<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد نیاوند Hamed Niavand</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamed.niavand</link>
        <description>مدیر مارکتینگ @شرکت تجربه شاپرک آبی‌</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 13:20:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/123999/avatar/VvL5DZ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد نیاوند Hamed Niavand</title>
            <link>https://virgool.io/@hamed.niavand</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه لایو لینکدین را راه‌اندازی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%88-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-yvtrjp0h4al2</link>
                <description>هر شب که انگشت شصت ما بر روی آیکون اینستاگرام در موبایل ما قرار می‌گیرد، هجمه‌ای از لایو های مرتبط و و نا مرتبط با میهمان های خوانده و ناخوانده میزبان ما می‌شوند تا به ما چیزی یاد بدهند و یا چیزی بفروشند و یا (در بدترین شرایط)  قسمتی از فرهنگ ما را مورد تاخت و تاز قرار دهند. خب طبیعی هم هست. ما در مارکتینگ به اینستاگرام این روز‌ها MainStream می‌گوییم. تعریف ساده یعنی رسانه‌ای که همه چیز در آن پیدا می‌شود، از خوب تا بد! اما کمی دورتر و در دنیای حرفه‌ای در لینکدین بعد از رونمایی از ابزار رای‌گیری یا Poll اخیرا ابزار لایو در دسترس قرار گرفته تا کمی حرفه‌ای تر و کمی با مخاطب اهل فن تر بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. امیدوارم که اشتراک این تجربه و این مقاله بعدها باعث نشود که آنچه را در اینستاگرام می‌بینیم در لینکدین ببینیم.من، حامد نیاوند، مشاور و مدیر مارکتینگ شرکت تجربه شاپرک آبی در این مقاله تجربه‌ی خودم در مورد لینکدین و لایو اون رو به اشتراک می‌گذارم. قبلا از زاویه‌ای دیگر در سایت مشاوران مدیریت شاپرک قسمتی از تجربه‌ی خودم رو در باره‌ی اینکه چگونه در لینکدین لایو بگذاریم به اشتراک گذاشته بودیم و اینجا با مخاطبین ویرگول کمی صمیمی تر و خودمانی تر در این مورد خواهم نوشت.یک روز بعد از ظهر بود که روی اپلیکیشن لینکدین یک نوتیفیکیشن عجیب دیدم، شرکت Cheddar is Live on Linkedin! خب طبیعی هم بود که بر روی اون کلیک کنم. چند روز بعد، خود صفحه‌ی رسمی شرکت لینکدین، این نوتیفیکیشن رو داشت و داشت از ابزار و برنامه‌ی جدید لینکدین برای لایو رونمایی می‌کرد. ظاهرا Cheddar یکی از نسخه‌های آلفا یا بتا بوده و بعد برای سایر شرکت‌ها این امکان مهیا شده بود. طبیعی هست که حدس بزنید به عنوان یک مدیر مارکتینگ، من هم اینترنت رو گشتم تا ببینم این امکان چطور مهیا می‌شه و چطور می‌تونم برای شرکت خودمون، لایو بگذارم. این موضوع برای من دلیل شخصی هم داشت. چون من کلا به لینکدین خیلی علاقه دارم و روزانه تقریبا ۱۰ تا ۱۵ بار و مجموعه حدود ۴۰ دقیقه در لینکدین هستم. بماند که از روز اول من با اینستاگرام سر ناسازگاری داشتم و کلا جماعت اینستاگرامی رو خیلی دوست ندارم.سایت‌های انگلیسی زبان، هاب اسپات، هوت سویت و ... و نهایتا قسمت بیزینس لینکدین بود که جواب رو به من داد. مرحله‌ی اول: درخواست بدهیدخیلی ساده باید بر روی این لینک کلیک کنید و درخواست خودتون رو ثبت کنید. کسی چه می‌دونه شاید در آینده این امکان برای همه مهیا شد ولی در حال حاضر شما باید درخواست بدید و بعد در صورت مثبت و مساعد بودن لینکدین (که به یه سری فاکتور مثل محتوای منتشر شده در صفحه و میزان فالوئر و غیره بستگی داره) این امکان برای شما مهیا خواهد شد. اگر بخواهیم به فرم درخواست نگاهی کنیم با چیزی شبیه به این مواجه می‌شیم.طولانی بود؟ راستش کمتر از ۴ دقیقه برای تکمیل اون وقت لازم هست. پس اگر دوست دارید شروع کنید. چند نکته در تکمیل فرم مهم هست که اگر برای صفحات شرکتی درخواست می‌دید حتما و حتما سایر ادمین ها رو هم اضافه کنید. نکته‌ی بعدی اینکه حتما و حتما اطلاعات واقعی وارد کنید. مرحله‌ی دوم: منتظر دریافت ایمیل بمونید!برای من حدود ۲۰ روز طول کشید، اما قطعا در حال حاضر این امکان سریع‌تر و سریع‌تر پیش خواهد رفت. یک روز در صندوقچه‌ی ایمیل تون ایمیلی شبیه به این رو خواهید دید.به همین مختصری و با کلیک کردن بر روی اون، به صفحه‌ی زیر هدایت خواهید شد!قدم سوم: از کجا می‌خواهید پخش کنید؟لینکدین برای پخش به اپلیکیشن‌های جانبی نیاز داره، مثل اینستاگرام نیست (لاقل فعلا) که گوشی رو بردارید و دوربین و لایو و .... حرکت. شما باید از ابزارهای جانبی استفاده کنید. از بین ابزارهایی که معرفی شده و با توجه به محدودیت‌های پرداختی و البته اینکه من قصد تست رو داشتم چندتایی رو امتحان کردم و نهایتا به استریم‌یارد رسیدم. سرویس‌های سری اول استریمینگ در لینکدینبرای فعال سازی این سرویس باید اینجا رو کلیک کنید، یک اکانت لینکدین رو به اون وصل کنید و دسترسی لازم رو به اون بدید. نهایتا هم انتخاب کنید که آیا لایو شخصی خواهید داشت یا شرکتی.چند تا تصویر ببینیم که متوجه بشید با چی روبرو خواهیم شد.استریم یارد -StraemYardاضافه کردن پیچ‌های هدفانتخاب نوع استریمینگدرخواست برای کانتک شدن با لینکدینارائه دسترسی به لینکدینقبل از اینکه یادم بره خدمتتون عرض کنم که برای دسترسی به استریم‌یارد از لحاظ فنی باید شما باید با آی‌پی غیر از ایران وارد بشید. به زبون ساده تر برای عموم عرض کنم که فیلترشکن رو روشن کن! البته این سرویس امکان ارائه RTMP هم ظاهرا داره و اگر اینطور باشه میشه از سرویس‌های موجود در ایران هم برای اون استریم ارائه کرد که خوب اون پیچیدگی‌های خاص خودش رو داره ولی اگر اهل تلاش هستید و دوست دارید مثل من تمامی امکانات رو بررسی کنید بد نیست به بچه‌های ابردراک سر بزنید و ببینید اونها راهکاری دارند یا خیر (توی پرانتز اینکه من سرویس لایو بهتر از ابردراک در ایران ندیدم و به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم)قدم چهارم: GO LIVE!به همین راحتی! در استریم‌یارد بر روی Create a Broadcast کلیک کنید و مراحل رو طبق تصویر زیر پیش برید. اگر مثل من از مک استفاده می‌کنید حتما دسترسی‌های میکروفون و دوربین رو فعال کنید و به خاطر اعصاب خودتون هم که شده از مرورگر گوگل کروم استفاده کنید.من در حال تست و لبخندصفحه‌ی پخش و دکمه‌ی Go Live!دیگه کار کردن با فیچر‌های استریم‌یارد رو به خودتون می‌سپارم و قطعا شما می‌تونید با کمی تکرار و تجربه اتفاق‌های خوبی رو رقم بزنید. فقط دو نکته و اولی اینکه شما بعد از هر لایو امکان دانلود رو توی این پلت‌فرم دارید. نکته‌ی بعدی اینکه واترمارک استریم‌یارد با اردک سبز همیشه بالای استریمینگ و لایوتون روی لینکدین هست. شاید در نسخه‌ی پرداختی این واترمارک حذف بشه که البته تا این لحظه من تست نکردم.نکاتی در باب پخش بر روی لینکدین:اول از همه موضوع فنی و ابعاد پخش. لینکدین کلا ۲ نوع تصویر رو مورد قبول خودش اعلام کردهاگر از این دوتا سر در نمیارید خیلی هم مهم نیست ولی کلا بدونید که سرویس اول خیلی با کیفیت‌تر هست نوع اول - ۱۰۸۰نوع دوم تا ۷۲۰موضوع بعدی اینکه لینکدین اخیرا از یک ابزار جدید به اسم EVENT رونمایی کرده که به این صورت هست که شما می‌تونید یک رویداد در روی صفحه‌ی شرکت و یا زیرمجموعه‌های اون ایجاد کنید و نهایتا اون رو با استریمینگ و لایو همزمان کنید تا کاربران بیشتری لایو شما رو ببینند. عموما و در حال حاضر بهترین شرکت‌ها حدود ۲٪ مخاطبین و فالوئرهای پیج شون رو در لایو میبینند اما تفاوت اساسی با اینستاگرام این هست که به دلیل اینکه در لینکدین لایو همزمان خیلی کم هست افزایش و ریزش لحظه‌ای مخاطب‌های حاضر در لایو خیلی کمتر از اینستاگرام هست و باز هم بر می‌گردیم به حرفه‌ای بودن کاربرها که خب مزیت اصلی این لایو هست.در نهایت هم این دوتا فایل از لینکدین منتشر شده تا راهنمای شما برای موضوع تولید محتوا بر روی این پلت فرم باشه.فایل اول - فایل دومپی نوشت: من غیر از یک مورد لایو بر روی دسکتاپ رو ندیدم و فکر می‌کنم که امکان مشاهده فقط بر روی موبایل وجود داره. اگر در غیر اینصورت هست حتما من رو مطلع کنید.اگر این مقاله برای شما مفید بود لطفا به اشتراک بگذارید و اگر به من فیدبک بدید خوشحال می‌شم. همیشه در لینکدین آنلاین هستم.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 20:22:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا کسب و کار شما برای دوران پسا کرونا آماده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-p719hf1wtm0m</link>
                <description>دنیای امروز به دلیل بحران و شیوع ویروس کرون با گذشته متفاوت است و شاید هیچ کس نداند که این یادگیری و تأثیر بر مشاغل تا چه حد ادامه خواهد یافت. مشاوران مشاغل هرکدام ایده های متفاوتی در مورد سناریوهای احتمالی دارند ، اما فکر می کنید تجارت شما از دیدگاه استراتژیک و استراتژیک چیست؟آیا دریافت خدمات مشاوره مدیریت را برای این منظور در نظر گرفته اید؟ یا خودتان به عنوان یک رهبر تجارت اقدام کرده اید؟ در اینجا نگاهی به مجله تجاری هاروارد می بینیم که آیا این مناسب است که مشاغل ما با بحران گسترده کرنا تطبیق کنند یا خیر.علاوه بر بحران حاد سلامتی ناشی از بیماری کرون ، مدیران در سراسر جهان با چالش های شغلی بزرگی روبرو هستند: کاهش و حتی از بین بردن تقاضای مشتری ، اصلاحات قانونی و مقررات مهم ، قطع زنجیره های عرضه ، بیکاری ، رکود اقتصادی در آینده و افزایش. بنابراین ، همه فعالان مشاغل تجاری و کارآفرینی برای بهبود اوضاع به روشهایی نیاز دارند. واضح است که واکنشهای موقتی مؤثر نیستند و اکنون زمان آن است که سازمانها برای بهبودی خود آماده شوندنظریه پرداز مدیریت &quot;هنری مینتزبرگ&quot; استراتژی معروف را به عنوان P5) position, plan, perspective, projects, and preparedness) اینگونه تعریف می‌کند: برنامه، چیدمان، الگوسازی، قرار گرفتن در موقعیت و ایجاد چشم‌انداز. در این متن چارچوب او برای ارائه پیشنهاد 5 Ps را با وضع موجود و بحران سلامتی ناشی از کرونا تطبق داده‌ایم. سوالات زیر می‌تواند شما را راهنمایی کند تا برای تلاش به منظور بازگشت از بحران راهبرد درستی اتخاذ کنید.1- پس از همه‌گیری کرونا به چه موقعیتی می‌توانید دست یابید؟2- برنامه شما برای بازگشت به وضع قبلی چیست؟3. فرهنگ و هویت شما چگونه تغییر خواهد کرد؟4- به چه پروژه‌های جدیدی نیاز دارید تا آن‌ها را اجرا، راه‌اندازی و هماهنگ کنید؟5- شما چقدر برای اجرای برنامه‌ها و پروژه‌های خود آمادگی دارید؟برای مطالعه‌ی کامل این مقاله به وبسایت مشاوران مدیریت شاپرک مراجعه کنید</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2020 13:49:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از اخراج شدن چکار کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DA%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-xhe4i9bwq4ve</link>
                <description>تعدیل، اخراج، قطع همکاری یا هرچیز دیگه‌ای که اسمش رو می‌گذارید. فرقی نداره. سوال اصلی اینجاست که باید چه اقدامی انجام داد؟ در رزوهای گذشته متاسفانه خبر تعدیل علی‌بابا و پرسنل آن، همراه با سایر شرکت‌های الی‌گشت و رسپینا۲۴ موج عجیب و جالبی در رسانه‌های آنلاین کشور ایجاد کرد. جدای از این مبحث که چرا در یک صنعت خاص (گردشگری) این اتفاق می‌افتد بیایید با هم مرور کنیم که «فردی که اخراج می‌شود» چه‌کار باید کند؟این متن نگاهی اجمالی به مقاله‌ی «اخراج شدید؟ حالا چکار کنید» است که در مجله‌ی کسب و کار هاروارد منتشر شده و در پایان به پیشنهاداتی برای تغییر نگاه سنتی به معقوله‌ی استخدام می‌اندازم. اما مقاله!بیشتر مواقع زمانی اخراج شدن نابهنگام و ناراحت کننده‌است که شما حس موفقیت و سابقه‌ی درخشانی در کارنامه‌ی خود داشته باشید. بدیهی هم هست، اگر شما بدانید که فرد موثری در سازمان نبودید، جای ناراحتی برای اخراج شدن وجود ندارد. مجموعه اقداماتی که باید برای روزها و یا ماه‌های آینده انجام دهید به دو قسمت سازمانی و فردی دسته بندی می‌شود. اول در بُعد سازمانی بهتر است از قدرت چانه‌زنی خود استفاده کنید تا یک بیانه‌ی مشترک برای اخراج خود از سازمان بدست بیاورید. هیچ کس دوست ندارد که بعدها که شرکت بعدی از شرکت قبلی شما استعلام می‌گیرد با عبارت «به دلیل عدم کفایت در کار» مواجه شود. پس همین الان دست بکار شوید و با مدیر منابع انسانی شرکت جلسه بگذارید. قضیه را از زوایای مختلف نگاه کنید و نهایتا به یک بیانه‌ی مشترک برسید. رسیدن به نقطه‌ی مطلوب همیشه آسون نیست ولی باید استراتژی «نه سیخ بسوزه نه کباب» رو انتخاب کنید! بعد از بدست آوردن بیانیه، بهتر هست که یک نامه‌ی ریفرنس مکتوب از شرکت دریافت کنید. در این متن به شرح وظایف و مسئولیت‌ها و دستاوردهای شما پرداخته می‌شه. تنبلی نکنید و به شانس گرفتن شغل بعدی با این نامه فکر کنید!اما  و دوما در بُعد فردی. شما قطعا احساس پوچی می‌کنید. اما تمرکز تون رو از سرزنش کردن خودتون یا مدیرعامل اون شرکت بردارید. جملاتی مثل «رئیس احمقی داشتم»، «این شرکت پر از باندبازی و سیاست‌زدگی بود»، «همکارهایی داشتم که اصلا همکاری نمی‌کردند» و غیره به ذهن شما خطور خواهند کرد، اما بیایید با هم صادق باشیم، اگر هر کدوم از این گزاره‌های فوق درست بودند، این باید شما می‌بودید که استعفا می‌کردید. پس سوال درست رو از خودتون بپرسید «چطور باید این تجربه‌ی بد رو بپذیرم و ازش درس بگیرم که کاری کنم تا در آینده این اتفاق برای من نیافتد!» زیادی عاقلانه بود؟ اشکالی نداره، شما راهی جز اینطور فکر کردن ندارید.کلا در اکثر مواقع شرکت‌ها بلد نیستند به افراد بازخورد بدهند و اولین کاری که می‌کنند نشان دادن در خروج است. پس سعی کنید دنبال بازخورد باشید. دریافت بازخورد در زمانی که شما از لحاظ روحی آسیب دیده‌اید خیلی سخت است، پس از افرادی بازخورد بگیرید که به آنها اعتماد دارید. نکته‌ی بعدی این هست که اخراج بواسطه‌ی مهارت‌های فنی شما بوده. پس اگر همچنین حسی شما رو فرا گرفته، تمرکز روی آموزش تا شغل بعدی می‌تونه به شما کمک کنه. و در نهایت اصلا نگران نباشید، طبق یک مقاله‌ی دیگه از هاروارد، اکثر افرادی که اخراج می‌شن آینده‌ی بهتری رو تجربه می‌کنند. پس در دراز مدت روی توانمندی‌های خودتون تمرکز کنید تا ضعف‌هایی که باعث اخراج شما شدند.اما روی صحبتم با شمایی هست که بعد از اخراج یا تعدیل شدن، نگران آینده‌ی شغلی خودتون هستید. اول از همه استرس نگیرید! بعد از آن بدانید که استخدام شدن در یک شرکت خوب بهترین گزینه‌ی شما نیست و همیشه راه‌هایی برای رشد خارج از فضای شرکتی وجود دارد. سابقه نشان داده افرادی که عزم خودشون رو جزم می‌کنند و به کاری فری‌لنسری رو میآورند، در دراز مدت موفق تر هستند. پس ترس رو بزارید کنار و روی خود و توانمندی‌های خودتون سرمایه‌گذاری کنید!اگر در این مورد سوالی داشتید، علاوه بر کامنت به لینکدین من ‌میتونید سر بزنید و در این مورد بیشتر با هم صحبت کنیم.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 16:58:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقابله با کرونا در شرکت‌ها: معرفی ۲ مقاله از HBR</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%B2-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B2-hbr-njtk4h2mngqg</link>
                <description>کرونا، بحران، ترس و واگیر. شاید ۶ ماه پیش این کلمات برای ما معنی خاصی نداشت. اما امروز همه‌‌ی ما با حواس پنج‌گانه‌ی خودمون این کلمات رو دریافت و درک می‌کنیم. بواسطه‌ی شیوع کرونا در زندگی شخصی‌ هر کدوم از ماها تغییراتی ایجاد شده. دوری، خانه‌مانی، کمتر شدن دید و بازدید و بعضا افسردگی. اما در بعد زندگی حرفه‌ای چطور؟ شرکت‌ها و سازمان‌ها چه تصمیماتی برای این میهمان نوظهور داشتند؟در ایران بعضی از کسب و کارها به تعلیق در آمده اند، بعضی به دورکاری روآورده و بعضی هم با امید و تاب آوری سعی در گذر از این مقطع بحرانی دارند. اما در این متن به دنبال درستی و غلطی هریک از این تصمیم‌ها نیستیم و از زاویه‌ی نگاه دیگری سعی می‌کنیم تا این شرایط را تحلیل کنیم. دیر یا زود کرونا گذر خواهد کرد و ما خواه آسیب دیده و خواه بدون آسیب به زندگی حرفه‌ای خودمون باز خواهیم گشت. اما آیا برای بحران بعدی هم آماده هستیم؟ اساسا آیا ساختار‌های حرفه‌ای و کسب و کار ما برای رویارویی با بحران‌هایی اینچنینی پی‌ریزی شده اند؟ آیا برای اون‌چیزی که به اسم فورس‌ماژور یا قوه‌ی قهریه در قراردادها می‌خوانیم آماده هستیم؟در مقالاتی از HBR به این موضوعات پرداخته شده. برای مثال در مقاله‌ی اول می‌خوانیم: «برنامه اضطراری سازمان شما در ارتباط با دورکاری چیست؟»در هفته‌های پایانی سال اکثر شرکت‌ها، —چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی— کسب‌وکارهای خانگی در همه ابعاد با شیوع و فراگیری کروناویروس، به تعطیلات زودهنگام رفته‌اند. معمولا روزهای انتهایی سال، برای بسیاری از کسب‌وکارها، زمان رسیدگی به امور مالی معوقه و برای خیلی‌های دیگر زمان ایده‌آل برای رسیدن به برآوردهای فروششان است. با این کمک به جلوگیری از نمودار در حال رشد آمار مبتلایان به این ویروس، صاحبان کسب‌وکارها را مجاب به چشم‌پوشی از این اهداف کرده‌ است. در این بین تعدادی از شرکت‌ها با طراحی بستری منسجم، در حال پیاده‌سازی فرهنگ دورکاری در بین افراد سازمان خود هستند، تا بتوانند به بخشی از اهداف خود دست‌یابند. اما در بین تمامی این اقدامات، نمونه‌های بین‌المللی از اجرای ساختارهای مناسبی برای دورکاری وجود دارند که در این مقاله به آن می‌پردازیم.این مقاله توسط دوست خوبم، احسان کریمیان راوندی مشاور شرکت تجربه شاپرک آبی ترجمه شده است.و در مقاله‌ای دیگر می‌خوانیم«سازمان‌ها در زمان بحران چگونه باید تاب بیاورند؟»مهمترین مؤلفه سلامت و موفقیت در تاب آوری برای سربازان و افراد خط مقدم سازمان در این است که به رهبران آموزش می‌دهند که چگونه از مقاومت و تاب‌آوری استقبال کنند و سپس اگاهی از این واقعیت را به تیم منتقل کنند.کار مشاوره مدیریت، بهینه‌سازی کسب و کار است و این کار در زمان‌هایی که بحرانی برای دنیا ایجاد می‌شود جنبه و جلوه‌ی جدی‌تری به خود می‌گیرد. در بحث مدیریت بحران، موضوع تاب آوری یکی از اساسی ترین مراحلی است که در یک سازمان باید بدان توجه کنیم و ایجاد سازمان‌هایی که تاب آور هستند کاری است اساسی برای مقابله با مشکلات محیطی.اکنون دنیای ما در بحران‌های بسیاری قرار دارد و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. اتفاقات ماه‌های اخیر نقش تاب آوری را در سازمان‌ها از بیش پررنگ‌تر کرده و این مجموعه را بر ان داشت که با توجه به رسالت خود، این مفهوم را بیشتر از قبل برای کسب و کار‌ها باز کند.این مجموعه پس از مطالعه‌ی منابع مختلف، به مقاله‌ی « Building Resilience» که در مجله‌ی کسب و کار هاروارد نشر پیدا کرده رسید که می‌توان از آن به عنوان منبعی دقیق و با صحت بالا برای ایجاد این تاب آوری در سازمان اشاره کرد.این مقاله هم به همت دوست خوبم لیلا مهراب‌پور مشاور توسعه کسب و کار ترجمه شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.سخن پایانی:اما این پرسش همچنان پابرجاست که آیا ما برای بحران بعدی آماده‌هستیم یا خیر؟ شاید مطالعه‌ی این مقالات بتواند کمکی بر تصمیم گیری‌ها برای پی‌ریزی طرحی مناسب برای مقابله با شرایط بحرانی باشد.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 11:46:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا ویروس و شرکت‌های مشاوره</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-vwasqf9woeyo</link>
                <description>امروز داشتم دو تا کی‌ورد رو در کنار هم سرچ کردمCorona Virus + Consulting Firmsنتایج جالب و عجیب بود. جالبه بدونید که تا این لحظه من ۳ تا شرکت مشاوره مدیریت پیدا کردم به اسم کورونا. اولی خدمات فناوری اطلاعات ارائه میده. دومی اینسایت و ریپورت تولید می‌کنه و شرکت سوم هم یک شرکت مشاوره مدیریت در حوزه‌ی سلامت هست.این شرکت‌ها خیلی بزرگ نیستند و در رقابت با شرکت‌های بزرگی مثل مک‌کنزی و دیلویت و غیره خیلی حرفی برای گفتن ندارن. اما به این شرکت‌های کوچیک که توی یه حوزه‌ی خاص کار می‌کنند می‌گن Boutique Consultingیعنی چی؟شرکت‌های بوتیک مشاوره مدیریت شرکت‌های کوچیکی هستند که روابط کاری توی اونها رسمی نیست. معمولا مشتری‌های کمتری دارند (۵-۶ تا مشتری در سال) و تعداد افراد کمتری توی اون کار می‌کنند. خیلی از این شرکت‌ها به صورت محلی ارائه سرویس دارند یا اصطلاحا مونوپول به یک یا چند شرکت خاص خدمات ارائه می‌دهند. عموما قدمت این شرکت‌ها هم چند سال بیشتر نیست. اما توی این شرکتها یک نکته‌ی بارز وجود داره که اونها رو از شرکت‌های بزرگ مشاوره مدیریت متمایز می‌کنه. یادگیری مداوم بواسطه‌ی کم بودن نیروها! یعنی وقتی خیلی نیرو ندارید برای انجام کارها، باید همه‌کار رو خودتون انجام بدید و این یعنی یادگیری!خب برگردیم به کوروناتوصیه می‌کنم مقاله‌ی دوستم احسان کریمیان رو با موضوع «بهای متوقف کردن کورونا» رو مطالعه کنید. این مقاله بازنشر و ترجمه‌ی مقاله‌ای است که در سایت هاروارد بیزینس ریویوو منتشر شده. در این مقاله به تفاوت‌های این ویروس با سارس و راه‌های کلان مقابله با اون پرداخته می‌شه.شما هم شرکت مشاوره مدیریت در ارتباط با کورونا پیدا کردید؟ برای بنده کامنت بزارید</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 10:34:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۵ دلیل برای اینکه از مشاوران مدیریت استفاده کنید یا چرا به مشاور مدیریت نیاز داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%DB%B5-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-racvnemyj2wy</link>
                <description>چرا باید مشاور استخدام کنیمخدمات مشاوره مدیریت از جمله خدماتی است که در حوزه‌های بسیاری از صنایع کاربرد دارد. در بسیاری از کسب و کارها نیازهای خدمات تحلیلی، اجرایی، پیش بینی و یا مدیریت خود رو به مشاوران مدیریت ارجاع می‌دهند. این خدمات می‌تونه گروه و متفاوتی از خدمات رو مثل از اخراج گروهی از پرسنل، تا افزایش فروش و خدمات  بازاریابی را شامل بشه.چه شما کسب و کار خود رو داشته باشید و یا در یک کسب و کار برای فرد دیگری کار کنید، لحظه‌ای بوده که در اون به بن بست فکری رسیدید و دنبال یک نفر (یا یک شرکت) بوده‌اید که بتونه شمارو از اون بن بست خارج کنه. اینجا همونجایی است که مشاوران مدیریت می‌تونن به کمک شما بیان.اما سوال اساسی اینجاست که چرا باید به این خدمات نیاز داشت؟ با هم پنج دلیل برای اینکه چرا باید از مشاوران مدیریت استفاده کنیم رو مشاهده می‌کنیم: شما به فرد بیرونی نیاز دارید تا کاری رو انجام بدهدر برخی اوقات برای انجام کارهایی نیاز هست که فردی خارج از سازمان اون کار رو انجام بده. برای مثال در مساله‌ی تعدیل نیرو برخی شرکت‌ها ترجیح می‌دهند که خودشون مستقیما وارد کار نشن و این کار رو به دست مشاوران بسپارند. اولا چون اون‌ها تحلیل درست تر و بدون قضاوت شخصی تری رو در مورد افراد دارند، دوما شاید حضور فرایندی که منجر به قطع همکاری با افراد درون سازمان می‌شه برای مدیران اون سازمان خیلی خوشایند نباشه. مثال دیگه تحلیل داده‌هایی هستند که بارها در شرکت انجام شده ولی نتیجه‌ی درستی از اون‌ها بدست نیومده. توی این مورد هم جایی هست که مشاوران مدیریت می‌تونن اثرگذاری بسیار زیادی از خودشون نشون بدن. یا یک مثال دیگه این هست که در یک کسب و کار نیاز به اخذ تصمیم برای افزایش سرمایه‌گذاری در اون هست اما مدیران شرکت مطمئن نیستند که این کار در دراز مدت به نفع شرکت هست یا خیر. یا مثال‌های دیگر. پس خیلی از مواقع هست که شما نیاز به مشاور مدیریت دارید تا این کار رو برای شما به عنوان عنصری خارج از سازمان برای شما انجام بده.۲. برون سپاری یا استفاده از تخصصی خارج از کار تخصصی شرکتشرکت‌ها اساسا باید فقط یک کار را خوب انجام دهند. کاری که خوب انجام می‌دهند رو  خیلی خوب انجام بدهند و از اون کسب درآمد کنند. اما آیا برای تمامی کارهای دوره‌ای در شرکت نیاز به استخدام نیرو دارید؟ آیا اساسا تمامی کارها در شرکت باید توسط خود پرسنل شرکت انجام شود؟ آیا این افراد تمامی تخصص های لازم را دارند و یا اصلا باید داشته باشند؟ اگر جواب شما به هر کدام از این سوالات منفی بود پس شما هم تایید کرده‌اید که نیاز به نیرویی متخصص خارج از سازمان خود دارید. بگذارید با یک مثال توضیح بهتری داشته باشیم. شما قصد دارید تا یک رویداد برگزار کنید. مخاطبین هم افراد خارج از سازمان (و یا حتی داخلی) هستند. برای برگزاری رویداد آیا باید افرادی را در شرکت آموزش دهید که چطور رویداد برگزار می‌شود و بعد از بین این افراد تیمی انتخاب کنید تا رویداد را برگزار کنند؟ یا مثال دیگر شما کسب و کار آنلاینی دارید که به مشتریان آنلاین خدمات ارايه می‌دهد و نیاز دارید که یک کمپین آفلاین برای آن برگزار کنید. آیا نیروی متخصص آن را دارید یا ترجیح می‌دهید که به صورت برون سپاری این کار را انجام دهید؟ یا آخرین مثال اینکه شما قصد دارید مدیران شرکت را برای پذیرفتن نقش‌ها و مسئولیت‌های بیشتر آماده کنید. آیا آموزش رهبری و یا به روز رسانی دانش مدیریت این افراد را مدیرعامل باید انجام دهد؟۳. تشخیص صحیح مشکلافراد درون سازمان با توجه به شناخت، برداشت و سابقه‌ی خود در سیستم همیشه دچار قضاوت‌های شخصی برای تشخیص صحیح مشکل هستند. برای عارضه یابی یک مساله که در سازمان ایجاد شده دو کار می‌توان انجام داد. اولامی‌توان کارگروه‌هایی برای بررسی ابعاد مشکل و جمع آوری داده ایجاد کرد که این کار مستلزم هزینه زمانی از پرسنل بوده و بعضا ممکن است نیاز به بازبینی داده‌ها مجددا ایجاد شود. راه دوم اینکه از مشاوران مدیریت استفاده کرد تا با توجه به تجربه و تخصص عارضه یا مشکل را به سرعت و به صورت دور از هرگونه نظر شخصی مشخص کنند.۴. کاهش هزینه‌ها و افزایش سرعت انجام کاربله درست خواندید! کاهش هزینه‌ها. این کاهش هزینه‌ها شاید در کوتاه مدت به چشم نیاید اما با اجرای اصولی و پیاده سازی روش کاری که مشاور به شما توصیه می‌کند قطعا در دراز مدت این کاهش را تجربه خواهید کرد. البته که این خیلی  به حاذق بودن، توانمندی مشاور و البته تجربه‌ی او در انجام کار مشابه بستگی دارد. در مورد سرعت انجام کار هم که خب خیلی واضح است. شما با قراردادی که با تیم مشاوره منعقد می‌کنید خروجی‌ها را بر اساس زمان تحویل انتخاب می‌کنید و نتیجه‌ی امر همیشه به دلخواه شماست.۵. مستند سازی رویدادهای سازمانیکی از ضعف های همه‌ی سازمان‌ها این است که کار در آن‌ها انجام می‌شود ولی تیمی برای مستند سازی و گزارش گیری آن وجود ندارد. این موضوع زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که نیاز به انجام آن خدمت به صورت مجدد در سازمان وجود داشته باشد و هیچ دستورالعمل و یا چک لیستی برای آن وجود ندارد و خود افراد هستند که (در صورتی که سازمان را ترک نکرده باشند) باید بنا به تجربه‌ی انجام آن کار مجددا آسیتن‌ها را بالا بزنند و دست به انجام کار بزنند. شما می‌توانید از مشاور بخواهید که همراه شما در انجام یک پروژه باشد و فقط مستند سازی کند. نتیجه‌ی کار؟ یک چارچوب معین برای انجام آن پروژه.از بین تمامی دلایلی که یک مشاور (یا تیم مشاوره مدیریت) می‌تواند به شما در کسب و کارتان کمک کند ۵ دلیل را خواندیم. شما فکر می‌کنید برای دریافت خدمات مشاوره مدیریت چه دلایل دیگری وجود دارد؟من حامد نیاوند مشاور و مدیر بازاریابی شرکت مشاوره مدیریت تجربه‌ی شاپرک آبی متن حاضر را از بین مطالب درج شده در چندین مقاله استخراج و با توجه به تجربیات شخصی که در صنعت مشاوره مدیریت دارم آن‌ها را جمع بندی نمودم. خوشحال می‌شوم اگر بازخوردی نسبت به این متن داشتید در پایین صفحه از طریق کامنت و یا لینکدین به بنده انتقال دهید.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Fri, 21 Feb 2020 18:48:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید مشاور شوم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%85-qejlchfoioia</link>
                <description>۵ دلیل برای اینکه مشاور مدیریت شومیکی از جذاب ترین شغل‌هایی که افراد در مسیر زندگی حرفه‌ای خودشون می‌تونند به اون وارد بشوند مشاوره مدیریت هست. به تعریف ساده مشاوره مدیریت فرایندی هست که طی اون به کسب و کارها کمک می‌شه تا در فعالیت‌های خودشون بهتر و موثر تر عمل کنند. بعضی‌ها این شغل رو به عنوان دکتر کسب و کار می‌شناسند که با تشخیص مشکلات عملکردی، تجویز مناسب با اون رو برای سازمان ارائه و در مسیر تغییرات سازمان رو کمک می‌کنند.اما سوالی که در این نوشته سعی داریم به اون پاسخ بدیم این هست که اصلا چرا باید مشاور مدیریت شد؟خیلی از منابع بین‌المللی در مورد این موضوع نوشته‌اند اما اگر بخواهیم چکیده‌ای رو در ۵ سرفصل اشاره کنیم به موارد مشترک زیر برمی‌خوریم. با هم این ۵ مورد رو می‌خونیم:یادگیری همیشگیشما وقتی که وارد صنعت مشاوره مدیریت می‌شید، هر روز خودتون رو در معرض چالش‌های جدید قرار می‌دید. بزارید با یک مثال موضوع رو باز کنم. در طی یک هفته‌ی کاری شما مثلا در حوزه‌ی بازاریابی (بسته به تخصص و علاقه‌تون) به طور متوسط (بسته به پرکار بودن یا کم کار بودن) با ۳ تا شرکت مواجه هستید که هر کدوم مشکلات خاص خودشون رو دارند. حالا اگر توی یک سال این مثال رو تعمیم بدیم شما در طول یک سال حدود ۱۵۰ مشکل توی حوزه مارکتینگ رو می‌شناسید - حالا کاری نداریم که اصلا چندتا از اونها رو حل می‌کنید- این رو مقایسه کنید با فردی که چند سال کار کرده و مدیر بازاریابی یک شرکت هست. قطعا در حرفه‌ی مشاوره مدیریت تعدد موضوعاتی که باهاش مواجه هستید به شدت بالاتر هست و هرچقدر چالش بالاتر، یادگیری هم بالاتر!۲. همیشه‌ به روز می‌مانیدخیلی ساده. اگر شما قرار هست یک قدم از مشتری جلوتر باشید که برای مشکلات اون راهکار ارائه بدید، چاره‌ای جز به‌روز موندن ندارید. توی مثال قبلی فرض می‌گیریم که از اون ۱۵۰ مشکل بر اساس تجربه ۵۰ تاشون رو قبلا شما حل کردید. اما برای ارائه راه‌حل برای ۱۰۰ مشکل دیگه چه‌کار باید کنید؟ خیلی از ارائه راه‌حل نترسید یکی دیگر از خواص این صنعت این هست که همیشه تیم‌هایی رو دارید که برای همفکری می‌تونید روشون حساب کنید۳. تیم سازی می‌کنیدهر روز، هر ساعت و هر دقیقه شما با تیم جدیدی کار رو جلو می‌برید. سلسله مراتب سازمانی رو کاملا فراموش کنید. ممکن هست یک روز و در یک پروژه شما مدیر پروژه (Engagement Manager) باشید و در یک پروژه دیگه تحلیل‌گر ( Analyst) شاید براتون غیر قابل تصور باشه ولی بزارید این رو هم با یک مثال براتون باز کنم. فرض شما همیشه این بوده که یک فوتبالیست در یک پست بازی می‌کنه که کاملا درست هست. اما یک بار فرض کنید که یک فوتبالیست رو به عنوان یک ورزشکار به صورت عام ببینید. این ورزشکار مثلا سرعت دویدن و واکنش خوبی داره، قد متوسطی داره و توی دراز مدت نفس کم نمیاره. توی دو هفته ۴ مسابقه هست که باید توی اون شرکت کنه. فوتبال، والیبال، بسکتبال و راگبی! می‌دونم تصورش سخت هست ولی برای اینکه مثال رو جلو ببریم با من همراهی کنید. با توجه به خواص این فرد توی فوتبال گوش راست بازی می‌کنه، در والیبال لیبرو خواهد بود، در بسکتبال گارد راس (Point Guard) (کسی که توپ رو پخش می‌کنه) هست و در راگبی کوارتر (Quarterback) بک (به نوعی رهبر تیم). البته که در دراز مدت و با کسب تجربه فرد اصطلاحا گوشه بازار ( niche market) خودش رو بهتر پیدا می‌کنه و متخصص در یک حوزه (مثلا رشته ورزشی) و یک فن (مثلا پست تخصصی) خواهد شد.۴. ارتباطات حرفه‌ای و مستمراین موضوع دو بعد داره. اول از همه شما بر اساس ارتباطات با تیم‌های مختلف و کار کردن با افراد متفاوت یاد می‌گیرید که چطور روابط خیلی خیلی خیلی حرفه‌ای ایجاد کنید و در ارتباطات با آدم‌ها آبدیده بشید. موضوع دوم هم ارتباطات با صنایع مختلف و افراد تاثیر گذار در اون‌ها هست. وقتی هر روز و هر ساعت جلساتی با مدیران شرکت‌های مختلف داشته باشید بعد از یک سال به خودتون میایید و میبینید که با چه افرادی در ارتباط هستید. مدیران شرکت‌هایی که تا قبل از ورود به این صنعت شاید برای دیدنشون باید از هزارتا حلقه‌ی آتشین می‌پریدید تا وقت ملاقات بگیرید و امروز آنها در مقابل شما نشسته است و برای بهتر کردن فعالیت تیم‌ یا کسب و کارشون از شما خدمات مشاوره مدیریت می‌خواهند. جذاب نیست؟۵. درآمدالبته توی هیچ شغلی هیچ تعهدی برای درآمد بالا بدون کارایی بالا نیست اما توی حرفه‌ی مشاوره مدیریت این درآمد کاملا به تلاش شما، مشارکت در پروژه‌های مختلف، مسوولیت پذیری و البته نقشی که در پروژه‌ها می‌گیرید بستگی داره. البته که در صورتی که به صورت فریلنسری کار کنید شمایید به عنوان ارتش یک نفره! ولی اگر توی شرکت مشاوره مدیریت باشید سقفی برای درآمد وجود نداره چون شما زمان خودتون رو نمی‌فروشید و تخصص خودتون رو قیمت می‌گذارید. یک نقل قولی هست که می‌گه:SKY is the limit!جذاب بود؟ حالا برای ورود به صنعت مشاوره مدیریت و کسب مهارت در اون باید از کجا شروع کرد؟ چند سالی هست که همایش #مشاورشو به عنوان شتابدهنده‌ی صنعت مشاوره مدیریت، مرحله‌ی بعدی زندگی حرفه‌ای شما رو طراحی می‌کنه و تو این همایش علاوه بر آشنا شدن با فعالان این صنعت و مشاوران مدیریت، می‌تونید از مشاوره فرد به فرد استفاده کنید و مسیر شغلی درستی برای ورود به این صنعت برای خودتون طراحی کنید.اگر هم در این مورد نیاز به مشاوره داشتید، توی لینکدین می‌تونید به من پیام بدید :)همایش #مشاورشو (برای دریافت اطلاعات بیشتر کلیک کنید)شما در مورد این صنعت چه اطلاعاتی دارید؟ آیا دوست دارید وارد این صنعت بشید؟</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Fri, 21 Feb 2020 12:34:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مشاور شوم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%D9%85-bgxjhpthrt1y</link>
                <description>  راستش توی کشور ما صنعت مشاوره خیلی خوب جا نیافتاده. این صنعت در دنیا به اسم صنعت مشاوره مدیریت شناخته می‌شه که توی زمینه‌های استراتژی، عملیات، منابع انسانی و فروش-بازاریابی ارائه خدمات می‌کنه. تو کشور ما این کار رو به اسم مشاوره کسب و کار یا مشاوره سازمانی هم می‌شناسند که هر کدوم از این تعاریف معنی جدا داره.مثلا مشاوره کسب و کار یعنی ارائه خدمات به کسب و کار هایی که از اندازه‌ای برخوردار هستند که می‌شه توی کل اون کسب و کار با ارائه خدمات مشاوره تاثیر ایجاد کرد. معمولا مشاوره کسب و کار به کسب و کارهای کوچیک‌تر ارائه می‌شه. مثلا شرکت‌های زیر ۵۰ نفر یا استارت آپ‌ها.اما چرا این صنعت کوچک مونده؟ دلایل زیادی میتونه داشته باشه. اما اصلی ترین اونها این هست که هیچ شرکتی به معنای واقعی ارائه خدمات مشاوره مدیریت نکرده. چرا بودن شرکت‌هایی که این کار رو انجام دادن اما بیشتر ابزار داشتن تا مشاوره برای حل مساله!بزارید با یک مثال موضوع رو پیش ببریم. برای مثال من یک چکش دستمه و یه سری میخ و پیچ جلومه. خب من چکش دستمه و برام مهم نیست که پیچ هم توی این موضوع هست. من پیچ‌گوشتی یا دلر ندارم که اول جای پیچ رو در بیارم و بعد پیچ رو با پیچ گوشتی توی جاش سفت کنم. چی‌کار می‌کنم؟ خیلی راحت چکش رو بر می‌دارم و ......به نظر من اکثر شرکت‌های مشاوره مدیریت به دنبال طراحی راهکار برای حل مساله نبودن و بیشتر ابزار خودشون رو می‌فروختن. مثلا سیستم های مدیریت کیفیت، ایزو، کایزن و ..... آخر کار هم می‌شد یه سری مستندات و یه دوره آموزشی و چند تا فرم که خب بعد از چند وقت توی دفتر مدیرعامل خاک می‌خورد.اما توی سال‌های اخیر یه ذره موضوع عوض شده. شرکت‌های مشاوره مدیریت به سمت این حرکت کردند که اول مساله رو درک کنند و بسته به نیاز سازمان (و نه ابزار در دست) مساله رو حل کنند. حتی یک سری شرکت پا رو پیشتر گذاشتند و در اجرا هم به شرکت‌ها کمک می‌کنند و این دقیقا همون کاری است که شرکت‌های مشاوره مدیریت در دنیا هم این کار رو انجام می‌دن.جالب شد؟ خب در ادامه باید دید که چطور باید این کار رو انجام داد؟ یعنی چطور میشه تبدیل به یک مشاور شد و خدمات ارائه داد. در دنیا مشاوران مدیریت به صورت فریلنسینگ و یا شرکتی کار می‌کنند. مثال خوبی از این شغل شرکت‌های تبلیغاتی هستند. شما می‌تونید یک مشاور تبلیغاتی فریلنسر داشته باشید یا با یک شرکت تبلیغاتی قرارداد ببندید. طرف قرارداد هم می‌تونه از ارائه راهکار تا اجرا کنار شما باشه.حالا از یک جنبه‌ی دیگه هم موضوع مشاوره مدیریت رو نگاه کنیم. از جنبه‌ی انجام کار.این خدمات می‌تونه از حالت مشاوره کلامی (Advisory) شروع بشه تا پیاده سازی (Implementation). حالت اول مشاوره به صورت ساعتی یا روزانه هست که در حال حاضر خیلی در دنیا طرفدار نداره. اکثر افراد هم مثلا کننده‌ی کار یا ریش سفیدی هستند که قبلا اون کار رو انجام دادند. این همون تصور غالبی است که توی کشور ما هم رایج شده که مشاورها میان و صحبت می‌کنند و با نتیجه‌ی کار کاری ندارند. اما چیزی که ما به اسم مشاوره مدیریت در مورد اون صحبت می‌کنیم مشاوره مدیریت تا اجرای کار هست که به اون Management Consulting گفته می‌شه.خب برای ورود به این صنعت چی‌کار باید کرد؟چند سالی هست که همایش #مشاورشو به عنوان شتابدهنده‌ی صنعت مشاوره مدیریت آغاز به کار کرده و افراد علاقه‌مند به ورود به این صنعت و یا افرادی که سابقه ارائه خدمات مشاوره مدیریت رو دارند توی یک روز با آخرین مدل‌های کسب و کار آشنا می‌شن و در نهایت اگر تمایل داشتند می‌تونند برای ورود به این صنعت در مدرسه مشاوره شاپرک ثبت نام کنند.از کجا شروع کنیم؟ می‌تونید به لینک زیر برید و با ثبت نام در این همایش یک قدم برای تبدیل شدن به یک مشاور مدیریت حرفه‌ای در سطح جهانی بردارید.همایش #مشاورشو</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 18:31:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شخصیت افراد یک تیم خوب را می‌سازد، نه توانمندی‌های آنها</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-e5tozoluoonf</link>
                <description>شخصیت افراد یک تیم خوب را می‌سازد، نه توانمندی‌های آنهادر شرکت‌های مشاوره مدیریت همواره شما در  تیم‌های مختلفی کار می‌کنید. ممکن است امروز تا ظهر در تیمی نقش رهبر داشته باشید و عصر در تیمی دیگر نقش تحلیل‌گر را بازی کنید. علاوه بر آن با ورود به حوزه‌ی منابع انسانی نقش هر فرد به عنوان مشاور مدیریت به شدت تغییر می‌کند و مشاور باید تحلیل درستی از پویایی افراد و تیم داشته باشد تا بتواند مشکلات آنها را به درستی حل کند. اما یک تیم خوب چگونه  ساخته می‌شود و عناصر تشکیل دهنده‌ی آن چه چیزهایی هستند؟در ابتدای ۲۰۱۶ گوگل اعلام کرد که عناصر تشکیل دهنده‌ی (دستور پخت) یک تیم ایده‌آل رو پیدا کرده است. بعد از بررسی و تحلیل  داده‌ها و مصاحبه با بیش از ۱۰۰ تیم متوجه شدند که چیزی که خروجی کار رو از یک گروه افراد متوسط تبدیل به تیم تاثیر گذار می‌کند چیزی نیست جز درجه‌ی هوش هیجانی و بالا بودن سطح ارتباطات بین اعضای تیم. نکته‌ی جالب این تحقیق این هست که گوگل اشاره دارد به اینکه «نوع افراد» در نتیجه خیلی تاثیر گذار نیست. اگرچه این موضوع در گوگل (بخاطر شخصیت خاص پرسنل این شرکت)  ممکن هست درست باشه، تحقیقات گوگل با یافته‌ها و شواهد علمی به شدت تناقض دارد. در این تحقیقات به مشخصا تاکید شده که شخصیت افراد  بر کارایی و نتیجه‌ی تیم تاثیر گذار هست. اگر بخواهیم با نگاه کلی به این موضوع نگاه کنیم باید بگوییم که به صورت مشخص شخصیت بر روی موارد زیر تاثیر دارد:چه نقشی شما در تیم داریدچطور با سایر اعضا تعامل می‌کنیدارزش‌ها و یا باورهای اصلی شما کجا با تیم تلاقی دارد؟از همه مهم تر و فراتر از فرایندهای یک تیم، عوامل روانشناختی بر روی خود فرد و در نتیجه آن بر روی تیم تاثیر خواهد گذاشت.  این عوامل، مشخص کننده‌ی اصلی این موضوع هستند که آیا افراد می‌توانند با هم کار کنند یا خیر. مثلا اگر بخواهیم تیم را فقط بر اساس توانمندی‌های افراد انتخاب کنیم ممکن هست مثلا دونالد ترامپ از برنی سندرز برای همکاری دعوت کند! (این دو نفر از دو حزب مخالف همدیگر هستند) اگرچه خیلی احتمال کمی دارد که این افراد با هم بتوانند کار کنند. همینطور در دنیای واقعی هم معمولا تفاوت‌های سازگاری چشمگیری بین شما و همکاران‌تان وجود دارد، بر خلاف توانمندی‌های شما که معمولا نزدیک به هم هست.برای مثال، یک تحقیق از ۱۳۳ تیم در یک کارخانه مشخص کرد که میزان بالای حساسیت بین فردی ، کنجکاوی و ثبات عاطفی بر روی  همبستگی تیمی و افزایش رفتارهای  اجتماعی در بین تیم تاثیر گذار است.تیم‌های موفق عموما تعداد بیشتری از افراد آرام، نوع‌دوست و کنجکاو را در خود جای داده‌اند. در میان همین افراد در تحقیقی که گفته شد یک تحلیل عمیق دیگر نشان داد که شخصیت افراد بر روی همکاری،  شناخت مشترک و به اشتراک گذاری اطلاعات تاثیر مستقیم می‌گذارد که منجر به نتیجه بهتر تیمی می‌شود. به عبارت دیگر آنچه شما هستید بر روی نوع رفتار شما و تعاملات شما با سایر اعضای تیم تاثیر می‌گذارد و در نتیجه شخصیت اعضای به عنوان کارکردهای مختلف بر روی تیم اثر می‌گذارد.می‌توان نتیجه گرفت که برای ساختن تیم‌های خوب ترکیب درست توانمندی و شخصیت‌ها لازم است.اگر کمی جامع تر به تمام تیم‌ها نگاه کنیم درمی‌یابیم که هر فرد دو نقش در تیم‌ها بازی می‌کند. یکی  نقش کارکردی که بر اساس  مقام رسمی فرد در تیم  و توانمندی‌های فنی وی تعریف می‌شود و نقش دیگر وی نقش روانشناختی اوست که بر اساس اینکه چگونه انسانی هست و چگونه با دیگران رفتار می‌کند تعریف می‌شود. اغلب، سازمان‌ها بر نقش کارکردی افراد تمرکز و توجه دارند و اینکه تیم‌ها با هم نتیجه‌ی خوبی داشته باشند را به دست قضا و قدر می‌سپارند. این همان دلیلی است که تیم‌های پر ستاره در مسابقات ورزشی نمی‌توانند پیروز شوند. یعنی مجموعه‌ای از افراد توانمند در کنار هم الزاما بلیط برنده شدن را نمی‌سازد. دلیل آن هم واضح هست، چون بین آنها هیچ هم‌افزایی روانی وجود ندارد. اما برای بهتر خروجی گرفتن باید چکار کرد؟ خیلی ساده تمرکز را بر شخصیت افراد بگذارید تا بر توانمندی‌های آنها.در یک تحقیق دیگر مشخص شد که نقش های روانشناختی افراد در تیم‌ها به شدت متاثر از شخصیت خود افراد است. برای مثال افراد در تیم‌ها عموما نقش‌های زیر را بازی می‌کنند:متمرکز بر روی نتیجه: اعضای تیمی که به صورت طبیعی کار را سازماندهی کرده و مسئولیت می‌پذیرند، از نظر اجتماعی با اعتماد به نفس ، رقابتی و پرانرژی هستند.متمرکز بر روی روابط: اعضای تیمی که به صورت طبیعی بر روی روابط تمرکز دارند، توجه به احساسات اطرافیان دارند و از لحاظ ایجاد همبستگی و روابط گرم در میان اعضای گروه‌، توانمند هستند.تعقیب کنندگان فرایند و قوانین: اعضای تیمی که به جزییات، فرآیند‌ها و قوانین تمرکز می‌کنند و  تمایل به قابل اتکا بودن، برنامه‌ریزی و  وظیفه‌شناسی دارند.نوآوران و متفکران تحول خواه: اعضای تیمی که به صورت طبیعی تمرکز بر نوآوری،  پیش‌بینی مشکلات  دارند و وقتی اعضا نیاز به تغییر دارند با آغوش باز تغییرات را می‌پذیرند.عمل گرایان: اعضای تیمی که کاربردی به مسائل نگاه می‌کنند، ایده‌ها را به چالش می‌کشند و نظریه‌های معقول، احساسات پایدار و عقلایی را مطرح می‌کنند.اگر تیمی توازنی از این نقش‌ها را داشته باشد عموما با هم‌افزایی بینش این افراد به موفقیت دست پیدا می‌کند. برای توضیح بهتر مثالی می‌زنیم. ما  باید یک تیم مالی پروژه‌ای را پیش می‌بردیم که یک محصول جدید گزارش دهی کسب و کار را به منظور تغییر وضعیت فرهنگی یکی از آژانس‌‌های دولتی را بر عهده دارد.اما ترکیب افراد در نقش‌های مختلف به شرح زیر بود:۱۷٪ متمرکز بر روی نتيجه۱۰۰٪ عمل گرایان۰٪  نوآوران و متفکران تحول خواه۵۰٪ تعقیب کنندگان فرایند و قوانین۰٪ متمرکز بر روی روابطاز آنجایی که کسی نقش  متمرکز بر روی روابط را بازی نکرد همبستگی داخلی خوبی شکل نگرفت و در بین رهبران این تیم به منظور توسعه فرایند تولید محصول جدید اتفاق خوبی نیافتاد. به همین ترتیب با وجود فقط تعداد کمی از  افراد متمرکز بر روی نتیجه (که حتی رهبران هم جزئی از آنها نبودند)  تیم برای جلو رفتن دچار مشکل بود. در نقطه‌ی متقابل هم وقتی خیلی از افراد نقش متمرکز بر روی روابط را در تیم داشته باشند، روابط خوب و شیرینی شکل می‌گیرد و چالش‌ها و  مشاجره‌ها هم به حداقل می‌رسد اما وضعیت رسیدن به نتیجه چطور؟ برای مثال تیم زیر را در نظر بگیرید:۰٪ متمرکز بر روی نتيجه۰٪ عمل گرایان۲۹٪  نوآوران و متفکران تحول خواه۲۹٪ تعقیب کنندگان فرایند و قوانین۸۶٪ متمرکز بر روی روابطدر این تیم وقتی همه‌ی تمرکز بر روی روابط و همبستگی آن باشد، رسیدن به نتیجه محال به نظر می‌رسد. وقتی شما تمرکز زیادی بر روی این که با هم تیمی‌خود چطور رفتار کنید داشته باشید، احتمالا وقتی و انرژی کافی برای پیشبرد اهداف نخواهید داشت. خیلی آموزنده است که افراد با نقش‌های مختلف را به عنوان اعضای تیمی داشته باشیم تا تاثیر دقیق را در پویایی تیم بسنجیم. همانگونه که خانم سوزان بل که بر روی پروژه‌ی مریخ‌نوردی در ناسا کار می‌کند می‌گوید « فرض ما همیشه این است که که فضانوردان باهوش هستند، در کارهای فنی خیلی تبحر دارند و در توانایی همکاری تیمی بسیار یک حداقل‌هایی را دارند.-این حداقل خیلی مهم هست که هیچ‌گاه صفر نمی‌شود- محصول نهایی این می‌شود که این افراد چقدر خوب با هم ترکیب می‌شوند».در نتیجه آنچه که فرد با بینش خود به تیم اعطا می‌کند، نتیجه‌ی شخصیت و نقشی‌ است که در تیم می‌پذیرد، و نهایتا این به پیشبرد اهداف تیم کمک می‌کند. هر چیزی ارزشمندی در نتیجه تلاش تیمی اتفاق می افتد، هنگامی به وقوع می‌پیوندد که مردم منافع خودخواهانه خود را کنار می گذارند تا به چیزی دست یابند که به تنهایی قادر به رسیدن به آن نباشند. موفق ترین تیم ها این ترکیب شخصیت ها را به درستی بکار می گیرند.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 17:45:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به جای نوآوری، در شرکتتان تئاتری از نوآوری ایجاد نکنید</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-sovhharafouy</link>
                <description>خیلی جالب است که پدیده‌ی شکست (دیسراپشن Disruption) فقط هر از چندگاهی و چند قرن یک بار برای شرکت‌ها و دولت‌ها اتفاق می‌افتد یعنی اینکه دنبال این نباشیم که هر روز این پدیده را ببینیم. این روند در سال‌های اخیر بیشتر به تغییرات فناوری، کانال‌های ارتباطی یا رقبا ویا همه‌ی آن‌ها به صورت همزمان بستگی داشته. این یعنی یا فناوری باعث این تغییر شگرف در یک صنعت شده، یا به‌واسطه‌ی ایجاد و تغییر کانال‌های ارتباطی این امر صورت گرفته، و یا تغییرات، حذف و اضافه شدن رقبای جدید در بازار. در نگاه کلی تر باید بگوییم که این نیروها باعث تغییر روند حضور در بازار و یا حالت تدافعی گرفتن در بازار شده است.امروزه اکثر شرکت‌های بزرگ با این پدیده (دیسراپشن) درگیر هستند و متوجه شدند که دیگر نمی‌توان به حالت سلب و بی تفاوت به آن نگاه کرد، بالاخره باید راهکاری پیدا کنند تا با این چالش به صورت حضوری مواجه شوند. آنها متوجه شده‌اند که تغییر از خود آنها شروع می‌شوند و باید با آن مواجه شوند. این نقطه‌ای است که سازمان‌ها متوجه می‌شوند این  ابتدای وارد شدن به بازی موش و گربه است، شاید چندین موش و فقط یک گربه و انتهایی ندارد. همینطور که به دنبال موش‌ها می‌دوند متوجه می‌شوند که موش‌های دیگری هست و سوراخ‌های دیگری و به جای اینکه به دنبال درمان و دلیل اصلی مشکل باشند، بعضا برخی از مشکلات را حل می‌کنند. نهایتا آنها به این ادراک خواهند رسید که یا از این کار دست بردارند و یا نتیجه ای جز شکست برایشان نمی‌توان تصور کرد.می‌شود در درازمدت تفکر، فرهنگ و فرآیندی برای بهبود این شرایط ایجاد کرد (چیزی که بدان دکترین نوآوری می‌گویند) اما اولین کاری که باید انجام شود این است که یک قدم به عقب تر برگردیم و به دنبال مشکل بگردیم به جای راه حل.اصل این مقاله از سایت مشاوران مدیریت شاپرک قابل دریافت است</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Mon, 10 Feb 2020 17:22:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از بازنشستگی چه کار کنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mhbnjgo4vad5</link>
                <description>واقعا باید بعد از دوران حرفه‌ای شغلی چه‌کاری را انجام داد و برای بازنشستگی چطور باید آماده شد؟ آیا بازنشستگی واقعا بحرانی و ترسناک است؟ آیا می‌توانم بعد از بازنشسته شدن تبدیل به یک مشاور مدیریت شوم؟وقتی که جورج ثرون وارد کلینیک خود می‌شود، با کارکنان خیلی گرم می‌گیرد و در مورد خانواده و بچه‌های‌شان صحبت می‌کند. به عنوان یک چشم پزشک که بیش از ۳۰ سال تجربه‌ با خود دارد، همیشه با همکاران، هم‌تیمی‌ها و مراجعین به خوبی به گرمی و خوشرویی برخورد می‌کند. کاملا مشخص است که جورج خیلی عاشق کار خود است. اما در سن ۶۵ سالگی، به آرامی این تصمیم را گرفته که دست از جراحی بکشد. شاید زمان خوبی است برای بازنشسته شدن. خود جرج می‌گوید: نمیدونم بعدش چی میشه، اما الان وقتشه!مثل خیلی از افراد فوق ‌العاده حرفه‌ای، جورج هم زندگی و هویت خود را حول محور شغل و حرفه‌ی شکل داده و مثل خیلی‌های دیگه، وقتی به سن «بازنشستگی» رسید مجبور می‌شود که از خود بپرسد: «خب، حالا چکار کنم». بیشتر نگرانی این افراد از موضوع هویت سرچشمه می‌گیرد تا موضوعات مالی و بزرگترین سوالی که باید پاسخ دهند این است که چطور می‌توانم خود را با تجربه‌ای که در طی چند‌سال گذشته داشته‌ام بازآفرینی کنم؟ مرحله‌ی بعدی برای من چطور رقم خواهد خورد و چطور مطمئن شوم که از انجام این کار حوصله‌ام سر نمی‌رود؟خصوصیت مشترک خیلی از این افراد این است که از کلمه‌ی «بازنشستگی» متنفرند و همیشه در حال فرار! البته که دلیل این امر کاملا مشخص و قابل درک است. بازنشستگی با نگاه صفر و یک یعنی ازکار بیکار شدن و این یعنی مرگ حرفه‌ای. یعنی گپ و گفت و رفتن به پارک، یعنی تماشای تلوزیون و مجله و ….. برگردیم به جورج. اگر بخواهیم به جورج پیشنهاد بدهیم، بهتر است از «ارائه برنامه برای بازنشستگی» دوری کنیم و بیشتر به سمت «طراحی مرحله‌ی بعدی شغلی» حرکت کنیم. حتی عبارت قشنگی هم از آب در اومد اما فقط این نیست. در واقع به جای داشتن فقط یک چشم انداز، ما باید یک فرآیند طراحی کنیم تا با استفاده از موارد امکان پذیر برای فرد، مسیر شغلی او به بهترین شکل ممکن طراحی شود. اگر از بالا به موضوع نگاه‌ کنیم باید بگوییم لذت طراحی خیلی بیشتر از پیاده کردن یک برنامه است و خب ماهم به همین سمت حرکت می‌کنیم. اما برای اینکه قدم‌های درستی برداریم، بهتر است موارد زیر را با هم مرور کنیم:برای این مرحله اسمی انتخاب کنیدیکی از بیشترین سوالاتی که افراد می‌پرسند این است که باید این مرحله را چه چیزی صدا کنیم؟ وقتی در باره‌اش حرف می‌زنیم چه اسمی رویش بگذاریم؟ بعضی به همان بازنشتگی قناعت می‌کنند اما برخی سراغ موارد زیر می‌روند:مرحله‌ی بعدی حرفه‌ای بودنزمان آسودگیزمانی برای انتقال تجربهتدوین تجربیاتو …..آقای کریگ به عنوان مدیر اطلاعات یکی از ۱۰۰ شرکت برتر فورچون، سمت خود را دو سال پیش ترک کرد. و پس از آن در سن ۶۳ سالگی به صورت عرف، کار نمی‌کرد ولی خود را نیز بازنشسته نمی‌دید. در این سن شروع کرد به مشاوره دادن به استارت‌آپ‌ها و کمپین‌های سیاسی و البته گلف بازی کردن و خانواده. وقتی از او پرسیدیم که در کدام قسمت زندگی خود هستی پاسخ داد: مرحله‌ی بازهدف‌گذاری. برای او و خیلی افراد دیگر بازهدف‌گذاری قطعا از بازنشستگی دلپذیرتر است و دلیل آن کاملا مشخص است. اسم گذاری بر روی این مرحله شاید اولین کاری باید باشد که انجام دهید تا کنترل این مرحله‌را به دست بگیرید و این را به یاد داشته باشید، این اسم گذاری قرار نیست برای همه مفهوم باشد، بلکه برای شما باید یادآور کاری باشد که قرار است انجام دهید.به خود زمانی برای پوست‌اندازی بدهیددو هفته‌ی پیش تماسی داشتم از قائم مقام مدیرعامل با این مضمون  که «پس از ادغام با شرکت جدید، نمیدانم باید چه کاری‌کنم، شاید وقت آن رسیده که بازنشسته شوم، هنوز فکری نکردم،  نمیدانم باید یک مدتی به خودم استراحت بدهم تا ببینم چه‌کاری باید بکنم یا نه، و اصلا نمی‌دانم که این فاصله انداختن مثبت است یا نه» که من پاسخ دادم «به‌نظرم یه‌ذره برای خودت وقت بگذرون، چند هفته‌ی دیگه با هم صحبت می‌کنیم». امروز ایمیلی از او گرفتم از روی کوه! به صحبت‌های من توجه کرده بود و چند روزی به پیاده روی، طبیعت گردی و کوه‌نوردی پرداخته بود. در ایمیل به این اشاره شده بود که «اصلا مطلع نبودم چقدر به این کار (گذار در طبیعت) نیاز داشتم»بسیاری از مردم وقتی کار خود را ترک می‌کنند، به دنبال کسب قدرت در تغییر هستند. انگار که اگر زمانی به خودشان استراحت بدهند، از سرعت و تب و تاب افتاده‌اند. باید گفت که نه اینطور نیست. اختصاص زمانی برای پوست اندازی الزامی است، چراکه ناخودآگاه انسان‌ها باید فرایند حزن و اندوه از دست دادن هویت قبلی خود را طی کنند. تقریبا امکان پذیر نیست که شما دکمه خاموش روشن را یکبار بزنید و با یک هویت جدید و یک روش جدید شروع به کار بعدی در مرحله‌ی بعدی زندگی خود کنید. مراحلی وجود دارد که باید طی شوند.برگردیم به قائم مقام مدیرعامل که در کوه بود! او گفته بود «من ۶ ماه به خودم بدون فشار که بخواهم برای کسی یا جایی سودمند باشم زمان استراحت دام و واقعا نیاز داشتم که از کار فاصله بگیرم» این یعنی پوست اندازی!دنیای جدید خود را تصور کنیدیکی از ابزارهای خوبی که برای این کار است «چرخه‌ی زندگی» the wheel of life است. خیلی خلاصه، این چرخه دارای هشت قسمت است: لذت و سرگرمی، سلامتی، پول، دوستان، حرفه، همسر، سقف بالای سر و رشد. یک تمرین خوب با این ابزار این است که به هر قسمت آن سر بزنید و چشم انداز خود را برای هرکدام بنویسید. چه کار میخواهید بکنید که باعث تغییر و رشد شما شود؟ اگر همراه یا همسری دارید از او بخواهید که در کنار شما به همفکری بپردازد.یکی دیگر از تکنیک‌ها این است که بر روی کاغذ زندگی خود در سه سال آتی را رسم کنید. اگر مثل من در کشیدن مشکل دارید یک صفحه‌ی چشم انداز vision board در سایت پینترست بسازید. وقتی تصورش کنید، حتما به سمت امتحان کردنش می‌روید، پس سعی کنید چیزهایی را تصور کنید که برای شما مهم است.تجربه کردن را به آغوش بکشیدهم‌زمان که در حال طراحی فرایند هستیم، ایجاد یک پروتوتایپ یا نمونه اولیه کمک می‌کند که متوجه بشوید چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی کار نمی‌کند!  مثلا اگر به این فکر می‌کنید که باید به یک خانه‌ی ساحلی بروید و زندگی کنید، حتما دو‌هفته یک خانه کرایه کنید و ببینید واقعا زندگی در آن چطور است؟ اگر می‌خواهید کار عام‌المنفعه کنید، بروید سراغش و ببینید چه حسی به آن دارید. اگر به دنبال رمان نوشتن هستید، حتما به گروه مطالعه‌ی دسته‌جمعی و یا نویسنده‌های گروهی سر بزنید.بعضی از افراد در شرایطی که یک برنامه‌ی قطعی نداشته باشند راحت نیستند و این حالت در آن‌ها ایجاد استرس می‌کند. برای این افراد پیشنهاد می‌شود گزینه‌های خود را محدود‌تر کنند، یک زمان مشخص برای این کار قرار دهند و نهایتا در تقویم خود سلسله‌ای از این تست‌هارا در بازه‌های زمانی مشخص قرار دهند. از این زاویه به موضوع نگاه کنید که نتیجه‌ی کار، یکی از دو یا سه نمونه‌ی اولیه‌ای است که آن را تجربه می‌کنید. پس این کار را جدی بگیرید.اگر نگران این هستید که مردم از شما بپرسند «مشغول انجام چه‌کاری هستید؟» به این فکر کنید که در حال تحقیق و تفحص برای یکی دو موضوع هستید. حتی اگر کارت ویزیت ندارید اشکالی ندارد. یک کارت ویزیت بدون عنوان می‌تواند جایگزین باشد.روتین و هدف جدیدی برای خود انتخاب کنیدروتین سازنده‌ست. یکی از بهترین گفته‌ها درباره‌ی روتین این است که روتین و ساختار شما را آزاد می‌کند. اما از طرف دیگر سخت است که به یک روتینی بچسبید وقتی هدفی ندارید. تصور کنید که قبلا شما یک روتین روزانه داشتید و باید الان برای خود یک روتین دیگر ایجاد کنید. سختی کار را درک کردید؟ در این فاز گذار عموما افراد احساس توخالی بودن و بی‌فایده بودن می‌کنند و دلیل آن همین بدون روتین بودن و بی‌هدف بودن است. خیلی به خود سخت نگیرید چون این احساس طبیعی است. در واقع غرغرکردن در این فاز خیلی هم سازنده و سالم است. همین تفکرات هست که باعث می‌شود شما نهایتا با یک هدف و روتین جدید کنار بیایید.نهایتا باید به این مساله توجه داشته باشید که همیشه نیاز به دلیلی برای بیدار شدن و برخواستن از تخت دارید، پس هرچیزی هست، باید با ارزش‌های شما همسو باشد. از حالا قدم‌های کوچکی برای این قسمت از زندگی خود بردارید و باور کنید که فقط نیاز مالی شما را به جلو هل نخواهد داد، بلکه خود شما و خانواده شما از همه مهم تر هستند. اگر با این دید به آن نگاه کنید، باید گفت که به فصل پختگی و لذت‌بخش زندگی خود خوش‌آمدید!شما چه انتخابی برای این فصل زندگی خود دارید؟ آیا به مشاوره مدیریت به عنوان یکی از راه‌های ارايه تجربیات خود به دیگران نگاه می‌کنید؟ شاید این مقاله درباره‌ی اینکه «چطور می‌توان بعد از بازنشستگی مشاور مدیریت شد؟» شاید به شما کمک کند تا مسیر بهتری برای خود پیدا کنید.اصل این مقاله از سایت مشاوران مدیریت شاپرک قابل دریافت است</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 21:26:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در آن واحد در همه‌جا باشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-yi9zb4tetx6n</link>
                <description>وره یکی از روش‌های فروختن بوسیله‌ی نفروختن -selling by not selling- این است که همیشه در ذهن جامعه‌ی هدف جا داشته باشید. در زبان انگلیسی به این پدید می‌گویند Ubiquitous بودن. این کلمه بدین معناست که در آن واحد همه‌جا باشید. اگرچه از لحاظ فیزیکی این امر امکان پذیر نیست، اما دنیای مارکتینگ این راه را هموار کرده. در مقاله‌ی زیر که توسط خانم دوری کلارک -Dorie Clark- نوشته شده از نگاه یک فریلنسر به این موضوع می‌پردازیم.ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه است من رسیده‌ام به کافی شاپ نزدیک محل زندگیم. لپتاپ روی پام و از جت‌لگ (پدیده‌ای که به‌خاطر اختلاف زمان پرواز برای انسان به‌وجود می‌آید) و بی‌خوابی در حال لرزیدن هستم. در همین لحظه عزم خودم رو جزم می‌کنم که «هزاران ایمیلی که در طی یک هفته‌ی گذشته که در سفر تفریحی ۱۲ روزه به اسپانیا داشتم را پاسخ بدم.» مثل خیلی دیگر از هم‌صنفان خودم، که ارتباط عجیب و غریبی با تعطیلات داریم، من هم آرزو داشتم که چند روزی با قطع ارتباط کاری‌ام به ریلکس کردن بپردازم. اما این‌همه ایمیل! خواب را از سرم پرانده.سفر البته فوق‌العاده بود، بارسلونا، مادرید و البته ماربلا. اما وقتی برگشتم حس گناهکاری توام با سردرگمی، من رو فراگرفت. چه چیزی رو در این مدت فراموش کردم، چه چیزهایی رو توی کار از دست دادم؟ رقبا چه‌کارهایی در زمانی که من نبودم انجام دادند؟ همون موقع بود که خانم میم رو دیدم، یکی از کسایی که کارش توی این شهر تک بود. در همین حال که داشتم اون رو نگاه می‌کردم به سمت میز من اومد و گفت: «چه خبر؟ جدیدا همه جا هستی!»در همون لحظه متوجه شدم که نباید الزاما در جایی باشم تا «درهمه‌جا‌ باشم»فراگیر بودن یا همه‌جا‌بودن یکی از اهداف مارکتینگ هست. شما می‌خواهید خود شما و یا برند‌تان همیشه در ذهن مشتریان در اولویت باشد و خب همیشه به شما زنگ بزنند. اما چطور باید همیشه و همه‌جا باشید بدون اینکه مجبور باشید به شدت کار کنید و شب‌ها در شرکت بخوابید!این چهار استراتژی را به خاطر بسپارید:برای حضور در شبکه‌های اجتماعی زمانبندی قايل شوید:درسته، یک وبلاگ هرگز نمی‌خوابد! و وقتی که متوجه می‌شوید که بلاگ‌تون رو ۳ ماه هست که آپدیت نکردید یا وقتی که متوجه می‌شوید در توئیتر و اینستاگرام به حالت یک روح سرگردان یا یک جنازه در اومدید وقتشه که تکونی به خودتون بدید. اگر قصد این رو دارید که یک برند قوی رو ایجاد کنید، مهم این است که تداوم داشته باشید. اما این به این معنی نیست که راه و یا زمانی برای استراحت نداشته باشید. برای مثال من در چند ماه خودم رو مجبور کردم که هر عصر روی ایده‌ای از توئیت‌ها کار کنم و بعد در مدت زمان زیادی از اون‌ها استفاده کردم. این امکان هم هست که از ابزارهایی مثل  Hootsuite یا Tweet Deck استفاده کنید. البته که معایبی هم وجود دارد و مثلا  با این روش نمی‌شود در  آن واحد پاسخ داد، اما حداقل وقتی دارید در ساحل آفتاب می‌گیرید، یکی دارد برای شما پست می‌گذارد! برای وبلاگ هم راهکارهایی بر روی وردپرس وجود دارد که با جستجوی ساده می‌توانید به آنها برسید.وقتی مهم هست، فورا پاسخ دهید:از دفتر شرکت بیرون هستید. اگر مسئول دفتر یا دستیاری یا همکاری دارید به آنها بسپرید که ایمیل و تماس‌های شما رو دریافت کنند و اگر چیز مهمی بود حتما به شما خبر دهند. اگر فریلنسر هستید، سرویس های دفاتر مجازی، پاسخگوی شما هستند. تیم فریس یک سری نکته برای اینکه فرد مناسب برای پاسخگویی تماس‌هایتان انتخاب کنید را در سایت  The 4-Hour Workweek ذکر کرده. بیشتر مواقع تماس‌ها در حالتی هستند که اولویت ندارند و می‌توانند به بعد معوق شوند اما حواستان به آن مشتری‌ای که مدت‌ها منتظر تماسش بودید هم باشد!به دنبال پیام رسان‌های پیاده نظام باشید:یکی از راه‌هایی که به نظر برسد همه جا هستید این است که کاری کنید که همه درباره‌ی شما صحبت کنند. چه درباره‌ی شما در روزنامه بخوانند، چه در یک رویداد از شما دعوت به سخنرانی شود، به توصیه‌ی شما اشاره کنند یا اینکه حتی بگویند «راستی فلان روز فلانی رو فلان جا دیدم». در این حالت شما چیزی رو ایجاد کردید که از اون به اسم «صدای اکو شده در تالار» یاد می‌کنند. از افراد درخواست کنید که شما را به هم معرفی کنند، در رویدادهای شبکه‌سازی شرکت کنید، محتوی و پورتفولیوی آنلاین قدرتمندی برای خود دست و پا کنید. مثل یه سخنران و یا یک سیاستمدار در شبکه‌های تلوزیونی و آنلاین، آنتن را بخرید و خود و خدمات خود را معرفی کنید. راه‌های زیادی هست که در‌همه‌جا باشید.یک جای باحال رفتید؟ از آن استفاده کنید:بعضی از زمان‌ها چون نمی‌توانید همه‌جا باشید، برخی از رویدادها را از دست می‌دهید. حتی عدم حضور ممکن است باعث دلخوری و یا فراموشی شما بشود. شما هم هرگز نمی‌توانید آنها را دوباره خوشحال کنید، اما لاقل می‌توانید تمهیدی بچینید. اینکه بگویید «ببخشید من در تعطیلاتم یا در تعطیلات بودم» خیلی ضایع به نظر می‌رسد، البته در مقایسه با اینکه «عذرمی‌خواهم که پاسخ شما رو دیر می‌دهم، من همین امروز از سفر از پورتوریکو برگشتم». این فقط نمایش دادن یا شو‌آف نیست، بلکه نشان می‌دهد که شما حتما و قطعا امروز از سفر برگشتید. همچنین خیلی خوب است که با چنین جمله‌ای مکاتبه را آغاز کنید. پس اگر جایی خیلی باحال رفتید، از آن استفاده کنید.استراتژی شما برای در‌همه‌جا بودن چیست؟ چطور مطمئن می‌شوید که مردم در باره‌ی شما صحبت می‌کنند؟اصل این مقاله در سایت مشاوران مدیریت شاپرک قابل دسترس است.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 21:24:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور می‌توان بعد از بازنشستگی مشاور مدیریت شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AF-cmh6zy3jp0ij</link>
                <description>خیلی از افرادی که در زندگی شغلی خود حرفه‌ای به حساب می‌آیند، تمایلی به بازنشسته شدن ندارند. آنها عموما حرفه‌ای جذاب و برآورنده‌کننده‌ی تمامی نیازهای خود را دارند که قصد دارند آن را ادامه دهند. به خاطر همین هم هست که اکثر این افراد در سال‌های آخر کاری خود با موضوعات و پیشنهاداتی مانند ساعات کاری منعطف‌تر، دورکاری، پرداختی بالاتر از سایرین و غیره مواجه می‌شود که این خود به تمایل این افراد برای ورود به دنیای مشاوره مدیریت (و یا مربی گری رشد) دامن می‌زند.البته که در این زمینه هم فضای رقابتی وجود دارد. یک تحقیق در سال ۲۰۱۶ نشان داد که در حال حاضر بیش از ۵۰.۰۰۰ مربی رشد در دنیافعال هستند و البته بیش از ۵۰۰.۰۰۰ مشاور مدیریت! سوالی که پیش می‌آید این است که چطور می‌توانید خود را در میان این رقبا (۵۴٪ از این افراد در رده سنی +۵۰ قرار دارند) برجسته کنید؟ در ادامه ما ۵ نکته را بیان می‌کنیم که با بکارگیری آن‌ها، مسیر هموار تری را تجربه خواهید کرد.برای ورود به دنیای مشاوره مدیریت عجله نکنید!تغییر حرفه عموما مخرب است. اما اگر زمان مناسبی برای برنامه ریزی و آماده سازی اختصاص دهید، تجربه‌ی مناسب تری برای شروع خواهید داشت. توجه داشته باشید که یک تا دوسال فاصله خوب و سه تا چهار سال فاصله از شغل قبلی عالی است! آلبرت دی‌برناردو Albert DiBernardo که سال‌ها تجربه سرپرستی توسعه استراتژیک یک شرکت بزرگ مهندسی را داشته اشاره می‌کند که سه سال قبل به هیات مدیره اعلام کرد که «در سن ۶۵ سالگی بازنشسته خواهم شد و بر اساس کارایی و برنامه ریزی که دارم در روز ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷ فصل جدید زندگی ام شروع خواهد شد، و این حس عالی‌ای به من می‌دهد». اگرچه برخی از افراد نگران قرار گرفتن در حالت «بی برنامه‌گی پایان مدت زمان خدمت» هستند، باید گفت که با دادن زمان مناسب به شرکتی که در آن فعالیت می‌کنید برای پیدا کردن بهترین جایگزین برای شما به شما اجازه می‌دهد تا میراث خود را به نفر بعدی به خوبی منتقل کنید.حتی اگر تمایل دارید که به همکاران خود در مورد اهداف بلند مدت خود چیزی نگویید، برنامه ریزی شخصی برای رسیدن به این اهداف کمک خوبی برای اجرایی شدن آن می‌کند. در نظر داشته باشید که هر تغییر نیازمند پرداخت هزینه‌هایی هم هست و این هزینه‌ها نیازمند برنامه ریزی هستند. مواردی مانند جابجایی محل زندگی، خرید و تسویه سنوات، پرداخت بدهی‌ها از محل بازخرید و یا سنوات و …توانمندی‌های خود را بررسی کنیددر طول سال‌ها شما احتمالا در زمینه‌هایی تخصص کافی دارید. اما اینکه در آن رشته‌ی خاص توانمندی ارائه خدمات مشاوره داشته باشید نیازمند توانمندی‌های مرتبط با کارآفرینی و دانش شماست. اگر زمان کافی برای تمرکز و برنامه‌ریزی دارید، حتما از آن برای به روزرسانی خود در دانش‌های مرتبط با موضوع مشاوره استفاده کنید. توانمندی‌هایی مانند توانایی سخنرانی، حل مساله، روابط اجتماعی و حضور در جوامع آنلاین. شاید نیاز باشد که به دنیال یک مدرک برای کار بعدی هم بگردید! توجه داشته باشید که مدرک و یا گواهی حضور در دوره به خودی خود ارزش چندانی ندارند و ارزش آن جایی نمایان می‌شود که یک شبکه‌ای از افراد علاقه‌مند به آن حوزه را در کنار خود داشته باشید تا بتوانید خدمات مشاوره را با آنها در حوزه‌های مختلف ارايه کنید. یا اینکه مدرک را به عنوان یک به‌روزرسانی در حوزه تخصصی خود ببینید. عموم این دوره‌ها توسط موسسات و یا شرکت‌های مشاوره به صورت حضوری و یا آنلاین ارايه می‌شوند.قدم بعدی، شروع کنید به پیدا کردن مشتری!یکی از تله‌هایی که افراد متخصص در آن می‌افتند، توجه زیاد از حد به جزییات اجرایی است. این جزییات می‌تواند رنگ و یا اندازه‌ی لوگو، نوع و جنس کارت ویزیت و … باشد. توجه شما در این مرحله می‌بایستی بر روی پیدا کردن اولین مشتری باشد. یکی از کارهایی که افراد در این فاز می‌کنند انجام پروژه به صورت رایگان (Probono) است تا علاوه بر ایجاد رزومه و داستان موفقیت برای خود، شبکه‌ای از مشتریان اولیه بسازند. از مزایای دیگر آن نیز دریافت گواهی تایید صلاحیت، نامه رضایت انجام کار و غیره است. مورد بعدی اینکه شما باید به عنوان یک فرد حرفه‌ای به سابقه‌ی و شبکه‌ی ارتباطی خود به عنوان یکی از ابزارها و مزیت‌های خود نسبت به سایر مشاوران جوان‌تر نگاه کنید. البته که این مسیر می‌تواند طاقت فرسا و سخت، باشد. روزهایی می‌رسد که شما حس می‌کنید در ناکجا آباد در حال قدم زدن هستید.همزمان که به دوران بازنشستگی نزدیک می‌شوید، شاید زمانی را باید به این اختصاص بدهید که شبکه‌ی نزدیک به شما مطلع شوند که شما در آینده قصد ارايه خدمات مشاوره دارید، شاید یکی از آنها اولین مشتری شما باشند.  رکسانا کریي‌یته (Roxann Kriete) سرپرست یکی از مراکز آموزشی غیر انتفاعی که در کتاب Reinventing You یکی از مطالعات موردی بوده، یکی از موارد خاصی است که برای خود هیچ مارکتینگی نکرد و قبل از بازنشستگی، سیلی از درخواست‌های مشاوره برای او گسیل شده بودند! کار به جایی رسید که او دیگر نمی‌توانست تمامی آنها را انجام دهد و از قبول بسیاری از آنها امتناع می‌کرد.برنامه بازاریابی خود را آماده کنیدفرض بر اینکه شما کار خود را شروع کردید و تعدادی مشتری دارید، بسته به مدت زمانی که برای خدمات مشاوره خود اختصاص می‌دهید، شاید وقتی برای پیدا کردن مشتریان جدید نداشته باشید. توجه داشته باشید که شبکه‌ی نزدیک به شما تا مدت زمان کوتاهی می‌توان مشتری ثابت شما باشد، بعد از آن باید برنامه‌ای برای پیدا کردن مشتریان جدید داشته باشید. اما راهکار چیست؟یکی از راهکارهای آن توجه به موضوعات برندینگ است. توجه به شعاری و یا پیامی که برای خدمات خود انتخاب کردید و آیا اینکه آن موضوع چشمگیر است یا خیر. اما قبل از همه‌ی اینها به هدف خود برای بازاریابی فکر کنید. یک داستان معتبر از آنچه که مشتریان بالقوه هنگام جستجو در مورد شما به آن می‌رسند پیدا کنید و آن داستان را برپایه‌ی توانمندی‌های خود بازگو کنید. تمرکز بر وبسایت، پروفایل لینکدین، حضور در شبکه‌های اجتماعی و ارایه اندازه‌ی مناسبی از اطلاعات در مورد کسب و کار خود بر روی اینترنت یکی از اصلی ترین موضوعاتی است که باید به آن توجه کنید.نشد؟ کمی استراحت کنیدراه‌اندازی هر کسب و کار جدیدی سخت است، بالاخص راه اندازی بعد از زمان بازنشستگی و خدماتی که مبتنی بر دانش خودتان باشد، بالاخص که همه‌ی کارهارا باید با هم و خود شما انجام دهید. پس به آرامی آغاز کنید. اکثر افراد متخصص بازنشسته، دوست ندارند خیلی سریع به دام شغل بعدی بیافتند. بر اساس تحقیقی که در نشریه  Lynch Merrill انجام گرفته ۵۲٪ از پاسخ دهندگان اعلام کردند که دوست دارند زمانی را بعد از بازنشستگی به خود اختصاص دهند. این زمان می‌توان به توانمندسازی و به‌روز رسانی دانش خودتان و یا شبکه سازی و برنامه‌ریزی اختصاص یابد که در نتیجه مشتریان بیشتر و بهتری کسب کنید.توجه داشته باشید که به هنگام راه‌اندازی کسب و کار در حوزه مشاوره، خیلی راحت می‌توانید از مسیر اصلی گم شوید. ممکن است روزی به دنبال چندین خرگوش بدوید ولی در نهایت هیچ خرگوشی شکار نکنید! توجه بر روی تمرکز اصلی و توانمندی‌های خود به شما توانمندی و مزیتی بی‌بدیل در شبکه‌ی نزدیک به شما می‌دهد که نهایتا باعث ایجاد مشتریان بالقوه وبالفعل خواهد شد.مشاوره مدیریت و مربی‌گری خدمات و شغلی بسیار منعطف، جذاب و اکثرا با اعتبار و شخصیت بالایی هستند. یک حرفه‌ی ایده‌آل برای بعد از زمان بازنشستگی. در این حرفه رقابت خیلی شدید است، اما با توجه به مقدمات و درست قدم برداشتن، شما می‌توانید زمینه‌ی مناسبی برای حرفه‌ی صحیحی برای بقیه‌ی مدت زمان زندگی خود ایجاد کنید.شما چطور؟ آیا برنامه‌ای برای دوره‌ی بعدی زندگی خود دارید؟اصل این مقاله در سایت مشاوران مدیریت شاپرک قابل دسترس است.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 21:22:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه‌ی شرکت‌ها به مدیر رشد نیاز دارند!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D9%87%D9%85%D9%87%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-uhe6hwnk31g5</link>
                <description>رشد سود و درآمد، هدف اصلی برای اکثر شرکت‌هاست و تمامی فعالیت‌های شرکت را تحت الشعاع قرار می دهد. اما در سال‌های اخیر، با رشد و گسترش فناوری‌های نوین و استارتاپ‌ها، نقش جدیدی به نام مدیر رشد در شرکت‌ها پایه‌گذاری شده است. این سمت با عناوین هکر رشد، مدیر اجرایی رشد و سرپرست رشد نیز شناخته می‌شود. در سال های اخیر، با در هم آمیختگی توسعه‌ی محصول و مارکتینگ، شرکت های بزرگ فناوری مانند: فیسبوک و پین‌ترست را در حال تغییر رویکرد، در مواجهه با مقوله‌ی رشد می‌بینیم.در حال حاضر در اکثر شرکت‌های فناور، تعریف و درک صحیحی از مدیر رشد ارائه نشده است. در تحقیقی که در مدرسه کسب و کار هاروارد در زمینه کارآفرینی صورت گرفت؛ با مدیران رشد چند شرکت‌ با رشد سریع مصاحبه شد تا نحوه طراحی و پیاده سازی نقش این افراد در سازمان مشخص شود.مدیر رشد؛ معمولا در تقاطع مارکتینگ و توسعه محصول قرار می‌گیرد و با توجه به فرآیند جذب، فعال‌سازی و نگهداشت کاربر و افزایش فروش، کار خود را پیش می‌برد. عموما این افراد مستقیما به مدیرعامل، یا قائم مقام توسعه محصولات یا نهایتا مدیر مارکتینگ (CMO) گزارش می‌دهند. به بیان ساده‌تر، نقش مدیر رشد مجموعه‌ای از اقدامات در تعامل با دپارتمان‌های مهندسی، طراحی، تحلیل، مدیریت محصول، عملیات و مارکتینگ است تا ابتکار عمل در حیطه رشد را بدست گیرد.مسئولیت‌های مدیر رشد:مسئولیت‌های این سمت را در سه حوزه زیر می‌توان برشمرد:تعریف برنامه‌ی رشد شرکتهماهنگی و اجرای برنامه‌ی‌های رشد شرکتبهینه‌سازی قیف درآمدی شرکتاما قبل از اینکه خیلی پیش برویم، باید این نکته را در نظر داشته باشیم که مدیر رشد باید اطمینان حاصل کند که ساختار درستی از داده‌ها برای شرکت وجود دارد.داده، سوخت عملیات رشد است و تیم‌های رشد بخش عظیمی از منابع خود را صرف ایجاد ساختارهای داده می‌کنند. این ساختارها امکانی را به تیم می‌دهد تا تحلیل درستی از رفتار کاربر، آزمون‌های علمی مبتنی بر داده و در نهایت پروموشن‌های هدفمندی را اجرا کنند. اگر چه برخی تیم‌های رشد - با توجه به نیاز های خاص خودشان - ترجیح می‌دهند تا ابزارهای تحلیلی خود را طراحی و پیاده‌سازی کنند، همچنان اکثر این تیم‌ها از ابزارهای آماده استفاده می‌کنند. ابزارهای آماده‌ی تحلیلی مانند: Adobe Analytics یا Google Analytics تا ابزارهای تست A/B  مانند: Oracle Maxymiser  یا Optimizely.مدیران رشد عموما مسئول انتخاب و یکپارچه کردن چارچوب تحلیلی داده‌های شرکت هستند و به تنهایی یا با مشارکت تیم تحلیل، فرآیند تحلیلی را انجام می دهند و خروجی آن می تواند ابزار تست یا داشبورد خاصی برای محصولات باشد. مدیر رشد به شرکت کمک می کند تا زمانی که داده در جای خود قرار گرفت؛ اهداف خود را تعریف کند. این فرآیند تعریف، عموما با پاسخ به دو سوال اساسی پیش می رود:باید در چه لایه‌ای از قیف مشتری، تمرکز بیشتری صورت گیرد؟ مثلا: تمرکز بر روی افزایش جذب و یا جلوگیری از ریزشپیشروی تا رسیدن به هدف چه خواص کمی (عددی) دارد؟ معمولا این کار توسط شاخص‌های ارزیابی عملکرد-Key Performance Indicators) KPI)- و توسعه گزارش‌های داده محور صورت می‌گیرد.مدیر رشد همچنین، گزارشی از دیدگاه مشتری به محصول، آماده می‌کند که ترکیبی از داده‌های استخراج شده از نیازها، عادات و از خروجی مصاحبه‌ با گروه های هدفمندی از کاربران، فیدبک هایشان و مطالعات کاربرد پذیری بدست می‌آید.مدیر رشد با استفاده از داده‌هایی که در اختیار دارد پاسخگوی برخی از سوالاتی است که شرکت در آنها به بن بست خورده است . برای مثال: چرا کاربران در هنگام مواجهه با صفحه‌ی ثبت نام، به مرحله‌ی بعد نمی‌روند؟ چرا آنها بعد از دانلود اپلیکیشن، آن را باز نمی‌کنند؟ در نهایت این گزارش‌ها از جانب کاربر، به تیم محصول سپرده می‌شود تا با توجه به اولویت های موجود، آن را با نقشه‌ی راه محصول (Product Roadmap) تطبیق داده و آن را اصلاح کنند. در واقع، مدیر رشد مسئول اولویت بندی تغییرات محصول و راهکارهای (ابتکارات) رشد است.اولویت‌های مدیر رشد:شان الیس (Sean Ellis) بنیانگذار Growthhackers.com و قائم مقام پیشین LogMeIn یک چارچوب ساده برای اولویت بندی ایده‌ها بر اساس یک مدل رتبه‌بندی سه وجهی ایجاد کرده است:۱. تاثیر تغییر در صورت موفقیت آمیز بودن آن۲. اطمینان به نتایج موفقیت آمیز تست۳. هزینه‌ی اجرای تستاین سه عنصر در کنار هم می‌توانند همه‌ی ایده‌ها و نتایج را برای رشد، اولویت بندی کنند.پس از اینکه دقیقا اهداف رشد و نقشه‌ی راه بر اساس اولویت‌ها، مشخص شد؛ مدیر رشد به طراحی و پیاده‌سازی تست‌ها می‌پردازد. اگر در محصول کنونی امکان اجرای تست وجود داشته باشد، مدیر رشد فرآیند آن را پیش می‌برد. عموما این فرآیند با بررسی سند نیازمندی‌های محصول یا چند اسلاید ارائه شروع می‌شود و ایشان سایرین را برای  تغییرات مورد نیاز آگاه می نماید. در قدم بعد، با سایر تیم‌ها برای به نتیجه رسیدن تست، وارد فرآیند اجرا می شود.خب، فرق مدیر رشد خوب و بد را چگونه بفهمیم؟اگر داده، سوخت رشد باشد؛ تحلیل، موتور آن است. مدیران رشد باید در استدلال آماری، فهم نحوه تاثیر گذاری طراحی بر تجربه‌ی کاربر و توسعه ی بینش کمی برای تبدیل تجربه‌ی کاربر به داده، مهارت داشته باشد. مدیران رشد اثرگذار همیشه به ابزارهای تحلیل داده، تصویر سازی داده (داده‌نگاری) -Data Visualization-  و ... مجهز هستند. حال این ابزارها از نرم‌افزارهای ساده‌ای مانند اکسل یا MySًQL f باشند تا ابزارهای پیچیده‌تری مانند: Tableau یا PowerBI.تسلط بر روی کانال های جذب مخاطب، یکی دیگر از نیازمندی‌های این نقش است. برای مثال: James Currier  بنیانگذار Ooga Labs سه کانال اصلی جذب مخاطب را اینگونه معرفی می کند:Owned Media: Email, Facebook, Craigslist, Twitter, Pinterest, AppsPaid: Ads (Mobile, Web, Video, TV, Radio, SEM, Affiliate), SponsorshipsEarned Media: SEO, PR, Word of Mouthهر یک از این کانال‌ها؛ مزایای خاص، خواص و بعضا مضراتی دارند. درک دقیق و اساسی همراه با دانش، از این کانال‌ها بهترین مسیر را برای رسیدن به اهداف محصول، نمایش می‌دهد.مدیران رشد باید دارای خلاقیت، تفکر استراتژیک و البته توانمندی رهبری باشند. از آنجا که این افراد برای بهینه شدن محصول، نقش واسط در میان دپارتمان‌های مختلف بازی می کنند، شاید بتوان گفت که تفکر استراتژیک از دو توانمندی دیگر مهم‌تر است.مثال‌های واقعی از نقش مدیر رشد:تیم رشد اولیه فیسبوک، با مقایسه رفتار کاربرانی که در سیستم باقی ماندند با کابرانی که دست از استفاده ی محصول کشیدند، دریافت که  کلید عدم ریزش کاربر؛ اضافه شدن حداقل ۱۰ نفر به دوستانشان در ۲ هفته‌ی اول است. با استفاده از این موضوع، فیسبوک به هنگام ثبت نام به کاربران تازه، امکان مشاهده‌ی دوستانشان را که از قبل به فیسبوک اضافه شده اند را داد و خب نتیجه آن امروزه کاملا مشخص است!تیم رشد در پین‌ترست با بهینه‌سازی جریان ورود کاربران تازه، توانست نرخ فعال سازی کاربران را تا ۲۰٪ افزایش دهد. امروزه این کار بسیار رایج است ولی در آن روز‌ها، پین‌ترست دست به ابتکار جدید و جالبی زد. ایجاد یک فرآیند معارفه برای معرفی قسمت های مختلف پین ترست به هنگام اولین ورود کاربر به اپلیکیشن با پلت فرمی به نام  OnBoarding.پیش بینی می‌شود که در سال‌های آتی، این نقش در دنیای کسب و کار به نقشی معمول بدل شود. این روند پیشتر با رشد شرکت های استارتاپی و  تبدیل شدن آن ها به شرکت‌های بزرگتر آغاز شده است و شاید برای ایجاد این نقش در سازمانتان دیر هم باشد!شما درباره ی  وظایف و خروجی‌های عملیاتی مدیر رشد چه فکر می‌کنید؟اصل این مقاله در وبسایت مشاوران مدیریت شاپرک درج شده است</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 21:18:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان مشاوره مدیریت در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@hamed.niavand/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-e2m1ukhoij4m</link>
                <description>مشاوره مدیریت چیست؟مشاوره مدیریت خدمتی است که طی آن به سازمان‌ها کمک می‌شود تا از این طریق افزایش بهره‌وری در حوزه‌های استراتژی، منابع انسانی، عملکرد و یا فروش و بازاریابی را تجربه کنند. به صورت کلی مشاورین مدیریت با حل مسائل جاری سازمان‌ها به ایشان کمک می‌کنند تا روش‌های بهتری برای پیشبرد امور بکار گیرند. عموما این روش‌ها بهترین و بروزترین مدل‌های انجام شده در سطح جهانی است که قبلا در سازمانی دیگر پیاده سازی شده و به شکل یک ابزار اجرایی آماده‌ی پیاده‌سازی می‌باشد.تجربه‌ی بین المللی:اولین شرکت مشاوره مدیریت در دنیا در سال ۱۸۸۶ توسط آرتور د.لیتل به همین نام بنیانگذاری شد و در حوزه تحقیق فنی نسبت به ارائه خدمات خود اقدام نمود. امروزه سه شرکت بزرگ مشاوره مدیریت به صورت تخصصی در دنیا به نام‌های مک‌کنزی و بی سی جی و بین در حال ارائه خدمات خود در بیش از ۲۰۰ کشور دنیا هستند و مجموعا بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سال کسب درآمد می‌کنند. حجم کلی این بازار در حال حاضر بیش از ۲۶۰ میلیارد دلار است و پیش بینی‌می‌شود تا سال ۲۰۲۰ به ۲۹۰ میلیارد دلار افزایش یابد.مشاوره مدیریت در ایران:اولین قدم‌ها برای ارائه خدمات مشاوره مدیریت در ایران توسط «مرکز راهنمایی صنایع ایران» برداشته شد. این مؤسسه در پی رکود اقتصادی غیرقابل پیش‌بینی دهه ۱۳۳۰ و ایجاد بحران در صنعت کشور، با هدف آموزش و توسعه مدیریت در صنعت ایران تأسیس شد. اما در اوایل دهه ۱۳۴۰ این مرکز با تغییر شکل و هدف به «سازمان مدیریت صنعتی» تغییر نام داد. در ادامه مدیران سازمان تصمیم گرفتند به جای ارائه خدمات ارشادی، مسئولیت دستاوردهای حاصل از بکارگیری روش‌های نوین مدیریتی در تحول بنگاه‌ها را بپذیرند و به این ترتیب سازمان رویکرد «ارائه خدمات مشاوره مدیریت» را در دستور کار قرار داد. در سال‌های اخیر نیز «انجمن مشاوران مدیریت ایران» نیز با رویکرد « توسعه برند و بازار مشاوران مدیریت ایران» تلاش‌های بسیاری در پیشبر این صنعت نموده است.آزادکاری یا فریلنسرینگ:از طرف دیگر در دنیا روز به روز به مشاورانی که به صورت مستقل در حال ارایه خدمات خود هستند افزوده می‌شود. بر اساس گزارش این وبسایت ۲۰٪ از فعالان این صنعت به صورت فریلنسر در حال ارائه خدمات خود به شرکت‌ها هستند و بسیاری از کارمندان سابق شرکت‌های بزرگ مشاوره مدیریت نیز در حال تاسیس شرکت‌های کوچک مشاوره‌ای خود هستند. در کشور ما نیز تعداد بسیاری از افراد متخصص ترجیح می‌دهند تا خدمات خود را بدون تعلق به شرکت خاصی به مشتریان خود ارائه بدهند. ایجاد تعداد زیادی پلت‌فرم‌ دورکاری و مستقل از جمله شواهد این تمایل روز افزون است. در حوزه مشاوره مدیریت نیز بسیاری از افراد با توجه به تجارب حرفه‌ای خود اقدام به ارائه خدمات مشاوره مدیریت به صورت آزادکاری می‌نمایند.وضعیت کنونی بازار مشاوره مدیریت:با مطالعه‌ای که انجمن مشاوره مدیریت ایران صورت داده است در حال حاضر بیش از ۷۰۰ شرکت مشاوره مدیریت در ایران فعال هستند که فقط ۱۵٪ آنها بیش از یک میلیارد تومان گردش مالی در سال را تجربه می‌کنند. ۷۰٪ از این شرکت‌ها نیز حداکثر با ۲ نفر نیروی انسانی اداره می‌شوند. درواقع این تعداد به صورت فریلنسری خدمات خود را ارائه می‌کنند. در حال حاضر اکثر شرکت‌های مشاوره مدیریت در ایران در سه حوزه استراتژی و فرایند، منابع انسانی و بازاریابی فعالیت می‌کنند. این در حالی است که آموزش استاندارد و فراگیری برای افراد متقاضی حضور در این بازار صورت نگرفته و اکثرا نقش مشاور را افرادی برعهده‌گیرند تجربه‌ای از مسیر ارائه خدمات را دارند. در صورتی که مشاوره مدیریت یک صنعت و یک روش کاملا فرایند محور است که طی سال‌های گذشته توسط شرکت‌های بزرگ بین‌المللی در حال توسعه و آموزش دهی بوده است.آینده‌ی بازار مشاوره مدیریت در ایران:در گزارشی که در سال ۲۰۱۷ توسط سایتConsultancy.ukتهیه شد، اندازه بازار مشاوره مدیریت ایران فقط ۶ میلیون دلار بوده است. این درحالی است که طبق پیش‌بینی‌های همین منبع، چشم انداز اندازه‌ی این بازار رشدی تا ۸۵۰ میلیون دلار را پیشنهاد می‌کند و این یعنی یکی از بزرگترین رشدهای یک صنعت در سال‌های پیش رو در حال وقوع است. با بررسی روندهای معمول در بازار، مشخص می‌شود که به‌هنگام وقوع بحران‌ها و رکود اقتصادی، استفاده از مشاورین مدیریت با رویکرد به حداقل رساندن رکود، افزایش چشمگیری را تجربه می‌کند. برای مثال بر اثر رکود اقتصادی در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی در امریکا، تعداد شرکت‌های مشاوره مدیریت بیش از ۲ برابر گردید و حجم بازار آن نیز تا ۵ برابر افزایش یافتشاپرک آبی:در شهریور ماه سال ۱۳۹۰ شرکت تجربه شاپرک آبی با رویکرد ارائه خدمات مشاوره مدیریت تاسیس گردید و تا کنون به بیش از ۸۰ شرکت و سازمان بین‌المللی و ایرانی خدمات مشاوره و آموزشی خود را با استانداردهایی در کلاس جهانی ارائه نموده است. این شرکت علاوه بر نامزد شدن در جوایز بین‌المللی از جمله جایزه (سی آی پی دی) در سال ۲۰۱۵، با اخذ نمایندگی خدمات آموزشی و مشاوره از موسسات معتبر بین‌المللی، محتوی‌های به‌روز و تجربه‌شده‌ای را به مشتریان خود ارائه می‌نماید.شرکت تجربه شاپرک آبی برای اولین بار در ایران از آذر ماه سال ۱۳۹۶ با هدف آموزش مشاورانی که در صنعت کشور تحول مثبت ایجاد کنند، اقدام طراحی و برگزاری دوره پرورش مشاوره مدیریت به اسم «مدرسه مشاوره شاپرک» نمود.?مدرسه مشاوره شاپرک:صنعت مشاوره مدیریت در ایران بسیار دست نخورده است و جای رشد بالایی دارد و مشاوران می توانند تاثیر بسیار زیادی در آینده کسب و کارها در ایران داشته باشند. بنابراین در سرتاسر ایران این فرصت برای مشاوران در زمینه های مختلف کسب و کاری وجود دارد که به صورت حرفه ای وارد کار مشاوره در کلاس جهانی بشوند، به شرکتها در حل مساله و رشد کمک کنند و بازده بالایی در یک شرکت مشاوره و یا به عنوان یک فریلنسر کسب کنند. این مشاورین می‌توانند در حوزه‌های بازاریابی و فروش، منابع انسانی، مالی، تحول دیجیتال و فناوری اطلاعات، بهینه سازی عملکرد و فرایند و … اقدام به ارائه خدمات مشاوره مدیریت نمایند.در طراحی این دوره از سال ۱۳۹۶ مدرسه مشاوره شاپرک تا کنون بیش از ۵۰ نفر از علاقه‌مندان به ایحاد تحول در صنعت مشاوره مدیریت ایران را آموزش داده و ایشان در حال حاضر فارغ‌التحصیلان این مدرسه می‌باشند.دور سوم این مدرسه در تیرماه سال ۱۳۹۸ آغاز شد و از بین ۲۲۲ نفر متقاضی ۸۵ نقر در این مدرسه پذیرش شدند و در مدت زمان ۶ ماه آموزش‌های مرتبط با مشاوره مدیریت رو کسب کردند.#مشاورشو:#مشاورشو، بستری است با هدف شنیدن ناگفته‌های صنعت مشاوره مدیریت و  آشنایی با مدرسه مشاوره شاپرکهمایش #مشاورشو یا «اولین شتابدهنده‌ی مشاوره مدیریت ایران»، رویدادی است که هر ساله شرکت کنندگان در این همایش را با ابعاد جدید و ناگفته‌های صنعت مشاوره و آخرین تحولات این صنعت آشنا می‌کند. بهترین افرادی که می‌توانند از این همایش سود ببرند افرادی هستند که:آینده خود را به عنوان یک مشاور مدیریت می بینند.در صنعت مشاوره سابقه کار دارند، اما می‌خواهند حرفه ای تر کار کنند.دوست دارند در شغلشان تنوع داشته باشند و با شرکتهای مختلف کار کنند.به حل مساله و مشکل گشایی اعتقاد دارند، به جای کارهای روتین و تکراری.سخت کوش هستند و به دنبال چالش‌های زیادتری در مسیر پیشرفت خود هستند.دارای مدرک دکترا، کارشناسی ارشد،MBA و DBA و یا دانشجوی سال آخر هستند و یا تجربه کار اجرایی بسیار قوی دارند که به راه‌حل‌های کاملا اجرایی در صنعت تسلط دارند.</description>
                <category>حامد نیاوند Hamed Niavand</category>
                <author>حامد نیاوند Hamed Niavand</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 21:10:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>