<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حمید زمانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamidzamaniy</link>
        <description>معلم زبانی که در مسیر گرافیست و بازاریاب دیجیتال شدن هم هست...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:33:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1937973/avatar/my6Asv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حمید زمانی</title>
            <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازاریابی محتوا چیست و چگونه انجام می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-x4buiz2vd7bi</link>
                <description>«محتوا پادشاه است!» «بازاریابی محتوا، اثربخش‌ترین نوع بازاریابی دیجیتال است!»«استراتژی محتوا لازمه بازاریابی است!» «ما در عصر محتوا زندگی می‌کنیم!»حتماً جملات بالا و جملاتی شبیه به این‌ها را زیاد شنیده‌اید، اما شاید به چرایی آن‌ها فکر نکرده باشید. یا اصلاً بگویید، این جمله‌های کلیشه‌ای پر از اغراق هستند، داستان را بیش از حد بزرگش کردند. یک محتوای ساده که این حرف‌ها را ندارد. خب آماده باشید چون قرار است در این مقاله فکرتان نسبت به محتوا عوض شود و بازاریابی محتوا، کلید اصلی موفقیت در کسب‌و‌کار شما بشود!در این مقاله موارد زیر را بررسی می‌کنیم: بازاریابی محتوا چیست؟بازاریابی محتوا به چه دردی می‌خورد و چرا انقدر مهم است؟ چند نوع محتوا داریم؟ چگونه بازاریابی محتوا را انجام دهیم؟اگر موافق باشید، برویم سر اصل مطلب و با تعریف بازاریابی محتوا مبحث امروز را شروع کنیم.بازاریابی محتوا چیست؟بازاریابی محتوا (Content Marketing) ترکیبی از دو کلمه بازاریابی (Marketing) و محتوا (Content) است. شاید ساده‌ترین تعریف برایش بازاریابی و جذب مشتری از طریق محتوا باشد. ولی بگذارید ببینیم بزرگان عرصه بازاریابی و محتوا بازاریابی محتوا را چگونه تعریف کرده‌اند:جو پولیزی، بنیانگذار موسسه بازاریابی محتوا:«بازاریابی محتوا بخشی از استراتژی بازاریابی و توسعه کسب‌وکار است که بر تولید و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و یک‌پارچه تمرکز دارد. هدف بازاریابی محتوا، جذب مخاطب جدید و حفظ مخاطب‌های قبلی است تا در نهایت آن‌ها را به سمت اقدام‌های سودآور هدایت کند.»آن مورفی، مدیر بازاریابی محتوای kapost«بازاریابی محتوا فرآیند توسعه، انتشار و توزیع اطلاعات مفید است که مشتریان بالقوه را درگیر می‌کند و آن‌ها را به سمت خرید سوق می‌دهد.»سث گودین، نویسنده، کارآفرین، بازاریاب و سخنران«بازاریابی محتوا تمام چیزی است که از بازاریابی باقی مانده است.»برایان کلارک، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Rainmaker Digital«بازاریابی محتوا به معنای ایجاد و به اشتراک گذاری محتوای رایگان ارزشمند برای جذب و تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان و مشتریان به خریداران همیشگی است. نوع محتوایی که به اشتراک می‌گذارید ارتباط نزدیکی با آنچه می فروشید دارد. به عبارت دیگر، به مردم آموزش‌هایی می‌دهید که شما را بشناسند، دوست داشته باشند و به اندازه کافی به شما اعتماد کنند تا از شما خرید کنند.»کریس بولمن، مدیر بازاریابی یکپارچه شرکت Percolate«بازاریابی محتوا تبلیغاتی است که به مخاطب خود ارزش ارائه می‌دهد، نه فقط یک احساس»لی اودن، مدیر عامل TopRank Marketing«بازاریابی محتوا همسو کردن نیازهای مشتری با اهداف تجاری از طریق محتوای هدفمند است».در تمام تعریف‌هایی که از بازاریابی محتوا وجود دارد یک نکته وجود دارد و آن این است که در بازاریابی محتوا همه چیز برای مخاطب است، این‌که چه چیزی برای او ارزشمند است و چگونه می‌توان به او کمک کرد. یعنی باید ببینیم مخاطب دنبال چه اطلاعاتی است و ما اولین نفری باشیم که بهترین محتوا را در اختیارش می‌گذاریم.حالا بیایید یک جمع‌بندی ساده داشته باشیم:در بازاریابی محتوا محتوای ارزشمند و جذاب تولید می‌کنید تا اعتماد مخاطب را جلب ‌کنید و کاری می‌کنید که مخاطب شما را دنبال کند و در نهایت به محصولات و خدمات شما علاقه‌مند شود.بهتر است بدانید که امروز، مشتری‌ها از شما اعتماد می‌خرند، نه محصول و محتوا می‌تواند یک عامل مهم برای ساختن این اعتماد باشد. بنابراین شما برای ایجاد ارتباط با مخاطبان خود نیاز به یک محتوای خوب دارید.مثال‌هایی از بازاریابی محتوا که موفق عمل کرده‌اندبیایید چند مثال از بازاریابی محتوای موفق را با هم بخوانیم که از نمونه‌ها و روش‌های مختلفی استفاده کرده‌اند.مجموعه‌های کرانچی رول (Crunchyroll)کرانچی رول یک شرکت مستقر در ایالات متحده است که یک پلتفرم توزیع و پخش انیمه است. یکی از راه‌هایی که Crunchyroll خودش را به صورت آنلاین بازاریابی می‌کند، از طریق کانال خودش در YouTube است. این شرکت کلیپ‌ها و ویدیوهای تلفیقی از قسمت‌های مختلف انیمه‌های محبوب که مردم زیاد سرچ می‌کنند را در کانال خود قرار می‌دهد.این نوع بازاریابی محتوا، بینندگان را درگیر می‌کند، برندش را در صدر نتایج جستجو برای انیمیشن‌های محبوب نگه می‌دارد، و بینندگان را تشویق می‌کند تا در سرویس پخش آن اشتراک داشته باشند.حتی یک دکمه در بنر کانال وجود دارد که افراد می‌توانند در صورت تمایل 14 روز رایگان از این سرویس استفاده کنند. در حال حاضر کانال او 4.8 میلیون عضو دارد و بیش از 120 میلیون نفر از این سرویس استفاده می‌کنند.پادکست «فرار اجباری» آژانس پناهندگان سازمان مللپادکست آژانس پناهندگان سازمان ملل با بیان داستان‌های منحصر به فرد و گاهی عجیب پناهندگان به افزایش آگاهی افراد پناهنده کمک می‌کند. این شکل از بازاریابی محتوا  درک بهتری از بحران پناهجویان به مخاطب می‌دهد و اهمیت کار آژانس را نشان می‌دهد.اسنخر و جکوزی رویور (کسب و کاری که در حال سقوط بود)شرکت ساخت استخر و جکوزی مارکوس سال‌ها با درآمدی عالی در بازار پیش می‌رفت. تا اینکه در سال 2008، به علت رکود اقتصادی آمریکا به مرز شکست رسید و سقوطش حتمی بود. مارکوس باید کاری می‌کرد تا کسب و کارشان از زمین برخیزد و به حرکت ادامه دهد؛ بنابراین تصمیم گرفت راهی کم‌هزینه‌تر و بهتر برای بازاریابی پیدا کند.مارکوس شروع به تحقیق کرد و در طی گشت و گذارهای خود در اینترنت، با مفهومی به نام بازاریابی محتوا آشنا شد. روشی از بازاریابی که تاکیدش بروی تولید محتوا برای جذب کاربر بود. یک روش کم‌هزینه برای بدست آوردن مشتری.او کار تولید محتوا را به صورت جدی شروع کرد؛ البته، موضووع مطالب او با سایرین کمی تفاوت داشت. او یک رویکرد موضوعی ساده اما متفاوت را برای وبلاگ خود اتخاذ کرده بود: پاسخ دادن به هر سوالی که مشتریان در طول سال‌های فعالیتش از او پرسیده بودند. وبلاگشان روز به روز آمار بیشتری می‌گرفت و بالاخره، بعد از چند سال، نه تنها کسب و کار استخر مارکوس زنده مانده بود، بلکه تبدیل به بزرگترین شرکت فعال در زمینه استخرهای فایبرگلاس شده بود. چگونه؟ ساده است... سایت آنها تبدیل پربازدیدترین وبسایت جهانی در زمینه ساخت استخر و جکوزی شده بود. بله! به همین سادگی و آن هم، فقط با تولید محتوای خوب.مزایای بازاریابی محتوا را بدانیدشما با تولید محتوا، در واقع نقاط ارتباطیتان با مشتری را در هر مرحله از سفر مشتری افزایش می‌دهید.اگر کسی سوالی داشته باشد، شما آنجا حضور دارید. اگر دنبال مطلب خاصی باشد، مقاله‌های شما را پیدا می‌کند. اگر ویژگی‌های محصولتان را بخواهد، در سایتتان در دسترس است. با این اوصاف اگر محصولی هم بخواهد، برند شما اولین گزینه او خواهد بود. البته به شرطی که کارتان را در همه مراحل بازاریابی محتوا، درست و بی‌نقص انجام دهید.این‌ها همه بخشی از اهمیت بازازیابی محتوایی را نشان می‌دهد؛ اما مزایای محتوا به این‌جا ختم نمی‌شود. در ادامه 5 دلیل مهم که محتوا چقدر برای کسب‌وکار شما می‌تواند مهم باشد را بیان کردیم.1. ایجاد اعتماداین روزها اینقدر حجم محتواهای تبلیغاتی زیاد شده است که مردم دیگر به این پیام‌ها اعتماد ندارند. عجیب هم نیست چون طبق گزارش FORBES، به‌طور میانگین هر کس روزانه در معرض 4.000 پیام تبلیغاتی قرار می‌گیرد! به همین دلیل ایجاد اعتماد بین مخاطب‌ها و تبدیل آن‌ها به مشتری، یکی از بزرگترین چالش‌های هر کسب‌وکار است.محتوا به دو دلیل می‌تواند در ایجاد این اعتماد موثر باشد:اول اینکه شما قرار نیست تبلیغ کنید، فقط اطلاعاتی که کاربر لازم دارد تا مشکلش حل شود را در اختیارش قرار می‌دهید و این اطلاعات کامل و ارزشمند می‌تواند نقطه شروع جذب مشتری و اعتماد او باشد.دلیل بعدی این است که در هر زمینه‌ای افراد به کارشناسان اعتماد می‌کنند و از آن‌ها برای حل مسائل کمک می‌گیرند. وقتی شما محتوایی در حوزه کاری خود تولید می‌کنید، در واقع دارید تخصصتان را با کاربران به اشتراک می‌گذارید.بیایید نگاهی هم به آمارها در این زمینه بیندازیم که سایت Hupspot درباره بازاریابی محتوا منتشر کرده است:78% از مردم ترجیح می‌دهند یک کسب‌وکار را به جای تبلیغات، از محتوایی که تولید می‌کند بشناسند.70% مردم معتقدند کسب‌وکارهایی که می‌توانند محتوای بهتری تولید کنند، توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با مشتریان دارند.47% از مردم قبل از خرید حداقل 3 تا 5 قطعه محتوا (مقاله، ویدئو، اینفوگرافیک و...) را بررسی می‌کنند.96% از خریداران محصولات یا خدمات B2B قبل از خرید به دنبال پیدا کردن اطلاعات تخصصی در مورد محصول می‌روند.با دیدن این آمارها دیگر حرف و سخنی باقی نمی‌ماند و به سادگی می‌شود فهمید که بازاریابی محتوایی چه نقش پررنگی در ایجاد اعتماد بین مخاطب‌ها دارد.2. آگاهی از برند (Brand Awarness)بیایید صادق باشیم؛ خیلی از افراد ممکن است چیزی درباره کسب‌و‌کار شما ندانند یا برند شما را نشناسند؛ شما می‌توانید با استفاده از بازاریابی محتوا، ترافیک سایت و لینک‌های ورودی را افزایش دهید و آن‌ها را برای معرفی برند تجاری خود به کار بگیرید. وقتی دارید راجع به کسب‌وکارتان، آموزشی به کاربران می‌دهید، مخاطب دارد شما را می‌بیند، می‌شنود و از کسب و کار شما آگاه می‌شود. پس دست به کار شوید و با تولید محتواهای خوب و ارزشمند، هرچه بیشتر برای نشان دادن تخصص خود استفاده کنید.3. نرخ‌های تبدیل بهتر (Conversion Rates)منظور از نرخ تبدیل این است که کاربری که وارد سایت شما می‌شود، همان اقدامی را انجام دهد که شما از او می‌خواهید. حالا این اقدام می‌خواهد خرید باشد، عضویت در خبرنامه باشد، دانلود محصول باشد یا هر اقدامی که شما برای کاربر خود در نظر دارید. هرچه محتوای شما مناسب‌تر و ارزشمندتر باشد، کاربر بیشتر شما را دنبال می‌کند و نرخ تبدیل شما بیشتر خواهد شد.بیاید برای روشن شدن موضوع کمی جزئی‌تر به قضیه نگاه کنیم.لطفاً محتوا‌های خود را هدر ندهید!!! بازاریابی محتوا هم راه و رسمی دارد تا کاربر را به یک مشتری وفادار تبدیل کند.اگر یادتان باشد، قیف بازاریابی سه مرحله داشت: آگاهی، بررسی و تحقیق، تصمیم به خرید. کاربری که از راه جستجوی کلمات کلیدی وارد سایت شما شده، شاید اصلاً قصد خرید نداشته باشد و فقط دنبال اطلاعات از سایت شماست. از اینجا به بعد کار شما شروع می‌شود که با تولید محتوای ارزشمند و موردنیاز کاربر در هر مرحله به او کمک کنید تا به مرحله آخر یعنی خرید (یا هر اقدام مورد نظر شما) برسد.در مجموع، بازاریابی محتوایی نرخ‌های تبدیل را بهتر می‌کنند چون شما با مخاطب‌های خود ارتباط برقرار می‌کنید و اطلاعاتی که برای تصمیم‌گیری نیاز دارند را در اختیارشان قرار می‌دهید.باز هم برویم سراغ آماری که موسسات بزرگ بازاریابی در مورد نرخ تبدیل در بازاریابی محتوایی ارائه کرده‌اند:نرخ‌های تبدیل بازاریابی محتوایی 6 برابر بیشتر از سایر روش‌های بازاریابی است. (ABG Essentials)61% از کاربران اینترنت بعد از مطالعه یک مقاله به خرید آنلاین اقدام می‌کنند. (content marketing institute)بر اساس نظرسنجی انجام شده، تعداد سرنخ‌های بازاریابی 74% کسب‌وکارها با استفاده از بازاریابی محتوایی افزایش پیدا کرده است. (Curata)نرخ تبدیل سایت‌هایی که از بازاریابی محتوایی استفاده می‌کنند، دو برابر سایت‌هایی است که به آن توجهی ندارند. (hub spot)4. سئوی بهتر سایت شما (SEO)محتوا، شانس شما برای کسب رتبه‌های برتر در نتایج جستجو را بالا می‌برد و  ترافیک سایت شما را افزایش می‌دهد.شما محتوایی ارزشمند و بهینه خلق می‌کنید. گوگل پاداش زحمات شما را با رتبه‌های بالا در نتایج جستجو کلمات کلیدی مرتبط با کسب‌وکارتان می‌دهد. کاربری که به دنبال اطلاعات در مورد این کلمات کلیدی است وارد سایت شما می‌شود و به دلیل برخورد با محتوای هدفمند و مفید با سایت شما درگیر می‌شود.محتوای شما کاربر را در طی کردن مراحل مختلف قیف بازاریابی همراهی می‌کند و او به مشتری شما تبدیل می‌شود. کار به اینجا هم ختم نمی‌شود و مشتری به خاطر محتوای جذاب باز هم به وب‌سایتتان سر می‌زند و حتی ممکن است محتوای شما را با دیگران نیز به اشتراک بگذارد. در نتیجه ترافیک Direct, Organic و Referral شما افزایش پیدا می‌کند.5. هزینه کمترهزینه‌های بازاریابی محتوایی 62% کمتر از روش‌های سنتی بازاریابی است و از طرف دیگر صرف هزینه در بازاریابی محتوایی 3 برابر lead بیشتری نسبت به سایر روش‌ها ایجاد می‌کند و این به معنی امکان افزایش نرخ Conversion و بازگشت سرمایه از این طریق است.چارچوب بازاریابی محتوامحتواهای شما باید طبق یک چارچوب از پیش تعیین شده متناسب با کسب و کارتان پیش برود وگرنه به نتیجه‌ موردنظرتان نخواهید رسید.1. ارزشمندی: محتوای شما باید برای مخاطبان، مفید و سرگرم‌کننده باشد. ارزش محتوای شما می‌بایست فرای محصولات و خدمات شما باشد. شما باید به سوالات آنها پاسخ دهید، نیازهای آنها را برطرف کنید و زندگی آنها را بهتر کنید.2. لحن محتوا: لحن برند شما چیست؟ یک برند شاد و شوخ یا رسمی و کلاسیک؟ لحن محتوایتان را طبق هویت برند خود و کسب و کارتان تنظیم کنید.3. درگیرکنندگی: محتوای شما باید درگیرکننده باشد تا کاربر را در رسانه شما نگهدارد و به کسب و کارتان علاقمند کند.4. استمرار: برای رسیدن به هدف باید در بازاریابی محتوا استمرار داشته باشید، با چند محتوا معجزه نمی‌شود؛ بسیاری از کسب و کارها دقیقاً در همین نقطه شکست می‌خورند.انواع محتوا در بازاریابی چیست؟اگر از شما بخواهند، انواع محتوا را نام ببرید، به سرعت یاد مقالات وبلاگ، عکس‌ها و ویدئوها می‌افتید چون در طول روز زیاد با آن‌ها سر و کار دارید و خیلی شناخته شده هستند. اما باید بگویم که بیش از 20 نوع محتوا وجود دارد که در بازاریابی محتوایی استفاده می‌شود و شما حسابی برای انتخاب نوع محتوا دستتان باز است. ولی این نکته هم مهم است که چه محتوایی را کجا به کار ببرید تا بیشترین تأثیر را در جذب مخاطبان داشته باشد. خب حالا دیگر وقت آن است که برویم سر وقت ماتریس بازاریابی محتوا.در ماتریس بازاریابی محتوا انواع مختلف محتواها که در یک کسب‌وکار می‌تواند استفاده شود، دیده می‌شود. نمودار افقی نشان می‌دهد که برای مخاطب از مرحله آگاهی تا خرید چه محتوایی لازم است. مثلاً در مرحله آگاهی دادن، مقاله، ایبوک، اینفوگرافی، آموزش و... از محتواهای مفید است. هر چه کاربر به مرحله خرید نزدیک می‌شود، اطلاعات به سمت ویژگی‌های محصول، راهنما، قیمت، گزارشات پیش می‌رود.اما نکته جالب دیگری که در این ماتریس وجود دارد نمودار عمودی آن است. توجه به احساس در کنار منطق برای تاثیر هر چه بیشتر بر مخاطب در بازایابی محتوا!تحقیقات نشان داده است که بیشتر خریدهای مشتری‌ به خاطر دلایل احساسی اتفاق می‌افتد و بعد با قسمت منطقی ذهن به آن را توجیه می‌کنند. به همین خاطر کسب و کارها اگر بخواهند افراد را بیشتر درگیر کار خودشان کنند باید در بازاریابی محتوا، احساس مخاطب را هم به نحوی درگیر کنند.چگونه این کار را انجام دهید؟ در هر مرحله از بازاریابی با محتوایی که مخاطب دوست دارد و از آن بیشترین تأثیر را می‌گیرد، شروع می‌کنید. قسمت بالای ماتریس راببینید: بازی، رقابت، سلبریتی‌ها، کوییز و...، همه محتواهای جذابی برای کاربر هستند که برای تاثیرگذاری بیشتر استفاده می‌شوند. بعد هم نوبت به محتوایی برای تصمیم منطقی مشتری است و همین روند تا رسیدن به خرید ادامه می‌یابد!بازاریابی محتوا چگونه انجام می‌شود؟حالا که فهمیدیم بازاریابی محتوایی چیست، چه اهمیتی دارد و در برنامه بازاریابی ما چه جایگاهی دارد، وقتش رسیده که دست به کار شویم و آن را در کسب و کارمان پیاده‌سازی کنیم. با ما همراه باشید تا 9 مرحله پیاده‌سازی بازاریابی محتوایی را باهم مرور کنیم.مخاطب خود را بشناسیدباید بدانید که محتوای شما باید به دست چه کسی برسد. او به چه محتوایی علاقه دارد؟ نیازهایش چیست؟ کجا و چگونه از محتوای شما استفاده می‌کند؟برای رسیدن به جواب این سوالات، بهترین کار این است که پرسونای مشتریان خود را تهیه کنید. با پرسونا می‌توانیم علاقه‌مندی‌های مشتری، ویژگی‌های شخصیتی، کانال‌های ارتباطی، سرگرمی‌ها و نیازهایش را بشناسید و در محتواهای خود لحاظ کنید. درک مخاطب نه‌تنها در این مرحله، بلکه در تمامی مراحل بازاریابی به دردتان می‌خورد.نوع محتوا را تعیین کنیددر مرحله بعد، باید انتخاب کنید که  چه نوع محتوایی می‌خواهید تولید کنید. برای اینکار باید به نتایج مرحله قبل مراجعه کنید و ببینید مخاطب شما چه خصوصیاتی دارد و چه محتوایی می‌تواند به او کمک کند. برای پیدا کردن جواب باید موراد زیر را از مرحله قبل در نظر بگیرید:آنها از شما چه می‌خواهند؟چه چالش‌هالی دارند که می‌خواهند رفع شود؟چرا  به محصول یا خدمات شما نیاز دارند؟چگونه می‌توانید به آنها کمک کنید؟معمولاً وقت خود را کجا می‌گذرانند؟با توجه به این‌ها نگاهی به انواع مختلف محتوایی که قبلاً بررسی کردیم بیندازید تا تصمیم بگیرید کدام نوع محتوا بیشتر به درد مخاطب شما می‌خورد.کانال‌های محتوا را مشخص کنیدیک روی سکه تولید محتوا است و روی دیگر آن توزیع محتوا!هنگامی که در مورد نوع محتوای خود برای بازاریابی محتوا تصمیم گرفتید، باید مشخص کنید که می‌خواهید که از چه طریقی محتوایتان را به دست مخاطبان برسانید. محتوای خود را کجا به اشتراک می‌گذارید؟ از طریق چه کانال‌هایی به مخاطب اطلاع رسانی می‌کنید؟کانال‌های محتوا جایی است که محتوا در آن منتشر می‌شود یا از آن طریق کاربر محتوا را پیدا می‌کند. چند کانال برای بازاریابی و انتشار محتوا وجود دارد:1. وبسایت: سایت شما رسانه اصلی شماست. در واقع بازاریابی محتوا بیشتر در سایت و وبلاگ انجام می‌شود.2. شبکه‌های اجتماعی: شبکه‌‌های اجتماعی هم جزو کانال‌های بازاریابی محتواست که می‌توانید محتوای خود را در آن منتشر کنید ولی جزو کانال‌های ثانویه شما هستند چرا؟اول اینکه محتوای شما در این کانال‌ها تاریخ مصرف دارند و بعد از مدتی پایین می‌روند و دیگر کسی پست شما را نمی‌بیند. دوم اینکه شما در این شبکه‌ها استقلال ندارید و ممکن است بخاطر تغییر الگوریتم یا بسته شدن شبکه‌ها میزان بازدید خود را از دست بدهید.3. یوتیوب و آپارات: یوتیوب و آپارات هم پلتفرم‌هایی برای انتشار محتواهای ویدیوهای شما هستند؛ ویدیوهای منتشر شده در این کانال‌ها می‌توانند در سرچ گوگل رتبه بگیرند. بنابراین 2 کانال خوب برای انتشار محتوا محسوب می‌شوند.4. کانال‌های انتشار پادکست: محتواهای صوتی را می‌توانید در پلتفرم‌هایی که برای انتشار پادکست ساخته شده است، منتشر کنید.5. ایمیل: شما می‌توانید محتواهای منتشر شده خود را از طریق ایمیل برای کاربران ارسال کنید.فکر می‌کنید از بین بلاگ، صفحات وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، اس‌ام‌اس، صفحات فرود و... کدام یک برای مرحله جذب مشتری و کدام یک برای مرحله آگاهی برند مناسب است؟ایده پردازی کنیدرسیدیم به جایی که از خودتان می‌پرسید درباره چه چیزی باید محتوا تولید کنید؟ از کجا ایده برای تولید محتوا پیدا کنم؟ شما برای پیدا کردن موضوع چند راه دارید:1. درباره موضوعات کلی کسب و کارتان تولید محتوا کنید. مخاطبان اول از همه باید با شما و شرکتتان آشنا شوند. مثلاً ما درباره دیجیتال مارکتینگ و بخش‌هایش هم مقاله تولید کردیم و هم ویدیو تا کاربر بداند کار و خدمات ما درباره چیست.2. از رقبای خارجی و داخلی ایده بگیرید.3. خیلی از رقبا این راه را رفته‌اند و نتیجه بسیار خوبی گرفته‌اند که می‌توانید از ان‌ها ایده بگیرید؛ ایده گرفتن منطور کپی کردن نیست. ببینید درباره چه موضوعاتی محتوا تولید کرده‌اند و چه موضوعاتی تولید کرده‌اند که فیدبک خوبی داشته است و شما هم ایده بگیرید.4. تحقیق کلمات کلیدی انجام دهید. این تحقیق به شما می‌گوید که کاربران بیشتر دنبال چه چیزی هستند و در گوگل چه موضوعاتی را بهتر سرچ می‌کنند5. از تیم پشتیبانی و فروش بپرسید. معمولاً تیم فروش و پشتیبانی چون مستقیماً با کاربران در ارتباطند از مشکلات و سوالات آن‌ها خبر دارند. بنابراین می‌توانند به شما در انتخاب موضوعات کمک کنند.6. مسیر مشتری را فراموش نکنید. شما باید برای هر مرحله از مسیر مشتری (آگاهی، بررسی و خرید) محتوا داشته باشید تا کاربر را به سمت خرید هدایت کنید. بنابراین موقع تنظیم موضوعات این نکته را در نظر بگیرید.تیم محتوا تشکیل دهیدحالا وقت تیم سازی است! وقتی که می‌دانید با چه نوع محتوایی، برای چه کسی و در چه کانال‌هایی می‌خواهید محتوا خلق کنید، پس یک تیم حرفه‌ای برای رسیدن به هدف‌هایتان دست و پا کنید.با توجه به نیازهای شما و ساختار سازمانیتان، ممکن است عنوان افراد و ساختار تیم شما متفاوت باشد ولی در یک تیم کامل محتوا معمولا افرادی با تخصص‌های زیر حضور دارند: استراتژیست محتوامدیر محتوانویسنده و ویراستارکپی رایترطراح گرافیکتولیدکننده محتوای چند رسانه‌ایدر سازمان‌های کوچک یک یا دو نفر این مسئولیت‌ها را به عهده می‌گیرند.چه تجهیزات و ابزارهایی لازم دارید؟این بخش هم با توجه به نوع محتواهایی که انتخاب کردید مشخص می‌شود. اگرفقط می‌خواهید محتوای متنی بنویسید که فقط به یک سیستم ساده احتیاج دارید که یک سیستم مدیریت محتوا داشته باشد، یک نرم افزار فتوشاپ و یک اینترنت درست و حسابی!اما اگر بخواهید ویدیو بسازید شما به یک میکروفون خوب، نور، دوربین یا گوشی و پایه احتیاج دارید و یک سیستم که بتوانید ویدیوتان را ادیت بدهید. البته تمام مراحل فیلمبرداری و ادیت را می‌توانید با گوشی هم انجام دهید که بستگی به شرایط تیم و نظر خودتان دارد که کدام روش را انتخاب کنید.برای تولید و انتشار محتوای خود برنامه داشته باشیدحالا که همه چیز مشخص شده، با یک برنامه‌ریزی دقیق تیم را به سمت انجام کارها هدایت کنید. باید مکتوب کنید که محتوا در چه زمانی تولید می‌شود، کِی منتشر می‌شود و به چه وسیله‌ای ترویج (promote) می‌شود. مثلاً در ماه آبان قرار است 10 مقاله وبلاگ، 10 پست اینستا با محتوای تصویری و ویدئویی و یک وبینار داشته باشید که هر کدام در تاریخ‌های مشخص قرار داده شده است. موضوعات این محتواها در مراحل قبلی با توجه به اهداف و کاربران مشخص شده است.محتوای اثربخش خلق کنیدخب! حالا همه چیز آماده است تا شما محتوای شگفت‌انگیز خود را خلق کنید. پس بر اساس برنامه تنظیم شده، کار خود را شروع کنید و محتوای نوشتاری، صوتی، تصویری یا ویدویی خود را بسازید. فراموش نکنید که هدف از خلق محتوا، اثرگذاری بر مخاطب است پس تمام تلاش و دانش خود را برای خلق محتوایی با کیفیت و ارزشمند به کار بگیرید.محتوای خود را منتشر کنید و به اطلاع افراد برسانیدبالاخره نوبت به این رسید که نتیجه فعالیت‌های شما به دست مخاطبتان برسد. شما دو کار اصلی دارید اول این‌که محتوا را در زمان درست و به شکل درست در کانال خودش منتشر کنید. دوم تمام توان و خلاقیت خود را برای بهتر دیده شدن محتوا به کار بگیرید.مثلاً شما مقاله‌ای با موضوع دیجیتال مارکتینگ در وبلاگ خود منتشر کردید. شما می‌توانید از طریق کانال تلگرام، اینستاگرام، لینکدین، فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی انتشار مقاله خود را اعلام کنید تا افراد علاقه‌مند آن را ببیند و به مقاله شما دسترسی داشته باشند.اندازه گیری عملکرد بازاریابی محتوابازاریابی محتوا هم مثل هر کار دیگری نیاز به هدفگذاری و سنجش دارد تا ببینید که چقدر در برنامه اجرایی خود موفق هستید. شما باید همه چیز را اندازه‌گیری کنید و بر اساس اعداد عملکرد خود را بسنجید. باید ببینید با توجه به شاخص‌های کلیدی عملکرد خود در چه وضعیتی هستید، در ادامه راه چه کار کنید، چه چیزی را تقویت کنید، چه چیزی را تغییر دهید و چه چیزی را حفظ کنید.خب حالا با چه شاخصی عملکرد محتوایی خود را اندازه بگیریم؟موفقیت بازاریابی محتوا را بر اساس نرخ رشد lead، ترافیک وب‌سایت، جایگاه کلمات کلیدی در نتایج جستجو، نرخ‌های تبدیل و نرخ بازگشت سرمایه اندازه‌گیری می‌کنند. این که چه شاخصی را انتخاب کنید بستگی به هدف شما از محتوای تولید شده دارد. مثلاً اگر در مرحله اول قیف بازاریابی هستید و می‌خواهید فعلاً کاربران را به کسب‌وکار خود علاقه‌مند کنید، بهتر است شاخص اندازه‌گیری شما تعداد ورودی‌ها باشد، در مرحله دوم سرنخ‌ها اهمیت بیشتری دارد و در مرحله آخر، نرخ تبدیل و ROI ابزار سنجش شما خواهد بود.برای کلیت کار، بررسی نرخ تولید سرنخ بازاریابی (lead generation) می‌تواند یکی از روش‌های خوب تحلیل عملکرد بازاریابی محتوا باشد چون معمولاً این شاخص ارتباطی مستقیم با افزایش فروش و درآمد دارد. اما مطمئناً به پای نرخ بازگشت سرمایه نمی‌رسد. هر کسب‌وکاری دوست دارد نتیجه نهایی‌اش رسیدن به سود باشد. بنابراین برای اینکه دقیقاً بفهمید روش بازاریابی شما چقدر موثر است، می‌بایست مقدار بازگشت سرمایه (ROI) اندازه بگیرید.بازاریابی ربایشی و بازاریابی محتوایی؛ یک روح در دو بدن!خیلی از بازاریابان اعتقاد دارند که بازاریابی محتوا زیرمجموعه‌ای از بازاریابی ربایشی است و به‌ نظر منطقی هم می‌رسد؛ چون در بازاریابی ربایشی به جای اینکه شما به‌ دنبال مشتری باشید و تبلیغات‌تان را به اجبار به او نمایش دهید، مشتری بر اساس ارزش‌هایی که برایش ایجاد کرده‌اید، خودش به‌ دنبال شماست. در بازاریابی محتوا هم همینطور است. شما قرار است با محتوایتان ارزشی را ایجاد کنید که مخاطب به‌دنبال آن است و با این محتوا به کار با شرکت شما علاقه‌مند شود.کاری که در بازاریابی محتوایی انجام ‌می‌شود، درست شبیه بازاریابی ربایشی است.بازاریابی ربایشی یا درونگرا (Inbound Marketing) روشی است که تمرکز آن بر روی جذب مشتری و کشاندن او به درون پایگاه‌های کسب‌و‌کار شما است. محتوا هم بخش مهمی از بازاریابی ربایشی است؛ یعنی اگر بازاریابی ربایشی را موتوری برای حرکت کسب‌وکار به سمت اهداف استراتژیک در نظر بگیریم، بازاریابی محتوا سوخت این موتور است.در بازاریابی ربایشی با جذب کردن افراد آن‌ها را به‌ترتیب به بازدیدکننده، سرنخ فروش (lead)، مشتری و در نهایت ترویج‌دهنده (promoter) تبدیل می‌کنیم.همانطور که می‌بینید، این محتوا است که وظیفه انتقال مخاطب از هر مرحله به مرحله بعدی را برعهده دارد. در جدول زیر می‌توانید وظیفه و نوع محتوا مورد استفاده در هر مرحله از بازاریابی را ببینید.بازاریابی بدون محتوا یعنی هیچ!!بدون محتوا هیچ کسب‌‌وکاری قدم از قدم پیش نمی‌برد. صرف نظر از نوع تاکتیک‌های بازاریابی شما، محتوا بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند کاری شما خواهد بود. به مثال‌های زیر توجه کنید.بازاریابی شبکه‌های اجتماعی: استراتژی بازاریابی محتوا پیش از استراتژی رسانه‌های اجتماعی شما انجام می‌شود. یعنی شما برای بازاریابی شبکه‌های اجتماعی خود باید محتوای بی‌نظیری داشته باشید.جستجوگرها: موتورهای جستجو به کسب‌وکارهایی که محتوای خوب و با کیفیت را منتشر می‌کنند، پاداش می‌دهند. بنابراین سئوی خوب هم در گروی محتوای با کیفیت است.تبلیغات کلیکی: محتوای تبلیغات کلیکی اگر جذاب نباشد، هیچکس روی آن کلیک نمی‌کند.بازاریابی ورودی: محتوا، کلید اصلی ترافیک ورودی است.بازاریابی ربایشی هم که بدون محتوا اصلاً امکان پذیر نیست.خلاصه کلام این است که هر گوشه بازاریابی و هر کاری که بخواهید برای ترویج برند خود انجام دهید، بدون حضور محتوا امکان پذیر نیست.منبع: نوین بلاگ</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 07:21:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی درون‌گرا و بازاریابی برون‌گرا (از تعریف تا بررسی انواع روش‌ها)</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7-jbwlgawp1cbz</link>
                <description>مقدمهدر بازاریابی برون‌گرا شما به دنبال جذب مشتری هستید ولی در بازاریابی درون‌گرا این مشتری‌ها هستند که به سراغ شما می‌آیند. در این مقاله قصد داریم ویژگی‌های بازاریابی درون‌گرا (Inbound Marketing) و بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing) به صورت کامل بررسی کنیم.تعریف ساده از بازاریابی درون‌گرا و برون‌گرااگر بخواهیم در یکی خط این دو روش بازاریابی را تعریف کنیم باید گفت که:بازاریابی برون‌گرا به روشی گفته‌ می‌شود که ارتباط بین مشتری و کسب و کار، از طریق خود کسب و کار صورت می‌گیرد. مثال: دیدن تبلیغ مستقیمبازاریابی درون‌گرا ارتباط بین مشتری و کسب و کار از طرف مشتری صورت می‌گیرد و اوست که شما را پیدا می‌کند. مثال: جستجو کردن در گوگلبازاریابی برون‌گرا چیست؟بازاریابی برون‌گرا (Outbound Marketing) روشی از بازاریابی است که در آن یک کسب و کار با استفاده از روش‌هایی سعی می‌کند با مشتری (Customer) ارتباط برقرار کند.دست‌فروشی که در بازار نام و قیمت محصولاتش را بلند فریاد می‌زند و هم شرکتی که بیلبورد‌های تبلیغاتی بزرگ سطح شهر را کرایه کرده است، هر دو در حال استفاده از روش بازاریابی برون‌گرا هستند. در این مدل مشتری هیچ اطلاع و آمادگی از خدمات کسب و کار شما ندارد و تنها با یک روش مانند تبلیغ مستقیم، امکان دارد توجه‌اش جلب شده و مشتری خدمات شما شود.کسب و کارهایی که از روش‌های بازاریابی برون‌گرا استفاده می‌کنند، به‌دنبال پیدا کردن مشتری جدید هستند تا زنجیره مشریان خود را طویل‌تر کنند و فقط به همین مورد توجه دارند. همچنین آنها در اغلب روش‌های این مدل بازاریابی، هدف‌مندی خاصی را دنبال نمی‌کنند و صرفا با هرینه‌های بسیار بالا سعی می‌کنند در یک جامعه آماری گسترده، تعدادی مشتری جذب کنند. یعنی برای یک جامعه آماری گسترده تبلیغات انجام می‌دهند تا بازار هدف کوچک خود را پیدا کنند.برخی از کسب و کارهای بزرگ با توجه به بودجه و منابعی که در اختیار دارند، استفاده از روش‌های بازاریابی برون‌گرا کاملا گزینه‌ی منطقی برای آن‌ها است. تبلیغات یکی از روش‌هایی اصلی است که در بازاریابی برون‌گرا مورد استفاده قرار می‌گیرد.انواع روش‌های بازاریابی برون‌گراروش‌های اصلی بازاریابی برون‌گرا اغلب به شیوه تبلیغات مستقیم انجام می‌شود. یعنی کسب و کار از طریق کانال‌های تبلیغاتی سعی می‌کند به مشتری پیام دهد. در ادامه مهم‌ترین روش‌های بازاریابی برون‌گرا را بررسی می‌کنیم.تبلیغات ویدیویییکی از قدیمی‌ترین روش‌های بازاریابی برون‌گرا استفاده از ویدیوهای تبلیغاتی در تلویزیون است. آگهی‌های تبلیغاتی که بین برنامه‌های یک شبکه پخش می‌شود، می‌تواند طیف گسترده‌ای از مخاطبین را در بر بگیرد. تبلیغ‌های رادیویی هم یکی از مدل‌هایی است که به‌لیل محدود بودن دسته‌بندی‌ها آن را در دسته تبلیغات ویدیویی قرار داده‌ایم. تبلیغات ویدویی که در ابتدای ویدیوهای سایت یوتیوب (و جدیدا آپارات) نمایش داده می‌شود، مدل دیگری از تبلیغات ویدویی است که در رسانه‌های دیجیتال انجام می‌شود. تبلیغات محیطیبیلبوردهای سطح شهر، تبلیغات درون پاساژها و مراکز تجاری بزرگ، پوستر‌های تبلیغاتی و همچنین تبلیغات روی اتوبوس و ایستگاه‌های مترو همگی نمونه‌هایی از تبلیغات محیطی برای استفاده از روش بازاریابی برون‌گرا هستند. یک فرد عادی با هر ویژگی ممکن است این تبلیغات را ببیند، به همین دلیل مشابه تبلیغ تلویزیونی، تبلیغات محیطی نیز جز تبلیغاتی هستند که به‌هیچ وجه هدف‌مند نیستند.تبلیغات متنی و تصویریتبلیغات درون مجله‌ها و روزنامه یکی از این مدل‌های تبلیغات مستقیم است با این تفاوت که تا حدودی هدف‌مندتر انتخاب می‌شوند. مجلات چاپی از آنجایی که موضوعات مختلفی دارند و هر کس با توجه به موضوع مورد علاقه‌اش، مجله خریداری می‌کند، می‌تواند اولین قدم‌های هدف‌مندی را بر دارد. برای مثال کسب و کارهای مرتبط با خانواده، تنها در مجله‌هایی تبلیغ می‌کنند که به خانواده ارتباط داشته باشد مانند مجلات زیبایی و آشپزی نه یک مجله ورزشی.همچنین تبلیغات پیامکی (SMS)، ارسال ایمیل‌های تبلیغاتی (Spam) و یا پخش بروشور‌های تبلیغاتی مدل‌های دیگری از تبلیغات متنی و تصویری است که برای بازاریابی برون‌گرا انجام می‌شود.تبلیغات آنلاینتقریبا همه مدل‌های گفته شده مدل‌های آنلاین نیز دارند و شما می‌توانید آنها را در فضای وب نیز استفاده کنید. تفاوتی وجود دارد، هدف‌مندی در تبلیغات است. برای مثال تبلیغات بنری درست مشابه تبلیغات محیطی مانند بیلبورد و پوستر است اما در یک نقطه پر تردد شهری نصب نمی‌شود، بلکه در یک وب‌سایت برپازدید که با موضوع کاری آن مرتبط است منتشر خواهد شد.مزایا بازاریابی برون‌گرابرند سازیبرندسازی (Branding)، از مهم‌ترین مزایا بازاریابی درون‌گرا است. البته موفقیت در این مدل کاملا با نوع روش استفاده شده مرتبط است. یعنی اگر شما از تبلیغات تلویزیون و بیلبوردهای سطح شهر استفاده کنید، نتجیه بسیار خوبی برای بحث برند سازی خواهید گرفت اما اگر بیایید تبلیغات اسپم را ایمیل کنید و یا به موبایل طیف گسترده‌ای از افراد پیامک ارسال کنید، نه‌تنها سودی برای شما ندارد بلکه به برند شما نیز آسیب خواهد زد.معایب بازاریابی برون‌گراآزاردهنده بودنبازاریابی برون‌گرا به هیچ‌وجه روش بازاریابی رد شده‌ایی نیست و همچنان هر همه‌جای دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد اما تا دلتان بخواهد معایب و نکات منفی دارد. اولین عیب این مدل می‌تواند آزاردهنده بودن آن باشد که تا حدودی به روش مورد استفاده شده نیز بستگی دارد. برای مثال وقتی در حال تماشا یک فیلم سینمایی در تلویزیون هستید و یک دفعه بین آن تبلیغ سرمایه‌گذاری در بانک پخش شود، مطمئنا این تبلیغ شما را خوشحال نمی‌کند و ممکن است اگر بین چند بانک بخواهید یکی را انتخاب کنید، ناخودآگاه به سمت بانکی که تبلیغش را دیده‌اید را نادیده بگیرید.اما بر عکس آن هم وجود دارد، بسیاری از افراد اذعان کرده‌اند که تبلیغات محیطی مانند بیلبوردها، چهره شهر را زیباتر کرده و برای مثال در ترافیک و پشت چراغ راهنما باعث می‌شود، سرگرم تماشا آنها شویم. همچنین افراد دیگری تبلیغات مجلات را به‌چشم یک پیشنهاد از طرف مجله نگاه کرده و علاوه بر محتوای اصلی تبلیغات آنها را هم به صورت کامل مشاهده و مطالعه می‌کنند.هزینه بالادومین ایراد بازاریابی برون‌گرا هزینه بالا آن است. در حال حاضر تبلیغات در تلویزیون و کرایه بهترین بیلبوردهای سطح شهر و همچنین تبلیغات در سایت‌های برتر، جز هزینه‌بر ترین روش‌های تبلیغات است و هر شرکت و کسب و کاری نمی‌تواند از آن استفاده کند.بازدهی و اثربخشی کمبازدهی و اثربخشی کم نسبت به بودجه صرف شده یکی دیگر از معایب این مدل از بازاریابی است. درواقع وقتی بدون هدف‌مندی برای یک جامعه آماری وسیع تبلیغات صورت گیرد، طبیعتا نیجه خوبی به‌همراه نخواهد داشت. همچنین به دلیل عدم وجود آمارگیری و آنالیز کمپین تبلیغاتی (به غیر از شبکه تبلیغات آنلاین) نمی‌توان حتی از آن به عنوان یک نمونه آزمایشی برای برررسی بازار استفاده کرد.البته با توجه به اینکه این روش بازاریابی برون‌گرا بر روی طیف گسترده‌ای از مخاطبین انجام می‌شود درنهایت منجر به سود برای برای شرکت تبلیغ‌دهنده می‌شود.پایین بودن نرخ بازگشت سرمایهدر پایان نرخ بازگشت سرمایه (ROI) در بازاریابی برون‌گرا کم بوده و مقدار هزینه‌ای که باید برای جذب یک مشتری پرداخت کرد، به صورت میانگین بیشتر روش‌های دیگر بازاریابی است.بازاریابی درون‌گرا چیست؟درست برعکس بازاریابی برون‌گرا، بازاریابی درون‌گرا (Inbound Marketing) که به نام‌های بازاریابی جاذبه‌ای و ربایشی هم شناخته می‌شود، به مدلی از بازاریابی گفته می‌شود که صاحبان کسب و کار سعی می‌کنند با استفاده از تکنیک‌هایی همانند آهنربا، مشتریان را جذب خود کنند. یعنی مشتری به دنبال آنها برود.در یک مثال ساده وقتی یک شرکت آنقدر در یک موضوع خاص حرفه‌ای کار کرده و مطرح شود، دیگری نیازی به بازاریابی برون‌گرا ندارد و هر کسی که در مورد موضوع آنها به دنبال خدماتی باشد با کمی پرسش و جستجو به آنها می‌رسد.بازاریابی درون‌گرا مدلی نیست که شما بخواهید آن را انتخاب و از همان روز اول این‌گونه عمل کنید، بلکه برای رسیدن به این مرحله از بازاریابی، کسب و کار شما نیاز به تلاش مستمر و فعالیت حرفه‌ای در طول بازه زمانی بلند مدت است.شما تصمیم می‌گیرید که از طریق بازاریابی درون‌گرا کسب و کار خود را پیش ببرید. حال باید با استفاده از روش‌های بازاریابی درون‌گرا کم‌کم مخاطبین را به کسب و کار خود علاقه‌مند کنید. از روز اول قطعا نمی‌توانید در این روش مشتری پیدا کنید ولی راهی را می‌سازید که در آینده محل جذب مشتری‌ و مخاطب بسیار برای کسب و کارتان خواهد شد.بسیاری از کسب و کارها در ابتدا از روش‌های بازاریابی برون‌گرا استفاده می‌کردند و پس از اینکه به ایده‌آل در تعداد فروش و یا برندسازی می‌رسیدند آن را رها می‌کردند تا بر روی تکنیک‌های جذب مشتری برای بازاریابی درون‌گرا تمرکز کنند اما به هر حال با آشنا شدن با روش‌های آن می‌توانید مرحله به مرحله از ابتدای کسب و کار خود نیز از آن استفاده کنید تا پس از یک بازه زمانی به نتیجه دلخواه برسد.یکی از اصلی‌ترین مواردی که در بازاریابی درون‌گرا باید به آن توجه کرد، محتوا است. استفاده از هر مدل محتوا شامل، متن و مقاله، عکس، ویدیو و فایل صوتی می‌تواند بسیار برای شما حیاتی باشد. به‌خصوص برای این تعریف در دیجیتال مارکتینگ، محتوا بسیار پررنگ‌تر از حالت‌های دیگر است. در مدل کسب و کارهای سنتی این مدل از بازاریابی بر روی سایر روش‌های بازاریابی تکیه می‌کند. یعنی برای مثال یک شرکت تولید کننده مایع‌ ظرف‌شویی باید کیفیت محصولاتش را آن‌قدر بالا ببرد تا یک مشتری به مرحله رضایت رسیده تا آن را از طریق روش دیگر بازاریابی که در این مثال بازاریابی دهان‌‌به‌دهان است، به سایر افراد معرفی کند. در مدل امروزی در بازاریابی دیجیتال یک وب‌سایت می‌تواند با تولید محتوا مفید و کاربردی، مخاطبین را از طریق موتور‌های جستجو برای کسب و کارش جذب کرده و سپس با روش‌ها و مراحل بازاریابی درون‌گرا آنها را تبدیل به مشتری کند.انواع روش‌های بازاریابی درون‌گرامرحله جذببازاریابی درون‌گرا در اصل در ۴ مرحله صورت می‌گیرد. اولین مرحله جذب (Attract) نام دارد. وقتی شما در یک حوضه خاص در اینترنت فعالیت می‌کنید و بازار هدف مشخصی را برای خود انتخاب کرده‌اید، می‌توانید با تولید محتوا کاربردی و استفاده از روش‌های بازاریابی محتوا و بازاریابی موتور جستجو، مقاله خود را در صفحه اول نمایش گوگل قرار دهید. وقتی یک کاربر اینترنت را تبدیل به بازدید کننده سایت کنید، مرحله جذب را به‌خوبی پشت سر گذاشته‌اید.مرحله تبدیلمرحله دوم تبدیل (Convert) نام دارد و شما باید با استفاده از روش‌هایی مانند روش‌های بازاریابی ایمیلی کاربر را دعوت به انجام یک عمل در سایت کنید. وقتی یک بازدیدکننده عادی اطلاعات تماس مانند ایمیل خود را در اختیار شما گذاشت یعنی به یک مشتری احتمالی و یا به بیان علمی‌تر سرنخ فروش (Lead) تبدیل شده‌ است.نهایی کردن خریدسومین مرحله مربوط به نهایی کردن (Close) سرنخ فروش به مشتری است. در این مرحله شما می‌توانید با یک پیشنهاد ویژه و ارائه کد تخفیف در مناسب‌ها، یک سرنخ فروش را تبدیل به خریدار سایت کنید. وقتی یک کاربر که سرنخ فروش بود، به کسب و کار شما پول وارد کرد، باید آن را در لیست مشتریان خود قرار دهید.خوشحال کردن مشتریدر پایان که به‌اندازه سه مرحله قبل اهمیت دارد، باید بتوانید از یک مشتری، یک مشتری راضی و خوشحال (Delight) بسازید. این مورد ارتباط مستقیمی با کیفیت محصول، خدمات و پشتیبانی شما دارد. اگر بتوانید مشتری را راضی و خوشحال کنید، خریدار را به مرحله جدیدتری یعنی طرفدار (ترویج دهنده) نزدیک کرده‌اید.برای اینکه بتوانید این مراحل را اجرا و پیاده کنید در ابتدا نیز به یک طرح برای انجام آن دارید. یعنی کاملا برنامه‌ریزی کنید که دقیقا چه‌چیز را می‌خواهید به بازدیدکننده عادی پیشنهاد دهید و آیا ارزش دارد که او اطلاعاتش را در اختیار شما قرار دهد یا خیر. برای این مراحل شما نیاز به یادگیری اصول بازاریابی موتور جستجو، سئو و بهنیه موتورهای جستجو، اصول بازاریابی محتوا و اصول بازاریابی ایمیلی دارید.معایب بازاریابی درون‌گرازمان‌بر بودناول از معایب بازاریابی درون‌گرا شروع می‌کنیم زیرا تعداد آن در مقایسه با مزایا، بسیار کمتر است. اولین دلیلی که شاید برخی کسب و کارها تمایل به اجرای آن نداشته باشند، زمان‌بر بودن آن است. شما باید ابتدا مراحل تولید محتوا را پشت‌سر بگذارید، سپس با تکنیک‌های سئو و بهینه سازی مقاله خود را در گوگل بالا بیاورید. سپس از بازدیدکننده اطلاعات بدست آورید و در یک موقعیت مناسب آن را دعوت به خرید کنید. برخی کسب و کارها تنها به فروش فکر می‌کنند و تنها می‌خواهند در یک بازه زمانی فروش بالا را تجربه کنند. اما باید گفت که زمان‌بر بودن این روش کاملا ارزشش را دارد.تخصصی بودن!دومین عیب که اصلا از نظر صاحب‌نظران حوزه دیجیتال مارکتینگ عیب محسوب نمی‌شود، تخصصی بودن آن است. بسیاری از شرکت‌ها و کسب و کارها، منابع انسانی لازم برای آموزش دیدن تخصص‌هایی که در هر مرحله گفته‌شد را ندارد و برای فراهم کردن همچین تخصص‌هایی نیز فکر می‌کنند زمان زیادی را باید صرف کنند. از همین رو برخی بازاریاب درون‌گرا را کاری تخصصی و زمان‌بر می‌دانند، پس راحت‌تر هستند که با یک جابه‌جایی مالی، کمپین تبلیغاتی خود را به‌سرعت اجرا کنند.مزایا بازاریابی درون‌گراهدف‌مند بودنمهم‌ترین ویژگی بازاریابی درون‌گرا هدف‌مند بودن آن است. شما نیازی نیست که برای یک جامعه آماری گسترده تبلیغ آماده کنید و سلیقه‌های مختلف را تحت پوشش قرار دهید. در بازاریابی درون‌گرا می‌توانید کاملا متناسب با ویژگی‌های بازار هدف خود، فعالیت کنید. در مدل تک‌تک کسانی که به سراغ شما می‌آیند و یا وارد سایت شما می‌شوند کاملا می‌توانند تبدیل به خریدار و مشتری شوند.بازدهی و اثربخشی بالادر بازاریابی درون‌گرا می‌توانید بر روی کلمات کلیدی و یا کلیدواژه‌های مختلفی کار کنید و از چندین بازار هدف مشتری جذب کنید. این مدل به این دلیل اینکه کاملا با میل و رضایت کاربر انجام می‌شود، بازدهی بسیار بالایی دارد و وقتی علاقه‌مندان به کسب و کار شما وارد شوند، اگر کیفیت بالایی را ارائه دهید، می‌توانید نتیجه بسیار خوبی کسب کنید.قابل مشاهده و آنالیزیکی دیگر از دلایل مهم استفاده از بازاریابی درون‌گرا، قابل بررسی و آنالیز بودن آن است. همه مراحل بازاریابی درون‌گرا درست پیش‌روی شما بوده و به‌راحتی می‌توانید همه‌چیز را مشاهده و بررسی کنید. چقد بازدید کننده به سایت می‌آید. پس از ورود چکار می‌کنند. چرا بازدید کننده‌‌ها خرید انجام نداند و… به راحتی می‌توانید در این مدل از بازاریابی مراحل را کنترل و نقص‌ها را به‌سرعت رفع کنید.هزینه پایین (کمتر)به‌شخصه با این مورد آخر خیلی موافق نیستم. بسیاری بازاریابی درون‌گرا را به دلیل هزینه پایین انتخاب می‌کنند اما بهتر است اینطور مطرح کنیم که بازاریابی درون‌گرا نسبت به بازاریابی برون‌گرا کم هزینه‌تر است. در بازاریابی درون‌گرا شما باید زمان هزینه کنید. هزینه کنید تا یاد بگیرید. تخصص‌های لازم را فرا گرفته و در یک بازه زمانی آن را اجرا و پیاده کنید. اما با این حال بر روی کاغذ باید هزینه کمتری را نسب به بازاریابی برون‌گرا بپردازید.شباهت بازاریابی درون‌گرا و برون‌گراهر دو مدل در بازاریابی به منظور ایجاد فروش و جذب مشتری مورد استفاده قرار می‌گیرد و در نهایت اگر هر دو روش به درستی صورت بگیرد، فروش ایجاد خواهد شد اما کیفیت و تعداد می‌تواند بسیار متفاوت باشد.تفاوت بازاریابی درون‌گرا و برون‌گراتفاوت این دو مدل کاملا از مزایا و معایب مطرح شده مشخص است اما در این قسمت می‌خواهم به یک مورد دیگر اشاره کنم. در بازاریابی برون‌گرا ارتباط مشتری و با کسب و کار یک‌طرفه‌ است. یعنی این کسب و کار است که با هر روش سعی می‌کند خود را به مشتری نزدیک کند. اما در بازاریابی درون‌گرا کاملا ارتباط دوطرفه بوده و این بسیار با اهمیت است. مشتری خودش به شما مراجعه می‌کند و سپس شما پیشنهاد به آن می‌دهید.زمانی مخاطب خودش به دنبال موضوع مرتبط با کسب و کار شما باشد و شما را پیدا کند، حس بهتری به کسب و کارتان پیدا می‌کند. مخصوصا اگر در اولین مواجه بتوانید نظر آن را جلب کنید.برای مثال اگر در مورد موضوعی جستجو کرد و در گوگل به سایت شما رسید، اگر بتوانید در محتوایی که برای آن آماده کردید، اطلاعات کاملی را در اختیارش قرار دهید و آن را در خصوص آن موضوع آگاه کنید، به شما اعتماد خواهد کرد. حال ممکن است برای پیدا کردن جواب سایر سوال‌هایش هم از سایت و کسب و کار شما کمک بگیرید. این یعنی حفظ ارتباط دوطرفه در بازاریابی درون‌گرا.حال بر عکس آن، اگر شما صرفا با تبلیغات بخواهید مخاطب را وارد کسب و کار خود کنید و چیزی برای ارائه نداشته باشید، یک رابطه‌ی یک‌طرفه را ایجاد می‌کنید که به سرعت قطع می‌شود. یک مثال اکستریم این قضیه را می‌توان مربوط به نوع تبلیغات پاپ‌آپ دانست. مدلی از روش‌های تبلیغات -در چارچوب بازاریابی برون‌گرا- که بسیاری از کابران به محض وارد شدن نا‌خواسته به یک سایت، صفحه‌ی آن را می‌بندند!منبع: سایت فوربو</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 06:57:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش نمایش فصل 2023-2024: رئال مادرید با به خدمت گرفتن امباپه شانس 3 گانه دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B5%D9%84-2023-2024-%D8%B1%D8%A6%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%BE%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-3-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-zactu6q7thz0</link>
                <description>با ورود کارلو آنچلوتی به فصل آخر حضورش در راس هرم باشگاه پایتخت نشین رئال مادرید، او یک نقص آشکار در ترکیب خود دارد که هنوز باید پر شود. رئال مادرید با وجود داشتن استانداردهای خود، فصل گذشته ناکام بود. این باشگاه قرار است هر فصل برای قهرمانی در لالیگا، حتی اگر قهرمان هم نشود، رقابت کند. آنها قرار است هر بار بارسلونا را در الکلاسیکو شکست دهند، در مسابقات مقابل تیم های پایین جدول به راحتی پیروز شوند و همه چیز را آسان جلوه دهند.این اتفاق در فصل 2022-2023 رخ نداد. لوس بلانکوس یک الکلاسیکوی مهم را واگذار کرد، مقابل تیم‌های میانه جدولی امتیازات لازم را نگرفت و 10 امتیاز کمتر از بارسلونا در لالیگا به دست آورد. اما امسال، دلیلی وجود دارد که باور کنیم ممکن است همه چیز متفاوت باشد. اما این واقعاً به یک خرید مهم بستگی دارد.رئال مادرید تا الان در بازار نقل و انتقالات هوشمندانه عمل کرده است و جود بیلینگهام را به ترکیب خط میانی خود اضافه کرده است. اما جدایی کریم بنزما آنها را با یک نقص در خط حمله مواجه می‌کند. اینجاست که کیلین امباپه به عنوان یک گزینه بالقوه وارد می‌شود.میل کیلین امباپه برای بازی در سانتیاگو برنابئو، بدترین راز فوتبال است، و این ممکن است - علیرغم اصرار بازیکن بر این که تا سال 2024 هیچ جا نمی‌رود - این تابستان اتفاق بیفتد. پاری سن ژرمن امباپه را برای فروش گذاشته است، اما در این مرحله، او مصمم است که سال آخر قرارداد خود را در پارک دو پرنس بازی کند. اینکه آیا رئال مادرید می‌تواند قیمت مناسب را پیدا کند نیز هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد.با این حال، روایت‌های دیگری در مورد رئال مادرید در این فصل وجود دارد، زیرا به نظر می‌رسد که یک دوره در حال پایان است و این ممکن است در موقعیت های مختلف و روی نیمکت مربیگری هم اتفاق بیفتد. کارلو آنچلوتی تابستان آینده برای پر کردن جایگاه سرمربی تیم ملی برزیل باشگاه را ترک خواهد کرد، در حالی که لوکا مودریچ و تونی کروس احتمالاً آخرین فصل خود را در لباس سفید رئال مادرید بازی می‌کنند. اضافه کردن امباپه به یک تیم آماده برای انجام کاری خاص، پایانی عالی برای سلطنت آنچلوتی خواهد بود. اما آیا آنها می‌توانند این کار را انجام دهند؟ وبسایت گُل نگاهی به شانس یک فصل عالی در مادرید می اندازد.انتظارات واقع بینانهرقابت در اسپانیا نزدیک خواهد بود. اگرچه بارسلونا فصل گذشته قهرمان لالیگا شد، اما رئال مادرید در چند پست تقویت شده است و اگر امباپه را جذب کند، می‌تواند حتی بهتر شود. بارسلونا در این بین، برخی از بازیکنان کلیدی خود را از دست داده است و پول کافی برای خرید بازیکن در پست‌های مورد نیاز خود را ندارد.بنابراین، مادرید در حال رقابت برای بازپس گیری عنوان قهرمانی اسپانیا است. آنها انتظار دارند هر سال قهرمان لیگ شوند و به نظر می‌رسد که همه چیز برای آنها در سال 2023-2024 مهیا باشد.در جبهه اروپایی، هر چیزی ممکن است رخ دهد. مادرید فصل گذشته در برخی محافل دستکم گرفته شد، اما باز هم به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا راه یافت. آیا آنها کیفیت یا توان لازم برای تکرار این کار را دارند؟ بدون امباپه، احتمالاً نه. اما دوباره، مثل هر سال ما به آنها شک می‌کنیم.سناریوی بهترین حالتاگر مادرید همه چیز را درست انجام دهد، همه چیز مطابق میل آنها پیش برود، سالم بمانند و بعد از یک نتیجه بد وحشت نکنند، می توانند سه گانه را به دست بیاورند. لالیگا به نظر دست یافتنی است، هر چند که پیروزی در لیگ قهرمانان اروپا هم هرگز در مادرید منتفی نیست. و در کوپا دل ری هم، علیرغم عدم قطعیت ذاتی آن، می‌توانند مدعی باشند - به خصوص اگر آنها عمق ترکیب خود را در مراحل اولیه مسابقات نشان دهند.لیگ قهرمانان اروپا ممکن است سخت ترین بخش این کار باشد. البته همه چیز به قرعه کشی مرحله حذفی بستگی دارد. اگر لوس بلانکوس با برخی از نام‌های بزرگ در مراحل اولیه - مانند منچسترسیتی یا بایرن مونیخ - برخورد نکند، قطعاً می‌تواند شتاب بگیرد. و زمانی که این تیم رئال مادرید به نیمه نهایی برسد، با تمام تجربه و جادویش، هر چیزی ممکن است.سناریوی بدترین حالتبدون جام، رتبه سوم در لالیگا و حذف در مرحله یک‌هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا. همیشه این احتمال وجود دارد که بارسا بهتر شود. تیم ژاوی ممکن است برخی از بازیکنان کلیدی خود را از دست داده باشد، اما می‌تواند روی رشد فرانکی دی یونگ، آلخاندرو بالده و پدری حساب کند. علاوه بر این، آنها اکنون یک سیستم تعریف شده دارند که باید آنها را در طول فصل همراهی کند. حتی خرید جدید آنها، اوریول رومئو، در پیش فصل خوب به نظر می رسید!از سوی دیگر، اگر رئال مادرید نتواند ام باپه را جذب کند، می‌تواند شاهد این باشد که همه چیز خیلی بد پیش برود - یا حتی یک مهاجم دیگر. آنچلوتی این تابستان با سیستم 4-4-2 بازی کرده است، و جود بیلینگهام را در نوک لوزی خط میانی قرار داده است تا پشت سر دو مهاجم جدا از هم بازی کند. نتایج به شکل غیرمنتظره‌ای بدون حساب و کتاب بوده است، و اگر این سه نفر آن را حل نکنند، مادرید ممکن است مشکلات واقعی در گلزنی داشته باشد.یک قرعه کشی دشوار در لیگ قهرمانان اروپا، یک حذف غیرمنتظره در کوپا دل ری، و شاید یک یا دو مصدومیت نابهنگام را اضافه کنید، و این ممکن است یک فصل بسیار ناجور برای رئال مادرید باشد.ارزشمندترین بازیکندر این تیم مادرید ستاره‌های زیادی وجود دارند. جود بیلینگهام، لوکا مودریچ، تونی کروس و به‌طور فزاینده‌ای رودریگو، همه قرار است پیراهن‌هایشان از قفسه‌ها پرواز کند. با این حال، این تیم حداقل یک سال است که تیم وینیسیوس جونیور است.این وینگر از یک بازیکن بسیار خوب، که به برنده توپ طلا که در کنار او بازی می کرد وابسته بود، در 18 ماه گذشته به یک سوپراستار جهانی تبدیل شده است. و فصل 2022-2023 بهترین فصل او بود. وینیسیوس جونیور  20 گل و 20 پاس گل را برای باشگاه و کشور به ثبت رساند - و بار دیگر در راه موفقیت مادرید بسیار نقش مهمی داشت.اکنون انتظارات حتی بالاتر است. بدون همبازی خود بنزما برای پاس دادن، بازیکن برزیلی ممکن است مجبور باشد حتی خودخواهانه‌تر با توپ بازی کند. اما برای یک دریبل زن قهار و مهاجمی که به طور فزاینده‌ای ماهر است، این ممکن است چیز بدی نباشد. و با کروس، مودریچ و بیلینگهام که به او به طور منظم سرویس می‌دهند، او فرصت‌های بیشتری برای خلق لحظات جادویی خواهد داشت.انتظار یک فصل بزرگ را برای او داشته باشید، و شاید اگر مادرید دوباره شروع به کسب جام کند، به دست آوردن توپ طلا.خرید فوق ستارهرئال مادرید در بازار نقل و انتقالات تابستانی امسال به طرز غیرمنتظره‌ای فعال بوده است و یک سوپراستار را به خدمت گرفته است، و همچنین چند خرید دیگر. اما نام بزرگ بی چون و چرای این تیم - فعلاً - باید جود بیلینگهام باشد.آنچلوتی قبلاً سیستم خود را برای جا دادن این بازیکن انگلیسی که از بوروسیا دورتموند با مبلغ 103 میلیون یورو (88 میلیون پوند / 110 میلیون دلار) خریداری شده است، تغییر داده است. با این حال، این یک پیشنهاد بلندمدت است. بیلینگهام تازه 20 سالش شده و کیفیت را در خود دارد. از نظر تئوریک، او می‌تواند به عنوان شماره 6، شماره 8 یا شماره 10 بازی کند. برای رئال مادرید، او احتمالاً یک هافبک هجومی سیار و گاهی اوقات مهاجم کاذب خواهد بود. این ایده ممکن است بلافاصله کار نکند، زیرا او به طور ایده‌آل به یک مهاجم مرکزی برای ارتباط نیاز دارد، اما او خریدی است که اکنون خوب به نظر می‌رسد و حتی در سه سال آینده بهتر خواهد شد.لوس بلانکوس در جاهای دیگر بازار هم کاربلد بوده است. فران گارسیا از رئال وایادولید با قراردادی 5 میلیون یورویی (4.3 میلیون پوند/5.5 میلیون دلار) به خدمت گرفته شد - مبلغی که با استفاده از گزینه خرید مجدد مادرید زمانی که 18 ماه پیش باشگاه را ترک کرد، تضمین شد. آردا گولر نیز از فنرباغچه به مادرید آمده است و رئال مادرید &quot;مسی ترکیه&quot; را با مبلغ اولیه 20 میلیون یورو (17 میلیون پوند/22 میلیون دلار) خریداری کرده است.البته شایعه پیوستن امباپه نیز وجود دارد. پی اس جی موضع خود را شفاف کرده و می‌خواهد ستاره منفور خود را بفروشد و به او اجازه داده است که با تیم لیگ حرفه‌ای عربستان سعودی یعنی الهلال مذاکره کند - چیزی که امباپه به صراحت رد کرد. رئال مادرید ممکن است برای جذب کاپیتان فرانسه اقدام کند، اما احتمالاً تا پایان پنجره نقل و انتقالات صبر خواهد کرد تا حرکت خود را انجام دهد.سوپراستار جوانی که باید به او توجه کرداین یک عنوان دشوار است، به ویژه از آنجایی که رئال مادرید چندین نوجوان در تیم اصلی خود دارد. بیلینگهام، از نظر فنی، با توجه به سنش هنوز یک سوپراستار جوان است. اما او خیلی شناخته شده است و، به طور خلاصه، خیلی بهتر از آن است که دیگر این عنوان را داشته باشد. گولر نیز، با توجه به موقعیت سطح بالای خود، مبلغ انتقال و عدم سابقه آکادمی، احتمالاً از این رقابت خارج است.بنابراین، این لقب به آلوارو رودریگز داده می‌شود. این مهاجم لحظه درخشش خود را برای لوس بلانکوس سال گذشته داشت و با گلزنی برابر اتلتیکو مادرید بازی را به تساوی کشاند، اما پس از آن، از کانون توجه خارج شد و برای بقیه فصل به بازی‌های جوانان بازگشت. اما اکنون، رئال مادرید به کمک در موقعیت شماره 9 نیاز دارد و محصول آکادمی می تواند مطمئناً دقایق خوبی را ارائه دهد.آلوارو هنوز خام است، اما غرایز او در اطراف محوطه جریمه و توانایی گلزنی او باید او را به یک گزینه قابل اعتماد از روی نیمکت تبدیل کند، و شاید یک بازیکن زیرک برای مراحل اولیه کوپا دل ری باشد - به ویژه اگر مادرید قرعه خوبی داشته باشد.احساس فشاربازی کردن برای رئال مادرید به معنای به شکل مداوم تحت بررسی قرار گرفتن است. هواداران مادرید به شدت سختگیر هستند، آنها تیم خود را زمانی که پیروز می‌شود دوست دارند و زمانی که شکست می خورد بی رحمانه انتقاد می‌کنند (فراموش نکنیم که وینیسیوس قبل از اینکه شروع به گلزنی کند تقریباً مورد تحقیر جهانی قرار گرفته بود).با این حال، بازیکنی که بیشترین فشار را برای عملکرد بهتر ممکن است تحمل کند، اورِلیَن شوامنی باشد. پس از شروعی عالی در سال گذشته، فرم او پس از جام جهانی دچار افت شد. تا ماه مارس، این بازیکن 100 میلیون یورویی (85 میلیون پوند/107 میلیون دلار) به نیمکت ذخیره‌ها تبعید شد و مجبور شد تماشا کند که چگونه رئال مادرید از رقابت قهرمانی لالیگا خارج می‌شود. البته فرم عالی سایر گزینه‌های مادرید در خط میانی مرکزی کمکی به او نکرد.با این حال، او این فصل جایی برای پنهان شدن نخواهد داشت. با این که کروس و مودریچ احتمالاً در حال خروج هستند، شوامنی احتمالاً فرصت‌های بیشتری برای درخشش خواهد داشت. اگر او در سطحی که می‌تواند، بازی کند، باید نقش شماره 6 را برای لوس بلانکوس قفل کند. در غیر این صورت، ممکن است او تابستان آینده به درهای خروجی باشگاه نزدیک شود - یا حتی قبل از پایان سپتامبر اگر رئال مادرید به دنبال جمع آوری بودجه برای معامله امباپه باشد.تصمیم گیریاین آخرین فصل کارلو آنچلوتی در رئال مادرید خواهد بود، بنابراین او احتمالاً می‌خواهد با یک نتیجه خوب کار خود را به پایان برساند. این مربی ایتالیایی در دوره دوم حضور خود در برنابئو موفقیتی بی‌نظیر داشته و در دو فصل گذشته جام‌های زیادی را به دست آورده است.اما او بدون منتقد نیست. آنچلوتی باعث می‌شود مادرید فوتبال شگفت‌انگیزی بازی کند، اما اغلب بیشتر از جزئیات تاکتیک‌ها به قدرت دوستی متکی است. این امر برای لوس بلانکوس در لیگ قهرمانان اروپا خوب جواب داده است، اما در برابر دفاع‌های سازمان یافته‌تر لالیگا که مادرید اغلب در از هم باز کردن آنها مشکل دارد، هزینه‌بر بوده است.آنچلوتی این فصل با یک چالش جدید روبرو است، یعنی تیمی که به طرز شگفت انگیزی نامتعادل است و مملو از هافبک‌های با استعداد است، اما فاقد استعداد تهاجمی است. به مدت نزدیک به 10 سال، رئال مادرید به بنزما برای تولید گل متکی بود. اکنون، آنها باید بدون او کار کنند، و این بر عهده آنچلوتی است که دقیقاً بفهمد این کار چگونه انجام خواهد شد. رویکرد نهایی او با ستارگانش در میانه میدان بسیار مرگبار بود. حالا اوضاع پیچیده‌تر به نظر می‌رسد.در همین حال، سرمربی رئال مادرید قبلاً هدایت تیم ملی برزیل را پذیرفته است و پس از پایان قراردادش در تابستان آینده سکان این تیم ملی را به دست خواهد گرفت. این ممکن است آخرین سال او در فوتبال باشگاهی باشد. مادرید امیدوار است که این یک سال خوب باشد.جاهای خالی برای پر کردنخب، یک مورد واضح وجود دارد. بنزما رفت و رئال مادرید کسی را با او جایگزین نکرده است. و با احترام به خوسِلو و 16 گل او برای اسپانیول در فصل گذشته، رئال مادرید به یک گزینه سطح بالا برای بازی در خط حمله نیاز دارد.شایعه پرطرفدار، البته ام باپه است. او از تمایل خود برای بازی برای رئال مادرید پرده برداشته است (او واقعاً یک رمان گرافیکی در این باره نوشت)، اما اینکه این اتفاق امسال رخ دهد یا نه، هنوز مشخص نیست. پی اس جی در حال تلاش برای فروش او است، اما رئال مادرید، قیمت درخواستی غیر منطقی آنها را برآورده نمی‌کند، و چه کسی می تواند آنها را سرزنش کند؟ اعتراف می‌کنیم که چندان منطقی نیست که برای یک بازیکن که تنها 10 ماه از قرارداد فعلی‌اش باقی مانده است، رکورد جدیدی برای انتقال جهانی ثبت کنیم.این یکی می تواند تا آخرین لحظه ادامه داشته باشد - به خصوص اگر پی اس جی قبل از مهلت پایان نقل و انتقالات خریدار دیگری برای امباپه پیدا نکند. این احتمال وجود دارد که مادرید برای یک مهاجم در جای دیگری جستجو کند، اما خرید اخیر پی اس جی یعنی گونسالو راموس بازار را حتی کوچک‌تر کرده است.در همین حال، خبر فاجعه بار روز پنجشنبه مبنی بر اینکه تیبو کورتوا به دلیل پارگی رباط صلیبی دچار مصدومیت شده است - و بعد از آن مصدومیت ادر میلیتائو در بازی با بیلبائو در هفته اول لالیگا - به این معنی بود که مادرید باید تصمیم می‌گرفت که آیا وارد بازار شود تا دروازه بان و مدافع جدیدی را جذب کند یا به دروازه بان ذخیره آندری لونین و رودیگر اعتماد کند. آنها در نهایت برای پست دروازه بانی وارد بازار شدند و کپا آریزابالاگا را از چلسی به شکل قرضی به خدمت گرفتند.ترکیب احتمالیدو نسخه مختلف از ترکیب رئال مادرید وجود دارد. یکی اینکه امباپه در خط حمله قرار دارد و یک 4-3-3 سنتی را تشکیل می‌دهد. دیگری این است که اگر مادرید او را جذب نکند، که باعث می‌شود تیم کمی عجیب به نظر برسد.اما این تنها متغیر اینجا نیست. آنچلوتی باید برخی از تصمیمات کلیدی را در خط میانی و در پست دفاع چپ اتخاذ کند. ادواردو کاماوینگا سال گذشته به عنوان یک مدافع کناری بسیار تأثیرگذار بود، علیرغم اینکه علناً از این پست متنفر بود، و این ممکن است فرلاند مندی و فران گارسیا را روی نیمکت قرار دهد. در همین حال، آنچلوتی در میانه میدان ثروت زیادی دارد و باید حداقل یک هافبک درجه یک را روی نیمکت بنشاند. به شکل انعطاف پذیری، در اینجا دو نسخه احتمالی وجود دارد:(4-3-3): آندری لونین (کِپا)؛ دنی کارواخال، رودیگر، داوید آلابا، ادواردو کاماوینگا؛ جود بیلینگهام، لوکا مودریچ، تونی کروس؛ رودریگو، کیلیان ام باپه، وینیسیوس جونیور.یا(4-4-2): آندری لونین (کِپا)؛ دنی کارواخال، رودیگر، داوید آلابا، ادواردو کاماوینگا؛ فدریکو والورده، تونی کروس، لوکا مودریچ، جود بیلینگهام؛ وینیسیوس جونیور، رودریگو.در این دو ترکیب، لوکا مودریچ و تونی کروس به احتمال زیاد در ترکیب اصلی حضور خواهند داشت. بیلینگهام و کاماوینگا نیز گزینه‌های خوبی برای پست هافبک هستند. رودریگو و وینیسیوس جونیور نیز در خط حمله گزینه‌های خوبی هستند. اگر امباپه به مادرید بپیوندد، او قطعاً در ترکیب اصلی قرار خواهد گرفت. اما اگر او این کار را نکند، مادرید باید به دنبال یک مهاجم جایگزین باشد.پیش بینی داغ وبسایت گُلجادوی لیگ قهرمانان اروپای مادرید سال گذشته به پایان رسید، فقط به این دلیل که آنها با تیم قهرمان سه گانه پپ گواردیولا، یعنی منچسترسیتی روبرو شدند - تیمی که ادعا می‌کند یکی از بهترین تیم‌های باشگاهی تمام دوران است. اما این رویا می‌تواند امسال بازگردد، به خصوص اگر آنها امباپه را جذب کنند. این تیم رئال مادرید خیلی عمیق و خوب مربیگری شده است که نمی‌تواند در داخل اسپانیا و اروپا عملکرد ضعیفی داشته باشد. امباپه را با احتمال 30 گل یا بیشتر در هر فصل به آنها اضافه کنید، دشوار است که کسی بتواند از آنها عبور کند.بنابراین، مادرید امسال سه گانه را کسب خواهد کرد، اگر و فقط اگر ام باپه را جذب کنند. آنچلوتی هرگز از انگیزه خالی نبوده است، اما اگر سالی باشد که بتوانند این کار را انجام دهند، همین امسال است که سال آخر او در فوتبال باشگاهی است. لوس بلانکوس قول‌های کوتاه مدت نمی‌دهد و هیچ کس بزرگتر از باشگاه نیست، اما آنها به مرد ایتالیایی تمام منابعی را که نیاز دارد داده‌اند - و می‌توانند بیشتر اضافه کنند - تا سر و صدای زیادی به پا کند.چطور پیش می‌رودبارسلونا در این تابستان بازیکنانی را از دست داده است و با جدایی عثمان دمبله و رفتنش به پی اس جی، به مراتب ضعیف‌تر از تیمی است که فصل گذشته قهرمان لالیگا شد. مادرید، در همین حال، شاید از تیم ناامیدکننده سال گذشته موثرتر باشد و می‌تواند هنوز بهتر شود.بنابراین، موفقیت در لالیگا باید تقریباً تضمین شده باشد. آنها با یا بدون امباپه برای عنوان قهرمانی لیگ مبارزه خواهند کرد. اگر او بیاید، آن را زودتر به دست خواهند آورد. بقیه همه به قرعه کشی لیگ قهرمانان بستگی دارد. اگر رئال مادرید، با منچسترسیتی در مراحل اولیه برخورد نکند، یک عنوان دیگر ممکن است.با این حال، پیش‌بینی سه گانه کار خطرناکی است. بنابراین، یک قهرمانی لالیگا، جام حذفی و حضور در نیمه نهایی لیگ قهرمانان احتمالاً منطقی‌ترین شرط است. با یک تیم جوان برای بازی، که بیشتر توسعه خواهد یافت، این نتیجه به هیچ وجه بد نخواهد بود.منبع: وبسایت گُل</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Aug 2023 05:51:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه سه وبسایت یکتانت، مدیااد و سنجاق</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%82-qxeoemvedpeu</link>
                <description>یکتانت، مدیااد و سنجاق بعنوان 3 کسب و کار برتر در زمینه تبلیغات دنیای دیجیتال در ایران شناخته میشن.زمانی که آقای طالبی در دوره‌ی آنلاین بازاریابی دیجیتالش در مورد این 3 شرکت صحبت کرد و از ما خواست که در موردشون بنویسیم، به این نکته اشاره کردن که ممکنه وضعیت این شرکت‌ها در آینده تغییر کنه که واقعا هم تغییر کرد. این 3 شرکت امروز که 6 مرداد 1402 هستش وضعیت متفاوتی نسبت به سال 99 دارن. بزرگ‌تر و بالغ‌تر شدن و تونستن در شرایط دشوار کنونی سرپا بمونن و همچنان ارائه‌ی خدمت بدن. در این مقاله‌ی کوتاه قصد دارم به بررسی وضعیت کلی این 3 شرکت بپردازم و از دید خودم نکات قابل توجه رو بنویسم. لازم به ذکره که این مقاله برای انجام یه تمرینه و ممکنه اشتباهات مختلفی توش باشه. بنابراین پیشاپیش ازتون بابت اشتباهات عذرخواهی می‌کنم.مقدمهصنعت تبلیغات در ایران یکی از سریع‌ترین بازارهای در حال رشد در جهانه. این صنعت در سال 2022 بیش از 10 میلیارد دلار درآمد داشت و انتظار میره تا سال 2026 به 15 میلیارد دلار برسه. رشد صنعت تبلیغات در ایران به عوامل مختلفی از جمله، افزایش استفاده از رسانه‌های دیجیتال و افزایش آگاهی از برند در میان مصرف‌کنندگان ایرانی بستگی داره. صنعت تبلیغات در ایران به دلیل شرایط سیاسی و اقتصادی ناپایدار دائما در حال تغییره. با افزایش استفاده از رسانه‌های دیجیتال، آژانس‌های تبلیغاتی باید راه‌های جدیدی برای ارتباط با مصرف‌کنندگان پیدا کنن. آنها همچنین همیشه باید با قوانین و مقررات جدید سازگار بشن.با وجود همه‌ی چالش‌ها و پستی و بلندی‌ها، صنعت تبلیغات در ایران همچنان به رشد خود ادامه میده. این صنعت داره نقش مهمی در اقتصاد ایران ایفا می‌کنه و به ایجاد مشاغل و رشد درآمد کمک می‌کنه. در زمینه‌ی تبلیغات دیجیتال هم بازیگرانی حضور دارن که نقش تعیین کننده‌ای در رشد صنعت تبلیغات در ایران دارن. در این مقاله به بررسی 3 کسب و کار فعال در حوزه‌ی تبلیغات دیجیتال می‌پردازیم.یکتانتیکتانت در سال 95 شروع به کار کرد و از همون ابتدا سعی کرد در عرصه‌‌ی تبلیغات دیجیتال قدرتمند وارد بشه. امروز یکتانت به ادعای خودش بزرگترین پلتفرم تبلیغات آنلاین تو ایرانه که از نظر من هم ادعای بی اساسی نیست. یکتانت در طول چند سال گذشته با راه اندازی شرکت‌های زیر مجموعه و تصاحب برخی شرکت‌های موجود، حوزه‌ی فعالیت خودش رو گسترش داده. جدا از خود یکتانت که در حوزه‌ی انواع تبلیغات کلیکی فعالیت می‌کنه، این شرکت الان دارای زیر مجموعه‌هایی همچون نجوا (سرویس ریتنشن مارکتینگ)، تریبون (سرویس رپورتاژ آگهی و خدمات سئو)، جریان (سرویس تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی)، ادیوری (سرویس تبلیغات درون اپلیکیشنی)، هارمونی (آژانس دیجیتال مارکتینگ)، یک لینک (سرویس ساخت بیوی اینستاگرام) و اد پلاس (سرویس اجرای کمپین‌های تبلیغاتی و مشاوره) هستش. با دارا بودن همچین گستره‌ی ارائه‌ی خدماتی، بدیهیه که ادعای یکتانت درست باشه. این پلتفرم تقریبا تموم نیازهای تبلیغاتی صاحبان کسب و کار در زمینه‌ی تبلیغات دیجیتال رو پوشش میده و به گواه چندین نفری که من ازشون پرس و جو کردم، رضایت مشتریان خودش رو هم بدست آورده. اما طبیعیه که در برخی زمینه‌ها نارضایتی‌هایی هم ازشون وجود داشته باشه.هوم پیج سایت یکتانتچیزی که در نگاه اول تو سایت یکتانت به من حس خوبی داد هوم پیج ساده و مینیمالش بود. البته که به نظرم سایتشون از نظر UX/UI خیلی می‌تونه جای کار داشته باشه. سایتشون با وردپرس بالا آورده شده که برای کسب و کاری در این مقیاس یه خورده برام عجیب بود. در منوی خدمات به همه‌ی خدماتی که یکتانت و وبسایت‌های زیر مجموعه ارائه میدن اشاره شده و مسیر هر کدوم جدا برای کاربر طراحی شده. در منوی منابع آموزشی، منابع و مقالات و کتاب‌های الکترونیکی مفیدی دیده میشه که من چندتاشون رو دانلود کردم و در حال مطالعه‌شون هستم. با کلیک بر روی آکادمی یکتانت وارد بخش آموزش یکتانت میشیم که اونجا آموزش‌هایی برای کار با پنل یکتانت و همچنین نحوه‌ی اجرای کمپین در این پلتفرم به شکل دوره‌ی آموزشی رایگان ارائه شده که با گذروندن اون دوره‌ها، گواهینامه یکتانت رو هم میشه بدست آورد. در منوی چرا یکتانت میشه به گزارش‌های سالانه‌ی ارائه شده توسط یکتانت دسترسی پیدا کرد که حاوی اطلاعات مفیدی هستن. در منوهای سازمان و راهنما هم در مورد یکتانت بیشتر صحبت شده و راهنمایی‌های استفاده از سایت قرار داده شده. در بخشی از صفحه‌ی اصلی یکتانت با همچین ادعایی مواجه شدم که می‌تونین در عکس بالا ببینین. طبق توضیحاتی که آقای طالبی داده بودن، اینجا احتمالا منظور سشن هستش که خب استفاده از کلمه‌ی یوزر براش گمراه کننده‌ هستش. جالب اینکه در قسمت دیگه‌ای در صفحه‌ی اصلی سایت این ادعا تکرار شده:در بخش نظرات مشتریان وبسایت یکتانت می‌تونیم نظرات افرادی رو که در شرکت‌های بزرگ ایران مشغول به کار هستن و از خدمات یکتانت استفاده می‌کنن، بخونیم. در بخش دیگه‌ای از صفحه‌ی اصلی وبسایت یکتانت به داستان موفقیت برخی از شرکت‌هایی می‌رسیم که با یکتانت همکاری کردن و به نرخ‌های تبدیل عجیب و غریب و حتی میشه گفت شگفت انگیز رسیدن. اینکه همچین نرخ‌های تبدیلی رو یکتانت تونسته برای کسب و کارها تو ایران ممکن کنه به نظرم دستاورد خیلی بزرگیه اما نمی‌دونم چرا اخیرا نسبت به کلمات و اعداد حساس شدم و راحت نمی‌تونم بپذیرمشون.نکته‌ی دیگه‌ای که توی ویدیوهای آموزشی آقای طالبی دیده می‌شد و الان دیگه توی سایت یکتانت فقط یه عکس ازش دیده میشه پنل آزمایشی یکتانت بود. این پنل می‌تونست برای دیجیتال مارکترهای تازه کار خیلی مفید باشه. دلیل برداشتنش رو نمی‌دونم اما خیلی می‌تونست کمک کننده باشه.بعد از یه چرخیدن کلی توی صفحه‌ی اصلی سایت یکتانت، تصمیم به ثبت نام تو سایت و مشاهده‌ی پنل کاربریشون گرفتم.بخش ثبت نام یکتانت خیلی ساده و یوزر فرندلیه و به راحتی میشه فرایند ثبت نام رو انجام داد. البته که دابل آپت این رو هم اجرا می‌کنن تا تایید ایمیل هم انجام بشه و همه چی با خواست خود کاربر باشه. با ساخت اکانت به صفحه‌ی داشبورد هدایت میشیم که تصویرش رو می‌تونین در پایین ببینین:اینجا همه چی واضح و سر جای خودشه. کار با داشبور خیلی ساده‌اس. دو نکته‌ی جالب تو این داشبورد توجه من رو به خودش جلب کرد:1- به محض ساختن اکانت یه مسئول حساب کاربری به شما اختصاص داده میشه که از طریق آیکون پایین سمت چپ می‌تونین بهش دسترسی داشته باشین و مشکلاتتون رو با اون مسئول مطرح کنین.2- بخش مدیریت پنل‌های یکتانت عالیه و در اینجا میشه به پنل سایر ارائه دهندگان خدمات یکتانت مثل تریبون، نجوا، جریان و... دسترسی داشت. مجموعا، برای کسی مثل من که تا الان از یکتانت استفاده نکردم، همه چی در دسترس بود و چیزی نبود که برام سوال یا ابهام ایجاد کنه. جمع بندی یکتانتبعنوان یکی از اصلی‌ترین بازیگران حوزه‌ی تبلیغات دیجیتال ایران، یکتانت می‌تونه آپشن‌های زیادی رو برای دیده شدن، رشد کردن و درآمدزایی کسب و کارها روی میز بذاره. در واقع کسی رو دست خالی نمیذاره اما در مورد پلتفرم‌های اد نتورکی مثل یکتانت توی ایران همیشه حرف و حدیث درباره‌ی آمارهایی که ارائه میدن و فرادهایی که هست، وجود داره اما در کل هر کسب و کاری بسته به نیاز خودش و بودجه‌ای که در اختیار داره، می‌تونه روی یکتانت حساب کنه چون در نهایت ناامیدش نمی‌کنه؛ البته اگه به قول آقای طالبی حواسش به پول دور ریختن و این مسائل باشه.مدیاادمدیااد بعنوان یکی از رسانه‌های تبلیغاتی شرکت پگاه داده کاوان شریف سال 1396 شروع به کار کرد. پلتفرم‌های تپسل و تگرو از دیگر زیر مجموعه‌های شرکت پگاه داده کاوان شریف هستن. به گواه وبسایت مدیااد این شرکت متشکل از تیمی 14 نفره هستش و این مسئله یعنی اینکه با شرکت کوچیک‌تری به نسبت یکتانت روبرو هستیم. اما آیا تعداد کاربران پلتفرم مدیااد هم به تبع کمتر هستن؟ باید ببینیم. با نگاه اول به وبسایت مدیااد چندتا نکته به نظرم رسید که بهشون اشاره می‌‌کنم:مدیااد هم مثل یکتانت از CMS وردپرس استفاده می‌کنه که برای من جالبه.اینکه لوگوی مدیااد در صفحه‌ی اصلی سایت انگلیسیه و در وسط صفحه لوگوی فارسیش دیده میشه یه مقدار حس ناهمگونی رو از لحاظ دیزاین منتقل می‌کنه.مدیااد در بخش منوها دو قابلیت تبلیغات درون اپلیکیشن و پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ رو قرار داده که خب  به نظرم می‌تونست با رنگی متفاوت یا CTA جداگونه مشخص بشه؛ چرا که با کلیک بر روی تبلیغات درون اپلیکیشن به سایت تپسل و با کلیک بر روی پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ به سایت تگرو هدایت میشیم.با کلیک بر روی منوی تبلیغ دهنده‌ها به صفحه‌ی جداگونه‌ای هدایت شدم که با کمی اسکرول به این بخش رسیدم:آیا الان که دیگه الکسایی وجود نداره، لزومی داره ویژگی بهبود رتبه الکسای وبسایت همچنان جز اهدافی باشه که مدیااد توی تبلیغات کلیکیش گنجونده؟ جدا از این اهداف دیگه هم ادعاهای بزرگی هستن و آیا مدیااد تونسته به همه‌ی اینا جامه‌ی عمل بپوشونه؟ کاربرانی که ازش استفاده کردن باید پاسخ بدن.در همین صفحه به بخش تعرفه تبلیغات هم رسیدم:* با وجه به مقایسه‌ای که خودم انجام دادم، ظاهرا تعرفه‌ی مدیااد معقول و مناسبه و کسب و کارها با توجه به بودجه‌ای که دارن می‌تونن از این قابلیت‌ها استفاده کنن.در منوی ناشران هم علاوه بر ارائه‌ی لیست ناشرانی که با مدیااد همکاری  می‌کنن، به مزایای همکاری با مدیااد پرداخته شده:* از اونجا که همیشه اشتباهات تایپی رو زود پیدا می‌کنم، توی این تصویر هم یکی پیدا کردم که از مدیااد دیگه بعید بود :). در پایین‌تر این صفحه هم نظرات مشتریان (ناشران) مدیااد گذاشته شده که به نکات مثبتی از این پلتفرم اشاره کردن.در منوی وبلاگ مدیااد میشه به مقالات، مطالب، وبینارها، پادکست‌ها و کتاب‌های الکترونیکی مفیدی دسترسی پیدا کرد که به کار هر دیجیتال مارکتری می‌تونن بیان.در منوی محصولات چهار نوع تبلیغی که مدیااد ارائه می‌کنه گذاشته شده که با کلیک بر روی &quot;محصولات&quot; مجددا به صفحه‌ی اصلی سایت برمی‌گردیم. این منو می‌تونست نباشه.در منوی اخبار به اخبار مربوط به مدیااد دسترسی داریم.حالا وقت اینه که با هم پنل کاربری مدیااد رو بررسی کنیم:با کلیک روی ثبت نام در مدیااد به صفحه‌ی بالا هدایت میشیم که مینیماله و همه چی واضحه. با پر کردن اطلاعات موردنظر به داشبورد منتقل میشیم:درست مثل یکتانت، داشبورد مدیااد هم یوزر فرندلی و ساده‌اس و کاربر توش گیج نمیشه. همه چی سر جای خودشه و راحت میشه نیازها رو برآورده کرد. هر چند در بخش سوالات متداول هم همه چی پاسخ داده شده اما اگه بازم سوالی برای یوزر پیش بیاد می‌تونه با پشتیبان سایت از طریق آیکون پایین سمت چپ در ارتباط باشه.با کلیک بر روی سرویس‌ها هم میشه به پنل تپسل و حساب کاربری دسترسی داشت:اما اینکه چرا تگرو اینجا نیست و نمیشه از همین جا به پنلش دسترسی داشت برای من جای سوال بود.جمع بندی مدیااداگه بخوام نظر شخصی خودم رو بگم باید بگم که مدیااد پتانسیل رقابت توی این حوزه با یکتانت رو داره. مشخصه که تیم مدیااد تیم تواناییه و هدفشون کمک به کسب و کارهاست. طبق حدس خودم احتمالا مدیااد سهم بازار کمتری به نسبت یکتانت داره اما بدون شک به همین منوال نخواهد موند. ضمنا احترام به مشتری یکی از اصول کاری مدیااده. مشتری هم مگه چی می‌خواد؟ مورد احترام واقع شدن و احساس راحتی کردن.سنجاقسنجاق هم همانند یکتانت و مدیااد یه پلتفرم برای نمایش تبلیغات آنلاینه که خدمات متنوعی از جمله تبلیغات همسان، تبلیغات ویدیویی و تبلیغات بنری در بستر وب و موبایل رو به مشتریان ارائه میده. این پلتفرم با قرار دادن لفظ تبلیغات هوشمند در صفحه‌ی اصلی وبسایتش برای من این سوال رو ایجاد کرد که منظور از هوشمندی چیه؟ آیا منظور همون هدفمندیه و اینجا با بازی با کلمات مواجه‌ایم؟صفحه‌ی اصلی سنجاق ساده و دوست داشتنیه. توی این صفحه با منوهای مختلفی مواجه هستیم اما چندتا از اونا صرفا اسم منو رو یدک می‌کشن چرا که با کلیک بر روی اونا به پایین صفحه‌ی اصلی هدایت میشیم و خبری از صفحه‌ی جداگونه نیست. مثلا با کلیک بر روی همکاران، هدفمندی، فرمت‌ها، همسان و تماس با ما به بخش هر کدوم از این موارد در صفحه‌ی اصلی هدایت میشیم و این ممکنه به کاربر حس یه لندینگ پیج رو منتقل کنه.در بخش آمار سایت یه نکته توجه منو جلب کرد:آیا اینجا منظور از 140 میلیون دستگاه همون دستگاه مورد استفاده (گوشی، تبلت، لپ تاپ و...) برای دیدن تبلیغاته؟ یا منظور تعداد سشن‌هاست؟ یا شایدم من یوزر با دیدن آیکون آدمک ذهنم بره سراغ تعداد کاربر این پلتفرم؟ جدا از این‌ها خود عدد 140 میلیون هم یه مقدار جای بحث داره.یکی از منوهای صفحه‌ی اصلی که ما رو به یه صفحه‌ی دیگه هدایت می‌کنه وبلاگه:اما وبلاگ سنجاق چنگی به دل نزد. عواملی مثل درست لود نشدن صفحه (بارها ریفرش کردم)، فونت نامناسب، چینش درهم تایل‌ها و... باعث شد تا به این نتیجه برسم که اصلا تو سنجاق به بخش وبلاگ بها داده نشده.با کلیک بر روی منوی قوانین و مقررات هم به صفحه‌ی این بخش هدایت میشیم:در اینجا هم لیست بلند بالایی از قوانین برای ناشرین و مشتریان ارائه شده که خوندنشون برای هر کسی که از پلتفرم سنجاق می‌خواد استفاده کنه واجبه.توضیح دیگه‌ای نمی‌مونه وقت سر زدن به پنل کاربری این سایته:جالب اینکه دقیقا همون پنل ثبت نام مدیااده فقط رنگش آبی شده :) اینکه کی از کی کپی کرده اینجا جای بحث داره ولی خب بهتر بود مقداری خلاقیت به خرج داده می‌شد. بعد از دابل آپت این کردن وارد داشبور زیر شدم:ای بابا مگه قرار نبود خلاقیت به خرج داده بشه؟ این که همون پنل مدیااده!!! فقط اسم چندتا از منوها تغییر داده شده. من آخرش نفهمیدم کپی برداری کار خوبیه یا الگو برداری؟ واقعا جای حرفی باقی نمی‌مونه. برای این بخش فقط باید بگم هر چی برای مدیااد صدق می‌کرد اینجا هم صدق می‌کنه :)جمع بندی سنجاقفقط می‌خوام اینو بگم که نسبت به این پلتفرم در نگاه اول پیش قضاوتی ندارم ولی وقتی تا بخش پنل کاربری و داشبورد پیش رفتم متوجه شدم که هنوز خیلی جای کار داره. همین!</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Aug 2023 16:37:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من در دوره‌ی بازاریابی دیجیتال عادل طالبی</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C-rjkmr6kow2zc</link>
                <description>دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال عادل طالبیمقدمهمن به مدت 6 ماهه که توی دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال آقای طالبی شرکت کردم و توی این مقاله‌ی کوتاه قصد دارم از تجربیات خودم بنویسم. خیلی وقت بود که به دنیای دیجیتال مارکتینگ علاقمند شده بودم ولی هیچوقت به اندازه‌ی پارسال برای قدم گذاشتن در این راه مصمم نبودم. دوره‌های زیادی رو دیدم و باهاشون آشنا شدم اما هیچکدوم به اندازه‌ی دوره‌ی آقای طالبی برای من جذاب نبود. جامع و کامل بودن دوره و نام آشنا بودن آقای طالبی برای اهالی این حوزه برای من کافی بود که برای ثبت نام در دوره درنگ نکنم. با شروع دیدن ویدیوهای دوره و درگیر شدن باهاش فهمیدم که این دوره توانایی دادن نگرشی متفاوت به من رو داره و با استفاده ازش می‌تونم مهارت‌های لازم برای فعالیت در این حوزه رو بدست بیارم.اهداف یادگیری مندر ابتدای دوره من برای خودم 3 هدف تعیین کرده بودم که عبارت بودن از:فهم جنبه‌های مختلف دیجیتال مارکتینگیادگیری چگونگی طراحی و اجرای کمپین‌های مارکتینگیبدست آوردن توانایی‌های لازم برای کار در حوزه‌ی دیجیتال مارکتینگمی‌تونم بگم که تا به اینجای دوره رسیدن به این اهداف برام ممکن‌تر از قبل شده و این حاصل زحمات و تجربیات آقای طالبی و اعتماد من به ایشون بود.چالش‌های کلیدیمهم‌ترین چالش‌هایی که برای یادگیری این دوره متوجه‌شون شدم موارد زیر بودن:دیجیتال مارکتینگ حوزه‌ی پیچیده و همیشه در حال تغییریه.کانال‌های مختلف و متنوعی برای رسیدن به اهداف بازاریابی وجود داره.پیگیری و اندازه گیری نتایج کمپین‌های بازاریابی خیلی مهمه.برای تبدیل شدن به یه دیجیتال مارکتر موفق باید داده محور و همیشه در حال یادگیری بود.چگونه دوره آقای طالبی به توسعه مهارت‌های دیجیتال مارکتینگ من کمک کرد؟این دوره به توسعه‌ی مهارت‌های دیجیتال مارکتینگ من از راه‌های مختلفی کمک کرد. من یاد گیرم که چطوری:کمپین‌های بازاریابی رو طراحی و اجرا کنم.محتوای موثر برای شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو تولید کنم.از گوگل آنالیتیکس برای پیگیری نتایج کمپین‌ها استفاده کنم.به شبکه‌های اجتماعی خودم سر و سامون بدم.وبسایت شخصی خودم رو بالا بیارم.و...mydmc.irمزایا و معایب دورهاین دوره از نظر من مزایا و معایبی داشت که در زیر بهشون اشاره می‌کنم.مزایادوره بسیار جامعه و همه‌ی جنبه‌های مختلف دنیای دیجیتال مارکتینگ رو پوشش میده.آقای طالبی مدرس با تجربه و با دانشیه که چراغ راه ما تو این مسیر هستن.محتوای دوره به خوبی سازمان دهی شده و حتی برای کسی که هیچ دانشی هم تو این حوزه نداشته باشه قابل فهمه.دوره به ایجاد کانکشن با بقیه‌ی یادگیرندگان و اساتید کمک می‌کنه.آنلاین بودن دوره توی وقت و انرژی صرفه جویی می‌کنه.معایببرای بررسی تمرینات می‌تونست ساز و کار بهتری اندیشیده بشه.خوب می‌شد اگه بعضی از پروژه‌ها به شکل گروهی انجام می‌شد تا یادگیرندگان چالش‌های پیش روی خودشون رو گروهی حل کنن.بخش‌هایی از دوره نیاز به آپدیت داره چرا که ابزارهای یا وبسایت‌هایی که اون موقع معرفی شدن الان در دسترس نیستن.آیا دوره رو به بقیه هم پیشنهاد می‌کنم؟بدون شک بله. این دوره چیزهایی به آدم اضافه می‌کنه که در عمل به کارش میاد و با یه کم کار کردن و تجربه کسب کردن در زمینه‌ی ابزارهایی که توی دوره معرفی میشه، میشه که وارد بازار کار شد یا کسب و کار شخصی راه انداخت.کلام آخرجا داره از آقای طالبی و تیمشون برای زحماتی که در طراحی و ارائه‌ی همچین دوره‌ای کشیدن تشکر بکنم. من هر روز با این دوره زندگی می‌کنم و در پایان روز احساس می‌کنم خیلی چیزا بهم اضافه شده. شرکت تو این دوره به من این امکان رو داد که با اعتماد به نفس برای پیدا کردن جایگاه خودم توی دنیای بازاریابی دیجیتال تلاش کنم. برای ثبت نام توی دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال آقای طالبی می‌تونین از طریق لینک زیر اقدام کنین: www.mydmc.ir/about</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jul 2023 17:21:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربردهای CC و BCC در ایمیل مارکتینگ کسب و کار من</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-cc-%D9%88-bcc-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-o9vvodww23eh</link>
                <description>بعد از آشنا شدن با ایمیل مارکتینگ و چند روز مطالعه و تحقیق در مورد این ابزار مفید بازاریابی، به توصیه‌ی آقای طالبی و بعنوان تکلیف دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال تصمیم گرفتم گریزی به کاربردهای CC و BCC در کسب و کار خودم بزنم که به نتایجی رسیدم که خواستم با بقیه هم به اشتراک بذارم. ضمنا این مطلب بعنوان یه تمرین در نظر گرفته شده و ممکنه پر از نواقص باشه. بنابراین پیشاپیش بابت اون نواقص پوزش می‌طلبم.تعریف CCقبل از هر چیز، بهتره به زبون ساده و خودمونی به تعریف CC و BCC بپردازم. ابتدا از CC شروع می‌کنم:توی دنیای ایمیل، CC مخفف Carbon Copy هستش و این اسم از اون جا میاد که در زمان‌های نه چندان دور (و حتی الان در بعضی جاها) از کاربن بین دو کاغذ استفاده می‌شد تا نامه یا متنی که روی کاغذ بالایی می‌نویسیم روی کاغذ پایینی هم کپی بشه. بنابراین در دنیای ارسال ایمیل هم، CC همون کپی ایمیل هستش که می‌تونیم برای چندین نفر بفرستیم. ما اگه یه ایمیل CC شده دریافت کنیم، می‌تونیم لیست آدرس ایمیل افراد دریافت کننده ایمیل رو هم ببینیم. همچنین در این نوع از ارسال ایمیل، دریافت کننده‌های ایمیل گزینه‌ی Reply All در اختیارشون هست و می‌تونن رپیلایی که به ایمیل فرستاده شده می‌زنن رو به اطلاع همه‌ی دریافت‌ کننده‌های دیگه برسونن.تعریف BCCبعد از متوجه شدن تعریف CC، حالا نوبت تعریف BCC هستش:در واقع، BCC مخفف Blind Carbon Copy هستش و راهی برای ارسال ایمیل به افراد مختلف درست مثل CC محسوب میشه. اما تفاوتی که بین این دو شیوه‌ی ارسال ایمیل وجود داره اینه که ما توی BCC برخلاف CC نمی‌تونیم لیست ایمیل دریافت کننده‌های ایمیل رو ببینیم. همچنین برای ریپلای کردن این نوع از ایمیل‌ها، تنها گزینه‌ی Reply در اختیار دریافت کننده ایمیل قرار می‌گیره و فقط می‌تونه به ارسال کننده ایمیل ریپلای بزنه.موقعیت‌های کاربرد و عدم کاربرد CC در کسب و کار منبعد از فکر کردن در مورد چگونگی استفاده از قابلیت CC ایمیل در کسب و کار خودم، به نتایجی رسیدم که در پایین بهشون اشاره می‌کنم:زمانی که می‌خوام مشتریانی رو در جریان روند پیشرفت انجام پروژه بذارم که بصورت گروهی پروژه رو ثبت سفارش کردن. در این حالت می‌تونم ایمیل رو طراحی کنم و به شکل CC برای مشتری یا مشتریان بفرستم و همزمان اگه دارم توی یه شرکت یا تیم کار می‌کنم، مدیر شرکت یا تیم رو هم توی لیست گیرندگان ایمیل قرار بدم.زمانی که می‌خوام در ابتدا یا در حین انجام یه پروژه، یه همکار بگیرم و اینو به مشتری هم اطلاع بدم. در این حالت من یه ایمیل طراحی می‌کنم تا بتونم مشتری رو در جریان این تغییر بذارم و همچنین بتون مشتریم بین همکارم و مشتری هم کانکشن ایمیلی ایجاد کنم.زمانی که در کنار پروژه‌ای کار کردن در تیم کوچیکی هم مشغول به کارم و همگی روی یه پروژه کار می‌کنیم و خبر، آپدیت، تغییر یا هر چیزی که لازمه توی پروژه در نظر گرفته بشه و همه در جریانش باشن رو باید اطلاع بدم. در این نوع از CC، من ایمیل رو طراحی می‌کنم و هر چیزی که لازمه در سریع‌تر زمان ممکن به اطلاع اعضای تیم برسه رو توش می‌گنجونم و در حالت CC براشون می‌فرستم تا بتونن به راحتی نظراتشون رو ریپلای بزنن و بقیه هم در جریان باشن.اما کجاها من نباید از CC استفاده کنم:وقتی که می‌خوام اطلاعات حساس و مهمی رو از یه پروژه توی ایمیل ذکر کنم.وقتی فقط از یه مشتری انتظار دریافت پاسخ ایمیل رو دارم.وقتی که فردی رو، سهوا یا عمدا، توی لیست دریافت کننده‌ی ایمیل قرار میدم که ربطی به پروژه یا مطلبی که توی ایمیل در موردش حرف زده شده نداره.موقعیت‌های کاربرد BCC در کسب و کار مندر مورد موارد کاربرد BCC در کسب و کار من هم که تقریبا واضح بود به نتیجه‌ی زیر رسیدم:زمانی که می‌خوام به قسمت عمده یا همه‌ی افرادی که توی وبسایت من سابسکرایبر ایمیل هستن، یه ایمیل:                  - خبری یا اطلاع رسانی در مورد کارهایی که می‌تونم یا می‌خوام انجام بدم و دقیقا ممکنه همون                     چیزی باشه که اونا می‌خوان،                  - پیشنهادی و تخفیفی توی موقعیت‌ها و شرایط خاص،                  - آپدیتی در مورد بخشی از خدماتی که ارائه می‌کنم،                 - هدیه‌ای برای افراد عضو سایت توی روزهای خاص     می‌فرستم. در این حالت اطلاع رسانی به خوبی صورت می‌گیره و دریافت کنندگان ایمیل هم به آدرس ایمیل هم دسترسی پیدا نمی‌کنن و نمی‌تونن Reply All هم انجام بدن.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 18:26:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربرد ایمیل مارکتینگ در کسب و کار شخصی من</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%85%D9%86-y787yhn5tlun</link>
                <description>یکی از بهترین روش‌های بازاریابی برای ارتباط با مشتریان استفاده از ایمیل مارکتینگ هستش.بعد از خوندن 4 مقاله‌ای که آقای طالبی برای ایمیل مارکتینگ در دوره‌ی آنلاین بازاریابی دیجیتال معرفی کرده بودن، تصمیم گرفتم به کاربرد این ابزار خیلی کاربردی در کسب و کار خودم فکر کنم و در مورد ایمیل‌هایی بنویسم که می‌تونن برای سایت من مفید واقع بشن. ضمنا همین جا باید اشاره کنم که این مقاله‌ی کوتاه برای انجام تمرین این بخش از دوره نوشته شده و ممکنه پر از ایراد باشه. پس پیشاپیش از همه‌ی شما عزیزان پوزش می‌طلبم.مقدمهایمیل مارکتینگ، به ساده‌ترین زبان، به ارسال پیام‌های تبلیغاتی و تجاری از سمت کسب و کارها به کاربران گفته میشه که این عمل با استفاده از ابزارهای ارسال ایمیل انجام میشه. همچنین میشه هر ایمیلی که به مخاطبین بالقوه یا بالفعل از سمت کسب و کار فرستاده میشه رو بعنوان ایمیل مارکتینگ به حساب آورد. انواع مختلفی ایمیل توی بحث ایمیل مارکتینگ وجود داره که من تو این مقاله قصد دارم به نوع‌هایی از اون بپردازم که به کار من میاد و برای سایت خودم می‌تونم ازش استف1- ایمیل خوشامدگوییبه نظرم یکی از مهم‌ترین ایمیل‌ها برای برقراری اولین ارتباط با کاربر و ایجاد حس خوب برای اون می‌تونه ایمیل خوشامدگویی باشه. این نوع از ایمیل معمولا تا 24 ساعت بعد از ورود و ثبت نام کاربر توی سایت براش فرستاده میشه و باید حاوی پیامی گرم و صمیمانه باشه تا مخاطب ترغیب بشه به بازدید از سایت ما ادامه بده. همچنین این نوع از ایمیل باید ساده باشه و خیلی خوب میشه اگه توش یه گریز کوچیکی به خدماتی که ارائه میدیم بزنیم و لینک سایتمون برای اون خدمات رو هم توی ایمیل قرار بدیم. من بدون شک از این نوع ایمیل برای معرفی سایت پرسونال خودم، که توش به معرفی خودم و خدماتی که ارائه میدم پرداختم، استفاده می‌کنم..نمونه‌ای از یه ایمیل خوشامدگویی2- ایمیل پیشنهاد تخفیفاین نوع از ایمیل‌ها شامل کدهای تخفیف یا پیشنهادات ویژه‌ای برای کاربران توی شرایط خاص میشه. این نوع از ایمیل کاربر رو برای بازدید و استفاده از خدمات سایت می‌تونه ترغیب کنه اگه به مینیمال‌ترین شکل ممکن طراحی بشه و هنر بازاریابی توش استفاده شده باشه. این نوع ایمیل برای سایت شخصی من می‌تونه گزینه‌ی خوبی باشه، چرا که می‌تونم هر از به کاربران سایتم هر از چندگاهی تخفیفاتی که قصد دارم توی خدماتم لحاظ کنم رو، به بهترین و زیباترین شکل ممکن، اطلاع بدم.نمونه‌ای از ایمیل پیشنهاد تخفیف3- ایمیل هدیه‌های رایگاناین نوع ایمیل می‌تونه مثل یه جادو برای جذب کاربر عمل کنه. در واقع با هدیه دادن خدمات یا بسته‌های خاصی توی مناسبت‌های ویژه، باعث دیده شدن ایمیلمون توسط کاربر در بین تعداد زیادی ایمیلی بشیم که اون روزانه دریافت می‌کنه. این ایمیل‌ها باید حاوی متن و عنوان گیرایی باشن چرا که قصد واقعا هدیه دادنه. مثلا در وبسایت شخصی من که در اون به ارائه‌ی خدماتی مثل انجام انواع کارهای گرافیکی می‌پردازم، هدیه دادن طراحی یه لوگو رایگان یا امکاناتی نظیر این، کاربر رو بعنوان مخاطب همیشگی سایت گوش به زنگ نگه می‌داره.نمونه‌ای  از ایمیل هدیه رایگان4- ایمیل ارزش خلق شدهبا استفاده از این نوع ایمیل، ما می‌تونیم ارتباط عمیق‌تری با مشتری بگیریم و اعتمادش رو بدست بیاریم. در واقع توی چنین ایمیلی، ما باید به کارهایی که تا الان انجام دادیم اشاره کنیم. مثلا برای وبسایت شخصی من، میشه تعداد پروژه‌ای که انجام دادم، محبوب‌ترین مشتری‌ها، سال‌ها بعنوان سابقه کار و... رو بعنوان آیتم‌های قابل ذکر در نظر گرفت و توضیحاتی رو هم برای هر آیتم لحاظ کرد تا مشتری احساس کنه با فرد قابل اعتماد و با تجربه سر و کار داره.نمونه‌ای از ایمیل ارزش خلق شده5- ایمیل محصول یا خدمت جدیداگه قراره به محض ارائه‌ی یه محصول یا خدمت جدید، مشتری رو آگاه کنیم، بهترین کار اینه که از چنین ایمیلی استفاده کنیم. اگه مشتری سابسکرایبر ما هست و تبدیل به مشتری بالفعل ما شده، باید در اولویت ارسال چنین ایمیل‌هایی قرار بگیره چرا که ممکنه که محصول یا خدمتی که جدیدا داریم ارائه میدیم، همونی باشه که اون خیلی وقته دنبالشه. برای کسب و کار خودم هم، اگه قرار باشه وارد حوزه‌ی جدیدی از ارائه‌ی خدمت بشم یا بخوام تدریس رشته‌ی جدیدی رو شروع کنم، استفاده از این ایمیل‌ها، منطقی‌ترین کاره.نمونه‌ای از ایمیل محصول یا خدمت جدید6- ایمیل اطلاع رسانی این نوع ایمیل‌ها برای قرار دادن خودمون جز اولویت‌های کاربر و مطلع کردن اون از کارهایی که می‌خوایم انجام بدیم لازمه. مثلا من اگه بخوام برای کسب و کار شخصی خودم وبینار یا ایونتی برگزار کنم و دوست داشته باشم که کاربران و مشتریانم هم تو اون رویداد حضور داشته باشن، با فرستادن یه ایمیل و همچنین گذاشتن گزینه‌ی Add to Calendar، می‌تونم مشتری رو ترغیب کنم تا با داشتن یه ریمایندر، حضور توی رویداد من رو از دست نده. البته که حیطه‌ای هم که می‌خوام در موردش صحبت کنم خیلی مهمه.نمونه‌ای از ایمیل اطلاع رسانیجمع بندیواقعیت اینه که تبدیل لیدها به مشتری کار سختیه اما با وجود نعمت ایمیل مارکتینگ، این کار می‌تونه برای ما آسون‌تر باشه. با استفاده از انواع مختلف ایمیل که نمونه‌هاش هم همه جا در دسترسه، می‌تونیم مخاطب رو درگیر کسب و کار خودمون نگهداریم و ترغیبش کنیم تا از محصول یا خدمت ما استفاده کنه. برای انجام این کار ما به دو فاکتور کاربر سابسکرایبر (کسی که آدرس ایمیلش رو توی دیتابیسمون داریم) و داشتن تکنیک‌های ایمیل مارکتینگ نیاز داریم. بعد از اطمینان از دارا بودن این دو فاکتور، حالا وقت رفتن سراغ نوشتن و طراحی یه ایمیل جذاب و کاربرپسنده.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jun 2023 18:32:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری از A/B Testing در بهینه کردن وبسایتم استفاده کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-ab-testing-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-olcazw9eze2x</link>
                <description>در مورد اینکه A/B Testing چیه و چیکار می‌کنه توی وبسایت‌های مختلف ایرانی و خارجی مطالب زیادی موجوده اما من در اینجا می‌خوام برداشت خودم رو بنویسم و در مورد این بگم که چطوری ازش کمک گرفتم تا وبسایتم بهینه‌تر بشه. مقدمهدر عصر فعلی تکنولوژی و رقابت شدید در دنیای دیجیتال، بهبود تجربه کاربری یکی از عوامل اساسی برای موفقیت وبسایت‌ها و برنامه‌های کاربردیه. تستینگ یا تست‌ها و آزمایش‌های مختلف به عنوان یک روش ارزیابی و بهینه‌سازی تجربه کاربری در حوزه وبسایت‌ها و برنامه‌های کاربردی، نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنه. یکی از روش‌های متداول تستینگ، A/B testing است.هدف اصلی A/B testing، اندازه‌گیری تأثیر تغییرات مختلف بر روی کارایی وبسایته. با انجام این آزمون، می‌توان تأثیر تغییرات را بر روی معیارهایی مانند نرخ تبدیل (conversion rate)، نرخ کلیک (click-through rate)، میزان درآمد و سایر معیارهای کسب و کار بررسی کرد. با این اطلاعات، تصمیمات بهتری در خصوص بهبود و بهینه‌سازی وبسایت و برنامه‌های کاربردی میشه گرفت.از نظر من تعریف A/B Testing اینه:ای بی تستینگ یه روش آزمون و تحلیله که بهبود کارایی و تجربه کاربری کمک می‌کنه.تو این روش، دو گروه (گروه کنترل و گروه آزمایشی) به طور تصادفی انتخاب میشن و به یه نمونه از جامعه‌ی هدف اختصاص پیدا می‌کنن. در ادامه، به هر دو گروه یک نسخه مختلف از یک متغیر (مثل طرح‌بندی وبسایت، عنوان، طرح بسته، قیمت و غیره) ارائه میشه. سپس، عملکرد و واکنش هر گروه به نسخه‌ی خود ضبط و تحلیل میشه تا اثر این تغییر در کارایی و نتایج موردنظر مورد بررسی قرار بگیره.انتخاب ویژگی برای آزمونبخش انتخاب ویژگی یه مرحله بسیار حیاتی در فرآیند A/B testing هستش. در این بخش، من ویژگی‌هایی رو که قصد تست و مقایسه اون‌ها رو داشتم، انتخاب کردم. در ادامه، چند مرحله کلیدی رو که برای انتخاب ویژگی‌ها در A/B Testing طی کردم براتون می‌نویسم:تعیین هدف: من ابتدا هدف خودم رو برای انجام A/B testing مشخص کردم. من قصد بهبود نرخ کلیک (Click-Through Rate) و کاهش نرخ پرش (Bounce Rate) رو داشتم. با تعیین هدف، من تونستم بهترین ویژگی‌ها رو برای آزمون انتخاب کنم.شناخت مخاطب: من درک دقیقی از مخاطبان هدف و نیازهاشون خود نداشتم ولی بررسی تحلیل‌های وبسایت، نظرسنجی‌ها و بازخوردهای کاربران تونست تا حد زیادی در این زمینه بهم کمک کنه.اولویت‌بندی ویژگی‌ها: بعد از اینکه ویژگی‌های مختلف رو شناسایی کردم، اونا رو بر اساس اولویت‌ها و اهمیت‌های مختلف، اولویت‌بندی کردم. مثلا نحوه‌ی دسترسی به رزومه‌ی من و دانلودش ویژگی مهمی توی وبسایت منه. علاوه بر اون دسترسی کاربر به راه‌های برقراری ارتباط با من هم دارای درجه‌ی اهمیت بالاییه.حداقل تغییرات معنادار: در مرحله‌ی بعد حداقل تغییرات معنادار (Minimum Detectable Effect) رو تعیین کردم. این مقدار بهم نشون داد که تغییری که من قصد دارم توی ویژگی‌ها اعمال کنم، برام معناداره یا نه. مدت زمان آزمون: تعیین مدت زمان آزمون هم خیلی مهمه. من این تست رو برای 195 کاربر سایتم انجام دادم تا اندازه نمونه کافی برای اطمینان از قابل اعتماد بودن نتایج رو داشته باشم. همچنین مدت زمانی که برای تست در نظر گرفتم به اندازه‌ای بود که بهم امکان تجزیه و تحلیل دقیق و کامل نتایج رو بده.طراحی و اجرای A/B Testingبرای طراحی و اجرای A/B Testing من مراحل زیر رو طی کردم:انتخاب عنصر برای آزمون: تو این مرحله من لی اَوت صفحه‌ی اول و رنگ‌ فونت‌ها و دکمه‌ها رو تغییر دادم. برای گروه A که 97 نفر بودن حالت اولیه‌ی سایت و برای گروه B که 98 نفر بودن حالت تغییر یافته رو نشون دادم. با تحلیل نتایج متوجه شدم گروه B حدود 43% بیشتر از گروه A روی بخش‌هایی که من مدنظرم بود کلیک کرده و مونده بودن.تقسیم گروه‌ها: همون طور که در بالا هم اشاره‌ای بهش کردم، من گروه کنترل و گروه آزمایشی رو برای انجام A/B Testing تعیین کردم. گروه کنترل شامل نسخه اصلی سایت (بدون تغییر) هستش که من اسم A و گروه آزمایشی نسخه تغییر یافته سایت (نسخه جدید) هستش که من اسم B رو روشون گذاشتم.طراحی نسخه آزمایشی: نسخه جدید رو برای آزمایش طراحی کردم. برای انجام این کار، تغییرات مورد نیاز رو بر روی عنصر مورد نظر اعمال کردم. این تغییرات از طریق تغییر کد، استفاده از ابزارهای ویرایشگر وب یا فریمورک‌های A/B testing صورت گرفت.اجرای آزمون: پس از طراحی نسخه آزمایشی، اون رو تو گروه آزمایشی اعمال کردم. تو این مرحله، از ابزارها و تکنیک‌های مربوطه مثل فریمورک‌های A/B testing، ابزارهای تحلیل وب و سیستم‌های مدیریت آزمون استفاده کردم.جمع‌آوری داده‌ها: در طول اجرای آزمون A/B، داده‌های مربوط به هر دو گروه را جمع‌آوری کردم. تو این مرحله از ابزارهای تحلیل وب رایج، ابزارهای آزمون و سایر ابزارهای مربوطه استفاده کردم.تحلیل و تفسیر نتایج: پس از جمع‌آوری داده‌ها، نتایج رو تحلیل و تفسیر کردم. از معیارهای مهم مانند نرخ تبدیل، نرخ کلیک، میزان درآمد و سایر معیارهای کسب و کار برای ارزیابی تأثیر تغییرات استفاده کردم.تصمیم‌گیری و پیاده‌سازی: با توجه به نتایج تحلیل، تصمیم‌های بهینه‌سازی و بهبود رو بر اساس تغییراتی که در آزمون A/B انجام شد، اعمال کردم. در صورتی که نسخه آزمایشی بهبود قابل توجهی رو نشان داد، اون رو به نسخه اصلی تبدیل کردم.ابزارهای انجام تست گوگل آپتیمایز: با استفاده از این ابزار، نسخه‌های مختلفی از صفحات وب رو ایجاد کردم و نتایج آزمون‌ها رو تحلیل کردم.آپتیمایزلی: با استفاده از این ابزار پرکاربرد در A/B testing تونستم تست‌های A/B رو روی وبسایت یا برنامه‌های موبایل اجرا کنم و نتایج رو تحلیل کنم.کرَیزی اِگ: با استفاده از این ابزار و نقشه‌های حرارت و تجزیه و تحلیل مشاهده‌ها، بخش‌هایی از وبسایت رو که بهبود نیاز دارن، شناسایی کردم و تست‌های A/B رو روی اون‌ها انجام دادم.در پایان لازمه بگم که این مقاله در جهت انجام تمرین A/B Testing دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال آقای طالبی نوشته شده و ممکنه پر از ایراد باشه. بنابراین از همه‌ی شما خوانندگان بزرگوار معذرت می‌خوام.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jun 2023 23:05:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل بهبود نرخ تبدیل یک وبسایت شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/mydmcir/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-ion396wjct67</link>
                <description>CRO = Conversion Rate Optimizationمقدمهتوی دنیای بازاریابی دیجیتال، کمتر کسی می‌تونه باشه که از اهمیت بهبود نرخ تبدیل یا همونConversion Rate Optimization خبر نداشته باشه. توی وب فارسی و انگلیسی، تا جایی که من خبر دارم، به اندازه‌ی کافی در مورد اینکه بهبود نرخ تبدیل چیه و چگونه عمل می‌کنه سخن گفته شده. توی این مقاله‌ی کوتاه من قصد دارم با تحلیل داده‌های تخمینی از وبسایت خودم، بخش‌هایی از وبسایت رو که به طور جدی نیازمند وارد شدن به فرآیند بهبود دادن نرخ تبدیل هستن رو مشخص کنم و در موردشون صحبت کنم. قبل از رفتن سراغ بخش اصلی مقاله، لازمه به این نکته اشاره کنم که به دلیل اینکه گوگل آنالیتیکس هنوز کامل به وبسایت من وصل نیست، داده‌های من از روی تخمین شخصی خودم و جاهایی غیر گوگل آنالیتیکس جمع آوری شدن و تا حدودی به واقعیت نزدیک هستن. همچنین باید بگم که وبسایت من در حوزه‌ی مشاوره و راهنمایی دانش آموزان برای بهتر تصمیم گرفتن در مورد آینده‌ی درسی و شغلیشون فعالیت می‌کنه. و نکته‌ی آخر این بخش اینکه این مقاله در راستای انجام یکی از تمرین‌های دوره‌ی آنلاین بازاریابی دیجیتال آقای عادل طالبی نوشته میشه و ممکنه نواقص زیادی داشته باشه. پس پیشاپیش از شما خواننده‌ی عزیز پوزش می‌طلبم.نمودار میزان ورود و خروج کاربر به/از وبسایت من با وجود اینکه علاقه‌ی زیادی به ریاضیات ندارم و قطعا هم دانشی توی این زمینه ندارم اما کار کردن با داده‌ها و آمار همیشه برای من جذاب بوده؛ خصوصا اگه داده‌هایی باشه که به کار یه دیجیتال مارکتر بیاد و بشه تحلیلش کرد. یکی از مهم‌ترین داده‌هایی که هر وبسایتی داره و باید بهش بهای زیادی داد میزان ورودی و خروجی کاربران اون وبسایته. این داده‌ها بعد اینکه کاربر تبدیل به لید میشه محاسبه میشن و در مراحل مختلفی از گردش کاربر توی وبسایت ما ثبت میشن. تحلیل داده‌ی وبسایت شخصی منتوی وبسایت من در بازه‌ی 1 ماه حدود 1600 کاربر وارد شدن که 815 نفرشون صفحه‌ی اصلی وبسایت رو که دیدن از وبسایت خارج شدن که حدود 51 درصد کل کاربران رو شامل میشه. از این آمار میشه نتیجه گرفت که بیشتر از نیمی از کاربرانی که وارد وبسایت من میشن رغبت پیدا نمی‌کنن بخش‌های دیگه سایت رو ببینن و از نظر خودم عمده‌ی دلیل این مسئله می‌تونه به UI ضعیف و همچنین کار نکردن بر روی UX برگرده. استفاده از رنگ‌ها و طراحی‌های زیبا و به روز و همچنین به کار گرفتن UX Writing درست در بخش‌های مختلف سایت از اوجب واجباته. دلیل اینکه وقت چندانی برای پرداختن به این دو بخش نداشتم این بوده که سعی من در بالا آوردن هر چه سریع‌تر وبسایت بوده و اینجاست که کیفیت فدای سرعت شده. این بخش یکی از مهم‌ترین قسمت‌های وبسایته که با روش‌هایی مثل A/B Testing و نظرسنجی و... باید به بهبود نرخ تبدیلش فکر کرد.اما از اون ور حدود 785 نفر از کاربران، که حدود 49 درصد از کاربران رو شامل میشه، سراغ جستجو برای پیدا کردن محصول موردنظرشون رفتن و این مسئله امیدبخشه اما نکته‌ای که هست اینه که چقدر تونستم با روش‌های مختلف کاربر رو از بخش Search به بخش محصول هدایت کنم که طبق آمار این مسئله تا حدود زیادی موفقیت آمیز بوده. اما از اون سمت هم 145 نفر بعد Search از سایت خارج شدن.از حدود 785 کاربری که دنبال محصولی توی وبسایت من بودن 640 نفرشون به صفحه‌ی محصول رفتن که آمار 81.5 درصدی رو نشون میده که این موفقیت بزرگی به حساب میاد، اما یکی از بدترین ریزش‌هایی که وبسایت من تجربه می‌کنه در همین قسمته که کاربر بعد از دیدن محصول، رغبتی به اضافه کردنش به سبد خرید پیدا نمی‌کنه. حدود 65 درصد کاربران از کاربرانی که صفحه‌ی محصول رو می‌بینن وبسایت رو ترک می‌کنن و فقط 34 درصد اونا محصولی رو به سبد خرید اضافه می‌کنن. اصلی‌ترین جایی که تموم ابزارهای بهبود نرخ تبدیل رو برای بهتر کردن اوضاع باید به کار گرفت اینجاست. کاربران احتمالا به دلایلی مثل قیمت بالای محصول، عدم توضیح مناسب در مورد محصول، ندیدن نظرات دیگر کاربران و... قانع نمیشن که محصول رو به سبد خرید خودشون اضافه می‌کنن.حدود 220 کاربر محصول رو به سبد خریدشون اضافه می‌کنن اما کمی کمتر از نصف اونا یعنی 105 نفر (معادل 47 درصد) میرن برای ثبت نام توی سایت تا اطلاعاتشون رو وارد کنن و خریدشون رو کامل کنن. یکی دیگه از بدترین ریزش‌ها در وبسایت من همینجا اتفاق میوفته. اتفاق ناخوشایندیه که کاربر رو تا اضافه کردن محصول به سبد خرید هدایت کنی اما تقریبا نصفشون از خرید منصرف بشن. شاید ثبت نام توی سایت در این حالت به مذاق خیلی از کاربران خوش نمیاد یا ممکنه مراحل ثبت نام رو پیچیده دیده باشن.اما بعد از همه‌ی این اتفاقات، 45 نفر ثبت نامشون رو کامل می‌کنن و میرن سراغ صفحه‌ی Check out که طبق آمار داده شده توی تصویر بالا، بزرگ‌ترین و بدترین نوع ریزش در همین مرحله هستش که کاربر به دلایل مختلفی  مثل ناقص بودن اطلاعات کاربری یا پستی، کامل نشون ندادن اطلاعات، نمود 2 دلی کاربر و... از ادامه دادن خرید محصولش انصراف میده و این آمار نه چندان جالب رو رقم میزنه :)در مرحله‌ی پایانی که رفتن به درگاه پرداخت باشه، 15 نفر وارد درگاه پرداخت میشن که 10 نفرشون خرید رو کامل می‌کنن و فاکتور رو دریافت می‌کنن، 2 نفر بنا به هر دلیلی پرداختشون کامل نمیشه و 3 نفر هم به قول عادل خان طالبی قاطی باقالیا میشن و یهویی تصمیم میگیرن تو صفحه‌ی درگاه پرداخت سایت رو ببندن و خیالشون از این راحت شه که هم ما رو بازی میدن و هم پولشون ته جیبشون می‌مونه.در کل نرخ تبدیل کاربر به مشتری توی وبسایت من 0.62 درصد هستش که خوب یا بد بودنش بسته به شرایط مختلف می‌تونه متفاوت باشه. بعد از یه همچین تحلیلی متوجه شدم که چقدر بهبود نرخ تبدیل مهم و اساسیه و به نظر من پرداختن کافی بهش می‌تونه یه بیزینس رو موفق و سرپا نگهداره و توجه نکردن بهش، کسب و کار رو به اعماق شکست می‌کشونه.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Wed, 17 May 2023 19:07:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیف فروش و ایده‌ای که می‌خوام عملیش کنم</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/%D9%82%DB%8C%D9%81-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D9%85-buvnvkib8ivo</link>
                <description>قیف فروش کسب و کار منقیف فروش یکی از مهم‌ترین ارکان فروش و شناسایی رفتار مشتریه. قیف فروش به ما کمک می‌کنه در پروسه‌ی فروش تولید لید بکنیم و میزان فروش رو پیش بینی کنیم. اما قیف فروش چیه؟ در ادامه با من همراه باشین تا با هم یه کمی بررسیش کنیم.* این مقاله‌ی کوتاه بعنوان یه تکلیف برای دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال جناب آقای عادل طالبی نوشته میشه و قطعا دارای نقص‌هایی هم هست. پس پیشاپیش به بزرگواری خودتون ببخشید.قیف فروش چیه؟طبق تعریف وبسایت هاب اسپات، قیف فروش در اصل مسیریه که شخص یا جامعه‌ی مورد هدف کسب و کار ما طی می‌کنه تا تبدیل به مشتری ما بشه. این شاخص مراحل مختلف سفر مشتری از اولین لمس و آشنایی با کسب و کار ما تا پایان خرید رو به ما نشون میده. در یه تعریف دیگه ویکی پدیا به ما در مورد قیف فروش اینطوری میگه: قیف فروش یا قیف بازاریابی یه مدل بازاریابی مشتری محوره که به ما مسیرهای تئوریک مشتری برای خرید یه محصول یا خدمت رو نشون میده. در ابتدا ممکنه تعداد زیادی مشتری بالقوه وارد اولین مرحله از این قیف بشن اما به مرور شاهد ریزش اونا خواهیم بود.قیف فروش چه مشکلاتی رو حل می‌کنه؟طراحی قیف فروش برای صاحبان کسب و کار از اهمیت ویژه‌ای برخورداره و می‌تونه مشکلات زیادی رو حل کنه که در زیر به چند مورد از اونا اشاره می‌کنم:بصورت شفاف پروسه‌ی مدل سازی شده‌ای رو برای ما تعریف می‌کنه تا به فروش بیشتر نزدیک بشیم.به ما کمک می‌کنه ارزش فروش در آینده رو بصورت کمی بررسی کنیم.به تیم فروش این امکان رو میده تا آمار و ارقام در مورد اندازه و مقدار فروش موردنیاز برای رسیدن به اهداف تعیین شده‌ی بازاریابی رو تحلیل کنه.به افراد فعال در حوزه‌ی فروش کمک می‌کنه تا مشتریان رو از یه پروسه‌ی خرید منطقی و یکباره به چرخه‌ی خرید برگردونن.برای ساختن یه قیف فروش باید چه مراحلی رو طی کنیم؟باید مشکلی، که می‌خوایم برای مشتری حلش کنیم، رو تعریف کنیم.اهداف رو تعریف کنیم.پیشنهادات اولیه برای تولید لید رو خلق کنیم.باید لیدها رو اعتبارسنجی کنیم تا از علاقه‌شون به محصول مطمئن بشیم.باید لیدهای اعتبارسنجی شده رو پرورش بدیم و ازشون مراقبت کنیم.معامله رو با لیدهامون ببندیم.نتایج نهایی رو رصد و داده‌های فروش رو تحلیل کنیم.قیف فروش در کسب و کار منایده‌ی من برای راه اندازی کسب و کار در زمینه‌ی آموزشه؛ طوری که هدف ترکیب و تلفیق 3 رشته‌ی مختلف برای رشد مهارت‌های افراد در این 3 زمینه هستش. در این بخش می‌خوام به چگونگی ساخت قیف فروش برای این کسب و کار بپردازم.اولین مرحله در قیف فروش کسب و کار من آگاهی از برند یا Brand Awareness هستش. در این مرحله، که یکی از مهم‌ترین مراحل برای اثرگذاری بر روی مخاطبه، ما از تبلیغات آنلاین به روش‌های مختلف برای آگاه کردن افراد درباره‌ی خدمتی که ارائه میدیم استفاده می‌کنیم. در کنار این برای بازاریابی محتوایی اهمیت ویژه‌ای قائلیم چرا که با داشتن محتوای دقیق و مفید، شانس جذب مشتری بالاتر میره. در نهایت هم از تبلیغات ایمیلی غافل نمیشیم و کمپین‌هایی رو در این زمینه اجرا می‌کنیم.در مرحله‌ی دوم که گشت و گذار مشتری در وبسایت یا Website Browsing هستش، ما تونستیم به اندازه‌ی کافی مشتری رو در مورد محصول یا خدمتمون آگاه کنیم و او الان یه فرد آموزش دیده در مورد جنبه‌های مختلف کسب و کار ماست. اکنون باید منتظر بمونیم تا تصمیمش مبنی بر خرید کردن یا نکردن رو بگیره.در مرحله‌ی سوم که تصمیم به خرید یا Purchasing Decision هستش، مشتری به ما نشون میده که آیا اینقدر موفق بودیم که بتونیم قانعش کنیم تا از محصول ما استفاده کنه یا نه. در این مرحله برد یا باخت ما در زمینه‌ی تبدیل مخاطب به مشتری مشخص میشه. در صورت انجام خرید توسط مشتری، جمع آوری و آمارگیری و تحلیل پرداخت‌ها امری ضروریه. همچنین باید سعی کنیم بعد از خرید کردن مشتری، از طریق ارسال پیامک یا ایمیل با او در ارتباط باشیم و بهش حس خوب منتقل کنیم.در مرحله‌ی پایانی که وفاداری به برند یا Brand Loyalty هستش بدنبال پیدا کردن فرصت‌های فروش بیشتر می‌گردیم و فعالیت‌هایی در زمینه خدمات پس از فروش و قانع کردن مشتری به خرید مجدد انجام میدیم. خیلی مهمه که بتونیم برنامه‌هایی رو هم تدوین کنیم که در راستای وفادار کردن مشتری به برند خودمون باشه. باید سعی کنیم کاری کنیم مشتری در کنار خودش، افراد دیگه‌ای رو هم ترغیب به خرید و استفاده از خدمت ما بکنه.سخن پایانیچیزی که اهمیتش در کسب و کارهای امروزی انکارناپذیره مسلما قیف فروشه. این شاخص ارزشمند به ما کمک می‌کنه فرآیندهای فروشمنون رو بهبود ببخشیم، میزان درآمدمون رو بهتر پیش بینی کنیم و اهداف فروشمون رو بهتر تدوین و مدیریت کنیم. پس استفاده از این مدل بصری، باعث میشه کسب و کارها دیده بشن و سرپا بمونن.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Apr 2023 11:24:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست سرعت سایت‌ها با Google Page Speed Insights و GTmetrix</title>
                <link>https://virgool.io/newdima/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-google-page-speed-insights-%D9%88-gtmetrix-qhwk6a6wmnad</link>
                <description>یکی از چیزهایی که قبل از اینکه وارد حیطه‌ی دیجیتال مارکتینگ بشم، همیشه دوست داشتم ازش سر در بیارم فهمیدن سرعت وبسایتا بود. برام جالب بود که چطوری میشه یه وبسایت سرعت بالایی توی لود شدن و نشون دادن محتواش داره و یه سایتی هم ممکنه اصلا لود نشه. می‌خواستم بدونم چه عواملی روی این مسئله اثرگذارن و آیا میشه روی این عوامل کار کرد و بهبودشون بخشید؟این هفته و با وارد شدن به جلسه‌ی سیزدهم دوره‌ی آنلاین بازاریابی دیجیتال آقای طالبی، با دو ابزار معرکه برای اندازه‌گیری این سنجه‌ها آشنا شدم و تقریبا میشه گفت به جواب همه‌ی سوالاتم رسیدم. از این رو، بسی درود برای عادل خان طالبی فرستادم :)من بعنوان نمونه 3 تا وبسایت رو انتخاب کردم و در هر دوی این وبسایت‌ها سرعت اونا رو سنجیدم و به نتایج جالبی رسیدم. اولین وبسایتی که خیلی براش کنجکاو بودم و می‌خواستم ببینم واقعا اعداد و ارقام در زمینه‌ی سرعت براش چطوریه Google بود. توی Google Page Speed Insights گوگل به خودش امتیازهای پایین رو در موبایل و دسکتاپ داد:سرعت گوگل در موبایلسرعت گوگل در دسکتاپاز یک طرف برام جالب بود که چطور همه چی اینجا 100 نیست و از یک طرف تعجب کردم که گوگل با اون عظمت هم باز یک سری جاها نقص‌هایی داره و همین نقصا هستش که شرکت‌های بزرگ رو وادار به پرقدرت ادامه دادن می‌کنه. مثلا بخش SEO که گوگل هم در موبایل و هم در دسکتاپ نمره‌ی عالی توش نگرفته بهم اثبات کرد که میشه به یک مسیر در راه پیشرفت قدرتمند وارد نشی ولی بازم اول باشی. این سوال هم البته تو ذهنم جرقه زد که اصلا مگه گوگل هم سئو می‌خواد؟ :)))سرعت گوگل از نظر GTmetrixوبسایت GTmetrix هم چاره‌ای جز نشون دادن این آمار برای گوگل نداره. جالب اینجا بود که وقتی وارد جزئیات آمار شدم GTmetrix جلوی تموم پارامترها برای گوگل نوشته بود Nothing to do here :)))دومین وبسایتی که دوست داشتم از نظر سرعت بررسیش کنم توییتر بود چون هم شبکه اجتماعی محبوبیه و هم خیلیا رو دیدم که از نسخه‌ی دسکتاپش استفاده می‌کنن. نتایجی که Google Page Speed Insights به من داد عجیب و غریب بود:سرعت توییتر در موبایلسرعت توییتر در دسکتاپبه نظر شما حرفی می‌مونه؟ توییتر؟ یکی از غول‌های فناوری؟ همچین آمار و سرعتی؟ بله میشه! میشه پرفورمنس موبایلیت 36 باشه ولی همچنان قوی باشی و قوی ادامه بدی. بررسی این آمار تناقض بزرگی تو ذهنم ایجاد کرد ولی خب آقای طالبی گفتن که این آمار برای وبسایت‌های بزرگ بی‌دلیل نیست. امیدوارم در ادامه‌ی دوره بتونم این تناقضات رو حل کنم.سرعت توییتر از نظر GTmetrixباز یه کم قابل قبول‌تر شد اما همیشه تو ذهنم بود که این غول‌های فناوری تو اکثر آمار و ارقام تو بالاترین سطحن ولی انگار اینطور نیست. شایدم این آمار اینقدر قابل اتکا نیست. واقعا نمی‌دونم.وبسایت بعدی که دوست داشتم بررسیش کنم یوتوب بود. برام سوال بود که وضعیت سرعت این وبسایت با اون حجم از ویدیو چطوریه. شما آمار یوتوب رو یه نگاه بندازین:سرعت یوتوب در موبایلسرعت یوتوب در دسکتاپسرعت یوتوب از نظر GTmetrixو من ترجیح میدم بعد از دیدن آمار یوتوب شما رو به خدای بزرگ و مهربان بسپارم :)))در پایان لازمه بگم که این مطلب در راستای انجام یکی از تکالیف جلسه‌ی سیزدهم دوره‌ی آنلاین بازاریابی دیجیتال، که توسط استاد عادل طالبی برگزار میشه، نوشته شده. ممنون که همراه من بودین.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Mar 2023 22:49:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره‌ی اپیزود سوم سریال The Last of Us</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-the-last-of-us-y2g8mpltpjja</link>
                <description>اپیزود سوم این سریال با بازیگران حاضر در تصویر از قشنگ‌ترین اپیزودهاش تا الان بودهخیلی وقت بود که خبر ساخت این سریال رو شنیده بودم. می‌دونستم که کارگردانش کرَیگ مازین همون کارگردان مینی سریال فوق‌العاده‌ی چرنوبیله. پس شک نداشتم که این سریال رو هم می‌تونه معرکه بسازه. این سریال از 15 ژانویه ریلیز شد و با همون قسمت اولش تقریبا رکوردهای IMDB رو توی امتیازگیری جابجا کرد (هر چند قسمت اول معیار امتیاز یه سریال محسوب نمیشه و حتی خود امتیاز هم معیاری برای خوش ساخت بودن و ارزشمند بودن یه فیلم یا سریال نیست، ولی با انتشار دو قسمت بعدی هم هنوز امتیاز این سریال بالاست). ایده‌ی اصلی سریال در واقع از بازی کامپیوتری که با همین نام در سال 2013 منتشر شد، گرفته شده. من با دیدن قسمت اول این سریال حقیقتا شگفت زده نشدم چون انتظاری غیر از این هم ازش نمی‌رفت و مطمئن شدم که باید دیدنش رو ادامه بدم. بازیگراش سوپراستارهای آنچنانی نیستن ولی کاری می‌کنن که شما بشدت با نقش‌ها احساس نزدیکی بکنین و واکنش‌ها و احساساتشون رو بفهمین. دو بازیگر نوجوون این سریال به اسم‌های نیکو پارکر در نقش سارا میلر و بلا رمزی در نقش الی نشون میدن که آینده‌ی سینمای آمریکا چقدر روشنه. جالبه بدونین این سریال، همین الان که دارم این مطلب رو می‌نویسم، امتیاز 9.3/10 رو تو IMDB، امتیاز %96 رو تو Rotten Tomatoes و امتیاز %84 رو تو Metacritic گرفته.من امروز تونستم اپیزود سوم این سریال با عنوان Long, Long Time رو ببینم. امیدوارم چیزی که می‌نویسم کمترین میزان اسپویل رو شامل بشه. به نظرم این اپیزود از سریال زاویه‌ی دید جدیدی رو برای من بیننده به وجود آورد و می‌تونم بگم یکی از تاثیرگذارترین و موفق‌ترین اپیزودهایی بوده که تا الان دیدم. این اپیزود تونست به خوبی به همه‌ی لایه‌های درونی ذهن و قلب بیننده نفوذ کنه و تا همین الان ذهن منو درگیر خودش کرده. چیزی که می‌خوام در مورد این اپیزود بهش اشاره کنم اینه که اگه روزی دنیا به شکلی در بیاد که تو سریال هست و من و هنگامه (شریک زندگیم) تنها مونده باشیم، بازم احساس تنهایی نمی‌کنم و هر چی در توان دارم میذارم و می‌جنگم و با همه‌ی قوا ادامه میدم. نکته‌ی قابل تامل در مورد این اپیزود، به نظرم اشاره به غیرقابل پیش بینی بودن دنیا بود. بیل پیرتر بود و می‌تونست خودشو برای مرگ زودتر از فرانک آماده کنه ولی این فرانک بود که دچار بیماری شد. تو این دنیای غیرقابل پیش بینی مهم‌ترین نکته واسه ما آماده بودن واسه هر شرایط و هر بحرانیه.کاری با لایه‌ی عمیق‌تر رابطه‌ی بیل و فرانک ندارم ولی با هم موندن و با هم رفتن این دو هم نکته‌ی جالبی تو این اپیزود بود. اونا چیزی برای از دست دادن نداشتن ولی حاضر بودن هر چیزی که دارن رو با هم شریک بشن و در نهایت هم با هم از همه چی دست بکشن. احترام به اقلیت‌ها و خواسته‌ها، نیازها و روابطشون هم نکته‌ی دیگه‌ایه که سریال تو این اپیزود براتون جا می‌ندازه.هر چی که سریال داره پیش میره، کاراکترهای جدید به زیبایی وارد قضیه میشن و نقششون رو ایفا می‌کنن و با توجه به لیست Cast این سریال، تو اپیزودهای بعدی هم باید منتظر نقش‌های اثرگذار باشیم. همچنین سریال یه موسیقی بی‌نظیر داره که اثر گوستاوو سانتااولالا که پیشنهاد من اینه حتما یه بار گوشش کنین.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 02:09:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت شبکه های اجتماعی با ابزارهای این کار دیگه سخت نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xdmfzqqnpaxq</link>
                <description>وقتی که کسب و کاری تازه شروع به کار می کنه و از روش های مختلف بازاریابی برای پروموت کردن خودش استفاده می کنه و همچنین تو شبکه های اجتماعی مختلف حضور فعال و پررنگی داره، مدیریت کردن این کارها توسط یک یا حداکثر دو نفر که آموزش دیده هستن، ممکنه چرا که تعداد مخاطبان و کاربران اون اوایل زیاد نیستش و پاسخگویی به این مخاطبان هم وقت زیادی از صاحب کسب و کار یا کارمندانش نمیگیره. نهایتا روزی با 5 الی 10 مخاطب سر و کار داشته باشن که معمولا هم سوالات کنجکاوانه ای برای آشنایی بیشتر با برند و کسب و کار دارن و جواب دادن به این دست از سوالات زیاد چالشی ایجاد نمی کنه.اما وقتی کسب و کار در حال رشد کردنه و تعداد مخاطب و کاربر داره هی بیشتر میشه، مشکلی که سریع نمود پیدا می کنه، ایگنور شدن برخی از این افراد به دلیل وقت کافی نداشتن برای پاسخگویی به موقع یا تاخیر در پاسخگویی (طوری که مخاطب هم خودش ممکنه سوال یا خواسته اش رو یادش رفته باشه :) ) و مشغله ی زیاد  برای مدیریت کردن مسائل کلان تر و دارای اولویت بیشتره. وقتی که کار به اینجا میرسه، به احتمال زیاد همین بی توجهی ها به کاربران برای صاحب کسب و کار گرون تموم میشه و ریزش قابل توجهی رو تو تعداد مخاطبانش تجربه می کنه.اینجاست که اهمیت ابزارهای مدیریت شبکه های اجتماعی برای یه کسب و کار در حال رشد از نون شب هم واجب تر میشه. بهرحال ما در دنیایی زندگی می کنیم که رشد تکنولوژی و فناوری اینقدر سریع هست که کار برای انسان نشد نداشته باشه و هر کسی باید بتونه به راحتی به خواسته هاش در این فضا برسه. اما از نظر من مهم ترین ویژگی هایی که این ابزارها باید داشته باشن موارد پایین هستن: اینکه بتونیم همزمان با هم چندتا شبکه اجتماعی رو توش مدیریت کنیم.برای یه کسب و کار کوچیک و تازه تاسیس شرایط مقرون به صرفه ای داشته باشه یا حتی دارای ولکام پکیج هایی باشه که بشه از طریق اون ها، ابزار رو تست کرد (مثلا 1 هفته رایگان).بشه راحت از طریق اون پست های زمان بندی شده گذاشت.امکان تحلیل داده و رفتار کاربر هر شبکه اجتماعی رو بصورت جداگانه داشته باشه.تقریبا میشه گفت که من همه ی ابزارهای مدیریت شبکه های اجتماعی خارجی رو بررسی کردم و حقیقتا باید بگم که خوبن و میشه کلی کار باهاشون انجام داد و البته ویژگی های بالا رو هم دارن. ابزارهایی مثلBuffer، MeetEdgar، Zoho، HootSuite، SproutSocial که از نظر من همگی دارای قابلیت های فوق العاده ای هستن. اما مشکل اصلی ما ایرانیا برای کار کردن با این ابزارها اینه که بعد از تایم رایگانی که برای تست شدنشون میدن، باید هزینه ی اشتراک پرداخت کنیم که خب ممکنه برای کسب و کارهای نوپا، همچین کاری ممکن نباشه. بنابراین بعد از مدتی کار با این ابزارها باید بیایم به سمت ابزارهای ایرانی مثل نیوزباکس و نوین هاب که واقعا هر دوشون خوبن و خدمات قابل قبولی ارائه میدن. انصافا تعرفه هاشون هم برای یه کسب و کار کوچیک قابل قبوله و میشه رفت سراغشون. مهم تر از همه ی اینا اینه که یه دیجیتال مارکتر باید به خوبی با این ابزارها آشنایی داشته باشه و بتونه با بکارگیری این ابزارها، به رشد کسب و کار کمک کنه. مزیت دیگه ای که این ابزارها دارن اینه که وقت کمتری رو از دیجیتال مارکتر میگیرن و به سرعت انجام کار هم کمک مضاعفی می کنن. با گذروندن دوره بازاریابی دیجیتال عادل طالبی، شما سوق داده میشین به سمت این ابزارها و درهای جدیدی از بازاریابی دیجیتال به روتون باز میشه.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jan 2023 01:58:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی هدف دار</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-izqyatwkbrzy</link>
                <description>از زمانی که یادمه همیشه دوست داشتم که زندگیم و کارام بر روی یه روال مشخص و طبق برنامه ریزی باشه. وقتی پنجم دبستان بودم، اولین برنامه ریزیم رو بصورت کاملا خودآموخته برای درسام انجام دادم. همون موقع تصمیم گرفتم که برای خوندن درسای مختلفم یه تایم مشخص بذارم و حتی یادمه که ساعتم رو کنارم میذاشتم و تایمرش رو روشن می کردم. این کار حس خوبی بهم می داد. بعد از اینکه به اهداف روزانه و هفتگیم می رسیدم، احساس رضایت قلبی داشتم.گذشت و گذشت تا رسیدم به زمان کنکور و با یه برنامه ریزی درست و البته سنگین، تونستم به نتیجه ای که می خواستم برسم. اعتماد به نفس خوبی داشتم و می دونستم اگه به کاری فکر کنم و براش برنامه بریزم، توش قطعا می تونم موفق باشم. شروع به خوندن زبان های مختلف کردم و با برنامه ریزی روزانه و هفتگی و تعیین ساعت مشخص، به نتایج غیرقابل باوری برای خودم رسیدم. برام واضح شده بود که دیگه نمی تونم کاری رو بی برنامه ریزی انجام بدم. برای درس خوندنم، برای ازدواجم، برای یادگیری بیشتر، برای مطالعه و... برنامه ریختم و تا حد زیادی موفق شدم.نظم و درست پیش رفتن کارا و مطابق برنامه ریزی پیش بردن اهدافم خیلی برام مهم بوده و هست. از زمانی که یادم میاد، خیلی مفید از اینترنت و شبکه های اجتماعی استفاده کردم. همیشه سعی کردم در این فضا چیز جدیدی یاد بگیرم و به محض اینکه دیدم دیگه یه جایی یه چیزی تو این فضا کمکم نمی کنه گذاشتمش کنار و یه راه دیگه رو شروع کردم. همین الان که دارم این مطلب رو می نویسم اینستاگرامم، توییترم و واتساپم رو 3 روزه چک نکردم و تلگرامم رو هم برای کارم به مدت خیلی کمی چک کردم. البته که اینا پیج و اکانت های شخصیمه و هر چی بیشتر پیش میرم، در زمینه کاری و بیزینسی، باید فعالیتم رو تو این ابزارها بیشتر کنم.همین الان که دارم این مطلب رو می نویسم یه تایمر روی سیستم نصب کردم که میزان ساعت کار روزانه رو برام ثبت می کنه و خاطرات زمان دبستانم برام تداعی میشه. هر روز مشغول یادگیری طراحی گرافیک از اینورس دوست داشتنی، بازاریابی دیجیتال با دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال عادل طالبی عزیز و وردپرس با مهدی جبین پور و ابزار وردپرس، هستم. در کنار اینا دارم تو سایت فوق العاده متمم با آقای شعبانعلی چیزها یاد میگیرم، کلاس های زبانم رو بصورت آنلاین برگزار می کنم، کتاب در زمینه های مختلف می خونم و مشغول طراحی وبسایت خودم هستم. پیش بردن همه ی این موارد روزی 6 تا 7 ساعت از وقت من رو به شکل فیکس پر می کنه و من بی نهایت از این مسئله خوشحالم. می دونم که در آخر می تونم چیز خوبی از آب در بیارم. تو این روزا که شاید حال هیچکی خوب نیس و همه درگیری های فکری و ذهنی زیادی دارن، حال منم به طبع خوب نیست اما این هدف دار بودن، نظم داشتن و برنامه ریزی کردن احساس خوبی به من میده و به نظرم می تونه چراغ راه آینده ای باشه که هیچکدوممون ازش خبر نداریم و به بهتر بودنش امیدواریم.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 16:03:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی شد که در طول 1 سال اینقدر تغییر کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamidzamaniy/%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84-1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-dq113fjbzdrc</link>
                <description>راستش تا 1 سال پیش اصلا فکرشو نمیکردم اصلا در جایگاهی باشم که الان هستم. سطح دغدغه هام با الان خیلی متفاوت بود. به نوعی شاید گونه ای از پوچی رو تجربه می کردم و به چیزی به اسم هدف فکر نمی کردم. گذران اوقاتم بر اساس اتفاقات روزمره بود و سرگرمی های من هم شده بودن دیدن فوتبال، خوندن زبان، کتاب خوندن و گشتن تو شبکه های اجتماعی. خسته شده بودم از این اوضاع اما راهکاری برای برون رفت از این شرایط به نظرم نمی رسید. بالاخره در همین حوالی بود که با همسرم آشنا شدم، کجا؟ به چه صورتی؟ توی توییتر و بصورت کاملا مجازی. من کجا بودم؟ سنندج. همسرم کجا بود؟ مشهد. یعنی در نگاه اول فقط باید نقشه ی ایران رو تا می زدیم تا سنندج و مشهد رو هم قرار می گرفتن و ما به هم می رسیدیم.خودم رو توی شرایط جدیدی می دیدم. من نمی خواستم وارد رابطه با کسی بشم و مطلقا هم به ازدواج فکر نمی کردم اما دیدم که وسط شرایطی قرار دارم که بهتر از این وقت نمیشه به یکی از مهم ترین تصمیمات زندگیم فکر کنم. هر چی بیشتر پیش رفتیم دیدم که همخونی زیادی با هم داریم و جهت های فکریمون در یک راستاست. سخت بود تصمیم به ازدواج گرفتن از راه دور، بدون شناخت و با تکیه بر آشنایی در فضای مجازی. اما به طرز معجزه آسایی همه چی داشت خوب پیش می رفت و روز به روز تصمیممون قطعی تر می شد و روی هدفمون مصمم تر از همیشه وایساده بودیم. بالاخره بعد از پیدا کردن شناخت کافی و چندین جلسه دیدار، تصمیم قطعی شد و ما در 18 آذر 1400 رسما یکی شدیم.اهدافمون اوایل ازدواج شاید شکل درستی نداشت و داشتیم سبک سنگین می کردیم شرایط رو تا ببینیم بالاخره چه راهی پیدا کنیم تا قدم در راه پیشرفت دو نفره بذاریم. چراغ اول رو همسرم با شرکت در کلاس های UX/UI روشن کرد و با انگیزه ی فراوان تصمیم گرفت بر خلاف رشته ی دانشگاهیش که مهندسی کامپیوتر بود، وارد حیطه ی طراحی رابط / تجربه کاربری بشه. هر روز علاقه و ذوقشو برای پیشرفت در این زمینه می دیدم. در اواسط کلاس هاش تونست شغلی برای خودش در مشهد دست و پا کنه که اتفاق خیلی بزرگی برای کسی بود که تجربه ای در این فیلد نداشت و هنوز کلاس هاشو تموم نکرده بود. تصمیم ما این بود که در مشهد زندگی کنیم. چون من دبیر زبان بودم و محل تدریسم هم شهر بیجار از شهرستان های استان کردستان بود، چراغ دوم رو باید با گرفتن انتقالی به مشهد من روشن می کردم. با تحمل سختی های فراوان و استرس های شبانه روزی بالاخره انتقالیم به مشهد درست شد و من رسما محل زندگیم به مشهد تغییر پیدا کرد.چراغ سوم اما با فکر کردن من به هدف های دیگه در کنار تدریس زبان روشن شد. آشنایی با مدرسه اینورس و کشف علاقه ی درونی خودم به رشته ی گرافیک. با شناخت بیشتر از خودم متوجه شدم که من خیلی وقته به گرافیک علاقه دارم اما شاید هیچوقت فرصتش نشده که وارد این فیلد بشم. تو کلاس های طراحی گرافیک در مدرسه اینورس شرکت کردم و استارت زدم و دیدم که چقدر انگیزه براش دارم و چقدر همه چی خوبه. در کنار این رشته با بازاریابی دیجیتال آشنا شدم و با تحقیق فراوان به دوره ی آنلاین بازاریابی دیجیتال عادل طالبی رسیدم و ثبت نام کردم. همه چی از اون زمان که این تصمیمات رو گرفتم داره خوب و با سرعت پیش میره. هدفم در نهایت ترکیب کردن زبان انگلیسی، طراحی گرافیک و بازاریابی دیجیتاله که با ایده هایی که تو سرم هست مطمئنم می تونم با همراهی همسرم نتایج فوق العاده ای بگیرم و پله های طرقی رو به سرعت طی کنم.</description>
                <category>حمید زمانی</category>
                <author>حمید زمانی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Jan 2023 17:53:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>