<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد نعمتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamednz</link>
        <description>توسعه‌دهنده atbox.io، علاقه‌مند توسعه نرم‌افزار، سیستم‌های توزیع شده و شناخت جهان</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 07:46:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد نعمتی</title>
            <link>https://virgool.io/@hamednz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تا خواب</title>
                <link>https://virgool.io/@hamednz/%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-fjcyfy6vuc8b</link>
                <description>cc0امروز نیم ساعت زودتر از خواب بیدار شدم، وقتی که داشتم خواب می‌دیدم. از سر صبح استرس داشتم. همش گوشم سنگین بود. انگار باید خیلی کارها بکنم و یادم نمیومد چه کاری. ساعت ۷:۳۰ شده بود و باید می‌رفتم سر کار. تو ماشین کمی به خواب دیشب فکر کردم ولی چیزی یادم نیومد، واسه همین ترجیح دادم کمی چشام رو ببندم و تا مقصد چند دقیقه‌ای بخوابم.چند دقیقه‌ای دیر رسیده بودم واسه همین باید چای رو با قندِ تیکه‌های رئیس پایین می‌دادم. کارم رو دوست داشتم ولی رئیسم یه آشغال واقعی بود. یکی از سختی‌های کار هم این بود که آخر روز با اون خستگی باید می‌نشستیم واسه رئیس از روزمون می‌گفتیم که چه کارا کردیم و یه «کارت خوب بود» خشک یا یه سری فریاد پر مایه تحویل می‌گرفتیم.همیشه واسه خونه رفتن مسیر دورتر رو انتخاب می‌کردم تا فرصت بیشتری واسه چرت زدن تو ماشین داشته باشم. این وقتا شبیه کسایی هستم که از جنگ برگشتن، صورت قرمز و پف کرده که حتی نگران این نیست که اگه خوابش ببره ممکنه اسلحه‌اش رو ببرن. گاهی پیشونیم به شیشه می‌چسبه و از خواب می‌پرم، گاهی هم راننده بد ترمز می‌کنه، اما سعی می‌کنم چشمم رو بسته نگه دارم.خونه یه اتاق خواب داره که فقط واسه قایم کردن وسایل وقتی که مهمون میاد استفاده میشه، که البته مهمونی هم نمیاد. روزایی مثل امروز لباس‌ها میرن یه گوشه مبل که صبح سریع‌تر آماده بشم. در یخچال رو باز می‌کنم و یکی از همبرگرهایی که واسه روز مبادا گذاشته بودم رو بر می‌دارم و می‌ذارمش گرم بشه. همراه ساندویچم قسمت بعدی سریال رو تماشا می‌کنم. آخراش چشام سنگین میشه، دراز می‌کشم، کانال رو سوییچ می‌کنم، «تظاهرات زنان علیه ...»، صفحه تاریک میشه.</description>
                <category>حامد نعمتی</category>
                <author>حامد نعمتی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jul 2017 14:08:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر نقد «متدولوژی شکست»</title>
                <link>https://virgool.io/@hamednz/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF-%C2%AB%D9%85%D8%AA%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%C2%BB-kvv094ubd</link>
                <description>امروز مطلب آقای مهدی ناصری را با عنوان «شکست مقدمه پیروزی نیست. نقدی بر «متدولوژی شکست»ی که این روزها باب شده» خواندم و اینجا سعی می‌کنم برداشت‌های خودم از این رویکرد را بنویسم. «متدولوژی شکست» را از مقاله آقای ناصری وام می‌گیرم.شکست در راه پیشرفتحفظ حیات و بقای هر موجود تا به امروز یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های آن موجود زنده است که خود نتیجه میلیون‌ها سال شکست است. راه تکامل راه آزمون‌وخطاست. پایین‌تر از نقش آزمون‌وخطا در تکامل فردی و اجتماعی بیشتر می‌نویسم.هدف همواره پیروزی استهیچ‌کس کاری را برای شکست خوردن شروع نمی‌کند. در برداشت من از متدولوژی شکست چیزی با عنوان «شکست بخورید تا موفق شوید» وجود ندارد. متدولوژی شکست از مواجه با شکست حرف می‌زند نه از شکست خوردن، چطور باید با آن روبرو شد و اینکه هیچ‌کس جز خود شما توان پاسخ به بعضی سوالات را ندارد. برای یافتن جواب امتحان کنید و از شکست نترسید.متدولوژی شکست، ترس و حماقتمتدولوژی شکست بیانگر این مسئله است که ترس از شکست منجر به بی‌عملی می‌شود. فرد برای اینکه شکست نخورد اصلا وارد میدان نمی‌شود، رویاهای خود را رها می‌کند و ترجیح می‌دهد کاری را انجام دهد که از آن اطمینان دارد. فردی که از شکست می‌ترسد اصلا توان ریسک کردن ندارد چه برسد به شکستن تقدس ریسک کردن (که به نظرم تقدسی در ریسک کردن وجود ندارد). متدولوژی شکست از برخورد کورکورانه و چشم‌بسته با مسائل حرفی نمی‌زند. شکستی که از روی عدم تلاش (چه در معنای یادگیری و چه در عمل) ناشی شده باشد قطعا جای تشویق ندارد. چیزی که همواره به آن توصیه‌شده است این است که اگر تلاش و آینده‌نگری در حد توان انجام شد و به شکست ختم شد، جای ماتم گرفتن می‌توان از آن درس گرفت، بهبود داد و پیشرفت کرد. شاید مهم‌ترین مسئله‌ای که متدولوژی شکست به آن تاکید دارد این است که فرمولی برای پیروزی وجود ندارد، پس اگر تلاش کردید و شکست خوردید خود را سرزنش نکنید، خود را بهبود دهید. راهی که برای یک فرد منجر به پیروزی شده لزوما به پیروزی شما ختم نمی‌شود. باید حرکت کنید، تلاش کنید، اگر شکست خوردید بهبود دهید و هرچه سریع‌تر به مسیر حرکت بازگردید.من، شما و جامعه نتیجه شکست هستیمشکستی که متدولوژی شکست از آن حرف می‌زند ناشی از حماقت نیست، نتیجه سلسله اتفاقات در شرایط پیچیده و مبهم شماست. شرایطی که همه پارامترها واضح هستند یا مسئله چیزی است که به صورت علمی یا تجربی با احتمال پیروزی بالا جوابی برای آن وجود داد شرایط مورد بحث این متدولوژی نیست. شرایط موردنظر، شرایط مبهم با پارامترهای زیاد زندگی امروزه است که کار تصمیم‌گیری را دشوار و با ابهام مواجه می‌کند، به‌طوری‌که حتی شاید فردی با تجربه تر از بیرون هم توان تصمیم‌گیری درست (به معنای تصمیمی که بتوان با قطعیت گفت که به پیروزی ختم می‌شود) را ندارد.همانطور که در بالا ذکر کردم وجود امروز ما نتیجه میلیون‌ها سال آزمون‌وخطاست. قدرت تفکر ما این قابلیت را به ما می‌دهد که بتوانیم پیامدها را پیش‌بینی کنیم، از نتیجه تفکر و آزمون‌وخطای خود و دیگران بهره ببریم تا احتمال شکست را به حداقل برسانیم. با این حال ممکن است محاسبات ما درست نباشد، کسی دیگری شرایط ما را تجربه نکرده باشد، نتیجه آزمون‌وخطای دیگران در شرایط ما جواب ندهد، مطالعات ما در شرایط ما کاربردی نداشته باشد و شکست بخوریم. قبحی برای شکست وجود ندارد، که علم بشر و زندگی امروز ما، تمام اختراعات و قوانین اجتماعی ما نتیجه هزاران سال آزمون‌وخطای (شما بخوانید شکست) ماست.با ترس از شکست، انسان مدت‌ها پیش منقرض می‌شد. از شکست نترسید، تا حد ممکن از وقوع آن جلوگیری کنید، از آن درس بگیرید و زندگی را سخت نگیرید :)</description>
                <category>حامد نعمتی</category>
                <author>حامد نعمتی</author>
                <pubDate>Fri, 09 Jun 2017 11:57:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تونل SSH برای SFTP</title>
                <link>https://virgool.io/@hamednz/ssh-tunnelling-for-sftp-ujldcg5xk</link>
                <description>چندی پیش در حال توسعه یک قالب وردپرس بودم، وقتی که کار تموم شد نیاز بود فایل‌های رو از طریق SFTP به سرور منتقل کنم. موقع اتصال به سرور با خطای زیر مواجه شدم:Error: type 2 (protocol error)Error: &quot;Too many authentication failures for ...&quot;دوستم در اتصال به سرور مشکلی نداشت. حتی به نسخه FileZilla‌ مشکوک شدم و به‌روزش کردم، اما تفاوتی نکرد.مشکل کجا بود؟سایت روی WPEngine میزبانی شده بود، بعد کلی سر و کله زدن متوجه شدم که فایروال WPEngine آی‌پی‌های ایران رو بلاک می‌کنه*.راه حلشاید راه‌حل‌های خیلی بهتری هم باشه اما از طریق SSH Tunneling تونستم این مشکل رو حل کنم:ssh user@xyz.noblocked.com -L 127.0.0.1:3309:100.198.104.105:2222 -Nاینطوری تونستم پورت ۲۲۲۲ سرور مقصد رو روی پورت ۳۳۰۹ سیستم خودم فوروارد کنم (SSH Tunneling) حالا کافی بود تو فایل‌زیلا یا هر کلاینت SFTP دیگه هاست رو روی 127.0.0.1 ست کنم و پورت رو روی 3309.* خطای بالا همیشه مربوط به مشکل بلاک یا فیلترینگ نیست</description>
                <category>حامد نعمتی</category>
                <author>حامد نعمتی</author>
                <pubDate>Fri, 09 Jun 2017 09:15:56 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>