<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسن عطائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hatayee</link>
        <description>مهندس نرم‌افزار، علاقمند به حوزه کارآفرینی و فناوری بلاکچین</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:10:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13611/avatar/as0J2k.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسن عطائی</title>
            <link>https://virgool.io/@hatayee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیر فنی(CTO) استارت‌آپ: نقش‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های اصلی</title>
                <link>https://virgool.io/@hatayee/startup-cto-main-roles-responsibilities-and-challenges-qcmnwkzymsw6</link>
                <description>در دنیای مدیران‌عامل، مدیران فنی به سختی شهرت شایسته خود را پیدا می‌کنند. در حالی‌که یک مدیر اجرایی (مدیرعامل) ممکن است تصمیمات پر مخاطره‌ای را که باید برای یک شرکت گرفته شود، اتخاذ کند، که در یک صنعت فناوری‌گرا تا حد زیادی این تصمیمات را مدیران فناوری می‌گیرند.مدیران فنی نقش مشابهی را به دوش می‌کشند، اما به دلیل ماهیت راه‌اندازی مشاغل کوچک، ممکن است یک شرکت بر نقش مدیر فنی(CTO) تأکید کرده و تغییر موضع دهد. به  عبارت دیگر، مشاغل کوچک اغلب به مدیر‌فنی‌ها به‌عنوان رهبران واجد شرایط اعتماد می‌کنند که می توانند راهنمایی‌های استراتژیک را برای سازمان مورد نظر  ارائه دهند.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد آنچه یک مدیر فنی(CTO) می تواند به یک شرکت تازه تاسیس ارائه دهد، به خواندن ادامه دهید! شما در اینجا نقش‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های یک مدیر فنی(CTO) استارت‌آپ را یاد خواهید گرفت.مدیر فنی چه کاری انجام می‌دهد؟مدیر فنی بخش فناوری یا مهندسی را در یک شرکت هدایت می‌کند و مسئولیت توسعه  فرایندهای فناوری را بر عهده دارد. آنها از فناوری برای ساخت محصولات بهتر  استفاده می‌کنند.استخدام مدیر فنی(CTO) در مرحله مناسب در برنامه رشد استارت‌آپ شما می‌تواند سود چشمگیری برای تجارت شما به‌همراه بیاورد. مدیر فنی(CTO) سمت‌وسوی فنی برای تولید محصول شما را تعیین می‌کند. ایجاد و اجرای یک برنامه استراتژیک؛ شناسایی منابع دقیق لازم برای  اجرای طرح و از ابتدا تا انتها بر کل روند نظارت داشته باشید.در واقعیت رشد و هدایت یک استارت‌آپ بی‌رحمانه است. 9 استارت‌آپ از هر 10 استارت‌آپ شکست  می‌خورند. برای خطا حاشیه کمی وجود دارد، به این معنی که شما برای رشد و  توسعه باید به برنامه‌ریزی استراتژیک اعتماد کنید. به همین دلیل یک مدیر فنی(CTO) عالی ضروری است.6 مسئولیت مدیر فنی(CTO) استارت‌آپنقش مدیر فنی(CTO) استارت‌آپ نقش همان مدیر فنی(CTO) در یک شرکت بزرگ و با سابقه نیست. البته ، دامنه  اصلی مسئولیت‌ها ثابت می‌ماند - هر دو مسئول توسعه فن‌آوری شرکت هستند.  هنوز هم، نقش یک مدیر فنی(CTO) تازه‌کار بیشتر از آنکه با برنامه‌ریزی طولانی‌مدت همراه باشد، با رشد سریع همراه است.شرکت‌های بزرگتر منابعی را در اختیار دارند که وقت بیشتری برای تصمیم‌گیری در دست دارند. شرکت‌های نوپا خواستار رویکردی متفاوت هستند که در آن بقای شرکت به توانایی آنها در انطباق و ارائه سریع ایده‌های جدید بستگی دارد.مدیر‌فنی(CTO) خوب هم مهارت مدیریت پروژه دارد و هم مهارت فنی. حتی اگر آنها از نظر نوشتن کد دستی بر آتش داشته باشند ، یک مدیر فنی(CTO) باید درک کاملی از روند توسعه برای هدایت تیم توسعه نرم‌افزار داشته باشد.مسئولیت‌های مدیر فنی(CTO) می تواند بسیار متنوع باشد. اما بیایید روی شش مسئولیت اصلی مدیر فنی(CTO) تمرکز کنیم.1. تیم را مدیریت کنیدتصور یک مدیر فنی(CTO) استارت‌آپی که با افراد خوب کار نکند سخت است. مدیر فنی(CTO) مسئول  استخدام و مدیریت تیم‌های توسعه‌دهنده و کمک به آنها در تکمیل پروژه‌ها به‌شکلی موثر است.پایه و اساس یک استارت‌آپ موفق کیفیت افراد در یک تیم است، به این معنی که حضور مدیر فنی(CTO) در فرآیندهای استخدام ضروری است. او باید درک کند که تیم توسعه به چه مهارت‌ها و توانایی‌های خاصی نیاز دارد و چگونه می‌تواند این افراد را در استخدام‌های بالقوه شناسایی کند.با حضور یک استعداد مناسب، یک شرکت نوپا می‌تواند یک MVP عالی بسازد، سرمایه‌گذاران را به خود جلب کند و محصولی ایجاد کند که کاربران نهایی را به وجد بیاورد.2. پشته فناوری را تعریف کنیدمدیر فنی پشته فني مورد نياز تیم براي ساختن محصول و راهنماي ديد كلي فني را در اختيار تيم خود قرار مي‌دهد. درک نیازهای فنی پروژه در اینجا مهم است.مدیر فنی همچنین بر سخت‌افزار و زیرساخت‌های سرور شرکت نظارت می‌کند و فناوری‌های داخلی را تصویب و اجرا می‌کند.3. مدیریت عملیاتیک استارت‌آپ فعال به طور موثر باید با یک ماشین روغن‌کاری خوب مقایسه شود. مدیر فنی(CTO) چگونگی مدیریت جنبه‌های فنی یک پروژه را شکل می‌دهد، و برای یک فرآیند کاملاً مشخص تلاش می‌کند که نتیجه حاصل گردد.این که Scrum باشد، Agile یا Lean باشد، نحوه تولید یک محصول در نهایت فرآیند توسعه کلی را به طور کلی تعیین می‌کند. مدیر فنی(CTO) با درک دقیق عملکرد لازم است تا اطمینان حاصل کند که کار بدون مشکل انجام می‌شود.4. رصد کاراییمدیر فنی(CTO) برای حفظ بهره‌وری تیم خود نیاز به پیگیری مداوم عملکرد دارد. در یک محیط استارت‌آپی، مدیر فنی(CTO) باید از نزدیک با توسعه‌دهندگان کار کند، درک کند که کجا موفق می‌شوند و کجا نیاز به کار و کمک دارند.همچنین برای یک رهبر فنی مهم است که محصول را با گوش‌دادن به ایده‌های توسعه‌دهندگان که آنها ناظر تولید هستند، با حمایت از ایده‌های نوآورانه و یافتن مسیرهایی برای اجرای آنها، بهبود بخشد.پاداش دادن به تیم برای عملکرد استثنایی و کمک به توسعه محصولات بخش بزرگی از وظایف مدیر فنی(CTO) است. CTO‌ها باید اطمینان حاصل کنند که کار خوب شناخته شده است.5. چشم انداز فنی داشته باشیداگرچه چشم انداز اصلی محصول باید نقطه اوج کل تیم موسس باشد، اما مدیر فنی(CTO) باید یک استراتژی فنی برای یک شرکت تازه‌تاسیس ایجاد کند که این چشم‌انداز را به واقعیت تبدیل کند.این استراتژی باید شامل اهداف روشن، موانع و همچنین تجزیه‌وتحلیل ریسک باشد. این استراتژی فنی باید با اهداف کلی کسب‌وکار سازگار باشد.برای ایجاد یک چشم‌انداز قوی، مدیر فنی(CTO) باید مهارت‌های فنی عمیق و درک کاملی از کسب‌وکار داشته باشد. مدیر فنی(CTO)ها باید ابزارهای مناسبی برای ایجاد و هدایت این چشم‌انداز به چیزی واقعی داشته باشند.6. بازنمایش شرکتمدیر فنی(CTO) چهره و شخصیتی را برای نشان‌دادن تلاش‌های فنی یک شرکت فراهم می‌کند. در یک استارت‌آپ فناوری که ایده‌های نو و ابتکاری را ترویج می‌کند، داشتن مدیر فنی(CTO) واجد شرایط برای ایجاد اعتماد به محصولی که در حال ساخت است،  تقریباً ضروری است.فرصت‌های تأمین بودجه اغلب از افراد و سازمان‌هایی مانند سرمایه‌گذاران فرشته، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا شتاب‌دهنده‌ها تأمین می‌شود. تعجب‌آور نیست که این منابع سرمایه، رهبری یک شرکت، به ویژه مدیر فنی(CTO) و چشم‌انداز فنی استارت‌آپ‌ها را موشکافانه بررسی می‌کنند.بازنمایش استارت‌آپ شامل مشارکت در فرصت‌های سخنرانی، کنفرانس‌ها و حتی حضور در نشریات کتبی برای به نمایش‌گذاشتن شرکت و فعالیت‌های آن است.بازنمایش صحیح یک استارت‌آپ به عنوان مدیر فنی(CTO) یک فرآیند کاملاً دقیق است. این  امر مستلزم مشارکت نسبتاً فعال در فضاهای عمومی است که شرکت با آنها ارتباط دارد.مدیران فنی استارت‌آپها چه مهارت‌هایی باید داشته باشند؟بنابراین چگونه مدیر فنی(CTO) می‌تواند اطمینان حاصل کند که مهارت‌های آنها برای محیط استارت‌آپی به درستی استفاده شده است؟ همانطور که قبلاً ذکر شد، به دلیل کمبود منابع، یک نقش می‌تواند به طور چشم‌گیری در یک استارت‌آپ متفاوت باشد. با توجه به این نکته، بیائید نکاتی را در مورد مدیر فنی(CTO) استارت‌آپ مرور کنیم.مدیر فنی(CTO) باید اطمینان حاصل کند که مهارت‌های آنها برای محیط استارت‌آپ به‌درستی استفاده شده است.ذهنیت مشتری‌محورهنگام توسعه یک محصول یا خدمات، داشتن درک دقیق از اینکه کاربر نهایی چه‌کسی است بسیار حیاتی است. بسیاری از بنیانگذاران استارت‌آپ در نهایت چیزی برای خودشان می‌سازند و درک اساسی از اینکه کاربر نهایی چه‌کسی خواهد بود و چه می‌خواهد را ندارند.مدیر فنی در یک استارت‌آپ فنی باید این توانایی را داشته باشد که به طور واضح بداند برای چه‌کسی در حال ساخت است و پروژه را با توجه به این مشخصات برنامه‌ریزی  کند. هرچه یک مدیر فنی(CTO) در شروع کار دقیقاً بفهمد که آنها برای حل چه مشکلی تلاش می‌کنند و برای چه‌کسی می‌خواهند آن را حل کنند، سریع‌تر می‌توانند یک محصول یا تجربه مشتری‌محوری‌ بسازند.مهارت‌های مدیریت تیمیک استارت‌آپ را می‌توان به عنوان یک تجربه کار صمیمی برای دست‌اندرکاران توصیف کرد. در روزهای ابتدایی، تیم‌ها کوچک هستند و اغلب به کار فیزیکی نزدیک با یکدیگر محدود می‌شوند. مدیر فنی(CTO)‌ها باید بتوانند از نزدیک با تیم‌های کوچک همکاری کنند و بر کار آنها نظارت داشته باشند.داشتن مدیر فنی(CTO) با توانایی مدیریت افراد به طور موثر در حالی که تیم‌ها  مقیاس‌پذیر می‌شوند، برای یک استارت‌آپ فناوری بسیار مفید است. این امر به استخدام، تعیین اهداف و در مواردی اخراج کارکنان نیز تسری می‌یابد.مدیریت یک تیم به یک رهبر نیاز دارد که بتواند با تیمشان ارتباط برقرار کند، نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسد و آنها را برای چشم‌انداز کلان شرکت بکار گیرد تا آن را به واقعیت تبدیل کند.یک شرکت بدون وجود افرادی که پشت سر آن هستند چیزی نیست. یک مدیر فنی(CTO) تازه کار باید این موضوع را تشخیص دهد و به فرهنگ تیم اجازه دهد تا نحوه برقراری ارتباط و همکاری با کارکنان خود را راهنمایی کند.تجربه قبلی در استارت‌آپهااگرچه اجباری نیست، اما ایده خوبی است که یک مدیر فنی(CTO) استارت‌آپ تجربه قبلی کار در یک محیط استارت‌آپی را داشته باشد.شیوه‌ها و فرهنگ موجود در یک استارت‌آپ کاملاً متفاوت از شرکت‌های بزرگتر است. استارت‌آپ‌ها مخرب‌تر و دارای سرعت بسیار بالایی هستند و نیاز به کار با منابع محدود و بدون افت کیفیت دارند. این می‌تواند برای یک حرفه‌ای که قبلاً آن را تجربه نکرده است، یک سازگاری دشوار باشد.درک و توانایی حرکت در دنیای استارت‌آپ قطعاً کیفیتی است که باید در مدیر فنی(CTO) جستجو کنید. از توانایی تأمین بودجه برای یک سرمایه گذاری تا استفاده از شبکه آن برای رشد شرکت، قطعاً داشتن کسی که با صحنه استارت‌آپ آشنا باشد، نتیجه خوبی خواهد داشت.مهارت‌های مذاکرهعلاوه بر پیشبرد پروژه‌های فنی، مدیر فنی(CTO) باید با بخش منابع‌انسانی، مدیران شرکت، ذینفعان و هر فرد دیگری که علاقه‌مند به روند توسعه است ارتباط برقرار کند.مدیر فنی(CTO)های استارت‌آپ بیشتر از مدیر فنی(CTO) یک شرکت بزرگ علاقمند به سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ هستند. آنها باید با این طرف‌ها مذاکره کنند تا به مصالحه‌ای برسند که منجر به یک پروژه توسعه‌ای تولید کننده شود.مهارت‌های حل مسئلهرهبران از همه نوع باید احساس خلاقیت داشته باشند که به آنها در حل مشکلات پیچیده‌ای که به طور غیر منتظره فرا می‌رسند کمک کنند. به عنوان مدیران فنی خبره در تیم، طبیعی است که دیگران برای پشتیبانی در موارد دشوارتر به مدیر فنی(CTO) مراجعه کنند.مهارت‌های فنیناگفته نماند که مدیران فنی(CTOs) مهارت‌های فنی دارند. این مهارت‌های فنی نیز باید کاملاً پیشرفته باشد، زیرا شرکت را در زمینه‌های مختلف فناوری هدایت می‌کند. تست، مهارت‌های توسعه DevOps ،MVP و توسعه API، تنها چند نمونه از مواردی است که انتظار می‌رود مدیر فنی(CTO) آنها را بداند.تفکر استراتژیکاستراتژی هرگونه تلاش تجاری، فنی یا غیره را تعریف می‌کند. طبیعتاً مدیر فنی(CTO)ها به عنوان رهبران فنی یک سازمان باید بتوانند روی پاهای خود بایستند، فکر کنند و برنامه‌های مناسب برای مقیاس‌گذاری شرکت ایجاد کنند.3 چالش اصلی CTO استارت‌آپهمانطور که در اینجا مشاهده کردید، نقش مدیر فنی(CTO) در یک استارت‌آپ جنبه‌های زیادی دارد، هر کدام با مجموعه چالش‌های خاص خود همراه هستند. این‌ها برخی از چالش‌های خاصی است که یک مدیر فنی(CTO) ممکن است با آن روبرو شود، به‌ویژه در یک محیط استارت‌آپی.1. مدیریت استعدادهایک مبارزه مشترک در یک استارت‌آپ جذب استعدادهای لازم برای ایجاد چشم‌انداز شرکت است. این امر خصوصاً در مورد استخدام مهندسان نرم‌افزار بیشتر صدق می‌کند.مانعی که مدیر فنی(CTO) باید برطرف کند، مشکل تأمین منابع این نوع افراد با استعداد، آموزش آنها و سرعت بخشیدن به آنها در پروژه‌های نوپا است.جغرافیا گاهی می‌تواند عامل محدودکننده هنگام استخدام کارکنان باشد. رهبری استارت‌آپ به طور فزاینده‌ای استخدام کارکنان از راه‌دور را به عنوان یک راه‌حل آغاز کرده است.اگرچه استخدام از راه‌دور مجموعه‌ای منحصر به فرد از چالش‌ها را به همراه  دارد، اما امکان انعطاف‌پذیری برای نحوه مقیاس‌پذیری یک تیم را فراهم می‌کند.پس از جذب استعداد، حفظ آن نکته بعدی است که باید نگران باشید. در اکوسیستم استارت‌آپی یک فرصت بی‌پایان وجود دارد.همچنین روش‌های بی‌شماری برای حفظ استعدادهای استارت‌آپ شما وجود دارد. خیلی اوقات و به راحتی فقط داشتن یک محصول جالب است که واقعاً باعث علاقه آنها به کارشان می‌شود. ایجاد تعادل در یک محیط کار لذت‌بخش با مزایای کافی در اینجا نکته اساسی است.2. مدیریت نوآوریایده‌های واقعاً نوآورانه سوخت هر استارت‌آپ موفق است. این که آیا یک شرکت &quot;آن را می سازد یا آن را تخریب می‌کند&quot; اغلب به این مسئله نقل می‌شود که  آیا چیز جدیدی روی میز است.یک استارت‌آپ نمی‌تواند در چرخه‌های سه یا پنج ساله فکر کند زیرا منابع محدود آنها چنین امتیازی را به آنها نمی‌دهد. ایده‌ها برای زنده‌ماندن یک استارت‌آپ فناوری به سرعت باید بیایند.این می‌تواند یک چالش برای مدیر فنی(CTO) باشد که نادیده گرفته شود. ایده‌ها باید آزمایش و اعتبارسنجی شوند تا از ابتکاری‌بودن آنها اطمینان حاصل شود. یک مدیر فنی(CTO) عالی باید بتواند ایده‌های نوآورانه تولید کند و هر زمان که لازم باشد آماده پیوند دادن آنها باشد.فرایند مدیریت نوآوری شرکت شما ساده‌تر از انجام آن است. این به ایجاد یک فرهنگ در کل شرکت منجر می‌شود که نوآوری را برای همه افراد درگیر ارتقا می‌دهد.برای اینکه مدیر فنی(CTO) به عنوان یک رهبر موثر در یک شرکت نوپا شناخته شود، او باید تیم خود را فعالانه تشویق کند تا ایده‌های جدیدی ارائه دهد تا محصولی را که می‌سازند، پیشگامانه‌تر باشد.3. مدیریت اولویت‌هامدیریت پروژه می‌تواند یکی از سخت‌ترین قسمت‌های تولید نرم‌افزار باشد. فلسفه‌های بسیاری وجود دارد که روش‌های دقیق نظارت بر توسعه را توصیف می‌کنند. اما یک چیز وجود دارد که می‌تواند به طور مداوم پروژه را از ریل خود خارج کند: خزیدن ویژگی(feature creep).این زمانی است که تیم توسعه همچنان به لیست ویژگی‌های برنامه‌ریزی‌شده خود مواردی را اضافه می‌کند تا زمانی که اجرای پروژه غیرممکن شود. هنگام ساخت و اجرای  ایده‌های نوآورانه، تعادل در تولید یک محصول یا خدمات بشکل واقع بینانه با دیدگاه ایده‌آلی از آن دشوارتر است.مدیر فنی(CTO)های خوب می‌دانند که چگونه انتظارات را مدیریت کنند و این موضوع را به مدیریت موثر پروژه تبدیل می‌کنند.با تمرکز بر آنچه می‌توان به موقع به دست آورد و اولویت‌بندی ویژگی‌هایی که بیشترین ضریب تأثیر را دارند، یک مدیر فنی(CTO) می‌تواند با موفقیت برنامه توسعه را با  آنچه برای شرکت بیشترین اهمیت را دارد متعادل کند.جمع‌بندیاستارت‌آپ‌ها طبق تعریف خطرپذیر هستند.آنها حول یک مأموریت کارآفرینی برای تولید یک محصول منحصر به فرد و یک امید سرمایه‌گذاری شده برای عملکرد خوب آن در بازار می‌چرخند. گفته شد، بیش از امید برای تجلی، چشم انداز خلاق لازم است.اینجا مدیر فنی(CTO) است. مدیر فنی(CTO) می‌تواند جنبه‌های فنی چشم‌انداز شرکت شما را مدیریت کند، یک مجموعه مهارت سودمند را به ارمغان بیاورد و برای مقابله با چالش‌های معمول مربوط به وظایف خود آماده باشد.داشتن مدیر فنی(CTO) واجد شرایط در تیم خود برای رسیدن به قله‌های جدید و توسعه پروژه‌های مهم ضروری است.منبع: Startup CTO: Main Roles, Responsibilities, and Challenges</description>
                <category>حسن عطائی</category>
                <author>حسن عطائی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Apr 2021 22:08:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت میان داشتن ایده و کارآفرین بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@hatayee/difference-between-having-idea-and-being-entrepreneur-hc89ngllv3wi</link>
                <description>بسیاری ار افراد ایده های خوبی دارند اما همه افراد کارآفرین نمی شوند.اغلب از من سوال می شود که آیا روشی وجود دارد که بتوان متوجه شد که ایده ما خوب است یا خیر، از این رو من یک راهنمای سریع برای کسانی که فکر می کنند می خواهند دل به دریا بزنند آماده کرده ام.Image from Owen Buggy1- ایده خود را ارزیابی کنید.بسیار خب. حالا شما یک ایده دارید. حال چه باید کرد؟ ایده های خوب تجاری بسیاری وجود دارد که همه آنها ارزش دنبال کردن را ندارد.از خود بپرسید : آیا من دقت لازم را برای گذار به مرحله بعد انجام داده ام؟ آیا ایده من مشکلی را حل می کند؟ آیا یک نیاز را برآورده می کنید؟ احساسی را بر می انگیزانید؟ آیا ایده ما منحصر بفرد است؟ آیا این کار قبلا انجام شده است؟پاسخ های خود را یادداشت کنید و سپس آنها را تا حد امکان مورد نقد و بررسی قرار دهید. بهترین ایده ها ایده هایی هستند که می توانند تحلیل های بسیار انتقادی را داشته باشند. اگر نمی توانید این کار را به تنهایی انجام دهید – که تقریبا همیشه اینگونه است – ایده خود را نزد فردی که به او اعتماد کامل دارید ببرید و چشم انداز و نظر او را جویا شوید.هنوز مصمم هستید؟ بسیار عالی. بیایید ادامه بدهیم.Image from Virgin.com2- برای آینده برنامه ریزی کنید.بیایید فرض کنیم که شما محصول جدید یا خدمات شگفت انگیزی را ارائه داده اید که تمام معیارهای ذکر شده در بالا را شامل می شود. خوشا به حالتان. حالا وقت آن است که برنامه ریزی کنیم.از خود بپرسید: برای تحقق بخشیدن به این ایده چه کاری باید انجام دهم؟ آیا من یک طرح تجاری(بوم مدل کسب و کار) تهیه کرده ام؟ نیازهای سرمایه ای من چیست؟ تا داشتن یک نمونه اولیه کاربردی چقدر فاصله دارم؟ آیا باید به دنبال شرکا و سرمایه گذاران بالقوه باشم؟ استراتژی رشد من چیست؟در این مرحله ممکن است بخواهید ادامه مسیر را به همراه یک مربی دنبال کنید تا شما را به سمت مسیر درست هدایت کند، به مشکلات احتمالی اشاره کند و به شما کمک کند تا پیرامون آنها به فعالیت خود ادامه دهید. اگر چه بیش از پنج دهه کارآفرین بوده ام اما هنوز به توصیه دیگران بسیار متکی هستم. از این رو بدون توصیه هایی که از برخی از مربیان عالی دریافت کردم ممکن بود Virgin هنوز یک فروشگاه کوچک در بخشی از لندن باشد.Image credit: virgin.com3- ریسک ها را بسنجیدشما یک ایده داشتید و حالا برنامه دارید، بسیار عالی. حال بیایید راجب خودتان کمی صحبت کنیم.اگر شما در گام های بعدی خود احساس تردید و گیر افتادن دارید از خودتان بپرسید: آیا ترجیح می دهم قبض های خود را بپردازم یا آیا حاضرم برای مدتی با پس انداز خودم زندگی کنم؟ آیا حفظ سبک زندگی فعلی من مهمتر از شروعی تازه در زندگی است؟ببینید، کارآفرینی کلا راجب ریسک کردن است- خطرات بالقوه مخرب و ترسناک زندگی. اگر خانواده شما وابسته به درآمد شماست وظیفه شماست که خیلی با دقت فکر کنید و تصمیم درست را بگیرید.اگر همچنان پس از سنجش خطرات و ریسک ها پاسخ شما همچنان بصورت قاطعانه &quot;بله&quot; است پس شما آماده جهش هستید.Image from Molly Choma4- شیرجه بزنیداگر همچنان در این مرحله با من هستید پس مرحله بعدی باید یک مرحله ساده باشد: شیرجه بزنید و آن را امتحان کنید. می توانید کوچک شروع کنید- اما مطمئن شوید که بزرگ فکر می کنید. بسیاری از کسب و کارها در اوقات فراغت افراد بعنوان یک پروژه جانبی در حالی که مشغول توسعه آن بوده اند شروع شده است.Image from Owen Buggy5- ایمان و اعتقاد خود به ایده را متوقف نکنیدکلید موفقیت تعهد و تمرکز غیرقابل گسست است. هنگام راه اندازی محصول یا خدمات خود اشتباه خواهید کرد- هر یک از شما. اما چشم از پاداش بر ندارید و چشمک هم نزنید. اگر از ایمان و اعتقاد به کسب و کارتان خودداری کنید کل شرکت شما زیر سوال خواهد رفت.در مورد من، وقتی تیم ما کار خود بر روی Virgin Atlantic را با تنها یک هواپیما و کمی دانش کسب و کاری در خصوص شرکت های هواپیمایی آغاز کرد، ما در مقابل بازیگران موجود که آماده نابودی مان بودند به تنهایی ایستادیم. هیچ کس مار را بخاطر پرتاب حوله و بازگشت به تجارت موسیقی مقصر نمی دانست. با این حال ما پتانسیل عظیم قطع و نوسازی خطوط هوایی را از طریق خدمات برتر و نوآورانه دیدیم. پس ما ادامه دادیم و هنوز هم بعد از سه دهه قدرتمند هستیم. پس همه چیز راجب راهبری است.Image from Virgin.comامیدوارم این افکار در طول مسیر به شما کمک کند. اگر در انگلستان هستید و برای پشتیبانی بیشتر و توصیه هایی برای شروع کسب و کارتان نیاز دارید به Virgin StartUp نگاهی بیاندازید.نویسنده مقاله : Richard Branson</description>
                <category>حسن عطائی</category>
                <author>حسن عطائی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Nov 2019 23:11:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 نکته اساسی برای راه‌اندازی مشاغل کوچک و استارتاپ‌ها از جانب کارآفرینان خبره</title>
                <link>https://virgool.io/@hatayee/8-essential-tips-for-startups-jdvt5yfyn4yz</link>
                <description> این روزها بنظر می‌رسد همه امیدوارند کارآفرین شوند و &quot;چیز بزرگ بعدی&quot; را به‌وجود آورند. چه کسی می‌تواند آنها را سرزنش کند؟ در صورت موفقیت‌آمیز بودن، مزایای داشتن یک استارتاپ واضح است: رئیس خود بودن، خلق چیزی از ابتدا، آوردن ارزش برای اطرافیان و البته ایجاد کمی سکه در طول مسیر. اما کلمه کلیدی این معادله جمله &quot;در صورت موفقیت‌آمیز بودن&quot; است. اغلب اوقات اکثر استارتاپ‌ها شکست می‌خورند – بر اساس اعلام The Harvard Business Review 75 درصد آنها حتی موضوعات درستی دارند. پس مرتکب چه اشتباهی می شوند؟ شکست شما را از موفقیت نهایی باز نمی‌دارد.متاسفانه هیچکس از کارآفرین‌بودن جدا نمی‌شود، یا حداقل بطور طبیعی اینطور بنظر می‌رسد. برای اجرای یک کسب‌وکار خوب باید بتوانید نقش مناسبی را بر عهده بگیرید. اگر این بدین معنی است که کارها را انجام می‌دهید و به روشی عمل می‌کنید که بطور طبیعی انجام نمی‌شود، پس همین درست است. در غیر اینصورت شما هم مانند آن 75 درصد، خطر شکست را خواهید داشت. در اینجا به هشت نکته مهم پیش نیاز برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق اشاره خواهیم کرد.1- ریسک کنید و حاضر به شکست خوردن شویدعدم موفقیت شما را از موفقیت نهایی باز نمی دارد – در واقع این اغلب یک اقدام ضروری است. بهترین کارآفرینان هرگز اجازه نمی‌دهند که ترس مانع از آن شود که به دنبال ایده‌های عالی بروند. بعضی از این ریسک‌ها از بین نمی‌روند اما آنهایی که انجام می‌دهند همان‌هایی هستند که شما را تعریف می‌کنند. 2- هرگز شبکه‌سازی را متوقف نکنیدهنگامی که شما تجارت خود را شروع نکرده‌اید ارتباطات به حفظ آن کمک می‌کند. وقتی این کار را کردید آن یاران اولیه به متحدین قدرتمند شما تبدیل می‌شوند. به زودی شما در این موقعیت قرار خواهید گرفت که یک استارتاپ مبارزانه دیگر را به تباهی بکشانید.Calre Dreyer متخصص حرفه ای به نشریه Forbes گفت: &quot;با هر فردی که ملاقات می‌کنید ارتباطات را ایجاد کنید و سابقه آنرا ثبت کنید&quot;.&quot;توصیه و راهنمایی آنها را بخوانید. در طول مسیر با آنها در تماس باشید و شبکه خود را قبل از نیاز به آن بسازید! روابط کیفی کلیدهای پادشاهی هستند.&quot;3- گوشه خود را بیابیدبسیاری از استارتاپ‌ها به سبب شناسایی یک گوشه، موفق می‌شوند و در آن بازار قرار می‌گیرند. با کشف یک سرویس، محصول یا ویژگی‌ای که هیچ کس فکرش را نکرده است – یا حداقل بطور موثر عقب‌نشینی کرده است - شما موفقیت را از آن شرکت خود می‌کنید. George Sheoherd استاد حقوق دانشگاه Emory به کارآفرینان توصیه می‌کند که &quot;در این گوشه، معلم معنوی شروع کننده(guru) شوند.&quot;4- دانش‌آموز کاملی باشیدمدت‌ها بعد از اینکه کلاس خود را ترک می‌کنید هر روز چیزهای جدید یاد می گیرید. به عنوان یک کارآفرین شما همیشه باید دانش‌آموز باشید – مایل به مشاوره، گوش‌دادن به ایده‌های دیگر و آموختن از کسانی که خود کارآفرین بوده‌اند.Andrew Medal برای نشریه Entrepreneur نوشت: &quot;کارآفرینی در مورد حل مشکلات و یادگیری در حال حرکت آنها است،&quot;&quot;این هیجان‌انگیز است که چیزهای جدید یاد بگیریم و بعنوان یک کارآفرین باید هر روز چیز جدیدی را یاد بگیریم.&quot;بدون پول نمی توانید درآمد کسب کنید.5- نگران کیف پول خود نباشید...اگر کاری را شروع می‌کنید، می‌خواهید موفقیت مالی داشته باشید. همانطور که می‌گویند شما نمی‌توانید بدون هزینه کردن پول، درآمد داشته باشید. اما چیزهای بیشتری وجود دارد تا اینکه از بدبختی خودداری کنید. بهترین کارآفرینان به این فکر نمی‌کنند که چقدر می‌توانند ارزش خود را افزایش دهند بلکه به این فکر می‌کنند که چقدر می‌توانند ارزش افزوده ایجاد کنند. این ارزش ممکن است مالی باشد، اما به روش‌های اجتماعی، روانی و یا روش‌های دیگر قابل انجام باشد.6- ... اما سعی کنید با شکست روبرو نشویدبا توجه به جمله فوق اگر نتوانید اجاره بپردازید و یا موادغذایی خریداری کنید نمی‌توانید ارزشی اضافه کنید. این زمانی است که شما باید رویای کارآفرینی خود را دقیقا مشخص کنید که چه کاری را باید برای حمایت از خود انجام دهید. نشریه Entrepreneur خاطر نشان می کند که شغل پاره‌وقت می‌تواند شانسی برای پس‌انداز شما باشد- نه تنها کمک مالی است بلکه می تواند یک شبکه عالی هم فراهم کند.7- انعطاف‌پذیر باشید و به بازار گوش دهیدحتی اگر شما گوشه کاملا مناسب را پیدا کنید، لزوما برای همیشه همانطور نخواهد ماند. بازارها می‌توانند مشکل باشند و مصرف‌کنندگان بخواهند در حاشیه بمانند. اگر در زمان وزیدن نسیم تغییر، نتوانید چرخش کنید و واکنش نشان دهید شما نابود خواهید شد.Cherylanne Skolnicki از مربیان حرفه‌ای به نشریه Forbes گفت: &quot;در مقابل عاشق‌شدن به ایده اولیه خود مقاومت نکنید بنابراین شما می توانید پوشش دهید که بازار واقعا به چه چیزی نیاز دارد و حاضر است برای آن پرداخت کند – و سپس آن را به آنها بدهید.&quot;8- مواظب خود باشیداستارتاپ موفق در صورتی که خودتان را نابود کنید چه سودی دارد؟ هیچ چیز به اندازه سلامتی با ارزش نیست، به‌همین خاطر نباید به خاطر کارآفرینی سلامت خود را فدا کرد. در حقیقت آنچه ممکن است به‌عنوان سخت‌کارکردن بیان شود می‌تواند حرفه شما را مختل کند. از دست‌دادن خواب، خوردن غذای ناسالم و اجازه‌دادن به خود برای دریافت استرس، روش‌هایی مطمئن برای کوتاه کردن امید به زندگی شما هستند. با تمایل به سلامتی خود، توانایی انجام اهدافتان را خواهید داشت.همیشه قوانین استثنائی وجود دارد – هر کسی که یک استارتاپ را با موفقیت حفظ کرده است یکی از همین موارد استثنا است. اما شما می توانید با پیروی از این نکات تخصصی، عنصر شانس را از معادله خارج کرده و اجازه دهید روحیه کارآفرینی شما را راهنمایی کنند.نویسنده مقاله : Chelsea Segal </description>
                <category>حسن عطائی</category>
                <author>حسن عطائی</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 15:50:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه استارتاپی بسازیم که موفق شود</title>
                <link>https://virgool.io/@hatayee/how-to-build-a-startup-onqfejcjrwqe</link>
                <description>بسیاری از مشتریان ما صاحبان استارتاپ ها هستند. بنابراین ما آنالیزها و تحلیل های انجام شده را بررسی کردیم و تصمیم گرفتیم مقاله مان را با موضوع &quot;چگونه استارتاپی بسازیم که موفق شود&quot; بنویسیم. در RubyGarage ما از Ruby on Rails برای توسعه استارتاپ ها استفاده می کنیم زیرا این چهارچوب در میان سایر چهارچوب ها بسیار مورد پسند استارتاپ ها می باشد. با این حال صحبت راجب ایجاد استارتاپ هاست و شاید شما فکر کنید که این فرآیند به آسانی امکان پذیر نیست. این بار ما تصمیم گرفتیم یک راهنمای کوتاه برای کسانی که بطور جدی در مورد تبدیل شدن به یک فرد استارتاپی فکر می کنند بنویسیم.1. یک ایده توسعه دهیدتوسعه یک ایده و تحقق یک استارتاپ یک کار سخت است. بسیاری از چیزها برای ساخت یک استارتاپ موثر باید در نظر گرفته شوند. نکته اصلی این است که دیدگاه استارتاپ خود را از طریق مشکلات مردم نشان دهید. نیازهای مردم بسیار پر اهمیت تر از طرح کسب و کار هستند. در همان زمان انگیزه و هدف خود را از زندگی مشخص کنید. توجه خود را معطوف به محسنات برجسته خود کنید. معیارهای اصلی یک ایده موفق عبارتند از: ماندگاری(ارزش در طول زمان یا اهمیت بلند مدت)، اعتماد(امکان دفاع از آن) و پایداری(امکان اجرای یک ایده در طی یک دوره زمانی).بنابراین شما برای ایجاد یک استارتاپ آماده هستید. اینجا یک سوال مطرح می شود، جایی که ایده از آن گرفته شده است؟ ما چندین راه تجربی برجسته داریم که به شما کمک می کند تا یک ایده عالی استارتاپی بیابید:· فکر کردن در مورد آنچه که شما و یا افراد نزدیک به شما نا کافی می دانند. بهترین مثال Tullman و شرکت او Livongo Health است که از تکنولوژی ابری برای کمک به مردم برای مدیریت بیماری های مزمن که با دیابتی ها شروع کرد استفاده می کند.· مدرن سازی سرگرمی شما. شبنم مغربی همیشه می خواست داستان هایی بگوید که جهان را تغییر بدهد. در حال حاضر او رئیس SoulPancake، یک امپراتوری رسانه ای رو به رشد در لس آنجلس با تمرکز بر معنویت با درآمد سالانه ای برابر با 3.9 میلیون دلار(2014) و رشد سه ساله 3044 درصدی است.· پیدا کردن ناحیه هایی از بازار که هنوز توسط شرکت های موجود شناخته نشده اند. این نوعی است برای موسسین حرفه ای که در حال حاضر درگیر توسعه یک کسب و کار موجود از سایر مردم هستند. Bai Brands از این ابتکار برای ترکیب کردن خوراکی ها از جمله میوه قهوه ارگانیک و عصاره های چای سفید استفاده کرده است و در سال 2015 درآمد 100 میلیون دلاری داشته است.· توسعه فضاها در حوزه های پر رونق جدید. دلیل توسعه مناطق در حوزه های پر رونق جدید این است که شرکت ها قادر به اداره تمامی نیازهای خود نیستند. برای مثال صنعت حیوان خانگی که تقریبا 61 میلیارد دلار در سال 2015 صرف آن شده است. استارتاپی مستقر در سیاتل (Rover.com) همانند Airbnb برای نشستن سگ مورد توجه قرار گرفته است. Greg Gottesman و Philip Kimmey استارتاپ Rover.com را با سرمایه بیش از 50 میلیون دلار در سال 2011 تاسیس کردند.2. بازار را کاوش کنیددرک بازار یکی از کلیدهای موفقیت است. اگر شما ویژگی های خاصی از حوزه کسب و کار انتخابی خود را نمی شناسید، تلاش های شما بیهوده است. در حوزه ای که با آن آشنا هستید بمانید. چیزی را که با آن آشنا نیستید به هیچ عنوان شروع نکنید. مصرف کنندگان و احساس آنها را به یاد داشته باشید و نیازهای آنها را کشف کنید.3. سریع باشیددر مصاحبه خود با Business Insiders با کارآفرینان پیشرو اینترنت Kevin Ryan، Thomas Gensemer، Marc Andreessen و Mark Zuckerberg بعنوان یکی از عاملین شتاب و سرعت هستند. برای یک استارتاپ موفق، واکنش سریع به تغییرات نیازهای بازار بسیار مهم است.4. عزم را فراموش نکنیدمحقق شدن پروژه خود شما تلاش بسیاری خواهد برد. در چنین مواردی احتمال ایجاد یک استارتاپ موفق به عزم و تمایل شما بستگی خواهد داشت، تا کسب و کارتان سودآور باشد، همچنین توانایی غلبه بر مشکلات و خلاقیت با چالش های رقیب.5.  خلاق باشیدتفکر خارق العاده برای اولین سرمایه گذاری و شروع کسب و کار شما ضروری است. بهترین مثال Airbnb است، اولین اجناس اجاره ای آنها اجاره اتاق خودشان با تشک های بادی بود. بنیانگذاران آن بسیاری از شرکت های تاسیس شده در صنعت مهمانداری را آواره کرده و میلیاردها دلار به دست آورده اند. بنابراین نترسید که فراتر از طرح های کسب و کار کلی پذیرفته شده بروید! این راجب شما و منحصر بودن شماست!6. در مورد تیم فکر کنیدشمار افراد تیم شما نباید بیش از حد بزرگ باشد. با این حال آنها باید سطح بالایی از انگیزه درونی را در ایجاد ارزش شرکت داشته باشند. این ها باید افراد درستی با همان راهبری و دانش بسیار مناسب باشند. چشم انداز آینده برای آنها مهمتر از حقوق بالا و پاداش باشد. Saul Klein بنیانگذار Kano Computing سه نوع از افراد استارتاپی های حرفه ای را معرفی می کند:· فردی که می فهمد چگونه سیستم های تکنولوژیکی برای حل مشکلات بسازد.· فردی که فاکتورهای انسانی را از طریق مشکلات پنهان می کند و می داند به چه چیزی برای حل آنها نیاز دارد.· فردی که می داند چگونه برای رسیدن به افراد مشکلات را حل کند.7. تشکیلات کسب و کار را تجسم کنیدمسائل اساسی که باید به آنها توجه کنید عبارتند از:· ثبت نام کسب و کار شما· مشاوره حقوقی و پشتیبانی حسابداری· ایجاد مدل مالی موثر کسب و کار شما· ایجاد یک مدل رسمی از عملکرد کسب و کار شماعلاوه براین یک تاجر باید درک کند که در مرحله اولیه استارتاپ، یکی از مهمترین توصیه ها این است که توجه ویژه ای به لذت و راندن پروژه داشته باشد و نه پول و درآمد.8. ریسک ها را فراموش نکنیدریسک ها همراهان طبیعی هر گونه تعهد جدیدی هستند. آنها نباید شما را گمراه کنند یا مانع توسعه شما بشوند. به طور کلی یک استارتاپ می تواند با ریسک های متعددی روبرو شود.· ریسک بازار، آیا بازار برای محصول شما وجود دارد؟ آیا محصول برای بعضی ها ضروری است؟ آیا مردم برای آن هزینه می کنند؟ پاسخ دادن به این سوالات یکی از وظایف اصلی قبل از انتشار محصول خود به بازار است. اگر این ریسک به نفع شماست، کسب و کارتان موفقیت آمیز است.· ریسک محصول یکی دیگر از اولویت های مهم در هنگام ایجاد یک استارتاپ برای شناسایی محصول شما، ویژگی های آن، مشکلاتی که به کمک آن حل می شوند و ارزش آن برای سرمایه گذاری است. اگر شما قادر به انجام آن نیستید، به طور مشخص مشتریان بالقوه علاقمند به محصول شما نیستند.· ریسک تجربه کار تیمی. یک فرد نمی تواند با تمام ریسک های خود و خودش کنار بیاید. به همین دلیل است که موضوع تیم یک موضوع مهم است. شما باید یک تیم از متخصصین که داراری دانش و تجربه کافی از حوزه کسب و کار هستند بسازید. علاوه بر این تیم لازم است تا ایده های مربوط به ساخت محصول، ورود آن به بازار و غیره را توسعه بدهد.· ریسک مالی. بسیاری از استارتاپ ها برای اجرایی شدن نیاز به سرمایه گذاری دارند. در ابتدا این موضوع  می تواند از طریق دوستان، خانواده، سرمایه گذار فرشته و صندوق های سرمایه گذاری حل شود. هنگامی که شما برای سرمایه گذاری های جدید جستجو می کنید باید مرزهای کسب و کار را شناسایی کنید. سرمایه گذاران بالقوه شما به توانایی شما برای بیان یک طرح کسب و کار برای رسیدن به هر مرحله جدید توسعه با موفقیت پرداخت می کنند.· ریسک حق انتشار. همیشه این خطر وجود دارد که رقبا محصول شما را کپی کنند. این موضوع مختص صنعت فناوری اطلاعات است. در حین جستجو برای سرمایه گذاران و مجریان به آسانی ایده خود را به آنها می دهید. اگر توسعه پویا نباشد این نیز امکان پذیر است.این لیست از ریسک ها را می توان ادامه داد و موارد جدید را به آن اضافه نمود. با این وجود ریسک های مرتبط با استارتاپ شما غیر قابل کنترل نیست. همیشه راه هایی برای مدیریت آنها وجود دارد. یکی از آنها ایجاد یک MVP است که ماهیت آن این است که ایده خود را با کمترین چیزهایی که معتقد اند فرضیات شما را محدود می کند محدود کنید. برای هر شرکت بسیار مهم است که ساده ترین نسخه از محصول خود را که آماده عرضه در بازار است ایجاد کند و به جمع آوری داده های اولیه در مورد مشتریان بالقوه کمک کند. مزیت اصلی این است که شما نباید پول زیادی صرف کنید تا بتوانید یک بازار و یک گروه هدف برای محصول خود داشته باشید.نویسنده : Julia T. Business Development Manager</description>
                <category>حسن عطائی</category>
                <author>حسن عطائی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jul 2019 00:57:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می خواهید یک استارتاپ موفق بسازید؟بلافاصله این 3 ذهنیت را قبول کنید.</title>
                <link>https://virgool.io/@hatayee/build-a-successful-startup-jhg0jdvvzjfp</link>
                <description>چرا با اینکه زمان و پول و تلاش برای تولید محصول می گذارید ولی می بینید کسی آن را نمی خرد؟شما امیدها و رویاهای خود را برای یک محصول می گذارید و هیچ چیز برای نشان دادن آن ندارید.شما لانچ می کنید و منتظر می مانید تا نتایج را ببینید ولی تصور کنید که هیچ اتفاقی نمی افتد.این اکثرا برای همه بنیانگذازان اتفاق می افتد. برای من هم یکبار.بنابراین شما از خودتان سوال می کنید. آیا محصول را از بین بردم؟ آیا مردم اشتباهی را هدف گرفته بودم؟شما احساس شکست می کنید زیرا نمی دانید کجای کار اشتباه بوده و چرا شکست خوردید و چطور باید مشکل را حل کنید.بنابراین اگر راهی وجود داشته باشد که مسیر درست را به شما نشان بدهد آن شامل موارد زیر است:· بدانید چه باید بکنید· زمانی که آنرا انجام می دهید· چرا باید آن را انجام بدهید؟· چطور باید آنرا انجام بدهید؟چیزی که بعد از انجام 100 مصاحبه مرا شگفت زده می کند، تفاوت بین افراد باتجربه و بی تجربه است.به نظر می رسد همه افراد با تجربه به یک هک رشد بعنوان یک قاعده کلی تسلط دارند.آنها از یک هک رشد که اساس ساختن یک شرکت است استفاده می کنند.این چیزی است که ایده های استارتاپی را از شرکت های استارتاپی مجزا می کند.این یکی از مشکلات است زیرا می تواند تمامی استراتژی های دیگر را از بین ببرد.آیا می خواهید بدانید که آن چیست؟چیزی بسازید که مردم عاشق آن هستند.هفت کلمه که کل هدف از استارتاپ شما را پوشش می دهد.در حالی که اکثر کارآفرینان فکر می کنند چیزی را ساخته اند که مردم عاشق آن هستند اما حقیقتا این طور نیست. تعداد زیادی شامل 42% از استارتاپ ها شکست خورده اند زیرا آنها چیزهایی را بدون وجود بازار برای آن ساخته اند.آنها چیزهایی را ساخته اند که مردم عاشق آن نیستند.اما چطور این کار را انجام بدهید؟برای شروع اجازه دهید به سرعت خلاصه ای از دلایل اصلی عدم پیشرفت کارآفرینان در سراسر جهان را بیان کنیم:سندرم آماده سازی. ما با ارائه حرفه ای اولین بار محصول روبرو هستیم. بنابراین ما گیر افتاده ایم چون نگران انتخاب بازار اشتباه و هدر رفتن وقت و تلاشمان در نقشه راهمان هستیم.تعصب نوآوری. ما با مسائلی پیرامون ایده هایمان و دلایل اینکه چرا مشتریان باید محصول ما را بخرند مواجه هستیم. ما در حال پیشرفت نیستیم زیرا در حال تلاش برای پیدا کردن شواهد کافی برای ایده هایمان هستیم. ما شکسن می خوریم زیرا نمی توانیم اثبات کنیم که محصول ما در خصوص نیازهای مردم است.تعصب بیش از حد. خوش بینی چیزی است که کارآفرینان را از هم متمایز می کند. اینها فرصت ها را می بینند در حالیکه دیگران مشکلات را می بینند. این عالی است تا جایی که شما شروع به نادیده گرفتن داده ای کنید که ممکن است شما را به مسیر اشتباهی راهی کند.سطح موفقیت استارتاپ شما بیشتر از آن چیزی که فکر کنید در کنترل شماست. اما شما نمی توانید آرزو کنید که آن اتفاق بیفتد. شما باید جهت جلوگیری از تاثیرات این دلایل بر روی کسب و کارتان اقدام کنید.نحوه انجام آن در زیر بیان شده:نکته اول : هیچ حقیقتی درون ساختن وجود ندارد.بنابراین اولین گام برای شروع استارتاپ شما چه باید باشد؟مشخص کنید که آیا شما یک محصل برای یک بازار خوب دارید. این به این دلیل است که در هنگام شروع همه چیز بر اساس یک فرض است. چه کسی مشتری شماست، چه مساله ای وجود دارد که نیاز به حل آن دارید، آیا راه حل شما درست است، چگونه می خواهید آنرا به مردم بفروشید... تمام این فرضیات ریسک ها هستند.در یک استارتاپ هیچ حقیقتی درون ساختن وجود ندارد، فقط نظرات است. استیو بلانکپس چگونه با این ریسک ها با حداقل پول مورد نیاز مقابله کنید؟ شما شروع به صحبت با مشتریان بالقوه می کنید! شما شروع به اعتبارسنجی می کنید.شما باید طرز فکر جستجوی اطلاعات را اتخاذ کنید. شما قبل از اینکه بسازید بدنبال ورودی برای اینکه چطور بسازید باشید.و این اطلاعات هیچ جای اداره شما وجود ندارد. هیچ حقیقتی در ساختن وجود ندارد. شما باید برای حرکت رو به جلو با مشتریان خود صحبت کنید.در مورد درد آنها بپرسید. گوش دهید. ایده خود را اعتبارسنجی کنید. بازخورد مشتری معجون جادویی شما برای تبدیل شدن به بهترین چیزی است که می خواهید باشید. مرتکب ننوشیدن آن نشوید.شما شگفت زده خواهید شد که چقدر مردم مایل هستند تا خود را باز نشان دهند و با شما ارتباط برقرار کنند.موفقیت واقعی شما در روزهای اولیه مقدار پول نقد شما را افزایش نمی دهد بلکه نشان می دهد که بر اساس تنها روش تحقیقاتی که محاسبه می کنید نیاز بازار برای محصول شما وجود دارد: بازار مختص خود.نکته دوم : بر اساس نیاز مردم بسازید.من یکبار دوره داستان نویسی توسط Pixar را دنبال کردم. در دوره آنها توضیح می دهند که چگونه سعی می کنند شخصیت های داستان هایشان را توسعه دهند.اساسا از دو بخش تشکیل شده است:خواسته ها و نیازهای این کاراکتر چیست؟چه راهی برای دستیابی به این خواسته ها و نیازها وجود دارد؟صحت و درستی کسب و کار شما در این دو عنصر خلاصه می شود.بسیاری از کارآفرینان این را فهمیده اند. برای بسیاری از مردم این موضوع یک تکنولوژی را در بر می گیرد و آنرا به یک کسب و کار تبدیل می کند که رویای اصلی آن فروش خود به مایکروسافت، گوگل، فیسبوک و یا هر شرکت بزرگ دیگری است.اگر این استراتژی شماست، شما خودتان را برای شکست آماده می کنید.استیو بلانک آنرا به شیوه ای حرفه ای تر طراحی کرده است. او با چندین شرکت موفق کار کرده است. به گفته وی، یکی از چیزهایی که کسب و کارهای موفق را از ناموفق جدا می کند تمرکز آنها در فهم و درک مشتری است.شما همه چیز مربوط به توسعه محصول را متوقف کنید ولی بر روی توسعه مشتری متمرکز شوید. این یعنی شما :· مشتریان هدف خود را بیابید: چه کسانی هستند، چه کاری انجام می دهند، چگونه خودشان را توصیف می کنند؟· درک اینکه موفقیت آنها در چیست: خواسته و نیاز آنها چیست؟· تعیین کنید چه چیزی در راه رسیدن به این موفقیت وجود دارد: بزرگترین چالش آنها چیست؟ چه چیزی باعث می شود آنها در شب بیدار شوند؟هنگامی که شما شروع به تمرکز بر روی مشکلات واقعی و کمک به دیگران می کنید، همه چیز بسیار ساده تر می شود.اگر شما به مردم در راستای دستیابی آنها به موفقیت کمک کنید آنها به شما پول پرداخت خواهند کرد. جلب کردن ذهنیت ها بسیار آسان تر از دنبال کردن دلیل خاص بودن محصول است.زندگی خیلی کوتاه است برای ساختن چیزی که هیچ کس آن را نمی خواهد. آش موریاجلوگیری از ایجاد یک کسب و کار برای فروش به یک کسب و کار بزرگ و شروع به ساختن آن راجب سایر افراد. چه کسی این کار را انجام می دهد و اگر شما موفق بشوید، چه چیزی را برای آنها در 5 سال آینده تغییر خواهید داد؟نکته سوم : هنگام شروع کارهایی را انجام دهید که مقیاس نداشته باشند.پل گراهام این موضوع را بهتر توصیف می کند:یک تشبیه خوب می تواند میل لنگ موجود در موتور خودرو قبل از اینکه استارت الکتریکی بخورد باشد. وقتی که موتور حرکت می کند آنرا حرکت خواهد داد اما یک فرآیند جداگانه و سخت برای به راه افتادن آن وجود دارد.اشتباه بسیاری از بنیانگذاران که دیده ام تمرکز بر بهینه سازی در مقابل یادگیری است.ما فقط راجب داشتن میلیون ها کاربر فکر می کنیم.در حالیکه بسیاری از نمونه های موفق ممکن است اینگونه باشند که آنها شروع به کاری شبیه به این نکردند.بنیانگذاران Airbnb برای تهیه عکس حضورا به درب منازل می رفتند.بنیانگذاران Stripe کامپیوترهای مردم را برای نصب نرم افزارهایشان از آنها می گرفتند.همه استارتاپ های موفق در ابتدا تعداد انگشت شماری مشتری داشته اند. از طریق انجام تکراری کارهایی که مقیاس پذیر نبوده اند آنها محصولات حرفه ای را تولید کرده اند.وقتی شروع می کنید می خواهید به همان اندازه که می توانید از مشتریان خود یاد بگیرید. این به شما خواهد گفت:· مزایای واقعی برای مشتریان شما چیست· چگونه با مشتریان خود ارتباط برقرار می کنید· مدت زمان بستن قرارداد چقدر است· استفاده کردن از محصول چقدر آسان است· چگونه محصول خود را درست کنید· چه افرادی مایل به پرداخت هستندبهترین تکنولوژی دنیا نتوانسته است ابزار ارتباط نهایی بین مشتری و یک کسب و کار را جایگزین کند.تماس با انسان. شپ هیکناما چطور؟1. محصول خود را در مقابل مردم قرار دهید. و منظور من بصورت مجازی نیست. آنها را بنشانید کنار خودتان و از آنها بخواهید تا از محصول شما استفاده کنند.2. وقتی شروع کردید انسان باشید. نه یک کسب و کار. نه یک ماشین. قبل از سرویس دادن به آنها بهترین دوست آنها باشید. برای آنها کارت های دست نوشته ای ارسال کنید، از آنها سوالاتی درباره زندگی شان بپرسید، خدمات عالی دیوانه کننده ارائه کنید.3. علاوه بر محصول خود ارزش را هم ارائه کنید. بیشتر از آن چیزی که مردم انتظارش را دارند. بیشتر برای نشان دادن اینکه مشتریان خود را بیش از رقبای خود دوست دارید.در روزهای اولیه تمرکز شما بجای بهینه سازی بر یادگیری باشد. هیچ چیز نمی تواند جایگزین قدرت شخصیت واقعی و توسعه یک رابطه مورد اعتماد با اولین مشتریان شما باشد. بنابراین تمرکز خود را بر روی پرورش روابط با پیشگامان بالقوه اولیه بگذارید. آنها برای موفقیت شما بسیار مهم هستند و تمایل به موفقت شما دارند.نتیجه گیریهمیشه موفقیت یا شکست یک محصول قمار بوده است و استراتژی در مورد کمال نیست. استراتژی در مورد افزایش احتمال برنده شدن است. تا زمانیکه متوجه شویم که چگونه موفقیت را تضمین می کنیم، صحبت کردن با دیگر مشتریان به نظر می رسد یک راه موثر برای جمع کردن یک دسته آدم با حداقل ضرر و با حداکثر سود ممکن است.نویسنده مقاله : Bram Krommenhoek</description>
                <category>حسن عطائی</category>
                <author>حسن عطائی</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jul 2019 19:01:22 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>