<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جاستین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hdns</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:52:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4560749/avatar/kwE8wv.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جاستین</title>
            <link>https://virgool.io/@hdns</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برگشت به روز صفر</title>
                <link>https://virgool.io/@hdns/hdns-xnb1gv5tooys</link>
                <description>میخوام از اونجایی شروع کنم که همه چیز به خاموشی فرو رفت. گویا نمیشه اینجا لینک موزیک رو درج کرد. بدین سبب اگه دوست داشتین اینو سرچ کنین ، دانلود پلی لیست منتخب بهترین و معروف ترین آهنگ های سیا فارلر (Sia) ، من در حالی که به این پلی لیست گوش میدم ، اینا رو مینویسم. ساعت 8 شب بود . طبق عادت همیشه پای چارت نشسته بودم و همزمان به این بازار بی رمق فکر نگاه میکردم. با گوشی اخبار اعتراضات رو میخوندم که به یکباره همه چیز متوقف شد . چارت یورودلار دیگه حرکت نمیکرد . چارت طلا فریز شد . کانال تلگرامی که مشغول خوندن اخبارش بودم به حالت کانکتینگ در اومد. برحسب تجربه قبلی که در موقیعت های مشابه در زمان های گذشته باهاش آشنا شدیم ! به این یقین رسیدم که قطعا نت رو قطع کردند. نرم افزار متاتریدر رو بستم . سیستم رو خاموش کردم. میزکارم رو مرتب کردم . کمی تلاش نافرجام کردم برای تست اتصال نت داخل گوشی ، که خب فاقد نتیجه بود. از اتاق کارم اومدم بیرون داخل پذیرایی روی مبل نشستم و به این فکر کردم که خب الان چه اتفاقی میافته ؟ تا چند روز این وضعیت ادامه داره ؟ راستش ، اصلا از قطع شدن نت شگفت زده نشدم . چیزی که میشد انتظارش رو داشت ، هرچند یک انتظار تلخ و ناراحت کننده است  اونم این بود که قطعا نت قطع میشه . چیزی که از همه بیشتر ناراحت کننده تر بود و هست ، دفاع تمام قد رسانه ها از این اقدام بود ، انگار وارد یک مهمونی شدی که هم لباس مشکی پوشیدن و تو تنها رنگی پوش اونجایی . هر چی جلوتر میریم ، ضریب نفوذ اینترنت در انجام امور روزمره و عادی مردم انقد عمیق تر میشه که دیگه هیچ کسی نمی تونه این میزان از اهمیت دسترسی به نت آزاد رو به عنوان حق مردم ، کنمان کنه . فکر میکنم همه ما در این وضعیت و در این چند روز ، به همون شبکه اطلاع رسانی یکطرفه رجوع کردیم . جایی که همه چیز یکطرفه منتشر میشه اونجا بود که با واژه جدید تروریست ها آشنا شدم. متوجه شدم چه اتفاقات تلخی رخ داده . خبر های عدم رفع قطعی اینترنت همراه با این اخبار مربوط به عزیزان و هم میهن هامون که جانشون رو از دست داده بودن ، یک حجم اندوه فزاینده رو ایجاد کرده بود . چیزی که تلخ بود ،انتشار کامنت هایی بود که در همین رسانه های یکطرفه ، اجازه انتشار داشتن و حداقل برای من اینطوری بودن که انواع حس های منفی رو تشدید میکردن. ما رعیت نیستیم آقا/خانم سایبری ....  ما انسانیم و حق زندگی شرافتمندانه داریم . الان که اینا رو نوشتم همچنان ناراحتم. همچنان عصبانی ام . این وصل کردن های قطره چکانی ... آخرش که باید کل نت یکجا وصل بشه اما این مدل وصل کردن های قطره چکانی ... امان از این حس ارباب و رعیتی که به آدم منتقل میکنید. زومیت در یک مقاله مفصل نوشته که بازار سیاه نت آزاد حسابی داغ شده . میگه کف قیمت از 1 میلیون تومن به ازای 1 گیگ شروع میشه ! میگه اکثر این کانفیگ ها مربوط به زیرساخت های ارتباطی داخلی هستن ینی همین الان که من دارم این متن رو مینویسم یک عده هستن که به نت جهانی وصل هستن و این وصل بودن از داخل همین زیرساخت انجام شده و همین وصل بودن رو به دیگران به اشتراک میذارن با یک قیمت نجومی ! من باور دارم که اساس ظلم در جهان پایدار نیست . هیچ ظلمی موندگار نبوده حتی روزی که ما نباشیم که با چشم خودمون مشاهده کنیم اما ظالم به سزای ظلمی که داشته میرسه . حالا میخواد هر چقدر که زمان ببره . . . اون پلی لیسته بود ؟ با این موزیک از Sia  تموم شد . Im Still Here </description>
                <category>جاستین</category>
                <author>جاستین</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jan 2026 17:43:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی همه خواب بودن ...</title>
                <link>https://virgool.io/@hdns/hdn-e0mxskz8drz7</link>
                <description>اول از همه مایلم و لازم میدونم که بگم ، هیچ چیز در من ، لااقل برای من ، عادی نشده ...احساسات تلخ و ناراحت کننده ی که این روزها در حال تجربه اون هستم ، بیش از اندازه اندوهگین است . . .و البته من از نوشتن همراه با غُر زدن هم بیزارم.فکر میکنم بقدر کافی انرژی منفی در این اتمسفر هست که دیگه دلیلی نباشه برای اینکه من هم چیزی به اون اضافه کنم.من عاشق نوشتن هستم همراه با گوش دادن به موسیقی بی کلام ...معمولا اینطوری ام که وقتی شروع به نوشتن میکنم ، یک پلی لیست از اسپاتیفای رو پخش میکنم و در عمق موسیقی بی کلام غوطه ور میشوم و بعد در اعماق درون خودم ، به انتظار واژه ها می نشینم .اصولا در این حد زیاد که تا اینجا نوشته را خوندین ، حاشیه نویسی نمیکنم .اما شاید اینجا حس تازه وارد بودن رو دارم . شاید چون همه چیز غیر عادی پیش میرهنمیدونم ... شاید اینطوری ام که انگار خودم رو کمی توضیح بدم ... و حتی چند شاید دیگه شاید ...داشتم میگفتم ، بله ، موسیقی و لینک موسیقی که هنگام نوشتن ، گوش میکنم رو در نوشته هام میگذارم .اما از آنجایی که اسپاتیفای در دسترس نیست ، به لطف ذره بین ، این موجود جستجو گر عجیب و الخلقه ( که انصافاٌ کمی طول کشید تا یاد بگیرم باهاش کار کنم ) تونستم یک سری چیزها در این خاموشی پیدا کنم.اینجاست ، اگر دوست داشتین میتونین به این پلی لیست گوش بدین و این متن رو بخونین.ذره بین ؟ آه این موجود جستجوگر عجیب ...چقدر گفتنی دارم !فکر کنم بهتره برگردم و از اینجا شروع کنم ،وقتی که همه خواب بودن ... احتمالا در مسیر نوشتن هایم به سراغ ذره بین هم خواهم رفت.ساعت 5 صبح بود ، با صدای تلفن همراه از خواب بیدار شدم.نگهبان شرکت بود آقای نون :)خیلی انسان شریفی است . از خوش روزگار هر بار که اتفاق ناگواری در حوزه شبکه و آی تی و سیستم نظارت تصویری شرکت رخ میده برحسب انجام وظیفه به من زنگ میزنه .البته که من خودم هم همیشه در هنگام ترک محل کار به آقای نون و سایر هم قطاران شون تاکید میکنم که هر ساعت از شبانه روز که بود ،اگه مورد خاصی رخ داد حتما به من زنگ بزنید .و البته از حق نگذریم ، همیشه موارد اورژانسی یکسان بوده تا الان ، بله درست حدس زدین ، قطعی برق ! هربار که برق قطع میشه ، این بندگان خدا به من زنگ میزنند و اطلاع میدند که خب چه کنیم ؟هیچ ، اگر بخت یار باشه ، سرور ها رو از دور خاموش میکنم تا اونجایی که UPS جانی در بدن داره بتونه به سایر تجهیزات شبکه ، سرویس و برق رسانی کنه ، اگر بخت یار نباشه ؟ دوست دارم اینطور به موضوع نگاه کنم که در این مدتی که خاموشی برق به امر عادی تبدیل شده ، همیشه بخت با من یار بوده و ریموت به سرور ها ، درست مثل ساعت کار میکرده .ساعت ها هم به لطف برنامه ریزی آقایان ! کاملا منعطف و سوپرایز گونه بوده ، همیشه ،البته از حق نگذریم در اغلب اوقات ، زمانبندی را با فاصله سی دقیقه تا یک ساعت تاخیر ، سعی به رعایتش داشتن . بالاخره در ایران ما ، این دقیقه ها که چیزی نیست ، به کسی بر نمیخوره که مثلا یک برنامه از پیش اعلام شده حالا فوقش با یکساعت تاخیر اجرا بشه ، والا ،یادم هست یکبار ساعت 1 صبح بود که اتفاقا همین آقای نون زنگ زد و گفت برق ها رفت ! من با صدای خواب آلود گفتم ممنون که اطلاع دادید ، سرور ها رو خاموش میکنم . راستش رو بگم از شدت خستگی به خودم گفتم بذار کمی بخوابم ، حداقل سی دقیقه ، ناسلامتی این UPS است دیگر ! برای همین روزهاست دیگه . خلاصه خوابم برد و صبح که از خواب بیدار شدم ، ناگهان یادم اومد که ای وای ، چه خبطی کردم دیشب !سراسیمه به سمت لب تابم میرفتم که در مسیر چشمم به نوتیف پیام آقای نون روشن شد ! نوشته بود مهندس جان برق ها آمد ! من با کمی استرس به زمان دریافت پیام نگاه کردم دیدم به به ، برای سی دقیقه بعد از اعلام قطعی برق بوده ! خوشحال شدم .آری این سری رو شانس آوردم ... جا داره مجددا از خدا تشکر کنم و بگم : اوس کریم ، شکرت .اما امروز که آقای نون تماس گرفت ، اون هم ساعت 5 صبح ، با کمی سردرگمی ، بی آنکه به محتوای مکالمه ام با آقای نون توجه کنم ، به این فکر میکردم که الان در این صبح برفی ، در این وضعیت خاموشی ، من دقیقا چطور ریموت بزنم ؟ به کجا ؟در همین افکار غرق بودم که مجددا صدای آقای نون در گوشم پیچید ، الو ، مهندس ، صدامو داری ؟پاسخ دادم ، بلی ، بلند و واضح ، مثل همیشه پر انرژی هستین ، خدا رو شکر.کمی که بیشتر باهم صحبت کردیم ، متوجه شدم که مشکل از قطع شدن برق نیست ، مشکل از سوئیچ نگهبانی است که خداروشکر ایشون هم دل به کار دادن و با خاموش و روشن کردن سوئیچ شبکه ، مشکل برطرف شد .عجب معجزه ای میکنه این ری استارت در دنیای آی تی . اصلا حلال همه مشکلاته این لعنتی .بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم ، توجه ام به چند پیامک دریافتی ام جلب شد !تعجب کردم ، آیا درست می بینم ؟ پیامک ها وصل شدند ؟!سریعا نت گوشی رو وصل کردم ، نرم افزار عبور از تانل ملی رو روشن کردم و با هزار امید که شاید یکی از کانفیگ ها متصل بشه ، نشستم یک گوشه ای ، شاید براتون تعجب آور باشه که آخه وصل شدن پیامک چه ارتباطی به برقراری نت جهانی داره ، که باید بگم من اسمش رو میذارم حس ششم آی تی ...باور این لحظه برای من خیلی دردآور بود . احساسی همراه با رهایی از اسارت و توامان با خشم ،اندوه ی فرو رفته در جان .یکی از کانفیگ ها وصل شد .... مانده بودم در این حیرت که الان چه کنم ؟شاید کمی اغراق آمیز باشه ... اما نمیدونم اون کلیپ معروف رو دیدین ؟ همون که پرنده ی رو از قفس آزاد میکنند و اون در چند لحظه اول آزادی ،گیج و مبهوت به بیرون خیره شده بود و گویا باور این موضوع براش سخت بود که به راستی آزاد شده ...من بودم و نت بین المللی که اکنون باز شده بود برام.به سرعت خودم را جمع و جور کردم و در ویرگول حساب کاربری درست کردم .بعد به بلاگفا رفتم و آخرین پست خداحافظی ام رو نوشتم.به تلگرام رفتم و سعی کردم چند کانفیگ جدید دانلود کنم که خب متاسفانه هیچ خبری نبود که نبود ...راستش را بخواین ناراحت شدم . چون در گروه هایی که عضو بودم رفتم و این حجم از آنلاین نبودن اعضا ، منو سخت اندوه گین کرد .با بی رمقی همه برنامه ها را بستم .به این فکر فرو رفتم که خب ، حالا چی ؟قطعا این اتصال موقت است و همین نیم چه کانفیگ نیم بند هم بسته خواهد شد که صد البته شد ...وقتی همه خواب بودند ... من آنلاین بودم... اما این مدل آنلاین بودن رو دوست نداشتم.نمیدونم سریال Flash forward را دیدین یا نه ... در یک جایی از این سریال ، یک قطعه فیلم ضبط شده پیدا میشه از یک استادیوم ورزشی و فردی رو نشون میده که وقتی همه مردم دنیا بیهوش میشن ، اون به یکباره از بین جمعیت بیهوش شده بلند میشه و به سمت بیرون استادیوم میره ...من در این لحظه این چنین حسی را تجربه کردم... من فضای مجازی را با دوستانم دوست دارم ...با کسانی که شاید یک کلمه هم باهم صحبت نکنیم اما همین که بدونم اون هم مثل من به این فضا دسترسی داره ... ممو آروم میکنه ، من اینگونه متصل شدن و آنلاین شدن رو دوست دارم ...اینطوری بود که بعد از چند دقیقه ای که آنلاین شده بودم ، بطور خود خواسته اونو قطع کردم.چند ساعت بعد که در اخبار خواندم گویا برخی نقاط در کشور به نت جهانی متصل شدن ، اومدم تست کردم که آیا من هم جز این نقاط محسوب میشوم یا خیر ؟ که باید بگم یاخیر .</description>
                <category>جاستین</category>
                <author>جاستین</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 21:05:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینجا چراغی روشن است...</title>
                <link>https://virgool.io/@hdns/hdn-hgjndjo9k4aj</link>
                <description>باورم نمیشه ، اولین روز بعد از حداقل 10 روز خاموشی سراسری ...بله من اینجام .این اولین نوشته من هستخاطرم هست که وقتی در خاموشی سراسری فرو رفتیم به این فکر میکردم که ما آدم ها چقدر به کنار هم بودن نیاز داریم.چقدر ما موجودات اجتماعی هستیم بی آنکه خودمون شاید از عمق ماجرا بی خبر باشیم .من یک بلاگ خیلی قدیمی در بلاگفا دارم و بعد این خاموشی ها به این نتیجه رسیدم وقتی تنها ابزار در دسترس ، ابزاری میشه که حاکمیت اجازه استفاده اش رو میده ، پس دیگه معطل نموندم و از هر راهی که تونستم به در و دیوار زدم تا اینجا یک اکانت درست کنم .پس از تلاش های نافرجام مختلف ، خوشحالم که امروز تونستم این مهم رو به سرانجام برسونم.اینجا برای خودم مینویسم .قراره اینجا بشه بلاگ من .اینجا ... چراغی ... روشن است .</description>
                <category>جاستین</category>
                <author>جاستین</author>
                <pubDate>Sat, 17 Jan 2026 10:35:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>