<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمیدرضا مردی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamidreza_mardi</link>
        <description>یک مدیر محصول که داره تو دنیای چابک نفس می کشه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 13:13:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/52915/avatar/lusDNX.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمیدرضا مردی</title>
            <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رقابت و ضد رقابت در کسب‌وکار</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%88-%D8%B6%D8%AF-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-vfwmif4l9hsr</link>
                <description>رقابت نقش بسیار مهمی در بازار و کسب‌وکار دارد؛ چرا که باعث تحریک نوآوری، افزایش کیفیت و بهبود تجربه مشتری می‌شود. از سوی دیگر، برخی شرکت‌ها برای محافظت از سهم بازار خود یا سودآوری بیشتر، به استراتژی‌های ضد رقابتی روی می‌آورند که ممکن است منجر به انحصار در بازار شود و گزینه‌های مشتریان را محدود کند. این مقاله بررسی می‌کند که رقابت و ضد رقابت چگونه عمل می‌کنند و چه تأثیری بر مشتریان و قیمت‌ها دارند.رقابت و ضد رقابتانواع رقابت در کسب‌وکاررقابت مستقیمرقابت مستقیم زمانی رخ می‌دهد که شرکت‌ها محصولات یا خدمات مشابهی ارائه می‌کنند. به عنوان مثال، دو شرکت نرم‌افزاری که هر دو نرم‌افزار مدیریت پروژه تولید می‌کنند، در رقابت مستقیم با یکدیگر قرار دارند. هرکدام سعی می‌کنند با بهبود قابلیت‌ها، ارائه قیمت‌های بهتر یا افزایش خدمات جانبی، مشتریان بیشتری را جذب کنند. این نوع رقابت به نفع مشتریان است، زیرا انتخاب‌های متعددی پیش روی آن‌ها قرار می‌گیرد.رقابت غیرمستقیمدر این نوع رقابت، شرکت‌ها محصولات جایگزینی ارائه می‌کنند که می‌توانند نیاز مشابهی را برآورده کنند. برای مثال، رقابتی بین یک تاکسی اینترنتی و وسایل نقلیه عمومی وجود دارد. اگرچه این دو محصول کاملاً مشابه نیستند، اما نیاز رفت‌وآمد را پوشش می‌دهند و مشتریان می‌توانند بین آن‌ها یکی را انتخاب کنند.رقابت مبتنی بر نوآوریبرخی شرکت‌ها به‌جای رقابت بر سر قیمت، سعی می‌کنند با نوآوری محصولات و خدمات خود را بهبود بخشند. برای مثال، یک شرکت فناوری می‌تواند با افزودن ویژگی‌های هوش مصنوعی به محصول خود، مشتریانی را جذب کند که به‌دنبال فناوری‌های جدید و پیشرفته هستند. نوآوری می‌تواند به شرکت کمک کند تا در بازار جایگاه متمایزی داشته باشد و از رقبا پیشی بگیرد.رقابت در بازارهای انحصاریگاهی اوقات شرکت‌ها از استراتژی‌های انحصارطلبانه استفاده می‌کنند تا رقابت را محدود کنند و سهم بیشتری از بازار به‌دست آورند. در این حالت، مشتریان انتخاب‌های کمتری دارند و قیمت‌ها ممکن است بالاتر باشد. انحصار در برخی صنایع، به‌ویژه جایی که ورود به بازار برای شرکت‌های جدید دشوار است، رایج‌تر است.تکنیک‌های ضد رقابتی و جلوگیری از ورود رقباموانع ورود به بازاربرخی شرکت‌ها با ایجاد موانع ورود، رقبا را از ورود به بازار بازمی‌دارند. مثلاً یک شرکت بزرگ با در اختیار گرفتن تمام منابع کلیدی بازار، هزینه‌ها را برای رقبا به قدری بالا می‌برد که ورود به این بازار برای آن‌ها غیرممکن یا بسیار دشوار می‌شود.قیمت‌گذاری تهاجمی و پیش‌دستانهدر این روش، شرکت‌ها با تعیین قیمت‌های بسیار پایین، سعی می‌کنند رقبا را از بازار بیرون کنند. این استراتژی می‌تواند به ضرر رقبا تمام شود و حتی باعث ورشکستگی آن‌ها گردد. در بلندمدت، شرکت می‌تواند قیمت‌ها را دوباره افزایش دهد و سود بیشتری کسب کند.توافقات استراتژیک و ائتلاف‌هابرخی شرکت‌ها با ایجاد توافقات انحصاری با تأمین‌کنندگان یا توزیع‌کنندگان، راه ورود رقبا به زنجیره تأمین را می‌بندند. این استراتژی در بازارهایی که دسترسی به تأمین‌کنندگان محدود است، بسیار مؤثر است و می‌تواند به انحصار منجر شود.تبلیغات گسترده و ایجاد برند قویشرکت‌هایی که برند قدرتمندی دارند، معمولاً مشتریان وفاداری ایجاد می‌کنند که به‌راحتی به سمت رقبا نمی‌روند. با تبلیغات گسترده، شرکت‌ها می‌توانند تأثیر مثبتی بر ذهن مشتری بگذارند و انتخاب‌های مشتریان را به نفع خود محدود کنند.تأثیر رقابت و ضد رقابت بر تجربه مشتری و قیمت‌گذاریتأثیر بر قیمت‌گذاریرقابت معمولاً باعث کاهش قیمت‌ها می‌شود، زیرا شرکت‌ها برای جذب مشتریان، قیمت‌های خود را کاهش می‌دهند. این روند به نفع مشتری است و باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود. در مقابل، استراتژی‌های ضد رقابتی یا انحصاری اغلب باعث افزایش قیمت‌ها می‌شوند. وقتی رقبا از بازار کنار گذاشته شوند، شرکت‌های انحصاری می‌توانند قیمت‌ها را بدون نگرانی از رقابت افزایش دهند، که به ضرر مشتریان است.تجربه مشتریرقابت باعث بهبود تجربه مشتری می‌شود، زیرا شرکت‌ها سعی می‌کنند با ارائه خدمات و محصولات باکیفیت‌تر و نوآورانه‌تر، مشتریان بیشتری جذب کنند. در این شرایط، مشتریان از خدمات بهتر، پشتیبانی قوی‌تر و پیشنهادات جذاب‌تر بهره‌مند می‌شوند. در مقابل، وقتی شرکت‌ها به‌دلیل استراتژی‌های ضد رقابتی انحصار ایجاد می‌کنند، تجربه مشتری ممکن است تضعیف شود؛ زیرا شرکت‌ها انگیزه کمتری برای بهبود کیفیت و خدمات دارند.وفاداری مشتری و انتخاب آگاهانهرقابت به مشتریان کمک می‌کند که با مقایسه گزینه‌های مختلف، انتخابی آگاهانه و هوشمندانه داشته باشند. این انتخاب‌ها معمولاً بر اساس کیفیت، قیمت و ویژگی‌های خدمات است. از سوی دیگر، استراتژی‌های ضد رقابتی انتخاب‌های مشتری را محدود می‌کنند و ممکن است مشتریان به‌ناچار به یک برند وابسته شوند، حتی اگر خدمات بهتری در بازار وجود نداشته باشد.مزایا و معایب استراتژی‌های ضد رقابتیمزایا: شرکت‌هایی که از استراتژی‌های ضد رقابتی استفاده می‌کنند، می‌توانند سهم بیشتری از بازار را به‌دست آورند، برند قوی‌تری ایجاد کنند و به سودآوری بیشتری برسند. این مزایا به شرکت کمک می‌کند تا با ثبات بیشتری به فعالیت بپردازد و از نوسانات بازار آسیب کمتری ببیند.معایب: این استراتژی‌ها معمولاً با محدودیت‌های قانونی مواجه‌اند و ممکن است باعث واکنش منفی مشتریان و کاهش رضایت آن‌ها شود. در بلندمدت، این رویکردها می‌توانند اعتبار شرکت را تهدید کنند و به از دست رفتن مشتریان منجر شوند.نتیجه‌گیریرقابت و ضد رقابت هر دو استراتژی‌های مؤثری برای کسب‌وکارها هستند، اما تأثیرات متفاوتی بر بازار و مشتریان دارند. رقابت معمولاً به نفع مشتریان است و باعث بهبود تجربه و کاهش قیمت‌ها می‌شود، در حالی که استراتژی‌های ضد رقابتی ممکن است به انحصار و محدودیت انتخاب مشتریان منجر شوند. انتخاب بین این دو رویکرد به اهداف و ارزش‌های شرکت بستگی دارد، اما حفظ تعادلی بین سودآوری و رضایت مشتری می‌تواند بهترین نتیجه را برای شرکت‌ها به همراه داشته باشد.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2024 11:54:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوی سیاه: آنچه در زندگی و مدیریت نباید نادیده بگیرید</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-ltv0tllb824c</link>
                <description>وقتی نام «قوی سیاه» را می‌شنوید، چه چیزی به ذهن‌تان می‌آید؟ شاید تصویری از پرنده‌ای نادر و اسرارآمیز که در تالاب‌ها آرام شناور است. اما در دنیای مدیریت و زندگی، «قوی سیاه» معنایی بسیار عمیق‌تر و تأثیرگذارتر دارد. این مفهوم برای اولین بار توسط نسیم  طالب، نویسنده و محقق مالی، معرفی شد و به رویدادهایی اشاره دارد که به شدت نادر، غیرقابل پیش‌بینی و اثرگذار هستند.قوی سیاهقوی سیاه چیست؟در گذشته، باور عمومی این بود که همه قوها سفید هستند، زیرا تا آن زمان کسی قو سیاهی ندیده بود. اما کشف یک قوی سیاه در استرالیا تمام این تصورات را به هم ریخت. این رویداد نمادی شد برای چیزی که تا زمانی که اتفاق نیفتاده، تصورش غیرممکن به نظر می‌رسد.در زندگی و مدیریت، قوی سیاه نماد رویدادهایی است که به طور ناگهانی رخ می‌دهند و تأثیرات بزرگی به جا می‌گذارند، مثل بحران‌های مالی، بلایای طبیعی، یا حتی فرصت‌های غیرمنتظره‌ای که زندگی ما را زیر و رو می‌کنند.قوی سیاه در زندگی شخصیدر زندگی شخصی، قوی سیاه می‌تواند یک بیماری ناگهانی، از دست دادن شغل یا حتی برنده شدن در قرعه‌کشی باشد. این رویدادها، چه مثبت و چه منفی، زندگی ما را به طرز چشمگیری تغییر می‌دهند. اما مسئله مهم این است که چگونه با این رویدادها مواجه می‌شویم.نکته کلیدی این است که به جای مقاومت در برابر قوی سیاه، آماده پذیرش آن باشیم. انعطاف‌پذیری، توانایی سازگاری و برنامه‌ریزی برای ناشناخته‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا نه تنها از چنین رویدادهایی نترسیم، بلکه از آن‌ها بهره ببریم.قوی سیاه در مدیریتدر مدیریت، قوی سیاه می‌تواند یک تغییر ناگهانی در بازار، ظهور یک رقیب جدید یا حتی یک بحران اقتصادی جهانی باشد. به عنوان یک مدیر محصول، شما باید همیشه آمادگی مواجهه با این نوع رویدادها را داشته باشید.چند نکته برای مدیریت قوی سیاه در کسب و کار:تفکر سناریویی: به جای تکیه بر پیش‌بینی‌های دقیق، سناریوهای مختلف را در نظر بگیرید. این رویکرد به شما کمک می‌کند که به جای گیر افتادن در یک مسیر، آماده مواجهه با شرایط مختلف باشید.انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری: سازمان‌ها و تیم‌هایی که انعطاف‌پذیر هستند، بهتر می‌توانند با تغییرات ناگهانی سازگار شوند. تصمیم‌گیری سریع و هوشمندانه در مواجهه با قوی سیاه می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.توزیع ریسک: سرمایه‌گذاری‌ها و منابع خود را به شکلی توزیع کنید که اگر یک بخش دچار مشکل شد، سایر بخش‌ها بتوانند سازمان را حفظ کنند.تمرکز بر نوآوری: نوآوری نه تنها به شما کمک می‌کند که پیشرو باشید، بلکه در مواجهه با بحران‌ها هم می‌توانید سریع‌تر راه‌حل‌های جدید پیدا کنید.چگونه از قوی سیاه بهره ببریم؟اگرچه قوی سیاه اغلب با نگرانی و استرس همراه است، اما این رویدادها می‌توانند فرصت‌های بزرگی هم به همراه داشته باشند. تفکر خارج از چارچوب، تغییر دیدگاه‌ها و پذیرش تغییرات می‌تواند به شما کمک کند که از قوی سیاه نه تنها به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان یک فرصت بهره ببرید.به عنوان یک مدیر محصول:آمادگی داشته باشید: همیشه بخشی از منابع خود را برای شرایط غیرمنتظره ذخیره کنید.به تیم خود اعتماد کنید: در شرایط بحرانی، اعتماد به تیم و توانایی‌های آن‌ها می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت یا شکست داشته باشد.نوآور باشید: در زمان‌های بحرانی، نوآوری و پیدا کردن راه‌حل‌های جدید می‌تواند شرکت شما را نجات دهد.نتیجه‌گیریقوی سیاه یادآور این است که زندگی و کسب و کارها همیشه قابل پیش‌بینی نیستند. آمادگی برای مواجهه با ناشناخته‌ها، انعطاف‌پذیری در تصمیم‌گیری و دیدن فرصت‌ها در دل بحران‌ها، می‌تواند شما را از یک مدیر خوب به یک مدیر بزرگ تبدیل کند. پس دفعه بعد که با یک قوی سیاه روبرو شدید، به جای ترسیدن، از آن استقبال کنید و ببینید که چگونه می‌توانید از آن بهره ببرید.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2024 10:49:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۰ کتاب برتر برای مدیران محصول در سال ۲۰۲۴</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%DB%B1%DB%B0-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B4-svf6anwfaw1l</link>
                <description>بهترین منابع برای بهبود مهارت‌ها و دانش در مدیریت محصولدر دنیای پویا و همیشه در حال تغییر مدیریت محصول، به‌روز بودن و داشتن منابع مناسب بسیار اهمیت دارد. در این مقاله، ۱۰ کتاب فوق‌العاده که می‌توانند به شما در بهبود مهارت‌ها و دانش‌تان کمک کنند را معرفی می‌کنیم. این کتاب‌ها هر کدام به نحوی می‌توانند شما را یک قدم به مدیر محصول بهتر بودن نزدیک‌تر کنند. 🚀منابع برای مدیران محصول۱. Inspired: How To Create Products Customers Love - نوشته‌ی مارتی کیگانیکی از منابع کلاسیک و ضروری که نشان می‌دهد چگونه محصولاتی بسازید که مشتریان واقعاً دوست داشته باشند.۲. Lean Product and Lean Analytics - نوشته‌ی بن یوسف و الکس شرییادگیری متدولوژی Lean و تحلیل داده‌ها برای تصمیم‌گیری‌های بهتر محصولات ضروری است.۳. The Lean Startup - نوشته‌ی اریک ریساین کتاب به شما یاد می‌دهد چگونه از اصول Lean برای راه‌اندازی و توسعه محصولات استفاده کنید.۴. Cracking the PM Interview - نوشته‌ی گیل لاکوود و جکی بوویریک راهنمای جامع برای موفقیت در مصاحبه‌های شغلی مدیریت محصول.۵. Sprint: How to Solve Big Problems and Test New Ideas in Just Five Days - نوشته‌ی جیک ناب، جان زرایتسکی و بریس کنیپفاین کتاب به شما نشان می‌دهد چگونه در پنج روز مشکلات بزرگ را حل کنید و ایده‌های جدید را آزمایش کنید.۶. Hooked: How to Build Habit-Forming Products - نوشته‌ی نیر ایالکتابی ضروری برای یادگیری چگونگی ساخت محصولاتی که عادت‌ساز باشند و کاربران را به خود جذب کنند.۷. The Innovator&#x27;s Dilemma - نوشته‌ی کلیتون کریستنسناین کتاب کلاسیک به شما نشان می‌دهد چرا حتی شرکت‌های بزرگ هم ممکن است در نوآوری شکست بخورند و چگونه می‌توان از این دام‌ها اجتناب کرد.۸. Blue Ocean Strategy - نوشته‌ی رنه مابورنیا و چان کیمیادگیری استراتژی‌هایی برای خلق بازارهای جدید و بدون رقابت.۹. Measure What Matters - نوشته‌ی جان دوئراین کتاب به شما یاد می‌دهد چگونه با استفاده از OKRها (اهداف و نتایج کلیدی) تیم خود را هدایت کنید.۱۰. Product Leadership: How Top Product Managers Launch Awesome Products and Build Successful Teams - نوشته‌ی ریچ میرونوف، بن هوروویتز و مارتین اریکسونیک راهنمای عملی برای تبدیل شدن به یک رهبر موفق در حوزه مدیریت محصول.نتیجه‌گیریاین کتاب‌ها ترکیبی از دانش تئوریک و تجربیات عملی را ارائه می‌دهند که می‌توانند به شما در مسیر حرفه‌ای‌تان کمک کنند. با مطالعه این منابع، می‌توانید محصولات بی‌نظیری خلق کنید و در حرفه‌تان پیشرفت کنید.اگر شما هم کتاب‌های دیگری را می‌شناسید که مفید هستند، در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید! 👇👇</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2024 09:33:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده prompt کاربردی برای مدیران محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%D8%AF%D9%87-prompt-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-r5sn0qcefoky</link>
                <description>به عنوان یک مدیر محصول، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT می‌تواند به طور قابل توجهی بهره‌وری و خلاقیت شما را افزایش دهد. در اینجا برخی از بهترین prompt‌ها که می‌توانید برای استفاده از ChatGPT استفاده کنید را معرفی می‌کنم.Prompt۱. تحقیقات و تحلیل بازارPrompt: &quot;What are the current trends in [your industry]? Provide a detailed analysis of market dynamics, key players, and emerging technologies.&quot;۲. توسعه Persona کاربرPrompt: &quot;Create a detailed user persona for [your product/service]. Include demographics, psychographics, pain points, and potential solutions.&quot;۳. اولویت‌بندی ویژگی‌هاPrompt: &quot;List the potential features for [your product]. Rank them based on impact and feasibility, and provide reasoning for each ranking.&quot;۴. تحلیل رقابت در صنعتPrompt: &quot;Analyze the strengths and weaknesses of [your competitor&#x27;s product]. How does it compare to our product?&quot;۵. تهیه نقشه راه محصولPrompt: &quot;Help me create a product roadmap for the next 6 months. Include key milestones, deliverables, and timelines.&quot;۶. خلاصه‌سازی بازخوردهای مشتریPrompt: &quot;Summarize the key points from customer feedback for [your product]. What are the main pain points and suggestions for improvement?&quot;۷. تهیه ارائه و دموPrompt: &quot;Draft a compelling pitch for [your product/service] targeting [specific audience or stakeholders]. Highlight the key benefits and unique selling points.&quot;۸. حل مسئله و طوفان فکریPrompt: &quot;Suggest innovative solutions for [specific problem or challenge] faced by [your product/industry].&quot;۹. تولید محتوا برای مقالهPrompt: &quot;Generate ideas for blog posts, social media updates, or newsletters related to [your product/industry].&quot;۱۰. مدیریت پروژهPrompt: &quot;Provide a detailed project plan for [specific project]. Include tasks, deadlines, and responsible team members.&quot;پ.ن1: نگارش این مقاله نیز با کمک مدل GPT-4o انجام شده است.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2024 16:02:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشف Product/Market Fit</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%DA%A9%D8%B4%D9%81-productmarket-fit-b18jszn5rn8n</link>
                <description>کارآفرین و سرمایه‌گذار آمریکایی، مارک آندرسن، در سال 2007 واژه «Product/Market Fit» را ابداع کرد. آندرسون این مفهوم  را به صورت &quot;پیدا کردن یک بازار خوب با محصولی که بتواند نیاز آن بازار را برآورده کند&quot; تعریف می‌کند.finding a good market with a product capable of satisfying that marketProduct/Market Fitتناسب محصول و بازار زمانی اتفاق می افتد که شما محصول مناسبی را برای رفع نیازهای مشتری بسازید. رسیدن به تناسب کامل محصول با بازار، دلیل تمایز رهبران بازار و برندهای برتر از بقیه فعالان صنعت است. مفهوم Product/Market Fit واقعاً ساده است، اما دستیابی به آن در عمل دشوار است.بخش بزرگی از دشواری تحقق این مفهوم در درک نیازهای واقعی مشتریان فعلی و بالقوه‌ نهفته است. پس از درک نیازهای واقعی است که شرکت می تواند محصولی را طراحی کند که بتواند مشتریان را خشنود سازد. رسیدن به Product/Market Fit فرآیندی است که مستلزم تحقیق و تلاش زیاد از سوی تیم محصول است.چرا توجه به Product/Market Fit اهمیت دارد؟* تقویت رابطه مشتری با محصولبرای دستیابی به تناسب محصول با بازار، تحقیقات کاربر باید انجام شود تا روانشناسی پشت نیازهای خاص مشتری را درک کنید.این که محصول شما چگونه می تواند به حل نیاز آن ها کمک کند موضوع مهمی در طراحی محصول است. طراحی محصول با در نظر گرفتن این مسئله باید ارتباط مشتری با محصول نهایی را تقویت کند.* رشد سهم بازار  دستیابی به تناسب محصول با بازار به این معنی است که محصول شما در موقعیت منحصر به فردی برای برآورده کردن یک نیاز و خوشحال کردن مشتریان قرار دارد که به طور طبیعی این موضوع به رشد فروش و افزایش سهم بازار محصول  کمک خواهد کرد.* محبوبیت برند و محصول یکی از بزرگترین شاخص های تناسب محصول با بازار این است که مردم در مورد محصول شما صحبت می کنند و آن را به دوستان، خانواده و همکاران معرفی می کنند. این تبلیغ دهان به دهان حضور برند شما را در بازار افزایش می دهد و به شما کمک می کند تا به عنوان یک رهبر در صنعت خود شناخته شوید.Product/Market Fitمراحل دستیابی به Product/Market Fitدستیابی به تناسب محصول با بازار برای هر کسب و کار یا محصول متفاوت با سایر شرکت ها است. هر محصول بازار هدف مخصوص به خود به همراه نیازهای خاص مشتری و روند خرید متفاوت دارد. بنابراین، می توان گفت که تناسب محصول با بازار از یک روش خطی پیروی نمی کند و تلاش برای یافتن آن می تواند چالش برانگیز باشد.1. مشخص شدن بازار هدف و شناخت Persona مشتریانکلید ساخت محصولی که مشتریان شما دوست خواهند داشت این است که بدانید مشتریان شما چه کسانی هستند.شناخت Persona مشتریان و نیازهای خاص آنان برای طراحی محصول ضروری است.تحقیقات بازار و تحلیل رقبا را انجام دهید تا در مورد نیازهای مشتری خود و راه حل هایی که در حال حاضر استفاده می کنند شناخت پیدا کنید. باید مشخص شود محصول شما چگونه می تواند شکاف ها را پر کرده و نیازهای مشتریان را برآورده کند.۲. نیازهای مشتری خود را درک کنیدشناخت Persona مشتریان کافی نیست. برای ساختن محصولی که مخاطبان هدف شما آن را دوست دارند و  می خواهند بخرند، باید مهمترین نیازهای آنها را شناسایی کنید.با تحلیل نیازهای مشتریان با روش های زیر می توان نیازهای اصلی آنان را شناسایی کرد. مصاحبه با مشتری انجام تحقیقات محصولقرار دادن نظرسنجی در وب سایت  تجزیه و تحلیل داده ها و  رفتار مشتریانتحلیل بازخورد مشتریان 3. شناسایی ارزش پیشنهادیارزش پیشنهادی یا نقطه فروش منحصر به فرد، شما را از رقبا جدا می کند و به مشتریان دلیل قابل توجهی برای خرید از شما می دهد.هنگام تعریف ارزش پیشنهادی، این سوالات را از خود بپرسید:بزرگترین مشکلات مشتریان چیست؟محصول شما چه ویژگی ها و مزایایی را ارائه می دهد؟چه چیزی شما را از سایر محصولاتی که راه حل مشابهی در بازار ارائه می دهند متمایز می کند؟کدام یک از ویژگی‌ها یا راه‌حل‌های شما به طور مؤثری به مشکلات مشتریان می‌پردازد؟چرا مشتریان باید به طور خاص از شما خرید کنند و نه رقبای شما؟ این سوالات به شما کمک می کند تا بفهمید چه چیزی شما را متفاوت می کند و چرا محصول شما برای حل مشکلات مشتریان مناسب تر است.4.  MVP را مشخص کنید و بسازیداز نتایج تحقیقات محصول، شناخت شخصیت خریدار و ارزش پیشنهادی خود برای ساختن نسخه ای از محصول خود تنها با عملکرد اصلی استفاده کنید. این محصولMVP شما است. این MVP به شما کمک می کند تا ایده ها و ویژگی های خود را آزمون کنید تا بتوانید آن ها را در محصول نهایی بهبود بخشید و به دستیابی به تناسب محصول با بازار نزدیک شوید. 5.تست MVP با مشتریان بالقوهپس از ساخت MVP لازم است این محصول با مشتریان بالقوه تست شود.MVP خود را با مخاطبان هدف کوچک تست کنید تا بازخورد آن ها را در مورد محصول دریافت کنید. می‌توانید از طریق مصاحبه‌ها، نظرسنجی‌ها و ابزارهای دریافت بازخورد، بازخوردهای مشتریان را جمع‌آوری کنید.هدف این است که بفهمید آیا محصول اصلی شما به مشتریان کمک می‌کند یا نه، چه پیشرفت‌هایی را می‌توانید در محصول نهایی برای کمک به پر کردن شکاف معرفی کنید.همچنین می توانید از MVP خود برای آزمایش ارزش پیشنهادی خود استفاده کنید و از مشتریان بپرسید که در مورد محصول شما چه فکری می کنند، چگونه MVP نیازهای آن ها را برطرف می کند و چه تغییراتی را باید ایجاد کنید تا انتظارات آن ها را برآورده کنید.6. تکرار و بهبود محصولآزمایش MVP به شما کمک می‌کند تا بینش‌ها و نظرات معتبر مشتری درباره محصول را جمع‌آوری کنید تا بفهمید کدام ویژگی‌ها را باید اولویت‌بندی کنید و چه تغییراتی را برای دستیابی به تناسب محصول با بازار باید انجام دهید.از داده‌هایی که در مرحله قبل جمع‌آوری کرده‌اید برای ایجاد نقشه راه محصول استفاده کنید و آن را به داستان‌های کاربر تقسیم کنید.اطمینان حاصل کنید که تیم شما به طور مداوم به دنبال راه های جدیدی برای اصلاح ایده های محصول خود با توجه به چشم انداز محصول است.نحوه اندازه گیری تناسب محصول با بازارهیچ معیار استانداردی وجود ندارد که به شما بگوید آیا به تناسب محصول با بازار رسیده اید یا خیر.اما برخی از معیارهای کمی و کیفی می تواند به شما بگوید که آیا در مسیر درستی برای دستیابی به تناسب محصول با بازار حرکت می کنید یا خیر. معیارهای کمی برای بررسی تناسب محصول با بازار1)نرخ ریزش(Churn rate)نرخی است که میزان ریزش مشتریان شرکت را مشخص می کند. نرخ ریزش بالا به این معنی است که مشتریان از محصول شما لذت نمی برند، چه مربوط به ویژگی های محصول یا خدمات مشتری محصول باشد.مشتریان با لغو اشتراک یا لغو تمدید از محصول دور می شوند. نرخ ریزش بالا می تواند نشان دهنده این باشد که شما به تناسب محصول با بازار دست پیدا نکرده اید.2)نرخ حفظ کاربر(User retention rate) درصد کاربرانی که پس از ثبت نام در ابزار یا برنامه به استفاده از آن ادامه می دهند. نرخ حفظ کاربر بالا به این معنی است که مشتریان خوشحال هستند و می خواهند به استفاده از محصول شما ادامه دهند.بالا بودن این نرخ ممکن است نشان دهد که شما به تناسب محصول با بازار دست پیدا کرده اید.3)نرخ رشد(Growth rate) رشد در متغیرهایی مانند فروش و تعداد مشتریان در یک دوره خاص به این معنی است که فروش محصول شما به سرعت در حال رشد است. بالا بودن این نرخ می تواند به این معنی باشد که شما به تناسب محصول با بازار دست پیدا کرده اید.4)سهم بازار(Market share) درصدی از کل فروش در بازار که توسط شرکت شما ایجاد می شود. سهم بازار بالا به این معنی است که مشتریان شما را بر سایر محصولات ترجیح می دهند.سهم بازار بزرگ شما را به یک بازیگر کلیدی در صنعت تبدیل می کند. سهم بازار بزرگ یک شاخص مهم است که نشان می دهد شما به تناسب محصول با بازار دست پیدا کرده اید.5)Net promoter scoreمعیاری است که برای درک وفاداری مشتری به محصول شما از طریق نرخ توصیه و تبلیغ توسط مشتریان استفاده می شود. نرخ بالا NPS نشان می دهد که مشتریان محصول شما را دوست دارند و از طریق ارجاعات دهان به دهان مثبت باعث ترویج آن می شوند.net promoter scoreمعیارهای کیفی برای بررسی تناسب محصول با بازار1)ارجاعات و بازاریابی شفاهی هرچه مشتریان بیشتری از طریق ارجاع به شما مراجعه کنند، به خصوص ارجاعات دهان به دهان، محصول شما رشد بیشتری می کند. می‌توانید از نظرسنجی‌ها و سایر ابزارهای جمع‌آوری بازخورد استفاده کنید تا بفهمید مشتریان شما چگونه به محصول شما رسیده‌اند و آیا شما را به دوستان و همکارانتان توصیه می‌کنند یا خیر.2)پوشش رسانه ای محصولاگر تماس های زیادی از نشریات رسانه ای دریافت می کنید و اغلب در رسانه های اجتماعی و کانال های خبری اینترنتی از شما نام برده می شود،نشانه خوبی است.این موارد باعث افزایش حضور شما بر سر زبان ها می شود و به رشد شرکت و محصول کمک می کند.3)عدم رضایت مشتری اگر ایمیل‌های شکایت، بررسی‌های منفی یا درخواست‌های بازپرداخت دریافت می‌کنید، نشان می دهد مشتریان شما به وضوح راضی نیستند. بازخوردها را بررسی کنید و تلاش نمایید منبع مشکل را درک کنید و چارچوب تناسب محصول با بازار را بازنگری کنید.4)چرخه های طولانی فروشبازاریابی شما در حال انجام است،  اما نمی توانید سرنخ ها را به مشتری تبدیل کنید. این می تواند نشان دهنده وجود مشکل در فرآیند فروش یا بازاریابی یا خرابی قیف فروش محصول باشد. همانطور که اشاره شد، تناسب محصول با بازار نیاز به همکاری متقابل کارکردی دارد، بنابراین مطمئن شوید که تیم محصول شما با سایر حوزه‌های کسب‌وکار در تماس است تا از بازخورد آن‌ها درس بگیرد.راز تناسب موفق محصول با بازاردستیابی به تناسب محصول با بازار، کلید موفقیت محصول است، اما راه میانبری در سفر مشتری نیست.باید به خاطر داشته باشید که دستیابی به تناسب محصول با بازار به این معنا نیست که شما یک محصول کامل دارید.شما هنوز باید روی شناخت مشتری کار کنید، ویژگی‌های موجود خود را بهبود ببخشید، به بازخورد مشتری رسیدگی کنید و دلایل جدیدی برای ادامه مشتری بودن به آن ها ارائه دهید.دستیابی به تناسب محصول با بازار اولین قدم مهم برای اطمینان از ارزش محصول شما و کمک به کسب و کار برای پیشی گرفتن از رقبا است.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 17:27:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت در مه، صدای داده‌ها را بشنویم!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%85-dtyuxfmw4u4g</link>
                <description>مدیریت سازمان بدون استفاده از داده های واقعی و تحلیل های آن مانند قدم زدن در مه است.تصمیمات ناشی از شهود، بدون منطق و هیجانی نتیجه ای جز پایین آمدن عملکرد سازمان و خراب تر شدن وضع KPIهای سازمان نخواهد داشت.شاید این گزاره ها برای شما بدیهی به نظر برسد اما با  با سازمان هایی کار کردم و بهشون مشاوره دادم که همین موارد بدیهی را رعایت نمی کنند و برای بهتر شدن اوضاع مجدد بدون بررسی داده های واقعی، راهکارهای شهودی می دهند.این حلقه باطل ادامه خواهد داشت تا یک فاجعه.مدیریت در مه، صدای داده‌ها را بشنویم!!!چرا برخی از سازمان‌ها داده محور نیستند؟؟سازمان ها داده محور نیستند چون:عدم اعتقاد و حمایت مدیران ارشد سازمان از داده محور بودن سازماننداشتن استراتژی مشخص در سازمان برای استفاده مناسب از داده هاعدم جمع آوری صحیح داده ها عدم نگهداری صحیح داده ها در Databaseهای سازمانوجود Database های متعدد با داده های کثیفبدنه اجرایی سازمان توانایی استفاده از داده ها را نداردعدم توانایی استفاده از ابزارهای تحلیل دادهنپذیرفتن ریسک تغییر از سازمان سنتی به سازمان داده محوراینا مواردی است که من تجربه و مشاهده شان کرده ام.نشریه Forbes نیز در یک تحقیق بین المللی عوامل دیگری را شناسایی کرده است که می توانید در اینجا مطالعه نمایید.نتایج تحقیق Forbesداده محور شدن، سخت یا آسان؟؟؟بعد از اینکه موفق شدیم یک سازمان و مدیرانش را قانع کنیم که ریسک تغییر را بپذیرند و از روال های سنتی به داده محوری حرکت کنند یک سوال مهم به وجود می آید، آیا این تغییر راحت است یا سخت؟راستش همیشه تغییر برای سازمان ها سخت بوده، هست و خواهد بود.اساسا چه چالش ها و ریسک هایی برای داده محور شدن سازمان وجود دارد؟چالش‌ های تغییرافراد و فرهنگ سازمانتغییر فرهنگ و مقاومت بدنه سازمان برای اجرای تغییر را می توان بزرگ ترین چالش دانست.سازمان را نمی توان یک شبه تغییر داد.داده محور شدن سازمان به توانایی افراد و سازمان برای سازگاری با تغییرات مربوط می شود.فرآیندهاسازمان ها داخل خود فرآیندهای مختلفی را طراحی کرده و نیروها هر روز در حال اجرای فرآیندها هستند.ترسیم و ایجاد فرآیندهای جدید که مبتنی بر استفاده از داده های واقعی هستند یک چالش برای سازمان و افراد دخیل در فرآیندهاست.فناوری و ابزارهاجمع آوری صحیح، نگهداری صحیح، آنالیز و تحلیل و ارزیابی نتایج حاصل از داده ها نیازمند الزامات فنی و فناوری مختلفی است که سازمان های سنتی با چالش های متعددی در آن مواجه اند.عدم وجود نیروهای فنی و دانش استفاده از ابزارها مسائلی است که باید به آن توجه شود.پذیرفتن حکمرانی دادهآیا پس از تحلیل داده ها و ارائه گزارش های مختلف مدیران ارشد سازمان به تصمیم های شهودی خود پایبند هستند یا نتایج تحلیل داده؟ اگر نتایج حاصل از تحلیل داده ها خلاف تصمیم شهودی مدیرعامل بود، چه می شود؟گام هایی برای داده محور شدن...داده محور شدن سازمان اقدامی یک شبه، سریع و فوری نیست!!! نیازمند پیمودن گام ها و پذیرش ریسک تغییر و شکست است.گام 1) استخدام و آموزش نیروهای فعلیدر قدم اول لازم است تا سازمان نیروهای متخصصی را به سازمان جهت مدیریت فرآیند تغییر اضافه کند.این نیروها می توانند نیروهای فنی و مدیریتی باشند.از سوی دیگر نیروهای فعلی سازمان باید آموزش هایی را برای استفاده از داده ها و تغییر رویکرد سازمان ببینند.گام 2) ترسیم اهداف کسب‌ و کارسازمان، مدیران و مشاوران باید اهداف خود را برای استفاده از داده ها مشخص کنند. کاربرد داده ها در سازمان بسیار متنوع است از بهبود فرآیندهای سازمان تا پیشبینی فروش و بخش بندی مشتریان همه کاربردهای داده محور شدن سازمان است.شناسایی اهداف و سوالات سازمان که قرار است توسط داده ها پاسخ داده شود باید توسط تیم های کسب و کار سازمان مشخص شود.گام 3) پیاده سازی سیستم های فنی برای جمع آوری و نگهداری داده‌هاجمع آوری داده ها و نگهداری صحیح آن نیازمند استفاده از سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری متعددی است.ایجاد Database های مختلف و نگهداری مناسب از داده ها به صورتی که داده ها به صورت تمیز جمع آوری و نگهداری شود مرحله ای مهم در فرآیند داده محور شدن است.با داده های ناقص و کثیف به خروجی های غلط خواهیم رسید.گام 4) گردآوری داده ها از منابع مختلفبخش های مختلف سازمان در حال ایجاد داده هستند.تیم فروش، بازاریابی، پشتیبانی، دیجیتال مارکتینگ و تحقیق توسعه و سایر بخش های سازمان هر کدام داده های مختص خود را دارند.لازم است اطمینان حاصل کنیم که داده ها از همه منابع مختلف به صورت صحیح جمع آوری و نگهداری می شوند.از دست دادن بخشی از منابع داده ها می تواند تحلیل های حاصل را دچار نقص کند.گام 5) پیاده سازی ابزارهای فنی تحلیل دادهابزارهای متعددی برای تحلیل داده ها در بازار موجود است.انتخاب میان ابزارها بستگی به زیرساخت های فنی، تخصص نیروها و اهداف کسب و کار دارد.گاهی لازم است تا فقط یک داشبورد مدیریتی ساخته شود و گاهی لازم است تا مدل های هوش مصنوعی برای پیشبینی فروش سازمان ایجاد شود.لیستی از ابزارها که داخل ایران هم محبوب اند شامل:Microsoft Power BITableauGoogle Data StudioRapidMinerExcelPython &amp; Rشاید مشاهده Excel برای شما در این لیست جالب باشد، اما نیاز خیلی از سازمان ها شاید با همین ابزار حل شود.گام 6) ساخت گزارشات و تحلیل هاداده های تمیز که به درستی نگهداری شده اند ورودی مناسبی برای مدل های تحلیلی هستند.گزارش ها و تحلیل های مورد نیاز شرکت که در گام های قبل شناسایی شده اند با استفاده از ابزارهای انتخاب شده، قابل ایجاد هستند.ارائه این گزارشات به مدیران ارشد سازمان و دریافت بازخورد مثبت آن ها می تواند قوت قلبی برای تیم راهبری داده محوری سازمان باشد.نمونه ای از گزارشات و تحلیل ها که در تجربه های قبلی ام برای سازمان ها ارائه کرده ام:10 دلیل برتر تماس مشتریان با واحد مرکز تماس بر اساس بخش بندی مشتریان10 دلیل برتر ترک مشتریان سازمانبخش بندی مشتریان سازمان بر اساس مدل RFMپیشبینی نرخ فروش سازمان بر روی محصولات مختلفبررسی ارتباط میان فصول سال و فروش محصولات مختلف سازمانپیشبینی تعداد مناسب پشتیبانان تلفنی در ساعات مختلف شبانه روز به منظور کاهش زمان انتظار پشت خطگزارش عملکرد نیروهای فروش و پشتیبانی شرکتو ...گام 7) بازخورد و اصلاحدر برابر گرفتن بازخورد از مشتریان، کارمندان و مدیران سازمان مقاومت نداشته باشید و پیشنهادهای آنان را بشنوید.فرآیندها و تحلیل ها می تواند بر اساس بازخوردهای دریافت شده اصلاح شده و تغییر یابند.در انتها خوشحال می شم اگر نظر یا نقدی برای تکمیل این محتوا دارید با من در میون بگذارید.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Sep 2022 13:05:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمایی برای استخدام مدیر محصول</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-jjbg71uuaf3w</link>
                <description>اگر از قبل جلسه مصاحبه در حوزه محصول بدونید که قراره چه سوالاتی از شما پرسیده بشه و خودتون برای اون سوالات آماده کنین، قطعا احتمال کسب موقعیت شغلی توسط شما بالا میره.پس پیشنهاد می کنم این مطلب را از دست ندهید.استخدام مدیر محصولقبل از شروع پرداختن به سوالات مصاحبه بهتره یکسری از مراحل رو با هم مرور کنیم.1)اطمینان از انطباق رزومه با شرح شغلیدر گام اول که تصمیم دارید برای آگهی های شغلی درخواست خودتون رو ارسال کنید، حتما شرح شغلی، وظایف و نیازمندی های شغل رو با دقت با رزومه و توانمندی های خودتون بررسی و مقایسه کنین.ارسال رزومه برای آگهی هایی که نامتناسب با شما و توانمندی هاتون هست، باعث ایجاد مشکل برای شما و افزایش شانس رد شدن شما میشه.به صورت مثال شرکت X برای دو ردیف شغلی مدیر محصول و مالک محصول آگهی استخدامی گذاشته است.شما هم برای هر دو اگهی که شرح وظایف کاملا مختلفی دارد، درخواست خودتون رو ارسال می کنین.با این کار، کارفرما این برداشت می کنه که شما اصلا آگهی ها را نخوندین و صرفا با بی دقتی درخواست ارسال کردین.بر همین اساس درخواست های شما بر روی هر دو موقعیت رد میشه.توصیه:لطفا برای کار غیر مرتبط رزومه نفرستید.2)دعوت به مصاحبهمعمولا شرکت ها بعد از بررسی تعدادی از رزومه های دریافت شده، بعضی از آن ها را تایید اولیه برای انجام مصاحبه می کنند.برخی شرکت ها قبل از انجام مصاحبه حضوری یا مجازی طی یک تماس تلفنی تعدادی سوال کلی که برای شرکت حائز اهمیت است را می پرسند.این سوالات بیشتر در زمینه میزان حقوق درخواستی، اطمینان از تسلط بر روی توانمندی های اصلی و امکان برگزاری حضوری یا مجازی جلسه مصاحبه است.برخی دیگر از شرکت ها نیز برای شما فرمی را برای تکمیل کردن ارسال می کنند.البته این مورد بیشتر برای مصاحبه های مجازی است.چون در مصاحبه های حضوری قبل از ورود به جلسه مصاحبه این فرم به صورت فیزیکی به شما تحویل می شود تا تکمیل نمایید.اطلاعات درخواستی همچون سوابق کاری، سوابق تحصیلی، اطلاعات هویتی و مبلغ حقوق درخواستی است.توصیه: حتما از مسئول HR طی این تماس تقاضا کنین جلسه مصاحبه را داخل پلتفرمی مانند Google Calendar ثبت کنند.با این اتفاق فایل رزومه، آدرس مصاحبه حضوری، لینک جلسه مجازی، زمان مصاحبه و اشخاص مصاحبه کننده مشخص می شوند.توصیه خیلی مهم:حتما در مورد گرفتن سفته از شرکت در این مرحله بپرسید.برخی از شرکت ها حقوق را در دو پرداخت جداگانه واریز می کنند.این مورد را هم بپرسین.نکته خوبی نیست این موضوع.توصیه خیلی مهم:حقوق درخواستی خودتون را حتما به صورت خالص بیان کنین.چون شما درباره نحوه محاسبه مالیات و حق بیمه اطلاعی ندارید.3)شناسایی مراحل جذب و استخدام در شرکتمصاحبه های برنامه ریزی شده برای شما بسته به شرکت می تواند شامل:مصاحبه با واحد منابع انسانیمصاحبه با تیم فنی مصاحبه با مدیرعامل یا مقام مشابهاجرای تست های خودشناسی مانند MBTI، DISK و NEO باشد.اینکه مصاحبه مرحله اول مصاحبه با تیم منابع انسانی است یا مصاحبه با تیم فنی در شرکت های مختلف متفاوت است.توصیه:حتما هنگام تماس تلفنی فرآیند و مراحل استخدام را بپرسید.4) بررسی کسب و کار شرکت و اشخاص مصاحبه کنندهپیشنهاد می کنم قبل از ورود به جلسه مصاحبه حتما و حتما در مورد شرکت و کسب و کار آن تحقیق کنین.مصاحبه کننده ها علاقه دارند تا فردی که برای استخدام شدن آمده است، با محصول و فعالیت شرکت آشنا باشد.خوب است به عنوان یک مدیر یا مالک محصول برای محصولات شرکت نیز پیشنهادی را از قبل آماده کرده باشید و به مصاحبه کنندگان ارائه کنین.توصیه: در صورت امکان متوجه شوید که قرار است مصاحبه فنی شما با چه اشخاصی باشد.حتما پروفایل Linkedin مصاحبه کنندگان و شرکت را قبل از مصاحبه بررسی کنین.5) سوالات احتمالی در جلسه مصاحبه فنیلازم است ذکر کنم در این مطلب قصد پرداختن به جزییات مصاحبه با واحد منابع انسانی و مدیرعامل را ندارم.در جلسه مصاحبه فنی شخص مصاحبه کننده شما مدیر محصول، مالک محصول یا یک نیروی توسعه دهنده یا ترکیبی از آن ها خواهد بود.عموما جلسه با درخواست مصاحبه کننده برای معرفی اجمالی خودتون شروع می شه.شما باید در مدت کوتاهی سوابق شغلی، تحصیلی و مهارت های خودتون رو برای مصاحبه کنندگان به صورت اجمالی مطرح کنین.در این مرحله لازم نیست با جزییات سوابق خودتون رو مطرح کنین.اگر شخص استخدام کننده به بخشی از سوابق شما علاقه مند بود در ادامه از شما درخواست شرح سوابق خاص با جزییات بیشتر را می کند.پس از اتمام این بخش ممکن است شخص استخدام کننده در مورد جزییات هر عنوان شغلی و شرح وظایفتون در اون سوال ریزتری را بپسرد تا اطمینان حاصل کند که آیا شما واقعا درگیر کار داخل آن محصول بوده اید یا خیر.در مصاحبه مدیر یا مالک محصولی دسته بندی مختلفی از سوالات وجود داره که در ادامه به هر کدوم می پردازم.5-1)سوالات پیش زمینه ای و عمومیاین دسته از سوالات به منظور شناخت کلی از شخصیت شما و تناسب عمومی شما با شرح شغلی پرسیده می شه.نمونه هایی از این دسته سوالات رو می شه در این موارد دانست:آیا با شرکت ما و محصولات اون آشنایی داری؟این آگهی شغلی رو از چه جایی پیدا کردی؟چه مشکلات را در محصولات ما دیدی؟ چه پیشنهاداتی برای حل آن ها داری؟چرا قصد داری کار فعلی خودت ترک کنی؟چه چیزی تو موقیعت شغلی ما نظر تو رو جلب کرده؟اهداف شغلی ات برای آینده چیست؟از چه زمانی می تونی به شرکت ما ملحق بشی؟آیا به صورت تمام وقت می توانی همکاری کنی؟اضافه کاری پس از ساعت کاری عادی یا در روز تعطیل را قبول می کنی؟5-2) سوالات تخصصی در حوزه اسکرام و اجایلدر اسکرام شرح شغلی برای مالک محصول تعریف شده است و منطقا شخصی که برای موقعیت شغلی مدیر یا مالک محصول درخواست ارسال می کنه باید دانش مناسبی از توسعه نرم افزار چابک و چارچوب اسکرام داشته باشه.ارزش های محوری در بیانیه چابک را چه طوری تحلیل می کنی؟اسپرینت ها را چند هفته ای تعریف می کنی؟ایونت های اسکرام را چطوری برگزار می کنی؟چه تفاوتی میان مالک محصول با مدیر محصول می بینی در سازمان؟آیا همه ایونت های اسکرام را پیشنهاد می کنی برگزار کنیم؟ چرا؟چه طوری تلاش خواهی کرد تا ارزش های اسکرام را در سازمان پیاده کنی؟یک داستان کاربر را چطور می نویسی؟برای یک داستان کاربر چطوری DOD و acceptance criteria تعریف می کنی؟تخمین زمانی برای انجام یک Task و داستان کاربر رو چطور به دست می آوری؟بین استوری پوینت و تخمین ساعتی کدوم پیشنهاد می کنی؟آیا لازم است در خر اسپرینت یک Release داشته باشیم؟5-3) سوالات درباره وظایف مدیر محصولاصلی ترین وظیفه یک مدیر یا مالک محصول در سازمان رو چه چیزی تعریف می کنی؟چطور سعی می کنی از دیدگاه کاربران محصول رو نگاه کنی؟مهم ترین پیشنهادات و تغییرات مدنظرت برای محصول مورد نظر ما چیه؟توضیح بده چطوری از داده ها برای بهبود محصول استفاده می کنی؟ از چه ابزارهایی داده ها را به دست می آوری؟آیا محصولی داشتی که با شکست مواجه بشه؟ بعد از شکست اقدام تو چی بود؟شیوه اولیوت بندی تو برای ویژگی های قابل توسعه برای محصول چیه؟مدیریت ذینفعان را چگونه انجام می دی؟5-4) مدیریت بحراندر این دسته از سوالات مصاحبه کننده مدنظر داره شما رو در شرایط واقعی قرار بده تا ببینه شما چطور از پس یک بحران یا شرایط خاص در حالت فشار زمانی و تعارض منافع بر میای.اگر مدیرعامل تا تاریخ مشخص یک فیچر را بخواهد و تیم فنی توانایی رساندن فیچر تا تاریخ مشخص را نداشته باشد، چه کار می کنی؟اگر در میان ذینفعان محصول برای تعیین نقشه راه محصول تعارض منافع و اختلاف نظر باشد، چه کار می کنی؟اگر فردی در تیم فنی سرعت و کیفیت خوبی برای انجام تسک ها نداشه باشد، چطور با این قضیه کنار میای؟تا حالا نیرو استخدام کردی؟ چه مواردی را در استخدام نیرو جدید در نظر می گیری؟تا حالا نیرو اخراج کردی؟ چطور؟تا حالا شدی به ذینفع اصلی محصول یا مدیرعامل درباره توسعه یک ویژگی محصول نه بگی؟ چطور مدیریت کردی این قضیه رو؟5-5) سوالات تحلیلیحتما شنیدن که داخل مصاحبه سوالاتی پرسیده می شه که هیچ جواب مشخصی برای اون وجود نداره.در این سوالات فرد مصاحبه کننده فقط مد نظر داره دید تحلیلی شما و نحوه حل مسئله شما رو بررسی کنه.پس نگران رسیدن به جواب درست نباشید.داخل تهران چندتا پنجره هست؟روزانه چند لیتر سوخت در تهران مصرف میشه؟چند مسافر الان در آسمان ایران در هوایپما هستند؟چه ویژگی ای به آمازون اضافه می کنی؟تو انبار دانش دیجی کالا چندتا محصول هست؟5-6) سوالات رفتاری و رهبری تیمجنبه مهمی از مدیر محصول بودن را می توان در شخصیت فرد دانست.نحوه ارتباط با ذینفعان محصول، بخش های مختلف سازمان و رهبری تیم بخش مهمی از وظایف مدیر محصول است که وابسته به شخصیت فرد است.پس مهمه شخص مصاحبه کننده دید مناسبی از شخصیت شما پیدا کنه.آیا در شرایط خاص و استرس زا می تونی کار کنی؟آیا در کار و مواقع تعارض عصبی میشی؟چطور به تیم انگیزه می دی تا بهتر کار کنه؟نحوه ارتباط و دریافت مشکلات از ذینفعان را چطور مدیریت می کنی؟بزرگترین چالش های کاری که در سوابق کاری ات داشتی چیه؟این چالش ها رو چطور مدیریت می کردی؟نقاط ضعف و قوت خودت رو در چه مواردی می بینی؟آیا تا بحال تیمی را مدیریت کردی؟5-7)سوالات فنی بیشتر افراد و متخصصین در این زمینه توافق نظر دارند که مدیر یا مالک محصول قرار نیست بیاد و کد بزنه.اما باید قبول کنیم که داشتن دید فنی برای مدیر محصول خیلی نکته مثبت و خوبیه و باعث می شه تا فرد بتونه بهتر با تیم فنی ارتباط برقرار کنه.آیا تا حالا برنامه نویسی کردی؟با چه زبان های برنامه نویسی ای آشنایی داری؟آیا با Query زدن در دیتابیس آشنایی؟آیا با Version Control System ها آشنایی؟با تست های مختلف برای تضمین کیفیت نرم افزار آشنایی؟تفاوت تست های جعبه سیاه با تست های جعبه سفید چیه؟آیا با اصول طراحی UI/UX آشنایی داری؟5-8) دانش کسب و کار و استراتژیمدیر محصول وظیفه داره برای محصول استراتژی و نقشه راه تعریف کنه.پس باید دانش مناسبی از کسب و کار و شناسایی نیازمندی های کاربر و اولیوت بندی آن ها داشته باشه.برای محصول می تونی Business Plan و Business Model بنویسی؟برای محصول می تونی مطالعات امکان سنجی انجام بدی؟برنامه بازاریابی برای محصول رو چطور تعریف می کنی؟چطور نقشه راه برای محصول تعریف می کنی؟برای تعریف Release Plan چطور اقدام می کنی؟چطور استراتژی های توسعه محصول را تعریف و شناسایی می کنی؟با صنعت حوزه فعالیت محصول آشنایی داری؟5-9)تجربه کار با ابزارهاابزارهایی وجود داره که خوبه یک مدیر محصول با آن ها آشنایی داشته باشه و در برخی موارد با آن ها در یک شرکت کار کنه.مانند:Google Analytics-Google Optimize-Google Tag ManagerHotjarJiraAzure Dev opsExcelVisioFigma6)جمع بندی مصاحبه فنیپس از اتمام سوالات اشخاص مصاحبه کننده، آن ها از شما می خواهند تا اگر سوالی دارید از آن ها بپرسید.توصیه:حتما سوالی بپرسید.سوالات پیشنهادی برای پرسیدن:ساختار تیم محصول شما به چه صورت است؟ادامه فرآیند استخدام به چه صورت است؟ در چه مدت نتیجه مصاحبه مشخص می شه؟مدیر مستقیم من چه شخصی خواهد بود؟ آیا نیرویی در اختیار خواهم داشت؟آیا تیم QA برای تضمین کیفیت نرم افزار وجود دارد؟فرآیند پشتیبانی نرم افزار به چه صورت است؟من برای پیشبرد کدام محصول جذب خواهم شد؟7) اجرای تسکممکن است قبل از دعوت به مصاحبه فنی یا بعد از آن از شما بخوان که تسکی را انجام دهید.این تست ها بیشتر به صورت نوشتن داستان کاربر برای یک ویژگی و تعریف DOD و ... برای آن است.سعی کنین تسک را با کیفیت مناسب در زمان مقرر تحویل دهید.در انتها اگر پیشنهادی برای تکمیل این محتوا دارید، حتما با من درمیون بگذارید.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Sep 2022 13:03:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت محصول، مدیریت پروژه نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/irpms-ir/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-jrhwjvmhr24b</link>
                <description>مدیر پروژه را تحت عنوان مدیرمحصول استخدام نکنید!!در کتاب High Growth Handbook نوشته Elad Gil  قسمتی برای معرفی نقش مدیر محصول در سازمان و لیست توانمندی‌های آن اختصاص پیدا کرده است.یکی از توصیه‌های صورت گرفته در آن عدم استخدام مدیران پروژه به عنوان مدیرمحصول بوده است.مدیران پروژه برای مدیریت توسعه نرم افزار قابلیت انطابق پذیری کمی دارند زیرا معمولا مدیران پروژه از نظر شناسایی نیازمندی‌های کسب‌وکار و اولیوت دهی آن ها دارای ضعف هستند.عمده تمرکز مدیران پروژه برنامه ریزی و کنترل پیشرفت پروژه در فضای برنامه ریزی قطعی و بلندمدت است که در آن ریسک‌ها و عدم قطعیت‌های بازار کم است.مانند ساخت یک مجتمع پتروشیمی یا یک ساختمان که لیست فعالیت‌ها از قبل مشخص است و تغییر چندانی در آن وجود ندارد.مدیر محصول باید چه‌طور باشه؟مدیریت محصول تخصصی است که برداشت‌های متفاوتی از آن می‌شود و برخی برای این تخصص انواع مختلفی را پیشنهاد کردند.Elad Gilویژگی‌هایی که لازم است یک مدیر محصول داشته باشد تا بتواند یک محصول را در مسیر درست هدایت کند در چند مورد بیان شده است.میشه دید که مدیران پروژه از این فضای کاری به دور هستند.1-داشتن شهود و بینش نسبت به محصول.مدیر محصول باید دید مناسبی از بازار هدف محصول داشته باشد تا نیازمندی‌های مشتریان و بازار را به درستی درک کند.مدیر محصولی که طی تغییر شغل خود، صنعت کاری شغلش را عوض کرده است باید بتواند در فرآیندی با بازار جدید آشنا شده و به دیدی از مشتریان هدف دست پیدا کند.2-توانایی اولویت‌بندی نیازمندی‌ها. در فرآیند توسعه یک نرم افزار لیستی از ویژگی‌ها برای توسعه وجود دارد.هر کدام از این ویژگی‌ها دارای ارزش خلق شده و توان فنی موردنیاز متفاوتی هستند.مدیر محصول باید این توانمندی را داشته باشد که بر اساس تحلیل‌های منفعت به هزینه خود، لیست بک لاگ ها را اولویت دهی کند.3-قدرت اجرایی.بخش مهمی از فعالیت‌های یک مدیرمحصول قدرت قانع کردن تیم‌ها و مشتریان و توان اجرایی استفاده از منابع و توانمندی سازمان برای پیشبرد توسعه محصول است.در این راستا مدیران محصول ارتباط گسترده‌ای با واحدهای مختلف سازمان و مشتریان هدف دارند.4-درک و بینش استراتژیک.یک مدیر محصول باید بتواند در مراحل توسعه محصول تصمیمات استراتژیکی بگیرد.درک از وضعیت  فعلی و آینده شرکت و صنعت هدف نقش مهمی در شناسایی نیازمندی‌های نرم افزار و اولویت دهی آن‌ها دارد.نمونه های بسیاری در جهان وجود دارد که محصول متناسب با تغییرات خود را بروز نکرده است و دچار شکست شده است.نوکیا را می توان نمونه معروفی در این حوزه دانست.5-توانایی برقراری ارتباط بالا.بخش جدایی ناپذیری از کار یک مدیرمحصول برقراری ارتباط با ذینفعان محصول و مشتریان هدف آن است.مدیرمحصول باید بتواند با برقراری ارتباط موثر با این دسته از افراد از نظرات آن‌ها در مورد محصول مطلع شده و نیازمندی آن‌ها را درک نماید.6-داده محور بودن.برای بررسی موفقیت و وضعیت محصول باید بتوان برای آن KPI و OKR های متناسب تعریف کرد.مدیرمحصول باید بتواند با داده‌ها کار کند و متریک‌های مدنظر خود را تحت نظر قرار دهد.</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jun 2022 14:07:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی اولویت‌بندی بک‌لاگ محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidreza_mardi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%A9-%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ujhao5792f9c</link>
                <description>با جستجویی ساده در میان مهارت‌های موردنیاز برای فعالیت به‌عنوان یک مدیرمسئول یا مالک محصول می‌توان دید که یکی از مهارت‌های کلیدی برای فعالیت در این حوزه توانایی اولویت‌بندی بک‌لاگ‌های محصول هست.بک‌لاگ‌ها در حقیقت معرف یک نیاز کسب‌وکار و ذی‌نفعان آن هستند که باید تبدیل به یک نرم‌افزار کارا طی یک یا چند اسپرینت بشوند پس اهمیت دارد که بتوانیم این نیازها را طوری اولویت‌بندی کنیم که رضایت ذی‌نفعان محصول و کسب‌وکار جلب بشود.چالش اولویت‌بندیمدل‌های مختلفی برای اولویت‌بندی بگ لاگ‌های محصول وجود دارد که در این سری از مطالب قصد دارم آن‌ها را معرفی کنم. در کنار معرفی این مدل‌ها تجربه شخصی خودم را هم در اجرای این مدل‌ها در محصولاتی که داشتم بیان می‌کنم تا تیم‌های محصول بتوانند بهترین تصمیم را برای انتخاب یک مدل بگیرند. در این قسمت به مدل نمره دهی RICE می‌پردازیم.مدل RICE مدل RICEیکی از مدل‌های مطرح در این حوزه مدل RICE است. در این مدل با استفاده از درنظرگرفتن چهار عامل سعی می‌شود تا به هر بک‌لاگ محصول نمره‌ای کمی تعلق بگیرد تا براین‌اساس عمل اولویت‌بندی صورت بگیرد. این چهار عامل عبارت‌اند از:Reachاولین عامل در تعیین امتیاز RICE برای بک‌لاگ این است که درک کنید که ویژگی جدید در محصول در یک بازه زمانی معین به چند نفر خواهد رسید. برای این منظور باید تعریف مناسبی از دسترسی و بازه زمانی موردنظر برای سنجش این موضوع داشت. می‌توان هر دوره زمانی را انتخاب کرد (یک ماه، یک‌فصل یا یک سال). امتیاز دستیابی عددی خواهد بود که تخمین زده‌اید. به‌عنوان‌مثال، اگر انتظار دارید که ویژگی جدید محصول شما در سه‌ماهه آینده به 200 مشتری جدید منجر شود، امتیاز دسترسی شما 200 است.Impactتأثیر می‌تواند معرف یک هدف کمی باشد، مانند نرخ تبدیل مشتری‌های جدید در مواجه با ویژگی جدید محصول، یا یک هدف کیفی‌تر مانند افزایش رضایت مشتریان فعلی که از محصول استفاده می‌کنند. می‌توان از روش زیر معیارهای کیفی تأثیر را به مقادیر کمی تبدیل کرد. 3 = تأثیر عظیم 2 = تأثیر زیاد 1 = تأثیر متوسط0.5 = تأثیر کم0.25 = کمترین تأثیرConfidenceاین فاکتور معرف میزان اعتماد و اطمینان از مقادیر داده شده برای هر سه فاکتور دیگر در مدل RICE است. اگر داده‌ها و تجربه‌های گذشته پشتیبانی خوبی از تصمیم داشته باشند می‌توان نمره اطمینان خوبی را در نظر گرفت.می‌توان از مقادیر گسسته زیر برای نمره دهی به این فاکتور استفاده کرد.100% = اعتمادبه‌نفس بالا 80% = اطمینان متوسط 50% = اعتمادبه‌نفس پایین اگر به امتیاز اطمینان زیر 50 درصد رسیدید، این بک‌لاگ را یک ایده غیر قابل تحقق در نظر بگیریم و بی‌خیالش بشویم.Effortتمام عواملی را که تا این مرحله موردبحث قرارگرفتن نشان‌دهنده اعداد در صورت معادله امتیازدهی RICE هستند اما تلاش در مخرج معادله قرار گرفته است. به‌عبارت‌دیگر، اگر RICE را به‌عنوان یک تجزیه‌وتحلیل هزینه و فایده در نظر بگیرید، سه جزء دیگر همه مزایای بالقوه هستند درحالی‌که تلاش امتیاز واحدی است که هزینه‌ها را نشان می‌دهد. تلاش کمی در این مدل شبیه به امتیازدهی است. شما به‌سادگی تعداد کل منابع (محصول، طراحی، مهندسی، آزمایش و غیره) موردنیاز برای تکمیل ابتکار را در یک دوره زمانی معین (معمولاً &quot;نفر - ماه&quot;) برآورد می‌کنید و این امتیاز شما است. به‌عبارت‌دیگر، اگر تخمین بزنید که یک پروژه در مجموع سه نفر - ماه طول بکشد، امتیاز تلاش شما 3 خواهد بود.معادله RICEفرمول محاسبه امتیاز RICEتجربه شخصی استفاده از این مدل:مزیت این مدل را می‌توان در به‌دست‌آوردن یک عدد کمی برای امتیاز دانست زیرا بر اساس این عدد می‌توان به‌سادگی بک‌لاگ‌ها را اولویت‌بندی کرد.از سوی دیگر سختی اجرای مدل تخمین پارامترهای کمی آن می‌باشد که می‌توان با برگزاری جلسات تخصصی با سایر تیم‌های شرکت مانند تیم بازاریابی یا تحقیق و توسعه به آن‌ها دست پیدا کرد.در انتها قالب اکسل برای استفاده از این مدل برای استفاده شما عزیزان قرار داده شده است.قالب فایل اکسل مدل RICE</description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Dec 2021 21:59:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی اسپرینت و چالش ها(2)</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/sprintplanning2-x3u5ex9nvu6z</link>
                <description>در این قسمت در ابتدا سعی می کنم حالتی که مالک محصول در چالش قرار می گیرد را تا حدودی شبیه سازی کنم و در انتها نیز راهکار هایی که خودم به کار بردم معرفی می کنم.این راهکار ها حاصل تجربه من داخل تیم کاری شرکت بوده است و ممکن در تیم های دیگر مفید نباشد.برای برنامه ریزی مالک محصول با دو تا متغیر طرف است که متغیر اول ظرفیت تیم توسعه و متغیر دوم حجم کار های مورد نیاز برای تکمیل استوری ها می باشد.در اول هر اسپرینت مالک محصول با در نظر گرفتن این دو متغیر یک پیشبینی از Release محصول یا فیچر های آن به مدیران بالا دستی ارائه می کند.حال بگذریم که در جامعه چابک اختلاف نظر های زیادی درباره دادن پیشبینی یا Forecast وجود دارد که موضوع این مطلب نمی باشد.چالش برای من جاهایی به وجود اومد که زمان مطرح شده برای انتشار دستخوش تغییر شد که این تغییر ناشی از عواملی بود که در مطلب قبلی بهش اشاره کردم.در این زمان ذینفعان مختلف محصول در روز وعده داده شده منتظر انتشار محصول هستند ولی مالک محصول دستش خالی از محصول قابل عرضه است و بماند که عقب افتادن انتشار یک محصول نسبت به برنامه چه ضربه ای به تیم محصول و توسعه وارد می کند.این مشکل با برنامه درست و مبتنی بر واقعیت قابل پیشگیری است زیرا این مالک محصول است که مبتنی بر برنامه ریزی تاریخی را اعلام می کند و توقع را در شرکت ایجاد می نماید.واقعیت VS برنامه ریزیبرای حل این چالش راهکار های مختلفی را می توان پیشنهاد داد.شاید ساده ترین راهکار تغییر ظرفیت کاری تیم توسعه می باشد.معمولا در تیم های چابک دیده می شود که ظرفیت کاری هر فرد بین 4 تا 6 ساعت در روز درنظر گرفته می شود،در حالی که افراد 8 یا 9 ساعت کاری را در شرکت سپری می کنند.در حقیقت با این روش یک شناوری برای فعالیت ها در نظر گرفته می شود تا بتوان برنامه ریزی را محقق کرد.البته باید در نظر گرفت که اجرای این راهکار باید متناسب با فرهنگ کاری شرکت و مدیران باشد.مدیران ممکن است تصور کنند که تیم توسعه از نیمی از ظرفیت خود دارد استفاده می کند و به عبارت درگیر کم کاری شده است.شاید صورت بهتر این راهکار به این شکل باشد.از 8 ساعت کاری تیم توسعه 5 ساعت به توسعه محصول جدید اختصاص داده شود و 3 ساعت باقی مانده به فعالیت هایی از جنس پشتیبانی و رفع مشکلات اختصاص داده شود.قاعدتا برنامه ریزی توسعه نیز بر اساس همان 5 ساعت مطرح شده است.برای حل بهتر این چالش باید برای هر یک از عوامل مطرح شده در مطلب قبلی  یک نسخه ارائه داد که امیداوارم سودمند باشه.1و 3-در مواردی که زمان واقعی اجرای تسک طولانی تر از پیشبینی شده، می شود یا تسک هایی را برای اجرای یک استوری در نظر نگرفته ایم،باید به سراغ تیم فنی بریم.در حقیقت این افراد تیم توسعه هستند که برای تسک های مختلف در ابتدای اسپرینت یک زمان تخمینی می دهند.برای دادن تخمین های دقیق تر ،بهترین راهکار خبرگی و آموزش تیم فنی است.از سوی دیگر خودم سعی می کنم وقتی قراره یک استوری را در هر اسپرینت پیاده سازی کنم در اسپرینت قبلی برای آن استوری یک تسک R&amp;D در نظر بگیرم.با این کار تیم فنی با زوایای پیاده سازی استوری آشنا شده و تخمین های دقیق تری برای آن ارائه می کند.2-در مواقعی که اتفاق های اضطراری مثل یک باگ به وجود می آید باید از قبل یک شناوری برای پیاده سازی تسک ها در نظر گرفته باشیم.شناوری که طی تجربه این چند وقت داریم در نظر می گیریم حدود 20% زمان است.امیدوارم این دو مطلب منتشر شده برای شما سودمند بوده باشد.لطفا نظرات و پیشنهادات خودتون را در کامنت ها برام بنویسید. http://vrgl.ir/DuHUW </description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sun, 23 Feb 2020 12:07:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه ریزی اسپرینت و چالش ها(1)</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/sprintplannig1-jfqhwzjuvi4o</link>
                <description>بعد از مدت ها که عضو ویرگول شدم تصمیم گرفتم اولین مطلب خودم درباره برنامه ریزی یک اسپرینت و چالش هایی که درباره اش داریم ،بنویسم.در این قسمت به چالش ها می پردازم و در قسمت بعدی به راهکار هایی که می شه از اونا بهره برد.تیم های چابک بسته به مدت زمانی که برای یک اسپرینت در نظر گرفتن(مثلا تیم ما دو هفته) دور هم جمع می شن و برای این دوره زمانی  برنامه ریزی رو انجام می دن.توی این جلسه مالک محصول بسته به اولویت های کاری ،استوری هایی که قراره انجام بشن رو مطرح می کنه.برای انجام هر استوری،تسک هایی تعریف می شود و می شه گفت وقتی تسک های مروبط به یک استوری انجام بشن ،استوری انجام شده است.توی این جلسه برای هر تسک زمان تقریبی ای هم توسط تیم فنی داده می شه.از سمت دیگه هم ظرفیت کاری تیم توسعه دریافت می شه و مالک محصول با دانستن ظرفیت کاری تیم توسعه و مدت زمانی که نیاز استوری ها پیاده سازی بشن می تونه یک زمان بندی و برنامه ریزی رو داشته باشه.اما داستان به این سادگی هم نیست.مواردی وجود دارن که باعث میشه این برنامه ریزی دو هفته ای دچار مشکل بشه.عوامل مختلفی وجود دارن که این برنامه ریزی رو تحت شعاع قرار می دن.این موارد رو میشه به دسته های زیر تقسیم کرد.1-بعضی اوقات تیم فنی برای یک تسک زمانی رو در نظر گرفته اما زمان تقریبی پیشبینی شده در عمل دچار تغییر می شه.اکثر موارد این تغییر به معنی طولانی تر شدن زمان انجام اون تسک هست.با طولانی شدن زمان واقعی برنامه ریزی صورت گرفته نیز منطقا دچار مشکل می شه.مثلا پیاده سازی یک تسک 3 ساعت پیشبینی شده ولی در عمل 5 ساعت برای پیاده سازی اون زمان صرف می شود.2-خیلی اوقات اتفاق هایی می افته که حالت اضطراری دارن و باید خارج از برنامه به اونا رسیدگی بشه.مثلا یک باگ در سیستم به وجود می آید و قاعدتا رفع این باگ هم تو برنامه زمانی نبوده است.اتفاقی که می افته اینه که ظرفیت تیم فنی سمت کاری می ره که تو برنامه نبوده.3-گاهی اوقات هم کار هایی توی دوره زمانی باید انجام بشه که در جلسه اسپرینت به آن ها فکر نکرده ایم.مثلا برای انجام یک استوری یک تسک رو در نظر نگرفتیم و همین مورد باعث میشه که باز هم برنامه ریزی مون درست از آب در نیاد.همه این اتفاقات دست به دست هم می دهد که تیم توسعه از برنامه زمانی عقب بمونه و چالش های دیگری به واسطه این تاخیر به وجود بیاد.توی قسمت بعدی سعی می کنم راهکار هایی که برای حل این چالش ها وجود داره رو مطرح کنم. http://vrgl.ir/5rx9W </description>
                <category>حمیدرضا مردی</category>
                <author>حمیدرضا مردی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 10:38:22 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>