<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hamedejmam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamedejmam</link>
        <description>پژوهشگر طرح ریزی راهبردی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 02:51:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/61966/avatar/scI4RG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hamedejmam</title>
            <link>https://virgool.io/@hamedejmam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داشتن آلترناتیو یا دیگری ، رمز موفقیت در کار فرهنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A2%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-uaa8kf4sjd7o</link>
                <description>1- در فلسفه علم روشهای مختلفی برای اثبات گزاره ی علمی پیشنهاد شده که یکی از آنها روش ابطال پذیری است (که قصد پرداختن مفصل به آن را ندارم). روش ابطال پذیری به زبان چندگانه ها اینطور بیان میشود: اگر میگویی گزاره نادرست است ، «دیگری» آن را نشان بده. این دیگری باید قطب مقابل یا متضاد آن گزاره باشد.2- میلاد دخانچی اخیرا به درستی اشاره کرده است که شریعت (و بطور کلی اسلام) از دو راه میتواند به جامعه تزریق شود یکی به روش اجبار ، قانون ، کنترل و نظارت ، مجازات و... و یکی هم به روش ارشاد ، تبلیغ ، موعظه ، اخلاق ، اقناع و...3- اساس تبدیل اسلام به قانون محل تامل است ؛ چرا که ذات قانون با اجبار و اکراه همراه است و بنا به اجماع علمای اسلام ، دینداری ظاهری با اجبار و بدون ایمان قلبی و اختیار ارزش ندارد. چه اینکه خود نبی مکرم ص و خداوند متعال هم کسی را مجبور نکردند.4- اگر زانوی قانون روی گردن کسی باشد ، دست کم در آن وضعیت نمیشود وی را موعظه کرد. چه اینکه اگر به کسی گفتیم بیا کاری انجام دهیم میتواند بپرسد روز یا شب؟ صبح یا ظهر؟ غروب یا بعد از ظهر؟. ولی نمیتواند بپرسد داخل کهکشان یا بیرون آن؟ روی زمین یا روی سیاه چاله فضایی؟ چون آنها اصلا موضوعیت ندارند و بعنوان یک گزینه قابل انجام نیستند. هر پیشنهادی باید دارای یک قطب مقابل و «دیگری» باشد تا معنا پیدا کند وگرنه هیچ تفاوتی با اجبار قانونی ندارد ، لذا در چنین حالتی ، پیشنهاد و اخلاق و موعظه و تبلیغ ، بلاموضوع میشوند و انجام آن به یک مضحکه تبدیل میشود.5- امور جامعه اسلامی به دو بخش تقسیم میشود  ، یکی بخشهایی که مربوط به امور جاری استیت است و دیگری امور دینی. امور دینی نمیتواند  و نباید بنا به دلایل گفته شده ، اجباری شود. و اما استیت میتواند حداقلی از نظم را برای گذران روان امور روزمره اجبار قانونی کند ، و یا مثل بعضی از جوامع حداکثر خفقان و کنترل را بنا به منویات راس استیت اعمال کند. از آنجا که هدف استیت صرفا کارآمدی است ، در مواردی که اغراض ایدئولوژیک یا دینی با آن مخلوط نشود (مانند جوامع لیبرال) به حداقل قوانین و کنترل اکتفا میکند.این را برای کسانی گفتم که مسائل فرهنگی مثل حجاب را به رد شد از چراغ قرمز که نظم عمومی را سریعا برهم میزند تشبیه میکنند. هرچند اگر استیت تشخیص داد که پوشش کم میتواند نظم را به هم بزند یا چیزی را مختل کند میتواند برای آن قوانینی وضع کند ولی هیچ ربطی به دین ندارد. چه اینکه در کشورهایی که به هیچ وجه حکومت دینی ندارند نیز امروزه قوانینی درباره پوشش وجود دارد و مخصوصا در محیط های علمی و دانشگاهی این قوانین به همان علت مذکور (و نه علت دینی و ایدئولوژیک) معمولا سختگیرانه تر است. 6- سو تفاهم های زیادی درباره حکومت اسلامی برای ما وجود داشته و دارد. تصور میکردیم و میکنیم که حکومت اسلامی یعنی یک حکومتی که به جای اطرافیان شاه ، به اطرافیان امام و حزب اللهی ها باید رانت و انحصار بدهد. یا حکومت اسلامی باید تمام اسلام را بصورت قوانین خشک و اجبار تصویب کرده و همه را مجبور به اجرای ظاهری کند. یا حکومت اسلامی یعنی حذف هر آنچه «دیگری» اسلام است و نپرسیدیم چرا خود خدا به فکرش نرسیده بوده که «دیگری» های آن را حذف کند و دیگر شاهد شیطان و شمر خوارج و معاویه و... نباشیم؟حکومت اسلامی در تصور ما حکومت ظاهرگرایی و ظواهر بوده است ولی ماهیت و معنا هیچ اهمیتی ندارد. ظاهرا همه نمازخوان هستند در نهادهای دولتی و مدرسه و پادگان ، و ظاهرا هیچکس در خیابان شرب خمر و روزه خواری و بدحجابی نمیکند. ظاهرا ده ها شبکه تلویزیونی و ماهواره ای راه انداخته ایم و ظاهرا قوای سه گانه را به جوانان مومن انقلابی و حزب اللهی داده ایم. ظاهرا نرخ تورم را پایین آورده و ده ها نهاد برای ترویج فرهنگ و اسلام با بودجه کلان تشکیل داده ایم. ظاهرا حوزه و دانشگاه اسلامی و... درست کرده ایم. ظاهرا دوربین سینما را از دست فاسدهای قبل از انقلاب گرفته و به دست برادران انقلابی داده ایم.البته خیلی تقصیر ما نبوده و نیست ، ذات استیت ، ظاهرگراست و سیستمی است برای کنترل ظاهر و ابدان بشر ، و اساسا نسبتی با معنا ندارد. (حتی تقصیر اصالت وجود و ملاصدرا هم نیست! هرچند باورتان نشود)7- برای یک بی حجاب ، تبلیغ و تشویق معنا ندارد وقتی که «نه» گفتنش مساوی است با پرت شدن داخل ون گشت ارشاد با چک و لگد. تبلیغ دینداری اسلامی معنا ندارد وقتی هرگونه مذهب غیر اسلامی یا تغییر مذهب از اسلام حکمش اعدام است. تبلیغ نماز معنا ندارد وقتی در تمام سیستم از مدرسه تا پادگان سربازی ، نماز اجباری بوده است. تبلیغ احزاب و انتخابات معنا ندارد وقتی ردصلاحیتهای گسترده به دلایلی جز بزهکاری اثبات شده، مانند مواضع و اظهار نظرهای سیاسی متفاوت انجام میشود. همچنین درباره رسانه ی انحصاری صدا و سیما و قس علی هذا...8- برای هر پیشنهاد ، تبلیغ ، موعظه و... باید یک گزینه «دیگری» وجود داشته باشد که شما از آن نهی و به چیزی دعوت میکنید. چنانچه در ابطال پذیری علمی هم وقتی قابل انجام است که گزاره دارای «دیگری» باشد که با آن ابطال شود. اگر گزاره علمی هیچ وقت ابطال پذیر نباشد به آن علم گفته نمیشود و از عناوینی مثل شبه علم یا مهملات یا خرافه یا... استفاده میشود. در کار فرهنگی نیز حذف گزینه های دیگر ، کار را از حالت دو قطبی و داشتن «دیگری» خارج میکند و از دست شما به دست کسی میسپارد که آن یک گزینه را انحصاری کرده است.طرفداران این نظریه خوب است بدانند اگر بنا بود با زور و اجبار استیت همه قوانین اسلام بصورت ظاهری اجرا شود ، حکومت خداوند بسیار قویتر از این استیت 40 ساله ی ما بوده و ایده پردازی او هم از ما قویتر است. چرا خداوند با جبر خودش همه جا را گل و بلبل و همه را مسلمان و درحال عبادت نکرد؟9- جا دارد در این رابطه به نقل از جناب حسن عباسی بنویسم که فتنه یعنی فضای غبارآلودی که حق و باطل با هم مخلوط و (دست کم برای بعضی) غیر قابل تشخیص شده است. یعنی به اشتباه ، باطل معروف شده و حق منکر. در چنین حالتی ابتدا باید حق و باطل را تبیین و تفکیک کرد و جای هرکدام را مشخص کرد. یعنی در عرف ، حق را معروف و اثبات ، و باطل را منکر معرفی کنیم. آنگاه است که میتوانیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم که منجر میشود به گرایش جامعه به سمت حق و دوری از باطل. و از اینجا به بعد مانند آنچه در توییت بالا نوشته شده ، استیت میتواند بر مبنای عرف و صلاحدید خودش (بنا به اهداف استیت مانند کارآمدی و مقبولیت و تسهیل گری) ، قوانینی متناسب با آن وضع کند.در مجموع ، مشاهده ی وضعیت فعلی ما را به این نتیجه میرساند که شیپور استیت و اسلام را از سر گشادش دمیده ایم.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jul 2020 15:55:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد الهیات عدم پذیرش خطا در مورد ویروس کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D8%B7%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-qkvtdfunvf5y</link>
                <description>نقد خوانش الهیاتی میلاد دخانچی در لایو مدرسه آزادفکری به بهانه ویروس کرونامیلاد دخانچی در لایو مدرسه آزاد فکری ، به بررسی الهیاتی عدم پذیرش خطاها (به بهانه ویروس کرونا) پرداخت. در این مطلب قصد دارم مطالب مطرح شده را نقد و بررسی کنم و موضع خودم را نیز بنویسم.بصورت خلاصه گفته شد که دو خوانش از چیستی درخت ممنوعه وجود دارد ، یکی میگوید این درخت یک درخت با محتوایی به نفع انسان و خوب بوده (اراده ، اختیار ، معرفت و...) و دیگری میگوید محتوای درخت و این نزدیک شدن بد بوده و لذاست که گفته شد به درخت نزدیک نشوید و در مجموع هم اینکار برای آدم بد بود.خوب است فارغ از دعوای شریعتی مطهری یا مواضع دیگر ، به ریشه ی این تفکر رجوع کنیم.آنچه تورات تحریف شده یهود به ما میگوید این است که آدم دو تفاوت با خدا داشته ، یکی اینکه دانش و معرفت خدا را نداشته ، و دیگری اینکه جاودانگی و نامیرایی خدا را نداشته است. در این صحنه شیطان وارد میشود و میگوید من خیرخواه شما هستم ، خدا نمیخواهد شما مثل خودش شوید بنابر این معرفت و دانش را در آن درخت قرار داده و گفته نزدیک نشوید. بنابر این با گول زدن «حوا» این تابو شکسته میشود و آدم و حوا دارای دانش و معرفت میشوند و خیلی چیزها را میفهمند از جمله اینکه عریانند و... در اینجا خدا با اینها مواجه میشود و میپرسد چه کسی به شما فهمانده که عریان هستید؟ همانا از آن میوه ممنوعه خورده اید و شد آنچه شد.(تورات ، سفر پیدایش ، باب دوم آیه 15  تا پایان باب سوم)در روایت قرآن از این ماجرا ، آدم و حوا نباید به یک «شجره» نزدیک شوند. شیطان وارد میشود و چندبار به خداوند قسم میخورد که خیرخواه است و دروغ میگوید و موفق میشود آنها را فریب دهد و.... در اینجا عورت (زشتی) آنها نمایان میشود و هبوط میکنند و... و آدم نیز بخاطر این کارش توبه میکند. نکته این است که قبل از همه این ماجراها قرآن میگوید به آدم تمامی اسماء الهی را آموختیم و فرشتگان نیز موظف شدند در این زمینه شاگردی آدم را بکنند و حتی بخاطر این مقام به او سجده بکنند. بنابر این در خوانش قرآن ، معارف از قبل به آدم آموخته شده و آن درخت هرچه بوده قطعا علم و معرفت نبوده است. همچنین نفس «امر و نهی» آدم به اینکه مبادا به درخت نزدیک شوی و اینکه بعدش نزدیک میشود ، نشان میدهد اختیار هم داشته و آن درخت اختیار نبوده است.و پیش از همه اینها ، واضح است که خوانش قرآن برای ما از همه جهت بر خوانش تورات تحریف شده اولویت دارد ؛ هرچند که خوانش تورات را افراد و اشخاص دیگری نظیر شریعتی و... بپذیرند یا داستانش به مذاق ما خوشتر بیاید.مناسب است بعنوان نکته داخل پرانتز ، بنویسم که تفسیر روایات شیعه از این ماجرا این است که آن درخت ، درخت شجره ی طیبه ی اهل بیت ع بوده ، و نزدیک نشدن (تقرب نجستن) به آن شجره یعنی خودت را در کنار آنها نبین و خودت را با آنها مقایسه نکن چرا که آنها کامل هستند و این مقایسه فقط باعث آشکار شدن زشتی های خودت میشود. ماننده اینکه من بی پروا با یک دانشمند وارد گفتگوی جدلی و چالشی بشوم ، علاوه بر اینکه پوک بودنم به لحاظ عیار علمی مشخص میشود ، معلوم میشود که حدود خودم را هم نمیشناسم و بی ادبانه با وی وارد بحث هم سطح شده ام (زشتی ها نمایان میشود)و اما اینکه در مجموع این کار برای آدم خوب شد یا بد شد ، کلامیون شیعه معتقدند این کار فرقی برای آدم و فرزندانش نکرد مگر اینکه راهش را سخت تر کرد. یعنی اگر آدم آنجا میماند راحت تر به بهشت میرفت ولی اینجا باید با چالش های محیط زیستی و غیره دست و پنجه نرم کند ولی راه بهشت بر او بسته نشده است. در واقع اینکه در کلام گفته میشود حضرت آدم در این قضیه گناه نکرد هم به همین مسئله بر میگردد که این کار باعث تغییر مسیرش نشد و فقط کمی راهش را دشوار تر کرد.و اما پاسخ من به این سوال : علت (خودآگاه یا ناخودآگاه) مخفی کاری های ما و نظام چیست؟پاسخ:مطالعه ی مباحث آقای سید محمدمهدی میرباقری و همفکرانشان این را برای ما بهتر مشخص میکند. ایشان تمامی مسائل از جمله مسائل اقتصادی و محیط زیستی و چالش با امریکا و... را در پارادایم و چهارچوب هایی نظیر نبرد آخرالزمان ، خیر و شر ، حق و باطل ، نور و ظلمات ، وعده خداوند به مستضعفان برای تسلط برجهان در آخرالزمان ، وعده خداوند به پیروزی مقاومت و جهاد ، خدا و اهل بیت در مقابل شرک و شیطان ، کفر در مقابل ایمان و.... تحلیل میکنند.در واقع وقتی شما برای اولین بار به اسم معصومین و اسلام حکومتی تشکیل دادید ، بصورت ناخودآگاه نمیتوانید بپذیرید یا اعتراف کنید که در این نظام هم مانند تمامی نظامهای استیت محور جهان چالشها و کاستی ها و فراز و فرودهایی خواهید داشت. نمیتوانید شکست را در بعضی موارد بپذیرید و بصورت ناخودآگاه تلاش میکنید شکستهای واضح و فشل بودن قسمتی از سیستم استیت و حتی فساد اداری/انسانی را هم در چهارچوبهایی نظیر مقدمه پیروزی و با مثالهایی از تاریخ صدر اسلام ، توجیه و لاپوشانی کنید. درحالی که منطق استیت مادی بشر ساخته ، این است که به تدریج سیستمهای خودش را اصلاح و آپدیت میکند و با عبرت گرفتن از کاستی ها ، سعی در جهت جبران آنها مینماید.بسیار دشوار است برای کسانی که یک عمر گفته اند اگر حزب الله بودید و با ایمان جهاد کردید قطعا پیروزید ، در عین حال اعتراف کنند که فی المثل در عملیات کربلای 4 شکست خوردیم (مراجعه کنید به تیترها و خطبه های پیروزمندانه پس از عملیات کربلای 4 که امروزه دیگر همه شکست در آن را قبول کرده اند)بسیار دشوار است که بگوییم بخاطر تحریم دچار مشکل شده ایم ، درحالی که در الهیاتمان تسلیم نشدن حتی در وضعیت خونین و عطش ناک کربلا ، یا وضعیت شعب ابی طالب و خوردن یک خرما بصورت شریکی و روزانه را 1400 سال برای مردم بازگو کرده ایم.غیرممکن است 1400 سال برای شفا گرفتن به حرم ها و ضریح ها متوسل شده باشیم ولی الان ناگهان اعتراف کنیم که خود ضریح میتواند ناقل ویروس باشد.نمیتوانیم بعد از تبلیغ قم بعنوان مرکز علوم اسلامی جهان و مرکز نجات جهان در آخرالزمان (که چند روایت هم از معصومین برایش پیدا کرده ایم) بپذیریم دومین مرکز اشاعه کرونای جهان هم اینجاست و یا فلان معضلات فرهنگی-اجتماعی در قم بیداد میکند.سوال: چرا نمیتوانیم این موارد را بپذیریم؟پاسخ:چون رویکرد ها به اسلام ، طوری است که گویی ما امام معصوم و خطاناپذیر هستیم و اسلام تماما در دست ماست. درحالی که باید بگوییم گوشه ای از اسلام را با فهم خطا پذیر خودمان تلاش کرده ایم کشف کنیم و هیچ ابایی از اینکه بگوییم جاهایی را اشتباه فهمیده ایم ، نداریم!توضیح فلسفی:در غرب ، سالها تلاش کردند برای پی بردن به علوم طبیعت ، ذات طبیعت را کشف کنند. مثلا در فلسفه و طبیعیات به دنبال آرخه (Arche) یعنی ماده ی اولیه ی جهان میگشتند. یا مثلا میگفتند برای درمان بیماری اول باید بفهمیم که بیماری چیست و علتش چیست و... یا برای خاموش کردن آتش اول بفهمیم که ذات آتش چیست و... اسم این رویکرد در علوم و فلسفه را که تلاش میکند به ذات پدیده ها دست پیدا کند را ذات گرایی یا اسنشالیسم (Essentialism) میگوییم.از مقطعی به بعد بخاطر تحولاتی که در فلسفه علم غرب رقم خورد ، این رویکرد به کنار رفت و گفتند ما کاری نداریم که ذات پدیده چیست ، بلکه دنبال روشی هستیم که این پدیده برای ما کار کند (Pratic) بعنوان مثال سوای از اینکه ذات پدیده ها چیست میبینیم (به تجربه) که آب آتش را خاموش میکند و این ماده ، فلان درد را درمان میکند. تا وقتی که این ، برای ما «کار» میکند از آن استفاده میکنیم و وقتی ببینیم دیگر کار نمیکند یا روش بهتری یافتیم ، آن را بهبود میبخشیم و اصلاح میکنیم. اسم این رویکرد در فلسفه غرب رویکرد دکترینالیسم (Doctrinalism) نامیده شد. در اینجا دکترین به معنای برداشت شما از طبعیت است ، نه ذات طبیعت. بدیهی است که هیچ تعصبی روی آن ندارید و از قضا ، تلاش میکنید که هرچه سریعتر اشکالات آن مشخص شود تا آن را ارتقا بدهید و بهبود ببخشید.اگر بجای رویکرد اسنشیالیسم که میگوید ذات اسلام را دریافته ام ، رویکرد دکترینالیسم حاکم بود و میگفت فعلا فهم من این است و ممکن است اشتباه باشد ، هیچ تعصبی نداشتیم که یا به لحاظ تجربی ، آنتی باکتریال بودن ضریح و حرم اثبات شود و یا از این ادعا ، دست برداریم.دردآور و شگفت آور آنکه این نکته را بصورت تئوری تا حدودی در حوزه علمیه قبول داریم. یعنی هیچ فقیه یا مفسری ادعا نمیکند که فهم من صد در صد منطبق با فهم امام معصوم است و اساسا کثرت تفاسیر و رساله های عملیه مراجع تقلید نیز به همین سبب است.واضح است که برای یافتن اشکالات دکترین و ارتقای آن ، باید گزارشات شکست و خلاف عملکرد آن را بخوانید و بپذیرید که در جاهایی اشکالاتی دارید. و این همان منطق دیالکتیک گم شده است که هیچ جایی در جامعه علمی ما ندارد که به واسطه آنتی تز و سنتز آن ، دکترین شما یک ورژن پیشرفت کند.متاسفانه هیچ جای تحمل مخالف (آنتی تز) و گفتگو با آن در نقاط مهم علمی و فرهنگ ما رواج ندارد. در همین قضایای اخیر کسانی که ضریح لیس میزدند به ما گفتند بخاطر یک ویروس ایمان (=مناسک) خودتان را تعطیل کردید و ما نیز آنها را اجیر شده و جاسوس استکبار در قالب طرح ماهان اسرائیل ، برای بدنام کردن مذهب دانستیم. ما آنها را جاسوس و آنها ما را کافر میدانند ، دیگر چه جای گفتگویی باقی میماند؟ همین ماجرا را در مواردی نظیر قمه زنی و کنسرت مشهد و... نیز میتوانید دنبال کنید.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Sun, 01 Mar 2020 18:46:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا چند همسری جنجالی شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-b3h040ekoab0</link>
                <description>یه حسی تو وجود همه ما هست که یه سری مسائلی زشت هستن و شان دین نیست دربارش نظر بده (رابطه جنسی و شهوت و توالت و...)  پیامبر ص حج تمتع را حلال اعلام کرد ولی خلیفه دوم حرام اعلام کرد و گفت خوشم نمی آید مردم در ایام مقدس حج (وارد رابطه جنسی شوند و) درحالی که آب غسل جنابت از آنها میچکد در حج شرکت کنند. این را من از جنس پاراگراف اول میدانم. بعضی روحانیون وقتی آداب و دستورات روایات درباره مسائل جنسی را در سالهای اخیر مطرح کردند موجب تعجبها و بعضا تمسخرهای فراوان شد درحالی که این احکام و توصیه ها هیچ فرقی با دستور اقامه نماز و روزه نداره. ولی ناخودآگاه پاراگراف اول میگه دین رو چه به این مسائل زشت؟ اولین چیزی که درباره مرد #چند_همسری به ذهن همه متبادر میشه اینه که شخص شهوترانی هست که به لذت بردن از یکی قانع نشده. اگر چنین چیزی در دنیای سکولار باشه میش زرنگی و مایه طنزها درباب مخفی کردن دوست دخترهای همزمان از همدیگه.ولی اگر دین راه حلالی گذاشته باشه ذهنیت پاراگراف اول میگه دین چرا درباره همچین چیز زشتی که ما در خفا همه دوستش داریم و دنبالشم میریم حرف زده؟ یک ذهیت دیگه درباره #چندهمسری یا حتی تک همسری اینه که لذت جویی و شهوت کارهای کثیفی هستند که به قول اون جوک معروف، «من دیگه ازدواج کردم که دور اون کثافت کاری ها رو خط بکشم» اینها همه جدای از قضاوت و تجویز یا تحریم #چندهمسری هست. صرفا بررسی بود درباره یک پیش ذهنیت درباره بعضی مسائل .</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2019 20:05:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا به دنبال تکرار فاجعه منا در کربلا هستیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-zdnrzzckyaou</link>
                <description>یکی از دوستانی که به سفر زیارتی #اربعین رفته بود نقطه نظراتی داشت که سعی میکنم در قالب این نوشته خلاصه بگم. او تا جایی که ممکن بود با ماشین رفته بود و جاهایی پیاده رفته بود که مثلا بین دو ایستگاه ماشین بود.میگه به هرکس میگم مسیر نجف کربلا رو پیاده نرفتم جوری شوکه میشه و اظهار تاسف و تاثر میکنه که انگار گناه کبیره ای کردم یا مثلا رفتم عراق ولی زیارت نرفتم. در ذهن عوامی که به جای گوش دادن به دهان عالم دین، مرجعش شده مداح ، بهتر از این ذهنیت درست نمیشهخیابان منتهی به کربلا موضوعیت نداره بلکه خود کربلا و حرمها موضوعیت دارند (برعکس تصور عوام فعلی) وقتی شما چند ده میلیون نفر رو به زور و تبلیغ در یک برهه به یک مکان خاص کوچک میفرستید نتیجه طبیعیش چندتا چیز هست:1- کاهش کیفیت خدمات و بهداشت 2- درهم بودن محرم و نامحرم به گونه ای که شخصی میگفت به جز اینکه زنان و مردان نامحرم کنار هم میخوابند ، در یکی از مکانهایی که کمی ازدحام بیشتر بود یک زن توسط چهار نامحرم در چهار جهت بصورت فشرده محاصره میشد. آیا اینکار دینی و اسلامیست؟در چنین شرایطی بعضی خطیبان معلوم نیست بر چه اساسی تاکید دارند که هرچه بیشتر ازدحام جمعیت زیارت اربعین رو زیاد کنند. متاسفانه هیچ مستندی هم از آیات و روایات و حتی عقل ارائه نمیدهند و صرفا بیان آرزو میکنند:یکی دیگر از سوالاتی که خوبه آقای میرباقری و همفکران پاسخ بدن اینه که این عدد 300 میلیون طبق چه محاسبه یا از کدام آیه و روایت درآمده؟ چرا 301 میلیون یا 299 میلیون یا مثلا یک میلیارد نباشد؟ چرا نگیم کل کره زمین رو میخوایم در عراق جمع کنیم وقتی کنتور ندارد؟اینکه حرفی خلاف یا فارغ از آیات و روایات بگیم یک مصیبته و اینکه ارجاع به روایات صدر اسلام بدیم ساده انگاری دیگر. آیا جمعیت حجاج یا زوار صدر اسلام با امروز قابل مقایسه است؟ آیا توصیه های دینی و فقهی نباید مطابق با مقتضیات زمان باشه؟ زمان آگاهی از ویژگیهای فقیه نیست؟تعظیم شئائر یک واجب کفایی است. همینکه یه جمعیتی بیان عزاداری در کربلا کفایت میکنه. حتی همین جمعیت فعلی زیارت اربعین هم اکثرا توفیق زیارت حرم و حتی دو رکعت نماز در حرم را پیدا نمیکنن. افرادی که نزدیک روز اربعین به کربلا میرسن بعضا همون ابتدای شهر کربلا سلامی میدن و برمیگردنتنها ثمره ی چنین سفری که بدون زیارت حرم برگردیم میشه همون مبحث قدرت نمایی سیاسی. سوال مهمی که ایجاد میشه اینه که تا کجا حق داریم عبادات فردی رو فدای مسائل سیاسی کنیم. اگر همین افراد با یه سفر حساب شده زمان مناسب میرفتن حرم رو زیارت میکردن و نماز میخوندن بهتر نبود؟با توجه به رقمهای نجومی درهزینه ارتباطات موبایلی و اینترنتی و رفت و آمد ، بعضا از هزینه ی سفر کاروانی در ایام عادی بیشتر شده. یک روایت از امام حسن عسکری ع درباره اربعین و یک جمله از انجیل یوحنا شده مبنای اینکه گسترش پیاده روی اربعین مقدمه ظهور است!و چون مقدمه ظهور است پس (معلوم نیست برچه مبنایی) باید آن را با جمعیت بیشتری برگزار کنیم. کاش قدری به عقول ما احترام میذاشتن و میگفتن اینها از کدام روایت برداشت شده؟حتما باید یک چیزی شبیه فاجعه منا در کربلا درست کنید؟ البته در اون صورت، در پاسخ به این شبهه که چرا امام حسین ع جلوی فاجعه رو نگرفت نمیگن ما اشتباه گفتیم. میگن این کشته شدن مردم خودش مقدمه ی ظهوره! ظهور خون میخواد و روایت هم داریم براش.در پایان جا داره یادی کنم از این سخن طلایی میلاد دخانچی و بازنشر کنم. اینبار به مناسبت استدلالهای فوق العاده قوی بعضی برای افزایش جمعیت زوار اربعین.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 15:52:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه دو جریان سیاسی ایران ، با معیار گفتمانهای چهارگانه</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-v3xgn1jplssi</link>
                <description>دایره ی بالا ، مجموعه ی یک کار کامل در طراز انقلاب اسلامی ایرانه که باید هر چهار وجهش با هم دیده بشه و پیگیری بشه تا کار کامل و خوب باشه.اصلاح طلبان قاعدتا باید حرفهای روشنفکری سطح بالای دور از سطح جامعه بزنند ولی حرفهایشان به راحتی باور و پذیرفته شده. حزب اللهی ها قاعدتا حرفشان برآمده از پایینترین سطوح جامعه و مردم باید باشه ولی با هزار استدلال هم نمیتونن به جامعه بفهمونن چی میگندو دلیل داره:1-روشنفکران در کنار حرفهای روشنفکری،ضمیمه ی نفسانیات هم دارند ولی حزب اللهی در مقابل، به جای ضمیمه ی فطریات ،ضمیمه ی امنیتی جات تهیه کرده2-حزب اللهی در سالهای اخیر شدیدا از کف جامعه پرواز کرده و عالیترین سطوح قدرت مستقر و محافظه کار رو در دست داره و از جامعه دورهگفتمان آزادی:اونا میگن آزادی. ولی بجای استناد به عمیقترین مبانی فلسفی آزادی و سخنان عبدالکریم سروش، اشاره به لولیدن دختر و پسر داخل همدیگه در جامعه و ورزشگاه و... میکنند. گفتمان امنیت ما وقتی جواب میده که تهدید ملموس و عینی باشه ،که در اون صورت دیگه امنیت نداریم!در واقع این گفتمان درون خودش متناقض نماست. مثلا نتانیاهو وقتی چند دوره با گفتمان ضرورت امنیت رای میاره،تهدیدات برای مردم اسرائیل کاملا ملموس و عینیه. اصلاح طلبان در معنای آزادی مثال ملموس آزاد بودن تلگرام و کانالهای مخالف رو مثال میزنند که داخل گوشی هرایرانی هست مخصوصا طبقه متوسط.گفتمان امنیت ملموس ترین مثالش اینه که داعش میاد سرتو میبره و به زنت تجاوز میکنه.چیزی که حتی یک درصد هم برای هیچکس محسوس و نزدیک نیست خطرش.گفتمان اسلام و مشروعیت:گفتمان دیگری که سعی شده حزب الله نمایندش باشه گفتمان اسلامه.که طرف مقابل با پاتک «اسلام آسان» در مقابل «اسلام سخت»این نمایندگی رو هم از حزب الله گرفته. مثلا جناح مقابل میگه من هم تحت حمایت مراجع و رهبری هستم و آخوند هم هستم و مقید به اسلام. چه دلیلی داره که من مخالف اسلام باشم و فقط حزب الله نماینده اسلام باشه؟ و مردم معمولا اسلام آسان رو انتخاب میکنند.گفتمان کارآمدی:گفتمان دیگری که حزب اللهی سعی کرده نمایندگی کنه کارآمدی و مدیریت جهادیه. مفهومی که با فساد و با لیبرالیسم مخلوط شد. طرف مقابل میگه من هم لیبرال هستم هم فسادم کمتره یا حداقل برابریم! بنابر این نسخه ی سازش طرف مقابل (آسان) ملموس تر از نسخه ریاضت جهاد و خودکفاییه (سخت).گفتمان مردم سالاری:در نهایت از بین گفتمانهای آزادی ،کارآمدی،مشروعیت اسلامی، و مردم سالاری، فقط همین آخری میمونه که ناگفته پیداست حزب الله با اعتقاد به نهادهای انتصابی و تاکید مکرر بر تناقض دموکراسی و اسلام و نفهم بودن اکثریت،و فاصله زیاد از مردم،نمیتونه در مقابل گفتمان دموکراسی اونا دوام بیاره.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Fri, 11 Oct 2019 11:28:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده ای درباره نسبت استیت و انقلاب</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-yd48tvtqnezh</link>
                <description>پیش فرض ما در این مطلب این است که ما با دو نوع نیاز مواجه هستیم:1- نیاز به ایستایی2- نیاز به حرکتدر بعضی موارد بشر نیاز دارد که چیزی ثبات خود را حفظ کند. یک اتومبیل را درنظر بگیرید که سوار آن هستید و رانندگی میکنید. نیاز دارید که بعضی چیزها ثابت و محکم باشند مانند زمین ، داشبورد، صندلی، آینه و... چنین اجزای ثابتی ، اگر متحرک شوند ایجاد مشکل میکنند و باید تمام تلاش در جهت برگرداندن ثبات به آنهان انجام شود. مثلا با یک صندلی لق و لرزان نمیشود رانندگی کرد و در اولین فرصت باید آن را محکم کنید (حالت فعلی خوب و مطلوب است و هرگونه تغییری بد است ، و باید به حالت اولیه بازگردد)و اما در بعضی موارد بشر نیاز دارد که چیزی متحرک باشد. در مثال اتومبیل ، جمود و ایستایی تایرها یک عیب اساسی است که اساس کار سیستم را زیر سوال میبرد و مختل میکند. اجزای متحرک دیگری نیز هستند که هریک در حد خودشان میتوانند با گیر کردن و جام شدن ، سیستم را با مشکل مواجه کنند. مانند دسته ی راهنما و دکمه ها و سیستم بالابر شیشه ماشین و... در چنین اجزای متحرکی ، حرکت اصل محسوب میشود و ثبات و ایستایی حالت نامطلوب آن است.البته نکته ای که درباره ی هردو نوع مذکور وجود دارد ، این است که هرگونه ثبات یا تحرک باید در مکان و جهت مطلوب و معطوف به اهداف سیستم باشد.استیت ایستا (استاتیک):استیت ، کارکردش حفظ وضع موجود و ثبات و ایستایی است. در چنین حالتی ، وضعیت ما با استیت ثابت باید گزینشی باشد. به این معنا که نه بصورت مطلق باید آن را رد و نه مطلقا تایید کرد. بلکه در طراحی سیستم جامعه ، در جاهایی که به ثبات احتیاج داریم از مدل استیت پیروی کنیم.انقلاب در حرکت (داینامیک):اول از همه باید تکلیف خود را با این مفهوم مشخص کنیم و صادقانه آن را رد کنیم یا بپذیریم. چرا که اگر اصطلاحا تکلیف ما با مفهوم حرکت انقلاب مشخص نباشد ، نمیتوانیم درباره اجزای ثابت و متحرک آن تصمیم بگیریم.تمدن غرب به این نتیجه رسیده که نظام مدنظرش محقق شده ، لذا اکثرا سیستمها و زیر سیستمهای آن از جنس استیت ایستا هستند که فقط نیازمند اداره و تعمیر و نگهداری میباشند. مانند کسی که با اتومبیلش به مقصد رسیده و توقف کرده است.اگر ما نیز عدم حرکت را انتخاب کردیم باید سیستمی عمدتا از جنس استیت داشته باشیم. ولی اگر حرکت و انقلاب مداوم را انتخاب کردیم ، باید سیستمی طراحی و انتخاب کنیم که در مجموع، این حرکت را محقق کند.استدلال در رد استیت به این دلیل پذیرفته نیست که سیستم به اجزای ثابت و ایستا نیازمند است. و استدلال در تایید مطلق استیت نیز به این دلیل پذیرفته نیست که اتومبیل انقلاب در حال حرکت است.نه با استیت به تنهایی و نه با نهاد انقلابی به تنهای نمیتواند حرکت کرد و به مقصد رسید. به هردو به نسبت متناسب نیاز است و هیچکدام نباید همدیگر را نفی کنند و درگیر شوند.در ساختار سیستم فعلی ، بدون تعارف ، باید تمام اجزایی که قرار بوده مانند تایر بچرخند و ما را به سمت اهداف انقلاب حرکت بدهند ، ولی ساکن و ایستا گیر کرده اند ، تعمیر و تعویض و تغییر ساختار داده شوند. به طور مشخص نهادهایی که قرار بوده انقلابی باشند و چرخ پیشروی انقلاب محسوب شوند ، خود تبدیل به یک جَک شده اند که سیستم را در وضع موجود نگه میدارد و اجزای ایستا و محافظه کار دیگر روی آنها سوار میشوند. لازم است دوباره این اجزا تبدیل به چرخ بشوند.اما نهادهایی هم نیاز داریم که باید ثبات داشته باشد و مدافع وضع موجود خود و محافظه کار باشند. چرا که ما آنها را به همین صورتی که هستند ، میخواهیم. ولی باید توجه کرد که علت ثابت بودن بعضی اجزای اتومبیل این است که خیال شما از بابت آنها راحت باشد و بتوانید روی حرکت ، تمرکز کنید. اگر بنا شد اجزای ثابت ماشین ، با سنگین کردن یا گیر کردن ، حرکت سیستم را کند کنند ، خود نقض غرض است. بنابر این کارکرد اجزای ثابت ، تکیه بر آنها و راحت بودن خیال از بابت آنهاست. شاید مثالی که برای اجزای ثابت سیستم بشود زد ، مثال بروکراسی است. اگر بروکراسی به این معنا باشد که هرکس تکلیف خود را دقیق بداند و روال کار اداری برای هر چیزی مشخص باشد و با الزام صدور مجوزها ، جلوی هرج و مرج و سو استفاده ها گرفته شود ، این خود یک سیستم ایستا است که با راحت کردن خیال و تسهیل امور جزئی ، تمرکز مدیران و ملت را بر «حرکت» نگه میدارد و درگیر حواشی بیهوده نمیکند.اما اگر این بروکراسی خودش تبدیل شد به یک ترمز ، که هر حرکتی که خواست انجام شود ، آنقدر درگیر کاغذبازی های فرسایشی بشود که از حرکت بایستد یا کند شود ، مصداق همان نقض غرض است. مانند این است که صندلی ماشین 10 تن وزنش باشد یا سپر ماشین طوری باشد که مدام به چیزهای مختلف گیر کند!اساسا استدلال کسانی که میگویند«مگر بدون دولت (استیت) میشود کشور را اداره کرد؟» و معتقدند که کشور دیگر سرپا نمیماند و از حمایتهای بزرگان از دولت و لزوم تبعیت از قانون ، فکت می آورند ، همین است که بین اجزای متحرک و اجزای ثابت سیستم جامعه فرق نمیگذارند. و از آن بدتر ، بعضی اصلا نفس حرکت را نمیفهمند یا قبول ندارند یا تصور میکنند همین که داخل ماشین نشسته باشید و زمان بگذرد خودش حرکت رو به جلو است!گام دوم انقلاب از نظر این عده ، این است که همینطور کجدار و مریز صبر کنیم و داخل این ماشین بنشینیم تا 40 سال دیگر هم بگذرد ، درحالی که هر انسان عاقلی از کلمه ی «گام» مفهوم «حرکت» را استنباط میکند. حیات نباتی برای این عده موضوعیت دارد ، و مرگ سیستم را مثل شاه سلطان حسین فقط زمانی میفهمند که صندلی از زیرشان کشیده شود ، چرا که خودشان هم در اندیشه مُرده و دارای حیات جسمانی هستند. محافظه کارند و هرکس که خواهان حرکت سیستم باشد را تندرو و مخل امنیت و آنارشیست میدانند.در لفظ میگویند امنیت را تامین کرده اند ولی نمیگویند حرکت را نابود کرده ، و امنیت فعلی صرفا حاصل درب و پنجره ی این خودروی پنچر ساکن است ، آری این درب و پنجره ظاهری هنوز نگذاشته گرگ ما را بخورد. ماشین اینها فقط بنزین بودجه جاری را میخورد ولی چون حرکتش در حد مصرفش نیست ، کارآمدی ندارد. بعضی از ما را در صندوق عقب ماشین جا کرده اند و بعضی روی صندلی جلو نشسته اند. اجازه ی پایین کشیدن شیشه و تنفس هوای آزادی در چهارچوب همین سیستم را هم نمیدهند.عدالت و آزادی چون نیاز به تغییر در وضعیت سیستم دارد میانه ی خوبی با آنها ندارند. مردم فقط به این درد میخورند که چهارسال یکبار راننده ی ماشین را از سرنشینان صندلی جلو انتخاب کنند و بعد دیگر ساکت باشند.گام اول در راستای اصلاح این سیستم ، این است که پس از مشخص کردن اهداف انقلاب ، اهداف و وظایف هر سیستم بصورت تفکیک شده مشخص شود ، که مقداری از این کار طی ابلاغ سیاستهای کلی دستگاهها انجام شده و باز هم باید روی آن کار کرد.گام دوم ، بررسی وظایف هر قسمت از سیستم و زیر سیستم (ساب-سیستم) است. در این مرحله باید تشخص داده شود که یک سیستم داینامیک نیاز داریم یا یک سیستم استاتیک. سپس با توجه به آن ، سیستم را بنا به نیاز restructure , reorganize , rebuild , replan , reform یا.... کنیم.نتیجه گیری :ما نیازمند طراحی یک ماشین جدید هستیم ، یک سیستم اداره برای جامعه ، که پیش فرضش حرکت در راستای اهداف انقلاب باشد. در چنین سیستمی ، ما حتما اشتراکاتی با استیت خواهیم داشت ، به دلیل اینکه یک سیستم در حرکت ، شامل اجزای ثابت و اجزای متحرک میباشد. </description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 20:14:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخواست انتحار از مردم توسط اکانتهای وابسته</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-vu5ebrxhayym</link>
                <description>سایت حوزه: ما این قضیه را در منابع روایی دست اول نیافتیمسایت حوزه: در هیچ منبعی نیامده است که با وجود خطر قطعی، ائمه اطهار(ع)، برای زیارت کربلا، تشویق کرده باشند و یا دستوری داده باشند. در زمان متوکل عباسی که متعرض زائران حسینی می شدند امام هادی(ع) به ایرانیان دستور دادند که به زیارت حضرت عبدالعظیم الحسنی مشرف شوند...امّا در مورد قطع دست برای زائران آن حضرت در زمان متوکّل، ما این قضیه را در منابع روایی دست اول نیافتیم...در فقه شیعه، موضوع استطاعت حج، از جمله شرایط استطاعت (و در نتیجه وجوب حج بر شما) این است که راه امن باشه.سال 94 بعد از تجاوز به دو نوجوان و فاجعه منا بعضی علما در وجود امنیت (و استطاعت و وجوب) نقطه نظرات مخالفی داشتند و در درس خارج بیان کردندعده ای جاهل به مرحوم آیت الله بروجردی میگفتند 364 روز سال را مقلد شما هستیم ولی این یک روز را میخواهیم قمه بزنیم!حالا ادامه ی همونها،میگن بله مخلص فقه شیعه هستیم ولی امام حسین ع کلا چیزی جدای از اسلام و خدا و شریعت است!این روند شریعت گریزی در عزاداری اهل بیت ع موجب وهن دین و نقض غرض خود معصومین است و باید متوقف شود.این هم با تعارفاتی نظیر آقای #شهاب_مرادی و دیگران که میگویند هرکس هرکاری کرد در عزاداری به من و تو ربطی ندارد ،اصلاح شدنی نیستباید با خرافات مبارزه کرد. باید هر روایت تاریخی را فقط با منبع و سند معتبر بپذیریمنباید شجاعت و فداکاری، با حماقت انتحاری  یکی شود. شیعه شجاع است ولی محاسبه ی جانش را میکند به این معنا که خود را نفله نمیکند. تمام اقدامات احتیاطی شرط عقل است و در فقه شیعه هرچه عقل به آن حکم کرد ، حکم شرعی است.شخصا نمیتوانم بپذیرم که اگر قتل و کشتار و نا امنی در راه زیارت ایجاد شد،بشود زیارت را جایز دانست.مشکل بعضی دوستان این است که تصور میکنند اگر زیارت مدتی انجام نشود تمام شعائرزیر سوال رفته و اسلام نابود میشود.با یک روایت بی سند از یک اقدام غلط،میخواهند بگویند مردم!اگر شما را کشتند هم ما به تبلیغات برای اینکه زیارت اربعین را نتوانستند تعطیل کنند نیاز داریم.هرچند تپه کشته های مردم هم خوراک خوبی برای تبلیغات است.حالا رفتار آن افرادی که به فرض! دست خود را هم برای زیارت قطع میکرده اند ، شده است عمل معصوم؟ در زمان امام هادی ع (معاصر متوکل ل) وقتی متعرض زوار ایرانی شدند ،امام فرمودند بجایش به زیارت عبدالعظیم حسنی بروید.(بحارالأنوار، ج99، ص268)لازم است ملت گول اکانتهای وابسته و نا امن را نخورند و به هشدارهای امنیتی مسئولان توجه کنند.یکی از وظایف وزارت امور خارجه هر کشور، بررسی اوضاع کشورهای دیگر از طریق سفارتخانه ها و دادن هشدارهای لازم جهت حفظ جان و امنیت شهروندان است. میتونید با این تحلیل کارشناسی و.ا.خ و سفارت مخالف باشید (با دلیل یا بررسی) ولی لجبازی ، یا تکفیر وزارت خارجه معنی نداره.وظیفه ی علما و مبلغین است که با این خرافات و با این حماقتهایی که تبلیغ میشود و مردم را به دل خطر میفرستد مبارزه کنند و در باره ی آنها روشنگری کنند.یک عاقل پس از شنیدن این جعلیات ، و پس از مطالبه ی سند معتبر برای آن ، این سوال را میپرسد که آن زن در مراحل بعدی کجایش را قطع کرد؟ در آخر عمرش چه اعضایی برایش باقیمانده بود؟ آیا تمام شدن اعضای بدن دلیل قابل قبولی برای ترک زیارت هست با این منطق؟خدا عاقبت همه را به خیر کنه ان شاالله</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 15:56:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزادی دلیل میخواهد ، محدودیت دلیل نمیخواهد</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-u6vjq8pzsdpz</link>
                <description>آزادی دلیل میخواهد ، محدودیت دلیل نمیخواهد.هر مکتبی داشته باشیم ، آزادی یعنی نبودن قید و بند و مساوی است با خلاء آن ایدئولوژی. هر ایدئولوژی دلایل خاص خودش برای دادن آزادی به پیروانش را در بعضی حدود دارد که مطالعه ی آنها جالب است.در غرب آزادی فرهنگی-اجتماعی را برای ایجاد جذابیتهای نفسانی که همراستای ایدوئولوژی است اعطا میکنند. همچنین برای ایجاد روحیه ی مثبت در جهت کار و تولید ثروت بیشتر برای نظام سرمایه گرایی.همچنین آزادی را به دلایل دیگر مثل تحت کنترل گرفتن راحت تر اعطا میکنندکه این در ادبیات منتقدان مشهور است به «توهم آزادی» یا «احساس آزادی».بعنوان مثال اگر مدام احساس کنید که در فضای سایبری از اطلاعات شما استفاده میشود دیگر به این راحتی اطلاعات شخصی خود را روی آن بارگذاری نمیکنید، پس لازم است این کنترل ،نامحسوس باشد.در اقتصاد سرمایه گرایی،آزادی برای ایجاد رقابت و حذف قوانین دست و پا گیر و موانع تولید و افزایش بهره وری ایجاد میشود که همه اینها با هدف تولید ثروت بیشتر اعطا میشوند. در چنین ساختاری حتی مرخصی ها هم ناچار با هدف افزایش بهره وری شغلی اعطا میشوند وگرنه مطلوب ،کار24 ساعته است!در اسلام یکی از اهداف اعطای آزادی ،ایجاد روحیه ی شادابتر و قلب متمایلتر جهت انجام عبادت است. یکی دیگر از اهداف،جلوگیری از خروج فرد از دایره ی اسلام و شریعت میباشد. چرا که کسی اگر باور کرد که از شریعت و اسلام خارج شده دیگر معلوم نیست چقدر از ان دور میشوداین مصداق همان است که وقتی آب از سر رد شد دیگر یک متر و صدمتر فرقی ندارد. باید کسانی که یک متر از اسلام دور شده اند را هم زیر پر و بال گرفت تا کم کم رشد کنند و برگردند. لذا لازم است از آزادی در جامعه ی اسلامی دفاع کنیم. حد دادن آزادی آن است که بخش عمده مردم داخل اسلام بمانند</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 12:15:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بستن باب گفتگو و نقد به نفع هیچکس نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qgq5dqqmmo4r</link>
                <description>معمولا متخصصها  مخصوصا در حوزه اقتصاد را دنبال میکنم ولی یکی از دلایل عدم تمایل به دنبال کردن صحبتهای آقای عبدالملکی همین منطق قوی و پاسخ متقن ایشان است که در توییت مشاهده میکنید!ایشان متوجه نیستند که حاج آقا پناهیان یک نظر نیست که کسی مخالف یا موافق آن باشد بلکه شخص هستند با مجموعه ای از نظرات.معمولا درباره شخص از لفظ منتقد استفاده میکنند که پاسخ انتقاد نیز جاهل و حسود خواندن طرف مقابل نیست.قطعا بستن باب گفتگو و نقد به نفع هیچکس نیست. مخصوصا اگر به بت سازی و قدیس سازی از اشخاص غیر معصوم در حوزه علم و تفکر منجر شود.از چند روز پیش که این توییت را دیدم نخواستم چیزی بنویسم ولی هربار وارد توییتر میشم انگار مدام جلوی چشممه.حالا اینکه هشتگ #حب_الحسین_یجمعنا چه ربطی به این توییت داشت خدا داند. امیدوارم منظورشون این نباشه که مخالفین حاج آقا مخالف و دشمن امام حسین ع هم هستند!</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2019 09:59:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در نقد آثار فرهنگی سفارشی و حکومتی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%DB%8C-css9gt3fil7i</link>
                <description>وقتی نهادهای حکومتی میان پشت فیلمها و برنامه ها وآثار و... باعث میشه از فردا هرکس کار خودجوش هم کرد ابتدا بگردیم دنبال اینکه کی پشتش بوده که تونسته بیاد بالا یا دعوت بشه یا موفق بشه... حتی خود ما هم زیر سوال میریم که چطور تونستن به این برنامه دعوت بشن یا برنامه بسازن.اینکه حاکمیت باید به سرگرمی و حال خوب مردم کمک کند شکی نیست. ولی آرزوی من این است که وقتی فیلم را میبینیم دیگر به این فکر نکنیم که آیا سفارشی بود و سفارش کجا بود.حمایت نهادها از آثار نباید تبدیل به رویه شود.اینطور دیگر حرفهای درست فرصت تنفس از پس غرض ها پیدا نمیکننداین باعث میشود از این به بعد هرکس حرف متعهدانه و ملی زد برچسب وابسته بودن و سفارشی بودن بخورد و به این فکر شود که کدام نهاد امنیتی پشت این آدم یا پشت این اثر است. چون سفارش در چنین آثاری تبدیل به رویه شده.(#میلاد_دخانچی در برنامه #نقد_سینما 1397)</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Fri, 30 Aug 2019 23:45:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکات جالب لایو دکتر سیدمجید حسینی درباره عدالت آموزشی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%88-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-ybgqwysqp6xc</link>
                <description>دکتر سیدمجیدحسینی:رتبه اول کنکور امسال نماد وضعیت نابرابر بود.در مدرسه ای بود که دوتا رتبه زیر3کنکور داشت.پدرش جراح بود.کسی بود که لازم نبود اصلا مدرسه بره.خرج هرکس این 50 میلیون تومن را بکنی در این مدرسه رتبه خوب می آوردبیشترین تعداد مدرسه خصوصی مال بنگلادش است. کمترین تعداد مال کشورهای اروپایی استدر بعضی کشورهای اروپایی مدرسه خصوصی نداریم. در بقیه مدرسه خصوصی کیفیتش از مدرسه دولتی کمتر است و مردم به دلایلی مثل زبان یا مذهب در آن ثبت نام میکنند.#لیبرالیسم جمع گرایی را زد و فردگرایی را توصیه کرد. منظورش این بود که یک لایه نازک شبه مرفه در بالای جامعه بعنوان امید و قله ایجاد کند (به هر روشی که شده از جمله #رانت و #تبعیض) و به بقیه بگوید باید بدوی دنبال استعدادت تا به آنها برسی#سیدمجیدحسینی#نه_به_تبعیض#من_یک_خیابانی_ام</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 16:43:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر رشته از امنیت به فرهنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-dofjesyziicu</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمدلنوشته:بالاخره دیشب تصمیم گرفتم از رشته امنیت ملی به رشته فرهنگ تغییر رشته بدهم.برای رشته ی ما (علوم استراتژیک) که به مباحث کلان تمام رشته ها سرک میکشد ، انتخاب یک رشته تخصصی از یک سو دشوار و از یک سو (با توجه به پیچیدگی های جامعه و سیستمهای معاصر) واجب است.البته انتخاب یک رشته به معنای کنار گذاشتن مطالعات میان رشته ای نیست ، بلکه به معنای معطوف شده همه ی مطالعات به سمت و سویی خاص است.همچنین انتخاب یک رشته (گرایش) در علوم استراتژیک به معنای وارد شدن به مباحث تاکتیکی یا تکنیکی نیست و سطح کار همچنان معطوف به مباحث کلان و همه جانبه خواهد بود.مدتها بود وضعیت قبلی مرا آزار میداد. از سال 1394 که بصورت تخصصی کار در رشته امنیت را (البته با داشتن پیش زمینه های عمومی قبلی) آغاز کردم، بیش از 4 سال میگذرد. رشته امنیت را به جهت شرایط آن روز و همچنین بخاطر علاقه شخصی انتخاب کردم.معایب رشته امنیت عبارت بود از نبودن اطلاعات کافی در دسترس و در نتیجه ناقص شدن بعضی تحلیلهای کلان نگر ، عدم تحمل انتقاد توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ، نبودن کارگروههای امنیت در مراکز پژوهشی برای پیوستن به آنها و انجام کار گروهی و...انتخاب رشته ی دیگر دشوار بود. مرور رشته های دیگر مرا به حصر منطقی رساند که به جز فرهنگ ، انتخاب بهتری ندارم.اگر سقف امنیت را کنار بگذاریم ، 2 ستون قدرت سایبرنتیک یعنی اطلاعات و انرژی ، ستونهای خیلی کلی و معطوف به کنترلی به نظر میرسند که با توجه به اینکه اخیرا با ساختار کنترل از بالا در استیت مدرن مشکل پیدا کرده ام نمیتواند روح علمی-پژوهشی من را ارضا کند.در ساختار قدرت ارگانیک ، از 5 ستون قدرت هریک مزایا و معایبی دارد. ستون نظامی که در مبحث امنیت بررسی شد.ستون اجتماعی هیچگاه برای من جذاب نبوده. منکر ضرورت مطالعات اجتماعی نیستم ولی چه در مطالب جامعه شناسی چه در سطح استراتژیک مباحث جامعه ، هیچگاه مطلب جذابی برایم نبوده و حتی میتوانم بگویم که مطلب کاربردی برای جامعه نیز آنچنان وجود ندارد. و حتی از این بالاتر و در نگاه انتقادی ، اگر علوم استراتژیک و رویکرد ماموریت مدار (استقامت مدار) را شامل ویژن-میشن درنظر بگیریم ، علم جامعه شناسی بعنوان مطالعه ی وضع موجود و بدون ارائه ی الگوی مطلوب ، علمی ناقص خواهد بود.ستون سیاسی الی ما شاالله هم تحلیلگر و هم بازیگر دارد ، آنقدر که دیگر اشباع شده و به نظر نمیرسد ورود تخصصی امثال بنده دردی را دوا کند. چه اینکه با رویکرد واجب کفایی نیز به حد کافی ورود در این عرصه انجام شده است.ستون اقتصادی نیز هرچند وضعیت مطلوبی ندارد و الی ماشاالله کارگروه و پژوهشگاه اقتصادی و همچنین اقتصاد اسلامی و همچنین اقتصاد مقاومتی و همچنین... داریم ، به نظر میرسد ورود به این عرصه محل تردید باشد. این ستون نیز مانند ستون سیاسی وضعیت خوبی ندارد ولی کنشگر و تحلیلگر و... به اندازه کافی در آن وجود دارد. هرچند شرایط برای ورود به آن از ستون سیاسی هموار تر است و حتی پیش زمینه ی مطالعاتی بیشتری نیز دارم.از بین همه ستونها تنها فرهنگ است که مطالعه گر و تحلیلگر کم دارد. از آخوند و استاد دانشگاه و معلم و هنرمند و... همه و همه خود را فرهنگی میدانند ، ولی تحلیلگر و نظریه پرداز فرهنگی خیلی کم داریم و به نوعی خلاء در این زمینه احساس میشود ؛ مخصوصا در عرصه کلان فرهنگی. عرصه فرهنگ جاییست که هرچه بخواهی میتوانی رادیکال باشی و برخورد امنیتی-قضایی با تو نشود (برعکس ستون سیاسی و نظامی و امنیتی و مقداری اجتماعی) گستره ی کار در ستون فرهنگ بسیار زیاد است. هم موضوعات علمی را شامل میشود و هم موضوعات هنری را. لازم نیست در نقد ، ملاحظه ی فلان نهاد امنیتی-سیاسی-نظامی را بکنی ، لازم نیست از جایی خط بگیری ، و لازم نیست خودت را سانسور کنی و باب میل جایی-کسی سخن بگویی ، و در یک کلام ، نیاز نیست وابسته باشی ؛ هرچند راه وابستگی نیز کاملا باز است.ستون فرهنگ میتواند تنه به سیاست و امنیت نیز بزند و بر آنها اثر بگذارد. نظریه ی فرهنگ امنیتی-امنیت فرهنگی که چند سال پیش ارائه کردم را میتوانم در ستون فرهنگ ، بهتر پیگیری کنم.و مزایای دیگری از این دست!هرچند خداحافظی با رشته امنیت ملی بسیار برایم سخت است و همیشه فرهنگ را رشته ای بسیار خنثی و عقیم میدانستم ، ولی ظاهرا چاره ای ندارم و برای اقناع خودم باید مقداری مطالعه یا بازخوانی مبنایی درباره فرهنگ داشته باشم.عجالتا از اینجا شروع میکنیم که فرهنگ در تعریف غربی یعنی مجموعه باورهای کاشته شده در ذهن ، و در سال 96 چندین جلسه روش شناسی کار فرهنگی مبتنی بر نقشه انسان در قرآن را تدریس کردم که فایل تصویری آن در اکانت آپارات حیات طیبه موجود است. یا علی ع...</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2019 14:45:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8هزار صفحه پژوهش عصر جدید کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/8%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hwqspgpah6xq</link>
                <description>آقای دکتر#بشیر_حسینی داور #عصر_جدید گفتند بعضی مغرضانه میگن این برنامه کپی بوده ولی ما ایرانی-اسلامیش کردیم از جمله(نشانه اسلامی شدنش) اینکه حجت الاسلام رفیعی چند جایزه سفر کربلا اهدا کردند به برندگان!همچنین گفتند یک کارگروه دانشگاهی درباره تلنت شو برامون پژوهش کرد و 8هزار صفحه نتیجه کارشون بود. خب چرا این 8هزارصفحه منتشر نمیشه؟</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2019 14:02:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاخص غلط ، محاسبه غلط</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D8%BA%D9%84%D8%B7-o1gkkihsmmtn</link>
                <description>اگر تحریم شدیم عیب از ماست یا از دشمن؟شاخص ما چیست؟ آیا تحریم برای ما شاخص است؟نکته ای که معمولا در تحلیلها (مخصوصا سیاسی) مورد غفلت واقع میشود این است که اگر کسی از ما مورد تحریم یا غضب دشمن قرار گرفت ، چه کسی باید مورد عتاب قرار بگیرد؟ خودی یا دشمن؟به خودی باید بگوییم چرا کاری کردی که تحریم شوی (و کاری نکردی که تحریم نشوی) ، یا به دشمن باید بگوییم چرا تحریم کردی؟این سوال علاوه بر تحریم ، بر دیگر نمودهای غضب دشمن نسبت به ما نیز صادق است.بعنوان مثال در سال 2007-2008 ایران طبق مدالیته ی توافق شده ، 18 ماه فرصت داشت تا 6 مسئله ی مبهم در مورد پرونده ی هسته ای و تعدادی مطالعات ادعایی در همین رابطه را با آژانس بین المللی انرژی اتمی حل و فصل کند. ایران موفق شد طی 6 ماه همه ی مسائل مورد نظر آژانس را با مستندات پاسخ دهد و در 22 فوریه 2008 آژانس بیانیه رسمی صادر و اعلام کرد که تمامی مسائل پرونده ی هسته ای ایران حل شده است. 11 روز بعدش در تاریخ 3 مارچ قطعنامه 1803 شورای امنیت سازمان ملل علیه ما تصویب شد! در این ماجرا چه کسی باید مذمت شود؟در همین ماجرای تحریم آقای ظریف (وزیر امور خارجه ایران) طبق بیان مقامات امریکایی ، آقای ظریف توسط یک سناتور به مذاکره رو در رو با شخص رئیس جمهور امریکا دعوت میشود و وی با توجه به سیاستهای کلی نظام این درخواست را رد میکند. در همان زمان ولی توسط سناتور امریکایی تهدید به تحریم میشود. چند روز بعد ایالات متحده شخص وزیر خارجه ایران را به دلیل آنچه «سخنگویی رهبر انقلاب در سراسر جهان» خوانده تحریم میکند. آیا در این ماجرا آقای ظریف باید مذمت شود؟البته ذکر این نکته لازم است که این سوالات با این پیش فرض پرسیده میشود که عینک جناحی-سیاسی را برداشته و عینک ملی به چشم زده ایم. لذا در این مطلب از هر دو دولت نهم و دوازدهم شاهد مثال آوردم.بعد از شاخص ذلت و حقارت ، به شاخص افتخار میرسیم. آیا شاخص افتخار ما نیز تشبه به فرنگیها است؟بارها مقامات ایرانی به خاطر تسلط کم و ضعیف بر زبان انگلیسی مورد مذمت قرار گرفته و آن دسته از مسئولان که مسلط به زبان انگلیسی هستند مدح شده اند. در لازم بودن یادگیری و بکارگیری زبانهای خارجه تردیدی نیست ، اما آیا تسلط به زبان انگلیسی شاخص افتخار است؟بعنوان مثال دیپلماتهای ما بنا به تسلطشان به زبان انگلیسی در سالهای اخیر در افکار عمومی ارزش گذاری شده اند نه شاخص عملکردشان. یا در مثالی دیگر ، چندی پیش آذری جهرمی (وزیر ارتباطات) یک سخنرانی را از روی کاغذ  در یک مجمع قرائت میکند که موجب تمسخر و مذمت وی در شبکه های اجتماعی میشود.اگر در ماجرای صحبت کردن رئیس جمهور به زبان انگلیسی بحثهایی مطرح میشود ، جنسش با موضوع بالا متفاوت است. در آن مورد بحث بر سر این است که چطور ممکن است کسی چندین سال در بریتانیا درس خوانده و رساله به زبان انگلیسی داده و دکتری گرفته باشد ولی یک جمله ی محاوره ای به زبان انگلیسی نتواند بیان کند.به امید آنکه شاخصهای غلط در اذهان ما اصلاح شود تا شاهد محاسبات غلط نباشیم.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 10:28:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر سردار یکتا درباره شیوه حکمرانی مدرن استیت در جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-tgtpdifrztxp</link>
                <description>این یکی از اعترافات و شواهد درباره ی نقش مخرب شیفت به نحوه حکمرانی مدرن استیت و تعارض آن با اسلام و انقلاب است. بیش باد! چنین اقرارهایی ما را به جلو خواهد برد و کمک خواهد کرد تا مشکلات ساختاری گذشته را اولا با شجاعت بپذیریم و ثانیا قدم اول را برای اصلاح برداریم.از این شواهد باز هم گردآوری خواهم کرد به مرور زمان ، برسد به دست کسانی که  میگویند چاره ای جز تن دادن به ساز و کار حکمرانی عمودی مدرن استیت نداریم.البته باعث تاسف است که ایشان بلافاصله پس از این جمله به اصل 44 اشاره میکنند. درست است که ما با بخشهایی از مزایا و سیاستهای خصوصی سازی موافقیم و از همه مهمتر اصل 44 قانون اساسی را قبول داریم ، اما اصل 44 با مردمی کردن مقدار زیادی تفاوت و مقدار کمی اشتراک دارد. واقعیت این است که در خصوصی سازی نیز نباید از اینطرف بام بیوفتیم و برعکس کسانی که آن را صد در صد لیبرال خوانش میکنند ، ما آن را صد در صد انقلابی و اسلامی خوانش کنیم. اصل 44 صرفا یک تکنیک است برای بهره برداری از بعضی مزایای خصوصی سازی.به علاوه اینکه اصل 44 درباره فقط بخش اقتصادی و در آن بخش فقط بخش بنگاه داری ماجرا ورود کرده است ، ولی مردمی بودن انقلاب فقط مختص به بنگاه داری اقتصادی نیست و بسیاری از بخشهای مهمتر هستند که باید مردمی باشند. خلاصه ی کلام در یک جمله: اصل 44 معادل سرمایه گرایی محض نیست ، بخش خصوصی هم معادل مردم نیست.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 09:39:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا «شفافیت» فقط مخصوص حکمرانی لیبرال است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D9%85%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qzfifcrjhyp9</link>
                <description>  به نام خداوقتی مسئله ی شفافیت در حکمرانی برای کاهش فساد مطرح شد ، بعضی اندیشمندان آن را منحصرا برآمده از حکمرانی لیبرال دانستند. هرچند با اجرای آن مخالفتی نداشتند ولی دو سه اشکال اساسی که به آن ایراد کردند عبارت بود از:این نسخه در هر حکومت و جامعه      ای قابل اجراست و برای اجرای آن حتما لازم نیست مسلمان باشید، یعنی نسخه ای      است کاملا سکولاراین نسخه از اساس و فلسفه ،      مبتنی بر سکولاریسم و حاکمیت بر جسم مردم توسط استیت شکل گرفته است و مطابق      آنچه میشل فوکو گفته ، ریشه ی آن را باید در کنار زدن دستورات روحانی به مردم      و مسیحیت کلیسایی در اروپا جستجو کرد. یعنی اساسا شفافیت از جایی آغاز شده که      دین کنار رفته است.بنابر نکات بالا ، نباید و      نمیتوان برای تجویز شفافیت در جمهوری اسلامی ، از قرآن و عترت آیه و حدیث      آورد و آن را پدیده و دستوری دینی جلوه داد. چه اینکه در روش اجرای شفافیت      نیز پس از قرائت روایاتی چند ، به روشهای مجرب غرب ارجاع داده میشود.در پاسخ به این سه ان قلت کاملا به جا ، میتوان چند پاسخ و نکته را مطرح کرد.نکته اول: هیچ الزام و حصر منطقی وجود ندارد که شفافیت را در حکمرانی لیبرال اسیت منحصر کند. به عبارت دیگر ، چه اشکالی دارد که شفافیت هم جزء حکمرانی لیبرال باشد و هم جزء حکمرانی امامت-خلافت. هیچ دلیلی نداریم که بگوید این دو مدل حکمرانی الا و لابد باید متباین باشند و نباید هیچ اشتراکی با هم داشته باشند. فلذا وجود شفافیت در حکمرانی لیبرال ، نافی وجود آن در حکمرانی های دیگر نیست.نکته دوم: در مدل امامت-خلافت ، اصل بر صداقت و صمیمیت بین مردم و حاکم است و مردم باید توسط حاکم اقناع شوند تا بیعت و تبعیت کنند. یکی از وجوه ایجاد صداقت و صمیمیت ، شفافیت و روراست بودن حاکمیت در برابر مردم است ، به نحوی که مردم و حاکمیت ، خود را نسبت به یکدیگر مَحرم ببینند. توجه کنید که در حکمرانی لیبرال رابطه ی مردم و حاکمیت مانند رابطه ی دو گرگ است که روبروی هم هستند و کاملا همدیگر را در این ساختار شفاف ، نظارت میکنند.لذا وقتی گفته میشود روایات و توصیه های اهل بیت ع بر شفافیت حاکمیت در برابر مردم تاکید دارد ، باید از این زاویه به آن نگریست.نکته سوم: اگر در روایات اسلامی که مربوط به 1400 سال پیش است ، توصیه به شفافیت در حکمرانی شده ، به لحاظ تقدم تاریخی این روایات اسلامی هستند که بسیار زودتر از حاکمیت مدرن لیبرال تجویز مدل شفافیت در حکمرانی کرده اند. بنابر این حداقل نمیتوان اسلام را متهم به روگرفت و تقلید از غرب مدرن کرد.و حتی بعضی معتقدند به همان روش معمول ، میتوان افتخار کرد چیزی را که غرب در قرون معاصر به آن رسیده را اسلام 14 قرن پیش گفته بوده!نکته چهارم: اگر نسخه ای سکولار باشد الزاما ضد دین نیست بلکه غیر دینی است. فلذا میتوان آن را در یک جامعه ی دینی بعنوان یک تکنیک و بدون تعارض اجرا کرد.نتیجه: شفافیت حداقل دو ریشه دارد ، یکی در حکمرانی امامت-خلافت به منظور ایجاد اعتماد و صمیمیت بین حاکمیت و مردم. و دیگری در حکمرانی لیبرال به منظور نظارت دقیق مردم بر دولت در ازای نظارت دولت بر مردم.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 16:51:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلیدهای حل تقابل استیت مدرن و اسلام را کجا باید یافت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedejmam/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-ga7iyiasuuwh</link>
                <description>به نام خدابا توجه به اینکه در منابع اسلامی ، نابودی استیت مدرن با استقرار حکومت مهدی وعده داده شده ، به نظر میرسد میتوان با مطالعه ی مباحثی درباره وظایف منتظران در روایات ، به این سوال پاسخ داد که در عصر غیبت با استیت مدرن چه باید کرد ، تا کجا میتوان با آن مقابله کرد ، و روش مواجهه چه باید باشد.اگر بخواهیم حصر منطقی کنیم ، به سه حالت میرسیم :1- نسخه ای شبیه نسخه حجتیه که میگوید هیچ کاری با استیت مدرن نداشته باشد چرا که زور ما به آن نمیرسد و خود حضرت باید آن را از بین ببرد. خود این حالت به دو رویکرد تقسیم میشود :1-الف- رویکرد سلفی که میگوید اصلا نباید به استیت آلوده شد1-ب- رویکردی که میگوید کاملا باید در ساختار استیت حل شد2- حالت دوم این است که قبل از ظهور باید کاملا استیت مدرن نابود شود (حداقل در یک منطقه جغرافیایی) و در آنجا ساختار حکومتی مدنظر ایجاد شود.این حالت آنچنان طرفدار واقع بینی ندارد ، و اکثر قریب به اتفاق طرفداران این نظر ، نسخه پرکتیکال برای این نظر نمیتوانند ارائه کنند و اکثرا در حد شعار باقی مانده است.3- از بین بردن یا تضعیف مقداری از استیت مدرنبه راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم (سعدی)این نسخه که به نظر واقع بینانه تر می آید ، در جامعه ی امروز طرفداران صریح الهجه ای ندارد اگر کسانی آن را پیگیری میکنند عمدتا به اسم نسخه های قبلی آن را تجویز میکنند.مهمترین مکتب در این نسخه آن است که میگویند با استفاده از ابزارهای خود استیت مدرن به جنگ آن برویم. منتقدان این مکتب میگویند استفاده از این ابزارها خود باعث گرفتار شدن در استیت و ابزارهایش میشود و از بین بردن استیت با ابزارهای استیت درون استیت، درون خود نوعی تناقض دارد.ننیجه گیری و تجویز نسخه از بین رویکردها و مکاتب فوق ، نیازمند مطلبی مفصل است . ولی اجتمالا به نظر من نسخه سوم با مکتب مذکور قابل تجویز است ، هرچند بیان آن بسیار تلخ است.در این نسخه و مکتب ، شما عملا به آچار کشی و وصله کردن لیبرالیسم استیت مدرن میپردازید و ابزارهایتان نیز همان ابزارهای لیبرالیسم است. و این موضوع چیزی نیست که توسط کسانی که سالها شعار مبازره با لیبرالیسم سر داده اند به راحتی قابل تحمل باشد. فلذا اینطور به نظر میرسد که  باید به ضرب المثل «اسمش را نیاور ولی خودش را بیاور» متمسک شویم.</description>
                <category>hamedejmam</category>
                <author>hamedejmam</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 16:22:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>