<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یاسر حمزه‌لوی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hamzeloy</link>
        <description>علاقمند به خواندن، نوشتن، وب، دیجیتال مارکتینگ، تکنولوژی و زندگی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:23:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11761/avatar/8w7ORT.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یاسر حمزه‌لوی</title>
            <link>https://virgool.io/@hamzeloy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کجا باید از سپر انداخت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hamzeloy/%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-d4wvqrhnwcng</link>
                <description>من خسته ام. من کلا آدم ریسک کردن نیستم. نه فقط در مسائل مالی. به طور کلی در همه مسائل آدم محافظه کاری هستم. حقیقت اینکه از این محافظه کاری هم در اکثر اوقات ناراحت نبودم. همین محافظه کاری باعث شده دوستان کمی داشته باشم؛ درآمد کمی داشته باشم؛ تجارب کمی داشته باشم و... اما همین دوستی ها بسیار ماندگار بوده؛ درآمدم با برکت بوده و با آن خوشحالم؛ تجربه هایی عمیق داشه ام و...اما این روزها همه چیز در حال ایجاد فشار برای ریسک پذیرتر شدن است. برای به دست آوردن بیشتر، موفقیت های ظاهری بیشتر و... رو به راه شدنی که انگار فقط ظاهرش مهم است. دیگران از بیرون ببینند و بگویند: آفرین شما چقدر موفق هستید. آفرین که انقدر تلاش می کنید. آفرین که همیشه برنده اید. اما این تویی که با تمام زخم های عمیق تنت، مثل قهرمان ها ایستادی و لبخند مصنوعی تحویل می دهی. تویی که می دانی برای به دست آوردن این مقبولیت اجتماعی، این درآمد مالی و این متاع نازل، چه سختی هایی کشیده ای. سختی هایی که معتقدم اکثر اوقات، تحملشان به آنچه به دست می آوریم نمی ارزد.من خسته ام. می دانم که خیلی از خواسته ها با تلاش و سختی بسیار، با ریسک پذیری بالا و هزار کار به اجبار دیگر دست یافتنی است. بسیاری از آنها را هم به همین شیوه ها به دست آورده ام؛ اما دیگر مطمئن نیستم که رسیدن به اینها، به همه رنج بیرزد.گاهی شاید نشستن و تماشای این دنیا مثل یک فیلم جذاب، لذت بخش تر باشد؛ تا وارد گود شدن و جنگیدن! به خصوص وقتی نقش تو سیاهی لشکر باشد؛ و نخواهی برای ترفیع گرفتن خون بی گناهی را بریزی!</description>
                <category>یاسر حمزه‌لوی</category>
                <author>یاسر حمزه‌لوی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Jan 2020 16:12:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن، عدالت، ثروت</title>
                <link>https://virgool.io/@hamzeloy/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-qmvimoacld1z</link>
                <description>وقتی عصبی هستم باید بنویسم. وقتی نمی‌دانم از کجا شروع کنم باید بنویسم. وقتی دلتنگم باید بنویسم. نوشتن مانند دارویی است که از پس کلمات در وجودم جاری می‌شود؛ و کم‌کم آرام می‌گیرم. کم‌کم متوجه می‌شوم قدم بعدی را چگونه باید بردارم. کم‌کم هضم می‌کنم که چگونه با نبودن‌ها کنار بیایم. اما نوشتن هم مانند مخدری به مرور اثرش کمتر و کمتر می‌شود؛ و هر روز مجبور می‌شوی بیشتر و بیشتر بنویسی تا کمی التیام پیدا کنی.مثلا امروز به معنای واژه عدالت فکر می‌کنم. انسان‌های زیادی روی زمین کوشیده‌اند که عدالت را میان آدمیان جاری کنند. حق برابری، میان فقیر و غنی، زن و مرد، سیاه و سفید، توانگر و ناتوان و... اما به‌نظر می‌رسد هر روز که می‌گذرد عدالت کم‌رنگ‌تر از دیروز می‌شود. گاهی فکر می‌کنم در عمل عدالتی وجود ندارد؛ و تنها گاهی بنابر به‌هم ریختن نظم بی‌عدالتی موجود در جهان، کسی در گوشه‌ای از جهان کمی احساس عدالت می‌کند.امروز از عدالت نوشتم؛ چون به تقسیم سلامتی، ثروت و لذت در جهان فکر کردم. آیا آنکه بیشتر کوشیده، بیشتر به دست آورده است؟ آنکه بیشتر دویده، زودتر رسیده است؟ آنکه شایسته‌تر بوده، در جایگاه بهتری قرار گرفته است؟ شاید متر و معیار دقیقی برای سنجش نداشته باشم؛ اما تجربه زیست شخصی من می‌گوید چنین نیست.گاهی تصور می‌کنم موفقیت را آنقدر پیچیده یافته‌ام؛ که برای رسیدن به آنها تنها مسیرهای پیچیده را آزموده‌ام.شاید این خستگی از همین کاشت‌های زیاد و برداشت‌های کم نتیجه گرفته است.</description>
                <category>یاسر حمزه‌لوی</category>
                <author>یاسر حمزه‌لوی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2019 12:33:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله پشتی سال 97 و آنچه از آن باقی می‌ماند</title>
                <link>https://virgool.io/@hamzeloy/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-97-%D9%88-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF-tssilrsdzkvd</link>
                <description>تقریبا نصف روز از سال شلوغ، عجول و آلوده سال 97 باقی مانده است. ابراهیم منصفی گوش می‌دهم و این کلمات را به عنوان اولین نوشته در ویرگول جاری می‌کنم. https://soundcloud.com/mana-s/bodo-pishom سالی که گذشت برای من سال امیدهای بزرگ، غم‌های بزرگ‌تر، شلوغی بیش از و گاهی خستگی بود. خستگی از دویدن و شاید آنقدر که باید نرسیدن. نرسیدن به آنچه در روزهای ابتدایی سال بیش از همیشه در دسترس می‌نمود؛ و هرچه سال 97 پیرتر شد؛ آرزوهای ما نیز دست‌نیافتنی‌تر شدند. شاید در نوشته‌های بعد درباره این آرزوها، تجربه‌های کسب شده و... بیشتر نوشتم؛ اما نتیجه این سال برای من آرام گرفتن بیشتر بود. اینکه بتوانم حداقلی‌ترین اهدافم را در آرامش و به‌دور از رنج و سختی به دست آورم. اینکه آنقدر نجنگم که اگر شکست خوردم، تحملش از قاعده توانم خارج باشد. تصمیم گرفتم بیشتر روی خودم تمرکز کنم و برای داشته‌های ارزشمندم اهمیت بیشتری قائل شوم.البته اینها به معنای تلاش نکردن نیست. بیشتر می‌خواهم تلاش را به قاعده کنم. راستش تمام تلاشم را خواهم کرد که در سر بالایی سال 98 (که می‌گویند ظاهرا سال سخت‌تری خواهد بود.) به نفس نفس زدن نیوفتم. سال 97 را همه دویدم؛ اما شکست‌های بزرگ، تجارب بزرگ، موفقیت های متوالی اما کوچک و خستگی تنها درآمدم از این سال بود.سال پیش رو را برای خودم سال سعی، صبوری و سلامتی گذاشته‌ام. می‌خواهم سعی کنم برای رشد شخصی بیشتر خودم. احتمالا روی دو یا سه مهارت کوچک تمرکز کنم؛ و بکوشم چیزی به دست آوردم که هیچ وضعیتی بیرونی نتواند آن را از من بگیرد.همچنین می‌خواهم به همه چیز صبورانه‌تر نگاه کنم. کم از دویدن دست بکشم و آهسته و پیوسته‌تر حرکت کنم. می‌خواهم به دنبال پیروزی‌های کوچک‌تر باشم. می‌خواهم خودم را به پیروزی‌های کوچک‌تر اما مطمئن‌تر راضی کنم.در نهایت می‌خواهم بیشتر به سلامتی‌ام اهمیت بدهم. در سال‌های سخت، احتمالا سلامت و طراوت جسم می‌تواند بسیاری از مسائل را تحمل‌پذیرتر کند. احتمالا برای بررسی وضعیت سلامتم به چند پزشک متخصص مراجعه کنم؛ و برنامه سبکی برای فعالیت بدنی تدارک ببینم.در آخر می‌کوشم در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی، در کنار همچنان شنونده بودن، کمی گوینده باشم.</description>
                <category>یاسر حمزه‌لوی</category>
                <author>یاسر حمزه‌لوی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2019 11:56:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>