<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد ذاکری میاب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamcker</link>
        <description>هر از گاهی برای اینکه دوستانم رو از یافته های جدید و قدیمم آگاه کنم، مینویسم و ویدئو میسازم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:45:25</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/84898/avatar/rONX2g.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد ذاکری میاب</title>
            <link>https://virgool.io/@hamcker</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از افسانه تا واقعیت هوش مصنوعی (به زبان ساده)</title>
                <link>https://virgool.io/@hamcker/illusions-of-artificial-intelligence-etocsxfigogk</link>
                <description>چی میخوایم بگیم؟میخوایم بریم سراغ بحث داغ این روزها، هوش مصنوعی!هدف از این نوشتار اینه که تصورات غلطی که در مورد هوش مصنوعی هست، حالا چه اونهایی که دست کمش میگیرین (Under Estimation) و چه اونهایی که دیگه از اونور بوم افتادم (Over estimation) رو به واقعیت علمی و آنچه که هست نزدیک کنه.البته هوش مصنوعی بحث تازه‌ای نیست و حداقل ۲۰ ساله که داره از الگوریتمهای مختلفش استفاده میشه ولی تو سالهای اخیر و به تدریج تو زندگی همه ما وارد شده. همین ورود باعث شده تا اقشار مختلف جامعه ازش صحبت کنن و خب طبعا بخاطر متخصص نبودن تو این زمینه، طبق معمول یه عده شروع کردن به اغراق و افسانه‌سازی و به اصطلاح خودمون یک کلاغ چل کلاغ کردن. طبعا، مثل هر مبحثی یه عده متوجه شدن که نه آقا این خبرام نیست دیگه، انقدم گندش نکنین و شروع کردن به تکذیب هر چیزی و از اینور بوم افتادن!افسانه هاجعبه رازآلود هوش مصنوعیتا جاییکه بعضا شاهد اغراق های عجیب و غریب از این پدیده هستیم. بعضی از جمله ها اینان:هوش مصنوعی آینده بشر رو به خطر میندازه ممکنه بر علیه بشر قیام کنن و مارو نابود کنن و خودشون حاکم زمین بشن!هوش مصنوعی هنوز رام بشر نشده و وقتی که رامش کنیم و بهش تسلط پیدا کنیم همه چی گل و بلبل میشه!!هوش مصنوعی تک تک حرکات ما رو زیر نظر داره و منتظره در زمان مناسب آخرین ضربه رو بزنه و ...هوش مصنوعی هنوز خیییلی مونده به جایگاهش برسه،‌این چیزایی که ازش میبینیم یه قطره از دریاست! حالا بذاری آخرشو ببینیییی (انگار که خودش رفته آخرشو دیده اومده)هوش مصنوعی [به شدددددت] باهوشه!!! (این دیگه از اون جک‌هاست که باید قاه قاه بهش خندید، البته نه به خودش به گوینده و تفکرش)همه این تصورات و تخیلات حول هوش مصنوعی از یک تصویر خیلی رازآلود ناشی میشه، یه جعبه جادویی خفن همه چیزدان که هوش خیلی عجیب و فراتر از تصورات ما داره و ما نمیدونیم توش چیه. و حتی گاهی میتونه هوش سیاه شیطانی داشته باشه و همه چیز رو به یکباره ببلعه و ما بمونیم و حوضمون با ماهی‌های کوچیک قرمزش!خب داستان چیه؟داستان از تعریف هوش مصنوعی شروع میشه. طبق تعریف: هوش مصنوعی فناوری ای است که به کامپیوترها و ماشین ها اجازه می دهد تا از تجربیات یاد بگیرند، تصمیمات را تحت تأثیر داده ها بگیرند، و به طور کلی وظایفی را انجام دهند که معمولاً نیاز به انجام توسط انسان دارند. بعبارتی هوش‌مصنوعی شبیه‌سازی نحوه تفکر و تعقل انسانی در محیط برنامه نویسی هست.هیچ جادویی در کار نیست. هیچ رازی در کار نیست. هیچ چیز خفن و خارج از فهم بشر درش نیست. هیچ موجود جاندار خارجی نیست که از خودش اراده داشته باشه و بتونه از پیش خودش تصمیم بگیه و ... بلکه یک شیوه و فناوری و یک سبک در برنامه نویسی هست! نه چیزی بیشتر. در ادامه با یک مثال توضیح میدم که یعنی چی این حرف. حالا این فناوری و این تکنیک به قدری گسترده هست و در شرایط مختلف و نیازهای مختلف،‌ اشکال گوناگونی به خودش میگیره که شاخه های مختلفی داره:شاخه های مختلف هوش مصنوعیخب یعنی چی؟ میخوام با یه مثال خیلی ساده توضیح بدم که مثلا تحلیل پیشگویانه چجوری کار میکنه. فرض کنین یه نرم‌افزار میخوایم بسازیم که قیمت خونه رو پیشگویی کنه. بدون استفاده از هوش مصنوعی برنامه نویسا چیکار میکردن؟! هیچی به برنامه مثل این مینوشتن:محاسبه قیمت پایه = متراژ * قیمت هر متر (فرض کنین قیمت هر متر خونه در همه جای دنیا یکسانه)کسر ۱٪ فرانشیز به ازای هر سال ساخت خونه (هر چی قدیمی‌ساخت باشه ارزونتره دیگه)آیا خونه پکیج داره؟ اگه داره ۱٪ بیا رو قیمت مثلا (چه پکیجیه که انقد گرونه)آیا خونه پنجره‌هاش UPVC ه؟ اگه بله ۱٪ دیگه بیا رو قیمت (همینجوری حساب میکنن جوون ملت بیچاره میشه)و چیزهای دیگه... خب تا اینجای کار خیلی چیز سختی نبود یه بچه دبیرستانی هم میتونه قیمت خونه رو محاسبه کنه. درست؟!حالا کاری که برنامه نویس‌ها تا الان میکردن این بود که همین موارد بالا رو به جای نوشتن به زبان فارسی، به زبانی که کامپیوتر حالیش بشه مینوشتن. و البته چیزهای دیگه‌ای که حالا نمیخوام واردش بشم. بصورت کلی در نظر بگیرین.با این برنامه شما کافیه ورودی‌ها رو بدین و خروجی رو بگیرین. سخت که نیست؟!حالا فرض کنین یه هو! داشتن پنجره UPVC خیلی مهم میشه تو خونه‌ها! (مثلا بخاطر گرون شدن انرژی) و مثلا بجای ۱٪ باید ۳٪ رو قیمت خونه آورد اگه پنجره‌هاش یو پی وی سی باشن. خب چه باید کرد؟ هیچی برنامه نویس نگون بخت رو میشونن پای کامپیوتر میگن اون ۱ رو بکن ۳! باز فرداش همین داستانه یه چاه نفت پیدا میکنن انرژی ارزون میشه میگن اون ۳ رو بکن ۱ (البته تو هیچ‌جای دنیا همچین چیز رویایی‌ای اتفاق نیافتاده)حالا فرض کنین اصلا یه فاکتور دیگه میاد و به اینا اضافه میشه به اسک پارکت! میگن آقا هر خونه کفش پارکت باشه مثلا ۱٪ میاد رو قیمت خونه. بازم باید اون برنامه نویس نگون بخت بشینه و یه شرط دیگه بذاره که اگه خونه پارکت داره انقد بیاد روش.اسم این اعداد که تو فرمول استفاده میشه رو میذارم ثابت‌های فرمول. یعنی پارامتر‌های ورودی که شامل مساحت خونه و مشخصات در و پنجره و غیره هست متغیرهای ما هستن و بقیه ثابت ها. یه فرمول خطی ساده‌ست دیگه.اما در دنیای واقعی این شرط‌ها به پارکت و پنجره و پکیج ختم نمیشه. تو دنیای واقعی هر روز یه پارامتر اضافه میشه و یه پارامتر کم میشه. شما یادتون نمیاد یه زمانی پناهگاه داشتن  یه خونه مزیت حساب میشد. جنگ بود دیگه بالاخره (البته من اصلا یادم نمیاد). و مسئله بعدی اینه که ارزش هر کدوم از این پارامتر‌ها هم مدام در حال تغییره! خب در یه چنین سیستمی که مدام همه چیز تغییر میکنه. راهکار کارآمد برای خلاص شدن از تغییرات و نزدیک شدن به یک پیش بینی چیه؟یک راهکار اینه که بجای اینکه ما پارامترها و ارزششون رو مشخص کنیم و به عبارتی ثابتهای فرمول رو محاسبه کنیم. بیایم داده ها رو نگاه کنیم و از روی داده‌ها این رو استخراج کنیم. همون کاری که مثلا یه مجموعه بنگاهی انجام میدن تا قیمت یک خونه رو مشخص کنن. یعنی یه نگاه به تقاضا میکنن یه نگاه به عرضه. یه نگاه به وضعیت ملک و یه قیمتی میدن. برای مثال فوق مثلا از یکی از روش‌ها بنام رگرسیون میشه استفاده کرد. تو روش رگرسیون یه متدی هست بنام دسته بندی. به این شکل کار میکنه که میان بر اساس یک نمودار N بعدی (به تعداد پارامترهای موجود که ازش نتیجه حاصل میشه) نتایج رو دسته بندی میکنن. این دسته بندی میتونه توسط انسان انجام بشه یا بازم توسط نرم‌افزار. یعنی برای اینکه این نتایج دسته بندی بشه باز هم باید یه کدی نوشته بشه و برنامه نویس بهش بگه چطور دسته بندی کن! وگرنه خود جعبه جادویی هوش مصنوعی نمیاد از رو هوا اینا رو دسته بندی کنه!بعد میان میبینن آقا تو هر دسته و گروه چه پارامترهایی باهم چه رابطه‌ای دارن. مثلا تو این دسته بندی متوجه میشن که عه! مثلا یه پارامتری بنام تعداد پنجره خیلی رو قیمت تأثیر داره. یعنی هر چی تعداد پنجره بیشتر باشه قیمت هم بالا میره! حالا این متوجه شدن رو انشان میتونه با نگاه کردن متوجه بشه یا باز هم یه دستوراتی برای نرم‌افزار داده بشه که این یافته‌ها رو استخراج کنه.خب به این ترتیب، فرمول پیدا میشه. یعنی بصورت تقریبی و تخمینی (ولی با تخمین و احتمال خیلی بالا - بسته به فرآیند آموزش هوش مصنوعی) این نرم افزار ما میتونه قیمت خونه رو تخمین بزنه. چون همه اطلاعات رو داره و ارتباطشون رو هم میدونه و چیزی نیست که از قلمش بیافته،‌ نمیدونم یادش بره، قصد و غرض داشته باشه و ...اینجاش خیلی مهمهبه عبارتی در شکل‌گیری یک نرم‌افزار مبتنی بر هوش مصنوعی، ابتدا باید داده‌های فراوانی رو داشته باشیم (هر چی بیشتر بهتر، ۳۰ رکعت ۴۰ رکعت) که بشه از روشون یک فرمول درآورد. به این فرآیند میگن فرآیند Training. یعنی شما مثل یه بچه به نرم‌افزارتون یاد میدین که چی درسته چی غلط. پس ایشون چیزی از خودش نمیدونه! بلکه ما داریم بهش اطلاعات میدیم!الگوریتم هوش مصنوعی ابتدا یک فرمول کشف میکنه (نه اینکه خودش کشف بکنه باذن الله، نه یعنی برنامه نویس یه کاری میکنه که حاصل اجرای اون تیکه کد کشف یک فرمول باشه)، بعد اون فرمول رو برنامه نویس در آینده ازش استفاده میکنه و وقتی یک داده جدید وارد سیستم میشه، با اون فرمول (که بهش میگن مُدِل) بتونه نتیجه رو تولید کنه.برای یک مثال ساده تر برای کسایی که ریاضی بلدن (نه خیلی البته) فرض کنین نمودار x به توان ۲ رو به شما نشون میدن. میگن این رو فرمولشو بکشف! شما یه چندتا نمونه برداری میکنی از x های مختلف و رابطش با y رو مطالعه میکنی، بعد میبینی عه! اینکه همون y=x^2 خودمونهههه علیهههه! علی!بعد دیگه به شما هر x ی بدن، چون فرمول دستتونه شالاپی به y میرسین!به همین سادگی؟!به همین سادگی؟! هع! نخیر! اتفاقا اصلا هم ساده نیست. این یک مثال خیلی ساده بود و عملا مثالی به درد نخور! کشف اون مدل و اون فرمول چیز راحتی نیست. در دنیای واقعی برنامه‌نویس‌ها و دیتاماینرها (کسانی که داده‌کاوی میکنن تا از انبوه داده‌های بی‌مصرف اطلاعات در بیارن) ساعتها و روزها و شبها (معمولا) عرق جبین میریزن و خون دل میخورن (خون صاحبکار رو هم میکنن تو شیشه البته) تا بتونن به این هوش مصنوعی نفهم چیزی رو حالی کنن!! چون نمیفهمه! فقط کاری که ما میگیم رو انجام میده!در نتیجه شما اگه یه محصول شگرف و حیرت انگیز مثل ChatGPT میبینین که میزنه میترکونه، باید پی به این ببرید که بار پروردگارا، این برنامه نویسش چه خفن بوده! نه اینکه بگین اوووو مای گاااشش هوش مصنوعی چه زبل شدههه. حالا با این تعاریف هوش مصنوعی یعنی چی؟هوش مصنوعی به سبکی از برنامه نویسی اطلاق میشه که در اون، نتیجه وابسته به یافتن الگوهایی در داده‌هایی‌ست که در دست داریم! یعنی کاری که مغز ما با تفکر زیاد میتونه انجام بده، ماشین با توجه به سرعت بالای الکتریسیته میتونه در کسری از ثانیه و دقیق انجام بده! همین! دتس اُل.توهم توطئه گرایانخب عده‌ای میگن که آقا اینایی که میگی درست، ما هم نمیگیم که هوش مصنوعی موجودیت داره و یه چیزی در جهان خارجه و روح داره و درک و شعور داره و مثل یه حیوون جاندار اراده از خودش داره. بلکه ما میگیم که بالاخره یک روزی میرسه که بشر کارهایی که نیاز به دقت بالا دارن رو میسپاره به هوش مصنوعی، مثلا تانک‌های بدون سرنشین درست میکنه که با هوش مصنوعی کنترل میشن!!خب هوش مصنوعی هم میاد سوسکمون میکنه دیگه. از اونجایی که خیلی زرنگتر از ماست میزنه ما رو ساندویچ کالباس میکنه و بعدم قورتمون میده دیگه! لابد.در جواب این اعزه چند نکته رو باید بگم:هوش‌مصنوعی یک موجود نیست، یک سبک در برنامه‌نویسی‌ه، به این معنی که شما هر جا اسم هوش‌مصنوعی شنیدی، اون کلمه رو ورش دار جاش کلمه «نرم‌افزار» رو بذار. دوباره جمله رو بخون اگه یک دقیقه تونستی نخندی، یه اختلال روانی حاد داری. یعنی رائفی‌پور درونت از خود علی‌اکبرم رائفی‌پور تره! (مزاج کردم نریزین سرمون)خب اخوی! همشیره! پدرجان! مادرجان! شما الان یه اسلحه اتوماتیک m16 بدی دست یه بچه ۴ ساله این خطرناکه یا نه؟! یعنی میتونیم بگیم اگه اسلحه رو بدی دست بچه ممکنه بزنه کتلتمون کنه پس «بچه چیز خطرناکیه»؟؟ یا نه این کار ما که «اسلحه رو دادیم دست بچه» خطرناکه؟همین الانشم طبق اطلاع دقیقی که بنده دارم میدونم که در سازمان رزم ایران برای کنترل پهپاد و یه سری ربات جنگجو از الگوریتم‌های هوش مصنوعی استفاده میشه. چیز عجیبی هم نیست اگه اینطوری نبود باید تعجب میکردیم. تازه این تو ایرانش، بگیر برو ببین ارتش‌های دیگه قدرتمند جهان چه کارها که نکردن. خب چی شده الان اسیر ربات‌ها شدی و دارن ازت بیگاری میکشن؟هوش مصنوعی یه روشه! دارای شخصیت و فکر مستقل نیست! دارای اراده نیست! دارای درک نیست! دارای شعور نیست! یه چنین چیزی اگه «موجود» هم باشه (که نیست) ته تهش یه چیزی مثل سنگ و کلوخه! آندراستیمیت‌گرایان (بیشترشون برنامه نویسن)اسمشم قشنگه لامصب. یه عده هم از اونور بوم افتادن! میگن نههههه بابا جمع کن هوش مصنوعی چیه. خطا زیاد داره و نمیدونم چی چی. برنامه‌نویسی فقط سنتی! اصن برنامه نویسی که if ننویسه به درد جرز لادیوار میخوره. و از این دست پرت و پلاها.هرچند این دوستان تا حدود زیادی حق دارن چون پیاده کردن یک مدل درست در هوش‌مصنوعی نیازمند صرف زمان بسیار زیاد و دقت بسیار بالاست. وگرنه دیگه شما اسمشو نمیذاری هوش مصنوعی بلکه اسمشو میذاری حماقت مصنوعی. یعنی ما یه خنگ داریم تو کوچه و بازار، اینم از اونا تقلید کرده! نمونش هم کم نیست.اما پاسخی که باید بهشون داد اینه که مهندس! این سبک تاحالا شونصد تا محصول موفق داشته، شما اگه تو کارت موفقیت نداشتی برگرد ببین کجای کارت مشکل داشته. نه اینکه سبک رو زیر سوال ببری!یه عده از دوستان هم هستن که معتقدن نه آقا هوش مصنوعی به اووووونننن درجه که باید برسه نرسیده. باید به اینام گفت دقیقا باید به کجا میرسیده که نرسیده؟ دندون رو جیگر بذار با گذر زمان این بچه بزرگ میشه و خدمات بیشتری به بشر میکنه. اتفاقا جایگاهش رو خیلی خوب تثبیت کرده و خوب هم رشد کرده و خوب هم ازش استفاده کردیم.ولی سوال دلی من از این دوستان اینه که مگه اینا آینده رو میبینن؟؟؟ یا نه صرف تخیل خودشون چون واقعیت با تخیلشون فاصله داره میگن نههه هنوز نشده اونی که میخواستم :)) حالا جوابشون چیه نمیدونم.اگه تا اینجای متن خوندی، یعنی خیل حال دادی بهم. دمت گرم. اگه لایقمون دونستی با یه لایک خوشحالمون کن. اگه نه، حرفی حدیثی نقدی سوالی چیزی داری بازم بکامنت. اونم نه؟! شیرمو حلالت نمیکنم.برای این متن این تعداد حرف تایپ شده (منهای اونایی که پاک شدن):</description>
                <category>حامد ذاکری میاب</category>
                <author>حامد ذاکری میاب</author>
                <pubDate>Tue, 16 May 2023 03:25:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دامپینگ برنامه نویس‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7-zfvgb2kft3nn</link>
                <description>دامپینگ برنامه نویسها!(متن بلند اما خسته ناکننده)شاید یه خورده عجیب باشه و شاید حتی خنده دار، ولی دیروز یه درخواستی از یک مشتری به شرکتمون رسید که سرمایه گذار (!) شرکت، و نه مثلا رئیس بخش آی تی، یا نه حتی برنامه نویس جونیور و استیجرشون، سرمایه گذار (!) بسیار بسیار تأکید داشته که سفارششون بصورت Serverless و فقط با استفاده از سرویسهای Azure پیاده سازی بشه.با اینکه معمولا تیم بازاریابی ما کیس های این تیپی رو که مشتری علاقه به میکرومنیجمنت داره رو رد میکنه، اما این یکی رو اوکی دادن و تا سطح کارشناسی حتی بالا اومد! حالا با دلیلش کاری ندارم، مشتری جذاب بوده، پول خوب داشته یا هر چیزی...دیروز جلسه ای با همکاران برگزار کردیم که ببینیم اصلا خواسته طرف قابل پیاده سازیه؟! جلسه حدود 3 ساعت طول کشید و ما تمام خواسته های 32 بندی مشتری رو بررسی کردیم. بغیر از دو مورد و صد البته بیزینس نرم افزار، بقیه کاملا قابل پیاده سازی با استفاده از سرویسهای Azure بود.همینطوری که داشتیم صحبت میکردیم، با خودم گفتم روزگار نه چندان دوری برای همین تشخیص چهره مثلا، چه پوستی از مشتری و تیم برنامه نویسی کنده میشد. حالا فقط طرف باید به ازای 1000 تراکنش، فقط 1 دلار پرداخت کنه که با احتساب جامعه مخاطبین نرم افزار، 1000 دلار هم در ماه هزینش نمیشه!غرق شدم توی افکارم و انگار تصوراتم قصد نداشتن حد و مرزی قائل بشن برای خودشون، ناخودآگاه داشتم چند سال دیگه رو میدیدم. که حتی برای سیستمهای انترپرایز، تیم برنامه نویسی به خودشون زحمت ساختن یو آی داستان رو هم نمیدن!در اصل، SaaS برای خیلی هامون شیرینه، برای من هم حتی، ولی داریم کم کم از پوزیشن سلطان شغلها (تو هستی تو هستی) میرسیم به پوزیشن عباس آقا سوپری سر محل که قادر به رقابت با هلدینگ فروشگاه زنجیره ای ممد و شرکا نیست!آن ذِه آدر هَند:یک روزی توی عسلویه، که تازه استخدام شرکتی شده بودم، یکی از بچه های دفتر فنی با یه حالت مظلومانه ای گفت: &quot;شما برنامه نویسا میتونین یه برنامه بنویسین که همین کارای ما رو انجام بده؟!&quot; حالا کار این بابا چی بود؟! کارش خوندن نقشه های ساخت اسپول و درآوردن لیست لوله های مورد نیاز برای برش و ساخت اون قطعه بود.بهش گفتم آره، خیلی مسئله ساده ایه. گفت خب پس ما بیکار میشیم؟؟؟خیلی این سئوالش منو به فکر برد، یعنی از فلسفه حیات گرفته تا &quot;راهکارهای مدیریت بازی با کودکان&quot; در یک آن اومد به ذهنم! واقعا من برده جریانی بودم بنام تکنولوژی که قراره کسی رو از نون خوردن بندازه؟! اصلا من چرا بدنیا اومدم :)))اون لحظه برای اینکه طرف آروم بشه، یه شکلی کشیدم رو وایت برد و یه توضیحی دادم که بعدها خودم خیلی بهش اعتقاد پیدا کردم، اما الان شاید کمی مغزم میلرزه!یه چیزی تو مایه های این شکل براش کشیدم و بهش توضیح دادم که کار تکنولوژی بیکار کردن مردم نیست، راحتتر کردن و پربازده کردن کارشونه. براش مثال هم زدم، گفتم فرض کن یه راننده قراره مسیری پر فراز و نشیب رو طی کنه، کار تکنولوژی اینه که میاد و این مسیر و هموارتر میکنه، حالا ممکنه چارتا مشکل دیگه هم خلق کنه ولی مشکلات جدید نسبت به مشکلات قدیمی قطعا ضریب دهن صاف کنی کمتری دارن! یعنی شمای راننده بجای اینکه دست و پنجه نرم کنی با دره و کوه و صخره، با یه درخت دست و پنجه نرم میکنی! کارت راحتتر میشه و برای کارهای خورده پا خودتو اذیت نمیکنی و لِوِل کاریتو میبری بالا. دیگه یه مهندس لیسانسۀ بدبخت نمیشی که صبح تا شب باید با نقشه ها وربری و ببینی از کدوم لوله چقدر ببری که پرتی کمتری داشته باشه و ...این کارا رو نرم افزار برات میکنه، تو فوکوس کن روی مسائل بزرگتر، مثل اینکه &quot;آیا اینجا پالایشگاه بسازیم یا نه&quot; !به نظر میرسید طرف به اندازه کافی قانع شد، در حدی که لبخندی بزنه و بگه &quot;پس خدا قوت مهندس، ما میخواستیم زیرآبتو بزنیم بندازنت بیرون، ممنون که توضیح دادی!&quot; :))) ولی خب اون جرقه که نباید تو ذهن میخورد، خورد!آن آور هند!(قصدم نا امید کردن ملت نیست اما...)حالا حکایت خودمون شده، ما جامعه تکنولوژی نرم افزار (از هر تخصص و رشته و ...) که روزگاری همه اون مشکلات ریز رو رو خودمون حل میکردیم و کار رو برای کاربر راحتتر میکردیم، و در این راه دهن کاربر با خودمون یه جا صاف میشد که یه مشکل از مشکلات کاربر رو حل کنیم... - چطور قراره با غولهایی که این مشکلات ریز و درشت رو به بهترین شکل حل کردن و با کمترین هزینه ارائه میدن رقابت کنیم؟این غولهای صنعت نرم افزار مگه چقدر نیرو میخوان؟- این غولهای بی شاخ و با دم عصر جدید که شکمشون سیرمونی نداره، چرا و چطور قراره به شرکتهای خرده پا (که بشود همون عباس آقا سوپری سر محل در داستان دامپینگ) اجازه بدن که چیز جدیدی خلق بکنن؟؟- مشتری دقیقا چرا باید هزینه های گزاف ساخت، نگهداری و توسعه محصولی رو بده که ما ساختیم براش، وقتی میتونه ارزونتر، با کیفیت‌تر و با بهره وری بالاتری اون رو داشته باشه؟فقط Azure مایکروسافت بیش از حدود 200 محصول کلادبیس داره که ریز و درشت بخشهای مختلف نرم افزار رو پیاده کردن، بذارین کنار سرویسهای آمازون و گوگل و &quot;کوفت و برادران به جز زهرمار&quot;!</description>
                <category>حامد ذاکری میاب</category>
                <author>حامد ذاکری میاب</author>
                <pubDate>Wed, 02 Feb 2022 10:42:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکته ظریف سطوح دسترسی در سی شارپ #C</title>
                <link>https://virgool.io/@hamcker/%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%AD-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%BE-c-oj2g8iqv5wf1</link>
                <description>خلاصه سطوح دسترسی از زبان مایکروسافتسطوح دسترسی در هر زبانی به ما اجازه پیاده سازی مفهومی بنام Encapsulation رو میدن که یکی از پایه‌ای ترین مفاهیم شئ‌گرایی هست.انکپسولیشن به ما این اجازه رو میده که جزئیات و پیچیدگی های یک کلاس رو از دید دیگر کلاس ها جدا کنیم. به کلیدواژه هایی که این سطوح دسترسی رو برای متدها و پراپرتی های یک کلاس تعیین میکنن Access Modifier گفته میشه. (تغییر دهنده دسترسی)این کلیدواژه ها در زبان سی شارپ عبارتند ازعمومی Publicخصوصی Privateمحافظت شده Protectedداخلی Internalکه البته دو نوع مودیفایر دیگه هم داریم که مقصود من از نوشتن این متن کوتاه، توضیح این دو هست در اصل:داخلی یا محافظت شده - Protected Internalخصوصی و محافظت شده - Private Protectedدر مورد کلید واژه های دسته اول که تو اکثر زبانهای کامپایلی هست، توضیح مختصری میدم تا دوستانی که شاید از ذهنشون پریده باشه دوباره یادآوری بشه، اگه شما از اون دسته هستین که اون 4 کلیدواژه رو میدونین، میتونین به ادامه متن مراجعه کنینکلیدواژه های پرکاربردخود شما یک نمونه (instance) از کلاس انسان هستین، بیاین با همین مثال سطوح دسترسی رو مورد بررسی قرار بدیم. تو این مثال شما چندتا ویژگی دارین که سطح دسترسی اونها برای دیگران متفاوتهقلبنام و نام خانوادگیدی ان ای DNAحس ملی گراییلذت بردن از شعر فارسیقابلیت ثبت نام برای رئیس جمهور شدن!عمومی: کلیدواژه public به یک عضو اجازه میده تا بیرون از کلاس و از هر جایی قابل دسترس باشه. مثلا نام و نام خانوادگی شما برای همه انسانهای روی زمین و حتی دیگر موجودات قابل دسترسی هست.خصوصی: کلیدواژه private این دسترسی به عضو رو محدود به داخل خود کلاس میکنه یعنی این عضو تحت هیچ شرایطی از بیرون کلاس قابل دسترسی نیست. مثلا قلب شما فقط مختص شماست و هیچ انسان ویا موجود دیگه ای نمیتونه ازش استفاده کنه.محافظت شده: کلیدواژه protected یک عضو رو فقط برای کلاسهایی که از کلاس جاری ارث بردن قابل دسترسی میکنه. مثل DNA شما، که فقط برای شما و انسانهایی که از شما به ارث میبرن مثل فرزندان شما قابل دسترسی هست.داخلی: کلیدواژه internal یک عضو رو فقط برای کلاسهایی که داخل یک Assembly هستن قابل دسترس میکنه. مثلا در نظر بگیرید کشور عزیزمون ایران، یک Assembly باشه، در اینصورت، فقط هموطنان شما به حس ملی گرایی شما دسترسی دارن.کلیدواژه‌های کم کاربرد اما مهمدو کلیدواژه مهم دیگه، ترکیبی از کلیدواژه های بالا هستن در ظاهر ولی عملکردشون قابل تأمله.داخلی یا محافظت شده: کلیدواژه Protected Internal اگه برای یک عضو در نظر گرفته بشه، اون عضو رو فقط قابل دسترس به دو گروه میکنه، یا از کلاس ما به ارث برده باشن، یا در همون اسمبلی باشن. مثلا کسانی که نه از شما به ارث بردن و نه ایرانی هستن، شاید هیچوقت از شعر فارسی لذت نبرن! البته مثال واقعی این موضوع در دنیای واقعی خیلی کمه ولی در دنیای برنامه نویسی، نیازه که بعضی جزئیات از دید خارجی ها پوشیده باشه.خصوصی و محافظت شده: کلیدواژه Private Protected برای یک عضو، سطح دسترسی اون رو به خصوصی و محافظت شده محدود میکنه. بعنوان مثال، شما اگه فرزندی غیر ایرانی داشته باشین (یعنی از یک همسر غیر ایرانی صاحب فرزند شده باشین) طبق قوانین کشور ما، حق ثبت نام برای کاندیداتوری ریاست جمهوری رو نداره. این حق فقط برای شما و برای فرزندان ایرانی شما قابل دسترسیه.شاید مثالم خیلی گویا نبود ولی اگه کمی روش فوکوس کنین قطعا متوجه داستان میشین :)خوشحال میشم نظر شما رو در مورد متن بدونم.</description>
                <category>حامد ذاکری میاب</category>
                <author>حامد ذاکری میاب</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 13:29:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی Yarp: A Reverse Proxy</title>
                <link>https://virgool.io/@hamcker/yarp-nfaylblfvi3q</link>
                <description>بنام خدامن این نوشته رو با این فرض مینویسم که خواننده چیستی و چرایی نیاز به استفاده از Reverse Proxy رو میدونه. منتهی برای دوستانی که شاید خیلی اطلاع نداشته باشن عرض میکنم: تیپ و قیافه Reverse Proxy از دورتکنیک Reverse Proxy یک منطق خیلی ساده داره ولی همین تکنیک ساده گاهی میتونه خیلی به درد بخور باشه. داستان از همین قراره که تو تصویر میبینید: درخواست کاربر (Http Request) به پروکسی ارسال میشه و پروکسی یک درخواست دیگه تنظیم میکنه (که ممکنه شبیه درخواست اصلی باشه و ممکنه نباشه!) و به سرور اصلی ارسال میکنه.خب ما قراره به سرور اصلی (همون سمت راستی تو تصویر) بگیریم Target Server و به سرور میانی که نقش یه واسط رو برامون بازی میکنه بگیم Proxy Server. (بله درست حدس زدین همون سفید وسطی)و YARP قراره بهمون کمک کنه که با استفاده از net 5. بتونیم یه پروکسی سرور تر و تمیز راه بندازیم. فعلا این پروژه توی قدمهای اولشه و در زمان نوشتن این متن 5 ماه از معرفیش نمیگذره که نشون میده هنوز راه زیادی برای رسیدن به پختگی لازم رو داره.لینکهایی که ممکنه به دردتون بخوره (هر چند با ید سرچ خیلی ساده هم میتونستین پیدا کنین ?):1. Nuget Package 2. Project&amp;#x27;s siteان شا الله اگه فرصت بکنم رفته رفته این مقاله رو تکمیل تر میکنم، لطفاً هر نظری در مورد متن و موضوع داشتین، دریغ نکنین، خوشحال میشم کاراکترهای خلق شده توسط خود شما رو این زیر ببینم ?</description>
                <category>حامد ذاکری میاب</category>
                <author>حامد ذاکری میاب</author>
                <pubDate>Sat, 26 Dec 2020 02:14:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>