پایین‌ترین حد خود رسید و ونزوئلایی‌ها برای خرید سهمیه‌بندی شده شیر و آرد ساعت‌ها در صف می‌ایستادند، کم‌یاب شدن کالاها به جان بازار افتاده بود.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jul 2023 11:06:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیمت‌گذاری دستوری؛ نیت خوب نتایج بد</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%A8%D8%AF-nfwrfufj9gdd</link>
                <description>آوریل ۲۰۲۰ بانک جهانی یک مقاله تحقیقی درباره قیمت‌گذاری دستوری منتشر کرد. جاستین دیمین گئنت، اقتصاددان ارشد گروه چشم‌انداز اقتصادی بانک جهانی است که پیش از این در بانک مرکزی کانادا طراح مدل بین‌المللی بود. او که بیشتر روی مدل‌های اقتصاد کلان، پیش‌بینی اقتصادی، بازارهای رو به رشد و انرژی کار کرده است، در این مقاله سیاست کنترل دستوری قیمت‌ها را بررسی کرده است. یافته‌های او پارادوکس تکان‌دهنده قیمت‌گذاری دستوری را نشانه می‌گیرد. پارادوکس حسن نیت سیاست‌گذاران و نتایج معکوس و تورم‌زایی که می‌گیرند.او در ابتدای این مقاله «آشفتگی قیمت‌ها» را تعریف می‌کند. بر این اساس اگر هزینه‌ها بالاتر و تولید کمتر از سطحی باشد که در یک بازار رقابتی وجود دارد، آشفتگی قیمت اتفاق می‌افتد. اتفاقی که خاستگاهش &quot;قیمت‌گذاری دستوری&quot; است. بر اساس یافته‌های تاریخی بانک جهانی، قیمت‌گذاری دستوری قدمتی به بلندای تاریخ دارد که آغازگاه‌های آن را باید در انقلاب فرانسه جست‌وجو کنیم. در قرن بیستم و در طول جنگ جهانی دوم هم این سیاست به نحو گسترده‌ای در غرب به کار گرفته شد. اوجش هم در دهه ۱۹۷۰ در ایالت متحده و انگلیس بود. قیمت‌گذاری دستوری همچنین در کشورهای کمونیست که دولت در تصمیمات اقتصادی مداخله می‌کند، فراگیر بوده است. مثل لهستان و با وجود اینکه کنترل قیمت‌های برخی کالا و خدمات مثل خدمات درمانی و اجاره‌بها هنوز دستوری باقی مانده است، اما این سیاست دست کم از دهه ۱۹۸۰ دیگر قابل توجیه و توجه نبود و به محض اینکه تورم کاهش پیدا کرد، دولت‌ها مقررات‌زدایی از اقتصاد را در پیش گرفتند.مستندات نشان می‌دهد که کنترل دستوری قیمت‌ها اغلب به رشد و توسعه آسیب می‌زند هر چند که کشورهایی که از این سیاست استفاده می‌کنند، در دستیابی به پیامدهای اجتماعی مثبت حسن نیت دارند. قیمت‌گذاری دستوری همچنین بار مالی مضاعفی را به دولت حقنه می‌کند و می‌تواند سیاست‌های پولی را بی‌اثر کند. دست کم می‌توان گفت که قیمت‌گذاری دستوری مصرف را به سوی کالاهای یارانه‌ای هدایت می‌کند و از کالاهای غیریارانه‌ای دور می‌کند. به عبارت دیگر تعیین سقف قیمتی روی بعضی کالاها از سوی دولت، می‌تواند اقبال مصرف‌کننده از محصولات جایگزین یا جانشین را کم و درنهایت به بعضی صنایع و تولیدات آسیب بزند.علاوه بر آن زمانی که قیمت‌های جهانی روند صعودی دارند، تدابیر کنترل دستوری قیمت‌ها بدل به ساز و کارهای آشفته مساعدتی می‌شود که شاید برخی ارزش‌های اجتماعی را دنبال کند، اما نتایج نامطلوبی برای اشتغال، سرمایه‌گذاری و رشد بهره‌وری دارد. به طور کلی قیمت‌گذاری دستوری در کشورهای با درآمدپایین بیشتر از اقتصادهای نوپا و در حال توسعه و بیشتر از از اقتصادهای پیشرفته هستند، به ویژه در مورد انرژی و کالاهای مرتبط با غذا. ردپای قیمت‌گذاری دستوری در اقتصادهای پیشرفته را هم باید در خدماتی مانند مخابرات پیدا کرد.بخش دوم این مقاله به تغییر ساختارهای اقتصادی و دور شدن کشورهای مختلف از سیاست قیمت‌گذاری دستوری می‌پردازد. هند در سال ۲۰۱۲ با آزادسازی قیمت گاز مایع و اوکراین در سال ۲۰۱۵ با افزایش قیمت نفت که سال‌ها یارانه‌ای بود، به سوی حذف قیمت‌گذاری دستوری رفت. مصر، مراکش و تونس یارانه‌های انرژی را کاهش دادند و از قیمت‌گذاری دستوری دور شدند. مکزیک، رواندا و ساحل عاج نیز از کاهش شدید قیمت نفت در سال‌های ۱۶-۲۰۱۴ برای کاهش یارانه‌های نفت استفاده کردند.چالش رشد اقتصادیاستفاده از کنترل دستوری قیمت‌ها به دلایل متعددی نتایج نامطلوبی روی رشد اقتصادی دارد. تعیین سقف قیمتی حاشیه سود تولیدکننده را کم می‌کند و سرمایه‌گذاری داخلی کشور و کارآفرینی را تضعیف و دلسرد می‌کند. این اتفاق در بخش حمل و نقل کشور زیمباوه افتاد. اگر حاشیه سود کسب و کارهای داخلی به یارانه متکی باشد تا کنترل قیمت‌ها را جبران کند، سرمایه‌گذاری خارجی در این بخش‌ها تضعیف می‌شود چرا که شرکت‌های جهانی با افزایش ریسک مواجه می‌شوند. از طرف دیگر اگر قیمت‌های کنترل شده بالاتر از نرخ بازگشت سرمایه باشد، باعث می‌شود که شرکت‌های جدید به بازار ورود نکنند یا دولت به نگهداری محصولات رو بیاورد که آن هم مستلزم انبار کردن (احتکار) پرهزینه و مازاد عرضه است. دستوری بودن قیمت‌ها حمایت‌های قیمتی رقابت را تضعیف می‌کند.چالش سیاست‌گذارانهاز چالش‌های محیط زیستی ناشی از یارانه‌ای بودن انرژی و دور شدن از توسعه پایدار و اقتصاد پاک که بگذریم، باید به چالش‌های سیاست گذارانه این خط مشی اشاره کرد. کنترل دستوری قیمت‌ها می‌تواند به چالش‌های اقتصاد سیاسی یا سیاست‌گذاری اجتماعی منجر شود. کنترل قیمت‌ها همراه با یارانه‌های کلان ابزار ناکارآمدی برای بازتوزیع درآمد است. این خط مشی می‌تواند غیرمنصفانه باشد چرا که سود مصرف‌کنندگان شهری که بخش ثروتمندتری هم هستند به خاطر مصرف بیشترشان در مقایسه با مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان روستایی نامتوازن است. یارانه‌ها و آن بنزین و گاز طبیعیِ مایعی که زیر قیمت بازار هستند، هر چند که سهم اندکی را به فقیرترین اقشار می‌رسانند؛ اما ثابت کرده‌اند که به شدت قابلیت ارتجاعی بودن دارند. یعنی ممکن است بازگردند و دوباره افزایش یابند.یارانه تخصیص یافته به قیمت‌گذاری دستوری می‌تواند بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی باشد / تجربه ایران در سال ۲۰۱۴این خط مشی همچنین چالش‌های مالی فزاینده‌ای را ایجاد می‌کند. کنترل دستوری قیمت‌های مجموعه‌ مالیات‌ها و یارانه‌ها آشکار یا نهانی را تحمیل می‌کند که در طول زمان تغییر می‌کند. لزوم اجرای این شرایط ممکن است به مقررات اضافی نیاز داشته باشد تا مصرف و تولید محدود شود. اساسا نظام کنترل دستوری قیمت کالاها به عنوان بار فزاینده‌ای بر بودجه مالی و بدهی عمومی یا سودآوری تولیدکنندگان ختم می‌شود. هزینه‌های مالی بالقوه و ضمنی ناشی از قیمت‌گذاری دستوری در کشورهای با درآمد پایین بسیار زیاد است. حتی در بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه کمک مالی برای محصولاتی که تحت کنترل قیمت هستند، مانند نفت، می تواند بخش بزرگی از مخارج دولت باشد که در برخی موارد بیش از ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی است. مستندش هم کشور خودمان ایران با محاسبه تولید ناخالص داخلی و قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ است.قیمت‌گذاری دستوری نهایتا چالش‌هایی را برای اجرای سیاست‌های پولی ایجاد می‌کند. در اقتصادهای پیشرفته سیاست پولی نقش بسیار مهمی در کاهش تورم و در اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه برای ثابت ماندن نرخ تورم ایفا می‌کند؛ که البته مشروط به شفافیت استراتژی‌های در کوتاه و بلند مدت است. این امر تا حد زیادی انتظارات بلندمدت تورمی را در راستای اهداف بانک مرکزی تثبیت کرده است.کنترل قیمت برای کاهش تأثیر نوسانات قیمت کالاها بر آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه استفاده شده است. به عنوان مثال استفاده موقتی از صندوق‌های تثبیت که شیلی و پرو از آن استفاده کرده‌اند یا استراتژی‌های پوشش ریسک ملی در مکزیک برای محافظت از مصرف‌کنندگان و بنگاه‌های داخلی در برابر افزایش قیمت کالاهای اساسی در بازارهای بین‌المللی استفاده شد. با این حال بیشتر دولت‌ها برای طراحی چارچوبی در راستای ارائه مزایای ماندگار مشکل دارند.با گذشت زمان، سیاست‌های تثبیت قیمت اغلب منجر به یارانه‌های پرهزینه و اختلال‌زا می‌شود، که چالش‌های مهمی را برای رشد، توسعه و سیاست‌های کلان اقتصادی ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که سایر ابزارهای سیاست ممکن است در دستیابی به اهداف حمایت اجتماعی مؤثرتر باشند. جایگزین کردن کنترل دستوری قیمت‌ها با شبکه‌های تأمین اجتماعی گسترده‌تر و هدفمندتر همراه با اصطلاحات ساختاری هم حامی فقرا و هم حامی رشد است. بهبود فضای رقابتی هم می‌تواند ابزار موثرتری برای کاهش هزینه‌ها برای مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان نسبت به استفاده از کنترل قیمت باشد.قوانین ضد انحصار که در اصل قوانین حمایت از مصرف‌کننده هم هستند، اجزای اساسی چارچوب های نهادی هستند که از مکانیسم‌های بازار حمایت می کنند. یک چارچوب قانونی و نظارتی صحیح که به نفع بازارهای رقابتی است، پاسخ مؤثرتری به بسیاری از مشکلاتی که کنترل دستوری قیمت‌ها ارائه می‌دهد. به عنوان مثال در رواندا - کشوری در مرکز آفریقا - حذف کنترل قیمت‌های دستوری و موانع ورود در بخش حمل و نقل به طور قابل توجهی رقابت را افزایش داد و هزینه‌های حمل و نقل را کاهش داد. حتی در موردی که شرکت‌های متصدی که سهم‌های بازار بزرگی را حفظ کردند، وجود رقابت و پتانسیل برای شرکت‌های جدید الورود، به‌طور قابل‌توجهی اضافه بها (فرابرد) آن‌ها را کاهش داد.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Tue, 11 Jul 2023 12:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیمت‌گذاری دستوری، سیاستی بی‌نتیجه با قدمت ۴ هزار سال!</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%AA-%DB%B4-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-oyq7vogr3zc5</link>
                <description>تاکنون مطالب بیشماری در انتقاد از ثابت‌ نگه‌داشتن قیمت کالاها یا همان سیاست قیمت‌گذاری دستوری نگاشته شده است. هشدارهای بانک جهانی، اقتصاددانان و سیاست‌گذاران، همگی پایین نگه‌داشتن دستوری قیمت کالاها و خدمات را به نفع هیچ کس نمی‌دانند. به‌ عنوان نمونه گزارشی از وب سایت اکونومیست در سال ۲۰۰۸ به ما می‌گوید که قیمت‌گذاری دستوری صرفا یک راهکار کوتاه مدت در اقتصاد است.این گزارش با اشاره به نرخ تورم کشورهای آسیایی مخصوصا چین و هند، بخشی از افزایش تورم را اتفاقا ناشی از تلاش مفرط برای کاهش قیمت‌ها می‌داند. به‌ گفته اکونومیست مدت‌هاست که هند برای طیف وسیعی از کالاها سقف قیمت تعیین می‌کند. تایلند، مالزی و فلیپین هم یارانه‌های جدید و کنترل قیمت‌های جدیدی وضع کرده‌اند. چین هم در سال ۲۰۰۸ قیمت انرژی، حمل نقل و آب را ثابت نگه داشت و اعلام کرد که تولیدکنندگان مواد غذایی ضروری مثل گوشت، غلات، تخم مرغ و روغن پخت و پز باید قبل از افزایش قیمت‌ها تاییدیه بگیرند.هر چند که سیاست‌مداران ادعا می‌کردند که قیمت‌گذاری دستوری یک اقدام موقتی است، اما اثرات مخرب کنترل قیمت‌ها روی انگیزه‌ها و کارایی، بیشتر از منافع آن خواهد بود. پایین نگه داشتن قیمت‌ها انگیزه تولیدکنندگان برای افزایش عرضه را کاهش می‌دهد که در نهایت افزایش قیمت‌ها و حجم تقاضا را در پی دارد. خصوصیتی که دستوری کردن قیمت‌ها را سیاستی متناقض می‌کند.گزارش دیگری از وب سایت اکونومیست با جمله‌ای از آلبرت انیشتین آغاز می‌شود. «تعریف دیوانگی این است که یک کار را بارها و بارها انجام دهید و انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشید!» منظور از این دیوانگی قیمت‌گذاری دستوری است. نوزدهم اکتبر ۲۰۲۱ روبرتو فلتی، وزیر بازرگانی داخلی آرژانتین فرمانی صادر کرد که بر اساس آن تا ژانویه ۲۰۲۲ قیمت ۱۴۳۲ محصول از پخش پنیر تا کِرِم‌های اصلاح صورت تعیین شده است. ضمیمه ۸۸۱ صفحه‌ای این فرمان حداکثر قیمت هر محصول را در ۲۴ استان کشور تا آخرین پزو - پول رایج آرژانتین - را مشخص کرده است. علت این کار عجیب و غریب افزایش ۵۳ درصدی قیمت‌ها در یک سال اخیر در این کشور بود.گزارش‌های انتقادی از ماجرای قیمت‌گذاری دستوری بی‌شمارند. قیمت‌ها با عرضه و تقاضا تعیین می‌شوند و این دو عامل شبیه دو لبه قیچی عمل می‌کنند؛ اما گاهی یک تیغه جدید مثل فشار سیاسی یا دولتی وارد معادله می‌شود و همه چیز را به‌هم می‌ریزد. اکونومیست در ادامه می‌نویسد که قیمت‌گذاری دستوری یک روش کهنه در اقتصاد است تا جایی که از رمزگشایی کدها روی لوح‌های حمورابی - سال ۱۷۹۲ پیش از میلاد - ردپایی از این سیاست به ما نشان می‌دهد.در ۷ ژانویه دولت آرژانتین فهرست قیمت‌های دستوری را به روزرسانی کرد که بیش از ۳۰۰ کالای مصرفی مانند کاهو و چای را تنظیم می‌کرد. مصرف کنندگان از طریق یک اپلیکیشن موبایلی می‌توانستند کمبود کالا یا سرپیچی از قیمت‌های دولتی را گزارش کنند. مطابق با داده‌های جدید بانک جهانی، ۸۹ درصد اقتصادهای در حال توسعه در قیمت انرژی، ۷۶ درصد در قیمت کالاهای اساسی (مانند نان در بنین، شکر در کنگو و برنج در هاییتی) و ۱۳ درصد در قیمت مواد اولیه ساخت و ساز دخالت می‌کنند.یکی دیگر از دلایل مخالفت با قیمت‌گذاری دستوری این است که نمی‌توان آن‌ها را دیگر تغییر داد. به عبارت دیگر حذف یا تغییر آن‌ها منجر به بحران اجتماعی – اقتصادی خواهد شد. مصداق بارز آن اعتراضات شیلی است. افزایش نرخ کرایه در متروی سانتیاگو جرقه ناآرامی‌های گسترده‌ای بود که ارتش شیلی را به خیابان‌ها آورد و منجر به کشته شدن ۲۹ نفر شد. یا کشور مصر که یارانه گاز، بنزین و برق را کم کرد و قیمت‌ها را افزایش داد - هر چند که ما به تفاوتش را خرج آموزش و درمان کرد - اما هیچ شهروندی از این اقدام دولت رضایت خاطر نداشت. بنابراین به نظر می‌رسد بهتر است از ابتدا، چیزی به‌نام قیمت‌گذاری دستوری وجود نداشته باشد که بعدا در پی حذف یا تغییر آن باشیم.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Thu, 20 Apr 2023 14:53:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزنامه‌نگاری ِعصا قورت‌ داده</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%90%D8%B9%D8%B5%D8%A7-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-tgvk152ufnve</link>
                <description>در روزنامه‌نگاری مدرن، مخاطبان کودکان بازیگوشی هستند که اگر برای آن‌ها قصه نگوییم مثل ماهی از دستانمان لیز می‌خورند و سراغ قصه‌گوی دیگری را می‌گیرند. حالا که همه رسانه‌های جهان در پی تقویت قصه‌گویی هستند، رسانه‌ها در ایران نقش آن پدربزرگ عصا قورت‌داده‌ای را ایفا می‌کنند که غیر از داستان‌های تذکره‌الاولیا هیچ قصه دیگری بلد نیست یا دست‌کم انگیزه‌ای برای بهتر قصه‌گفتن ندارد.چندی پیش یک رسانه محلی در ترکیه قصه مرد پنجاه‌ ساله‌ای را روایت کرد که برای گشت‌و‌گذار و خوشگذرانی شبانه با جمعی از دوستانش از خانه بیرون رفته بود و پس از مصرف مشروبات الکلی پرسه‌زنان وارد یک جنگل شد و بازنگشت. دوستان «بیهان موتلو» که از ناپدیدشدنش نگران بودند، ماجرا را به مقام‌های محلی گزارش دادند و یک تیم جست‌وجو برای پیداکردن او تشکیل شد. قسمت غریب ماجرا اما آنجا بود که پس از چند ساعت که تیم جست‌وجو با صدای بلند نام بیهان را فریاد می‌زد، ناگهان مردی از میان جمع فریاد زد: دنبال کی می‌گردید؟ من اینجا هستم. عجیب‌تر از آن، اینکه معلوم نیست اساسا بیهان کی و چگونه به تیم جست‌وجوی خودش پیوست و اینکه چطور دوستانش متوجه نشدند که او تمام مدت بیخ گوش خودشان بوده و آن‌ها بی‌خبر نامش را فریاد می‌زده‌اند.احتمالا اگر چنین اطلاعاتی پیش از انتشار به تحریریه‌های فارسی‌زبان در ایران می‌رسید، دبیرهای تحریریه به علت «نداشتن ارزش خبری» پرداختن به آن را بی‌اهمیت می‌دانستند؛ این در حالی است که کافی‌ست نام «بیهان موتلو» را به انگلیسی سرچ کنید تا متوجه اهمیت این خبر برای رسانه‌های جهان شوید.به نظر می‌رسد که معنا و مفهوم «ارزش خبری» در روزنامه‌نگاری جدید تغییر کرده و رسانه‌ها علاقه‌مند به روایت واقعیاتی هستند که سرشار از تخیل، جذابیت و سرگرمی است؛ روایت‌هایی که مثل سیاست‌گذاری‌های جدید یا تغییر قیمت کالاها در زندگی روزمره تأثیر مادی ندارد اما مخاطبان را به فکر فرو می‌برد یا دست‌کم با تخیلشان بازی می‌کند.مثل داستان مرد رمال پاکستانی که برای کمک به پسردارشدن یک زن، در سرش میخی به اندازه پنج سانتی‌متر کوبید. داستانی که البته صرفا سرگرم‌کننده نیست و می‌تواند وجهه‌های انتقادی زیادی داشته باشد؛ شبیه انتقاد از دنیای بی‌معنای رمالی و فال‌گیری یا انتقاد از شوهر زن مذکور که همسرش را تهدید کرده بود که اگر برای چهارمین‌بار دختردار بشود، او را ترک خواهد کرد. به این ترتیب، ژورنالیست می‌تواند با یک روایت بدیع و خلاق، ذهن مخاطب را به شکل‌ عمیقی درگیر کند تا به او بفهماند که در مناطقی از پاکستان تمایل خانواده‌های فقیر به پسردارشدن به امید کمکشان به اقتصاد خانواده است و در این هرج و مرج مراجعه به رمال و دعانویس در این منطقه افزایش پیدا کرده و گاهی منجر به سوءاستفاده‌های این‌چنینی می‌شود.حتی اگر این اطلاعات برای ژورنالیسم ایرانی – اگر بتوان چنین عبارتی را به‌کار برد – مهم باشد، دست‌کم شیوه روایت قصه با استراتژی‌های روایت جدید زمین تا آسمان فرق می‌کند. برای رسانه ایرانی، افزایش نرخ رجوع به رمال در پاکستان گزارشی خواهد بود که به شکل تاریخی با لید توسط روزنامه‌نگاران تنظیم و در رسانه‌ها منتشر می‌شود. یا اینکه روزنامه‌ای در ایران یک گزارش طولانی از ریز به ریز ماجرا ارائه می‌کند. به هر حال، نقطه قابل توجه اینجاست که احتمالا هنوز هیچ امکانی برای روایت یک داستانِ کوتاهِ جذاب در کپشنِ صفحهِ اینستاگرام ِیک رسانه در ایران وجود ندارد.از قصه‌های ناگفته روزنامه‌نگاری در ایران و قصه‌گوهای عصاقورت‌داده که بگذریم، به ماجرای تکراری و مهم پلتفرم‌های رسانه‎‌های اجتماعی خواهیم رسید. شبکه‌هایی که این روزها رسانه‌ها ناگزیر به استفاده از آن‌ها هستند و باید گفت که رسانه‌های جهان در یکی دو دهه اخیر استفاده حرفه‌ای از پلتفرم‌ها را به‌خوبی یاد گرفته‌اند. روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در اینستاگرام نزدیک به ۶ میلیون دنبال‌کننده دارد. نیویورک‌تایمز و حتی بی‌بی‌سی فارسی بیش از ۱۵ میلیون دنبال کننده دارند. این در حالی است که روزنامه کثیرالانتشار دولت جمهوری اسلامی، روزنامه ایران، در حال حاضر صفحه‌ای در اینستاگرام ندارد. دنبال‌کنندگان سایر روزنامه‌های ایرانی هم از ۵۰ هزار نفر تجاوز نمی‌کند.کم‌مخاطب‌بودن رسانه‌های ایرانی در اینستاگرام تنها به مسئله سانسور یا دست‌های بلند و مداخله‌گر دولت در عرصه فرهنگ و رسانه ارتباطی ندارد. هرچند که این موضوع تأثیراتی دارد که پرداختن به آن جستار دیگری را می‌طلبد.صفحه رسمی بی‌بی‌سی انگلیسی در اینستاگرام گزارشی در مورد سگ‌های نگهبان غذای مشتری در رستورانی در سیدنی نوشته است. داستان در مورد رستوران کنار دریاچه است که تا پیش از حضور سگ‌ها، مرغان دریایی مزاحم مشتری‌ها می‌شدند و به غذایشان دست‌درازی می‌کردند. حالا مدیر این رستوران چند سگ و نگهبان دور دریاچه استخدام کرده تا با دویدن به سمت پرندگان آرامش مشتری‌هایش را حفظ کند. جالب‌تر اینجاست که بی‌بی‌سی فارسی زیر این پست اینستاگرامی کپشنی کوتاه نوشته که با این جمله شروع می‌شود: «انیمیشن سگ‌های نگهبان (Paw Patrol) را فراموش کن. گشت پرنده اینجاست!»‍احتمالا این سوژه هم از نظر اکثر مدیران رسانه ایرانی ارزش خبری ندارد. چه رسد به اینکه روزنامه‌نگار و فیلم‌بردار را به محل بفرستیم تا گزارش ویدئویی و مکتوب از ماجرا تهیه شود؛ بعد در تحریریه ویدئو را تدوین کنیم، زیرنویس بگذاریم و آماده برای انتشار در اینستاگرام کنیم. یا اگر به فرض محال ارزشی برای پرداختن داشته باشد، احتمالا نوشتن جمله‌ای که ما را یاد یک کارتون بیندازد، کودکانه و احمقانه است. «روزنامه‌نگاری یک عرصه جدی است.»</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Fri, 03 Feb 2023 00:23:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظریه گیم: تأثیرات بازی‌های ویدئویی بر مغز</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-zp3kmbtbwc8l</link>
                <description>این گزارش را تقریبا یک سال پیش برای یک انتشارت ترجمه کردم. اما نمی‌دانم سرنوشت زحمت معنوی بنده چه شد. فکر کنم هیچ گاه منتشر نشد و حتی شاید خودشان هم یادشان نباشد. احتمالا دارد در آرشیوشان خاک می‌خورد. به‌ همین خاطر گفتم برای دل خودم هم که شده، آن را بازترجمه، ویرایش، خلاصه و منتشر کنم. باشد که رستگار شویم.&quot;هرگز رفقایم را ندیدم. چاق و تنبل شدم و تقریبا همه زمانم را پشت کامپیوتر خمیده و خموده سپری می‌کردم.&quot;این نقل قولی از روزنر است. کسی که برای دو سال، روزانه بیش از 18 ساعت بازی ویدئویی انجام داده است.نزدیک بود روزنر به‌خاطر گیم، دانشگاه را رها کند. بر اساس یک مطالعه در گروه ان.پی.دی - یک شرکت تحقیقات بازاریابی بین‌المللی است - وسواس روزنر به گیم منحصر به فرد نیست. از هر 10 کودک، 9 نفر بازی رایانه‌ای انجام می‌دهند یعنی 64 میلیون کودک. بسیاری از کودکان پیش از آنکه بتوانند حتی یک جمله سرهم‌بندی کنند، با کیبوردها یا تلفن‌های هوشمند کار کرده‌اند. مشکل اینجاست. بسیاری از محققان معتقدند که گیم بازی کردن مفرط قبل از سنین 21 – 22 می‌تواند مغز را دوباره سیم‌کشی(1) کند.محققان در چین از 18 دانشجو که میانگین 10 ساعت در یک روز بازی «جهان جنگ‌پیشه (World of Warcraft)» را انجام می‌دادند، ام.آر.آی مغزی گرفتند و آنها را با گروه کنترل یعنی کسانی که روزانه کمتر از دو ساعت بازی کرده بودند، مقایسه کردند. قشر خاکستری مغز گروه اول کمتر بود. تا آنجا که دانشمندان در اوایل دهه 1990 هشدار دادند که گیم تنها بخشی از مغز که به کنترل بینایی و حرکت مربوط است، را برمی‌انگیزاند. سایر بخش‌های ذهن که مسئول رفتار، احساسات و یادگیری هستند، توسعه نایافته می‌شوند.یک پژوهش منتشر شده در مجله علمی نیچر در سال 1998 نشان داده است که ویدئو گیم‌ها عصب میانجی نشاط‌ آور یا همان دوپامین(2) را در بدن آزاد می‌کنند. میزان آزاد شدن دوپامین حین گیم برابر با میزانی است که بعد از تزریق درون وریدی موادهای محرکی مثل آمفتامین و ریتالین(متیل‌فنیدات) مشاهده شده است.با این حال، با وجود شواهد زیاد تأثیرات شناختی، رفتاری و شیمیایی اعصاب(3) گیم، تعریف مفهوم &quot;اعتیاد به گیم&quot; – آنلاین یا آفلاین – دشوار است. بعضی پژوهشگران می‌گویند که اعتیاد به گیم یک اختلال روانپزشکی مشخص است اما بعضی دیگر معتقدند که &quot;اعتیاد به گیم&quot; ممکن است بخشی از یک اختلال روانپزشکی دیگر باشد. طبق اعلام نسخه فعلی و پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی(دی.ام.اس)، پژوهش‌های بیشتری لازم است تا چیزی تحت عنوان &quot;اختلال بازی اینترنتی&quot; را به شمار آوریم.با این حال، متخصصان ویژگی‌های اعتیادآور گیم را تأیید می‌کنند چرا که گیم‌های ویدوئی پیش‌بینی ناپذیری، سرعت زیاد و میل به لذت آنی را برآورده می‌کنند. سه چیزی که مغز انسان بر اساس آن طراحی شده است.دکتر دیوید گرینفیلد، موسس مرکز اعتیاد به اینترنت و فناوری و استادیار بالینی روان‌پزشکی در دانشگاه کِنه‌تیکت می‌گوید که گیم‌ها مراکز درک لذت در مغز را با دوپامین پر می‌کنند.» او توضیح می‌دهد که گیم‌ها به بازیکنان لذت ناگهانی اما موقتی می‌دهند. با وجود دوپامین اضافی گیم که در کمین ماست، مغز پیام تولید کمتر میانجی عصبی حیاتی(دوپامین تنها یکی از میانجی‌های عصبی است) را دریافت می‌کند و در نتیجه گیمرها با از بین رفتن ذخیره دوپامین مواجه می‌شوند.طبق توصیه دکتر گرینفیلد، نوجوانان خوگرفته به این بازی‌ها که علائم بازی نکردن و یا حتی پرخاشگری را از خودشان نشان می‌دهند، باید از گیم محروم شوند.در عین حال، همه گیم‌ها بد نیستند. ویدئو گیم‌ها به چند طریق می‌توانند برای ذهن سودمند باشند. مثلا افزایش درک بصری، افزایش قابلیت انجام همزمان چند کار یا عوض بدل کردن چند کار و پردازش بهتر اطلاعات. جودی ویلز، متخصص مغز و اعصاب، دانشیار و عضو آکادمی مغز و اعصاب آمریکا مدل بازی ویدئویی را درخشان توصیف می‌کند. او می‌گوید که گیم به‌گونه اطلاعات را به خورد مغز می‌دهد که یادگیری به حداکثر می‌رساند.پرورش ذهن در گیمبازی‌های ویدئویی بر اساس سیستم پاداش غیرقابل پیش‌بینی طراحی شده‌اند. هیجان اینکه ممکن است در بازی فوتبال گلی بزنید یا [در یک بازی اکشن] جنگجویی را بکشید، در حالی که از زمان وقوع آن اطلاع ندارید، شما را همواره در بازی نگه می‌دارد. دکتر گرین فیلد سیستم پاداش گیم را با ماشین‌های اسلات(4) این‌همان می‌داند. گیمرها بعد از مدتی  دچار یک باور تزلل‌ناپذیر می‌شوند و آن این است که «این دفعه می‌ترکونم(ردش می‌کنم)»کشش قدرتمندی در مغز ِدر حال رشد نوجوانان وجود دارد که [از این طریق] تحت نفوذ قرار می‌گیرد. دکتر تام هامر، استادیار پژوهشی گروه روانپزشکی در دانشگاه ایندیانا آمریکا توضیح می‌دهد که قشر پیش پیشانی(5) – محل قضاوت، تصمیم‌گیری و کنترل تکانه(6) _ در دوره نوجوانی مجددا سازماندهی می‌شود. این مرکز کنترل اجرایی برای سبک و سنگین کردن خطرات و پاداش‌ها و متوقف کردن پیگیری‌های پاداش فوری(مثل پاداش‌های گیم) به نفع اهداف بلند مدت‌تر ِاکتسابی - مثل دانش‌آموزی که هفته آینده آزمون شیمی دارد - ضروری است.مردان بالغی که طی دو هفته شدیدا بازی ویدئویی خشونت آمیز انجام می‌دهند، در مقایسه با کسانی که بازی نمی‌کنند؛ فعالیت کمتری در مهم‌ترین نواحی مغزشان دارند. نواحی‌ای که در تلاش برای کنترل رفتار هستند.این قسمت از مغز تا 25 یا 30 سالگی صلاحیت فهمیدن این مسئله را ندارد که چرا جوانان درگیر ساعت‌ها بازی هستند و نیازهای اولیه مانند غذا، خواب و بهداشت را نادیده می‌گیرند. بدون لوب پیشانی رشد یافته، نوجوانان کمتر قادر به سنجش نتایج منفی و مهار کردن رفتارهای بلقوه مضر هستند. مثل بازی ویدئو گیم‌های بیش از حدی که رشد قشر پیشانی را تحت فشار قرار می‌دهد.بسیاری از کارشناسان نگران ویدئو گیم‌های خشونت آمیز هستند. در پژوهشی روی 45 نوجوان، فقط 30 دقیقه بازی‌ ویدئویی به سرعت فعالیت قشر پیشانی مغز را در مقایسه با کسانی که بازی‌های غیرخشن انجام دادند، کم کرده است. این تحقیق نشان داده که تنها 10 تا 20 دقیقه از بازی‌های ویدئویی خشن تکاپوی نواحی مرتبط با برانگیختگی، اضطراب، و واکنش‌های هیجانی را افزایش می‌دهد. در حالی که همزمان فعالیت در قشر پیشانی مرتبط با تنظیم هیجان و کنترل مرکزی را کاهش می‌دهد.محققان می‌گویند که دوپامین رها شده از گیم به حدی قدرتمند است که می‌تواند قشر پیشانی مغز را مسدود کند. به همین خاطر است که گیمرهایی مثل روزنر می‌توانند 18 ساعت بی‌وقفه بازی کنند. دکتر گرین فیلد می‌گوید که کودکان خودشان را جلوی کامپیوتر ولو می‌کنند و 8، 10، 25، و 36 ساعت آنجا می‌مانند و برای بچه‌هایی مثل روزنر که حس طرد اجتماعی دارند، حرفه‌ای بودن در دنیای گیم می‌تواند به آنها حس برتری و اعتماد به نفس دهد. حسی که از دنیای واقعی نمی‌گیرند. دکتر گرین فیلد می‌گوید که وقتی به یکی از گیمرهای برتر یک بازی مثلا جهان جنگ‌پیشه(World of Warcraft) تبدیل می‌شوید، ده‌ها هزار بازیکن ضرورتا تحت نظر شما هستند؛ بنابراین شما به یک خدای مجازی تبدیل می‌شوید.روزنر که به سرعت در جهان بازی معروف شد، تعریف می‌کند، انجمن خودم - QT Yacht Club - را راه‌اندازی کردم، و آن را یک شغل تمام وقت تقلی می‌کردم. سایت را نگه داشتم و بازیکنان جدید جذب و حملات را رهبری کردم. روزنر می‌گوید کسانی به او پیام می‌دادند که او را نمی‌شناختند. آنها می‌گفتند که چه قدر فوق العاده‌ است و این روند کاملا متضاد چیزی بود که در زندگی واقعی داشته است چرا که بازی جهان جنگ پیشه به‌سرعت از هر چیزی پیشی می‌گرفت.تمرین مکرر هر چیزی مغز را از نظر فیزیکی تغییر می‌دهد. با زمان و زحمت در تکلیف خاصی که آن را تمرین می‌کنید، بهتر می‌شوید. خواه شلیک به دشمن در یک بازی ویدئویی یا ضربه به توپ در بازی بیس‌بال. این فعالیت‌های پی در پی و پندارها، ارتباط بین سلول‌های مغزی را تقویت می‌کند و گذرگاه‌های عصبی بین بخش‌های مختلف مغز می‌سازد. هر چه یک فعالیت مشخص را تمرین کنید، گذرگاه‌های عصبی قوی‌تر می‌شود و این بنیان شالوده‌های ساختار یادگیری هستند.اصطلاح «استفاده نکنی، پریده» نه تنها برای عضلات بدن بلکه برای مغز هم صدق می‌کند. گذرگاه‌های مغزی که استفاده نمی‌شوند؛ دست آخر از بین می‌روند.در اوایل دهه  2000 میلادی، بیشتر تحقیقات نشان می‌دهد که آموزش همیشگی و شناختی در کاری که باید روی آن تمرکز کنید، بسیار خاص است. بهتر انجام دادن کارهای فردی کوچکی که به مردم سپرده می‌شود، آسان است مثل مرتب کردن یک لیست بر اساس حروف الفبا یا کامل کردن جدول معمایی. اما به طور کلی این تکالیف هیچ گاه ترجمان بهتر فکر کردن نیست. این یکی از مشکلات ابزارهای آموزشی مغز است. بازی‌های ویدئویی متمایز از دیگر انوع آموزش‌های مغز به‌نظر می‌رسند.دکتر سی شاون گرین، استادیار رواشناسی دانشگاه ویسکانسین توضیح می‌دهد که بازی‌های ویدئویی برخلاف دیگر ابزارهای آموزشی مغز، مراکز عصبی پاداش را فعال کرده و مغز را بیش از پیش پذیرای تغییر می‌کند.برای مثال تحقیقات نشان می‌دهد که بازی‌های اکشن قابلیت‌های بصری را تقویت می‌کند. مثل ردیابی شی چندگانه، معکوس کردن ذهنی اشیاء، و ذخیره و مهندسی کردن آنها در مراکز عصبی مغز. این نکته حتی درباره زیانبارترین گیم‌های اکشن‌ هم صدق می‌کند.بعضی گیم‌ها از گیمرها می‌خواهند که به یک راهبرد کلی فکر کنند، چند تکلیف به صورت همزمان انجام دهند، و تصمیماتی بگیرند که عواقب فوری و بلند مدت دارد. دکتر ویلیز می‌گوید که این ویژگی‌ها بسیار شبیه مشاغلی چند وظیفه‌ای هستند. این جوانان ممکن است برای عوض بدل کردن از یک وظیفه به وظیفه دیگر آماده‌تر باشند، اطلاعات جدید را مطابقت و راهبرهایشان را با ورودی‌های جدید تغییر دهند.تمرین افراطی مهارت‌های مفید هم مطمئنا می‌تواند مشکل‌ساز شود. گذشته از آن، وقتی بچه‌ها به چندوظیفگی و پردازش حجم وسیعی از دانش به طور همزمان خو می‌گیرند، ممکن است که برای تمرکز روی درس در محیط کلاس مشکل داشته باشند.آسیب پذیری مغز در بازی‌های ویدئوییاین ویژگی ماهوی گیم‌های اکشن مخصوصا بازی‌های خشن، تنها جوانان را برای توجه، تنش و خشم جذب نمی‌کند؛ بلکه تمایل به تشدید کردن رفتارهای منفی دارد. تعدادی از شرکت‌ها سعی کرده‌اند که بازی‌های مفیدی برای کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی7 بسازند، موفقیت کمی داشتند. دکتر هامر می‌گوید که ساختن بازی‌های هیجان‌انگیزی که اختلال کم‌توجهی – بیش فعالی را تقویت نکند، بسیار دشوار است. در عوض کودکان مبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی اغلب بازی‌های ویدئویی اکشن انجام می‌دهند تا حواس پنجگانه را پر از تحریک‌های بصری، چالش‌های حرکتی و پاداش‌های فوری کنند. در چنین بستری، عملکرد مغز ِمبتلا به اختلال کم توجهی - بیش فعالی این کودکان را تا حدی متمرکز می‌کند که در حین بازی علائمی مانند حواس‌پرتی را نشان نمی‌دهند.یکی از مهم‌ترین موضوعات یک دیدگاه درمانی این است که چگونه به کودکی که جهان را به صورت آنلاین رهبری و حد بالایی از درون‌داد حسی را تجربه می‌کند، بگوییم که جهانی واقعی را زندگی کند که به آن اندازه هیجان‌انگیز نیست؟ این موضوعی است که دکتر گرین فیلد آن را مطرح کرده است.مخاطرات ممکن است برای کودکانی که مشکلات رفتاری دارند و از خلال خشونت بازی‌های ویدئویی تسلی خاطر می‌یابند، بیشتر باشد. با وجود اختلاف نظر کارشناسان درباره تأثیرات بازی‌های خشونت آمیز - اگر وجود داشته باشد - بر رفتار خشن واقعی، بعضی پژوهش‌ها پیوندی میان بازی ویدئو گیم‌های خشن و پندار پرخاشگرانه و رفتار را نشان می‌دهد.به‌گفته کارشناسان، بازی‌های ویدئویی می‌تواند برای کودکی که از پیش خصوصیات پرخشاگرانه داشته، مشکل‌ساز باشد؛ چرا که بازی‌های ویدئویی به تمایلات پرخاشگرانه پاداش می‌دهد. در واقع، دو پژوهش غیرمرتبط با هم مشخص کردند که تنها 10 تا 20 دقیقه از انجام بازی‌های خشونت آمیز پندارهای پرخاشگرانه را در مقایسه با کسانی بازی‌های غیرخشن بازی کردند، افزایش می‌دهد.هر چند که همه بازی‌ها [در این قاعده] شبیه هم نیستند و همچنین واکنش هر فرد به آنها متفاوت است. به نظر دکتر هامر پرسش از تأثیرات بازی‌های ویدئویی شبیه پرسش از تأثیرات خوردن غذا است. بازی‌های متفاوت، کارهای متفاوتی می‌کنند. تا زاویه دیدتان چه باشد، بازی‌ها مزایا و معایبی دارند.بازی برای روزنر مضر بود. نمراتش پایین آمد. وظایفش را انجام نداد و تقریبا در تکمیل اولین سال دانشگاهش ناکام ماند. روزنر می‌گوید که وقتی در دانشگاه بود، می‌توانست رویای کارگردان سینمایی شدن را دنبال کند اما آن را رها کرد. مشاورش به او دو گزینه داد، همه مقالاتش در سال اول را طی سه هفته تکمیل کند، یا بیفتد و سال اول را دوباره بخواند. روزنر می‌گوید که«نمی‌خواستم به خودم و پدر و مادرم ضد حال بزنم؛ بنابراین بازی جهان جنگ پیشه را حذف کردم و روی وظایفم متمرکز شدم.»پس از اینکه روزنر از بازی فاصله گرفت، روزنر تفریحات دیگر پیدا کرد. به باشگاه ورزشی رفت، مجری‌گری پخش موسیقی را در دانشگاهش آغاز کرد، و از نظر اجتماعی پویاتر شد. روزنر می‌گوید که باروش نمی‌شود که از گیم روی‌گرداننده‌ام.از قضا، بازی جهان جنگ پیشه باعث رسیدن روزنر به رویای ساختن فیلم شد. مستند روزنر با عنوان در زندگی واقعی، سرگذشتش از سورین و چگونگی یادگیری رهایی از گیم را شرح می‌دهد. بیش از یک میلیون نفر در سراسر جهان فیلمش را مشاهده کردند. .این روزها، گیم فقط یکی از سرگرمی‌های روزنر است. او فقط گاهی اوقات بازی جهان جنگ پیشه را را بازی می‌کند. اما دیگر بازی زندگی او را کنترل نمی‌کند. روزنر می‌گوید: «مردم هنوز در مورد نقش گیمی من، سورین می‌پرسند اما من فهمیدم که دستیابی به قابلیت‌ها در زندگی واقعی، به مراتب پاداش بیشتری دارد.منبعپایان[1]. سیم‌کشی مجدد مغز: به گزارش نوروسافاری از دانشگاه ام آی تی، تغییرات موضعی در اتصالات عصبی در طول عمر اتفاق می‌افتد. با بیش از ۱۰۰ میلیارد نورون و ۱۰۰ تریلیون اتصال - یا سیناپس‌ها - بین این نورون‌ها در مغز انسان بالغ، جای تعجب نیست که برخی مسیرها از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شوند. وقتی چیز جدیدی یاد می‌گیریم، اتصالات بین سلول‌های عصبی مرتبط با یکدیگر تقویت می‌شود. بر اساس نظریه دونالد هب، یکی از تأثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم، “سلولهای عصبی که به هم شلیک می‌کنند، به هم سیم‌کشی می‌کنند”- با تشکیل سیناپس‌های جدید یا ارتباط موثرتر آنهایی که قبلاً وجود داشتند. این توانایی برای تنظیم مجدد اتصالات عصبی در سطح موضعی یک ویژگی اصلی مغز است و ما را قادر می‌کند زیرساخت‌های عصبی را متناسب با نیازهای خود تنظیم کنیم.2. دوپامین (Dopamine) یک پیام‌رسان عصبی، را می‌توان مشهورترین ساکن سرزمین مغز دانست. با وجودی که انواع مولکول‌ها و مواد شیمیایی در مغز ما به فرایند اندیشیدن و تحلیل کردن و کنترل بدن کمک می‌کنند، اما در میان آن‌ها، کمتر ماده‌ای به اندازه‌ی دوپامین شهرت به دست آورده است. اگر چه گاهی در گفتگوها و متن‌های عمومی، دوپامین به عنوان عامل شیمیایی مرتبط با لذت و اعتیاد شناخته می‌شود، اما کارکرد دوپامین، بسیار فراتر از این‌ها است. دوپامین کارکردهای متعددی دارد که کمک به کنترل حرکت‌ و کنترل توجه، خواب، حافظه ، تأثیرگذاری بر خُلق و پیش بینی لذت، تنها چند نمونه از آن‌هاست.3. شیمی اعصاب (به انگلیسی: Neurochemistry) دانشی است که به مطالعهٔ مواد شیمیایی عصبی و مطالعهٔ پیامرسان‌های عصبی و نقش آن‌ها در دستگاه عصبی بدن و تأثیرات آن‌ها بر نورون‌ها می‌پردازد. این دانش به نزدیکی عملکرد مواد شیمیایی عصبی را بررسی می‌کند و عواملی را که بر کارکرد آن‌ها تأثیرگذار هستند را نیز بررسی می‌کند.4. دستگاه‌های اسلات ماشین یکی از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین، دستگاه‌‌های بازی قمار هستند. معمولا از سه و یا تعداد بیشتری حلقه تشکیل شده است که با فشردن یک نقطه مخصوص به حرکت در می‌آید. امروزه دستگاه‌ها و بازی‌های اسلات با تعداد حلقه‌های گوناگون طراحی می‌شود.5. سیاری از نویسندگان، نشان داده‌اند پیوندی میان اراده فرد برای زندگی، شخصیت و قشر پیش پیشانی وجود دارد. این قسمت از مغز در فرایندهایی مثل برنامه‌ریزی رفتارهای شناختی پیچیده، بیان شخصیت، تصمیم‌گیری و تعدیل رفتار اجتماعی نقش دارد. در واقع فعالیت اصلی این قسمت از مغز، تنظیم اعمال و افکار بر اساس اهداف درونی است. معمول‌ترین اصطلاح روان‌شناسی که عملکرد قشر پیش‌پیشانی را بیان می‌کند، عملکرد اجرایی است. عملکرد اجرایی به مواردی مثل تمییز دادن میان افکار متناقض، تشخیص خوب و بد، بهتر و بهترین، تشابه و تفاوت، عواقب فعالیت‌های کنونی، فعالیت کردن در مسیر یک هدف مشخص، پیش‌بینی نتایج، انتظار مبتنی بر عمل، کنترل اجتماعی اشاره دارد.6. کنترل مهاری که به آن مهار پاسخ نیز می‌گویند، یک فرایند شناختی است و به‌طور خاص تر، یک عملکرد اجرایی - این به فرد اجازه می‌دهد تا از انگیزه‌های خود و پاسخ‌های رفتاری طبیعی، عادی یا مسلط به محرک‌ها (a.k.a. همان پاسخ‌های پیش توان) جلوگیری کند تا رفتار مناسب تری را که با تحقق اهداف آنها سازگار است ، انتخاب کند. خود کنترلی جنبه مهمی از کنترل مهاری است. به عنوان مثال، سرکوب موفقیت‌آمیز پاسخ رفتاری طبیعی برای خوردن کیک هنگامی که فرد هوس آن را می‌کند در حالی که رژیم غذایی به سر می‌برد نیاز به استفاده از کنترل مهاری دارد.7. اختلال کم توجهی-بیش فعالی که تحت عنوان ADHD می‌شناسیم که یکی از موارد اختلالات رشدی حساب می‌شود که تحت تاثیر تعامل شاخصه‌های ژنتیکی و شرایط محیطی در کودک به‌وجود می‌آید. در اختلال یادشده عمده نشانه‌های ایجاد شده عبارتند از فعالیت بدنی غیرعادی و کندی در یادگیری کودک که خود معمولا ناشی از عدم توانایی دقت و تمرکز است در کنار که با آن همراه است.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Sun, 29 Jan 2023 10:37:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیلی کوتاه؛ درباره رمان بیگانه آلبر کامو</title>
                <link>https://virgool.io/@hajiparvane/%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88-wxrcjkuavsse</link>
                <description>مورسو(شخصیت اول رمان بیگانه) بیگانه نیست. بیگانه کسی است که مورسو را  بیگانه می‌داند. بیگانه کسانی هستند که از شور حقیقت و شور زندگی دور شده و  ردای دروغ و ریاکاری به تن کرده‌اند. کسی که در “بازی” شرکت نمی‌کند و ره  انزوا و اندوه پی می‌گیرد، نه دیوانه‌ است و نه افسرده. او خسته است. همیشه  و از همه چیز خسته است. شیوه‌ای از پس زدن هر آنچه میخواهد معنایی کاذب به  چیزها بدهد. درست مثل مورسو.(پاراگراف ذیل قصه را لو می‌دهد) مورسو کارمندی است در الجزیره. تلگرامی دریافت می‌کند که حاکی از مرگ مادرش در  خانه سالمندان است. دو روز مرخصی می‌گیرد، به مراسم تشییع جنازه و تدفین می‌رود و به الجزیره بازمی‌گردد. به ساحل دریا می‌رود؛ در آنجا دوست دخترش “ماری” را می‌بیند و با او به سینما می رود؛ با هم به خانه مرسو می‌روند و  عشق بازی می‌کنند. مرسو تصادفاً در ماجرای نامطبوع و کثیف همسایه‌اش “رمون”  درگیر می‌شود. رمون دلال محبتی است که وارد نزاع خطرناکی با چند عرب شده  است. یک روز یکشنبه رمون، مورسو و ماری با هم برای تفریح بیرون می‌روند. عرب‌ها تعقیبشان می‌کنند رمون با آنها دست به یقه می شود بعد مورسو که از  سر احتیاط هفت تیر رمون را برداشته است، به یکی از عرب‌ها برمی‌خورد. تیغه  چاقویی زیر نور آفتاب برق میزند مرسو ماشه را می‌کشد. مورسو دستگیر، محاکمه  و محکوم به مرگ می شود.وقتی ماری(معشوقه مورسو) از او در مورد احساسش و تمایلش به  ازدواج می‌پرسد، مورسو پاسخ می‌دهد که فرقی نمی‌کند و  اگر او می‌خواهد، می‌توانیم این کار را بکنیم. آن وقت معشوقه می‌خواهد بداند که آیا مورسو دوستش دارد یا خیر؟مورسو بار دیگر می‌گوید که  این حرف هیچ معنایی ندارد، ولی بی شک دوستت ندارم. ماری می‌پرسد “پس در این صورت  چرا با من ازدواج می کنی؟” و او توضیح می‌دهد که این امر هیچ اهمیتی ندارد و  اگر او مایل باشد می‌توانند ازدواج کنند”به همین ترتیب وقتی بازجو از مورسو در مورد پشیمانی از عملش می‌پرسد، وقتی سخن از اعتقاد به خداوند مطرح می‌شود و وقتی دادستان یا وکیل در مورد  احساس مورسو در روز مرگ مادرش می‌پرسد، ما(خوانندگان) با پاسخ‌های عجیب و  غریب رو‌به‌رو می‌شویم علتش این است که ما در “بازی” شرکت می‌کنیم. بازیِ  اینکه به کسی ابراز علاقه کنیم که او را واقعا دوست نداریم، بازی وعده و  وعید‌های دروغین، بازیِ ابراز پشیمانی از عملی که از آن پشیمان نیستم،  بازیِ عذرخواهی از کاری که واقعا آن را بد نمی‌دانیم، بازی ِاعتقاد  ریاکارانه به خدا برای رسیدن به منفعت فردی بی‌آنکه اعتقادی وجود داشته  باشد. شرکت نکردن در “بازی” درست مثل مواجهه با بیگانه برای ما  شرکت‌کنندگان [در بازی] مواجهه با امر ناآشنا است. سالها بعد از به پایان  رسیدم رمان بیگانه، آلبر کامو نوشت: قهرمان کتاب من به این دلیل محکوم  می‌شود که در [این] بازی شرکت نمی‌کند.</description>
                <category>عرفان حاجی پروانه</category>
                <author>عرفان حاجی پروانه</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jan 2023 12:37:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>