<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد کاظم زاده ایرانشهر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamedkazemzadeh</link>
        <description>حوزه مطالعاتی و نوشتار من در باره ایرانشناسی و خاورشناسی است و تلاش می کنم از نظر جغرافیایی مسائل مربوط به قفقاز، آسیای مرکزی و اروپای شرقی را پوشش دهم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 10:11:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/301094/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد کاظم زاده ایرانشهر</title>
            <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مسئله فلسطین در کانادا؛ نوایی برای صلح</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD-wmofigunxg5l</link>
                <description>جنگ ۲۰۲۳ میان حماس ـ اسرائیل باعث اعتراضات پرحرارت جهانی و همبستگی مردم در شهرهای مختلف شد که بر مسئله صلح و پایان این مناقشه تاریخی تاکید می‌کردند.مردم کانادا در این ۸۰ روز همچون سایر جهانیان، حداقل ۲۴۳ بار برای فلسطین و ۵۷ بار برای اسرائیل به خيابان‌ها و ميدان‌هاي مهم شهرها آمدند و همدلي و همدردی بي‌سابقه‌اي را با قربانیان این جنگ نشان دادند که بی تاثیر بر سیاست عمومی و خارجی کانادا نبوده است.در این روزهایی که بسیاری از کانادایی‌ها، از افزایش یهودستیزی، اسلام هراسی، نفرت گرایی و دوقطبی شدن جامعه نگران هستند، بسیاری از کارشناسان باور دارند که در صورت مدیریت مناسب حاکمان سیاسی و حمایت نخبگان اجتماعی، کانادا می‌تواند از این مطالبه‌گری مردم برای ایفای نقشی بهتر در صلح‌سازی و تسریع روند مذاکرات در این بحران امنیتی استفاده کند.در کانادا بیشتر این تجمعات را حامیان فلسطین انجام دادند، ولی حامیان اسرائیل هم بر مسئله صلح میان طرفین تاکید داشتند.این نقطه عطف میان این دو جریان است، که فارغ از جانبداری، نوایی برای صلح به صدا در آورده‌اند. پیامد اجتماعی آن می‌تواند همگرایی ملی را افزایش دهد و طرفین هر دو جریان را نسبت به حساسیت‌های قومی، مذهبی و سیاسی یکدیگر آگاه‌تر و تاب‌آوری فرهنگی و اجتماعی را در میان اقشار جامعه افزایش دهد.مشروح گزارش به شرح زیر است:۸۰ روز از عمليات نظامی حماس علیه اسرائیل در روز ۷ اکتبر (به عربی: عملیة طوفان الأقصى) مي‌گذرد، روزی که اسرائیل آن را «شنبه سیاه» یا «کشتار سیمحاط تورا» نامید. از روز ۹ اکتبر هم ارتش اسرائیل عملیات متقابل خود را با عنوان «شمشیرهای آهنین» آغاز کرد. جنگی که تاکنون بیش از ۲۳ هزار کشته (فلسطینی: بیش از ۲۱۵۰۰ نفر کشته و در حدود ۵۴۰۰۰ نفر زخمی ـ اسرائیلی: بیش از ۱۵۰۰ نفر و در حدود ۹۰۰۰ نفر زخمی) از جمله بیش از ۸۰۰۰ کودک قربانی و ۲ میلیون ۴۰۰ هزار نفر بی خانمان (فلسطینی: در حدود ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر ـ اسرائیلی: در حدود ۵۰۰ هزار نفر) بر جای گذاشته است.فارغ از حوادث رخ داده در این ۸۰ روز، پیشینه درگیری نظامی، تاریخ منطقه، حقانیت یکی از طرفین، جنگ ۲۰۲۳ باعث اعتراضات پرحرارت جهانی و همبستگی مردم در شهرهای مختلف شد که بر مسئله صلح تاکید می کردند. مردم کانادا در این ۸۰ روز همچون سایر نقاط دنیا، در خيابانها و ميدان‌هاي مهم شهرها، همدلي و همدردی بي‌سابقه‌اي را با قربانیان این جنگ نشان داده اند که بی تاثیر بر سیاست خارجی کانادا نبوده است. من تلاش می کنم تنها بخشی از این اقدامات مردم کانادا را بدون جانبداری ارائه کنم. بیشتر منابع این گزارش تحلیلی، مشتمل برای بانک داده های Armed Conflict Location &amp;amp; Event Data Project – ACLED و رسانه های فعال در حوزه جامعه مدنی کانادا می باشد.نخستین گردهمایی مربوط به روز حمله پیکارجویان حماس به شهرهای پیرامونی نوار غره بود که عده ای از مسلمانان و عرب های شهر میسیساگا (Mississauga) در جنوب انتاریو جهت پایکوبی در میدان اگلینتون (Eglinton) در ۷ اکتبر جمع شدند. این جشن باعث بحثهای گوناگونی در فضای مجازی حتی در میان سیاست مداران شد که کشته شدن غیرنظامیان نباید باعث خوشحالی عده ای کانادایی شود و این عمل به نوعی جرم نفرت‌محور محسوب می شود.من به طور کلی تجمعات بعد از ۷ اکتبر در کانادا را به چهار مرحله تقسیم کردم که بر اساس حوادث رخ داده در صحنه جنگ و مطالبات معترضین دسته بندی شده اند. اولین مرحله آن شادی، غم و ترس نامگذاری کردم که ابتدا مسلمانان کانادا و طرفداران فلسطین با شادی از عملیات پیکارجویان حماس و ترس از وضعیت آینده مردم غزه، از حق فلسطینیان برای داشتن کشور مستقل، مقاومت و پایان محاصره نوار غره حمایت کردند. در مقابل، طرفداران اسرائیل به خصوص یهودیان کانادا در گردهمایی خویش با غم از کشته شدگان اسرائیلی و ترس از یک جنگ جدید بر همدردی با قربانیان و محکوم کردن حمله حماس می پرداختند. دومین مرحله آن خشم بود که طرفداران فلسطین حملات زمینی و هوایی اسرائیل را محکوم می کردند و طرفدارن اسرائیل، نابودی حماس را صدا می زدند. سومین مرحله آن آتش‌بس فوری بود که هر دو طرف بر مبادله گروگانها، آزادی زندانیان و ارسال کمک‌های بشردوستانه متمرکز بودند. چهارمین مرحله آن به دنبال صلح نام دارد که در تمامی تظاهراتها، چه طرفداران فلسطین و چه طرفداران اسرائیل بر صلح و آتش بس دائمی و همچنین اقدامات جدی دولت کانادا در این مسیر تاکید داشتند. این در شرایطی است که وضعیت مردم غزه روز به روز بدتر شده و سازمان‌های بشردوستانه سازمان ملل هشدار دادند که غزه در آستانه تمام شدن غذا، آب، برق و منابع حیاتی است که این امر موجب ایجاد بحران انسانی جدید خواهد شد و حتی شرایط برای گروگان های اسرائیلی در حال وخیمتر شدن است.در جدول زیر می توانید تعداد تقریبی تظاهرات حامیان اسرائیل و فلسطین به تفکیک استان در کانادا را مشاهده کنید. به طور کلی ۲۴۳ گردهمایی حامیان فلسطین و ۵۷ گردهمایی حامیان اسرائیل از تاریخ ۷ اکتبر تا ۲۶ دسامبر در شهرهای مختلف کانادا رخ داده است. تعداد این رخدادها فقط شامل تجمعات اعتراضی در فضای باز است و گردهمایی داخل سالن و یا مراسم ترحیم و شب زنده داری برای قربانیان را شامل نمی شود. همچنین در داده های زیر اگر دو طیف در مقابل یکدیگر تجمع کرده باشند، دو رخداد مجزا ثبت شده است.بیشترین تظاهرات در استان انتاریو و شهر تورنتو رخ داده است. تظاهرات های حامیان فلسطین بیشتر به دنبال فراخوان جنبش جوانان فلسطین، ائتلاف آتش بس الان، نهادهای فلسطینی، عربی، مسلمان، و گروه های ضد جنگ، کارگری و سازمان عدالت اجتماعی در کشور برگزار شده است. حامیان اسرائیل هم با سازماندهی شورای اسرائیلی ـ کانادایی و فدراسیون CJA توانستند در سراسر کشور تجمعات هماهنگی برگزار کنند، ولی باید توجه کرد که بسیاری از تجمعات داخل سالنی در آمار فوق اشاره نشده است. یهودیان کانادا با توجه به توصیه های پلیس بسیاری از تجمعات خود را داخل کنیسه ها و مراکز یهودی برگزار کرده اند. این مسئله برای مسلمانان کانادایی هم اعمال شده و بسیاری از تجمعات در مساجد برگزار شده است. همچنین برخی از تجمعات طرفین در فضای باز به خصوص در شهرهای کوچک تر، به علت عدم پوشش رسانه ایی در آمار فوق ارائه نشده است. در جدول زیر می توانید گروه های برگزار کننده راهپیمایی ها و تجمعات حامیان فلسطین و اسرائیل را بر اساس داده های ACLED مشاهده کنید:بزرگترین ائتلاف حامیان فلسطین مربوط به گروه «آتش بس الان» است که در تاریخ ۲۱ اکتبر با شعار صلح عادلانه و پایدار تشکیل شد و تاکنون شامل ۲۶۸ سازمان کانادایی است. در بررسی تعداد تجمعات، داده های این گروه هم بسیار مفید است ولی ACLED بر اساس روش شناسی خود، از آن استفاده نکرده است. اگر آمار این گروه را به داده ها اضافه کنیم، تقریبا تعداد تجمعات حامیان فلسطین به عدد ۳۹۰ می رسد. اولین تجمع همانطور که گفته شد، ۷ اکتبر در استان انتاریو تشکیل شد و این آمار تا ۲۶ دسامبر به روز شده است. شایان ذکر است که با اعلام عدم برگزاری مراسم سالیانه زادروز حضرت مسیح (Christmas) در کلیسای محل تولد ایشان در بیت لحم (Church of the Nativity)، از ۲۳ تا ۲۶ دسامبر، مجموعه تجمعاتی جهت مخالفت با برگزاری جشنهای معمول کریسمس توسط حامیان فلسطین در شهرهای اتاوا، مونترال، ونکوور و تورنتو برگزار شد. این تجمعات در مراکز خرید و خیابانهای اصلی برگزار شد تا بتواند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.در برخی اوقات همانطور که در جدول زیر مشاهده می کنید، افزایش تعداد تظاهراتها به خصوص حامیان فلسطین را شاهد هستیم که به وضعیت جنگ در نوار غزه وابسته است. مثلا در ایامی که حمله زمینی اسرائیل آغاز شد و یا محاصره و حمله به بیمارستان الشفا شکل گرفت، شاهد بیشترین تظاهرات های سراسری در کشور بودیم. نکته دیگری که از این آمار می توان تحلیل کرد، نوع رخدادهاست. در جدول سمت راست می توانید سه نوع رخداد را ملاحظه کنید: تظاهرات با مداخله، تظاهرات صلح آمیز و سایر.بیشتر تجمعات حامیان فلسطین و اسرائیل در سراسر کشور به صورت کاملا صلح آمیز بوده است ولی در موارد محدودی با مداخله پلیس و درگیری جدی میان حامیان طرفین رخ داده است. هر رخدادی که در آن دستگیری توسط پلیس و درگیری فیزیکی با صدمه جانی در تجمعات همزمان حامیان فلسطین و اسرائیل اتفاق افتاده است، به صورت مجزا کدگذاری شده است. تعداد این رخدادها در حدود ۲۵ حادثه است که به مرور زمان با مدیریت پلیس و اجبار طرفین برای عدم برگزاری راهپیمایی به صورت همزمان، تا حدود زیادی در ماه اخیر کاهش پیدا کرد. به طور نمونه، در ۱ دسامبر، برخی از حامیان فلسطین در یک تجمع نمادین مسیر راه آهن در مونترال را بلاک کرده و از عبور و مرور قطارها جلوگیری کردند. این امر موجب دستگیری حداقل ۹ نفر از معترضین شد. در یکی از آخرین مداخله ها، پلیس در تاریخ ۱۰ دسامبر پلیس در شهر تورنتو در نزدیکی کنسولگری ایالات متحده یکی از تظاهرات کنندگان حامی فلسطین را به دلیل برهم زدن صلح و اذیت پلیس دستگیر کرد.همچنین در همین روز در وینیپگ، پلیس بنیانگذار شورای اسرائیلی کانادایی وینیپگ را به دلیل برنامه ریزی جهت تجمع همزمان در مقابل تظاهرات حامیان فلسطین در خانه اش دستگیر کرد ولی با توجه به اینکه در داخل تظاهرات نبود، به عنوان یک مداخله محاسبه نشده است. یا در تاریخ ۲۳ دسامبر، درگیری کلامی و تا حدودی فیزیکی میان گروهی از ایرانیان حامی اسرائیل با تظاهرات کنندگان حامی فلسطین به عنوان مداخله محاسبه نشده است، چون دستگیری پلیس و یا مجروحیت فیزیکی جدی گزارش نشده است. به نظر می رسد که در این اواخر، پلیس در حال مدیریت تنش و جداسازی حامیان دو طرف است و تلاش می کند که تا جای امکان، از خشونت و دستگیری استفاده نکند:سایر رخدادها مشتمل بر تخریب اماکن وابسته به یهودیان و اسرائیل و حملات نژاد پرستانه به انگیزه اسلام هراسی و یهودستیزی به عنوان جرم نفرت‌محور می باشد. این داده ها تنها ۱۰ واقعه مهم در این ۸۰ روز را ثبت کرده است ولی گزارش پلیس به موارد بیشتری اشاره داشته است. به طور نمونه در ۱۲ اکتبر نخستین واقعه از این دست در نورک شمالی ـ تورنتو (North York) رخ داد که سه مرد به یک مدرسه (Tanenbaum Community Hebrew Academy) یهودی وارد می شوند و به یهودیان توهین می کنند.پلیس هر سه مرد را دستگیر و به جرم نفرت‌محور پرونده آنها را به دادگاه ارجاع می دهد. همچنین در یک سری وقایع امنیتی در ۶، ۹، ۱۲ و ۲۷ نوامبر مراکز و مدارس یهودی در مونترال با مواد آتشزا و تیراندازی مورد حمله قرار می گیرند. در این حوادث کسی مجروح نشد و دستگیری هم تاکنون گزارش نشده است. در ۱۶ نوامبر مرکز جامعه جعفری شیعیان شهر وان (Vaughan) و در روز ۱۷ نوامبر یک مدرسه یهودی در شمال نورک (Tanenbaum Community Hebrew Academy) مورد تهدید بمبگذاری قرار گرفتند. در آخرین حادثه قابل ذکر، می توان به حادثه ۳ دسامبر در ویکتوریا اشاره کرد، جایی که یک خودرو قصد زیر گرفتن تظاهرات کنندگان حامی فلسطین را داشت. راننده به جرم اقدام خطرناک در رانندگی دستگیر و به دادگاه اعزام می شود. برای اطلاعات بیشتر می توانید در این زمینه به گزارش پلیس تورنتو نیز مراجعه کنید.نکته جالب دیگری که داده ها به ما می دهد حضور گروه های صنفی، ملی و مذهبی مختلف کانادایی در تجمعات است. در جدول زیر می توانید تعداد حضور برخی گروه های اجتماعی را به تفکیک حمایت از یکی از طرفین جنگ مشاهده کنید. این گروه ها تنها زمانی به آمار اضافه شدند که حداقل یک نفر از آن گروه اجتماعی در یکی از تجمعات حضور فعال، به عنوان برگزار کننده، و یا سخنران داشته و در اخبار مربوطه به آن تجمع، به صورت مستقیم به آن گروه اشاره شده باشد:در جدول فوق حداقل در ۲۲ تجمع حامیان فلسطین گروه های یهودی نیز حضور فعال داشتند. از جمله این گروه ها می توان به گروه زیر اشاره کرد که گروه یهودین طرفدار صلح و مخالف جنگ محسوب می شوند:Independent Jewish Voices CanadaJews Say No to Genocide groupJewish Coalition Against GenocideJews Against Genocideگروه های بومی کانادا (اقوام اولیه، متیس و اینویت) نیز نقش اساسی در راهپیمایی ها و تجمعات حامیان فلسطین داشته اند. حداقل در ۴۲ تجمع حضور فعال داشته و به صورت سنتی نیز از همپیمانان گروه های فلسطینی در جهان برشمرده می شوند. مردمی که خود درد استعمار و اشغالگری را سالها کشیده اند و برای استقلال فرهنگی زبانی و اقتصادی تا سال ۱۹۹۵ مبارزه کرده اند.نکته قابل توجه برای ما شاید حضور گروه های ایرانی تبار در تجمعات حامیان اسرائیل و فلسطین باشد. حداقل در ۱۰ تجمع، ایرانیان کانادایی بر اساس آمار، حضوری فعال داشته اند. شایان ذکر است که یکی از عمده ترین گروه های ایرانی، کنگره ایرانیان کانادا همراه با بیش از ۲۰۰ سازمان مدنی در کانادا، بیانیه ای را برای درخواست آتش بس فوری، پایان محاصره غزه و رساندن کمک های بشردوستانه و نیازمندی های اولیه امضا کرده است و به گروه ائتلافی «آتش بس الان» پیوسته است.بر اساس این گزارشها و مصاحبه های انجام شده در رسانه ها، عموما گروه های سلطنت طلب ایرانی و اعضای مجاهدین خلق در تجمع حامیان اسرائیل حضور فعال داشته اند. به طور مثال در ۲۳ دسامبر، گروهی از ایرانیان و یهودیان کانادایی با شعارهایی همچون «رضاشاه روحت شاد» در مقابل تجمع حامیان فلسطین حضور پیدا کردند که نشانی از حمایت این گروه از خاندان سلطنتی پهلوی محسوب می شود. در چند مورد نیز در تجمعات حامیان فلسطین، ایرانی تبارها سخنرانی و بیانه خوانی داشته اند.به طور نمونه، راحله طارانی، عضو هیات مدیره کنگره ایرانیان کانادا در تظاهرات حمایت از فلسطین روز ۵ نوامبر در شهر کلگری پیام کنگره ایرانیان کانادا برای درخواست آتش بس در غزه را قرائت کرد. همچنین در برخی تظاهرات ها پرچم جمهوری اسلامی و پرچم شیر و خورشید (سلطنتی) دیده شده است که در این آمار به عنوان حضور گروه های ایرانی تبار استناد نشده است.دانشجویان و مراکز دانشجویی بیش از سایر گروه های اجتماعی در شکل دادن تجمعات سهم داشته اند. حداقل ۶ سازمان دانشجویی، جزیی از برگزارکنندگان راهپیمایی های سراسری و تجمعات دانشگاهی بوده اند. متاسفانه دانشجویان و هیات های علمی از آسیب پذیرترین گروه ها اجتماعی در ۸۰ روز گذشته بوده اند و برای برخی از آنها مشکلات حقوقی از جمله تعلیق، اخراج و تهدید به انحلال گروه به دلیل ساماندهی، اظهار نظر در رسانه های اجتماعی و یا شرکت در تظاهرات ها رخ داده است:Free Palestine groupPalestinian Solidarity GroupStudents for Justice in PalestineMuslim Students AssociationStudents for Justice in PalestineSolidarity for Palestinian Human Rights McGillاین تحولات اجتماعی در کانادا از جمله تظاهرات های سراسری در مقابل دفاتر نمایندگان مجلس، وزارت خانه ها، و پارلمانهای استانی باعث شد به مرور زمان سیاست کلامی و عملی دولت کانادا نیز تغییر کند. این امر در قطعنامه های سازمان ملل بیش از پیش نمایان است. در نخستین قطعنامه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در ۲۷ اکتبر به تصویب رسید اکثریت قاطع کشورها خواهان یک آتش‌بس بشردوستانه شدند. قطعنامه ماه اکتبر با ۱۲۰ رای موافق در برابر ۱۴ مخالف و ۴۵ ممتنع تصویب شده بود.کانادا در این رای گیری شرکت نکرد و به عنوان ممتنع ثبت شد. در این قطعنامه که توسط کشورهای عربی پیشنهاد شده بود، از اسراییل خواسته شده که دستور تخلیه فلسطینیان از شمال غزه را لغو و اجازه ورود همه مایحتاج، از جمله سوخت به نوار غزه را صادر کند. با افزایش نگرانی ها مبنی گسترش این درگیری به کشورهای منطقه، مجمع عمومی ملل متحد بر اهمیت جلوگیری از بی ثباتی بیشتر و تشدید خشونت در منطقه تاکید کرد و از همه طرف‌های درگیر خواست که خویشتنداری کرده و از اقدامات تحریک‌آمیز و مخرب خودداری کنند.این قطعنامه راه‌حل عادلانه و پایدار برای حل مناقشه اسراییل و فلسطینیان را تنها از راه‌های مسالمت‌آمیز دانسته و همه اعمال خشونت‌آمیز علیه غیرنظامیان فلسطینی و اسراییلی، از جمله تمام اقدامات تروریستی و حملات بی‌مورد، و همچنین تمام اقدامات تحریک‌آمیز و مخرب از هر جناح را محکوم کرده است. با این حال، این قطعنامه به طور مشخص حماس را به دلیل حمله هفتم اکتبر محکوم نکرد و هیچ اشاره‌ای به نام و اقدامات این گروه هم نشده است. اما مجمع عمومی ملل متحد خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط همه غیرنظامیانی شد که به طور غیرقانونی در اسارت هستند.بعد از این، تلاشی به رهبری کانادا و ایالات متحده برای اصلاح قطعنامه که شامل محکوم کردن حمله تروریستی و گروگان گیری توسط حماس بود، موفق به کسب دو سوم اکثریت مورد نیاز نشد و با ۸۸ رای موافق، ۵۵ رای مخالف و ۲۳ رای ممتنع مورد استقبال قرار نگرفت. بعد از این رویکرد، دولت ترودو به دلیل حمایت از اسرائیل و عدم تمایل برای درخواست آتش بس فوری مورد انتقاد گروه‌های مدافع آتش بس قرار گرفت.بعد از این رای گیری و انتقادات به دولت، جاستین ترودو نخست‌وزیر کانادا در روز ۱۴ نوامبر در تندترین انتقاد از اسراییل از زمان آغاز جنگ با حماس گفت: «کشتار زنان، کودکان و نوزادان در نوار محاصره شده غزه باید پایان یابد. من از دولت اسراییل می‌خواهم حداکثر خویشتنداری را به خرج دهد. جهان شاهد کشتار زنان، کودکان و نوزادان است و این موضوع باید متوقف شود.»در یک اقدام جالب در ۹ دسامبر، دولت کانادا میزبان یک نشست مشورتی با کمیته وزیران اجلاس فوق العاده عربی ـ اسلامی شامل وزیر امورخارجه ترکیه، عربستان سعودی و نمایندگان دولت فلسطین در اتاوا شد. جاستین ترودو در این دیدار، میگوید که کانادا در مورد مساله مناقشات فلسطین و اسرائیل، همچنان به راه حل «دو کشوری» معتقد است. به نظر دولت کانادا، خاورمیانه به یک کشور فلسطین و یک کشور اسرائیل نیاز دارد. به گفته ترودو جهان و منطقه به یک کشور فلسطین صلح آمیز، امن و مرفه در کنار یک کشور اسرائیل صلح آمیز، مرفه، دموکراتیک و امن نیاز دارند.بعد از دیدار نخست وزیر و وزیرامور خارجه با این هیات دیپلماتیک، «ملانی جولی» وزیر امور خارجه کانادا در جریان اظهاراتی، سیاست خارجی اصلاح شده کانادا در قبال جنگ اسرائیل ـ حماس در گفتگو با برنامه «قدرت و سیاست» در ۱۱ دسامبر تبیین کرد. وی گفت: «من فکر می کنم که هسته سیاست خارجی ما از جنگ جهانی دوم به این سو، حمایت از حق موجودیت اسرائیل و همزمان حفاظت از غیرنظامیان بوده است. اکنون همان طوری که واضح است بین این دو اولویت تنش وجود دارد.»در ۱۲ دسامبر، بعد از فشارهای جهانی، مجمع عمومی سازمان ملل متحد مجددا با رای مثبت ۱۵۳ کشور در برابر ۱۰ کشور مخالف و ۲۳ رای ممتنع، قطعنامه آتش‌بس فوری در غزه را تصویب کرد. این دومین قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد با هدف پایان دادن به جنگ در غزه بود. سازمان‌های و انجمن های کانادایی صلح طلب که هفته‌ها درخواست خود را برای آتش‌بس در شهرهای مختلف کشور تکرار می کردند از رای مثبت دولت کانادا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد استقبال کرد‌ند، با اینکه این قطعنامه الزام‌آور نیست، رای آن جنبه نمادین دارد.این شاید نخستین بار بود که افکار عمومی و چانه زنی های خیابانی، سیاست خارجی کانادا را در قبال هم پیمان قدیمی خود یعنی اسرائیل تغییر داد. این رای گیری پس از تصمیم روز ۸ دسامبر ایالات متحده برای وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که خواستار آتش‌بس فوری بشردوستانه در غزه بود، حرکت سیاسی مهمی بود. 📷 فارغ از تحولات اجتماعی کانادا برای پیگیری صلح در جنگ حماس ـ اسرائیل، تلاش‌هاي متعددي براي شكل‌گيري صلح پايدار در منطقه ميان طرفين درگير در سالهای اخیر صورت گرفته است. تاكنون سه دهه از قرارداد اسلو مي‌گذرد كه در نتيجه آن قرارداد، فلسطيني‌ها به خودمختاري در نوار غزه و كرانه باختري دست يافتند. اما ۷ اکتبر نشان داد هنوز تا رسیدن به صلحی پایدار فاصله زیادی باقی مانده است. همچنین نکته ای که حائز اهمیت است، توجه افکار عمومی جهان به این موضوع است. در این ۸۰ روز دست کم در ۹۰ کشور جهان شاهد برگزاری تظاهرات‌های مستمر در حمایت از صلح بودیم. شاید بیشتر این تجمعات را حامیان فلسطین انجام دادند، ولی حامیان اسرائیل هم بر مسئله صلح میان طرفین تاکید داشتند.این نقطه عطف میان این دو جریان است، که فارغ از جانبداری، نوایی برای صلح به صدا در آورده اند. گویی همگان از کشته شدن، جنگ، ضجه های کودکان و زنان، تخریب خانه ها، مساجد، کلیساها، و کنیسه ها خسته شده اند. بر مبنای داده های آماری، مردم کانادا، در این ۸۰ روز جزء برگزارکنندگان بیشترین تجمعات حامی صلح در جهان بوده اند. این یک پیام روشن برای سیاستمداران کانادایی است که مردمشان چه به عنوان طرفدار اسرائیل و چه طرفدار فلسطین، حامی صلح پایدار هستند و مسئله فلسطین می تواند بر امنیت اجتماعی و سیاست خارجی تاثیر مستقیم داشته باشد.بسیاری از مصلحان اجتماعی و اندیشمندان سیاسی در کانادا از افزایش یهودستیزی (Antisemitism)، اسلام هراسی (Islamophobia)، نژادپرستی (Racism) و نفرت‌پراکنی (Hate speech) در این ۸۰ روز آگاه هستند و همگی نگران دوقطبی شدن نخبگان، مردم و جامعه هستند. ولی همه به یک باور رسیده اند که در صورت مدیریت مناسب حاکمان سیاسی، کانادا می تواند از این مطالبه گری مردم برای ایفای نقش بهتر در صلح سازی (Peacemaking)، تثبیت صلح (Peacebuilding) و میانجیگری (Mediation) برای تسریع روند مذاکرات در این مسئله استفاده کند. تلاش بیشتر دولت و سیاست گذاران در حل مسئله، می تواند نقش سازنده ای در کاهش نفرت‌پراکنی در کشور ایفا کند. گزارش موسسه آنگوس رید (Angus Reid Institute) به درستی مشخص می کند که اقدامات دولت در تصمیم گیری های سیاسی به کاهش این تنش اجتماعی کمک کرده و در راستای سیاست چندفرهنگی (Multiculturalism) کانادا باعث تقویت همبستگی ملی شود.ایده ای که در ابتدا در سال ۱۹۳۸ و در کتاب جان موری گیبون با عنوان «موزائیک کانادا: بنیاد ملت شمال» مطرح شد و به محافل عمومی راه پیدا کرد. این مفهوم چندفرهنگی در دهه شصت میلادی به شکلی گسترده‌تر وارد بحث‌های ملی در زمینه هویت ملی کانادایی شد و در سال ۱۹۷۱، سیاست فدرال چندفرهنگی کانادا در دولت لیبرال پی‌یر ترودو به تصویب رسید. پیامد اجتماعی این سیاست می تواند همگرایی ملی را حتی در مسئله فلسطین افزایش دهد و طرفین هر دو جریان را نسبت به حساسیت های قومی، مذهبی و سیاسی یکدیگر آگاه تر و تاب‌آوری (Resilience) فرهنگی و اجتماعی را در میان اقشار جامعه افزایش دهد. جامعه کانادایی که به نظر می رسد بیش از هر زمان دیگری، نیازمند احترام به تکثرگرایی (Pluralism) مذهبی، فرهنگی و سیاسی است.این مقاله بیانگر در ژورنال ایرانیان کانادا به نشر رسیده است:https://icjournal.ca/post/the-palestinian-israeli-issue-in-canada-a-call-for-peace/</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jan 2024 06:57:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امضای طرح روسی برای ترک مخاصمه و پیشینه مناقشه</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B5%D9%85%D9%87-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-cg27bblz2qij</link>
                <description>پس از 44 روز نبرد خونین و امضای سه تفاهم نامه آتش بس، بالاخره به نظر می رسد که با تصرف شوشی دومین شهر بزرگ قره باغ و بازپس گیری بسیاری از مناطق جبهه جنوبی مناقشه توسط ارتش جمهوری آذربایجان و گروه های شبه نظامی تحت الحمایه ترکیه، ارامنه قره باغ شکست را پذیرفته و طرفین درگیر طرح آتش بس و صلح روسیه جهت ترک مخاصمه را به اجرا گذاشته اند. این طرح توسط رئیس جمهوری فدارسیون روسیه، رئیس جمهوری آذربایجان، و نخست وزیر ارمنستان در آخرین ساعات روز 9 نوامبر به صورت ویدیو کنفرانسی امضا شد. تفاهمی که خشمی را در میان مردم ارمنستان و خوشحالی در میان مردم جمهوری آذربایجان ایجاد کرد.  نیکول پاشینیان سه شنبه صبح در فیسبوک ضمن اعلام این خبر از تصمیم خود برای امضای این توافق به عنوان «اقدامی دشوار برای خود و کشورش» یاد کرده و گفته این توافق از نخستین ساعت بامداد سه‌شنبه اجرا شده و به درگیری میان این ارامنه قره باغ، ارمنستان و جمهوری آذربایجان خاتمه خواهد داد.جزئیات توافق اولیه:آتش بس كامل در منطقه درگیری از ساعت ۰۰:۰۰ به وقت مسكو در تاریخ ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰ اجرایی شده و طرفین درگیر در مواضع خود باقی می مانند. منطقه آقدام در قره باغ و منطقه مرزی گازاخ در شمال شرق ارمنستان تا ۲۰ نوامبر به جمهوری آذربایجان بازگردانده می شود. در امتداد خط تماس در قره باغ و در امتداد دالان لاچین، یک گروه صلحبان فدراسیون روسیه به تعداد ۱۹۶۰ نفر از نیروهای مسلح، ۹۰  زره پوش، ۳۸۰ واحد خودرو و تجهیزات ویژه مستقر خواهند شد. این  نیروها به موازات عقب نشینی نیروهای مسلح ارمنی مستقر می شوند. مدت زمان اقامت نیروهای نظامی صلح فدراسیون روسیه ۵ سال است، با تمدید خودکار برای دوره های ۵ ساله بعدی، در صورتی که هیچ یک از طرفین ۶ ماه قبل از انقضا مدت قصد برای خاتمه استفاده از این ماده اعلام نکرده باشد.به منظور افزایش اثربخشی کنترل بر اجرای توافق نامه ها توسط طرف های درگیر، یک مرکز حفظ صلح برای کنترل آتش بس مستقر میشود. همچنین ارامنه، منطقه غربی کلبجر را تا ۱۵ نوامبر سال ۲۰۲۰ و منطقه لاچین را تا اول دسامبر سال ۲۰۲۰، به جمهوری آذربایجان باز می گرداند. همچنین در سه سال آینده، برنامه ای برای احداث یک مسیر جدید ترافیکی در امتداد دالان لاچین، با ارائه ارتباط بین استپاناکرت و ارمنستان، با انتقال مجدد متعاقب نیروهای صلح آمیز روسیه برای محافظت از این مسیر، تعیین می شود.  جمهوری آذربایجان ایمنی ترافیک را تضمین می کند.بازگشت آوارگان و پناهندگان داخلی به خاک قره باغ و مناطق مجاور تحت مدیریت و کنترل دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان خواهد بود. تبادل اسرای جنگی و سایر افراد و اجساد کشته شدگان درگیر آغاز خواهد شد. کلیه ارتباطات اقتصادی و حمل و نقل در منطقه مسدود نمیشود. جمهوری ارمنستان به منظور سازماندهی حرکت بدون مانع شهروندان، وسایل نقلیه و کالاها در هر دو جهت، بین مناطق غربی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان ارتباطات حمل و نقل برقرار می کند.  کنترل حمل و نقل توسط نهادهای سرویس مرزی FSB روسیه اعمال می شود. با توافق طرفین، ساخت ارتباطات حمل و نقل جدیدی که جمهوری خودمختار نخجوان را با مناطق غربی جمهوری آذربایجان پیوند می دهد، فراهم می شود.بدین ترتیب، هفت منطقه اشغالی پیرامون منطقه اصلی قره باغ کوهستانی است که ارامنه در درگیری های سالهای 88 تا 94 به تصرف خود در آورده بودند و همچنین شهر مهم شوشی، که نیروهای آذربایجانی در روزهای اخیر درگیری تصرف کردند به جمهوری آذربایجان رسما باز می گردد. در همین حال، ارمنستان کنترل قره باغ کوهستانی (به غیر از شوشی) را حفظ خواهد کرد، اما در مرزهای بین المللی جمهوری آذربایجان محاسبه خواهد شد.الهام علی‌اف این توافق را «واقعه مهم» تاریخی خواند و در شبکه‌های اجتماعی آن را محصول «تسلیم» ارمنستان دانسته است. همچنین وی اذعان داشته که نیروهای ارتش ترکیه هم در فرآیند صلح‌بانی مشارکت خواهند داشت.اما نیکول پاشینیان، در فیسبوک امضای این توافق را دردناک و برای خود و کشورش سخت توصیف کرد، و گفت «این یک پیروزی نیست اما شکست هم نیست. شکست تنها زمانی روی می دهد که شما احساس مغلوب شدن کنید». او نوشته این تصمیم را با بررسی دقیق اوضاع در میدان درگیری و پس از مشورت با بهترین کارشناسان گرفته است. همچنین هاراتونیان رهبر ارامنه قره باغ (آرتساخ) از تصمیم پاشینیان حمایت کرده و گفت با توجه به شرایط وخیم کنونی، این بهترین تصمیم برای جلوگیری از دست دادن کامل منطقه بوده است.ولادیمیر پوتین هم با اظهار امیدواری که با این توافق شرایط لازم برای حل و فصل طولانی مدت و کامل بحران قره باغ کوهستانی فراهم خواهد شد، این بیانیه یا توافق نامه اولیه را امضا کرد.از نکات قابل توجه در این توافق نامه، حذف کامل روند ابتکاری ایران جهت صلح در منطقه و تاکید بر حضور ترکیه است. همچنین این پیروزی، خاندان علیف را تا حداقل یک دهه دیگر در راس قدرت در جمهوری آذربایجان نگه خواهد داشت. شرایط برای پاشینیان که از ابتدا با جریانات سیاسی قره باغی در داخل حاکمیت ارمنستان سرشاخ شده بود نیز به سختی پیش خواهد رفت. ساعاتی پس از اعلام این توافق نامه، بسیاری از مخالفین در ایروان، پارلمان و دفتر نخست وزیری را تسخیر کردند. احتمالا دولت وی نیز نتواند سرپا بماند. از طرف دیگر نیز، ارامنه قره باغ می توانند حمکرانی تاریخی خود بر مناطق استان خودمختار قره باغ کوهستانی در دوره شوروی به غیر از شهرستان شوشی را ادامه دهند. با اینکه باید به این نکته اشاره شود که باقی ماندن توافق صلح و آتش بس میان طرفین نیز با توجه به تضادهای هویتی می تواند شکننده باشد.   پیشینه مناقشه و بررسی نقش دیپلماسی ایرانیفارغ از درگیریهای نظامی اخیر و امضای توافق نامه صلح، جمهوری اسلامی ایران نیز با سیاست حفظ و توسعه روابط برابر با طرفین مناقشه قره باغ و دنبال کردن سیاست عدم جانبداری، دارای مهمترین دستاورد و جایگاه در میان سایر بازیگران منطقه ای بوده است. ایرانیان با توجه به مشترکات فرهنگی، مذهبی و زبانی، با منطقه اعم از جمهوری کنونی آذربایجان و ارمنستان، به نوعی آنجا را بخشی از تمدن مشترک خود محسوب می کنند، لذا تهران همواره با حساسیت به این منطقه نگریسته و نگران تبعات آن بر همسایگانش بوده است. در همین منطقه مورد مناقشه، محل درگیری های نظامی قرن 18 و 19 میان ارتش ایران و ارتش امپراتوری تزاری بود. آقامحمدخان قاجار در همین قلعه شوشی قره باغ در 17 ژوئن 1797 کشته شد و یا شاهزاده عباس میرزا، مرکز فرماندهی خود در سامان دادن به جنگ با روسها را در این منطقه بنا کرده بود. حتی امضای عهدنامه گلستان در روز دوشنبه ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ در پی پایان جنگ‌های ایران و روس در دوره قاجار در روستای گلستان در شمال قره باغ کنونی امضا شد.از سال ۱۹۸۸ و زمانی که ولایت نیمه خودمختار سوسیالیستی قره باغ کوهستانی، با جمعیت ارمنی و به عنوان بخشی خودمختار از جمهوری سوسیالیستی آذربایجان در اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد که قصد خروج از این جمهوری سوسیالیستی دارد، میان جمهوری سوسیالیستی ارمنستان و جمهوری سوسیالیستی آذربایجان بر سر این منطقه تنش به وجود آمد. ارامنه بعد از رفراندوم با عنوان جمهوری سوسیالیستی قره باغ کوهستانی در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کردند، اما این اقدام به شکل گیری جنگی سه ساله و اخراج هزاران آذربایجانی ساکن این منطقه و ارامنه ساکن جمهوری آذربایجان منجر شد. هرچند با مداخله روسیه، این جنگ در ماه می سال 1994 به یک آتش بس منتهی شد، اما درگیری هرگز به معنای واقعی متوقف نشده و طرفین هر از چند گاهی وارد درگیری های مقطعی نظامی می شوند. از نکات حائز اهمیت در این روند حضور تیم میانجی گری ایران در نخستین سالهای درگیری در سال 1992 میلادی است که به بیانیه تهران ختم شد. این بیانیه تقریبا نخستین پیمان رسمی در مورد قره باغ بین دول ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده است که با عنوان بیانیۀ مشترک سران کشورها در تهران نیز شناخته می‌شود. بیانیۀ مشترکی است که در تاریخ ۷ مۀ ۱۹۹۲ (هفدهم اردیبهشت ماه 1371) با میانجی‌گری رئیس‌جمهور وقت جمهوری اسلامی  ایران، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، توسط لوون ترپتروسیان، رئیس‌جمهور ارمنستان و یعقوب ممدوف، کفیل وقت ریاست‌جمهوری جمهوری آذربایجان با هدف پایان دادن به مناقشات چهارسالۀ دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقۀ ناگورنو قره‌باغ، امضاء شد. در این گفتگوها «ماریو رافائلی»، رئیس وقت کنفرانس سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز شرکت داشت. این بیانیه صلح فقط یک شب پایدار ماند، و نیروهای ملی گرای ارامنه قره باغ، شبانه ارتفاعات شوشی را تصرف کردند و درگیریهای نظامی مجددا آغاز شد. نه تنها خود حسن روحانی در این بیانیه نقش داشت ولی چهره کلیدی مذاکرات صلح در باکو، ایروان، و خان کندی (استپاناکرت)، محمود واعظی فرستاده و نماینده ویژه ایران در موضوع قره باغ بود که طرفین درگیر نیز نگاه مثبتی به وی داشتند. وی هم اکنون رئیس دفتر حسن روحانی و یکی از بازیگران سیاستگذاری خارجی در جمهوری اسلامی است. شکست این بیاینه، به نوعی همدلی میان روسیه و جبهه خلق جمهوری آذربایجان در قبال سرنگونی محمداف بود. اولا ناراضی بودن روس‌ها از عملکرد محمداف در نزدیکی به ایران و عدم دعوت از مسکو در روند این مذاکرات بود. ثانیاً جبهه خلق سیاست‌های محمداف در پرهیز از جنگ تمام عیار با ارامنه و اعتماد به ایران را یک حرکت ضدملی می دید که با اهداف ملی گرایانه و تمایل آنها به ترکیه همسو نبود.بعد از این شکست در صلح پایدار، دستگاه دیپلماسی ایران تا سال 1997 در زمینه میانجیگری فعال بود و از طریق مجاری دیپلماتیک با روسیه و طرفین درگیری تعامل می کرد. بعد از آن که در داخل سازمان امنیت و همکاری اروپا نهاد رؤسای گروه مینسک با شرکت روسیه، ایالات متحده و فرانسه ایجاد شد، ابعاد فعالیت تهران در این زمینه تا حدود زیادی کاهش یافت. با این وجود در سال 2010، ایران میانجیگری خود را به جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان پیشنهاد کرد. اوج فعالیت های جمهوری اسلامی در مناقشه آوریل 2016 در قره باغ (2 تا 5 ماه آوریل) شکل گرفت که رایزنی های وزیر امورخارجه ایران با همپایان آذربایجانی و ترکیه ای در رامسر به تماس تلفنی میان وزرای امور خارجه ارمنستان و آذربایجان کشیده شد و سپس پس از ساعاتی به آتش بس انجامید. سفر از پیش تعیین شده ظریف و لاوروف به باکو بعد از دو روز در 7 آوریل نیز به پایدار شدن آتش بس کمک کرد.آخرین اقدام عملی و رسمی دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مسئله قره باغ، پس از دوره ای یک ماهه از آغاز درگیری های نظامی در مرزهای شمال غرب کشور با اعزام عراقچی به منطقه انجام شد. در اصل، دستگاه دیپلماسی ایران با معرفی سیدعباس عراقچی دیپلمات خبره خود، به عنوان فرستاده ویژه جمهوری اسلامی ایران به منظور پیشبرد ابتکار ایران برای حل مناقشه قره باغ، وارد عرصه میانجی گری در ابعاد منطقه ای شد. همزمان با اظهارات ظریف، سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه، از سفر منطقه ای سید عباس عراقچی معاون سیاسی وزارت امور خارجه بعنوان فرستاده ویژه جمهوری اسلامی ایران در مسئله قره باغ و درگیریهای به وقوع پیوسته بین جمهوری آذربایجان و ارامنه منطقه قره باغ در مرزهای کشورمان خبر داده بود. در این طرح ابتکاری، عراقچی علاوه بر حضور در مناطق مرزی و اطلاع از آخرین شرایط میدانی سفرهایی را به باکو، مسکو، ایروان و آنکارا در برنامه خواهد داشت.ظریف در مجلس طرح ارائه شده برای حل دائمی مناقشه قره‌باغ را تدوین شده در وزارت خارجه و تصویب شده مقامات عالی کشوری، اعلام کرد. وی با تاکید بر اینکه ایران در ارتباط با موضوع قره‌باغ دیپلماسی فعالی را با تاکید بر حفظ تمامیت ارضی آذربایجان، حل‌وفصل مناقشه از طریق صلح‌آمیز و تغییرناپذیری مرزهای بین‌المللی پیگیری می‌کند، افزود: «البته یکسری نگرانی‌ها از بابت حضور تروریست‌های تکفیری در منطقه و احتمالا تروریست‌های دیگری وجود دارد که ما مواضع خود را در این ارتباط شفاف مطرح کردیم و تاکید داشتیم که این موضوع برای جمهوری اسلامی ایران غیر قابل تحمل است».همچنین سیدعباس عراقچی پس از بازدید از مرز قره باغ در شهرستان خداآفرین و اصلاندوز و همچنین دیدار با نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی حجت الاسلام سید محمدعلی آل هاشم، بلافاصله سفر منطقه‌ای‌اش را با باکو آغاز کرد، و سه شنبه شب در بدو ورود به جمهوری آذربایجان، تصریح کرد که هدف اصلی سفر، ارائه ابتکار پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران برای حل و فصل این مخاصمه و رسیدن به صلح پایدار میان دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان و به تبع آن منطقه است. وی، بحث خاتمه اشغال سرزمین های جمهوری آذربایجان را یک عنصر مهم در طرح ابتکاری ایران عنوان کرد و افزود: «حفظ حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشردوستانه پایه دیگر طرح ابتکاری ایران برای پایان مناقشه قره باغ است». وی همچنین خاطرنشان کرد که خاتمه مخاصمه و شروع گفت وگوها با کمک کشورهای تاثیرگذار با هدف تضمین صلح از دیگر محورهای اصلی طرح ابتکاری جمهوری اسلامی ایران است. وی پس از سفر به باکو، مسکو و ایروان نتوانست دستاورد مهمی را برای سیاست خارجی ایران به ارمغان بیاورد.منتشر شده 20 آبان ماه در ایراس</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Tue, 17 Nov 2020 20:35:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به تحولات اخیر در تبریز؛ غائله فرقه، پان ترکیسم و قره باغ</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2-%D8%BA%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-rvcxnruvzhm4</link>
                <description>تجمع اعتراضی تعداد محدود از مردم تبریز در میدان نماز با نام گردهمایی خودجوش در حمایت از مردم مسلمان قره باغ در روز پنجشنبه، اولین و آخرین  تجمع از این دست نیست. نگاهی کوته بینانه نسبت به موضوعات قومی از سر نادانی و احساسات.شرکت کنندگان در این تجمع شعارهایی در حمایت از مسئله قراباغ و توهین به سایر مردم ایران زمین نمودند که در جای خود تعجب آمیز است. بر مبنای گفته های معاون سیاسی امنیتی استانداری آذربایجان شرقی، این تجمع، فراخوانی اینترنتی در فضای مجازی برای حمایت از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان بود است که با تدبیر پلیس، مدیریت و پایان یافت.در تـاریخ آذربایجان، سابقه حرکت های قومی از قدمت چندانی برخوردار نیست. در حالی که تبریز قطب فرهنگی و ملی گرایی ایرانی محسوب می‌شود، چند صباحی است که با بوجود آمدن هویتهای جدید پیرامون مرزهای آذربایجان در آن سوی ارس، برخی از روشنفکرنماهای بی دانش، خواب نما شده و افکار پوسیده پان ترکیسم را برای ایران زمین و مردم آذربایجان نسخه می پیچند. این نعره کشی‌های خیابانی برخی از جاهلان، تنها صدای زخمهای ایران زمین که گویی همدمی ندارد. سیدجواد طباطبایی تبریز بی راه نمی گوید؛ ایران در ایران تنهاست. سیاسی شدن مسئله زبان و عمده کردن آن برای جداسازی بخشی از جمعیت ایران از پیکره مـلتـی یـکپارچه و با هویت واحد ایرانی - اسلامی، ناشی از تحرکات و فعالیت های عده ای از روشنفکران غیر آذری است. تاریخ آذربایجان و پـیشینه ناسیونالیسم آذری گـویـای دو نـکـتـه مـهم و اساسی است، اول اینکه به لحاظ تاریخی از سابقه چـنـدانـی بـرخوردار نیست و دوم این که قومیت گرایی آذری منشاء داخلی نداشته و یک پدیده غیر بومی خارجی است.از اواخر دوران قاجار، شهر بادکوبه در سـواحل غربی دریای مازندران، مرکز فعالیت های سیاسی منور الفکران قومی قفقازی و عده ای از هموطنان آذری بوده است. گروهی از ایرانیان آذری در فعالیت های سیاسـی در روسیـه و ایـران شرکت کـرده و هسته هـای اولیه تـشکل هایی را بـوجـود آوردنـد کـه بـعـدها حرکت خود مختاری طلبانه و جدایی خواهانه سـالهـای ٢۵ ـ ١٣٢۴ را در خلال این رفـت وآمـدهـا با ارتش سرخ در آن سوی ارس برنامه ریزی شد. این مسئله یکی از عـلل مـطـرح شـدن و شـکـل گـیـری گـرایشات قومگرایانه افراطی در آذربایجان می بـاشـد. مـطـابـق آمـار در بـرخـی از مـنـابـع مـوجـود، در سـالهـای دهـه اول قـرن بـیـسـتـم، پـنـجـاه درصـد کـل کـارگـران مـسـلمـان در شیروان و آران را ایرانیان تـشکیل می دادند. علاوه بر کارگران، تعدادی از فعالان سیاسی که در اثر فشار حکومت قاجار ناچار به ترک ایران و مهاجرت به بادکوبه شدند، در بدنه جریان قومگرایی جذب و ادغـام شـدنـد. به این افراد عده قلیلی دیگر را نیز باید افزود که به انحاء مختلف از ایران طرد شـده و پـس از مـهـاجرت به عثمانی با تئورسین های پان ترکیسم ارتباط برقرار کرده و بـعـدهـا عـلایـق نـژاد گـرایـانـه را وارد ایـران کـرده انـد. بـه هـر حال این قشر به هنگام بازگشت به داخل ایران، سهم عمده ای در ظهور گرایش های قومی در آذربـایـجـان ایـفـا کـردنـد. طـرح انـدیـشـه خـودمختاری سیاسی آذربایجان ایران، به ویژه در سالهای ٢۵ ـ ١٣٢۴ عـمـدتـاً نـتیجه فعالیت فعّالان غیرآذری بوده است. در این زمینه می توان به جریان های چپگرا نظیر حـزب تـوده اشـاره کـرد کـه از انـدیـشـه خـودمختاری آذربایجان از طریق تشکیل شوراهای منطقه ای حمایت می کردند.عدّه‌ای‌ از اندیشمندان برآنند که وجه دیگر پیدایش فرقۀ دموکرات، پان ترکیسم و بازگشت به ریشه‌های‌ تاریخی‌ آن است. بـراساس ایـن دیدگاه، فکر الحاق آذربایجان ایران به آذربایجان مستقل در منطقۀ‌ قفقاز‌، از‌ قبل وجود داشته است. این اندیشه برای نخستین باردر زمان حکومت «مساوات»، به رهبری‌ محمّد‌ امین رسول زاده پیدا شد. در مـاه ژوئن ١٩١٨، سـران حـزب دموکراتیک اسلامی‌ مساوات‌، دولتی‌ در قـفقاز پدیـد آوردنـد که بخشی از منطقۀ بادکوبه و شیروان و آران را که بر آن فرمان می‌راندند‌، «جمهوری‌ آذربایجان» نامیدند. (رضا،١٣٧١ الف:١٣-۶) در واقع هدف اصلی این حزب‌، در‌ زمان‌ تأسیس در بادکوبه (١٩١١ میلادی)، ایـجاد یـک کـشور اسلامی بزرگ و واحد به رهبری ترکان آسیای‌ صـغیر‌ بـود‌. (همان:١٧-١٣) به عبارت دیگر، حزب مذکور از سیاست «پان ترکیسم» پیروی‌ می‌کرد‌ و طرفدار وحدت همۀ ترک‌زبانان جهان در «ملّتی واحد» بود. همین دلیل، شـیخ مـحمّد خـیابانی به جای عنوان آذربایجان‌، اسم‌ «آزادیستان» را برای آذربایجان ایران گذاشت تـا بدین ترتیب اوّلا بر پیوند ناگسستنی‌ آذربایجان‌ و ایران تأکید کند و ثانیا مخالفت خود را‌ با‌ رژیم‌ مساواتی‌ها در بادکوبه نشان دهد. (مرادی مـراغه‌ای،١٣٨١‌:١۴‌) بی دلیل نیست امروزه نیز برخی اسلامگرایان بر این طبل می کوبند.با گذاشتن نام «آذربایجان» بر بخشی از قفقاز‌، این‌ اندیشۀ تـازه عـنوان شـد که گویا آذربایجان‌ سرزمینی‌ است دو‌ نیم‌ گشته‌ که بخشی در شمال‌ و بخشی در جنوب رود ارس قرار داد. چیزی نـگذشت کـه ابتدا در قفقاز، سپس در ایران‌، دو‌ واژۀ «آذربایجان شمالی» (مقصود سرزمین ترک‌زبانان قفقاز‌) و «آذربایجان‌ جنوبی‌» (منظور‌ آذربـایجان تاریخی‌ و راسـتین) مـطرح شد‌. (همان‌:٨٨،١۰١ و ١٣۴)چندی بعد، مؤلّفان شوروی در جمهوری سوسیالیستی آذربایجان، اعلام داشتند که آذربایجان هیچ‌گاه بخشی از ایران نبوده و به‌طور‌ مـوقّت‌ و در‌ نـتیجۀ اردوکشی‌های استیلاگرانه ایرانیان به اشغال آنها درآمده‌ است‌. (رضا‌،١٣٧١‌ ب:۶) این‌ ادعا‌، در واقع بـهانه‌ای بـرای روشـنفکران آذربایجان شوروی فراهم کرد تا مسئلۀ الحاق آذربایجان ایران به شوروی را تبلیغ کنند. در همین راستا،کمیته‌ای تشکیل شد که هدف اصلی آن، یکی کردن آذربایجان ایران با آذربایجان قـفقاز بـود‌. این‌ کمیته، عقیده داشت که قومیّت و ملّیّت آذربایجان ایران و آذربایجان قفقاز (ارّان) بـه کـلّی از ملّت فارس مجزّا است؛ بنابراین باید ایـن دو قـسمت بـاهم متّحد گشته، یک حکومت جمهوری شوروی تشکیل‌ دهـند‌. (صـدری و نیکبخت،١٣٨۶:٢۰) این واژگان را این روزها در برخی از تریبونهای رسمی کشور و کلام برخی از روشنفکرنماها نیز می شنویم.با توجه به ملاحظات بالا، طرح نقشۀ تأسیس فرقۀ دموکرات آذربایجان از سـوی میر جـعفر باقروف، دبیر اوّل حزب کمونیست‌ آذربـایجان‌ شـوروی، پس از مشورت بـا استالین‌ و تـأیید‌ مـسکو و اجرای آن توسّط فرد مستعدی بـه نـام سید جعفر جوادزاده معروف به جعفر پیشه‌وری، کلید خورد. باقروف مدّعی تـصرّف‌ آذربایجان‌ ایران بود و آن را «آذریـایجان جنوبی» مـی‌خواند. وی منتظر فرصت برای اجرای طـرح خـود بود که شرایط خاصّ حاکم بر ایران پس از اشغال متّفقین، این فرصت را فراهم کرد. وی زمـانی‌ گـفته‌ بود که اگر پنج میلیون آذربـایجانی جـنوبی بـه سه میلیون آذربـایجانی شـمالی ملحق گردد، ما دارای جمهوری هـشت میلیونی خواهیم بود که در آن، وی جایگاه و نقش برجسته‌ای دارد. (طبری، ١٣۶۶:۶٧‌-۶۶‌) ایاز مطلب‌اف نیز بعدها همین سیاست احمقانه را در پیش گرفت و خیلی زود به خاک تاریخ پیوست.به رغم‌ این حقایق، نباید دربـارۀ ایـن عامل هم مبالغه کرد؛ زیرا پس از سـقوط آذربایجان و دسـتگیری محمّد امـین رسـول‌زاده‌، رسـالت تبلیغات و تحرّکات کسانی مـثل رسول‌زاده در راستای بسترسازی برای الحاق آذربایجان‌ ایران‌ به‌ آذربایجان قفقاز را بلشویک‌ها به عهده گرفتند و میرجعفر بـاقروف، رئیـس جمهور آذربایجان شوروی، مهرۀ استالین محسوب مـی‌شد کـه در ‌‌واقـع‌ پس از مـشاوره بـا او، مأمور اجرای طـرح تـشکیل فرقۀ دموکرات آذربایجان شد. در‌ واقع‌ رهبری‌ اصلی فرقۀ دموکرات، نه در دست پیشه‌وری، بلکه در دست باقروف بود کـه از طـریق‌ ایـادی خود در ایران آن را کنترل می‌کرد. درجریان حاکمیّت ایـن فـرقه، او‌ طـوماری بـا امـضای دسـت‌نشانده‌های‌ خود‌ در ایران، که بسیاری از آنان را مهاجران تشکیل می‌دادند (البته به نام مردم آذربایجان) به استالین ارسال نمود و از او خواهش کرد که آذربایجان را به شورش ملحق سازد. (مرادی مراغه‌ای،١٣٨١‌:٣٩۵)استالین مـی‌خواست از مسئلۀ آذربایجان به عنوان وسیلۀ فشار علیه دولت ایران، درجهت به دست‌آوردن امتیاز نفت شمال استفاده کند. حدود دو سال قبل از آن نیز شورای کمیساریای اتحاد جماهیر شوروی به منظور ایجاد این باور‌ در‌ مردم آذربایجان که آنها ملّیتی جدا از سایر ایرانیان دارند و در نتیجه، فراهم‌کردن زمـینه بـرای جدایی آن از بقیۀ ایران، به اقداماتی از قبیل چاپ حد اقل هفته‌ای سه شماره روزنامه‌ به‌ زبان آذربایجانی و توزیع آنها در میان اهالی توسّط نظامیان، تأسیس چـاپخانه‌ای بـه نام «تبریز» برای چاپ آثـار نـویسندگان و شعرای آذربایجانی، اجرای برنامه‌های تئاتر و کنسرت، دایرکردن کلاس‌های زبان آذربایجانی و ایجاد کتابخانه‌ دست‌ زده‌ بود. (حسنعلی،١٣٨٣:٣٧-٣۵‌) صدور‌ دستور‌ محرمانۀ استالین مبنی بر «تأسیس مؤسّسات صـنعتی شـوروی در شمال ایران» نیز در هـمین راسـتا، قابل توجیه است.بدین ترتیب، گرچه مسئلۀ الحاق‌ آذربایجان‌ ایران‌ به شوروی به دوران قدیم و قبل از دولت اتّحاد‌ جماهیر‌ شوروی باز می‌گردد و گروه‌هایی مثل «مساواتی‌ها»، ترکان عثمانی و به ویژه شخص باقروف در دوران معاصر، بـه دنـبال فرصت برای‌ اجرای‌ این‌ طرح بوده‌اند، ولی تشکیل فرقۀ آذربایجان و حوادث متعاقب آن را باید‌ اساسا ناشی از طرح استالین به تلافی استنکاف دولت ایران از اعطای امتیاز نفت شمال به آن دولت دانست‌. شرایطی که امروز با نام دین و به نام زبان آذری در حال سواستفاده از احساسات مردم آذربایجان به خصوص جوانان آذری است، ادامه همین نقشه پلید پان ترکان عثمانی و کمونیست های ترک زبان است که در سایه قره باغ پنهان شده است.همان گونه کـه گرایشات مـارکسیستی در نـیمه اول قـرن گذشته از روسیه بـویژه از منطقه قفقاز راه نفوذ خود را بـه داخل ایران باز کرد، علایق نژادپرستانه و قومیت گرایانه نیز در تعاملات ایرانیان مقیم منطقه قفقاز، آذربایجان شوروی و ترکیه وارد مناطق آذری نشین کشور شد. یعنی؛ نیروهای غیر ایرانی و غیر آذری در تحولات آذربایجان ایران سهم بیشتری داشته اند. بنابراین، منشاء قومیت گرایی را باید در آن سوی مرزهای آذربایجان جستجو کرد و تلاش کرد با درایت فرهنگی، همگونی مردم ایران را سر منشا قرار داد. قوم‌گرایان و تجزیه‌طلبان اگر با خود و مردم آذربایجان صادق بودند، فراخوان حضور در جبهه قره‌باغ صادر کرده و مدارک مبارزاتی خود را در این جبهه منتشر کنند. گرچه نقش بی‌بدیل فرماندهان ایرانی بر همگان مبرهن است و اگر آن فرزاندان بابک و آرش در سالهای آغازین جنگ،  در جبهه قره‌باغ نبودند، بادکوبه را نیز باد برده بود.منابع‌الموتی، ضیاء الدین، (١٣٧۰‌)، فصولی‌ از تاریخ مبارزات سیاسی و اجتماعی‌ ایران‌:جنبش‌های چپ، تهران‌: انتشارات‌ چاپخش‌.مرادی مراغه‌ای، علی،(١٣٨١)، از زندان رضا خان تا صدر فرقۀ دمـوکرات آذربـایجان: بررسی زندگی و آراء سیّد جواد جوادزاده، تهران: نـشر اوحدی.طبری، احـسان، (١٣۶۶)، کـژراهه‌:خـاطراتی‌ از تاریخ حزب توده، تهران‌: انتشارات‌ امیر کبیر.صدری‌، منیژه‌ و رحیم نیکبخت، (١٣٨۶)، پیدایش فرقه دموکرات آذربـایجان بـه روایت اسناد و خاطرات منتشر نشده، تهران: مؤسّسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.رضـا، عنایت اللّه، (١٣٧١ ب)، «ترکان،پان ترکسیم و پان تورانیسم»، اطّلاعات سیاسی-اقتصادی، خرداد و تیر، شماره ۵٨-۵٧، صص ١٧-۶.رضا، عنایت اللّه، (١٣٧١ الف)، «آذربایجان و ارّان» (آلبانپای قفقاز)، اطّلاعات سیاسی-اقتصادی‌، فروردین و اردیبهشت، شـماره ۵۶-۵۵، صـص ١٣-۶.حسنلی، جمیل، (١٣٨٣)، فراز و فرود فـرقۀ‌ دمـوکرات‌ آذربـایجان‌ به‌ روایت‌ اسناد محرمانۀ آرشیو اتّحاد‌ جماهیر‌ شوروی، ترجمۀ منصور هـمامی،تهران: نشر نی.ایم نطلب پیشتر در سایت آذری ها منشتر شده است.</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 12:56:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش ایران در روند صلح مناقشه قره باغ کوهستانی تا سال 2017</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%82%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-tea8mwateei7</link>
                <description>بعد از درگیرهای ماه آوریل 2016، نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان و ارامنه جدایی طلب قره باغ کوهستانی بامداد روز شنبه 7 اسفند (۲۵ فوریه)، در مرزهای شرقی این منطقه مناقشه خیز در اطراف فضولی (Fuzuli) و خوجاوند (به ارمنی: مارتونی) با یکدیگر درگیر شده‌اند و گزارش‌ها حاکی از کشته شدن پنج سرباز ارتش جمهوری آذربایجان است. نقض مرتب رژیم آتش بس در چند سال اخیر حاکی از آتش بس ناپایدار میان طرفین و همچنین نشانگر عدم توان سازمانهای بین المللی از جمله گروه مینسک در حل و فصل این مناقشه است. به هر حال تا کنون میانجیگری بین المللی گروه مینسک به ریاست مشترک روسیه، فرانسه و آمریکا زیر نظر سازمان امنیت و همکاری اروپا برای حل مسالمت آمیز این مناقشه به نتیجه ای ملموس نرسیده و تنها به اعلام تاسف و بیانیه­های سیاسی پرداخته است. شاید محور اصلی روند صلح در مسکو پی ریزی شده که بزرگترین حامی ارمنستان و یکی از بزرگترین فروشنده های سلاح به جمهوری آذربایجان است.منطقه مورد مناقشهبا این حل اگر تلاشهای ایران (به عنوان تنها کشور هم مرز با مناقشه) در حل این بحران نظامی در سالهای ابتدایی فروپاشی شوروی و حتی در آوریل 2016 نبود، بدون تردید تلفات غیرنظامی آن بیشتر میشد. ایران همواره با سیاست حفظ و توسعه روابط برابر با طرفین مناقشه قره باغ و دنبال کردن سیاست عدم جانبداری، دارای مهمترین دستاورد و جایگاه در میان سایر بازیگران منطقه ای می­باشد. ایران نه تنها در حرف بلکه در عمل نیز در پیشگیری از بروز مجدد عملیات جنگی در منطقه مناقشه سهم خود را ایفا می کند. ایران با این منطقه مشترکات فرهنگی، مذهبی و زبانی دارد و به نوعی بخشی از تمدن ایرانی ـ اسلامی محسوب می شود، لذا تهران همواره با حساسیت به این منطقه نگریسته و نگران تبعات آن بر همسایگانش بوده است.پیشینه مناقشهاز سال ۱۹۸۸ و زمانی که قره‌باغ کوهستانی، با جمعیت ارمنی و به عنوان بخشی خودمختار از جمهوری سوسیالیستی آذربایجان در اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد که قصد خروج از این جمهوری سوسیالیستی دارد، میان جمهوری سوسیالیستی ارمنستان و جمهوری سوسیالیستی آذربایجان بر سر این منطقه تنش به وجود آمد. جمهوری خودمختار سوسیالیستی قره باغ کوهستانی در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرد، اما این اقدام به شکل‌گیری جنگی سه ساله و اخراج هزاران آذربایجانی ساکن این منطقه و ارامنه ساکن جمهوری آذربایجان منجر شد. هرچند با مداخله روسیه، این جنگ در ماه می سال 1994 به یک آتش‌بس منتهی شد، اما درگیری هرگز به معنای واقعی متوقف نشده و طرفین هر از، چند گاهی وارد درگیری‌های مقطعی نظامی می‌شوند.(1)شعله های درگیری و جنگ برافروخته شده تا جولای 1994 گدازان بود، که توافقنامه آتش بس میان کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و جدایی طلبان قره باغ با میانجگری روسیه و قرقیرستان امضا شد. در این میان می توان به گروه مینسک با حضور ایالات متحده، روسیه، فرانسه و دیگر اعضای این گروه چون: بلاروس، آلمان، ایتالیا، هلند، سوئد، فنلاند و ترکیه اشاره کرد.این مناقشه بگونه ای حساس و دارای پیامدهای منفی منطقه ای است که شورای امنیت سازمان ملل تاکنون با صدور چهار قطعنامه از تشدید دشمنی ها ابراز نگرانی کرده و خواستار صلح پایدار در این منطقه شده است. قره باغ از طرف جامعه جهانی بخشی از خاک جمهوری آذربایجان شناخته می‌شود، اما تحت کنترل ارمنی‌های ساکن این منطقه است. مهمترین درگیری بعد از آتش بس 1994، در آوریل سال گذشته رخ داد که در نبرد بین دو طرف بیش از ۷۵ نظامی کشته شدند.(2) در این درگیری حتی سه گلوله انفجاری (گلوله توپ یا خمپاره) به نزدیکی یکی از روستاهای شهرستان خداآفرین کشورمان نیز اصابت کرد.آخرین مناقشه ـ فوریه 2017مقام‌های نظامی قره باغ کوهستانی و جمهوری آذربایجان روایت‌های متفاوتی از این درگیری دارند و متقابلا یکدیگر را به آغاز مناقشه متهم کرده‌اند. وزارت دفاع آذربایجان اعلام کرده است که نیروهای ارمنی در ساعات اولیه روز شنبه تلاش گسترده‌ای کردند تا به مواضع تحت کنترل جمهوری آذربایجان رخنه کنند و درگیری‌های سنگینی در محور خجاوند (به ارمنی: مارتونی) ـ فضولی رخ داد و سپس ارامنه با توپخانه سنگین منطقه درگیری را هدف قرار دادند. در این اطلاعیه وزارت دفاع جمهوری آذربایجان، ارامنه را به ۱۱۷ مورد نقض آتش‌بس در یک روز در منطقه قره‌باغ متهم کرد و اعلام نمود که یک پهپاد و یک پست نگهبانی قره باغی­ها را نابود کرده است. شایان ذکر است که وزارت دفاع جمهوری آذربایجان در دو هفته اخیر گزارش هایی درباره شناسایی و انهدام چند گروه تجسسی وابسته به نیروهای نظامی ارامنه قره باغ در خط مقدم جبهه خبر داده بود.(3)اما جمهوری ارمنستان به عنوان نماینده رسمی جدایی طلبان قره باغ در مذاکرات بین المللی، حمله به مواضع جمهوری آذربایجان را تکذیب کرده و اعلام کرد که ارامنه، آتش بس را رعایت می‌کنند و از جمهوری آذربایجان می‌خواهد که از اقدام در جهت وخیم کردن اوضاع خودداری کند.(4) همچنین وزارت دفاع جمهوری خودخوانده قره‌باغ کوهستانی (به ارمنی: آرتساخ) هم جمهوری آذربایجان را به انتشار اطلاعات کذب درباره درگیری‌های بامداد شنبه متهم کرده است. به گفته مقام‌های قره باغ نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان از از دو مسیر در اطراف خوجاوند (به ارمنی: مارتونی) آغاز به حمله کردند اما با متحمل شدن تلفات سنگین ناچار به عقب نشینی شده‌اند. آنها در بیانیه‌ای اعلام کردند که در این برخورد، نیروهای ارمنی هیچ تلفاتی را متحمل نشدند و این نظامیان جمهوری آذربایجان بودند که کشته شدند و حتی اجسادشان را نیز باقی گذاشتند.(5)نیرویهای نظامی جمهوری آذربایجانبه هر حال ممکن است درگیریهای اخیر بی ارتباط با همه پرسی در جمهوری خودخوانده قره باغ کوهستانی در هفته گذشته در روز 2 اسفند (۲۰ فوریه) نباشد که مردم ساکن قره باغ، به تغییرِ نظام حکومتی و نام کشور خود رأی مثبت دادند. کمیتۀ مرکزی انتخابات اعلام کرد که 87.6 درصد از شرکت کنندگان در همه پرسی، به طرح قانون اساسی جدید رأی مثبت دادند. در قانون اساسی جدید، نظام حکومتی کشور از پارلمانی به ریاست جمهوری تغییر می یابد و نام کشور، از جمهوری قره باغ کوهستانی، به جمهوری آرتساخ تغییر می یابد.(6)موثرترین کشور نزد دو طرف، روسیه، در همان روز درگیری توسط سخنگوی کرملین از طرفین خواست که سریعا به درگیری‌ها پایان دهند و پایبند آتش‌بس ۱۹۹۴ بمانند. همچنین روسای آمریکایی، روسی و فرانسوی گروه مینسک نیز در بیانیه ای، درگیری های نظامی شدید روز شنبه میان نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان و قره باغ در خط مقدم و تلفات جانی ناشی از این درگیری ها را مورد اشاره قرار دادند و از این درگیری ها تنها ابراز نگرانی کردند. روسای این گروه طرفین مناقشه را به پرهیز استفاده از سلاح های سنگین و عقب کشیدن این سلاح ها از خط مقدم جبهه دعوت کردند.(7)نقش ایراننخستین میانجیگری مستمر میان طرفین درگیر در ماه می 1992 در تهران شکل گرفت که به بیانیه 7 می تهران معروف شد. ولی متاسفانه با کارشکنی روسها با تحریک ارامنه قره باغ، این اقدام ایران به شکست انجامید. حتی تهران پس از انعقاد آتش بس در ماه می سال 1994 سعی کرد با مشخص کردن هر چه دقیق تر منافع خود، در روند حل و فصل اوضاع سهمی ایفا کند. ایران تا سال 1997 در این زمینه بسیار فعال بود و از طریق مجاری دیپلماتیک با روسیه و طرفین درگیری تعامل می کرد. بعد از آنکه در داخل سازمان امنیت و همکاری اروپا نهاد رؤسای گروه مینسک با شرکت روسیه، ایالات متحده و فرانسه ایجاد شد، ابعاد فعالیت تهران در این زمینه تا حدود زیادی کاهش یافت. با این وجود در سال 2010، ایران میانجی­گری خود را به جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان پیشنهاد کرد. بدون تردید، نو نگاه و روش موجود بدون اشکال نبود و تمامی بازیگران را شامل نمیشد ولی این ابتکار دیپلماتیک حداقل نشان دهنده علاقه تهران برای حل مناقشه بدون جانبداری از طرفین بود. اوج فعالیتهای کشورمان در مناقشه آوریل (2 تا 5 ماه آوریل 2016) سال گذشته شکل گرفت که رایزنی­های وزیرامورخارجه ایران با همپایان آذربایجانی و ترکیه­ای در رامسر به تماس تلفنی میان وزرای خارجه ارمنستان و آذربایجان کشیده شد و سپس پس از ساعاتی به آتش بس انجامید. سفر از پیش تعیین شده ظریف و لاوروف به باکو بعد از دو روز در 7 آوریل نیز به پایدار شدن آتش بس کمک کرد. فعالیتهای رئیس جمهور و وزیر دفاع ایران نیز در روند چند روزه مناقشه (2ـ5 آوریل) تا آتش بس کامل بی تاثیر نبود.(8) به هر حال هر گونه بحث درباره استقرار احتمالی آینده نیروهای حافظ صلح در منطقه مناقشه (سند مادرید) چه در بعد ترکیب این نیروها و چه در بعد اختیارات آنها در نزدیکی مرزهای رسمی کشورمان، باید با توجه به نقطه نظر ایران صورت بگیرد. در حادثه اخیر نیز سخنگوی وزارت خارجه ایران طرفین درگیر را به آرامش فراخواند و از آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای مساعدت و همکاری با طرفین برای استقرار آرامش و امنیت در این منطقه خبر داد.(9) با اینکه میتوانست تکاپوهای دیپلماتیک ایران بیشتر از این باشد و سفرای کشورمان در دو شهر باکو و ایروان نقش بیشتری ایفا کنند.مذاکرات صلح با هدایت هاشمی رفسنجانی و تیم روحانی و واعظی در سال 1992واکنش های دستگاه دیپلماسی و رسانه های ایران در روزهای پس از مناقشه کاملا بجا و منطقی و با هدف به پایان رسیدن سریع این تنش ها صورت گرفته و خوشبختانه با رصد دقیق وقایع به نظر میرسد تمامی گروهای سیاسی و فکری ایرانی خواهان ترک مخاصمه و تحقق آرامش در منطقه هستند. از نکات قبال توجه سیاست ایران در روند صلح قره باغ همانا داشتن سیاستی مبتنی بر منافع ملی و حسن همجواری را می توان نام برد. هر چند پاره ای رویکردهای دولت جمهوری آذربایجان در 20 ساله اخیر همچون فشار به شیعیان، قایل بودن به سهم کمتر ایران از سواحل دریای مازندران، رابطه نظامی و امنیتی با اسراییل و موافقت با فعالیت پایگاه های ناتو و آمریکا اسباب ناخرسندی عمیق جمهوری اسلامی را فراهم ساخته است اما ایران هیچگاه سیاست موازنه منفی را اجرا نکرد و بر صلح در منطقه مبتنی بر گفتگوی طرفین تاکید نمود.نتیجهآنچه که تاکنون در خصوص مناقشه قره باغ عنوان شد صرفا شرح مختصری از وقایع قره باغ بود که نشان دهنده عمق اختلافات و منازعات منطقه میان دو کشور در قفقاز جنوبی است. شمار پناهندگان و آواره های بجا مانده از درگیری ها و قربانیان بازمانده نیز نشان از پیچیدگی و دشواری در حل مناقشه قره باغ در آینده است. اختلافات ارضی و سرزمینی که همواره بهانه ی پررنگی برای بروز اختلافات هویتی و قومی است. اختلافاتی که گاه بشکل مشخصی از سوی قدرت های فرا منطقه ایی تشدید می شود و دست آویز دوستی ها و دشمنی های کشور های موثر در این منطقه می باشد. به هر حال هر گونه درگیری نظامی این دو همسایه شمالی ایران در قفقاز می تواند به افزایش بحران ها و پیچیدگی ها در منطقه دامن بزند و صف بندی ها و تخاطم های تازه ای را آغاز کند که منجر به ورود نیروهای نظامی بین المللی می گردد.شایان ذکر است که بخش های عمده قفقاز تا سال 1828 در کنترل دولت مرکزی ایران بود که طی جنگهای ایران و روسیه و طی قراردادهای گلستان و ترکمنچای از ایران جدا شدند. به هر روی از منظر ایران فرهنگی، قره باغ بخشی از هویت ایرانی است و حفظ صلح و امنیت آن برای ایران مهم است و جان هر آذربایجانی، آرانی، قره باغی و ارمنی نیز عزیز خواهد بود و به نوعی آنها هموطنان تاریخی محسوب می شوند.این مطلب پیشتر در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است.1. مراجعه کنید به:http://tanincenter.com/content/4812. مراجعه کنید به:https://southfront.org/updates-new-casualties-in-nagorno-karabakh/3. مراجعه کنید به:http://mod.gov.az/en/news-791/4. مراجعه کنید به:http://www.mil.am/en/5. مراجعه کنید به:https://artsakhpress.am/eng/6. جهت اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به مقاله ولی کوزه گر کالجی در ایراس:http://www.iras.ir/fa/doc/note/30527. مراجعه کنید به:http://www.irna.ir/fa/News/82445462/8. مراجعه کنید به:http://www.khabaronline.ir/detail/568527/World/diplomacy9. مراجعه کنید به:http://mfa.ir/?siteid=1&amp;amp;amp;fkeyid=&amp;amp;amp;siteid=139&amp;amp;amp;pageid=176&amp;amp;amp;newsview=442199</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 12:29:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترکیه و یونان؛ نوعثمانی گرایی در انرژی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%88-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-bdi1payzzcqu</link>
                <description>سخنرانی های رجب طیب اردوغان دیگر شکل و شمایل یک سخنرانی معمولی رئیس یک جمهور نیست، چند سالی است که ژست یک سلطان و یک خلیفه است؛ سلطان برای ترکان جوان و جریان ملی گرایی ترکی و خلیفه برای اسلام گرایان و جریان اخوانی منطقه از لیبی و فلسطین تا قرقیزستان و قزاقستان. او قبای سلطان و خلیفه را بر تن کرده و سوار بر اندیشه نوعثمانی گرایی با شمشیر است. آخرین سخنرانی وی در باب یونان، نشان از یک تکبر و سیاست تک محوری منطقه ای را نشان داد. وی در ۳۰ اوت گفت: «ما یک ملت با یک دشمن نیستیم بلکه ما یک ملتیم و همه با هم یک ارتشیم، و ارتش ما برای ملت و امت آماده شهادت است».اردوغان در میان نیروی دریایی ترکیهدور شدن از دکترین عمق استراتژیک حزب حاکم عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ که توسط داووداوغلو ارائه شد و پیگیری گردید تا مناقشه با تمامی همسایگان، فاصله ای به درازای یک تاریخ است. داووداوغلو در کتاب خود با عنوان عمق استراتژیک ۵ اصل کلیدی سیاست خارجی ترکیه را بر این اساس بر می شمارد: ۱) ایجاد حوزه نفوذ ترکیه از طریق گسترش امنیت و دموکراسی، ۲) به صفر رساندن مشکلات با کشورهای همجوار، ۳) ارتقاء و تقویت روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با کشورهای همسایه و فراتر از آن، ۴) اتخاذ راهبرد چندجانبه گرایی در سیاست خارجی، ۵) دیپلماسی موزون. تقریبا تمامی کارشناسان اعتقاد دارند در دهه دوم این سیاست، تمامی این پنج محور به صورت معکوس پیش رفتند و اردوغان در منطقه و در میان همسایگان تنهاتر شد، وضعیت اقتصاد و تجارت آن هم برهم خورد. او گاهی مانند حرکت اخیرش برای دوباره مسجد کردن، کلیسای ایاصوفیه، خلیفه بود و گاهی با سخنرانی علیه یونان، سلطان بود. حرکاتی نمادین که تنها ضعف حاکمیت در سیاست های اقتصادی و امنیتی را پنهان می کند؛ سیاستهای شکست خورده در آناتولی، سوریه، عراق، ارمنستان، قبرس، شمال افریقا، و گفتگو با اروپا. اوج تورم و افول اقتصاد، تنها با ژستهای ملی گرایی و مذهب گرایی در فرد محوری ترکیه کمالیستی در حال گذر است. بر اساس منطق عمق استراتژيك، شرق و غرب، سكولاريسم و اسلامگرايى، مدرنيته و سنت همه در تركيه به هم میرسدند. هدف از سياست خارجى منازعه صفر حفظ روابط به بهترين وجه باهمسايگان و بازيگران منطقه اى و بين المللى بود. این خطمش سیاسی در دهه دوم به شکلی وارونه وار ترکیه را با ضدیت با همه چه در ابعاد جهانی و چه در ابعاد منطقه ای پیش برد. در این مقال جای صحبت از این نیست که چرا ترکیه این شد و آن نشد.سلطان جدید، با مباهات درخصوص کشف یک میدان نفتی عظیم در دریای سیاه به مردمانش قول داد که ترکیه، حفاری برای اکتشاف نفت و گاز را در شرق مدیترانه افزایش خواهد داد. حضور کشتی کاوشگر ترکیه موسوم به «عروج ریس» در معیت ناوهای جنگی ترکیه برای اکتشاف منابع نفتی و گازی در آب‌های مدیترانه، باعث شد که یونان ۲۵ اوت رزمایش نظامی با مشارکت نیروهای دریایی و هوایی خود در جنوب شرقی جزیره کرت و جنوب جزیره یونانی کاستلو، با حضور نیروهای چند ملیتی حتی از اعراب، برگزار کند. این رزمآیش در نزدیکی منطقه حضور کشتی کاوشگر ترکیه بود. رئیس جمهور ترکیه بعد از این مانور نظامی به یونان در مورد افزایش تنش‌ها در شرق میانه هشدار داد و گفت که ما برای جنگ آماده ایم.همراهی ناوهای جنگی با کشتی اکتشافیپیشینهاز زمان کشف ذخایر هایدروکربن در شرق مدیترانه کشورهای ترکیه و یونان باهم اختلاف داشته اند. یونان و اتحادیه اروپا مدعی اند که ترکیه به صورت غیرقانونی در این مناطق حفاری می‌کند، اما ترکیه ادعا دارد که این منطقه بخشی از منطقه انحصاری اقتصادی‌اش می‌باشد. سال گذشته ترکیه حفاری در آبهای غرب قبرس را توسعه داد. این جزیره از سال ۱۹۷۴ تقسیم شده و بخش شمالی تحت کنترل ترکیه را تنها آنکارا به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته است. استدلال ترکیه همواره این بوده که از منابع طبیعی جزیره قبرس باید به طور مشترک بهره برداری شود. در نوامبر ۲۰۱۹، آنکارا موافقتنامه ای با لیبی امضاء کرد که به گفته ترکیه یک منطقه اقتصادی انحصاری را که از ساحل جنوب ترکیه تا سواحل شمال شرق لیبی امتداد دارد، ایجاد کرده است. مصر این موافقتنامه را غیرقانونی می داند و یونان گفته است عجیب است که در این موافقتنامه جزیره یونانی کرت که بین دو کشور قرار دارد، نادیده گرفته شده. فؤاد اوکتای، معاون رئیس جمهور ترکیه در ماه ژوئیه گفت: «همه باید قبول کنند که نمی شود ترکیه و جمهوری قبرس شمالی از سهم برابر انرژی در منطقه، کنار گذاشته شوند». در ششم ماه اوت، یونان و مصر واکنش نشان داده و قرارداد خودشان رابستند و یک منطقه اقتصادی انحصاری تشکیل دادند که به گفته یونان موافقتنامه ترکیه با لیبی را لغو خواهد کرد.نقشه مناطق مورد اکتشاف از بی بی سیآلمان در ماه ژوئیه میان ترکیه و یونان میانجی‌گری کرد و ترکیه توافق نمود که به صورت موقت حفاری در این منطقه را متوقف سازد. با وجود این، بعد از توافق یونان و مصر روی حق حفاری نفت و گاز در این منطقه، ترکیه هفته گذشته دوباره به اکتشاف انرژی شروع کرد. در بعضی مناطق تداخل ادعای مالکیت وجود دارد و هر دو کشور استدلالشان این است که این مناطق به فلات قاره آنان تعلق دارد. بسیاری از جزایر متعلق به یونان که در دریای اژه و مدیترانه شرقی قرار دارند به ساحل ترکیه نزدیک هستند، در نتیجه آبهای سرزمینی موضوع پیچیده ای شده و در گذشته، دو کشور را تا آستانه جنگ پیش برده است.فرانسه نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که می‌خواهد حضور نظامی خود را در شرق مدیترانه تقویت کند. دفتر رئیس جمهور ماکرون در اعلامیه‌‌ای گفته است که فرانسه موقتاً حضور نظامی خود را تقویت می‌بخشد «تا وضعیت را در این منطقه زیر نظارت داشته و قاطعیت خود در حفاظت از قانون بین‌المللی را نشان دهد.» اختلاف فرانسه و ترکیه به ویژه زمانی به اوج رسید که رجب طیب اردوغان، یک سال پیش ازهمتای فرانسوی خود امانوئل مکرون به دلیل اظهاراتش پیرامون ناتو انتقاد کرد. اردوغان خطاب به مکرون تاکید کرد: «مکرون از مرگ مغزی ناتو خبر داد. مکرون عزیز، ابتدا مغز خود را بررسی کن، زیرا این‌گونه اظهارات فقط برای کسانی مانند تو مناسب است که دچار مرگ مغزی شده‌اند».نتیجهمن احتمال می دهم که با تمامی این چالشها و تنشها، عمل نظامی در منطقه رخ نخواهد داد و اتحادیه اروپا تلاش خواهد کرد که ترکیه را راضی کند و ترکیه نیز همچنان بر اسب سلجوقی و عثمانی خود سوار خواهد بود. شاید توئیت متین گلونک،‌ نماینده پارلمانی حزب حاکم عدالت و توسعه، خلاصه ای از سیاست چند سال اخیر ترکیه باشد که از اردوغان خواست تا «ترکیه بزرگ» را احیا کند. در نقشه منتشر شده توسط او، قبرس، ارمنستان و نصف مساحت بلغارستان و مناطق وسیعی از گرجستان، سوریه و عراق، شمال یونان و جزایر شرقی دریای اژه‌ و حتی بخشهایی از سرزمین ما را به عنوان بخشی از خاک ترکیه نمایش داده شده است. او در ادامه به پیروزی سلجوقیان بر امپراتوری مسیحی بیزانس اشاره کرده و در توئیت دیگری نوشت: «نوادگان کسانی که معتقد هستند ما را از آناتولی بیرون خواهند کرد امروز در تلاشند تا ما را از دریای مدیترانه بیرون کنند. شک ندارم که آنها در دریای مدیترانه شکست خواهند خورد... (روح پیروزی در نبرد ملازگرد همچنان زنده است)... دولت ترکیه و نیاز به پاسخگویی به روح امت در تمام زمینه‌ها همچنان پابرجاست.»عملیات‌ نظامی در لیبی، حملات هوایی در عراق و سوریه، تنش با یونان در دریای اژه، ایجاد پایگاه‌های جدید و افزایش سرمایه‌گذاری‌ها در بخش دفاعی، همه و همه از نظامی گری ترکیه در یک دهه اخیر است. اتخاذ استراتژی دریایی موسوم به میهن آبی است که به مسائل امنیتی در مدیترانه شرقی اولویت می‌دهد، از جمله دستاوردهای سیاست خارجی دهه دوم حیات سیاسی اردوغان است. دیگر قدرت اردوغان محدود به اسلام گرایان ترکیه نیست. نیروهای نظامی ملگرای ترکیه امروز در عراق، سوریه، افغانستان، قبرس و لیبی جولان می‌دهند. ارتش این کشور دیگر نه تنها قدرت اردوغان را تهدید نمی‌کند که در راستای اهداف قدرت او در داخل و خارج فعالیت می‌کند و در آلبانی، جمهوری آذربایجان، قطر و سومالی پایگاه دارد.روزگاری وی سلطان عبدالحمید دوم نوین بود که سیاست پان اسلامیسم را در غرب آسیا و شرق اروپا دنبال می کرد ولی هم اکنون او خود را، آلپ ارسلان سلجوقی می داند که پنجه در پنجه مسیحیان انداخته است. دفتر ارتباطات نهاد ریاست‌جمهوری ترکیه روز ۲۴ اوت فیلمی تبلیغاتی منتشر کرد که موضوع آن ترکیبی از ملی‌گرایی و اسلام گرایی بود. این فیلم چهار دقیقه‌ای که به سرود سیب سرخ معروف شده است نبردهای تاریخی را به رخدادهای سیاسی معاصر وصل می‌کرد. این فیلم کوتاه در سالگرد نبرد ملازگرد در سال ۱۰۷۱ میلادی، منتشر شد. این فیلم با پخش تصاویر هوایی از مسجد الاقصی در بیت المقدس به پایان می‌رسد که مشخصا اشاره‌ای به سخنان اردوغان است که گفته بود تبدیل شدن ایاصوفیه به مسجد منادی آزادی قدس خواهد بود.مناقشه ترکیه با یونان از چند ماه پیش دوباره نمایان شد، جایی که ترکیه از پناهجویان سوری به عنوان یک سلاح انسانی علیه مرزهای یونان استفاده کرد و سپس موزه ایا صوفیه در استانبول به مسجدی دائمی تبدیل شد. به هر حال، یونان تلاش می‌کند از اهرم اتحادیه اروپا برای فشار بیشتر به ترکیه استفاده کند و امنیت انرژی خود را با چانه زنی اروپایی حل و فصل کند. از طرف دیگر، ترکیه بیشتر از ناتو برای رفع اختلافات خود با یونان بهره‌برداری خواهد کرد و تلاش می کند با نظامی گری، سیاست خود را به کرسی نشاند.این مطلب پیشتر در مرکز بین المللی مطالعات صلح منتشر شده است.</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 12:15:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مینسک در مسیر یک انقلاب</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B3%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-nuy6lvhhcurn</link>
                <description>شامگاه روز یکشنبه ۹ اوت (۱۹ مرداد ماه)، نتایج رسمی انتخابات ریاست جمهوری بلاروس (روسیه سفید)، به صورت رسمی از تلویزیون دولتی این کشور اعلام شد و همانگونه که پیش بینی می شد، الکساندر لوکاشنکو برای بیست و ششمین سال و ششمین دورۀ متوالی با اخذ حدود هشتاد درصد آرا، به عنوان ریاست جمهوری معرفی شد.بعد از اعلام رسمی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در بلاروس توسط کمیسیون مرکزی انتخابات، مخالفان دولت و هواداران نامزد رقیب از همان شامگاه یکشنبه به خیابان‌های میسنک و شهرهای بزرگ کشور سرازیر و با پلیس و نیروهای امنیتی درگیر شدند. بنابر اعلام این کمیسیون و بنا بر نتایج مقدماتی، آقای لوکاشنکو ۸۰.۲ درصد مجموع آرا را کسب کرده است و رهبر مخالفان خانم سوتلانا تیخانووسکایا حائز ۹.۹ درصد آرا شده است. پس از برگزاری انتخابات خانم سوتلانا تیخانووسکایا در مصاحبه مطبوعاتی از لوکاشنکو خواسته بود کناره‌گیری کند و در روز دوشنبه با رد نتایج اعلام شده گفت: «من به چشمان خودم ایمان دارم. اکثریت با ما بوده است».در درگیریهای خیابانی تاکنون بیش از سه هزار نفر بازداشت شده و بنابر اعلام سازمان حقوق بشری ویاسنا در بلاروس، یک مرد جوان در اثر برخورد با خودروی نیروهای انتظامی دچار شکستگی جمجمه شده و جان باخته است. وزارت کشور بلاروس نیز مدعی شد که یکی از معترضان در تلاش بود تا یک ماده انفجاری را به سمت پلیس پرتاب کند اما این ماده در دستان خودش منفجر شد و کشته شد. درگیری های نیروهای دولتی با مخالفین، یکی از خشونت آمیزترین ها در سالیان اخیر بوده است، به طوری که شاهدان گفتند که پلیس از گلوله‌های لاستیکی، نارنجک‌های بی‌حس کننده و گاز اشک‌آور استفاده می‌کرد اما در مقابل تظاهرکنندگان با سنگ و موانع دست ساز با نیروهای پلیس مقابله می‌کردند.حضور پلیس ضد شورش در مینسکدر همین حال، خانم سوتلانا تیخانووسکایا رقیب لوکاشنکو که روز یکشنبه در انتخابات اعلام پیروزی کرده بود، با دخالت نیروهای امنیتی مجبور به ترک کشور به سوی لیتوانی شده است. لیناس لینکویسیوس، وزیر خارجه لیتوانی در دوشنبه شب اعلام کرد که خانم تیخانووسکایا در این کشور به سر می‌برد و در امنیت کامل است. شایان ذکر است که لیتوانی، عضو اتحادیه اروپا و پیمان دفاعی ناتو به شمار می‌رود و عموما به چهره‌های اپوزسیون کشورهای بلاروس و روسیه پناهندگی اعطا می‌کند. خانم تیخانوفسکایا قبل از برگزاری انتخابات، فرزندانش را برای امنیت بیشتر به لیتوانی فرستاده بود. وی در پیام ویدیویی با لحنی پراحساس خطاب به هوادارانش گفت که درباره قدرتش اشتباه کرده و گفت: «من فکر کردم که این کارزار واقعاً من را قوی کرد و به من قدرت زیادی داد که بتوانم با هر مشکلی کنار بیایم، اما فکر می‌کنم که همچنان همان زن ضعیفی هستم که قبلا بودم». او گفت که تصمیم به ترک بلاروس را به تنهایی گرفته و تحت تاثیر هیچکس نبوده است و فکر می‌کند که مردم او را سرزنش خواهند کرد و حتی از او متنفر خواهند شد. وی از هوادارانش خواست که مراقب جان خود باشند و افزود که زندگی هر کسی با ارزش‌تر از اتفاقاتی است که می‌افتد و بچه ها مهمترین چیز در زندگی ما هستند. خانم تسیخانوسکایا، ۳۷ ساله و معلم سابق زبان انگلیسی است. او که هیچ تجربه سیاسی ندارد در پی بازداشت همسرش در انتخابات نامزد شد.با این حال یک کانال اینترنتی وابسته به دولت بلاروس نیز ویدئویی از خانم تیخانوفسکایا منتشر کرده که او را در حال خواندن متنی نشان می‌دهد. در این ویدئو که قبل از ترک بلاروس و احتمالا در کمیسیون مرکزی انتخابات ضبط شده، وی شکست در انتخابات را می پذیرد. او در بخش دیگری از پیام ویدئویی خود و در حالی که بدون بلند کردن سرش از روی یک متن می خواند ضمن تشکر از هوادارانش گفت: «مردم بلاروس انتخاب خود را انجام داده‌اند». او افزود: «مردم بلاروس، از شما می خواهم که به قانون احترام بگذارید. من خواستار خونریزی و خشونت نیستم. از شما می خواهم که به خیابان نیایید، با پلیس درگیر نشوید و جان خود را به خاطر نیاندازید. از خود و خانواده‌هایتان مراقبت کنید». ساعاتی قبل از انتشار این پیام ویدیویی خانم تسیخانوسکایا برای شکایت رسمی علیه نتایج رای گیری به کمیسیون مرکزی انتخابات رفته بود و احتمالا همانجا بازداشت و مجبور به اعتراف تلویزیونی شده است. به گفته کارکنان کارزار انتخاباتی خانم تسیخانوسکایا تغییر موضع او تحت فشار حکومت صورت گرفته که او را مجبور کرده اند از روی یک متن از پیش نوشته شده بخواند و بعد او را از کشور خارج کرده اند.اولگا کووالکووا، یکی از مشاوران او گفت: «نمی‌دانیم تحت چه نوع فشاری قرار گرفته و چگونه آنها نظر او را تغییر داده‌اند. ولی مشخص است که پیام را از روی یک متن از پیش نوشته شده می‌خواند». به گفته او خانم تسیخانوسکایا همراه با مدیر کارزار انتخاباتی‌اش که چند روز در بازداشت بود از کشور خارج شده است.بر اساس قانون اساسی بلاروس، رئیس‌جمهور می‌توانست تنها برای دو دوره پنج ساله، قدرت را به دست بگیرد؛ اما لوکاشنکو چند ماه پس از رسیدن به قدرت، با برگزاری یک همه‌پرسی در اکتبر ۱۹۹۴، انتخابات بعدی ریاست جمهوری را از ۱۹۹۹ به ۲۰۰۱ به تعویق انداخت و پس از پیروزی در آن انتخابات، همه‌پرسی دیگری در سال ۲۰۰۴ برگزار کرد که در آن، محدودیت دو دوره برداشته شد. ‌از آن پس بلاروس در هر پنج سال یک انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار کرده که در همه آنها، الکساندر لوکاشنکو برنده اعلام شده است؛ انتخاباتی که به باور منتقدان، نه آزاد است، نه منصفانه. ‌او در انتخابات پیشین (سال ۲۰۱۵) با ۸۳.۵ درصد برنده علام شد؛ اما در این فاصله، نارضایتی‌ها از نحوه مدیریت کشور افزایش یافت. انتخابات اخیر با ۶ میلیون و ۸۴۴ هزار و ۹۳۲ واجدین شرایط برگزار شد. در این دور از انتخابات ریاست جمهوری بلاروس پنج نامزد از جمله الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهور فعلی، آنا کانوپاتسکایا، نماینده پیشین پارلمان بلاروس، آندری دمیتریف، نایب رئیس جنبش حقیقت را بگو، سرگئی چریچن رئیس حزب سوسیال دمکرات و سوتلانا تیخانوفسکایا به رقابت پرداختند.واکنش اروپانقش اروپا همواره در روندهای اجتماعی و سیاسی در کشورهای شرق اروپا بسیار پر اهمیت بوده است. بسیاری از خبرنگاران، ژورنالیستها و جوانان این کشورها از بورسها و دوره های آموزشی در اتحادیه اروپا استفاده کرده و به کشورهای خود بازگشته اند. بلاروس یکی از این کشورهاست که سالهاست سطح روابط اجتماعی و علمی مناسبی با اروپا دارد. شاید از نظر سیاسی اختلاف نظرات فراوانی وجود داشته باشد ولی بسیاری از روشنفکران سیاسی و اجتماعی معاصر بلاروسی در اتحادیه اروپا از جمله لهستان و لیتوانی ساکن شده اند. اتحادیه اروپا که پیش‌تر بارها نسبت به نحوه برگزاری و توجه به صیانت از آراء کلیه شهروندان به مقامات بلاروس هشدار داده و نسبت به هرگونه تخلف ابراز نگرانی کرده بود پس از منتشر شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری در این کشور بلافاصله واکنش نشان داد. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی و اولیور وارلی، مسئول سیاست همجواری و کمیسر اتحادیه اروپا در بخش توسعه با بیان موضعی مشترک نحوه مقابله نیروهای دولتی با معترضان را مورد انتقاد قرار دادند و خواهان شفافیت بیشتر درباره نتیجه انتخابات شدند. این دو مسئول بلند پایه در اتحادیه اروپا همچنین ضمن درخواست آزادی همه بازداشت شدگان ناآرامی‌های یکشبه شب تاکید کردند که مقامات بلاروس باید به حق مشروع برپایی اجتماعات مسالمت‌آمیز احترام بگذارند. در این بیانیه همچنین تاکید شده است که تنها حمایت از حقوق بشر، دموکراسی و انتخابات آزاد و عادلانه می‌تواند ثبات و حاکمیت را در بلاروس تضمین کند.همچنین شارل میشل، رئیس شورای اروپا در واکنشی توییتری به تحولات اخیر در بلاروس اعمال خشونت بر ضد معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در این کشور را محکوم کرده است. وی در این پیام که با هشتگ بلاروس منتشر شده بر رعایت و احترام نسبت به آزادی بیان، آزادی برگزاری تجمعات مسالمت آمیز به عنوان حقوق بنیادین انسانی تاکید کرده است.کمیسیون اروپا نیز در نخستین واکنش نسبت به تحولات بلاروس هرگونه سرکوب و توسل به خشونت برای برخورد با معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در این کشور را محکوم کرد و خواستار شمارش «درست» آرا شد. ارزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون اروپا روز دوشنبه با انتشار پیامی در صفحه توییتر خود همچنین تاکید کرد: «آزار و سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرات مسالمت‌آمیز جایی در اروپا ندارد». وی در ادامه از مقامات بلاروس خواست آراء ریخته شده به صندوق‌های انتخابات ریاست جمهوری را «درست» و با دقت بازشماری کنند و نتایج را با جزئیات کامل در اختیار شهروندان قرار دهند.داوید ساسولی، رئیس پارلمان اروپا نیز در واکنشی معنی دار بر اهمیت آزادی بیان و حق بیان اعتراض به عنوان اصول و ارزش‌های اصلی حاکم بر اروپا تاکید کرده است. رئیس پارلمان اروپا در ادامه ضمن تاکید بر شفاف سازی در خصوص نتایج انتخابات ریاست جمهوری بلاروس هرگونه توسل به خشونت و سرکوب معترضان در این کشور را غیر قابل قبول خوانده و خواستار توقف چنین رویکردی شده است.ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا به شدت نسبت به این انتخابات انتقاد کرده و آن را غیرمعیاری خوانده است. کینت هاستید، رییس هیات ناظر سازمان امنیت و همکاری اروپا درباره ی انتخابات ریاست جمهوری بلاروس گفته است که این انتخابات با معیارهای دموکراتیک هیچ همخوانی ندارد. وی تصریح نموده است: «واضح است که بلاروس تا رسیدن به مرحله ای که بتواند همه ی تعهدات دموکراتیک خود را عملی کند، راه طولانی را در پیشرو دارد».در کنار بیانیه های رسمی و اظهارنظرهای توییتری مقامات رسمی اتحادیه و شورای اروپا، کشورهای آلمان، فرانسه، لیتوانی و لهستان واکنش های منفی نسبت به آزادی انتخابات و نحویه برخورد با معترضین نشان دادند. یکی از مهمترین واکنش ها، توسط نخست وزیر لهستان ماتئوش موراویه‌تسکی، بیان شد. از آنجا که لهستان بیشترین مرز مشترک را با بلاروس دارا است و بزرگترین اقلیت بلاروسی در اروپا در این کشور ساکن هستند، شاید در حساسترین موضع در تاریخ روابط خود با مینسک قرار دارد. در بیانیه نخست وزیری به طور قاطع به حمایت از مردم بلاروس که به دنبال آزادی هستند، اشاره شده و همچنین یادآور شده است که نامه‌ای برای ارزولا فن در لاین، رئیس کمیسیون و شارل میشل، رئیس شورای اروپا نوشته و از آنها خواسته تا فورا مقدمات برپایی نشست فوری سران اتحادیه را فراهم کنند. احتمالا لهستان در مواجهه اروپا با بلاروس، به همراهی لیتوانی، هدایت تغییرات در روابط سیاسی و اجتماعی و هدایت افکار عمومی بلاروس را به عهده خواهند گرفت.آیا انقلاب در راه است؟لوکاشنکو هنگام انداختن رأی خود در صندوق گفت: «هیچکس اجازه ازدست رفتن کنترل را نخواهد داد». او تأکید کرد که «هیچ دلیلی» ندارد کشور «وارد هرج و مرج» شود. ولی هم اکنون کشور در هرج و مرج است. این مسیر به کجا می انجامد؟ آیا انقلابی حاصل می شود؟در اصل اعتراضات علیه رئیس جمهوری بلاروس چندین هفته است که ادامه دارد و بعد از بحران کرونا در کشور و تکذیب آن توسط لوکاشنکو، بیشتر و بیشتر شد. وی از مردم کشورش خواسته بود تا با نوشیدن ودکا و سونا رفتن با این بیماری مقابله کنند. آقای لوکاشنکو پیشتر تظاهرکنندگان را تهدید کرده بود که در صورت ادامه یافتن «اقدامات غیرقانونی»، این افراد دستگیر و بازداشت خواهند شد. همچنین مقامات نظامی و امنیتی بلاروس در این مدت از زمان آغاز کارزار ضد دولتی علیه رئیس جمهوری این کشور بیش از هزار نفر را دستگیر کرده‌ بودند.در این انتخابات سه زن برای شکست دادن او با یکدیگر متحد شده‌اند. این در حالی‌است که آقای لوکاشنکو پیشتر چندین نفر از رقبای خود را با بهانه‌های مختلف از حضور در انتخابات منع کرده بود ولی سوتلانا تیخانووسکایا، ورونیکا تسپکالو و ماریا کولسنیکووا توانستند برای کنار زدن لوکاشنکو با یکدیگر متحد شده‌اند؛ سه زنی که هر یک بعد از کنار گذاشته شدن اجباری یک مرد از سوی لوکاشنکو وارد رقابت ریاست جمهوری شده‌اند. سرگئی تیخانووسکایا، وبلاگ‌نویس مشهور با وجود تمایل برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، در ماه می، به اتهام حمله به یک مامور پلیس بازداشت شد و امکان کاندیداتوری در این انتخابات را از دست داد. والری تسپکالو دیگر نامزد انتخابات پس از «رد صلاحیت» برای شرکت در انتخابات به مسکو گریخت و همسرش ورونیکا تسپکالو در مینسک ماند تا از سوتلانا حمایت کند. ماریا کولسنیکووا، مسئول کارزار انتخاباتی ویکتور باباریکو بود. آقای باباریکو به اتهام فساد از ثبت نام برای شرکت در انتخابات منع شد.تصاویر از راست به چپ: ورونیکا تسپکالو، سوتلانا تیخانووسکایا، و ماریا کولسنیکووا
بعد از این اتحاد، الکساندر لوکاشنکو بارها نگاه زن ستیزی در سخنرانی هایش ارائه داد که نمی‌تواند باور کند زنان می‌توانند در این انتخابات پیروز شوند. وی در ماه می گفت: «قانون اساسی ما برای زنان نیست. جامعه ما آنقدر پخته نیست که به زنان رای دهد. چون در قانون اساسی ما رئیس جمهوری قدرت زیادی دارد». وی در دوران کمپین ریاست جمهوری خود گفته بود که اوضاع همچنان «تحت کنترل» می‌ماند. او رقیبش را «دختر کوچولو بیچاره» توصیف کرده که اسیر چنگال «عروسک‌گردان‌های» خارجی شده است.در روز برگزاری انتخابات، در مینسک پایتخت بلاروس، تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شد و کنترل‌های پلیس افزایش یافت. همچنین رفت‌وآمدها محدود شد و خودروهای زره‌پوش و نظامی در شهر مستقر شدند. همزمان دسترسی به اینترنت محدود شد و دسترسی به برخی از شبکه‌های اجتماعی، نرم‌افزارهای پیام‌رسان و سایت‌های خبری وابسته به مخالفان، غیرممکن گشت. یک روش کاملا امنیتی از ترس یک انقلاب مردمی! پیشتر در فاصله یک شب مانده به برگزاری انتخابات، مقامات امنیتی بلاروس مدیر کمپین تبلیغاتی خانم تیخانووسکایا را نیز دستگیر کرده بودند.جالب توجه است که در جریان برگزاری این انتخابات ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا نتوانستند  به مینسک برسند زیرا این گروه دعوتنامه‌ها و ویزای حضور در این انتخابات را به موقع دریافت نکرده بودند.تمامی این شواهد نشان می دهد، هم مخالفان به دنبال یک تغییر دموکراتیک به روش مخملی و سپس حضور میدانی داشتند و هم دولت براس سرکوب مخالفان و ترس از یک انقلاب مخلمی ماه ها برنامه ریزی کرده بود.لوکاشنکو در حال رای دادن بلاروس از جمله کشورهای اروپایی است که عضو اتحادیه اروپا نیست. این کشور که همواره به دلیل رویکرد غیردموکراتیک مورد انتقاد سران بروکسل قرار دارد از شرق با روسیه، از جنوب با اوکراین، از غرب با برخی اعضای اتحادیه اروپا نظیر لهستان و از شمال با لیتوانی و لتونی هم مرز است. شاید لوکاشنکو را به همراه الهام علیف بتوان آخرین دیکتاتورهای اروپا نامید که بازمانده میراث شوروی هستند. تنها تفاوت لوکاشنکو با علیف، ثروت کلان خاندان علیف از نفت و گاز باکو است که حتی اروپا را نیز با خود همراه کرده است.نباید از نقش روسیه نیز بگذریم. بلاروس نسبت به اوکراین کشور کوچکی است و روابط امنیتی و سیاسی آن با روسیه پیوند خورده است. حتی لوکاشینکو در بخش از سخنرانی انتخاباتی خود تلاش کرد سیگنال‌های مثبتی برای روسیه بفرستد. لوکاشنکو که نگران بود روسیه از رقبای او حمایت کند در یک سخنرانی اظهار داشت: «بدون توجه به اینکه چه کسی قدرت را در روسیه یا بلاروس در دست داشته باشد، اتحاد مینسک و مسکو پابرجا و مستحکم باقی می‌ماند.» روسیه بلافاصله انتخاب دوباره الکساندر لوکاشنکو را به مقام ریاست جمهوری بلاروس تبریک گفت و دیمیتری پالیانسکی معاون سفیر روسیه در سازمان ملل ناآرامی‌های مینسک را با وقایع سال ۲۰۱۴ اوکراین مقایسه کرد. به گفته وی، غرب در تلاش است با استفاده از نارضایتی عده کمی از مردم بلاروس نسبت به نتایج اولیه انتخابات، اوضاع کشور را همچون شرایط سال ۲۰۱۴ در اوکراین، ناآرام و بی‌ثبات سازد. شایان ذکر است که خبرنگاران تقریبا همه رسانه های روسیه در مینسک دستگیر شده و هنوز از سرنوشت تعدادی از آنها خبری نیست. سرگئی لاوروف شخصا وضعیت این خبرنگاران را پیگیری می کند.به طور کلی، من تغییر محسوسی را در ماه های آینده مینسک نمی بینم و به نظرم تحولات اخیر پیش و پس از انتخابات می تواند به نوعی انقلاب مخملی باشد که تا اینجا توسط ماشین سرکوب لوکاشنکو، شکست خورده است. دلایل اصلی شکست آن هم می تواند نزدیکی بلاروس به مسکو، عدم داشتن جایگاه سوق الجیشی همچون اوکراین برای غرب، و جامعه عادت کرده به استبداد را بر شمارم. حتی با نگاهی به واکنش های ایالات متحده می توان دریافت که ترجیح می دهند تا بر سر دموکراسی در بلاروس، یک مناقشه سیاسی دیگر با روسیه باز نکنند. تنها مايک پومپئو، وزير خارجه آمريکا در بيانيه‌ای گفت که انتخابات بلاروس آزاد و عادلانه نبوده و تداوم سرکوب خشن و بازداشت مخالفان را محکوم کرد. شاید حتی لحنی ضعیف تر از اروپایی ها! حتی رهبری مخالفان که سمبل امید و تغییر بود، از قدرت کافی شخصیتی برخورد دار نبود و میدان مبارزه اجتماعی را سریع ترک کرد. کارزار انتخاباتی او نشان داد که جامعه بلاروس بی‌وقفه و آشکار درحال تغییر است. موفقیت او به عنوان یک زن خانه دار در کشوری که به نظر می‌رسید همه چیز تحت کنترل لوکاشنکوست، بسیاری را شگفت زده کرد. تمایل به تغییر و کنار گذاشتن لوکاشنکو آنقدر جدی است كه برای بسیاری تفاوت نمی‌کند چه حکومتی بعد از آن باشد. لذا این چشم انداز را دارم که با توجه به علاقه جوانان در بلاروس به تغییرات سیاسی و اجتماعی و نگاه به اروپا، بدون تردید در میان مدت وضعیت سیاسی لوکاشینکو تغییر خواهد کرد و احتمال تغییر در ساختار سیاسی کشور وجود خواهد داشت.این مطلب پیشر در رادیو زمانه منتشر شده بود.</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 12:06:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنان در انقلاب بلاروس</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B3-k8bznycmzhgf</link>
                <description>روز یکشنبه ۲۳ اوت، باشکوه ترین راهپیمایی مخالفان دولت لوکاشنکو در میدان اتقلاب مینسک با شعار استعفا و آزادی برگزار شد. بلاروس دو هفته پر التهاب را از شامگاه روز یکشنبه ۹ اوت (۱۹ مرداد ماه)، که تلویزیون دولتی این کشور اعلام کرد الکساندر لوکاشنکو برای بیست و ششمین سال و ششمین دورۀ متوالی با اخذ حدود هشتاد درصد آرا، به عنوان ریاست جمهوری معرفی شده است، پشت سرگذاشته است. پس از برگزاری انتخابات خانم سوتلانا تیخانووسکایا رهبر مخالفان و نامزد رقیب در مصاحبه مطبوعاتی از لوکاشنکو درخواست کرد تا کناره‌گیری کند و در روز دوشنبه ۱۰ اوت با رد نتایج اعلام شده گفت: «من به چشمان خودم ایمان دارم. اکثریت با ما بوده است». این آغاز یک ماجراجویی سیاسی و اجتماعی بود که به اعتراض‌های سراسری مردم بلاروس موسوم به «انقلاب دمپایی» یا «انقلاب ضدسوسک» انجامید. اعتراض‌ها با درخواست برگزاری مجدد انتخابات شکل گرفت و سپس معترضان خواستار رفتن خود الکساندر لوکاشنکو،‌ رییس‌جمهوری این کشور، شدند. لوکاشنکو ابتدا برگزاری انتخابات مجدد را رد کرده بود، اما با ادامه اعتراض‌ها با عقب نشینی وعده داد «پس از تصویب یک قانون اساسی جدید» برای این کشور انتخابات ریاست‌جمهوری دیگری برگزار شود. این تحولات را شاید بتوان مهمترین بخش از جنبش دمکراسی خواهی بلاروس بعد از فروپاشی شوروی به‌شمار آورد، تنها نکته ای که شاید بتوان آن را متمایز از سایر جنبشهای مدنی در اروپای شرقی، قفقاز و آسیای مرکزی دانست، نقش پررنگ رهبری و حضور زنان در آن است. در این نوشتار تلاش می کنم که نگاهی گذرا به این تحولات در دو هفته اخیر و چگونگی نقش زنان در آن بپردازم.تصاویر راهپیمایی آزادی در روز 23 آگوست در مینسک دو هفته پر التهاببعد از اعلام رسمی نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در بلاروس توسط کمیسیون مرکزی انتخابات، مخالفان دولت و هواداران نامزد رقیب از همان شامگاه یکشنبه به خیابان‌های میسنک و شهرهای بزرگ کشور سرازیر و با پلیس و نیروهای امنیتی درگیر شدند. در درگیریهای خیابانی تاکنون بیش از هفت هزار نفر بازداشت شده و بنابر اعلام سازمان حقوق بشری ویاسنا در بلاروس، دو نفر نیز جان خود را از دست داده اند. درگیری های نیروهای دولتی با مخالفین، یکی از خشونت آمیزترین تصاویر ارسالی از اروپا در یک دهه اخیر بوده است.در روز برگزاری انتخابات، در مینسک پایتخت بلاروس، تدابیر امنیتی شدیدی اتخاذ شد و کنترل‌های پلیس افزایش یافت. همچنین رفت‌وآمدها محدود شد و خودروهای زره‌پوش و نظامی در شهر مستقر شدند. همزمان دسترسی به اینترنت محدود شد و دسترسی به برخی از شبکه‌های اجتماعی، نرم‌افزارهای پیام‌رسان و سایت‌های خبری وابسته به مخالفان، غیرممکن گشت. پیشتر در فاصله یک شب مانده به برگزاری انتخابات، مقامات امنیتی بلاروس مدیر کمپین تبلیغاتی خانم تیخانووسکایا را نیز دستگیر کرده بودند.در همین حال، خانم سوتلانا تیخانووسکایا رقیب لوکاشنکو که روز یکشنبه ۹ اوت در روز انتخابات اعلام پیروزی کرده بود، با دخالت نیروهای امنیتی مجبور به ترک کشور به سوی لیتوانی شده است. شایان ذکر است که لیتوانی، عضو اتحادیه اروپا و پیمان دفاعی ناتو به شمار می‌رود و عموما به چهره‌های اپوزسیون کشورهای بلاروس و روسیه پناهندگی اعطا می‌کند. خانم تیخانوفسکایا قبل از برگزاری انتخابات، فرزندانش را برای امنیت بیشتر به لیتوانی فرستاده بود. وی در پیام ویدیویی با لحنی پراحساس خطاب به هوادارانش گفت که درباره قدرتش اشتباه کرده و گفت: «من فکر کردم که این کارزار واقعاً من را قوی کرد و به من قدرت زیادی داد که بتوانم با هر مشکلی کنار بیایم، اما فکر می‌کنم که همچنان همان زن ضعیفی هستم که قبلا بودم». او گفت که تصمیم به ترک بلاروس را به تنهایی گرفته و تحت تاثیر هیچکس نبوده است و فکر می‌کند که مردم او را سرزنش خواهند کرد و حتی از او متنفر خواهند شد. وی از هوادارانش خواست که مراقب جان خود باشند و افزود که زندگی هر کسی با ارزش‌تر از اتفاقاتی است که می‌افتد و بچه ها مهمترین چیز در زندگی ما هستند. خانم تسیخانوسکایا، ۳۷ ساله و معلم سابق زبان انگلیسی است. او که هیچ تجربه سیاسی ندارد در پی بازداشت همسرش در انتخابات نامزد شد.با این حال یک کانال اینترنتی وابسته به دولت بلاروس نیز ویدئویی از خانم تیخانوفسکایا منتشر کرده که او را در حال خواندن متنی نشان می‌دهد. در این ویدئو که قبل از ترک بلاروس و احتمالا با زور در کمیسیون مرکزی انتخابات ضبط شده، وی شکست در انتخابات را می پذیرد. او در بخش دیگری از پیام ویدئویی خود و در حالی که بدون بلند کردن سرش از روی یک متن می خواند ضمن تشکر از هوادارانش گفت: «مردم بلاروس انتخاب خود را انجام داده‌اند». او افزود: «مردم بلاروس، از شما می خواهم که به قانون احترام بگذارید. من خواستار خونریزی و خشونت نیستم. از شما می خواهم که به خیابان نیایید، با پلیس درگیر نشوید و جان خود را به خاطر نیاندازید. از خود و خانواده‌هایتان مراقبت کنید». ساعاتی قبل از انتشار این پیام ویدیویی خانم تسیخانوسکایا برای شکایت رسمی علیه نتایج رای گیری به کمیسیون مرکزی انتخابات رفته بود و احتمالا همانجا بازداشت و مجبور به اعتراف تلویزیونی شده است.تصویر خانم اسوتلانا تیخانوفسکایا در ویلنوس لیتوانیبا این حال بعد از چند روز مقاومت مدنی بدون خشونت در سراسر کشور، خانم اسوتلانا تیخانوفسکایا در ویدیو دیگری به عنوان رهبر مخالفان دولت، از شورای اتحادیه اروپا خواست انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور را به دلیل «تقلبی» بودن به رسمیت نشناسد. وی همچنین از نیروهای امنیتی خواست تا از حمایت از دولت الکساندر لوکاشنکو دست بکشند و وعده داد که در این صورت مشمول عفو قرار می‌گیرند. در این ویدئو این سیاستمدار اپوزیسیون می گوید: «من آماده‌ام که مسئولیت را برعهده بگیرم و در این دوره به‌عنوان رهبری ملی عمل کنم.» وی ادامه داد: تا به حال هیچ تصوری مربوط به حرفه سیاسی‌ام نداشته‌ام. هیچ‌وقت نمی‌خواستم سیاست‌مدار بشوم. با این وجود، سرنوشت برنامه‌های دیگری داشته است و حالا خودم را در خط مقدم مبارزه علیه نابرابری و بی‌عدالتی می‌بینم... شما به من اعتماد داشتید و به من نیرو دادید... من آماده قبول مسئولیت و فعالیت به عنوان یک رهبر ملی در این زمان سخت هستم، تا به کشور کمک کنم آرام باشد و وارد یک دوره عادی شود. ما باید تمام زندانیان سیاسی را آزاد کرده و فوراً یک چارچوب قانونی و شرایطی برای انتخابات ریاست جمهوری تازه، که عادلانه و شفاف باشد و بدون هیچ تردیدی از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته شود، فراهم کنیم. وی از طرفدارانش تشکر و شجاعت و همبستگی آن‌ها را تحسین کرد و نیز وعده داد نام آن‌هایی که در اعتراضات کشته شدند، هرگز فراموش نخواهد شد. وی از ایجاد شورای هماهنگی برای اطمینان از انتقال قدرت خبر داد و از دولت‌های خارجی خواست تا به مخالفان «در سازماندهی گفت‌وگو با مقامات بلاروس کمک کنند». او با معرفی دو نماینده‌اش در مینسک از فعالان سیاسی و مدنی خواسته است تا برای مشارکت در شورای مشورتی اپوزیسیون دولت مشارکت کنند.واکنش اروپاصدراعظم آلمان پس از نشست ویژه سران اتحادیه اروپا در باره بررسی اوضاع بلاروس در 19 اوت گفت که انتخابات اخیر این کشور «نه منصفانه بود و نه آزاد» و اتحادیه اروپا آن را به رسمیت نمی شناسد. نقش اروپا همواره در روندهای اجتماعی و سیاسی در کشورهای شرق اروپا بسیار پر اهمیت بوده است. بسیاری از خبرنگاران، ژورنالیستها و جوانان این کشورها از بورسها و دوره های آموزشی در اتحادیه اروپا استفاده کرده و به کشورهای خود بازگشته اند. بلاروس یکی از این کشورهاست که سالهاست سطح روابط اجتماعی و علمی مناسبی با اروپا دارد. شاید از نظر سیاسی اختلاف نظرات فراوانی وجود داشته باشد ولی بسیاری از روشنفکران سیاسی و اجتماعی معاصر بلاروسی در اتحادیه اروپا از جمله لهستان و لیتوانی ساکن شده اند. اتحادیه اروپا که پیش‌تر بارها نسبت به نحوه برگزاری و توجه به صیانت از آراء کلیه شهروندان به مقامات بلاروس هشدار داده و نسبت به هرگونه تخلف ابراز نگرانی کرده بود پس از منتشر شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری در این کشور بلافاصله واکنش نشان داد. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی و اولیور وارلی، مسئول سیاست همجواری و کمیسر اتحادیه اروپا در بخش توسعه با بیان موضعی مشترک نحوه مقابله نیروهای دولتی با معترضان را مورد انتقاد قرار دادند و خواهان شفافیت بیشتر درباره نتیجه انتخابات شدند. همچنین اورزولا فون در لاین، رئيس کمیسیون اروپا اعلام کرد، اتحادیه اروپا از جنبش دمکراسی‌‌خواهی بلاروس حمایت مالی خواهد کرد. او بعد از نشست فوق‌العاده سران اتحادیه اروپا در بروکسل گفت، کمیسیون اروپا دو میلیون یورو برای کمک به قربانیان سرکوب غیر قابل قبول نیروهای دولتی بلاروس اختصاص خواهد داد. یک میلیون یورو نیز به حمایت از جامعه مدنی و رسانه‌های مستقل این کشور تعلق خواهد گرفت. کمیسیون اروپا همچنین صرفنظر از نتایج انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری بلاروس، برای کمک به این کشور در مبارزه با کرونا ۵۰ میلیون دیگر به عنوان کمک اضطراری در نظر گرفته است. در آخرین اظهار نظر، جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا معتقد است که تحولات جاری در بلاروس نباید این کشور را به «اوکراین دوم» تبدیل کند. بورل همچنین ضمن مقایسه موقعیت و جایگاه رئیس جمهوری منتخب بلاروس با نیکلاس مادورو، همتای ونزوئلایی‌اش که وی نیز مجبور به سرکوب یک جنبش اعتراضی است به این نکته اشاره کرد که باید به گفتگو و تعامل با الکساندر لوکاشنکو ادامه داد و مشکلات موجود را از راه دیپلماسی حل کرد.یکی از مهمترین واکنش ها، توسط نخست وزیر لهستان ماتئوش موراویه‌تسکی، بیان شد. از آنجا که لهستان بیشترین مرز مشترک را با بلاروس دارا است و بزرگترین اقلیت بلاروسی در اروپا در این کشور ساکن هستند، شاید در حساسترین موضع در تاریخ روابط خود با مینسک قرار دارد. در بیانیه نخست وزیری به طور قاطع به حمایت از مردم بلاروس که به دنبال آزادی هستند، اشاره شده است. احتمالا لهستان در مواجهه اروپا با بلاروس، به همراهی لیتوانی، هدایت تغییرات در روابط سیاسی و اجتماعی و هدایت افکار عمومی بلاروس را به عهده خواهند گرفت. همچنین لهستان مبلغ ۱۳ میلیون دلار برای هزینه تحصیلی دانشجویان دانشگاه‌های بلاروس و کمک به رسانه‌های مستقل کمک می‌کند. این کشور اعلام کرد مرزهای خود را به روی پناهجویان بلاروسی باز می‌گذارد.زنان بلاروسی، زنان سفیدپوشپیش از  این انتخابات، سه زن برای شکست دادن لوکاشنکو با یکدیگر متحد شدهند. این در حالی‌است که آقای لوکاشنکو پیشتر چندین نفر از رقبای خود را با بهانه‌های مختلف از حضور در انتخابات منع کرده بود ولی سوتلانا تیخانووسکایا، ورونیکا تسپکالو و ماریا کولسنیکووا توانستند برای کنار زدن لوکاشنکو با یکدیگر متحد شوند؛ سه زنی که هر یک بعد از کنار گذاشته شدن اجباری یک مرد از سوی لوکاشنکو وارد رقابت ریاست جمهوری شده‌اند. سرگئی تیخانووسکایا، وبلاگ‌نویس و یوتویوبر با وجود تمایل برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، در ماه می، به اتهام حمله به یک مامور پلیس بازداشت شد و امکان کاندیداتوری در این انتخابات را از دست داد. والری تسپکالو دیگر نامزد انتخابات پس از «رد صلاحیت» برای شرکت در انتخابات به مسکو گریخت و همسرش ورونیکا تسپکالو در مینسک ماند تا از سوتلانا حمایت کند. ماریا کولسنیکووا، مسئول کارزار انتخاباتی ویکتور باباریکو بود. آقای باباریکو به اتهام فساد از ثبت نام برای شرکت در انتخابات منع شد. بعد از این اتحاد، الکساندر لوکاشنکو بارها نگاه زن ستیزی در سخنرانی هایش ارائه داد که نمی‌تواند باور کند زنان می‌توانند در این انتخابات پیروز شوند. وی در ماه می گفت: «قانون اساسی ما برای زنان نیست. جامعه ما آنقدر پخته نیست که به زنان رای دهد. چون در قانون اساسی ما رئیس جمهوری قدرت زیادی دارد». وی در دوران کمپین ریاست جمهوری خود گفته بود که اوضاع همچنان «تحت کنترل» می‌ماند. او رقیبش را «دختر کوچولو بیچاره» توصیف کرده که اسیر چنگال «عروسک‌گردان‌های» خارجی شده است. تیخانووسکایا درست همین جملات سکسیستی را به محور تبلیغات خود بر ضد لوکاشنکو تبدیل کرد و در واکنش به این سخنان گفته بود: «ابدا قصد ندارد به قدرت برسد، بلکه فقط می‌خواهد پیش شوهر و بچه‌هایش برگردد و برای آنها کتلت سرخ کند.»تصاویر از راست به چپ: ماریا کولسنیکووا، سوتلانا تیخانووسکایا، و  ورونیکا تسپکالونقش زنان بلاروسی بعد از انتخابات و در هنگام سرکوب معترضین پررنگتر شد. زمانی که بعد از آن صحنه های خشونت آمیز، به خیابان ها آمدند و زنجیره انسانی تشکیل دادند تا به عنوان حمایت از برادران و پسران شان، در مقابل پلیس پیام آور صلح باشند. زنان معترض در روز راهپیمایی آزادی با ایجاد سپر انسانی با شاخه های گل، سراغ پلیس سیاه پوش ضد شورش بلاروس رفتند که در طول روزهای گذشته به خشونت شدید علیه معترضان متهم شده است. همچنین پزشکان و پرستاران زن با روپوش‌ سفید به خیابان آمدند و خواستار پایان دادن به خشونت شدند. از این مقاومت مدنی با نام جنبش مدنی زنان سفیدپوش نیز نام برده می شود.تصاویری از زنان بلاروسی در میان زنجیره انسانی با گل تصاویری از زنان بلاروسی در میان زنجیره انسانی با گل زنان کمتر از یک سوم اعضای دو مجلس بلاروس، مجلس ملی جمهوری بلاروس و مجمع ملی (مجلس عوام و سنا) را تشکیل می‌دهند و تنها ۳۵ درصد مناصب مهم دولتی دارند. در حالی که دستگاه‌های امنیتی تقریباً ۱۰۰درصد در اختیار مردان است و آنها بندرت در بخش‌های آموزش و پزشکی بلاروس حضور دارند، این زنان هستند که در جریان اعتراضات به داد زخمی‌ها رسیدند و از میزان پیامدهای خشونت کاستند. همچنین نه تنها جمعیت زنان تحصیل کرده بلاروسی از مردان بیشتر است، بلکه جمعیت آنها در کل کشور هم به خاطر شرایط بد اقتصادی که به اجبار بسیاری از مردان جهت کار به کشورهای دیگر از جمله روسیه، اوکراین، لیتوانی و لهستان پناه برده اند، بیشتر است.سخنرانی احساسی ماریا کولسنیکووا در میان معترضین در مینسک نقش رهبری زنان از زمانی آغاز شد که اسوتلانا تیخانووسکایا، نامزد انتخابات ریاست جمهوری بلاروس که بعد از اعلام نتایج انتخابات مجبور به ترک خاک این کشور شد حالا رسما اعلام کرده که خواستار اعتراضات مسالمت آمیز علیه دولت لوکاشنکو است و یک شورای هماهنگی در خاک بلاروس برای هماهنگی اعتراضات و گفت وگو با دولت لوکاشنکو ایجاد می کند. او با معرفی دو نماینده اش در مینسک از فعالان سیاسی و مدنی خواسته است تا برای مشارکت در شورای مشورتی اپوزیسیون دولت مشارکت کنند. تیخانووسکایا از دولت خواسته است که برای گفت وگو با مردم گام های عملی بردارد و تاکید کرد: «دولت می تواند آمادگی خود را برای گفت وگو با آزاد کردن همه بازداشت شدگان راهپیمایی های اعتراضی و اعلام جرم علیه کسانی که به مردم شلیک کرده اند، نشان دهد.» سایر یاران او نیز در داخل کشور در حال برگزاری راهپیمایی و سخنرانی های احساسی هستند و شاید بتوان گفت تنها مدیران جریان سیاسی و اجتماعی بلاروس، این زنان هستند.بلاروس از جمله کشورهای اروپایی است که عضو اتحادیه اروپا نیست. این کشور که همواره به دلیل رویکرد غیردموکراتیک مورد انتقاد سران بروکسل قرار دارد از شرق با روسیه، از جنوب با اوکراین، از غرب با برخی اعضای اتحادیه اروپا نظیر لهستان و از شمال با لیتوانی و لتونی هم مرز است. شاید لوکاشنکو را به همراه الهام علیف بتوان آخرین دیکتاتورهای اروپا نامید که بازمانده میراث شوروی هستند. تنها تفاوت لوکاشنکو با علیف، ثروت کلان خاندان علیف از نفت و گاز باکو است که حتی اروپا را نیز با خود همراه کرده است.من در ابتدا، احساس نمی کردم که این جربان بتواند حاکمیت را با چالش عمده ای رو به رو کند ولی در یک هفته گذشته و با توجه به فشار بین المللی بر روی لوکاشنکو و ریزش نیروهای وفادارش در داخل، احتمال تغییرات عمده در کشور در کوتاه مدت وجود دارد. به نظرم این جنبش را می توان با انقلاب مخملی ارمنستان در سال ۲۰۱۸ و قدرت گیری نیکول پاشینیان مقایشه کرد. به هر حال، کارزار اجتماعی زنان در بلاروس به عنوان یک مقاومت مدنی بدون خشونت نشان داد که جامعه بلاروس بی‌وقفه و آشکارا درحال تغییر است. زنان این انقلاب، در اواخر دوران شوروی متولد شدند و کودکی آنها در دوران سخت دهه ۹۰ میلادی گذشته است، مقاومت مدنی آنها در کشوری که به نظر می‌رسید همه چیز تحت کنترل یک مرد به نام لوکاشنکوست، بسیاری را شگفت زده کرد. تمایل به تغییر و کنار گذاشتن لوکاشنکو آنقدر جدی است كه برای بسیاری تفاوت نمی‌کند چه حکومتی بعد از آن باشد. شاید بخشی از این تضاویر و حضور مردم، بیشتر بر پایه موج احساسی باشد و به هر حال می توان این چشم انداز را داشت که با توجه به علاقه جوانان در بلاروس به تغییرات سیاسی و اجتماعی و نگاه به اروپا، بدون تردید در کوتاه مدت وضعیت سیاسی بلاروس تغییر خواهد کرد. این احتمال با توجه به عقب نشینی حاکمیت در تدوین قانون اساسی جدید و مذاکره با مخالفان، بیش از پیش قوت گرفته است. آخرین تصاویر از لوکاشنکو در روز ۲۳ اوت، نشان از رهبری کم فروغ، ناامید و ترسان بود، جایی که با کلاشینکف و جلیقه ضدگلوله در میان مردان مسلح به همراه فرزندش با بالگرد میل گارد ریاست جمهوری به تماشای راهپیمایی مخالفان در میدان استقلال رفت و با دل شکسته به کاخ ریاست جمهوری برگشت.راهپیمایی معترضیننکات و ملاحظات:· در جریان برگزاری این انتخابات ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا نتوانستند به مینسک برسند زیرا این گروه دعوتنامه‌ها و ویزای حضور در این انتخابات را به موقع دریافت نکرده بودند.· برای مسکو حالا مهم است که رفتن احتمالی لوکاشنکو مثل مورد ارمنستان به روی‌کارآمدن گزینه‌ای بیانجامد که حداکثر، مناسباتی متوازن میان روسیه و غرب داشته باشد و روندهای سال ۲۰۱۴ اوکراین که به خصومت میان مینسک و مسکو و جهت‌گیری کامل اوکراین به سوی غرب انجامید در بلاروس تکرار نشود.· والری تسپکالو، نامزد پیشین ریاست‌جمهوری بلاروس و اپوزیسیون این کشور که در مسکو به سر می برد، قرار است با سیاستمداران اروپایی و احتمالا آمریکایی در ورشو ملاقات کند.· رسانه‌های اجتماعی وابسته به شهروندان بلاروس گزارش دادند که حکومت کارمندان دولت را برای شرکت در تظاهرات دولتی مجبور کرده است. در فیلم‌هایی که توسط فعالان بلاروسی در یوتیوب منتشر شده نشان داده می‌شود ده‌ها اتوبوس در حال انتقال طرفداران لوکاشنکو به مینسک بودند. لوکاشنکو در مقابل طرفداران خود در مینسک سخنرانی کرد و گفت نیروهای ناتو در نزدیکی مرزهای غربی این کشور در حال افزایش است.· تا کنون بیش از ۲۰ وبسایت از جمله رادیو فردا که آمریکا بودجه آن را تامین می کند مسدود شده اند. پایگاه اینترنتی شبکه ماهواره ای بلست Belsat  که با کمک مالی لهستان فعالیت می کند نیز در بلاروس مسدود شده است.· الکساندر لوکاشنکو، در روز ۱۷ اوت با هلی کوپتر به همراه پسر نوجوانش به میان کارگران معترض رفت و در حالی که هو می شد گفت: «ما انتخابات برگزار کرده‌ایم. تا زمانی که مرا نکشید، انتخابات جدیدی در کار نخواهد بود. ما تغییرات را به همه‌پرسی خواهیم گذاشت و من اختیارات قانون اساسی خود را تحویل خواهم داد. اما این کار را تحت فشار یا به دلیل [اعتراضات در] خیابان انجام نمی‌دهم. من قدیس نیستم؛ شما روی خشن من را می‌شناسید. من ابدی نیستم اما اگر شما اولین رئیس‌جمهوری را به پایین بکشید، کشورهای همسایه و دیگر چیزها را نیز به زیر خواهید کشید.» یاد صحنه ای از فیلم پرزیدنت مخملباف افتادم.· این روزها، پرچم سه رنگی که در فاصله سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ و در خلال استقلال بلاروس از اتحاد شوروی استفاده می‌شد، سمبل مخالفان دولت و نماد دمکراسی‌خواهی است.· دفتر هماهنگی اپوزیسیون بلاروس به معترضان توصیه کرده که برگه‌هایی حاوی اطلاعات تماس با خانواده یا دوستان‌شان را به همراه داشته باشند تا در صورت دستگیری، این کاغذها را زمین بیندازند یا به دیگران بدهند تا اطرافیان درباره آنها اطلاع رسانی کنند.· شامگاه یکشنبه، زنجیره‌ای انسانی از پایتخت لیتوانی تا نوار مرزی با بلاروس تشکیل شد تا مردم این کشور نیز با همسایه خود اعلام همبستگی کنند.این مطلب پیشتر در رادیو زمانه منتشر شده است.</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 11:59:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئله قره باغ در سیاست‌گذاری عمومی جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamedkazemzadeh/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%82%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-d4unfsjeyxeu</link>
                <description>مناقشه نظامی قره باغ خارج از یک درگیری نظامی میان ارتش جمهوری آذربایجان با نیروهای نظامی جمهوری خودخوانده آرتساخ در منطقه قره باغ علیا و اختلاف با جمهوری ارمنستان، پیامدهای منطقه ای دیگری نیز برای کشورهای همسایه به همراه داشته است. یکی از مهمترین این پیامدها در مرزهای جنوبی مناقشه، در سیاست گذارهای عمومی به خصوص شیعه گری در جمهوری اسلامی بروز کرده است. درگیری هایی که از صبح ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۰ در امتداد خطوط مقدم جبهه مناقشه آغاز شد، به سرعت مسئله قره باغ را در میان رسانه های اجتماعی و گفتمان های عمومی ایرانی ها نیز مطرح کرد که موقعیت افکار عمومی ایرانیان در این درگیری های تاریخی چه خواهد بود و جایگاه نظام جمهوری اسلامی به عنوان تنها همسایه منطقه مورد مناقشه چیست. بعد از گذشت یک هفته از آغاز این مناقشه، هم اکنون می توانیم برداشت صحیحی تر نسبت به سیاستگذاری های جمهوری اسلامی داشته باشیم. برای این منظور، در این نوشتار تلاش می شود، تنها به بررسی سیاستگذاری عمومی در داخل حاکمیت با رنگ و بوی شیعه گری پرداخته شود.در نخستین واکنشهای رسمی به حوادث منطقه و رشد احساسات قومی و مذهبی در رسانه های اجتماعی در ایران، مجمع نمایندگان شمال غرب در مجلس شورای اسلامی در مورد درگیری های موجود در منطقه قره باغ بیانیه ای صادر نمودند: «حوادث روزهای اخیر در منطقه قره باغ دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. احساسات برانگیخته به حق ایرانیان و خصوصاً ترک زبانان از اتفاقات این چند روز ما را بر آن داشت تا در این باره با ملت ایران و همه ملت های آزادی خواه سخن بگوییم. بنا به یافته های علمی و مستند به اسناد تاریخی، منطقه قره باغ جزو بلاد اسلامی بوده و قطعنامه های ۸۲۲، ۸۵۳، ۸۷۴ و ۸۸۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز ‌حاکمیت جمهوری آذربایجان را بر آن به رسمیت شناخته و خواستار خروج ارمنستان از اراضی قره باغ شده است. در این میان، تمکین طرفین به رعایت حقوق اساسی، ترک مخاصمه و تمکین به پذیرش و احترام به حاکمیت ملی متقابل جهت پیشگیری از اقدامات خسارت بار مورد انتظار می باشد». آنها حتی مبتنی بر اصول ۳ و ۱۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی، حمایت مجلس را از مردم مسلمان جمهوری آذربایجان و شیعیان قره باغ اعلام داشته و از دولت جمهوری اسلامی و وزارت امور خارجه مستند به قانون اساسی و آرمان های انقلاب اسلامی، درخواست نمودند که گزارش اقدامات خود را به سمع و نظر نمایندگان مجلس شورای اسلامی برساند.در کنار بیانیه جمعی از نمایندگان مجلس، بیانیه مشترک نمایندگان ولی فقیه در شمالغرب کشور شامل زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، درباره مسئله قره باغ در جهت حمایت از جمهوری آذربایجان و شیعیان آن منطقه نیز منتشر شد. در ابتدای بیانیه، با اذعان به تعلق قره‌باغ به جمهوری آذربایجان، اشغال آن توسط ارمنستان، و لزوم بازگشت این اراضی به کشور اهل‌بیت، اقدامات دولت جمهوری آذربایجان در بازپس‌گیری این اراضی را کاملاً قانونی و شرعی توصیف کردند. همچنین در ادامه بیانیه آورده شد: «ما به اقتضاء آیات قرآن و سیره معصومین و به اقتضاء فلسفه انقلاب اسلامی خود را ملزم به حمایت و دفاع از مظلوم می‌دانیم. ملت آذربایجان بهتر از همه می‌دانند که جمهوری اسلامی بالاترین کمک و حمایت را در طول اشغال قره‌باغ به آذربایجان داشته و در تمام محافل بین‌المللی از تمامیت ارضی آذربایجان دفاع کرده و وزارت امور خارجه نیز اخیراً دوباره بر تمامیت ارضی آذربایجان در غائله اخیر تأکید کرده است. اگر عنایات جمهوری اسلامی در بدو اشغال قره‌باغ نبود قطعاً اشغال تا باکو امتداد می‌یافت.»نمایندگان ولی فقیه جمهوری اسلامی در استانهای اردبیل، زنجان، آذربایجان شرقی و غربی
در هر دو بیانه و اظهارنظرهای شخصی نمایندگان، قرابت قومی، مذهبی و زبانی به شدت احساس می شود و حتی به عنوان دعوت به جهاد نیز تلقی می شود. در اینجا لازم به ذکر است که شخص ولی فقیه در جمهوری اسلامی، اصالتاً آذربایجانی است و آذری ترکی را روان گفتگو می کند. همزمان علی اکبر اوجاق نژاد، نماینده رسمی ولی فقیه در جمهوری آذربایجان، که فرد با نفوذی در میان موسسات مذهبی در قفقاز است، پیروزی های ارتش جمهوری آذربایجان را تبریک گفته و ابراز همدردی با کشته شدگان طرف آذربایجانی کرده است. وی در یک پیام تصویری از باکو با زبان ترکی آذری تاکید می کند که ایران و ایرانیان همواره پشتیبان مردم و دولت آذربایجان در بازپسگیری قره باغ بوده اند و هرکسی که در این راه کشته شود شهید اسلام است.نمایندگان ولی فقیه جمهوری اسلامی در استانهای اردبیل، زنجان، آذربایجان شرقی و غربی
در کنار این بیانیه ها و اظهارات عمومی نمایندگان مجلس، نمایندگان ولی فقیه، سیاستمداران، و علمای قم، که به صورت مستقیم بر سیاستگذاری عمومی تاثیر می گذارد، محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی، در روز دوم مناقشه گفتگوی تلفنی جداگانه با جیحون بایراموف وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان و سهراب مناتسکانیان وزیر امور خارجه ارمنستان انجام داد و طبق معمول سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی، دوطرف را به خویشتنداری، آتش بس و پایان فوری خصومت ها و همچنین آغاز مذاکره در چارچوب حقوق و قوانین بین المللی دعوت کرد. همچنین حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی، روز چهارم درگیریها، در تماس تلفنی با نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان بر اهمیت صلح، ثبات و امنیت در منطقه، تاکید کرد. با گذشت یک هفته از مناقشه، به نظر می رسد، تلاش های دیپلماتیک برای تماس حسن روحانی با رئیس جمهور آذربایجان الهام علیف، به شکست انجامیده است و وی حاضر به گفتگو با طرف ایرانی نشده است. از نکات جالب دفتر ریاست جمهوری حسن روحانی، حضور تیم میانجی گری ایران در نخستین سالهای درگیری در سال ۱۹۹۲ میلادی است که به بیانیه تهران ختم شد. این بیانیه تقریبا نخستین پیمان رسمی در مورد قره باغ بین دول ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده است که با عنوان بیانیۀ مشترک سران کشورها در تهران نیز شناخته می‌شود. بیانیۀ مشترکی است که در تاریخ ۷ مۀ ۱۹۹۲ با میانجی‌گری رئیس‌جمهور وقت جمهوری اسلامی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، توسط لوون تر-پتروسیان، رئیس‌جمهور ارمنستان و یعقوب ممدوف، کفیل وقت ریاست‌جمهوری جمهوری آذربایجان با هدف پایان دادن به مناقشات چهارسالۀ دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقۀ ناگورنو قره‌باغ، امضاء شد. این بیانیه صلح فقط یک شب پایدار ماند، و نیروهای ملی گرای ارمنی قره باغ، با تحریک روسیه، شبانه شوشی را تصرف کردند و درگیریهای نظامی مجددا آغاز شد. نه تنها خود حسن روحانی در این بیانیه نقش داشت ولی چهره کلیدی مذاکرات صلح در باکو، ایروان، و خان کندی (استپاناکرت)، محمود واعظی فرستاده و نماینده ویژه ایران در موضوع قره باغ بود که طرفین درگیر نیز نگاه مثبتی به وی داشتند. وی هم اکنون رئیس دفتر حسن روحانی و جز تاثیرگذارترین بازگیران سیاستگذاری دولتی در جمهوری اسلامی است. چند سال پیش، وی از طرف دولت جمهوری آذربایجان، مدال دوستی را از الهام علیف دریافت کرد.دریافت مدال دوستی (دوستلوق) از الهام علیف در ۲۱ آوریل ۲۰۱۶  (Photo: Trend)
این اقدامات داخلی در طرفداری از جمهوری آذربایجان، و ایجاد فضای ملی گرایانه در باکو به سرعت و به شدت بر افکار عمومی مردم آذری زبان و مسلمانان شیعه ایران تاثیر گذاشت. در اصل سیاستگذاری عمومی با رویکرد شیعه گری به سمت حمایت یکجانبه از یک سوی مناقشه سوق پیدا کرد. در نتیجه، جنبشی در رسانه های اجتماعی به رهبری نهادهای مذهبی شیعه و فعالین قوم گرا شکل گرفت. لذا اعتراضاتی عمومی ولی محدود در چند شهر ایران، از جمله پایتخت، تهران و شهرهای شمال غربی از جمله تبریز، در حمایت از عملیات نظامی آذربایجان و علیه سیاست رسمی جمهوری اسلامی در قبال ارمنستان در روز پنجشنبه، اول اکتبر، پس از فراخوان در شبکه های اجتماعی برگزار شد و با شعارهای نفرت پراکنی نسبت به سایر اقوام ایرانی و رویارویی با پلیس ضد شورش پایان یافت.فارغ از درگیریهای نظامی اخیر، از پس از فروپاشی شوروی، جمهوری اسلامی ایران با سیاست حفظ و توسعه روابط برابر با طرفین مناقشه قره باغ و دنبال کردن سیاست عدم جانبداری، دارای مهمترین دستاورد و جایگاه در میان سایر بازیگران منطقه ای بوده است. ایرانیان با توجه به مشترکات فرهنگی، مذهبی و زبانی، با منطقه اعم از جمهوری کنونی آذربایجان و ارمنستان، به نوعی آنجا را بخشی از تمدن مشترک خود محسوب می کنند، لذا تهران همواره با حساسیت به این منطقه نگریسته و نگران تبعات آن بر همسایگانش بوده است. در همین منطقه مورد مناقشه، محل درگیری های نظامی قرن ۱۸ و ۱۹ میان ارتش ایران و ارتش امپراتوری تزاری بود. آقامحمدخان قاجار در همین قلعه شوشی قره باغ در ۱۷ ژوئن ۱۷۹۷ کشته شد و یا شاهزاده عباس میرزا، مرکز فرماندهی خود در سامان دادن به جنگ با روسها را در این منطقه بنا کرده بود. حتی امضای عهدنامهٔ گلستان در روز دوشنبه ۲۵ اکتبر ۱۸۱۳ در پی پایان جنگ‌های ایران و روس در دوره قاجار در روستای گلستان در شمال قره باغ کنونی امضا شد.ورودی قلعه شوشی در قره باغ – عکس از حامد کاظم زاده ۱۲ مارس ۲۰۰۸
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای منطقۀ قفقاز جنوبی، در ایران صحبت از این نبود که چگونه روابط خود را با این کشورها «ایجاد» کنیم، بلکه صحبت از این بود که این روابط باید «احیاء» شود. چرا که روابط ایران با ملت‌های این مناطق ریشه در تاریخ ایرانشهر داشت و تنها در دوران اتحاد جماهیر شوروی، پیوندها قطع و گسسته شده بود و اکنون زمان «احیا»ی آن فرا رسیده بود. ولی این نگرش به علت تنوع و تضاد در تصمیم سازی و تصمیم گیری جهت احیای روابط با پیچیدگی های خاصی همواره شد از جمله در مسئله قره باغ.در سالهای اولیه جنگ قره باغ نیز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با فرماندهی سپاه قدس شمال غرب کشور به صورت فعال در میان نبرد حضور یافتند و به آموزش نیروهای بومی جمهوری آذربایجان پرداختند. حتی اعزام نیروهای مجاهدین افغانستانی که در آن زمان در ایران حضور داشتند، با مساعدت هاشمی رفسنجانی شکل گرفت. وی در خاطرات خود در سال ۱۳۷۲، در صفحهٔ ۲۸۳ می نویسد: «تلفنی به [آقای ولایتی] وزیر امور خارجه گفتم می‌توانند برای عبور رزمندگان افغانی به آذربایجان اقدام کنند. دو طرف خواسته‌اند، سلاح و مهمات بدهند و برای حفاظت سایت سد خداآفرین در آذربایجان در مقابل ارامنه اقدام کنند. آقای فروزنده، [وزیر دفاع]، اطلاع داد که معامله سی میلیون دلاری سلاح و مهمات با آذری‌ها انجام شده‌است».ایران تا سال ۱۹۹۷ در زمینه میانجیگری بسیار فعال بود و از طریق مجاری دیپلماتیک با روسیه و طرفین درگیری تعامل می کرد. بعد از آن که در داخل سازمان امنیت و همکاری اروپا نهاد رؤسای گروه مینسک با شرکت روسیه، ایالات متحده و فرانسه ایجاد شد، ابعاد فعالیت تهران در این زمینه تا حدود زیادی کاهش یافت. با این وجود در سال ۲۰۱۰، ایران میانجیگری خود را به جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان پیشنهاد کرد. اوج فعالیت های جمهوری اسلامی در مناقشه آوریل ۲۰۱۶ در قره باغ (۲ تا ۵ ماه آوریل) شکل گرفت که رایزنی های وزیر امورخارجه ایران با همپایان آذربایجانی و ترکیه ای در رامسر به تماس تلفنی میان وزرای امور خارجه ارمنستان و آذربایجان کشیده شد و سپس پس از ساعاتی به آتش بس انجامید. سفر از پیش تعیین شده ظریف و لاوروف به باکو بعد از دو روز در ۷ آوریل نیز به پایدار شدن آتش بس کمک کرد. باید توجه کرد که به هر حال هر گونه بحث درباره استقرار صلح و مذاکرات در منطقه مورد مناقشه در بازگشت به سند مادرید و گفتگوهای رو در روی طرفین با محوریت گروه مینسک خواهد بود.بنابراین، مسئله قره باغ در سیاستگذاری عمومی در جمهوری اسلامی دو بعد دارد: داخلی و خارجی. بعد داخلی آن شامل اهمیت این منطقه در میان افکار عمومی مردم شمال غربی ایران، علمای شیعه در قم و چگونگی تاثیر آن بر دستگاه سیاست خارجی است. بعد خارجی آن همچنین شامل بعد امنیتی و حسن همجواری با دول شمالی است. تاکنون، ایران همیشه رسماً از کشته شدن مسلمانان در قره باغ ابراز تأسف کرده و بر حفظ تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان تأکید کرده است. ایران در بیانیه های سالانه سازمان همکاری اسلامی به طور مکرر از آن دفاع می کند. با این حال، این مسئله همچنان نقش مهمی در سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی بازی می کند و تلاش کرده که با نشان دادن وجه مذهبی اهمیت آن را دو چندان کند. این سیاست می تواند به رشد تفکرات افراطی شیعه گرایی و قوم گرایی بیانجامد و نفرت پراکنی قومی و مذهبی را در این مناطق از ایران ایجاد کند. شایعه مصادره کلیسای آشوریان تبریز توسط ستاد اجرای فرمان امام، کردستیزی در ارومیه، فارسی زدایی در سیمای شهرهای آذری نشین، و شعار نویسی روی ابنیه ارامنه در شهر تبریز تنها نمونه کوچکی از نفرت پراکنی ها انجام شده در چند سال گذشته است که تماما وابسته به سیاستگذاری عمومی در جمهوری اسلامی از طریق تریبونهای نمایندگان مجلس، علمای دینی، نمایندگان شهر و کشوری است. بسیاری از مسئولین فرهنگی، مذهبی و سیاسی در چنین سیاستگذاری عمومی، خواسته یا ناخواسته تضادهای اجتماعی را افزایش داده و با احساسات افکار عمومی باز می کنند. به هرحال مردم جمهوری آذربایجان، مردم جمهوری ارمنستان و ساکنان کنونی منطقه مورد مناقشه قره باغ، پیوندهای خونی و فرهنگی با مردم جنوب ارس داشته و کشته شدن، رنج دیدن، و آورگی آنها برای همه ایرانیان جای نگرانی و تاسف دارد و نباید مسئله قره باغ، آبستن جبهه گیریهای قومی و مذهبی در داخل ایران شود، بلکه باید همزیستری تاریخی ایرانیان اعم از آذریها و ارامنه، الگویی برای صلح میان مردمان شمال ارس شود.حامد کاظم زادهپژوهشگر حوزه قفقاز، موسسه تحقیقات مناقشات بین المللی هایدلبرگ</description>
                <category>حامد کاظم زاده ایرانشهر</category>
                <author>حامد کاظم زاده ایرانشهر</author>
                <pubDate>Tue, 06 Oct 2020 19:25:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>