<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمیدرضا هدایتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamidreza.hedayati</link>
        <description>هر ایده یه نقطه توی ذهنم می‌شه... من عاشق اینم که نقطه‌ها رو به هم وصل کنم و صورت‌های فلکی جدید بسازم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:08:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/119921/avatar/NrFHba.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمیدرضا هدایتی</title>
            <link>https://virgool.io/@hamidreza.hedayati</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کرونا و قرنطینه؛ عادت به سبک جدید زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ncyyctwczhdx</link>
                <description>مدتیه که تو خونه‌ام. دورکاری می‌کنم و از ارتباطات اجتماعی فاصله گرفتم. این روزها داستان برای خیلی از ما اینطوری شده. بعضیامون کمی بدشانس‌تر و ناچار به سفرهای گاه‌وبی‌گاه شهری ولی چیزی که برای همه یکسانه استرس و اضطراب آینده نامعلومه. مدام از خودم می‌پرسم: «یعنی تا خرداد این اوضاع تموم می‌شه؟ آخر تابستون؟! موج دوم در پاییز؟! پایان سال؟» حتماً شما هم به این سوال فکر کرده، می‌‌کنید یا خواهید کرد. جدا از این سوالِ بی‌جواب، چیز دیگه‌ای که برای هممون یکسانه مقدار زمان آزاد بیشتریه که خواه‌ناخواه با حذف فعالیت‌های روزمره حاصل شده. البته اوضاع برای پدرم بعد از بازنشستگی سال‌هاست که به همین شکله و برعکس من خیلی شکایتی از اوضاع نداره. طبق معمول به تماشای فیلم‌های راز بقای محبوبش می‌شینه و من هم به تصادف گاهی چشمم به حسن جمال آهوی گریزان از دست شیر می‌افته... «همیشه بقای قوی‌ترین گونه حفظ نمی‌شود، بلکه حفظ بقا مستلزم سازگاری و تطبیق‌پذیری است.» این جمله‌ای بود که گوینده توی قسمتی از یکی از این فیلم‌ها گفت. و همین جمله بابی شد برای استغراق بنده اندر بحر تفکر که آیا در این روزگار به اندازه کافی سازگاری و تطبیق‌پذیری با شرایط جدید به خرج می‌دم یا نه؟هنوز مطمئن نیستم که جواب سوال بالا مثبته یا نه، اما راهکارهایی پیدا کردم که گفتم شاید در میون گذاشتنشون با شما فکر بدی نباشد. به واسطه شغلم، با زبان‌آموزان زیادی در تماسم که دغدغه مشترک همگی توی این روزها اینه که با کنسلی کلاس‌ها چه کنم؟ چطور از ایجاد خلل تو مسیر یادگیری جلوگیری کنم؟ راهی برای آموزش آنلاین می‌شناسی؟ و درست برعکس سوال قبل، از جواب این سوال مطمئنم: بله! چیزهایی هست که شاید به استفاده بهتر از این زمان آزاد کمک کنه. پیشنهادهایی که برای سازگاری و تطبیق‌پذیری بیشتر در شرایط حال حاضر دارم رو توی سه قالب دسته‌بندی کردم و اونا رو براتون نوشتم.رشد مهارت‌ها (و در اصل تقویت زبان انگلیسی)شاید شما هم مثل خیلیای دیگه نسبت به آموزش‌های آنلاین کمی بدبین باشین، یا حداقل با خودتون بگین واقعاً این کارها جواب می‌ده؟ یا فقط سوخت زمان و هزینه است؟ حقیقت ماجرا اینه که با این وضعیت دیگه انتخابی نداریم! و باور کنید این توفیق اجباریه که به سمت آموزش‌های غیرحضوری بریم. در ادامه چندتا وب‌‌سایت که از طریقشون می‌تونید دوره‌های مجازی بگذرونید معرفی می‌کنم، اما توی این قسمت تمرکزم روی آموزش زبان انگلیسی است.سرویس‌های مختلفی برای آموزش زبان انگلیسی به صورت غیرحضوری وجود داره؛ مثلاً وب‌سایت‌هایی که امکان تماس شما به صورت ویدئو کنفرانس با معلم را می‌دن مثل المپ یا وب‌سایت‌هایی که تنها محدود به زبان انگلیسی نیستند و شما را با معلم‌های زبان‌های مختلف در تماس قرار می‌دهن مثل اتیچر.اما اگه از محبوب‌ترین سرویس‌های آموزش زبان بپرسید، باید از دوره آموزش زبان از طریق تماس تلفنی بگم به نام تی‌سی‌پی. توی این دوره شما می‌تونید از هفته‌ای یه بار تا هر روز جلسات نیم‌ساعته با معلم زبانتون داشته باشین، البته به صورت تلفنی. از اونجایی که سابقه این دوره به خیلی قبل‌تر از دوران قرنطینه‌نشینی و کرونا برمی‌گرده، از هر لحاظ بهینه‌سازی شده و به قول گفتنی امتحانش رو پس داده. اما اگه اهل خودآموزی هستین و فکر می‌کنید اگه خودتون با خودتون تمرین کنید براتون مفیدتره، پیشنهادی که براتون دارم دوره آموزش زبان آنلاین استارلینگزهست. از طریق لینک هر کدوم از این دوره‌ها می‌تونید به توضیحات بیشتر دسترسی داشته باشین و ببینید آیا برای استفاده از زمان‌های شما در دوران قرنطینه مفید هستن یا نه.استفاده از ابزارهای یادگیری آنلایناحتمال داره از نمونه‌های خارجی آموزش آنلاین از جمله معروف‌ترین‌هاشون شنیده باشید. مثلاً Coursera یا Edx که شهرتی جهانی دارن، اما فکر بدی نیست که در این دوران قرنطینه و جدایی از موسسات و مراکز آموزشی، کلاسی که قبلاً داشتید رو در وب‌سایت‌های آموزش مجازی ادامه بدید و یا اصلاً از اول دوره تازه‌ای رو شروع کنید. احتمالاً شنیدید که به خاطر رعایت حال مخاطبان خیلی از وب‌سایت‌های آموزش مجازی دوره‌های رایگانی ارائه می‌کنن. دمشون گرم. از خوشنام‌ترین وب‌سایت‌های ایرانی که بهتون امکان حضور در دوره‌های متنوع می‌دن فرادرس، فرانش، مکتب‌خونه و خودیاد هست.البته هر کدوم مزایا و معایبی دارن و بعضیاشون دوره‌هایی ارائه می‌دهن که شاید توی وب‌سایت‌های دیگه پیدا نکنید یا اینکه معلم یکی از این دوره‌ها توی یه وب‌سایتی باحال‌تر از معلم همون دوره توی یه وب‌سایت دیگه باشه. در هر حال، پیشنهاد می‌کنم حتماً سری به این وب‌سایت‌ها بزنید و دوره‌های آنلاینشون رو ببینید. شاید الان فرصت مناسبی برای گذراندن دوره‌ای باشه که مدت‌ها به خاطر مشغله به تاخیر انداخته بودید.گوش دادن به پادکست‌های فارسیبعداً در پستی مفصل به توضیح اینکه پادکست چیه و چطوری باید ازش استفاده کنیم می‌پردازم تا رفقایی که کمتر باهاش آشنایی دارن سرنخی داشته باشن. اما اگه شما جزو اون دسته آدم‌هایی هستید که نسبت به این پدیده گارد دارید یا هنوز به استفاده ازش عادت نکردید، باید به شما بگم که هیچ چیز بهتر از یه اپیزود پادکست با موضوعی جذاب سر حالتون نمیاره. برای کسایی که هنوز پادکست‌های محبوبشون رو پیدا نکردن یا منتظر پیشنهاداتی در این زمینه هستن چندتا پیشنهاد دارم که به ترتیب سلیقه خودمه: اول از همه پادکست بی‌پلاس. اگه مثل من به اجبار ترجیح می‌دید کتاب‌ خوندنِ قبل از خوابتون توی تاریکی محض باشه، باید این پادکست رو امتحان کنید. کتاب‌هایی به‌روز و جذاب که با دقت انتخاب و خلاصه شدن. شما توی تقریباً یه ساعت می‌تونید به خلاصه یه کتاب باحال گوش بدید! چی ازین بهتر؟! البته پادکست بی‌پلاس برادر بزرگ‌تری هم به نام چنل‌بی داره. برعکس بی‌پلاس که الهام‌گرفته از کتاب‌های غیرداستانیه، چنل‌بی روایت‌های داستانی واقعی رو براتون خلاصه و تعریف می‌کنه.من شخصاً دو پادکست محبوب دیگه هم دارم که یکی فردوسی‌خوانی و اون یکی هم رادیو دست‌نوشته‌هاس. فردوسی‌خوانی که از اسمش مشخصه درباره چه موضوعی صحبت می‌کنه و اما موضوع رادیو دست‌نوشته‌ها تاریخ معاصر ایرانه. البته که پادکست‌های بسیار متنوع و خفنی هستن که می‌توانید از یکیشون شروع کنید. اگه از من می‌شنوید، خیلی سر خودتون رو شلوغ نکنید. یکی رو انتخاب کنید و با همون ادامه بدید تا کم‌کم این عادت توی شما تقویت بشه.مراقب خودتون باشد و واقعاً امیدوارم دیگه این اوضاع خیلی کش پیدا نکنه تا مجبور شیم عادت‌ها و فنون جدید‌تری برای قابل‌تحمل کردن شرایط کشف کنیم!</description>
                <category>حمیدرضا هدایتی</category>
                <author>حمیدرضا هدایتی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 17:29:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منطق ترجمه: مواردی که لازم نیست به متن اصلی وفادار باشید</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza.hedayati/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-id0ell2wxne8</link>
                <description>در ادامه موارد جالبی که در ترجمه‌ دوستانِ کم‌تجربه‌تر بهش برخوردم، در این پست درباره‌ اصطلاحی خواهم گفت که اگر به‌صورت لغت‌به‌لغت ترجمه بشه نتیجه‌ای  جز سردرگمی خواننده (و احتمالاً مقادیری شرمساری برای مترجم) نداره! در پست  قبلی درباره‌ی میزان «وفاداری» به متن مبدأ صحبت کردم. این مورد هم تا حد زیادی به بحث «وفاداری» مربوط می‌شه اما امروز  مطلب مهم‌تری در ترجمه مدنظرم هست و اون «منطق در ترجمه» یا «Common sense»  هست.برای من خیلی قابل‌درکه زمانی که مترجم ذهنش سخت درگیر کلمات و لغات انگلیسی و  فارسی (و یحتمل تاریخ تحویل کار، قسط‌های عقب‌افتاده، آینده‌ی کاری مبهم، بحران‌های بی‌وقفه اجتماعی و …) هست ایرادات متن و ترجمه خودش رو نتونه تشخیص بده. برای همین همیشه به هر مترجمی که می‌شناسم توصیه کردم حتماً چند ساعتی (یا ترجیحاً چند روزی) بعد از  اینکه ترجمه‌ای انجام دادی، در مقام خواننده و مخاطب، متنِ نوشته‌شده رو بخون  (و مجدد ترجیحاً، با صدای بلند). احتمالاً در این مرحله چیزهایی هست که توجه ما رو به خودش جلب کنه و در طول زمان حساسیت ما رو به مسائلی در حین ترجمه افزایش بده.در حال ویرایش متنی ترجمه‌شده بودم که به این عبارت رسیدم:اگر به‌واسطه‌ی استرس یا فشارهای فکری دچار کم‌خوابی شده‌اید، راه‌حل‌هایی برای برطرف کردن مشکل وجود دارد. اما اگر عادت دارید تا دیروقت زمان خود را در شبکه‌های اجتماعی صرف کارهای عمدتاً بیهوده کنید، موضوع اسبی است که رنگی دیگر دارد…جان؟! چه اتفاقی افتاده؟! درباره‌ کدوم اسب داریم صحبت می‌کنیم؟!در این مثال، ناگفته پیداست که چیزی سرجای خودش نیست، یا اصطلاحاً یه‌جای کار می‌لنگه. اگه مترجم از متن فاصله می‌گرفت و در مقام خواننده این جمله رو می‌خوند حتما متوجه می‌شد که باید کمی زمان برای جستجوی اصطلاح «Horse of a different color» بگذاره. این اصطلاح که از رمان‌های شکسپیر راه به زبان  مردم پیدا کرد مشخصاً به معنیِ «موضوعی کاملاً متفاوت» است که با جستجویی چند ثانیه‌ای در اینترنت قابل‌کشف هست.شاید این مثال تا حدی افراطی به‌نظر برسه، ولی یکی از مثال‌های واقعی‌ایه که باهاش برخورد کردم و البته شکرخدا بعد از مطرح کردنش با مترجم با جواب آشنای «اشتباه می‌کنید! من به متن مبدأ وفادار بودم!» مواجه  نشدم و مترجم قبول کرد که منطق متن نمی‌خونه. از این مثال‌ها در  کارهای هر مترجم تازه‌کار یا خبره‌ای ممکنه پیدا بشه و تنها راه جلوگیری از  خراب شدن وجهه‌ی ما به‌عنوان مترجم نزد مخاطب یا ویراستار یا هرکسی که ممکنه متن رو بخونه اینه که یک بار با فاصله گرفتن از متن، ترجمه خودمون رو  دوباره بخونیم و منطق جملات رو بسنجیم.به منطق  ذهنی (Common sense) خودتون اعتماد کنید! اگر جمله‌ای در متن به نظر شما بی‌معنی میاد، حتما نکته‌ای درش نهفته هست که احتیاج به جستجوی بیشتر یا  مشورت با دیکشنری یا یه دوست مترجم داره. تسلط به زبان قطعاً شرط لازم برای ترجمه هست، ولی روحیه پژوهشگری و سرچ کردن هم هیچ کم از شروط لازم نداره.</description>
                <category>حمیدرضا هدایتی</category>
                <author>حمیدرضا هدایتی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 08:48:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وفاداری به متن مبدأ تا کجا؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%AF%D8%A3-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-ykffjl5cnmr2</link>
                <description>یکی از  اولین اصطلاحاتی که هر مترجمی با گذروندن دوره‌های ترجمه یا خوندن کتاب‌های  این رشته می‌شنوه، «وفاداری» در ترجمه‌اس. این مفهوم توسط بزرگان رشته‌ی  ترجمه تحت عنوان «loyalty» یا «fidelity» معرفی شده و اگه خلاصه بخوام بگم  یعنی مترجم تا چه حد اجازه داره برای انتقال مفهوم، ساختار متن مبدأ رو  تغییر بده. به‌عنوان کسی که سال‌هاست با دوستان فعال در این رشته در تماس و  همکاری و ارتباط نزدیک بودم گاهی شاهد اتفاقات عجیبی هستم که نشون می‌ده  چقدر از یک مفهومِ ساده برداشت‌های متفاوت می‌شه کرد.خاطرم هست در یکی از متن‌هایی که مشغول ویرایش‌اش بودم به نکته‌ای برخوردم که زمینه‌ی مصاحبتی دل‌انگیز شد! در متن انگلیسی اصطلاح «Black sheep» در جمله‌ای شبیه به این به‌کار رفته بود:.Everyone regarded him as a black sheep, due to his different choices throughout his lifeو دوست مترجم من چنین ترجمه‌ای انجام داده بود: «همه به او به‌چشم یک  گوسفند سیاه نگاه می‌کردند، چراکه همیشه در زندگی‌اش انتخاب‌های متفاوتی  داشت.» یک دقیقه صبر کن… چی؟ گوسفندِ سیاه؟ اگر من شانسِ دیدن متن انگلیسی یا سررشته‌ی چندانی از انگلیسی نداشتم احتمالا ناچار می‌شدم با مقادیری سوال در ذهنم که گوسفندِ سیاه دیگه چیه؟! از جمله بگذرم و به باقی سوالات ذهنم بپردازم!کارِ مترجم در وهله‌ی اول اینه که جملات و مفاهیمِ فرهنگی رو از یک زبان و  فرهنگ در یک زبان و فرهنگ دیگه بازآفرینی کنه و تا حد ممکن معنی رو دچار  آسیب نکنه. یعنی باید تلاش کنیم همون حسی در خواننده‌ی متن فارسی ایجاد بشه که در اون دوستِ عزیزِ خواننده‌ی انگلیسی ایجاد شده! خب، مشخصه  این کار ظرافت‌های سختی داره و گاهی مترجم رو دچار دردسر می‌کنه. مثل این  مثال. در فرهنگ ما، اگر از ۱۰ نفر بپرسید «گوسفند سیاه» یعنی چی احتمال  اینکه تعداد نفراتی که جواب درست بدن نزدیک به صفر باشه خیلی زیاده. ولی  احتمالا اگر بگیم «گاو پیشانی سفید» چیزهایی به ذهن شونده‌ی ایرانی متبادر می‌کنه.و اما برسم  به بحث «وفاداری» در ترجمه؛ وقتی این موضوع رو با دوست مترجمم مطرح کردم خیلی حق‌به‌جانب برگشت و گفت «این کاری که من کردم اسمش هست وفاداری در ترجمه، کاری که شما می‌گید مصداق تحریف‌ ترجمه‌اس…» و من هنوز گاهی فکر می‌کنم مرز بین «وفاداری» و «تحریف» یا «کم‌سلیقگی» و «ذوق و خلاقیت‌» در ترجمه کجاست!اما یک خواهش، لطفاً در مقام مترجم متن گاهی اوقات خودمون رو جای مخاطبی بذاریم که می‌خواد چیزی از متن دست‌گیرش بشه. اگر حس کردیم متن منطق درستی نداره یا چیزی که داریم می‌نویسیم به‌نظر خودمون  هم کمی بی‌معنی میاد، ساده از کنارش نگذریم. ما مترجم‌ها هیچ کاری نداریم جز اینکه از درست منتقل شدن مفهوم جملات به مخاطب متن مطمئن بشیم.شاید در پست‌های  بعدی باز هم از نمونه‌های جالب و البته عجیبی که در ویرایش ترجمه‌ها بهشون  برخوردم بنویسم. و البته در مورد نحوه‌ی سرچ و بعدتر چیزی که در قواعد  انگلیسی Sentence stem گفته می‌شه براتون خواهم گفت.</description>
                <category>حمیدرضا هدایتی</category>
                <author>حمیدرضا هدایتی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 10:58:46 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>