<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمید جعفری | Hamid Jafari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamid_jafari</link>
        <description>روزنامه‌نگار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 00:41:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/250637/avatar/nJOSwm.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمید جعفری | Hamid Jafari</title>
            <link>https://virgool.io/@hamid_jafari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا تبهکاران فیلم‌های جیمز باند معماری پسا شوروی را ترجیح می‌دهند؟*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-xbfrnevnqr2n</link>
                <description>Daniel Craig in No Time to Die MGMسال ۱۹۵۰ زمانی که «یان فلمینگ» نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمنامه‌نویس بریتانیایی شروع به نوشتن مجموعه «جیمز باند» کرد بریتانیا در حال خارج شدن از آوار یک جنگ فاجعه بار بود. اگرچه بریتانیا در جنگ جهانی دوم پیروز شده بود اما بیشتر از آنچه که اعلام کرد در این جنگ از دست داده بود.در داخل بریتانیا مردم در حال گذار از دوره ریاضت اقتصادی در زمان جنگ به شرایط مطلوب اقتصادی پس از آن بودند. اما امپراتوری بریتانیا که زمانی بیرون از مرزهای این کشور مسلط بود رو به زوال و نابودی می‌رفت. جیمز باند ِ فلمینگ بازتاب دهنده این دو فضای متضاد است؛ جیمز باند هم مدرن است و هم کلاسیک. شخصیتی که از دست آوردهای مدرنیته لذت می‌برد و در عین حال با همه توان خود از موقعیت بریتانیا به‌عنوان یک قدرت بین‌المللی قبل از جنگ جهانی دوم دفاع می‌کند.در سال ۱۹۵۳ وقتی فلمینگ اولین کتاب از مجموعه جیمز باند با عنوان «کازینو رویال» را منتشر کرد بریتانیا در مسیر از دست دادن اعتبار خود به‌عنوان یک ابر قدرت جهانی بود. چند سال قبل از خلق «جیمز باند» هند اعلام استقلال کرده بود. اولین قسمت‌ها از کتاب‌های «جیمز باند» در زمان خروج بریتانیا از آفریقا و کارائیب منتشر شد و اولین فیلم از مجموعه فیلم‌های جیمز باند (Dr.No) چندی قبل از اعلام استقلال اوگاندا از بریتانیا اکران شد. این‌ها نتواست ذهن فلمینگ را برای ترسیم تصویر «جیمز باند» به‌عنوان یک ابر قهرمان بریتانیایی متوقف کند. قهرمانی که هویت ملی بریتانیایی در شخصیت و موفقیت در ماموریت‌هایش نقش محوری دارد و جلوه می‌کند. این برند مشخص بریتانیایی شکوه امپراتوری بریتانیا در زمان قبل از جنگ جهانی دوم را با مدرنیته پیوند می‌زند.اگر «جیمز باند» بریتانیا را نمایندگی کند، دشمنان او دشمنان بریتانیا نیز هستند. فلمینگ با بازگشت به یک استعاره کلایسک امپریالیستی دشمنان را از شرق انتخاب می‌کند و کلیشه‌هایی را درباره آن‌ها به نمایش می‌گذارد. و وقتی «جیمز باند» برنده می‌شود (که همیشه هم برنده می‌شود) پیروزی برای بریتانیا محسوب می‌شود.در مجموعه فیلم‌های «جیمز باند» این موضوع در طراحی صحنه و لوکیشن‌های فیلمبرداری منعکس می‌شود. «کن آدام» طراح صحنه فیلم‌های «جیمز باند» سنت‌گرایی پیش از جنگ جهانی دوم در بریتانیا را با گرایش «جیمز باند» به معماری کلاسیک همراه کرد. جایی که معمولا «جیمز باند» در آن مستقر است و کار می‌کند یک ساختمان کلاسیک است. مانند آپارتمان «جیمز باند» که در فیلم Dr. No ساختمانی با معماری گرجستانی است. معماری‌ای که باند در آن زیست می‌کند شبیه نوعی از قدرت سازمان یافته متکی به خود است که با وضعیت بریتانیایی‌ها قبل از جنگ جهانی دوم قابل مقایسه است.اما در مقابل دشمنان «جیمز باند» در فضاهای مدرن و بزرگ زندگی می‌کنند. «کن آدام» پیوندی میان معماری مدرن و قدرت پس از جنگ دید که ریشه در کنترل مطلق و ترسی داشت که در برهه زمانی جنگ سرد از نابودی دنیا وجود داشت. مدرنیسم در نگاه «کن آدام» نوعی از قدرت سرد را نمایندگی می‌کند که برابر است با تزویر و شر. رویکرد «کن آدام» برآمده از نگاه «یان فلمینگ» بود. فلمینگ از مدرنیسم نفرت داشت و «لو کوربوزیه» یکی از پیشگامان معماری مدرن را نیز تحقیر می‌کرد. این نفرت چنان در فلمینگ ریشه داشت که او نام یکی از معروف‌ترین تبهکاران آثار خود را از نام «آرنو گلدفینگر» (معمار مدرنیست که اتفاقا همسایه فلمینگ بود) وام گرفت.به‌طور مشخص فلمینگ با تمرکز مدرنیسم بر اتوپیا مخالفت می‌کرد که با رویکرد محافظه کارانه او در تضاد بود. فلمینگ جهان ایده‌آل در گذشته را در ساختار قدرت موجود می‌دید. پیشگامان معماری مدرن مانند «لو کوربوزیه» و «میس فن در روهه» معتقد بودند معماری می‌تواند برای ساختن جهانی بهتر و ایده‌آل‌تر و پر از مفاهیم جدید از قدرت به کار گرفته شود. جهان غرب با مدرنیسم در مسیر حذف ناکارآمدی‌ها، ساختن جامعه‌ای مرفه تر و اجرای کلی اصول سرمایه‌داری حرکت کرد. اما در اتحاد جماهیر شوروی مدرنسیم به نماینده اهداف کمونیست تبدیل شد؛ هم‌سان سازی، برابری و حضور مقتدرانه دولت.سو ء ظن فلمینگ به مدرنسیم و اتوپیا که در ایدئولوژی تبهکاران در فیلم‌های «جیمز باند» دیده می‌شود نشات گرفته از یک ایده مدرن است که تکنولوژی و منفعت گرایی (Utilitarianism) می‌توانند کاملا وضعیت بشریت را بهبود ببخشند. بخشی از گرایش مدرنیست‌ها به اتوپیا این بود که همزمان به پایان تاریخ تمایل داشتند. فلمینگ برای خلق شخصیت تبهکاران مجموعه «جیمز باند» این نکته را در نظر گرفت که همه آن‌ها علاقه وافری به پایان دادن به تاریخ از طریق کشتار جمعی دارند.تقریبا تمامی فیلم‌های «جیمز باند» به این ترتیب به پایان می‌رسند که باند نقشه‌های دشمنانش برای نابودی جهان را خنثی می‌کند و در این مسیر شکوه مدرن و اتوپیایی که آن‌ها نمایندگی می‌کنند را ویران می‌کند. در جدیدترین فیلم‌های «جیمز باند» از جمله مجموعه ۰۰۷ با بازی «دنیل کریگ» این نگاه مشهود است. در بیست و پنجمین فیلم از مجموعه فیلم‌های «جیمز باند»، «زمانی برای مردن نیست»، «جیمز باند» روی خطی بین سنت و مدرنیته حرکت می‌کند و هنوز در میان انبوهی از معماری‌های کلاسیک حضور دارد. در پایان او اقامتگاه مدرن تبهکاران را منفجر می‌کند، درست مانند هر ساختمان مدرن دیگری که با آن روبرو می‌شود.منتشر شده در خبرآنلاین</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Wed, 16 Feb 2022 07:04:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ توییتر با محتوای گمراه کننده*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-cywzmzxbfgdu</link>
                <description>توییتر امکانی را در اختیار کاربران قرار داده است تا به‌وسیله آن از انتشار اطلاعات گمراه کننده در این شبکه اجتماعی جلوگیری کند. از طریق این امکان کاربران می‌توانند توییتی که حاوی اطلاعات غلط و گمراه کننده است را نشانه گذاری (Flag)  و از این طریق آن را به توییتر گزارش کنند. توییتر اعلام کرده است ما در حال آزمایش امکانی هستیم تا شما (کاربران) توییت‌هایی که حاوی اطلاعات گمراه کننده هستند را گزارش کنید. توییتر این امکان را فعلا در اختیار کاربران در آمریکا، کره جنوبی و استرالیا قرار داده است و کاربران بعد از کلیک روی گزینه Report  می‌توانند از گزینه «It’s misleading» برای گزارش توییت‌های حاوی اطلاعات گمراه کننده استفاده کنند. این امکان می‌تواند راه جدیدی برای  سواستفاده از Report توییت‌ها باشد چرا که ممکن است کاربری صرفا به این دلیل که محتوایی مغایر با نظر اوست آن را با برچسب  «It’s misleading» به توییتر گزارش کند اما توییتر اعلام کرده است Report یا گزارش توییت‌ها با این برچسب در فرآیند جدید الزاما به معنای عکس‌العمل از سوی توییتر نیست.توییتر درباره فرآیند رسیدگی به گزارش کاربران درباره توییت‌هایی حاوی اطلاعات گمراه کننده اعلام کرده است: «ما ممکن است در قبال گزارش‌هایی از این دست از سوی کاربران هیچ واکنشی انجام ندهیم یا نمی‌توانیم به هر گزارشی در این مرحله پاسخ دهیم اما اطلاعات کاربران به ما در شناسایی بهتر این روند و توسعه این فرآیند کمک خواهد کرد تا بتوانیم به سرعت و در مقیاس گسترده از انتشار اطلاعات نادرست جلوگیری کنیم.» برای مثال اگر صد یا هزار نفر از کاربران یک توییت را با عنوان «It’s misleading» گزارش کنند توجه توییتر به آن توییت جلب خواهد شد و آنچه را که کاربران تشخیص داده‌اند را نیز پلتفرم تشخص دهد و این روند به ارتقای توییت‌ها کمک خواهد کرد.البته که این امکان می‌تواند باعث شود تا یک توییت به‌صورت گروهی به هر دلیلی گزارش شود اما توییتر اعلام کرده است که توییت‌های علامت‌گذاری شده با تگ «It’s misleading» را حذف نخواهد کرد یا اقدام خاصی نخواهد کرد اما در این مسیر به‌دنبال الگوسازی از محتواهاست که چه نوع محتواهایی با تگ «It’s misleading» از سوی کاربران گزارش می‌شوند و چگونه می‌تواند به این موارد در آینده واکنش نشان دهد.این امکان توییتر از جهاتی شبیه به امکان دیگرش یعنی Birdwatch است که به کاربران این اجازه را می‌دهد تا به توییت‌های حاوی اطلاعات مشکوک یادداشت‌هایی را اضافه کنند و اگر دیگر کاربران به‌دنبال اطلاعات بیشتری درباره آن محتوا بودند این یادداشت‌ها را در ادامه آن توییت ببینند. یادداشت‌های Birdwatch در بهترین حالت به توییتر کمک می‌کند تا توییت‌های حاوی اطلاعات گمراه کننده را از این طریق شناسایی کند و اقدامات لازم را بر اساس فعالیت مخاطبان طراحی و اجرا کند.پرسش اصلی این است که آیا این اقدام توییتر روی انتشار اطلاعات گمراه کننده در این شبکه اجتماعی موثر خواهد بود؟ همان‌طور که توییتر اعلام کرده است این کار ابتدا برای برخی کاربران در آمریکا، کره جنوبی و استرالیا فعال شده است و از این طریق توییتر به‌دنبال راه‌کارهای موثر خواهد بود. این اقدام در ادامه تلاش‌های مختلفی صورت گرفته که شبکه‌های اجتماعی برای حل مشکل نشر اطلاعات غلط اتخاذ می‌کنند. در سالهای اخیر ابهامات زیادی در این مورد وجود داشته و شبکه‌های اجتماعی مجبور شده‌اند راهکارهای مختلفی را امتحان کنن. با این حال هنوز هم به نظر نمی‌رسد که هیچ کدام از آنها توانسته باشند راهکاری داشته باشند که تضمین کند چنین اتفاقی روی پلتفرم آنها نمی‌افتد.همزمان با این تلاش‌ها ابزارهای تولید محتوای گمراه کننده هم روز به روز گسترش پیدا می‌کنند و کار را برای پلتفرم‌های دیجیتال سخت‌تر می‌کنند. مثلا دیپ فیک که چند ماهی است به شکل‌های مختلف برای ساخت محتوای ویدیویی طنز و سیاسی و غیره مورد استفاده قرار گرفته منجر به تولید ویدیوهایی شده که تشخیص غیرواقعی بودن آنها کار بسیار سختی است. در محتواهای دیپ فیک تصاویر ویدیویی ساختگی را می‌بینید که بسیار شبیه تصاویر واقعی هستند و حتی ممکن است تصور کنید یک سیاستمدار مصاحبه‌ای کرده و حرف‌هایی را زده که تکذیب کردنشان به دلیل شباهت زیاد این ویدیوها به واقعیت سخت خواهد بود. در چنین شرایطی که این تکنولوژی‌ها به وجود آمده‌اند پلتفرم‌های دیجیتال چه طور می‌توانند به مخاطبان‌شان اطمینان بدهند که محتوای گمراه کننده و اشتباه به آن‌ها نمایش داده نخواهد شد؟ تقریبا می‌شود گفت که چنین چیزی راه حل قطعی ندارد.با این حال این پلتفرم‌ها برای نشان دادن تعهد خود به انتشار محتوای درست نیازمند به کار گرفتن راه حل‌های مختلف هستند. حتی اگر این راهکارها به نتیجه قطعی نرسند حداقل برای وجهه حرفه‌ای این پلتفرم‌ها هم که شده مطرح کردن چنین برنامه‌هایی برایشان از هر زمانی ضروری‌تر شده است.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Sat, 28 Aug 2021 10:31:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای ارتباطات و بازاریابی جک ما برای کارآفرینان*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%DA%A9-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%86-rkm4zcbuxffq</link>
                <description>استراتژی بازاریابی و ارتباطی «جک ما» یاد می‌دهد که چگونه می‌توان از پایین‌ترین نقطه به قله موفقیت رسید. تجربه او می‌گوید که چگونه با جست‌و‌جوی فرصتی جدید می‌توان مشکلات را به فرصتی برای موفقیت تبدیل کرد او چندین بار در زندگی خود شکست خورده است اما امروز با Alibaba کارآفرین محبوب چین است و یکی از موفق‌ترین افراد دنیا در حوزه تجارت الکترونیک. او در چند سخنرانی اشاره کرده است مهارت چندانی در حوزه فناوری ندارد اما او شرکتی (Alibaba) را تاسیس کرده است که مشاغل در آن به شدت به فناوری متکی است. او در سال ۱۹۹۹ گروه‌های سرمایه‌گذاری را گرد هم آورد که با ۵۰ هزار دلار در تاسیس Alibaba به او کمک کردند.در مسیر ساخت بزرگترین برند تجارت الکترونیک چین (Alibaba)  جک ما درس‌های بسیاری آموخت. مسیری که آسان نبود و اگر اعتماد میان Alibaba و مشتریانش نبود Alibaba مانند امروز موفق نبود. این همان موضوعی است که همچنان جک ما روی آن تاکید دارد و معتقد است هر کسب و کاری برای بقا نیازمند اعتماد مشتریان است که مهمترین مولفه در یک معامله تجاری است.جک ما سال‌هاست بدل به الگویی برای کارآفرینان شده و راه و روش او برای راه‌اندازی موفق یک کسب‌و‌کار الگوی بسیاری‌ از افراد است. در این یادداشت به رویکرد جک ما در بازاریابی و روابط عمومی می‌پردازم.۱-در شکایت‌ها فرصت پیدا کنیدجک ما طرفدار مخاطبی که همواره شکایت دارد نیست اما به کارآفرینان توصیه می‌کند که از میان شکایت مخاطبان فرصت‌های خود را پیدا کنند. وقتی مخاطبان از موضوعی شکایت دارند نیاز خود را بیان می‌کنند. آن‌ها به کارآفرینان این فرصت را می‌دهند که شنونده باشند. کارآفرینان از این طریق می‌توانند راه حل برای این مشکلات پیدا کنند و با گوش کردن به بزرگترین مشکلات آنها را در کسب‌و‌کار خود تبدیل به راه حل کنند.۲-افراد را برای یک هدف مشترک متحد کنیدجک ما در سال ۱۹۹۹ گروهی از سرمایه‌گذاران را گرد هم آورد و به آن‌ها از چشم‌انداز خود در Alibaba گفت. او آن‌ها را برای رسیدن به یک هدف مشترک که تاسیس غول تجارت الکترونیک چین بود متحد کرد. جک ما معتقد است کارآفرینان باید در زمان استخدام نیروی انسانی به‌روشنی اهداف کسب‌و‌کار را به آن‌ها منتقل کنند. با این کار یک کارآفرین می‌تواند اعضای یک تیم را نسبت به چشم‌انداز و اهداف کسب‌و‌کار همراه کند و اگر آن‌ها به ماموریت و هدف کسب‌و‌کار اعتقاد داشته باشند مخاطب یا مشتری نیز آن‌ها را باور خواهد کرد و وقتی همه مخاطبان کسب‌و‌کار به چشم‌انداز مجموعه اعتقاد داشته باشند کسب‌و‌کار رشد چشمگیری خواهد داشت.۳-نوآورییکی از کارهایی که در گروه Alibaba حتی با رشد آن متوقف نشده است توجه به نوآوری بوده است. برای مثال وقتی به مشکلی در یک فرآیند روبرو می‌شوند سئوالاتی را برای بهبود خدمات می‌پرسند. با این کار آن‌ها می‌خواهند کل فرآیند را بهبود ببخشند. جک ما به کارآفرینان توصیه می‌کند قبل از اینکه محصولی را روانه بازار کنند بدانند این محصول چقدر متفاوت و نوآورانه است. درک این نکته ضروری است که راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار  بدون اینکه به این موضوع فکر شود که چطور بهتر می‌شود و روند رو به رشد دارد بی‌فایده است چون نوآوری در آن بی معنی است.۴-تنها یک مدل کسب‌و‌کار وجود دارد: کمک به دیگراناگر یک استارت‌آپ کمکی به مخاطب نمی‌کند داشتن یا راه‌اندازی آن فایده ندارد. جک ما معتقد است برای کارآفرینان و صاحبان کسب‌و‌کارهای کوچک درآمد از طریق کمک به دیگران است. سئوال اصلی این است که آیا محصولی که در کسب‌و‌کار ارئه می‌شود نیاز مبرمی از یک گروه مخاطب را برطرف می‌کند؟ آیا زندگی دیگران را شادتر می‌کند؟ باعث ارتقا کسب‌و‌کارشان می‌شود؟در همین زمینه گروه Alibaba به صاحبان مشاغل کوچک در چین کمک می‌کند تا محصولات خود را در خارج از چین بفروشند حتی سرویس‌هایی هم به مشاغل بزرگ در همین زمینه ارائه می‌کند. کسب‌و‌کارهای کوچک همواره از جک ما تشکر می‌کنند او بازار آن‌ها را بین‌المللی کرده است.۵-بودجه یک مشکل است اما نباید مانعی برای کسب‌و‌کار باشدوقتی جک ما به Alibaba فکر می‌کرد نه‌تنها هیچ پولی نداشت که بانک‌ها نیز از دادن وام به او خودداری کردند. او ایده خود را با صدها سرمایه‌گذار در چین مطرح کرد اما هیچ یک به سرمایه‌گذاری روی ایده او اعتقادی نداشتند. آن‌ها گمان می‌کردند ایده یک شرکت اینترنتی که قرار است به مشاغل کوچک برای فروش جهانی و صادرات محصولات‌شان کمک کند منطقی نیست. جک باید راهی پیدا می‌کرد تا کار شرکت را شروع کند. او از ۱۸ گروه علاقمند که به ایده او باور داشتند خواست که هر کدام فقط ۵۰هزار دلار به بیزنس بدهند تا با اضافه شدن پول خودش به این مبلغ کار را شروع کند. با اینکه سرمایه‌گذارها به او اعتماد نمی‌کردند او بالاخره یک راه دیگر پیدا کرد. اگر شما ایده‌ای دارید و به انتظار سرمایه بی‌کار نشسته‌اید جک روش شما را نمی‌پسندد. حتی اگر اقدام برای جذب کانال‌های سرمایه‌گذاری اصلی به نتیجه نرسیده راه دیگری وجود دارد.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 08:09:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای روابط عمومی و بازاریابی به سبک جف بزوس و آمازون(۲)*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%AC%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%88%D9%86%DB%B2-wyd2n0qsgzwp</link>
                <description>(GeekWire File Photo / Kevin Lisota)راه و روش جف بزوس برای راه‌اندازی موفق یک کسب‌و‌کار الگوی بسیاری از استارت‌آپ‌ها است. در ادامه یادداشتی که هفته گذشته در این ستون منتشر شد به رویکرد بزوس در بازاریابی و روابط عمومی می‌بپردازم.۱- روی رقابت وسواس به خرج ندهیدهمان‌طور که پیش از این گفته شد مشتریان تنها دلیلی هستند که آمازون همواره در حال توسعه از سطحی بالا به سطحی بالاتر است و بزوس درباره مشتریان آمازون وسواس زیادی به خرج می‌دهد. به‌جای وسواس کاذب روی رقبا روی نیاز مشتریان خود تمرکز کنید، هدفی که کسب‌و‌کار خود را برای آن راه انداخته‌اید را فراموش نکنید. رقابت‌های کاذب باعث ایجاد این حس در مشتری می‌شود که رقابت مهم‌تر از اوست. بزوس در این‌باره می‌گوید:«بعضی‌ها زیر دوش صبح‌ها با خود فکر می‌کنند چگونه می‌توانند از رقیب خود جلو بزنند اما ما در آمازون  هر روز صبح زیر دوش به این فکر می‌کنیم که چه چیزی را می‌توانیم به خاطر مشتریان‌مان ابداع کنیم.»۲-بدانید چه زمانی باید سلسله مراتب را نادیده بگیریدبزوس بارها در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها اعلام کرده که در آمازون همواره با کارکنان مانند مالکان این مجموعه رفتار می‌کند. هنگامی که مدیران یک کسب‌و‌کار به‌دنبال راه حل یک مشکل هستند معمولا از توصیه‌ها و راه‌حل‌های اعضای جوان تیم چشم‌پوشی می‌کنند. بزوس به بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌ها توصیه می‌کند که این نقش را بازی نکنند و آن یک نفر نباشند. حتی با رشد یک کسب‌و‌کار ایده‌های اعضای یک تیم همچنان می‌تواند مفید باشد. بزوس می‌گوید:«نکته خوب در مورد تصمیمات مبتنی بر داده واقعی این است که از سلسله مراتب پیروی نمی‌کند. یعنی جوان‌ترین فرد مجموعه می‌تواند در بحث با باتجربه‌ترین فرد با داشتن داده واقعی دست بالا را داشته باشد تصمیم بهتری بگیرد. اما در مورد تصمیمات شهودی باید روی تجربه مدیرانی پخته حساب کرد.» وقتی راه‌حل‌ها و پیشنهادها برای حل یک چالش مطرح می‌شوند عاقلانه است که به کم تجربه‌ترین عضو تیم هم گوش دهید. اگر راه حل مبتنی بر تجربه باشد طبعا توجه به راه حل یا پیشنهادهای افراد باتجربه می‌تواند اثرگذار باشد.۳-اهداف بلندمدت داشته باشیددر دنیای استارت‌آپ‌ امروز بسیاری از بنیان‌گذاران فکر می‌کنند می‌توانند وارد شوند، یک کسب‌و‌کار راه‌اندازی کنند و سریع آن‌را به پول نقد تبدیل کنند. یک سرمایه‌گذار را متقاعد می‌کنند و در نهایت با دریافت یک میلیون دلار از آن کسب‌و‌کار خارج می‌شوند. جف بزوس معتقد است این روش عاقلانه‌ای برای راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار نیست. یک دهه پیش آمازون مانند امروز بزرگ نبود. سال‌ها پیش در حال بازیابی خود به‌دلیل سقوت دات‌کام بود. انعطاف پذیری و تمرکز بر اهداف بلند مدت آمازون را به آنچه امروز می‌بینیم بدل کرده است. بنیان‌گذاران استارت‌آپها باید اطمینان حاصل کنند که استراتژی‌های‌شان مبتنی بر اهداف بلند مدت کسب‌و‌کارشان است.۴-هراسی از شکست نداشته باشیدبزوس روی شکست‌های آمازون نظارت داشته است. یکی از سنگین‌ترین شکست‌ها مربوط به پروژه یعنی تلفن هوشمند Fire Phone بود که میلیون‌ها دلار هزینه به‌جا گذاشت تا اینکه در سال ۲۰۱۵ پرونده‌اش بسته شد. آمازون در این پروژه قصد داشت موفقیت تبلت کیندل فایر را در حوزه تلفن همراه هوشمند تکرار کند که باتوجه به رقابتی بودن قیمت نسبت به رقبایی مانند سامسونگ یا اپل، نتوانست به هدف خود دست یابد. این فقط یک تجربه شکست از میان دیگر تجربه‌های منفی سال‌های اخیر آمازون است.در سال ۲۰۰۰ با انفجار حباب دات‌کام، سرمایه‌گذاران، مردم و بسیاری از کارمندان آمازون، علاقه‌ خود را به بزوس از دست داده بودند. آن‌ها  چشم‌انداز آمازون را مناسب نمی‌دیدند و به آینده آن مشکوک بودند. سهام آمازون ارزش خود را از دست داد. بزوس در بخشی از نامه خود خطاب به سهامداران و کارکنان آمازون نوشت: «آمازون امروز برند ارتباط با مشتری، تکنولوژی، زیرساخت، قدرت اقتصادی نیروی لازم و مصمم بودن برای گسترش رهبری این بازار جوان را در اختیار دارد تا بتواند یک شرکت قدرتمند و ماندگار را بسازد.» بنیان‌گذاران کسب‌و‌کارها باید بدانند که شکست بزرگ یا کوچک، دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد.۵- قانون دو پیتزا و یک تیمدر آمازون جلسه‌های طولانی با حضور افراد زیاد مانند ۱۵ نفر ناامید کننده است. این جلسه‌ها خروجی مناسبی نخواهند داشت. بزوس در روزهای اول قانون دو پیتزا و یک تیم را تعریف کرد که هنوز در آمازون کاربرد دارد. بزوس درباره این قانون می‌گوید:«سعی می‌کنیم تیم‌هایی ایجاد کنیم که دو پیتزا برای غذای این تیم کافی باشد. به این قانون دو پیتزا و یک تیم می‌گوییم.»مدیران استارت‌آپ‌ها باید اطمینان حاصل کنند که وقت با ارزش تیم‌ها صرف جلسه‌های بیهوده نمی‌شود. جلسه‌های کوتاه و مشخص بین تیم‌های کوچک تمرکز، بهره‌وری و پیگیری را بهبود می‌بخشد.جف بزوس معتقد است کسب‌و‌کارهایی که رهبران آن‌ها مانند روز اولی که کار خود را شروع کردند رفتار نمی‌کنند شکست خواهند خورد. جهان درگیر پاندمی کووید-۱۹ است و هر روز مانند روز اول بودن نیازمند فروتنی و صداقت است. به عبارت دیگر  فقط وقتی که بنیانگذارن و مدیران اعتراف کنند که ترسیده اند و نمی دانند چه کار کنند می توانند پای تخته بروند و نقشه استراتژی موثرشان را بکشند. اعتراف به ترس از ناشناخته ها اولین قدم برای از سر گذراندن آن ناشناخته هاست.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Sat, 07 Aug 2021 08:19:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای روابط عمومی و بازاریابی به سبک جف بزوس و آمازون*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%AC%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%88%D9%86-kjvkn9upttjb</link>
                <description>press.farmجف بزوس در البوکرکی نیومکزیکو ایالت متحده متولد و در هوستون تگزاس بزرگ شد. بزوس بعد در رشته‌های برق و کامپیوتر بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ به‌عنوان یک سرمایه‌گذار بانکی در وال‌استریت مشغول به فعالیت شد تا زمانی که تصمیم گرفت آمازون را راه‌اندازی کند. بزوس آمازون را به‌عنوان فروشگاه کتاب آنلاین راه‌اندازی کرد و به مرور محصولات دیگر را اضافه کرد. در سال ۲۰۰۰ Blue Origin را تاسیس کرد که در زمینه هوافضا فعال است. در سال ۲۰۱۳ روزنامه واشنگتن پست را ۲۵۰ میلیون دلار از خانواده گراهم خرید. او هم‌اکنون ثروتمندترین فرد تاریخ معاصر است.جف بزوس کاملا هدفمند است او با راه‌اندازی آمازون تحول عظیمی در عرصه تجارت الکترونیک در دنیا ایجاد کرد. آمازون همچنان در حال رونق گرفتن است حتی وقتی پاندمی کرونا دنیا را متاثر کرد آمازون همچنان به میلیون‌ها مشتری خدمات خود را ارائه داد و نه‌تنها از بحران کرونا آسیبی ندید که در حال ورود به بازارهای جدید است. جف بزوس امروز در آمریکا زندگی می‌کند و راه و روش او برای راه‌اندازی موفق یک کسب‌و‌کار الگوی بسیاری از استارت‌آپ‌ها است. در  این یادداشت قصد دارم به رویکرد بزوس در بازاریابی و روابط عمومی بپردازم.۱-برای مشتریان خود ارزش قائل شویددر رویکرد بازاریابی بزوس مشتریان در راس هرم قرار دارند. مشتریان تنها دلیلی هستند که آمازون همواره در حال توسعه از سطحی بالا به سطحی بالاتر است.او درباره مشتریان آمازون وسواس زیادی به خرج می‌دهد. بزوس می‌خواهد که بهترین محصولات را با بهترین قیمت در سریع‌ترین زمان ممکن به دست مشتریان برسد. علاوه‌بر این امکان پس دادن کالا برای مشتریان آمازون در نظر گرفته شده و به شکایت‌های مشتریان سریع رسیدگی می‌شود و بازخورد مناسب ارائه می‌شود. بزوس معتقد است: «مشتریان ما مانند مهمانان در یک مهمانی هستند که ما میزبان آن‌ها هستیم و همواره در تلاش هستیم تا تجربه کاربری را بهتر کنیم. اگر مشتری در یک خرید حضوری تجربه بدی داشته باشد ممکن است به شش نفر از دوستان خود بگوید اما در یک تجربه خرید بد آنلاین مشتری ناراضی تجربه بد خود را با شش هزار نفر به اشتراک می‌گذارد.» نکته مهم همین‌جاست که آمازون به میلیون‌ها مشتری بهترین خدمات را ارائه می‌دهد و از خدمات خود اطمینان دارند. برای استارت‌آپ‌ها مهم این است که از کیفیت خدمات برای جامعه چندهزارنفری مخاطبان خود اطمینان حاصل کنند. این نکته را هم باید در نظر گرفت که حتی کاربرانی که بهترین تجربه کاربری استفاده از خدمات آنلاین را دارند همچنان ناراضی هستند! اشتیاق برای ثبت یک تجربه خوب برای مشتری باعث رشد یک کسب‌و‌کار می‌شود.۲-با کارکنان مانند مالکان کسب‌و‌کار رفتار کنیدبزوس بارها اظهار کرده که آمازون همان چیزی است که وجود دارد و همواره با کارکنان مانند مالکان این مجموعه رفتار می‌کند. بزوس در نامه‌ای در سال ۱۹۹۷ خطاب به کارکنان آمازون نوشت: «می‌توان طولانی، سخت و هوشمند کار کرد. در آمازون نمی‌توانید دو تا از این سه تا را انتخاب کنید.» در آمازون ارائه بالاترین پرفورمنس و سختکوشی کارکنان بخش‌های اصلی فرهنگ سازمانی است و بر همین اساس استعدادهای بسیاری از سراسر دنیا به استخدام آمازون در آمده‌اند. بزوس معتقد است: «موفقیت ما تا حد زیادی تحت تاثیر جذب و نگهداری کارکنان با انگیزه است که هر یک از آن‌ها مانند صاحبان کسب‌و‌کار فکر می‌کنند.»۳-خوب استخدام کنیدفرهنگ سازمانی یک کسب‌وکار توسط اولین کسانی که برای آن کسب‌و‌کار کار می‌کنند نشات می‌گیرد. طبعا فرهنگ سازمانی آمازون را جف بزوس شکل داده است و کسانی که او استخدام کرده است. او برای استخدام بهترین استعدادها در آمازون به‌دنبال یک ویژگی است داشتن حق و معتقد است که افراد باهوش می‌توانند بارها اشتباه کنند. اینکه یک فرد چقدر باهوش است باعث می‌شود که در آمازون کار کند. برای مثال در بخش مرکز تماس، تعداد تماس‌های صحیح فرد در شرایط دشوار که برآیند خوبی برای آمازون ایجاد کرده است مهم است.۴-داستان خود را بگوییدبزوس معتقد است که آمازون یک داستان از رویای آمریکای بزرگ است، احساس شما در ۸۰ سالگی مهم است آیا وقتی به گذشته خود نگاه می‌کنید از داستان‌تان راضی هستید یا اینکه آرزو می‌کنید کاش جوان بودید و داستان‌تان را تغییر می‌دادید؟ امروز شرکت‌های بزرگ دنیا مانند اپل، تسلا و ... داستان جذاب خود را تعریف می‌کنند. به‌عبارتی دیگر پشت هر برند بزرگی در دنیا یک داستان زیبا و جذاب قرار دارد که رسانه‌ها برای انتشار آن همیشه حاضر و آماده هستند.۵-سرسخت اما منعطف باشیدبزوس در چشم‌اندازی که برای آمازون در نظر گرفته سرسخت است و در جزییات انعطاف‌پذیر. او معتقد است اگر پیشنهادی از سوی هیئت مدیره به شما کمک می‌کند تا به چشم‌اندازی که برای کسب‌و‌کار خود ترسیم کرده‌اید برسید آن‌را حتما امتحان کنید. چگونگی رسیدن به چشم‌انداز هم می‌تواند قابل بحث باشد.بزوس می‌گوید:«اگر سرسخت نباشید خیلی زود از ادامه مسیر منصرف می‌شوید و اگر انعطاف لازم را نداشته باشید برای حل هر مساله‌ای که می‌خواهید از آن عبور کنید راه حل‌های متفاوت پیدا نمی‌کنید.»*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jul 2021 11:49:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فوت و فن روابط عمومی با ایلان ماسک*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D9%81%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D9%81%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-xyxda7cverii</link>
                <description>در دو سال اخیر کارآفرینی توسط یک نفر در دنیا تعریف شده است و آن یک نفر کسی نیست جز ایلان ماسک. او در سال‌های اخیر با تسلا و اسپیس ایکس در زمینه خودروهای الکترونیکی و فناوری‌های اکتشاف فضایی پیشگام بوده و به‌واسطه فعالیت منحصر به‌فرد، خارج از چهارچوب روابط عمومی و البته خلاقش در حساب کاربری‌اش در توییتر در دو سال اخیر در صدر اخبار دنیا در حوزه تکنولوژی بوده است. در دو یادداشت قبلی که در این ستون منتشر شد به رویکردهای بازاریابی و نگاه متفاوت ماسک به روابط عمومی پرداختم. آنچه در ادامه این یادداشت می‌خوانید جمع‌بندی یادداشت‌های قبلی و استراتژی‌های روابط عمومی‌ای است که ماسک از آن‌ها بهره گرفته است و توانسته برندهای تسلا و اسپیس ایکس را تقویت کند و دانستن آن‌ها می‌تواند برای متخصصان روابط عمومی جذاب و موثر باشد.۱- مسئولیت اشتباه خود را بپذیریددو سال پیش در یکی از رویدادهای تسلا برای آزمایش میزان مقاومت شیشه خودرو تسلا توپی فلزی را به‌سمت شیشهTesla Cybertruck پرتاب می‌کنند. بر خلاف انتظار ماسک شیشه خودرو شکست. به‌دلیل همین اتفاق این رویداد می‌توانست نیمه تمام گذاشته شود. یا ماسک از ادامه سخنرانی خود منصرف شود اما ایلان ماسک نه‌تنها به سخنرانی‌اش ادامه داد که از مخاطبان خود برای این اتفاق عذرخواهی کرد. ایلان ماسک به این مشهور است که به قول‌های عجیب و غریب خود عمل نمی‌کند اما ثابت کرده آن جایی که نمی‌تواند انتظارات را برآورده کند پاسخگو بوده است.۲- به ستاره‌ها برسیدسه سال پیش ماسک با موفقیت تسلا رودستر محبوب خود را با فالکون هوی به فضا منتقل کرد. او با اضافه کردن تسلا رودستر به موشک یک شیرین‌کاری برای دو برند ساخته بود. ماسک هوشمندانه با این کار توجه همه را علاوه بر پرتاب موشک با موفقیت به سمت تسلا نیز جلب کرد که این می‌تواند امکانی جدید در یک سفر فضایی باشد. در این پروژه ماسک بیشترین بهره‌برداری را از ظرفیت روابط عمومی کرد. در حالی که حسابی درباره این رویداد سر و صدا شده بود و درباره‌اش صحبت می‌کردند ماسک تازه‌ترین اطلاعات را از طریق حساب کاربری خود در توییتر به فالوورهایش می‌داد. بعد از پرتاب موفقیت‌آمیز موشک ماسک در توییتر خود نوشت:«از قرار یک ماشین در مدار زمین است.» او با این کار جایی میان خلاقیت و جنون برای روابط عمومی تعریف کرد. پیدا کردن این نقطه در روابط عمومی برای بسیاری از کسب‌و‌کارها دشوار است. ایده ماسک برای ارسال خودرو به فضا در نگاه اول ایده‌ای نشدنی به‌نظر می‌رسید اما ماسک این موضوع را اثبات کرد همیشه جایی میان خلاقیت و جنون در روابط عمومی وجود دارد که با ایستادن در آن نقطه می‌توان به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا کرد.۳- جایی میان خلاقیت و جنون بایستیدسخت است که فراموش کنیم ایلان ماسک موقعی توانسته شرکت بورینگ را به فروش برساند. این شرکت تولید کننده نوعی وسیله شبیه به اسلحه بود که شعله پرتاپ می‌کرد. ایده عجیب و غریب این محصول همان چیزی بود که شرکت بورینگ را موفق کرد. بیست هزار عدد از این محصول در صد ساعت به فروش رفت و ۱۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرد. گرچه همه شرکت‌ها نباید دقیقا چنین مسیری را طی کنند اما ماسک نشان داد که می‌شود ایده را طوری شروع کرد که از همان اول سر و صدا کند. اگر ایده به اندازه کافی عجیب باشد  می‌تواند همان اول مردم را جذب کند تا منتظر بمانند و ببینند قدم بعدی شرکت چه خواهد بود.۴- شبکه‌های اجتماعی را به رسمیت بشناسیدماسک ایده Tesla Cybertruck را از بازی‌های ویدیویی الهام گرفته است و خاطرات خود را در این زمینه آنلاین مطرح کرده است. ماسک در توییتر وقت صرف می‌کند و برای توییت‌های خبرساز و گاه جنجالی‌اش مشهور است درباره محصولاتش مثلا تسلا صحبت می‌کند، ایده‌هایش که قرار است به نتیجه برسند و ...وقتی حتی به‌عنوان مشهورترین کارآفرین دنیا عضو شبکه اجتماعی‌ای مانند توییتر می‌شوید راحت‌تر  می‌توانید از ایده‌های مردم در سراسر دنیا الهام بگیرید و فراتر از مالک یک برند باشید.۵- علاقه‌مندی خود را فریاد بزنیدایلان ماسک با مردم وقت صرف می‌کند و درباره پروژه‌هایش با آن‌ها صحبت می‌کند. او برای تحقق بخشیدن به رویاهایش تلاش زیادی کرده است. او هرگز تعادل و توازن میان ایده اصلی و جزییات آن را به هم نزده است. اگر ویدیوی تورهای کارخانه تسلا را تماشا کنید خواهید دید که او می‌داند هر دستگاه چه کاری را انجام می‌دهد و یک خودرو تسلا چگونه تولید می‌شود. یا در مورد رویاهایش در زمینه  فناوری‌های اکتشاف فضایی نیز اینچنین است. این رویکرد برای مخاطبانی که می‌خواهند فعالیت‌های ماسک را دنبال کنند باعث جذابیت است. همه این‌ها باعث شده تا ماسک خود را از دیگر مدیران عامل شرکت‌های تکنولوژی جدا کند به عبارت دیگر او با قوانین معمول بازی نمی‌کند. او از طیف سنتی بازاریابی عبور کرده است و به‌شکل قابل توجهی فعالیت‌های روابط عمومی کسب‌و‌کارهای خود را از طریق حساب کاربری‌اش در توییتر انجام داده است. این رویکرد برای ایلان ماسک موثر بوده و شاید هم برای شما هم موثر باشد.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jul 2021 06:48:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان جذاب آقای ماسک*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-iy72lba1bw3n</link>
                <description>nbcnews.comتسلا اولین برندی است که وقتی درباره خودروهای الکترونیکی صحبت می‌کنیم به ذهن خطور می‌کند. در واقع شاید کسانی که درباره این موضوع صحبت می‌کنند الزاما علاقه‌مندان به این حوزه نباشند اما برای آنها هم تسلا تنها برندی است که به ذهن می‌آید. البته که در اینجا دلایل دیگری هم وجود دارد که نمی‌خواهم درباره آن صحبت کنم. در ادامه یادداشت اخیری که در این ستون با تیتر «تسلا به آسمان می‌رود» منتشر شد در این یادداشت قصد دارم به رویکرد تسلا در ارتباطات بازاریابی بپردازم.وقتی صحبت از کمپین‌های ارتباطات بازاریابی با موضوع خودرو می‌شود ناخودآگاه تبلیغات با هزینه‌های گزاف را می‌توان یادآوری کرد. تبلیغات شیکی که در آن خودروها از جاده‌های ساحلی و کوه و دشت عبور می‌کنند و می‌خواهند به مخاطب القا کنند که زندگی چیزی جز این نیست و شما هم همین خودرو را می‌خواهید. گاهی وقت‌ها هم در صنعت خودرو تبلیغات خلاقانه‌ای می‌بینیم که در جشنواره‌ها جایزه می‌گیرند. گاهی هم غول‌های خودروسازی درگیر رقابت‌های تبلیغاتی جذاب می‌شوند.اما تسلا هیچ کدام از این‌ها نیست. شما تسلا را روی تابلوهای تبلیغاتی یا تیزرهای تلویزیونی نمی‌بینید. اما چرا تسلا تا این اندازه بدون هیچ تبلیغاتی شناخته شده است؟ ارزش‌های تسلا با ارزش‌های مدرن رایج همسو است و این شناخت وسیع از تسلا تنها از شبکه‌های اجتماعی می‌آید. شخصیت ایلان ماسک و حضور هوشمندانه و فعالانه او در توییتر باعث شده تا حضور برند تسلا در رسانه‌های رسمی و سنتی را تضمین کند. به‌عبارتی دیگر هر توییت ایلان ماسک یک خبر به حساب می‌آید. از سوی دیگر باید به این نکته توجه کرد که اتومبیل‌ها همیشه نمادین بوده‌اند. آن‌ها موقعیت اجتماعی، اقتصادی و ارزش‌های مد نظر مالک خود را نشان می‌دهند. وقتی صحبت از تسلا می‌شود چیز‌هایی بیشتر از ثروت فرد یا عشق به سرعت تداعی می‌شود، ارزش‌هایی چون دوراندیشی و آینده‌نگری، توجه به نوآوری، حمایت از محیط زیست و ارزش‌هایی از این دست. و همه این‌ها ارزش‌های نسل Z به شمار می‌رود.بازاریابی خودرو برای نسل Z بسیار دشوار است. این نسل به‌جای خرید خودرو از Uber استفاده می‌کند یا از سرویس اجاره خودرو و از سوی دیگر هنوز در بازار خودرو حضور فعالی ندارند. اما تسلا با ارزش‌هایش و ایلان ماسک به‌خوبی می‌توانند بر این چالش غلبه کنند و این گروه از مخاطبان را به‌سوی خود جلب کنند.در حالی که برندها درصدد هستند تا با اینفلوئنسرها در شبکه‌های اجتماعی همکاری کنند اما برای تسلا این موضوع کاملا غیرضروری است. ایلان ماسک یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین کاربران توییتر به‌شمار می‌رود که بیش از ۵۶ میلیون فالوور دارد. ماسک به تمام معنا یک شخصیت کاریزماتیک است که یک برند شخصی متمایز و چشمگیر برای خود ساخته است. شاید او را بتوان با برخی شخصیت‌های سیاسی بلندپایه در دنیا مقایسه کرد و حتی می‌توان گفت خیلی از سیاستمداران می‌توانند از او یاد بگیرند. ماسک خارج از چهاچوب‌های رایج روابط عمومی در توییتر حضور دارد. او چیزهایی رابه اشتراک می‌گذارد که بحث برانگیز هستند و در بیشتر مواقع حتی ممکن است به اعتبار وی آسیب بزنند. او درباره زندگی شخصی خود در توییتر می‌نویسد، از دیدگاه سیاسی‌اش می‌گوید و درباره فعالیت‌ها تسلا و اسپیس ایکس می‌نویسد. به سوالات کاربران عادی توییتر پاسخ می‌دهد و توییت‌های کاربران درباره تسلا را هم ری‌توییت یا بازنشر می‌کند و به سوالات دارندگان تسلا پاسخ می‌دهد. چند مدیرعامل مانند ماسک را می‌شناسید که اینچنین در توییتر فعالیت کنند؟ مارک زاکربرگ از فیسبوک؟ جف بیزوس از آمازون؟ یا مدیرعامل توییتر، گوگل یا ...مدیران عامل برندها یا در توییتر فعالیت نمی‌کنند یا با دقت فعالیت می‌کنند. حتی میان مدیران عامل غول‌های خودروسازی در دنیا برای مثال نمی‌توان چنین مواردی را درباره مدیرعامل BMW یا آئودی دید یا شنید.آنلاین بودن ماسک باعث شده تا با کاربران شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کند و به سئوالات کاربران درباره تسلا پاسخ دهد این موضوع علاوه بر اینکه سرگرم کننده است به مخاطب حس اعتماد و در دسترس بودن را می‌دهد. ماسک در توییتر فقط تبلیغ تسلا یا اسپیس ایکس را نمی‌کند او درباره تولید، شکست‌ها و مشکلاتی که با آن‌ها روبروست می‌نویسد یا از کاربران عذرخواهی می‌کند و توضیح می‌دهد و بحث می‌کند. این رفتار جامعه‌ای از مخاطبان را در اطراف تسلا پدید می‌آورد که احساس می‌کنند با این شرکت رشد کرده‌اند، از چالش‌ها عبور کرده‌اند و پیروز شدند. به مسئولیت اجتماعی توجه زیادی دارد و برای حل مشکلات واقعی تلاش می‌کند.حالا امروز تسلا با همه فعالیت‌های منحصر به‌فرد (خوب یا بد) ایلان ماسک با ارزش‌ترین کمپانی خودرو سازی در دنیاست و ارزش آن بیشتر از تویوتا و دیزنی است. اینکه این موفقیت چقدر ادامه پیدا می‌کند را هیچ کس نمی‌داند اما می‌توان گفت هر توییتی که ماسک منتشر کرد در موفقیت‌های تسلا موثر بودند او جهانی را خلق می‌کند که تماشای آن لذت بخش است و مخاطبان هم می‌خواهند بخشی از قصه جهان او باشند و آن‌ها می‌توانند با خرید خودرو تسلا این کار را انجام دهند.**منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jun 2021 23:41:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تسلا به آسمان می‌رود*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-cqe14hakbv29</link>
                <description>prsuperstar.co.ukایلان ماسک به‌عنوان یک کارآفرین موفق و مشهور در سیلکون‌ولی با برند تسلا و اسپیس ایکس می‌داند چگونه کسب‌و‌کار خود را در کانون توجه قرار دهد و با مخاطبان خود در شبکه‌های اجتماعی تعامل کند. او درباره فعالیت‌ها و محصولات تسلا و اسپیس ایکس در توییتر وقت صرف می‌کند، صحبت می‌کند و فراتر از یک کارآفرین موفق در سیلیکون‌ولی ظاهر می‌شود و همین فعالیت‌های او باعث تقویت برند تسلا یا اسپیس ایکس شده است. به‌عبارت دیگر ایلان ماسک خارج از چهارچوب‌های مرسوم روابط عمومی فکر و عمل می‌کند. همان‌طور که پیش از این در یادداشت‌هایی که در این ستون منتشر شده اشاره کردم خلاقیت نقش مهمی در فعالیت‌های ارتباطات بازاریابی و روابط عمومی دارد اما به‌نظر می‌رسد ایلان ماسک اعتقادی به ماندن در چهارچوب‌های روابط عمومی ندارد و گاه حتی جایی می‌ایستد که خبری از خلاقیت هم نیست. شاید کمی اغراق‌آمیز به‌نظر برسد اما انگار او جایی میان خلاقیت و جنون ایستاده است. او یک کارآفرین فوق‌العاده است و توانایی‌اش در استفاده از روابط عمومی نیز او را از دیگر هم‌رده‌هایش جدا می‌کند. به فعالیت ماسک درباره تسلا یا اسپیس ایکس نگاه کنید، تعداد کمی توانایی خرید محصولی از تسلا را دارند اما ماسک با توییت‌هایش تعداد زیادی از مردم را همراه خود کرده است. در حقیقت ماسک کاملا از روش‌های سنتی بازاریابی گریزان است و به‌شدت به روابط عمومی متکی است. به مورد تسلا در مقایسه با دیگر غول‌های خودروسازی در هزینه تبلیغات نگاه کنید. بر اساس گزارش Global Equities Research تسلا فقط شش دلار برای تبلیغات هر خودرو هزینه می‌کند در حالی که «تویوتا» ۲۴۸ دلار برای هر خودرو هزینه تبلیغاتی دارد. این در حالی است که تولیدکنندگانی مانند «جگوار» هزینه‌های چند هزار دلاری صرف تبلیغات خود می‌کنند. تسلا یک استراتژی روابط عمومی دارد که تمرکز آن بر انتشار اطلاعات از طریق حساب کاربری توییتر آقای ماسک است که امروز بیش از ۵۶ میلیون کاربر یا مخاطب دارد. از بازنشرها و لایک‌ها و منشن‌ها که بگذریم می‌رسیم به اینجا که هر چیزی آقای ماسک در توییتر منتشر می‌کند معمولا سر از دیگر رسانه‌های رسمی هم در می‌آورد و آنجا هم پوشش داده می‌شود.ماسک می‌داند هر موقع توییت می‌کند توییت او خبر است. تسلا به‌دلیل معروف بودن ماسک شناخته شده است. اپل نیز همین کار را کرد مشتریان اپل فقط محصولی از اپل نخریدند آن‌ها فرهنگ (کالت) اپل را هم خریدند یا مشتریان اپل محصولی که استیو جابز به فرهنگ تبدیل کرده بود را خریدند. افکار و توییت‌ها و ... از ایلان ماسک صرف نظر از اینکه درباره چه چیزی صحبت می‌کند در سراسر دنیا مخابره می‌شود و در واقع هرجا صحبت درباره او باشد درباره تسلا و  اسپیس ایکس نیز صحبت خواهد شد.در فوریه ۲۰۱۸ ایلان ماسک با موفقیت تسلا رودستر محبوب خود را با فالکون هوی به فضا منتقل کرد. ماسک گفته بود که هدف نهایی اسپیس ایکس ، سفر انسان به فضا و زندگی در کره مریخ است. هدف مشخص بود: «پرتاب موشک با موفقیت» اما اضافه کردن تسلا رودستر به موشک انگار یک سرگرمی برای ماسک بود. هیچ‌کس انتظار نداشت ماسک با موشک، ماشین تسلا رودستر محبوب خود را از زمین دور کند اما ماسک هوشمندانه با این کار توجه همه را علاوه بر پرتاب موشک با موفقیت به سمت تسلا نیز جلب کرد که این می‌تواند امکانی جدید در یک سفر فضایی باشد. در این پروژه ماسک بیشترین بهره‌برداری را از ظرفیت روابط عمومی کرد. در حالی که حسابی درباره این رویداد سر و صدا شده بود و درباره‌اش صحبت می‌کردند ماسک تازه‌ترین اطلاعات را از طریق حساب کاربری خود در توییتر به فالوورهایش می‌داد و حتی با «جف بیزوس» موسس آمازون و شرکت Blue Origin که رقیب اسپیس ایکس است وارد جدل شد. بعد از پرتاب موفقیت‌آمیز موشک ماسک در توییتر خود نوشت:«از قرار یک ماشین در مدار زمین است.» بعد از این اسپیس ایکس به‌شدت جلب توجه کرد و تسلا هم اعلام کرد سریع‌ترین اتومبیل را در کهکشان دارد. همین اخبار کافی بود تا توجه‌ها از اخبار منفی درباره تولید جدیدترین خودرو تسلا از بین برود و این چیزی جز موفقیت روابط عمومی نبود.حالا دیگر ماسک هر کاری انجام می‌دهد در جهان مخابره می‌شود. از آغاز پاندمی کووید-۱۹ در دنیا ارزش سهام تسلا چهار برابر شده است و این شرکت از تویوتا که با ارزش‌ترین خودروسازی دنیا بود سبقت گرفته است. او یک ماجراجوست و تمایل دارد که هنجارها را به چالش بکشد پس حالا حالاها نباید انتظار داشت که او تغییر رویکرد بدهد. به جرات می‌توان گفت قصه قرار گرفتن یک ماشین در مدار زمین یکی از جذاب‌ترین کمپین‌های روابط عمومی قرن است و تا سال‌ها همین‌طور جذاب خواهد ماند. اما چند نفر حاضر هستند تن به چنین کاری بدهند؟ لازم نیست جایگاه ایلان ماسک را داشته باشید فقط باید خارج از چهارچوب فکر کنید و از ایده‌های جلسه‌های طوفان فکری بیشترین استفاده را ببرید.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 08:31:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از پنهان کردن لایک‌ها سود ببرید*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-pkogrm22npgd</link>
                <description>cmswire.comفیسبوک و اینستاگرام قابلیت حذف نمایش تعداد لایک پست‌ها را در اختیار کاربران خود قرار دادند. امکانی که هدف آن کاهش فشار روانی کاربران فعال در این پلت‌فرم‌هاست. این امکان در حالی در اختیار کاربران این دو شبکه اجتماعی محبوب در دنیا قرار می‌گیرد که این روزها صحبت درباره اثر مضر شبکه‌های اجتماعی و سلامت روان کاربران شبکه‌های اجتماعی بیش از پیش مطرح است. اگرچه این اقدام را می‌توان یک اقدام مثبت از سوی مدیران فسبوک و اینستاگرام تلقی کرد اما به‌نظر می‌رسد تاثیر زیادی بر سلامت روان کاربران این شبکه‌های اجتماعی نخواهد داشت. این اقدام بیشتر شبیه یک مُسکِن است تا یک راه حل یا درمان که برای برخی کاربران موثر است و نمی‌تواند یک تغییر یا تحول عمده به شمار رود. با این حال بررسی این امکان نزدیک به دو سال طول کشیده است و این موضوع به دقت بررسی شده که نمایش یا حذف تعداد لایک پست‌ها چقدر بر نحوه استفاده کاربران از شبکه‌های اجتماعی موثر است تا اینکه بالاخره اینستاگرام اعلام کرد کاربران با این امکان در استفاده از شبکه‌های اجتماعی احساس راحتی می‌کنند و بر سلامت روان کاربران موثر است.تا پیش از این اقدام موضوع اصلی این بود که کاربران به‌جای لذت بردن از حضور در شبکه اجتماعی مانند اینستاگرام دغدغه جمع‌آوری لایک و مقایسه پست‌ها با هم را داشتند و این موضوع به یک فشار روانی میان کاربران تبدیل شده بود. حذف لایک از یک طرف برای پست‌های خود فرد ممکن شده تا کاربر نگران کم و زیاد بودن لایک‌هایش و مقایسه شدنش با دوستان و صفحه‌های دیگر نباشد و از طرف دیگر  نمایش آن برای پست‌های دیگران هم قابل حذف است. یعنی کاربر می‌تواند از طریق گزینه Setting دیدن لایک پست‌های دیگران را برای حساب کاربری خودش متوقف کند تا دیگر متوجه نشود هر پست دیگران چقدر لایک شده. تغییری که قصد دارد نقش عددها را برای کاربران کمرنگ کند و آن‌ها را بیش از کمیت درگیر کیفیت کند. به این ترتیب کاربرانی که تعداد لایک دیگران را نمی‌بینند کمتر خود را با کاربران دیگر مقایسه می‌کنند و بیشتر از محتوایی که دوست دارند لذت می‌برند.البته همه اینها پیش فرض اینستاگرام برای اضافه کردن این امکان است. اما آیا در عمل این تاثیر کیفی دیده خواهد شد؟ جف هنکاک بنیان‌گذار آزمایشگاه شبکه‌های اجتماعی استنفورد درباره حذف نمایش تعداد لایک پست‌ها در اینستاگرام و فیسبوک معتقد است «این یک روش ساده و هوشمندانه برای رفع برخی نگرانی‌ها مانند وسواس کاربران است. به این نکته هم باید توجه کرد که قرار گرفتن هر امکان جدیدی برای کاربران یک اتفاق ارزشمند است.» اوفیر تورل استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا معتقد است:«لایک‌ها به‌قدری در نگاه آدمها به شبکه‌های اجتماعی موثرند که می‌توان تاثیر آن را در مغز انسان دید!» با این حال فیسبوک اعلام کرده بودجه تحقیقات خود درباره تجربه کاربران در استفاده از اینستاگرام را افزایش خواهد داد و قصد دارد در این زمینه با دانشگاه‌ها همکاری کند.لایک‌ها بخشی از تجربه کاربران در استفاده از شبکه‌های اجتماعی است اما تحقیقات نشان می‌دهد می‌تواند تاثیر مثبت و منفی بر سلامت روان کاربران داشته باشد به‌خصوص نوجوانان که نسبت به بازخورد یا تعریف دیگران از خود حساس هستند و در این موضوع آسیب‌پذیر هستند. آن‌ها ممکن است تمایلی به استفاده از این ویژگی نداشته باشند و باید نسبت به ویژگی‌های این امکان و اثر مثبت آن بر سلامت روان مطلع شوند. این موضوع خود چالش دیگری است. حالا که شبکه‌های اجتماعی ماند اینستاگرام ویژگی حذف نمایش لایک‌ها را در اختیار کاربران قرار داده مشخص نیست که تا چه میزان استفاده از این ویژگی مورد استقبال کاربران قرار گیرد و تا چه اندازه این موضوع برای آن‌ها قابل درک است.  حذف نمایش تعداد لایک‌ها می‌تواند نشان‌دهنده استقلال کاربران باشد که قصد دارند این پیغام را به مخاطب‌شان بدهند که به لایک‌ها و پسندیده شدن و اعداد وابسته نیستند و از پنهان کردن لایک‌ها سود خواهند برد.در دو سال گذشته اصلی‌ترین گروه مخالف حذف لایک از پست‌ها اینفلوئنسرها بودند. با اینکه اطلاعات هر پست و اعداد و ارقام مربوط به تعامل کاربران  در اینستاگرام موجود است اینفلوئنسرها معتقدند این موضوع در همکاری آن‌ها با کسب‌و‌کارها اثر منفی دارد. بسیاری از  اینفلوئنسرها بر اساس اعداد و ارقام بازدید پست‌ها دستمزد خود را تعریف می‌کنند و حالا معتقدند با حذف یک‌باره تعداد لایک‌ها اینفلوئنسر مارکتینگ تغییر خواهد کرد.با حذف نمایش تعداد لایک‌ها اینستاگرام سعی دارد فشار را در استفاده از اینستاگرام و اثر منفی استفاده از آن بر سلامت روان کاربران کاهش دهد. پیش از این در این ستون و در یادداشتی با عنوان « اگر برای یک محصول پولی پرداخت نمی‌کنید، یعنی خود شما محصول هستید» درباره مستند «The Social Dilemma» و اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی در زندگی روزمره نوشتم. اینستاگرام و پلت‌فرم‌های مشابه به‌طور منظم اطلاعات شما را ضبط می‌کنند و از آن به دو منظور استفاده می‌کنند: اول اینکه وقتی صفحه شما پر از محتوای دلخواه‌تان باشد، شما زمان بیشتری در این پلت‌فرم سپری خواهید کرد و از بودن در آن راضی‌تر خواهید بود. دوم اینکه براساس همین اطلاعاتی که در زمان فعالیت در شبکه اجتماعی به آن می‌دهید تبلیغات مرتبطی که احتمالا به آنها توجه خواهید کرد به شما نمایش داده می‌شود. حتی با طراحی قابلیت‌هایی مانند حذف لایک‌ها زنگ خطر استفاده از شبکه‌های اجتماعی به صدا درآمده. لایک‌ها حذف می‌شوند اما همچنان طرز کار الگوریتم‌های محتوایی این پلت‌فرم‌ها بر اساس علایق کاربران تنظیم می‌شود که چه تهدیدی بزرگتر از این وقتی کاربری فکر می‌کند همه دنیا مثل او فکر می‌کنند.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jun 2021 23:54:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس‌های کرونا برای روابط عمومی*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-ennvdthgcpyb</link>
                <description>agilitypr.comپاندمی کرونا کسب‌و‌کارها در صنایع مختلف در دنیا را متاثر کرده اما آن‌هایی از این بحران کمترین آسیب را دیدند که از استراتژی‌های روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی بهره بردند. بیش از یک سال است که بخش عمده گفت‌و‌گوی برندها با مخاطبان‌شان تحت تاثیر بحران کووید-۱۹ است. کرونا و شرایط بحرانی به‌وجود آمده ناشی از شیوع این ویروس در دنیا درس‌های زیادی به متخصصان روابط عمومی داد. مدیریت بحران، روایت داستان برند، استراتژی محتوا، استفاده از ظرفیت روابط عمومی دیجیتال و ... تحت تاثیر کرونا از جمله موضوعاتی هستند که در این یادداشت قصد دارم به آن‌ها بپردازم.درس اول: آن گروهی از برندها که مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر بحران کرونا قرار گرفتند و شفاف و صادق با مخاطبان‌شان صحبت کردند برنده بودند و با همین رویکرد توانستند همراهی افکار عمومی را هم داشته باشند. شفافیت و صداقت یکی از درس‌هایی بود که متخصصان روابط عمومی در یک سال گذشته گرفتند. همان‌طور که گفته شد در روابط عمومی صداقت و شفافیت در زمان وقوع بحران در ارتباط با مخاطبان از اهمیت زیادی برخوردار است. نگاه کنید به واکنش مدیران ارشد یا سخنگوهای یک سازمان که با بحرانی که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به کرونا مرتبط است و معموملا با خشم و اعتراض مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی روبرو می‌شود (واکنش‌های روابط عمومی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی یا سازمان غذا و دارو بهترین نمونه مطالاعاتی در این زمینه هستند). همچنین واکنش به‌موقع نسبت به یک بحران، پذیرش مسئولیت و عذرخواهی از مخاطبان آسیب دیده و توضیح ماجرا برای مخاطبان کسب‌و‌کار که از این بحران آسیب ندیدند اما در معرض اخبار آن قرار گرفتند ضروری است. به عبارت دیگر بحران را مدیریت کنید و صادق باشید چرا که اگر خود شما داستان خود را تعریف نکنید کسی دیگر این کار را خواهد کرد. همچنین کووید-۱۹ برای هر متخصص روابط عمومی دلیل واضح و روشنی است که یک سند مدیریت بحران برای برند باید از پیش تهیه کنند و همچنین آنچه در مسیر مدیریت بحران کرونا تجربه کردند را مستندسازی کنند. داشتن سندی از این دست بهترین راه برای مدیریت و حتی جلوگیری از وقوع برخی بحران‌هاست. امروز دیگر قابل قبول نیست که تیم‌های روابط عمومی از فقدان سند بالا دستی برای حل بحران‌های قابل پیش‌بینی رنج ببرد و نتواند پاسخ مناسبی به مخاطبان خود ارایه کند.درس دوم ویروس کرونا برای متخصصان روابط عمومی این بود که تا قبل از این پاندمی کمپین‌های روابط عمومی با استراتژی روایت داستان برند و رهبری بازار بسیار اثرگذار و پرطرفدار بود. شیوع ویروس کرونا طراحی و اجرای این کمپین‌ها را کمرنگ کرد اما همچنان همین استراتژی است که جایگاه یک برند را به‌عنوان متخصص در حوزه خود تعریف می‌کند. در نتیجه حالا و در این بحران واکنش‌های برند نسبت به اتفاقات حوزه تخصصی فعالیتش برای مخاطبانش مهم می‌شود. استفاده از سرویس‌های پایش رسانه‌ای رسمی و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند فرصت‌های زیادی را برای روابط عمومی برندها در این زمینه ایجاد کند یا همچنین تهیه و انتشار گزارش‌های فصلی مبتنی بر آمار.درس سومی که متخصصان روابط عمومی از ویروس کرونا گرفتند توجه به استراتژی محتوا و نقش SEO و همچنین بهینه سازی کانال‌های روابط عمومی بود. بالا بردن ظرفیت روابط عمومی دیجیتال در این دوره از اهمیت زیادی برخوردار است. در روابط عمومی دیجیتال با استفاده از روش‌های بازاریابی محتوا، برنامه‌ریزی برای شبکه‌های اجتماعی، همکاری با اینفلوئنسرها می‌توان یک استراتژی برای حضور موثر برند در فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی طراحی کرد. نکته مهم در حوزه روابط عمومی دیجیتال رصد شبکه‌های اجتماعی و محافظت از اعتبار و شهرت برند است. همچنین حضور در چند کانال ارتباطی در شرایطی که در یک سال گذشته در دنیا حاکم بوده، نتایج مطلوبی نخواهد داشت. اختصاص یکی از رسانه‌های برند برای پوشش اخبار کسب‌و‌کار آن برند و مرتبط با شرایط می‌تواند در ارتباط مداوم با انواع مخاطبش  موثر باشد. پیش از این در یادداشتی با تیتر «ظرفیت روابط‌عمومی دیجیتال و هویت‌سازی برای برند» در این باره نوشتم که چرا روابط عمومی دیجیتال مهم است و چگونه می‌توان از آن بهره برد.مدت‌ها بود که دنیا چیزی شبیه به کووید-۱۹ به خود ندیده بود بحرانی که ضررهای هنگفت اقتصادی به همراه داشت و حالا با روند واکسیناسیون در دنیا به نظر می‌رسد که به پایان این بحران نزدیک می‌شویم. دنیا دیگر کم‌کم در حال بازگشت به دوران قبل از محدودیت‌های ناشی از شیوع ویروس کروناست. داشتن یک استراتژی جامع ارتباطی برای هر کسب‌و‌کاری ضروری‌تر از هر چیز دیگری در شرایط فعلی است. نقش روابط عمومی باتوجه به آنچه که در بحران کرونا تجربه کرده است کلیدی‌تر از قبل شده است. روابط عمومی ارزش‌ها را مخابره می‌کند و ضرورت استفاده از یک استراتژی روابط عمومی برای انتقال پیام مناسب به مخاطب هدف، امروز نیاز همه کسب‌و‌کارهاست. فراموش نکنیم روابط عمومی این روزها می‌تواند در جایگاه یک رهبر، یک برنامه‌ی بازاریابی را هدایت کند و به هدف برساند.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 10:00:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چون همه لحظه‌های عادی قبل از کووید-۱۹ را می‌خواهیم*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%DA%86%D9%88%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D9%88%DB%8C%D8%AF-%DB%B1%DB%B9-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-sr76w0zchdyb</link>
                <description>هفته گذشته در این ستون در یادداشتی با عنوان «واکسن روابط عمومی» به چالش‌های روابط عمومی وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو و نقش روابط عمومی در اعتماد سازی در فرآیند واکسیناسیون عمومی کووید-۱۹ پرداختم. همچنان تاکید می‌کنم در این شرایط برخورداری از یک استراتژی ارتباطاتی دقیق نجات‌بخش است. درباره تولیدکنندگان واکسن هم همینطور است. آن هم در شرایطی که انتشار اطلاعات غلط و گمراه کننده حتی فایزر-بیون‌تک و دیگر تولید کنندگان بزرگ واکسن در دنیا را تهدید می‌کند. با این مقدمه در ادامه این یادداشت می‌خواهم به این موضوع بپردازم که فایزر-بیون‌تک به‌عنوان یکی از تولید کننده‌های واکسن کووید-۱۹ چگونه توانست در میان انبوه اطلاعات غلط و بدبینی نسبت به استفاده از واکسن، واکسن کووید-۱۹ را به‌عنوان محصولی مطمئن جایگاه‌سازی کنند؟ابتدای سال ۲۰۲۱ فایزر-بیون‌تک کمپین روابط عمومی خود را با عنوان «به‌خاطر این..» برای جایگاه‌سازی واکسن خود به‌عنوان محصولی مطمئن و اعتمادسازی در استفاده از این واکسن کووید-۱۹ را آغاز کرد. این کمپین که توسط Mischief @ No Fixed Address با همکاری شرکت روابط عمومی DVMC طراحی و اجرا شده است شامل چهار ویدیوی ۲۰ ثانیه‌ای از لحظاتی از زندگی روزمره آدم‌هاست. این لحظه‌ها یادآور زندگی قبل از آغاز پاندمی کووید-۱۹ است که با واکسیناسیون امیدواریم بتوانیم به آن لحظه‌ها بازگردیم. این کمپین سعی دارد به مردم یادآوری کند که چه چیزهایی را به کووید-۱۹ باخته‌ایم و چه چیزی را می‌توانیم پس بگیریم. در این ویدیوها لحظه‌های نمایش داده می‌شوند که پیش از پاندمی کووید-۱۹بخشی از زندگی روزمره ما بودند ولی حالا خاص و غیرقابل دسترس شده‌اند. در این ویدیوها اهمیت سئوال بعد از نمایش این لحظات مشخص می‌شود، سئوال می‌گوید: چرا باید واکسینه شویم؟ و مخاطب جوابش را بعد از تماشای ویدیو می‌گیرد: چون همه آن لحظه‌های عادی و معمولی را دوباره می‌خواهیم.همان‌طور که گفته شد ویدیوها یک سئوال ثابت دارند و چهار موقعیت متفاوت. «چرا باید واکسن زد؟» سئوال مشترک است و چهار موقعیت ویدیوها عبارتند از: «چون تو نمی‌تونی اسکرین مانیتورتو بغل کنی (Pfizer-Hug)»، «چون سلام‌ها خیلی معدود شده و خداحافظی‌ها خیلی سخت شده (Pfizer-Goodbyes)»، «چون بعضی‌هارو فقط می‌خوای حضوری ببینی (Pfizer- Baby Announcement)»، «چون او امسال یک ساله می‌شود و من ۷۴ ساله (Pfizer-Play Date)».این ویدیوها در فیسبوک، اینستاگرام، یوتیوب منتشر و همچنین در شبکه‌های تلویزیونی ایالات متحده پخش شد. نقطه مشترک این ویدیوها این پیغام است «علم می‌تواند این امکان را ایجاد کند و فقط شما می‌توانید این لحظات را واقعی کنید» در آخر مخاطب این ویدیوها به منابع اطلاعاتی معتبری مانند محتواهایی که سازمان بهداشت جهانی درباره واکسیناسیون کووید-۱۹ منتشر کرده است می‌رسد.فایزر-بیون‌تک در این ویدیوهای کوتاه و اثرگذار به‌خوبی از احساسات کمک می‌گیرد و می‌توان گفت موفق هم می‌شود. دست گذاشتن روی همان شرایطی که مردم جهان نسبت به از دست رفتنش غبطه می‌خورند برگ برنده‌ای است که توجه مخاطب را به نتیجه‌گیری ویدیوها جلب کرده. درگیر کردن احساسات به عنوان یکی از تکنیک‌های رایج تبلیغاتی اینجا به کمک انتقال این پیام مهم آمده و توانسته حس نیاز به محصول را تحریک کند.نکته جالب از نگاه حرفه‌ای اینجاست که شرکت روابط عمومی DVMC که مجری این کمپین فایزر-بیون‌تک است قبل از این سابقه طراحی کمپین با موضوع دارو را نداشته و این کمپین با توجه به شرایط به‌وجود آمده ناشی از شیوع ویروس کرونا چالش بزرگی برای این مجموعه بوده که به‌خوبی از پس آن برآمده. نکته جالب دیگر اینکه مذاکره برای همکاری فایزر-بیون‌تک و شرکت روابط عمومی DVMC زمانی آغاز شده که هنوز نمی‌دانستند واکسن تولیدی چقدر موثر است اما ایده اصلی آن‌ها حتی در این زمان این بوده که از واکسیناسیون باید حمایت کرد حالا چه کسی و در کجای دنیا آن را ساخته مهم نیست. از سوی دیگر اعتمادسازی درباره واکسن هدف مهم دیگری بود که باید در این کمپین به آن می‌رسیدند. در شرایط عادی و معمولی هم واکسن‌ها تردید برانگیز هستند اما واکسنی که با این سرعت در بحران کووید-۱۹ (خیلی سریعتر از روند تولید واکسن در شرایط طبیعی ) تولید شده است شک و تردیدهای بیشتری را متوجه خود می‌کند در نتیجه هدف اعتمادسازی درباره این واکسن برای پذیرش بیشتر از سوی جوامع مختلف بود. در شرایط فعلی که کمپین‌های مختلف ضدماسک و ضدواکسن شکل گرفته‌اند و علیه واکسیناسیون تبلیغ می‌کنند جلب اعتماد عمومی برای دریافت واکسن اهمیت بسیار بالایی دارد و چنین ایده‌هایی می‌تواند به گسترده‌تر شدن تمایل به واکسیناسیون کمک کند. در حالی که پزشکان و متخصصان بسیاری در سراسر جهان دریافت واکسن را توصیه کرده‌اند هیچ چیز نمی‌تواند شبیه به یک پیام احساسی تمایل بیننده را نسبت به واکسن بیشتر کند. چرا که درگیری احساسی از قوی‌ترین انواع اثرگذاری تبلیغات و روابط عمومی است.در آخر اینکه این کمپین جایگاه پیشرو بودن فایزر-بیون‌تک را برای این برند ساخت. فایزر نشان داد که اهمیت ایده را درک می‌کند و وجهه خود را از یک شرکت صرفا تجاری به یک چهره انسانی تغییر داد که برای جهانی بهتر تلاش می‌کند.منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 20 May 2021 09:09:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واکسن روابط عمومی*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-fvzsv9ahg0fx</link>
                <description>agilitypr.comبعد از گذشت بیش یک سال از آغاز همه‌گیری کووید-۱۹ در دنیا، یکی از دغدغه‌های اصلی دولتمردان در کشورهای مختلف افزایش اطمینان و اعتماد مردم برای گرفتن واکسن است. ارتباطات در این زمینه نقش مهمی را ایفا می‌کند. در شرایط فعلی یک نکته روشن و مبرهن است؛ کشورها هر یک به‌نوعی از بحران شیوع ویروس کرونا متاثر شدند چالش‌های مشترکی در این بحران برای همه وجود داشت. امروز گفت‌و‌گوی صادقانه و ارتباط شفاف با مردم از طریق رسانه‌ها و همراهی افکار عمومی برگ برنده کشورها برای مقابله با این اپیدمی است و کشورهایی که در این زمینه موفق عمل می‌کنند، برنده هستند.در یک نظرسنجی که در نوامبر سال ۲۰۲۰ در آمریکا انجام شد ۶۰ درصد آمریکایی‌ها اعلام کردند که احتمالا یا قطعا واکسن کووید-۱۹ را برای جلوگیری از شیوع این بیماری دریافت خواهند کرد این آمار نسبت به نظرسنجی مشابهی که شش ماه قبل از آن در ماه می صورت گرفته بود ۱۲ درصد کاهش داشت.تردید در دریافت واکسن از سوی افراد دلایل متعددی از جمله دیدگاه‌های سیاسی، مذهبی، فرهنگی و جمعیت‌شناسی دارد. یکی دیگر از عوامل موثر سواد سلامت، چگونگی دریافت اطلاعات مربوط به این حوزه و درک آن است. اینکه مردم متوجه باشند چقدر در معرض ابتلا به یک بیماری مانند کووید-۱۹ هستند، شدت و اثر این بیماری چیست و واکسن چقدر موثر است می‌تواند به افزایش اعتماد سازی برای دریافت واکسن اثرگذار باشد. برای درک بهتر این موضوع موسسه روابط عمومی (instituteforpr.org) اقدام به انتشار منابع مختلف مانند مقاله‌ها و گزارش‌های معتبر به‌عنوان راهنمای متخصصان روابط عمومی در زمینه واکسن کووید-۱۹ کرده است.این راهنما همچنین مباحثی از قبیل اطلاعات غلط و دروغین را پوشش می‌دهد و در زمینه طراحی برنامه‌ها، کانال‌ها و استراتژی‌های ارتباطی کمک می‌کند. بدیهی است که داشتن استراتژی ارتباطی برای افزایش جذب اعتماد عمومی برای دریافت یک واکسن در نهایت منجر به تسریع در بهبود شرایط اقتصادی خواهد شد.جای خالی موسسه‌های مشابه مانند موسسه روابط عمومی در ایران محسوس است. آن هم وقتی یک سخنگو نه یک متخصص ارتباطات در وزارتخانه بهداشت یا سازمان غذا و دارو به‌جای پاسخ‌گویی شفاف درباره روند واکسیناسیون در ایران در پاسخ به یک شهروند در توییتر می‌نویسد: «شما نزن اجباری نیست». این فقط یک اشتباه ساده از جنس ارتباطات نیست و حکایت از آن دارد که روابط عمومی سازمان غذا و دارو از فقدان پروتکل‌های ارتباطی رفتار سازمانی در شبکه‌های اجتماعی رنج می‌برد. همچنین هیچ فکت‌شیت یا مستنداتی درباره فعالیت‌های صورت گرفته در زمینه روند واکسیناسیون در ایران نه برای شهروندان که حتی برای رسانه‌ها هم فراهم نشده است که حداقل عارضه این دو نقطه ضعف در استراتژی و فعالیت‌های ارتباطی بی‌اعتمادی به سازمان غذا و دارو یا وزارت بهداشت است.در این شرایط اعتماد و اطلاعات و یک استراتژی ارتباطی روشن و شفاف می‌تواند موثر باشد. با فرض اینکه بپذیریم اعتماد مردم به سازمان غذا و دارو در بالاترین سطح است باز هم رفتار سازمان غذا و دارو و به‌خصوص رئیس روابط عمومی این سازمان در توییتر حرفه‌ای نیست. می‌توان گفت مردم نمی‌خواهند بدانند که واکسن تولید ایران چقدر خوب است بلکه می‌خواهند از روند کار آگاهی داشته باشند. این روزها زمانی است که باید درباره روند کار صحبت کنید. این موضوع درباره واکسن‌های وارد شده هم صدق می‌کند. انتشار گزارشی شفاف از تعداد واکسن‌ها، دریافت کنندگان و اینکه به چه دلیل واکسن را دریافت کرده‌اند می‌توانست اعتماد عمومی را به این سازمان برگرداند.باید توجه کرد که برنامه ارتباطی واکسن کووید-۱۹ باید یک برنامه کامل و بی عیب و نقص باشد. همان‌طور که گفته شد تولید و توزیع اولین قدم است اما چالش اصلی متقاعدسازی مردم است. نتایج یک نظرسنجی که میان ۱۳ هزار نفر از ۱۹ کشور در دنیا انجام شده نشان می‌دهد که بیش از ۷۰ درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی نسبت به دریافت واکسن مردد هستند و ۱۴ درصد هم ایمنی و اثر واکسن‌ها را رد کرده‌اند. در نظرسنجی‌های دیگر در انگلستان ۳۶ درصد از مردم به واکسیناسیون اعتماد ندارند و این میزان در آمریکا به عدد ۵۱ درصد می‌رسد (درباره ایران به نظرسنجی مشابهی برنخوردم). از یک طرف باید درباره واکسن اطمینان داد و از سوی دیگر کسانی را که تمایلی به دریافت واکسن ندارند را ترغیب کرد. این ماموریت در کشورهای دنیا به عهده متخصصان روابط عمومی گذاشته شده است. انتشار گزارش‌های آماری کاهش ابتلا به ویروس کووید-۱۹ در کشورهایی که از واکسن استفاده کرده‌اند می‌تواند موثر باشد. همچنین اعتبارسازی توسط افراد مورد اعتماد در جامعه و انتقال پیام‌ها درباره بهداشت عمومی از طریق ایشان هم از راه حل‌های این مساله است. یعنی استفاده از جریان اطلاعات. فایزر مثال خوبی در این زمینه است. شرکتی که از بیانیه‌های ساده مطبوعاتی برای اطلاع‌رسانی استفاده می‌کند. بدون پرداختن به جزییاتی که انتشارشان ضرورتی ندارد.باید امیدوار بود که شاید متخصصان ارتباطات بتوانند با برنامه‌های خود باعث افزایش اعتماد عمومی در گرفتن واکسن در دنیا شوند پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که همه‌گیری کووید-۱۹ تا پایان سال ۲۰۲۱ به پایان می‌رسد.منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد </description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 06:51:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیتال پی‌آر و هویت‌سازی برای برند*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C-%D8%A2%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-emsfoekv1glc</link>
                <description>digitaltrails.co.ukظرفیت روابط عمومی دیجیتال یا دیجیتال پی‌آر برای بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی ناشناخته است و این در حالی است که استفاده از این امکان برای برندها در شبکه‌های اجتماعی حیاتی است. دیجیتال پی‌آر یکی از رویکردهای بازاریابی آنلاین است که با هدف افزایش آگاهی از برند (Awareness) در فضای آنلاین طراحی و اجرا می‌شود. دیجیتال پی‌آر بسیار شبیه به روابط عمومی سنتی است. هر دو اهداف مشترک دارند و تلاش می‌کنند تا به شناخته شدن بیشتر برند کمک کنند و تنها تفاوت آن‌ها در ابزاری است که به‌کار می‌گیرند. در روابط عمومی دیجیتال با استفاده از روش‌هایی مانند بازاریابی محتوا، شبکه‌های اجتماعی، SEO و همکاری با اینفلوئنسرها می‌توان یک استراتژی قدرتمند برای حضور موثر برند در فضای آنلاین طراحی کرد. با رشد سریع اینترنت و توسعه روش‌های بازاریابی اینترنتی متخصصان دیجیتال پی‌آر می‌توانند از مزایای طیف وسیعی از کانال‌های بازاریابی مانند رویدادهای آنلاین یا وبینارها، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های آنلاین و .. استفاده کنند. در این یادداشت قصد دارم به این موضوع بپردازم که چرا روابط عمومی دیجیتال مهم است و چگونه می‌توان از آن بهره برد؟اگر کسب‌و‌کاری از روابط عمومی دیجیتال استفاده نمی‌کند قطعا در رقابت متضرر خواهد شد. امروز دیگر طراحی یک تقویم محتوایی هوشمندانه و خلاقانه برای انتشار مدون محتوا در شبکه‌های اجتماعی یک برند کافی نیست. با روابط عمومی دیجیتال که به یکی از بخش‌های اصلی هر کمپین بازاریابی تبدیل شده می‌توان در ساخت و توسعه برند یک کسب‌و‌کار موثر عمل کرد. برندها نیاز به یک هویت جامع آنلاین دارند تا بتوانند یک رابطه تعاملی استاندارد و مداوم با مخاطبان خود برقرار کنند. انسانی سازی یک برند به معنای ایجاد نقاط اتصال با استفاده از پیام‌های دیجیتال پی‌آر است. این پیام‌ها می‌تواند درباره ابعاد یک برند باشد یا پیام‌هایی که از طریق اینفلوئنسرها یا نمایندگان برند مطرح می‌شود که به برند این امکان را می‌دهد که در قالب یک شخصیت با مخاطبان خود ارتباط واقعی برقرار کند. به‌عباری دیگر دیجیتال پی‌آر این امکان را برای برند فراهم می‌کند تا به‌جای تمرکز بر فروش خدمت یا محصول به اعتبارسازی و ایجاد و پرورش ارتباط تعاملی با کاربران خود بپردازد.اما چگونه می‌توان یک کمپین دیجیتال پی‌آر طراحی و اجرا  کرد که هم باعث ایجاد افزایش آگاهی از برند (Awareness) و افزایش فروش محصول یا خدمت شود؟ مخاطب به‌دنبال یک «داستان» جذاب است. از طریق روایت یک داستان خلاقانه و موثر می‌توان پیام یک برند را به‌شکی اثربخش در پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی به مخاطب هدف منتقل کرد.وقتی برندها از طریق اینفلوئنسرها (استفاده از ظرفیت روزنامه‌نگارانی که در شبکه‌های اجتماعی اثرگذار هستند، وبلاگ نویسان و اینفلوئنسرها به شکل دادن اعتبار یک برند در فضای آنلاین کمک زیادی می‌کند) یا حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی با مخاطبان خود در حال تعامل هستند تلاش می‌کنند نظر کاربران شبکه‌های اجتماعی را به‌سوی خود جلب کنند و واکنش ایجاد کنند. برای مثال به حساب‌های کاربری برخی استارت‌آپ‌های ایرانی در توییتر نگاه کنید (نه حساب‌های کاربری پشتیبانی) کاربران نمی‌دانند که چه کسی پشت حساب کاربری نشسته است اما آن‌ها برای تعامل مثل شوخ‌طبعی وارد تعامل با حساب کاربری یک برند در توییتر می‌شوند. عملا این برندها در شبکه‌های اجتماعی محتوایی را تولید می‌کنند که ارتباط کمی با فروش محصول یا خدمت دارد اما بیشتر باعث ایجاد واکنش از سوی کاربران می‌شوند.استفاده از شوخ‌طبعی یکی از راه‌هایی است که برند می‌تواند باعث ایجاد تعامل از سوی کاربران شود اما قدرشناسی، اشتیاق، همراهی، همدردی و ... از جمله ویژگی‌هایی است که می‌توان از طریق دیجیتال پی‌آر برای یک برند در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد و به واسطه آن ارتباط انسانی مداومی از طرف یک برند با کاربران برقرار کرد. با گذشت زمان برندهایی که با این رویکرد در شبکه‌های اجتماعی با کاربران تعامل برقرار می‌کنند یک هویت یا یک چهره از خود در ذهن مخاطب‌شان می‌سازند آن‌ها به‌جای اینکه یک برند یا یک کسب‌و‌کار ناشناس باقی بمانند به یک شخصیت شاد، همراه یا ... شناخته می‌شوند که اعتمادسازی هم کرده‌اند. به این ترتیب هدف اصلی حضور در شبکه‌های اجتماعی که در درجه اول ایجاد ارتباط است محقق می‌شود.با این حال نباید از کیفیت و تنوع محتوا (مانند ویدیو یا میم‌ها و ...) بر اساس شناخت درست از مخاطب غافل شد. برند باید در عین داشتن یک هویت جذاب و صمیمی در شبکه‌های اجتماعی توان آموزش توصیه‌های مفید در حیطه حرفه خود و ایجاد بینش و آگاهی را هم داشته باشد. به این ترتیب به مخاطبانش امکان این را بدهد که به سادگی متوجه مهمترین موضوعات حیطه کار این برند بشوند. با این شرایط است که هویت کاملی برای برند در فضای دیجیتال شکل می‌گیرد و روابط بعمومی برند کارش را با موفقیت انجام داده است.نکته  مهم در حوزه روابط عمومی دیجیتال رصد شبکه‌های اجتماعی و محافظت از اعتبار و شهرت برند است. استفاده از سرویس‌های مانیتورینگ برای متخصصان دیجیتال پی‌آر ضروری است تا از این هویتی که شکل گرفته محافظت شود.*منتشر شده در رونامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 08:39:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحران و فرصت‌های روابط عمومی*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-ibcbyq6yurcr</link>
                <description>talkwalkerدر روزهای اخیر بحران‌های سنگینی برای بعضی از کسب و کارهای ایرانی به وجود آمدند که احتمالا بعضی از آنها به گوش شما هم خورده است. در مورد این بحران‌ها در فضاهای اجتماعی مختلف گفتگوهای زیادی در جریان است که نشان می‌دهد افکار عمومی درباره آن توجیه نشده و سوالات بسیاری دارد. نکته‌ای که لزوم مرور علمکرد روابط عمومی‌ها در این گونه بحران‌ها را پررنگ می‌کند.روابط عمومی هر کسب‌و‌کاری باید سندی پیش‌فرض درباره بحران‌های ارتباطی اجتناب‌ناپذیر مانند انتشار یک گزارش منفی درباره برند یا برگزاری یک رویداد ناموفق یا بحران‌های طبیعی که یک برند را متاثر می‌کند آماده کند. زمانی که این موقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر اتفاق می‌افتد کسب‌و‌کارها با جنبه دیگری از بحران مانند شایعات، اخبار جعلی و حتی حملات سایبری روبرو می‌شوند. تردیدی نیست که آماده داشتن یک برنامه روابط عمومی مدیریت بحران و یک تیم قوی از مدت‌ها قبل خیلی بهتر از زمانی است که یک کسب‌و‌کار به آن‌ها نیازمند می‌شود. به خصوص زمانی که کسب و کار خدمات گسترده‌ای در سطح عمومی ارائه می‌کند لزوم پیش‌بینی راهکار برای موقعیت‌های بحرانی پررنگ‌تر می‌شود. چراکه در زمان وقوع بحران برای یک کسب‌و‌کار، تمام لحظه‌ها مهم است و البته داشتن تیمی از متخصصان روابط عمومی که آماده پاسخگویی در شرایط متشنج بحران هستند هم اهمیت خودش را دارد. این دقیقا وجه تمایز برندهای موفق در مدیریت بحران است.در مقدمه این مطلب اشاره شد که کسب‌و‌کارها باید یک تیم آماده مدیریت بحران و یک برنامه روابط عمومی مختص بحران‌های قابل پیش‌بینی را از قبل برای خود آماده کنند. امروز دیگر قابل قبول نیست که تیم روابط عمومی در یک شرکت مبتنی بر فناوری از فقدان سند بالا دستی برای بحران‌هایی مانند حملات سایبری رنج ببرد و نتواند پاسخ مناسبی به انواع مخاطب خود ارایه کند. در زمان وقوع بحران کسانی که درگیر بحران هستند باید تا رسیدن به موقعیت نهایی همراه با این تیم باشند. این تیم زوایای مختلف بحران را بررسی می‌کند و نمایی کلی از پیام‌های مختلف در بحران را تفسیر و ارایه می‌کند. اهمیت زمان در چنین رویدادهایی بسیار بالاست و اگر این زمان صرف تشکیل تیم و اقدامات اولیه شود فرصت‌های بسیاری برای حل مشکلات با سرعت بیشتر در دست می‌رود.بعضی از بحران‌ها با رصد کردن شرایط قابل پیش‌بینی و پیشگیری هستند. کسب‌کارها باید همواره در حال رصد و شنیدن باشند. باید بدانند مخاطبان درباره آن‌ها چه می‌گویند و البته ترندهای منفی مستعد بحران درباره خود را شناسایی کنند. در اینجا چندین کانال وجود دارد که روابط عمومی کسب‌و‌کارها باید آن‌ها را حتما رصد کنند. از جمله شبکه‌های اجتماعی، نظرات مشتریان در وب‌سایت، رسانه‌های اصلی و .... به‌کارگیری یک استراتژی رصد رسانه‌ای خوب یک کسب‌و‌کار را قادر خواهد کرد تا دامنه موقعیت بحران را پیش‌بینی کند و قبل از اینکه به بحرانی برای روابط عمومی بدل شود آن را حل کند. با چنین اقداماتی حتی زمانی که بحران اتفاق می‌افتد کسب و کار برای آن آماده است و فرصت کافی داشته تا اقدامات اولیه را انجام بدهد و خودش را برای مقابله آماده کند.همچنین در مورد شبکه‌های اجتماعی اینفلوئنسرها فقط در مورد کمپین‌های بازاریابی موثر نیستند و در شرایط بحران می‌توانند چراغ امیدواری برند برای حفظ حسن شهرت و وجهه خود در یک بحران روابط عمومی باشند که افکار عمومی را متاثر کرده است. این افراد می‌توانند به عنوان سفیران برند نقش موثری در بازسازی وجهه برند در شرایط بحران و بعد از بحران داشته باشند.نکته مهم دیگر این است که تیم مدیریت بحران باید سخنگوهای سازمان را برای پاسخگویی آماده کند و پیش از اینکه مشکلات بروز کرده باشند چنین فردی را معرفی کرده باشد. سخنگوی سازمان تنها در شرایطی باید با افکار عمومی صحبت کند که همه حقایق را در اختیار داشته باشد و نه اینکه به قصد پاک کردن صورت مساله قدم پیش گذاشته باشد. چرا که این رویکرد می‌تواند اوضاع را بدتر کند؛ به این دلیل که اگر تیم مدیریت بحران تمام اطلاعات لازم را در اختیار نداشته باشد توانایی قانع کردن افکار عمومی را هم نخواهد داشت و گفته‌هایش به توجیه‌گری شباهت پیدا می‌کند.پذیرش مسیولیت یکی از گام‌های مهم تیم مدیریت بحران در این شرایط است. در بیانه نهایی باید مسئولیت اشتباهات و اقداماتی که منجر به بحران شده را پذیرفت. این نکته تاثیر مهمی در آرامش افکار عمومی دارد.  همچنین نکته مهمی که باید در این بیانه به آن اشاره کرد احساس همدلی است و اینکه شرکت به آسیب‌های وارد شده به ذی نفعان آگاه است و در جهت رفع این مساله تلاش می‌کند. روابط عمومی می‌تواند با برشمردن اقداماتی که در شرکت برای جبران مشکلات پیش آمده در دست اقدام دارد افکار عمومی را روشن کند. همچنین توضیح دادن تغییراتی که در پیش است تا مشکلاتی مشابه بحران پیش آمده تکرار نشود می‌تواند به بازسازی وجهه برند کمک کند. احساس درک مشترک از مشکلاتی که با پیش آمدن بحران بروز کرده به مشتریان برند کمک می‌کند تا زمان حل مساله صبورتر باشند و بدانند که برند در کنار آنها قرار گرفته و برای رفع مشکلات و جبران خسارت‌ها تلاش می‌کند.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 00:38:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خاطر یک مشت دلار*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-tolti1tym7u1</link>
                <description>Forbesدر دو یادداشت قبلی که در این ستون منتشر شد به بررسی پدیده جدید شبکه‌های اجتماعی یا کلاب‌هاوس «Clubhouse» و فرصت‌ها و چالش‌هایی که در حوزه روابط عمومی پدید آورده پرداختم. معتقدم کلاب‌هاوس یک قدم جلوتر از روابط عمومی است و چالش‌های آن برای کسب‌و‌کارها به مراتب می‌تواند بیشتر از فرصت‌های آن باشد. با این حال نیازمند زمان بیشتری برای ارزیابی این پلتفرم هستیم تا بتوان به یک پروتکل جامع و نه فقط محدود کننده برای استفاده از آن در کسب‌و‌کارها رسید.در حال حاضر یک اتاق در حوزه روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی در کلاب‌هاوس برای مخاطبان فارسی زبان شکل گرفته که با جستجوی pr-communications و عضویت در این روم می‌توانید در مباحث مربوط به روابط عمومی مشارکت داشته باشید. اما در این یادداشت قصد دارم اقدام جدید و پر سر و صدای کلاب‌هاوس درباره پرداخت دستمزد به کاربران فعالش را بررسی کنم.در دوران همه‌گیری کرونا پخش زنده موثرتر می‌شود. حالا کلاب‌هاوس به مثابه رویداد آنلاین انتشار پادکست تعاملی ترند شده است. کووید-۱۹ خلاقیت را به تاکتیک‌های ارتباطی اضافه کرده و استفاده از پلتفرم‌های صوتی مانند کلاب‌هاوس نمونه این موضوع هستند (نگاه کنید که کسب‌و‌کارها در تعطیلات نوروز چگونه در فضای کلاب‌هاوس حضور پیدا کردند). پلتفرمی که ارتباط کاربران با هم در آن فقط مبتنی بر صدا است در کلاب‌هاوس انگار در حال گوش دادن به یک کانال رادیویی یا پادکست به‌صورت زنده هستید. در این اپلیکیشن می‌توان یک اتاق مجازی ایجاد کرد و با دعوت از دیگران درباره موضوع مشخصی گفت‌و‌گو کرد و کاربران می‌توانند با حضور در اتاق‌های ایجاد شده توسط دیگر کاربران در گفت‌و‌گو مشارکت کنند.چندی پیش کلاب‌هاوس در بیانیه رسمی اعلام کرد قصد دارد به کاربران فعال خود ماهانه پنج هزار دلار پرداخت کند. حالا کلاب‌هاوس می‌خواهد به ۲۰ نفر از گردانندگان این اتاق‌ها ماهانه پنج هزار دلار پرداخت کند. این تصمیم در حالی توسط کلاب‌هاوس گرفته شده که هنوز خبری از نسخه رسمی اندروید آن نیست (همچنان توصیه می‌کنم از نصب نسخه غیر رسمی آن خودداری کنید) و کاربران تنها با دریافت دعوتنامه از یکی از کاربران عضو در کلاب‌هاوس می‌توانند از این اپلیکیشن استفاده کنند. به‌عبارت دیگر با توجه به همین جامعه محدود عضو در این اپلیکیشن کلاب‌هاوس تصمیم به درآمدزایی برای اعضای فعال خود گرفته است. کلاب‌هاوس اعلام کرده یک برنامه با هدف تسریع رشد خود اجرا کرده که طی آن ۲۰ نفر را انتخاب می‌کند و از آن‌ها حمایت خواهد کرد. این حمایت شامل ارسال تجهیزات صوتی مناسب، کمک به توسعه موضوعات اتاق‌ها، تسهیل ارتباط با برندها جهت جذب اسپانسر و البته حقوق ماهانه پنج هزار دلاری می‌شود. این حمایت‌ها در حال حاضر شامل ۲۰ نفر می‌شود ولی در بلندمدت احتمالا کاربران فعال بیشتری در این طرح مورد حمایت کلاب‌هاوس قرار خواهند گرفت که ویژگی مشترک این افراد ایفای نقش موثر و فعال در توسعه این شبکه اجتماعی است.این تصمیم کلاب‌هاوس مانند حضورش مهم و پر سر و صداست. انتقاد مهمی که همواره به شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود این است کاربرها در آن به‌عنوان عضوی از آن پلتفرم در حال کار کردن هستند و وقت و انرژی خود را در آنجا صرف می‌کنند اما در نهایت درآمد را شرکت‌ها مانند توییتر و فیسبوک و ... به‌دست می‌آورند که از اطلاعات و محتوای کاربران برای جذب تبلیغات استفاده می‌کنند. در این میان تنها می‌توان به یوتیوب و مدل درآمدی آن برای کاربرانش اشاره کرد که کاربر یا تولیدکننده محتوا در یوتیوب بر اساس میزان دنبال کننده (subscriber) که دارد و بازدید ویدیوهایش می‌تواند درآمد کسب کند. اما کلاب‌هاوس با این طرح خود تحولی در مدل درآمدی کاربران از شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد، به رسمیت شناختن کاربرانی که در توسعه‌اش نقش مستقیم دارند و درآمدزایی برای آن‌ها.به این نکته هم باید توجه کرد که همه کاربران شانس حضور در این طرح را ندارند، همان‌طور که اشاره شد کاربرانی که نقش در توسعه این پلتفرم داشتند یا دارند شانس حضور در این طرح را دارند کاربرانی که وقت زیادی را در این شبکه اجتماعی سپری کردند و از اولین کاربران فعال یا Early Adopter هستند. کاربرانی که وقتی هیچ کس این شبکه اجتماعی را نشناخته بود با استفاده فعال و دعوت از دوستان‌شان به توسعه آن کمک کردند. و البته سوالی که بعد از شنیدن این خبر مطرح می‌شود این است که کلاب‌هاوس چگونه قرار است برای خودش درآمدزایی کند و به کاربرانش هم حقوق بدهد؟ هنوز مشخص نیست مدل درآمدزایی کلاب‌هاوس قرار است مبتنی بر تبلیغات یا پرداخت حق عضویت یا روش دیگری باشد. اگر این پلتفرم بخواهد مثل اغلب شبکه‌های اجتماعی دیگر از طریق تبلیغات و استفاده از دیتای کاربران برای نمایش تبلیغ درآمدزایی کند تصمیم اخیرش تحول بزرگی در دنیای شبکه‌های اجتماعی خواهد بود. چرا که با این روش به نوعی هزینه دیتای کاربران را به آنها پرداخت می‌کند. دیتایی که در چند سال اخیر محل بحث بوده و بسیاری از فعالان حقوق بشر توجه کاربران را نسبت به استفاده از آن در پلتفرم‌ها جلب کرده‌اند و بسیاری مدعی هستند که بخشی از درآمد حاصل از تبلیغات پلتفرم‌ها باید به مخاطبانشان تعلق داشته باشد.کلاب‌هاوس رشد خیره کننده‌ای در سال ۲۰۲۰ داشته و با اینکه در حال حاضر هیچ مدل درآمدزایی ندارد یک میلیارد دلار ارزش گذاری شده است. ازقرار پیش‌بینی‌ها درباره رشد سریع این اپلیکیشن در سال ۲۰۲۱ در حال محقق شدن است و همچنان باید منتظر اخبار جدیدی درباره کلاب‌هاوس باشیم.**منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 10:43:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش‌های ترسناک «کلاب‌هاوس» برای روابط عمومی*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-zwlfmx2qefjr</link>
                <description>Image:vox.comهفته گذشته در این ستون یادداشتی با تیتر «فرصت استثنایی «کلاب‌هاوس» برای روابط‌عمومی» منتشر شد که در نگاهی کلی فقط به استفاده از ظرفیت‌های کلاب‌هاوس در روابط عمومی پرداختم. در این شماره و برای تکمیل آن مطلب قصد دارم به نکاتی اشاره کنم که دانستن آن‌ها برای استفاده از کلاب‌هاوس ضروری است.این روزها صحبت از «Clubhouse» کلاب‌هاوس است، شبکه اجتماعی جدیدی که ارتباط کاربران با هم در آن فقط مبتنی بر صدا است و بر خلاف دیگر شبکه‌های اجتماعی که تعامل کاربران با هم مبتنی بر متن و تصویر است، در کلاب‌هاوس نمی‌توان کامنتی نوشت یا پیغامی برای کاربری ارسال کرد.این اپلیکیشن فضایی را ایجاد کرده که با استفاده از آن انگار در حال گوش دادن به یک کانال رادیویی یا پادکست به‌صورت زنده هستید. در این اپلیکیشن یک کاربر می‌تواند یک اتاق مجازی ایجاد کند و با دعوت از دیگران درباره موضوع مشخصی گفت‌و‌گو کنند یا کاربران می‌توانند به اتاق‌های ایجاد شده توسط دیگر کاربران بپیوندند و در گفت‌و‌گو مشارکت کنند. این نکته را هم باید درنظر گرفت که تعداد مشخصی از افراد در حال گفت‌و‌گو هستند و برای مشارکت در بحث باید دست‌تان را بالا بگیرید تا در نوبت صحبت کردن قرار بگیرید.توجه کنید که کلاب‌هاوس فعلا در دسترس کاربران اپل است و همان‌طور که در یادداشت قبلی اشاره کردم کاربران تنها با دریافت دعوتنامه از یکی از کاربران عضو در کلاب‌هاوس می‌توانند از این اپلیکیشن استفاده کنند. اما نسخه غیررسمی کلاب‌هاوس برای کاربران اندرویدی در حال دست به دست شدن است. ابتدای کار با این نسخه غیررسمی به شما این هشدار نمایش داده می‌شود که «این نسخه غیررسمی است و ممکن است کلاب‌هاوس حساب کاربری شما را ببندد و مسئولیتش با خود شماست!» همین‌جا توصیه می‌کنم که از نسخه غیررسمی هیچ اپلیکیشنی استفاده نکنید.در ادامه به چالش‌هایی درباره کلاس‌هاب می‌پردازم که اطلاع از این موارد در کنار جنبه‌های مثبت آن که در یادداشت قبلی به آن‌ها اشاره شد می‌تواند دید کاملی در استفاده مناسب از این اپلیکیشن در راستای اهداف یک برنامه روابط عمومی ارئه کند.اتاق‌ها در کلاب‌هاوس یک یا چند مدیر دارند که عملا فرصت گفت‌و‌گو را کنترل می‌کنند. کلاب‌هاوس پلتفرمی است برای گفتن و شنیدن اما وسوسه جلوی میکروفون قرار گرفتن ممکن است دردسرساز شود. علاوه‌براین ممکن است مدیر یک اتاق که از قضا سخنگوی یک سازمان، مدیرعامل یا ... باشد توسط یک کاربر به چالش کشیده شود و موضوع شخصی شود. تصور کنید چند خبرنگار هم در این اتاق حضور داشته باشند. همین کافی است تا یک بحران ارتباطی شکل بگیرد. به‌صورت کلی واحد روابط عمومی هر سازمانی برای استفاده ار کلاب‌هاوس باید مستندها و دستورالعمل‌های لازم را آماده و در اختیار سخنگوهای سازمان خود که قرار است در اتاق‌های کلاب‌هاوس صحبت کنند قرار دهد. هر کاربری در اتاق‌های کلاب‌هاوس ممکن است حرفی بزند که بعدا پشیمان شود. الزامی ندارد که سخنگوی یک سازمان به هر انتقادی که می‌تواند خصوصی مطرح شود نه در یک فضای عمومی پاسخ دهد. هر اظهار نظری می‌تواند بدون اطلاع گوینده ضبط شود و برای همیشه باقی بماند.کلاب‌هاوس به سایر حساب‌های کاربری کاربران در شبکه‌های اجتماعی اینستاگرام و توییتر دسترسی می‌گیرد و این اتفاق خوبی نیست. بخش اصلی تنظیم حساب کاربری در کلاب‌هاوس اتصال حساب‌های کاربری توییتر و اینستاگرام است. اگر بحرانی در کلاب‌هاوس دامن سخنگوی یک سازمان را بگیرد هیچ تضمینی وجود ندارد که ادامه این بحران به شبکه‌های اجتماعی دیگر کشیده نشود. به‌نظر می‌رسد کلاب‌هاوس می‌تواند سکوی جدیدی باشد برای شروع یک بحران که پس از ورود به شبکه‌های اجتماعی دیگر راه به رسانه‌های جریان اصلی پیدا می‌کند.فراموش نکنیم که در دوره cancel culture در شبکه‌های اجتماعی زندگی می‌کنیم. شرایطی که در آن وقتی رفتار شما از نظر دیگران اشتباه باشد تمام اعتبار خود را از دست می‌دهید و صدایتان را ساکت می‌کنند. چهره‌های بسیاری بوده‌اند که حرفه و آینده‌شان تحت تاثیر واکنش کاربران به آنها در شبکه‌های اجتماعی به کلی تحت تاثیر قرار گرفته. فرهنگی که آزادی بیان را محدود می‌کند و نظرات مخالف را با حمله جمعی خنثی می‌کند. در چنین شرایطی  دشوار می‌شود در یک شبکه اجتماعی که مبتنی بر صدا و ابراز نظر و عقیده است به راحتی فعالیت کرد و منتظر عواقب آن نبود.از سوی دیگر به‌نظر می‌رسد که گفت‌و‌گوها در کلاب‌هاوس باید خصوصی باشند اما از قرار اینطور نیست. به موارد متعددی پیش از کلوب‌هاوس می‌توان اشاره کرد که یک فایل صوتی یا یک فیلم خصوصی لو رفته است. هستند کسانی که به این شکل حریم خصوصی دیگران را نقض کنند. از سوی دیگر  صداها برای رسیدگی به شکایت‌های احتمالی توسط کلاب‌هاوس ضبط می‌شود. همچنین این اپلیکیشن به فهرست شماره تماس‌های کاربران دسترسی دارد. انتقاد دیگری که درباره کلاب‌هاوس این روزها از آن صحبت می‌شود گفت‌و‌گوهایی است که مصداق نژادپرستی هستند که قطعا چالش بزرگی برای این اپلیکیشن است. «ایوان نرمین» مدیرعامل آژانس بین‌المللی روابط عمومی Red Banyan معتقد است کلاب‌هاوس به‌زودی می‌تواند محلی برای آسیب دیدن برند کسب‌و‌کارها و برندهای شخصی شود.به‌نظر می‌رسد همچنان باید منتظر رشد سریع کلاب‌هاوس بود این اپلیکیشن رشد خیره کننده‌ای در سال 2020 داشت و طبعا بررسی دقیق‌تر این فضا تا ماه‌های آینده می‌تواند تصویر روشن‌تری برای استفاده از آن ارائه کند.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 18 Mar 2021 07:28:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کلاب‌هاوس و روابط عمومی یا تنها صداست که می‌ماند*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-czanj0wut47c</link>
                <description>رشد خیره کننده شبکه‌های اجتماعی فرصت‌های جدیدی را برای برندها برای توسعه استراتژی‌های روابط عمومی‌شان پدید آورده است. این روزها در شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر صحبت از «Clubhouse» کلاب‌هاوس است، شبکه اجتماعی جدیدی که ارتباط کاربران با هم در آن فقط مبتنی بر صدا است و بر خلاف دیگر شبکه‌های اجتماعی که تعامل کاربران با هم مبتنی بر متن و تصویر است، در کلاب‌هاوس نمی‌توان کامنتی نوشت یا پیغامی برای کاربری ارسال کرد.اپلیکیشن کلاب‌هاوس این روزها کاربرانی مانند ایلان ماسک (مدیر شرکت‌ خودروسازی تسلا و برنامه فضایی اسپیس‌ایکس)، مارک زاکربرگ (مدیرعامل فیسبوک) و اوپرا وینفری (چهره مشهور تلویزیونی آمریکا) و ... را میزبانی می‌کند که اتاق‌های گفت‌وگویی را درست کردند و به اتاق‌های دیگر هم سر می‌زنند. کلاب‌هاوس فضایی را ایجاد کرده که با استفاده از آن انگار در حال گوش دادن به یک کانال رادیویی یا پادکست به‌صورت زنده هستید. برای استفاده از این اپلیکیشن و دیالوگ با چهره‌هایی مثل ماسک یا زاکربرگ یا نمونه‌های ایرانی در کلاب‌هاوس باید منتظر یک دعوتنامه از یکی از کاربران عضو در این شبکه اجتماعی باشید. همین رویکرد ارسال دعوتنامه برای عضو شدن در آن از ابتدای سال 2021 باعث شد تا کاربران شبکه‌های اجتماعی درباره‌اش صحبت کنند و به‌نوعی باعث محبوبیت آن شد. نحوه کار با آن هم به این صورت است که یک کاربر می‌تواند یک اتاق مجازی ایجاد کند و با دعوت از دیگران درباره موضوع مشخصی گفت‌و‌گو کنند یا کاربران می‌توانند به اتاق‌های ایجاد شده توسط دیگر کاربران بپیوندند و در گفت‌و‌گو مشارکت کنند. این نکته را هم باید درنظر گرفت که تعداد مشخصی از افراد در حال گفت‌و‌گو هستند و برای مشارکت در بحث باید دست‌تان را بالا بگیرید تا در نوبت صحبت کردن قرار بگیرید.زمانی که کاربر وارد اپلیکیشن کلاب‌هاوس می‌شود با فضایی مانند فضای اکسپلور (Explore) در اینستاگرام روبرو می‌شود که درست مانند الگوریتم اکسپلور اینستاگرام، بر اساس علایق و کاربرانی که فرد دنبال می‌کند اتاق‌های گفت‌و‌گو و کاربران دیگر را به او پیشنهاد می‌شود که می‌تواند اتاقی را انتخاب و در گفت‌و‌گو مشارکت کند یا کاربری را دنبال کند. اتاق‌های گفت‌و‌گو کارکرد اصلی کلاب‌هاوس هستند. کاربران می‌توانند به‌عنوان مخاطب شنونده صرف وارد اتاق‌ها شوند و به بحث‌ها گوش دهند و اگر کاربری بخواهد در بحث مشارکت کند باید دستش را بالا بگیرد تا به‌نوعی به پنل گفت‌و‌گو دعوت و از این طریق در بحث مشارکت کند.مانند هر پلتفرم دیگری با میلیون‌ها کاربر، کلاب‌هاوس یک فرصت استثنایی برای کسب‌کار‌هاست تا درباره برند خود صحبت کنند. در واقع کلاب‌هاوس می‌تواند در ادامه استفاده از پلتفرم‌های صوتی مانند پادکست برای یک برند ایفای نقش کند.24 ساعته و در هفت روز هفته در اتاق‌های گفت‌و‌گوی کلاب‌هاوس درباره هرچیزی که فکرش را بکنید صحبت می‌شود، از صحبت سه شهردار در آمریکا که چرا شهرهای‌شان برای فعالیت کسب‌و‌کارهای تکنولوژی محور مناسب هستند تا صحبت طولانی درباره یک کتری! کلاب‌هاوس یک فرصت مناسب برای کسب‌و‌کارها ساخته تا برند خود را معرفی کنند یا از یک سخنگوی خوب برای معرفی و صحبت درباره برند خود بهره بگیرند. دور از انتظار نیست که به‌زودی برندها سفیران خود را در کلاب‌هاوس معرفی کنند که طبعا باید صدای خوبی داشته باشند، در کلاب‌هاوس تنها صداست که می‌ماند!کسب‌و‌کارها می‌توانند با همکاری از اینفلوئنسرها و دعوت از آن‌ها برای حضور در اتاق‌های گفت‌و‌گو برند خود را به مخاطبان زیادی معرفی کنند.حضور و فعالیت نفر اول یک کسب‌و‌کار در کلاب‌هاوس توصیه می‌شود که کمک شایانی به معرفی پروفایل یک کسب‌و‌کار و ساختن یک رابطه معتبر با مخاطبان آن کسب‌و‌کار خواهد کرد. از این طریق مدیر ارشد یک کسب‌و‌کار با انواع مخاطبان و ذی‌نفعان آن کسب‌و‌کار ارتباط موثر و تعاملی خواهد داشت که می‌توان برای مثال به تقویت برند کارفرمایی به‌عنوان یکی از نتایج آن اشاره کرد.کلاب‌هاوس علاوه‌بر اینکه کمک به مطرح شدن یک برند می‌کند، بر اساس ساختار ارتباطی مبتنی بر صوت می‌تواند بستر مناسبی برای انجام تحقیقات روابط عمومی برای یک برند هم باشد.رسانه‌های اجتماعی با سرعت غیرقابل باوری در حال رشد هستند. کلاب‌هاوس رشد خیره کننده‌ای در سال 2020 داشت و با اینکه در حال حاضر هیچ مدل درآمدزایی ندارد یک میلیارد دلار ارزش گذاری شده است. اگر تا این لحظه درباره‌اش چیزی نشنیده‌اید به‌زودی در معرض اخبارش قرار خواهید گرفت. کلاب‌هاوس به سرعت تبدیل به فضایی برای افرادی شده که ارتباطات خوبی دارند و ابزاری است مناسب برای کارآفرینان و کسب‌وکارها تا با گفت‌و‌گو درباره برند خود ارزش آفرینی کنند.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 04 Mar 2021 23:28:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط عمومی و هنر تحلیل اطلاعات*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-xo3bbchhstji</link>
                <description>بخش مهم و بزرگی از هر برنامه روابط عمومی «ارتباطات رسانه» است، آنجایی که با کمک رسانه‌ها می‌توان برای یک کسب‌و‌کار اعتبارسازی کرد.  اما برای کسب‌و‌کارهایی که در حوزه B2B (به‌خصوص در زمینه فناوری) فعال هستند، تنها انتشار خبر درباره فعالیت‌های این کسب‌و‌کارها، راه مناسبی برای ارتباط با مخاطبان جامعه هدف نیست. صحبت از «ارتباطات تحلیلگر» یا  AR(Analyst Relations) است. ارتباط با متخصصانی که کارشان تحلیل و بررسی دقیق حوزه‌های مرتبط است. روابط عمومی‌های آشنا به عدد و تحلیل می‌توانند کارگشا باشند و با ارائه گزارش‌هایی جامع  و مدون نقش کسب‌و‌کار را در صنعت برای انواع مخاطبانش شفاف کنند و در نهایت اعتبار لازم را از طریق همکاری با رسانه‌ها برای برند بسازند. «ارتباطات تحلیلگر» یا AR شباهت‌های ظریفی به «ارتباطات رسانه» دارد. استفاده از این ظرفیت نه فقط برای کسب‌و‌کارهای B2B که برای همه کسب‌و‌کارهایی که قصد دارند خود را به‌عنوان «رتبه یک» صنعت خود جایگاه‌سازی کنند توصیه می‌شود.تهیه گزارش‌های برندساز معمولا نیازمند زمان است. روزنامه‌نگاران برای تهیه انواع محتوا زمان محدودی دارند، اما تحلیلگران برای تهیه گزارش عمیق خود مدت زمان بسیاری را صرف می‌کنند.مثلا  در بخشی مانند فناوری تبلیغات در یک رسانه ممکن است یک روزنامه‌نگار به کل موضوعات این حیطه ب‍پردازد در حالی که در یک مجموعه تخصصی ارتباطات تحلیلگر بخشی از افراد تنها برای یک موضوع جزیی در این حیطه مانند بررسی پلتفرم‌های جانبی فعالیت کنند.اگرچه ممکن است بین پرسش‌ها و رویکرد روزنامه‌نگاران و تحلیلگران هم‌پوشانی دیده شود اما اهداف نهایی آن‌ها با هم متفاوت است. هرچند هردو طیف به‌دنبال درک بهتر تحولات در یک فضای خاص هستند. تحلیلگران گزارش خود را برای مخاطب مشخص منتشر می‌کنند و در آن جهت‌گیری هم دارند، مثلا به مخاطبان یک برند شفاف می‌گویند که از آن‌ها خرید کنید یا نه. اما روزنامه‌نگاران تنها برای اطلاعات عمومی خوانندگان دیدگاه‌های مختلف را در گزارش خود جمع‌آوری و منتشر می‌کنند بدون هیچ موضع‌گیری. در گزارش تحلیلگران عملا با درجه‌ای از ارتقا برای مخاطب روبرو هستیم اما در گزارش یک روزنامه‌نگار از یک کادر یا قالب مشخص محدود نمی‌توان خارج شد.باتوجه به تفاوت‌های موجود طبعا جلسات توجیهی تحلیلگران بسیار دقیق‌تر از جلسات توجیهی رسانه‌هاست. به عبارت دیگر می‌توان گفت روزنامه‌نگاران در مورد یک کسب‌و‌کار به‌دنبال پاسخ این پرسش هستند که این کسب‌و‌کار چه کاری را انجام می‌دهد اما تحلیلگران به‌دنبال این هستند که این کسب‌و‌کار چگونه این کار را انجام می‌دهد. اگر یک کسب‌و‌کار بتواند از این ظرفیت تحلیلگران استفاده کند یک فرصت عالی برای تمایز با رقبای خود را به‌دست آورده است.یکی از بزرگترین تفاوت‌های ارتباطات رسانه و ارتباطات تحلیلگر مدل همکاری است. معمولا کسب‌و‌کارهایی که بودجه‌ای برای AR در نظر می‌گیرند می‌توانند از مشارکت و پوشش عمیق توسط تحلیلگران استفاده کنند و جلسات توجیهی متعدد برای تولید گزارش‌های مختلف و ... داشته باشند. مجموعه‌هایی هم که نمی‌توانند بودجه‌ای برای این حوزه در نظر بگیرند به‌صورت محدود می‌توانند از این خدمات اشتفاده کنند و با برخی از تحلیلگران ارتباط برقرار کنند.علاوه‌بر این تیم‌های روابط عمومی باید با خلاقیت خود را در ذهن تحلیلگران مطرح کنند. آنها می‌توانند با ارتباط مداوم با تحلیلگران و به‌روز رسانی ماهانه اطلاعات درباره کسب و کار ارتباط بلندمدت خوبی با تحلیلگران بسازند و به اهداف مد نظر در جایگاه‌سازی کسب‌و‌کار دست پیدا کنند.از مهمترین بازیگران ارتباطات تحلیلگر در دنیا می‌توان به مجموعه‌های Gartner، Forrester و IDC اشاره کرد. گزارش‌هایی که توسط چنین مجموعه‌های مطرحی منتشر می‌شوند می‌تواند تاثیر زیادی در اهداف بازاریابی یک کسب‌و‌کار داشته باشد. تیم‌های روابط عمومی باهوش بازیگران ارتباطات تحلیلگر را ردیابی می‌کنند و برای آماده‌سازی و انتشار گزارش‌هایی از این دست با افراد کلیدی ارتباط می‌گیرند.برخورداری از یک استراتژی روابط‌عمومی برای ارتباط با انواع مخاطب امروز نیاز شرکت‌های بزرگ و استارت‌آپ‌ها است که بیش از هر زمان دیگری به معرفی مجموعه و خدمات خود نیاز دارند. بیش از یک سال از شیوع ویروس کووید-۱۹ در دنیا گذشته و برای مخاطب شما قطعا جذاب است که با عدد و رقم ببیند که شما این سال عجیب را چگونه سپری کرده‌اید. اگر دسترسی به مجموعه‌های تحلیلگر ندارید یا بودجه‌ای برای آن درنظر نگرفته‌اید، کافی است از تیم هوش تجاری یا BI کمک بگیرید. بعد از تهیه و تدوین گزارش قصه خود را تعریف کنید و توجه رسانه‌ها و به تبع آن مخاطبان را به‌خود جلب کنید. در معرض دید مخاطب خود قرار دهید. انتشار گزارش‌های عملکرد کسب‌و‌کارها از این دوران موج بیشتری از همراهی افکار‌عمومی را در تاثیر مثبت یا منفی ناشی از شیوع ویروس کرونا برای یک کسب‌و‌کار پدید می‌آورد. بازنگری در برنامه‌های ارتباطات بازاریابی موثر خواهد بود. نباید فراموش کرد که این روابط‌عمومی است که این روزها می‌تواند در جایگاه یک رهبر، برنامه‌ بازاریابی را هدایت کند و به هدف برساند.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 18 Feb 2021 06:26:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش‌گویی‌هایی برای روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-jim25elcdgyk</link>
                <description>نه فقط برای روابط عمومی که در همه حوزه‌ها سال جاری شبیه به هیچ سالی نبود. اگر این امکان وجود داشت که این روزها را از تقویم پاک کنیم و دوباره این سال را سپری کنیم قطعا بسیاری از افراد دنیا این کار را می‌کردند. با این حال امسال کووید-۱۹ ،Black Lives Matter ، فاجعه‌های زیست محیطی و البته یک رقابت تاریخی برای حضور در کاخ سفید، ترندهای جهانی بودند. همه این ترندها فرصت‌هایی را برای متخصصان حوزه ارتباطات پدید آورد و حالا باید به فکر دوره جدیدی بود. در ادامه به مواردی که در سال جاری با دقت بررسی شده اشاره خواهد شد که پیش‌بینی می‌شود در سال آتی نیز در حوزه روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی کاربردی و اثرگذار خواهند بود.همه‌چیز دیجیتال خواهد بود. پاندمی کویید-۱۹ سرعت دیجیتالیزه شدن کسب‌و‌کارها را بیشتر کرد. اتفاقی که به‌صورت عادی هم در حال رخ دادن بود اما کووید-۱۹ سرعتش را چند برابر کرد. بر اساس پیش‌بینی موسسه گارتنر (Gartner) «مدل‌های عملیاتی بر این اساس برای هر کسب‌و‌کاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود و باعث می‌شود تا کسب‌و‌کارها با موفقیت از دوره کووید-۱۹ خارج شوند و وارد دوره جدید شوند.» به‌نظر می‌رسد در حوزه بازاریابی، برند و ارتباطات چیزی غیر از این رخ نخواهد داد. برخی سازمان‌ها دور کاری را به‌صورت دائم برای کارکنان خود تعریف کرده‌اند پس انتظار می‌رود تمرکز کمپین‌های درون و برون سازمانی بر حوزه دیجیتال متمرکز باشد. علاوه‌بر این تعجیل برای دیجیتالیزه شدن مدل‌های عملیاتی کسب‌و‌کارها به نتایجی ختم می‌شود که در زمان برنامه‌ریزی به آن‌ها ممکن است فکر هم نشده باشد. در این زمینه می‌توان به «توجه ویژه به زیرساخت امنیتی دیجیتال»، «استفاده از اتومیشن و انجام خودکار فرآیندهایی معمولی» اشاره کرد.پخش زنده موثرتر می‌شود. کووید-۱۹ خلاقیت را به تاکتیک‌های ارتباطی اضافه کرد به‌خصوص استفاده از پلتفرم‌های ویدیویی. به‌زودی ایده‌ها و پلتفرم‌های متنوع در زمینه ارتباطات با کارکنان و مشتریان را خواهیم دید. از ترندهای موثری که احتمالا ادامه پیدا خواهد کرند می‌توان به رویدادهای آنلاین انتشار پادکست اشاره کرد. آینده رویدادهای مارکتینگ از جنس رویدادهای مجازی خواهد بود.سرمایه‌گذاری روی افزایش تعامل با کاربران مهم است. به دلایل متعددی ارتباط با انواع مخاطبان مهم‌تر از قبل می‌شود. با توجه به شرایط ناشی از شیوع کووید-۱۹ و دور کاری بسیاری از کارکنان زندگی کاری دیجیتال رایج شده. ارتباطات درون سازمانی با تاکید بر سلامت ذهنی تیم سازی و خلاقیت برای ایجاد تعامل میان کارکنانی که حالا هر یک در محل قرنطینه خود کار می‌کنند به چالش کشیده می‌شود. هر کسب‌و‌کاری برای حل این موضوع نیاز به ابزار تکنولوژی مناسب برای ایجاد تعامل بیشتر میان کارکنان خود دارد. بهینه‌سازی کانال‌های ارتباطی و اختصاص یک کانال ارتباطی خاص برای ارتباطات درون سازمانی ضروری است.ارتباطات و بازاریابی هم‌پوشانی خواهند داشت. همیشه در ساختار یک کسبوکار میان بازاریابی و روابط عمومی تنش وجود داشته به این دلیل که هر دو برای دریافت بودجه سالانه بیشتر در حال رقابت با هم هستند. از سوی دیگر بازاریابی مسئول رشد یک کسب‌و‌کار است و روابط عمومی شامل مدیریت بحران، دفاع از اعتبار برند و مواردی از این دست می‌شود. در شرایط فعلی کسب‌و‌کارهایی موفق خواهند بود که مدیرانش هوشمندانه عمل کنند و از اینکه بازاریابی و روابط عمومی در مسیر تامین نیاز مشتری حرکت می‌کنند اطمینان حاصل کنند. البته به این نکته باید توجه کرد که امروز تحت تاثیر شرایط به‌وجود آمده از شیوع کووید-۱۹ شاهد یک تحول در نقش‌ها و کارکردها هستیم و این روابط عمومی است که این روزها می‌تواند در جایگاه یک رهبر، یک برنامه‌ی بازاریابی را هدایت کند و به هدف برساند.روابط عمومی ارزش‌ها را مخابره خواهد کرد. این نکته تازه‌ای نیست اما فشارها برای همسو کردن روابط عمومی با بازاریابی باعث شده تا مخابره ارزش‌های یک کسب‌و‌کار فراموش شود.  ضرورت برخورداری از یک استراتژی روابط عمومی برای انتقال پیام مناسب به مخاطب هدف، امروز نیاز همه کسب‌و‌کارهاست. در ایران به موارد متعددی می‌توان اشاره کرد که در سال جاری غافل از این موضوع بودند یا عملکرد خوبی در این زمینه از خود به جا نگذاشتند و در نهایت اعتماد کاربران خود را به‌راحتی از دست دادند. این یعنی اعتماد به کسب‌و‌کارها از مخابره ارزش‌های آن‌ها پدید می‌آید.پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی و اینفلوئنسرهایی که فرهنگ‌سازی می‌کنند. شرایط خاص پاندمی همه چیز را تغییر داده، در این موقعیت باید عملگرا بود. یک سال پیش کسی از اهمیت و تاثیر امروز شبکه‌های اجتماعی تا این اندازه مطلع نبود. کما اینکه با شیوع پاندمی کووید-۱۹ استفاده از شبکه‌های اجتماعی نه فقط در ایران که در دنیا افزایش پیدا کرد. حالا می‌بینیم که رشد تاثیرگذار شبکه‌های اجتماعی سرعت بالایی به‌خود گرفته و این روند در سال آتی هم ادامه خواهد داشت. برندهایی برنده هستند که بتوانند از پلتفرم‌های مختلف شبکه‌های اجتماعی و افراد موثر در آن در راستای اهداف ارتباطی یا بازاریابی خود استفاده کنند.خلاقیت همچنان یک اصل است، یک اصل همیشگی. ایده‌های ناب ارتباطی و بازاریابی توجه رسانه‌ها را به‌سوی برند جلب می‌کند. پس از آن مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی درباره‌اش حرف می‌زنند و بعد فعالان صنعت و کارکنان یک کسب‌و‌کار درباره ایده‌های خوب صحبت می‌کنند. در نتیجه تعامل با انواع کاربران به‌جود می‌آید و طبعا تیم بازاریابی اهداف تعیین شده خود را در دسترس خواهد دید.در پایان برای درک بهتر اینکه در وضع موجود چه کارهایی را در حوزه روابط عمومی و ارتباطات بازاریابی باید انجام دهیم و از چه مواردی باید اجتناب کنیم پیشنهاد می‌کنم یادداشت «اگر حرفی برای گفتن ندارید سکوت کنید» که پیش از این در این ستون منتشر شده را مطالعه کنید.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Fri, 18 Dec 2020 19:17:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توییتر به مثابه یک کافه کلاسیک*</title>
                <link>https://virgool.io/@hamid_jafari/%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-kuro2pv0ztd5</link>
                <description>business-standardدر شماره قبلی این ستون درباره «استوری در لینکدین امکان بی‌مصرف یا یک فرصت» نوشتم و به این موضوع پرداختم که در لینکدین به‌عنوان یک شبکه اجتماعی برای متخصصان B2B که بیش از ۷۰۰ میلیون کاربر دارد، چگونه و با چه ایده‌هایی می‌توان از امکان استوری برای جایگاه سازی برند کارفرمایی بهره برد. اما لینکدین آخرین شبکه اجتماعی نبود که امکان استوری را در اختیار کاربرانش قرار داد. بعد از اقبال کاربران اسنپ‌چت به استوری این امکان با استقبال کاربران فیسبوک و اینستاگرام روبرو شد. در ابتدا کاربران محتواهایی را در استوری منتشر می‌کردند که به‌نظرشان ارزش پست شدن نداشت. اما رفته رفته استوری جای خود را در میان کاربران باز کرد و کار به جایی رسید که پلتفرم‌های دیگری مانند یوتیوب، Pinterest و به‌تازگی هم توییتر امکان استوری را با عنوان Fleets در دسترس کاربرانش قرار دادند. در ادامه و در این یادداشت قصد دارم به این موضوع بپردازم که چرا توییتر در دنیای امروز مهم است و برندها چگونه می‌توانند از امکان استوری در توییتر در دوران کووید-۱۹ استفاده کنند.معتقدم توییتر مهم‌ترین شبکه اجتماعی در دنیاست. قدرت توییتر در این است که با همان سرعتی که اتفاق‌ها در دنیا رخ می‌دهند به‌همان سرعت در توییتر منتشر می‌شوند. هیچ شبکه اجتماعی در این زمینه به گرد پای توییتر نمی‌رسد. فیسبوک در تلاش است که به این جایگاه خود را نزدیک کند اسنپ‌چت هم همین‌طور اما امروز بهترین شاخص برای گرفتن نبض اتفاقاتی که در جهان رخ می‌دهد تویتتر است. (پیشنهاد می‌کنم یادداشت « ترامپ؛ روزی روزگاری در توییتر » که پیش از این در این ستون منتشر شده را بخوانید) توییتر مثل یک کافه کلاسیک است که در آن همه با هم از هر طبقه‌ای که باشند با هم ارتباط برقرار می‌کنند و شاید به همین دلیل است که در زمینه ارتباطات بازاریابی نیز توییتر یک شبکه اجتماعی موثر تلقی می‌شود. از طریق توییتر می‌توان یک ارتباط خطی و البته دقیق میان برندها و مخاطبانش ایجاد کرد. به‌عبارت دیگر برند و مخاطبانش در توییتر در یک موقعیت برابر با هم ارتباط برقرار می‌کنند. علاوه بر این، تنوع مخاطب در توییتر باعث شده تا این شبکه اجتماعی در زمینه ارتباطات بازاریابی اهمیت ویژه‌ای پیدا کند. ویژگی جذاب میکرو بلاگی توییتر این امکان را به متخصصان روابط عمومی یا ارتباطات بازاریابی یک برند می‌دهد تا هر اتفاقی در مورد برند یا یک کسب‌و‌کار را در سریع‌ترین زمان ممکن منتشر و به گوش مخاطب خود برسانند.اما مثل روزنامه‌ها که صبح به‌دنیا می‌آیند و شب می‌میرند توییت‌ها هم در توییتر عمر کوتاهی دارند. ذات توییتر همین است محتوای تولید شده توسط کاربران در آن عمر کوتاهی دارد پس پر بی‌راه نیست که بگوییم Fleets یا همان استوری در توییتر با ذات این شبکه اجتماعی عجین است. امکانی که مشابه استوری در اینستاگرام و فیسبوک و لینکدین و مابقی پلتفرم‌هاست و تنها ۲۴ ساعت می‌ماند. این امکان ابتدا در میان کاربران توییتر در برزیل آزمایش شد و پس از مدتی کوتاه در دسترس تمامی کاربران توییتر قرار گرفت. استفاده از این امکان می‌تواند خبر خوبی برای برندها و کسب‌و‌کارهایی باشد که در توییتر فعال هستند. استوری در توییتر کاربردی شبیه به  توییت دارد به این معنا که کاربران محتوایی که از نظرشان اولویت بالایی داشته را تا حالا توییت می‌کردند و از اینجا به بعد از Fleets هم با همین رویکرد می‌توانند استفاده کنند.همه‌گیری کووید-۱۹ بسیاری از برنامه‌ها و استراتژی‌های ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی را دگرگون کرد. پیش از پاندمی کووید-۱۹ استفاده از انواع رسانه‌ها برای ایجاد ارتباط پویا و مداوم با انواع مخاطب با هدف اعتمادسازی شایع بود اما تحت تاثیر شرایط فعلی شبکه‌های اجتماعی امروز از اهمیت ویژه‌ای برای ایجاد ارتباط با مخاطب و اعتمادسازی برخوردار هستند. با توجه به آنچه که بالاتر درباره اهمیت توییتر گفته شد در اینجا می‌خواهم کوتاه به چند رویکرد کلی برای استفاده از توییتر در این شرایط اشاره کنم.استوری توییتر یک راه سریع و آسان برای انتقال اطلاعات است. بسیاری از محتواها ظرفیت تبدیل شدن به یک پست را ندارند و برای فلیتس مناسب‌تر هستند. مثلا محتواهایی که ممکن است بعد از به پایان رسیدن رویداد بی‌اهمیت به نظر برسند بهتر است از طریق Fleets منتشر شود. همچنین می‌توان اطلاعاتی مانند فروش ویژه، تخفیف‌ها و ... را به‌صورت فلیتس منتشر کرد تا مخاطبان بیشترین ترغیب شوندآپدیت‌های این بخش را در کسب و کار شما دنبال کنند.همچنین استوری توییتر می‌تواند منجر به دریافت پیام از مخاطبان شود. بازخوردهای زیادی بعد از انتشار فلیتس به شکل ریپلای به دست شما می‌رسد و از این طریق می‌توان مخاطبانی که بیشترین ارتباط را با کسب‌و‌کارتان در توییتر دارند شناسایی کرد و این امکان فراهم می‌شود تا محتوای مناسب‌سازی شده برای آن‌ها تولید و منتشر کنید و ارتباط شکل گرفته را پویا و مداوم کنید.لحن یک کسب‌و‌کار در توییتر ممکن است جدی یا دوستانه باشد می‌توان محتواهایی که خیلی مقید به لحن برند نیست را در استوری توییتر منتشر کرد. انتشار یک داستان درباره برند یا کسب‌و‌کار در مجموعه استوری می‌تواند باعث شود تا کاربران درباره آن کسب‌و‌کار حرف بزنند. هدف در اینجا اعتبارسازی از سوی کاربران است آن هم از محتوایی که مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد. انتشار محتوایی به‌صورت مکمل درباره آنچیزی که به‌عنوان توییت منتشر می‌شود نیز می‌تواند در استوری کارساز باشد.باتوجه به وجه تمایز توییتر از دیگر شبکه‌های اجتماعی یا همان قدرتش که با همان سرعتی که اتفاق‌ها در دنیا رخ می‌دهند به‌همان سرعت در توییتر منتشر می‌شوند و ارائه امکان استوری، کم‌کم باید با محتوای آرشیوی خداحافظی کرد.*منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد</description>
                <category>حمید جعفری | Hamid Jafari</category>
                <author>حمید جعفری | Hamid Jafari</author>
                <pubDate>Thu, 03 Dec 2020 12:01:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>