<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های hasanazarnia47</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hasanazarnia</link>
        <description>دوازدهم آذر روز جهانی معلولین است. من در دوازدهم آذر 1383 بر اثر حادثه رانندگی از ناحیه گردن دچار آسیب نخاعی شدید شدم و از آن زمان تا کنون از گردن به پایین توان حرکت ندارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 06:30:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/226499/avatar/OP9wMA.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>hasanazarnia47</title>
            <link>https://virgool.io/@hasanazarnia</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تاریخچه استقلال 2</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-2-ecmvvrnlua11</link>
                <description>گردآورنده: دل آبی پیشکسوت جناب آقای آسمانی - بخش دوم: لیست بازیکنان از ابتدا تا سال 1387بازیکنان و مربیان باشگاه   استقلال از آغاز تا سال 1387گردآورنده: دل آبی پیشکسوت جناب آقای آسمانیدر ابتدا نام این باشگاه دوچرخه سواران بود.اسامی بازیکنان   دوچرخه سواران در دهه 20مرحوم علی دانایی فرد، امیر افشار، نادر افشار، مسعود خسروپناه، عارف قلیزاده،   ناصر ملکی، آشوت آوادیان، حسن کردستانی، ژرژ مارکاریان، محمدرضا حاتم، امیر خلیلی،   بیوک جدیکار، فریدون مهدیون، محمود بیاتی، خسرو هورشید، فتح اله مین باشیان،   کوتانچیان، حراج چی، پیرو، کارلو، شوقی، مسرورچیان، جاویدان، مشوقی، جلالی، صمدیان،   منصور، پرویز عمواوغلی، نوری، تفرشی، حریرچی، باباجانسرمربی: مرحوم علی دانایی فردکاپیتانها: جاویدان- محمدرضا حاتماسامی بازیکنان   تاج در دهه 30مرحوم علی دانایی فرد، ایرج حاتم، کارلو،عارف قلیزاده، محمود بیاتی، بیوک جدیکار،   پرویز کوزه کنانی، اونیک کاراپتیان، رضایی، امینی، براوند، مرحوم سیادت، واهان سیمونیان،   ژرژ مارکاریان، نادر افشار، حاج مختار، حسین مقیمی، مهدی صفری، حسین سرودی، محمد   ساوجی، اصغر جدیکار، استواری، منوچهر تیورچی، رضا قلی زاده، رضا زمینی، حسن بیگی،   هدایت پیوند، محمد رنجبر، داود ارغوانی، کامبیز جمالی، لئون، گارنیک مهرابیان،   وانیک قازاریان، محمد نجاری، کرم نیرلو، بهمن نوروزی، احمد بیاتی، حسن حبیبی، فریبرز   اسماعیلی، پرویز ابوطالباسامی بازیکنان   تاج در دهه 40ناصر حجازی، مهدی کشاورز، پرویز قلیج خانی، علی جباری، حسین فرزامی، جلال   طالبی، کارو حق وردیان، اکبر کارگر جم، جواد قراب، مهدی حاج محمد، منصور پورحیدری،   نصراله عبدالهی، علیرضا حاج قاسم، پرویز کوزه کنانی، نادر افشار، بیوک جدیکار،   محمود بیاتی، محمد رنجبر، حسن حبیبی، حشمت مهاجرانی، منوچهر حبیبی، داوید خانیان،   هارطونیان، فریدون عسگرزاده، گودرز حبیبی، محمدرضا عادلخانی، صباغ، رحیمی، امیر   راباشی، تونیک، اسماعیلی، منوچهر تیورچی، کرم نیرلو، کمایی، مرتضی شرکا، حسن   ابراهیمی، وارطانیان، علی استادعلی، کامبیز جمالی، نیکپور، کاردان، منشی زاده، ایرج   سودآور، اکبر افتخاری، غلامحسین مظلومی، مسعود معینی، عباس مژدهی، عزت جانملکی ،   فرهنگ بادکوبه، حمید لواسانی، حیاتی، جابری زادهاسامی بازیکنان   تاج در سال 1350فرامرز ظلی، فرهنگ بادکوبه ،حمید لواسانی، منصور پورحیدری، پرویز قلیچ خانی،   علیرضا حاج قاسم، گودرز حبیبی، علی رحمانی، حمید سه برادران، مجید مشتری، اکبر   کارگر جم، احمد منشی زاده، علی جباری، احمد طاهری، عزت جانملکی، حسین فرزامی،   نصراله عبداللهی، جلال طالبی، کارو حق وردیان، مسعود معینی، عباس مژدهی، جواد   قراب، جواد اله وردی، مهدی حاج محمد، غلامحسین مظلومیاسامی بازیکنان   تاج در سال 1351ناصر حجازی، فرامرز ظلی، حمید سه برادران، پرویز قلیچ خانی، گودرز حبیبی،   عزت جانملکی، اکبر کارگر جم، منصور پورحیدری، حمید لواسانی، کارو حق وردیان،   مجید مشتری، مسعود امینی، جلال طالبی، مهدی حاج محمد، علیرضا حاج قاسم، نصراله   عبدالهی، جواد قراب، علی جباری، جواد اله وردی، عباس مژدهی، غلامحسین مظلومی، حسین   فرزامی، احمد منشی زاده، مسعود مژدهیسرمربی: زدراوکور رایکوفاسامی بازیکنان تاج در سال 1352ناصر حجازی، کارو حق وردیان، جواد قراب، اکبر کارگر جم، مسعود معینی، سه   براداران، منصور پورحیدری، مهرداد زمانزاده، حسن روشن، عباس نوین روزگار، گیوه چی،   عزت جانملکی، سعید باغوردانی، آندرانیک اسکندریان، نصراله عبدالهی، رحمانی، هادی   نراقی، مسعود مژدهی، پرویز مظلومی، حسن نگارش، علی جباری، محمدرضا عادلخانی،   خاکسار تهرانی، غلامحسین مظلومی، حسین کردستانی، منصور رشیدیسرمربی: زدراوکو رایکوفاسامی بازیکنان   تاج در سال 1353ناصر حجازی، منصور رشیدی، حجت اله خاکسار تهرانی، منصور پورحیدری، حسین   کردستانی، عزت جانملکی، اکبر کارگر جم، نصراله عبدالهی، جعفر نگارش، سعید   باغوردانی، مائیس میناسیان، عباس نوین روزگار، مهرداد زمان زاده، کارو حق وردیان،   آندرانیک اسکندریان، علی جباری، مسعود مژدهی، محمد رضا عادلخانی، جواد قراب، حسن   روشن، هادی نراقی، غلامحسنی مظلومیسرمربی: زدراوکو رایکوفاسامی بازیکنان   تاج در سال 1354ناصر حجازی، منصور رشیدی، سعید باغوردانی، منصور پورحیدری، عباس نوین   روزگار، آندرانیک اسکندریان، علی جباری، حسن ابراهیمی، کارو حق وردیان، هادی   نراقی، پرویز مظلومی، غلامحسین مظلومی، مسعود مژدهی، مصطفی مسلمی، جهانگیری کوثری،   اکبر کارگر جم، جعفر نگارش، سعید مراغه چیان، حسن روشن، جواد قرابسرمربی: زدراوکو رایکوفاسامی بازیکنان   تاج در سال 1355منصور رشیدی، عزت جانملکی، جواد قراب، کارو حق وردیان، اکبر کارگر جم، حسن   ابراهیمی، حسن نگارش، اصغر حاجیلو، محرم عاشری، مصطفی مسلمی، جهانگیر کوثری، سعید   مراغه چیان، حمید لواسانی، سعید باغوردانی، عباس نوین روزگار، آندرانیک اسکندریان،   هادی نراقی، مسعود مژدهی، حسن روشن، حسن نظری، حمید ملک احمدی، خضرایی، منوچهرمطیعی،   ایرج دانایی فردسرمربی: زدراوکو رایکوفاسامی بازیکنان   تاج در سال 1356حجت خاکسار تهرانی، اصغر حاجیلو، رضا نعلچگر، مصطفی مسلمی، رضا رجبی، جهانگیر   کوثری، سعید مراغه چیان، منوچهر مطیعی، حسن نظری، مائیس میناسیان، هادی نراقی،   پرویز مظلومی، محرم عاشری، ایرج دانایی فرد، مسعود مژدهی، حمید لواسانی، حمید   ملک احمدی، حسن روشن، آندرانیک اسکندریان، یدالله زرین کمرسرمربی: ولادمیر جکیچاسامی بازیکنان   استقلال تهران در سال 1357حجت خاکسار تهرانی، حمید ملک احمدی، مائیس میناسیان، مصطفی مسلمی، حسن نظری،   اصغر حاجیلو، آندرانیک اسکندریان، جهانگیر کوثری، حمید لواسانی، شاهین بیانی،   شاهرخ بیانی، رضا نعلچگر، سعید مراغه چیان، محرم عاشری، یداله زرین کمر، هادی   نراقی، شاهرخ مطیعی، پرویز مظلومی، حسن روشن، مجید نوروزی، ایرج دانایی فرد، مسعود   مژدهی، شاهین واحدی، حجت اکبری، رضا رجبی، مسعود رضا زادهسرمربی : ولادمیر جکیچاسامی بازیکنان   استقلال تهران در سال 1358حجت خاکساری تهرانی، حمید ملک احمدی، اصغر حاجیلو، حسن نظری، رضا نعلچگر، یداله   زرین کمر، سعید مراغه چیان، پرویز مظلومی، ایرج دانایی فرد، محرم عاشری، مجید   نوروزی، آندرانیک اسکندریان، جهانگیر کوثری، حمید لواسانی، شاهین بیانی، مصطفی   مسلمی، مائیس میناسیان، خضرایی، غلامرضا فتح آبادی، برهان زاده، سلیم پور، اکبر   میثاقیان، شاهرخ مطیعیسرمربی: عباس رضویاسامی بازیکنان   استقلال تهران در سال 1359ناصر حجازی، حجت خاکسار تهرانی، حمید ملک احمدی، اصغر حاجیلو، حسن نظری، رضا   نعلچگر، یداله زرین کمر، سعید مراغه چیان، پرویز مظلومی، ایرج دانایی فرد، محرم   عاشری، مجید نوروزی، حمید لواسانی، جهانگیر کوثری، آندرانیک اسکندریان، شاهین بیانی،   مصطفی مسلمی، خضرایی، غلامرضا فتح آبادی، برهان زاده، سلیم پور، اکبر میثاقیان،   شاهرخ مطیعیسرمربی: عباس رضویاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1360حجت خاکسار تهرانی، ناصر حجازی، اصغر حاجیلو، رضا رجبی، خضرایی، فرد علی نیا،   شاهین بیانی، رضا احدی، بهتاش فریبا، رضا نعلچگر، پرویز مظلومی، عبدالعلی چنگیز،   غلامرضا برهان زاده، شاهرخ بیانی، دسترس، محرم عاشری، مجید نوروزی، سعید مراغه چیان،سرمربی: حسن عضدیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1361ناصر حجازی، حجت خاکسار تهرانی، رضا نعلچگر، اصغر حاجیلو، رضا رجبی، خضرایی،   فرد علی نیا، شاهین بیانی، رضا احدی، بهتاش فریبا، شاهرخ بیانی، سعید مراغه چیان،   عبدالعلی چنگیز، پرویز مظلومی، برهان زاده، دسترس، محرم عاشری، مجید نوروزی، حسن   روشن،سرمربی: اصغر شرقیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1362ناصر حجازی، شاهین بیانی، سعید مراغه چیان، شاهرخ بیانی، فرزام نیا، اصغر   حاجیلو، رضا نعلچگر، رضا احدی، جعفر مختاری فر، بهتاش فریبا، پرویز مظلومی،   عبدالعلی چنگیز، رضا رجبی، امیری، فردعلی نیاسرمربی: منصور پورحیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1363ناصر حجازی، نادر فریادشیران، مجید رضایی، شاهین بیانی، رضا رجبی، صادق   ورمرزیار، بهتاش فریبا، مجید نامجو مطلق، سعید مراغه چیان، حمید فرزام نیا، جعفر   مختاری فر، پور جلی، پرویز مظلومی، وحید امیری، محمود کلهر، رسول غنی زاده،   عبدالعلی چنگیز، اصغر حاجیلوسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1364ناصر حجازی، نادر فریادشیران، مجید رضایی، شاهین بیانی، رضا رجبی، صادق   ورمرزیا، بهتاش فریبا، مجید نامجو مطلق، سعید مراغه چیان، حمید فرزام نیا، جعفر   مختاری فر، پور جلی، پرویز مظلومی، وحید امیری، محمود کلهر، رسول غنی زاده،   عبدالعلی چنگیز، اصغر حاجیلوسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1365مجید رضایی، حسین ترابپور، حمید فرزام نیا، سعید جانفدا، حسن استیلی، مجید   نامجو مطلق، اصغر رضایی، رضا نعلچگر، جعفر مختاری فر، صادق ورمزیار، بهتاش فریبا،   نادر خمس آبادی، غلامرضا فتح آبادی، علی شوری، اصغر حاجیلو، پرویز مظلومی،   محمدرضا شکورزاده، بیژن طاهری، شهبازی فر، رامین محتشمی، محسن گروسیسرمربی: عباس رضویاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1366مجید رضایی، حسین ترابپور، محمدرضا شکورزاده، کوروش شهبازی فر، بیژن طاهری،   اصغررضایی، غلامرضا فتح آبادی، حمید فرزام نیا، سعید جانفدا، حسن استیلی، مجید   نامجو مطلق، رضا نعلچگر، جعفر مختاری فر، صادق ورمزیار، بهتاش فریبا، نادر خمس   آبادی، علی شوری، اصغر حاجیلو، پرویز مظلومی، حمید ملک احمدیسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1367حمید ملک احمدی، محمدرضا شکورزاده، صادق ورمزیار، اصغرحاجیلو، فرشاد فلاحت   زاده، برزگر، محمود کلهر، جواد زرینچه، بهتاش فریبا، مجید نامجو مطلق، محسن گروسی،   جعفر مختاری فر، امیرهاشمی مقدم، پرویز مظلومی، اصغر رضایی، حمید فرزام نیا، پور   جلی، جلولی، عبدالعلی چنگیز، مصطفی اردستانی، علی شوری، امیرقلعه نوعی.سرمربی: غلامحسین مظلومیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1368حمید بابازاده، سعید عزیزیان، احمد رضا عابدزاده، محمدرضا شکورزاده، مجید   نامجو مطلق، رضا حسن زاده، امیر هاشمی مقدم، کورش تشت زر، مصطفی اردستانی، صادق   ورمزیار، فرشاد فلاحت زاده، جواد زرینچه، مرتضی یکه، امیر قلعه نوعی، محمود   کلهر، محسن گروسی، بهمن ترکاشوند، شاهرخ بیانی، عبدالعلی چنگیز، مهدی فنونی   زاده، شاهین بیانی، عباس سرخاب، عبدالصمد مرفاوی، حسین ترابپور، خسرو پارسا،   جعفر مختاری فرسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1369حمید بابازاده، احمدرضا عابدزاده، مهدی فنونی زاده، عباس سرخاب، عبدالعلی   چنگیز، محمدرضا شکور زاده، مجید نامجو مطلق، رضا حسن زاده، فرشاد فلاحت زاده،   صادق ورمزیار، مصطفی اردستانی، کورش تشت زر، امیرهاشمی مقدم، جواد زرینچه، مرتضی   یکه، امیر قلعه نوعی، محمود کلهر، محسن گروسی، بهمن ترکاشوند، شاهرخ بیانی،   عبدالصمد مرفاوی، شاهین بیانی، خسرو پارسا، حسین ترابپور، جعفر مختاری فرسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1370حمید بابازاده، احمدرضا عابدزاده، رضا حسن زاده، خسرو پارسا، مهدی فنونی   زاده، شاهین بیانی، جعفر مختاری فر، فرشاد فلاحت زاده، عبدالعلی چنگیز، صادق   ورمزیار، ایمان عالمی، عبدالصمد مرفاوی، امیر دولت آبادی، عباس سرخاب، رضا احدی،   مجید نامجو مطلق، امیر موسوی نیا، مسعود غفوریهای اصل، ناصر عباسی، میرشاد ماجدی،   امیرهاشمی مقدم، سعید مظاهری، مهرداد رحمانی، امیر هوشنگ عبدالملکیسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1371حسین ترابپور، احمدرضا عابد زاده، ثاقبی فر، حمید بابازاده، مهدی پاشا   زاده،شاهین بیانی، ایمان عالمی، صادق ورمزیار، بهمن ترکاشوند، کوروش بختیاری   زاده، عباس سرخاب، میرشاد ماجدی، عبدالصمد مرفاوی، عادل حردانی، کامیار کاردار، یعقوبی،   جوادی، رضا حسن زاده، محمود سجادی، محمود صالح آّبادی، امیر قلعه نوعی.سرمربی: بیژن ذوالفقار نسباسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1372حمید بابازاده، احمدرضا عابدزاده، جواد زرینچه، قاسم سیانکی، جعفر مختاری   فر، حسین ترابپور، شاهین بیانی، عباس سرخاب، ایمان عالمی، محمود فکری، محمدرضا   مهرانپور، محمد نوری، علی حاج اکبری، قاسم کشاورز، کوروش تشت زر، امیر خانلو،   ژورس غازاریان، امیر قلعه نوعی، غفوری های اصل، ناصر عباسی، عبدالصمد مرفاویسرمربی: یوگنی سوکوموروخوفاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1373حمید بابازاده، بهزاد غلامپور، حسین ترابپور، جواد زرینچه، قاسم سیانکی،   جعفر مختاری فر، شاهین بیانی، ایمان عالمی، عباس سرخاب، محمود فکری، محمدرضا   مهرانپور، علی حاج اکبری، قاسم کشاورز، کورش تشت زر، امیر خانلو، ژورس غازاریان،   امیر قلعه نوعی، امیر غفوری های اصل، ادموند اختر، علی اکبریانسرمربی: نصراله عبدالهیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1374حمید بابازاده، بهزاد غلامپور، جواد زرینچه، محمد نوری، داریوش یزدانی، محمد   خرمگاه، بهروز پرورش خواه، علیرضا منصوریان، ایمان عالمی، محمدرضا مهران پور،   محمد تقوی، مهدی پاشازاده، علی حاج اکبری، کوروش تشت زر، ادموند اختر، علی اکبریان،   عباس سرخاب، امیر قلعه نوعی، کامیار کاردار، ناصر عباسی، قاسم سیانکی، ژورس غازایان،   صادق ورمزیار، محمود فکری، محمد علی یحیویسرمربی: منصور پورحیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1375:بهزاد غلامپور، محمد یحیوی، نیما خیراندیش، محمد خرمگاه، مهدی پاشازاده،   محمد تقوی، داود حسینی، محمدرضا مهرانپور، داریوش یزدانی، جواد زرینچه، صادق   ورمزیار، امیر قلعه نوعی، مجید ناظرزاده، محمد نوری، علی حاج اکبری، آتیلا حجازی،   مهرداد امین شیرازی، علی اکبریان، عبدالصمد مرفاوی، بهروز پرورش خواه، علیزضا   منصوریان، محمود فکری، ادموند اخترسرمربی: منصور پورحیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1376پرویز برومند، حمیدرضا بابایی، محمدعل یحیوی، فرهاد ولی، جواد زرینچه، رضا   حسن زاده، احمد کعبیان پور، مهدی پاشازاده، محمد تقوی، علی چینی، جاوید شکری،   محمد نوری، محمد رضا مهرانپور، علیرضا منصوریان، فرهاد مجیدی، سرژیک تیموریان،   آتیلا حجازی، امین راستی، وحید رضایی، علیرضا اکبرپور، اصغر رسول زاده، محسن   گروسی، فرد ملکیان، عبدالصمد مرفاوی، ادموند اخترسرمربی: ناصر حجازیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1377پرویز برومند، محمدعلی یحیوی، مسعود قاسمی، جواد زرینچه، رضا حسن زاده،   محمود فکری، سهراب بختیاری زاده، محمد خرمگاه، علی چینی، کاظم محمودی، محمد تقوی،   آتیلا حجازی، محمد نوازی، جاوید شکری، علیرضا منصوریان، سرژیک تیموریان، داریوش یزدانی،   عادل حردانی، محمد مومنی، فرد ملکیان، علی موسوی، محسن گروسی، علیرضا اکبرپور، سیروس   دین محمدی، فرهاد مجیدیسرمربی: ناصر حجازیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1378هادی طباطبایی، پرویز برومند، مسعود قاسمی، جواد زرینچه، رضا حسن زاده،   سهراب بختیاری زاده، کاظم محمودی، محمدرضا مهدوی، ارسطو محمدی، ستار همدانی، فرد   ملکیان، پیمان صاحب جمعی، احمد مومن زاده، فرهاد مجیدی، محمد نوازی، علیرضا واحدی   نیکبخت، افشین حاجی پور، علیرضا اکبرپور، بهزاد دادش زاده، محمود فکری، محمد نیک   سیرت، مجاهد خضیراوی، سیروس نعمتی نژاد، داریوش یزدانی، علی لطیفی، بهمن طهماسبیمربی: سوکوموروخوفاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال1379هادی طباطبایی، پرویز برومند، مسعود قاسمی، محمود فکری، ارسطو محمدی،   محمدرضا مهدوی، رضا حسن زاده، جواد زرینچه، مهدی هاشمی نسب، ستار همدانی، بهزاد   داداش زاده، داریوش یزدانی، محمد نوازی، علیرضا اکبرپور، علیرضا واحد نیکبخت، سیروس   دین محمدی، فرزاد مجیدی، رافت قلی اف، علی سامره، بهمن طهماسبی، مجاهد خضیراوی،   احمد مومن زاده، فرهاد مجیدی، علی لطیفی، مهدی صالح پور، یداله اکبریسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1380هادی طباطبایی، پرویز برومند، مسعود قاسمی، پیروز قربانی، محمد خرمگاه، مهدی   هاشمی نسب، مهدی پاشازاده، محمود فکری، محمد نوازی، ارسطو محمدی، داود سیدعباسی،   فراز فاطمی، مجاهد خضیراوی، علیرضا اکبرپور، یداله اکبری، علیرضا اکبرپور، سعید   بیگی، رافت قلی اف، فرزاد مجیدی، سیروس دین محمدی، علیرضا واحدی نیکبخت، علی   موسوی، احمد مومن زاده، سهراب بختیاری زاده، بهزاد دادش زادهسرمربی: منصور پور حیدریاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1381پرویز برومند، هادی طباطبایی، مسعود قاسمی، جواد زرینچه، پیروز قربانی، مهدی   هاشمی نسب، علیرضا منصوریان، ستار همدانی، داوود رستمی، یداله اکبری، محمد نوازی،   فراز فاطمی، علی سامره، محمود فکری، علیرضا اکبرپور، احمد مومن زاده، علیرضا   واحدی نیکبخت، مهدی پاشازاده، فرزاد مجیدی، سیروس دین محمدی، سهراب بختیاری   ازده، علی موسوی، احمد فیض کریملو، حمید واعظ، محمد خرمگاه، داریوش ایوبی.سرمربی: رولند کخاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1382پرویز برومند، مسعود قاسمی، وحید طالب لو، محمد خرمگاه، پیروز قربانی، سبو   شهبازیان، امیر حسین صادقی، سعید لطفی، مجتبی انصافی، رافائل گومز کاستا، محمود   فکری، ستار همدانی، یداله اکبری، علیرضا اکبرپور، داریوش یزدانی، علیرضا منصوریان،   کیوان ساجدی، داوود سیدعباسی، علیرضا واحدی نیکبخت، محمد نوازی، فرزاد مجیدی، علی   سامره، غلامرضا عنایتی، فابریتسیو، فراز فاطمیسرمربی : امیر قلعه نوعیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1383جورج توپالوویچ، وحید طالب لو، سعید رمضانی، امیرحسین صادقی، پیروز قربانی،   مجتبی انصافی، سعید لطفی، سبو شهبازیان، آگستینی گیلائوری، داوود حقدوست، محمود   فکری، علیرضا نیکبخت واحدی، حسین کاظمی، فرزاد مجیدی، علیرضا منصوریان، مجاهد خضیراوی،   مهدی شیری، میثم بائو، مهدی امیرآبادی، مصطفی اکرامی، غلامرضا عنایتی، سیاوش   اکبرپور، فرد ملکیان، امیر امینی فر، علی سامره، علیرضا اکبرپور، منصور احمد   زاده، بهشاد یاورزادهسرمربی: امیر قلعه نوعیمربیان: گما لوویچ، حمید بابازاده، عبدالصمد مرفاویاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1384وحید طالب لو، سید مهدی رحمتی، سعید رمضانی، پیروز قربانی، امیر حسین صادقی،   آگستینی گیلائوری، سبو شهبازیان، مرتضی ابراهیمی، محمود فکری، علیرضا منصوریان،   علیرضا اکبرپور، علیرضا واحدی نیکبخت، مهدی امیرآبادی، شاهین خیری، فرزاد مجیدی،   میثم بائو، حسین کاظمی،  مجتبی جباری،   اصغر طالب نسب، سیاوش اکبرپور، سعید لطفی، پیمان نادری، غلامرضا عنایتی، رامین   محرم نژاد، لادو آخالایاسرمربی: امیر قلعه نوعیمربیان: عبدالصمد مرفاوی- حمید بابازاده- مسعود اقبالیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال 1385وحید طالب لو، سید مهدی رحمتی، مهیار حسن نژاد، امیرحسین صادقی، پیروز قربانی،   محمود فکری، علیرضا منصوریان، مهدی امیرآبادی، فرزاد مجیدی، حسین کاظمی، اصغر   طالب نسب، سیاوش اکبرپور، سعید لطفی، بهشاد یاورزاده، علی انصاریان، محمد نوازی،   جوئیلوسون داسیلوا، مرتضی ابراهیمی، آگسیتنی گیلائوری، محمدباقر احمدی، محسن یوسفی،   مجتبی جباری، میثم بائو، علی علیزاده، مرتضی هاشمی زاده، حسین قنبری، کوییکه   لئونی لئوناردسرمربی : عبدالصمد مرفاویمربیان: حمید بابازاده، رضا حسن زاده، مسعود اقبالی و ساکت الهامیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال1386وحید طالب لو، اشکان نامداری، مهیار حسن نژاد، پزمان منتظری، مهدی امیر آبادی،   امیرحسین صادقی، پیروز قربانی، بیژن کوشکی، محمد نوازی، سعید لطفی، حسین قنبری،   امید رضا روانخواه، مجتبی جباری، میثم منیعی، مهرداد پولادی، سعید بیات، محسن یوسفی،   اصغر نادعلی، احمد خذیراوی، حسین کوشکی، آرش برهانی، فرهاد مجیدی، علی علیزاده،   محسن بیاتی نیا، حمید شفیعی، علی رضا منصوریان، سردان اورسوویچ.سرمربی : ناصر حجازی - فیروز کریمیاسامی بازیکنان استقلال تهران در سال1387وحید طالب لو، اشکان نامداری، پزمان منتظری، مهدی امیر آبادی، هادی شکوری،   ابراهیم تقی پور، پیروز قربانی، بیژن کوشکی، خسرو حیدری، میلاد نوری، فابیو جانواریو،   امید رضا روانخواه، مجتبی جباری، میثم منیعی، مهرداد پولادی، سعید بیات، هاشم بیک   زاده، حسین کاظمی، یدا... اکبری، احمد خذیراوی، آرش برهانی، فرهاد مجیدی، علی علیزاده،   علیرضا عباسفر، سیاوش اکبرپورسرمربی : امیر قلعه نوعیدر پایان بدینوسیله از تمام خوانندگان عزیز این مطلب بخصوص دل آبی پیشکسوت جناب آقای آسمانیبخاطر امکان وجود نواقص و اشکالات احتمالی عذرخواهی نموده و پوزش میطلبم. – باسپاس ویراستارhttp://s13.picofile.com/file/8402735768/asemani2.jpg</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 09:44:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه استقلال 1</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-1-mmxfm4zxmzxn</link>
                <description>گردآورنده: دل آبی پیشکسوت جناب آقای آسمانیبخش نخست بنیانگذاری و افتخاراتاز سال 1324 تاکنون بر استقلال چه گذشت؟تیمی که امروز به نام باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال ایران شناخته میشود با بیش از 74 سال قدمت، یک ازقدیمی ترین تیمهای فوتبال ایران است که افتخارات زیادی را یدک می کشد. اگر ثبت رسمی این باشگاه را با نام استقلال تولد اسمی آن بدانیم، مرتکب اشتباه بزرگی شده ایم چرا که اگر واقعیت تشکیل این مجموعه را بپذیریم، باید بیش از نیم قرن به عقب برگردیم، زمانی که ورزش فوتبال از جایگاه ویژه ای در ایران برخوردار نبود.به هرحال باشگاه استقلال با نام اولیه «دوچرخه سواران» در چهارم مهرماه سال 1324 هجری شمسی پایه گذاری شد و تا به امروز حتی یک روز از فعالیت باز نایستاده است.این بزرگترین افتخار برای باشگاهی است که با جذب بهترین و با اخلاق ترین بازیکنان، خود را به عنوان سرآمد باشگاههای ایران و آسیا مطرح کرده است. موسسان باشگاه به دلیل علاقه به ورزش دوچرخه سواری، نام این باشگاه را دوچرخه سواران گذاشتند و پس از آن رقابت اصلی در فوتبال ایران از سال 1325 بین تیمهای «دوچرخه سواران»، شاهین، سرباز و دارایی بود.این مجموعه مانند هر تیم ورزشی فراز و نشیب هایی داشته است ولی هیچگاه از کسب افتخار و عناوین، کوتاهی نکرده و همواره خود را به عنوان یک از برترین تیمهای باشگاهی در سطح ایران و آسیا معرفی نموده است.با انتخاب پیراهن و پرچم آبی رنگ به عنوان نماد اصلی این باشگاه، استقلال پا به عرصه ای گذاشت که کمتر کسی در آن روز تصور می‌کرد این تیم بتواند در آینده ای نه چندان دور به افتخاراتی بزرگ دست یابد.در سال 1323 تعدادی از دوچرخه سواران با سابقه که عناوین قهرمانی کشوری را در اختیار داشتند، تصمیم گرفتند با ایجاد مرکزی برای گردهمایی دوستانه، پایه های یک تشکل صنفی را برپا کنند. این مرکز، مکان تصمیم گیری و سازماندهی در مورد امور مرتبط به دوچرخه سواری بود. اغلب این دوچرخه سواران نظامی و دانشجو بودند و نام دفتر مرکزی خود را کلوپ دوچرخه سواران انتخاب کردند.فعالیت های کلوپ دوچرخه سواران از سال 1324 هجری- شمسی وارد مرحله تازه ای شد و این در شرایطی بود که باشگاه تور که توسط مرحوم دانایی فرد تشکیل و هدایت می شد، پس از شکست دادن تیم کارگر آبادان مورد توجه مسئولان دوچرخه سواران قرار گرفت و طی مذاکراتی موافقت شد که تیم تور با نام دوچرخه سواران وارد عرصه رقابتها شود.پس از پایه گذاری دوچرخه سواران پنج نفر به نامهای نواب (دوچرخه ساز)، میرزایی (نجار)، خشایی(نگهبان بانک)، خسروانی (افسر) و جانانپور (کارمند تربیت بدنی) تیم دوچرخه سواری باشگاه را بنیان گذاری کردند.پس از سپری شدن چند ماه به پیشنهاد (عمو اوغلی) قرار شد که در کنار تیم دوچرخه سواری یک تیم فوتبال نیز با همان نام به وجود آید که این موضوع، به تایید سایر اعضای باشگاه خصوصاً زنده یاد علی دانایی فرد قرار گرفت و پس از آن دوچرخه سواران رسماً موجودیت خود را اعلام کرد و در همین بین، چند تن از بازیکنان سرشناس تیم فوتبال نادر از جمله مهندس جاویدان به تیم فوتبال دوچرخه سواران پیوستند و نام این تیم در هیات فوتبال استان تهران ثبت گردید. در ابتدا تنها رشته فعال باشگاه، دوچرخه سواری بود. اما در مدت زمان بسیار کوتاهی ورزشهای والیبال، بسکتبال، وزنه برداری، کشتی، پینگ پنگ، شنا و فوتبال نیز فعالیت خود را در باشگاه دوچرخه سواران آغاز کردند.چهار سال از تشکیل تیم فوتبال دوچرخه سواران نگذشته بود که پرویز خسروانی در سال 1328 امتیاز باشگاه دوچرخه سواران را به نام خود به ثبت رساند و این تیم به تاج تغییر نام پیدا کرد.طبق سوابق و اسناد موجود، تاریخ تغییر نام باشگاه به تاج، اول اسفندماه سال 1328 هجری شمسی می باشد.از دلایل اصلی تغییر نام باشگاه می توان به طرز تفکر عده کثیری از علاقه مندان به ورزش اشاره کرد. زیرا باشگاه دوچرخه سواران در تمامی رشته های ورزشی فعالیت داشت، اما عده قابل توجهی از مردم بر این باور بودند که اعضای باشگاه دوچرخه سواران می بایست دوچرخه سوار باشند. بنابراین اعضای هیات مدیره این باشگاه که متشکل از آقایان «پرویز عمواوغلی، گرائیلی، ملکی، علی دانایی فرد و سید آقا جلالی» بودند، تصمیم گرفتند نام دیگری را برای باشگاه انتخاب کنند. پس از بحث و گفتگوی فراوان و رای گیری بین اعضای هیات مدیره نام «تاج» تصویب و به ثبت رسید.هیات مدیره باشگاه تاج از افرادی چون «امیر اسدالله علم» - نخست وزیر وقت ایران – به عنوان رئیس هیات مدیره- تشکیل یافت و بودجه قابل توجهی را برای باشگاه تاج منظور کرد. ضمن آنکه سروان پرویز شیخان به عنوان مدیر باشگاه تاج مشغول به فعالیت بود.باشگاه تاج سپس با تلاش های پرویز خسروانی و اسداله علم در نزدیکی باغ امین الدوله (دروازه شمیران) صاحب باشگاه آبرومندی شد.در ادامه و پس از 29 سال، در سال 1357 هجری شمسی متعاقب با پیروزی انقلاب و با مشورت تعدادی از بازیکنان قدیمی این باشگاه، از جمله کردنوری و جلالی، تیم تاج تغییر نام پیدا کرد و این بار یک اسم ماندگار و فراموش ناشدنی به نام «استقلال» برای این باشگاه انتخاب شد.لازم به یادآروی است که پس از انقلاب، پرویز خسروانی – مدیر باشگاه تاج- از ایران خارج و باشگاه استقلال به سازمان تربیت بدنی ایران سپرده شد. ضمن آنکه تمامی امکانات باشگاه تاج پس از پیروزی انقلاب به تصرف دولت درآمد و باشگاه استقلال بعد از آن روزهای سختی را پشت سر گذاشت.استقلال افتخارات فراوانی را برای میلیونها هوادار خود و فوتبال ایران به ارمغان آورده که تاکنون نه تنها در ایران، در قاره کهن آسیا نیز کمتر باشگاهی موفق به کسب آن شده است. اگرچه اکنون بعضی از بنیانگذاران و بازیکنان اولیه و بسیاری از هواداران سالیان گذشته این باشگاه روی در نقاب تیره خاک کشیده اند ولی خدمت و تلاش ها و از خود گذشتگی های پیشکسوتان و بازیکنان استقلال هر یک همچون بنای یادبودی برای نسل جدید خود نمایی می کند.دوچرخه سواران آن روز، تاج روزگاز بعد و استقلال امروز هر یک بخشی از تاریخ پر افتخار هفتاد و چهار ساله باشگاهی است که با وجود فراز و نشیب ها در طول نزدیک به سه چهارم قرن، هر روز برشمار هواداران آن افزوده می شود. البته باشگاه استقلال تمامی موجودت فعلی خود را مدیون کوشش های شادروان علی دانایی فرد است که همزمان با تاسیس و دوچرخه سواران به این تیم پیوست و تمامی عمر خود را صرف ترقی و پیشرفت آبی پوشان و تعلیم و تربیت جوانان این آب و خاک کرد. وی در سال 1358 زندگی را بدرود گفت و چشم از دنیا فروبست. روانش شاد و یادش برای همیشه گرامی باد.باشگاه استقلال در ثبت شرکتها، موسسه فرهنگی- ورزشی استقلال تهران ثبت شده است که سرمایه اولیه آن یک میلیون ریال بود.گفتنی است مجمع باشگاه استقلال در هر سال چهار بار تشکیل جلسه می دهد و کار اصلی مجمع عمومی ، تصویب ترازنامه، تصویب ترازمالی، سود و زیان باشگاه، مشکلات احتمالی و مهمتر از همه گزینش افراد هیات مدیره می باشد. اعضای مجمع عمومی باشگاه استقلال را هفت نفر تشکیل می دهد. تشکیل این مجمع غالباً برای ارائه گزارش عملکرد مدیرعامل باشگاه برپا می شود.باشگاه استقلال بنا به شرایط مقتضی از پنج آرم بر روی پیراهن خود به عنوان نماد باشگاه استفاده کرد که دو آرم مربوط به زمان تشکیل تیمهای دوچرخه سواران و تاج بود و سه آرم دیگر پس از انقلاب برای استقلال برگزیده شد.کسب مقامهای متعدد از میادین داخلی وآسیایی از استقلال تیمی رویایی و واقعاً پرافتخار در سطح ایران و آسیا ساخته است که شاید ساختن چنین مجموع ای فقط در رویا برای تیمهای دیگر ممکن باشد.فهرست افتخارات باشگاه استقلال تهرانالف ) افتخارات باشگاه با نام دوچرخه سواران1-  نایب قهرمان باشگاههای تهران 13252-  نایب قهرمان جام حذفی تهران 13253-  نایب قرمان باشگاههای تهران 13264-  مقام سوم باشگاههای تهران 13265-  قهرمان باشگاههای تهران 1329ب) : افتخارات باشگاه با نام تاجنایب قهرمان باشگاههای تهران 1330قهرمان باشگاههای تهران 1335نایب قهرمان باشگاههای تهران 37-1336قهرمان جام حذفی تهران 38-1337قهرمان باشگاههای تهران 1338قهرمان باشگاههای تهران 40-1339قهرمان باشگاههای تهران 1348نایب قهرمان مسابقات پنج جانبه تهران 1347قهرمان باشگاههای تهران 48-1347قهرمان جام میلز هندوستان 1348نایب قهرمان باشگاههای تهران (49-1348نایب قهرمان جام حذفی تهران (1349قهرمان باشگاههای ایران(1349قهرمان جام باشگاههای آسیا (1349قهرمان جام میلز هندوسیتان (1349مقام سوم جام باشگاههای آسیا (1350قهرمان باشگاههای تهران (1350قهرمان جام دوستی (1351قهرمان جام باشگاههای تهران (1351مقام سوم جام باشگاههای ایران (1351نایب قهرمان جام میلز هندوستان (1351قهرمان جام اتحاد (1352نایب قهرمان جام تخت جمشید 1352نایب قهرمان تورنمنت تاج آبادان (1352قهرمان جام تخت جمشد (54-1353مقام چهارم جام تخت جمشید (1355مقام چهارم جام تخت جمشید (1356قهرمان جام حذفی ایران (57-1356مقام سوم جام تحت جمشید (1357ج): افتخارات باشگاه با نام استقلالمقام چهارم تورنمنت موستار یوگوسلاوی (1357مقام چهارم باشگاههای تهران (1360نایب قهرمان جام فولادی نوشهر (1360نایب قهرمان باشگاههای تهران (1361قهرمان باشگاههای تهران (1362قهرمان باشگاههای تهران (1364مقام سوم باشگاههای تهران (1365مقام سوم باشگاههای تهران (1366مقام سوم باشگاههای تهران (1367نایب قهرمان باشگاههای تهران (1368قهرمان جام میلز هندوستان (1368قهرمان جام بوردولو هندوستان (1368قهرمان لیگ قدس باشگاههای ایران (69-1368نایب قهرمان باشگاههای تهران (1369نایب قهرمان جام حذفی ایران (70-1369قهرمان جام باشگاههای آسیا (70-1369قهرمان باشگاههای تهران (1370قهرمان جام استقلال قطر (1370نایب قهرمان لیگ آزادگان (71-1370نایب قهرمان جام باشگاههای آسیا (71-70مقام هفتم جام برتر باشگاههای تهران (1371مقام پنجم لیگ آزادگان (1371نایب قهرمان لیگ آزادگان (1373قهرمان جام برتر باشگاههای ایران (1373مقام چهارم تورنمنت جام وحدت امارات (1373مقام سوم لیگ آزادگان (1374قهرمان جام حذفی ایران (75-1374مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا (76-1375مقام ششم لیگ آزادگان (76-1375نایب قهرمان جام دوستی امارات (1376قهرمان جام خزر رشت (1376قهرمان جام پرچم ترکمنستان (1376قهرمان لیگ آزادگان (78-1377نایب قهرمان جام حذفی ایران(78-1377نایب قهرمان لیگ آزادگان (78-1377مقام سوم تورنمنت جام دوستی لورکوزن آلمان (1378قهرمان جام حذفی ایران (79-1378نایب قهرمان جام باشگاههای آسیا(79-1378نایب قهرمان لیگ آزادگان (79-1378قهرمان لیگ آزادگان (80-1379مقام چهارم جام در جام باشگاههای آسیا (80-1379قهرمان تورنمنت کیش (1380مقام سوم جام باشگاههای اسیا (81-1380نایب قهرمان لیگ برتر ایران 81 -1380قهرمان جام حذفی ایران (81-1380قهرمان تورنمنت گلدستون کاپ اتحادیه باشگاههای ایران (1381مقام نهم لیگ برتر ایران (82-1381نایب قهرمان لیگ برتر ایران (83-1382نایب قهرمان جام حذفی ایران (83-1382نایب قهرمان تورنمنت صلح و دوستی تهران (1383مقام سوم لیگ برتر باشگاههای ایران (84-1383قهرمان تورنمنت جام صلح و دوستی تهران (1384قهرمان لیگ برتر باشگاههای ایران (85-1384قهرمان جام حذفی ایران ( 87-1386قهرمانی لیگ برتر ایران(88 - 1387مقام سوم لیگ برتر ایران (89 – 1388نایب قهرمان لیگ برتر ایران (90 – 1389در پایان بدینوسیله از تمام خوانندگان عزیز این مطلب بخصوص دل آبی پیشکسوت جناب آقای آسمانیبخاطر امکان وجود نواقص و اشکالات احتمالی عذرخواهی نموده و پوزش میطلبم. – باسپاس ویراستارhttp://s13.picofile.com/file/8402735768/asemani2.jpg</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jul 2020 09:32:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز 43 ساله</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-43-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-d0hbvqqenaxs</link>
                <description>نگاهی فانتزی به بازی ایران - استرالیا 1978راز بازی ایران - استرالیا 1977هم میهنان نیک سرشت، همگنان گرامی، خوانندگان ارزشمند، درود بر یکایک شما.شما را فرا میخوانم به گشت و گذاری در سرزمین یادسار (حافظه) و شهر یادنهاد (خاطره).بیایید برویم به گذشته ای نه چندان دور و جایی بسیار آشنا.به روز 25 نوامبر 1977 (چهارم آذر 1356) زمین فوتبال ورزشگاه آزادی (آریامهر).تیم ملی فوتبال ایران در چهارچوب دیدارهای راهیابی به جام جهانی 1978 آرژانتین، درپیش چشمان 100 هزار تماشاگر، رویاروی تیم ملی استرالیا ایستاده است.استرالیایی که در دیدار رفت و در ورزشگاه المپیک پارک ِ ملبورن با گل ِ گاهک ِ (دقیقه) 68 حسن روشن یک بر هیچ، از ایران شکست خورده است.جیمی شولدر، مربی کهنه کار استرالیا بخوبی میداند که غلامحسین مظلومی و ایرج دانایی فرد دچار آسیب دیدگی سختی شده اند، علیرضا خورشیدی و ناصر نورائی نیز اُفت کرده اند و امروز در میدان نخواهند بود. شولدر میخواهد با یارگیری سفت و سختِ حسن روشن از گلزنی دوباره او به استرالیا پیشگری کند.گویا دو گلی که دو هفته پیش، حسن روشن با پاهای باندپیچی شده، به کره جنوبی زده، شولدر را بسیار نگران کرده و ترس در دل او انداخته است. شولدر برای یارگیری و کنترل روشن، بازیکن نیرومند و یارگیر و خشنی را در  اَرِنجِ استرالیا گذاشته تا روشن را از کار بیاندازد. بازیکنی که گفته میشود در یکی از رشته های ورزشهای رزمی نیز استاد است. بازیکنی که ایستایش و فیگورها و ژستهای او در بازی نشان داد که پربیراه نگفته اند.در آن سوی میدان، حشمت مهاجرانی از این تاکتیک شولدر آگاه شده و با چینش چهار چهار دو چپ گوشی و بدون گوش راست، تیم ایران را به میدان فرستاده تا آندرانیک اسکندریان و ابراهیم قاسمپور و رضا عادلخانی در سمت چپ ایران، سمت راست استرالیا را از کار بیاندازند و از فرستادن توپهای بلند از سوی آنها برای مهاجمان سرزن استرالیا جلوگیری کنند.حشمت برای راست ایران و چپ استرالیا نیز تاکتیک پنهانی دارد که از دید شولدر پنهان مانده و راز بزرگ تاکتیکی این بازی میباشد. حشمت میداند که بزرگترین و بهترین ویژگی بک چپ خشن و نیرومند استرالیا یارگیری نزدیک من تو من و درگیرانه است. به دستور حشمت گاه پروین به این بازیکن نزدیک میشود و سپس کم کم پسروی میکند و او را با خود به نزدیک هافبک چپ استرالیا میکشاند تا جای او خالی شود و محمد صادقی از هافبک میانی جلو به گوش راست رفته و توپ را برای غفور جهانی سانترفوروارد ایران بفرستد.گاه نیز رل صادقی و پروین در این تاکتیک، جا به جا میشود بدینسان که نخست صادقی به بک چپ استرالیا نزدیک میشود و کم کم به میانه ی میدان پسروی میکند تا او را به میان زمین بکشاند و پست این بازیکن برای پیشروی پا به توپ حسن نظری و علی پروین خالی شود.این تاکتیک بک چپ استرالیا را دچار سردرگمی بدی مینماید بگونه ای با جاگیری نادرست بسود ایران کار میکند تا اینکه پروین در گاهک (دقیقه) 44 با سود بردن از این جاگیری نادرست توپ خوبی را برای غفور جهانی بفرستد، آلن ماهر گلر استرالیا، برای بُریدن سانتر، شیرجه میزند، توپ در نزدیکی او به زمین میخورد و از زیر بغلش رد شده به غفور جهانیِ راست پا و سرزن میرسد، غفور با پای چپ! دروازه استرالیا را می گشاید و زننده تنها گل بازی میشود.حسن روشن که به دستور حشمت مهاجرانی، در کنار زمین خود را گرم می کند تا با زانوهای آسیب دیده به میدان برود، دیگر ناچار به انجام اینکار نمیشود. بازی گل دیگری ندارد و همانند بازی رفت، یک بر هیچ بسود ایران به پایان میرسید و تیم ملی ایران به جام جهانی 1978 آرژانتین راه می یابد.با راهیابی ایران به جام جهانی، شور و شادی، سراسر ایران را در بر میگیرد.از ساری و رشت و انزلی در سوچپ (شمال) گرفته تا جاسک و بندرعباس و بوشهر در سوراست (جنوب).از بیرجند و زابل و زاهدان در سوپیش (شرق) گرفته تا سنندج و کرمانشاه و ایلام در سوپَس (غرب).از ماهشهر و آبادان و خرمشهر در راست سوپَس (جنوب غربی) گرفته تا از سرخس و مشهد و کلات در پیشسوچپ (شمالشرقی).از گواتر و چابهار و نیکشهر در پیشسوراست (جنوب شرقی) گرفته تا جلفا و ماکو ارومیه در چپسوپَس (شمالغربی).آری شادی نیاز آدمهاست، شادی اکسیژن زندگیست.دلتان شاد و لبتان خندان و تن و روانتان درست.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 09:15:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش هشتم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-d2x3coravbsw</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سال دوم شماره‌ي 32 سه‌شنبه 11 مرداد 1384نيشتري بر حباب 8حسن آذرنیا----با رخصت از تمامي كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.بعد از ناكامي استانكو، سران فدراسيون فوتبال آنقدر براي انتخاب مربي تيم ملي شعار دادند و گيج زدند تا اينكه هاشمي طبا، مايلي‌كهن را مربي تيم نمود و اين انتخاب از بالا به مذاق خيلي‌ها خوش نيامد و از همان ابتدا ساز مخالف را در دست گرفتند به طوري كه در آغاز جام ملت‌هاي آسيا در سال 96 ميلادي قبل از اولين بازي نشريات مدعي شدند هر كسي ممكن است ارنج بازيكنان ايران را در برابر عراق تعيين كند غير از خود مايلي‌كهن.حشمت مهاجراني، علي پروين، داريوش مصطفوي، احمدرضا عابدزاده و … به عنوان كساني كه تيم را ارنج خواهند كرد معرفي شدند. اين امر باعث شد كه محمد مايلي‌كهن ارنج تيم را تا آخرين لحظات فاش نكند و تصميم گرفت طوري ارنج بدهد كه همه تعجب كنند حتي خودش! به همين دليل بازيكناني را در مقابل عراق كنار هم قرار داد كه احتمالا قبل از بازي با عراق، پنج دقيقه هم با آن ارنج تمرين نكرده بودند. بازيكنان بد كار نكردند به‌خصوص نيما نكيسا. اما در پايان دو بر يك مغلوب عراق شديم. در بازي دوم سه بر يك تايلند را برديم و در بازي سوم عربستان سه بر صفر به ما باخت تا حساب‌هايشان را به طور غير مستقيم با عراقي‌ها تسويه كنند تا ديگر هوس تصرف خفجي را نكند. در دور بعد بهترين نتيجه‌ي تاريخ فوتبال كشورمان در سه دهه‌ي اخير مقابل كره‌ي جنوبي به دست آمد و برتري شش بر دو ما تاريخي شد. باز در نيمه نهايي به تور عربستان خورديم و در ضربات پنالتي پشت فينال مانديم. در بازي رده‌بندي نيز در ضربات پنالتي كويت را شكست داديم و پس از هشت سال سوم شديم.با وجود مخالفت‌ها تيم در دست مايلي‌كهن ماند تا براي مقدماتي جام جهاني 98 تيم را رهبري كند. محمد مايلي‌كهن هافبكي دونده، جنگنده، نفوذي و شوتزن بود. اين خصوصيات را تا حدود زيادي به تيم ملي منتقل كرد. هرچند بعضي از بازيكنان تيم نيز او را قبول نداشتند، همانند اكثر كارشناسان و خيلي از مطبوعاتي‌ها. اما مايلي‌كهن در مجموع كارنامه‌ي قابل قبولي داشت. چندين بار شكست دادن كويت، بردن عربستان، شكست دادن كره‌ي جنوبي و به زمين فرستادن تيم نترس و جسور نكاتي بود كه بعد از مايلي‌كهن با آن شدت به هيچ وجه ديده نشد. در مقدماتي جام جهاني همان‌طور كه همه مي‌دانند با توطئه‌ي عرب‌ها به قطر باختيم تا عرب‌ها به جام جهاني بروند و خود را رو در روي ژاپن ببينيم. در اين گير و دار مايلي‌كهن جاي خود را به ويه‌راي برزيلي داد. ويه‌را خط هافبك تيم ملي را براي مقابله با ژاپن تقويت كرد. حتي از مجيد نامجومطلق نيز استفاده كرد در برابر ژاپن وقتي دو بر يك پيش افتاديم، باخت را در چهره‌ي تك‌تك ژاپني‌ها ديديم ولي به جاي پاس تك‌ضربي كه دايي مي‌توانست براي خداداد بفرستد تا نتيجه سه بر يك تمام شود، توپ را به گوشه‌ي زمين برد تا وقت باقي‌مانده‌ي بازي را تلف كند و اين كار را آنقدر ادامه داد تا ژاپني‌ها جسور شدند و گل دوم را به ما زدند و در وقت اضافه با گل طلايي ما را شكست دادند.ايران در برابر استراليا ايستاد و با نتيجه‌ي يك بر يك در تهران و دو بر دو در استراليا البته با پاس تك‌ضرب دايي به خداداد (همان پاسي كه در مقابل ژاپن مي‌توانست بدهد) ايران به جام جهاني رفت.ويه‌را را بازنشست كردند و توميسلاو ايويچ را آوردند تا با تمرينات فشرده، پرسينگ ايران را تقويت كند و قدرت دفاعي ما را به همراه دوندگي تيمي افزايش دهد. او اين كار را كرد و عقيده داشت كه تيم در جام جهاني به دور دوم صعود مي‌كند. اما چون بازيكنان و كارشناسان اين امر را قبول نداشتند با كودتاي فوتبالي او را كنار گذاشتند تا بي‌حال‌ترين مربي تاريخ فوتبال ايران و جهان در راس كار قرار گيرد. او تيم را در زمين رها كرد تا هرآنچه از مربيان سابق، به‌خصوص ايويچ ياد گرفته‌اند در زمين پياده كنند. باخت صفر بر يك به يوگسلاوي و صفر بر دو به آلمان در پشت پيروزي دو بر يك بر آمريكا مخفي شد تا عدم كارآيي مربي (جلال طالبي) به چشم نيايد. براي بازي‌هاي آسيايي 1998 تايلند تيم را به پورحيدري سپردند تا جبران مافات كند. او تيم خوبي را جمع و جور كرد و به جوانان ميدان داد. تركيب‌هاي دوتايي و سه‌تايي در زمين به وجود آورد و به تيم اجازه‌ي هجوم و نفوذ داد. تا در پايان با تكيه بر داشته‌هاي خود قهرمان بازي‌هاي آسيايي 1998 شود.سكان رهبري براي جام ملت‌هاي آسيا در سال 2000 در لبنان مجددا به جلال طالبي سپرده شد. پس از صعود الله بختكي از گروه در اين مسابقات رو در روي كره‌ي جنوبي قرار گرفتيم. همه‌ي آن‌ها خود را آماده‌ي باخت در برابر ايران كرده بودند اما شاهكار برومند و عدم وجود قدرت رهبري و بازي‌خواني از سوي طالبي در پايان يك بر دو به كره باختيم و حذف شديم و در بين چهار تيم قرار نگرفتيم.براي مقدماتي جام جهاني 2002 بلازويچ تيم را ترسو و دفاعي كرد تا با توطئه‌ي عرب‌ها دوباره به بحرين ببازيم و از پس ايرلند برنياييم و غايب جام‌جهاني كه براي اولين‌بار در آسيا (كره‌ي جنوبي و ژاپن) برگزار مي‌شد باشيم.براي بازي‌هاي آسيايي 2002 تيم ناچار بود از بازيكنان اميد استفاده كند. همين جوانگرايي ميدان را براي بازيكناني همچون نكونام باز كرد تا برانكو با تيمي جوان قهرماني پورحيدري را تكرار كند.پس از اين تيم براي مقدماتي جام ملت‌هاي 2004 چين خود را آماده كرد. تيم برانكو ترسو و دفاعي بود به همين دليل در مسابقات 2004 غير از بازي در مقابل كره‌ي جنوبي كه خود بازيكنان براي تلافي شكست چهار سال پيش انگيزه داشتند در بقيه‌ي بازي‌ها تيم با جان و دل بازي نمي‌كرد. براي همين باز در نيمه‌نهايي به چين باختيم و در ديدار رده‌بندي بحرين را برديم و سوم شديم.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 11:03:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش هفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-dj980kvgw2j8</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سال دوم شماره‌ي 31 سه‌شنبه 28 تير 1384نيشتري بر حباب 7حسن آذرنیا----با رخصت از تمام كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.قهرماني تيم نيم‌بند ايران در سال 90 ميلادي همه را از پروين طلبكار كرد به طوري كه زمين و زمان از او انتظار داشتند كه تيم ملي را در جام ملت‌هاي آسيا 92 ميلادي ژاپن به مقام قهرماني برساند. اين انتظار غيرمنطقي موجب وارد شدن فشار و استرس زيادي به پروين شد به طوري كه گويي خود او نيز مقامي غير از قهرماني را فاجعه‌ي ملي محسوب مي‌كرد. همين امر در عملكرد او بويژه در انتخاب بازيكن و اتخاذ تاكتيك، تاثير بسيار منفي داشت. براي مثال دو مهاجم ما جمشيد شاه‌محمدي و علي‌اصغر مديرروستا بودند. اولي را براي زدن توپ‌هاي هوايي برديم و دومي را براي تقه زدن (ضربه‌ي خشك به توپ)، مديرروستا بازيكن ميدان‌هاي بزرگ نبود او در سطح باشگاهي مي‌توانست بدرخشد و شاه‌محمدي نيز جرم عضلاني كافي را براي تبديل شدن به يك هدزن قهار در خط حمله نداشت. از طرف ديگر تاكتيك تيمي به‌گونه‌اي بود كه در سه بازي انجام شده هيچ‌يك از حريفان خود را چپ و راست نكرديم و پاس عرضي 7 در 8 مايل در حركت تيمي ديده نشد. سانترهايمان را پس از رد شدن از كنار دفاع‌هاي كناري حريف انجام نمي‌داديم و اغلب از ميانه‌ي ميدان انجام مي‌شد كه دفاع حريف رو به توپ بود و تك و توك سانترهاي نرمي هم كه وارد محوطه‌ي جريمه‌ي حريف مي‌شدند نه به تير اول مي‌رسيد و نه به تير دوم بلكه درون محوطه‌ي شش قدم در كف دست‌هاي دروازه‌بان جاي مي‌گرفت. بدين ترتيب شاه‌محمدي را خودمان از كار انداختيم. پاس‌هاي تند و تيز عمقي و عرضي كوتاه نيز به مدير روستا نمي‌رسيد تا با تقه زدن توپ را درون دروازه‌ي حريف قرار دهد كاري كه شگرد او بود. فشار عصبي به گونه‌اي كادر رهبري تيم را منفعل كرد كه در هر سه بازي با همان 11 بازيكن ثابت به ميدان رفتيم و كادر حتي جرئت يك تعويض را هم به خود نداد. آن‌ها احتمالا اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند. در واقع ما در بازي با امارات صفر بر صفر شديم، درب صعود به نيمه‌نهايي را به روي خود بستيم. هرچند در ظاهر گل كازايوشي ميورا تيم ما را مقابل ژاپن با حساب يك بر صفر بازنده و حذف كرد ولي عدم چاره‌انديشي در بازي دوم براي مهار هافبك بلندقامت، انرژيك، دونده و بي‌موي امارات ما را از صعود بازداشت.اين شكست غرور پروين را جريحه‌دار كرد و او را تا حدي به خود آورد تا تيم را متحول كرده و با استفاده از بازيكنان جديدي همانند علي دايي، امير قلعه‌نويي و … پاي به بازي‌هاي مقدماتي جام‌ جهاني 94 ميلادي آمريكا بگذاريم. بدبختانه اين تيم عابدزاده را از دست داد و در آخر با حضور بهزاد غلامپور تخريب شده و با دروازه‌اي نامطمئن پاي به ميدان مسابقه گذاشت. بهزاد را در مسابقات فوتبال سالني غير رسمي به مربيگري محمد مايلي‌كهن كه در سطح جهاني برگزار مي‌شد به ميدان فرستادند. در اين نوع مسابقه شوت‌ها تند و تيز بوده و توپ كوچكتر مي‌باشد و دروازه‌بان با حركت ساده‌ي كف دست مي‌تواند توپ را دور كند. بهزاد آنقدر اين كار را در مسابقات به خوبي انجام داد كه دروازه‌باني خودش يادش رفت، راه رفتن كبك را به خوبي ياد گرفت ولي در فوتبال چمني نمي‌شود مانند كبك راه رفت. به همين دليل در برابر كره‌جنوبي و عربستان با آبشارهاي كوتاه توپ را به مهاجمان آنان پاس داد تا در اين دو ديدار جمعا هفت بار دروازه‌ي ما گشوده شد. در برابر ژاپن يك گل تاريخي دريافت كرد كه ديدن آن پس از گذشت 12 سال براي علاقمندان فوتبال هنوز هم خالي از لطف نيست. در آن مسابقات ژاپن و كره‌ي شمالي را برديم و به عراق، عربستان و كره‌ي جنوبي باختيم تا مسافر جام جهاني آمريكا نباشيم. بعد از اين مسابقات استانكو مربيگري تيم ملي را به دست گرفت و براي بازي‌هاي آسيايي 1994 هيروشيما تيم را آماده كرد. البته او موفق به اين كار نشد، بازيكنان معرفي شده به او تركيب همگوني نداشتند، در مسابقات نيز با مصدوميت علي دايي، دندان ببر استانكو كشيده شد و در مقابل چين كريم باقري را به نوك حمله فرستاد تا با هد، گل بزند گويا استانكو نمي‌دانست كه منافي و محرمي دو شوت‌زن قهار ما در دو طرف ميدان حضور دارند و فكر مي‌كرد فقط با هد مي‌شود گل زد. به چين هم يك بر صفر باختيم تا از گروه خود نيز بالا نرويم. هرچند خيلي‌ها مصدوميت علي دايي را علت اصلي مي‌دانند ولي استانكو اهل هجوم و حمله نبود و تيم او باد صبا بود تا توفان صرصر.در ادامه‌ي بحث فني به پشتوانه‌سازي مي‌پردازيم.پشتوانه‌سازي در سي سال گذشته‌ي فوتبال ايران زياد جدي گرفته نمي‌شد. هرچند در دهه‌ي 70 ميلادي اين امر پررنگ‌تر شد و همزمان ما تيم ملي الف، ب، اميد، جوانان و نوجوانان خوبي داشتيم و عموما در يك پست دو يا سه مهره را همزمان در اختيار داشتيم اما در آن سال‌ها نيز نخبه‌كشي در فوتبال وجود داشت يا حداقل مي‌توان گفت بي‌توجهي به نخبه‌ها. براي مثال در درون دروازه مرد پرآوازه و قابل اطمینانی همانند ناصر حجازي را در داشتيم كه عملكرد او نياز به توضيح ندارد و بجز ضعف نسبي در مهار ضربات پنالتي و خروج‌هاي تك به تك معمولا نقطه ضعف ديگري از خود نشان نمي‌داد. در كنار او منصور رشيدي متعصب بود كه پنالتي‌گير و مشت‌كن خوبي بود و در جاگيري‌ها نيز مانند نداشت اما به او آنقدر ميدان ندادند تا زمانی که قهر كرد و رفت. هرچند او خود را در چند بازي نشان داد. اما دروازه‌باناني بودند كه اين فرصت را هم نيافتند. مانند محمدرضا كربكندي مربي فعلي تيم ذوب‌آهن اصفهان و دروازه‌بان اسبق همان تيم. او توپ‌گير و پنالتي گير قابل اطمینانی بود و در جاگيري‌ها حرف نداشت. واكنش‌هاي پلنگ‌آساي او در مهار توپ‌هايي كه به سه جاف دروازه فرستاده مي‌شد، مانند منصور رشيدي معروف بود. علاوه بر آن اعتماد به نفس او بسيار بسيار بالا بود. به طوري كه در ضربات پنالتي و ضربات آزاد، پاهارا كمي از عرض شانه بيشتر باز مي‌كرد، از كمر كمي به جلو خم مي‌شد، دست‌ها را به طرفين باز مي‌كرد و لب پايين را يكبار به روي سبيل‌اش مي‌كشيد، ابروها را به داخل جمع مي‌كرد و با نگاهي كه برق از آن مي‌جهيد توپ و بازيكن زننده‌ي ضربه را مي‌نگريست به طوري كه بازيكنان از ايستادن پشت توپ پشيمان مي‌شدند. ولي نفوذ لازم را در پايتخت نداشت، تا سال‌ها بعد از حجازي دروازه‌ي تيم ملي را بيمه كند. غير از او دروازه‌باناني همچون كريم بوستاني (نيرو اهواز)، رضا قفل‌ساز (پاس تهران)، وازگن صفريان‌ (پرسپوليس تهران) نيز مي‌توانستند به راحتي در چارچوب دروازه‌ي تيم ملي جاي گيرند و به حفاظت از آن بپردازند.در اين گير و دار با چه نفوذي و از روي چه اصلي فريادشيران و بهرام مودت را مطرح كردند بر نگارنده پوشيده است. اين دو يك‌چهارم توانايي دروازه‌بانهاي نامبرده را نيز نداشتند.در سال‌هاي بعد نيز بي‌توجهي به پشتوانه‌سازي شدت گرفت. در خلال دهه‌هاي 80 و 90 ميلادي بازيكنان بسيار خوبي را در سطح ملي از دست داديم. بطور مثال اميرفرهاد يعقوبي حركاتي شبيه مجيد نامجومطلق داشت ولي كسي به او توجهي نكرد تا وقتي كه مجيد نامجومطلق بازنشسته شد يك مطلق ديگر در تيم ملي حاضر باشد. در حال حاضر نيز عدم توجه به پشتوانه‌سازي بيداد مي‌كند. مهاجم فيزيكي غير از دايي در سطح ملي نداريم و عدم توجه به فراز فاطمي كه براحتي مي‌تواند در حكم مهاجم فيزيكي روي زمين و هوا باشد ما را از يك پشتوانه‌ي آماده براي دايي محروم كرده است. گروهي معتقدند دايي نمي‌خواهد كسي باشد كه تا حدي مشابه او عمل كند و با او تعويض گردد. به هر حال نتيجه يكي است، فنا شدن فراز فاطمي و حتي عباسفر مهاجم بلندقد ديگري كه مي‌تواند يك مهاجم فيزيكي باشد و مورد بي‌مهري قرار گرفته است. البته عنايتي به علت تكيده بودن در كارهاي فيزيكي به پاي دايي و فاطمي نمي‌رسد. در درون دروازه نيز ميرزاپور و رحمتي لول بدني (انعطاف بدني) كافي را ندارند و در خروج‌ها و جاگيري‌ها از هوش كافي برخوردار نيستند. توجه بيشتر به مهدي واعظي مي‌توانست در سال‌هاي اخير درواز‌ه‌ي تيم ملي ما را محكم‌تر نمايد. او خونسرد، جاگير و شوت‌گير است. در تك به تك‌ها ميانگين عملكرد خوبي دارد. همچنين ضريب هوشي مناسب و انعطاف بدني كافي را دارد. توجه به حسين كاظمي ما را مي‌تواند صاحب يك شاهرخ بياني ديگر نمايد. او بسيار دونده است و توپ را بين دو بازيكن حريف به خوبي قطع مي‌نمايد. خصوصياتي كه شاهرخ بياني در حد بالايي از آن‌ها برخوردار بود. كاظمي دونده، جنگنده و شوتزن است و بسيار متعصب. اما به او حتي در باشگاهش نيز توجه كافي نمي‌شود چه برسد به تيم ملي. شيري هافبك ديگر استقلال با كمي تجربه و ميدان‌ديدگي مي‌تواند يك علي كريمي ديگر باشد مثل او لول بدني دارد، تكنيك دارد و از او دونده‌تر است. فقط تجربه كم دارد كه به او بايد ميدان داد تا در سطح باشگاهي و ملي خود را مطرح كند. سمت چپ تيم ملي در غياب نيكبخت آماده، لنگ مي‌زند و هيچ‌كس ميثم منيعي را در پاس نمي‌بيند كه چگونه سمت راست حريفان پاس را در جام باشگاه‌هاي آسيا به هم مي‌ريزد و چه پاس‌هاي مناسبي مي‌دهد و چه شوت‌هاي زيبايي حواله‌ي دروازه‌ي حريف مي‌كند. اگر شيري در پاس بود سمت چپ و راست پاس حرف نداشت. اما افسوس كه در استقلال است جايي كه مربي جوان آن تحمل موفقيت جمعي را ندارد و مي‌خواهد موفقيت‌ها را به خود نسبت دهد و هر بازيكني در دو يا سه بازي خوب عمل كند و مطبوعات بگويند بازيكن عملكرد خوبي داشت و استقلال نتيجه گرفت اميرخان قلعه‌نويي او را در هفته‌ي بعدش از تركيب بيرون مي‌گذارد تا ثابت كند موفقيت‌هاي استقلال سهم اوست و تحمل ندارد تا قسمتي از اين موفقيت‌ها را به بازيكنان ديگر نسبت بدهد. هرچند در زبان به گونه‌ي ديگر سخن مي‌گويد ولي مهم عمل كردن است. بيرون ماندن سامره بعد از بازي‌هاي قابل قبولش از تركيب اصلي، خارج شدن متناوب صادقي، قرباني و لطفي بعد از يكي دو بازي قابل قبول، تاييدكننده‌ي اين مطلب مي‌باشد كه سخن و عمل آقاي قلعه‌نويي يكي نيست.در مربيگري نيز او نشان داد در مقابل ذوب‌آهن و فولاد قادر نيست يك تركيب دفاعي متكي بر ضد حملات را بچيند. اگر در هفته‌هاي پاياني 3 امتياز به هريك از اين تيم‌ها نمي‌داد اكنون سوم نمي‌شد و قهرماني را از دست نمي‌داد.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:57:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش ششم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B4%D8%B4%D9%85-bhwkrce3xses</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سال دوم شماره‌ي 30 شنبه 11 تير 1384نيشتري بر حباب 6حسن آذرنیا----با رخصت از تمام كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.بعد از ناكامي در مسابقات زيرگروه جام‌ جهاني 90 ميلادي كادر تيم ملي دوباره دستخوش تغيير گرديد. علي پروين سكاندار جديد تيم ملي بود كه از لحاظ قاطعيت چيزي از دهداري كم نداشت اما چون نسل پا به توپ آن زمان اغلب پروين را در زمين به عنوان يك بازيكن فوق ستاره ديده بودند، او را بيشتر از دهداري قبول داشتند و اين صميميت، نارضايتي حاصل از قاطعيت او را تخفيف مي‌داد.علاوه بر آن پروين با تركيبي از ستارگان قبلي و چهره‌هاي تازه روشده مي‌توانست انعطاف تركيبي بهتري در زمين ايجاد كند. همچنين وجود بازيكناني مثل جواد زرينچه و مجيد نامجومطلق در راست كه با همخواني بسيار بالاي بازي با همديگر و حركت كشويي مركب، هم قدرت تهاجمي سمت راست را بالا برده بودند و هم نيروي دفاعي قابل توجهي در سمت راست ايجاد كرده بودند و علاوه بر آن تجربه‌ي محمد پنجعلي و تعصب برادران فنوني‌زاده و دوندگي فراوان سيروس قايقران كه خط مياني ما را آسيب ناپذير نشان مي‌داد. وجود شاهرخ بياني به عنوان بازيكن بسيار پرتلاش و متعصب كه شگرد او قطع توپ‌هاي حريف در ميان راه بود، نيز در ميانه ميدان موهبتي براي پروين بود. جنگندگي مجتبي محرمي و تكنيك سيدمهدي ابطحي سمت چپ ما را تقريبا بيمه كرده بود. تمام اين عوامل موجب شد كه در مسابقات بازي‌هاي آسيايي 1990 پكن حريفان مطرح شرقي خود را به راحتي از پيش روي برداريم. هرچند عدم راهيابي به بازي پاياني در سطح مسابقات آسيايي در رده‌ي ملي از اواخر دهه‌ي 70 ميلادي تا سال 90 ميلادي دلهره‌اي در بازيكنان ايجاد كرده بود كه نكند باز به دور از يك فينال ديگر از مسابقات خداحافظي كنيم. اما همه‌ي عوامل دست به دست هم دادند تا ما اين بار در سكوي اول قرار بگيريم. اين عوامل چه بودند؟1- مهمترين آن درجه 3 بودن اين مسابقات در سطح آسيا بود، زيرا مسابقات انتخابي جام جهاني در سطح آسيا و نيز جام ملت‌هاي آسيا مهمتر از فوتبال بازي‌هاي آسيايي در اين قاره است و تيم‌هاي آسيايي بيشتر چشم به مسابقات مقدماتي جام‌ جهاني و بعد از آن جام ملت‌هاي آسيا دوخته‌اند.2- به علت عدم پيشرفت ورزش در آن زمان در اغلب كشورهاي عربي و همچنين با توجه به تمامي رشته‌هاي موجود در بازي‌هاي آسيايي، اغلب عرب‌ها چون در رده‌بندي مدالي اين بازي‌ها جاي مناسبي را براي خود پيش‌بيني نمي‌كردند، قيد شركت در مسابقات را زده بودند. تنها حريفان مطرح شرق آسيا در ميدان حضور داشتند.3- عامل ديگر انگيزه‌ي بازيكنان ملي ما بود كه مي‌خواستند به بيش از يك دهه ناكامي فوتبال ما پايان ببخشند.با اين شرايط مسابقات آغاز شد.در گروه اوليه‌ي مسابقات تنها حريف مطرح كره‌ي شمالي بود كه يك بر صفر عقب افتاد و سپس كار را به تساوي يك بر يك كشاند. اين امر موجب خشم شاهرخ بياني شد به طوري كه تقريبا بلافاصله پس از گل تساوي كره‌ي شمالي توپي را در ميانه‌ي ميدان از آن خود كرد و پا به توپ از قوس مياني زمين كره‌ي شمالي چند گامي فراتر نهاد و با دندانهاي به هم فشرده و از فاصله‌ي تقريبا چهل متري با شوتي سنگين دروازه‌ي حريف را گشود تا در پايان تابلوي ورزشگاه برتري دو بر يك ما را نشان بدهد.بعد از صعود از گروه اوليه به ژاپن برخورديم كه تا آن موقع حريف درجه يكي براي ما به شمار نمي‌رفت و اغلب مغلوب فوتبال ما بود. در آن سال نيز با گل صمد مرفاوي يك بر صفر ژاپن را از پيش روي برداشتيم و به جمع چهار تيم پيوستيم. در اين مرحله بود كه خود را رودرروي كره‌ي جنوبي ديديم، رقيبي كه همه از آن وحشت داشتند غير از عابدزاده. پروين براي اين بازي تركيبي دفاعي و فشرده متكي بر ضدحملات چيد. اما خصوصيات فردي تك‌تك بازيكنان در داخل زمين بود كه نتيجه‌ي بازي را رقم زد. حركت‌هاي طولي قايقران در آن بازي بسيار ديدني بود. او را مي‌ديديم كه در پشت دفاع توپ عمقي كره‌اي ها را از آن خود مي‌كند و لحظاتي بعد اين قايقران بود كه در پشت دفاع كره صاحب توپ مي‌شد و در يكي از همين حركت‌هاي خود باعث گشوده شدن دروازه‌ي قرمزهاي شرقي شد تا آنان مات و مبهوت پشت فينال بايستند. در روز فينال خود را دوباره رودرروي كره‌ي شمالي ديديم و استرس‌هاي فينال بيش از نيمي از توانايي‌هايي بازيكنان ما را كاهش داد. در اين بازي اخراج يكي از بازيكنان كره‌ي شمالي باعث شد كه آنان با تجمع در يك‌سوم دفاعي خود به دفاعي فشرده روي آورند. پروين كه خود با اين روش كره‌ي جنوبي را از پيش روي برداشته بود از حمله‌ي همه‌جانبه‌ي بازيكنان جلوگيري كرد و دستور يك بازي متعادل و باحوصله را صادر كرد زيرا در ضربات پنالتي به عابدزاده اطمينان كامل داشت كه همانگونه هم شد و پس از تساوي بدون گل در 120 دقيقه در ضربات پنالتي با درخشش عابدزاده كره را شكست داديم و بالاخره پس از سال‌ها يك مقام قهرماني در رده‌ي ملي فوتبال آسيا بدست آورديم.اين قهرماني ما را براي مسابقه‌ي نمادين بين قهرمان‌هاي آسيا و آفريقا رودرروي الجزاير قرار داد كه با نفوذهاي زرينچه و پاس‌هاي نامجومطلق و بغل پاهاي صمد مرفاوي، الجزاير را در تهران دو بر يك شكست داديم. در آن بازي تمامي بازيكنان ما دويدند و جنگيدند و هنرنمايي كردند و تنها اشتباه كل بازي دفع توپ از سوي محمد پنجعلي به پشت 18 قدم خودمان بود كه با شوت سنگين بازيكن الجزايري در درون دروازه‌ي ما جاي گرفت. هر چند در الجزاير يك بر صفر باختيم و جام نمادين را به عرب‌ها تقديم كرديم ولي تيم ما از هر جهت بهتر از تيم الجزاير بود.بحث فني را با بررسي كارهاي تيمي (تاكتيك) پي مي‌گيريم:تاكتيك شامل آرايش بازيكنان در زمين‏، نوع حركت بازيكنان و نحوه‌ي به حركت در آوردن توپ از سوي بازيكنان مي‌باشد.5-1) آرايش بازيكنان در زمين: در اين مورد تركيب‌هاي چهار - چهار - دو يا چهار – سه – سه پايه‌ي آرايش بازيكنان ملي در دهه‌هاي 70 و 80 ميلادي بود. سپس آرايش سه – پنج – دو را آزموديم و دوباره به آرايش چهار – چهار – دو نوين بازگشتيم.در سير اين تحول و عموما در سطح باشگاهي با توجه به نظرات مربيان و دانسته‌هاي آنان با تركيب‌هايي مانند سه – شش – يك و سه – چهار – دو – يك نيز روبرو مي‌شديم. ولي در كل چون فوتبال شناور نتيجه‌بخش ترين فوتبال است، جاي بازيكنان در زمين ثابت باقي نمي‌ماند و آرايش‌ها تنها ارقام روي كاغذ بودند و هر مربي سعي مي‌كرد بازيكنان را به تحرك بيشتري وادارد. هرگاه هريك از اين آرايش‌ها با توجه به موقعيت حريف چيده شوند بهتر نتيجه مي‌دهد.5-2) نوع حركت بازيكنان: حوزه‌ي حركت هر بازيكن در طول و عرض و قطر با توجه به نظر مربيان تعيين مي‌شود. براي مثال در آرايش چهار – چهار – دو مدافع و هافبك كناري در هر طرف، حركت طولي بيشتري دارند و در آرايش سه – پنج – دو اين فشار روي دو پيستون كناري هست كه حركت طولي را انجام دهند. با توجه به ديدگاه هر مربي تعيين نوع حركت و ميزان حركت هر بازيكن، مي‌تواند در نتيجه‌ي كلي بازي بسيار تاثيرگذار باشد. هر چند در اين امر نبايد قدرت، تركيب و نوع حركت حريف را ناديده گرفت.5-3) نحوه‌ي به حركت در آوردن توپ از سوي بازيكنان: برخي مربيان حركت توپ روي زمين را ترجيح مي‌دهند مثلا آرسن ونگر سرمربي آرسنال. برخي مربیان توپ را تقريبا تا حدود قامت بازيكنان از زمين جدا و به حركت در مي‌آورند همانند فرمان انتقال توپ مربي چلسي آقاي خوزه مورينيو. برخي ديگر به توپ‌هاي بلندتر روي مي‌آورند همانند تري ونبلز مربي سابق تيم ملي انگليس. گروهي از مربيان تاكيد بر توپ‌هاي طولي و عمقي دارند و گروهي با پاس‌هاي كوتاه توپ را به دروازه‌ي حريف مي‌رسانند، كه هريك از اين روش‌ها مزايا و مشكلات خاص خود را دارند. بهترين كار تسلط به همه‌ي روش‌ها و استفاده‌ي انتخابي و تركيبي از آن‌ها با توجه به شرايط جوي و قدرت بازيكنان حريف مي‌باشد. موردي كه در تمام مسائل مربوط به تاكتيك مهم است اين است كه نحوه‌ي انتخاب صحيح آن‌ها و قدرت تغيير ناگهاني آن‌ها در هنگام بازي با توجه به شرايط پيش‌بيني نشده وجود داشته باشد ولي اكثر مربيان داخلي و خارجي فوتبال ما قدرت گزينش، انعطاف و يا تغيير ناگهاني تاكتيك تيمي را ندارند و آنچه را كه در ذهن خود دارند و عموما به يك يا دو حالت تاكتيكي خاص منحصر است، مصرانه در داخل زمين به اجرا در مي‌آورند و در صورت ناكامي، داور، زمين و زمان و آب و هوا، مسئولين و يا حتي تماشاگران را مقصر اصلي ناكامي خود قلمداد مي‌كنند. نياز به توضيح نيست كه در اجراي تمام كارهاي تاكتيكي ويژگي‌هاي فردي بازيكنان تحت اختيار مربي تاثير مستقيم و بسزايي دارد.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:45:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-knjskss8zael</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سال دوم شماره‌ي 29 سه‌شنبه 31 خرداد 1384نيشتري بر حباب 5حسن آذرنیا----با رخصت از تمامي كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.در ادامه‌ي بررسي نكات مهم تاريخ فوتبال ايران به مقطع زماني مابين بازي‌هاي آسيايي 86 ميلادي سئول و جام ملت‌هاي آسيا در سال 88 ميلادي قطر مي‌پردازيم. در اين برهه بازيكنان بزرگ تيم ملي كه به حق، ستارگان زمان فوتبال ما بودند به علت اعمال اقتدار بيش از حد كادر رهبري تيم ملي، (كه از سوي بازيكنان، اين سخت‌گيري بي‌مورد و بيش از حد تصور بود) از تيم ملي كنار كشيده و يا كنار گذاشته شدند و قبل از اين كه تيم ملي فوتبال به فكر مسابقات زيرگروه جام ملت‌هاي آسيا بيفتد، خود را براي حضور در المپيك 88 ميلادي رودرروي تيم ملي كويت ديد و با جمعي از بازيكنان جوان و كم‌تجربه براي ديدار با كويت به قطر رفت. زيرا فيفا با فشار و شانتاژ اعراب، ايران را مكاني ناامن براي برگزاري مسابقات بين‌المللي فوتبال تشخيص داده بود و قرار شد ديدار رفت و برگشت ايران و كويت به جاي دو كشور ايران و كويت در قطر برگزار شود.اما چرا اعراب مصرانه به دنبال لغو برگزاري مسابقات در داخل كشور ايران بودند؟ آن‌ها به عينه مي‌ديدند كه در تورنمنت داخلي دهه‌ي فجر در ايران چندسالي است با شركت تيم‌هاي خارجي به‌خصوص از اروپاي شرقي جدي‌تر گرفته مي‌شود و همين امر موجب پيشرفت فوتبال ايران و گرفتن درس‌هاي تازه از تيم اميد ملي لهستان، تيم ملي ب روماني و يا حتي تيم‌هاي باشگاهي همچون لوكوموتيو لایپزيك و دينامودرسدن مي‌شد. عرب‌ها براي اين كه فوتبال ايران را در انزوا نگه دارند و مانع از پيشرفت فوتبال ما شوند، جنگ را بهانه‌ي ناامني قرار داده بودند در حالي كه جنگ از سال 80 ميلادي شروع شده بود و تا سال 86 هيچ تلفاتي در ورزشگاه‌ها به هنگام برگزاري مسابقات فوتبال نداشتيم.بحث ما به آنجا رسيد كه تيم ملي فوتبال ايران باز هم با همان كادر بسيار مقتدر انضباطي آقاي دهداري و اما متحول ‌شده‌ از لحاظ بازيكن رو در روي كويت قرار گرفت. بازيكناني همچون احمدرضا عابدزاده، سيامك رحيم‌پور‏، حسين مسگرساروي، محمدحسن انصاري‌فرد، مجيد نامجو مطلق و … به مقابله با كويت شتافتند. در بازي اول پيروزي از آن ما بود. در آن بازي نكته‌ي جالب در فوتبال ملي ما دوندگي بيش از حد بازيكنان بخصوص بيژن طاهري، بيش از همه جلوه داشت اما از درخشش احمد عابدزاده نيز نبايد چشمپوشي كرد ولي نكته مهم براي پيروزي 2 – 1 ما دستكم گرفته شدن اين تيم از سوي كويتي‌ها بود كه ميدان را از ستارگان ملي ما خالي مي‌ديدند. در اين بازي ايران ميزبان و كويت مهمان فرض شده بود. در بازي دوم كه آن هم در قطر برگزار شد كويت ميزبان و ايران مهمان فرض شد. كادر رهبري تيم نقشه موثري از لحاظ تاكتيكي براي مقابله نداشت و فرمان « بزن زيرش ببين تا كجا ميره » معلوم نبود كه از سوي مربيان صادر شده بود يا اين كه بازيكنان خودبخود از اين تاكتيك پيشرفته! فوتبال استفاده مي‌كردند. اين فوتبال بدون شك، علي اصغر ‌هاي جهان را راضي كرد زيرا علي‌اصغري تر از اين فوتبال نه از قبل بوده و نه ممكن است بعد از اين ديده شود.در بازي دوم تا دقيقه‌ي 88 نتيجه را 0 – 0 نگه‌داشتيم هر چند، چندين بار توپ حتي به ميان تماشاچيان هم رفت. اما در دقيقه‌ي 88 سيامك رحيم پور مدافع مياني جنگنده‌‌ي ما، پاي العنبري هافبك نفوذي كويت را در داخل محوطه‌ي جريمه قلم كرد تا فيضل الدخيل مهاجم كهنه‌كار كويتي و عابدزاده را در دوئل پنالتي رودرروي هم قرار دهد. فيضل نواخت و عابدزاده هم با شيرجه‌ بلند به سمت چپ خود به پرواز درآمد اما افسوس كه توپ در سه‌كنج دروازه‌ي ما قرار گرفت. و اين بازي با همين تك گل به نفع كويت تمام شد. و تك گل بازي اول براي كويت دو گل محسوب شد و ما از مقدماتي المپيك حذف شديم. تا به فكر جام ملت‌هاي 1988 قطر باشيم. در زيرگروه اين بازي‌ها كه در كشور نپال و با وضعيت نا مناسب آب و هوايي و نيز امكانات بسيار نامناسب بهداشتي و اقامتي برگزار شد بر روي كاغذ تنها حريف قدر ما سوريه بود. هرچند زمين بسيار ناهموار نيز حريف ديگري در برابر بازيكنان به شمار مي‌رفت. بازيكنان تقريبا بدون تاكتيك ما در اين بازي‌ها از جان مايه گذاشتند، دوندگي روانشاد سیروس قايقران و هد زني کریم باوي و نفوذ‌هاي مرتضی كرماني مقام در زير مشت و لگد و با بيني خون‌آلود، عزم جزم شده بازيكنان ما را براي صعود نشان مي‌داد. اما موثر ترين حركت شوت‌هاي مستقيم عابدزاده براي مهاجم نوك و هد زني غافل گيركننده‌ي کریم باوي بود كه در هنگام ضد حمله از آن استفاده مي‌شد و بسيار موثر هم بود. تيم ملي سوريه كه بهتر تدارك ديده شده بود و به همراه خود مواد غذايي و آشپز نيز آورده بود، سرحال تر نشان مي‌داد و در آخر نيز به عنوان تيم اول از اين گروه به دور بعد صعود كرد و براي اولين بار بالاتر از ايران قرار گرفت. اما بازيكنان دونده و متعصب ما با وجود مسموميت غذايي، ناداوري و فقر تاكتيكي مربيان با تلاش خود تيم را به عنوان تيم دوم گروه بالا كشيدند.اين صعود زار و نزار موجب شد كه در دور نهايي تيم‌هايي كه هيچ‌وقت در مقابل ما عددي محسوب نمي‌شدند به خود قول‌هايي دهند و سراب پيروزي ببينند بطوريكه در دور نهايي قطر دم از پيروزي با اختلاف زياد گل مقابل ايران را مي‌زد. كه در بازي اول با دو گل منكوب و مرعوب ملي پوشان ما شد. 2 گلي كه حاصل حركات ناشي از فوتبال محلاتي ما بود. به خصوص آن يك و دوی دقيق وگل‌كوچكي فرشاد پيوس و كريم باوي كه خيلي به دل چسبيد. اما اين فوتبال بگير و نگير در مقابل ژاپن و كره‌جنوبي جواب نداد. بخصوص در مقابل كره كه مربيان چند بازيكن اصلي از جمله عابدزاده را نيز رو نيمكت نشانده‌بودند و احمد سجادي درون دروازه قرار گرفته بود. حاصل آن پيش افتادن 3 – 0 كره جنوبي بود و آمدن عابدزاده به ميدان تنها از شكست سنگين‌تر ما جلوگيري كرد. در اين بازي مرتضي فنوني زاده با مهاجم كره‌اي براي توپ كورس بستند همه حتي خود مرتضي نيز مي‌دانست كه به بازيكن كره‌اي نخواهد رسيد اما با تعصب و دندان‌هاي به‌هم فشرده تا آخرين لحظه به دنبال مهاجم كره‌اي دويد تا درسي به احمد سنجري داده باشد. در نيمه‌نهايي به ديدار عربستان رفتيم و با گل ماجد عبدالله 1 – 0 مغلوب شديم. حتي مهار پنالتي از سوي عابدزاده نيز نتيجه را عوض نكرد. به اين ترتيب عربستان همانند سال 1984 دوباره ما را به بازي رده بندي فرستاد. هر چند چين را در ضربات پنالتي با درخشش عابدزاده شكست داديم و سوم شديم اما ظرفيت فوتبال ما بيش از اين بود.آنچه كه به ما ضربه زد در وهله‌ي اول به روز نبودن دانش كادر مربيگري و عدم استفاده از تاكتيك‌هاي مناسب و متنوع و در وهله‌ي دوم عدم استفاده از تمام سرمايه‌هاي فوتبال ما بود. بطوريكه مي‌توان گفت ما يك تيم ملي بهتر از تيم اعزامي را در تهران جا گذاشته بوديم. هرچند بازيكنان اعزامي نيز از جان مايه گذاشتند و روانشاد سیروس قايقران، مرتضي و مهدي فنوني‌زاده، سيد مهدي ابطحي و … تا آن‌جا كه مي‌توانستند تلاش كردند اما چه سود كه انتقادات صاحب نظران بخصوص آقاي ابوطالب مربي آن زمان تیم فوتبال بوتان تهران كه خواستار تنوع تاكتيكي بودند از سوي مسئولين و مربيان تيم ملي ناديده گرفته شد. تا نتيجه دلخواه بدست نيايد. پس از اين مسابقات نيز تيم ملي فوتبال ايران با همان كادر در زيرگروه مقدماني جام جهاني 1990 ايتاليا شركت كرد. در زيرگروه كار به جايي رسيد كه تايلند و بنگلادش هم يقه مارا بدجوري گرفتند و حتي بنگلادش در تهران تا دقيقه‌ي 88 با ايران 0 – 0 مساوي بود كه در اين دقيقه صمد مرفاوي تازه وارد، دروازه‌ي بنگلادش را با ضربه‌ي سر گشود و ميليون‌ها ايراني كلي ذوق كردند كه توانستند بنگلادش را 1 – 0 شكست دهند! در همين زيرگروه شكست 2 – 0 از چين علاوه بر از دست دادن نتيجه، مطلب ناراحت كننده‌اي نيز به همراه داشت و آن عدم درك ارزش پيراهن تيم ملي بخصوص ارزش بازوبند كاپيتاني از سوي فرشاد پيوس بود كه هنگام تعويض و بيرون آمدن از زمين بازوبند كاپيتاني را به زمين كوبيد. در جريان مسابقات بر اثر فشار افكار عمومي و صاحب نظران و منتقدان، كادر آقاي دهداري بركنار شد و تيم بدست آقاي مناجاتی سپرده شد و در مقابل چين در تهران با كادر جديد 3 – 0 پيش افتاده بوديم كه آقاي محمد حسن انصاري فر هوس دروازه‌باني به سرش زد و توپ را با دست رد كرد و حاصل آن يك ضربه‌ي پنالتي بود كه درون دوازه‌ي ما جاي گرفت و روحيه‌ي تيمي ما را به هم ريخت تا گل دوم را را نيز پذيرا شويم و چين به عنوان تيم اول و تنها تيم صعودكننده از اين گروه به دور بعدي برود تا ما پس از حذف خودخواسته از جام‌هاي جهاني 1982 و 1986 ( بعلت عدم شركت ) در سال 1990 نيز توسط چين ناكام شويم.هرچند ضربه را از درون به خود زديم و با عدم توجه به نظرات صاحبنظران و منتقدين و برطرف نكردن ضعف كادر رهبري تيم ملي كار به شعار ورزشگاهي مردم سپرده شد. كه آنان اصلاح را با براندازي تعويض كردند.انبوه تماشاگران تحمل اصلاح را نداشتند و خواستار بركناري كادر مربي‌گري بودند كه زبان به فحاشي گشودند و به پرويز دهداري مرد پرافتخار سابق فوتبال ما بي‌حرمتي فراوان كردند كه باعث بسي تاسف و تاثر است.تاريخ را به حال خود رها مي‌كنيم وبه بعد فني مي‌پردازيم:4-7) سرعت: سرعت بازيكنان عامل تعيين كننده‌اي در فوتبال مي‌باشد و لازمه‌ي موفقيت تيم داشتن بازيكناني است كه در استارت‌هاي كوتاه – استارت‌هاي بلند و كورس‌هاي پا به توپ از لحاظ سرعت، كم نياورند. براي اين كار و انتخاب بازيكنان سريع اساسي ترين كار گرفتن تست سرعت در سه حالت ذكر شده از تمامي بازيكنان ليگ و يا جمع بازيكنان مورد نظر مي‌باشد. چنين آماري مي‌تواند نشان‌دهنده‌ي وجود بازيكنان سريع – خيلي سريع و فوق العاده سريع در جمع بازيكنان مورد نظر باشد. با انجام اين تست‌ها ممكن است عباس كارگري ديگري نيز از جمع فوتباليست‌هاي داخلي پيدا شود تا با سرعت خود حتي بازيكنان شرق آسيا را نيز به حيرت بياندازد. براي تقويت سرعت بازيكنان موجود نيز مي‌توان از يك مربي دوهاي سرعت در جمع مربيان بدن‌ساز سود بردو تمرينات اختصاصي دوندگان 100 متر سرعت و 110 متر بامانع و 200 متر را در مقطع بدنسازي بازيكنان قرارداد. اين امر به بهبود سرعت بازيكنان كمك شاياني مي‌كند. همچنين كار بدنسازي در پله و يا سكوي سيماني تماشاگران به شكل جهيدن يك پا و دو پا رو به بالا مي‌تواند بسيار مفيد واقع شود. براي حالت انفجاري دادن به استارت نيز مي‌توان از تسمه‌هاي كشي بلند كه به سينه‌ي بازيكنان متصل است و از پشت به جايي وصل مي‌باشد استفاده كرد.4-8) قدرت: بدون شك قدرت بدني بازيكن در درگيري‌هاي فيزيكي تعيين كننده مي‌باشد كه لازمه‌ي آن در وهله‌ي اول داشتن ساختار جسماني مناسب ابتدايي و در وهله‌ي دوم پروراندن و تقويت توده‌هاي عضلاني بدن مي‌باشد كه براي اين كار مي‌توان از يك مربي پرورش اندام و يك مربي دو‌هاي استقامت همزمان در كادر مربيان بدنساز سود برد. شنا در استخر با به همراه داشتن وزنه‌هاي مخصوص ساق پا ويا حتي پرداختن به ورزش واترپلو به اين امر كمك فراواني مي‌كند.4-9) تنفس: اگر سرعت و قدرت بازيكن با قدرت تنفس مناسب همراه نباشد، نمي‌تواند پايدار بماند. در تمام طول بازي، بازيكن بدون تنفس مناسب داراي سرعت و قدرت كافي نخواهد بود. براي افزايش توان تنفسي استفاده از تمرين‌هاي دو استقامت و بكارگيري تمرين‌هاي اختصاصي بدمينتون و شناي زيرآبي بسيار موثر است.به موارد فوق مي‌توان ريزه‌كاري‌هايي همانند افزايش نيروي جهش رو به بالا را اضافه‌ كرد كه با بستن وزنه‌هاي مخصوص به ساق پا و كار روي پله، جهش عمودي بازيكن بهبود مي‌يابد. همچنين قدرت استفاده‌ي همزمان از تا شدن كمر و نيروي كتف‌ها در ضربات سر بايد مورد توجه قرار گيرد. همانند ضربه‌ي سر چكشي معروف رود گوليت در جام ملت‌هاي اروپا 1988.براي بهبود اين امر مي‌توان كار روي پله را با سوار كردن يك بازيكن ديگر به دوش بازيكن مورد تمرين انجام داد تا عضلات بالا تنه تقويت گردد و نيز بكار گيري يك مربي بدنساز كشتي فرنگي به عنوان مشاور مي‌تواند موثر واقع شود. مورد ديگري كه قابل اشاره است انعطاف و يا به اصطلاح لول بدني بازيكن مي‌باشد. اين امر بيشتر به ساختار بدن بازيكن مربوط است اما مي‌توان آن را با پرداخت به ورزش ژيمناستيك تقويت كرد بخصوص در سنين پايين.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:38:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-dsgjx60fvrox</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سال دوم شماره‌ي 26 پنج‌شنبه 19 خرداد 1384نيشتري بر حباب 4حسن آذرنیا----با رخصت از تمام كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.در ادامه‌ي بررسي تاريخي فوتبال كشورمان به بازي‌هاي آسيايي 1986 ميلادي مي‌رسيم. بعد از ناكامي در سال 84 ميلادي كادر مربيان تيم ملي دچار تغيير شد و پرويز دهداري سكان هدايت تيم ملي را در دست گرفت. در پي اين تحول فوتبال ايران دچار دگرگوني‌هاي مثبتي شد. جدي‌تر شدن تشكيل تيم ملي ب از جمله‌ي اين دگرگوني‌ها بود. با حضور دو تيم ملي الف و ب بازيكنان بيشتري فرصت ابراز وجود پيدا كردند و مهره‌هايي همچون مجيد نامجو مطلق، محمدحسن انصاري‌فرد، جواد زرينچه، برادران فنوني‌زاده و … در فوتبال ملي ما درخشيدند بيش از همه‌ي اين بازيكنان رو شدن ستاره‌ي تابناك فوتبال ملي ما احمدرضا عابدزاده چشمگير بود. عابدزاده با اعتماد به نفس بالاي خود و نيز مهارت قابل توجه در خروج‌هاي تك‌به‌تك، مهار توپ‌هاي هوايي، جاگيري مناسب و مهار پنالتي سال‌ها دروازه‌ي تيم ملي را بيمه كرد.فوتبال ايران در اين سال‌ها از نظر مهره بسيار غني بود و ستارگان تابناكي چون سيدمهدي ابطحي‏، مجيد نامجو مطلق‏، محمد پنجعلي، اصغر حاجيلو، ناصر محمدخاني، عبدالعلي چنگيز و … را به همراه داشت. لازمه‌ي به كارگيري اين مهره‌ها و به وجود آوردن تركيب ايده‌آل از آن‌ها، وجود اقتدار كادر رهبري و استفاده از دانش بالاي تاكتيك تيمي بود.البته پرويز دهداري و يارانش در كادر رهبري تيم ملي اقتدار لازمه را داشتند و آن را اغلب بيش از حد به كار مي‌بردند. اين حاكميت روحي بيش از حد موجب نارضايتي برخي از ستارگان تيم ملي شد و آن‌ها نتوانستند با آرامش روحي كامل در خدمت تيم ملي ايران باشند و فوتبال ما نتوانست از تمام توانايي آنان استفاده كند به طوري كه اضافه شدن كريم باوي مهاجم سرزن و باتعصب نيز نتوانست به اندازه‌ي كافي مفيد واقع شود. از نظر تاكتيكي نيز كار مربيان محدود شده بود به سانتر از جناحين و استفاده از ضربات مهاجمان سرزن مثل باوي و فتح‌آبادي و همچنين ارسال توپ بلند مستقيم از سوي دروازه‌بان براي مهاجم سرزن تيم ملي. اين نارضايتي نسبي روحي و فقر تاكتيكي موجب شد كه در بازي‌هايي آسيايي 86 ميلادي در مرحله‌ي يك‌چهارم نهايي از پس كره‌ي جنوبي ده‌نفره برنياييم و پس از تساوي يك بر يك در طول بازي و وقت اضافه در ضربات پنالتي مغلوب و حذف شويم.در ادامه‌ي بحث فني به آمادگي جسماني بازيكنان مي‌رسيم كه مي‌توانيم آن را در قسمت‌هاي ساختار بدن‏، سرعت‏، قدرت و تنفس مورد بررسي قرار دهيم.در ساختار بدن بازيكنان اشاره‌ي كوتاهي داريم بر نسبت عرض بدن بر طول بالاتنه، طول پايين‌تنه، چگالي نيمرخي، حجم ماهيچه‌هاي بالاتنه، حجم ماهيچه‌هاي پايين‌تنه و ميزان جرم (وزن) بازيكنان. (اين موارد علت تامه نيستند بلكه دليلي تكميلي مي‌باشند.)4 - 1) نسبت عرض بدن به طول بالاتنه: اين نسبت بايد معقول باشد و با توجه به پست بازيكنان متناسب انتخاب شود. براي مثال اين نسبت در اروين وندرسار دروازه‌بان هلندي كم و در اد دگوي دروازه‌بان ديگر هلندي زياد بود. بنابراين هيچكدام به ماكزيمم توانايي خود نرسيدند. اما همين نسبت در دينو زوف دروازه‌بان ايتاليايي و رينات داسايف دروازه‌بان شوروي سابق متناسب بود و هر دو به نقطه‌ي اوج توانايي خود رسيدند و گاه از آن هم فراتر رفتند.4-2) طول پايين تنه: هرچه طول پايين‌تنه بلندتر باشد بازيكن مي‌تواند گام‌هاي بلندتري بردارد و پرش‌هاي بهتري داشته باشد براي مثال در سي سال گذشته سه دفاع راست موفق داشتيم كه به ترتيب حسن نظري، شاهين بياني و جواد زرينچه بودند، شاهين بياني نسبت به دو همتاي خود پايين‌تنه‌ي بلندتري داشت بنابراين در كورس‌ها موفق‌تر بود و در پرش براي هدزني نيز بهتر عمل مي‌كرد.بالاي سر حسن نظري در جام جهاني 78 ميلادي رابي رينسين برينگ هلندي با هد به ما گل زد و بالاي سر جواد زرينچه، ماجد عبدالله گلزن عربستان سعودي دروازه‌ي ما را گشود. اما بالاي سر شاهين بياني كمتر مهاجمي موفق به سر زدن مي‌شد. در تيم ملي فوتبال آلمان غربي سابق نيز مانفرد كالتز دفاع راست اين تيم با استفاده از ديلاق بودن خود نزديك به دو دهه‌ ی  موفق را سپری کرد.4-3) چگالي نيمرخي: اگر بازيكني را از نيمرخ بنگريم و در حالت راست ايستاده از سوراخ گوش، وسط مفصل شانه، وسط مفصل ران وسط مفصل زانو و استخوان قوزك پا يك خط عمود بر افق فرضي در نظر بگيريم، هر چه ميزان حجم ماهيچه در پشت اين خط بيشتر باشد (نسبت به جلوي خط) بازيكن يك استارت‌كننده‌ي ضعيف‌تر خواهد بود و در كورس‌ها كم خواهد آورد كه همين امر يكي از دلايل عقب ماندن احمد سنجري از مهاجم كويتي در سال 80 ميلادي بود.4-4) حجم ماهيچه‌هاي بالاتنه: هر چه حجم و چگالي اين ماهيچه‌ها به ويژه ماهيچه‌هاي سرشانه و كتف و بازوها بيشتر باشد بازيكن در درگيري‌هاي تن به تن به خصوص در جنگ‌هاي هوايي موفق‌تر خواهد بود. نمونه‌ي بارز آن هورست هروبش مهاجم نوك حمله‌ي آلمان غربي سابق بود كه او را هيولاي ضربه‌ي سر مي‌ناميدند. اما بازيكناني مثل غلامرضا فتح‌آبادي، بهمن طهماسبي و غلامرضا عنايتي به علت نداشتن اين امتياز نتوانستند از تمامي قدرت سرزني خود به خصوص در پرش‌هاي شانه به شانه با بازيكنان حريف بهره بگيرند.4-5) حجم ماهيچه‌هاي پايين تنه: هر چه اين ماهيچه‌ها حجم بيشتري داشته باشد بازيكن ايستاتر بوده و توان گرفتن توپ از بازيكن حريف را بيشتر دارد. مانند هانس پيتر بريگل هافبك دفاعی پیشین تيم ملي آلمان غربي سابق.4-6) ميزان جرم بازيكن: پست بازيكن با توجه به جرم او بايد متناسب انتخاب شود. جرم بازيكنان پست هافبك دفاعي، دفاع جلوزن مياني، و مهاجم نوك حمله بايد بيشتر از بازيكنان پست‌هاي ديگر تيم باشد. (البته جرم بدون چربي).</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:26:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-f5wemd53xvo0</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري پنجشنبه 13 خرداد 84 سال دوم شماره‌ي 25 صفحه‌ي 7نيشتري بر حباب 3حسن آذرنيا----با رخصت از تمام كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.همانگونه كه در بخش يك اشاره گرديد، از سوابق مستند تاريخي فوتبال ما گل كردن يك توپ هوايي توسط بازيكن 160 سانتي سنگاپوري (جام ملت‌هاي آسيا 1984) در پرش شانه به شانه با مدافع تنومند ما‏، آقاي رحيم ميرآخوري و در حضور دروازه‌بان 2 متري ما آقاي بهروز سلطاني بود! چرا چنين شد؟پس از مدافعان مياني مستحكمي چون نصرالله عبداللهي‏، حسين كازراني‏، بيژن ذوالفقارنسب و … جانشينان احتمالي آنان‏، امير مرزوقي، شجاعي (كاپيتان ذوب‌آهن) و … به طور عجيبي از فوتبال ما ناپديد شدند. به طوري كه ضعف دفاع مياني تيم ملي در دهه‌ي 1980 پاشنه‌ي آشيل تيم ملي ما شد و زبانزد خاص و عام به‌خصوص رقيبان گرديد. تنها دليل آن را از ديدگاه نگارنده مي‌توان عدم زير ذره‌بين بردن مدافعان مياني ديگر و استعداديابي از بازيكنان شهرستاني و يا حتي تهراني بيان كرد. در تكميل اين مطلب مي‌توان به فوتبال شهرستان خودمان اشاره كرد كه سرزنان قهاري همچون اسماعيل ثقفي، فريدون تيموري، فريدون اصفهانيان و … و در نسل بعدي نوجوان سرزني همچون داوود الماسي را داشت كه هريك از آن‌ها وقتي براي زدن توپ بلند مي‌شدند چشمانشان باز بود، اما رحيم خان ميرآخوري پرش با چشمان بسته را ترجيح مي‌داد تا شايد توپي به سرش بخورد و برگردد و كار خيري انجام شده باشد!بهروز سلطاني نيز انتظار نداشت بازيكن سنگاپوري در آن حد واندازه از لحاظ قامت در كنار رحيم ميرآخوري هد را بزند بنابراين غافلگير شد و عكس‌العملي نشان نداد.با اين وجود سال 84 ميلادي ابتدا با هدايت محمود ياوري و سپس ناصر ابراهيمي از لحاظ كادر مربي‌گري و توان و اقتدار و ايجاد آرامش مربيان، بسيار بهتر از سال 80 و 82 ميلادي بود و استعدادهاي خودشكفته‌اي همانند عبدالعلي چنگيز، ناصر محمدخاني و حميد عليدوستي و … به همراه داشت و كار تيم به خصوص در زيرگروه و در رويارويي با 2 حريف قابل اشاره (اندونزي و سوريه) قابل ملاحظه بود. اندونزي را با ضربه‌ي آزاد ناصر محمدخاني برديم و سوريه را با استارت زيباي عليدوستي كه هميشه از چپ خود نشان مي‌داد و از راست در مي‌رفت (به طوري كه يار مقابل داخلي او آقاي حيدري مدافع شهباز كه سال‌ها مامور مهار او بود براي موفقيت در اين امر دست به دامن قسم و آيه مي‌شد و او را قسم مي‌داد كه دريبل نزند و از او عبور نكند) از نقايص اين تيم از دست دادن گلزناني چون غلامحسين مظلومي، غفور جهاني، حسين فركي، حسين فداكار و خوب جا نيفتادن غلامرضا فتح آبادي به عنوان هدزن در نوك حمله بود. در تيم سال 84 ميلادي تعصب نيز همراه با انگيزه خودي نشان داد و در اين راه ضياء عربشاهي، اصغر حاجيلو، محمد پنجعلي و … عرق خون ريختند. اما صدافسوس كه باز در نيمه‌نهايي و اين بار در برابر عربستان براي جبران ضعف هدزني دفاع مياني، دفاع كناري ما شاهين بياني ناچار شد براي هدزدن از منطقه‌ي مياني شيرجه برود و توپ را درون دروازه‌ي خودي جاي دهد تا بازي يك بر صفر برده را در دقيقه‌ي 87 با مساوي و در ضربات پنالتي با شكست عوض نماييم و افسوسي ديگر از فينالي ديگر.خود را از غم و درد آن روزهاي پرافسوس كنار كشيده و دوباره از بعد فني نظري ديگر بر اين ورزش زيبا و پرتحرك مي‌افكنيم:در ادامه‌ي بحث به انواع ضربه زدن به توپ مي‌رسيم كه هدف از آن‌ها سانتر و يا ضربه به دروازه‌ي حريف مي‌باشد. بنابراين پاس كوتاه و متوسط مد نظر ما نيست:3-1) ضربه با نوك پا: براي توپ‌هاي تيز كاربرد داشته و در فواصل نزديك به دروازه‌ي حريف به كار مي‌رود. در صورت تمرين و ممارست مي‌توان از آن براي ارسال توپ ‌هاي بلند با قوس مثبت (به طرف خارج از بدن) و قوس منفي (به طرف داخل بدن) و نيز قوس‌هاي هوايي (ارتفاعي) استفاده كرد.3-2) ضربه با روي پا: براي شوت‌هاي مستقيم و كات‌دار مناسب بوده و در صورت تمرين و ممارست براي ضربه‌هاي چكشي نيز كاربرد دارد. براي ارسال‌هاي موج‌دار نيز مفيد است.3-3) ضريه با بغل پا: براي سانترهاي بلند ودقيق و نيز ضربات غافلگيركننده‌ي ساده و پيچ‌دار به دروازه كاربرد دارد.3-4) ضربه با پاشنه‌ي پا: براي بريدن توپ‌هاي تيز به درون دروازه معمولا همراه با چرخش بدن و گاها خم كردن بدن و ضربه از پشت سر به كار مي‌رود. (مانند اووه زيللر كاپيتان سابق تيم ملي آلمان غربي )3-5) ضربه با زانو: براي قطع كردن توپ‌هاي ارسالي به‌خصوص توپ‌هاي تيز به درون دروازه‌ي حريف مناسب است.3-6) ضربه با سر: براي توپ‌هاي بلند مناسب بوده و توسط پيشاني به شكل مستقيم و يا همراهي با گردش گردن و كتف‌ها به سمت چپ و راست كاربرد داشته و همچنين ضربه با پشت سر براي توپ‌هاي نرم‌تر جهت غافلگيري حريف به كار مي‌رود.باز ناچاريم به نكته‌اي تكراري اشاره كنيم كه اگر بازيكنان ما يك يا دو مهارت از مهارت‌هاي ضربه زدن را فراگيرند و بقيه را نياموزند در مقابله با حريف دچار مشكل شده و بازيكنان حريف پس از ديدن دو يا سه فيلم از بازي بازيكنان ما نحوه‌ي ضربه زدن بازيكنان را حدس زده و از قبل خود را براي مقابله آماده مي‌سازند و يا اگر ضربه‌اي را ناقص بياموزند مثل آقاي معدنچي كه توپ‌هاي ارسالي از راست را راحت هد مي‌كند ولي توپ‌هاي ارسالي از چپ را سوتي مي‌دهد باز به نوع ديگر دچار مشكل خواهند شد.اين مساله در مسابقات اخير تيم ملي اميد مشهود بود و جالب اين كه آقاي حسين فركي با عصبانيت او را (معدنچي) مورد خطاب قرار مي‌داد كه توپ‌ها را چرا سوتي مي‌دهد.حسين فركي كه خود زماني هدزن قابلي بود بايد اين نقيصه را تشخيص مي‌داد و دستور ارسال توپ‌هاي مناسب را براي معدنچي صادر مي‌كرد و يا اين كه انتظار بيش از حد توانايي معدنچي‏، از او نمی داشت.و اما چاره باز آموزش در سنين پايه با صرف وقت و حوصله‌ي زياد است.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:19:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-hfjlhtnjbjwa</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سه‌شنبه 3 خرداد 1384 سال دوم شماره‌ي 24 صفحه‌ي 7نيشتري بر حباب 2حسن آذرنيا----با رخصت از تمام كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند، فراز نشيب فوتبال را از بعد فني و از ديدگاه تماشاگر مورد بررسي قرار مي‌دهيم. باشد تا با نقد اساتيد از مجموعه كلام بهره‌اي به فوتبال برسد.در هفته‌ي قبل اشاره شد كه احمد سنجري مدافع مياني تيم ملي فوتبال ايران در جريان جام ملت‌هاي آسيا (1980) از مهاجم كويتي در يك استارت حدود بيست متر عقب ماند. با موشكافي اين صحنه آشكار مي‌شد كه نه تنها احمد سنجري بلكه تقريبا كل بازيكنان تيم ملي از لحاظ بدنسازي و آمادگي جسماني دچار مشكل بودند به طوري كه در ديدارهاي ماقبل نيمه‌نهايي پذيرا شدن دو گل از كره شمالي و همچنين دو گل از چين در پانزده دقيقه‌ي آخر بازي ضعف قدرت بدني بازيكنان تيم ملي را آشكارا به حريفان نشان مي‌داد. افزون بر آن حضور يك مربي منفعل كه قدرت كافي برای ارزيابي قدرت جسمي بازيكنان و ميزان توانايي كافي در مهره چيني و آرايش بازيكنان حاضر در جام را نداشت بر مشكلات تيم مي‌افزود. درست است كه سر آخر همه‌ي كاسه كوزه‌ها را سر شروع جنگ با عراق شكستند و دلشوره‌ي بازيكنان از شروع جنگ را بهانه‌اي براي شكست دو بر يك‏، در ديدار نيمه‌نهايي برابر كويت قرار دادند، اما به جرئت مي‌توان گفت: حضور يك بازيكن باانگيزه‌اي چون شجاعي مدافع مياني وقت ذوب‌آهن اصفهان و يا حتي حضور امير مرزوقي كه شايستگي خود را در همان دوره در ديدار براي كسب مقام سوم برابر كره شمالي نشان داد، مي‌توانست تصميم مناسبي از جانب مربي باشد. مربي محترم همچنين مي‌توانست بيشتر دواندن توپ و كمتر دويدن بازيكنان را دستور كار قرار دهد تا ضعف قواي جسماني بازيكنان كمتر به چشم آيد. اما آقاي حسن حبيبي مربي آن روز تيم ملي هيچ‌يك از اين كارهاي ابتدايي فوتبال را انجام نداد، چه رسد به اطلاعات آناتوميك بدن بازيكنان مانند طول پايين‌تنه و يا چگالش نيم رخي در بازيكنان كه در آينده به طور مفصل به آن‌ها خواهيم پرداخت. در حالت كلي عدم انتخاب صحيح مربي، عدم آمادگي جسماني بازيكنان، عدم وجود انگيزه‌ي كافي در بازيكنان، عدم مهره‌چيني صحيح از سوي مربي‏، نداشتن قدرت بازي‌ خواني مربي تيم از حريفان و عدم اتخاذ تاكتيك مناسب براي مقابله با آنان ما را از فينال جام ملت‌هاي آسيا در سال (1980) محروم ساخت تا پس از سه دوره قهرماني به مقام سوم بسنده كنيم.در سال 1982 در بازي‌هاي آسيايي تيم ملي ايران علاوه بر مشكلاتي كه در سال 80 داشت‏ از لحاظ اقتدار كادر رهبري تيم نيز دچار مشكل بود به طوري كه تيم از لحاظ روحي نيز از هم پاشيد و در مقابل كويت غير از شكست يك بر صفر در فوتبال، در اخلاق نيز با تهديد داور از سوي بازيكن مياني بااخلاق تيم، مسابقه‌ي اخلاق را نيز باختيم‏ تا معلوم شود در كادر رهبري تيم شخصي كه آرامش روحي را در تيم برقرار كند وجود ندارد. هر چند از درخشش تك‌تك بازيكنان به‌خصوص بهروز سلطاني دروازه‌بان بلند قامت آن زمان فوتبال‌مان نبايد چشم‌پوشي كرد. بحث عملكرد تاريخي تيم را فعلا وا مي‌نهيم و در ادامه مهارت‌هاي فردي بازيكنان‏ به ذكر انواع پاس مي‌پردازيم:2-1) پاس با بغل پا (داخل پا): براي پاس‌هاي دقيق و سانترهاي پيچ‌دار مناسب است.2-2) پاس با بيرون پا: براي پاس به دو طرف عرض بدن با زاويه‌ي دلخواه مناسب است.2-3) پاس با روي پا: براي پاس‌هاي باارتفاع و نيز پاس‌هايي كه نيروي بيشتري لازم دارند و پاس‌هاي داراي قوس ارتفاعي مناسب است.2-4) پاس با نوك پا: براي پاس كوتاه كاربرد بيشتري دارد.2-5) پاس با پشت پا(پاشنه‌ي پا): براي پاس‌هاي غافلگير كننده همراه با استارت روبه‌جلو مناسب‌تر مي‌باشد.2-6) پاس با زانو: براي توپ‌هايي كه از زمين كمي ارتفاع داشته باشند و فرصت براي استپ كردن آن‌ها نيست مناسب‌تر است.2-7) پاس با سينه: براي پاس‌هايي كه ارتفاع توپ از زمين در حدود قد بازيكن مي‌باشد مناسب است.2-8) پاس با سر: براي توپ‌هاي هوايي به كار مي‌رود.همانگونه كه در بحث‌ گذشته يعني مهار توپ اشاره شد، بازيكنان بايد در پاس‌ها نيز انواع پاس را فراگرفته و با هر دو پا توان پاس دادن را داشته باشند در غير اين صورت بازيكنان حريف به راحتي نوع پاس دادن بازيكنان را شناخته و به راحتي مي‌توانند حدس بزنند كه بازيكن ما چگونه پاس خواهد داد با آگاه شدن حريف از اين مطلب احتمال از دست رفتن توپ و رو شدن دست بازيكنان ما بيشتر مي‌شود. تك‌تك انواع پاس در سنين پايه با صرف حوصله و وقت فراوان بايد به بازيكنان آموزش داده شود و به اين امر اكتفا نشود كه هر بازيكن فقط دو يا سه مورد را ياد بگيرد.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:09:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیشتری بر حباب بخش یکم</title>
                <link>https://virgool.io/@hasanazarnia/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DB%8C%DA%A9%D9%85-mg5unojvn8jo</link>
                <description>هفته‌نامه‌ي موج بيداري سال 2 شماره‌ي 23 پنجشنبه 29 ارديبهشت 1384 صفحه‌ي 7كارشناسي فوتبال نيشتري بر حباب 1 حسن آذرنياهر از گاهي در جامعه دلسوزي پديدار مي‌شود تا با نگاهي ژرف و كارشناسانه معضلات و كاستي‌هاي رشته‌اي خاص را بازگو كند و راهكاري مناسب ارائه دهد.حسن آذرنيا از فوتباليست‌هاي قديمي، نزديك به سالي است بر اثر ضايعه‌ي نخاعي در تصادف كنج عزلت را به آغوش گرفته با ديد كارشناسانه و بسيار علاقه مند به پاره‌اي مشكلات فوتبال در سطح كشور و زنجان مي‌پردازد. پس از اين هر هفته با يك بخش از نقطه نظرات ايشان در رابطه با تكنيك و تاكتيك‌هاي فوتبال و تحت عنوان «نيشتری بر حباب» آشنا مي‌شويم.----نیشتری بر حباب 1با رخصت از تمام كساني كه براي فوتبال عرق ريخته‌اند.فراز نشيب فوتبال را از بعد فني و از ديدگاه یک تماشاگر مورد بررسي قرار مي‌دهيم. باشد تا با نقد اساتيد از مجموعه ی كلام بهره‌اي به فوتبال برسد.تماشاگر دلسوز و دقيق با مشاهده‌ي فوتبال ملي در ربع قرن گذشته ممكن است سوالاتي مانند پرسش‌هاي زير در ذهنش تداعي شود، كه1- در سال 80 ميلادي چرا احمد سنجري در يك استارت همزمان حدود 20 متر از مهاجم كويتي عقب ماند؟2- در سال 82 ميلادي چرا هافبك مقيد و با اخلاق ما با تهدید قصد داشت داور را راهنمايي كند؟3- در سال 84 ميلادي چگونه بازيكن 160 سانتي سنگاپوري روي سر دفاع غول‌پيكر ملي ما آقاي ميراخوري هد را زد و دروازه‌ي دروازه‌بان دو متري ما بهروز سلطاني را گشود؟4- در سال 86 ميلادي چه طور شد كه قافيه را به كره جنوبي ده نفره باختيم؟5- چگونه شد كه در سال 88 ميلادي با بيرون گذاشتن عابدزاده دروازه را براي كره جنوبي‏ خود به پاشنه چرخانديم؟ بطوري كه استارت متعصبانه‌ي مرتضي فنوني زاده نيز به كارمان نيامد؟6- در سال 90 ميلادي با ترس و لرز و التهاب و زور دلار‌هاي علي پروين‏ كره شمالي ده نفره را چگونه با ضربات پنالتي والله بختكي، شكست داديم و البته با درخشش عابدزاده؟7- چرا در سال 92 از پس امارات برنيامديم و دست‌ها را جلوي ميوراي ژاپني بالا برديم؟8- چرا در سال 94 ميلادي بعد از علي دايي هد زني كريم باقري بدردمان نخورد و در مقابل چين تسليم شديم؟9- چرا در سال 96 باز هم روي سكوي سوم آسيا بوديم؟ افسوس از يك فينال ديگر.10-پورحيدري در سال 98 چگونه تيم چهار دو مغلوب مقابل عمان را،در پايان قهرمان كرد؟ البته اين بار بدون ترس و لرز، بدون تزريق دلار و با التهاب كمتر؟11-در سال 2000 به تيم تسليم شده‌ي كره جنوبي چرا باختيم؟12-در سال 2002 بدون دايي چرا راحت تر از سال 90 و 98 قهرمان شديم؟13-چرا در سال 2004 دوباره در پشت در هاي فينال مانديم؟چطور شد كريم باوي به راحتي فراموش شد؟ چرا شاهمحمدي، فتح‌آبادي و طهماسبي هيولاي ضربه‌ي سر ايران نشدند ولي هورست هروبش براي آلمان شد؟ امير فرهاد يعقوبي كجا رفت تا ما يك مجيد نامجو مطلق ديگر نداشته‌باشيم؟ عباسفرد و فاطمي چرا فرصت لازم را با وجود شايستگي براي جانشيني علي دايي بدست نياوردند؟ و چرا شوت هاي نكونام تقريبا هر شش ماه يكبار به سه جاف دروازه مي‌رود؟براي پاسخ دادن به اين سوالات و هزاران سوال مشابه و بيان درد همراه با نسخه‌ي درمان، مبحثي را شروع مي‌كنيم تا با ارائه‌ي نظر صاحب نظران پس از شكلگيري بحث، فوتبالمان از ديد يك تماشاگر نيز مورد نقد قرار گيرد.در اين بخش به ترتيب به چهار بخش : 1- مهارت‌هاي فردي(تكنيك) 2- مهارت‌هاي تيمي(تاكتيك) 3- بازي‌خواني و مهره‌چيني 4- پشتوانه سازي خواهيم پرداخت.بحث را با مهارت‌هاي فردي كه داراي قسمت‌ هاي: 1- مهار توپ 2- پاس دادن 3- ضربه زدن 4- آمادگي بدني شروع خواهيم كرد.1-1) مهار توپ با بغل پا (داخل پا)، براي توپ هاي با نيروي كم، متوسط و زياد كاربرد داشته و جهت مهار ساكن توپ و مهار همراه با پيشروي مفيد است.1-2) مهار با بيرون پا، براي توپ هاي با نيروي كم و متوسط كاربرد داشته و براي مهار ساكن توپ همچنين مهار و صاحب توپ كردن يار خودي و نيز مهار همراه با پيشروي مفيد است.1-3) مهار توپ با روي پا، براي توپ‌هاي با نيروي كم، متوسط و زياد كاربرد داشته جهت مهار ساكن و مهار همراه با پيشروي مفيد است.1-4) مهار توپ با عضله‌ي پشت ساق پا، براي توپ هاي با نيروي كم، متوسط و زياد كاربرد داشته و جهت مهار همراه با پيشروي مفيد است. ( اين مهار در بازيكنان آمريكاي جنوبي بيشتر مشاهده مي‌شود و در آن پا از زانو به عقب بدن خم شده كف پا تقريبا به طرف آسمان و پاشنه متمايل به خارج از محور عمودي بدن قرار مي‌گيرد. ) براي مهار توپ در حال حركت بسيار مفيد است.1-5) مهار توپ با ماهيچه‌ي روي ران، براي توپ‌هاي با نيروي كم، متوسط و زياد كاربرد داشته و جهت مهار ساكن توپ و مهار همراه با پيشروي مفيد است.1-6) مهار توپ با ماهيچه‌ي پشت ران، براي توپ ‌هاي با نيروي زياد مفيد بوده و جهت صاحب توپ كردن يار خودي به كار مي‌رود.( از اين مهار حسن نايب آقا هافبك سابق تيم ملي استفاده مي‌كرد و ضربه‌هاي كاشته‌ي كنار دروازه‌ي حريف را در زمين خودي براي علي پروين استپ مي‌كرد. )1-7) مهار توپ با شكم، براي توپ‌هاي با نيروي متوسط و زياد كه از مقابل و زاويه‌دار مي‌آيند كاربرد داشته و جهت مهار ساكن و مهار همراه با پيشروي و مهار براي يار خودي مفيد است.1-8) مهار توپ با سينه، براي توپ‌هاي با نيروي مختلف كاربرد داشته و جهت مهار ساكن، مهار همراه با پيشروي و مهار براي يار خودي مفيد است.1-9) مهار با پيشاني، اين نوع مهار حالت فانتزي داشته و لاازمه‌ي آن مهارت بالاي بازيكن است.بي‌گمان استفاده‌ي متنوع بازيكنان ملي و باشگاهي ما از انواع روش های مهار توپ، از حدس زدن حركت بعدي بازيكن از سوي حريف و از بازي‌خواني آنان جلوگيري مي‌كند. اگر بازيكن خودي تنها از يك يا دو روش برای مهار توپ استفاده كند، در محدوديت قرار گرفته و راحت‌تر از سوي حريف تحت كنترل درمي‌آيد. بنابراين توصيه مي‌شود تمامي اين كنترل‌ها در سنين پايه و و با صرف حوصله و وقت بسيار زياد به طور دقيق به بازيكنان آموزش داده شود.</description>
                <category>hasanazarnia47</category>
                <author>hasanazarnia47</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jul 2020 10:01:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>