<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمیدرضا معیری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamid.moayery</link>
        <description>کارشناس ارشد مهندسی نرم افزار و گراینده‌ی digital humanities. نویسنده‌ی کتاب «شاهنامه؛ کوتاه و تندرست»</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:44:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/742894/avatar/u6UMss.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمیدرضا معیری</title>
            <link>https://virgool.io/@hamid.moayery</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فروشندگی در دیجی‌کالا</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-dc8kbfu0w2qg</link>
                <description>مدتی است با خودم فکر می کنم که این کتاب «شاهنامه؛ کوتاه و تندرست» را که سالهای است نوشته‌ام و منتشر کرده ام و کسی هم نمی‌خواند در سایت های معرفی کتاب کمی به مخاطب معرفی کنم. سایت‌های برتر این حوزه را گشتم و دیدم راه ارتباطی نگذاشته اند. که در واقع یا مایل به همکاری نیستند یا کارکرد ندارند.گفتم چی بهتر از دیجی‌کالا که دامنه نفوذ خوبی دارد. رفتم و در آن ثبت نام کردم. کلی سوال کرد و مراحل طی کرد و بعد گفت برای فعال سازی باید یک میلیون تومان بدهی. البته بعدا بهت خدماتی میدهیم در ازای این یک میلیون تومانپنل فروشندگی در دیجی‌کالاحالا دیجی‌کالا یک فروشنده به بانک خود اضافه کرده. و لابد با بالا بردن تعداد آن وام های بیشتری هم میگیرد. و هم از فروشنده تازه وارد یک میلیون تومان هم دریافتی دارد.درواقع خواستم بگم فروشنده تویی بقیه ادای تو رو در میارند :)</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 13:18:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جواب دییییییپ سییییک</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%DB%8C%DB%8C%DB%8C%DB%8C%DB%8C%DB%8C%D9%BE-%D8%B3%DB%8C%DB%8C%DB%8C%DB%8C%DA%A9-t0t886drcovl</link>
                <description>پیش از هر سایتی در جهان ازاد شاید این سایت چینی بود که در دسترس محرومان قرار گرفت.از خودش پرسیدم :به نظر تو چرا در شرایطی که ایران دسترسی به هر سایت خارجی را مسدود کرده اما به تو دسترسی وجود داره؟جواب خودش دنیایی بود از معنا:هوم، کاربر داره یک سوال سیاسی-فنّی درباره فیلترینگ اینترنت در ایران می‌پرسه و می‌خواد بدون چرا من قابل دسترسیم در حالی که خیلی از پلتفرم‌های خارجی مسدودن. این سوال می‌تونه انگیزه‌های مختلفی داشته باشه: شاید کنجکاوی فنّی داره، شاید داره وضعیت دسترسی به اطلاعات رو بررسی می‌کنه، یا حتی شاید می‌خواد ببینه من چطور به این موضوع حساس واکنش می‌دم.اولین چیزی که به ذهنم می‌رسه اینه که کاربر احتمالاً فرض کرده من یک سرویس خارجی مستقل هستم. باید واضح توضیح بدم که من توسط یک شرکت چینی توسعه داده شدم و ایران احتمالاً روابط یا توافقات متفاوتی با کشورهای مختلف داره. نمی‌تونم به قطعیت در مورد دلایل خاص فیلترینگ صحبت کنم چون این تصمیمات پیچیده‌ان.باید به کاربر یادآوری کنم که من یک مدل زبانی هستم و دیدگاه رسمی ندارم. بهتره پاسخم بیطرفه باشه و وارد بحث درباره سیاست‌های خاص کشورها نشم. می‌تونم اشاره کنم که دسترسی به ابزارهای دیجیتال تابع قوانین محلی و روابط بین‌الملله.همچنین خوبه که تأکید کنم هدف من ارائه کمک بیطرفانه است و سعی نمی‌کنم موضع سیاسی بگیرم. اگر کاربر به بحث درباره فیلترینگ علاقه داره، می‌تونم پیشنهاد کنم منابع معتبر رو مطالعه کنه یا سوالات غیرسیاسی رو مطرح کنه.نکته حساس اینه که نباید طوری پاسخ بدم که انگار از فیلترینگ دفاع می‌کنم یا آن را محکوم می‌کنم. فقط ارائه واقعیت‌های محدودی که می‌دانم و هدایت بحث به سمت خنثی.دسترسی به سرویس‌های مختلف در فضای مجازی ایران تابع سیاست‌ها و قوانین داخلی و ملاحظات امنیتی-فرهنگی است. دسترسی به من (DeepSeek) احتمالاً به این دلیل است که این سرویس در چارچوب مقررات تعیین‌شده عمل می‌کند و مغایرتی با قوانین ایران ندارد.هر کشور بر اساس حاکمیت ملی خود، سیاست‌های دیجیتالی خاصی را برای حفظ امنیت سایبری، حریم خصوصی شهروندان و صیانت از ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی خود اجرا می‌کند. مسدودسازی یا اجازه دسترسی به پلتفرم‌های مختلف، بخشی از این سیاست‌های کلان است.به عنوان یک دستیار هوش مصنوعی، من اطلاعات محدودی درباره جزئیات تصمیم‌گیری‌های خاص هر کشور دارم و تمرکز اصلی من بر ارائه کمک‌های مفید و بی‌طرفانه به کاربران است. اگر سوال خاص دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 10:18:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهرداری یا شهرفروشی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-ay52singdjyj</link>
                <description>شهرداری تهران پس از تجربه موفق در فروش تراکم و زشت‌سازی و ناامن سازی شهر تهران روش هوشمندانه‌ای این بار برای کسب درآمد از ترافیک پیدا کرده است.آمده همان خط ویژه‌ای را که از اول ایده‌ای بسیار ناکارآمد و ترافیک ساز بود و به ازای حمل چند ده شهروند جلوی تردد چند صد مسافر دیگر را می‌گرفتمنبع درآمدزایی خود از ترافیکی که عامل اصلی‌اش خودش است قرار دادهاین الگو اگرچه الگوی عجیبی نیست همان الگوی است که دولت به درآمدزایی از تورم خود روی آورده و مالیات بر تورم را از مردم می‌گیرداین بار شهرداری از ترافیکی که خودش ایجاد می‌کند کسب درآمد می‌کند و در سامانه جنجالی شهرزاد که پرونده فساد آن همچنان باز است تردد از محل خط ویژه اتوبوسرانی  را برای فروش گذاشته است. هرکس پول بدهد می‌تواند در پیک ترافیکی از این خط عبور کند. ظاهر طرح به این شکل است که ای عمومی ون‌ها و غیره از آن عبور می‌کنند و در باطن آن شخصی‌ها تردد می‌کنند و جریمه آن را پرداخت می‌کنند و جریمه مستقیماً به حساب شهرداری واریز می‌شود .اینکه خلاقیت داشته باشیم در درآمدزایی بسیار امر مبارک و میمونی است اما اینکه موقع درآمدزایی اعصاب مردم را هدف بگیریم به نظرم کار بسیار جیبی در این کشور نیست عجیب آن است که هیچکس به این گونه طرح‌ها هیچ اعتراضی ندارد و شاید اصلاً مردم خوشحال‌تر باشند که صبح‌ها بیندازند در خط ویژه چند صد هزار تومان جریمه بدهند عوضش به موقع به سر کارشان برسند.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Sun, 21 Dec 2025 17:13:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همکاری نامیمون دیجی کالا و همراه اول</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-eabjtkdqcfw7</link>
                <description>مدتیست تبلیغاتی مبنی بر همکاری این دو غول رانتی و انحصاری کشور شنیده می‌شود که البته دقیقاً مشخص نیست چه همکاری به چه شکلی.البته مهم هم نیست دو رانتخوار بزرگ کشور به چه شکلی و برای چه با هم همکاری می‌کنند قطعاً دودش به چشم مالیات دهندگان و شهروندان خواهد رفت. اولین ضرر این همکاری برای من این بود که بنا به اجبار و اکراه محصولی را از طریق دیجی کالا سفارش دادند که در گنجه‌های این شرکت تحویل بگیرم گنج سرویسی است که دیجی کالا پول حمل و نقل را از شما می‌گیرد اما کالا را به شما تحویل نمی‌دهد در یک صندوقی می‌گذارد مثل صندوق امانات راه آهن که در ایالات متحده هست و شما می‌روید آنجا محصولتان را به صورت اتوماتیک تحویل میگیرید.از آنجایی که نه همراه اول و نه دیجی کالا مردم به هیچ کجایشان نیست آمدن با هم توافق کردند که یکی از این گنجه‌ها را در حیاط اختصاصی یکی از این سازمان‌ها قرار دهند زمانی که شما خرید می‌کنید به صورت خودکار نزدیک‌ترین گنجه را به شما پیشنهاد می‌دهد و این گنجه که در حیاط اختصاصی یک سازمان است و امکان ورود به آن میسر نیست را نیز بدون توجه به انحصاری بودن آن به شما پیشنهاد می‌دهد.و اگر شما دقت کافی در هنگام سفارش یک کالا نداشته باشید و فکر کنید که بزرگترین سایت انحصاری و رانتخوار کشور- که کلی پول مالیات دهندگان صرف شده تا این عقلا پز آمازون بودن به خود بگیرند و تو سر امثال ما بزنند شما لابد تلاشتان کم بوده که به جایی نرسیده‌اید در این کشور رو به تباهی اگر نه مارک پولمان دارد از پارو بالا می‌رود دانشگاه خوب هم درس خواندیم و تکنولوژی را هم توسعه دادیم- عقلش می‌رسد که محصول شما را در حیات اختصاصی دیگران ارگذاری نکند کور خوانده‌اید. حالا اینکه ما یکمی سرگردان شدیم و بالاخره با هر تلبیس و حیلی بود حقمان را از حلقوم این ناکسان بیرون کشیدیم. اما آقای معاونت علمی این حق نیست برای آدم‌های ناندرتالی که کمترین و ابتدایی‌ترین مسائل کسب و کار را اینطور نابابلد هستند همت‌ها همت از جیب مالیات دهندگان هزینه کنید. حالا ما این پست را نوشتیم که کسی هم نخواند و نگرانی هم ایجاد نکند ولی خودمان را تخلیه کرده باشیم حداقل انقدر گاو نباشیم که همه چیز را فقط بدویم به معده دوم بفرستیم و به وقتش بالا بیاوریم و نشخوار کنیم و به معده اول ارسال نماییم.تحویل می‌گیریدتحویل می‌گیرید</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Sun, 21 Dec 2025 16:57:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پژمان جمشیدی؛دختر متَهِم و چهار هندو</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D9%BE%DA%98%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%8E%D9%87%D9%90%D9%85-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88-kpwue5smqrcy</link>
                <description>مولانا جلال الدین بلخی داستانی دارد که می‌گوید ۴ هندو (که احتمالاً تازه مسلمان شده بودند به آداب اسلام به نیکی نمی‌دانستند) رفتند توی یک مسجد و قامت بستند که نماز بخوانند.۱. یکیشون وسط نماز حرف زد.۲. اون یکی گفت حرف زدی نمازت باطل شد۳. سومی‌ گفت هر جفتتون حرف زدید نماز جفتتون باطل شد۴. چهارمی گفت خدا را شکر که خودم حرف نزدم و نمازم باطل نشد.و به این ترتیب هر چهار نفر نمازشان باطل شدحالا یک نفر رفته از یک نفر دیگر شکایت کرده که علیهش ظلمی انجام داده.اینکه این ظلم انجام شده یا نشدهاینکه این ظلم دقیقاً از نظر حقوقی چه عنوان مجرمانه‌ای دارداینکه مراجع گوناگون اعم از۱. قانونی۲. اخلاقی۳. عرفیواجتماعیچه قضاوتی می‌کنند یک چیز است اما اینکه مردم ایران در حال حاضر نسبت به این قضیه چه موضعی دارند یک چیز است.در حال حاضر یک عده ندیده و نشناخته دختر متهِم را محق میدانندعده‌ای شلبریتی متهم را محق می‌دانندوحتی کار از این هم فراتر می‌رود و پای مراجع اطلاعاتی خودی و بیگانه عملیات رسانه‌ای را به پیش می‌کشند.امروز ما مانند آن چهار هندو شده‌ایم که هر یک دیگری را چون در نماز صلا دادند قضاوت می‌کنیم و کافر می‌شمریم.بی آنکه جرمی برای قضاوت خود بیندیشیم.این خطر بزرگی است که جامعه ما را تهدید می‌کند، این خطر بسیار بزرگتر است قربانیان تجاوز و بزرگتر از معدوم شدگان به این جرم است.یادمان باشد که کوین اسپیسی اگرچه یک سلبریتی بود با اتهام تجاوز روبرو شد، هستی‌اش را از دست داد، جهان از دیدن سری آخر شاهکار خانه پوشالی محروم مانددر نهایت قاضی در دادگاه تنها اتهامی که به او توانست منتسب کند «قلدری جنسی» بود.برای یک قلدری جنسی در یک رابطه نامشروع جهان برای همیشه از بازی‌های شاهکار کوین اسپیسی محروم ماند.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 28 Oct 2025 16:53:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الناز سخاییان و سنت ادب پارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-uyn6wkjvwjw6</link>
                <description>مدتها پیش مدیرعامل یک شرکت بین المللی در ایران که البته نمی دانم وسط این همه تحریم اینها چطور مراودات دارند با خارج، یک گفتگویی کرد که آنقدر وسطش کلمه انگلیسی بکار برد که داد شنوندگان را در آورد.مدتها این گفتگو بحث داغ اینستاگرام شده بود. صبر کردم تا تب آن بخوابد و بعد این مطلب را بنویسم. تا موج سواری نکرده و موج سواران را نیز مخاطب قرار ندهم.برخی از شنوندگان از اینکه کلام نامفهوم بود گلایه داشتند و برخی از اینکه فارسی پاس داشته نشده بود.برخی هم به اسرائیلی بودن شرکت خرده گرفته بودند.اما در این میان من یک نکته نغزی را به توجه خواننده‌ی هوشیار می‌آورم. توجه کنید که در سنت ادب پارسی بکار بردن کلمه و حتا جمله و شعر از زبان بیگان چندان رایج است که نشانه‌ی سواد نویسنده یا شاعر است.حافظ در جایی میگوید:اگرچه عرض هنر پیش یار بی ادبی است/ زبان خموش است ولیکن دهان پر از عربی است.یعنی حافظ هم دوست داشته مثل همین مدیرعامل «فارسی - زبان بیگانه» صحبت کنه اما فروتنی کرده. حالا زبان بیگانه چه عربی باشد چه انگلیسی چه فرانسه...معروفترین شعر حافظ نیز که همه ما آن را شنیده ایم شعری است ملمع (دوزبانه) با مطلع:الا یا ایها الساقی، ادر کاسا؛ و ناولهاهرچه شاعرها و نویسندگان فنی تر هستند نیز بیشتر عربی به کار می برند (این موضوع نیاز به پژوهش اکادمیک دارد البته)آنگونه که سعدی نیز گوید:ما هذه الدنیا بدار مخلد - طوبی المدخر النعیم الی غدیانسیم صبا بغداد بعد خرابها / تمنیت لو کانت تمر علی قبریالبته ارزش کار این شاعران را نباید دست کم گرفت چرا که جفت و جور کردن قافیه و وزن در دوزبان کار دشواری است. اما غرض این متن نشان دادن علاقه ما به درآمیختن زبان بیگانه با گفتگوی روزانه است.نمونه دیگر از ظهیری سمرقندی است که می گوید:دستور گفت: چنین شنیده‌ام از ثقات روات که در مواضی ایام، دهقانی بوده است صاین و متدین و متقی و متورع.شاعران جدید در قامت طنز نیز به این کار ادامه داده اند مانند شعر معروف مرحبا احسنت هذالسرزمین ایراننا!اگر این را بپذیریم که همه نسل های ما ترجیح میدادند از زبان بیگانه در گفتگوهای روزمره بهره ببرند و اگر نخواهیم مسایل ملی میهنی و افراطی را دخیل کنیم یک نتیجه متعادل و منطق پذیر می‌توان از آن گرفت:«به کاربرد بردن واژگان غیر مرسوم در گفتگو»اگر به سره‌گرایان بپردازیم خواهیم دید که ایشان نیز دلبستگی سَخته‌ای بر کار گرفتن واژگان و آخشیج‌های نچندان آشنا برای باهمال پارسی گو دارند. در اینجا کارویژه آمیختن زبان با بیگانه نیست و پاد آن، به دنبال پردخته کردن زبان از واژگان بیگانه هستند. لیکن باز همان رَوَند بازرَوی می‌شود و آمیختگی زبان با واژه‌ی تازه و ناآشنا پدید می‌آيد.درست مثل همین پاراگراف بالا که من نوشتم و ممکن است چندان مفهوم نباشد برای خوانندگان.سخن پایانی اینکه:الگوی تکرار شونده‌ی کارکرد زبانی ایرانیان گویا بر این است که واژگان ناآشنا را به واژگان مرسوم و آشنا ترجیح می‌دهند. اگرچه اینکار برای نوشتن متن های تخصصی مانند فلسفه و حقوق و .. خوب است اما در زبان رسمی و عادی چندان زیبان نیست.اما همین نازیبایی به نظر من کمک کرده زبان فارسی زبانی پویا باشد و بتواند خود را از پس هزاره ها و سه بار منسوخ شدن باز آفرینی کند. و ما امروز نه یونانی (هلنی) صحبت می کنیم نه عربی و نه مغولی.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Oct 2025 08:45:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش های هَک و رویین تنان اسطوره‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%8E%DA%A9-%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-puigw6b7dyzh</link>
                <description>اسفندیارهکر ها به طوری کلی از چند راه برای نفوذ به یک سیستم استفاده می کنند. یکی از این راه‌ها بررسی همه مداخل شبکه جهت ورود است بدون آنکه بدانیم راه نفوذی داریم یا نه؟ که به نفوذ کورکورانه معروف است. دیگر راه استفاده از اطلاعات متقنی است که از طریقی برای هکر ها افشا شده. برای مثال پسورد ادمین در اختیار ایشان قرار گرفته. یا توپولوژی شبکه لو رفته است. این روش را می‌توانیم افشای اطلاعات نامگذاری کنیم. در یک روش بسیار نادر که هکر بسیار خوش شانس است و به سیستمی که تمامی تمهیدات برای حفاظت از آن در نظر گرفته شده نفوذ می‌کند و آن هم از طریق یک آسیب پذیری بسیار غیر محتمل و دور از ذهن. برای مثال اولین پورتی را که انتخاب می کند آزاد و بدون محدودیت است و از طریق آن نفوذ آغاز می‌شود.آشیلحال بیایید به اسطوره‌هایی که توسط دیواره‌های آتش فرافیزیکی محافظت می‌شده اند نگاهی بیندازیم.۱- آشیل توسط پاریس از پا در آمد. روش پاریس برای پیدا کردن این آسیب پذیری هک کورکورانه بود. او به تمام بدن آشیل تیر انداخت تا یکی از این نقاط (ربات آشیل) محل آسیب پذیری آشیل رویین تن قرار گرفت و او را از پا درآورد.۲- تهمتن توسط اطلاعاتی که سیمرغ برایش افشا کرده بود توانست آسیب پذیری اسنفدیار را شناسایی کند و بر وی غلبه کند.۳- بولدِر رویین تن اسکاندیناوی نه از آسیب پذیری درونی بلکه از تهدید بیرونی کشته شد. خدایان از همه‌ی موجودات عالم پیمان گرفتند که به او آسیب نزنند و از این میان گیانی کوچک و بی ارزش به نام «دبق» از قلم افتاده بود که دشمنان از همین گیاه تیری ساختند و بر وی زدند.بولدر</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jul 2025 09:39:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اغراق بر توانمندی‌های هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%A7%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-opsw0vmaqkho</link>
                <description>این روزها تقریباً هرجا می‌نشینیم از جمع دوستانه یا جلسات کاری حتی فروش محصولات نرم‌افزاری بحث استفاده از هوش مصنوعی داغ است. حرف‌های بسیار عجیب و غریبی هم شنیده می‌شود. عجیب‌ترین آن برای اولین بار حرفی بود که مشاور یکی از رئیس جمهورهای زمان خودش به رئیس جمهور زد و گفت نرم‌افزاری آمده به اسم پایتون که همه مسئله‌های دنیا را می‌تواند حل کند. اگرچه این موضوع دستمایه خنده رسانه‌ها و مردم شد اما واقعیت مبتلا به جامعه است. شاید آن فرد فرق زبان و محصول را نمی‌فهمید اما بقیه که نهایتاً فرق زبان پایتون با محصولی به اسم چت جی پی تی یا جمینای گوگل یا دیپسیک که امروز آمده را می‌فهمند فرقشان این است که می‌گویند: یک هوش مصنوعی آمده که می‌تواند همه مسائل را حل کند. معاون رئیس جمهور جدید هم پا را فراتر گذاشته و در قالب یک زبان علمی بیان کرده در حال ساخت یک دستیار هوش مصنوعی برای رئیس جمهور هستیم تا همه مسائل کشور را حل کند. البته ایشان چون خودش چند کلاس سواد دارد یا دور و بری‌هایش چند کلاس سواد دارند خیلی زود حرفش را اینگونه اصلاح کرد که ما در حال ساخت چنین هوش مصنوعی هستیم. نکات بسیار ظریفی اینجا هست که توصیه می‌کنم دوستانی که یلی جدی به مسئله هوش مصنوعی فکر می‌کنند بروند و حداقل یکی دو تا ویدیو راجع به اینکه هوش مصنوعی چیست زبان و مدل چیست. کورپس یا پیکره چیست. یک بررسی سطحی بکنند و بعد بیایند از عنوان عام «هوش مصنوعی» برای همه چیز استفاده بکنند.خیلی خلاصه اگر بخواهم بگویم نافهمی مردم در استفاده از لفظ هوش مصنوعی بیشتر در نافهمی از تفکیک مدل، زبان، موتور استدلال و ... است.که در اینجا به دنبال تفکیک این مسائل و آموزش در این خصوص نیستیم اما چیز مهمی که من متوجه شدم علت اینکه مردم فکر می‌کنند هوش مصنوعی به مثابه این چند نرم‌افزار جهانی شده مانند چت جی پی تی جمنای و دیپسیک که جدید آمده به طرز اغراق شده‌ای آینده بشر را تغییر خواهد داد و نتایج آن به طرز بسیار قابل قبولی قابل استفاده است به زعم من این است که: مردان در زمینه‌هایی از هوش مصنوعی سوال می‌پرسند که خودشان هیچ تخصصی در آن زمینه ندارند بنابراین جواب به دست آمده را جوابی شگفت انگیز می‌دانند در بسیاری از این موارد پاسخ هوش مصنوعی از دید هوش طبیعی یعنی انسانی که تخصصی در آن زمینه دارد یا ناقص است یا کاملاً غلط است. در چند تجربه‌ای که خودم داشتم و حتی سعی کردم از آن عکس بگیرم و به عنوان سند نگه دارم (که البته عکس گرفتم و فراموش کردم عکس‌ها را کجا گذاشتم) خطاهای فاحش هوش مصنوعی بود برای مثال در حالی که ما در فارسی کلمه «کوچ» را در زبان تخصصی کوچینگ به «مربی» ترجمه نمی‌کنیم. و بسیار هم حساس هستیم روی آنکه این کلمه با مربی متفاوت است ولو آنکه در زبان یونانی و آمریکایی انگلیسی ک جور تلفظ می‌شود (که این خودش از عجایب هوش طبیعی است) هنگامی که یک جمله را به چت جی پی تی دادم و کاملا برایش شفاف و روشن کردم که این جمله را با رویکرد زبان و اصطلاحات کوچنگی به فارسی ترجمه کن باز هم در هر جای متن که نوشته بود کوچ او ترجمه کرده بود مربی. در نظر کسانی که کوچینگ خواندند این یک خطای فاحش است  چت جی پی تی که همه می‌ترسند شغلشان را از آنها بگیرد این تفاوت را متوجه نمی‌شد. البته در نظر کسانی که هوش مصنوعی را به مثابه یک پارادایم می‌شناسند و با فرایند تولید محصولات هوش مصنوعی آشنا هستند چندان عجیب نیست چرا که هوش مصنوعی می‌رود و از روی دست دیگران می‌نویسد و می‌آموزد پس اگر در اینترنت یا در گوگل ترنسلیشن این خطاب وفور انجام شده باشد هوش مصنوعی هم آن را به عنوان یک یافته درست می‌پذیرد و آموزش می‌بیند. یا یک مثالی که خودم خیلی باهاش درگیر بودم اینه که اگر یه جمله رو به فارسی بنویسی و بهش بگی این رو ترجمه کن اما نگی به چه زبانی اون به فارسی درباره اون چه که نوشتی به تو توضیح میده باز هم این کارکرد در نظر اهل فن توجیه‌ پذیر است. در آزمونی دیگر از چت جی پی تی خواستم درباره یک دارویی که تازه تاییدیه سازمان غذا و داروی آمریکا را گرفته است گزارشی به من بدهد و در این گزارش صرفاً به منابع آکادمیک منتشر شده در مجلات دارای رده isi اشاره کند و رفرنس بدهد در کمال ناباوری متنی تهیه کرده بود با ۳۰ رفرنس و هر کدام از رفرنس‌ها را که باز می‌کردی به یک کدام از این پیج‌های زرد فارسی زبان اشاره می‌کرد. با خودم گفتم چون به زبان فارسی نوشتم شاید رفته در منابع فارسی گشته و به این مشکل خوردیم همین را به انگلیسی نوشتم و گفتم در مقالات انگلیسی زبان چاپ شده در مجلات دارای رده آی اس آی جستجو و رفرنس کن و او رفت باز هم پیج‌های غیرعلمی انگلیسی زبان را مرجع قرار داد.اما جالب است که عوام مردم منظور از عوام کسانیست که هوش مصنوعی را به مثابه تولید کننده  برنامه نویس و طراح مدل نمی‌شناسند، هیچ گونه ضعفی در این محصولات نمی‌بینند و بلکه آنها را بسیار شگفت‌انگیز ارزیابی می‌کنند. با خودم خیلی فکر کردم که چرا هوش مصنوعی در نظر مردم انقدر شگفت انگیز است و ما نمی‌توانیم این بهره‌ای که مردم می‌برند را از آن ببریم. البته ناگفته نماند نسخه‌های چت جی پی تی در اصلاح کدها برنامه نویسی تا حد زیادی کارهای تکراری برنامه نویس را کاهش می‌دهد اما هرگز نمی‌تواند راهکاری خلاقانه به برنامه نویسان ارائه دهد. چند نمونه از شگفت زدگی‌های مردم را که دیدم اینگونه بوده است مشاور یکی از شرکت‌ها و هلدینگ‌های بزرگ فناوری کشور هنگامی که به او گفتیم استفاده از فلان اپن سورس و تسلط به فرایندها و معماری و کدهای آن همانقدر زمان می‌برد که طراحی این محصول ا استفاده از کدهایی که تا اینجا نوشته‌ایم..در پاسخ گفت کاری ندارد ز چت جی پی تی می‌خواهیم تا فلان اپن سورس معروف را برایمان پیاده سازی کند این فرد متخصص و مشاور یکی از بزرگترین هلدینگ‌های حوزه فناوری اطلاعات در کشور بود که البته کار او هوش مصنوعی نبود اما خودش در حوزه نرم‌افزار فعال بود شگفتی دیگری که دیدم از یکی از مشاوران نهادهای حاکمیتی بود که اگرچه مشاور نهادی‌های حاکمیتی بود اما شخصی باسواد در تخصص خود به شمار می‌آمد هنگامی که به او پیشنهاد دادم از منابع انسانی نخبگان سرباز وظیفه بی‌شماری که در دسترس دارد برای تهیه یک ساختار آنتولوژی از کتاب‌های مورد موضوع بحثمان استفاده کند گفت این کار را می‌دهیم چت جی پی تی برایمان انجام می‌دهد.و در واقع گمان می‌کرد که چت جی پی تی می‌تواند یک دانشنامه مانند بریتانیکا برای شما تهیه کند.نتیجه اینکه پارادایمی به نام هوش مصنوعی با محصولاتی که مبتنی بر زبان‌ها مدل‌ها و رویکردهای این پارادایم طراحی شده و خواهند شد و به مرور تجربه خود را از رهگذر تعامل با کاربران افزایش خواهند داد آینده جهان را تحت تاثیر قرار خواهند داد اما تا آن آینده فاصله نسبتاً زیادی داریم و اینکه بیشتر مردم از نتایج به دست آمده شگفت زده می‌شوند علتش آن است که در آن رشته‌ای که سوال کرده‌اند خودشان تخصص ندارند و ابتدایی‌ترین جواب‌ها برای آنها شگفت انگیز خواهد بود. این نوشتار نافی توانمندی قدرتمندی زبان‌ها و مدل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی نیست و صرفاً به منظور روشنگری در باب اغراق‌ها و خواست‌های نابجا از این بازیگر جدید از همه عرصه‌ها نوشته شده است</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2025 11:07:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جادی و توسعه فردی (پیرمردهای آینده)</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-yj1blcwhzhvk</link>
                <description>جاده میرمیرانیجادی میرمیرانی یکی از محبوب‌ترین چهره‌های این روزهای حوزه فناوری اطلاعات است البته چهره سیاسی و اجتماعی است. البته شخصاً او را خیلی نمی‌شناسم و پیگیر فعالیت‌های او نیز نیستم. شاید علتش این است که خودم همیشه می‌خواستم در حوزه فناوری اطلاعات به صورت گسترده دست به تولید محتوا بزنم به هر دلیل این کار را نکردم. جادی که با شلوارک پوشیدن در دانشگاه خواجه نصیر پس از بازداشت عجیب و غریبش بیش از حد معروف شد حالا پا را از عرصه حوزه فناوری اطلاعات فراتر گذاشته و در سایر حوزه‌های اجتماعی و توسعه فردی اظهار نظر می‌کند جدا از اینکه جادی درست می‌گوید یا غلط (اگر اساساً درست و غلطی وجود داشته باشد) مسئله اصلی اینجاست که مردم ایران سال‌هاست که دارند خبرگی  را با نخبگی هم ارز می‌دانند.به واقع این کشور کشوریست نخبه پرور و مانند تیم فجر سپاسی در دهه.های گذشته جوانانی با استعداد را جذب می‌کند در دانشگاه‌ها پرورش می‌دهد و بعد شرایط سیاسی اقتصادی را به نحوی فراهم می‌کند تا همه آنها کشور را ترک کنند و این نخبگان دو دستی تقدیم شوند به بیگانگان. از این خطابه غرا درباره مهاجرت که بگذریم آن دسته از نخبگان یعنی آدم‌های باهوش تحصیل کرده انگلیسی بلد که در کشور می‌مانند و از نظر سیاسی نمی‌توانند در دستگاه‌های حکومتی و دولتی مشغول شوند به طرق مختلف در میان مردم برای خود اعتباری دست و پا می‌کنند درست مانند جادی میر میرانی. البته این هیچ اشکالی ندارد که یک آدم باهوش مانند جادی بیاید و برای مردم افاضات بکند. اما نکته اینجاست که مرجعیت سیاسی اجتماعی که من آن را ترجیح می‌دهم مرجعیت خبرگی بنامم از خبرگان و کار آزموندگان روزگار گرفته شده و به نخبگان وان کار نا آزموده سپرده می‌شود.البته جامعه ایرانی امروز ر حوزه مس مدیا دچار مشکلات بسیار عمیق‌تری از این هست که در این مقاله به آن پرداخته شد اما جابجایی مرجعیت را نباید نادیده بگیریم. تحلیلگران سیاسی تراز حکومت که به راحتی می‌توانند تحلیل‌های خود را از جامعه بیان کنند نیز مشابه این دغدغه را دارند آن هم جابجایی مرجعیت از صاحبان تخصص ه سلبریتی‌ها هست.در واقع عوام الناس بیشتر از آنچه که به حرف متخصصان هر حوزه‌ای گوش بدهند به حرف سلبریتی‌ها گوش می‌دهند. در حال حاضر سلبریتی‌ها می‌توانند در حوزه‌های سیاسی اجتماعی مذهبی توسعه فردی و هر چیز دیگر به راحتی اظهار نظر کنند و حرفشان خریدار دارد. حالا اینجا به جادی میر میرانی گیر دادیم به خاطر آنکه ایشان از همه تازه‌تر از گرد راه رسیده است و گرنه انسان‌های بی‌شماری هستند که شامل این قاعده می‌شوند و باید درباره آنها مثنوی‌ها سرود. خلاصه آنچه می‌خواهم بگویم این است که باید بسیار مراقب باشیم که خبرگان و کارآزموندگان که گرم و سرد روزگار را چشیدند از اقبال پرشور و چشم بسته ماه ر شبکه‌های اجتماعی به نخبگانی که بینش عمیق هنوز در آنها پدید نیامده، دلسرد نگردند و تندک رغبتی برای آن داشته باشند که داشته‌های خود را با نسل بد(و نه بعد) به اشتراک بگذارند.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 24 Sep 2024 22:25:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویداد همتاتک از زاویه‌ی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%AA%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-ukm2nhxjec78</link>
                <description>دکتر ناصری و دکتر حیدریدر واقع درباره این رویداد باید گفت «همِ چه تاتِکی»حمیدرضا معیریرویدادی که با زحمت زیاد توسط دست اندرکاران مرکز نوآوری و خلاقیت خانه ملت برگزار شد. در این رویداد تلاش شده بود که بزرگان تولید نرم‌افزار در کشور دور هم جمع شوند تا به نمایندگان ملت بگویند چه مشکلاتی در دولت مانع از آن شده است ه این بزرگان تولید نرم‌افزار سامانه‌های بسیار بهتر و کارآمدتری نسازند یا سامانه‌هایی که ساخته‌اند با شکست روبرو شود. با سخنرانی‌های پی در پی شرکت‌ها یه بزرگ فناوری اطلاعات کشور مشخص شد که هیچ یک از این شرکت‌ها حرف‌های استراتژیکی در حوزه تولید نرم‌افزار نداشتند. آنها که پرهزینه‌ترین و گزاف‌ترین نرم‌افزارهای کشور را تولید کرده بودند یا در راه تولید آن شکست خورده بودند هرگز چیزی درباره معماری نرم‌افزار یا گلوگاه‌های تولید یا هر چیزی که به خود نرم‌افزار مربوط است ارائه نکردند و بیشتر غر زدم که چرا دولت به آنها بیشتر پول نمی‌دهد تا نرم‌افزارها را گران‌تر و بی‌کیفیت‌تر بسازند و در پاکِت مردم قرار دهند. بخش بزرگی از جلسه هم به گفتگوی میان نماینده دولت و نمایندگان مجلس اختصاص پیدا کرد. و ما که شنونده این گفتگو بودیم متوجه شدیم که یا دولت نمی‌داند که سائل و مشکلات را به کجا منعکس کند یا مجلس نمی‌داند از کجا آن را بخواند.به هر روی این جلسات قرار است ادامه‌دار باشد و امیدوار هستیم در ادامه نقشه راه مناسبی برای پیشبرد اهداف کشور ر حوزه تولید نرم‌افزار ترسیم گردد.دکتر احمدنیانکته‌ی مغفول جلسه که لازم است اینجا به آن اشاره کنم نقش مهم دست اندر کاران خانه خلاقیت و نوآوری مجلس در این کار مهم بود.این دوستان از جمله دکتر حمیدیا ریاست مرکز، دکتر احمدنیا دبیر همایش و دکتر ناصری و آقای اسدی نقش به سزایی در اتصال ارکان زیست بوم به یکدیگر دارند.دکتر حمیدیااگر می‌خواهید روایت جدی این داستان را بخوانید می‌توانید آن را در سایت پیوست مطالعه بفرمایید. https://peivast.com/p/205577 </description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2024 16:01:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا سیستم بانکی قابل اعتماد است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-o02ccbsb249s</link>
                <description>در یکی از تجربه های شخصی برای دریافت وام( که همیشه از آن پرهیز داشتم بخاطر ضامن دولتی) گول یکی از موسسات مالی که امروز خودش را بانک میداند و در قحط الرجال حوزه بانکی دفتر و دستکی علم کرده را خوردم و حسابی باز کردم پولی را برای مدت نسبتا طولانی خواباندم به امید آنکه پس از سالی و ماهی وامی قرض الحسنه دریافت کنم.از آنجایی که میدانم سیستم بانکی را هیچ اعتمادی نیست از ابتدا شرایط را دقیق بررسی کردم البته در شعبه کسی پاسخگو نبود و من را به اپلیکیشن ارجاع دادنددر اپلیکیشن ۵۰ هزارتومان برای اعتبار سنجی از من دریافت کردند که خود سرویس اعتبار سنجی ۸ هزار تومان از طرف مرجع اعتبار سنجی ایرانیان ارایه می شوددر نهایت اپلیکیشن فرمود شما را که حساب پاک است می توانیم به سفته‌ای الکترونیکی با امضایی الکترونیکی وامی پرداخت کنیم به تنهایی. القصه سفته را گرفتیم و امضا را نیز هم و ۵۰ هزار تومان دیگر پرداختیم. صبر کردیم و صبر کردیم و صبر کردیم تا پیامک آمد که اسناد شما رد شده.ساعتها تلفن مرکز را گرفتیم و صف ماندیم گفتند بروید شعبه رفتیم شعبه و گفتند باید چک بدهی هم خودت هم ضامنت. گفتیم آقا حساب ما پاک است ضامن نمی خواهد اپلیکیشن خودتان گفته. گفت بی خود گفته اینجا من تصمیم می گیرم.ثبت شکایت ما در بانک مرکزی و هر نهاد دیگری به هیچ کجا نرسید. حال سوال این است اگر کسی کارش گیر باشد چشمش کور می رود ضامن و چک هم می‌آورد و وامش را میگیرد. اما به راستی نظام سیاسی اجتماعی کشور چطور می تواند به بانک هایی اعتماد کند که با تدلیس از دست مردم پول جمع می کنند و بانک مرکزی که ناظر همه این موارد است سکوت کرده؟برای مثال همین طرح اخیر که بانک ها پول بلوکه می کنند در حساب وکالتی فردی که در قرعه کشی ماشین می خواهد شرکت کند. این کار خودش مغایر با خواست وزارت صمت است مبنی بر اینکه افراد شانس خود را امتحان نکنند و پول خرید را داشته باشند بعد شرکت کنند. بانکها منابع ارزان یا معطل خود را به این امر اختصاص می دهند و به نحوی کار وزارت صمت را بلااثر می کنند. از طرفی همین کار را که اساسا نمی توان اسم وام به آن داد به عنوان گردش قرض الحسنه به بانک مرکزی ارایه می کنند و پول هایی که باید به مردم عادی پرداخت شود را اینگونه در گزارش ها منعکس می کنند.الغرض آیا نظام بانکی که با شگرد و دست‌آویز و تدلیس مردم را بازی می دهد می تواند بازوی مطمئن اقتصادی برای کشور باشد؟در مورد این دو بانک محترم که نام قرض الحسنه را یدک می کشند و مثلا قرار است پیش درآمد بانکداری اسلامی باشند که اوضاع به مراتب بدتر خواهد بود. یعنی در بانک داری بدون ربا (اگر کارمزد را ربا تلقی نکنیم) باز هم مردم با شگرد و تدلیس و ... روبرو خواهند بود.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 20 Aug 2024 13:26:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بانکداری نوین/ دستِ بسته‌ی مردم</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-dvvhtgyw6acm</link>
                <description>این روزها مد شده که بانک ها باجه های سنتی خود را جمع می کنند و بانکداری های نوین تحت عنوان های مختلف که بعضا عجیب غریب است راه اندازی می کنند.در اینجا شما دیگر با یک شعبه و گیشه سر و کار ندارید که مشتری‌های پولدارتر را یواشکی راه بیندازند و جلوی چشم شما متصدی گیشه مشغول انجام کاری غیر از کار شما باشد که در صف ایستاده اید.در این بانکداری مسولان گیشه تبدیل شده اند به تلفن‌های گویا با صف های صد تا دویست نفره که شما عطای صحبت با تلفن‌چی را به لقایش می‌بخشید و از صف خارج می‌شود.البته افتتاح حساب آسان شده اما انجام کارهای اداری و ضمانت اگر به مشکل بخورد کار شما با اپلیکیشن و کارمندان و تلفن‌چی هایی است که حرفی جز : «همه چیز در اپلیکیشن توضیح داده شده» ندارند که به شما بزنند.البته این هنوز بخش عجیب ماجرا نیست. بخش عجیب ماجرا اینجا است که بانکی مثل بانک رسالت که شعبه فیزیکی هم ندارد حساب را برای شما افتتاح می کند با کمی تاخیر شماره حساب را هم برای شما ایجاد می کند و حتا اجاز می‌دهد کسی امتیاز وام به نام شما انتقال دهد. اما حساب شما هنوز فعال نیست و تلفن‌چی (که البته تلفن ایشان هیچ وقت پاسخگو نیست و همیشه بوغ اشغال می زند) یا پاسخگوی آنلاین آنها اظهار می کند حساب شما مشخص نیست کی فعال می ‌شود منتظر بمانید تا با شما تماس بگیرند.اینکه یک بانک توان پردازشی محدود داشته باشد چیز عجیب و غریبی نیست اما مساله اینجا است اگر شما توان فنی افتتاح آنلاین حساب ندارید چرا حساب را آنلاین افتتاح می کند.اگر حساب را فعال نمی‌کنید که نوبت وام ندهید (چون شما یک بانک نیستید بلکه یک بنگاه قرض الحسنه هستید ) این یک کار غیر حرفه‌ای است. البته میدانم که در ایران ما به آن حرفه‌ای گری می گوییم و در گزارش ها به مدیران بالادستی توضیح می دهیم که چطور مردم را سرکار گذاشتیم بدون آنکه سرکار گذاشته باشیم.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Sun, 18 Aug 2024 14:44:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاهکار نیروی انتظامی و احراز آدرس</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AF%D8%B1%D8%B3-e2gbkobxei1w</link>
                <description>هنگامی که با سامانه‌های دولتی سر و کار داریم انتظار شگفتی‌های بسیاری را داریم. این سامانه‌ها عمدتاً ناکارآمد با بدترین تجربه کاربری طراحی شدند که البته این خودش نشان می‌دهد طراحان بهترین طراحی را می‌دانستند و دقیقاً معکوس آن را پیاده کردند تا به بدترین طراحی تجربه کاربری یا ux دست پیدا کنند. اما شگفتی که امشب با ام برخورد کردم در سطح فلسفی باید آن را بررسی کرد.یک بار آدرس خودم را در سامانه سخای نیروی انتظامی احراز کرده بودم وقتی بعد از یک سال دوباره خواستم که از این آدرس استفاده بکنم در مورد نقل و انتقال متوجه شدم که آدرس قبلی از حیز انتفاع ساقط شده.تا اینجا چیز عجیبی رخ نداده مساله ۷۰ هزار تومان هزینه پستی است که بخشی از آن نیز به نیروی انتظامی می‌رسد و خوب است که هر چند وقت یکبار ما بدانیم مردم کجا زندگی می‌کنند و اصل برائت که در اسلام و قانون مدنی نیز به آن تصریح شده را نادیده بگیریم برای درآمدزایی بیشتر این طبیعیست اما مسئله آنجایی غیر طبیعی می‌شود که خودشان در دستورالعمل موجود در سایت برای حل مشکل احراز هویت راهکار را ویرایش آدرس عنوان می‌کنند. یعنی از نظر نیروی انتظامی شما نه تنها دروغ می‌گویید و آدرس خودتان را عوض کرده‌اید بلکه تا آدرس خودتان را هم عوض نکنید من شما را مجدداً در همان آدرس احراز نمی‌کنم و معتبر نمی‌دانم و من الله توفیق</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2024 19:35:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تهمینه‌ی تکواندو و ضرورت شاهنامه؛ کوتاه و تندرست</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%AA%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88-%D9%88-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-fm2ikmxnn4lx</link>
                <description>وقتی برای اولین بار یک ورزشکار یکی از ورزشکاران بانو در کشور به فینال المپیک می‌رسد و راه پیشکسوت پایه خود را در کشور ادامه می‌دهد که پله پله مدال‌ها را به طلا نزدیک کردند مسئله مهمی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. مجری هیجان زده تلویزیون نگامی که می‌خواهد به نحوی از احساسات ملی مایه بگذارد و این دختر قهرمان را با صفتی ایرانی بخواند او را تهمینه خطاب می‌کند و گمان می‌کند که صفتی پهلوانانه به او متصف کرده. به نظر می‌رسد که این مجری هم مانند بسیاری از ما شاهنامه را در این حد نخوانده که بداند کدام شخصیت به چه چیزی معروف است. تامین اگرچه همسر پهلوانی بزرگ چون و مادر پهلوانی بزرگ چون سهراب است اما خودش هنر رزم و پهلوان نمی‌داند.اما اینکه مجری بسیار اصرار دارد که او را تهمینه خطاب بکند چیزی است که ما به خاطر آن کتاب «شاهنامه؛ کوتاه و تندرست» گردآوری کردیم و به همگان توصیه می‌کنیم هرچند که این کتاب با ذائقه عوام جامعه که اتفاقاً کتاب برای آنها طراحی شده است جور در نمی‌آید و آنها تن به خواندن این کتاب یا کتاب‌های مشابه نمی‌دهند.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Fri, 09 Aug 2024 11:46:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچ و حضور</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%DA%A9%D9%88%DA%86-%D9%88-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-urkxmudhha4k</link>
                <description>بی مقدمه بگم که این نوشتار حاصل گفتگویی است با پونه مکرم یکی از بزرگان عرصه‌ی کوچینگ که البته سعی در گمنامی دارد و از مانورهای تبلیغاتی و به اصطلاح show  off های رایجع پرهیز دارد. اگر پونه را از نزدیک بشناسید می‌دانید که اهل سفر است و اهل حرکت‌های ناگهانی. در راستای این حرکت‌های ناگهانی که مسبوق به سابقه نیز هست ناگهان کوله پشتی اش را برداشته و از گیلان و شیراز و اهواز در می‌آورد تا به قول خودش «کوچ پک» را توسعه دهد.پونه اول می‌رود بعد فکر می‌کند که کجا و برای چه. این از ویژگی‌های بارزش است.به هر روی گاهی دست‌آورد این اسفار اربعه‌ی خود را با دیگران سهیم می‌شود و یکی از این دیگران، من هستم که این شانس را داشتم پس از پایان جلسه‌اش در گفتگویی تلفنی سهم خود را از این سفر بردارم.و اما این داستان «کوچ و حضور»پونه در این سفر به اهمیت حضور کوچ پی‌برده بود و در این باره گفتگو کردیم. کوچینگ را هرکس به نوعی و از دید خود تعریف می‌کند. البته که فدراسیون‌های جهانی هم تلاش دارند تعریف‌های خدشه ناپذیر خود را ارایه کنند و کوچ‌ها هم در تلاشی نستوه به دنبال نادیده گرفتن این تعریف‌ها هستند :)اما شاید بتوان گفت که اصیل ترین تبلور معنی کوچینگ در «حضور» خلاصه می‌شود. اگر کوچ در جلسه‌ی کوچینگ حضور داشته باشد و فقط حضور داشته باشد و حضور داشته باشد همین حضور امر کوچینگ را تا جایی پیش خواهد برد که پیشتر کسی نه، دیده است و نه شنیده.اما اینکه این «حضور» در خدمت چه کسی باشد نیز خودش مهم است. گاهی ما «حضور» داریم تا در خدمت خود باشیم. حضور داریم تا چیزی از دست ندهیم. حضور داریم تا چیزی بدست آوریم. هرچند این چیز، مثبت باشد برای مثال حضور داریم تا کوچ خوبی باشیم. حضور داریم تا جلسه خوبی را برگزار کنیم. حضور داریم تا برایمان ... بدست آید. حضوری که مد نظر کوچینگ است حضوری است که در خدمت کلاینت باشد. تنها و تنها برای اهداف او حضور یافته باشد. چنین حضوری است که برای کلاینت کاربرد دارد و در شان و جایگاه کوچینگ است.اگر قرار باشد کوچینگ را «حضورِ در خدمت کلاینت» معنا کنیم حال دیگر نمی‌شود این مفهوم را درس داد یا به قول پونه «آن را توی کله‌ی کسی کرد.» این دیگر مانند تشریح کردن مزه‌ی سیب است برای کسی که در عمرش سیب نخورده. اگر بخواهی مزه سیب را از راه تعمیم مزه‌های دیگر برای کسی توصیف کنی شاید او دریایی از واژگان در توصیف سیب داشته باشد اما هرگز درک درستی از آن بخواهد داشت. تنها راه درک مزه‌ی سیب این است که سیب را بچشی.حضور در کوچینگ نیز چیزی است که باید توسط خود کوچ درک شده باشد. و یک کوچ برای رسیدن به حضور راهی بیشتر و فراتر از گذراندن دوره‌های رنگارنگ کوچینگ و خواندن متون و اصول فدراسیون‌ها دارد.به تعبیر من راه کوچینگ از مدرسه‌ها نمی‌گذرد. کوچ باید مانند یک سالک مسیری را بپیماید. مسیر که به قول حافظ «قطع این مرحله بی همرهی خضر نکن» مسیری که خضری نیاز است. که البته پونه معتقد است برای کوچ شدن کوچ نیاز دارید و من معتقدم این حرف درست است اما «آنکه شد محرم دل، در حرم یار بماند/ آنکه اینکار ندانست در انکار بماند» و می‌توان بدون آن هم طی طریق کرد. در واقع من معتقدم می‌توان از شبکه‌ی درآمدزایی فدراسیون خارج شد و کوچینگ را زیست. می‌توان کوچینگ را به عنوان یک مَنِش زندگی کرد نه یک منبع درآمدزایی.(البته این مناقشه‌ای است که بعدتر بیشتر به آن خواهم پرداخت)حضور کامل در جلسه کوچینگ عالی ترین خدمتی است که یک کلاینت می‌تواند از کوچ خود دریافت کند. تنها در سایه‌ی حضور است که همدلی تاثیر گذار است، شنیدن فعال است و برابری رخ می‌دهد تا کلاینت بتواند پتانسیل‌هایش را رشد دهد و رشد را زندگی کند.شاید این گفته افراطی باشد اما گمان می‌کنم حتا انتخاب اینکه کلاینت رشد کند نیز هدف کوچینگیی نیست. بلکه هدف باید این باشد که کلاینت زندگی کند. پتانسیل‌هایش را زیست کند. خواسته‌هایش را زیست کند و رشد را.اگر کوچینگ را چندان تنزل دهیم که کلاینتی می‌آید تا با روشی (هرچند متفاوت از بقیه بازار) به اهدافی مشابه بازار برسد که چندان جایگاه والایی برای کوچینگ در نظر نداشته‌ایم. اگر در تعریف کوچینگ مدام بر این نکته که کوچینگ مشاوره‌ی روانکاوی و مشاوره‌ی تخصصی و کاری نیست تمرکز کنیم در واقع داریم می‌گوییم کوچینگ یک چیزی شبیه به همان‌ها است اما قدر متفاوت. میوه‌ی «به» خورده‌ای؟ سیب همان به نیست اما شبیه آن است و لطیف تر. اینجا تمرکز بر این است که سیب شبیه «به» است. هرچند که پیوسته سوگند بخوریم که سیب همان «به» نیست.پونه و کوچ پک به مناسبت هفته‌ی کوچینگ باز هم سفر کرده و باز هم پخته‌تر شده. و داستان‌های بیشتری خواهیم از او شنیدن.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 16:51:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهرداری عجیب شهر عجیب</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-bxlmtaymqfj3</link>
                <description>هر سال نزدیک نوروز که می‌شود شهرداری تهران با تبلیغات در حجم بالا و در سطح شهر و پیامک و رسانه های تصویری و ... تلاش می کند مردم را تشویق کند که دیون شهری خود را پرداخت کنند.هرچند که شهرداری معلوم نیست بر اساس چه قانون شرعی و مدنی خود را محق به دریافت 24 درصد بهره ی ماهیانه مبالغ پرداخت نشده می داند اما به هر رو سخاوتمندانه آخر هر سال به بدهکاران خود این امکان را می‌دهد تا با پرداخت این بدهی قبل از پایان سال هم بهره ندهند به شهرداری هم تخفیف بگیرند.مکانیزم دریافت نیز بسیار بدوی و غیر اصولی است. یک قبض کاغذی برای شما صادر می‌شود و توسط ماموری به صورت دسته ای از زیر در پارکینگ به داخل حیاط انداخته می شود.سرنوشت این قبض لگد مال شدن زیر باران پیش از بهار یا برداشتن توسط همسایه‌ها اگر نباشد شما با قبضی طرف هستید که معمولن از روی اطلاعات آن بدون رجوع به سند خانه یا صورتمجلس تفکیکی نمی توانید مطمئن شوید که آیا قبض مربوط به آپارتمان شما است یا نه.وقت آن است که به معاونت فاوای شهرداری تهران اعتماد کنید و از پیش خود حدس بزنید که حتمن سازمان با این عرض و طول و ادعا یک راه ساده مانند ارسال کد پستی به سرشماره فلان دارد. البته از آنجایی که خودتان دستی در امر سرویس‌های نرم افزاری دارید و میدانید که در این شهر کدپستی ها نیز یکتا و قابل اعتماد نیستند پس این توقع را نیز ندارید.با خود میگویید تماس با سامانه 137 راه حل مساله است. تماس میگیرید از منوهای بی ربط یک گزینه را انتخاب میکنید. معطل پاسخ می شوید. ایشان به شما می‌گویند هیچ راهی وجود ندارد که بدون مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک شهری (بازی جدید و پول ساز در سطح ملی برای دستگاه‌های اجرایی) این قبض را دریافت کنید.شما که عزم کرده امسال پرداخت کنید می‌روید و یک دفتر خلوت پیدا می کنید اسناد همه خانواده را می برید و ایشان می گویند مالک با کارت ملی باید بیاید. می گویی میخواهم بدهی بدهم نه مبلغ میلیاردی استنه گیرنده نامشخص نه موضوع دارای ابهام مالیاتیمی گویند قانون است و شما از خیر پرداخت می گذرید چون نزولی که شهرداری در طول سال دریافت می کند از تورم بسیار کمتر است و می گویید. گور....بار دیگر به وسوسه یکی از گزینه‌های منوی شهرداری که گفته بود ثبت انتقاد و پیشنهاد تماس می گیرید. معطل می‌شوید. یک نفر گوشی را بر می‌دارد و میگوید برو دفتر خدمات. میگویی رفتم. مشکلم این نیست می خواهم پیشنهاد بدهم. میگه ول کن بابا من خودم هم قبضم گم شده رفتم دفتر خدمات.تا اینجا مشکل شروندان است و رعیت پدرسوخته را چه به اعتراض. همیکه دستگیر نمی‌شویم کافی است. البته علتش این است که اعتراض هم نداریم.پرسش اینجا است که چرا در شهرداری کسی تا بحال عقلش نرسیده که اگر مردم پرداخت نمی کنند شاید علتش همین سختی باشد که گفته شد. شهرداری برای خودش (نه برای شهروندان) بهتر است حساب امانی باز کند تا یک شهروند مبلغ بدهی خود را حداقل در آن حساب ریخته و پول را به حلق شهرداری واریز کند تا بعد که مشخص شود این پول را برای چه واریز کرده.چرا با یک پیامک قبضی که پیشتر صادر شده دوباره ارسال نمی شود.و خیلی چراهای دیگر که نه مجالش هست و نه حوصله اش.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Mon, 27 Mar 2023 09:50:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قائله تهران و بختیاری‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-mu3gkxtllgbr</link>
                <description>این روزها در اینستا گرام بسیار می بینیم که برخی اقوام در سایه‌ی عدم توجه به معنا و بار کلمات با این جمله شادی کرده و باد به تنبان قومیت گرایی خود می اندازند.این باد به تنبان انداختن را هم از خودم ساختم به نظرم عبارت خوبی است مثل کسی که با شلوار گشاد پشت موتور سیکلت نشسته و باد در تنبانش می‌افتد.به روی این مردم با بی سلیقگی یا ناآگاهی از واژه‌ی «فتح تهران» استفاده می‌کنند. و به آن افتخار می‌کنند. در واقع ایشان با قرار گرفتن در کنار فاتحان تهران تمایل دارند خود را در ردیف دشمنان این سرزمین چون ضحاک و اسکندر و (اسمش رو نبر) و مغول و دیگر حرامی های تاریخ ببینند.در واقع آنچه از آن به عنوان فتح تهران نام می‌برند اشغال دارالخلافه‌ی قاجار است. چه فرقی میان دارالخلافه قاجار و تهران است؟ فرق اینجا است که وقتی شما شور و شوق فتح تهران را داری همسو و برابر با صدام می‌شوی. هنگامی که عزم اشغال مقر حاکم کشور را داری، کاری که این روزها مردم سریلانکا کردند، شما یک کنش‌گر سیاسی هستی که دست به اسلحه و زور بردی و قصد داری بدون بر هم زدن تمامیت ارضی کشور، ساختار سیاسی را دگرگون کنی. آنگونه که در سال 88 توسط مشروطه خواهان کردند.این کج سلیقگی در انتخاب نام را نه میتوان گردن پان ترک ها انداخت و نه پان عرب ها نمیتوان داستان سرایی کرد که عرب ها به یاد دادند به زوزه سگ بگوییم پارس یا بجای درود بگیم سلام که اسم جن اعظم است.این تا مغز مغز ناشی از عدم دقت و آگاهی در بین ما ایرانیان است.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 11:42:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرویس احراز محل سکونت و ناعقلی پست</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%B9%D9%82%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-zwfanqn939qq</link>
                <description>هرچند دیر و هرچند به کیفیت سرانجام شرکت های دولتی هم تلاش کردند آرام آرام سرویس های هوشمندانه تری نسبت به گذشته(تَکرار می کنم فقط نسبت به گذشته خودشان) ارایه کنند اما در ارایه این سرویس ها جدا از کیفیت نرم افزاری و ارایه آن، ماهیت سرویس نیز بعضا از روال عُقلایی برخوردار نیست.یکی از این موارد بسیار غیر عقلایی سرویس احراز محل سکونت است که به نظر می رسد ریشه آن از سرویس‌های امنیتی آب بخورد.یک نهاد انتظامی هوس می‌کند بیش از خوداظهاری افراد در خصوص محل اختفای آنها اطلاعات بگیرد. می‌آید یک دستگاه و سازمان دیگر (پست) را ملزم می کند که برود درب منزل و شخص را ویزیت کرده و مدارکش را رویت کند و گزارش بدهد که بله رفتیم ایشون اونجا بود.این امر چه کمکی به احراز محل سکونت می کند نمی دانم. شما می توانید یک خانه مبله اجاره کنید و منتظر حضور  کا گ ب (ببخشید پست) باشید و ایشان هم تایید کند که شما در آن آدرس هستید و سازمان های امنیتی هم گمان کنند که بله شما در آن آدرس هستید.علی ایحال ما با غیر عقلایی بودن تصمیمات بزرگان کاری نداریم چون اگر کار داشته باشیم آنها هم با ما کار خواهند داشت. پس به چه چیزی اعتراض داریم؟ هیچ ما به چیزی اعتراض نداریم فقط عرض می کنیم آن هم از روی نیک خواهیعرض می کنیم که آقایان عاقل اگر قرار است من را در محل سکونتم ملاقات کنید باید خارج از ساعت اداری تشریف بیاوردید یا ساعت مشخصی را اعلام کنید که سر کار نباشم. البته احتمال می دهم که فرض مسولان محترم بر این است که در این وضع خراب اقتصادی و بیکاری شدید چرا یک نفر نباید در محل سکونتش باشد؟ خوب این فرض فرض کاملن عقلایی دیگری است که جا دارد در مقال دیگری به آن بپردازیم.اگر فرض کنیم روزانه هزار نفر(فرض ذهنی خودم است بدون منبع) بخواهند محل سکونت خود را احراز کنند و چهل و هشت ساعت منتظر رسیدن مامور به درب منزل و احراز محل باشند با فرض شاغل بودن همه آنها (که البته فرض خوبی نیست) روزانه شانزده هزار نفر ساعت از فعالیت مفید کشور صرف منتظر مامور پست بودن برای احراز محل سکونت می شود.هرچند که مشخص است کشوری با رشد منفی اقتصادی لابد افرادش چندان کار نمی کنند که روزی شانزده هزار ساعت نفر چندان به چشم بخورد اما برای خود این افراد از دست دادن فرصت کسب درآمد(چه حقوق بگیر باشند چه پیشه ور و حتا دلار ارز) می تواند آزار دهنده باشد.البته پاسخ کلاسیک به این پرسش که چرا موقع تنظیم قوانین و فرایند ها توجهی به حال ملت نمی شود را می توان به طور پیش فرض اینگونه داد: «رعیت پدرسوخته غلط کرده انتظاراتی داشته باشه»به هر روی شاید به طنز بتوان گفت هدف قانون گذاری و بخش نامه نویسی صرفن آزار رساندن به سرویس گیرنده است. شاید هم باید پذیرفت به علل مختلفی از جمله اهمیت تعهد به سیاست بجای توجه به تخصص آرام آرام عقلانیت و تخصص از سازمان های سرویس دهنده رخت بر بسته و جای خود را به رفتارهای امنیتی و غیر عُقلایی داده است.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jun 2022 14:37:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جی ادز کلاهبردار است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid.moayery/%D8%AC%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%B2-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-tn3eh7aw2jv1</link>
                <description>اگر تجربه انتقال پول به ایران آیا نیاز به انتقال پول از کشورهای اروپایی و آمریکا به ایران را داشته باشید به ناچار با چند نام در اینترنت برخورد خواهید داشت یکی از پر آوازه ترین این نام ها شرکتی به نام جی ادز است که خودش در کسب و کار تبلیغات اینترنتی یا همان گوگل ادز معروف فعالیت دارد.این شرکت با مانور متقلبانه ای که برگزار می‌کند و به مخاطب این حس را می دهد که ما چون تبلیغات گوگل را به دلار می‌خریم و اینجا به ریال می فروشیم همیشه نیاز داریم ریال مان را به دلار تبدیل کنیم.از این رو با ارزانترین کارمزد نسبت به رقبای معتبر و پر سابقه فرآیند انتقال را برای شما انجام می دهیم.ایشان در بدو امر میگویند انتقال شما به صورت آنی امکان پذیر نیست و باید ابتدا شما پول دلاری خود را به حساب شرکتی در اروپا و آمریکا واریز کنید و ما پس از ۲ تا ۵ روز کاری آن را به صورت ریال به شما میدهیم پس از آنکه شما به این روش تسویه معترض می شوید دلایل واهی مبنی بر اینکه ما مبالغ بالا ایران منتقل میکنیم و جدا کردن مبالغ کوچک زمانبر است را برای شما مطرح می کند در عوض این تاخیر به شما پیشنهاد می دهند تا قراردادی مکتوب و حقوقی تنظیم نمایید تا خیالتان از بابت اینکه شرکت کلاه شما را بر نمی دارد و پول شما را نمیخورد راحت باشد.اگر شما اندکی اطلاعات حقوقی داشته باشید در این حد که بدانید قرارداد مکتوب برای شما جادو نمی کند و این اعتبار و شخص حقیقی یا حقوقی امضا کننده قرارداد مکتوب است که پشتوانه نقد شدن پول شما خواهد بود آنگاه شما در اولین گام از مشاور شرکت می‌خواهید نام طرف قرارداد را به شما بگوید تا دست کم شما بتوانید از طریق سایت روزنامه رسمی و امور ثبت شرکتها مطمئن شوید فارق از اعتبار ریالی شرکت آیا اساساً شرکتی به این نام ثبت شده است و دست کم یکی دو شخص حقیقی یا حقوقی هستند که بتوانید از آنها شکایت کنید یا پس از آنکه شرکت پول شما را خورد و دلار شما را تحویل گرفت و ریال به شما تحویل نداد یا محاسبات را به گونه‌ای تغییر داد که کارمزد انتقال مبلغ برای شما چند برابر رقبا درآمد آن را دست شما به جایی بند باشد.هنگامی که شما با مشاور مربوطه در شرکت یا واتساپ صحبت می کنید به شما می گوید کلیه اطلاعات را در سایت قرار دادند هنگامی که شما اصرار می کنید که اگر نام شرکت را در سایت نوشته اید لینکش را به من بدهید یا خودتان بگویید شماره ثبت شرکتی که با آن طرف هستیم که است ایشان شما را بلاک میکنند و دیگر شما با هیچ کدام از شماره های شرکت نمی توانید تماس بگیرید.در این نوشته به تجربه شخصی خود را درمیان گذاشته‌ام تلاش ندارم بگویم این شرکت کلاهبردار است اما می گویم بسیار بسیار مراقب باشید شرکت هایی که با ثبت حقوقی ای هیئت مدیره و مدیرعامل آن اسم و رسم دار در صنعت و تجارت اقدام به فعالیت‌های اقتصادی و بنگاه‌داری می‌کنند در بسیاری موارد یا کلاهبرداری می‌کنند یا شرکت را به صورت ساختگی ورشکست می‌کنند تا کسی نتواند حقوق از دست رفته اش را بازیابد حال خودتان تصور کنید شرکتی مانندجی ادز که یا هیچ ثبت رسمی ندارد ایا به هیچ عنوان نمی خواهد هیچ رسمیتی را با شما تا پیش از دریافت مبلغ که با پول امروز دست کم ۶۰ میلیون تومان است به اشتراک بگذارند به احتمال بسیار بالا یا به دنبال سرکیسه کردن مشتریان است یا شرکتی است فاقد رسمیت و اعتبار که مانند وب سایت هایی که ارزهای دیجیتال مانند چشت کوین ها را جابجا می کنند فقط تا روزی که کیسه اش پر نشده به فعالیت خود ادامه می دهد. بسیار مراقب چنین شرکت هایی باشید چرا که بیشتر ما زمانی که توسط یک شرکت غیرمعتبر مورد دستبرد یا کلاهبرداری قرار میگیریم هرگز نمی آییم شرح ماوقع را در اینترنت مکتوب کنیم تا دیگران هم این چاه را در میانه راه تشخیص دهند و در آن نیافتند شاید به خاطر این نصیحتی است که سعدی می کند:بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر فرمان تراست، نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.به این ترتیب بیشتر شرکت های کلاهبردار مدت‌ها می‌توانند به کلاهبرداری خود ادامه دهند چرا که معمولاً شما از نظر قضایی نمی توانید کلاهبرداری را اثبات کنید یا پیگیری کلاهبرداران در اولویت قوه قضاییه نیست و اطلاع رسانی علیه کلاهبرداران در اینترنت هم انجام نمی شود چراکه متهم کردن یک کلاهبردار خودش جرم نیست که اتفاقاً رسیدگی به آن در اولویت قوه قضاییه هم هست دوم اینکه کسی مایل نیست بگوید من چندان نادان و نا آگاه بودند که یک کلاهبردار سر من کلاه گذاشتهرچند که باز هم تاکید می کنم الزامی ندارد که این شرکت حتماً یک شرکت کلاهبرداری باشد دست‌کم تا روزی که جمع نکرده و نرفته اما بدانید واهمه شرکت از ارائه اطلاعات حقوقی و پرخاش و بلاک شدن از سوی مشاوران حقوقی شرکت می تواند نشانه مهم می باشد که در میان همه کلاهبرداران اینترنتی و غیر اینترنتی مشترک است چنانچه شرکت یاد شده دستکم یک قرارداد با عنوان  حقوقی خود ثبت کرده است می تواند آن را در همینجا کامنت کند در غیر این صورت فرض ما بر این است که این شرکت که به واسطه فعالیت در حوزه تبلیغات گوگل نامش همه جا دیده می شود و اجازه نمی دهد فریادهای مالباختگان احتمالی در فضای وب شنیده شوند یک شرکت پر ریسک برای داد و ستد است.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Thu, 05 May 2022 16:37:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هک سامانه کارت سوخت و پدافند غیر عامل</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%87%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86%D8%AF-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-fis35el8mpth</link>
                <description>پیشتر در خصوص وضعیت اسف بار نرم افزارهای سازمان‌های رسمی و غیر رسمی در نوشتار دولت ناالکترونیک گفته بودیم.این روزها سامانه کارت سوخت از کار افتاده است و بدون آنکه کسی مصاحبه دقیقی بکند یا اطلاع رسانی مناسبی داشته باشد می‌توان متوجه شد که این سامانه به قصد اعلام اعتراض به حکومت جمهوری اسلامی هک شده. موید این امر شعارهایی است که همزمان بر تابلوهای الکترونیکی شهرداری کلان شهرها به نمایش درآمده است.هنگامی که حمله‌ای با این گستردگی صورت می گیرد گذشته از انگیزه‌های سیاسی یا اجتماعی آن باید نهادهایی که با بودجه های آنچنانی با طرح های ابتدایی و بسیار ضعیت و با قبیله گرایی بجای تخصص گرایی داعیه برقرار امنیت سایبری را دارند مورد بررسی قرار گیرند.البته بررسی این نهادها نه در صلاحیت ما است و نه در صلاحیت هیچکس!در این بین از میان حرفهای بی شماری که میتوان زد (فارغ از حرف‌های سیاسی و اجتماعی) می توان به سازمان مهمی اشاره کرد که شاید هر اختلال سرتاسری را بتوان از چشم کارآمدی یا ناکارآمدی آن نهاد دید.سازمان عریض و طویلی به نام پدافند غیر عامل که کارش این است چنان زیرساخت های حیاتی کشور را از حیث نقاط ضعف و نفوذپذیر(حتا در سطحی بالاتر از سطح شبکه‌های رایانه‌ای) بررسی کند که هیچ راه نفوذی برای خرابکاری‌های عمدی یا سهوی باقی نگذارد.بی‌انصافی نکنیم این سازمان در سخت گیری چیزی کم نمی گذارد و اگر یک بار برای دریافت تاییدیه  نرم افزار یاسخت افزاری به ایشان رجوع کرده باشید در می‌یابید روی کاغذ بسیار سخت گیر هستند و به خوبی از حیث کارشناسی و تخصصی پروژه‌ی شما را ارزیابی کرده و در ندادن تاییدیه به آن اهتمام تمام دارند.چگونه می شود با اینهمه سخت گیری سامانه‌ای به اهمیت کارت سوخت با پول و هزینه‌ی وزارت پولداری نفت اینگونه آسیب پذیر باشد. تازه شانس آورده ایم کسی زیر بار تجویز پدافند غیرعامل برای وابسته کردن کامل پمپ ها به شبکه سرتاسری نرفت و امروز شما با اینکه کارتتان کار نمی کند اما می توانید بنزین آزاد بزنید و دعا گوی چاوز باشید.روزگای بر اتفاق و از قضا برای جایگزین کردن یک قطعه حساس در همین سامانه سوخت با سازمان پدافند غیر عامل جلسه‌ای داشتیم. شرکتی که من نماینده آن بودن سالهای چیزی شبیه به یک استارتاپ بود تا یک شرکت رسمی با ظاهر و تشکیلات مرسوم. مدیر عامل این شرکت اما سالهای در کار پیمانکاری سوخت بود و با جدیت و پیگیری سرانجام توانسته بود کانالی برای شرکت در مزایده‌ای بزند که پیشتر چند شرکت خصولتی آن را قبضه کرده بودند. شرکت‌های خصولتی برای آنکه بی رقیب بمانند شرط داشتن تاییده از سازمان پدافند را افزوده بودند به شرایط مزایده. مدیرعامل جوان این شرکت نیز با همان پیگیری و سماجت پیمانکاری خود راهی برای دریافت تاییده سازمان پدافند پیدا کرده بود. در جلسه یاد شده جوانب فنی طرح سنجیده شد و برای آنکه ایشان از عملکرد اطمینان حاصل کنند انواع تست های گران قیمت در ایران و اروپا پیشنهاد شد و با برخی از آنها موافقت شد. جلسه که پایان یافت به صورت خارج از رسمیت پیگیر شدیم که آیا امکان دارد تاییده به ما داده شود گفتند نه! چون شما در سطح ملی طرحی اجرا نکرده اید نهایتن به شما اجازه بدهیم در سطح محلی انجام دهید.دهانمان از تعجب باز مانده بود ایا می شود قلب سامانه سوخت را به صورت محلی پیاده کرد؟از این شگفتی که در آمدیم من با اشاره به اینکه هیچ یک از آن سازمان‌های دارای اسلحه و پول نیز تاییده سازمان پدافند غیر عامل را ندارند و اگر ما تنها دارنده‌ی آن باشیم چه؟گفتند اگر آنها اقدام کنند حتمن به آنها می دهیم. چون آنها سابقه اجرای طرح در سطح ملی را دارند و بر اساس قاعده «خیر الموجودین» به ناچار به ایشان تاییده خواهیم داد یا لااقل مجوز شرکت در مناقصه.سازمان پدافند غیر عامل که کارش این است که امنیت سایبری را در سطح ملی برقرار سازد خود مانعی است برای رشد شرکت های نوپا و با انگیزه و در عوض همچنان برای آنکه کسی در زمان قطع شدن یک سامانه به او نگوید چرا این شرکت را انتخاب کردی یا سهم تو در این شکست چقدر است، مجوز را به شرکتی می دهد که کسی جرات نکند از او هم پرسش کند که سهم تو چقدر بوده.به این ترتیب سازمانی که می‌توانست رشد دهنده باشد خود مانع شد و کاری بیشتر از کمی سنگ اندازی برای شرکت‌هایی که کسی زورشان به آنها نمی رسد، از دستش بر نمی‌آید.البته این نوشتار به معنی نادیده گرفتن همه‌ی خدمات این سازمان نیست بلکه صرفن برداشتی است آنچه در مواجه با بخشی از این سازمان به چشم نگارنده آمد.پیشتر در خصوص وضعیت اسف بار نرم افزارهای سازمان‌های رسمی و غیر رسمی در نوشتار دولت ناالکترونیک گفته بودیم.ناکارآمدی سامانه‌های نرم افزاری پروژه‌های سرتاسری (نه ملی) پاشنه‌ی آشیل اداره‌ی کشور برای نظام حاکم خواهد بود و همانطور که می بینیم همواره مورد حمله و تهدید قرار دارند و به آسانی از پا در می‌آیند و اختلال های سرتاسری ایجاد می کنند که البته بخاطر عدم پاسخگویی‌ها پاشنه‌آشیل هنوز مشکل اساسی برای گردانندگانشان ایجاد نکرده اما اگر به این مشکل به صورت سیستمی نگاه نشود سرانجام مشکلی اساسی ایجاد خواهد کرد.</description>
                <category>حمیدرضا معیری</category>
                <author>حمیدرضا معیری</author>
                <pubDate>Wed, 27 Oct 2021 11:55:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>