<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hanienegari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hanienegari74</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:06:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>hanienegari</title>
            <link>https://virgool.io/@hanienegari74</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اول ماجرا</title>
                <link>https://virgool.io/@hanienegari74/%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-f1qd2inv0y8x</link>
                <description>ساعت حدود 2:50 دقیقه نیمه شب بود. کم کم کنترل اوضاع برام سخت شده بود مثل یک ناظر به اطرافم نظارت می‌کردم تا حداقل بتونم به یک ناجی چنگ بزنم.صدای ضربان قلبم که می‌خواست بگه همه‌چی داره تموم میشه و دندونای قفل شده ام باهم رقابت می‌کردند.اطرافیان صدام می‌زدند حالت خوبه؟ داری چکار میکنی؟خیلی محو در حد چند کلمه میشنیدم انگار همه‌چی واقعا داشت تموم میشد.نمیدوستم اسمش رو بزارم حادثه یا بدشانسی!دلم می‌خواست با یک چشم به هم زدن دوباره برگردم به یکساعت پیش و مثل قبل کنترل اوضاع رو دست بگیرم.وقتی پلک هامو باز کردم خودمو توی بغل خواهرم دیدم در حالیکه کنار گوشم زمزمه می‌کرد آروم باش چیزی نیست،درستش می‌کنیم.اشک‌های قلمبه ای که از روی گونه‎‌هام مثل خودم وقتی که واقعیت رو فهمیدم ،یکی یکی پرت میشدند پایین.از گودال سیاه و بزرگ اضطراب سقوط کردم و رسیدم به بی حسی!یک مرده متحرک بدون هیچ احساسی به اطراف،نگاه می‌کردم و زیر لب میگفتم همه چی تموم شدولی میدونستم که این اول ماجرای من بود.</description>
                <category>hanienegari</category>
                <author>hanienegari</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2024 19:47:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعلق</title>
                <link>https://virgool.io/@hanienegari74/%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-tqrwf6ajhg0y</link>
                <description>تعلق مفهومی است که در عمق وجود انسان‌ها ریشه دارد و به‌طور خاص به نیاز بنیادی فرد برای پیوند و ارتباط با دیگران اشاره دارد. این احساس می‌تواند به خانواده، دوستان، مکان‌ها یا حتی به یک ایده یا هدف خاص تعلق داشته باشد. در واقع، تعلق به معنای آن است که ما بخشی از چیزی بزرگ‌تر از خودمان هستیم و از این طریق معنا و هدف را در زندگی‌امان پیدا می‌کنیم.نیاز به تعلق:نیاز ما به تعلق منطقی نیست، ولی موضوع ثابتی است که بین همه‌ی افراد در همه‌ی فرهنگ‌ها وجود دارد. احساسی است که وقتی افراد دور و برمان ارزش‌ها و باورهای‌مان را به اشتراک می‌گذارند، دریافت می‌کنیم. وقتی احساس تعلق می‌کنیم احساس ارتباط و امنیت می‌کنیم. ما انسان‌ها به این احساس تمایل داشته و به دنبالش می‌گردیم. بعضی وقت‌ها احساس تعلق‌مان بسته به موقعیت است. با همه‌ی افراد شهرمان دوست نیستیم، ولی وقتی به سایر شهرهای استان‌تان سفر می‌کنید، ممکن است یک نفر از شهرتان را ببینید و فورا با او ارتباط برقرار کنید. با همه‌ی افراد استان محل زندگیمان دوست نیستیم، ولی وقتی داخل کشورتان مسافرت می‌کنید، در هنگام ملاقات با کسی که از استان محل زندگی‌تان است احساس می‌کنید با او ارتباط خاصی دارید. به خارج از کشور می‌روید و با سایر هموطنانی که میبینید فوراً ارتباط برقرار می‌کنید. یادم می‌آید سفری به استرالیا داشتم. یک روز در اتوبوسی بودم و لهجه‌ی آمریکایی به گوشم خورد. برگشتم و بین ما گفت وگویی شکل گرفت. فورا احساس کردم با آنها ارتباط دارم، میتوانستیم با یک زبان صحبت کنیم، اصطلاحات مشابه را متوجه شویم. به عنوان یک غریبه در شهری غریب، برای همان لحظه‌ی کوتاه احساس تعلق کردم و به همین خاطر، به آن غریبه‌های درون اتوبوس بیشتر از سایر مسافرها اعتماد کردم. در واقع، بعدا با هم وقت گذراندیم. مهم نیست به کجا می‌رویم، به کسانی اعتماد می‌کنیم که می‌توانیم با آنها ارزش‌ها و باورهای مشترکی داشته باشیم.اشتیاقمان برای احساس تعلق آنقدر قدرتمند است که به دورترین نقاط می‌رویم، کارهای غیرمنطقی انجام می‌دهیم و اغلب پول خرج می‌کنیم تا آن احساس را به دست بیاوریم.نیاز طبیعیمان به تعلق ما را در کشف چیزهایی که به ما تعلق ندارند یاری میکند. این احساسی است که دریافت می‌کنیم. چیزی عمیق در درون ما، چیزی که نمی‌توانیم بیانش کنیم، اجازه می‌دهد احساس کنیم چطور بعضی چیزها مناسب‌اند و بعضی چیزها نه.یافتن تعلق از طریق طبیعت:یافتن تعلق از طبیعت، تجربه‌ای عمیق و آرامش‌بخش است که به ما یادآوری می‌کند از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم. طبیعت با تمام زیبایی‌ها و پیچیدگی‌هایش، همواره می‌تواند منبعی از احساس تعلق، آرامش و ارتباط عمیق باشد. این پیوند با طبیعت، حس عمیق‌تری از جایگاه خود در جهان و معنای زندگی به ما می‌دهد.۱. بازگشت به ریشه‌ها:طبیعت به‌عنوان یک معلم بزرگ، ما را به ریشه‌های اصیل‌مان بازمی‌گرداند. در میان درختان کهنسال، بر روی تپه‌های سبز، و در کنار رودخانه‌های آرام، احساس می‌کنیم که به چیزی بزرگ‌تر و پایدارتر از خودمان متصل هستیم. این اتصال به طبیعت، ما را به یاد آن می‌اندازد که بخشی از یک اکوسیستم بزرگ‌تر هستیم و از این طریق، هویت و معنای زندگی‌امان را بهتر درک می‌کنیم.۲. آرامش و بازسازی:طبیعت با آرامش خود، به ما فرصتی برای بازسازی و تجدید قوا می‌دهد. هنگامی که در دل یک جنگل سبز یا کنار سواحل آرام دریا قرار می‌گیریم، استرس‌های روزمره به آرامی فروکش می‌کنند و احساس آرامش عمیق‌تری به ما دست می‌دهد. این تجربه، به ما کمک می‌کند تا دوباره به خودمان متصل شویم و به آرامش درونی دست یابیم.۳. درس‌های طبیعت:طبیعت با قوانین و نظم خود، درس‌های زیادی به ما می‌آموزد. از چرخه‌های فصول گرفته تا روند رشد و تغییر در گیاهان و حیوانات، طبیعت به ما نشان می‌دهد که زندگی همیشه در حال تغییر و تحول است و این تغییرات، بخشی از نظم بزرگ‌تر هستند. این آگاهی به ما کمک می‌کند تا با تغییرات زندگی به‌طور بهتری کنار بیاییم و به‌عنوان بخشی از این نظم بزرگ، احساس تعلق کنیم.۴. پیوند با جهانی بزرگ‌تر:قرار گرفتن در دل طبیعت، به ما یادآوری می‌کند که ما تنها موجودات زنده نیستیم و در یک جهان وسیع و پیچیده قرار داریم. در نگاه به آسمان پرستاره یا دیدن افق‌های دوردست، احساس می‌کنیم که بخشی از یک کل بزرگ‌تر هستیم. این پیوند با جهانی وسیع‌تر، به ما احساس تعلق به چیزی بزرگ‌تر از خودمان را القا می‌کند.۵. تجربه‌های مشترک:طبیعت، زمینه‌ای عالی برای تجربه‌های مشترک و ایجاد پیوندهای انسانی است. پیاده‌روی در کوهستان‌ها، کمپینگ در دل جنگل‌ها، یا صرف وقت در باغ‌ها، فرصتی برای به اشتراک گذاشتن لحظات خاص با دیگران فراهم می‌آورد. این تجربه‌های مشترک، احساس تعلق به یک گروه یا جامعه را تقویت می‌کند و پیوندهای عمیق‌تری ایجاد می‌کند.در نهایت، یافتن تعلق از طبیعت، به ما کمک می‌کند تا از شلوغی و دغدغه‌های روزمره دور شویم و دوباره با جنبه‌های اصیل و بنیادی وجود خود ارتباط برقرار کنیم. این پیوند با طبیعت، احساس آرامش، هویت و معنای عمیق‌تری را به ما هدیه می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که ما جزئی از یک کل بزرگ‌تر و زیبا هستیم.در نهایت، احساس تعلق، همچون نوری در تاریکی، ما را هدایت می‌کند و به زندگی‌امان رنگ و عمق می‌بخشد. این احساس، به ما یادآوری می‌کند که در جهانی بزرگ و پیچیده، جایی برای خود داریم و این پیوندها به‌عنوان منابعی از قدرت، آرامش و معنا در زندگی‌امان عمل می‌کنند.پ.ن:بخشی از نوشته‌های این متن مربوط به کتاب باچرا شروع کنید از سایمون سینک می‌باشد.</description>
                <category>hanienegari</category>
                <author>hanienegari</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2024 20:50:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رژیم فستینگ:</title>
                <link>https://virgool.io/@hanienegari74/%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-r98oomkbit7j</link>
                <description>رژیم فستینگ (Intermittent Fasting) یکی از روش‌های محبوب برای کاهش وزن و بهبود سلامتی است که در آن به‌جای تمرکز بر نوع غذاهایی که مصرف می‌کنید، به زمان‌های خوردن و نخوردن غذا توجه می‌شود. یکی از روش های محبوب رژیم فستینگ روش 16/8 می‌باشد که در ادامه به آن می‌پردازیم.فواید رژیم فستینگ:از فواید رژیم فستینگ میتوانیم به پایین آوردن متابولیسم اشاره کنیم.در افزایش وزن تنها فایده فستینگ شوک وارد کردن به بدن و نرساندن پروتئین،کربوهیدرات و چربی در 16 ساعت که باعث می‌شود جذب بدن را نسبت به این مواد غذایی بالا ببرید.در طول 16 ساعت ناشتا، شما مجاز به نوشیدن مایعات بدون کالری مانند آب، چای بدون شکر یا قهوه سیاه هستید.تفاوت فستینگ و روزه‌داری:از تفاوت‌های مهم فستینگ با رژیم روزه‌داری به اهمیت کالری دریافتی و انتخاب نوع مواد غذایی در 8 ساعت میتوانیم اشاره کنیم. تا بالانس کالری مثبت نشود.رژیم فستینگ به خودی خود باعث افزایش وزن نمی‌شود اما چون میزان کالری دریافتی را به‌شدت پایین می‌آورد ممکن است باعث عضله سوزی شود. و اگر مثل روزه‌داری 30 روز در ماه انجام شود عضله سوزی قطعا اتفاق می‌افتد و فقط برای کاهش وزن در مواقعی کاربرد دارد که یک تا دو روز در هفته گرفته شود.زمان مناسب فستینگ:در رژیم 16/8 فستینگ اینکه 16 ساعت و 8 ساعت را کی تعیین می‌کنید منعطف با برنامه ریزی خودتان است و مثل رژیم روزه داری لازم نیست زمان افطار و سحر باشد. اما پیشنهاد می‌شود که نصف 16 ساعت را خواب باشید.تمرین رژیم فستینگ:اگر هدف تمرین کاهش وزن است، زمان تمرین در 16 ساعت فست شما مناسب نیست زیرا انرژی کافی نخواهید داشت. بهترین زمان برای تمرین 2ساعت بعد از وعده اول یا افطار است. چرا؟زیرا از لحظه میل کردن تا تبدیل مواد غذایی به انرژی زمان زیادی صرف می‌شود. اگر بلافاصله بعد از افطار تمرین کنید قندخون ورزشکار خواهد افتاد.اگر هدف تمرین افزایش وزن است، رژیم فستینگ یا روزه‌داری برای شما همراه با عضله سوزی خواهد بود و شما در این موقعیت باید عضله سوزی را به حداقل ممکن برسانید، پس دیگر عملی تحت عنوان تخلیه و تخریب عضله با هدف پیشرفت وجود ندارد. پیشنهاد می‌شود وزنه‌هایی که جابجا می‌کنید بین(70-50) درصد توان شما باشد.</description>
                <category>hanienegari</category>
                <author>hanienegari</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2024 22:39:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رژیم فستینگ:</title>
                <link>https://virgool.io/@hanienegari74/%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-nzsdutz8y69v</link>
                <description>رژیم فستینگ (Intermittent Fasting) یکی از روش‌های محبوب برای کاهش وزن و بهبود سلامتی است که در آن به‌جای تمرکز بر نوع غذاهایی که مصرف می‌کنید، به زمان‌های خوردن و نخوردن غذا توجه می‌شود. یکی از روش های محبوب رژیم فستینگ روش 16/8 می‌باشد که در ادامه به آن می‌پردازیم.فواید رژیم فستینگ:از فواید رژیم فستینگ میتوانیم به پایین آوردن متابولیسم اشاره کنیم.در افزایش وزن تنها فایده فستینگ شوک وارد کردن به بدن و نرساندن پروتئین،کربوهیدرات و چربی در 16 ساعت که باعث می‌شود جذب بدن را نسبت به این مواد غذایی بالا ببرید.در طول 16 ساعت ناشتا، شما مجاز به نوشیدن مایعات بدون کالری مانند آب، چای بدون شکر یا قهوه سیاه هستید.تفاوت فستینگ و روزه‌داری:از تفاوت‌های مهم فستینگ با رژیم روزه‌داری به اهمیت کالری دریافتی و انتخاب نوع مواد غذایی در 8 ساعت میتوانیم اشاره کنیم. تا بالانس کالری مثبت نشود.رژیم فستینگ به خودی خود باعث افزایش وزن نمی‌شود اما چون میزان کالری دریافتی را به‌شدت پایین می‌آورد ممکن است باعث عضله سوزی شود. و اگر مثل روزه‌داری 30 روز در ماه انجام شود عضله سوزی قطعا اتفاق می‌افتد و فقط برای کاهش وزن در مواقعی کاربرد دارد که یک تا دو روز در هفته گرفته شود.زمان مناسب فستینگ:در رژیم 16/8 فستینگ اینکه 16 ساعت و 8 ساعت را کی تعیین می‌کنید منعطف با برنامه ریزی خودتان است و مثل رژیم روزه داری لازم نیست زمان افطار و سحر باشد. اما پیشنهاد می‌شود که نصف 16 ساعت را خواب باشید.تمرین رژیم فستینگ:اگر هدف تمرین کاهش وزن است، زمان تمرین در 16 ساعت فست شما مناسب نیست زیرا انرژی کافی نخواهید داشت. بهترین زمان برای تمرین 2ساعت بعد از وعده اول یا افطار است. چرا؟زیرا از لحظه میل کردن تا تبدیل مواد غذایی به انرژی زمان زیادی صرف می‌شود. اگر بلافاصله بعد از افطار تمرین کنید قندخون ورزشکار خواهد افتاد.اگر هدف تمرین افزایش وزن است، رژیم فستینگ یا روزه‌داری برای شما همراه با عضله سوزی خواهد بود و شما در این موقعیت باید عضله سوزی را به حداقل ممکن برسانید، پس دیگر عملی تحت عنوان تخلیه و تخریب عضله با هدف پیشرفت وجود ندارد. پیشنهاد می‌شود وزنه‌هایی که جابجا می‌کنید بین(70-50) درصد توان شما باشد.</description>
                <category>hanienegari</category>
                <author>hanienegari</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2024 22:04:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>