<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های فانوس آبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hediyeirankhah</link>
        <description>دانشجو روانشناسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 10:11:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/949811/avatar/gKwtPV.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>فانوس آبی</title>
            <link>https://virgool.io/@hediyeirankhah</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تعلیق و ابهام</title>
                <link>https://virgool.io/@hediyeirankhah/%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-u0f0lab9wm26</link>
                <description>در وضعیت نه جنگ نه صلح، بعد از پشت سر گذاشتن چه و چه، به خودمان می‌آییم و از خود می‌پرسیم که دیگر چقدر میتوانیم تاب‌آوری به خرج بدهیم؟چقدر به امید آینده‌ای کمی بهتر از حال، دوام بیاریم و با آینده‌ای، بدتر از گذشته مواجه شویم.نا امید در پایین هرم مازلو دست و پا می‌زنیم، در باتلاقی که نه راه پیش می‌گذارد و نه راه پس، فرو می‌رویم و صدایمان خفه است.مرده‌های متحرکی هستیم که جنازه‌های انباشه از خشم، غم، سوگ، اضطراب و ترسمان را این ور و آن ور می‌کشیم، بلکه بقایمان را حفظ کنیم.در این دوران تلخ دیگر چه برایمان مانده؟ نمی‌دانم شاید باز هم با نسخه قدیمی امید به آینده‌ای کمی بهتر یا شاید به خاطر عزیزانمان ، دوام و تاب می‌آوریم، دندان در جگر‌های خونین خود فرو می‌کنیم و از بی‌عدالتی و شر جهان به خود می‌پیچیم؛ طعم تلخ زیست در خاورمیانه را می‌چشیم و آرزو می‌کنیم که ای‌کاش رویاهایمان از بین نروند.</description>
                <category>فانوس آبی</category>
                <author>فانوس آبی</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2026 23:53:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آروم خوشحالی کن, غم نشنوه!</title>
                <link>https://virgool.io/@hediyeirankhah/%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%86-%D8%BA%D9%85-%D9%86%D8%B4%D9%86%D9%88%D9%87-oxc3eeyi1mpu</link>
                <description>     از قدیم مامان‌بزرگ‌ها می‌گفتن آروم خوشحالی کنید مبادا غم بشنوه!پیش خودمون گفتیم چه خرافاتی! واه واه خدا به دور.اما انگار خیلی بیراه هم نگفته بودن و پشت این حرفا چیزی بیش از خرافات خوابیده. راستکی هربار بلند خوشحالی کردیم, بلند خندیدیم و قهقه سر دادیم; قهقه چیه حالا تو این دوره زمونه! همون خنده‌های ریز ریزی هم به سرعت به گوش غم رسید و خنده به لبمون ماسید!کوتاه بگم آروم خوشحالی کنید که گوش‌های غم تیزه و برای شادی‌هاتون کمین کرده!</description>
                <category>فانوس آبی</category>
                <author>فانوس آبی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jul 2023 01:07:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوباره تنها می‌شویم...</title>
                <link>https://virgool.io/@hediyeirankhah/%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-tvroeq6jtqcv</link>
                <description>     حدود دو سال پیش اپیزود پانزدهم پادکست انسانک راجع به یک وال بود با یک ویژگی که منحصر به خودش بود.این وال صدایی با فرکانس 52 هرتز تولید می‌کرد که بقیه وال‌ها توانایی شنیدنش رو نداشتن، اگر صداش رو که با چند برابر کردن فرکانس برای ما قابل شنیدن شده شنیده باشید احتمالا مثل من بهتون حس غم حاصل از تنهایی منتقل شده باشه.اون وال تنهاست. در اقیانوس تاریک و پهناور هیچ کدوم از همنوعانش صداش رو نمی‌شنوند. جفتی نداره و حقیقتا تنهاست.چرا دارم این‌ها رو می‌نویسم؟ چون فکر می‌کنم آدمیزاد هم گاهی جوری شنیده نمیشه یا دیده نمیشه که انگار برای دیگران نامرئی شده. گاهی انگار با فرکانس 52 هرتز حرف می‌زنی و بقیه قادر نیستن بشنونت و متوجه حضورت بشن.آدم‌هایی با درک متفاوت از جهان که  انتقال آنچه تجربه و زیست می‌کنن به دیگران ناممکن شده. در واقع به نظر من شاید در جامعه مناسب خودش زندگی نمی‌کنه و همین آدم در یک جامعه‌ی دیگر به راحتی با آدم‌ها حرف مشترک پیدا می‌کنه اما از شانسش در مکان و شاید زمان مناسبی زندگی نمی‌کنه.در واقع شاید همه ما یک جاهایی از زندگی تنها بودیم.شما فرض کن بخوای با کسی ارتباط انسانی شکل بدی اگر وایب یکسانی از همدیگه بگیرید شروع می‌کنید به حرف زدن، تازه اگر بتونید دهن به حرف واقعی و عمیق باز کنید، نه حرف روزمره و سطحی، از داستان خودتون روایت می‌کنید، اگر باز خوش شانس باشید و گوش شنوا یافته باشید. بعد اون هم براتون میگه از خودش از دیدگاه و منظرش به زندگی براتون میگه و شما گوش میدین و کم کم شناخت نسبی بهم پیدا می‌کنید و شاید بتونید ارتباط ادامه دار تری نسبت به بقیه ارتباطات سریع و کوتاه دوران معاصر تجربه کنید.اما سوال اینجاست آیا انقدر خوش شانس هستید؟ اگر بله برای چه مدتی؟ کجا مسیرهاتون جدا میشه؟ مهم نیست چون شما یک جرقه معجزه آسا رو تجربه کردید:) </description>
                <category>فانوس آبی</category>
                <author>فانوس آبی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Jan 2023 21:48:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کورس تفکر استراتژیک لینکدین یا کار در کتابفروشی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hediyeirankhah/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-u1yyhthvfchp</link>
                <description>     امروز اول آبان ماه 1401، اولین روز پاییز واقعی امسال...  بعد از گذشت یک ماه از پاییز بالاخره باد و بارون زد و من در اولین روز ماه تولدم، طبق روند تکراری هر سال،توشه‌ی سال اخیر زندگیم رو سبک سنگین می‌کنم و سبک سنگین می‌کنم...یک سال اخیر در کتابفروشی مشغول بودم... چند روز پیش در راستای تلاش برای ارتقای مهارت‌های نرم و سخت ( soft skills and hard skills)  رفتم تو سایت لینکدین، روی کورس ( course)  تفکر استراتژیک ( Strategic Thinking)  کلیک کردم خانم  دوری کلارک (Dore Clark) شیک با تیپ تیپیکال استارت آپ خارجی شروع کرد به زبان ساده بگه تفکر استراتژیک یعنی به پرسش کشیدن اما نه هر به پرسش کشیدنی، پیش نیاز این پرسشگری مشاهده گر بودنه... یعنی تویی که تو شلوغی‌های روزمره میدویی و لیست کارهات رو تیک میزنی... یه دقیقه صبر کن نگاه کن ببین راه  بهتری که سرعت و دقت کارت رو بالا ببره میتونی پیشنهاد کنی؟ و غیره.اما در واقع به نظر من این کورس‌های رنگ و وارنگ که نکته درستی رو  هم مطرح می‌کنن ناکارآمد میان یا حداقل اونقدر که لازمه تاثیری تو ارتقای تفکر استراتژیک فرد ندارند... به نظرم تو دنیا امروز همچی رو سریع  و آماده و لقمه شده می‌خوایم، مکالمه زبان در 14 روز، موفقیت در 64 روز، یافتن پارتنر خوب در 34 ساعت!!!  مهارت بین فردی در 2 ساعت  و  ربع کورس لینکدین :) اما غافلیم که مهارت‌ها و تجربه‌ها آرام آرام در لایه‌های فکری و رفتاری ما جا می‌گیریند و من نمیتونم با دیدن 2 ساعت کورس در شرایط واقعی استراتژیک فکر کنم اما بعد یکسال مشاهده ، تجربه، تمرین و انجام دادن چند باره و چند باره یک کار بتونم باگ اون روند رو پیدا کنم و براش آلترناتیو بهتری پیشنهاد کنم که باعث بهتر شدن کار خودم  و در نهایت مجموعه‌ام بشه.مثل غذا پختن میمونه، بار اول 4 تا قابلمه و 3 تا ماهیتابه و 2 تا آبکش و تخته برش کثیف دورت ریخته و 5 ساعت تو آشپزخونه‌ای اما هر بار که ماهرتر میشی سرعت و دقتت هم میره بالاتر و با خلاقیت‌های کوچیک روند پخت رو سریع تر میکنی تازه دفعه‌های بعد وسطش ظرفات هم شستی، شاید تونستی یه زنگ هم بزنی دوستت :) </description>
                <category>فانوس آبی</category>
                <author>فانوس آبی</author>
                <pubDate>Mon, 24 Oct 2022 02:37:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>