<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های zeynab barati</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hebelpaint</link>
        <description>یه دانشجوی شیفته یادگیری</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 07:59:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/586007/avatar/VANKkZ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>zeynab barati</title>
            <link>https://virgool.io/@hebelpaint</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گزیده ای از کتاب کفش باز،بنیان گذار نایکی</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D9%81%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%DB%8C%DA%A9%DB%8C-qfcq48fbysng</link>
                <description>قبل از دیگران، قبل از پرندهها، قبل از خورشید بیدار شدم. یک لیوان قهوه نوشیدم، یک نانبرشته را حریصانه خوردم. شلوار و پلیورِ گرمکنم را پوشیدم و کفش دوندگی سبز رنگم را به پا کردم.بعدش آهسته از درب پشتی رفتم بیرون.پاها، عضلات پشت ران و پایین کمرم را تمرین کششی دادم. همانطور که لجوجانه اولینگامهایم را در جادهی سرد بر میداشتم، بنا کردم به غرغر کردن. چرا همیشه شروع کردن سختاست؟هیچ ماشینی نبود، نه کسی و نه نشانهی حیاتی. تنهای تنها بودم، من و دنیای خودم - هرچندانگار درختان به طور عجیبی متوجه من بودند. و باز هم، اُرِگان بود. انگار درختان همیشه میدانند.درختان همیشه هوای تو را دارند.همانطور که به اطراف خیره شده بودم با خودم فکر کردم که چقدر خوب است که اهل این مکانزیبا هستم. ساکت، سر سبز، آرام – به خودم افتخار میکردم که اُرِگان را خانهی خودم خطاب کنم،افتخار میکردم که پورتلند کوچولو را محل تولد خودم خطاب کنم. اما حسِ عذاب پشیمانی نیزداشتم. اگرچه اُرِگان زیبا بود اما به ذهن برخی افراد خطور میکرد که اینجا جایی است که در آن هرگزهیچ اتفاق بزرگی رخ نداده یا احتمالا در آینده نیز رخ نخواهد داد. اگر ما اُرِ گانیها به خاطر یک چیزمشهور باشیم، جادهای بسیار قدیمی است که مجبور بودیم آنجا را نشانه گذاری کنیم تا گم نشویم. ازآن زمان به بعد، همه چیز تقریبا بی هیجان بود.بهترین معلمی که تا به حال داشتم، یکی از آن آدمهای نازنینی که میشناختم، معمولا دربارهیآن جاده صحبت میکرد. او با صدایی غران میگفت که این جاده، حق و حقوق زادگاه ماست.ترسوها هیچ وقت شروع نکردند و « : شخصیت ما، سرنوشت ما – دیانای ماست. او به ما میگفت». افراد ضعیف در مسیر مُردند – و این راه برای ما باقی ماندهمعلمم اعتقاد داشت که یک ویژگی بی نظیر از روحیهای قدیمی در طول آن جاده وجود دارد، یکحسِ عجیب از احتمال آمیخته شده با ظرفیتی خفیف برای بدبینی – و این وظیفهی ما، اُ رِگانیهااست که این ویژگی را زنده نگه داریم.من به نشانهی تأیید سرم را تکان میدادم و احترام زیادی برای او قائل بودم. ازش خوشم میآمد.اما وقتی میرفتم پیاده روی، برخی اوقات فکر میکردم که: ای بابا! اینکه فقط یک جادهی کثیفاست.همان صبح مه آلود، همان صبح مهمِ سال ۱۹62 ، به تازگی راهِ خودم را باز کرده بودم – بازگشتبه خانه؛ پس از هفت سال آزگار دوری. عجیب بود که دوباره توی خانه باشی، عجیب بود کهبارانهای روزانه دوباره به صورتت بکوبند. عجیب بود که دوباره با پدر و مادر و خواهران دوقلویتزندگی کنی، خوابیدن روی تخت دوران کودکی. شب دیر وقت، روی کمرم دراز میکشم، بهکتابهای درسی دوران دانشکدهام، جوایز دوران دبیرستان و روبانهای آبیام نگاه میکنم؛ با خودمفکر میکنم: این من هستم؟ هنوز هم؟سریعتر به سمت پایین جاده حرکت کردم. نفسهایم تبدیل به پفهای حلقوی سردی شدند کهدر مه میچرخیدند. از اولین چشم از خواب گشودنِ فیزیکی لذت بردم؛ آن لحظهی استثنایی قبل ازآنکه ذهن کاملا روشن باشد، وقتی که اعضا و جوارح بدن برای اولین بار شروع به شل شدن میکنندو بدن مادی ذوب میشود. جامد به مایع.به خودم میگفتم سریعتر. سریعتر.به این فکر کردم که روی کاغذ من بزرگسالم. فارغالتحصیلِ یک دانشکدهی خوب – دانشگاهاُرِگان. گرفتن فوق لیسانس از یک دانشکدهی بازرگانی برتر – استنفورد. یک سال خدمت در ارتشآمریکا. سوابق من میگفت که یک سرباز آموزش دیدهی ورزیده بودم، یک مرد بیست و چهار سالهیقبراق . . . اما نمیدانم که چرا، چرا هنوز احساس میکنم مثل یک کودکم؟حتی بدتر، مثل یک بچهی کم رو، ضعیف و لاغر مردنی که همیشه بودم.شاید به این خاطر باشد که هنوز هیچ چیزی از زندگی را تجربه نکرده بودم؛ مخصوصا وسوسههاو هیجانهای زندگی را. نه لب به سیگار زده بودم و نه مواد مخدر مصرف کرده بودم. هیچ خلافینکرده بودم، چه برسد به قانون شکنی. دههی ۱۹60 در شرف وقوع بود، عصر عصیانگری و من تنهاکسی در آمریکا بودم که هنوز عصیان نکرده بود. یادم نمیآید زمانی بوده باشد که آزادانه رفتار کرده یاکاری عجیب و غریب کرده باشم.هیچوقت با دختری نبودم.اینکه همهی آن چیزهایی را که نبودم تشریح کردم، دلیلش ساده است. این موارد بهترینچیزهایی بودند که میدانستم. برایم مشکل بود که بگویم دقیقا چه هستم و کی هستم یا چه و کیخواهم شد. مثل همهی دوستانم میخواستم فرد موفقی شوم. برخلاف دوستانم، نمیدانستم موفقشدن یعنی چی. پول؟ شاید. همسر؟ فرزند؟ خانه؟ حتما، البته اگر خوش شانس بودم. اینها اهدافیبودند که به من آموزش داده شده بود که آنها را آرزو کنم، و بخشی از من به طور غریزی آنها راآرزو کرده بود. اما عمیقتر، دنبال چیز دیگری بودم، چیزی بیشتر. این حس دردناک را داشتم که زمانما کوتاه است، کوتاهتر از آنچه که ما میدانیم، کوتاه مثل دوندگی صبح، و از خودم میخواستم کهمعنادار باشم و هدفدار، خلاق، مهم. از همه مهمتر . . . متفاوت.میخواستم در این دنیا نشانههایی بر جای گذارم.میخواستم پیروز شوم.نه، اشتباه گفتم. صرفا میخواستم بازنده نباشم.و خلاصه آن جریان اتفاق افتاد. زمانی که قلب جوانم شروع به تپیدن کرد، وقتی که ریههایسالمم بسان بالهای یک پرنده باز شدند، وقتی که درختان، سبز تیره شدند، همه را کامل جلویچشمانم دیدم، دقیقا همان چیزی که میخواستم زندگیام باشد. بازی کن.با خودم فکر کردم آره، خودش است. حقیقت همین است. همیشه گمان میکردم که رازخوشبختی، ماهیت زیبایی یا حقیقت، یا همهی آن چیزی که باید دربارهی هر یک از آنها بدانیم، جاییدر آن لحظهای نهفته است که توپ در میان هوا و زمین است، وقتی که دو بوکس باز درون رینگحس میکنند که به صدای زنگ نزدیک میشوند، وقتی که دوندگان به خط پایان نزدیک میشوند وجمعیت همگی بر میخیزند. نوعی شفافیت بسیار زیاد در آن نیم ثانیه شور و هیجان قبل از اینکهبرنده و بازنده معلوم شوند، وجود دارد. میخواستم که این لحظات، هرچه که بود، زندگی من شود،زندگی روزمرهی من.در زمانهای مختلف تصور میکردم که به یک رمان نویس بزرگ، یک روزنامه نگار بزرگ، یکسیاستمدار بزرگ تبدیل میشوم. اما رویای همیشگیام این بود که یک ورزشکار بزرگ شوم. متاسفانهسرنوشت مرا به ورزشکاری خوب و نه بزرگ، تبدیل کرد. در بیست و چهار سالگی بالاخره حقیقت امررا قبول کردم. در اُرِگان در پیست دو و میدانی دویده بودم و خودم را شناخته بودم، سه یا چهار سال.اما همش همین بود، پایان. حالا که داشتم کمکم از سرعتم در دوی هزار و ششصد متری ششدقیقهای میکاستم، وقتی که طلوع خورشید بر روی پایینترین برگهای سوزنی درختان کاج، نورمیپاشید از خودم پرسیدم: چه میشد اگر راهی بود، بدون اینکه ورزشکار باشیم، آنچه را کهورزشکاران احساس میکنند، احساس کنیم؟ تمام وقت بازی کنیم، به جای کار کردن؟ یا یک چیزدیگر، آنقدر از کار لذت ببریم که آن کار اساسا به امری عادی تبدیل شود.دنیا مملو از جنگ و درد و فلاکت بود، کار سخت روزمره بسیار خسته کننده و گاها ناعادلانه بود– با خودم فکر کردم که شاید تنها جواب یافتن رویایی شگفت انگیز و غیر محتمل بود که به نظرارزشمند برسد، که به نظر جالب برسد و به نظر مورد مناسبی باشد و با فداکاری و هدفِ مصمم یکورزشکار دنبال کنیم. چه بخواهیم چه نخواهیم، زندگی یک بازی است. هرکسی که این حقیقت راانکار کند، هر کسی که صرفا از بازی کردن خودداری کند، میرود روی سکوی تماشاگران مینشیند.و من این را نمیخواستم. واقعا این چیزی بود که من نمیخواستم.این تفکرات مثل همیشه مرا به ایدهی احمقانهام رساند. فکر کردم که شاید، فقط شاید باید بیشترایدهی احمقانهام را بررسی کنم. شاید واقعا ایدهی احمقانه ام ... کار کند؟شاید.با خودم فکر کردم نه، نه و تندتر میدویدم، تندتر انگار که در آن واحد دنبال کسی میدویدم وکسی مرا دنبال میکرد. این ایده جواب میدهد. خدا بخواهد درستش میکنم. اما و شاید هم ندارد.ناگهان لبخندی زدم. تقربیا میخندیدم. من که خیس عرق شده بودم و با ظرافت و آسوده، طبقمعمول همیشه، حرکت میکردم که ایدهی احمقانهام پیش رویم آشکار شد و به نظر چندان هماحمقانه نمیرسید. حتی به نظر نمیرسید اصلا ایدهای باشد. به نظر یک مکان بود. شبیه یک شخصبود، یک نیروی حیات که مدتها قبل از آنچه من تصورش کنم به وجود آمده است؛ جدا از من، امابخشی از من بود. هم منتظر من بود، هم از من مخفی میشد. شاید اندکی اغراق آمیز باشد، اندکیاحمقانه. اما این احساسی بود که در آن موقع داشتم.یا شاید هم این احساس را نداشتم. شاید حافظهی من این لحظهی کشف را بزرگ نمایی میکند»! یافتم « ها را در یک لحظه ادغام میکند. یا شاید اگر چنین لحظهی »! یافتم « یا بسیاری از لحظاتوجود داشت، چیزی جز سرخوشی دوندگی نبود. نمیدانم. نمیتوانم بگویم. خیلی چیزها دربارهی آنروزها و ماهها و سالهایی که آن روزها را آرام آرام درون خودشان دستهبندی کردند، ناپدید شدندهمانند آن پفهای سرد و گِرد نفس. چهرهها، اعداد، تصمیماتی که زمانی به نظر مهم و قطعی قلمدادمیشدند، همگی از بین رفتند.اما چیزی که باقی مانده است این اطمینان دلگرم کننده، این حقیقت پابرجا است که هرگز از بیننخواهد رفت. در بیست و چهار سالگی، یک ایدهی احمقانه داشتم، و یک جورایی علیرغم سرگردانیدر تشویش، ترسهایی از آینده، تردیدها به خودم، مثل تمامی مردان و زنان جوان که در نیمهیبیست سالگیشان هستند، به این نتیجه رسیدم که جهان بر اساس ایدههای احمقانه ساخته میشود.تاریخ، ردیفی طولانی از ایدههای احمقانه است. چیزهایی که بیشتر از همه دوست داشتم – کتاب،ورزش، دموکراسی، کسب و کار آزاد – از ایدههای احمقانه شروع شدند.به همین دلیل، ایدههای اندکی وجود دارد که به اندازهی کار مورد علاقهی من – دوندگی،احمقانه باشند. دشوار است. دردناک است. پر مخاطره است. مزیتها اندک هستند و اصلا تضمینشده نیستند. وقتی دورِ پیست بیضیشکل دوندگی یا در یک جادهی خالی میدوید، هیچ مقصدمشخصی ندارید. نه اینکه هیچ خط پایانی وجد ندارد؛ بلکه شما خط پایان را مشخص میکنید. هرلذت یا سودی که از عمل دویدن به دست میآوری، باید درون آن بیابید. کلا به این بستگی دارد کهچگونه آن را قالب بندی کنید، چگونه آن را به خودتان بقبولانید.تمام دوندهها این را میدانند. میدوید و میدوید، کیلومترها و کیلومترها، اما هرگز دقیقا نخواهیدفهمید که چرا. به خودتان میگویید که به سمت هدفی میدوید، به دنبال سرخوشی هستید، اما درواقع میدوید چون گزینهی دوم، یعنی توقف، شما را تا سرحد مرگ میترساند.بنابراین آن روز صبح، سال ۱۹62 به خودم گفتم: بگذار همه ایدهی تو را احمقانه بدانند. . . فقطادامه بده. توقف نکن. حتی وقتی به آنجا رسیدی نیز به توقف فکر نکن و خیلی به این فکر نکن کهکجاست. هر چه پیش آید، فقط توقف نکن. » این نصیحتی زودهنگام، پیشآگاه و ضروری بود که به خودم کردم. حالا نیم قرن بعد، اعتقاد دارمکه بهترین نصیحتی – شاید تنها نصیحتی – است که همه باید بشنوند.فیل نایت بنیان گذار نایک،بزرگترین تولید کننده کفش و پوشاک ورزشی دنیابرگرفته از سایت کفش جوانjavanshoes.ir</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Wed, 03 Nov 2021 11:50:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچوقت دنبال علت بیماریتون در گوگل نباشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D9%87%DB%8C%DA%86%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-zjdyyt9uyidm</link>
                <description>تو این مقاله می خوام صرفا تجربه شخصی خودم رو که چند وقته حسابی باهاش درگیرم راجع به سرچ علت بیماری در گوگل باهاتون به اشتراک بذارم.توی علم روانشناسی یه اصطلاح ساده هست به اسم خودبیمارپنداری که به افرادی گفته میشه که همش درحال سرچ در گوگل و تطبیق علائم و شرایطی که در هربیماری ذکر میشه باخودشون هستند.اینکه پیشرفت  علم و فناوری به جایی رسیده که خیلی راحت و بی هزینه میشه اطلاعات کسب کرد درش شکی نیست،ولی حقیقت اینکه نتایج گوگل براساس اطلاعاتی که بقیه در اون بارگذاری میکنند خیلی از این افراد نه تنها متخصص نیستن بلکه حتی به چیزی که می نویسن توجهم نمی کنن مثلا اگه کسی دنبال دلیل سردردش تو گوگله احتمال اینکه روی کدوم مطلب کلیک کنه بیشتره:❎انواع سردرد + علائم و درمان✅ 5 بیماری خطرناک که با سردرد ایجاد می شودقطعا دومی بیشتر کلیک می خوره...اصل مهم در تولید محتوا برای گوگل اینکه معمولا تیترهای منفی بیشتر کلیک می خوره.حقیقت اینکه با شرط اینکه کسی که این مطلب نوشته متخصص بوده و اطلاعاتشم کامله،هیچ تصویر کلی و درستی از شرایط جسمی کاربر نداره و سابقه بیماری و نشانه‌های دیگه بیماریشو هم نمی‌دونه.محققان استرالیایی اخیرا روی برندهای مختلف گوشی موبایل و همچنین کلیدواژه‌های مربوط به نشانه‌های بیماری توسط کاربران در گوگل مطالعه کرده و دریافته‌اند که فقط ۳۶ درصد موارد نتایج درستی را در اختیار کاربران قرار می‌گیره و ۵۲ درصد موارد اطلاعات کاملا غلط است?این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که به غیر از نتایج مربوط به تشخیص بیماری، فقط در ۴۹ درصد موارد توصیه‌ها و مراقبت‌های گوگل درست از آب درمی‌آید.یکی دیگه از معایب اینکارهم برای افرادیه که مسئله رو خیلی جدی نمی گیرن یعنی گاهیم بعضی افراد با مشکلات جدی به یه سرچ ساده تو گوگل بسنده می کنن و بجای پیگیری بیماریشون،به گوگل بیشتر از حد اعتماد می کنن که بهش احساس امنیت کاذب میگن که متاسفانه در خیلی از موارد عوارض جبران ناپذیری داره و فرد وقتی به فکر می افته که کار از کار گذشته....درباره مسائل مربوط به سلامت مث خریدکفش نیست که خیلی راحت تو گوگل سرچ کنی و کلی اطلاعات بدست بیاری،پیشنهاد من اینکه اول به یه متخصص مراجعه کنید و بعدکه خیالتون راحت شد راجعبش تو گوگل صرفا برای تکمیل داده هاتون جستجو کنید.  </description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Wed, 13 Oct 2021 12:49:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه فروشندگی در دیجی کالا</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-va2mgoblz0yl</link>
                <description>تجربه فروشندگی در دیجی کالااکثر ما تجربه خرید از دیجی کالا را داریم ولی حقیقت اینکه که فروشندگی دردیجی کالا داستان دیگه ای داره.برای فروشندگی ابتدا باید در سایت در قسمت فروشنده شو ثبت نام کنید.نکته ای که باید بهش اشاره کنم اینکه شما برای فروشنده شدن هیچ هزینه ای پرداخت نمی کنید،یه سوال دیگه ای که خودم زمان ثبت نام بهش برخوردم این بود که داشتن مجاز کسب برای فروشندگی لازمه یا نه،که ازپشتیبانیش پرسیدم نیازی نداشت.مهم ترین قسمت ثبت نام فروشنده شو یه وبینار آنلاینه که اونم تمامی قسمتاش در سایت آپارات موجوده و درکل میشه مثل آب خوردن فروشنده دیجی کالا شد.ولی گول این قسمتاشو نخورد این تازه اول ماجراست?اول از همه بگم که دیجی‌کالا به شیوه مارکت پلیس محصولاتشو میفروشه حالا این مارکت پلیس چیه؟Market place به فضایی گفته می‌شود که افراد می‌توانند از فروشنده‌های مختلفی محصول را خریداری کنند.این درحالی که دیجی کالا در اوایل کارش، خودش محصولاتش رو تهیه می کرد.یه نکته دیگه ای که وجود دارد وجود فروشنده های مختلف یعنی رقابت زیاد و تا حدودی فضایی!تصور کنید شما یه خرده فروشید که کالاهاتونو از تولیدی فراهم میکنید،به غیر از اینکه باید یه سودی به اون تولیدی بدید و باید حساب هزینه های دیجی کالا و سود خودتونم بکنید،این درصورتیه که هزینه های دیجی کالا فقط حق کمیسیون نیست،هزینه های پردازش و حمل کالا رو هم باید درنظر بگیرید.حالا اگه خود اون تولیدی کالاهاشو در دیجی کالا قرار بده یعنی دیگه شما هیچ شانسی برای مشتری گرفتن ندارید!چون کالایی که قیمت کمتری داشته باشه در بای باکس بالاتر قرار میگیره و بیشتر افراد هم معمولا از اون خرید می کنند.هزینه های دیجی کالا:هزینه کمیسیون:میزان کمیسیون همکاری در فروش با توجه به نوع کالا متفاوته حتی کمیسیون انواع یک محصول یکسانم باهم فرق دارن مثلا برای کفش از 10 تا 15 درصد متغیره.این درحالیکه مثلا برای یه کفش چرم این کمسیون 11 درصده ولی برای یه کتونی معمولی 13 درصد!هزینه لیبل:همه محصولات باید لیبل نارنجی داشته باشند که در اون اطلاعات مخصوص به کالا قرار گرفته،هدف از این کار پردازش راحت تر در انبارهاست و باعث میشه که خدایی نکرده محصولتون در انبار گم نشه?شما میتونید لیبل زن بگیرید و این کارو خودتون انجام بدید یا اینکه بسپارید به خودشون که بابت هر لیبل 2هزارتومن به هزینه هاتون اضافه می شه.هزینه پردازش و ارسال:یکی از مشکلاتی که فروشنده ها خیلی باهاش برخورد کردن هزینه های پردازشه.بارها پیش اومده که هزینه پردازش از کمیسیون خیلی بیشترشده.معمولا این هزینه با وزن و ابعاد کالا شما سنجیده میشه و تا زمانیکه کالارو به انبار نبرید و توسط کارکنان اونجا دوباره اندازه گیری نشه معلوم نمیشه.البته شما میتونید کالا رو خودتون برای مشتری ارسال کنید تا دیگه هزینه پردازش ندید،ولی برای ارسال کالا به مشتری که در شهرخودتونه فقط چند ساعت وقت دارید و برای هزینه ارسالتون هم باید یه مبلغ ثابت بذارید.حالا در نظر بگیرید که شما در جنوب شهر تهرانید و باید کالارو دو ساعته به شمال تهران بفرستید که اصلا با مبالغ پایین به صرفه نیست.هزینه مالیات:این هزینه،همون ۹ درصد کمیسیونی که بعداز محاسبه همه هرینه ها در این عدد ضرب میشه که اینم یکی دیگه از هزینه های شما میشه.معایب فروش در دیجی کالا:رقابت سنگین:همونطور که گفته شد رقابت برای گرفتن رتبه بهتر در بای باکس خیلی زیاده همین باعث میشه که گاهی بعضی از فروشنده ها با سوء استفاده از قوانین زیراب بقیه رو بزنن?یعنی از بقیه فروشنده ها خرید بکنند و بعد کالارو مرجوع کنند!عین آب خوردن درصد مرجوعی کالاهای شمارو بالا میبرنن و باعث میشن که شما دیگه فروشنده خوبی به حساب نیاید.حتی می تونن بعنوان مشتری برای شما نظر بدن و حسابی بهتون ضرر بزنن.مرجوعی بدون علت:ته ظلم در حق فروشنده!همانطور که می دونید شما می تونید کلیه اجناس موجود در سایت مرجوع کنید بجز یه سری ازمحصولات حساس مانند لوازم آرایشی و بهداشتی، خوراکی‌ها و  کالاهایی که در صورت باز شدن پلمپ امکان بازگشت ندارند.قانون دیجی کالا برای فروشنده ها اینطوریکه که اول خودشون بررسی می کنند که کالا قابل استفاده مجدد هست یانه.اگه دوباره قابل استفاده باشه به چرخه فروش برمیگرده تا مدت یک ماه اما اگه بعد از این مدت یک ماهه به فروش نرفت بابت هرروز موندن در انبار هزینه از شما گرفته میشه که در جدول نیز نشون داده شده:تجربه فروشندگی در دیجی کالا-هزینه های انبارداریحالا درصورتی که کالا قابل فروش مجدد نباشه یعنی مشتری با کالای زبون بسته?یه کاری کرده باشه که هیچ جوری قابل برگشت نیست دراین صورت می تونید از دیجی کالا درخواست خسارت کنید.میشه گفت که مرجوع کردن کالا در همه فروشگاه های اینترنتی بزرگ دنیا وجود داره حالا این میتونه سلیقه ای باشه یا واقعا کالا مشکلی داشته باشه،چیزی که مهمه اینکه تحویل گرفتن کالا مرجوع شده تو دیجی کالا یا گرفتن خسارت برای کالاهایی که به لطف مشتری آسیب دیدن و قابل فروش نیستن یه فرایند طولانی و نیازمند صبر بالاییه.مخصوصا برای کسایی که در شهرشون انبار دیجی کالا نیست و اونها باید یا از طریق پست یا ناوگان مخصوص دیجی کالا کالاشونو پس بگیرن،که اینهم مشمول هزینه های ارسال برای فروشنده میشه.اطلاع رسانی فقط از طریق پنل:اگه فک کردید که با هر خرید محصولاتتون به شما پیامک داده میشه یا حتی ایمیل،سخت در اشتباهید.برای شما فقط برای اولین سفارشتون ایمیل داده میشه و برای اطلاع از سفارشان بعدی باید به پنل مراجعه کنید تا خدایی نکرده کالا رو با تاخیر نفرستید و جریمه هم نشید.تسویه حساب طولانی:برای فروشنده های نوپا این مدت یک ماهس و برای فروشنده های برتر این مدت 10 الی 15 روزه.علت این مدت زمان طولانی اینکه اگه کالایی مرجوع شد پولشو از صورتحسابتون کم کنه.پشتیبانی ضعیف:پشتیبانی دیجی کالا به دو صورت انجام میشه که یکیش فرم تماس با ما هست که حداکثر تا 5،6 ساعته جواب میدن یا تماس با مرکز فروشندگان به شماره 02161930600 هست.در مورد اولی معمولا یه سری متن های از قبل آماده شده رو در جواب میفرستن که خیلی از مواقع مشکل شمارو رفع نمیکنند.مزایای فروش در دیجی کالا:اعتماد بالای مشتریان به دیجی کالا:شاید براتون جالب باشه که بدونید افراد موقع خرید از دیجی کالا از لحظه ای که خریدشونو ثبت میکنن تا پرداخت کامل نهایت دو دقیقه صبر کنند.این درصورتی که درمورد سایت های دیگه اینطوری نیست و حتی امکانش هست چند بار سفارششون رو به دلیل بی اعتمادی به سایت لغو کنند.قطعا این نتیجه یه تلاش مستمر که الان با اعتماد به این برند به ثمر نشسته و همینم باعث میشه که خیلی از افراد با اطمینان خاطر بخوان برای فروش کالاهاشون از دیجی کالا استفاده کنند.بازدید بالای سایت:دریافت روزانه بیشتراز سیصدهزار سفارش نشون از قابلیت بالای این سایت در جلب نظر مصرف کننده داره.کمتر حوزه ای رو میشه پیدا کرد که دیجی کالا توش فعالیتی نداشته باشه یا اینکه رقیباش در جایگاه بهتری از اون قرار داشته باشند.کلام آخر:دیجی کالا یه فروشگاه اینترنتی قدرتمند و خوشنامه که میشه ازش برای کسب درآمد استفاده کرد ولی نکته اینجاس که آیا واقعا نمیشه بدون درگیر شدن با قوانین دست وپا گیر دیجی کالا و با راه های آسونتری کالاهامون رو بفروشیم؟حقیقت اینکه تو این سالها خیلی از فروشنده های مطرح دیجی کالا که حتی ثبت برند هم کرده بودن به سمت ایجاد سایت شخصی برای خودشون رفتن مثلا در حوزه کفش برند هایی مثل کفش ملی،کفش شیما،کفش جوان،مارال چرم و...میشه خیلی راحت با زدن یه سایت شخصی و تهیه ای نماد با استفاده ازموتورهای جستجوی پرطرفدار مثل ترب یا ایمالز بدون دردسرهای دیجی کالا محصولاتمون رو بفروشیم حتی توی بعضی از حوزه ها از دیجی کالاهم جلو بزنیم فقط تنها چیزایی که احتیاج داریم صبر و تلاش مستمر برای فروش بهتره.</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Tue, 14 Sep 2021 19:43:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از رنگ ها در فیلم Eternal Sunshine of the Spotless Mind</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-eternal-sunshine-of-the-spotless-mind-d7qililpzkfm</link>
                <description>داستان فیلم از این قرار است که : جول که آدمی خجالتی و تا حدی ساده است در یک مسافرت ساحلی با دونفر از دوستانش با کلمنتاین که دختری کم فکر و پرانرژی است آشنا می‌شود. چند و چون دوستی این دو نفر را در فیلم ما به غیر از سکانس اول از طریق خاطرات جول مرور خواهیم کرد. و خواهیم دید که به دلیل کم فکری های کلمنتاین این دوستی به پایان می‌رسد و کلمنتاین باز هم از سر بی فکری دست به یک عمل پاکسازی حافظه از طریق یک شرکت می‌زند. بعد از پاکسازی زمانی که جول او را می‌بیند متوجه می شود که کلمنتاین او را از حافظه و خاطرات خود پاک کرده، او هم تصمیم می‌گیرد تا کلمنتاین را از خاطرات خود پاک کند. اما در میانه‌ی راه پاکسازی و در حالت یادآوری خاطرات متوجه می‌شود که مایل به این کار نیست. و در حین باز بینی خاطرات با اعمال و کارهای جالبی البته با کمک و پیشنهادات جالب کلمنتاینی که در ذهن جول است، سعی در منحرف کردن مسیر پاکسازی می‌کند. که در نهایت موفق به این کار نمی‌شود. اما فیلم به این جا ختم نمی شود و جول طبق حس دژاوو و صد البته شخصیتش باز هم با کلمنتاین بر خورد می‌کند و باز هم همان مسیر عشق پیشین را طی میکند. استفاده خلاقانه از رنگ در فیلم ها.اما نکته جالب فیلم رنگ مو های کلمنتاین در طول فیلم استرنگ موی کلمنتین (KateWinslet) نشان دهنده وضعیت رابطه او با جوئل ( جیم کری) است.وقتی رابطه آنها شروع می شود موهای او سبز است. موهای قرمز نشان دهنده روزهای خوش روابط است ، وقتی موهای او نارنجی می شود ، می فهمیم که رابطه به سمت جنوب شروع شده است.موهای آبی نشان دهنده طراوت و شادابی  است ، اما همچنین غم و اندوه جدا شدن آنها را نشان می دهد.</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Sat, 27 Feb 2021 13:10:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 مشکل رایج در رنگ کردن مو</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/7-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D9%88-rvbg6fuxga4i</link>
                <description>اشتباهات رنگ مو شماره 1: رنگ به مدت زیاد روی مو مانده است ، و اکنون رنگ شما خیلی تیره استاگرچه روشن شدن مو پس از رنگ سخت است ، اما غیر ممکن نیست. تیره ترین قسمت موهای خود را با شامپو شفاف کننده چند بار شامپو بزنید و موهای خود را به سرعت بشویید.این به عنوان مخالف یک شامپوی محافظت کننده از رنگ عمل می کند – به جای اینکه رنگ شما را برای مدت طولانی شاداب نگه دارید ، یک شامپوی شفاف ، مانند شامپوی فوق العاده L’Oréal Paris Elvive ، می تواند باعث جمع شدن رنگ در رشته های شما شود .بعد از چند بار شستشو ، باید کمرنگ شدن رنگ را مشاهده کنید. با یک ماسک مو مانند L’Oréal Paris Elvive Total Repair درمان برای کمک به ترمیم موهای خود و افزودن مجدد رطوبت برای سالم نگه داشتن مو ، استفاده کنید.اشتباه رنگ مو # 2: موهای شما نارنجی شده استهیچ چیز ترسناک تر از این نیست که به آینه نگاه کنید و موهای رنگی نارنجی ببینید ، یعنی اگر رنگ نارنجی رنگ مورد نظر نبوده است. روشهایی برای پوشاندن موهای نارنجی و رنگهای صحیح نارنجی وجود دارد. شما می خواهید بلافاصله از شامپوی L’Oréal Paris EverPure  بدون سولفات را امتحان کنید .این سیستم با رنگ بنفش فرموله شده است تا به شما کمک کند از شر نارنجی موهایتان خلاص شوید. ما همچنین توصیه می کنیم یک ماسک مو بنفش مانند ماسک L’Oréal Paris EverPure  استفاده کنید تا از نارنجی شدن مو جلوگیری کنید.اشتباه رنگ مو: شماره 3: ریشه های شما سایه ای متفاوت از بقیه موهای شما دارند.این می تواند هنگامی اتفاق بیفتد که ریشه شما به سادگی به فرمول رنگ نرسد یا شاید آن را به طرز متفاوتی جذب کرده ، که منجر به یک ظاهر ناسازگار کلی می شود. برای رفع سریع ، اسپری L’Oréal Paris Magic Root Cover Up Spray یا قلم دقیق L’Oréal Paris Magic Root را بگیرید.این برای پوشش های مفید ریشه در ترکیب ریشه های شما با رنگ ساقه مو معجزه میکند.اشتباه رنگ مو شماره 4: روی گردن و گوش خود را رنگ آمیزی کردیدهر چقدر هم مراقب باشید ، کمی رنگ مو می تواند روی پوست شما فرود بریزد و احتمالاً روی گردن یا گوش های شما لکه دار شود. اگر وقت آزاد دارید ، می توانید فقط منتظر بمانید: با گذشت زمان ، رنگ آن کمرنگ می شود و می توانید از یک صابون استفاده کنید تا کمی سریعتر از بین برود.اگر می خواهید از پاک کردن رنگ مو از روی پوست خود جلوگیری کنید ، مطمئن شوید که قبل از رنگ کردن پوست خود را با استفاده از ژل یا روغن بپوشانید .اشتباه رنگ مو شماره 5: در لگن حمام خود لکه های رنگی داریداگر حمام شما پس از یک جلسه رنگ مو مانند یک منطقه جنگی به نظر می رسد و می خواهید بلافاصله لکه های رنگ مو را از وان خود پاک کنید، ما یک راه حل آسان داریم. شما فقط باید وسایل و تکنیک های مناسب را داشته باشید.حتی ممکن است بتوانید از چیزهایی که قبلاً در خانه خود دارید استفاده کنید ، از جمله جوش شیرین ، سرکه و سفید کننده.اشتباهات رنگ مو # 6: رنگ شما از بین رفته استدلایل مختلفی وجود دارد که می تواند رنگ موی جدید شما کمتر از آنچه مورد نظر شما است سرزنده باشد. شاید شما به اندازه کافی رنگ مو را نگذاشته اید ، یا ممکن است ریشه های موی شما خیلی خشک شده و نمیتواند به اندازه کافی رنگ را جذب کند. خوشبختانه ، یک راه حل ساده وجود دارد و فقط به براق کننده مو یا نرم کننده عمیق نیاز دارد.سعی کنید از L’Oréal Paris Le Color Gloss یک مرحله ای در زیر دوش استفاده کنید که به لطف موادی مانند روغن نارگیل ، موهای شما را بسیار نرم می کند.همچنین می توانید موهای خود را با استفاده از تهویه مطبوع L’Oréal Paris Elvive Color Vibrancy ، که به شما کمک می کند تا نشاط فوری به رنگ مو شما اضافه میکند ،استفاده کنید.اشتباه رنگ مو شماره 7: یک نقطه را از دست دادیداگر بعد از اتمام رنگ آمیزی جایی از دست رفته در پشت موهای خود مشاهده کردید ، نگران نباشید ، می توانید آن را اصلاح کنید. سعی کنید از آرایش مو L’Oréal Paris Colorista استفاده کنید.برگرفته از سایت لورال پاریس</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 12:37:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روان شناسی رنگ در 5 برند معروف دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-5-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-jwpsaqtplhul</link>
                <description>لکسوسخاکستری در بازاریابی: لکسوس و اپلاستفاده از لکسوس از رنگ خاکستری روشن ، ظرافت ، تعادل و ثبات را نشان می دهد. همچنین نشان دهنده بزرگی است . اگرچه آرم اپل رنگی است ، اما در مارک تجاری خود از یک سیب کاملاً خاکستری نیز استفاده می کند که در عین ابتکار و هیجان ، قابل تأمل است. این روش در پیشرفت محصولات آینده و امروز موثر است. و رهبری بی نظیری در فن آوری پیشرفته است.اسنپ چتنارنجی و زرد در بازاریابی: هارلی دیویدسون و اسنپ چتهارلی دیویدسون برای برقراری ارتباط با ماجراجویی ، هیجان و نشاط از رنگ نارنجی استفاده می کند. این موارد اساسی است که هر موتورسواری به دنبال آن است. آرم Snapchat زرد است ، که با تم آبی معمول رسانه های اجتماعی فاصله دارد. زردها با ایده های شادی ، هیجان و خلاقیت مخاطبان جوان خود را جذب می کنند.هونداآبی در بازاریابی: هوندا و آمریکن اکسپرسرنگ تجاری هوندا در مورد قابلیت اطمینان است. می توان به هوندا اعتماد کرد یا American Express از رنگ آبی برای انتقال احساس امنیت و ثبات استفاده می کند. این دو مورد از مهمترین جنبه های اعتماد به یک شرکت است.رنگ آبی برای آرم های شبکه های اجتماعی بیش از هر رنگ دیگری استفاده می شود. یک مطالعه دلایل مختلفی را برای این موضوع نشان می دهد. آبی به عنوان رنگ هوش ، ارتباطات و اعتماد آزمایش شده است. همچنین این رنگ بیشترین ارتباط را در طرح های رنگی دارد.مک دونالدقرمز در بازاریابی: مک دونالدمک دونالد رنگ پرانرژی قرمز (همراه با زرد) را انتخاب می کند ، که برای کودکان جذاب است ، اشتها را برافروخته و احساس اضطرار ایجاد می کند. این تاکتیک برای Micky D’s عالی بوده است. شاید این زنجیره بزرگ افسانه ای که امروزه وجود دارد بدون استفاده از رنگ به این شکل موثر نبوده است. رنگ قرمز همه چیز درباره احساسات و اشتیاق است ، یعنی احساسی که مک دونالد می خواهد در مورد محصولاتش داشته باشید. کمپین تبلیغاتی مک دونالد ، “Loving it” را به خاطر بسپارید.استارباکسسبز در بازاریابی: استارباکس ، جان دیر ، BPاستارباکس یک مارک بزرگ جهانی است که از این طرح رنگ استفاده می کند. سبز نشان می دهد که استارباکس امیدوار است با ایجاد آرامش در کافه های خود ، مشتریان را به استراحت با قهوه در یک روز پر فشار دعوت کند. برگرفته از سایت hebelpaint</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Sat, 20 Feb 2021 11:31:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنگی ترین کوچه ایران در قلب پایتخت!</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-nganwt6ytc0a</link>
                <description>کوچه شهید «خسرو قدیانی» در محله دستغیب تهران برای اجرای اولین پروژه رنگ آمیزی توسط شهرداری انتخاب شده است و قرار است شهرداری این طرح را در سایر نقاط شهر به اجرا بگذارد. در این پروژه که با هدف دوستی در محلات تهران دنبال می‌شود، ابتدا دیوارهای سیمانی کهنه تعمیر و به رنگی درمی‌آیند که اهالی محل آن را انتخاب کرده‌اند و پس از آن کودکان و نوجوانان محل می‌توانند کف و آسفالت کوچه را هم بر اساس طرح‌هایی که انتخاب شده است، رنگ‌آمیزی کنند.</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Sun, 14 Feb 2021 14:05:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنگی ترین روستا دنیا!</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-gjpaqenhif5l</link>
                <description>Kampung Pelangiدر پروژه های شهری ، بعضی اوقات از رنگ ها برای بازگرداندن نشاط و بازسازی فضاهای خراب استفاده می شود ، مانند روستای Kampung Pelangi ، در اندونزی.رنگ ها و ادراک آنها مسئول مجموعه ای از محرک های آگاهانه و ناآگاهانه در روابط مکانی ما هستند. علیرغم حضور و تنوع آن ، در همه مکانها وجود دارد. آیا تاکنون فکر کرده اید که نقش آن در معماری چیست؟علاوه بر عناصر سازنده ای که یک شی در معماری تشکیل می دهند ، استفاده از رنگ روی سطوح نیز بر تجربه کاربر از فضا تأثیر می گذارد. به گفته پدروسا ، &quot;یک احساس رنگارنگ با تفاوت های ظریف نور شکسته یا توسط ماده منعکس می شود ، معمولاً کلمه رنگ به آن سایه هایی گفته می شود که به عنوان محرک در یک حس رنگی عمل می کنند.توصیف رابطه رنگها و ویژگیهای مختلف حاکم بر آنها ، یا حتی بسیاری از مطالعات موجود در مورد این نظریه ها ، به همان اندازه پیچیده و گسترده است. رنگ می تواند با روانشناسی ، نمادگرایی و حتی عرفان همراه باشد. رنگ ها با توجه به دوره هنری ، تاریخی یا فرهنگی معانی مختلفی می گیرند. رنگ ها هنگام مواجهه با نور تغییر می کنند. در میان بسیاری از ویژگی های دیگر. هدف این مقاله پرداختن به جنبه های فنی رنگ یا مفاهیم مورد مطالعه منتقدان نیست. با این حال ، به دنبال تأمل در رابطه بین رنگ و معماری است.بیایید نگاهی به برخی از نام های شناخته شده از تاریخ معماری بیندازیم. در مورد کار لوئیس باراگان ، رنگ خلوص فضایی را به عنوان عنصری که باعث برانگیختن احساسات می شود ، نشان می دهد. در همین حال ، لینا بو باردی از رنگ قرمز در برخی از عناصر معماری استفاده می کند و لگورتا رنگهای پرشور را به کار می گیرد که از فرهنگ مکزیک الهام گرفته شده باشد.Kampung Pelangiرنگ می تواند حجم مشخص یا جزئیات سازنده را نشان دهد ، یا از لحاظ بصری جنبه های خاصی از فضا را تقلید کند. همچنین می تواند مجموعه ای از احساسات یا جلوه های بصری را فراهم کند.اگر محیطی با دیوارها ، کفها و سقفهای خنثی ایجاد کنیم ، وقتی رنگهای خاصی را روی سطوح مختلف اعمال می کنیم ، جلوه های بصری متفاوتی می گیریم. به عنوان مثال ، اگر سایه تیره تری روی سقف قرار دهیم ، احساس فضای کمتری ایجاد می شود. اگر رنگ را به دیوار مرکزی فضا بمالیم ، ایده &quot;کوتاه شدن فضایی&quot; خاص بصری ایجاد می شود. در حالی که ، اگر روی همه دیوارها اعمال شود ، درک فضای طولانی تر از حد واقعی تولید می شود.اگر فقط دیوارهای جانبی فضا رنگ آمیزی شده باشد ، درک محدودی وجود دارد. در غیر این صورت ، به نظر می رسد هنگام نقاشی دیوار و سقف مرکزی به یک رنگ ، محیط گسترش می یابد. اگر می خواهید ارتفاع فضا را پایین بیاورید یا کانون توجه را در ارتفاع نگاه ناظر قرار دهید ، پس تمام سطوح را در نیم ارتفاع رنگ آمیزی کنید و قرار دادن رنگ های تیره روی سطوح فوقانی ، این اثر مطلوب را به ما می دهد.اما رنگها بدون حضور نور وجود ندارند. همانطور که پدروسا  می گوید ، &quot;رنگ وجود مادی ندارد: فقط حسی است که توسط برخی سازمانهای عصبی تحت عمل نور ایجاد می شود .رنگ با محرک های روانشناختی ارتباط نزدیک دارد و می تواند همراه با حجم و شکل هر پروژه مورد استفاده قرار گیرد.در مورد &quot;روانشناسی&quot; از رنگهای اصلی ، ایده های زیر ایجاد شده است:آبی: احساس مثبت بودن ، اعتماد به نفس و امنیت را منتقل می کند. اغلب در فضاهای تجاری و تجاری مانند آژانس های بانکی ، دفاتر و شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد.زرد: خوش بینی ، کنجکاوی ، خوشرویی و جو روشن را به تصویر می کشد. به طور مكرر در فضاهای تجاری یا رستوران ها برای جلب توجه عابرین پیاده مورد استفاده قرار می گیرد.قرمز: این رنگ انرژی ، هیجان ، انگیزه را نشان می دهد. بنابراین ، به طور منظم در فضاهای تجاری ، مانند فروشگاه ها یا فست فودها مورد استفاده قرار می گیرد ، زیرا اجبار و میل مصرف کننده خاصی را به تصویر می کشد.سبز: باعث آرامش ، آرامش ، آرامش و رفاه می شود. این دارو به طور مرتب در فضاهای مرتبط با سلامتی و رفاه مانند بیمارستان ها و مراکز استراحت استفاده می شود.نارنجی: نتیجه ترکیب زرد و قرمز ، نارنجی ایده ای از شدت ، خلاقیت ، سرخوشی و اشتیاق را ایجاد می کند. این ماده اغلب در محیط های خلاق مانند ادارات ، استودیوها و مدارس استفاده می شود. اگر همراه با رنگ آبی استفاده شود ، ایده تکانه و اعتماد را منتقل می کند ، و بنابراین توسط آژانس های بانکی و دفاتربنفشه: باعث انتقال رفاه ، آرامش و لطافت می شود.در پروژه های کودکان از رنگ ها برای ایجاد انگیزه در رشد روانی و حسی کودک استفاده می شود.در پروژه های بیمارستانی یا حوزه سلامت ، از رنگها بعنوان یک عنصر مکمل برای توانبخشی بیماران استفاده می شود ، مانند بنیاد Esther Koplowitz برای بیماران مبتلا به فلج مغزی ، طراحی شده توسط هانس آباتون و بیمارستان کودکان Nemours ، که توسط استنلی بیمان و سیرز.رنگ یک عنصر جدایی ناپذیر در معماری است. نه تنها از نظر زیبایی شناسی مهم است بلکه از نظر روانی-حسی نیز اهمیت زیادی دارد. در پروژه های خود هوشمندانه از آن استفاده کنید!</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Sat, 13 Feb 2021 12:23:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنگ درمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-f3josij9lsew</link>
                <description>روش های رنگ درمانی:از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش گردش خون استفاده می شود.تصور می شود که رنگ زرد باعث تحریک اعصاب و تصفیه بدن می شود.از نارنجی برای بهبود ریه ها و افزایش سطح انرژی استفاده می شود.اعتقاد بر این است که رنگ آبی بیماری ها را تسکین می دهد و درد را درمان می کند.تصور می شود سایه های نیلی مشکلات پوستی را کاهش می دهد.تحقیقات مدرن در مورد روانشناسی رنگاکثر روانشناسان رنگ درمانی را با بدبینی مشاهده می کنند و خاطرنشان می کنند که تأثیرات ظاهری رنگ اغلب اغراق آمیز است. رنگها در فرهنگهای مختلف نیز معانی مختلفی دارند.تحقیقات در بسیاری از موارد نشان داده است که تأثیرات تغییر دهنده خلق و خو فقط ممکن است موقتی باشد. یک اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش ایجاد کند ، اما بعد از مدت کوتاهی اثر از بین می رود.با این حال ، تحقیقات موجود نشان داده است که رنگ می تواند از طریق روش های مختلف شگفت آور بر روی افراد تأثیر بگذارد:در یک مطالعه ، قرص های دارونما با رنگ گرم نسبت به قرص های دارونما با رنگ های سرد موثرتر گزارش شده اندبا توجه به شواهد حکایت شده ، چراغ های خیابان به رنگ آبی می توانند منجر به کاهش جرم شوند.قرمز باعث می شود افراد با سرعت و نیروی بیشتری واکنش نشان دهند ، چیزی که ممکن است در طی فعالیت های ورزشی مفید باشد</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 10:49:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی رنگ‌ها چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-u1sywaolhsbo</link>
                <description> در سال ۱۶۶۶ میلادی، دانشمند انگلیسی «ایزاک نیوتن» کشف کرد که وقتی نور سفید خالص از یک منشور عبور می‌کند، به همه رنگ‌های قابل مشاهده تقسیم می‌شود. نیوتن همچنین دریافت که هر رنگ از طول موج واحد تشکیل شده است و دیگر نمی‌توان آن را به سایر رنگ‌ها تجزیه کرد. آزمایش‌های بعدی نشان داد که می‌توان از نور برای ایجاد رنگ‌های دیگر نیز استفاده کرد. به عنوان مثال، رنگ قرمزی که با نور زرد ترکیب شود، رنگ نارنجی را پدید می‌آورد. برخی از رنگ ها، مانند سبز و سرخابی نیز هنگام مخلوط شدن، یکدیگر را خنثی می‌کنند و منجر به ایجاد نور سفید می‌شوند. اگر تا به حال نقاشی کرده اید، پس حتماً متوجه شده اید که چگونه می‌توان رنگ‌های خاصی را برای ایجاد سایر رنگ‌ها مخلوط کرد.«اندرو الیوت» و «مارکوس مایر»، دو محقق سرشناس در زمینه رنگ‌ها می‌گویند: «با توجه به شیوع و کاربرد گسترده رنگ ها، انتظار می‌رود که مقوله روانشناسی رنگ‌ها توسعه چشمگیر و مثبتی بیابد. اما جای تعجب است که تا به امروز مطالعات تئوری و تجربی اندکی در مورد تأثیر رنگ بر عملکرد روانشناختی انجام شده است. اغلب کار‌هایی که تاکنون انجام شده نیز بیشتر به دنبال دغدغه‌های کاربردی صورت گرفته و نه دقت‌های علمی»به دنبال عدم تحقیق کلی در این زمینه، مفهوم روانشناسی رنگ به موضوع داغ زمینه‌هایی همچون بازاریابی، هنر، طراحی و سایر فعالیت‌هایی این چنینی تبدیل شده است. با این حال اگر چه بخش عمده‌ای از شواهد موجود در چنین زمینه‌هایی در حال ظهور است، اما محققان و متخصصان چند اکتشاف و مشاهدات مهم راجع به روانشناسی رنگ و تأثیر آن بر خلق و خو، احساسات و رفتار‌ها انجام داده اند. به عنوان مثال، در حالی که از رنگ سفید در بسیاری از کشور‌های غربی برای نشان دادن پاکی و بی گناهی استفاده می‌شود، در برخی از کشور‌های شرقی به عنوان نمادی از عزاداری دیده می‌شود.</description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 10:46:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه رنگ مو</title>
                <link>https://virgool.io/@hebelpaint/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%88-zkclmavh5be7</link>
                <description>از زمان های قدیم رنگی کردن مو رایج بوده است. شواهدی به جا مانده که بانوان و حتی آقایان در گذشته از صابون های زبر و حنا برای رنگی کردن موی خود استفاده می کردند و آن ها به نوعی رنگ موی آن زمان به  حساب می آمد. همچنین رومیان نیز با جوشاندن پوست گردو و ترہ فرنگی موهای خود را رنگ می کردند.یونانیان نیز از رنگی کردن موهایشان به رنگ تیره برای ابراز نمودن شجاعت خود استفاده می کردند.در سال 1500میلادی ملکه الیزابت استاندارد زیبایی در جهان غربی را با موهای قرمز و پوست قرمز و آتشین تعریف کرد. زنان در سرتاسر اروپا کلاه گیس های قرمز را می پوشیدند و از ملکه تقلید می کردند.همچنین طبق مدارکی که جامعه شناسان از زمان غارنشینان پیدا کرده اند در مبحث تاریخچه رنگ مو ، نشان میدهد که انسانها همواره برای تغییر دادن رنگ مو و بدنشان از چیزهای مختلفی استفاده می کردند. چینی ها در سه هزار سال قبل اولین ملتی بودند که اساس رنگ آمیزی مو را به وجود آوردند و با برگ و ریشه درختان رنگ درست می کردند.فرانسوی ها و ملتهای قدیمی برای نشان دادن طبقه خود، موهایشان را با رنگ های مختلف رنگ کرده و با این کار خود، به دشمنانشان ترسی را در میدان جنگ القا می کردند.در مبحث تاریخچه رنگ مو آمده است در زمان مصریان، یونانیان و رومیان باستان از مخلوط خون حیوانات را به کار میبردند. ولی این مخلوط تنها موها را تیره می کرد.wikipedia برگرفته از  </description>
                <category>zeynab barati</category>
                <author>zeynab barati</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 10:41:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>