<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hamid khazaei | حمید خزائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamidkhazaei</link>
        <description>يه همراه خوب ، قضاوتت نميكنه چون ميدونه تو متخصص زندگي خودت هستي</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:30:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/109884/avatar/CYe0yV.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hamid khazaei | حمید خزائی</title>
            <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>همین الان، همینجا</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-fumploiiwpma</link>
                <description>همین الان، همینجایی تودور نیستی ازمتویی که یک سال تمام همه تلاش خودت رو کردی تا منی رو سر خط بیاری که بیرون خط بودم، همه کار برای من کردی ولی وقتی موقع رسیدن و افتادن میوه مون بود خسته شدی و رفتیهمین الان، همینجاییکنار مندو صندلی اونورترصدای خنده هات یه تیکه دونات کرمی با روکش شکلاتههمینقدر لذت بخشهمینقدر جذابتو چقدر عشقی!همین الان، همینجاییبه هر جایی که در این روزها نگاه میکنم تورو میبینم که همیشه کنارمی، با من نفس میکشی و با من غذا میخوری، با من مسافرت میای، با من سوار موتور میشی و سوار ماشین میشی، همه چیز همه چیزکاش یه روزی توی این عالم این متن برسه به دستت که بهترین متن هام برای توعهقبلش برای پیدا کردن تو و الان برای توعهساعتها و روزها دنبال تو خواهم بوداز خدا طلب میکنم تورو از کسی که تورو به من داددلم مانند همین متن آشفته سشبها به عشق تو میخوابم که فقط خوابتو ببینم اما دریغخوابی بدون تو زجری است که ساعت هارا میگذرانددر بیداری میدانم به تو فکر میکنم اما در خواب از تو دور میشومبله دقیقا آشفته یعنی همین متن بی ادبیات و بی منطق و بی سر و تههمه اینهارو دارم میگم که تو بدونیچقدر دوستت دارمواقعا برای داشتنت فرهاد شدماما نمیخوام تو برام شیرین بشیمیخوام کنارم باشی با هر اسمیتو عجیب در اعماق وجود من رسوخ کردیاون ته تهیمن دیگه 18 سالم نیست که بگم این حس گذرا و مقطعی بوده، من الان 30 سالمهو منتظر توام که بیای پیشمکنارمو باهم بسازیم همه چیزو</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Feb 2023 18:09:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای دوست قدحی شراب ده تا سیراب شوم!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%AF%D8%AD%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D9%88%D9%85-eclqutnm7q1a</link>
                <description>شراب!بگذریم نمیخوام حرف کلیشه ای بزنم، اما همه از قدیم شنیدم که به دوست خوب تورو به عرش میرسونه و دوست بد تورو به فرش !اینکه من این جمله اخر رو قبول داشتم یا نه خودش محل بحثه، اما شما درست خوندید و من در استفاده از کلمه سعی کردم فعل گذشته استفاده کنم تا اینکه بتونم بگم اره الان قبولش دارماونم بخاطر این شد که !ما دنیای ادم ها رو نمیتونیم تغییر بدیم ولی در روزگاری که خیلی از ماها سعی میکنیم بهتر زندگی کنیم محشور شدن با یه سری چیزا مثل اعتیاد از هر جمله ش خسران بسیار زیادی داره30 سالم شده و من در این مدت فقط بازی زندگی رو دیدم و رنگ باختن آدمها و زندگی !یه جاهایی سر آدم هایی قسم میخوردم که الان دیگه نیستن و نمیدونمم کجان، یه جاهایی روی آدمهایی حساب کردم که الان در ورطه غلطی انجان!!!! غلط ؟کی گفته چی غلطه چی درسته و این متر و معیارش از کجا میاددقیقا این موضوع  شخصه، آره، غلط از نظر من غلطی که در غایت زندگی من از زمان طفولیت تا این لحظه بوده و هستچرا باید در انتخاب یه سری آدم اینکه بنگ میکشه یا نه دچار این سوال بشیم که خب چون بنگ نمیکشه من انتخابش نمیکنم!!عح ! تو مگه از مادر بنگ بکش بودی؟پس اون کودکی تا 3-4 سالگی از همه چی دوره کجاست در زندگی ما ؟فقط بخاطر اینکه بزرگ شدیم و میخوام نشون بدیم که بزرگ شدیم هر لامصبی رو میخوریم و میکشیم و مینوشیم!یکی دیگه از سوال های من، دقیقا در مورد شرابه!این مایع بسیار رواج یافته در جامعه، که اگر شب به شب پیک نزنم انگاری توی زندگیم بیهوده رفتم جلو.شرابمشروب و ...همین کوفتی هست که تو میخوری فکر میکنی تو خیلی گنده ای شب به شب میخوری تا خر خرهو خب شب به شب هم از نور دور میشی!اینقدر دور که حتی ازش نام میبریم، فوشمون میدیادمها ذره ذره خر میشن</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Aug 2022 15:04:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمانِ کوتاه!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%90-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-ho3h13jbhmca</link>
                <description>الان که دارم این متن رو مینویسم، دقیقا فاصله بین کپی کردن یک آیتم از هاردی به هارد دیگر است!!این یعنی چی؟این میتونه چی رو به من ثابت کنه ؟اگر تا لحظه انتقال این همه دیتا از هارد شماره یک به هارد شماره دو زندگی من به اتمام رسید، اونوقت چه؟زندگی به همین اندازه کوتاه و موجز و البته بی ارزش شده در این روزها!ما برای داشتن دیتاهای گذشته ساعتها تلاش میکنیم، برای ثبت لحظات حال و فرستادن اونها به صندوقچه خاطرات گرون ترین وسایل رو میخریم، و برای داشتن آینده ای بهتر هزینه های گزافی روی دوش خودمون میذاریم !!پس کی نوبت حال میشه !! حال عجب واژه غریبی واژه ای که اینبار به جای یادگرفتن از بزرگتر ها باید از کوچکتر ها یادگرفتیادگیری از جنس دیدن خوشی ای که حتی به این فکر نمیکنن این چیزا به چه درد میخورهحالشون با اون خوبه!بچه!!!!!!که حتی این موجودی که میشه ساعتها ازش یادگرفت رو با حیوانات داریم جایگزین میکنیم که یادنگیریم، در لحظه بودن مهم نیستبذاریم همه چیز به گذشته و حسرت آینده و آینده و حسرت گذشته برگرده!!نه به نظرم این زندگی معنیش این نیست که ما داریم توش غرق میشیم</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 20:04:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غم زیادی بر دلم سوار شد!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%BA%D9%85-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-ir9nne4nwj4h</link>
                <description>نمیدونم از کجا شروع شد، ولی در این سال ها هرچه تلاش کردم موفقیت های خودم رو نمیتونستم با دیگران مقایسه نکنم!!!مقدار زمان کاری که میکنم از مقدار زمان کاری که دیگران میکنن بیشتره ولی حجم پولی که در میارم تقریبا نصف اوناس !من بیشتر تلاش میکنم بیشتر زحمت میکشم ولی دل پر درد تری دارم، این از کجا میاد ؟از کل این دنیای به این بزرگی فقط بنده هستم که نمیتونه دارایی ای داشته باشه !و ندا آمد :+تو از بچه های درگیر جنگ، قحطی و بیماری و ... خیلی چیزاهای بیشتری داری؟- بله دارم+پس چرا شاکر اونها نیستی ؟- چون دلم میخواد جایگاه بهتری داشته باشم+ تو از کجا میدونی جایگاه اونا بهتره ؟- اره نمیدونم ولی ایفون 13 پرو مکس دستشه و من نمیتونم شارژ گوشیم رو مدیریت کنم+این به من ربط داره نه تو-عح، این زندگیه منه ! من دارم اذیت میشم، حرص میخورم +یادته اون موقع که تو فلان فلان فلان چیز داشتی اونها نداشتن ؟-اره یادمه+ولی بابت اون روزها شاکر نبودی -بودم که !!!!!!!!+نح تو غره شده بودی به خودت - نمیتونم باور کنم !+باشه فقط بهش فکر کنساعت ها بعد:اره دقیقا درسته!</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Jul 2022 17:45:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرفتاری‌های زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-a8xbs2ldgrur</link>
                <description>درحالی که برنامه میریختم به سرعت کتابی که دستمه رو بخونم و تمومش کنم و بعدش سریع بخوابم و فردا صبح زود برم بانک بعد برم دفتر!یکهو! بومپیام اومد که فلانی چطوری؟بعد دیده شد که انلاینم پیام های کاری اومد و همینطوری پشت سرهم با سرعت جواب میدادم که زودتر تموم بشه برسم کتابمو بخونماما همین مسئله از ساعت 9 شروع شد و تا 2 صبح طول کشید !!!!ویس بده، تلفن صحبت کن و جواب پیام بده!چقدر این زندگی ای که ما داریم میکنیم به دردنخورهبخاطر همینه خیلیامون سطحی به مسائل نگاه میکنیم، چون وقت نمیکنیم به موضوعی دقیق و عمیق بشیم. الان تقصیر هیچکس نیست چون من عادت ندادم خودمو که سوشال مدیا رو بذارم کنار و کمی با خودم تنها باشموسایل ارتباطی رو قطع کنم و با هستی و زندگی درگیر بشماین ها دغدغه های انسان امروزیه نه جنگ، نه فقر، نه کمبود های مختلف و ...انسان امروز نمیتونه تمرکز کنه و همه چیز رو در دستان خودش تقدیم موتور های جستجو و هوش مصنوعی داره میکنهکمی عمیق بشیمبنده کتابم مونخوابم کمتر شدبه بانک هم نرسیدمالان هم خسته ماین حاصل چسبیدن به مسائل غیر ضروریه!</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jun 2022 13:11:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب تعاملات انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-lekvom6ggee0</link>
                <description>شاید سه تا نیازی که ما انسان ها داریم و به فراخور زمان هرکدوم قوی تر بشه برای تعاملات با انسان هااین سه نیاز اساسی باشه1) عشق و احساس تعلق2)قدرت3)تفریحبه نظر من انسان محصول رفع نیاز های خودش هستش که مهمترین نیاز ها همون نیاز هایی هستش که دکتر ویلیام گلسر مرحوم، پیشنهاد داده و البته اثبات کردهحالا این نیاز ها رفع کردنش میتونه در انسانی ترین حالت اتفاق بیفته یا در حیوانی ترین حالتسالها باید بگذره و آدم ها دید روشن تری نسبت به خودشون داشته باشن و این اطلاعات رو داشته باشن تا بتونن به این نتیجه برسن که مثلا من دارم با دوستم حرف میزنم و تعامل میکنم کدوم نیازم رو دارم ارضا میکنم ایا قدرت هستش و منم منم دارم یا نه دارم عشق ازش در ناخودآگاه طلب میکنم</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jan 2022 12:59:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن علیه مردن!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86-gpccp0ane1g1</link>
                <description>در سال های اخیر خیلی در مورد نوشتن تاکید و تایید شنیدم اما اتفاقی که هست دارم این متن رو زمانی مینویسم که یک کتاب به اسم &quot; یادگیری و تفکر پراگماتیک &quot; خوندمما چیزی از انیشتین و راسل و جابز و اندیشمندان و فلاسفه بزرگ جهانی کم نداریماین جمله ایی بود که به صراحت در کتاب میشه خوندشتنها نکته ایی که شما دارید برای رسیدن به این بزرگان این هستش که بنویسید و بنویسید و بنویسید بخوانید و بنویسید و تراوشات ناخودآکاهی رو به قلم (کیبورد) بیاری که توی سالهای اخیر، بخاطر وجود اینترنت و سوشال مدیا کمترین حالت ممکن بوده و نشده همه به این سطح از خودآگاهی و قدرت ذهن برسندبنابراین فقط من اومدم اینجا تا بگمبنویسیم بنویسیمو من میخوام اینجا بنویسم تا بعدا اینجا به دفترچه ایی تبدیل بشه برای دانش و تراوشات ناخودآگاهمهمین</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jan 2022 22:04:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در خواب جواب مسائل خود را بگیرید.</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-w7g6e0kqzima</link>
                <description>میگن انیشتین اکثر مسائل خودش رو در خواب حل می‌کرده.به وضوح مشخصه که ادم‌های دغدغه‌مند مثل انیشتین و ... که اینهمه مسائل رو شاید نمیتونستن در طول روز حلش کنن، بنابراین وقتی با دغدغه و فکر این مسائل میخوابیدن به سرعت بخاطر ارامشی که مغز پیدا میکنه و بخش اعظم مغز بخاطر ازاد شدن از مسائل روزمره و واهی و شاید ابتدایی انسانی(حیوانی) انرژی و اتفاق بهتری رو رقم میزنه و میتونه به راحتی جولان بده بنابراین من این مطلب رو برای شما مینویسم که دغدغه دارید.اگر مسئله‌ای در ذهن کسی باشد، هرچه بیشتر تمایل به حل کردن آن داشته باشد احتمال پیدا کردن جواب آن مسئله حین دیدن رویا بیشتر است. درصورت امکان نخست باید مسئله را به شکل بصری در آورد. اگر مسئله مربوط به یک رابطه انسانی است باید شخصی را که رابطه مربوط به اوست در ذهن خود مجسم کنیم. اگر در پی کسب الهام هستیم باید به صفحه کاغذ سفیدی فکر کنیم. اگر درگیر پروژه‌ای باشیم باید شیئی را که نماینده آن پروژه است در ذهن خود مجسم کنیم. بعد باید چنین تصویری را تا زمان خواب در ذهن خود نگاه داریم.باید کنار محل خواب خود قلم و کاغذ بگذاریم و به محض بیدار شدن رویای خود را اعم از اینکه به مسئله ربط داشته یا نداشته باشد ثبت کنیم. رویاها می‌توانند فریبنده باشند و در عین حال شاید حواب را در خود داشته باشند. باید به محض بیدار شدن رویاها را بنویسیم. چون کافی است به چیز دیگری فکر کنیم و ظرف چند ثانیه رویا را فراموش کنیم. بارهای شده افراد حین خوابیدن رویایی پرمعنا دیده‌اند و یه دقیقه پس از بیداری همه آن را از یاد برده‌اند.شاید چند شب طول بکشد تا رویای حل مسئله به سراغ فرد بیاید. در عین حال ممکن است راه‌حلی  که در رویا عرضه می‌شود بهترین راه حل نباشد. اما احتمالا راه‌حلی که فرد در رویا به آن می رسد دارای جنبه‌های بدیع و ابتکاری است و می‌تواند با رویکردی جدید منجر به گره‌گشایی از مشکل شود.لطفا نظرات خودتون رو با من به اشتراک بذارید.</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Dec 2021 11:02:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-qx0gqhi9zxob</link>
                <description>اینجا میخوام با این سوال شروع کنم ! که چی شد ؟شاید سوال بهتر اینه که بپرسم &quot; با کی قراره در باره مرگ باهاش حرف بزنم و اونم باهام حرف بزنه؟&quot;و وقتی رفتی حس کردم کمی از قلبم دیگه نیست اما بهتر شد اوضاع دیدم نه واقعا اینطوری نیست بلکه تمام قلبم دیگه نیست !!!!به سرعت سعی کردم جاهای خالی رو با اشکال مناسب پر کنم اما چیزی که پر شد در این جای خالی ها، خودم بودم که علاوه بر اون دقیقا توی فکرام هر روز بیشتر غرق میشم یه جمله داره بهرام رادان میگه وقتی جوونی اگر عاشق کسی شدی حتما نگهش دار فکر میکنی بازم مثل اون پیدا میکنی اما اتفاقی که می افته اینه که 10-15 سال بعد میفهمی دیگه مثل اون پیدا نمیشه ساعت های زیادی به نقطه خیره میشم ولی نمیتونم کسی رو پیدا کنم و هر روز درگیر بودنم سوگ سوگ سوگ عجب چیز مسخره ایی وای از رفتگان بی بازگشتخیلی سخته که میدونی توی این شهر داره نفس میکشه اما دیگه نمیتونی ببینیش میتونی اما اون دلش نمیخوادو میرسی به این شعر که:ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد، صیاد رفته باشدصیاد رفته باشد !!!!و همه اینها بخشی از افسردگی هستش که، خودت میدونی نح افسردگی میکنی بلکه واقعا افسرده ایی</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Sep 2021 16:47:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تند نرو ! تند نرو</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D9%88-tr9wuanqmvdo</link>
                <description>تحقیقات نشون نداده! که جایی توی قلب هست که فقط جای یکیه، یکی که وقتی نیست نمیدونی چیکار کنی و دنبال اینی که هی با کاغذ با خودکار با نوشتن با خوندن یا هرکار دیگه ایی جاشو پر  کنی اما دریغ که اون گوشه از قلب که مال هیچکس نمیشه هیچکس حتی بهش نزدیک نمیشهداستان آدمها رو باید خوندسرگذشت عجیب و غریبی دارنبیخیال این سرگذشت آدمهافقط به این فکر کن که اون جای خالی رو با چی پر کنی! باور بکنی یا نکنی اون جای خالی هرگز هرگز هرگز پر نخواهد شد حتی اگر سالیان سال خاک نشسته باشه روش مثل گنجه مادربزرگ ها میمونه که توش پر از خاطراتیه که فقط اروم باید ورشون داشت خاک رو از روشون برداشت و گذاشت سرجاشون و از همه جذاب ترش اینه که اون جارو نباید بذاری کسی بفهمتشچون فهمیدنی نیستفهمیدنی که نباشه پس نباید گفتشمناینجا مینویسم چون کسی نمیخونه و کسی نخونه یعنی جای درستیهجاییه که میتونی نامه خودت رو بندازی توی بطری و رها کنی توی دریا ، معلوم نیست کجای دنیا ورش دارن و بخوننش اما این امید رو داری که شاید این نامه یه روزی برسه دست صاحبش اصلیشصاحبی که دوست داری فقط سرت و بذاری مستقیم بذاری روی پیشونیش و هیچ حرفی نزنی ، بمونه و از درون فقط نابود بشیدرونی که تهی شده و عملا عین شکلات هایی شده که درونشون خالیه و وقتی شکلات داغ میریزن روش، وا میرناره منم میخوام وا برمچون دیگه نمیخوام یه دیوار باشم که یه چیزی درونش خالیه دلم برات تنگ شدهSH.RE</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Sun, 02 May 2021 17:19:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساعت هارو به وقت مهاجرت تغییر دهید .</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-qes4gqwevzyc</link>
                <description>روزهای زیادی  در مورد مهاجرت و علت های آن در سراسر دنیا و البته منابع ناقص ایران گشتم و چرخ زدم تا اینکه بتونم ببینم چیز درست و درمونی در مورد آدم ها میشه پیدا کرد و صد البته اگر میشه راهی پیدا کرد تا جلوی این پدیده نامیمون رو تا حد ممکن بگیریم نه اینکه نذاریم برن بلکه با تفکر بهتر و تعقل بیشتر برسن به انتخابی شاید منطقی تر و البته به بازگشت هم فکر کرد ...داشتن تناقض در مهاجرت به وضوح مشخصه به این ترتیب که هم نمیشه همه چیز رو باهم داشت ، خانواده و خاطرات و البته هم زبان بودن و حتی حتی حتی آب و هوا هم میشه بهشون توجه کردو البته در پله اول قبل از انتخاب بین گزینه ها که کدام را انتخاب کنیم و کدام را به گورستان انتخاب های نکرده و کارهای نکرده هدایت کنم ، پدیده ایی هست به اسم «عزت نفس»من این متن رو همینجا به اتمام میرسونم فقط با این جمله که من مخالف رفتن یا نرفتن نیستم اما حقیقتا اگر دلایلتون غیر از اینی هست که من میگم الان حتما بهش فکر کنیدانسان های بدی شدیم به اینحالت که وقتی میخوای درد و دل کنی تا بهت ثابت نکنن اونا از تو بدبخت تر هستن و کارهای کرده تو از کارهای کرده اونا کمتر بوده ولت نمیکنن و عجیب تر از همه اینه که میخوان بیشتر توی چشم باشن !!! بیاین نکنیم</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Apr 2021 17:19:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به نظرم تلاش نکن !</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D9%86-vlmzg3lzlrkk</link>
                <description>بسیار بیشتر از اونی که فکرش رو بکنید زور زدن شمارو از اونی که میخوای دور میکنهدر مبحث عزت نفس که خب من خیلی سرسختانه دارم براش مقاله مینویسم و البته خیلی هم روش کار کردم ، یک معظل بزرگی وجود داره برای اینکه یک سری استاد نماد و البته اساتید زرد بگیم بهتره اومدن از این سرتیتر استفاده کردن برای مقاصد شوم خودشون کما اینکه عزت نفس کاملا معنایی به مراتب عمیق تر از آن چیزی دارد که شما فکرش را بکنیدیکی از تلاش هایی که این اساتید میگن انجام بدید این هستش که برید جلوی آینه و به خودتون القاب مثبت و خوب بگویید،من زیبام !! من باهوشم !!! من ثروتمندم !!اتفاقی که اینجا میفته این هستش که شما دارید زور میزنید و با ضمیر ناخوداگاه خودتون بینهایت میجنگید و هرچقدر شما باصدای بلند تری این کلمات را بگویید اون نیز با صدایی به مراتب بلند تر از شما پاسخ منفی کلمات شمارا خواهد داد و این در مسیر های عصبی شما بسیار تاثیر میگذارد چه بسا کارهایی که شما قبلا انجامش میدادید به این خاطر که مسیر عصبی متفاوتی برای اون دیده شده و به عادت کم کم تبدیل شده به جایی رسیده که شما دیگر انجامش نمیدهیدپس خواهشا با افکار خود دوست باشید بجای اینکه تلاش کنید چیزی باشید که الان نیستیدهستی الان خود را پذیرفته و سپس دست به کاری بزنید که از شما بزرگتر هستتا وقتی من قبول نکنم که میتونم ببینم نمیتونم از چشمام برای دیدن جهان پیرامون خودم استفاده کنمتا وقتی فکر کنم پاهام به درد راه رفتن نمیخورد قطعا قدمی بر نخواهم داشتوالسلام</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Tue, 06 Apr 2021 17:07:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده های خوب بساز</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2-tgz6chsd5yna</link>
                <description>ایده ت رو خوب بسازدر مورد ایده ها میشه ساعتها حرف زد ، اما چیزی که ساعتها در موردش مطالعه کردم و البته خیلی هم ازش ضربه خوردم !!!!ضربه خوردن ها میتونه از دست دادن یک پروژه باشه ، یک ایده عالی بود که حتی نتونستم ارائه خوبی بدم،یک سازمانی بود که نتونستم باهاشون همکاری کنم و ...دقیقا میشه گفت خطی که به صورت تیتر وار نوشته میشه و باید اون بالا باشه حتی اگر تمام قطعات پازل ایده سازیتون رو رعایت کنیدولی من اینجا میگم خیلی مهمه کهایده تون یک خطی نوشته بشه ، چی میخوای عزیزم ؟شاخ و برگ نده فقط یک خطی رو به راحتی ارائه بده بعد کم کم ایده ت رو شاخ و برگ بده بگو چقدر پول میخوای و بگو چقدر زمان لازمه و بگو چطوری هستش و چیکار میخوای بکنیولی همه اینها بعد از این باشه که یک خطی رو باید رعایت کنی یک خطی رو بزن توی صورت مخاطب و بعد بیشتر بازش کنبذار باید بفهمه در مورد چی داری حرف میزنی ! که دنبالت کنه در شروع</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Mar 2021 10:51:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساعت ها و روزها در طلب زندگی بهتر</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-x0nrxxtr2fka</link>
                <description>امروز که داشتم از اتوبان مدرس به سمت محل دفتر حرکت میکردم به فکر پاس کردن چک فردام بودم و قبلا فکر میکردم چطوریه طرف میگه من حالیم نیست موقع رانندگی وقتی چک داشتم تصادف کردم !! امروز با گوشت و پوستم احساس کردم که چقدر به غیر از خودم روی هیچکسی نباید حساب کنم ...واقعیت اینه که ساعتها ذهنم در گیر این موضوع بود که این روزها چقدر من دارم چیکار میکنم کارهایی که حتی ذره ایی برام ارزش افزوده نداره و واقعا به هیچ عنوان نمیشه هرچقدر درجا بزنم هم هیچی نمیشه پس وقت من این وسط چی میشه زندگی نکرده این مدت و روزهایی که این شرایط اقتصادی داره جوونی و عمرمون رو ازمون میگیره رفتم دفتر و نشستم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که گذشته یک توهمی بیش بیست و بخاطر همین فقط اینده و درامد های بالای 100 میلیون باید ایجاد کنم که تا 6 ماه دیگه این کار رو خواهم کرد</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Sep 2020 19:03:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توی دلت هر چی هست بگو</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DA%AF%D9%88-cqubuxyzpntl</link>
                <description>موضوع از اینجا شروع شده که من هرچیزی توی دلم هست رو نمیگم ، نه مختص این روز ها باشه بلکه این از بچه گی های من میاد ... همون موقع حرفم رو نمیزنم و میذارم وقتی که بیات شد مطلب اون حرف رو میزنم این روزها بخاطر شرایط کاری بدی که قرار گرفتم درونش متاسفانه ...باورتون شاید نشه دقیقا همون متنی که قبلتر نوشتم بعد از متاسفانه هم پاک کردم بخاطر همین داستان نگه داشتن حرف توی دلتوی روانشناسی و انسان شناسی یه موضوعی هست به اسم خود سانسوری و این کاری که من دارم میکنم قطعا و یقینا خودسانسوری هستش و من دارم خودم و حرفام رو سانسور میکنم که کسی رو ازار ندم ولی از طرفی حرفی هم چه میزنم و چه نمیزنم با واکنش های بی نهایت مسخره و سمی برخورد میکنم فکر میکنم البته داره کاسه صبرم تموم میشه ... خدا بعدش رو بخیر کنه</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Sep 2020 13:00:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برگشت به گذشته ...</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-n3zjoulo6wjw</link>
                <description>وقتی در گیر مسائل مختلفی و نمیتونی تفکیک بدی یهو یه سری چیزا میبینی که اصلا جالب نیس و قاعدتا همه عوامل دست به دست هم میدن که تو رو بیشتر به فکر فرو ببرن !!وقتی میشینی میبینی چقدر ساده انگاشته شدی و توی مسائل فقط پیچوندنت !! از اینکه یک حیوان دو حرفی فرض بشی و فرض شدی بهم میریزی ...من نمیدونم واقعا چرا ادم ها فکر میکنن ماه پشت ابر میمونه و دقیقا روزایی که حتی فکرش رو نمیکنی هم جا میخوری از اینکه این مسائل رو کردن توی پاچه ت و دم از هرچیزی زدن !!واقعا تفکر و تعقل رو از آدمیزاد میگیره ! یه تعهدی که همین امروز و همین الان دارم به خودم میدم همینه که سر راست همه آن چیزی که هست رو خودم بگم بدون اینکه بعدا از جایی یا کسی بشنوه !!</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 09:45:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ 8 ساله</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%AC%D9%86%DA%AF-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-hepfdcywsvjk</link>
                <description>جنگ 8 ساله ...این تیتر یک تیتر به یاد ماندنی برای منه همیشه ! چون توی این جنگ آدم هایی رو از دست دادیم که نابغه بودن و هیچکس تا قبل از جنگ تره هم براشون خورد نمیکرد ...قصه این پست از زمانی شروع میشه که داشتم چهار پنج سال پیش مستندی میدیم به اسم آخرین روزهای زمستان ! اون موقع سنم کمتر بودن و بیشتر تلویزیون بین بودم ... اولین بار بود که داشت تلویزیون میداد این مستند رو و من هم نمیدونم چی شد یهو از قسمت سوم باهاش درگیر شدم ...داستان زندگی غلامحسن افشردی یا حسن باقری ...خب من این مستند رو 4 بار دیدم و هیچوقت ازش سیر نمیشم چون اولین بار بود که از صداهای بیسیم واقعی زمان جنگ استفاده شده بود (نمیدونم ارشیو اینارو از کجا گیر آوردن) و اینکه اغلب افراد رو جوری گیریم کردن که عینه واقعی شون ! اره این مستند سرگذشت مرد بزرگی هست که تا لحظه شهادتش هیچوقت شاید فکر نمیکردن اینقدر بزرگ باشه بچه ایی که وقتی دنیا میاد میخواستن سقط کننش ولی هیچکس نمیدونه این بچه سرنوشت ایران رو عوض میکنه ! چندتا غلامحسن داریم توی زندگی هامون یا اینکه ایا ما هم غلامحسن ایم ؟</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 02:38:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال تحصیلی جدید مبارک</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-sfqckjjw3ugq</link>
                <description>خب من خیلی وقته تلویزیون نمیبینم و به خاطر اینکه با پدر و مادرم زندگی میکنم نمیتونم بگم که همه جوره از این جعبه جادویی دور بودم بلاخره سر هروعده غذایی که باهم میخوردیم این لعنتی روشن بود یا اخبار میداد یا اینکه از این سریال های چرند و مزخرف که حقیقتا ارزش هیچی رو ندارن.خب از این چیزا که بگذریم ، من چند سال پیش یه مستند توی تلویزیون میدیم ...قبل از اینکه ادامه بدم باید بگم من عاشق فیلم های جنگی ام و بخصوص فیلم های جنگ 8 ساله خودمون و همه این عشق از فیلم سیمرغ شروع شد ، فیلمی که البته سریال بود همینجا اصلاح کنم . خب این فیلم سرگذشت دوتا خلبان شیرودی و کشوری بود هنوز که هنوزه بعد از اینهمه سال اهنگش رو توی ذهنم دارم و حرکت هلیکوپتر از لابه لای درخت ها و سبزه زار ...خیلی جلوتر نمیرم روی همین فیلم وایسیم ، خب من این فیلم رو دقیقا یادمه که 7 سالم بود میدم و 31 شهریور شروع جنگ ما بود و اون موقع من تازه یک محصل و به قولی تازه وارد دوران گند مدرسه شده بودم . ما مدرسه مون شیفتی بود یک هفته صبح بودیم یک هفته عصر و شروع مدرسه ما از هفته صبح شروع شد و خب من هر روز میومدم خونه و ساعت 4 میشستم سیمرغ رو میدم ولی از هفته دوم که افتادم تایم عصر اینقدر ناراحت بودم که حد نداشت و دقیقا توی همین هفته بود ، قسمت های شهادت کشوری و شیرودی پخش شد ... از اینجا شروع علاقه م به فیلم های جنگیم شروع شد که حتی من تا 3 ابتدایی که نقاشی میکشیدم و یه دورانی بخاطر نارسایی هایی رفتم بیمارستان بستری بودم برای خودم و معلمم نقاشی میکشیدم فقط جنگ میکشیدم و شابلون هلی کوپتر و جت خریده بودم و هی رنگشون میکردم و هیچ وقت هم به سمت خلبانی نرفتم چون فکر میکردم وهنوزم فکر میکنم یه شغل مقدسه و من حقیقتا جام اونجا نیست پس این شد شروع عشق به جنگ من ... توی پست بعدی در مورد اتفاق این مدت در مورد همین عشق خواهم گفت</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 11:23:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود روابط</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidkhazaei/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-iwyaie2lq3sr</link>
                <description>.هر رابطه اى يك تاريخ انقضايى دارهبعضى از روابط تاريخ انقضا يك روزه يا يك هفته اى دارند، برخى چند ماه يا چند سال دوام مياورند، اما هستند روابطى هم كه تاريخ انقضاى اونها تا پايان عمره و انگار روى اونها نوشته&quot;تا زمانى كه در اين دنيا هستى و هستم كنارتم&quot;اما رسيدن به اين مدل آخر راحت نيستكم هستند افرادى كه اين حس را تجربه كنند و ارتباطى به اين عمق را بتونن بسازناين دو در رابطه آرامشگر وجود هم هستند و با وجود نواقص يا كمبودهايى كه هر دو دارند باز هم بودنشان كنار هم را ترجيح ميدن و از وجود هم لذت ميبرندامااكثر روابط در نسل ما تاريخ انقضاى كوتاهى دارندروابطى كه بر اساس منافع شكل ميگيرندروابطى كه بر اساس بر طرف كردن نيازها ساخته ميشن و زود هم از بين ميرنروابطى كه فقط شكل ميگيرن تا ما را از تنها موندن در بيارن نه از تنهايى!و اين يعنى تو در كنار كسى قرار ميگيرى كه در زمانى كه پيشش هستى هم تنهايى چون هيچ همخوانى فكرى و روحى باهاش ندارىبه همين خاطرقبل از اينكه وارد رابطه اى بشى ببين به دنبال چى هستى و بر اون اساس شخص درست را انتخاب كنچوندنيا پره از زوج هاى تنها!پره از افراد متاهل كه از درون مجرد هستندپره از افراد غير متعهدى كه فقط به خاطر يك برگه كنار همديگه هستندپس تو سعى كن خودت باشى و درست انتخاب كنىتا وارد رابطه اى بشى كه لايقشى و ازش لذت ميبرى و اين ارتباطه كه ميتونه تاريخ انقضا نداشته باشه و هميشه جارى و برقرار باشه❤️</description>
                <category>hamid khazaei | حمید خزائی</category>
                <author>hamid khazaei | حمید خزائی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 11:29:00 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>