<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد پورحسینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ham3d</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:50:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/522/avatar/9xiOVc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد پورحسینی</title>
            <link>https://virgool.io/@ham3d</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دیوار، مهم‌ترین اتفاق سال ۹۹ برای من</title>
                <link>https://virgool.io/@ham3d/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-bjtw6lug4sxp</link>
                <description>حامد پورحسینیتولد ۹ سالگیِ دیوار است، پلتفرمی که در سطح وسیعی کاربر دارد و همین موضوع، روزبه‌روز، محبوبیت آن را در میان مردم را بیشتر می‌کند. من هم دوست دارم به‌عنوان عضوی از این مجموعه، تجربه‌های خودم را از کار کردن در دیوار با شما در میان بگذارم و به شما بگویم همان‌قدر که دیوار در زندگی شما تاثیر مثبت داشته، زندگی ما را نیز در این سمت دیوار متحول کرده و به همه انگیزه و امید داده است.دیوار بدون کاربرانش، دیوار نیستمن حامد پورحسینی هستم، ۳۳ سال دارم و در آخرین ماه پاییز سال گذشته، به دیوار پیوستم. من در رشته موسیقی تحصیل‌کرده‌ام، اما علاقه‌ام باعث شده که در حوزه‌ای دیگر مشغول به کار شوم؛ و سال‌های زیادی در این زمینه فعالیت کنم و تجربه خوبی را به دست بیاورم. در دیوار هم در تیم روابط عمومی کار می‌کنم.کار من شامل ارتباط مستقیم با اهالی رسانه و در کنار آن بررسی روزانه مطبوعات و اخبار منتشرشده درباره دیوار، جمع‌آوری آنها و نشر مطالبی مثل معرفی سرویس‌ها و خدمات به‌روز شده دیوار است. بخشی از کار من نیز شامل ارائه تحلیل‌های هفتگی و ماهانه در مورد این اخبار می‌شود. در حقیقت من نقش دیوار را در رسانه‌ها تحلیل می‌کنم و هرچه که در رابطه با دیوار منتشر می‌شود به من هم مربوط است.اگر در دیوار بخش جدیدی اضافه شود، من و هم‌تیمی‌هایم انتشار اخبار مربوط به آن را بر عهده‌داریم و شاید جالب باشد بدانید که وقتی که اعضای فامیل و خانواده‌ام بدون اطلاع از نویسنده و منبع، متنی را که خودم منتشر کرده‌ام را برایم می‌فرستند، از کارم و تأثیر آن مطمئن می‌شوم. این یعنی توانسته‌ام به‌خوبی از پس‌کارم بربیایم.لطف کار من به هیجان آن استانسان‌ها از لحاظ علاقه به کار، در ۲ دسته قرار می‌گیرند. یا کارشان را دوست دارند و برایشان لذت‌بخش است یا از سر اجبار و برای امرار معاش، بهترین گزینه را انتخاب می‌کنند؛ اما شغلی که من انتخاب کرده‌ام نه‌تنها در درسته اول قرار می‌گیرد بلکه دوست دارم بگویم که «کار من بیشتر از لذت، برایم هیجان دارد».در هر شغلی، سختی و آسانی به‌موازات هم درحرکت‌اند؛ اما در حوزه کاری من که به برداشت‌ها و تحلیل‌های منتشرشده از دیوار در وب‌سایت‌ها و پلتفرم‌های مختلف مربوط است، هیجان همیشه وجود دارد و ما باید همیشه برای هر اتفاقی آماده‌باشیم. این به معنا است که من یک کار تکراری و روزانه ندارم.فرهنگ‌سازی یکی از اساسی‌ترین تعهدات شغلی منیکی از دلایلی که کار کردن در دیوار را برای من زیباتر کرد و باعث شد انگیزه بیشتری برای فعالیتم داشته باشم، توجه ویژه مجموعه به فرهنگ‌سازی در جامعه در کنار تمام بایدها و نبایدهایی است که مدیریت یک پلتفرم بزرگ با آن دست و پنجه نرم می‌کند.بهتر است این موضوع را با یک مثال توضیح بدهم. حتماً شما هم‌ می‌دانید که دیوار، برای علاقه‌مندان به نگهداری حیوانات خانگی هم بخش کاملی دارد؛ اما موضوعی که برای مجموعه ما همیشه اهمیت دارد، این است که تمام تلاش خودمان را به کار بگیریم تا خریدوفروش حیوانات را به حداقل رسانده و فرهنگ به سرپرستی گرفتن را بین مردم رواج بدهیم. برای این کار با فعالان محیط‌زیست ارتباط برقرار کردیم و از آن‌ها مشاوره خواستیم و در تلاش هستیم که نقش خودمان را در پیاده‌سازی این فرهنگ مهم به‌خوبی ایفا کنیم. در ۸ماهی که عضوی از دیوارم، این اتفاق یکی از شیرین‌ترین بخش‌های کارم بوده است.دوست دارم کار من زندگی را برای مردم راحت‌تر کنددرست وقتی‌که کرونا در حال عوض کردن شرایط زندگی مردم بود و بیشتر افراد جامعه روزهای سختی را از نظر شغلی می‌گذراندند، من در دیوار مشغول به کار شدم. پلتفرمی که مطمئن بودم بسیاری از کسانی که به خاطر کرونا شغل خود را ازدست‌داده‌اند، توانسته‌اند از طریق آن نه‌تنها بخشی از ضررهای مالی خود را جبران کنند، بلکه حتی سود مالی هم به دست بیاورند و این به من قوت قلبی می‌داد که در راه درستی قدم گذاشته‌ام و با کار روزانه‌ام می‌توانم به افراد زیادی از بین کاربران متعدد دیوار، کمک کنم.ما در دیوار، بخشی با عنوان کمیته مدیریت بحران داریم. در این کمیته ما نهایت تلاشمان را می‌کنیم تا اگر مانعی سد راهمان شد با جان و دل برای رفع کردن آن تلاش کنیم و اجازه ندهیم به سنگ بنای دیوار یا همان کاربران آن، لطمه‌ای وارد شود.می‌دانم که در دیوار می‌توانم کوله‌بار دانشم را سنگین‌تر کنماز فاکتورهایی که باعث شد جذب دیوار بشوم، اعتماد به افراد و در کنار آن تعهد مجموعه به حمایت از ما و تأمین کردن نیازهای ما برای یادگیری بیشتر بود. از روز اول به من تأکید شد که هرزمان احساس کردم که برای پیشرفت شغلی و رشد فردی خود، نیاز به گذراندن دوره یا تهیه ابزار خاصی دارم، گروه دیوار در سریع‌ترین زمان ممکن، نیاز من را برطرف می‌کند. من در دوره کوتاه حضورم در دیوار، پیشرفتی داشتم که برایم دل‌نشین بوده و نه‌تنها توانسته‌ام با خیال راحت تجربه‌های قبلی خودم را با اعضای دیگر در میان بگذارم، بلکه با وجود این افراد، دانش خودم را بیشتر کرده‌ام و مطمئنم که همان‌طور که من به حضور آن‌ها دلگرم هستم، آن‌ها نیز روی من حساب می‌کنند و این اعتماد و احترام متقابل، اتفاقی بود که کمتر جایی می‌توانستم تجربه کنم.دیوار در یک جمله برای من یعنی دنیایی کاملاً متفاوتهمه ما می‌دانیم که کار کردن بخش مهمی از زندگی است که ساعات زیادی از روز را به خود اختصاص می‌دهد و اگر این کار خوشایند نباشد قطعاً تأثیر خود را بر بخش‌های دیگر زندگی هم می‌گذارد. از وقتی که در دیوار مشغول به کارشده‌ام، به‌جرئت می‌توانم بگویم که آرامش خاطر بیشتری دارم و این خیال راحت، فاکتور مهمی است که به‌سختی می‌توانم از آن صرف‌نظر کنم.مطمئنم با شرایطی که دیوار حتی در دوران دورکاری برای کارمندانش به وجود آورده و توانسته آن‌ها را به‌قدری به یکدیگر نزدیک کند که همه دل‌تنگ حضور در محل کار باشند، اگر این سایه سیاه کرونا از سر همه مردم کم شود و بتوانیم دوباره کنار همدیگر باشیم، زندگی روی خوشی از خودش را به همه ما نشان می‌دهد. حتی تصور کردن چنین اتفاقی، امیدم را به‌روزهای روشن‌تر زنده نگه می‌دارد.گاهی حتی نمی‌دانیم کسی که به ما کمک کرده کیستدر دیوار کار ما از طریق به‌روزترین روش‌ها انجام می‌شود و وظایف روزانه خود را از طریق امکاناتی مثل ابزارهای گوگل انجام داده و منتشر می‌کنیم؛ اما اهمیت این موضوع در این است که اگر مشکلی برای کسی به وجود بیاید و آن را با دیگران مطرح کند، هر کسی که در آن لحظه چالش همکارش را دیده و وقت آزادتری دارد، برای حل آن تلاش می‌کند. حتی گاهی این اتفاق پیش‌آمده که با راه‌حل یکی از اعضای گروه، یا حتی بخش‌های دیگر، آن مانع برطرف شده و ما نمی‌دانیم این دست غیب از کجا رسیده است!اگر بخواهم از نگاه دیگری این موضوع را بیشتر توضیح بدهم، به عنوان مثال می‌توانم بگویم که در دیوار نباید حتماً اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ دهد تا از افراد نظر بخواهند، بلکه با برگزاری جلسات دوره‌ای، همه را به ارائه نظر تشویق می‌کنند و این بلوغ بین همه اعضا وجود دارد که اگر نقدی به آن‌ها وارد شد، بتوانند به‌راحتی از پس آن بر بیایند.در یک کلمه، دیوار برای من اتفاق مهمی بود که باعث شد مطمئن شوم که تا این نقطه از زندگی‌ام را درست آمده‌ام.</description>
                <category>حامد پورحسینی</category>
                <author>حامد پورحسینی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jul 2021 19:43:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجرای شروع و پایان یک سفر ۵ ساله در اسنپ</title>
                <link>https://virgool.io/@ham3d/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DB%B5-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-pcf6blymwjgd</link>
                <description>۱۰ دی‌ماه سال ۱۳۹۴، چند ماه که از خدمتم توی تهران گذشت، برای مصاحبه کاری به جایی دعوت شدم که مسیر زندگیم رو عوض کرد.من که همیشه عاشق فناوری بودم و قبل از اون توی رسانه‌های برتر حوزه تکنولوژی (نارنجی، یک‌پزشک، جی‌اس‌ام و دیجیاتو) قلم زده بودم، حالا این شانس رو داشتم از نزدیک توی یک شرکت مبتنی بر فناوری کار کنم. اون روزها سر و صدای یک اپلیکیشنی بلند شده بود که می‌گفتن دیگه نیازی نیست آژانس و دربست بگیری؛ اسم اون اپلیکیشن اسنپ بود. حالا امروز، بعد از ۵ سال (دقیق بگم: ۴ سال و ۱۰ ماه و ۱۳ روز) اسنپِ من هم به مقصد رسید. خدا رو خیلی شکر می‌کنم. نه برای جدایی از جایی که باهاش بزرگ شدم که این برای من یکی از سخت‌ترین خداحافظی هاست. بلکه به این خاطر که:من این شانس رو داشتم که از همون روز مصاحبه کارم رو شروع کنم.من تونستم از روزی که اسنپ فقط یک دفتر در تهران و حدود ۵۰ نفر پرسنل داشت تا زمانی که به بالای ۱۴۰ شهر و بالغ بر ۱۵۰۰ پرسنل رسید همراهش باشم.من خیلی خوش‌شانس بودم که از جشن رکورد ۱۰۰ سفر هم‌زمان توی تهران تا رکورد ۲ میلیون سفر روزانه رو دیدم. من این اقبال رو داشتم که با ۳ نفر از مدیران عامل اسنپ مثل شهرام شاهکار نازنین، ژوبین علاقبند عزیز و محمد خلج قاسم‌آبادی مهربان کار کنم و از تک‌تک‌شون درس‌ها یاد بگیرم. من خدا رو خیلی خیلی شکر می‌کنم که توی اسنپ با عجیب‌ترین، سخت‌ترین، خاص‌ترین و پیچیده‌ترین بحران‌ها مواجه شدیم. چرا که همون بحران‌ها به من درس‌های زیادی داد و باعث یاد گرفتن خیلی از مسائل و کسب تجربه من شد. تجربه‌ای که به لطف اسنپ برای من جزو با ارزش‌ترین دارایی‌هاست. حالا من با کوله‌باری از خاطره و مقداری تجربه باید با این شرکت دوست‌داشتنی خداحافظی کنم و به عنوان عضو جدید تیم روابط‌عمومی دیوار راهی مبدا جدید بشم. جایی که مطمئنم چالش‌ها و درس‌های زیادی برای من خواهد داشت و کاملا آماده و مشتاق مواجهه شدن با اون چالش‌ها هستم. از تک‌تک مدیرانم در اسنپ ممنونم که به من این فرصت رو دادند تا یاد بگیرم، اشتباه کنم، از اشتباهم درس بگیرم و رشد کنم. دلم برای همه همکارانم تنگ میشه مخصوصا که به این خاطر که به دلیل کرونا فرصت خداحافظی  اونطور که دلم می‌خواست فراهم نشد و امیدوارم بعد از کرونا بتونم دوباره ببینمشون. ممنونم اسنپ!همیشه دوستت خواهم داشت.خداحافظ اسنپ! و سلام دیوار، مطمئنم اتفاقات خوبی در پیشه … :)</description>
                <category>حامد پورحسینی</category>
                <author>حامد پورحسینی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Nov 2020 19:31:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>