<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد جهانیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamedjahanian</link>
        <description>می‌نویسیم تا نوشته باشیم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 12:01:56</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/121583/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد جهانیان</title>
            <link>https://virgool.io/@hamedjahanian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دولت و ملت موازی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C-c2hfsnlmj9lw</link>
                <description>پس از برگزاری انواع انتخابات و با حضور نامزد های متفاوت و برندگان دوست داشتنی یا منفور، چند نکته قابل توجه به نظر می آید: هرکسی بسته به نظر شخصی خود در انتخابات یا شرکت میکند یا نمیکند و هیچکدام بر دیگری ارجحیت ندارد. شاید تاریخ نمایش دهد که انتخاب ها درست بده اند یا خیر اما باید در نظر داشت تاریخ انچه را که به عمل درامده میبینید و با تصورات کاری ندارد مانند اینکه آقای الف رییس جمهور شده و نتایج حکومت وی آن شد. قطعا نمیدانیم اگر رقیب برنده میشد چطور میشد چرا که ساحت تاریخ با عمل و میلیون ها مشخصه مختلف کاردارد نه با تصورات. دوم، اینکه کاش به آقای الف رای نمیدادیم که زودتر متوجه مسایل و ناتوانی و ... میشدیم شاید منطقی نباشد. چرا که با وجود و ظهور آقای الف بطور عملی متوجه شدیم که آقای ب بهتر است یا بدتر. مثال آن اینکه در دوره ای به دنبال چنگ و دندان نشان دادن به دیگران بودیم و در دوره ای یاد گرفتیم با دشمن نیز میتوان مذاکره کرد. اگرچه هرکدام نیز میتوان با کیفیت انجام داد یا به شکل ضعیف. سوم، آیا اگر در رابطه ای امکان ادامه همکاری و همدلی نباشد انسانها با هم به جنگ میپردازند و در چرخه باطلی تلاش میکنند با انواع چسب و مرهم ها رابطه را به هر شکلی نگه دارند یا ترجیح میدهند پس از آزمودن روشهایی که بلدند مشکل را رفع نمایند و در صورت به نتیجه نرسیدن به صورت مستقل هر طرف به مسیر خود ادامه دهد؟ اینجا نقطه ای است که بنظرم از لحاظ تاریخی بین ملت و دولت ایران به آن رسیده ایم. نه ملت دولت را حتی میبینید و توجه دارد  و نه دولت سر سازگاری دارد. (نیک میدانیم که دولت ها دست نشانده مردم و جیره خوار انها هستند اما چه کنیم از ملتی که مطالبه گر نباشد و سستی را بر چالش مقدم بداند و دولتی که زر و زور دارد). پیشنهاد، ملت باید به فکر چاره ی درد خود بر اساس داشته های خود باشد، باید مستقل شود، راههایی برای باج ندادن به دولت بیاندیشد. بگذاریم مسیرمان جدا شود گاهی نیز اصطکاکی قطعا خواهیم داشت. محتوای مورد نیاز، سیستم آموزشی، منبع درآمد و همه چیز را از نوع و برای خودمان تعریف کند. حکمران، خرد جمعی باشد و بودجه بر اساس فعالیت های اقتصادی خردمندانه ی تاجران تهیه شود. فرهنگمان را خودمان بسازیم و ادب و هنر و تاریخمان را خودمان بنگاریم. موسسه های خیریه، موازی با سیستم های دولتی لخت و سنگین تلاش خود را برای یاری رساندن به از دولت جدا شده های تنگ دست به انجام رسانند. چرا تلاش داریم هم مسیر شویم؟ به چه میرسیم؟ به چه هزینه ای؟ آیا چون ملتیم باید این خاک را رها کنیم؟ یا باید در آن به دریوزگی بیافتیم برای اندکی احترام؟  راه سومی نیست؟ پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند دیوار زندگی را زین گونه یادگاران </description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2024 17:51:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برف سفیده</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF%D9%87-k07grjxskmgb</link>
                <description>عجب روزی چه برفی نشسته، تو جلسات همش یه چشمم به همکارم بود یه چشمم به برف پشت پنجره، ترافیک هم که نگو.. رسیدم خونه چراغا خاموش بودن، همیشه این موقع روشن بودن و چای براه بود.. نمیدونم چی شده.. صبح که خواب بود رفتم، دیشبم گفته بودم دیگه دوسش ندارم و بعدش عادی شام خوردیم..</description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2024 13:04:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو نگاه زیر چشمی به این روزها</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D8%AF%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-nei3ylyoiiii</link>
                <description>نگاه یک: دوست نادانچگونه است که همفکران فعال بسیار بیشتر از مخالفان منفعل به تغییر یک ساختار بر ضد خودش کمک میکنند؟ آیا این فعالیت دوستان منشا اثر مثبت است، یا به جهت هدایت های هوشمندانه و منفعلانه ی مخالفان تبدیل به ضد خودش می شود!یک مثال بسیار ساده مذهبی: چهارشنبه 13 مهرماه 1401 مصادف بود با روز شهادت امام حسن عسکری، یازدهمین امام شیعیان. دوستان حاکم مذهبی این روز را تعطیل رسمی اعلام نموده اند. تا اینجای کار  همه چیز بر وفق مراد رفیقان مینماید. نکته اما جایی است که این روز تبدیل به یک روز صرفا &quot;تعطیل&quot; میشود. این تقلیل از یادمان امام شهید به یک روز تعطیل نتیجه ی فعالیت مذهبیونی است که ایده ای برای تبدیل این روز به یک رویداد با برنامه و فلسفه ندارند. این تقلیل روز شهادت به یک روز تعطیل بی معنی نه تنها یکی از بلیط های مذهبیون را خرج میکند بلکه در بستر اجتماع به معانی دیگری منتهی میشود؛ میتوان با دوستان به مسافرتی آخر هفته ای رفت. برای برخی ملال یک روز بی کاری را به همراه دارد. برای برخی فرصتی برای انجام کارهای شخصی می باشد و جالب اینکه حتی مذهبیونی که به مراسم های مرتبط می روند غالبا مطالبی با محتوی مربوط به دیگران امامان به خوردشان داده می شود. هزاران مثال دیگر وجود دارد از رفتارهایی که صرفا چهره دارند بدون این که درمورد پیشینه و فلسفه ی آنها به خوبی انیشیده شده باشد. گویا مردم در طی زمان یاد میگیرند دسته جمعی فریبکار و در سطح باشند چرا که پسندیده است.این نوع رفتار در حکومت دینی ایران بسیار دیده می شود و از درون منجر به خالی شدن اعتقادات بسیاری از مردم سرزمین شده است. البته به دلیل این تهی شدگی باطنی و حفظ چهره ی ظاهری، فساد سیستمی امکان وجود یافته ولی همچنان انتقادات مطرح شده با عنوان مخالفت با دین، قرآن و دیگر چیزهای مقدس مانند شهدا پاسخ داده می شود. این خالی شدگی رفتار از معانی، اصالت چیزها را از بین میبرد و هر نشانه ای از اعمال مذهبی بعنوان فریب شناخته می شود و باعث می شو که حتی افراد واقعی از دغل بازان شناخته نشوند و هر دو قشر نسبت به گردانندگان ناراضی باشند.از سوی دیگر، مردمی که در طی سالها با این نوع برخورد مواجه شده اند به دلیل برخورد های سختی که در هنگام بروز مخالفت با ایشان شده است به یک رویکرد منفعل اما پیش رونده روی آورده اند. این رویکرد در دراز مدت جواب میدهد به دلیل اینکه توان مقابله مستقیم با قدرت را ندارد و مجبور است درحالی که به تقویت خود مشغول است آب در زمین دشمن بریزد تا پایه های آن سست گردند و در جهت تکمیل مساله بالا یعنی خالی شدن سیستم از درون پی گرفته می شود تا زمانی که این دو سمت معادله هم وزن شوند. ایراد اساسی این نوع برخورد با مسایل این است که در این بازه زمانی منابع بسیاری توسط نادانان  و دارندگان زر و زور  به هدر می رود. همانطور که اشاره شد نادانان حاکم برای نشان دادن لیاقت خود دست به هرکاری میزنند که میدانیم تمام آنها تلف کردن منابع بوده است همچنان که در طی این سالها ذخایر نفت، خاک، آب، منابع انسانی و استاندارد ها به پایین ترین سطح خود در این کشور رسیده اند. از دیگر سو مخالفان و مبارزان داخلی با سانسور هوشمندانه خرافات و در هم‌شکستن تابوها نسل های بعدی را مهیای جنبش های مستمر و قوی تر نموده اند. مثلا نسل های قبل تر به مرور در مورد مسایل مربوط به دین، حجاب، آزادی های فردی، انواع موسیقی و غیره تا حد امکان این مسایل را تابو شکنی کرده‌ با این کار از هدر رفت انرژی نسل بعد جهت زدودن این مسایل از ذهنشان جلوگیری کرده، راه را برای آزاد اندیشی انها هموار تر کرده است. در واقع این نوع مقاومت منفعلانه در برابر انتقال ندادن سطح بالایی از اجبار های زمانه به نسل بعد خود کم از مبارزه ای مسلحانه ندارد که نتیجه اش کاستن از مواردی است که نسل های آینده مجبور بودند از روی ترس از آنها پیروی کنند. حتی نسل گذشته گاهی با انتخاب نکردن و واکنش نشان ندادن باعث انتخاب شدن نادانان شده است که مسلم است سرانجام کاری که به احمق ها داده شود.نگاه دوم: تفرقهدهه پنجاه، دهه شصت، هفتاد و هشتاد و ... دسته بندی های بیخود به منظور جدا کرن نسل ها، کوچک شمردن درخواست ها، از بین بردن اتحاد به همراه ترساندن از تجزیه کشور می باشد. این نوع تفرقه اندازی اصلا و ابدا سهوی نیست و صرفا برای جدا کردن دسته های مردم از یکدیگر می باشد. کرد ها و فارس ها، لرها و ترک ها، سیستانی و عرب! تا چند نژاد قرار است تفکیک شوند این چند ده میلیون مردم دلسوخته ی کشور  بر باد رفته؟ پرسش: کرد ها اصلا انگیزه شان برای جدایی چیست؟ میخواهند جدا شوند تا از کدام منبع اقتصادی بهره مند شوند؟ سیستانی ها جا شوند که پاکستان شوند؟ اعراب مگر عراق را نمیبینند؟ آیا اینها سراسر فریب نیست تا ما مردم تخریب شده گرد هم نباشیم؟ ایران تا بوده است پر از فرهنگ های غنی و گوناگون بوده است. از طرفی اجتماع بر بستر تاریخ شکل می‌گیرد. نمی‌توان میانبر رفت. دهه ها پس از سالهای گذشته  می آیند و نسل بعد برآیند نسل قبل خود می باشد. انجام تغییر در هر نسل تنها توسط آن نسل اتفاق نیافتاه است بلکه متاثر از تاثیر نسل قبل میباشد که نتایج آن در زمان جاری پدیدار شده است. از اینرو هر سخنی که مبنی بر طبقه بندی اجتماع، شنیده یا دیده شد بایستی آگاهانه و با بیشترین شدت پس زده شود چرا که تنها هدف آن افتراق و جدایی به جهت ضربه زدن می باشد.چند نمونه از این نوع حرکت های پیش رونده اجتماعی یا سیاسی در جامعه کنونی مانند روابط بین فردی ،حجاب، شرکت در انتخابات و ... می باشد. در حال حاضر به طور آشکارا متولدین دهه هفتاد و هشتاد خورشیدی جسور تر و راحت و آزادانه تر با مسایل اجتماعی و سیاسی برخورد میکنند و ناظران گمان میبرند که این نوع رفتار نتیجه درونی این نسل ها می باشد. بهتر مینماید که نگاهی به گذشته بیاندازیم  و جامعه را بر بستر خود بررسی نموده و ببینیم چگونه این رفتار ها نه دقیقا زاده ی این نسل که بازتاب انفعال هوشمندانه نسل های گذشته می باشد. نسل های قبلی با مطرح نکردن مسایلی مانند حجاب، شرم بیجا و غیره باعث شده اند که این موضوع ها نه تنها بعنوان تابو در ذهن آیندگان  شکل نگیرد بلکه بعنوان مطالبات برحق و بدیهی اجتماعی برشمرده شوند. بنابراین این ایده که خواسته ها تنها متعلق به این نسل میباشد بسیار تقلیل یافته و صرفا جهت مقابل هم قراردادن نسل های مختلف می باشد و جامعه با پذیرش همچین ادعایی تیشه بر درخت اتحاد خود خواهد زد.</description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Sat, 15 Oct 2022 23:19:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روح اجتماعی یا ارضای فردی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-iuxdaru9sbht</link>
                <description>یک پرسش ساده: آیا کسی میتونه حس شخص دیگری رو فهم کنه؟ مادر میتونه حس فرزندش به خودش یا اطرافیانش یا علاقه هاش رو بفهمه؟ منظور من از فهم در اینجا انتقال کامل حس هستش نه همدردی یا احساس درک متقابل که صرفا بر اساس تجربه های شخصی پدید میاد. هدف از این پرسش چیه؟ اینه که جلوگیری کنم از اینکه برخی افراد کارهاشون رو بعنوان خیر جمعی در نظر میگیرن و گمان میکنن دارن برای منفعت دیگران کار میکنن. نکته اینه که از اون جایی که اشخاص نمیتونن حس رو کامل درک کنند پس معنی ندارد که مثلا من بخاطر دل سوزی به کسی کمک کنم و اگر به هر دلیلی که اسمش رو میذارم بهش کمک کنم، صرفا برای ارضای یک حس درونی هست. از اینرو تحصیل علم و کار علمی، کار خیرخواهانه، ورزش، ثروت اندوزی، نانوایی و رفتگری صرفا ریشه در برآوردن یک نیاز و ارضای درونی هست. ممکنه در بعضی کارها انسان دچار رضایت بیشتری شود و در برخی موارد رضایت سخت تر و یا کمتر باشد. اگر با این پیش فرض جلو بریم به این نکته میرسیم که لازم نیست به کسی به خاطر موقعیت و کاری که درش هست احترام بیش از اندازه بذاریم. تنها چیز مورد احترام اینه که پاش رو در گلیم دیگری نکنه وگرنه هر کار هر شخصی صرفا ارضا کننده ی احساسات خودش هست. حتی آموزش دادن به دیگری، حتی فراهم آوردن وسایل رفاه دیگری نیز جهت آرام کردن &quot;درون&quot; فرد انجام دهنده می باشد. یا در نگاهی کلی تر جهت اینست که فرد کم توان با تاثیر خودش در اجتماع، در برآورده شدن دیگر نیاز های من اثر منفی نداشته باشد. این رویکرد باعث میشه از شر دوگانگی مزخرف ارسطویی (خیر و شر) که هزاران ساله بعنوان خوب و بد و دیو و فرشته به ما گفته شده راحت بشیم؛ نخستین نتیجه اش دستکم میتونه این باشه که انتخاب هامون واقعی (فازی ) باشه و بعنوان مطلق و بر اساس اسطوره های ذهنی در نظر گرفته نشن و کاملا بر اساس شخص و شخصیت فرد بنا شده باشند. در نتیجه اینکه این شخصیت های واقعی هستند که در جامعه تاثیر دارند. جمع وقتی معنی واقعی پیدا میکنه که افراد واقعی باشند. </description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Wed, 30 Mar 2022 12:09:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشورداری به روش اسکرام</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-zoyxisaaaqz6</link>
                <description>این مطلب که در طی زمان پخته تر میشود قرار است تلاش کند یک نمونه کشورداری را بر اساس چارچوب اسکرام طرح ریزی کند. مالک محصول: رییس جمهورراهنمای اسکرام: وزیران و شاید مدیران سازمان ها همتوسعه دهندگان: سازمان ها (بنظرم ولتی ها شاید نقش همکاران اسکرام مستر باشند بهتره تا اینکه خودشوون توسعه بدن چرا که تضاد و تعارض منافع به وجود میاد)ستون های اسکرام: شفافیت، بازرسی، سازگاریارزش های اسکرام: اعتماد، اشتیاق، شجاعت، تعهد و گشاده ذهنیبرای هر پیشرفتی در دنیای واقعی نیاز به شاخص هست. حتی اگر وجو ندارد باید ساخت. این شاخص ها در کشورداری میتوانند رشد اقتصادی، تعداد شغل، درآمد خالص و ناخالص، میزان راه های ساخته شده، تعداد افرادی که سواد دارند و ... باشند. یه چیز جالب درباره اسکرام برخلاف چابکیش و حذف یکسری کاغذ بازی ها، تاکید شدید بر کیفیت بالای خروجی هاست. هیچ دلیلی رو هم برای پذیرش محخصول کم کیفیت نمیپذیره. حتی اگر یک ویژگی بسیار کوچیک باشه مهم نیست اما باید با کیفیت باشه. </description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 00:24:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زاویه ی مردم و دولت</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D8%B2%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-ivjddw4gyy0t</link>
                <description>میخواهم مطلب را با جمله معروف زیر شروع کنم: یک دروغ را اینقدر بلند بگو که خودت هم باورت بشود.تمام حرف من اینست که چرا بعضی وقتها خودمان یادمان میرود داستان چه بوده. آن هم چیز به این سادگی. دولت ها کی و چرا بوجود آمدند؟چطور شد که دولت ها مقدم بر مردم شدند؟ برداشت شخصی من از این فرآیند اینست که چند نفری بر روی کره زمین وجود داشتند و زندگی روزمره خود را پیش می بردند. مسایل و اختلافاتی پیش می آمد، کارهای عمومی وجود داشت که عاقلان تصمیم گرفتند شغل هایی تعریف کنند و همچنین اعتباراتی برای پراخت حقوق آن شغل ها تهیه کنند تا آن مسایل را مدیریت کنند. و اشخاصی وظایف مربوط به آن شغل ها را در ازای آن حقوق به انجام رسانند. نگهبانی از منازل، خاموش کردن آتش، حکمیت بین مردم، روشنایی مکان زندگی، برنامه ریزی در زمینه زیر ساختهاو همینطور این وظایف و ساختار مورد نیاز بزرگتر شد تا به حکومت های امروزی رسید. بسیار ساده و سرراست.پس از آن پول و قدرت در یکجا جمع شد. پول و قدرت را خود مردم به دولت میداند تا سرزمین را بگرداند. که بعدها خرج سرگردان کردن خود آن مردم شد. پول و قدرت و اطلاعات باعث شد گردانندگان بدانند که برنامه ها چیست، اول برای خود کیسه بدوزند و بعد دیگران. کیسه پر میشد و به فرزند می رسید. فرزند کیسه را بزرگتر و پر تر میکرد به نوه میداد و به این شکل از پول و قدرت مردم، پول و قدرت شخصی پدید آمد. همین و تمام! حالا خود این طبقه رقیب دولت می شدند یا با استفاده از این امکانات خود دولت می شدند. اینطور بود که دیگر دست هیچکس به دولت نمیرسید. چون دیگر از آنها نبود. چه باید کرد؟ به خود یادآوری کنیم که دولت ها چرا بوجود آمدند...</description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 00:13:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هل من ناصر FATF</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D9%87%D9%84-%D9%85%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-fatf-cwwgdzq6f3qx</link>
                <description>چرا چرا چرا چرا ؟؟؟؟ آخر چرا غم نداریم؟ چرا درکی از مساله نداریم؟ چرا کاری نمیکنیم؟ چرا توییتی نمیکنیم؟ چرا هزارتا #FATF نمیزنیم؟ چرا خود را در دامان بدبختی می اندازیم؟ چرا پیگیر نیستیم؟ما مردم بیکار اینستاگرامر صبح تا شب ترابایت ها عکس و ویدئو و هشتگ و خشتک هوا میکنیم اما نمی انم چطور غم نان نداریم؟ غم آینده نداریم؟ چطور اینقدر نسبت به وضع جاری مملکتمان. خانه مان بی احساسیم! چرا برای هر چیز بیمزه ای میلیونها لایک و نکته و کامنت میگذاریم اما برای مساله به مهمی FATF هیچ کاری نمیکنیم. خوشبختانه نوشتن و حرف زدن در این باره جرم هم نیست. چطور در یک روز 15 میلیون کامنت برای امیر بغبغو میگذاریم اما دریغ از یک کمپین حمایت از تصویب FATF. مگر نه اینکه تصویب این دو استاندارد باقی مانده مستقیما به زندگی ما مرتبط است. اگر در انتخابات شرکت کرده ایم و آدمی را بعنوان رییس جمهور برگزیده ایم و ایشان خواسته اش تصویب این دو توافقنامه است چرا ما حمایتش نمیکنیم؟ آیا وظیفه ما فقط شرکت در انتخابات است و تمام؟ آیا نباید از دستاورد خود دفاع کنیم؟چرا پیگیر این نیستیم که با راه اندازی کمپین #FATF_تصویب_گردد حتی یک قدم خواسته های قانونی و عقلانی خود را بیان کنیم!؟!؟</description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Tue, 15 Dec 2020 22:13:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجلس فخیمه یازدهم</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%81%D8%AE%DB%8C%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-bdls543sv06e</link>
                <description>هشتم خرداد سال 1399 هییت رییسه مجلس یازدهم انتخاب شد. عکس ها گرفته شد. نطقها گفته شد. چند عدد گریز میزنم به مسایل و منتظر میمانم تا زمان پاسخم دهد. یکم: در این تاریخ بیماری کرونا در کشور همچنان قربانی میگیرد و حتی تابلوهای شهری نیز تاکید دارند که مردم بی دلیل از منزل خارج نشوند و در هر شرایطی &quot;فاصله اجتماعی&quot; رعایت شود. این دستوری برای تمامی مردم است. بنابراین در گام نخست بایستی خبرگان، منتخبان، هنرمندان، دیده شدگان، شنیده شوندگان و مهمان اطلاعیه ها و قوانین روزمره را رعایت کنند تا اینکه بقالان و رزازان و دانش آموزان و خانه داران برایشان اهمیت موضوع مشخص شود. به این ها بیافزاییم که کسی که در راس امور قرار میگیرد توقع میرود که اگر هم قرار بر رفتار انقلابی هست، اندکی هم عاقلانه رفتار کند. یعنی اینکه اگر هم میخواهیم هییتی رفتار کنیم، تهدید کنیم، شعار مردم پسند فریاد بزنیم کاش اندکی هم تدبیر به کار ببریم و هیجان مانع از به کار بستن خرد در امور نشویم و جنبه های دیگر هر جرف یا تصمیم را در نظر بگیریم. برای ماندگاری در تاریخ عکس زیر را به یادگار میگذارم تا ملت بدانند در دوران بیماری فراگیر کرونا که رعایت فاصله اجتماعی بر همگان واجب است نمایندگان منتخب چگونه نادیده اش میگیرند و شاید نام آن را شور انقلابی بگذارند. لازم به یادآوری است یکی از نمایندگان همین دوره مجلس پیش از ورود به صحن بر اثر همین بیماری به دیدار خداوندگار خویش شتافت. دوم: مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد. تنها یک جمله، تحقیق و تفحص ازکارهای انجام شده توسط رییس جدید مجلس یازدهم پس از پایان تصدی گری ایشان در شهرداری تهران توسط مجلس دهم و شورای شهر تهران ناتمام ماند. سوم: پذیرفته شدن رقیب روحانی در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان رییس مجلس آن هم با تعداد کمی رای، انتخاب نمایندگان انقلابی و صحبت های شنیده شده در روز نخست مجلس نشان از این دارد که مجلس یازدهم بدنبال قانون نویسی و اصلاح قانون نخواهد بود. به دنبال گرو کشی و توقف فعالیت های این قوه و پا گذاشتن در گلیم قوه مجریه خواهد بود.</description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 10:50:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه می رویم که باز همانجاییم</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%85-fvjt6nr32xmq</link>
                <description>ما کشور ایران، مردم ایران همواره در حالت اعتراض به وضع موجودیم و همیشه منتظر دستی هستیم که برون آید و کاری بکند. چرا ملت نمی شویم. اینکه اغلب و اکثریت همواره در حال گله هستند و کاری نمیکنند چه معنی می دهد. چگونه است که به دولت ها ایمان نداریم اما خود نیز به خود ایمان نداریم. هر کس جزیره ای است. حتی در یک خانواده که کوچکترین نماد یک اجتماع است هم گروه نیستیم. به نظرم ریشه را در دولت ها گشتن سراییدن ساز از سر گشاد آن است. بایت دنبال علت گشت نه اینکه بد بودن معلول را نشانه بدی چیزی دانست و تازه بر اساس آن تصمیم گرفت و یا لَخت شد.نباید هم فراموش کرد که ماندگاری مردمان در این سرزمین به هیچ روی برابر نیست با ماندن مردم و رفتن حکومت های درست یا فاسد بلکه عمر ها رفته است. خاک ها رفته. ثروت ها بر باد شده. سرها بر دار شده. عشق ها بر آب... و در سده ی جدید که دوران جنگ های سرزمینی گذشته است ایرانمان از درون می فرساید. خاک بادیه شده. آب نیست شده، جنگل ها سوخت شدند. و هر چه بشمریم پایانی نیست بر این سیاهه کوچک شدگی.چرایی را جستجویی می بایست. شاید نبود نظم، بودگی احساس، سستی تن در انجام کارها مهمترین دلایل نرسیدن ما به چیز هاست. مایی که مردمی هستیم زاده ی اینجا و مرده ی اینجا. بهترین نمونه از شرح مطلب ارایه چند نمونه ساده است. درحال حاضر جمعیت این سرزمین حدود 80 میلیون تن سرشماری شده است. به فرض 20 میلیون کودک داریم. به فرض 20 میلیون سالمند داریم. به فرض 10 میلیون ناتوان جسمی داریم. باقی 30 میلیون نفر چرا هر سال یک و تنها یک و تنها یک درخت در گوشه ای از این سرزمین نمیکارند. پس از 10 سال 300 میلیون درخت داریم. به همین سادگی. درخت یعنی هوای سالم. آب سالم. خاک سالم و در نهایت مانع بروز خشم طبیعت که همان سیل و طوفان میباشد. آیا این هم نیاز به مجوز حکومت دارد؟ خواندن کتاب چه نیاز به مجوز حکومت دارد؟ کتاب گران است؟ آیا کتابخانه های عمومی نیز گران هستند؟ یا اینکه رفتن تا کتابخانه از خوان های هفتگانه است؟این موارد نیز پایانی ندارند. گفته ها گفته شده گوش ها ناشنواست. نوشته ها نوشته شده چشم ها نمی بینند.باری برای بهبود شرایط ستاره ها به کار نمی آیند. کیهان کلهر، حسابی و چمران، کیارستمی و سیامند رحمان ستاره اند و یا حتی شهاب سنگی بر آسمان این سرزمین. برای عبرت گرفتن منشور کوروش کافی بود. عاقبت ایوان کسری و سرنوشت آن کافی بود. تاریخ بیهقی حتی اگر یک جلد آن در دست مانده باشد بس است. ستاره های بهبود شرایط در هر دورانی مردمان آن هستند. عظمت را مردمان میسازند. و وای بروزی که مردمان از خود نیز بدزدند. آب را نیز از فرزند خود به چپاول ببرند و بر خودرو بپاشند. </description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Mon, 25 May 2020 10:32:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر مردمی هنر مستقل</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-fptc82diwr4l</link>
                <description>آیا هنرمند مردمی کسی است که با مردم زمانه خودش در ارتباطست و در زمان لازم حرف آن­ها را به شکلی زیبا میزند؟ به گمانم خروجی اینکار خوردن نان مردم به نرخ روز و یا هنرمند تاریخ انقضا دار خواهد بود. اساسا دیدگاهم بر این هست که هنرمند ایده های خود رو از جامعه و طبیعت اطرافش میگیرد، اما و اما نه لازم است تمام ایده­ها مطرح شوند و نه لازم است تمام موضوعات به طرح برسند.هنرمند میتواند مانند ذهن ناخود آگاه انسان برای جامعه رفتار کند و تمام داده ها را ریافت کند، تحلیل های خودش را داشته باشد و در پایان چیزی تجرد یافته (Abstract) از موضوع مطرح کند، صد البته به شکلی هنرمندانه. هنرمند فیلسوفی است که ابزارش تنها کلمه نیست بلکه اثری دیداری و یا شنیداری خواهد بود.از سویی مسایل دنیا هم چیزهایی نیستند که هر روز درحال تغییر باشند تا توقع داشت  که هنرمند همواره درباره مسایل روز اثری بیافریند. اینکه فکر کنیم دزدی از بانک و بقالی با هم فرق میکنند حتی اگر یکی کاملا سازمان یافته باشد و دیگری توسط بچه ای 11 ساله، همان نگاه روزانه به مسایل می باشد. اگر چه ممکن است دلایل هر کدام متفاوت باشد و یکی برای خرید قایق موتوری دزدی کند و آن یکی برای خرید نان شب. اما درگیر این جزییات شدن کار تحلیل گران اجتماعی/اقتصادی است و گزارش های اخبار شبانگاهی.هنر و هنرمند بایستی پیشینه و پسینه چیزها را ببیند و برای آنها اثری بیافریند. ممکن است این نوع نگرش مخالف داشته باشه که هنرمند با این کار شاید در زمان خودش دیده نشود و یا نتواند از امتیاز کارهایش استفاده کند، اما اتفاقا این کار از مضمحل شدن او جلوگیری خواهد کرد. هنرمند آگاه و جاری در روزمرگی مردم در همان روزمرگی ها غرق خواهد شد. هم هنرمند به دام روزمرگی مردم خواهد افتاد و هم مردم پس از روزگاری هنرمندی را که دغدغه اش همان روزمرگی­ها است کنار خواهند زد.هنرمند مستقل طرح می­سازد، مساله ایجاد می­کند،پرسش و پاسخ می­کند، پیشروی می کند، دغدغه ها را با چنان پتکی بر صورت مخاطب خود می زند که بدون خونریزی وجدانش را بیدار کند و عواقب هر کار ناخوش آیند خود را با وجود خود درک کند. نقطه هایی در ذهن قرار میدهد که هرکدام تفسیری نو در ذهن مخاطب می­توانند قرار دهند.در روزگار ما اگر چه تعداد دنبال کنندگان یک صفحه می­تواند به عنوان دیده شدن هنرمندان باشد و باعث نخوت گردد ولی مشخص است که این بیش از یک فریب آشکار نیست، فریبی که همه در آن دست داریم. در این شرایط چون مخاطب و هنرمند به عبارتی هم سو شده اند و هنرمند در دسترس جامعه قرار دارد، هنرمند برای خوش آمد جامعه طبق مذاقشان چیزی خلق می­کند و جامعه طبق برداشت خود پاسخی می­دهد.  نتیجه هنرمند اخته خواهد بود. چرا که جامعه با توجه به اینکه علاقه دارد حرف او زده شود از این هم که حرف او زده شود خوشش نمی آید. این دسترس پذیری هنرمند را در ورطه ی کم ارزشی می اندازد. و جامعه او را چنان پایین می کشد که سطح کلمات و رفتار او حتی از سطح جامعه پایین تر بیاید. مثال بسیار واضح آن را در پرویز پرستویی میتوانیم ببینیم که چطور حاج کاظم آژانس شیشه ای روزانه مورد فحاشی قرار می­گیرد و تمام حیثیت و خاطرات مارمولکش، درختی شده که توسط خود او و با هدایت دنبال کنندگانش در حال پوسیده شدن می باشد تا چه هنگام کسی پیدا شود و تنه ای بر این درخت نحیف زند.هنرمند مستقل برای جامعه خوراک تهیه میکند. در زمانی که جامعه مست و پایکوبان هستند، برای زمان­های شکست اثر می­سازد. در زمان شکست جامعه و از بین رفتن نشاط عمومی، برای ایجاد امید اثر می­سازد. هنرمند نه برای اینست که همیشه انچه همه می­بینند را به شکلی دیگر نشان دهد بل برای نمایش فضایی­ است که دیگران بدلیل درگیری در روزمرگی ها نمی­بینند. هنرمند حامی است، پیش برنده است، نقاد است ، اتفاقا هنرمند باید حساسیت بالا داشته باشد و اساسا نیازی نیست احساسی باشد.تفاوت هنرمند و دولت در این است که دولت ها را مردم باید بسازند و نگاهداری کنند اما مردم هنرمند را به گند خواهند کشید و این هنرمند است که باید جامعه را تربیت کند.</description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 08:55:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت + یه چیزی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedjahanian/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%DB%8C%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-bgadwkekwomc</link>
                <description>معجون مورد نظر بارها امتحان خودش رو پس داده. یک کهن الگو بحساب میاد. کاملا مشخصه که قدرت به تنهایی برای پیش برد کارها کافی نیست. معنی قدرت در اینجا ابزار در نظر گرفته میشه. چرا کافی نیست؟ نمیدانم. گویا انسان به چیزی برای ترسیدن نیاز داره و چیزی که اون رو هل بده از منبع ترس یا به سمت منبع. اون چیز چیه؟ پادشاهان در اعصار گذشته یک جور خودشون رو برتر به نمایش میذاشتن. اون همه ادا اطوار و لباس زربفت گویا برای اثبات این بوده که خونشون رنگین تره. که بقیه بفهمن اینا خونشون رنگین تره. حالا با تقدس، نژاد یا خون. این چیزی که به  قدرت در برخی حکومت ها اضافه میشه مذهبه. در نازیسم ها نژاد بود. در امریکایی ها شعار حقوق بشر. در گاندی استقلال. حالا از اینها بدتر وقتیه که قدرت داشته باشی و به ترفندی یا حیله ای و یا تبلیغات خودت رو مظلوم هم نشون بدی که مستحق و توانا برای گرفتن حق هستی. اون موقع است که در دایره ی بیچاره کننده ای قرار خواهیم گرفت. اعتراض رو قدرت خفه خواهد کرد. ظلم وارد شده رو دلیل بر اعمال اجبار بر تو خواهند کرد که در مسیرشون قدم برداری. و حتما هم همیشه محق هستند. در این میان همواره کلماتی اضافه خواهند شد برای ایجاد شور، ترس و قلب واقعیت.چه راهکاری برای برون رفت از این وضعیت هست؟ انفعال در برابر تبلیغات. </description>
                <category>حامد جهانیان</category>
                <author>حامد جهانیان</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2020 23:57:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>