<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Heavy Rate Champion</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@heavyrate</link>
        <description>نقد و نظر من به موزیک هایی که واقعا ًگوش می کنم. من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید. https://www.heavyratechampion.com/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:12:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/175915/avatar/J8hJiL.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Heavy Rate Champion</title>
            <link>https://virgool.io/@heavyrate</link>
        </image>

                    <item>
                <title>[بررسی آلبوم] Mastodon – Hushed and Grim</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/hushed-and-grim-ytcu9r04u8k9</link>
                <description>به لطفِ پیشرفتِ علمِ پروداکشنِ موسیقی و سرعتِ بالای پیشرفتِ تکنولوژی، امروزه در صحنه ی موسیقی1 شاهد کارهای بیش از حد پرودیوس شده ای هستیم که با آهنگسازی هایی به شدت دقیق، بی نقص و گاهی تکراری، هنری رو ارائه میکنن که از هر جهت شکوهمنده ولی ارتباط اصلی رو با هسته ی هنر از دست داده.این یک حقیقت آزاردهنده ست که گریبانِ صنعت موسیقی رو گرفته. البته این رویکردِ آرمان گرایانه ارزشِ این آلبوم ها رو زیر سوال نمی بره. بسیاری از آلبوم هایی که امروزه ازشون لذت میبریم روی همین جریان در حال حرکت هستند. آلبوم هایی که در همین سایت با نمره های بالا تحسین شدن. آلبوم هایی که خود من هر روز گوش میکنم و لذت میبرم.ولی واقعیت این است که در بسیاری از آنها کمبودِ یک عنصر اساسی احساس میشه؛روح!حضورِ اثری از انسان در موسیقی، چیزی ست که کمبودش  امروزه به شدت احساس میشه. Mastodon یکی از اون بندهایی ست که موسیقیِ تکنیکال و آهنگسازیِ شگفت انگیزش همیشه در خدمتِ ارائه ی معنی و مفهومی قرار داره که گاهی حتی با کلام هم نمیشه توصیفش کرد. روحی که در اکثرِ کارهای این بند وجود داره، با شنیدن موسیقی به خوبی احساس میشه.آلبومهای Mastodon همه دارای کانسپت های خاص هستند. چهار آلبومِ اول بند هر کدام درباره ی یکی از عناصرِ اصلی حیات بود.  آلبومِ اولِ بند Remission عنصرِ آتش، Leviathan عنصرِ آب (و البته بر اساس داستان افسانه ای Moby-Dick)2، آلبوم Blood Mountain عنصر زمین(یا خاک) و Crack The Sky عنصر اتر3.اما یکی از اصلی ترین منابع الهام در آلبوم های مستودان، تراژدی است. شاهکارِ مستودان Crack The Sky که بدون شک بهترین آلبوم بند محسوب میشه، برگرفته از مرگِ خواهرِ Brann بر اثر خودکشی در سن 14 سالگی ست. با شنیدن Remission میفهمیم که این موضوع در Crack the Sky به بلوغی باورنکردنی رسیده چرا که Remission هم به گفته ی Brann بر اساسِ خشمی بود که او به خاطر این اتفاقِ تراژیک احساس میکرد. آلبوم The Hunter هم بر اساس عواطفی برگرفته از مرگ برادر Brann نوشته شده و Emperor of Sand داستان زندگیِ بیماری سرطانی ست که احتمالا به طور خاص مربوط به درگیری Nick John منیجرِ بند با این بیماری شوم بود. او در سال 2018 بر اساس سرطانِ پانکراس از دنیا رفت. شاید این اولین باری بود که همه ی اعضای بند یک تراژدیِ مشترک رو تجربه میکردند. مرگ Nick John که اون رو عضوِ پنجمِ بند میدونستن تاثیر خیلی زیادی به لحاظ عاطفی روی اعضای بند داشت. حالا این موضوع بعد از سه سال خودش رو در دبل-آلبومی عظیم به نمایش گذاشته. آلبومی دارک و عمیق در مورد مرگ! ادامه نقد و بررسی رو اینجا بخونید.اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً ما رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنیم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی نویسنده و انتشار اون فقط با ذکر نام و تگ کردن مجاز می باشد.Website: https://www.heavyratechampion.com/Telegram: https://t.me/HeavyRateInstagram: @heavy.rate.champion</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Wed, 17 Nov 2021 16:57:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>[نقد و بررسی آلبوم] Iron Maiden – Senjutsu</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/senjutsu-fqnfjjvdu9jq</link>
                <description>دهه هشتاد متعلق به آیرون میدن بود. جایی که بند، با کمترین وقفه یک آلبوم جدید می ساخت و با هر آلبوم به یک موفقیت تازه دست پیدا می کرد. به سراسر دنیا سفر می کرد و با استیج هایی عظیم و نمایشی خیره کننده، دل شنوندگان جدیدی را به دست می آورد. در آن زمان هیچ چیز جلو دار آیرون میدن نبود و هیچ کسی نمی توانست مانع تاخت و تاز بند شود. آن ها حاکمان واقعی آن زمان بودند و یک دوره طلایی و تغییر دهنده را برای تاریخ متال ساختند. آیرون میدن صحنه موسیقی متال را هیجان انگیز تر کرد و الهام بخش بسیاری از موزیسین ها شد. آیرون میدن متال را محبوب تر ساخت و باعث علاقه مند شدن بسیاری به نوازندگی شد. در واقع آیرون میدن صرفا یک نام نبود، آن ها صرفا یک بند متال نبودند بلکه آن ها بخشی از فرهنگ عامه را شکل دادند. آلبوم Senjutsu در حالی در چهلمین سالگرد انتشار آلبوم Killers عرضه شده است که Iron Maiden دوران ارزشمند، طولانی و خاطره انگیزی را پشت سر گذاشته است و دهه هشتاد، به عنوان مهمترین دوره بند که شامل کلاسیک ترین آثار گروه است تنها یک دوره از پنج دوره مشخص بند است.این آلبوم اولین بخش از یک زنجیره محکم از عرضه های عظیم بود که در نهایت با ساخت یکی از کامل ترین و بی نقص ترین آلبوم های تاریخ متال همراه شد. آلبوم Seventh Son Of A Seventh Son. همکاری با Martin Birch همه فن حریف و تجربه گرایی بند و هریس (تحت تاثیر گروه هایی چون Genesis، Wishbone Ash و Jethro Tull) در ساخت ترک هایی با ساختار های پراگرسیو، منجر به ساخت آلبوم هایی مهم و فان و درجه یک شد. آلبوم هایی که چارت ها را به سلطه خود در آوردند و موفقیت های تجاری بزرگی برای بند رقم زدند. بعد از این دو دوره، آیرون میدن وارد فراز و فرود های مختلفی شد و پر بحث ترین سال های بند شکل گرفت. بعد از Seventh Son Of A Seventh Son هر کدام از عرضه های گروه حفره های مختلفی در آهنگسازی، لیریک و پروداکشن داشتند اما آیرون میدن هیچوقت متوقف نشد. حالا بعد از گذشت بیش از چهل سال از انتشار آلبوم Iron Maiden همچنان مردم در سراسر دنیا برای Senjutsu هیجان زده اند. اما آیا Senjutsu ارزش این همه انتظار را داشته است؟ جایگاه Senjutsu در دیسکوگرافی بند کجاست؟ادامه نقد و بررسی رو اینجا بخونید. https://youtu.be/Jm-cfUlyn84 نویسنده: CMGاگر این نقد رو دوست داشتید حتماً ما رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنیم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی نویسنده و انتشار اون فقط با ذکر نام و تگ کردن مجاز می باشد.Website: https://www.heavyratechampion.com/Telegram: https://t.me/HeavyRateInstagram: @heavy.rate.champion</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Mon, 13 Sep 2021 19:11:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی آوانگارد، متال آوانگارد و Ad Nauseam</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/ad-nauseam-vwsdqojlzhje</link>
                <description>[بررسی آلبوم] Ad Nauseam – Imperative Imperceptible Impulseوقتی صحبت از هنر آوانگارد میشه، می توان به صورت عامیانه هرگونه هنر پیشرو و ساختار شکن را آوانگارد خطاب کرد و از خیر ورود به جزئیات علمی و تاریخی مقوله گذشت. ولی برای این بحث شاید بهتر باشه کمی وارد جزئیات “موسیقی آوانگارد” بشیم. به صورت خیلی خلاصه می توان از دو دیدگاه متفاوت به موسیقی آوانگارد نگاه کرد.یکی موسیقی آوانگارد به عنوان سبکی که در اثر فاصله گرفتن از ساختارهای کلاسیک، با جا به جا کردن مرز های موسیقی کلاسیک در دوره ای خاص به وجود آمد، که ارتباطی مستقیم با ساختارهای موسیقی کلاسیک داشت. بدین معنا که به هر حال باید با تغییر دادن همون ساختارهای موسیقی کلاسیک به وجود می آمد.و دیگری موسیقی آوانگارد به معنای برخورد پیشرو و ساختارشکن، که اصلا قصد از نو آفرینی ساختارهای موسیقی رو داره. ممکنه این تفسیر شباهت زیادی به موسیقی اکسپریمنتال داشته باشه. ولی در موسیقی آوانگارد برخوردهای آتونال و دیسونانس‌ها و حتی برخوردهای غیر موسیقایی به راحتی این تشابه رو از بین میبره. اینجا ما با فرمی اکستریم از ساختارشکنی روبرو هستیم که هیچ حد و مرزی نداره.با این تفاسیر این صفت در ارتباط مستقیم با زمان است که کاربرد دارد و استفاده ی بیشتر از این ساختارشکنی ها زمانی که خود تبدیل به ساختاری جدید شوند باعث بی معنا شدن صفت “آوانگارد” میشه.اما بیاید نگاهی هم به موسیقی متال بیاندازیم. فکر نمیکنم هیچ کس به واسطه این ژانر برای اولین بار با موسیقی آشنا شده باشه.دوستداران این موسیقی همه در یک مقطعی تصمیم گرفتن که این موسیقی رو انتخاب کنن. برای من که از دریچه راک و بعد گرانج وارد متال شدم این تغییر تا حدی نامحسوس و آرام صورت گرفت. اما ورود به اکستریم متال که همیشه در جایی تاریک و دور از دسترس قرار داره، انتخابیه که در اثر تمایل به خارج شدن از چارچوب ها و نُرم ها و نیاز به تجربه های تازه به وجود میاد.متال که در شناخته شده ترین فرم خودش همچنان ساختارشکن و متمایز با سبک های دیگر موسیقی نمود میکنه در قالب متال آوانگارد در مرحله ای دیگر و در دوردست ترین سرزمین ها میتونه دست نیافتنی ترین و ساختارشکن ترین شکل موسیقی باشه.بند Ad Nauseam در سال 2015 با آلبوم Nihil Quam Vacuitas Ordinatum Est با قدرت به جمع متال های دیسونانس و آوانگارد اضافه شد تا جایی که هیچ کدوم از کسانی که برای اولین بار این آلبوم رو شنیدند در طی این سالها این بند رو فراموش نکردند و همه منتظر شنیدن آلبوم دوم این بند بودن. چون واقعا هر کسی با گوشی تربیت شده در این موسیقی و درکی اجمالی از ساختارهای تئوریک موسیقی، متوجه میشه که این فقط سروصدا و هرج و مرجی بی معنا نیست و این نابغه های ایتالیایی نه تنها خیلی مسلط در بستر دث-متال آوانگارد احساس راحتی میکنن، بلکه در این بستر هم دست به نوآوری میزنن و هم اینکه واقعا داره بهشون خوش میگذره.ولی اگر آلبوم اولشون کمی یکنواخت و غیر منسجم بود، در Imperative Imperceptible Impulse با اثری منسجم تر، یکپارچه تر و متنوع تر از لحاظ تنالیته و ساختار روبرو هستیم. قدمی رو به جلو برای موسیقی بند. بر اساس توضیحات خود بند؛ در اینجا موسیقی فقط سلسله ریف هایی نیست که پشت سر هم نواخته بشن و صدایی دلنشین ایجاد کنن،  بلکه در واقع یک ساختار ارگانیک از اتفاقاتی است که گاهی به گذشته اشاره دارد و گاهی آینده را پیش بینی میکند که این باعث ایجاد لایه هایی پیچیده از الگوهای چند-صدایی با وزن های آزاد می شود که در آن هر ساز نقش منحصر به فرد و ضروری خود را دارد.تلفیق استایل های Jazz با دث/بلک-متال اکستریم و اسلاج در کنار تاثیراتی از دووم و امبینت در این آلبوم آوانگارد به خوبی به گوش میرسه. اما ساختار موسیقایی آهنگ ها به شدت متاثر از آهنگسازان کلاسیک مثل  Stravinsky، Šostakóvič و Penderecki است که به وسیله ی برخوردهای غیر هارمونیک به ساختارهایی هارمونیک دست میابیم.برای رسیدن به چنین نتیجه ای Ad Nauseam از هیچ راهکاری دریغ نکرده. اونها حتی با کوک های متفاوت سازهاشون موفق شدن به فواصل و تنالیته های دیسونانس در هامونی دو گیتار برسن. تا جایی که گاهی هیچ نتی معنایی به جز تردید نمیده.با توجه به لیریکس هم این آلبوم قصد توصیف فضایی آشفته با هرج و مرجی فلسفی و وجودی رو در بی نظمی مطلق داره.How can you look into the abyss you are made ofif you eradicate stillness from your sight.If you would listen to the true voice of silencethe surrounding noise would speak your tongue.سینث های سعودی و کروماتیک آخر ترک Sub Specie Aeternitatis احساس ترس و تردید رو به خوبی القا میکنه. با اینکه حضور ریتم های منظم هم در این ترک حس میشه، ولی نت های دیسونانس با ایجاد فواصل غریب به این فضای آشفته بیشتر دامن میزنن.اما با ترک بعدی درInexorably Ousted Sente سرگیجه بیشتر هم میشه. معمولا یک گیتار الگوهای ریتمیک رو می نوازه و گیتار دیگه الگوهای ملودیک. که این همنوازی هم از لحاظ ملودیک و هم از لحاظ ریتمیک همچنان نا هماهنگ و سرگیجه آور جلوه میکنه. اما مواقعی که هردو گیتار شروع به نواختن الگوهای غیر هارمونیک میکنن، اوج تنش رو در فواصل این نت ها شاهد هستیم. مثل اتفاقی که در دقیقه 3:00 این ترک می افته. جایی که بعد از هرج و مرج حاکی از کوردهای آتونال گیتارها ناگهان درام شروع به نواختن ریتمی آشنا و منظم میکنه ولی چیزی که همچنان تنش را در موسیقی نگه میداره کوردهای دیسونانت گیتارها هستن که این درگیری رو حفظ میکنن. اگر بیس نبود تقریباً تحمل این قسمت از ترک خیلی سخت تر میشد ولی بیس داره با اجرایی کاملا هارمونیک با یکی از گیتار ها همچنان به مغز ما القا میکنه که هنوز چیزی این وسط با عقل جور در میاد و همه چیز از هم گسسته نشده...ادامه نقد و بررسی رو اینجا بخونید. https://youtu.be/U6v_IvHfnfU اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Website: https://www.heavyratechampion.com/Telegram: https://t.me/HeavyRateInstagram: @heavy.rate.champion</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sat, 06 Mar 2021 22:12:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>[نقد و بررسی آلبوم] Soen – Imperial</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/soen-imperial-wlkwb4ucxmva</link>
                <description>سال 2017 بود که از طریق سایت Last.fm با Soen آشنا شدم و آلبوم Lykaia شروع مناسبی برای آشنا شدن با این بند بود که در سرویس های مختلف موسیقی مدام به تولهد های دنیا پیشنهاد میشد.آلبوم Lykaia با ریف شلوغ و پراگی و بیس گیتار کثیف و فوق العاده ی Stefan Stenberg و درام هنرمندانه ی Martin Lopez شروع شد و من همون لحظه با خودم گفتم این بند می تونه به لیست بندهای مورد علاقم اضافه بشه!مشخصاً بعد از اون سراغ آلبوم قبلی یعنی Tellurian هم رفتم و با اینکه خیلی مستقیم متاثر از موسیقی تول بود همچنان با کیفیت و خلاق جلوه می کرد. وقتی دو سال بعد از Lykaia آلبوم Lotus بیرون اومد،… راستش نمی تونم بگم که موزیک بند به سمتی رفت که شخصا دوست داشته باشم ولی در ادامه ی فاصله گرفتن از تاثیرات تولی، موسیقی بند ملودیک تر و عامه پسند تر از قبل شد.ولی Lotus همچنان آلبوم خوبی بود. پر از هوک های فراموش نشدنی و نوازندگی های خوشمزه. آلبوم موفقی که Soen رو بیشتر از قبل در رادار متالهد ها و راک بازهای دنیا قرار داد. معمولا این دوران برای هر بندی مهمترین و حساس ترین دوران فعالیت هنری محسوب میشه. زمانی برای تصمیم گیری!خب Lotus آلبوم موفقی بود. حالا به چه سمتی بریم؟ قدم بعدی چیه؟ چی اضافه کنیم؟ چی کم کنیم؟ از دست دادن Stefan Stenberg که مشخصا قدمی اشتباه بود. بند استایل پراگی و جذابش رو مدیون او بود.ولی بعد از این تغییر، بند میتونست با ارائه ی موزیکی خلاق و تازه با آلبوم بعدی حتی به بلندترین قله های ژانر برسه. Soen این پتانسیل رو داشت. یعنی حداقل من تا قبل از شنیدن Imperial اینطور فکر میکردم.حالا Imperial به عنوان اولین انتشار بزرگ سال 2021 بلاخره بیرون اومده و اگر بخوام خیلی مختصر بگم، نا امید کننده!مطلب کامل رو اینجا بخونید.Artist: SoenAlbum: ImperialRelease Date: 29/01/2021Silver Lining Music https://youtu.be/de-g9u2C3i0 اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Website: https://www.heavyratechampion.com/Telegram: https://t.me/HeavyRateInstagram: @heavy.rate.champion</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jan 2021 04:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Bring Me The Horizon – Post Human: Survival Horror (نقد و بررسی آلبوم)</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/post-human-dxcr5woz0oof</link>
                <description>بند بریتانیایی Bring Me the Horizon یک سال و نیم بعد از آلبوم موفق و متفاوتشون به نام Amo حالا با این EP در ادامه ی روند فاصله گرفتنشون از متالکور و دثکور یک بار دیگه سروصدای زیادی به پا کردن و با توجه به اینکه این آلبوم تصویری شفاف از فرهنگ عام امروزی رو به نمایش میذاره میتونه از ریلیزهای مهم امسال باشه. البته که میشد بعد از Amo آلبومی توی این استایل رو پیش بینی کرد. ولی روند نسبتا سریع تبدیل شدن Bring Me The Horizon از یه بند متال-کور و آلترنیتیو به بندی با استایل ایندی پاپ (یا نیومتال-پاپ؟؟) در طی این دو آلبوم، یکم سریع تر از چیزی بود که طرفدارای متالهدشون انتظار داشتن و دودستگی ای که بین این هواداران بوجود اومده کاملا قابل درکه.ادامه ی این نقد و بررسی طولانی رو اینجا بخونید. https://youtu.be/L5uV3gmOH9g اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Website: https://www.heavyratechampion.com/Telegram: https://t.me/HeavyRateInstagram: @heavy.rate.champion</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 21:13:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 آلبوم برتر متال در سپتامبر 2020</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/september-qkadfzflvwpg</link>
                <description>بعد از اینکه 10 آلبوم برتر ماه آگوست رو در صفحه ی اینستاگرام منتشر کردم، استقبال خوبی شد که برای ادامه ی این کار انگیزه ی کافی رو بهم داد. ضمن اینکه میتونید 10 آلبوم برتر ماه گذشته رو اینجا ببینید، این لیست آلبوم های برتری هستن که در ما سپتامبر منتشر شدن.اساس معرفی، آلبوم هایی هستند که توی این ماه منتشر شدن و من فرصت شنیدنشون رو داشتم. اگر آلبومی مد نظر شماست که توی لیست نیست، حتماً کامنت کنید.10 - Carnation - &#x27;Where Death Lies&#x27;با اختلاف کمی تصمیم گرفتم که بین این آلبوم و آلبوم فوق العاده ی Skeletal Remains ، این آلبوم رو انتخاب کنم. هرچند هردو آلبوم دث متال خام و الد-اسکولی رو به بهترین شکل ارائه کردن ولی این آلبوم با ملودی های گیرا و ریتم های متفاوت تر نسبت یه کار قبلی بند یه قدم رو به جلو برای Carnation محسوب میشه. ضمن اینکه همچنان درندگی خودشو حفظ کرده. یه دث متال ناب برای این ماه که میتونید بشنوید. https://www.youtube.com/watch?v=f_k7Cjb-YVQ 9 - Sunken - &#x27;Livslede&#x27;برای انتخاب یه بلک-متال خوب برای این لیست کارم آسون بود. این آلبوم سیاه، از المان های مرسوم ژانر به اندازه ی نیاز استفاده کرده تا حدی که سخت بشه ژانر دقیقش رو بین بلک متال ها مشخص کرد. اتمسفریک، دپرسیو، تا حدی ملودیک و تا حدی سمفونیک! چون چیزی که استایل آلبوم رو مشخص میکنه مفهوم و کانسپت آلبوم هست که شدیداً تاریک و سرده و نا امیدی درش موج میزنه. خب انصافاً هم امسال زمان خوبیه برای شنیدنش! https://www.youtube.com/watch?v=0_3qBgD4BQM 8 - Svalbard - &#x27;When I Die, Will I Get Better?&#x27;مشکلات روحی، برای هیچکس غیرقابل درک نیست. مخصوصاً توی دنیای پسامدرن امروز، پیدا کردن روان سالم کار نسبتاً دشواریه! زن بودن توی این دنیا هم مشکلات غیرقابل تحمل خودش رو داره.فریاد های دردناک  Serena Cherry با ترک فوق العاده ی اول یعنی Open Wound شما رو میخکوب اشعار تلخ و تاریکی می کنه که تا انتهای آلبوم ادامه پیدا میکنه. شنیدن این آلبوم هاردکور رو شدیداً پیشنهاد میکنم به شرطی که اشعار مستقیم و غم انگیزش رو حتما بخونید! https://www.youtube.com/watch?v=9B7wLmw9b7U 7 - Obsidian Kingdom - &#x27;Meat Machine&#x27;کار راحتی نیست مشخص کردن ژانر این بند. البته که اسلاجی و پراگرسیوه ولی واژه پراگرسیو بیش از حد وسیعه و ژانر بعدی که به ذهنم میاد پست-متاله که اون هم به اندازه ی کافی دقیق نیست. اسلاج متال Obsidian Kingdom خصوصیات متنوعی داره و آلبوم شدیداً تازه و پر از اتفاق جالبه. چیزی که متال رو به جلو می بره وجود همین بندهاست که بدون ترس اینگونه دست به ریسک کردن میزنن. ضمن اینکه این آلبوم واقعاً با کیفیت و خلاقانه ارائه شده. https://www.youtube.com/watch?v=zN8oeeBljwg 6 -  Cult of Lilith - &#x27;Cosmic Maelstrom&#x27;آلبوم اول این بند ایسلندی اونقدر قوی بود که تونستن با لیبل بزرگ Metal Blade Records قرارداد ببندن. تازه هنرمند نام آشنای دنیای متال Eliran Kantor هم طراحی کاور رو انجام داده و باید بگم که خود موسیقی کاملاً شایسته هست. تکنیکال دث-متالِ ملودیک و پراگرسیو اونها قطعاً احتیاج به چندبار تکرار داره تا قابل هضم تر بشه ولی وقتی که این اتفاق میافته کاملا ارزش زمانی که براش صرف کردید رو داره. https://www.youtube.com/watch?v=KwhRDZfBTys 5 - Lik - &#x27;Misanthropic Breed&#x27;یکی از دلایلی که موسیقی متال بعد از رکود پایان دهه نود یکبار دیگه زنده شد، عشق و علاقه ی سوئدی ها به متال کلاسیک بود. دث-متالی که Lik ارائه میکنه هم یه شدت تحت تاثیر ریف ها و هارمونی های متال کلاسیک هست و با اینکه شاید موسیقی تا اون حد اورجینال نباشه ولی ریفهای فوق العاده ی این آلبوم کنار آهنگسازی با فکر و عالی بند، باز هم ثابت کرده که Lik یکی از پرچمداران دث-متال سوئدیه!  https://www.youtube.com/watch?v=O3sMCFvE-6s 4 -  The Ocean - &#x27;Phanerozoic II: Mesozoic | Cenozoic&#x27;در مورد این آلبوم به اندازه کافی صحبت کردم. کاری که این بند فوق العاده دقیق انجام میده، آهنگسازی وسواسی و با جزئیاتیه که به شکلی با شکوه ارائه میشه. اگر بقیه ی ترک های این آلبوم هم به اندازه ی ترک غول آسای Jurassic|Cretaceous عالی بود این آلبوم نه تنها نوی این لیست که توی لیست آخر سال هم می تونست بهترین باشه. نقد و بررسی کامل رو اینجا بخونید! https://www.youtube.com/watch?v=BPMrwSwl8is 3 - Oceans of Slumber – Oceans of Slumberدرست کردن این لیست معمولاً یکی دو هفته طول میکشه. گوش کردن به همه ی آلبوم ها و انتخاب بهترین ها باعث میشه که مدام نظرم در مورد این آلبوم ها تغییر کنه و باید بگم که این آلبوم بدجوری رشد میکنه! با هربار شنیدن بهتر و بهتر شد و مدام توی لیست بالاتر اومد. درسته که به شدت وکال محور هست و من ارتباط خوبی با موزیک وکال محور ندارم ولی آهنگسازی خوب بند وکال عالی Cammie Gilbert رو جذاب تر هم کرده و لیریکس خوبش هم مزید بر علت شد تا قبول کنم که این آلبوم همین طور که هست عالیه! https://www.youtube.com/watch?v=eR5x8NNHy4o 2 - Vous Autres - &#x27;Sel de Pierre&#x27;این بلک-متال اتمسفریک انگار که از عمق تاریک ترین و سیاه ترین آبها بیرون میاد. نه فقط به خاطر میکس و مستر فوق العاده کدر و تاریکش، ملودی های تاثیرگذار این آلبوم روی کیک های بیس درام (که تنها قسمت شفاف ضبط هست) تن و بدن آدم رو میلرزونه! آلبوم اول این بند دو نفره ی فرانسوی به نام Champ du sang پارسال توجه همه رو جلب کرد و حالا یک سال بعد با 6 ترک توی 40 دقیقه به همون روند ادامه دادن. شاید پیشرفت فوق العاده ای حاصل نشده باشه ولی بعد از یک سال این خروجی فوق العاده اس! https://www.youtube.com/watch?v=AcJZYg3MaXs 1 - Deftones - &#x27;Ohms&#x27;بعد از بارها شنیدن این آلبوم کاملا مطمئن شدم که این واقعاً یه کار با کیفیت هست. همون کیفیتی که از Gore انتظار داشتم ولی برآورده نشد. هرچی به آخر آلبوم نزدیک میشیم ترک های آلبوم بهتر و دفتونزی تر میشن ولی همزمان متوجه خلاقیتی میشیم که توی نیمه ی اول ِ آلبوم خیلی اکسپریمنتال وجود داره! این آلبومی بود که از دفتونز توی سال 2020 انتظار داشتم و اتفاق افتاد! نقد و بررسی کامل رو اینجا بخونید. https://www.youtube.com/watch?v=Yoy0f-vRrsw ------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این مطلب رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.این تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionTelegram:Heavy Rate Champion</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Mon, 12 Oct 2020 16:08:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Phanerozoic II: Mesozoic/ Cenozoic از The Ocean</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/the-ocean-ok3o2fkpuaxs</link>
                <description>خب بلاخره به دوره ای رسیدیم که انتظارش میرفت. بعد از اینکه با آلبوم سال 2018 یعنی  Phanerozoic I: Palaeozoic دوره ی Palaeozoic یا دیرینه‌زیستی زمین، با انقراض بزرگِ دوره ی  Permian به پایان رسید، حالا به دوره ی بعدی از ابر-دوران Phanerozoic یعنی Mesozoic و بعد از اون Cenozoic می رسیم. من بیشتر از این اطلاعات نِردی دوره های زمین شناسی رو میسپرم به عهده ی خودتون تا اگر علاقه داشتید مطالعه کنید (البته دلیلی برای انجام ندادنش وجود نداره چون حالا با این دیسکوگرافی ارزشمندی که The Ocean به این موضوع اختصاص داده همه چیز خیلی جذاب تر هم شده.) پس بیشتر به موزیک بپردازیم.آلبوم قبلی یعنی Phanerozoic I: Palaeozoic قطعا یکی از بهترین آلبوم های The Ocean بود. با اون آلبوم من فکر میکنم که بعد از سال ها تغییرات در اعضا و سبک و استایل موزیک بلاخره موفق شدن به استایل نهایی و مناسبی برای موزیکشون دست پیدا کنن. ولی خب ظاهراً تغییرات ادامه داره! بندی که در ابتدا پست-متالی اسلاجی رو ارائه می کرد با هر آلبوم بیشتر و بیشتر به سمت پست-متال با گرایش پراگرسیو پیش رفت و هرچی گذشت از المان های پست-متالی هم کاسته شد و اونها بیشتر به سمت تبدیل شدن به یه بند پراگ-متال پیشرفتند. تا جایی که حالا با این آلبوم میشه اونها رو کاملاً یه بند پراگرسیو متال نامید که حتی المان های پست-متال به سختی درش به گوش می خوره. به شخصه طرفدار موزیک پراگرسیو هستم ولی باید بگم که تعادلی که توی آلبوم قبلی بود رو بیشتر میپسندم و اون المان های پست-متالی جاشون خالیه. این تغییر اما تا حد زیادی به این خاطر بود که Robin Staps بلاخره تصمیم گرفت تا دستش رو که همیشه تا آرنج توی تمام بخش های موزیک بند فرو کرده بود رو بیرون بکشه. هرچند که همچنان مغز متفکر اصلی پشت آهنگسازی بند خودش هست و همچنان هم نوشتن لیریکس رو به عهده داره. ولی خب وکالیست مستعد بند Loïc Rossetti و درامر خوش سلیقه و متبحر Paul Seidel افرادی نبودن که اجازه بدی خلاقیتشون هدر بره. این آلبوم حاصل دخالت های بیشتر این دو در آهنگسازی بند هست که نتیجه ش آلبومی متنوع و فوق العاده پراگی هست. اوه و این تولی ترین آلبوم بند محسوب میشه. (حداقل از دید خودشون) که البته این موضوع برای من تا حدی پارادوکسیکال هست، چون از طرفی تاثیراتی که از تول توی موزیکشون وجود داره باعث جذابیت و بهتر شدنشون هست ولی از طرفی هم فکر میکنم که گاهی بیش از اندازه به منبع الهامشون نزدیک میشن که خیلی جالب نیست. ترک اول آلبوم Triassic یکی از پراگی ترین کارهای بنده. از نظر داستانی این ادامه ی ترک آخر آلبوم قبلی یعنی Permian:The Great Dying هست که به صورت سمبولیک به رابطه ی متزلزل دو عاشق رو در دوران مرگ بزرگ می پرداخت. بیس لاین ضخیم و جذاب، لید گیتارهای فریجینی و وکال ملودیکی که یکی از المان های اصلی فضای پراگرسیو بنده به وضوح شنیده میشه.بند The Ocean ثابت کرده که خیلی در ساختن فضاهای عظیم و حماسی مهارت داره تا جایی که سایه ی این فضا روی آهنگسازی و نوازندگی به شدت سنگینی میکنه و تبدیل شده به اهرم اصلی موسیقی بند. اوج این مسئله توی ترک غول آسای 14 دقیقه ای Jurassic | Cretaceous کاملا نمایانه! این حماسی ترین و بزرگ ترین ترکی بود که بند تا به امروز منتشر کرده و قطعا یکی از ترک های مورد علاقه من از دیسکوگرافی این بند. توی این ترک سینماتیک و جذاب، ما بیلدآپ های عظیمی داریم. تنش هایی که آروم آروم بزرگ میشه تا به انفجارهای عظیم برسه و با گذر از یک بخش با اشتیاق کامل منتظر ورود به بخش عظیم بعدی میشیم که با chorus های جدید، اتفاقاتی بزرگ مثل برخورد یک سیاره به زمین رو به تصویر میکشن. حضور دوباره ی Jonas Renkse این بار حتی بهتر از آلبوم قبل به فضای قابل لمس آهنگ کمک زیادی کرده. این ترک عظیم که به عنوان سینگل اول آلبوم بیرون اومد، اتش من رو برای شنیدن آلبوم کامل چند برابر کرده بود؛ ولی اگر بخوام رو راست باشم بعد از اینکه باقی آلبوم رو شنیدم کمی متعجب شدم، چون سایر ترک ها به شکل غافلگیرکننده ای کوتاه هستن و به غیر از Triassic به زور به مرز 5 یا 6 دقیقه می رسن. این موضوع با نحوه ی چیدمان ترک ها آزاردهنده تر شد چرا که بعد از دو تا ترک بزرگ اول، آلبوم با ترک های کوتاهش روندی معمولی رو طی میکنه و با وجود جذابیت این ترک ها هرگز به اون اوج برنمی گرده و این نمودار نا متعادل خیلی رضایت بخش نیست.ترک Palaeocene با حضور Tomas Liljedahl به عنوان وکالیست مهمان فضای Neurosis مانندی رو ایجاد میکنه که درواقع بازگشت بند به ریشه های اسلاجی خودشون بود و من این تنوع رو دوست داشتم. و اینکه ترک Eocene بر پایه ی ملودی قسمتی از ترک Jurassic | Cretaceous نوشته شده هم از کارهای جذابیه که قبلا هم از بند در آلبوم فوق العاده Pelagial  سراغ داشتیم. هرچند این یکی از ترک های خیلی معمولی آلبوم بود. ترک اینسترومنتال Oligocene ولی خیلی خوب و به موقع ظاهر میشه، چرا که این عصر، پایان دوره ی Paleogene و شروع دوره ی Neogene رو رقم میزنه که در آن اولین انسان-سانان در آفریقا پدیدار شدند. اتمسفر این آهنگ تطابق زیبایی با این موضوع داره که بسیار هم تاثیرگذاره.این چیزیه که از موسیقی این بند دوست دارم! هرچی بیشتر بدونی بیشتر لذت خواهی برد و The Ocean هم مثل Tool آدم رو مجبور به دانستن بیشتر میکنه و از این رو بسیار ارزشمندتر و فراتر از یک آلبوم معمولی جلوه میکنه. ترک Miocene | Pliocene به دوره ای می پردازه که میمون ها (درست تر Apes) تکامل مهمی رو پشت سر گذاشتند و اجداد انسان ها، راه خودشون رو از اجداد شامپانزه ها جدا کردند تا مهمترین تکامل در پیدایش انسان شکل بگیره.Creature, get up on your legs
The world around you&#039;s gotten more complex
Your needs diversified
Assign priorities, sedate your mindترک Pleistocene به دوران عصر یخبندان و زمانی که اولین نوع انسان هومو ارکتوس شروع به تکامل کرد میپردازه و البته اینجا سرما و یخزدگی استعاره ای  از نا امیدی هست که باعث میشه تا به اعتقادات امیدبخش خودمون شک کنیم. کاری که این بند همیشه انجام داده و مذهبیون رو به خاطر بی اعتقادی به نظریه تکامل مورد حمله قرار داده. این بار شاعرانه تر و دارک تر از همیشه. این ترک یکی از ساده ترین ولی در عین حال زیبا ترین ترک های آلبومه که به نظرم درخشان ترین اجرای وکال از Rossetti رو درش شاهد هستیم. اما در نهایت با ترک Holocene به دورانی میرسیم که هم اکنون درش زندگی میکنیم. دوران گرم شدن زمین و ذوب شدن یخ ها که موجب بوجود آمدن تمدن های بشری شد. این ترک هم ترک معمولی و یکنواختیه هرچند به عنوان ترک پایانی تم مناسبی داره.در مجموع باید بگم که این آلبوم کاملا رضایت بخش بود ولی بهتر از آلبوم قبلی نبود. ترک استثنایی Jurassic | Cretaceous کیفیت این آلبوم رو چند برابر کرده تا جایی که من با همین یک ترک هم خوشحال بودم و باقی آلبوم با اختلاف نسبت به این ترک، آهنگهایی زیبا بودن که شنیدنشون خالی از لطف نبود. پروداکشن بی نظیر Jens Bogren هم کمک بزرگی به ایجاد بافت و فضایی کرده که برای استایل The Ocean شدیداً حیاتی هست. میشه از این آلبوم تمیز هم در کنار Phanerozoic I و Pelagial و Heliocentric به عنوان بهترین کارهای این بند آلمانی یاد کرد. خیلی کنجکاو هستم بدونم که این بند منحصر به فرد برای آلبوم بعدی چه موضوعی رو انتخاب خواهند کرد.Rate: 7.5------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 00:38:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Ohms از Deftones</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/ohms-ckdxekuqhsqe</link>
                <description>به عنوان یکی از مطرح ترین بندهای دهه ۲۰۰۰، میراثی که بعد از ۲۰ سال Deftones از خودش به جا گذاشته رو نمیشه دست کم گرفت.استایل آلترنیتیو متال اونها با فضای شدیدا اتمسفریک و رویایی، تأثیرانکارناپذیری روی متال های همزمان خودش گذاشته که همچنان هم ادامه داره. اونها در طی سال‌ها به خلاق ترین شکل ممکن خودشون رو ارتقا دادن و موفق شدن برند منحصر به فردی رو بوجود بیارن که لایق تمام تمجیداتی هست که همیشه از طرف جناحهای مختلف شده. از فاز ابتدایی نیومتالی شون تا مسیر ماجراجویانه ی دوران بعد از White Pony اونها همیشه با هر آلبوم کیفیتی جدید و صدایی تازه رو ارائه کردن.با نهمین آلبوم خودشون Ohms اونها موفق شدن به تعادلی رضایت بخش در صدای خودشون برسن. ترکیبی ازاستایل Koi no Yokan و Diamond Eyes به عنوان بهترین آلبومهای Deftones کنار فضاهای اکسپریمنتالی که شباهت زیادی به آلبوم منحصر به فرد همنامشون &quot;Deftones&quot; داره به وضوح مشخصه ولی در عین حال، هم ریفهای جدیدی رو از Stephen Carpenter میشنویم، و هم آهنگسازی متفاوتی رو شاهد هستیم. اشعار سیاسی و دارک Chino هم توی این آلبوم بیشتر از اشعار رومانتیک و سادیسمی همیشگیش خودنمایی میکنه و در نهایت باید بگم که آره این همون چیزیه که بعد از آلبوم معمولی Gore نیاز داشتیم.هر چقدر توی Gore حضور Stephen Carpenter کمرنگ بود, همه جای این آلبوم Steph حضور فوق‌العاده پر رنگ و تأثیر گذاری داره. گیتار نوازی خاص و استثنایی او از مهم‌ترین دلایل موفقیت آلبوم  Diamond Eyes بود و اینجا هم چه مواقعی که با گیتار حالا ۹ سیمش ریف های حجیم و هوی مینوازه و چه مواقعی که توی رنجهای باورنکردنی به صدابازی های اتمسفریک می پردازه، کاملا حضورش حس میشه و این یکی از اتفاقات خوبیه که توی این آلبوم شاهد هستیم. کار فضاسازی و بافتن لایه‌های مختلف موسیقی دفتونز که به شدت متاثر از ژانرهای متفاوتیه، به گردن Frank Delgado هست که او هم توی این آلبوم فوق‌العاده پررنگ و درخشان ظاهر شده که با میکس مثل همیشه بی نقص Terry Date تبدیل به عنصری تأثیر گذار و جدانشدنی از موزیک شده. پروداکشن Terry Date روی این آلبوم واقعا بی نظیره. تک تک آهنگها تکه‌هایی سنگین و پرکار هستن ولی وضوح اصلا از بین نرفته. واقعا با این صدای حجیم گیتار و بیس میکس کردن درام کار آسونی نبود.ترک اول خیلی خوب نمایانگر ضرباهنگ آلبوم هست. Genesis که سینگل دوم آلبوم بود ترکی در دسترس و تیپیکال دفتونزی بود. از اونجایی که سینگل اول هم (Ohms) ترک آخر آلبوم بود، این شانس رو داشتیم که از ترک دوم آلبوم به بعد وارد ماجراجویی بشیم که دفتونز آماده کرده بود و باید بگم که اون چیزی که بین این دوتا ترک بود من رو غافلگیر کرد. ریف شروع ترک Urantia شاید یکی از متالی ترین استارت های دفتونز از زمان  Diamond Eyes بود البته یه استایل Fear Factory مانند جذابی داره و با کنتراستی که فقط از Deftones در تغییر مود آهنگ سراغ داریم Chorus آهنگ بر خلاف ریف ابتدایی خیلی Dreamy بود و من رو یاد The Cure انداخت. بیس لاین هوی و ریف وحشی Radiant City هم از هوی ترین قسمت‌های آلبوم هست که نمیتونی باهاش هدبنگ نزنی و Chino که طبق معمول هرجور که صلاح بدونه روی هر ریفی وکال مینویسه. او به نظرم یکی از وکالیست های انگشت شماریه که اینقدر خلاق ملودی مینویسه. همه اون رو به خاطر صدا و استایل منحصر به فردش میشناسن ولی فراتر از اون توانایی عالیش توی نوشتن ملودیه که واقعا منحصر به فرده. یکی از Chorus های مورد علاقه من مربوط به ترک The Spell of Mathematics هست. ترکی که یکی از بهترین ترکهای آلبوم بود. فضای پست متالی سنگینی روی ترک حاکمه و در انتهای ترک با بشکن هایی که روی اسنرهای درام زده میشه  Deftones ما رو دعوت به فضایی ریلکس و سکسی میکنه که فوق‌العاده گیرا و جذابه. Pompeji هم با فضایی اتمسفریک، گیرا و ملودیک کنتراست خوبی با Chorus هوی و تنش زای آهنگ داره. دو دقیقه انتهایی ترک فقط فضاسازی امبینت Delgado رو داریم که بعد از قطع شدن صدای مرغهای دریایی (۴:۰۵) کاملا فازش عوض میشه و ناگهان فضایی تاریک و سنگین حاکم میشه تا به شکل فوق‌العاده ای به ترک بعدی یعنی The Link is Dead وصل بشیم. این اتفاق یکی از تاریکترین و پست متالی ترین اتفاقات موزیک دفتونز بود. درام Abe روی این ترک واقعا مناسب روی ریف گیتار نوشته شده. کلا Abe یکی از درامر های مورد علاقه منه که تواناییش روی خلق گرووهای بی نقص و مینیمال روی هر ریفی که به سمتش پرت میشه مثال زدنیه و استایل هیپ-هاپی که استفاده میکنه توی شخصیت موزیک بند شدیدا موثره.ترک Headless هم ترک متفاوتی بود که سینکوپیسم های سنج های درام با ریف های بیس و گیتار میکس خیلی خوشمزه‌ای رو تشکیل داده . Ohms که مثل Ceremony  از مستقیم ترین ترک های آلبوم هست با ریفهای ماژور که تا حدی استایل استونری داره به نظر خیلی از آلبوم جدا بود و تفاوت مشخصی با بقیه ترک های آلبوم داشت تا جایی که حس میکنم ممکنه این ترک رو خیلی قبل تر و در زمان آلبوم Gore نوشته باشن.بعد از ۹ آلبوم Deftones همچنان داره به ماجراجویی ادامه میده و با استایلی جدید موسیقی ارائه میکنه که این واقعا تحسین برانگیزه. من از آلبوم White Pony موسیقی این بند رو دنبال میکنم و با هر آلبوم تحت تاثیر خلاقیتشون قرار گرفتم. Deftones هیچوقت من رو نا امید نکرده. Ohms آلبومی یکدست، نو و بی نقصه که با هر بار گوش کردن بهتر و بهتر میشه.Rate: 8.5------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 15:14:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Stygian از Atramentus</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/stygian-kvwyyqkrxaef</link>
                <description>Art by: Mariusz Lewandowskiفیونرال دووم متال به راستی که متعلق به دنیایی دیگر است. این ژانر با اینکه زیر مجموعه ی اکستریم متال محسوب میشه ولی فاقد خیلی از خصوصیاتی هست که با کلمه ی اکستریم به ذهن ما خطور میکنه. اینجا خبری از ریف های سریع و بلست-بیت های خرد کننده نیست. پرخاشگری جای خودشو به ناله و غم داده و تکنیکالیتی جای خودش رو به روند کند و با حوصله ی نت هایی داده که هر کدوم حاوی معنایی عمیق و عواطفی به شدت تاثیر گذار هستند. روایتگری و داستان سرایی، بستری مساعدتر از فیونرال-دووم پیدا نخواهد کرد و Stygian مصداق بارز این داستان سرایی در فضایی حماسی است. مثل فیلمی که نمیشه نصفه و نیمه رها کرد، برای درک بهتر باید درش غرق شد و از ابتدا تا انتها باهاش همراه شد.مغز متفکر این بند Phil Tougas موفق شده ابتدا داستانی حماسی در دنیایی اساطیری رو خلق کنه و بعد به بهترین شکل اون رو در قالب یک آلبوم موسیقی ارائه کنه که اولین آلبوم Atramentus محسوب میشه. روایت افسانه ای داستان در کتابچه ای که با نسخه ی فیزیکی آلبوم بیرون اومده، گنجانده شده.دنیایی که او خلق کرده متشکل از 5 قاره ی اصلی و 12 شهر اصلی میشه که توسط اقیانوسی واحد به نام The Juurn به هم متصل هستند. این داستان در آینده ای بسیار دور (بیش از 1500 سال) روایت میشه، جایی که انسان ها بر اثر تکرار بی رحمانه ی تاریخ، دورانی مشابه به قرون وسطی رو پشت سر گذاشته اند و حالا محکومم به زیستن در دنیایی تاریک و پوچ هستند.The Perpetual Planesکاراکتر اصلی داستان، شوالیه ای ملقب به The Guardian of Atros Kairn هست که به بلند ترین قله ی دنیا در قاره ی غربی سفر میکنه تا با بدست آوردن شمشیر افسانه ای Atra Eas که متعلق به الهه ی خورشید Heeos میباشد، به جاودانگی برسد. بهای بدست آوردن شمشیر و زندگی جاودان، خاموشی خورشید است.حالا شوالیه ی خسته ای که توسط شمشیر خدایان بار جاودانگی را به دوش میکشد، شاهد خاموشی خورشید و مرگ تمام عزیزان و دوستانش خواهد بود و باید این غم را به تنهایی و تا ابد به دوش بکشد. بعد از قرن ها او با قدم های خسته و سنگین روی یخ ها در انتظار مرگی است که هرگز نخواهد آمد و حتی او(قدرتمندترین شوالیه) هم چاره ای به جز شکستن ندارد. ابدیت اینگونه خوفناک است!این آلبوم به دو بخش &quot;پاییز&quot; و &quot;زمستان&quot; تقسیم میشود. ترک اول Stygian I: From Tumultuous Heavens آخرین پاییز دنیا را روایت میکند. آغاز عصر تاریکی ای که بر اثر خاموشی خورشید، زمستانی ابدی را با خود به همراه خواهد آورد.&quot;O&#x27; Mother Heeos, may your blessed light shine down once more across the eastern horizon! O&#x27; Father Atra Eas, may your sword sing in the wind and guide us through the ceaseless night!&quot;این ترک با ریفهای تاریک و شوم که به آهستگی تمام به جلو میره بدون نیاز به لیریکس فضایی تاریک و واقعه ای شوم رو روایت می کنه و خیلی خوب از فضاهای تاریک و ریف های ظالمانه به فضاهایی محزون با سولوهایی غمناک وارد می شه. اینجا  The Guardian of Atros Kairn در این مسیر با وجود مواجهه با موجوداتی اهریمنی که او را برای همیشه زخمی میکنند، موفق به بدست آوردن شمشیر و زندگی جاودان میشود. پایان آخرین پاییز دنیا و شروع زمستانی ابدی!فضایی که کیبورد François Bilodeau در ترک دوم Stygian II: In Ageless Slumber بوجود آورده، تغییر پاییز به زمستان رو به تصویر میکشه و لیریکس(که البته روی آهنگ خونده نمیشه) به توصیف کابوس ها و دردهای او می پردازه.اما ترک 24 دقیقه ای آخر یعنی Stygian III: Perennial Voyage یکی از شکوهمندترین و حماسی ترین فیونرال هایی بود که شنیدم.ماجرای این ترک که قرنها بعد اتفاق می افته، به بیداری و سیاحت این شوالیه ی بی نام با زخمهایی دردناک بر اثر سرما و غمی غیر قابل تحمل در سرزمینی می پردازه که زمانی در آن زندگی میکرد و حالا زیر خورشیدی خاموش با کیلومترها یخ مدفون شده. به جز خاطرات عذاب آور از کسانی که از زندگی قبلیش می شناخت چیزی برایش باقی نمانده.&quot;Yet I hear them still, weeping beneath oceans of ice.And I mourn them still, yearning to find peace among them.&quot;ریف های غمگین و ناله های سر به فلک کشیده ی این ترک در انتها جای خودشون رو به بلست-بیت های درام با فریادهای دلخراش Phil Tougas میدن که در نهایت به مانند داستان غمناک این شوالیه به سوی بی نهایت میره و محو میشه.این چیزیه که از یک آلبوم Funeral Doom یا Epic Doom انتظار دارم. حسی که بعد از شنیدن این آلبوم داشتم حس جدیدی بود. انگار که داستانی حماسی از دوران قرون وسطی رو خونده بودم. البته که این داستان تأثیرات بی شماری از الهیات مسیحی، فرجام‌شناسی و اساطیر یونان داره ولی همزمان بسیار منحصر به فرد و تاثیرگذار جلوه میکنه و تمام المان های آلبوم از موسیقی گرفته تا داستان و طراحی بی نظیر Mariusz Lewandowski روی کاور آلبوم، به خوبی با هم هماهنگ شدن و اثری یکپارچه و بی نقص رو بوجود آوردن.Rate: 9------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 03:32:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Limbo از Gaerea</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/gaerea-xah1x8ep8eq7</link>
                <description>Eliran Kantor هنرمند طراح کاور آلبومبلک متال هیچ وقت ژانر مورد علاقه من نبوده.این سلیقه ایه کی طی سالها شکل گرفته. ولی خب خیلی وقتها بهترین آلبوم هایی که شنیدم دارای المان‌های مشخصی از بلک متال بودن که کیفیتی بی نظیر رو به موزیک اضافه کردن و خیلی موزیانه من رو به سمت بلک متال کشوندن ضمن اینکه شکوفایی دوباره ی این سبک طی 10 سال اخیر باعث شده که خیلی ها مثل من توجه شون به بلک متال و جذابیت های این ژانر جلب بشه.بند پنج نفره پرتغالی Gaerea که موفق بوده تا الان کاملاً ناشناس بمونه یکی از بندهاییه که با آلبوم هیولای اول خودشون در سال طلایی 2018 به اسم Unsettling Whispers در راس این موج شکوفایی بلک متال درخشید و حالا آلبوم دوم اونها Limbo مهر محکمیه بر پر اهمیت بودن Gaerea  برای ادامه ی روند موفقیت آمیز این ژانر.این آلبوم مدتهاست که توی پلیر منه و من تا به حال بیشتر از 5 بار این آلبوم رو گوش کردم. و جالب اینکه که Limbo آلبومی نیست اونقدر پیچیده که مجبور باشیم 5 بار گوش کنیم تا درکش کنیم. برعکس این از اون آلبومهاست که بارها گوش میدیم چون واقعا لذت میبریم.  آلبومی که خیلی مستقیم و ساده یک بلک متال احساسی و اتمسفریک رو ارائه می کنه. حتی اجراهای گروه کُرِ گاتیکی که توی بکگراند شنیده میشه،(چون من دوست ندارم صدای گروه کُر توی متالم باشه!)  اصلا توی صورت آدم نیست و جوری تو موزیک به عنوان جزئی از لایه های اتمسفریک خوب و بجا میکس شده تا حدی که من متوجه ورود اونها توی ترک Conspiranoia نشدم و به خودم که اومدم دیدم دارم از یه بلک متال با گروه کر لذت میبرم!قطعا المان هایی از Sludge و Hardcore توی این موزیک شنیده میشه ولی فقط تا اندازه ای که بلک متال رو به اوج تاثیرگذاری خودش برسونه.وکال یکی از احساسی ترین گرالینگ وکال هایی بود که شنیدم. وکالی که اصلا تهاجمی نیست و بیشتر حس شکایت و افسردگی و درد رو نشون میده. میتونید به دقیقه ی 6:34 ترک To Ain گوش کنید و بگید که تاثیری روی احساسات شما نمیذاره؟و این برخورد فقط شامل وکال نمیشه . تمام عناصر این آلبوم احساساتی واقعی و قابل لمسی رو ارائه میکنه که توی 52 دقیقه آلبوم اصلا تکراری و حوصله سر بر نمیشه. درام با شیفت کردن های به موقع به ریتم های مختلف و هماهنگی با طبیعت مدام در حال رشد ساختار آهنگها شنوند رو درگیر و مجذوب نگه میداره و از تبدیل شدن آلبوم به یک بلک متال حوصله سر بر با بلست بیت های مداوم روی کوردهای ترمولو جلوگیری میکنه! آهنگها در واقع تکه هایی یکپارچه از عصاره ی غم و ترس و خود تخریبی هستند.  Glare با استایل های مختلفی از درام در طی هفت دقیقه بدون اینکه ثانیه‌ای آروم بگیره احساسات متفاوتی رو بروز میده و ترک سینماتیک Conspiranoia نمونه ای بارز از ساختار افزایشی آهنگهای اونهاست و هرچی به آخر آهنگ نزدیک میشیم هرج و مرج بیشتر و حجم احساسات فوق‌العاده سنگین تر و تاریکتر میشه.کوتاه ترین ترک آلبوم Urge شاید بهترین نمونه از توانایی در آهنگسازی این بنده که بعد از ریفی دث-متالی وارد ملودی های روان و تاثیرگذار میشه. بعد از شنیدن این ترک با خودم فکر کردم که این بند می تونست خیلی راحت 10 تا ترک شبیه به این ترک درست کنه و اسمشو بذاره یه آلبوم. ولی Gaerea از اولش هم قصد پیش گرفتن مسیری آسون رو نداشته. هر چند موسیقی Gaerea چه از لحاظ ریتم و چه از لحاظ ملودی خیلی ساده ارائه میشه، ولی این برخوردهای هوشمندانه ی اونها با جزئیات است که تجربه ی شنیدن این موزیک رو بسیار لذت بخش و قابل لمس کرده. پایان 13 دقیقه ای آلبوم، ترک مورد علاقه ی من بود. شیرین ترین ملودی های آلبوم در این آهسته ترین آهنگ آلبوم جوری تقسیم شده که درش زمان اصلاً به چشم نمیاد و Mare بهترین انتخاب برای پایان دادن به این آلبوم محزون و غم انگیز بود.  تراژدی ای که از ابتدا مشخص بود که اتفاق افتاده و نباید منتظر پایانی امیدبخش و انرژیک باشیم. میان بت های درخشانی که در امتداد راه شیری بی پایان زندگی میدرخشند،ده هزار قصه ناگفته مانده ست.از بشر متنفرم، چرا که من یکی از بهترین آنها هستم،و خود میدانم که چه اندازه بد هستم. *To Ain*اشاره به نقل قولی از ساموئل جانسون، نویسنده، شاعر و فرهنگ نویس برجسته انگلیسی قرن هجدهم میلادیاین بند موفق شده دو آلبوم بدون نقص، تاثیرگذار و واقعاً لذت بخش رو ارائه بده. با اینکه من بیشتر موسیقی انتزاعی و پیچیده رو می میپسندم ولی نمی تونم زیبایی و تاثیرگذاری چنین موسیقی هایی رو انکار کنم که خیلی هوشمندانه، روان و مستقیم ارائه میشن. و در Limbo ما بهترین دقایق بلک-متال به عنوان بستری مناسب برای پیاده سازی چنین موزیکی رو می شنویم. با این تفاسیر من که از روزنه های عجیب و غیر متعارفی وارد این ژانر شدم و حالا بیشتر از قبل با این ژانر احساس راحتی میکنم، Limbo رو کنار بهترین آلبوم هایی که امسال شنیدم قرار میدم و پیشنهاد میکنم حتما کارهای این بند رو دنبال کنید.Rate: 8.5------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Wed, 19 Aug 2020 18:39:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Alphaville از Imperial Triumphant</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/alphaville-digukbmigyif</link>
                <description>یک بار دیگه،  بندی از نیویورک در حال جابجا کردن مرزهای موسیقی متال. ظاهراً اتقاقی که در صحنه‌ی متال نیویورک در حال وقوع هست صرفاً محدود به دث-متال نمیشه و ریشه‌ی این خلاقیت ها عمیق تر از این حرفاست!ژانر موسیقی Imperial Triumphant رو میشه به غیر از Blackened Death که بهشون نسبت داده میشه همون Avant-garde محسوب کرد. چون برای راه و روشی که این بند پیش گرفته هیچ ژانر دیگه‌ای به تنهایی نمیتونه گویای آن‌چیزی باشه که در موسیقی I.T می شنویم. این بند سه نفره در Alphaville برای به تصویر کشیدن تاریکی‌های کاپیتالیسم و مصرف‌گرایی در دنیای امروزی، از المان‌های بلک متال، پست-متال و دث-متال به عنوان ابزار و از شهر نیویورک به عنوان الهام در ساختارهایی به شدت سینماتیک و ویژوال استفاده کرده و با حضور فوق‌العاده پر رنگ جز فیوژن و گامهایی با فواصلی که حال و هوایی ترسناک رو بوجود میارن، آینده ای پوچ و تاریک رو به تصویر کشیده.(Image credit: Alex Krause) من فیلم Alphaville اثر ژان لوک گدار رو ندیدم ولی گوش کردن به این آلبوم برای من شدیدا فضای فیلم های دیوید لینچ رو تداعی کرد. مخصوصا Blue Velvet و Mulholland Drive فیلمهایی به مراتب دلهره‌آورتر از اکثر فیلم های ژانر وحشت. خلق چیزی فراتر از &quot;فقط یک آلبوم موسیقی&quot; برای ایجاد تاثیری عمیق تر و حسی جدیدتر، آدم رو در موقعیتی شبیه به تماشای فیلمی آوانگارد قرار میده که چاره‌ای جز باز کردن ذهنت برای پذیرش هر آنچه که میبینی به همان گونه که هست نداری. به دلایل زیادی که از حوصله این بحث خارجه اعتقاد ندارم که موسیقی متال به طور کلی موسیقی &quot;ترسناکیه&quot; ولی Alphaville یک آلبوم ترسناک از جنس تاریک ترین حفره‌های ذهن انسان مدرنه! ترک آغازین آلبوم Rotted ‌Futures با صدای کیبورد و گیتارهایی با بندینگ های نامتعارف که انگار مدام از کوک خارج میشن بلافاصله فضایی شوم رو بوجود میاره که در سراسر آلبوم ادامه پیدا میکنه.بیس لاین های مضطرب و کوردهای ترمولویی ترک Excelsior دویدن های انسان مدرن در جامعه ای مصرف گرا رو القا میکنه که بعد با این شعر همراه میشه: بوسه ی مرده ی تجملات، تو رو یک برده نگه میداره،و به نرمی نجوا میکنه: حالا برگرد سر کار!The dead kissOf luxuryKeeps you a slaveWhispering softly:&quot;Now, back to work&quot;فضای ترک City Swine خیلی پست-متالیه و مثل روایتی از زبان موجودی تغییرشکل یافته ست که دیگه انسانیت خودش رو از دست داده و در تاریکی های این کلانشهر در حال خزیدنه. قسمت هایی از این ترک از بهترین لحظات آلبوم برای من بود جایی که درست بعد از درام سولوی قبیله ای که توسط Tomas Haake درامر بی همتای Meshuggah نواخته میشه، با انفجاری از ریف های هویِ گیتار و دبل بیس های درام همراه میشه ولی این کوردهای آتونالِ پیانوست که توسط Steve Blanco بیسیت گروه  نواخته میشه و بُعدی سورئالیستی و کابوس مانند رو به موسیقی اضافه میکنه. چیزی که برای من حکایت گربه و توپ کانوا رو داره و هرکاری هم که بکنم تحت تاثیر چنین اجراهایی قرار میگیرم.آغاز ترک Atomic Age با موسیقی باربرشاپی در ابتدا فضایی آرام رو القا میکنه. آرامشی که مثل تجملات و تبلیغات هجو و مبتذل جامعه ی مصرف گرا واقعی نیست. اما واقعیت عذاب آور و تلخی که در پس این زرق و برق ها پنهان شده کم کم نمایان میشه و این موسیقی منطقی و منظم با ریف های استکاتویی قدم به قدم جای خودشون رو به یک موسیقی ناهنجارتر میده تا جایی که سرگیجه آورترین ریفهای گیتار درکل آلبوم رو می‌شنویم و جیغ های مرگ آور و مورمور کننده ی Yoshiko Ohara (وکالیست بند Bloody Panda) این واقعیت تاریک و آخرزمانی رو مثل خون حیوانی سلاخی شده توی صورت آدم می پاشه. اجرایی روانی و بی نظیر از این وکالیست استثنایی ژاپنی!ترک Transmission to Mercury در ابتدا با جزی محزون و سنگین شروع میشه که نزدیک دو دقیقه ادامه داره و ناگهان با Blast-beatهای درام و کوردهای ناهجار گیتار و البته بیس لاینی ملودیک تبدیل به یک هیولای خشمگین میشه. در ادامه لایه های مختلفی از وکال هارمونی و ساکسیفون های سرگیجه آور به آهنگ اضافه میشن. من شخصا ترجیه میدادم به لحاظ موسیقایی این دو دنیا ترنزیشن معنادارتری داشتن ولی فکر میکنم که این شوک قسمتی از نیت این ترک دیوانه کننده بود.ترک Alphaville با ریفهای مرسوم تر در اکستریم متال و با قسمتهای ریتمیک تر شاید متال ترین و در دسترس ترین ترک آلبوم بود. با اینکه المان های جز حضور کمرنگتری دارن، ولی همچنان ترنزیشن ها در راستای ساختار آلبوم عجیب و ناهنجار هستن.و ترک آخر آلبوم The Greater Good هم یکی از سینماتیک ترین و هوی ترین ترک های آلبومه ولی بر خلاف دیگر ترک ها دارای فراز و نشیب ها و ترنزیشن هایی با اون کنتراست نیست. فضایی بی نهایت دارک و آخرزمانی  که به نظرم انتخاب خوبی برای پایان آلبوم بود. یک تجربه ی شنیداری عالی.ترک های کاوری که از Voivod و The Residents در آلبوم به عنوان Bonus Tracks قرار گفته، البته برای من قسمتی از آلبوم محسوب نمیشه. هرچند گوش کردنشون در ادامه ی روند آلبوم(البته مجبور به اینکار نیستیم) مقداری تعادل رو بهم میریزه ولی انتخاب های بی هدف و بدون فکری نیستن و با فضای آلبوم نه چندان غریب. هرچی از سبک درام زدن Kenny Grohowski تعریف کنم کمه. احاطه ی فوق العاده ی او به هردو استایل جز و اکستریم متال منجر به اجرای بی نظیری از ریتمهای متنوعی شده که با شیفت کردن های به موقع به ریتم های لنگ و ترکیبی به فضای سرگیجه آور آلبوم افزوده ولی همزمان با فیل های فوق العاده خوشمزه و بلست بیت های به موقع برای من تبدیل به جذابترین عنصر این موزیک شد که می تونستم به تنهایی ازش لذت ببرم. البته پروداکشن بی نظیری که توسط Trey Spruance و Colin Marston انجام شده، با تفکیک عالی و شفافیت کریستالی صداها لذت این آلبوم رو باز هم بیشتر کرده.اونها قبلا هم با آلبوم های Abyssal Gods و Vile Luxury خودشون رو به عنوان یک بند پیشرو و آوانگارد در صحنه ی اکستریم متال معرفی کرده بودن. ولی حالا انتشار این آلبوم توسط یک لیبل بزرگ مثل Century Media Records حالا این سبک از متال رو در معرض  نور روز قرار میده و گردن های زیادی رو به سمت خودش میچرخونه  تا راه رو برای ادامه‌ی این مسیر برای بندهای بیشتری هم باز کنه. Alphaville از این جهت آلبومی خواهد بود که اسمش همیشه در محفل های مربوط به متال پیشرو و آوانگارد به زبان خواهد آمد.Rate: 9.5------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sun, 09 Aug 2020 16:05:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Alphaville از Imperial Triumphant</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/alphaville-eqmp3vnsute4</link>
                <description>متال آوانت گارد کاری نیست که هر کس بتواند درست انجام دهد یا به آن نزدیک شود ولی گروه نیویویرکی Imperial Triumphant از آن معدود دسته هایی است که سلیقه و مزاج خاصش باعث شده همیشه چشم و گوش دوستداران متال به سوی آنها جلب شده باشد و این نمونه ای از آن است و از زمان آلبوم های Abyssal Gods و Vile Luxury در دو دهه گذشته نشان داده می تواند بدون آنکه نقلبی یا پرمدعا باشد از ژانر هایی بسیار مختلف مثل Jazz ، بلک متال و Death Metal الهام بگیرد.در Alphaville که الهام‌گرفته از فیلم بنیانی ، نوآور و علمی تخیلی ژان لوک گدار به همین اسم است گروه تمام ویژگی های پیشین را گرفته و درجه خلوص آنها بالا برده تا دنیانی Dystopiaایی برای شنونده بسازد همانگونه که کاور آلیوم نشان می دهد و این خلوص از کیفیت بالاتر موسیقی و تکنیک های قوی ترش برآمده شده و همچنین در نظر داشته باشید که هنوز هم به آوانت گارد بودن خود پایبند هستند مثل استفاده از موسیقی محلی و طبل های آفریقایی در City Swine ، اصوات عجیب پس زمینه در Atomic Age ، موسیقی های Jazz در انتقال های موسیقیایی Transmission To Mercury یا اصوات بیگانه ساخته شده از ترومپت ها و گروه های کر مانند با پرش ها و خشونت های مختلف در نحوه آواز خواندنن در جای جای آلبوم که همیشه در طی یک ساعت موسیقی سنگین ، خروشنده ، جهش یافته ، توهم زا و علمی تخیلی خود شما را شگفت زده می کند بدون آنکه جنبه ی آتشین و روان پریش خود را از دست بدهندآهنگ آغازین هم‌ شروعی بی نظیر برای آلبوم است است که با گیتار های سنگین و دروانی خود شما را در گردابی که هر لحظه خشن تر می شود گیر می اندازد و آواز های گروه کر گویا صدای ارواحی هستند که با شما در این گرداب گیر افتاده اند که مو به تنتان سیخ می‌کند. در Excelsior یکی از بهترین ترکیب های Jazz و بلک متال را نشان می دهد که با ظرافت تمام جنبه هایی از موسیقی اینداستریال با آن مخلوط شده. تک آهنگ Atomic Age موجی از ملودی و اصوات انتقال های موسیقیایی است که با زیبایی تمام بدون آنکه به هرج و مرجی تمام تبدیل شود به شنونده منتقل می شود و موسیقی را به جهنمی داغ و ملتهب تمام که گویا پر از آواز های فرقه ای و رنگارنگ است تبدیل شده و درام های کوبنده در کنار گیتار های آتشین این جهنم را به لرزه در می آورد. در نیمه ی دوم این تک آهنگ اما موسیقی به هرج و مرجی عظیم و تئاتری تبدیل می شود گه برآمده از گیتار ها و درام های تنش زا تر ولی استفاده از سینف های بسیار Vaporwave و علمی_تخیلی است.تنها مشکل البوم این است که بعضی تک آهنگ ها مثل City Swine کمی بیش از حد آرام است و گویا اسکلت موسیقی گروه است بدون آنکه روی آن گوشتی باشد ؛ هچنین دو تک آهنگ پایانی در‌مقابل بقیه آهنگ خجالتی و تکراری به نظر می رسد هر چند جنبه های اکسپریمنتالی و روان پریش دارد که تا حدی مضحک و نامنسجم می شود.در کل آلبوم Alphaville حرکتی رو به جلو برای Imperial Triumphant بوده. اثری خشن ، منسجم ، متراکم و آوانت گارد با پیام هایی ضد حکومت سرمایه داری که لحظه ای از یورش های پولادین خود نمی ایستد تا موسیقی متال را از هسته بلرزاندنمره: ۸.۵/۱۰نویسنده: DISTRIO X------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً ما رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:DISTRIO XHeavy Rate MagazineHeavy Rate ChampionTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Fri, 07 Aug 2020 20:34:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی آلبوم Slow Decay از The Acacia Strain</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/slow-decay-f0dxg3kbvihe</link>
                <description>It Feels Like Hell!جمله ای که قبل از شروع هر چیز میشنوی و بعد گویی که از وسط یک Breakdown وارد آلبوم شده باشیم، موسیقی مارو وارد فضایی پر از درد و رنج می کنه! آلبوم جدید The Acacia Strain به مانند کارهای قبلیشون هم غافلگیر کننده ست و هم فوق‌العاده. ظاهرا اونا اصلا دوست ندارن یک استایل رو تکرار کنن. اینبار دث-کور The Acacia Strain با اسلاج و دووم مخلوط شده. و این رفت و آمد بین این دو استایل به نظر من تبدیل به بهترین صدایی شده که تا به حال از Acacia Strain در اومده! هرچند اونا با آلبوم قبلی هم یک تجربه‌ی فوق‌العاده از تلفیق دووم با دث-کور داشتن ولی Slow Decay یه چیز دیگس.گوش کردن به این آلبوم همون چیزی رو توی ذهن تجسم می کنه که توی اشعار اون درباره دنیایی که ما به نابودی کشوندیم نوشته شده. دنیا توی این آلبوم جلوی چشمامون در حال فروپاشیه! شاید همیشه همینطور بوده. شاید این دنیا هیچوقت جای امن و مطمئنی نبوده. حداقل نه اونقدر که در دوران کودکی فکر میکردیم. حالا با این واقعیت دردناک روبرو شدیم و دنیای پر از رنج و ناامیدی ما حالا در فضایی آخر زمانی به سر می‌بره.&quot;این مردن نیست که دردناکه، این انتظار برای مردنه که دردناکه! موجودیتی چلاق.&quot;&#x27;Solace and Serenity’ترک Crippling Poison با ریفی ساده اما گرووی بی نظیر آدم رو مجبور به تکون خوردن میکنه ولی این سادگی در Seeing God جای خودشو به تهاجمی ترین ترک آلبوم میده که با حضور Aaron Heard از Jesus Piece به عنوان مهمان، خفن تر هم شده! برکداون های دیوانه‌وار که پشت سر هم قرار گرفتن و اجرای درام تو این ترک فوق‌العاده متنوع و هوشمندانس!اما وکالیست مهمان توی آلبوم کم نیست. در The Lucid Dream ما شاهد اجرای فوق العاده انرژیک و هاردکوری Jess Nyx از Mortality Rate هستیم و در One Thousand Painful Stings این Courtney LaPlante از Spiritbox هست که کمک زیادی به اتمسفر ترک کرده. اتمسفری که توی آلبوم خیلی تکرار نمیشه.گیراترین ریف گیتار آلبوم شاید توی ترک Chhinnamasta اتفاق می‌افته. گیتاری که توی بکگراند با ریورب اتمسفر آهنگ رو عمیق و تاریک جلوه میده در کنتراست با ریفهای دث-کوری گیتار اصلی ترکیبی بی نظیر رو بوجود آوردن.و در نهایت در ترک آخر موزیک تا حد زیادی به دووم نزدیک میشه. با ریفهای کند و ریتمیک و درام مرگ آور که پایانی تلخ رو القا می کنه و بعد از یک قسمت اتمسفریک در نهايت به برکداونی میرسیم که گویا آخرین ضربه ها رو برای نابودی دنیا وارد میکنه.این بند لاین آپ زیاد تغییر داده ولی فکر میکنم که این بهترین لاین آپ اونها باشه. بندی که با هر آلبوم به سمت روشهای جدیدتری در هاردکور و دث-کور میره و این آلبوم با این ریفهای هوی و بیس گرووی و وکال فوق‌العاده بجای Bennett نمونه ای عالی از موسیقی هاردکور رو به نمایش گذاشته. من شخصا فکر میکنم که این ماجراجویی ها برای The Acacia Strain ادامه خواهد داشت و باید منتظر کارهای جالبی از این بند باشیم.Rate: 8.5------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sat, 01 Aug 2020 14:46:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم The Sanguinary Impetus از Defeated Sanity</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/defeated-sanity-axytlrwqxnyo</link>
                <description>بروتال دث-متال رو میشه افراطی ترین ژانر مشتق شده از دث-متال دونست که تمام عناصر تکنیکی و ویژگی های بی رحم اون رو به حداکثر رسونده. بندهایی مثل Cryptopsy و Suffocation در ابتدای دهه‌ی ۹۰ این جنبش دیوانه وار رو به سمت مسیری عجیب و سرسام‌آوری هدايت کردند. حتی چاشنی های جز فیوژن و پراگرسیو هم به این سوپ اضافه شد تا شاهد تولد ژانرهایی مثل پراگرسیو دث-متال و البته تکنیکال دث-متال باشیم.بند Defeated Sanity هم در ابتدا به عنوان یک بند بروتال دث-متال شروع به کار کرد. اما اونها با هر آلبوم المانهای تکنیکی بیشتری رو به موزیکشون تزریق کردن و حالا این هیولایی که موضوع بحث ماست بدون شک یکی از تکنیکی ترین، پیچیده ترین و بدون ساختار ترین آلبومهایی هست که توسط یک بند تکنیکال دث-متال ارائه شده. اونا با این آلبوم حتی از آلبوم دیوانه کننده ی ۴ سال پیش هم فراتر رفتن!کار قبلی اونها که یک دبل آلبوم بود به نام Disposal of the Dead/Dharmata یکی از بهترین تک-دث هایی بود که شنیدم. آلبومی که به دو قسمت تقسیم شده بود؛ قسمت اول (Disposal of the Dead) که بیشتر به بروتال تمایل داشت و قسمت دوم (Dharmata) که خیلی پراگی و تکنیکال بود. اما Defeated Sanity با The Sanguinary Impetus کلاس بروتالیتی و تکنیکالیتی خودش رو باز هم بالا تر برده و توی یک آلبوم فوق‌العاده یکدست،  ۳۳ دقیقه موسیقی ناموزون و بی‌رحمانه ای رو ارائه داده که شاید بهترین کارشون تا به امروز باشه. حداقل از دیدگاه تکنیکالیتی!من فکر میکنم که حتی حرفه‌ای ترین طرفداران تکنیکال دث-متال با گوش هایی که سالها توی این موزیک تربیت شده و به ساختارش عادت کرده‌ هم کار سختی رو برای درک این آلبوم پیش رو خواهند داشت. پازلی بدون راهنما با تکه هایی اضافی!این آلبوم به غایت بروتال و تکنیکاله! تکنیکالیتی این آلبوم اما به هیچ عنوان باعث نشده که از بروتالیتی اون ذره‌ای کم بشه. حتی طعم آشنای دث-متال کلاسیک به خوبی تو آلبوم حس میشه و المان های پراگی اگر حضور دارند فقط در ترکیب بندی ها هستند و نه در استایل اجرای موزیک.از پروداکشن کار هرچقدر تعریف کنم کمه. میکس و مستر Colin Marston  بدون اینکه ذره‌ای از وضوح و شفافیت سازها رو قربانی کنه موفق شده بی رحمی آلبوم رو خیلی زمخت و یک تیکه به تصویر بکشه. صدای کدر گیتار کنتراست فوق‌العاده ای با صدای شفاف و بعضا کریستالی بیس داره و رکورد طبیعی و فلت درام تعادل این پروداکشن فوق العاده رو برقرار می کنه. پیشنهاد میکنم که از بهترین هدفون‌هاتون برای این آلبوم استفاده کنید.ساختار آهنگ ها فوق العاده بی نظمه و مشخصه که طی جمینگ های بداهه نوازی به دست اومده.درامر فوق‌العاده ی گروه؛ Lille Gruber بعد از جدا شدن گیتاریست Christian Kühn حالا مسئولیت گیتار رو هم به عهده داره. کسی که هر دوی این سازها رو در سطحی باورنکردنی می نوازه. و بیس Jacob Schmidt هم که طبق معمول با دقتی مثال زدنی هم ریتم ها و هم ملودی های بارز خودشو به نمایش میذاره. ترک Propelled Into Sacrilege به نظر من اوج درخشش بیس توی این آلبوم بود و قطعا از شاخص ترین ترک های آلبوم.بین ترک های آلبوم اما کنتراست زیادی دیده نمیشه و این باعث شده که این ۳۳ دقیقه تجربه‌ی دیوانه وار مثل یک ترک واحد عمل کنه. تجربه‌ای غیر قابل توصیف که از ثانیه ی اول با پیچیدگی جنون آمیزش و ترنزیشن های عجیب و غریب  تا انتهای آلبوم ادامه پیدا میکنه.البته آلبوم هرچی به آخر نزدیک میشه قابل هضم تر میشه اما خوب باز هم قابل درک ترین ترکهای آلبوم همچنان فوق‌العاده نا متعادل و بدون ساختار به نظر میرسن. دو تا ترک آخر آلبوم یعنی Drivelling Putrefaction و Dislimbing The Ostracized خیلی به بروتال نزدیکتر هستن و ساختار قابل درک تری از سایر ترکهای آلبوم دارن که این به سبک تر شدن باری که گوش تا اینجا به دوش کشیده کمک زیادی میکنه. من همیشه شیفته ی موسیقی تکنیکال و پیچیده بودم و فکر می‌کنم وقتی که ایده ای با موسیقی تکنیکال و چالش برانگیز بیان میشه خیلی تاثیر عمیق تر و ماندگارتری روی ذهن داره. مثل گنجی که به راحتی بدست نمیاد و ارزشش چند برابر میشه. ولی The Sanguinary Impetus بیش از اندازه تکنیکال بود. تا حدی که فکر میکنم زیبایی و ماندگاری کار قربانی این تکنیکالیتی بیش از اندازه شده و لحظات کمی که از آلبوم تو ذهن من باقی مونده برای بازگشتن به آلبوم کافی نیست و من پیامی به جز مهارت های تکنیکی از این آلبوم دریافت نکردم.حتی نصف این ترکیب بندی های غیر منسجم و بیش از اندازه سورئال هم می تونست یک اثر تکنیکال رو به نمایش بذاره و همچنان جا رو برای ساختن فضایی معناگرا و اتمسفری جذاب هم باز کنه. به اضافه ی هارمونی های فوق العاده عجیب که احساس می کنی هر نوازنده داره قطعه ای متفاوت رو مینوازه که البته شدیداً شگفت انگیزه ولی هضمشون برای هر کسی سخته، اونقدر که آلبوم از لیگ آلبومهای تکنیکال معمولی خارج و به لیگ محیرالعقول ترین آثار موسیقی متال پیوسته!عدم اطمینان به ساختار ترک ها با ترنزیشن هایی که فوق العاده غیر قابل پیش بینی اتفاق میافتن هم باعث میشد که قطار من مدام از ریل خارج بشه و لذت های کوتاه تبدیل به تحسین کردن مهارت های اونها بشه. انگار که راهی جز این وجود نداره.تمام ارزش این آلبوم توی ساختارهای بی نظم و پیچیده و نوازندگی های ابر انسانی این سه نابغه هست که اگر می خواستم به تکنیکالیتی آلبوم نمره بدم قطعا نمره ی ۱۰ هم کافی نبود ولی این تکنیکالیتی فرصت زیادی رو برای ارتباط برقرار کردن با موسیقی به من نداد.Rate: 7------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate MagazineTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jul 2020 16:30:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم Petals For Armor از Hayley Williams</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/petals-for-armor-qf1kxawlgumy</link>
                <description>با این آلبوم Hayley Williams جدا از بند پاپ-راک خودش Paramore بالاخره به عنوان یک هنرمند مستقل وارد صحنه‌ی موسیقی پاپ، ایندی پاپ و آلترناتیو شده و تمام کارهایی که طی سالها می خواسته انجام بده و هیچ وقت فرصتش رو نداشته رو از صندوقچه بیرون کشیده، خاکشون رو تکونده و همرو به همدیگه دوخته و راستش باید بگم که نتیجه‌ خیلی عالی نیست و لباسی که هیلی ویلیامز دوخته، رو تنش چندان خوب جفت و جور نشده.آهنگها از نظر سبک خیلی جورواجور و بی ربط هستن و انگار که هر کدوم مربوط به دوره‌ای مجزا هستن.بعضی آهنگ ها تحت‌تأثیر موزیک های هنرمندایی مثل Radiohead و Björk حتا St.Vincent هستن و بعضی دیگه خیلی فانکی با سبک پاپ دهه هشتادی.توی این آلبوم لحظه های جذاب وجود داره ولی بعضاً خیلی زود تکراری میشه مثلاً ترک Simmer که کورس آهنگ اونقدر تکرار میشه که انگار این ترک ۵ دقیقه ای اندازه‌ی ده دقیقه طول می‌کشه! Hayley Williams از الگوهایی تأثير گرفته که خیلی شخصی هستن و نمی‌تونه همزمان متعلق به دو نفر باشه. مثل اینکه بعضی جاها تلاش می کنه استایل وکال Björk رو تکرار کنه و کارهایی از این قبیل. الگوهایی که در واقع خروجی و بازتاب مسائل درونی تری از اون فرد هستن و بدون در نظر گرفتن منشأ این خروجی نمیشه ازش الهام گرفت.هیلی از تمام المان‌های مستهلک موسیقی آلترناتیو و ایندی که دیگه خیلی تکراری و آشنا هستن استفاده کرده که خب قاعدتا اورجینال نیست.ویدئو های پر زرق و برقی هم که درست شده خیلی تکراریه و دارای تمام خصوصیات جذابی هست که ۳۰ ساله داره استفاده می شه.اشعار خیلی شخصی و درونی هستن و نمایانگر بعد تاریکتر و غمگین تری از از آنچه که در Paramore ازش سراغ داشتیم هستند. البته نه چندان پیچیده و عمیق.نمی تونم بگم که از بیس لاین های فوق العاده Joey Howard و وکال خوب خود Hayley توی کل آلبوم لذت نبردم. ولی اکثر آهنگ ها شدیدا فراموش شدنی هستن و عدم یکپارچگی از نظر سبک و کمبود خلاقیت و اصالت توی این آلبوم چیزیه که نمیتونم نادیده بگیرم و انتظاراتم برای شنیدن یه آلبوم پخته و منسجم از Hayley Williams برآورده نشد.Performance: 8Songwriting: 7Originality: 4Production: 4Personal Enjoyment: 5Lyrics and Concept: 6Overall: 5.6------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً ما رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنیم.انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram: Heavy Rate MagazineHeavy Rate ChampionTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 18:50:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی آلبوم How To Survive A Funeral از  Make Them Suffer</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/suffer-vfnpkkluvggo</link>
                <description>ادامه دادن روش های قبلی یا تجربه کردن راه های جدید؟سوالی که خیلی از طرفدراهای گروه های مختلف از خودشون می پرسند؛ آیا تغییر روش/سبک ارزش دارد یا نه؟ جواب من به این سوال یک بله یا خیر ساده نیست، جواب سوال وابسته به متغیرهای متفاوتی است. تعداد معدودی از گروه ها توانایی شیفت کردن به استایل جدید و کشف کردن راه نوین تر آهنگسازی را دارند و خوشبختانه Make Them Suffer یکی از آن بندهاست.  شاید How To Survive A Funeral یک آلبوم کاملا بی نقص نباشد ولی یک اثر مهم در دیسکوگرافی این گروه استرالیایی است. آنها سعی کرده اند در عین حفظ استایل قدیمی خودشون (ترکیبی از دثکور و المان های سیمفونیک)، روش های نوین تر اهنگسازی را هم امتحان کنند.   ترک های Falling Ashes, Fake Your Own Death  و That’s Just Life نماینده استایل قدیمی گروه هستند، ترکیب ملودی های اتمسفریک روی ریف های سنگین همراه با اسکریم های وکالیست.  سومین ترک (Bones) جاییست که نمونه ای ازآن &quot;تجربه کردن روش های جدید&quot; را به وضوح میتوان شنید. ساختار متفاوت تر از بیشتر ترک های دثکور/متالکورچیزی است که این ترک را خاص تر از بقیه ترک ها میکند، فضای متلاطم و اضطراب آوری که هنرمندانه با متن ترانه همخوانی دارد با Chorus ملودیکی که وقتی انتظار یک بریک داون سنگین هست، ظاهر میشود. دقایق پایانی شدیدا یاداور موسیقی گروه The Amity Affliction است، ترکیب گیرای اسکریم روی  Chorus ملودیک.ترک پنجم (Erase Me) شسته رفته ترین آهنگ آلبوم است، نه بریک داون خاصی دارد نه نوآوری در زمینه آهنگسازی، ولی نمونه ی خوبی برای عبارت “Less Is More” است. بدون شک Erase Me گیراترین ترک آلبوم است، بعد از یکی-دوبار گوش دادن به طور حتمی ملودی گیرای Chorus یا اسکریم های وکالیست وقتی تکرار میکند: Break Away Break Away No Need To Plan Your Escape درذهن شنونده ثبت میشود.استفاده از کلین وکال زن در Chorus هم کمک بزرگی به حفظ فضای متضاد آهنگ کرده است، جزئیات کوچکی که میتواند یک آهنگ معمولی را به آهنگی به یاد ماندنی کند.در ترک هشتم، ترک همنام با خود آلبوم، &quot;تجربه کردن روش های جدید&quot; منجر به یک آهنگ غیر منسجم و فراموش شدنی شده است که ضعیف ترین ترک آلبوم نیز به شمار میرود.  ترک نهم فضای بسیار آرامی دارد (آرامش قبل از طوفان برای ترک نسبتا سنگین پایانی) ولی بسیار مناسبِ هوای بارانی و غرق افکار خود شدن است، ویژگی خاصی ندارد ولی به شدت دلنشین است.   اگر از کار بی عیب و نقص نوازنده ها بگذریم بدون شک ستاره ی آلبوم Sean Harmanis وکالیست گروه است که وکال رنج خارق العاده ای از Deep Growl  تا High Pitched Scream را به نمایش میگذارد علاوه بر این میتواند تمام درد، رنج و خشمی که در متن آهنگ ها وجود دارد را به خوبی به شنونده منتقل کند. در نهایت How To Survive A Funeral آلبوم خاصی است در دنیای تکراری متالکور/دثکور و نشان دهنده ی پتانسیل Make Them Suffer برای خلق اثار خاص در آینده.Overall Rating: 8/10Songwriting: 8/10Performance: 10/10Production Quality: 10/10Originality: 9/10Recommended To The Fans Of: Architects, Bury Tomorrow, Bring Me The Horizon And Fit For A King.نویسنده: نشاط------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً ما رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.انتشار این مطلب فقط با ذکر منبع و نام مجاز است.Instagram: @heavy.rate.championTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jul 2020 01:46:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی آلبوم Abscess Time از Pyrrhon</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/pyrrhon-cngt0vizzs1e</link>
                <description>   از زمانی که موسیقی متال متولد شد و بعد از محبوبیت به رادیو و تلویزیون راه پیدا کرد و شروع به تقسیم شدن به شاخه های مختلف در ژانرهای مختلف کرد، تا زمانی که خیلی از این ژانر ها با له شدن زیر چرخدنده های بی رحم صنعت موسیقی و در طی این پیشرفت سریع شکست خوردند،  اکستریم متال همیشه جایی امن در زیر زمین در حال تجربه کردن راه های خلاقانه برای ارائه ی موسیقی و هنری مستقیم و خام بود. بدون در نظر گرفتن آنچه که رادیو و رسانه‌های عامه‌پسند از متال تقاضا می کرد اونها به این کاوش و ماجراجویی ادامه دادند. تا جایی که امروز اوج خلاقیت و نوآوری در گسترش مرزهای این موسیقی رو باید از این بندها توقع داشت. و نیویورک در حال حاضر تبدیل به صحنه‌ی این نوآوری ها شده.خیلی از آدمها به خارج شدن از منطقه‌ی امن سلیقه شون علاقه ای ندارن و زیر بار فشاری که هضم کردن موسیقی نو(حداقل برای گوش شنونده) به مغز میاره نمیرن. ولی خوب من ازون دسته مازوخیست هایی هستم که از این سردرد استقبال می کنن. ولی این آلبوم یکم بیشتر از حد نرمال به من فشار آورد و چالش درک پیچیدگی ها و تلفیق های عجیب توی این موسیقی اکسپریمنتال و خلاقانه به هفته ها زمان نیاز داشت که طی اون مدام به سراغش می رفتم و قبل اینکه دیوانه بشم کنار می کشیدم و این روند اونقدر تکرار شد تا اینکه حالا می تونم درک خوبی از کاری که این چهار نابغه دارن با دث-متال انجام میدن داشته باشم. تکنیکال دث-متال Pyrrhon  با مخلوطی از نویز راک و جز اکسپریمنتال موفق شده اثری هنری از دل و روده ی خلاقانه ترین خصوصیات این ژانرها ارائه بده. و حالا با Abscess Time اونا یک بار دیگه ساختاری دست نیافتنی از دث-متال رو به نمایش گذاشتن که ثابت میکنه اونها پرچمدار کشف سرزمین های ناشناخته ی دث-متال هستند. ساختار گیج‌کننده ی آهنگ ها همراه با درامی پر از سنکوپ روی ریتم های ترکیبی مثل ۱۱/۴ با وکال هارش و بی نظم Doug Moore و ریفهای سرگیجه آور گیتار که البته گاهی خیلی اتمسفریک میشه، همه این موزیک رو تبدیل به هرج و مرجی کرده که خیلی غافلگیر کننده دارای نظمی منطقیه!بیس مثل خیلی از تکنیکال دث-متال های دیگه توی صورت آدم سیلی نمیزنه ولی با برخوردی جالب و کافی،  خیلی خوش صدا و هماهنگ با فضای موسیقی نمود می کنه.این هرج و مرج منظم اما توانایی عجیبی در ارتباط برقرار کردن با شنونده داره طوری که مثل نیرویی کمکی برای هضم این موسیقی پیچیده عمل میکنه. البته این توانایی رو مدیون وکال متنوع و صادقانه ی Moore به همراه اشعار فوق‌العاده‌ایه که واقعا توی ژانر دث-متال همتا نداره. در حالی که مضمون اکثر اشعار این سبک شبیه پلات فیلم های سینمای وحشته (البته که جذابیت های خودشو داره) اشعاری که Moore می نویسه خیلی ملموس و منقلب کننده به حقیقت های زشت و دردناک انسان امروزی می پردازه. اشعاری که یکی از بهترین اشعاری بودن که از یه بند متال سراغ دارم و این یک خصوصیت فوق‌العاده برای این بنده. این موسیقی بروتال و تکنیکال پیچیده رو با یه همچین اشعاری همراه کنید! And now the ground shifts under our feetAnd our debts shadow us into our sleepSo that we never rest, we just slave for a seatAt the table of gold, as if we’re not the feastLike cattle we are butchered, like kings they will eatFor the landless and luckless are such easy meatAnd the cost of our living will only increase(Human Capital)یکی از ترکهای مورد علاقه من Down At Liberty Ashes بود که ریف زیبای بیس و البته ریفهای سورئال گیتار فضایی مطابق با شعر و موضوع ترک رو بوجود آوردن. ترکی که در واقع برای کارگران بی رحم ترین و دشوارترین کارخانه های صنعتی در آمریکا نوشته شده و مرگ و عذاب اونها در این کارخانه رو به تصویر میکشه.در Another Day in Paradise اونا به دث-متال کلاسیک خیلی نزدیک میشن.ترک هشت دقیقه ای  The Lean Years از درخشان ترین اجراهای بند توی آلبومه. ترکی که مدام وارد میزان‌های متفاوت میشه و چندگانگی ریفها در طول ترک حس عدم اعتماد و امنیتی رو بوجود میاره که فقط وقتی همه چیز تموم میشه معنا پیدا میکنه.ترکهای کوتاه و گرایند-کوری آلبوم مثل بقیه آلبوم فوق‌العاده نبودن و یکم من رو از روند موزیک توی آلبوم دور کردن. آلبوم در نهایت با ترک ۸ دقیقه ای و عظیم Rat King Lifecycle تموم میشه. پایانی فوق‌العاده که اوج تمام اتفاقاتی بود که در طول آلبوم رخ داده بود. فشار آوردن به مغز تا مرز دیوانگی برای بیان موضوعی مهم!خب Pyrrhon بعد از این می خواد به کجا بره؟ واقعا پیش‌بینی اینکه چقدر توانایی فشار آوردن به دیوارها برای گسترش این موزیک رو دارن کار سختیه! در حال حاضر Pyrrhon توی صحنه‌ی دث-متال شدیدا بند مهمیه. بندهایی مثل Pyrrhon و Afterbirth برای ادامه‌ی این خلاقیت ها و این جنبش مبتکرانه در دث-متال فوق‌العاده حیاتی هستن. Artificial Brain رو هم به لیست اضافه کنید که باید منتظر آلبوم جدید اونها هم باشیم.اگر می خواهید که با این متال مبتکرانه همراه بشید این آلبوم نقطه‌ی شروع مناسبیه. آلبومی که شاید بهترین آلبوم اونها برای ارائه‌ی این استایل به مخاطب های بیشتر بود. قطعا این موسیقی به دلیل دارا بودن المان هایی که تاریخ مصرف ندارن هنوز افقی بی انتها برای پیشرفت و بقا رو جلوی خودش میبینه.Rate: 9------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Instagram: @heavy.rate.championTelegram:Heavy Rate ChampionHeavy Rate Magazine</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jul 2020 02:55:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی آلبوم Supercontinent از Thecodontion</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/thecodontion-m7yzmnhuka6u</link>
                <description>میلیاردها سال قبل سیاره ی زمین با زمینی‌ که ما امروز به عنوان خانه میشناسیم تفاوت‌های خیلی زیادی داشت. مکانی عاری از زندگی تشکیل شده از مواد مذاب با باران‌های شهاب‌سنگی که گاهی میلیون ها سال ادامه داشت. جهنمی کامل! اما همین سلسله اتفاقات در طی تقریبا یک میلیارد سال، این سیاره رو تبدیل به محیطی کرد که اولین فرم های حیات در آن بوجود آمد. یعنی ۳.۵ میلیارد سال پیش!بعد از اون حیات بر روی زمین تا به حال پنج بار دچار انقراض وسیع شده و توی یکی از اونها تقریبا ۹۶% از زندگی از بین رفته.(انقراض پرمیان یا مرگ بزرگ که میلیون ها سال به طول انجامید) ما انسان‌ها که فقط ۲۰۰ هزار سال (تقریبا) از پیدایشمون روی این سیاره میگذره و هوا رو آلوده کردیم و مدام از نجات زمین حرف می زنیم باید حتما در مورد اون اطلاعات زیادی داشته باشیم! نه؟ وگرنه این حرفها می تونه صرفا از روی خود بزرگ بینی و غرور کاذب باشه!&quot;ما نابود کنندگان زمین!&quot; و دوباره &quot;ما نجات دهندگان زمین!&quot;ابر قاره یا Supercontinent توده ای بزرگ از تمام خشکی های زمین رو میگن که بعدها با فاصله‌ گرفتن در اثر رانش قاره‌ای به قاره‌های کوچکتر تقسیم شده. و البته این اسم جدیدترین آلبوم بند دو نفره ی دث-متال ایتالیایی Thecodontion هست که با استفاده از قدرت و پتانسیل بی انتهای موسیقی قصد در توصیف سیاره‌ای کاملاً بیگانه با آنچه که امروز می شناسیم را  دارد. توصیف رانش های توده‌های ابر قاره‌ای در سراسر ابراقیانوسها و افق های دور با موسیقی متال همون چیزیه که دوست دارم بشنوم! قبلا کارهای فوق‌العاده‌ی بند آلمانی The Ocean که آنها هم موسیقی خودشون رو وقف سرگذشت زمین کردن رو شنیدم و حتما در آینده در موردشون صحبت خواهم کرد. ولی چیزی در موسیقی Thecodontion هست که اونهارو متمایز کرده. خب در Supercontinent اونها مشخصا به موضوع تغییرات و رانش قاره ها و شکل گیری قاره‌های زمین می پردازن. موضوعی مهم که به آرامی و پیوسته در طول تاریخ در جریان بوده و هست. و این بند برای بیان این موضوع برخوردی جالب با موسیقی خودشون دارن؛ دث-متال بدون گیتار!اونا هردو از بیس استفاده می کنن و ترکیب دوتا بیس و درام تبدیل به صدایی شده که شدیداً با حال و هوای موضوع آلبوم هماهنگه و گیتار فقط برای اجرای یک سولوی کوتاه در ترک Laurasia-Gondwana در آلبوم ظاهر میشه. افکت های متنوعی که روی بیس ها استفاده شده به بافت موزیک در مودهای مختلف کمک زیادی کرده تا جایی که هیچوقت جای خالی گیتار حس نمیشه.پیشروی ترک ها توی آلبوم خیلی عالی اتفاق می افته، با ۴ ترک میان پرده‌ای و موسیقی‌ای که مدام در حال تغییر از فضاهای اتمسفریک به قسمت‌های هوی و اگرسیو هست، درست مثل دنیایی که میلیاردها سال پیش هر از گاهی با انفجارها و زمین‌لرزه‌ها دچار تغییراتی عظیم میشد.  اونها به غیر از تاثیراتی که از دث متال به ارث بردن از المانهای شرور بلک متالی هم توی ریتم‌های درام استفاده کردن و ترکیب اینها با اتمسفری قبیله‌ای و آهنگسازی مینی‌مالیستیک تبدیل به موزیکی خاص شده که این آلبوم رو مهم و جالب میکنه.برخورد تک تُنال و یکنواختی که با وکال شده البته جالب نیست ولی روند متنوع آلبوم به همراه قسمتهای اینسترومنتال قابل توجهی که توی البوم استفاده شده کمک زیادی به نادیده گرفتن این موضوع می کنه.ملودی ها در طول البوم شباهت های زیادی به هم دارن و این نکته منفی یا مثبت باعث شده تا کل آلبوم شبیه به یک ترک 45 دقیقه ای بشه. ولی من دوست داشتم ملودی هایی شبیه به آنچه که توی ترک های کوتاه آلبوم مثل Tethys و Panthalassa شنیدم رو بیشتر توی آلبوم استفاده می کردن. ولی ساختار این موزیک جوریه که برای خلاقیت های بیشتر خیلی مناسبه و من فکر میکنم که Thecodontion هنوز بهترین البوم خودشو ارائه نکرده و این من رو برای البوم بعدی این بند مشتاق نگه میداره.مطمئن نیستم که هرکسی از این آلبوم لذت ببره ولی قطعا این یکی از خاص‌ترین و جالب‌ترین آلبومهایی هست که امسال میشنوید. بافت منحصر به فردی که در نتیجه‌ی استفاده از دو و بعضی جاها سه بیس گیتار بوجود اومده، در کنار عدم استفاده از گیتار و اشعاری که مشخصا با تحقیق و دانش بالایی نوشته شدن، با آهنگسازی خوب این آلبوم رو تبديل به یکی از جالبترین و شنیدنی ترین آلبومهای امسال کرده. دفعه ی بعد اگر قصد نجات زمین رو داشتیم، بهتره یاد کارهای بندهایی مثل Thecodontion و The Ocean بیافتیم و سری به تاریخچه ی این سیاره بزنیم و سوال هایی که برامون بوجود میاد رو نادیده نگیریم.Rate: 7------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Instagram: @heavy.rate.championTelegram: https://t.me/HeavyRate</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jul 2020 17:05:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی آلبوم Cannibal از Bury Tomorrow</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/cannibal-lnwyvygz9klu</link>
                <description>یه محصول دیگه از کارخونه ی ملودیک متالکور سازی ای که فرمول یکنواخت و تکراریش هنوز داره جواب میده و خب تا وقتی که تقاضا هست دلیلی برای ایجاد تغییرات هم وجود نداره. فرمولی ساده که آن‌چنان جایی برای خلاقیت بیشتر نداره و حتی تغییرات جزئی در سطح این ژانر هم باعث میشه که به راحتی ازش خارج بشیم. این موضوع باعث شده که ساب ژانر ملودیک متالکور شباهت هایی به موسیقی پاپ پیدا کنه. ولی! ارتباط احساسی‌ و درونی ای که مخاطب جوان با این موزیک برقرار می کنه ضخیم ترین ریسمانیه که بین این موسیقی و مخاطبش وجود داره و دلیل اصلی ادامه‌ی موفقیت های این ژانر.از بخش های هوی و پرخاشگرانه تا فضاهای احساسی و غمگین همه این موزیک رو تبديل به سوپ بی نظیری کرده که رد کردنش خیلی سخته. البته با پا گذاشتن به عمق این موزیک، مخاطب می تونه شاهد تفاوتهایی بین استایل بندهای مختلف باشه. بند انگلیسی  Bury Tomorrow  هم موفق شده استایل مخصوص به خودش رو به این موزیک اضافه بکنه. ضمن اینکه اونها با آلبوم Cannibal صدای خودشون رو هم کاملتر کردن. موزیک اونا توی این آلبوم بافت بیشتری نسبت به قبل پیدا کرده و با لایه های بیشتر در لاین های ملودیک شاهد موزیک ناب تری هستیم.روند کلی آلبوم خیلی بالا و پایین محسوسی نداره و بیشتر مثل یک مسابقه‌ی سرعت توی مسیرهای متنوع هست تا یک ترن هوایی با پیچ وخم هایی محسوس توی مکانی ثابت.در طی این مسیر البته تلاش کردن که با سویچ کردن بین قسمت های اگرسیوتر با قسمت‌های اتمسفریک مخاطب رو درگیر و مشتاق نگه دارن و البته که تو این کار موفق بودن. اینکه چقدر میتونن اجرایی هوی و پرخاشگرانه داشته باشن و در عین حال وارد فضاهای زیبا و افسونگر بشن رو خیلی دوست داشتم و این من رو یاد آلبوم امسال Loathe انداخت که اونها هم کنتراستی شدید رو ارائه کرده بودن.بزرگترین نقطه‌ی قوت این آلبوم ملودی های گیرای کلین وکال و ریفهای گیتار خیلی دقیق و زیباست که هر نتش ارزش خودش رو داره. گیتار سولوهای آلبوم خیلی خوب و بجا و هماهنگ با انرژی و مود آهنگ نوشته شدن و کیفیت خوبی رو به موزیک اضافه می کنن. برخوردی هم که با نوشتن ملودی های کلین وکال شده کاملاً همون برخوردی هست که برای ملودی های گیتارها استفاده شده. با درک کامل از حرکت و انرژی آهنگ و مناسب با فضای احساسی لیریکس و با افکت مناسبی که روش انداخته شده کلین وکال فوق‌العاده افسونگر و اتمسفریک نمود می کنه و هر بار که وارد میشه، نوری تازه به موزیک تابیده میشه. هرچند برای من تعادل مناسبی بین دو دنیای هوی و اتمسفریک برقرار نشد چرا که این دو فضا در طول آلبوم بیش از اندازه یکسان ارائه شدن و موزیک تمایل مشخصی به سمت یکی از این دو نشون نمیده. اگر تاکید بیشتر روی بخش های هارش و هوی بود، کلین وکال حتما تأثیر  بیشتری داشت و چیزی هم از فضای اتمسفریک آلبوم کم نمی شد. ولی نسبت تقریبا مساوی این دو برای من تا حدی موزیک رو بازاری و تجاری کرده که باب میلم نبود.ترک Choke پیش نمایشی برای کل آلبوم هست. ترکی که می تونه یکی از گیرا ترین ترکهای متالکور امسال باشه و بارها و بارها پلی بشه. ترک Cannibal خیلی سینماتیک و پر انرژیه. صدای گیتار با ریورب توی بکگراند اتمسفر سینماتیک ترک رو حفظ می کنه تا با کورس زیبای کلین وکال به اوج خودش برسه. درام به اندازه‌ی عناصر دیگه خوب نیست و با حفظ حداقل استانداردها، برای من نقطه ضعف این بنده.ترک Imposter اوج کنتراست بین دو فضای مختلف موزیک بود. کورس گیراش روی ریتم ۲/۴ که شبیه آهنگهای EDM شده بود و قسمت‌های هارش که گروو متالی ترین قسمت آلبوم بود ( تعجبی نداره) قبل از اینکه به برکداون وحشی آهنگ برسیم گیتار سولو این دو فضا رو به هم میدوزه. در Better Bellow اما کنتراست کمتری بین این دو فاز وجود داره.میرسیم به یکی از بهترین ترک های آلبوم یعنی The Agonist که پاندولش بیشتر به سمت هوی بودن متمایل شده و همچنان اون فاز افسونگر و اتمسفریک رو ارائه میکنه و نمونه‌ای از یک تعادل خوب توی این زمینه‌س و ترک Quake که با فاصله گرفتن از کلیشه‌ها، بین ترک های این آلبوم ساختار منحصر به فردتری داره و با ریتمی کندتر ولی گیرا تا حدی وارد محدوده‌ی آلترناتیو متال میشه.آلبوم با ترک  Dark, Infinite به رسم همیشگی Bury Tomorrow هوی و کوبنده تموم میشه. ولی با Fade Out ؟ من از این کار متنفرم! و فکر میکنم همیشه راه بهتری برای تموم کردن یه ترک هست. در مجموع این ملودیک ترین و جذاب ترین متالکوری بود که امسال شنیدم. Bury Tomorrow موفق شد کاری رو انجام بده که تریویوم از پسش برنیومد. آلبومی یکدست و گیرا که با استفاده از ملودی های اوریجینال و به روز، یکی از مدرن ترین آلبوم های متالکور رو ارائه می کنه.Rate:7.6------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Instagram: @heavy.rate.championTelegram: https://t.me/HeavyRate</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jul 2020 20:10:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی آلبوم Devouring Ruin از Wake</title>
                <link>https://virgool.io/HeavyRate/wake-gbx6ntryqciw</link>
                <description>المان های زیادی توی موزیک متال وجود داره. هر سبکی از این موزیک خصوصیات خودشو داره. اتمسفر و فضای دووم،  المان های تهاجمی بلک متال، بافت زمخت دث-متال، تکنیک های پراگرسیو، فضای احساسی پست-متال و خشونت بی پروای متالکور و گرایند-کور. من همیشه از نگاه کردن به این دنیا از دریچه‌ی ژانری خاص دوری کردم و برچسب زدن روی بعضی بندها رو اصلاً دوست ندارم چون به نظرم خیلی کار درستی نیست. تکامل ژنتیک گونه ی این موسیقی امروز بیشتر از همیشه پیچیده شده و با سرعتی غیر قابل مهار در حال پیشرفت. تا جایی که برچسب زدن به بعضی بندها تقریبا غیر ممکنه. البته که هنوز بندهایی هستن که برخوردی کلاسیک و سنتی دارن و این اصلا چیز بدی نیست. ولی پیدا کردن فرمولی ناب از دل این هرج و مرج بی حد و مرز به گونه‌ای تأثیر گذار برای من  دقیقا معنا و مفهوم کاملی از خلاقیت هنری محسوب میشه. کاری سخت و پر دردسر که نتیجه ش ممکنه به راحتی تبدیل به موزیکی بنجل و صرفا سر و صدایی بی معنی بشه. که برای بند کانادایی Wake قضیه اصلا اینطور نیست. بندی که حالا ۵ آلبوم استودیویی منتشر کرده که هیچکدوم تکرار آلبوم قبلی نبوده. اونا موزیکشون رو با تمایلات مشخصی به گرایند-کور شروع کردن ولی تنها ویژگی‌ِ مداوم توی موزیکشون تنوع و تغییر بوده. تغییرات خلاقانه‌ای که البته به هیچ‌وجه گیج کننده و بی سر و ته نیست و با آلبوم امسال، اونا از گرایند-کور و دث-گرایند فاصله‌ی معنی داری گرفتن. در ادامه‌ی روند طولانی‌تر شدن ترک ها و ماجراجویی در سبک های مختلف با هر آلبوم اونا امسال موفق شدن در Devouring Ruin به تعادلی آرمانی بین زمان و محتوا برسن. جوری که این موسیقی نه تنها در طی ۴۵ دقیقه و در ۱۰ ترک حتی یک لحظه هم من رو خسته نکرد. حتی بعضی وقتا ترک ها رو به عقب میزدم تا قسمت‌هایی رو دوباره بشنوم.اونا که در آلبوم سال ۲۰۱۸ Misery Rites با وارد کردن المان هایی از دووم همه رو متعجب کرده بودن، حالا با Devouring Ruin ثابت کردن که اون ماجراجویی‌ها مقطعی نبوده و این کامل ترین و بهترین فرمولیه که Wake ارائه می کنه.این آلبوم شاهکاریه که از دل این ماجراجویی‌ها در تلفیق و میکس سبک‌های مختلف بیرون اومده. دث-متالی که با حفظ خصوصیات گرایند-کور پا به قلمروی بلک متال و دووم گذاشته. با خصوصیات زیادی از سبک های دیگه که همونطور که گفتم اصلا تبدیل به برچسبی مشخص برای این موزیک نمی شن.این آلبوم کسانی که به دنبال خشونت بی پروای گرایند-کور و دث-کور هستند رو راضی میکنه مخصوصا توی ترک های (!Kana Tevoro (Kania! Kania و Monuments of Impietyولی این موسیقی حتی توی بی رحم ترین لحظات دارای ملودی های منقلب کننده‌ای هست که یکی از نقاط قوت این آلبوم محسوب میشه. خصوصیتی که آلبوم امسال Ulcerate هم داشت. اونا اول تو رو با بی رحمی مطلق میخکوب می کنن و بعد با بهترین زمان‌بندی ممکن گیتارهای ملودیک، موجی از احساسات و عواطف که اتفاقا  نتیجه‌ی این کنتراست زیبا هست رو مثل طلای مذاب توی گوش های بی دفاع و آسیب‌پذیرت می ریزن. این لحظات هست که تفاوت هنر ناب رو با موزیک های معمولی نمایان می‌کنه. اوج این اتفاق در ترک This Abyssal Pain مشخصه. ترکی که از اواسطش تمایل زیادی به اینداستریال دووم پیدا می کنه. اجرای درخشان درام مخصوصاً در ترک The Procession (Death March to Eternity) کاملاً خودنمایی می کنه.ترک های میان پرده‌ای آلبوم فوق‌العاده به موقع و مناسب به خدمت روند بهتر شنیده شدن آلبوم میان و شما رو برای شنیدن طولانی ترین ترک آلبوم یعنی ترک حماسه Torchbearer آماده می کنن. ترکی که در طی ۱۰ دقیقه و ۴۰ ثانیه بارها استایل خودش رو عوض می کنه. ولی اونقدر خوب و یکپارچه نوشته شده که دارای شخصیت منحصر به فرد خودش هست.از دووم متالی محزون به دث متالی وحشی میره و قسمتی از ترک بلک متالی ترین بخش آلبوم هست. این پتانسیل فوق‌العاده اکستریم متال در بوجود آوردن فضایی خلاق رو نشون میده که خوراک نابغه هایی مثل این بند کانادایی هست.اولین بار که این آلبوم رو شنیدم بلافاصله متوجه این اتفاقات فوق‌العاده شدم و می دونستم که با یه آلبوم معمولی مواجه نیستم. آلبومی که حد و مرز نمودارها رو برای من جابه‌جا کرده و باید صبر کنیم و ببینیم که تا آخر سال چندتا آلبوم می تونن با آلبوم‌هایی مثل این رقابت کنن.Rate: 9.6------------------------------------------------------------------------------------------------------------اگر این نقد رو دوست داشتید حتماً من رو در شبکه های اجتماعی دنبال کنید و پیشنهاد کنید که چه آلبوم هایی رو در آینده نقد کنم.نوشتن این نقد تماماً نظر شخصی خودم هست و انتشار اون هم با ذکر نام یا تگ کردن مجاز.Instagram: @heavy.rate.championTelegram: https://t.me/HeavyRate</description>
                <category>Heavy Rate Champion</category>
                <author>Heavy Rate Champion</author>
                <pubDate>Mon, 06 Jul 2020 00:34:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>