<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد فردوس آرا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamed.ferdosara</link>
        <description>مشاور ارشد بازاریابی - راه‌های ارتباطی با من: https://zil.ink/ferdosarahamed</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:59:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/72046/avatar/Wjg92g.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد فردوس آرا</title>
            <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریابی طلا و جواهر از صفر تا صد [به همراه مثال]</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-tetnjowdkizj</link>
                <description>دقیقا مانند هر کاری، پشتکار و ثبات کلید موفقیت شماست. اما چرا به این موضوع اشاره کردم؟ به شخصی بسیاری از صاحبین کسب و کار و بازاریابان را دیده‌ام که با یک یا چند بار استفاده از یک کانال بازاریابی و عدم نتیجه، آن کانال‌ها را به طور کلی رها کرده‌اند. در اینجا یادداشت قصد دارم به روش‌های بازاریابی طلا و جواهر اشاره کنم که خودم بارها و بارها آن‌ها را تست کردم و نتیجه درخشان آن‌ها را دیده‌ام. بازاریابی طلا و جواهر ایده‌هایی برای بازاریابی طلا و جواهر برای اینکه در فروش محصولات و خدمات خود موفق باشید لازم است که در هر دو حوزه بازاریابی درونگرا و بازاریابی برونگرا فعالیت داشته باشید. در ادامه این ایده‌ها را باهم بررسی خواهیم کرد. اگر وبسایت دارید به SEO توجه ویژه بکنیداهمیت قرار گرفتن در بالاترین نتایج گوگل بر کسی پوشیده نیست. تحقیقات مختلف ثابت کرده است که این کانال بازاریابی یکی از موثرترین کانال‌های فروش به حساب می‌آید. بنابراین لازم است با پیاده سازی استراتژی مناسب و صرف هزینه مهمترین کانال فروش را تقویت کنید. در این مسیر می‌توانید از مشاوران سئو، کمک بگیرید و یا یک کارشناس خبره استخدام کنید. از پلتفرم‌های آنلاین برای فروش کمک بگیریداحتمالا در روزهای اول و شروع کسب و کار پول زیادی برای بازاریابی و تبلیغات ندارید در چنین شرایطی است بهتر  است به سراغ پلتفرم‌های آنلاین مانند: دیجی کالا و ... بروید. مهمترین ویژگی این پلتفرم‌ها این است که شما به ازای فروش محصولات‌تان کمیسیون پرداخت می‌کنید و برای تبلیغات نیز لازم نیست هزینه چندان زیادی داشته باشید. همچنین اگر چنین حضوری برایتان فروش به همراه نداشته باشد حداقل به آگاهی از برند شما کمک خواه کرد. از محتوای ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی استفاده کنیدطلا و جواهرات یکی از چشم نوازترین محصولاتی که می‌توانید تبلیغ کنید. و شبکه‌های اجتماعی بهترین جایی است که می‌توانید مخاطبان خود را هدف قرار دهید. اینستاگرام و بسیاری از شبکه‌های اجتماعی دیگر به ویدیو اهمیت بیشتر می‌دهند به همین دلیل است که توصیه می‌کنیم در ساخت محتوای خود ویدیو را در اولویت قرار دهید. البته برای این کار لازم است به سراغ افراد حرفه بروید تا محتوایی جذاب تهیه کنید. باشگاه مشتریان خود را خیلی زود راه اندازی کنیدحفظ مشتری ارزشی برابر طلا دارد! این اتفاق هزینه‌های مارکتینگ شما را به شدت کاهش می‌دهد و میزان سود شما را به شدت بالا خواهد برد. نرم افزارهای زیادی برای این کار وجود دارد. یکی از این نرم‌افزارها فیلیا است که خدمات مختلف به شما ارایه می‌کند. رابطه کاربری ساده، هزینه راه اندازی معقول از دیگر ویژگی‌های این نر‌افزار است. در نمایشگاه‌ها حضور فعال داشته باشیدنمایشگاه‌ها محل خوبی برای ارایه محصولات و خدمات شماست. به خصوص اگر تازه کار را شروع کرده باشید می‌توانید از این طریق برند خود را به مشتریان بشناسید. هر ساله نمایشگاه‌هایی در سراسر کشور در این خصوص برگزار می‌شود آخرین نمایشگاه طلا و جواهر نیز در سال 1402 در مرکز همایش‌خا و نمایشگاه‌های ایران مال برگزار شد. در اعیاد و مناسبت‌ها پیشنهادات ویژه بدهیدرویدادهایی مانند روز زن، دختر، سال نو، سالگرد ازدواج و ... همگی فرصتی مناسب برای شماست تا با ارایه یک کد تخفیف خودتان را در ذهن مشتریان بالا بکشید. اما قبل از هر کاری لازم است که به نکاتی که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنم توجه کنید: پیشنهادات با بازه زمانی محدود ارایه کنید. (مثلا 7 روزه) اطلاع رسانی را از طریق ایمیل، پیامک، پست‌های شبکه اجتماعی و ... انجام دهید. اقدامات روابط عمومی همیشه موثرندمحصول یا نقطه فروش جدید به شما کمک می‌کند تا یکبار دیگر به ذهن مشتریان احتمالی‌تان ورود پیدا کنید. اما چگونه؟ کافیست در مجلات، وب‌سایت‌های خبری و یا حتی مطبوعات چاپی سر و صدا به پا کنید. مصاحبه کنید و از دلیلتان برای افتتاح یا ارایه محصول جدید بگویید. با اینفلوئنسرها همکاری و رویدادهای متنوع برگزار کنیداز اینفلوئنسر مارکتینگ برای شناساندن برند خود به مخاطبان آن‌ها استفاده کنید. این کار معمولا با دریافت هزینه همراه است؛ اما پیش می‌آید که این افراد در ازای دریافت رایگان کالا محصولات شما را تبلیغ می‌کنند. نکته‌ای که قبل از شروع همکاری باید دقیق بررسی کنید این که مخاطبان این افراد با مشتریان احتمالی شما همسو هستند یا خیر. جشنواره‌های سینمایی داخلی و خارجی، شرکت در برنامه‌های تلویزیونی و ... دقیقا جایی است که شما می‌توانید به کمک این افراد محصولات خود را به مخاطبان بشناسانید. حتما در نقاط پر تردد فروشگاه داشته باشیدیکی از مهمترین نقاطی که شما می‌توانید فروش خود را چند برابری کنید، راه اندازی و افتتاح فروشگاه در مراکز خرید پر رفت و آمد است. اگر کسب و کارتان در تهران مستقر است پیشنهاد ما به شما حضور در اُپال، پالادیوم و سانا است. البته ممکن است مراکز خرید دیگری هم وجود داشته باشد که میزان فروش در آن‌ها بالاست و در این لیست به آن‌ها اشاره نشده است. روی برندسازی زمان بیشتری صرف کنیدتصویر برند شما باید منسجم و یکپارچه باشد. چه مشتری در حال بازدید از وبسایت شماست، چه در شبکه‌های اجتماعی شما می‌گردد و یا در حال خواندن خبرنامه ایمیلی‌تان باشد. لوگو و طرح رنگ: ار لوگو و پالت رنگی یکسان در همه جا استفاده کنید. لحن برند: لحنی را انتخاب کنید که با شخصیت برند شما یکی باشد. پیام برند: تمام محتواهای بازاریابی باید با پیام اصلی برند شما هماهنگ باشد. عکاسی محصول و لایف استایل تهیه کنیدعکس‌ها به مشتری در تصمیم گیری کمک می‌کند. به همین دلیل مهم است که تصاویری تهیه کنید که باکیفیت باشند اما این تمام ماجرا نیست و باید به نکات دیگری هم توجه داشته باشید: از نور طبیعی و نرم در عکاسی استفاده کنید.روی جزییات توجه کنید و طرح محصول را به رخ بکشید. عکاسی لایف استایل انجام دهید تا مشتری بتواند با نحوه استفاده آن همزاد پنداری کند. نظرات مشتریان را در وبسایت و سوشال مدیا قرار دهیدافزایش فروش با جلب اعتماد اتفاق می‌افتد. وقتی مخاطبانی که اطلاعات زیادی از برند شما ندارند با نظر مشتریان قبلی برند شما آشنا می‌شوند احتمال اینکه تصمیم به خرید بگیریند به مراتب بیشتر می‌شود. بر همین اساس به شما توصیه می‌کنم حتما (تستیمونیال) مشتریان سابق خود را در صفحات فرود و یا شبکه‌های اجتماعی خود قرار دهید. جمع بندییکی از نکات مهمی که باید در اجرای بازاریابی طلا و جواهر توجه داشت این است که همه این عوامل در کنارهم موثر خواهند بود. و هر یک یه تنهایی شاید نتواند اثربخشی کافی را برای کسب و کارتان داشته باشد. بنابراین اگر به فکر رشد و توسعه بیزنس خود هستید بد نیست که با کمک گرفتن از یک مشاور بازاریابی این مسیر را به درستی طی کنید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2024 23:15:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 فیلم الهام بخش در زمینه بازاریابی، فروش و استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/10-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-s3opeocx6ftj</link>
                <description>شاید باورش کمی عجیب به نظر بیاید اما خود من تا 2 سال پیش هیچ علاقه‌ای به فیلم دیدن نداشتم و در بهترین حالت فیلم دیدن را به عنوان یک سرگرمی در نظر می‌گرفتم، اما به پیشنهاد یکی نزدیکان تصمیم گرفتم که هر هفته یک فیلم مناسب ببینم. برای همین شروع به جستجو در اینترنت کردم تا فیلمی را انتخاب کنم که جنبه آموزشی هم داشته باشد تا اصطلاحا زمانم را تلف نکنم! ابتدا فیلم‌ها را براساس امتیاز IMDB مرتب کردم؛ در مرحله بعد شروع به مطالعه داستان هر یک از فیلم‌ها کردم تا اینکه یک لیست پر و پیمان را انتخاب کردم!در این دو سال اخیر هر هفته یک فیلم دیدم. اما این مدل فیلم دیدن را قبلا تجربه نکرده بودم، یک کاغذ و خودکار کنارم قرار دادم و هر چیزی آموزنده ای که در فیلم، دیالوگ بازیگران و ... می‌دیدم را یادداشت می‌کردم و برخی را در وب‌سایت زرافه بارگذاری کردم، البته به خودم قول دادم این لیست را توسعه بدهم و تمام آن‌ها را در همین وب‌سایت قرار دهم تا بدرد سایرین هم بخورد. این لیستی که در ادامه اینجا قرار می‌دهیم لیست 10 فیلم الهام بخشی است که در این دو سال دیدم و ممکن است در آینده آن‌ها را توسعه دهم. البته تعداد فیلم‌هایی که دیدم خیلی بیشتر از لیست ذیل است اما ده موردی که واقعا بدرد یک بازاریاب، فروشنده و یا بنیانگذار یک استارتاپ می‌خورد را نوشتم.فیلم الهام بخش در زمینه بازاریابی، فروش و استارتاپلیست فیلم‌های الهام بخش در زمینه بازاریابی، فروش و استارت آپ در جستجوی خوشبختی (The Pursuit of Happyness) یک سال بسیار خشن (A Most Violent Year)بنیانگذار (The Founder)سرآشپز (Chef) 127 ساعت (127 Hours) گرگ وال استریت (The Wolf of Wall Street) بانکدار (The Banker)شبکه اجتماعی (The Social Network)مانی بال (Moneyball)شلاق (Whiplash)چرا فیلم دیدن را به فعالیت‌های روزمره خود اضافه کردم؟دلیل اول: فیلم دیدن مانند کتاب خواندن یا پادکست گوش دادن می‌تواند آموزنده باشد و به ما کمک کند. دیدن فیلم‌هایی که در بالا به آن‌ها اشاره کردم هر یک به نوعی برایم آموزنده بود. مطمئنا ما در زندگی خود شانس این را نداریم و نمی‌توانیم همه چیز را خودمان تجربه کنیم؛ پس بهتر است از تجربیات دیگران بیاموزیم تا هزینه کمتری بکنیم.دلیل دوم: اگر بخواهم در یک جمله بگویم، &quot;این فیلم‌ها انگیزاننده هستند!&quot; بسیاری از ما در طول روز با فشارها، سختی‌ها و مشکلات فراوانی مواجه می‌شویم که همگی باعث کم شدن انگیزه ما خواهند شد. و این فیلم‎‌ها می‌توانند سوخت ما را تامین کنند. مثلا یک جمله یا نقل قول از شخصیت اول یک فیلم می‌تواند انرژی شما را در طول روز تامین کند.دلیل سوم: فیلم دیدن مانند کتاب خواندن باعث کاهش استرس می‌شود. البته این موضوع را وقتی در مورد مزایای مشاهده فیلم می‌خواندم متوجه شدم. مطالعات مختلف نشان داده است که مشاهده فیلم چه کمدی باشد و چه درام می‌تواند به کاهش هورمون‌های استرس کمک کند.سخن پایانیمن از تجربه خودم نوشتم، و الان می‌توانم بگویم که بعد از حدود 2 سال فیلم دیدن واقعا زندگی، نحوه فکر کردنم تغییر کرده است. آیا شما هم لیستی از فیلم‌های جذاب دارید که در بخش نظرات قرار دهید؟ ممنون میشم تجربیات‌تان را با من به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Sun, 17 Dec 2023 20:13:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی درونگرا : تعریف، مزایا و نحوه اجرا</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-ujd53xggw3p6</link>
                <description>اکثر کسب و کارهای کوچک زمان، بودجه یا منابع لازم برای پیاده سازی برنامه‌های کلاسیک بازاریابی را ندارند. زیرا تبلیغاتی تلویزیونی، رادیویی، چاپی و محیطی همگی گرانقیمت هستند و برای پیاده کردن یک کمپین اثربخش لازم است تیم حرفه ای را برای آن آماده کنید. این دقیقا جایی است که بازاریابی درونگرا وارد عمل می‌شود! ممکن است شروع آن در ابتدا سخت به نظر برسد اما نتیجه آن فوق العاده است. تعریف بازاریابی درونگرا بازاریابی درونگرا یک استراتژی مشتری محور است که به جذب مشتریان احتمالی کمک می‌کند. پایه و بنای اصلی این روش بازاریابی محتواست. در هر مرحله از سفر مشتری لازم است محتوای مناسب تولید کرده و مخاطب را به سمت خرید محصول سوق دهید. برای پیاده سازی این روش بازاریابی است لازم است مراحل زیر را در سفر مشتری ببینید. جذب (بازدیدکنندگان را به محتوای خود جذب کنید)تبدیل ( بازدیدکنندگان را به سرنخ تبدیل کنید)تعامل (سرنخ‌ها را به مشتری تبدیل کنید)لذت (مشتریان را مشعوف کنید)بازاریابی درونگرا  و مزایای آن را بشناسیدمزایای بازاریابی درونگرا چیست؟ در ادامه قصد دارم به برخی از مهمترین مزایای بازاریابی درونگرا اشاره کنم. احتمالا شما هم بعد از خواندن این موارد نسبت به اجرای این روش بازاریابی علاقه مند خواهید شد. نتایج آن پایدار و پیوسته استاگر بودجه‌ای را برای یک کمپین تبلیغاتی تهیه کرده باشید، منظور من را متوجه خواهید شد. معمولا بعد از پایان کمپین فروش به شدت کاهش خواهد یافت. البته نکته‌ای که نباید فراموش کنید این است که این مساله اصلا به معنای اجرا نکردن کمپین‌های مناسبتی یا غیر مناسبتی نیست. در این جا هدف پایداری و پیوسته بودن رشد کسب و کار شماست. مقرون به صرفه خواهد بودبرخلاقه سایر استراتژی‌های تبلیغاتی، بازاریابی درونگرا مقرون به صرفه است. برای شروع کافیست شروع به حل مشکلات کاربران و مشتریان احتمالی خود بکنید. این کار را با تولید محتوا در وبلاگ تا شبکه‌های اجتماعی خود می‌توانید انجام دهید بدون اینکه هزینه زیادی را متحمل شوید. ایجاد سرنخ فروش (Lead) و در ارتبطا بدون با مشتری احتمالی از طریق خبرنامه ایمیلی می‌تواند راه را برایتان هموار کند. اعتماد و اعتبار به همراه داردهنگامی که محتوایی را حول نیازها و مشکلات مخاطبان هدف می‌نویسید، اینکار به شهرت برند شما کمک خواهد کرد. در چنین شرایطی مخاطبان شما را به عنوان منبع اطلاعات مفید برای خودشان نگاه می‌کنند و به مرور به برند شما اعتماد خواهند کرد. در چنین شرایطی است که اثربخشی این نوع از تبلیغات به مراتب بیشتر از بیلبوردی است که خرید از برندتان را فریاد می‌زند! بعلاوه: 81 درصد از مصرف کنندگان قبل از اینکه خریدی را نهایی کنند، ابتدا به تحقیقات آنلاین می‌پردازند. (منبع)ترافیک آن باکیفیت استیکی از مهمترین چالش‌های پیشروی بازاریابان و فروشندگان کیفیت سرنخ‌هاست. به همین دلیل است که بسیاری از کانال‌های بازاریابی صرفا به عنوان کانال‌های برندینگ شناخته می‌شود و ترافیک آن چندان برای فروش کالا یا خدمات باکیفیت نیست. شما با تولید محتوا به عنوان هسته اصلی بازاریابی درونگرا شانس خود را برای دریافت ترافیک باکیفیت بیشتر و بیشتر می‌کنید. چگونه بازاریابی درونگرا را اجرا کنیم؟قبل از هر کاری باید بدانید استراتژی موفق خواهد بود که دقیقا براساس مسیر سفر مشتری تهیه شودو با نیازهای مشتری همخوانی داشته باشد. در ادامه به 4 مرحله استراتژی بازاریابی درونگرا اشاره خواهم کرد: جذب (بازدیدکنندگان را به محتوای خود جذب کنید)تبدیل ( بازدیدکنندگان را به سرنخ تبدیل کنید)تعامل (سرنخ‌ها را به مشتری تبدیل کنید)لذت (مشتریان را مشعوف کنید)مرحله اول جذب: اولین مرحله از بازاریابی درونگرا جذب سرنخ‌های بالقوه و آگاه کردن آن‌ها از کسب و کار شماست. این مهم با تولید محتوا باکیفیت امکان پذیر است. اما برای جذب لازم است موارد ذیل را مدنظر قرار دهید. تولید محتوا: تولید محتوا و پروموت کردن آن در کانال‌های بازاریابی مناسب موثرترین راه برای جذب کاربر جدید است. ایبوک، ویدیو، وبلاگ نویسی، اینفوگرافی و ... نمونه‌هایی از انواع محتوا قابل تهیه برای شماست. سئو: بهینه کردن محتوا برای مخاطب و موتورهای جستجو یکی از بخش‌های مهم در جذب کاربر جدید است. شبکه‌های اجتماعی: اشتراک گذاری و تعامل حداکثری مخاطب با محتوای تولید شده یکی از بخش‌های مهم در بازاریابی درونگراست. مرحله دوم تبدیل: حالا باید به این سوال پاسخ دهید که با بازدیدکنندگانی که به برند و یا محتوای شما علاقه مند شدند چه می‌کنید؟ در این مرحله است که با بدست آوردن اطلاعات تماس آن‌ها سعی می‌کنید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. اما برای تبدیل لازم است موارد ذیل را مدنظر قرار دهید: صفحه فرود: دقیقا فضایی است که از مخاطبان می‌خواهید عملی را انجام دهند، بنابراین طراحی صفحه فرود و پیاده سازی دقیق آن بسیار مهم است. فرم ثبت نام: جمع آوری اطلاعاتی مانند نام، ایمیل و یا شماره تماس به شما اینکمک را می‌کند تا ارتباط خود را مخاطبان حفظ کنید. فرم‌ با فیلدهای کم و کوتاه به شدت توصیه می‌شوند. فراخوان: فراخوان (CTA) یک اقدام بصری برای متقاعد کردن بازدیدکنندگان برای انجام اقدامی است. دکمه CTA باید کوتاه، جسورانه و واضح باشد. مرحله سوم تعامل: تمام هدف شما از جمع آوری اطلاعات کاربران این است که بتوانید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید و به مرور آن‌ها را به مشتریان خود تبدیل کنید. این اقدام معمولا با موارد ذیل اتفاق می‌افتد: ایمیل مارکتینگ: هنگامی که مخاطب هدف شما ایمیل خود را در لیست ثبت نام کسب و کارتان قرار داده، یعنی تمایل دارد در مورد کسب و کار شما بیشتر بشوند. پس با تولید محتوای مناسب به ارتباط موثر با کاربران بپردازید. و به صورت منظم به آن‌ها اطلاع رسانی کنید. مدیریت ارتباط با مشتری و اتوماسیون بازاریابی: اطلاعاتی که از مشتریان خود دریافت کرده اید را به کمک نرم افزار CRM و اتوماسیون بازاریابی پردازش کنید و بهترین تعامل را با آن‌ها برقرار کنید. مرحله چهارم لذت: بازاریابی درونگرا فقط به دنبال جذب مشتری نیست، بلکه به کمک کانال‌ها و ابزاری که در اختیار مدیران و مارکترها قرار می‌دهد سعی می‌کند از دل این فعالیت‌ها مشتریان خوشحال را پدیدار کند که آن‌ها خود به مروجین کسب و کار شما تبدیل شوند. این اقدام معمولا با موارد ذیل اتفاق می‌افتد: رویداد و وبینار: برگزاری رویداد و وبینار یکی از بهترین راه‌ها برای به روز نگه داشتن مشتریان است. می‌توانید جلسات پرسش و پاسخ، آموزش محصولات و ... را به صورت زنده در اینستاگرام یا پلتفرم‎‎‌هایی مشابه ایسمینار برگزار کنید. پشتیبانی: ارایه پشتیبانی عالی می‌تواند به راضی نگهداشتن مشتریان کمک بسیار مهمی بکند. سعی کنید به کمک ابزارهای مختلف نگرانی‌های آن‌ها را به موقع رفع کنید. سوشال لیسنینگ: شبکه‌های اجتماعی بهترین مکان برای کسب اطلاعات در مورد مشتریان است. کافیست به کمک ابزارهای سوشال لیسنینگ به صحبت‌هایی که مشتریان‌نتان در مورد شما در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند گوش کنید. نظرسنجی برگزار کنید: بهترین راهنما برای رشد و توسعه محصولات و خدمات شما، نظرات مشتریان است. پس با ارسال پیامک، ایمیل و ... نظرات مشتریان را جمع آوری کنید و براساس اولویت‌هایی که دارید سعی در رفع نیازهای احتمالی آن‌‌ها بکنید. بهترین نمونه‌های بازاریابی درونگرادر ادامه قصد دارم به چند مورد از بهترین کمپین‌های بازاریابی رباشی (Inbound Marketing) اشاره کنم. هر کدام از این کمپین‌ها نه تنها توانسته اند رابطه بین برندها با مشتریان خود را بهبود بخشند بلکه توانسته‌اند مشتریان جدیدی را برای خود دست و پا کنند. دلبرند دل (Dell) یک بازیگر موفق در بازاریابی کامپیوترهاست. این برند با پاسخ دادن به سوالات و مشکلات مشتریان خود و اشتراک گذاری ویدیوها و مقالات مفصل با مشتریان خود تعامل برقرار کرد. تولید محتوای باکیفیت یکی از نمونه‌هایی است که برند دل برای اجرای این روش بازاریابی استفاده کرده است. سیسکو برند سیسکو (Cisco) رهبر بازار شبکه در ایالات متحده است، این برند در سال 2016 کمپینی را راه اندازی کرد که نشان داد و به بیان داستان موفقیت مشتریان خود می‌پرداخت. این برند نشان داد که مشتریانش با استفاده از نوآوری‌های سیسکو توانسته اند به موفقیت برسند. سیسکو با این کار ارزش برند خود را نزد مشتریانش به مقدار بسیار زیادی تقویت کرد. لینکدین شبکه اجتماعی لینکدین (Linkedin) بیش از 900 میلیون کاربر فعال ماهانه دارد و به عنوان پیشتازترین شبکه اجتماعی B2B در جهان شناخته می‌شود. این برند برای اینکه همواره در صدر قرار بگیرد کمپینی را راه اندازی کرد و شروع به تولید محتوا به صورت اینفوگرافیک، وبینار و ... برای موقعیت‌های شغلی مختلف کرد. کمپینی این برند که در سال 2016 شروع شد در 30 روز اول بیش از 10 هزار بار محتواهای تولیدیش را دانلود شده ببینید. که یک رقم خیره کننده برای این شبکه اجتماعی در آن بازه زمانی بوده است. سیلز فورسحتی برند سلیز فورس (Sales Force) نیز برای حفظ مشتریان و بهینه سازی سرنخ‌های فروش خود مشکلاتی را داشته است. این برند برای رفع این مشکل شروع به تولید محتواهای مختلف ویدیویی و ... بر اساس مشکلات و سوالات مخاطبان خود کرد و به این طریق توانست رشد مثبتی را در این خصوص داشته باشد. نتیجه گیریبازاریابی درونگرا یک استراتژی مشتری محور است که به جذب افراد به قیف فروش شما کمک می‌کند. زیربنای اصلی این روش بازاریابی محتواست. مشهورترین کانال‌های بازاریابی ربایشی عبارتند از: سئو، وبلاگ، اتوماسیون بازاریابی، خبرنامه ایمیلی، پوش نتیفیکیشن و ... برای موفق شدن در این روش بازاریابی است لازم است ابتدا مخاطب را در اولویت شناخت قرار دهید و با تولید محتوای اثربخش به جذب و نگهداشت آن اهتمام ورزید. داشتن اطلاعات کامل از پرسونای مخاطب به موفقیت هر چه بیشتر این کار کمک بسیار زیادی خواهد کرد. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Thu, 27 Apr 2023 23:54:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا کسب و کارها به سوشال لیسنینگ نیاز دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%B3%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%84-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-abphionnkj7c</link>
                <description>امروزه رشد و توسعه محصول بدون توجه به نظرات کاربران و مصرف کنندگان واقعی غیرممکن است. بر همین اساس است که بسیاری که از کسب و کارهای بزرگ به سراغ ابزارهای Social Listening می‌روند. البته برخی به اشتباه فکر می‌کنند که این ابزارها تنها وسیله‌ای برای سنج دوست داشتن (Like) و یا بازنشر (Share) است. به کمک این ابزارها می‌توانید پاسخ بسیاری از سوالات زیر را بدست آورید. دیگران در مورد برند شما چه می‌گویند؟نقاط ضعف رقبای شما چیست؟تجربه کاربران از محصولات و خدمات چیست؟و ...سوشال لیسنینگ چیست؟کلمه Social Listening به معنی نظارت بر کانال‌های اجتماعی برند شما جهت گرفتن فیدبک یا منشن شدن توسط مشتریان شماست. سوشال لیسنینگ علاوه بر این به نظارت بر کلیدواژه‌ها، موضوعات، رقبا یا صنایع خاص می‌پردازد. البته این اطلاعات بعد از تجزیه و تحلیل است که ارزشمند شده و می‌تواند در رشد و توسعه محصول از آن استفاده کرد. چرا هر برندی برای موفقیت لازم است از ابزارهای سوشال لیسنینگ استفاده کند؟فواید سوشال لیسنینگ چیست؟مدیریت مشتریان ارتقا می‌یابدکمتر پیش می‌آید که مشتریان به طور مستقیم از شما شکایت کنند؛ یا هنگام بیان نقاط مثبت‌تان شما را تگ کنند. پس شما بدون داشتن ابزارهای سوشال لیسنینگ امکان آگاهی از صحبت‌های مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی را ندارید و نمی‌توانید ارتباط خود را با آن‌ها بهبود دهید. بنابراین مهمترین فایده استفاده از چنین ابزارهایی ارتقای کیفیت خدمات شماست که به سادگی در دسترس خواهد بود. با نقاط ضعف رقبا آشنا می‌شوید!اگر یک مدیر ارشد باشید حتما سعی می‌کنید روزانه به وب‌سایت رقبای خود سر بزنید و ببینید که آن‌ها چه فیچرهای جدیدی را ارایه کرده‌اند و یا چه تغییرات در خدمات خود داده‌اند. به کمک ابزارهای Social Listening شما می‌توانید به سادگی نظرات مثبت و منفی در مورد رقبایتان را بررسی و تحلیل کنید. این کار به شما  کمک می‌کند خدمات خود و نحوه مدیریت مشتریان را ارتقا دهید. از روندهای بازار مطلع می‌شویدتوجه به ترندهای بازار به شما ایده می‌دهد که بازار به کجا می‌رود و کدام محصولات یا خدمات احتمالا سودآوری برایتان خواهد داشت. شما به کمک تحلیل این اطلاعات می‌توانید استراتژی‌های خود را تغییر داده و قبل از دیگران از فرصت‌ها استفاده کنید. نکته جالبی که در مورد یکی از این ابزارهای سوشال لیسنینگ ایرانی متوجه شدم این است که شما می‌توانید تجربیات کاربران را از میان نظرات جدا کنید که این کمک بسیار زیادی به شما به عنوان مالک کسب و کار خواهد کرد. به حفظ مشتریان کمک می‌کندگوش دادن و نظارت بر شبکه‌های اجتماعی می‌تواند به شما این فرصت را دهد تا شهرت خود را مدیریت کنید و در کنار آن راه‌های جدیدی را برای توسعه محصول پیدا کنید و از رقبا پیشی بگیرید. بعلاوه مشتریان می‌خواهند احساس کنند در رسانه‌های اجتماعی شنیده می‌شوند. براساس تحقیقات انجام شده 48 درصد از مشتریان از برندی خرید می‌کنند که به مشتریان و مشتریان احتمالی خود در رسانه‌های اجتماعی پاسخگو است. (منبع)سرنخ‌های فروش را پیدا می‌کنیدهنگامی که یک مشتری بالقوه در مورد محصول یا خدمات شما سوالی را در رسانه‌های اجتماعی مطرح می‌کند شما می‌توانید به کمک ابزارهای Social Listening او را پیدا کرده و پاسخ مناسب بدهید. همین کار ساده باعث می‌شود مشتری برای خرید محصول یا خدمات شما مشتاق‌تر شده و خیلی سریع‌تر تصمیم‌گیری کند. مشکلات روابط عمومی را حل می‌کنیدگوش دادن و نظارت کردن شبکه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کند احساسات منفی را تشخیص داده و هر گونه مشکل روابط عمومی را خیلی زود حل کنید. فرض کنید شما یک تبلیغ یا محتوا را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر کرده‌اید هنگامی که از ابزارهای Social Listening استفاده کنید خیلی زود متوجه بازخوردهای منفی خواهید شد و آن محتوا را حذف می‌کنید و یا بیانیه مناسب را در اختیار رسانه‌ها قرار خواهید داد. نتیجه گیریمالکان و مدیران ارشد کسب و کارها همواره در فکر پیشی گرفتن از رقبای خود هستند و برای این کار روزانه مدت زیادی را در گوگل و وب‌سایت‌های رقبایشان می‌پردازند. فیچرها را مقایسه می‌کنند، کیفیت پشتیبانی و ... این کار علاوه بر اینکه زمان زیادی از شما می‌گیرد معمولا نتیجه مناسبی هم نخواهد داشت زیرا شما فرصت کافی برای مرور تمام شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌ها ندارید. ماتوریتی یک ابزار Social Listening است که به کمک آن می‌توانید به بررسی و تحلیل تجربه خریداران از برند خودتان و یا رقبا را داشته باشید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 23:55:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هک رشد چیست و چگونه آن را پیاده سازی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%87%DA%A9-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-lyeaagjfetpm</link>
                <description>هک رشد؛ کلمه ای که این روزها نقل محفل بازاریاب‌ها، کارآفرینان و مشاوران توسعه کسب و کار است. اما هک رشد چیست؟ به چه کسی هکر رشد می‌گویند؟ چه تفاوتی با بازاریاب دارد؟ و چگونه می‌توانیم کسب و کارمان را به کمک این تکنیک رشد دهیم؟ در این یادداشت قصد دارم به این سوالات پاسخ خواهم داد. هک رشد چیست؟بد نیست که بدانیم این واژه اولین بار در سال 2010 توسط شان الیس به کار گرفته شد و بعد از مدت زمانی کوتاه در اکوسیستم استارتاپی در سراسر جهان داغ شد. تعاریفی که از این کلمه وجود دارد بسیار ساده نیستند، پس من درکم از این واژه را به شما ارایه خواهم کرد: به مجموعه فعالیت‌های بازاریابی که می‌تواند سرنخ را به فروش تبدیل کند هک رشد می‌گوییم. البته در فرآیند تمرکز بر روی رشد پایدار بوده و تجزیه و تحلیل سود و هزینه اهمیت چندانی ندارد. یبتفاوت هک رشد و بازایابی چیست؟ رشد چیست؟تفاوت هک رشد و بازاریابی چیست؟اگر بخواهیم منصفانه به موضوع نگاه کنیم هک رشد و بازاریابی در بسیاری از مواقع به یکدیگر بسیار نزدیک هستند؛ اما تفاوت‌هایی هم باهم دارند که در ادامه به برخی از مهمترین‌ آن‌ها اشاره خواهم کرد:هکر رشد به تمام بخش‌های قیف فروش توجه دارد از جمله نگهداشت مشتری، حال آنکه بازاریابان بیشتر به آگاهی از برند و جذب کاربر جدید توجه می‌کنند. هکر رشد تست‌های کوچک می‌کند و فرصت‌هایی که پتاسیل بالا دارند را شناسایی می‌کند حال آنکه یک بازاریاب بر روی پروژه‌های بزرگ‌تر و بلند مدت‌تر تمرکز می‌کند. هکر رشد تصمیمات خود را براساس داده می‌گیرد در حالی که بازاریاب‌ها کمتر بر این اساس تصمیمی گیری می‌کنند. هکر رشد دارای مهارت‌ها و درک فنی (تکنیکال) بالایی است که در بازاریاب‌ها چنین ویژگی کمتر دیده می‌شود. هکر رشد در محصول دخیل است زیرا به نگهداشت مشتری توجه می‌کند. اما این موضوع جزو وظایف بازاریاب به حساب نمی‌آید. بهترین استراتژی‌های هک رشد اما بهترین استراتژی که برای موفقیت و رشد کسب و کار نیاز دارید چیست؟ در ادامه به چند نمونه اشاره خواهیم کرد. در تمام این استراتژی‌ها سعی شده از مثال‌های داخلی استفاده کنیم. رویداد کوچک و جمع و جور برگزار کنیدهمه چیز تبلیغات آنلاین نیست و قرار نیست که با اندازه گیری نرخ تبدیل موفق بودن و یا عدم موفقیت یک کمپین را بسنجید. پیشنهاد من به شما شرکت کردن در یک رویداد است. لازم نیست در یک رویداد بزرگ شرکت کنید همین که مخاطبان چهره واقعی شما را ببینند به شما کمک می‌کند تا کاربران بیشتری را جذب کنید و رشد کنید. به عنوان مثال: شرکت در یک رویداد همفکر که در دوران قبل از کرونا هر هفته برگزار می‌شد یکی از این پیشنهادات است. پیشنهاد رایگان ارایه کنیدفرض کنید شما یک شرکت نرم افزاری دارید و به تازگی محصول خود را روانه بازار کرده‎اید، ممکن است ارایه رایگان بخش‌هایی از نرم افزار، سودی برای شما به همراه نداشته باشد اما می‌توان از آن به عنوان یک هدف کوچک نام برد، زیرا شما توانستید به کمک همین کار ساده ایمیل، شماره تماس و اطلاعات مشتریان احتمالی خود را بدست آورید و از این طریق رابطه خود را با آن‌ها حفظ کرده و آن‌ها را برای خرید تشویق کنید. به همین دلیل است که بسیاری از شرکت‌های Saas اقدام به ارایه نسخه رایگان مثلا 30 روزه و ... می‌پردازند. قدرت خبر را فراموش نکنیددر شروع سعی کنید یک خبر خوب از محصول یا خدمات خود تهیه کنید و آن را در اختیار رسانه‌های معتبر قرار دهید. برای این کار لازم است با یک خبرنگار ارتباط برقرار کنید. لازم نیست خبر شما تبلیغاتی باشد همین که از نظر سردبیر رسانه غیرتبلیغاتی به نظر برسد به سرعت دست به دست می‌شود و مخاطبان خود را پیدا خواهد کرد. رسانه‌های حرفه‌ای در حوزه استارتاپی در رشد بسیار موثرند. تکراسا یکی از این رسانه‌هاست. از اینفلوئنسر مارکتینگ استفاده کنیداینفلوئنسر مارکتینگ مفهومی نسبتا جدید به حساب می‌آید اما اثربخشی آن در سال‌های گذشته باعث شده است بسیاری از کسب و کارها از این ظرفیت به خوبی برای رشد کسب و کار خود از آن استفاده کنند. البته انتخاب اینفلوئنسر نیز کار ساده‌ای نیست؛ با این حال از افرادی استفاده کنید که به حوزه کاری شما نزدیک هستند. اگر اینفلوئنسری در حوزه تناسب اندام فعالیت می‌کند مطمئنا برای فروش محصولات فرهنگی مانند کتاب تاثیر گذار نخواهد بود. آژانس‌های تخصصی در این زمینه وجود دارند که می‌توانند به شما کمک کنند. (فیلیپ، تپسل) از آن جمله هستند. سئو ترافیک رایگان را به سمت‌تان هدایت می‌کندبه عنوان یک مدیر بازاریابی حتما می‌دانید که هزینه جذب یک کاربر جدید بسیار بالاست، به همین دلیل است که بسیاری از کسب و کارها به فکر جذب کاربر از طریق موتورهای جستجو می‌افتند. البته جذب کاربر از طریق سئو یک سرمایه‌گذاری بلند مدت است و بسته به میزان رقابت می‌تواند تا یکسال زمان ببرد. با این حال کسب‌و‌کارها هزینه و زمان زیادی را برای این کانال بازاریابی می‎کنند، زیرا اثرات آن می‌تواند تا سال‌ها بر کسب‌و‌کار باقی بماند و ترافیک هدفمندی را به صورت رایگان برایتان به ارمغان بیاورد.کو مارکتینگ کلید موفقیت شماستیکی از روش‌هایی که در چند سال گذشته میان بازاریاب‌ها محبوب شده است، کو مارکتینگ است. مشارکت‌های دو یا چند کسب و کار کنار هم یکی از روش‌های رشد به حساب می‌آید. فرض کنید شما یک فروشگاه اینترنتی کتاب هستید که 50 هزار کاربر دارید و در طرف دیگر کسب و کاری وجود دارد که به نقد و بررسی کتاب‌ می‌پردازد و 50 هزار کاربر فعال دارد؛ چنانچه کمپین مشترکی برگزار کنید می‌توانید همزمان صدای خود را به 100 هزار مخاطب برسانید که برای رشد هر دو کسب و کار فوق‌العاده خواهد بود. در این روش نیازی نیست هزینه زیادی کنید برای مارکتینگ کنید. هرگز A/B تست را فراموش نکنیدواقعا اهمیت A/B تست را نمی‌توان نادیده گرفت. اگر بخشی از برنامه  به درستی کار نمی‌کند، باید فرآیندهای آن را بخش بندی کنید و هر بخش را به درستی تست کنید تا مشکلات مشخص شوند و بعد به دنبال راه‌حل صحیح برای آن باشید. سعی کنید برای شروع صفحات فرود، تماس با ما، صفحه اصلی وب سایت‌تان را دقیق بررسی کنید؛ در این مسیر می‌توانید از ابزارهایی مانند گوگل تک منیجر، هاتجر و ... استفاده کنید. بازاریابی ارجاعی معجزه می‌کند!در این تکنیک به مشتریان پاداش می‌دهند تا در مورد نام تجاری یا محصولات شما تبلیغ کنند. از نظر تاثیر گذاری نمی‌توان این روش را با هیچ روش دیگری مقایسه کرد زیرا افراد تحت تاثیر پیام دوستان و آشنایان خود قرار می‌گیرند و خیلی زود به آن پیام تبلیغاتی اعتماد می‌کنند این در حالی است که این مساله در مورد سایر روش‌های بازاریابی صادق نیست. نمونه موفق این کار را اسنپ در روزهای شروع فعالیت خود انجام داد. چنانچه شما دوستان خود را از طریق سیستم ریفرال مارکتینگ معرفی می‌کردید مبلغی را در کیف پول و یا درصدی تخفیف از سفر بعدی دریافت می‌کردید.اما یک هکر رشد به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؟آگاهی از داده ضروری است، زیرا این تنها راه برای یافتن مشکلات احتمالی و علت آن است. سپس خلاقیت برای ارایه راه حل‌هایی برای مشکلات و در نهایت داشتن مهارت فنی نیاز است که راه‌حل‌ها را اجرایی کند. البته یک هکر رشد مجبور نیست در همه چیز متخصص باشد، اما باید بتواند اساس را درک کند تا بتواند بزرگترین بخش کار را به تنهایی به سرانجام برساند. بنابراین چنین فردی باید دارای مهارت T شکل باشد. (افراد با مهارت T شکل دست کم در یک حوزه متخصص و در چند حوزه دیگر دارای دانش یا مهارت هستند.) منبع: Growth with wardبرنامه نویسیطراحیسئوکپی رایتینگبازاریابی در شبکه‌های اجتماعیدانش تجزیه و تحلیلانجام A/B تستتوسعه کسب و کارو ...ابزارهای مورد نیاز هکر رشد چیست؟پایه و اساس هک رشد، بازاریابی بر مبنای داده محوری است. و اولین ابزاری که استفاده از آن ضروری به نظر می‎رسد، گوگل آنالیتیکس است. بدون شک این ابزار گوگل بسیار مهم و کاربردی است اما تنها ابزاری نیست که شما به آن نیاز خواهید داشت. برخی از ابزارهای کاربردی عبارتند از: ابزارهای ایمیل مارکتینگ مانند: نجوا، سندر و ...پلتفرم چت آنلاین مانند: رایچت، ایمبر و ...پلتفرم ساخت صفحه فرود مانند: لندین، لندیک و ...ابزارهای سئو مانند: Moz و Ahrefs و ...پلتفرم زمانبندی پست شبکه‌های اجتماعی مانند: نوین هاب ابزارهای سوشال لیسینیگ مانند: زلکا و ماتوریتیبهبود نرخ تبدیل به کمک Optimizely و ...پلتفرم‌های تولید محتوا مانند: الو محتوا، واژه بان و ...پلتفرم‌های انتشار خبر و رپرتاژ مانند: تسمینو، پابلیکا و ...و ...نتیجه گیریرشد همواره مهمترین دغدغه مدیران بازاریابی است. و عدم توجه مخاطبان به برند شما می‌تواند به دلیل تاثیر گذار نبودن کمپین بازاریابی باشد. پس به جای انجام کارهای روتین سعی کنید از یکی از استراتژی‎های هک رشد استفاده کنید. اما نکته ای که نباید فراموش کنید این است که هیچ نسخه از پیش تعیین شده‌ای برای کسب و کار شما وجود ندارد و ممکن است یک استراتژی برای یک کسب و کار موفق باشد و بر روی کسب و کار دیگر نتیجه‌ای عکس به همراه داشته باشد. در آخر بعد از پیاده سازی هر استراتژی حتما علت شکست یا موفقیت آن را اندازه‌گیری کنید و بی هدف هک رشد جدیدی را امتحان نکنید!</description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 29 Oct 2021 21:59:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین راه‌های جذب مشتری جدید چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-uqtmbrmqwar9</link>
                <description>همه ما در اینکه حفظ و نگاه‎داشت مشتریان قدیمی باید در اولیت کارهای بازاریابی قرار داشته باشند، شکی نداریم. و شاید با راه اندازی یک باشگاه مشتریان ساده بتوانیم این کار را به سرانجام برسانیم. اما در خصوص جذب مشتری جدید همه چیز فرق می‌کند و معمولا برای توسعه کسب و کار خود نیاز داریم مشتریان بیشتری داشته باشیم اما چه راه حلی برای آن پیشنهاد می‌شود؟ معمولا بسیاری از کسب و کارهای نوپا به دلیل اینکه در جذب مشتریان جدید دچار مشکل هستند خیلی زود از بازار حذف شده و جای خود را به رقبا می‌دهند. در این یادداشت قصد داریم چند راهکار برای جذب مشتری جدید معرفی کنیم. بهترین راه‌های جذب مشتری جدید چیست؟جذب مشتری چیست؟به فرآیندی که منجر به جذب مشتری جدید برای کسب و کار شما می‌شود، جذب مشتری گفته می‌شود این کار نیازمند استراتژی و برنامه بازاریابی بلند مدت، هدفمند و دقیق است. در غیر اینصورت با انتخاب کانال نادرست می‌تواند هزینه‌های سنگینی را به شما تحمیل کند که احتمال موفقیت را به حداقل مقدار ممکن کاهش خواهد داد. البته نکته‌ای که در اینجا باید به آن اشاره کنیم این است که جذب سرنخ (Lead) را نباید با جذب مشتری اشتباه گرفت. در تصویر زیر تمام مراحل جذب یک مشتری جدید را نشان خواهیم داد. نمایی کلی از قیف بازاریابی اصلی‌ترین روش‌های جذب مشتری را بشناسیدبسته به نوع کسب و کاری که آن را اداره می‌کنید چندین کانال مختلف وجود دارد که به جذب مشتریان کمک می‌کند. در واقع این کانال دقیقا جایی است که مشتری با برند شما روبرو خواهد شد. انتخاب کانال صحیح بازاریابی نیازمند بررسی بودجه مورد نیاز و ترجیحات مشتری است؛ در غیر صورت ناکارآمد و هزینه بر خواهد بود.وب سایت جذاب طراحی کنیدبسیاری از کاربران با جستجوی کلمات مرتبط با کسب و کار شما وارد وب‌سایت شما خواهند شد، بنابراین زیبا بودن و داشتن رابط کاربری مناسب از جمله مواردی است که هنگام طراحی سایت باید به آن توجه کنید. یک وب‌سایت استاندارد باید دارای بخش‌هایی برای معرفی کالا یا خدمات، تلفن تماس، ایمیل و آدرس کسب و کار شما باشد. بعلاوه داشتن یک وبلاگ مناسب در افزایش سرنخ بازاریابی کمک بسیار زیادی به شما خواهد کرد. البته به شرطی که در فرآیند تولید محتوا به درستی گام بردارید. وب‌سایت مهمترین مکانی در فضای آنلاین است که کاربران با شما روبرو خواهند شد بنابراین برای طراحی آن خساست به خرج ندهید و سعی کنید از افراد خبره استفاده کنید. پیشنهادات رایگان و مسابقه موثر استاز شبکه‌های اجتماعی برای ارایه پیشنهادات رایگان و یا مسابقه استفاده کنید. شبکه‌های اجتماعی بهترین مکان برای دیده شدن است. کاربران در شبکه‌های اجتماعی به دنبال وقت گذراندن و سرگرمی هستند! برگزاری مسابقه روشی فوق‌العاده برای جذب این گروه از مشتریان احتمالی است. به عنوان مثال: چند هفته پیش در صفحه اینستاگرام بنوبوک استوری‌ای قرار دادیم و از کاربران خواستیم که کتاب مورد علاقه خود را برای ما کامنت کنند تا از میان این افراد قرعه کشی کرده و به سه نفر کتاب مورد علاقه‌شان را هدیه دهیم. این کار باعث افزایش مشارکت کاربران شد و جذب مشتری جدید شد. ایمیل مارکتینگ را جدی بگیریدبدون شک یکی از اقتصادی‌ترین کانال‌های بازاریابی &quot;ایمیل مارکتینگ&quot; است. نرخ بازگشت سرمایه (ROI) در این کانال جذب مشتری به شدت بالاست. ممکن است بسیاری از کاربران در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشته باشند اما حتما ایمیل آدرس دارند. به کمک خبرنامه ایمیلی شما می‌توانید تخفیف‌ها، محصولات جدید، اطلاعیه‌ها و ... را با هزینه‌ای اندک در اختیار مشتریان قرار دهید و فروش خود را افزایش دهید. البته این روزها ارسال ایمیل‌های اسپم باعث شده است نرخ باز شدن به شدت کاهش پیدا کند. با این حال توجه به این کانال هم می‌تواند فروش شما را افزایش دهد. تستیمونیال مشتریان قبلی مهم استبه این نکته توجه داشته باشید که همه ما به دنبال تایید یک محصول یا خدمات از طرف دیگران هستیم و کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که دوست داشته باشد اولین نفری باشد که یک محصول را امتحان می‌کند! اگر مشتری برای خرید کالا یا خدمات شما مردد است، وجود یک تستیمونیال می‌تواند او را مجاب کند که خریدش را انجام دهد. اگر صفحات موفق اینستاگرامی را مشاهده کرده باشید، همگی یک هایلایت را به نظرات مشتریان راضی خود اختصاص داده اند. زیرا فروش از طریق شبکه‌های اجتماعی سختر است و افراد کمتر به آن‌ها اعتماد می‌کنند. و همین بخش کوچک شانس فروش را بالا می‌برد. همچنین اگر وب سایت دارید، می‌توانید نظرات مثبت مشتریان‌تان را در انتهای صفحات فرود و یا صفحه اصلی سایت قرار دهید. در شبکه‌های اجتماعی حضور داشته باشیدمطالعات نشان می‌دهد 80 درصد از کاربران حاضر در اینستاگرام حداقل یک برند تجاری را دنبال می‌کنند. داشتن حساب کاربری در رسانه‌های اجتماعی به آگاهی از برند شما کمک بسیار زیادی می‌کند؛ زیرا تقریبا نیمی از جمعیت جهان در رسانه‌های اجتماعی حضور دارند. اما برای اینکه بتوانید کاربران جدیدی را به سمت خود بکشانید لازم است محتوایی تولید کنید که مخاطبان‌تان به آن علاقمند هستند. به مرور با تولید محتوای هدفمند می‌توانید این دنبال کنندگان را به مشتری تبدیل کنید و فروش خود را افزایش دهید. بازاریابی موتورهای جستجو همه چیز استکاربران به موتورهای جستجو اعتماد زیادی دارند و علت آن نیز بدست آوردن پاسخ دلخواه و مناسب از طریق آن بوده است. همین اعتماد کاربران به موتورهای جستجو باعث شده است کسب و کارهای آنلاین توجه زیادی به این کانال جذب داشته باشند. سئو بعد از ایمیل مارکتینگ به عنوان یکی از سودآورترین کانال‌های بازاریابی شناخته می‌شود. البته اگه تازه بهینه سازی موتورهای جستجو را آغاز کرده‌اید می‌توانید از گوگل ادز استفاده کنید و با مدیریت کردن کمپین‌های خود هم ترافیک باکیفیت وارد وب‌سایت خود کنید و هم تا زمانی که نتایج ارگانیک‌تان به سرانجام برسد در صفحه اول گوکل حضور داشته باشید. اهمیت بازاریابی موتورهای جستجو را می‌توانید در کسب و کارهایی مانند: گردشگری، ثبت شرکت‌ها، قالیشویی و ... می‌توان به خوبی مشاهده کرد. به فکر ساخت پادکست باکیفیت باشیداینکه نرخ رشد تولید محتوای ویدیویی بالاست اصلا به معنای آن نیست که به سایر انواع محتوا توجه نکنید. پادکست از جمله تایپ‌های محتواست که در چند سال اخیر هواداران بسیار زیادی را به خود جلب کرده است. نمونه‌های موفق مانند: بی پلاس، رادیو چهرازی از آن جمله‌اند. یکی از مهمترین دلایل محبوب شدن پادکست این است که افراد هنگام گوش دادن (اصطلاحا مصرف این نوع محتوا) به سایر فعالیت‌های خود می‌پردازند. البته برای تولید چنین محتوایی لازم است زمان زیادی را برای مطالعه، برنامه‌ریزی و انتخاب موضوع صرف کنید. وبینارهای آموزشی برگزار کنیدوبینارها یک روش عالی برای ایجاد ارتباط با مشتریان است. این کانال نیز در دوران پاندمی کرونا بیش از هر زمانی محبوبیت پیدا کرده است و هر روز به خیل مخاطبان آن اضافه می‌شود. البته نکته‌ای که نباید فراموش کنید این است که بهتر است یک موضوع گسترده را انتخاب کنید و به ارایه وبینار بپردازید زیرا محدود کردن محتوا می‌تواند جذب مخاطب و افزایش مشارکت آن‌ها را به شدت کاهش دهد. برای داشتن وبینار می‌توانید از پلتفرم‌هایی مانند ایسمینار استفاده کنید، هر چند با وجود ابزارهای رایگانی مانند لایو اینستاگرام می‌توانید این کار را به خوبی و با هدف جانبی افزایش تعداد دنبال کنندگان این شبکه اجتماعی اجرا کنید. کمپین‌های مسئولیت اجتماعی راه‌اندازی کنیدکمپین‌های مسئولیت اجتماعی (CSR) برگزار کنید. یکی از روش‌های که دیده شدن برند شما کمک می‌کند چنین کمپین‌هایی است. نمونه‌های بسیار زیادی از این نوع کمپین‌ها در ایران برگزار شده است که یکی از موفق‌ترین آن‌ها کمپین نهال بوده که در مهر 1399 با هدف ارایه تبلت به دانش آموزان کم بضاعت توسط دیجی کالا و نظام صنفی برگزار شد. اگر مشتریان بالقوه شما ببینند که شما از هدف خاصی حمایت می‌کنید، احتمالا در آینده برند شما را برای خرید خود انتخاب خواهند کرد. سخن پایانیپیدا کردن یک کانال مناسب برای جذب مشتری یک فعالیت چالش برانگیز و سخت است؛ اما در دنیای رقابتی کسب و کارها کم توجهی به این مساله می‌تواند به قیمت حذف شما از بازار منجر شود. بعلاوه کیفیت کانال‌های مختلف جذب مشتری را آنالیز کنید و بعد از انجام تست‌های کوچک اقدام به سرمایه‌گذاری بیشتر در آن کانال‌ها کنید. البته حذف هیچ کانالی از فرآیند بازاریابی توصیه نمی‌شود و برای کانال‌هایی که ROI مناسبی ندارند به دنبال راهکارهای مکمل و یا حضور حداقلی باشید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Thu, 20 May 2021 18:24:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام شاخص‌ها را در ایمیل مارکتینگ بررسی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/wRITINO/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-gxrecarxyncz</link>
                <description>به عنوان یک بازاریاب باید به چه شاخص‌هایی در ایمیل مارکتینگ توجه کنیم؟ چه آماری خوب است و چه آماری ضعیف؟ برای بهبود وضعیت شاخص‌های عملکردی (KPI) باید کدام مورد را در اولیت قرار دهیم؟ و سوالات مشابهی که معمولا در مورد کمپین‌های ایمیلی پرسیده می‌شود. در این یادداشت خلاصه‌ای از مطالعات و همچنین تجربیاتی که در این سال‌ها داشتم را با شما به اشتراک خواهم گذاشت امیدوارم مورد توجه‌تان قرار گیرد. ایمیل مارکتینگ چیست؟بازاریابی از طریق ایمیل عبارت است از ارسال یک پیام تجاری برای فرد یا گروهی از افراد به منظور، آگاهی از برند، افزایش وفاداری، افزایش فروش، دریافت سرنخ بازاریابی و ... در آینده در خصوص مزایای ایمیل مارکتینگ صحبت خواهم کرد اما در این یادداشت مهمترین شاخص‌های قابل اندازه‌گیری برای کمپین‌های ایمیل مارکتینگ را با هم مرور خواهیم کرد. اندازه‌گیری شاخص‌های مهم ایمیل مارکتینگ در کمپین‌های مختلفکدام شاخص‌ها را زیر نظر داشته باشیم؟در ادامه به 8 شاخص عملکردی مهم که در بازاریابی ایمیل دارای اهمیت است اشاره خواهم کرد. با اندازه‌گیری این شاخص‌ها می‌توانید نتایجی درخشان در این کانال مهم بازاریابی داشته باشید. چه تعداد ایمیل دریافت شده است؟نکته‌ای که معمولا کمتر به آن توجه می‌کنیم این است که همه ایمیل‌های ارسالی ما به دست مخاطبان ارسال نمی‌شود بنابراین باید در محاسبات ضریب خطایی را در ذهن داشته باشیم. علت این اتفاق نیز می‌تواند متفاوت باشد، اشتباه املایی ایمیل، ارسال به یکباره حجم زیادی از لیست در یک بازه زمانی کوتاه که باعث قرار گرفتن ایمیل در پوشه اسپم می‌شود و یا نداشتن آی پی اختصاصی باعث می‌شود تعداد کمتری از ایمیل‌هایی که در لیست خود دارید تحویل کاربران شود. چه تعداد ایمیل باز شده است؟صرفا دریافت ایمیل و قرار گرفتن پیام شما در Inbox کاربر مهم نیست، باید بتوانید مخاطب را متقاعد کنید تا ایمیل شما را باز کند. البته نرخ باز شدن ایمیل در صنایع مختلف متفاوت است. بنابراین باید استاندارهای صنعت خود را بشناسید و سعی کنید به این اعداد نزدیک شوید. البته روش‌های مختلفی برای بهبود نرخ باز شدن ایمیل وجود دارد که در آینده به آن اشاره خواهم کرد. میانگین نرخ باز شدن ایمیل 15 تا 25 درصد است. نرخ کلیک چقدر بوده است؟نرخ کلیک سومین شاخصی است که به عنوان بازاریاب باید به آن توجه کنید. این اتفاق نشان می‌دهد که کاربر چقدر به محتوای شما علاقه‌مند بوده و باعث افزایش مشارکت وی شده است. توجه به دکمه فراخوان دارای اهمیت زیادی است. افزایش CTR به عواملی مانند متن، رنگ دکمه، اندازه دکمه و نحوه قرارگیری آن بستگی دارد. اما اینکه چگونه همه این موارد را در ایمیل به درستی پیاده کنیم؟ جواب ساده است، با انجام A/B تست. میانگین نرخ کلیک ایمیل 2.5 درصد است. نرخ لغو اشتراک چقدر بوده است؟یک شاخص مهم که در پایان هر بار ارسال خبرنامه ایمیلی باید اندازه‌گیری شود نرخ لغو اشتراک است. چیزهای زیادی را از این شاخص متوجه خواهیم شد، اول اینکه کاربران پیام ما را به پوشه اسپم هدایت نکردند! آن‌ها هیچ علاقه‌ای به ایمیل‌های ارسالی ما ندارند. شاید کاربران را در لیست اشتباه قرار داده باشیم که باید به سرعت این موارد را بررسی و اصلاح کنیم. همچنین اگر نرخ لغو اشتراک به یکباره و به شدت بالا رفت باید تقسیم بندی و ارسال خبرنامه را متوقف و بررسی‌های لازم را شروع کنید. میانگین نرخ لغو اشتراک 0.1 درصد است. چه تعداد به پوشه اسپم فرستاده‌اند؟اگر مشترکین خبرنامه، اقدام به ارسال ایمیل‌های شما به بخش اسپم کرده‌اند آن‌ها را به سرعت مورد بررسی قرار دهید و از لیست ارسال خبرنامه‌ها حذف کنید، همچنین سعی کنید از کاربران، علت لغو اشتراک و یا اسپم کردن را بپرسید. این مساله به شما کمک می‌کند بدانید مشکل کار دقیقا کجاست و کجا را باید اصلاح کنید، محتوا؟ زمان ارسال؟ دفعات ارسال؟ و ...نرخ بازنشر در شبکه‌های اجتماعی چقدر است؟اگر یک کاربر با محتوای شما ارتباط برقرار کند و قصد داشته باشد آن را در صفحه شخصی خود با دیگران به اشتراک بگذارد، باید اینکار را از طریق دکمه شبکه‌های اجتماعی که در انتهای متن ایمیل درج شده است انجام دهد. این عمل به شما نشان خواهد داد که چقدر این محتوا برای کاربران مفید بوده و به آن علاقه داشتند که به بازنشر آن اقدام کرده‌اند. نرخ تبدیل چقدر است؟آخرین و شاید مهمترین شاخص عملکردی یک برنامه ایمیل مارکتینگ این است که نرخ تبدیل چقدر است؟ البته این مساله به این بستگی دارد که هدف شما در کمپین ایمیل مارکتنیگ چیست؟ هدف شما فروش بوده است؟ یا ثبت نام در یک رویداد؟ و یا عضو شدن و دانلود یک محتوای رایگان و ... در نهایت ابتدا اهداف خود را مشخص کنید و بعد از آن به سراغ نرخ تبدیل بروید زیرا به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با پول طرف خواهید بود و برای کنترل هزینه‌های بودجه بازاریابی باید همواره آن را در هر کمپینی اندازه‌گیری کنید. درآمد حاصل شده از هر ایمیل چقدر است؟محاسبه (ROI) میزان بازگشت سرمایه را به صورت کلی نشان خواهد داد اما اندازه‌گیری نرخ درآمد حاصل از هر ایمیل به شما نشان خواهد داد که فرآیند ایمیل مارکتینگ شما تا چه حد موفق بوده است. و برای بهبود استراتژی ایمیل مارکتینگ چه اقداماتی را باید انجام داد. شاخص‌های ایمیل مارکتینگ در صنایع مختلف چگونه است؟در ادامه جدولی از کمپین مانیتور ارایه شده است که نرخ متوسط 4 شاخص مهم در بازاریابی ایمیلی را درج کرده است. متوسط شاخص‌های ایمیل مارکتینگ در صنایع مختلفنتیجه‌گیریبازاریابی ایمیلی همچنان به عنوان یکی از کارآمدترین و پربازده‌ترین کانال‌های بازاریابی در سراسر جهان شناخته می‌شود. در برخی از تحقیقات آمده است که 1 دلار خرج کردن در ایمیل مارکتینگ می‌تواند تا 38 دلار درآمد عاید شرکت کند. اما برای اینکه از این ابزار به درستی استفاده کنید لازم است همواره شاخص‌های مهم را اندازه‌گیری کنید تا با بهبود محتوای ایمیل، قالب ایمیل، عنوان‌ها، دکمه فراخوان و ... به فروش، ثبت نام و غیره کمک کنید. خوشحال خواهم شد اگر شاخص دیگری می‌شناسید که در بالا به آن اشاره نکردم را در بخش نظرات درج بفرمایید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jan 2021 10:09:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بودجه بازاریابی را تهیه و تنظیم کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-k0z4mbbayjvh</link>
                <description>اکثر مدیران بازاریابی هیچ تجربه مالی ندارند، اثر بودجه ریزی در موفقیت و یا عدم موفقیت برنامه‌های تیم بازاریابی در یک دوره مشخص (مثلا یکسال)  قابل مشاهده خواهد بود. در این یادداشت قصد دارم به نکاتی که در این سال‌ها به عنوان مدیر بازاریابی مطالعه و یا تجربه کردم اشاره کنم. امیدوارم بتوانید از آن در آینده به خوبی استفاده کنید. بودجه بازاریابی چیست؟مبلغی که کسب و کار شما برای مارکتینگ در یک دوره زمانی خاص مثلا یکسال، شش ماه و ... هزینه می‌کند، بودجه بازاریابی گفته می‌شود. این هزینه‌ها شامل بسیاری از موارد می‌شود که برخی از آن‌ها عبارت است از: هزینه تبلیغات پولی (Paid)، هزینه استخدام در واحد بازاریابی، هزینه ابزارهای تیم بازاریابی و ...راه و روش بودجه ریزی چرا به بودجه‌ریزی نیاز داریم؟در ادامه به چند دلیل مهم که باعث می‌شود به اهمیت بودجه ریزی پی ببریم را بیان خواهم کرد. شما هم اگر نظراتی دارید، خوشحال می‌شوم با من به اشتراک بگذارید. کمک می‌کند به بیراهه نروید: یکی از مواردی که معمولا در انتهای سال محل چالش میان تیم مالی و بازاریابی می‌شود خرج کردن‌هایی است که معمولا در آن حساب و کتابی نبوده است! و این خود سرآغاز چالش سازمان خواهد بود. پس داشتن یک پلن جامع به شما کمک می‌کند که از شرکت در کمپین‌های یکباره و بدون برنامه جلوگیری شود.تخصیص مناسب بودجه: ممکن است برایتان اتفاق افتاده باشد که هزینه زیادی را در یک کمپین بازاریابی کرده‌اید که باعث شده نتوانید در یک کانال موثر دیگر حضور داشته باشید و یا در کمپینی که فکر می‌کردید برایتان موثر است نتوانید شرکت کنید، همه این اتفاقات با بودجه ریزی صحیح قابل مدیریت کردن است. تعریف هدف برای کسب و کار: بودجه ریزی کمک می‌کند تا اهداف خود را مشخص کنید و براساس این اهداف در کانال‌های مختلف حضور پیدا کنید. به عنوان مثال در جایی که فروش و بازگشت سرمایه‌ای برایتان ندارد نباشید. شاید در نگاه اول این کار برای مدیران بازاریابی سخت به نظر برسد! کمک به برنامه‌ریزی بلند مدت: یکی از دلایلی که بسیاری از کسب و کارها به جایگاه درستی نمی‌رسند این است که برنامه بلند مدتی ندارند، بودجه ریزی به شما کمک می‌کند که بدانید امروز کجا قرار دارید و قرار است تا پایان سال به کجا برسید؟ به چقدر بودجه نیاز دارید و از کجا قرار است این سرمایه را جذب کنید. تهیه بودجه بازاریابی به صورت گام به گامحالا که به اهمیت بودجه‌ریزی پی بردیم، می‌توانیم به کمک 6 گام ساده روش بودجه ریزی را مشخص کنیم: سفر مشتری را ترسیم کنیداطلاع از سفر مشتری به ما کمک می‌کند که بدانیم در هر مرحله چگونه به مشتری و یا کاربر تعامل کنیم و در کدام نقاط به صرف هزینه نیاز است؟مشتریان احتمالی، چگونه برند ما را پیدا می‎کنند؟مشتریان من قبل از خرید باید چه چیزهایی را بدانند؟ماهانه چه تعداد کاربر به وب‌سایت یا اپلیکیشن ما سر می‌زنند؟ماهانه چه تعداد سرنخ فروش بدست می‌آوریم و نرخ تبدیل چقدر است؟به ازای هر سرنخ فروش چقدر هزینه می‌کنم؟و ...این کار به ما کمک می‌کند که کدام استراتژی برای جذب کاربر مفید است؟ کدام روش را باید کنار بگذاریم؟ و در کجاها باید حضور داشته باشیم. بودجه را مطابق اهداف اختصاص دهیدبودجه را بر اساس اهداف مشخص کنید. بسیاری از بازاریابان تنها به دلیل اینکه رقیب در یک کانال بازاریابی حضور دارد و در حال تبلیغات است در آن حضور پیدا می‌کنند. حال آنکه اگر بخواهیم درست گام برداریم ابتدا باید بدانیم مشتریان احتمالی ما در کجا حضور دارند، هدف ما چیست و سپس بودجه متناسب با آن را اختصاص دهیم. به عنوان مثال در آژانس‌های هواپیمایی آنلاین (مانند: علی‌بابا و فلایتیو) بیشترین مخاطبان از طریق موتورهای جستجو به برند مورد نظر خود می‌رسند، به همین دلیل تخصیص بودجه زیاد در شبکه‌های اجتماعی و یا تبلیغات کلیکی باعث ایجاد فروش نمی‌شود! البته اگر هدف ما از حضور در آن‌ها فروش باشد. مراقب هزینه‌های پنهان باشیدیکی دیگر از فواید بودجه ریزی این است که در انتهای هر فصل و یا انتهای سال با این سوال که من این همه پول را کجا خرج کردم! یکی از مواردی که معمولا دست کم گرفته می‌شود عدم توجه به هزینه‌های پنهان بازاریابی است. به عنوان مثال: خروج یک کارمند کلیدی از واحد بازاریابی، هزینه ساخت ویدیویی که امکان تولید آن در تیم شما نیست، پایین بودن نرخ تبدیل صفحات فرود کمپین و ... همه این موارد می‌تواند هزینه‌هایی را به شما تحمیل کند که ممکن است در بودجه ریزی آن را ندیده باشید. اولویت‌ها را شناسایی کنیدیکی از بلاهایی که معمولا بسیاری از کسب و کارها به خصوص استارتاپ‌ها به آن دچار می‌شوند، هزینه کردن تنها برای دیده شدن است! اما قبل از آن باید اولویت و اهداف مشخص شود تا پول به هدر نرود. همین مساله باعث می‌شود بخش مهمی از پول در جاهایی هزینه شود که شاید نیازی به آن نداشتیم و یا تاثیر آن بر موفقیت ما در طول یکسال بسیار اندک بوده است. به عنوان مثال اگر کانال بازاریابی خود را براساس تست‌های قبلی شناسایی کرده‌اید حضور در کانال‌هایی که بازدهی برایتان ندارد در کوتاه مدت تنها باعث هدر رفت پول خواهد شد. هوشمندانه هزینه کنید!گاهی اوقات یا براساس آنچه رقیب در حال اجراست و یا براساس شنیده‌ها سعی می‌کنیم در همه جا حضور داشته باشیم و این روش هم باعث هدر رفت پول خواهد شد. هوشمندانه خرج کنید و سعی کنید در کانال‌هایی که بیشترین نرخ تبدیل را دارید حضوری قوی و مستمر داشته باشید و نگران عدم حضور در فلان نمایشگاه، رویداد و ... نباشید. به عنوان مثال ما در فلایتیو در سه سال ابتدایی بیشترین تمرکز را بر روی موتورهای جستجو داشتیم و حال آنکه بسیاری از رقبا حتی رقبای تازه وارد به صنعت سعی در هزینه کردن در ATL بودند. شاید دلیل Fail شدن بسیاری نیز همین باشد.نرخ بازگشت سرمایه را محاسبه کنیدما تبلیغات نمی‌کنیم که تنها دیده شویم! بسیاری از مشکلات کسب و کارها دقیقا همین است که نرخ بازگشت سرمایه را محاسبه نمی‌کنند و به همین دلیل اطلاع ندارند که تبلیغاتی که انجام دادند آیا موثر بود؟ چه تعداد مشتری به ما اضافه کرد؟ چه تعداد سرنخ فروش بدست آوردم؟ یکی از دلایلی که بازاریابی داده محور این روزها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است همین قدرت اندازه گیری است. اینکه تخمین بزنید (البته براساس بنچ مارک‌ها و تجربیات گذشته) که چقدر از هزینه‌هایی که انجام می‌شود بازگشت خواهد داشت هنری است که کمتر کسب‌و‌کاری آن به آن توجه می‌کند. بودجه کلی را چگونه تخمین بزنیم؟براساس نظرسنجی که cmosurvey شما می‌توانید براساس جدول زیر بودجه بازاریابی خود را تخمین بزنید. البته این گزارش بسیار کامل است و اگر تمایل داشته باشید می‌توانید نسخه کامل آن را دانلود کنید. تخمین بودجه بازاریابی براساس صنعتعلاوه بر صنعت می‌توانید براساس سن کسب و کار و همچنین نوع کلی بازار براساس اعداد زیر بودجه‌ریزی کنید:سن کسب و کار: اگر کسب و کارتان بین 1 تا 5 سال سن دارد، 12 تا 20 درصد از درآمد خود را برای بازاریابی سرمایه گذاری کنید و اگر کسب و کارتان بیشتر از 5 سال دارد، 6 تا 12 درصد از درآمد خود را برای آن هزینه کنید. به صورت کلی: اگر کسب و کارتان به صورت B2B است، 7 تا 8 درصد و اگر به صورت B2C است 9 درصد از درآمد خود را برای بازاریابی سرمایه گذاری کنید. نتیجه‌گیریبودجه ریزی تخمینی از درآمد و هزینه (در طول یک بازه زمانی معین، معمولا یکساله) در آینده به منظور رسیدن به اهداف تعیین شده است. بودجه ریزی مانع به بیراهه رفتن می‌شود و اگر به سابقه دپارتمان‌های مختلف، به خصوص دپارتمان بازاریابی شرکت‌های موفق نگاهی بیاندازید حتما نمونه‌ای از آن را مشاهده خواهید کرد. امیدوارم این یادداشت برایتان مفید واقع شود. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Sat, 16 Jan 2021 12:16:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول طراحی صفحه فرود چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%84%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%AC-wk5n7snichns</link>
                <description>بدون شک سنگ بنای هر کمپین تبلیغاتی موفق بر روی یک صفحه فرود بنا شده است. هر چقدر این صفحه اصولی طراحی شده باشد، نرخ تبدیل افزایش پیدا خواهد کرد و از طرفی هزینه‌های تبلیغات را به شدت کاهش ‌می‌یابد. اما اصول طراحی صفحه فرود چیست؟ در این یادداشت در مورد این اصول با شما صحبت خواهیم کرد. قبل از شروع به معرفی اصول به تعریف صفحه فرود خواهیم پرداخت. طراحی لندینگ پیجصفحه فرود یا Landing Page چیست؟صفحه لندینگ، صفحه‌ای مجزا و مستقلی در وب‌سایت شماست که به عنوان ابزاری برای تبدیل بازدید کننده به لید (سرنخ بازاریابی) استفاده می‌شود. آن چیزی که باعث تمایز این صفحه با سایر صفحات وب‌سایت می‌شود عمل کاربر از طریق تکمیل فرم خواهد بود، معمولا در ازای این عمل کاربر به محتوای قابل دانلود مانند  کتاب الکترونیک، شرکت دادن شدن در مسابقه و یا هر چیزی که تیم بازاریابی براساس اهداف خود آن را تعریف کرده باشد دسترسی پیدا خواهد کرد. در واقع صفحه فرود، صفحه‌ای از وب‌سایت شماست که مشتری بالقوه را پس از ابراز علاقه به یکی از انواع تبلیغات وارد آن می‌کند تا با دریافت اطلاعات کافی و تصمیم به مشتری تبدیل شود. نکات مهم در طراحی صفحات فرودتا جای ممکن ساده باشیدساختار و ظاهر کلی تاثیر بسیار زیادی بر اثربخشی کمپین و نرخ تبدیل شما خواهد داشت. هدف اصلی صفحه فرود باید تبدیل بازدیدکننده به مشتری باشد، بنابراین مهم است که تمام المان‌های موجود در صفحه براساس اهداف ما حرکت کنند. رنگ‌ها تاثیر بسیار زیادی در افزایش نرخ کلیک و نرخ تبدیل دارند، سعی کنید در صفحات به کمک رنگ‌ها تضاد ایجاد کنید و دقیقا در نقطه‌ای که مدنظرتان است (حتما CTA های قوی ایجاد کنید) توجه کاربر را به خود جلب کنید. وجود چند CTA در یک صفحه باعث کاهش نرخ تبدیل و گیج شدن کاربر خواهد شد. از عناوین مناسب استفاده کنیدهمه ما می‌دانیم که تنها چند ثانیه فرصت داریم تا کاربری را متقاعد کنیم تا عملی را برای ما انجام دهد، پس وجود عنوان‌های موثر می‌تواند این مسیر را کوتاه کند! در این بخش به تخصص افرادی که کپی رایتینگ انجام می‌دهند نیاز خواهید داشت، به سادگی از کنار این بخش عبور نکنید، زیرا می‌تواند نرخ تبدیل را چند برابر کند. فرم‌های کوتاه داشته باشیدبله درست است که به عنوان یک بازاریاب علاقه داشته باشید که اطلاعات کاملی از سن، میزان تحصیلات، ایمیل و شماره تماس و ... از کاربران داشته باشید تا بتوانید کمپین‌های دقیقی راه اندازی کنید اما هنگامی که این فیلدهای خالی را در یک صفحه قرار می‌دهید، مطمئن باشید که کمتر کاربری آن را تکمیل خواهد کرد. بنابراین تا جای ممکن فرم دریافت اطلاعات را کوتاه کنید. (به عنوان مثال: نام خانوادگی و ایمیل یا شماره تماس)از جلوه‌های بصری استفاده کنیدعکس، ویدیو و یا انیمیشن هر چیز جذابی که بتواند توجه کاربر را به خود جلب کند را در صفحه فرود خود قرار دهید. سعی کنید از همان المان‌های موجود در صفحه فرود، برای تبلیغات (کلیکی، اینفلوئنسر مارکتینگ، ویدیویی و ...) استفاده کنید تا هنگامی که کاربر وارد صفحه می‌شود با ظاهری جدید روبرو نشود. در چارچوب برندتان باشیدهنگامی که کاربر بر روی تبلیغات شما کلیک می‌کند و وارد صفحه فرود می‌شود، اولین چیزی که به آن توجه می‌کند رنگ و لوگوی آن صفحه است. بنابراین به جای ایجاد صفحات رنگارنگ به Brand Book خود سر بزنید و براساس آن رنگ و لوگو را استفاده کنید. اعتماد ایجاد کنیدوجود نظرات مثبت در یک صفحه فرود می‌تواند اعتماد ایجاد کند، تحقیقات نشان می‌دهد 84% از کاربران نظرات آنلاین موجود در صفحات را به اندازه نظرات دوستان خود قابل اعتماد می‌دانند. بنابراین از نظرات و بازخوردهای مثبتی که در گذشته بدست آورده‌اید در صفحه فرود استفاده کنید، این مساله به نهایی شدن تصمیم کاربران کمک بسیار زیادی خواهد کرد. البته ایجاد اعتماد تنها با نظر مثبت کاربران به دست نمی‌آید می‌توانید از لوگوی برندهای همکار، مجوزهای اخذ شده، تاییده سلبریتی‌ها و ... استفاده کنید. تست کردن را فراموش نکنیدبه یاد داشته باشید که هیچ خط پایانی برای طراحی صفحه لندینگ وجود ندارد و اگر بخواهید بهترین نتیجه را بگیرید باید دائما A/B تست‌های مختلف بگیرید تا بهترین صفحه را طراحی کنید. به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه نرخ تبدیل صفحات فرود را زیر نظر قرار دهید و این روند را همیشه حفظ کنید. انجام دائمی A/B تستانواع صفحات فرود را بشناسیدتعداد صفحات فرود (Landing Page) بسیار زیاد هستند و شاید مواردی را از قلم بیاندازم اما در ادامه قصد دارم به معرفی برخی از مهمترین و پرکاربردترین‌ها اشاره کنم. صفحه لغو عضویت: صفحه لغو اشتراک آخرین فرصت برای تغییر نظر کاربر است. اگر این صفحه به خوبی طراحی شده باشد می‌تواند حس از دست دادن را به کاربر منتقل کند که خود عاملی برای انصراف از این کار خواهد بود. صفحه 404: درست است که ما نباید کاربران را به این صفحه هدایت کنیم، ولی اگر این صفحه به درستی طراحی شود می‌تواند بازدیدکننده را به کاربر وفادار ما تبدیل کند. نمونه خوب صفحه 404 را در آپارات دیدم. صفحه به زودی بازمی‌گردیم: فرض کنید قصد دارید محصولی جدید در آینده نزدیک ارایه کنید و صفحه فرودتان آماده نیست، می‌توانید &quot;صفحه به زودی بازمی‌گردیم&quot; طراحی کنید و از کاربر بخواهید با وارد کردن ایمیل خود، از زمان قرار گرفتن محصول بر روی وب‌سایت مطلع شود. صفحه تشکر از کاربر: این صفحه می‌تواند برحسب نیاز طراحی‌های مختلفی داشته باشد، هنگامی که کاربر خریدی انجام داده و یا کتابچه‌ای را دانلود کرده باشد و ... با چنین صفحه‌ای مواجه می‌شود که طراحی دقیق آن می‌تواند نرخ تبدیل را ارتقا دهد. صفحه درباره ما: شاید همه ما فکر می‌کنیم که در این صفحه باید از ماموریت و چشم انداز صحبت کرد، اما این تمام ماجرا نیست، بد نیست که در انتهای این صفحه از کاربر بخواهیم که به ایمیل خود را وارد کند، یا شبکه‌های اجتماعی ما را دنبال کند و یا ... مطمئن باشید که طراحی این صفحه نیز بسیار مهم است!صفحه فروش: بدون شک یکی از مهمترین و شاید مهمترین صفحه لندینگی است که باید آن را طراحی کنیم، زیرا قرار است کاربر را ترغیب کنیم هزینه‌ای پرداخت کند. به همین دلیل باید این صفحه جزئیات زیادی از محصول را بیان کند و معمولا نسبت به سایر صفحات فرود طولانی‌تر خواهد بود. نمونه قوی (دیجی کالا) نمونه ضعیف (فیلیمو)صفحه جذب لید: یکی از پر کاربردترین انواع صفحات فرود به حساب می‌اید و بازاریابان سعی می‌کنند به اطلاعات تماس، نام و نام خانوادگی، عنوان شغلی، سن، جنسیت و ... دست پیدا کنند. البته همانطور که در اصول طراحی لندینگ پیج اشاره شد، بهتر است این فرم‌ها کوتاه باشند. نتیجه‌گیریعلی رقم توصیه‌هایی که در بالا به عنوان اصول طراحی صفحات فرود بیان کردم، A/B تست را هرگز فراموش نکنید. دائما نرخ تبدیل لندینگ را زیر نظر قرار دهید و با همکاری تنگانگ تیم طراحی و بازاریابی بهینه‌ترین طرح را انتخاب کنید. در آخر خوشحال خواهم شد اگر نظری در این مورد دارید با من به اشتراک بگذارید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 00:47:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای اجرای کمپین تبلیغاتی موفق</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-liwx7nhgyzhg</link>
                <description>همه ما هر روز در معرض تبلیغات بی‌شماری هستیم که معمولا کمترین اثر را بر مخاطب دارد و علت آن عدم سازمان یافتگی این نوع تبلیغات است. این روش از بازاریابی و تبلیغات تنها باعث هدر رفت انرژی و پول می‌شود و تاثیراتی مهم برای مالکان کسب  و کار نخواهد داشت. در این یادداشت قصد دارم در مورد کمپین تبلیغاتی صحبت کنم و در لابه‌لای هر بخش چک لیستی قرار داده‌ام تا برای کسب و کارها مفید و کاربردی باشد. قبل از هر چیز به سراغ تعریف کمپین تبلیغاتی خواهیم رفت. راهنمای اجرای کمپین تبلیغاتی موفقکمپین تبلیغاتی چیست؟تقریبا کمتر بازاری را می‌توان سراغ داشت که دست نخورده باقی مانده باشد، همه ما هر روز در معرض تعداد زیادی از تبلیغات قرار می‌گیریم و معمولا پیام‌هایی که تنها از طریق یک رسانه به مخاطب مخابره می‌شود معمولا کمترین تاثیر را دارد. البته به ندرت می‌توان گفت که فرکانس ارسال پیام برای مخاطب چقدر است برخی عدد 3 و برخی از عدد 20 نام می‌برند با این حال چیزی که کاملا واضح است، تبلیغات تک کاناله کمترین اثر را داشته و در واقع هدر دادن وقت و پول است. خُب راه حل چیست؟کمپین‌های بازاریابی در واقع تلاش‌های سازمان یافته و استراتژیکی هستند که وظیفه‌شان ارتقای یک هدف مشخص و تعیین شده از شرکت شماست! مثلا افزایش فروش یا افزایش آگاهی از برند و ... اما برای رسیدن به اهداف تعیین شده باید از طریق رسانه‌های مختلف مانند: تبلیغات کلیکی، ایمیلی، تبلغاتی تلویزیونی و ...پیام را به مخاطبان رساند. چگونه یک کمپین موفق داشته باشیم؟بسیاری از برندها به اشتباه فکر می‌کنند که می‌توانند با تبلیغات پراکنده، بدون هدف می‌توان موفق شد. تنها نتیجه‌ای که این کار برای مالکان کسب و کار به همراه دارد، فرصت سوزی و صرف هزینه‌های زیاد است، البته باید گفت که نتیجه‌ای هم به همراه نخواهد داشت. برای اینکه یک کمپین تبلیغاتی موفق داشته باشید باید گام‌های زیر را یکی‌یکی طی کنید:اهداف را واضح و مشخص بنویسیدمی‌خواهید در پایان کمپین چه چیزی بدست آورید؟ آیا هدف‌تان افزایش فروش است؟ کدام محصول را می‌خواهید بیشتر بفروشید؟ در چه بازه زمانی به این اعداد دست پیدا می‌کنید؟ یکی از دلایل موفقیت برخی از کسب و کارها دنبال کردن بازاریابی داده محور است! بدون اندازه گیری هیچ چیزی دست یافتی نیست! بازاریابی بدون داده فقط پول سوزاندن است! این عبارت را جدی بگیرید و بی‌خود خودتان را گول نزنید که حداقل برایمان برندینگ داشت! هدف می‌تواند:افزایش فروشارایه محصولی جدیدافزایش تعداد مشتریانبهبود نرخ نگهداشت مشتریان ارتقای تکرار خریدآگاهی از برندو ...بودجه کمپین را مشخص کنیدنکته‌ای که نباید فراموش کنیم این است که بازاریابی هزینه دارد، پس حتی اگر کانال‌های بازاریابی وجود داشته باشند که پیام شما را به صورت رایگاه به اشتراک بگذارند اصلا به معنای این نیست که نباید در سایر کانال‌ها حضور نداشته باشید. بنابراین قبل از شروع کمپین بودجه را به صورت واقع بینانه مشخص کنیم. مخاطب خود را شناسایی کنیداز دیگر مواردی که قبل از کمپین‌های بازاریابی به آن توجه می‌کنیم، عدم شناخت مشتری است. تنها زمانی می‌توانیم کمپین موفقی داشته باشیم که بدانیم برای کدام گروه از مخاطبان چه پیامی را ارسال کنیم. مواردی که می‌تواند موثر باشد: سنجنسیتمحل زندگیمیزان درآمدمیزان تحصیلاتعلاقه‌مندی‌ها و ...محتوا مورد نیاز را تهیه کنیدمحتوا یکی دیگر از پایه‌های اصلی کمپین شماست. اینکه چه پیامی را به مخاطب ارسال می‌کنید و از چه طریقی به دست او می‌رسد و از وی انتظار چه عملی دارید را باید در این بخش مشخص و برنامه ریزی کنید. محتواهایی که تولید می‌کنید می‌تواند متنوع باشد مانند: محتوای پست وبلاگ محتوای شبکه‌های اجتماعی (ویدیو، پادکست، کتابچه الکترونیکی و ...)خبرنامه ایمیلی محتوای صفحه فرودکپی رایتینگ، شعار کمپین و دکمه CTAآموزش تیم پشتیبانیو ...کانال‌های مناسب را انتخاب کنیدهمواره انتخاب کانال بازاریابی یکی از مهمترین روش‌ها برای کاهش هزینه کمیپن است. بنابراین قبل از شروع لیستی از کانال‌ها را تهیه کنید؛ اینکه مخاطب شما از طریق این کانال هدف قرار می‌گیرد بسیار مهم است. به عنوان مثال شاید مخاطب ما شنونده یک برنامه رادیویی نباشد پس تبلیغ در رادیو دور ریختن پول خواهد بود. بسیاری برای انتخاب کانال‌های کمپین از مدل PESO استفاده می‌کنند که در ذیل به آن اشاره خواهم کرد. مدل PESO مدل PESO یک استراتژی انتخاب رسانه‌ای است که شامل: (Paid, Earned, Shared, Owned Media) می‌شود. 1- رسانه‌هایی که شرکت شما مالک آن است را Owned Media می‌گویند. مانند: وبلاگ، صفحات شبکه‌های اجتماعی برندتان، خبرنامه ایمیلی و ...2- رسانه‌هایی که مالکیت آن دست شرکت شما نیست Shared Media می‌گویند. مانند: شبکه‌های اجتماعی، فروم‌ها، تبلیغات دهان به دهان و رسانه‌های ریفرال ...3- رسانه‌هایی که به صورت کلی ریشه‌های PR دارند گفته می‌شود. معمولا می‌توانید یک داستان را در اختیار روزنامه نگاران قرار می‌دهید و آن‌ها به آن پر و بال می‌دهند Earned Media گفته می‎شود. مانند: روزنامه‌نگاران، اینفلوئنسرها، سایت‌های خبرگزاری و ... (توجه داشته باشید که این رسانه‌ها رایگان هستند و اگر شما بابت محتوا مبلغی پرداخت کنید در گروه زیر قرار خواهند گرفت). 4- رسانه‌هایی که شما با پرداخت پول آن‌های را خریداری می‌کنید و دقیقا محتوایی که شما نیاز دارید را در معرض مخاطبان‌ قرار می‌دهند Paid Media گفته می‌شود. مانند: تبلیغات کلیکی، بنری، تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی، تبلیغات همسان، پرداخت به اینفلوئنسرها، رادیو و تلویزیون و ...جدول زمانی و برنامه اجرایی تهیه کنیدنوشتن معجزه می‌کند متاسفانه کمتر دیده‌ام که افراد به نوشتن اهمیت دهند؛ اساسا برنامه ریزی کمتر مورد توجه‌مان قرار می‌گیرد اما برای اینکه یک کمپین موفق داشته باشید باید تمام جزئیات نوشته شود. زمان، افراد مسئول، رسانه‌های خریداری شده یا هر چیزی که لازم است و در نتیجه کمپین موثر است را بنویسید. نتایج را بررسی کنیدبعد از اینکه کمپین به پایان رسید، با تیم بازاریابی جلسه‌ای را ترتیب دهید و میزان فروش (اگر هدف‌تان افزایش فروش بوده) را بررسی کنید. آیا به اهدافتان رسیدید؟ میزان فروش را با ماه‌های قبل مقایسه کنید. در پایان آن چیزی که از این کمپین یاد گرفتید را یادداشت کنید تا در کمپین بعدی از آن استفاده کنید. کدام معیارها را اندازه گیری کنیم؟اثربخشی یک کمپین قبل از هر چیزی به اهداف ما بستگی دارد! پس در مشخص کردن اهداف باید دقت بسیار زیادی بکنیم. برخی از معیارهایی که معمولا توسط مدیران کمپین اندازه گیری می‌شوند شامل: میزان ترافیک، نرخ کلیک و یا تعداد نمایش است. هر چند این موارد بسیار مهم هستند اما نباید اعداد شما را گول بزنند! معیارهای بسیار مهمتری نیز وجود دارد که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهم کرد. معیارهای مهم برای اندازه‌گیریالبته این معیارهایی که در بالا به آن اشاره کردم تنها معیارهای قابل اندازه‌گیری نیستند و می‌توانید به حسب اهداف خود فاکتورهای بیشتری را رصد و اندازه گیری کنید. نتیجه‌گیریراه‌اندازی کمپین‌های بازاریابی کار ساده‌ای نیست و نیاز به برنامه ریزی و صرف زمان زیادی دارد. اما آن چیزی که کاملا مشخص است این است که هر برندی برای موفقیت به راه اندازی چنین کمپین‌هایی نیاز دارد تا بتواند در نهایت به افزایش فروش محصولات و خدمات خود برسد. در آخر بعد از برنامه ریزی کمپین تمام توان خود را برای تهیه محتوا و پیام کمپین بگذارید و در کنار آن توجه ویژه‌ای به رسانه‌هایی که قصد خرید آن‌ها را دارید بکنید و دائما در طول کمپین به اندازه‌گیری معیارهایی که در بالا به آن اشاره کردم بپردازید. امیدوارم این یادداشت برایتان مفید بوده باشد، خوشحال خواهم شد نظرات شما را در این خصوص بشنوم. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 01 Jan 2021 01:51:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر رنگ در فروش چیست؟ کدام رنگ باعث افزایش فروش می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-vvswy1oycqfe</link>
                <description>روانشناسی رنگ نقش بسیار مهمی در طراحی وب‌سایت، اپلیکیشن و کمپین‌های بازاریابی دارد؛ شاید بتوان گفت قدرت رنگ‌ها چندین برابر کلمات و حتی تصاویر موجود در وب سایت شماست! روانشناسی رنگ به ما کمک می‌کند که کدامیک از رنگ‌ها باعث افزایش جلب توجه، افزایش فروش و یا افزایش نرخ تبدیل خواهد شد! در این یادداشت قصد داریم به تاثیر رنگ در فروش بپردازم. قبل از اینکه به سراغ تاثیر رنگ در فروش بروم، قصد دارم در خصوص یک آمار جالب توجه صحبت کنم که باعث شد این یادداشت را تهیه کنم. خریداران طی 90 ثانیه اول در مورد محصول شما قضاوت می‌کنند و از این میان 62 تا 90 درصد آن‌ها این قضاوت را تنها براساس رنگ انجام می‌دهند! (منبع)خوب همین آمار باعث شد کمی بیشتر در این خصوص مطالعه کنم و سعی می‌کنم چکیده آن چیز‌هایی که یافته‌ام و قبلا تجربه کردم را با شما دوستان به اشتراک بگذارم. تاثیر رنگ در فروشآشنایی با رنگ‌های مختلف و اثرات آنقبل از اینکه در خصوص به سراغ تاثیر رنگ در فروش برویم ابتدا باید با رنگ‌های مختلف و داستانی که در پشت هر کدام از آن‌هاست آشنا شویم تا انتخابی دقیق داشته باشیم. قرمزاین رنگ فوریت و هیجان را به خوبی منتقل می‌کند، به همین دلیل می‌تواند احساس گرسنگی، عشق و سرگرمی را به خوبی تقویت کند. خوب تقریبا همه ما فست‌فودهای زنجیره‌ای داخلی و خارجی را دیده‌ایم؛ اکثر آن‌ها از رنگ قرمز به خوبی در طراحی علائم تجاری و یا رنگ رستوران خود استفاده کرده‌اند. (کوکاکولا، کی اف سی و...)البته رنگ قرمز فقط برای مواردی که در بالا اشاره کردم مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، این رنگ می‌تواند در فروشگاه‌های اینترنتی به عنوان: رنگ دکمه فراخوان، نمایش قیمت کالا یا خدمات، اعلان‌ها و یا خطاها و ... مورد استفاده قرار گیرد. (دیجی کالا، جیمیتو و ...)آبیاین رنگ برخلاف رنگ قرمز، هیچ اضطراری را انتقال نمی‌دهد! بلکه نشانه اعتماد، بهره‌وری، صلح و ثبات است. این رنگ را در پس زمینه علائم تجاری شرکت‌های دارویی، بیمه و مالی می‌بینیم. (نمونه خیلی برجسته این روزها، علامت تجاری واکسن فایزر، حتی به هایلایت‌های اینستاگرامی این برند توجه کنید!)اساسا از این رنگ زمانی استفاده می‌شود که قصد دارند کاربری که دچار اضطراب، استرس و یا ترس هست را آرام کنند. (عبیدی، لقمان و ...)سبزرنگ سبز مشتریان را ترغیب به مشارکت و دعوت به انجام کاری می‌کند. همچنین حس نیت، سلامتی و حافظ محیط زیست بودن به کمک این رنگ تقویت می‌شود. پس اگر یک فروشگاه اینترنتی در حوزه ورزش یا تولید کننده محصولات سازگار با محیط زیست دارید می‌توانید از این رنگ در ساخت علائم تجاری خود استفاده کنید. نکته مهم بعدی اینکه رنگ سبز در رتبه دوم (بعد از قرمز) برای انتخاب رنگ دکمه فراخوان (CTA) قرار دارد. طلایی و بنفشهردو این رنگ‌ها از نظر رواشناختی حس اعتبار، جایگاه و ثروت را منتقل می‌کنند از هردوی این رنگ‌ها برای ارایه محصولات لوکس استفاده می‌شود. اگر از فعالان صنعت مد و پوشاک باشید این دو رنگ را در برندهای لوکس بسیار مشاهده کرده‌اید. البته کاربرد این دو رنگ در فضای آنلاین نیاز به توجه و دقت بیشتری است. به همین دلیل است که از رنگ بنفش در کنار رنگ‌های خنثی‌ای مانند قهوه‌ای، کرم و سفید استفاده می‌شود تا بیشترین میزان توجه را از کاربر دریافت کند. (اَسپری)مشکی و سفیدرنگ مشکی تسلط و قدرت را منتقل می‌کند. رنگ مشکلی معمولا برای تهیه محصولات لوکس استفاده می‌شود. مخاطب این رنگ بیشتر آقایان هستند نمونه خوب استفاده از این رنگ را در محصولات تام فورد می‌تواند مشاهده کنید هر چند این برند چندسالی است که محصولا بانوان را نیز به تولیدات خود اضافه کرده است. کاربرد این دو رنگ در فضای آنلاین در پس زمینه است تا رنگ دیگری که مدنظر طراح است بیشتر دیده شود، و توجه کاربر را به آن مورد خاص جلب کند. نارنجیاین رنگ حس انرژی، شور و شوق، جاه طلبی و به روز بودن را منتقل می‌کند و در کنار رنگ قرمز و سبز معمولا بیشترین مقدار نرخ تبدیل را دارد به همین دلیل است که بیشتر در فروشگاه‌های و کسب و کارهای آنلاین از آن به عنوان رنگ دکمه استفاده می‌شود. برندهایی که از این رنگ استفاده می‌کنند معمولا قصد دارند به کاربر خود بفهمانند که با یک برند پیشرفته و مدرن سرکار دارند. (فیلیمو)صورتیصورتی با حس عاشقانه، مهربانی رابطه تنگاتنگی دارد. معمولا این زنگ با ایجاد حس زنانگی همراه است و به همین دلیل است که معمولا برای تولید و ارایه محصولاتی که با بانوان در ارتباط است از آن استفاده می‌شود. لوازم آرایشی و لباس‌های زیر. کمتر کسب و کار آنلاین را می‌توان دید که از این رنگ در طراحی‌های خود استفاده کند. (خانومی، روبان)زرداین رنگ حس اعتماد به نفس، بازیگوشی و نشاط را تقویت می‌کند و به خوبی می‌تواند توجه مشتری را به خود جلب کند البته اگر در کنار رنگ‌های مناسب استفاده شود. توجه داشته باشدی که استفاده نادرست از این رنگ می‌تواند حس ترس را در مشتری تقویت کند. (علی بابا)رنگ مورد را هوشمندانه انتخاب کنیدآیا مواردی که در بالا گفتم برای انتخاب رنگ کافیست؟ پاسخ خیر است. قبل از انتخاب رنگ باید بدانید که این محصول برای کدام گروه جنسی، سنی و یا کدام شهر و یا کشور ارایه می‌شود و با اطلاع از همه این موارد و با انجام تست‌های مختلف و تحقیقات بازاریابی رنگ مدنظرتان را انتخاب کنید. اگر تصمیم دارید از یک رنگ به رنگ دیگری تغییر ایجاد کنید، این روند را به تدریج انجام دهید تا کاربر در شناخت برند شما دچار اشتباه نشود. از چه رنگ‌هایی در بازاریابی و فروش استفاده کنیم؟رنگ‌ها به مرور ارتباطات خاصی را با مصرف کننده به وجود می‌آورند. به همین دلیل قبل از اینکه به سراغ ساخت برندی بروید ابتدا باید خوب تحقیقات بازار انجام دهید و در مورد محصول خود و همچنین رقبا و ... اطلاعات کافی جمع آوری کنید و به صرف اینکه رنگ قرمز باعث ایجاد شور و اشتیاق در مشتری می‌شود نمی‌تواند تمام وجوه وب‌سایت یا اپلیکیشن را قرمز کرد! در بالا در خصوص ویژگی‌های هریک از رنگ‌ها نکاتی را بیان کردم که می‌توانید آن‌ها را مدنظر قرار داده و به حسب نیازتان از آن‌ها استفاده کنید. برای اینکه رنگ مناسب را انتخاب کنیم باید با مفاهیم زیر آشنا شویم:چرخه رنگرنگ گرم و سرد: رنگ‌ها به دو دسته گرم و سرد تقسیم می‌شوند و رنگ‌های قرمز، نارنجی، زرد در گروه رنگ‌های گرم قرار می‌گیرند در مقابل رنگ آبی، بنفش و سبز در گروه رنگ‌های سرد قرار می‌گیرند. رنگ‌های مکمل: ابتدایی‌ترین روش برای انتخاب رنگ در طراحی است. رنگ‌هایی که در چرخه رنگ در نقطه مقابل هم قرار دارند را می‌توانید انتخاب کنید. رنگ‌های مشابه: رنگ‌های که در چرخه رنگ در کنار یکدیگر قرار دارند؛ از اینکه رنگ‌های می‌توان در کنار هم استفاده کرد. رنگ‌های سه گانه: رنگی که با یک مثلث فرضی در چرخه رنگ به هم وصل می‌شوند نیز می‌تواند یک انتخاب خوب برای طراحی باشد. رنگ‌های پاستلی: رنگ‌های آرام و ملایمی هستند که با ترکیب رنگ سفید در یک رنگ اصلی به وجود می‌آیند و باتوجه به کم بودن اثر معمولا در پس زمینه مورد استفاده قرار می‌گیرد. قانون 60-30-10 چیست؟در این قانون 60 درصد فضای طراحی (صفحه فرود، صفحه محصول، خبرنامه ایمیلی و ...) از این رنگ تشکیل می‌شود؛ رنگ‌های خنثی و کم اثر مانند پاستلی را در این بخش استفاده کنید. 30 درصد رنگ ثانویه خواهد بود که می‌تواند در کنار رنگ اصلی شما قرار گیرد و 10 درصد باقی مانده را از رنگی (رنگ‌های اشباع شده و شارپ) که قصد دارید توجه کاربر را به آن نقطه از صفحه جلب کند. نتیجه گیریبسیاری از طراحان از قانون 60-30-10 که در بالا به آن اشاره شد برای طراحی و جلب توجه کاربر استفاده می‌کنند  که می‌تواند به عنوان یک روش سرانگشتی مورد استفاده قرار دهید اما توجه داشته باشید اینکه رنگ قرمز یا نارنجی یا سبز بیشترین میزان نرخ تبدیل را داشته اند همیشه و همه جا صادق نیست و باید تست‌های مختلفی برای پیدا کردن رنگ مناسب انجام دهید. همچنین وجود رنگ‌های دیگر، سفیدی صفحه و کنتراست میان رنگ‌ها به جلب توجه کاربر اثر می‌گذارد. امیدوارم این مطلب نیز مورد توجه‌تان قرار گرفته باشد، خوشحال میشم اگر نظری داشتید با من به اشتراک بگذارید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Thu, 24 Dec 2020 21:57:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اتوماسیون بازاریابی راهکاری برای کاهش هزینه و افزایش فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-xdnvgwb0nrda</link>
                <description>مطالعات نشان می‌دهد که استفاده از اتوماسیون بازاریابی می‌تواند باعث: افزایش سرنخ‌های فروش، بهبود نرخ تبدیل و در نهایت افزایش فروش شود. البته این تمام مزایای استفاده از مارکتینگ اتومیشن نیست؛ کاهش هزینه‌های سربار و بهبود تجربه مشتری را باید به موارد بالا اضافه کرد. در این یادداشت قصد دارم در خصوص مارکتینگ اتومیشن تجربیاتی که در این چند سال داشته‌ام بنویسم. اتوماسیون بازاریابی چیست؟اتوماسیون بازاریابی (Marketing Automation) در واقع استفاده از نرم افزار برای خودکار کردن فعالیت‌های بازاریابی است. بر کسی پوشیده نیست که بسیاری از فعالیت‌های واحد بازاریابی تکراری است. (مثل: ارسال ایمیل، ارسال پیام در شبکه‌های اجتماعی و یا کمپین‌های که به صورت هفتگی یا ماهانه آن را انجام می‌دهیم.) و انجام این اقدامات توسط افراد با خطاهایی همراه است که می‌تواند باعث آسیب‌های جبران ناپذیری به برند شما شود. اما باز این موارد نیستند که باعث اهمیت اتوماسیون بازاریابی می‌شود، بلکه شخصی سازی کردن تجربه مشتری است که مهمترین دلیل استفاده از آن است. اتوماسیون بازاریابی در واقع استفاده از یک نرم افزار برای خودکار کردن فعالیت‌های بازاریابی است.اتوماسیون بازاریابیاما فواید مارکتینگ اتومیشن چیست؟همانگونه که در ابتدای این یادداشت اشاره کردم، فواید و مزایای استفاده از این نرم افزارها بسیار زیاد است اما در ادامه چند مورد مهم را ذکر می‌کنم:کاهش کارهای تکراری: زمان که با‌ارزش‌ترین دارایی هر شرکت است را حفظ می‌کنیم، به کمک آن در زمان تیم بازاریابی صرف‌جویی می‌کنیم. شخصی سازی پیام: به مشتری این پیام را می‌رسانیم که برای او ارزش بیشتری قائلیم و در کانون توجه ماست. بنابراین برای او پیام گروهی ارسال نمی‌کنیم. گروه بندی مشتریان: با تقسیم‌بندی مشتریان به گروه‌های مختلف می‌توانیم پیام‌های متناسب هر گروه را ارسال کنیم. نمونه‌هایی از اتوماسیون بازاریابی ایمیل یا پیامک خوش آمدگویی: حتما برای شما هم پیش آمده است که هنگامی که برای اولین بار عضو مجموعه‎ای می‌شوید یک ایمیل و یا پیامک خوش‌آمدگویی برایتان ارسال می‌شود. همین کار ساده یک تجربه فوق‌العاده را برای مشترکان ایجاد خواهد کرد. ارسال ایمیل یادآوری: فرض کنید کاربری سبد خرید خود را رها کرده است. اگر تیم بازاریابی 2 روز بعد (زمان در اینجا صرفا یک مثال است) یک پیام شخصی سازی شده برای این کاربر ارسال کند و با کد تخفیف و یا هدیه وی را تشویق به خرید کند در واقع شما توانسته‌اید از ایمیل یادآوری به خوبی استفاده کنید. ارسال پیام تبریک تولد یا سالگرد ازدواج و غیره: این یکی از ساده‌ترین کارهایی است که باعث می‌شود کاربر حس بهتری نسبت به برند شما داشته باشد. یکی از نمونه‌های خوب را برای فلایتیو اجرا کردیم. ارسال پیامک و ایمیل به کاربرانی که سه ماه به تاریخ انقضای پاسپورت آن‌ها باقی مانده بود! پس یادمان باشد که لزومی ندارد همه کسب و کارها تاریخ تولد مشتری را تبریک بگویند!ایمیل و پیامک نظرسنجی: ارسال چنین نظرسنجی‌هایی کمک می‌کند، بازخوردهایی از خدمات، محصولات و... بدست آورید. این نوع پیام‌ها باعث می‌شود صدای مشتری شنیده شود و از این طریق رضایت مشتری در بلندمدت افزایش خواهد یافت. به‌روز رسانی و ارایه محصولات جدید: این کار باعث می‌شود مشتریان قبلی شما از خدمات جدیدتان مطلع شوند و به طبع هزینه معرفی محصول یا خدمات کاهش یابد. فرض کنید دیجی کالا برای اولین باری که از طریق ایمیل به کاربران خود سرویس سوپر مارکت آنلاین را معرفی کرد چقدر توانست به کاهش هزینه‌های بازاریابی‎اش کمک کند. ارسال پیام‌های مختلف در مراحل خرید: وقتی مشتریان خرید اینترنتی انجام می‌دهند می‌خواهند بدانند که آیا سفارش‌شان ثبت شد؟ برای تحویل کالا یا خدمات چقدر باید صبر کنند؟ و تصور کنید همه این کارها را به صورت دستی انجام دهید! مطمئنا تیم‌تان از هم می‌پاشند و احتمال خطاهای بزرگ زیاد است. پس بازهم به اتوماسیون نیاز خواهید داشت. یکبار فرآیند خریدتان از دیجی کالا را مرور کنید: حتما رد پای اتوماسیون را خواهید دید. ارسال پیام بر اساس خریدهای کاربر: فرض کنید کاربری قصد سفر به استانبول را دارد و هم اکنون بلیط هواپیما خود را از شما خریداری کرده است و به احتمال زیاد برای اقامت نیز به هتل و هاستل نیاز دارد، دقیقا در همین جاست که اتوماسیون به کمک شما می‌آید و برای کاربر یک کد تخفیف یا پیشنهاد ویژه برای رزرو هتل ارسال می‌شود. به این تکنیک اصطلاحا (Cross Selling) گفته می‌شود. ارسال ایمیل به کارمندان جدید: این مورد هم می‌تواند باعث افزایش حس وفاداری به سازمان شود. یک مثال جالب از این مورد که پیاده سازی کردیم برایتان بزنم. هنگامی که نیروی انسانی جدیدی در فلایتیو استخدام می‌کردیم یک ایمیل خودکار به تیم زیرساخت برای تهیه سیستم و نسبت نرم افزارهای مورد نیاز وی ارسال می‌شد و از طرفی هم برای کارمند جدید ضمن ارسال ایمیل خوشامدگویی نام کاربری و رمز عبور ارسال می‌شد. همچنین باتوجه به اینکه روز اول کاری خیلی از ساختارهای شرکت آگاهی وجود نداشت، ناهار او نیز توسط شرکت تهیه می‌شد! پس می‌توان برای On-boarding پرسنل نیز از ابزار اتوماسیون استفاده کرد. می‌توان با خلاقیت هر مدلی که مدنظرتان هست را انجام دهید و محدود به برخی از مثال‌هایی که در اینجا گفتم نکنید. چگونه این سیستم را راه‌اندازی کنیم؟خوب، قبل از اینکه به سراغ پیاده سازی و تهیه نرم افزار برویم ابتدا باید روند اجرای کارها را به درستی مشخص کنیم و در مرحله بعد تیم را با این فرایندها آشنا کرده تا بهترین نتیجه ممکن را بگیریم. برای شروع باید 4 گام زیر را برای پیاده سازی انجام دهید. مراحل راه اندازی سیستم اتوماسیونگام اول: وظایف را مشخص کنیدقبل از هر کاری به سراغ تکراری‌ترین وظایف تیم بازاریابی بروید، دقیقا همینجاست که به اهمیت اتوماسیون پی خواهید برد! به عنوان مثال خودکار کردن ارسال ایمیل‌ها می‌تواند به تنهایی بار بسیار زیادی را از روی مارکتینگ بردارد. همه وظایف را لیست کنید و ببنید کدامیک با اتوماسیون سازگاری دارند این مرحله را جدی بگیرید. گام دوم: نرم افزار مناسب انتخاب کنیدتعداد نرم افزارهای ایرانی و غیر ایرانی بسیار زیاد هستند، لیستی از بهترین‌ها را تهیه کنید و بررسی کنید که رقبای شما از کدامیک استفاده می‌کنند مزایا و معایب هر کدام چیست؟ قبل از اینکه به سمت بستن قرارداد یکساله بروید ابتدا نسخه‌های رایگان را تست کنید و بعد از اینکه کاملا متوجه شدید برای کسب و کارتان مفید و سازگار است به سمت تمدید بلند مدت‌تر بروید. گام سوم: تیم را آموزش دهیدخب، رسیدیم به بخش مهم ماجرا، یعنی آموزش! شاید در روزهای اول کمی سخت به نظر برسد اما باید تیم خود را برای استفاده صحیح از نرم افزار آماده کنید. برای اینکه درک کاملی نسبت به استفاده از آن برسیم شاید کمی زمان ببرد اما توجه داشته باشید که این کار باعث می‌شود زمان (با ارزش‌ترین چیزی که داریم) را در اختیارمان قرار دهد. گام چهارم: از اثر بخش بودن مطمئن شویداجرای اتوماسیون پایان کار تیم مارکتینگ نیست! باید به صورت دوره‌ای اثر بخشی آن را بر فعالیت‌های روزمره تیم بازاریابی را اندازه گیری کنید. مطمئنا در هر سیستمی می‌توان با کمی خلاقیت راندمان را افزایش دهید. پس انجام A/B تست را فراموش نکنید. نتیجه گیریآورده‌ای که اتوماسیون بازاریابی برای کسب‌و‌کارها دارد غیر قابل انکار است. کاهش هزینه و افزایش فروش در بلندمدت از مهمترین ویژگی آن است. با پیچیده شدن و افزایش هزینه‌های تبلیغات شخصی سازی برنامه‌های بازاریابی تنها راهی است که استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا می‌توانند به آن‌ها اتکا کنند در غیر اینصورت توسط رقبای قدرتمندتر خیلی زود از بین خواهند رفت. خوشحال خواهم شد اگر نظر و یا پیشنهادی داشتید در بخش نظرات مطرح فرمایید. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 17:46:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بهترین کانال بازاریابی را انتخاب کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zhlg8k0zbtin</link>
                <description>خبر خوب برای بازاریاب‌ها این است که هدف قرار دادن مشتریان کار بسیار ساده‌تری نسبت به گذشته است اما باید بدانید که وقت و هزینه خود را دقیقا در کجا صرف می‌کنید. در غیر اینصورت مثل بسیاری از کسب‌و‌کارها و استارتاپ‌ها بودجه بسیار زیادی را تلف خواهید کرد. تست کردن کانال‌های مختلف بازاریابی امری اجتناب ناپذیر است اما اینکه در چه ابعاد و چه زمانی و چه مکانی این کار را انجام دهیم خود جای سوال دارد! سوالی که بسیاری از بازاریاب‌ها می‎پرسند این است که کدام کانال را انتخاب کنم؟ شبکه اجتماعی؟ موتورهای جستجو؟ تبلیغات بنری؟ در این یادداشت قصد دارم در مورد انتخاب کانال بازاریابی باهم صحبت کنیم و تجربیاتی که در این چند سال بدست آورده‌ام را به اشتراک بگذارم. کدام کانال بازاریابی برای کسب و کار من مناسب‌تر است؟قبل از اینکه به این سوال پاسخ دهیم باید بدانیم هیچ نسخه عمومی برای کسب‌و‌کارها وجود ندارد و انتخاب کانال مناسب از روی تجربه و آزمون و خطا بدست می‌آید. اما پیش از اینکه بهترین کانال را انتخاب کنیم باید به 3 سوال کلیدی پاسخ دهیم: مشتریان ما چه کسانی هستند؟ مشتریان هدف را کجا پیدا کنم؟ کانال مناسب برای دسترسی به آن‌ها کدام است؟انتخاب بهترین کانال بازاریابیلیست محبوب‌ترین کانال‌های بازاریابی دیجیتالبهینه‌سازی موتورهای جستجوبازاریابی موتورهای جستجو بازاریابی ایمیلی بازاریابی محتواییهمکاری در فروشتبلیغات کلیکی بازاریابی شبکه‌های اجتماعی و ...اما سوالی که باید به آن پاسخ دهیم، این است که کدام کانال بیشترین اثر را برای من خواهد داشت؟ بیشترین بودجه را به کدام کانال اختصاص دهم؟ هدف اصلی من از راه اندازی کمپین و تبلیغات چیست؟ افزایش فروش، آگاهی از برند، پیدا کردن سرنخ فروش، ایجاد ترافیک و ...چگونه بهترین کانال بازاریابی را انتخاب کنم؟کانال‌هایی که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم می‌توانند به صورت تکی و یا در قالب یک کمپین بازاریابی مورد استفاده قرار گیرند. اما اینکه چگونه یک کانال مناسب را انتخاب کنیم؟مرحله اول: اهداف اصلی خود را مشخص کنیددر ادامه به برخی از مهمترین اهداف و کانال‌هایی که می‌توانید از آن استفاده کنید اشاره خواهم کرد: اگر آگاهی از برند هدف شماست: باید به سمت کانال‌هایی بروید که توانایی و قدرت کافی برای این هدف را دنبال می‌کنند. باتوجه به این هدف، آگاهی از نام برند، شرکت و یا محصول در اولویت شما خواهد بود. هدف: افزایش آگاهی از برنداگر افزایش فروش هدف شماست: باید در مسیر جستجوی مشتریان قرار بگیرید، برای افزایش فروش کانال‌های زیر را پیشنهاد می‌کنم. هدف: افزایش فروشاگر افزایش سرنخ فروش هدف شماست: بسیاری از کسب و کارها در شروع کار بیشتر به دنبال سرنخ‌هایی هستند تا بتوانند مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل خود تبدیل کنند. در این مسیر سعی می‌شود با افزایش مشارکت نرخ تبدیل را افزایش دهند. هدف: افزایش سرنخ فروشاگر افزایش ترافیک خام هدف شماست: برخی از وب‌سایت‌ها (مانند:نمناک، ورزش 3 و ...) هستند که محصول یا خدمتی برای فروش ندارند و با تولید محتوا به صورت رایگان سعی در جذب مخاطب دارند. لذا صرفا با افزایش ترافیک می‌توانند درآمد کسب کنند. هدف: افزاش ترافیکمرحله دوم: چه میزان بودجه تخصیص داده‌اید؟در این مرحله مشخص کنید که کدام کانال‌ها را انتخاب کرده‌اید و بودجه مورد نیاز هر کانال چقدر است؟ و این تعداد کانال در مجموع چقدر برای کمپین هزینه ایجاد خواهد کرد. موارد بسیار زیادی را می‌توان لیست کرد اما من در اینجا به چند مورد مهم اشاره خواهم کرد.:هزینه مربوط به بازاریابی هزینه مربوط به تیم فنی هزینه تولید محتوا متنی و ...هزینه تیم طراحی، عکاس، فیلمبردار و ...بودجه خرید رسانه و ...مرحله سوم: شناخت و هماهنگی تیم کمپینراه‌اندازی یک کمپین بازاریابی نیازمند شناخت کافی از اعضای تیم، روحیات و توانمندی‌ها و مشخص کردن وظایف هریک از اعضاست. اگر اطلاعات کافی از 3 عبارتی که زیر آن‌ها خط کشیده‌ام داشته باشید به راحتی و با موفقیت اجرای کمیپن را پشت سر خواهید گذاشت و اگر در تیم خود نقصی یا کمبودی داشته باشید می‌توانید با برونسپاری این کار را انجام دهید. به عنوان مثال: مهارت تیم فنی: برای پیاده‌سازی‌های احتمالی مهارت تیم خلاقیت: تیم کپی رایتینگ و تیم طراحی برای آرت ورکمهارت تیم بازاریابی موتورهای جستجو: هدایت ترافیک به صفحات فرود مهارت تیم شبکه‌های اجتماعی: افزایش نرخ مشارکت مشتریان احتمالی در خلال کمپین نتیجه گیرینمی‌توان در راه‌اندازی یک کمپین بازاریابی تنها به یک کانال تکیه کرد، زیرا همه کانال‌هایی که در بالا به آن اشاره کردم و شاید از قلم هم انداخته باشم دارای نقاط قوت و نقاط ضعفی هستند. بنابراین قبل از هرچیزی باید مخاطبان خود را بشناسید و با آزمون و خطا در مقایس کوچک بهترین کانال‌ها را شناسایی و در مرحله بعد روی آن‌ها تمرکز کنید. در آخر باید بگویم تنها به لیست کانال‌هایی که در ابتدای این یادداشت معرفی کردم بسنده نکنید و سعی کنید این 4 گام را همواره در انتخاب کانال مدنظر قرار دهید. توفان فکری: با کمک همه اعضای تیم توفان فکری به را بیاندازید و لیستی از تمام کانال‌هایی که به ذهن‌تان می‌رسد در بیاورید. رتبه بندی: در این مرحله کانال‌هایی که در توفان فکری بدست آورید را رتبه بندی کنید و بر حسب تجربه آن‌هایی که نتایج بهتری در گذشته داشته را در اولویت قرار دهید. تست کردن: به ترتیب رتبه‌بندی و اهمیتی که در مرحله قبل مشخص کردید شروع به تست کردن کانال‌ها بکنید. تمرکز کنید: کانال‌هایی که نتیجه بهتری داشتند را در مرکز توجه قرار دهید و در آن‌ها عمیق شوید. آنقدر اینکار را انجام دهید تا جذب مشتری، کاربر و ... در آن کانال اشباع شود و هزینه از درآمد بیشتر شود. توجه داشته باشید که هیچ دو کسب‌وکاری شبیه به هم نیستند، بنابراین نمی‌توان یک نسخه یکسان را به همه ارایه کنیم، اما مهمترین چیزی که قبل از شروع باید مدنظر قرار دهیم این است که پروفایل مشتریان خود را کامل کنیم. با شناخت مشتریان و اطلاع از محل حضورشان شما را تا 50 درصد مسیر را به سلامت طی کرده‌اید و در مرحله آخر کافیست با تست‌های کوچک و موثر کانال‌های مدنظرتان را تست کنید. خوشحال می‌شوم تجربیات شما را برای انتخاب بهترین کانال بازاریابی بشنوم. امیدوارم انتقال این تجربیات برای شما مفید واقع شود. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 20:17:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فراخوان یا CTA چیست و چگونه آن را بهینه‌سازی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-cta-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-nv0pii8trzc4</link>
                <description>اگر اهل وبگردی باشید حتما روزانه با هزاران دکمه رنگی که شما را به انجام عملی تشویق می‌کنند مواجه شده‌اید. در این یادداشت قصد دارم در خصوص CTA که مخفف Call To Action است صحبت کنم. فراخوان (CTA) کاربر را برای اجرای یک عمل خاص تشویق می‌کند. این ترغیب می‌تواند برای خرید، ثبت نام، دانلود و ... باشد. فراخوان یا CTA چیست؟ پاسخ: یک تصویر یا متن که با جلب توجه کاربر یا مشتری، او را به انجام عملی تشویق کند. فراخوان یا CTA چیست؟چرا فراخوان یا  CTA مهم است؟وجود فراخوان یا CTA در یک صفحه از وب‌سایت بسیار مهم و ضروری است، در واقع می‌توان از آن به عنوان یک تابلوی راهنما تعبیر کرد که به کاربر یا مشتری نشان می‌دهد که دقیقا باید در مرحله بعد چه اقداماتی را انجام دهد. عدم وجود CTA باعث افزایش نرخ پرش و بستن صفحه وب‌سایت شما خواهد شد. بیاید برای روشن شدن اهمیت دکمه فراخوان یک مثال ساده بزنیم. فرض کنید کاربری از طریق موتور جستجوی گوگل وارد وبلاگ شما شده است، کاربر شروع به مطالعه محتوای مورد نظر کرده و از ابتدا به انتهای مقاله می‌رسد، اگر در انتهای مقاله CTA وجود نداشته باشد کاربر به راحتی وبلاگ شما را ترک خواهد کرد. اما می‌توانیم قبل از اینکه کاربر وبلاگ ما را ترک کند چند کار ساده انجام دهیم:با CTA مناسب کاربر را برای ثبت نام در خبرنامه ایمیلی ترغیب کنیم. با CTA مناسب کاربر را برای بازنشر محتوا در شبکه‌های اجتماعی ترغیب کنیم. با CTA مناسب کاربر را برای معرفی و خرید محصول مرتبط‌مان ترغیب کنیم.و ...چند نمونه CTA که ممکن است مشاهده کرده باشیدنکته‌ای که قبل از معرفی چند نمونه CTA می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که شما می‌توانید کاملا خلاقانه به دکمه فراخوان نگاه کنید و قرار نیست از نمونه‌هایی که در ادامه معرفی می‌کنم عینا در وبلاگ، وب‌سایت و یا اپلیکیشن خود استفاده کنید. مواردی که ممکن است در وبلاگ‌ها مشاهده کنیدمطالعه سایر مطالب مرتبطثبت نام در خبرنامه ایمیلیبازنشر محتوا در شبکه‌های اجتماعیارایه بازخورد از محتوایی که مطالعه شدهدانلود یک کتاب الکترونیکی (PDF)محتوای اسپانسر شده (معرفی اسپانسر)مواردی که ممکن است در کسب‌و‌کارهای B2B مشاهده کنید با کارشناسان ما تماس بگیریدنسخه آزمایشی ما را تست کنیدبه صورت رایگان ثبت نام کنیددمو نرم افزار را مشاهده کنیدمواردی که ممکن است در فروشگاه‌های آنلاین مشاهده کنیدفروش ویژه امروزافزودن به سبد خریدکالای شگفت انگیزتخفیف‌های پایان فصلپیشنهاد ویژهچگونه یک CTA جذاب درست کنیم؟این کار با تجربه و تست‌های مکرر به دست می‌آید اما می‌توانیم با روش‌هایی که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم برای تهیه فراخوان‌های جذاب استفاده کنید. اما نباید A/B را فراموش کنید و دائما باید صفحه مورد نظر و نرخ تبدیل صفحه را اندازه‌گیری کنید. طراحی مناسب داشته باشید: جلب توجه کاربر مهمترین کاری است که باید انجام دهیم، بنابراین اثر رنگ‌ها را جدی بگیرید، حتما تضاد رنگ میان دکمه و سایر المان‌های صفحه را مدنظر داشته باشید. اندازه پیشنهادی دکمه فراخوان 225 پیکسل عرض و 45 پیکسل ارتفاع است. اندازه دکمه مهم است: از آنجایی که دکمه CTA مهمترین جز صفحه است پس باید سایز مناسبی داشته باشد، مطالعات مختلف نشان داده که دکمه‌های کوچک کمتر کلیک می‌گیرند!شکل دکمه مهم است: شاید برایتان جالب باشد، اساس کاربران بر روی دکمه‌هایی که لبه‌های تیز دارند کمتر کلیک می‌کنند! زیرا آن‌ها را با تبلیغات اشتباه می‌گیرد پس به گرد بودن دکمه توجه کنید. به وضوح صحبت کنید: نکته مهم طرح نکردن معما برای کاربر است! باید کاربر یا مشتری متوجه شود که بعد از انجام عمل مورد نظر به چه چیزی دست خواهد یافت. متن مناسب استفاده کنید: متنی که در CTA استفاده می‌شود باید باعث ایجاد توجه در کاربر شود، می‌توانید از نمونه مثال‌هایی که در بالا به آن اشاره کردم استفاده کنید.محل دکمه مهم است: دکمه CTA باید در محلی قرار گیرد که به خوبی دیده شود تا کاربر به درستی تصمیم بگیرد، قرار گرفتن چند CTA در کنار هم تنها باعث گیج شدن کاربر خواهد شد. عبارات کوتاه بنوسید:  یک فراخوان یا CTA خوب کوتاه است، اجازه ندارید برای کاربر انشا بنوسید، حداکثر با 5 تا 7 کلمه توجه کاربر را جلب کنید. احساس اضطرار ایجاد کنید: کاربران به راحتی حواس‌شان در اینترنت پرت می‌شود و اگر شما بتوانید با ارایه یک پیشنهاد مدت‌دار، حس اضطرار را در وی به وجود آورید موفق خواهید بود. آیا رنگ فراخوان یا CTA مهم است؟این سوال بسیاری از ما بازاریاب‌ها بوده و شاید خواهد بود. اما امروز به صورت کلی به آن اشاره خواهم کرد تا برای هیمشه این مشکل را حل شده بدانیم. در بالا اشاره کردیم که هر چقدر بتوانیم نظر کاربر را بیشتر به CTA جلب کنیم موفق‌تر خواهیم و احتمالا نرخ تبدیل بهتری نیز خواهیم داشت. بنابراین باید رنگی را انتخاب کنید که بیشترین جلب توجه را ایجاد کند. در یک مطالعه موردی(hubspot) مشخص شد که رنگ قرمز در مقابل رنگ سبز نرخ کلیک بیشتری داشته است. این نتیجه احتمالا به دلیل تضاد رنگی است که در صفحه مورد نظر وجود داشته است با این حال شما می‌توانید به کمک چرخه رنگ، رنگی که بیشترین تضاد را با پس‌زمینه دارد را انتخاب کنید تا بیشترین مقدار توجه را جلب کنید. در یک مطالعه موردی نشان داده شد که دکمه با رنگ قرمز، توانسته 21 درصد عملکرد بهتری نسبت به رنگ سبز برای جلب توجه ایجاد کند. چرا باید از A/B تست استفاده کنیم؟نکته‌ای که نباید فراموش کنیم این است که رفتار کاربران مختلف بر روی CTA های مختلف متفاوت است و هیچ تضمینی وجود ندارد که این CTA بیشترین میزان بازدهی را داشته باشد بنابراین باید باید از A/B استفاده کنید و با اندازه‌گیری دقیق نرخ تبدیل بهترین فراخوان را انتخاب کنید. نتیجه گیرییکی از ابزارهایی که با دقت در آن می‌توانید نرخ تبدیل (Conversion Rate) را افزایش دهید. استفاده از CTA مناسب است. شاید مجبور شوید در شروع پروژه زمان نسبتا زیادی را برای تست‌های مختلف در نظر بگیرید اما نتیجه‌ای که برای کسب‌و‌کار شما به همراه خواهد داشت به شدت چشمگیر خواهد بود. به جزئیات توجه کنید، زیرا همین جزئیات نتایج را به کلی تغییر خواهند داد. خوشحال می‌شوم اگر نظر و تجربه‌ای داشتید که در بالا به آن اشاره نکردم با من به اشتراک بگذارید تا در کنار هم بیاموزیم. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Thu, 03 Dec 2020 22:28:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرخ تبدیل چیست و چگونه آن را افزایش دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.ferdosara/%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-rouomv3vsufu</link>
                <description>رکود و تحریم اقتصادی سبب شده است که میزان سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی کاهش پیدا کند و همین مساله سبب شده است تا بودجه‌های تبلیغاتی شرکت‌ها و استارتاپ‌ها بسیار کمتر از گذشته شود، همین مساله مدیران ارشد و بازاریابی سازمان‌ها را به فکر فرو می‌برد که چگونه می‌توان با هزینه کرد کمتر، نتایج قابل قبولی به‌دست آورد. چگونه می‌توان به شاخص‌های عملکردی (KPI) موجود در برنامه بازاریابی، دست یافت بدون اینکه پول زیادی خرج کنیم؟ پاسخ آن را خیلی ساده در چند کلمه می‌توانم بگویم، &quot;بهبود نرخ تبدیل&quot;. در ادامه قصد دارم گام‌های عملی برای رشد را که به صورت تجربی در کسب‌و‌کارهای مختلف بدست آوردم را با شما به اشتراک بگذارم. راه‌های افزایش نرخ تبدیل (Conversion Rate)نرخ تبدیل (Conversion Rate) چیست؟به بیان ساده نرخ تبدیل درصدی از بازدیدکنندگان وب‌سایت یا صفحه فرود است که اهداف تعیین شده شما را انجام می‌دهند. البته بسته به اهداف تجاری ما &quot;تبدیل&quot; یا &quot;کانورژن&quot; می‌تواند هر چیزی باشد اما من در اینجا چند مورد پرکاربرد را معرفی کرده‌ام:خرید محصول یا خدمات تکمیل فرم تماس با ماتماس با مجموعه ما عضویت در خبرنامه ایمیلی عضویت در وب‌سایت دانلود یک کتابچه رایگانارتقا به پلن‌های بالاتر محصولحتی تست کردن یک فیچر جدید و ...همه مواردی که در بالا اشاره کردم می‌توانند یک تبدیل باشند، اما آیا کانورژن به مواردی که در بالا اشاره کردم محدود می‌شود؟ پاسخ منفی است. تبدیل‌هایی که در بالا اشاره کردیم در دو دسته‌بندی کلی قرار می‌گیرند:تبدیل میکرو (Micro Conversion): این نوع تبدیل در قسمت بالایی و یا میانی قیف فروش قرار دارد و مواردی مانند: دانلود کتابچه رایگان و یا عضویت در خبرنامه ایمیلی و ... را شامل می‌شود. تبدیل ماکرو (Macro Conversion): این نوع تبدیل در قسمت پایینی قیف فروش قرار دارد و مواردی مانند: تماس با کارشناس فروش، ارتقا به پلنی بالاتر و ... را شامل می‌شود. البته نباید فراموش کنیم که در فرآیند بهینه سازی نرخ تبدیل (CRO) باید هر دو نوع تبدیل ماکرو و میکرو را مدنظر قرار دهیم. چگونه نرخ تبدیل را افزایش دهیم؟به مجموعه فعالیت‌هایی که در وب سایت خود انجام می‌دهید تا موانع جلوی کاربران را بردارید تا اهداف مدنظرتان را انجام دهند، به آن بهینه‌سازی نرخ تبدیل (CRO) گفته می‌شود. اما برای افزایش نرخ تبدیل باید چه اقداماتی انجام دهم؟ در ادامه این موارد را بیان خواهم کرد. صفحه فرود اختصاصی ایجاد کنیدطی این سال‌ها بسیاری از استارتاپ‌های معروف را دیده‌ام که به جای استفاده از یک صفحه فرود اختصاصی در یک کمپین ترافیک خود را به صفحه اصلی وب‌سایت ارسال می‌کنند، دقیقا در جایی که هیچ المان یا توضیحی از کمپین وجود ندارد و مطمئنا کاربر را دچار سردرگمی می‌کند و این سردرگمی تنها باعث افزایش نرخ پرش و کاهش نرخ نبدیل خواهد شد. سرعت لود صفحه را بهبود دهیدصفحاتی که سرعت لود آن‌ها بالاتر از 4 ثانیه هستند باعث می‌شوند نرخ پرش بیشتری داشته و به طبع نرخ تبدیل را به شدت کاهش خواهند داد. بنابراین اگر از تصویری در صفحه فرود استفاده می‌کنید و یا آیتم‌هایی قرار دادید که حجم آن‌ها زیاد هستند باید بهینه‌سازی را خیلی زود شروع کنید در غیر اینصورت پول زیادی را در ابتدای قیف فروش دور می‌ریزید. فرآیند خرید و ثبت نام را ساده کنیداینکه تعداد فیلدهای مختلف در فرآیند خرید و ثبت نام زیاد باشد تنها باعث افزایش نرخ پرش و کاهش شدید نرخ تبدیل می‌شود. من وقتی که برای اولین بار خواستم در ویرگول ثبت نام کنم دو گزینه برای ثبت نام داشت که یکی از آن‌ها ثبت نام با حساب کاربری گوگل بود که همین اقدام ساده باعث شد در کمتر از 5 دقیقه حساب کاربری و تکمیل اطلاعات را انجام دهم بدون اینکه احساس اذیت شدن داشته باشم. پس اگر در هنگام ثبت نام و فرآیند خرید نام، نام خانوادگی، شماره موبایل، ایمیل آدرس، رمز عبور و تایید رمز عبور را دریافت می‌کنید شک نکنید که نرخ تبدیل شما بسیار کم خواهد شد. نظر و تستیمونیال کارکردِ مهمی داردبه عنوان یک بازاریاب باید بدانید که تقریبا قسمت اعظم کاربران تمایلی ندارند که اولین نفری باشند که از محصولات و یا خدمات ما استفاده می‌کنند. (براساس نمودار جف مور تنها حدود 15% از مشتریان یک محصول یا خدمات را افرادی تشکیل می‌دهند که ریسک پذیر هستند و تمایل دارند به عنوان اولین گروه محصول را استفاده کنند) با این توصیف وظیفه ما این است که به بازدیدکننده القا کنیم که شما اولین نفر یا اولین گروهی نیستید که قصد خرید این محصول را دارید، همین مساله اهمیت نظر و تستیمونیال را بیشتر می‌کند. دکمه Call to Action قوی ایجاد کنیددکمه اقدام به عمل یا CTA قوی ایجاد کنید. معمولا بیشتر ما ترجیح می‌دهیم که به سراغ کلمات عمومی و ساده‌ای که همیشه از آن‌ها استفاده می‌کردیم برویم. مانند: کلیک کنید، ثبت نام کنید، خرید کنید و ... که از آنجایی که کاربر به دفعات این پیام‌ها را در وب‌سایت‌های مختلف دیده و شنیده است کمتر نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. یکی از خلاقانه‌ترین دکمه‌های CTA که تاکنون دیدم مربوط به پیام اعلان (Notification) بود که قبول یا رد آن را با کلمات &quot;فعلا نه&quot; و یا &quot;آره، قبول می‌کنم&quot; نسبت به سایرین متمایز کرده بود. ضمانت بازگشت وجه ارایه کنیدبه عنوان یک بازاریاب و یا مالک کسب‌وکار باید بدانیم که کاربران و مصرف‌کنندگان کمتر به سراغ ریسک کردن می‌روند. برای همین توصیه می‌کنم که در صفحه فرود و جایی که کاربر می‌تواند آن را مشاهده کند به ضمانت بازگشت پول اشاره کنید. ضمانت بازگشت پول یکی دیگر از عواملی است که می‌تواند حس اعتماد را در کاربر ایجاد می‌کند و وی را برای خرید ترغیب خواهد کرد. به صورت مستمر A/B تست انجام دهیدهمانگونه که در بالا اشاره کردم فرآیند بهبود نرخ تبدیل یک فرآیند همیشگی است و برای رسیدن به نتیجه مطلوب همواره باید اقداماتی جهت بهبود نرخ تبدیل انجام دهید. این جمله به این معناست که هرگز عدد بهینه‌ای برای کانورژن ریت وجود ندارد و همواره باید تلاش کنیم تا آن را بهبود دهیم. تغییر رنگ دکمه CTA، تغییر تیترهای صفحه، تغییر و بهبود نظرات کاربران و تستیمونیال و ... همه این موارد می‌تواند به مرور باعث بهبود نرخ تبدیل شود.حالا نرخ تبدیل خوب چه عددی است؟پاسخ به این سوال بسیار دشوار است و شاید نتوان برای آن پاسخ دقیق ارایه کرد زیرا نرخ تبدیل به مقدار زیادی به کانالی که ترافیک از آن ارسال شده است بستگی دارد. اما آنچیزی که به صورت تجربی در این سال‌ها بدست آورده‌ام این بوده است که ترافیکی که از موتورهای جستجو (SEO و Search Ads) وارد صفحات فرود می‌شوند نرخ تبدیل بسیار بهتری داشته‌اند. البته فاکتور بعدی که در اینجا دخیل است نوع کسب‌وکار و صنعتی که در آن در حضور دارید خواهد بود. همواره برای خود یک Benchmark در نظر بگیرید و سعی کنید آن را بهبود دهید و هیچگاه نسبت به نرخ تبدیل قانع نشوید و همواره آن را بهبود دهید. نتیجه‌گیریدر این چند سال که به عنوان یک بازاریاب در مجموعه‌های مختلف مشغول به کار بوده‌ام اشکالات بسیار زیادی را مشاهده کردم که با بهینه‌سازی آن‌ها توانستیم هزینه‌های تبلیغات را به شدت کاهش دهیم. خوشحال می‌شوم تجربیات شما را برای بهبود نرخ تبدیل بشنوم. امیدوارم بیان این تجربیات برای شما هم مفید بوده باشد. </description>
                <category>حامد فردوس آرا</category>
                <author>حامد فردوس آرا</author>
                <pubDate>Fri, 27 Nov 2020 14:16:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>