<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hesan Etemadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hesan.etemadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-27 15:32:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/16776/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hesan Etemadi</title>
            <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا انسان از ابتدا گیاه خوار بوده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-tj2colmgwvfw</link>
                <description>گوشتخواری شامپانزهبرای همه ما پیش آمده که در بحث ریشه‌های گیاه خواری گرفتار شویم. گروهی از گیاه خواران به اصرار می‌­خواهند بقبولانند که گیاه خواری ذات انسان بوده و انسان از زمانی که گوشت خوار شده به توحش و خشونت روی آورده و اینگونه باعث رنج خود و دیگر گونه‌های حیات شده است و برای اینکه این رنج عذاب پایان یابد، باید که به گیاه خواری برگردد. از طرف دیگر غیر گیاه خواران هزاران دلیل برای رد ادعای گیاه خواران می­‏‌آورند و بعضا آن‌ها را به سخره هم می‌­گیرند.دو دلیل باعث شد که به این مطلب بپردازم:1. به درستی این ادعا که انسان ابتدا گیاه خوار بوده شک داشتم و به همین دلیل در این زمینه پژوهش کردم.2. انسان شناسی از منظر تاریخ، اجتماع و تکامل محل علاقه و مطالعه من است.این نوشته به هیچ عنوان یک مقاله علمی نیست اما مطالب بیان شده مطابق با کشفیات علمی است.اما اصل مطلب:طبق ادعای گروهی از گیاه خواران انسان ابتدا گیاه خوار بوده است. اما اول بیایید ببینیم دقیقا به چه چیزی انسان اطلاق می­‌شود؟بین 7 تا 9 میلیون سال پیش اجداد انسان امروزی از اجداد میمون‌ها بر اثر یک دگرگشت جدا می‌شوند و بقایای فسیلی اولین انسان ریخت (Hominids) یافته شده با نام Sahelanthropus tchadensis  با قدمت 6.5 میلیون سال در کشور چاد در آفریقا کشف شده است.تعریف علمی انسان ریخت به نخستی‌ای گفته می‌شود که عادتا بر روی دو پا راه برود، دندان نیش کوچک شده و مغز بزرگ شده باشد.با بررسی بقایای فسیلی و دندانی این گونه و گونه‌های بعدی انسان ریخت‌ها مانند Australopithecus afarensis دانشمندان به این نتیجه رسیدند که این گونه‌ها همه چیز خوار بوده‌اند به صورتی که از گیاهان، لارو حشرات، خزندگان و مردار تغذیه می‌کردند. این گونه ها که قامتی حدود یک متر داشته‌اند به طور مثال از  مغز استخوان حیوان شکار شده بعد از رها شدن لاشه توسط شکارچی تغذیه می‌کردند.این گونه‌ها  در اواسط و حتی در بخش پایینی هرم غذایی جا داشتند و خودشان به مراتب شکار شکارچیان دیگر می‌شدند.تا حدود 2.5 میلیون سال پیش گونه‌های مختلفی از انسان ریخت‌ها روی کره خاکی زندگی می‌کردند مانند آسترالوپیتکوس‌ها یا پارانتراپوس‌ها که کما بیش از نظر جسه و عادات غذایی مشابه هم بودند.قدیمی ترین انسان یافت شده انسان ماهر یا Homo habilis بوده که چیزی بین 2.5 تا 1.5 میلیون سال پیش می­‌زیسته. این انسان به تعبیری اولین گونه از خانواده Homoها بوده که ابزار سنگی ابتدایی می‌ساخته و از اینجا یک زیر شاخه از خانواده بزرگ Hominidها شکل می‌گیرد که در مجموع به اینها انسان اطلاق می‌شود.در کنار فسیل های این انسان ابزارهایی سنگی یافت شده که برای پوست کندن حیوانات و شکستن استخوان استفاده می‌­شده است. با بررسی پوسیدگی های دندانی بقایای این انسان، دانشمندان نتیجه گرفته اند که انسان ماهر همه چیز خوار بوده و البته مردار خوار، دانشمندان معتقدند انسان ماهر خود شکار درندگانی بزرگ جسه مانند گربه دندان خنجری و ... می‌­شده است. بخشی از رژیم غذایی این گونه را مغز استخوان تشکیل می­‌داده. به این صورت که پس از شکار شکارگران منتظر می­‌شده تا کار شکارچی با شکار تمام شود و سپس برای تغذیه از باقی مانده اجساد استفاده کند که در اینجا از ابزار استخوان شکن برای دستیافتن به مغز استخوان استفاده می­‌کرده است. ابزار دیگری که با این انسان کشف شده وسیله ای برای تمیز کردن و در واقع جدا کردن پوست از گوشت بوده که باز مشخص می‌کند که از منابع حیوانی استفاده می­‌کرده است.تا اینجا می­‌بینیم که یکی از قدیمی ترین گونه‌های انسان همه چیز خوار بوده و رژیم غذایی نیمه سخت داشته که گوشت و بقایای حیوانی هم در رژیم غذاییش بوده است.گونه‌ای دیگر از انسان به نام انسان راست قامت یا انسان کارگر (Homo erectus, ergaster) از حدود 1.9 ملیون سال تا احتمالا 250  هزار سال پیش می­‌زیسته. این انسان قد بلندتر از گونه‌های قبلی و چیزی حدود 170 سانتیمتر بلندای قامتش بوده و همینطور حجم مغزی بزرگتری نسبت به پیشینیان (حدود 1100 سانتیمتر مکعب) داشته است. این انسان یکی از مهمترین اعضای این خانواده است به این دلیل که اولین گونه‌ای ست که از آفریقا خارج شده، اولین گونه‌ای ست که آتش را کنترل کرده و ابزار سنگی خاص خود به نام تبر دستی آشولی (Acheulean hand axe) می‌ساخته و احتمالا قابلیت صحبت کردن با زبانی به نسبت پیچیده‌تر از پیشینیان داشته است و همینطور اولین گونه‌ای ست که توانسته حیواناتی با جسه بزرگتر از خود را شکار کند.تبر دستی آشولیاین انسان شیوه شکار مختص به خود داشته، به گونه‌ای که شکار را به مدت طولانی دنبال می‌کرده تا شکار از پا در می‌آمده است. (persistence hunting) می‌دانیم که مغز بیشترین کالری را بین اعضای بدن مصرف می‌کند و هرچه مغز بزرگتر باشد نیاز به کالری بیشتری دارد. به تعبیر دیگر برای رشد مغز نیاز به کالری بیشتری است. بنابر این انسان راست قامت برای رشد مغز نیاز به کالری بیش از پیشینیانش داشته که این کالری با دسترسی به گوشت شکار مهیا شده است. گوشت علاوه بر کالری، دیگر نیاز های رشد مغز مانند مواد معدنی و اسیدهای چرب را هم تامین می‌کند که به سادگی نمی‌توان از منابع دیگر مانند گیاهان تامین کرد.مغز بزرگتر این انسان باعث شد بتواند در دسته‌های بزرگتر با روابط اجتماعی پیچیده‌تر و همچنین ساخت ابزار کارآمدتر زندگی کند که این گام بلندی در فرآیند تکامل بود. البته خود فرآیند شکار فقط تامین غذا نبود بلکه در این پروسه همکاری اجتماعی، ساخت ابزار و زبان نیز تکامل پیدا کرد.قبل از بررسی سلبریتی گونه انسانی یعنی انسان نئاندرتال باید به جد مستقیم خودمان یعنی انسان هایدلبرگ (Homo heidelbergensis) اشاره کنم.انسان هایدلبرگ که از 700 هزار تا 200 هزار سال پیش زندگی می‌کرده، مانند تمام گونه‌های انسان قبل از خود در آفریقا به وجود آمد و بعدا آفریقا را ترک کرد و از اروپا تا آسیای غربی پراکنده شد.این گونه شکارچیان ماهری بودند که به صورت گروهی و سازمان یافته حیوانات بزرگ جسه مانند اسب، گوزن و حتی فیل نیز شکار می‌کردند.قامت این گونه تقریبا هم اندازه ما بوده و جسمی قدرتمندتر از ما داشته‌اند. حجم مغزشان نیز بزرگتر شده و نزدیک به حجم مغز انسان هوشمند بود. (تا 1400 سانتیمتر مکعب)تا اینجا دیدیم تمام گونه‌های انسانی (Homo) همه چیزخوار و شکارگر/گردآورنده بودند و گوشت نقش مهمی در تکامل و رشد مغز و همینطور پیچیدگی جامعه انسانی داشته است.از انسان هایدلبرگ دو گونه زایی مجزا در دو نقطه متفاوت اتفاق افتاد یکی در آفریقا و یکی در اروپا.در اروپا انسان نئاندرتال و در آفریقا انسان هوشمند!انسان نئاندرتال از حدود چهارصد هزار سال پیش تا چهل هزار سال پیش در نواحی اروپا، غرب آسیا و بعضا تا شمال چین زندگی می­‌کرده. این گونه از انسان تنها گونه‌ای است که در خارج از آفریقا به وجود آمده و تکامل یافته است. شکارچی بسیار ماهری بوده که در بالای زنجیره غذایی جای داشته و به صورت گروهی و سازمان یافته به شکار حیوانات بزرگ جسه مانند مرال، بوفالو و حتی ماموت می‌پرداخته. طبق یافته های باستان شناسی نئاندرتال‌ها برای پخت مواد غذایی از تکنیک های متنوعی مثل برشته کردن، کباب کردن و آبپز کردن استفاده می­‌کردند. از یافته های دندانی و بررسی فرسایش دندان‌ها دانشمندان متوجه شده‌ند که برای طعم دار کردن گوشت روی آن خاک می‌پاشیده‌ند!نکته بسیار جالب اینکه به جهت همزمانی و همجواری نسبی ما با انسان نئاندرتال تبادل ژنی داشتیم به صورتی که تا 4% ژن نئاندرتال در ما انسان امروزی وجود دارد.تا اینجا دیدیم که همه گونه های انسانی همه چیز خوار بودند و برای تهیه بخشی از مواد غذایی مورد نیازشان از پروتئین و چربی حیوانی استفاده می­‌کردند.اما قبل از اینکه به انسان خردمند بپردازیم نگاه کوتاهی به دو عموزاده نزدیک گونه انسان خواهیم داشت. شامپانزه‌ها و بونوبوها.این دو گونه از نظر ژنتیک نزدیکترین گونه‌های زنده به انسان­‌اند و چیزی حدود 96% تشابه ژنی داریم.این دوگونه یعنی شامپانزه ها و بونوبو‌ها که به شامپانزه کوتوله نیز معروف است. جدا از رفتار اجتماعی مشابه، رژیم غذایی مشابهی هم دارند. هر دو گونه همه چیز خوارند و اتفاقا شکارچیان ماهری نیز هستند که بخشی از رژیمشان از پروتئین حیوانی تشکیل می‌­شود.اما برسیم به ما یعنی انسان هوشمند. این گونه از انسان حدود سیصد هزار سال پیش در شرق آفریقا پا به عرصه وجود گذاشت و مثل تمام اعضای این خانواده همه چیز خوار بود. تا هفتاد هزار سال پیش انسان هوشمند با جمعیت کم در شرق و شمال آفریقا می­‌زیسته رفتار عجیب و غریبی که منجر به بهم خوردن چرخه طبیعی شود از این گونه سر نزده بود.تا این زمان انسان هوشمند در دسته های کوچک به حیات ادامه داده و مانند دیگر گونه های این سرده (جنس) به جمع آوری غذا از گیاهان و شکار حیوانات مشغول بوده. اما در حدود هفتاد هزار سال پیش اتفاق ناشناخته‌ای در ساختار مغز انسان رخ داد که از آن به انقلاب شناختی یاد می­‌شود. با این تغییر ساختار انسان دارای آگاهی/شعور شد. مفهومی که هنوز هم تعریف مشخصی ندارد. این تغییر در ساختار مغز انسان باعث به وجود آمدن تفکر انتزاعی و در نتیجه همکاری انسانها در گروه های بزرگتر و به شکل موثرتر شد. انسان هوشمند هوشمند (بله 2 بار هوشمند!) در این زمان رفته رفته از شرق آفریقا خارج شد و توانست تقریبا به تمام خشکی‌های زمین تا قبل از انقلاب کشاورزی دست پیدا کند. انسان هوشمند در مواجهه با دیگر گونه های انسان مانند نئاندرتال‌ها و انسان راست قامت به دلیل توانایی زندگی در گروه‌های بزرگتر و همکاری پیچیده‌تر توانست گروه‌های دیگر را به حاشیه رانده و به مرور باعث انقراض آن‌ها شود به صورتی که تنها گونه باقی مانده از انسان، امروز فقط انسان هوشمند هوشمند است.انسان هوشمند هوشمند با کشف سم و استفاده از آن در شکار، باعث انقراض تمام Megafaunaها مانند ماموت‌ها، ماستادون‌ها تنبل‌های غول پیکر و بسیاری دیگر از حیوانات بزرگ جسه که منبع عظیم پروتئین بودند شد.در انقلاب کشاورزی انسان یاد گرفت علاوه بر کنترل تکثیر گیاهان، تکثیر برخی از حیوانات را هم کنترل کند که این امر منجر شد از دیگر محصولات حیوانی مانند شیر نیز بهره ببرد و به رژیم غذایی خود اضافه کند.تا اینجا دیدیم که تمام گونه‌های انسان‌ و البته عموزاده‌های نزدیکمان در رژیم غذایی خود گوشت داشته‌­اند یا به عبارتی گوشت خوار بودند. بنابر این ادعای گیاه خواری انسان از ابتدای خلقت(!) پایه و اساس علمی قابل اتکایی ندارد.حال اگر بپرسید که باید صرفا گیاه خوار بود یا گوشت هم خورد به شما پاسخ خواهم داد که هر طور مایلید رفتار کنید.</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Sat, 02 Oct 2021 17:19:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا روشن فکران ما روشن فکر بودند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF-bgldkppwrox1</link>
                <description>در ویرگول مطلبی می­خواندم با عنوان &quot; چرا ایران ژاپن نشد؟ شاید به خاطر مهدی بازرگان ها! ( https://vrgl.ir/NMJRO )که جرقه این نوشته را زد. نویسنده در این مقاله از دیدگاه خود به مسیر خطی اینکه چرا ما ژاپن نشدیم پرداخته است. اما در این نوشته بنا دارم به تفاوت زمینه های فکری و فرهنگی دو کشور بپردازم و بررسی کنم که یکی از دلایلی که ژاپن ژاپن شد و ما نشدیم چیست؟می­دانیم که عصر مِیجی دوره گشایش درب های ژاپن به روی دنیای غرب است که همزمان با دوره امیر کبیر و اعزام اولین دانشجو ها به فرنگ بوده.اما چرا ژاپنی بعد از آن دوره تا کنون پیشرفت کردند و عمده افرادی که برای تحصیل به غرب فرستادند بازگشتند و در زمینه تخصص یافته به ساخت کشور پرداختند، اما در ایران به صورت قابل توجهی آنان که رفتند، آمدند و درگیر کار سیاسی شدند و از ساختن مملکت در حوزه تخصص یافته جا ماندند و بعضا باعث توقف و افتادن مملکت در ورطه ای شدند که عملا باعث پس رفت شد.در بررسی این موضوع باید به تحلیل ابعاد تاریخی، فرهنگی، جامعه شناسی و مذهبی هر دو جامعه در مقایسه با هم بپردازیم.در بررسی تاریخ دو کشور باید ببینیم که تاریخ ایران جدا از کهن تر بودن نسبت به ژاپن این تفاوت اساسی را داشته که سر تا سر تاریخ ما در مواجهه با اقوام خارجی شکل گرفته و این به دلیل موقعیت جغرافیایی کشور ماست و این در حالی است که ژاپنی ها تا عصر مِیجی تنها یکی دو مورد برخود خارجی جدی داشتند که آن هم تنها با مغول ها بوده. اما سر تا سر تاریخ ما را جنگ فرا گرفته به صورتی که اگر سه هزار سال برای خودمان تاریخ متصور باشیم میبینیم که در این سه هزار سال حدود هزار و صد جنگ در این تاریخ ثبت شده و این یعنی ما در این کشور به صورت میانگین هر سه سال یک جنگ را تجربه کردیم. این در صورتی است که ژاپن به دلیل جزیره بودن و قرارگرفتن در لبه جهان شناخته شده آن روزگار عملاً جذابیتی برای قدرت های خارجی نداشته که به آنجا لشگر بکشد. البته تاریخ ژاپن نیز مملو است از جنگ، اما جنگ داخلی که بر سر قدرت بوده و با این جنگ ها دچار تقابل فرهنگی نشده است. شرایط اقلیمی دو کشور هم بسیار متفاوت است. ژاپن کشوری کوهستانی است که زمین بسیار کمی برای کشاورزی دارد و ایران کشوری کویری ست که آب در دسترسِ کمی برای کشاورزی دارد و همین امر باعث شده که ما به صورت تاریخی چشم به آسمان داشته باشیم و آنها چشم به خاک. ما منتظریم که اتفاقی ما را برهاند از این شرایط و امیدواریم که بارانی ببارد تا زندگیمان جریان یابد ولی آنها می­دانند که زمینی از جایی سبز نخواهد شد و اگر می­خواهند زنده بمانند باید کاری کنند. دریایی خشک کنند یا باغات طبقاتی به وجود آورند. این شرایط تاثیر عمیقی بر شکل گیری فرهنگ مردم دو سرزمین گذاشته و ما را به اندازه قابل توجهی در انتظار قضا و قدر ساخته و آنها را مردمانی عمل گرا.در ژاپن قبل از دوران میجی مذهب نقش به سزایی در شرایط روزمره مردم نداشت و بیشتر قوانین مدنی و ساختار بسیار صلب اجتماعی حکم فرمایی می­کرد به صورتی که هیچ فردی از طبقه خود نمیتوانست به طبقه دیگری برود به طور مثال هیچ دهقانی نمی­توانست سامورایی شود و این شرایط قرن ها پا برجا بود. همین ساختار نظام مند به مرور عادت پیروی از قوانین را در ژاپنی ها نهادینه ساخت. اما بر خلاف ژاپن در ایران همیشه مذهب نقش تعیین کننده داشت به صورتی که حتی به خاطر دین و مذهب کشتارهای فراوانی صورت گرفت و مردم به خاطر حفظ جان خود در هر برهه مجبور به تغییر مذهب و به صورت کلی تغییر رویه های زندگی شدند. به طور مثال زمانی که ساسانیان بر کار شدند، غیر زرتشتیان تحت فشار قرار گرفتند، زمانی که اعراب مسلط شدند غیر مسلمانان، زمانی که صفویان روی کار آمدند غیر شیعه ها و ... این تغییرات کلی نقش خود را در عادات و فرهنگ مردمان این سرزمین به صورتی گذاشت که مردمان ما عادت کردند که برای بقا می­بایست هر از چند گاهی رنگ عوض کنند.تا اینجا اندکی به بررسی تفاوت دو جامعه در بستر زمان پرداختیم، در نوشته بعدی به بررسی شرایط دو کشور در مواجهه با عصر نوین خواهیم پرداخت.</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Sun, 11 Oct 2020 11:42:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکه ای از تاریخ - عصر جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%AA%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-dsygftaiepsi</link>
                <description>جنگ جهانی اول نقطه سر آغاز دنیای امروز ما بود اما این جنگ جهانی دوم بود که ساختار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی دنیای امروز ما را شکل داد.قبل از جنگ دوم بازیگران اصلی سیاست و اقتصاد جهان اروپایی­ها بودند. کشورهای صنعتی و استعمارگری مثل بریتانیا و فرانسه و شوروی که حالا بعد از فروپاشی امپراطوری های بزرگی مثل پروس و عثمانی و روسیه تزاری میدان را بی رقیب دیده و یکه تازی می­کردند.تا قبل از شروع جنگ جهانی دوم آمریکا به صورت کلی سیاستی انزوا گونه داشت و در عرصه سیاست بین الملل فعالیت چشمگیری انجام نمیداد. از ابتدای قرن بیستم تا قبل از دهه 40 میلادی آمریکا سرگرم قانونمند کردن سرزمین پهناور خود و ایجاد زیرساخت های رشد و توسعه بود که در همین دوران با چالش های ساختاری، اقتصادی و اجتماعی متنوعی هم مانند رکود اقتصادی 1920 و مقابله با جریان های قانون شکنانه مافیا و منظم کردن غرب وحشی (اوایل سده گذشته) درگیر بود و این عملیات خیلی فرصتی برای نگاه به بیرون از مرز های خود را ایجاد نمیکرد و البته همزمان باعث میشد آمریکای دور افتاده از جریان اصلی جهان یعنی اروپا در سکوت رشد کند.آمریکا در جنگ جهانی اول نقش فعالی نداشت و بیشتر به عنوان یک تامین کننده سلاح از بازار جنگ سود برد و در این بازه صنعت اسلحه سازی اش رشد قابل توجهی از هر دو منظر تکنولوژیک و اقتصادی کرد. اما با شروع جنگ دوم شرایط به گونه ای دیگر رقم خورد و با حمله ژاپن به بندر پرل هاربر پای آمریکا به جنگ باز شد و آن توان نظامی، صنعتی و اقتصادی که چند دهه در انزوا پرورش یافته بود حالا وارد میدان اصلی نبرد شده بود.آمریکا در هر دو جبهه غرب و شرق با توان تسلیحاتی و نظامی فوق العاده اش حضور یافت. در آن زمان از نظر توان نظامی ( چه از نظر تکنولوژیک چه از نظر آموزش دیدگی نفرات نظامی) تنها آلمان نازی میتوانست با آمریکا برابری کند اما یک تفاوت اصلی وجود داشت. سرزمین اصلی آمریکا دور از جنگ و خارج از دسترسی متجاوزین بود اما خاک آلمان نازی درست در میانه جنگ به سر میبرد. به همین دلیل آمریکا با خیال راحت تری نفرات خود را به جنگ گسیل میداشت و به هم پیمانانش در غرب و شرق کمک میکرد و همین کمک ها زمینه ساز نفوذ و برتری یافتن آمریکا در دهه های بعد شد.اما دلیل دیگری که آمریکا پس از جنگ از بقیه کشورها پیشی گرفت این بود که تمام اروپای درگیر جنگ بسیاری از زیر ساخت های اساسی خود را از دست داده بود، به صورتی که تا سالها بعد در بریتانیا هنوز به دلیل کمبود منابع حاصل از جنگ جیره بندی در جریان بود.ورود نیروی نظامی گسترده آمریکا به جنگ برابر بود با خروج نیروی کار از آمریکا، بسیاری از مردان شاغل به صورت داوطلبانه وارد ارتش آمریکا و تبعا وارد جنگ شدند و صحنه فعالیت تولیدی و خدماتی را خالی گذاشتند.در این دوران برای جبران کسری نیروی کار زنان وارد محیط کار شدند. کارهایی که تا به آن روز در تصرف مردان بود مانند کار در کارخانجات و رانندگی و کار های اداری و ... حالا صاحبان جدیدی یافته بودند که حتی تا دو دهه قبل حق رای نیز نداشتند و این تغییر بزرگ باعث دگرگونی جدی در ساختارهای اجتماعی تا حدودی سنتی آمریکا شد. حالا زنان به واسطه گسترش مسئولیت های اجتماعی و کسب درآمد، مستقل شده و صاحب جایگاه اجتماعی شدند به گونه ای که نقش اساسی در صحنه اقتصاد ایفا می­کردند و دیگر مردان تنها بازیگران این عرصه نبودند. حضور زنان در عرصه اقتصاد و به تبع آن بسیار پررنگتر در عرصه اجتماع در دهه های بعد  باعث تحولات جدی اجتماعی و فرهنگی از جمله تغییراتی که با جنبش های هیپی و بیکینی شروع شد، در سطح جهان گردید.در طول جنگ برای تهیه مایحتاج جنگ و دیگر کشور ها به علاوه نیازهای داخلی قدرت تولید آمریکا به صورت قزاینده ای افزایش یافت و با برگشتن نیروی کار از جنگ و ویرانی زیرساخت های اروپا و آسیا در طول جنگ، آمریکا این توان و موقعیت را یافت که به صورت موثری بخشی از نیاز های دنیا را تامین کند و همین مساله باعث شد تا پایان قرن بیستم فاصله آمریکا از نظر اقتصادی، فرهنگی، نظامی و سیاسی با بقیه قدرت ها بیشتر شود و همچنین نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا بیشتر گردد که عملا آمریکا را در آن زمان به آقای دنیا تبدیل کرد.حمله ژاپن به آمریکا باعث شد غول خفته اقتصادی و نظامی آمریکا بیدار شود و در حالی که دو جنگ ویرانگر که در طی کمتر از 30 سال باعث شده بود غول های سنتی اروپا از بین بروند، تا پایان قرن بیستم سهم بزرگی از دنیا را ببلعد. و حالا این آمریکا بود که با پشتوانه هالیوود و رسانه فرهنگ خود را به همراه محصولات و سیاست به همه دنیا صادر میکرد.</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 16:39:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا باید به روان رضا شاه درود فرستاد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-l62y1e1qhafd</link>
                <description>آیا باید به روان رضا شاه درود فرستاد؟از مستندات و تصاویری که از دوران قاجار به جا مانده این امر مشهود است که عموم جامعه ایران از قشر رعیت ژنده پوش با حداقل سواد و کمترین بهره از بهداشت تشکیل شده بود.در این دوره زبان فارسی فقط در بخش های مرکزی ایران رواج داشته و عموم اقوام به زبان ها و گویش های خود فقط سخن می‌گفتند و آشنایی با زبان فارسی نداشتند مانند کردها و ترک ها و عرب ها و ...تصویر کلی عموم مردم محدود به قوم و محل خود بود به صورتی که اخبار مملکتی با تاخیر و تحریف فراوان به قشر رعیت می‌رسید و ناآگاهی نسبت به وقایع کلان مملکت امری عمومی بود.در این عصر اطلاعات مردم نهایتا به روایات مذهبی و داستان هایی که سینه به سینه نقل می‌شد و همچنین نقل های قهوه خانه ای (با داستانهای شاهنامه اشتباه نشود) محدود می‌شد.رضا شاه زمانی که به قدرت رسید دست به اصلاحات و اقداماتی زد که باعث شد تغییرات با سرعت زیادی در بستر جامعه ایران شکل بگیرد.ایجاد جاده و راه آهن باعث شد بخش های مملکت با سهولت بیشتری به یکدیگر وصل شوند و مردم با افراد بیشتری خارج از قوم خود آشنا شوند.سواد آموزی عمومی نیز باعث شد انسانها به گستره بیشتری از اطلاعاتی که حالا با رویکرد میهن پرستی منتشر می‌شد دسترسی پیدا کنند.از بین بردن ساختار ارباب و رعیتی  و حکومت خوانین را میتوان به عنوان تاثیر گذارترین تغییر زمانه خود در نظر گرفت.تمام این تغییرات به علاوه کشف و انتشار تاریخ مستند ایران بر پایه یافته های علمی در کمتر از 15 سال باعث شد که مردم ایران که عمدتا رعیت بودند و سرنوشت خود را در دستان قضا و قدر (به دلیل سطح پایین بهداشت عمومی) و تصمیمات خان می‌دیدند، ناگهان به سطح بسیار بالاتری از استاندارد زندگی دست پیدا کنند.در ادامه این روند رشد و پیشرفت چه در عرصه صنعت و اقتصاد چه در عرصه به روز شدن المان های فرهنگی مانند کشف حجاب و ورود رادیو و بعد ها سینما و تلوزیون و موج شهرنشینی که در زمان محمدرضا شاه به اوج خود رسید به علاوه ارتباط گسترده با دنیا (تجارت، اعزام دانشجو و ...) باعث شد در کمتر از نیم قرن تصویر زندگی جامعه ایرانی از یک جامعه عقب مانده ژنده پوش به یک جامعه مدرن امروزی تغییر پیدا کند.اما تمام این تغییرات به علاوه تغییرات تکنولوژیک 20 سال اخیر به همراه خوانش ناقص و غلط عموم جامعه ایران از تاریخ این توهم عمومی را به وجود آورد که ما ایرانی ها برترین ملت تاریخ ایم و تمام گرفتاری ها و بدبختی ها، عواملی خارج از وجود خود ما دارند.سرعت تمام این تغییراتی که اشاره شد به قدری زیاد بود که فرهنگ زمینه ای جامعه ایران همراه و همگام این دگرگونی ها فرصت نیافت که خود را تطبیق دهد و این فاصله را تصورات بی ریشه و عموما توهمات پر کرد. تصوراتی که ریشه در خرافات سنتی دارند اما در ظاهر به روز شده اند.این عارضه باعث شده که مردم ایران که تا حدود یک سده پیش خود را به شکل یک ملت واحد نمی‌دیدند، امروز تصور غلطی از واقعیت جامعه و حال و روز خود داشته باشند و عقب ماندگی فرهنگی را با دست یازیدن به ظواهر پر خرج و بی مفهوم و مقصر شمردن اجانب در مشکلات خود ببینند.حال سوال اساسی اینجاست که آیا با گذر زمان این شکاف به مرور پر خواهد شد و یا گسترده تر از قبل می‌شود؟آیا عملیات و دست آورد های رضا شاه باعث شده امروز جامعه بهتری داشته باشیم؟آیا جامعه ما برای تغییرات پهلوی آمادگی داشت؟</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Mon, 10 Aug 2020 17:41:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخدام شدن یا استخدام کردن، مساله این است!! (بخش سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-mrh3wqvopckr</link>
                <description>در این بخش راجع به ارسال رزومه و آمادگی برای مصاحبه صحبت می‌‎کنیم.معمولا رزومه ها به دو صورت ارسال می‌شوند، یا از طریق وب سایت های استخدامی که تیپ رزومه استاندارد خود را دارند یا از طریق ایمیل.در مدل اول غیر از تنظیم رزومه دقیق و حرفه ای نیاز به انجام کار خاصی نیست، اما در بعضی سرویس ها مثل irantalent امکان وجود سوالاتی تکمیلی پس از ارسال رزومه وجود دارد که توصیه می‌شود به دقت پاسخ دهیم. برای ارسال رزومه در سرویس های استخدام و کاریابی لازم است که تمام مشخصات و نیازمندی های کارفرما را به دقت مطالعه کنیم و در صورت منطبق بودن با شرایط خود سپس رزومه را ارسال کنیم. به جد توصیه می‌شود از ارسال رزومه انبوه و کور پرهیز شود به این دلیل که امکان ضربه به برند شخصی و تصویر عمومی در اجتماع کاری وجود دارد.در مدل دوم که رزومه ایمیل می‌شود باید به چند نکته دقت کنیم:1. فرمت فایل رزومه باید عکس و یا PDF باشد. به هیچ وجه فایل باز word یا نرم افزارهای مشابه را ارسال نکنید.2. بهتر است هر دو فرمت عکس (jpeg,jpg) و PDF ارسال شود.3. حتما ایمیل با متن و موضوع مشخص ارسال شود.4. در بعضی آگهی های استخدام ردیف شغلی مشخص شده است، توصیه می‌شود در موضوع ایمیل ردیف شغلی آورده شود. در غیر اینصورت موضوعی مانند &quot;رزومه کاری حسان اعتمادی&quot; مناسب خواهد بود.5. در متن ایمیل باید به صورت صحیح خود را معرفی کنیم و توضیح بدیم که این ایمیل به چه منظوری ارسال شده و چه فایل هایی را پیوست دارد.پس از این مرحله در صورتی که رزومه ما برای کار فرما جذاب باشد با ما تماس خواهد گرفت که یا جلسه مصاحبه هماهنگ کند یا یک مصاحبه تلفنی داشته باشد.در تماس تلفنی اول به احتمال زیاد مسئول دفتر با شما تماس گرفته و زمان مصاحبه تنظیم می‌کند. اگر در موقعیت مناسبی برای صحبت نیستید حتما اسم، سمت و داخلی فرد مقابل را بپرسید و توضیح بدید که نمی‌توانید صحبت کنید و در فلان زمان خودتان تماس می‌گیرید. زمانی که با فرد هماهنگ کننده صحبت کردید، حتما بپرسید که برای چه سمتی با شما مصاحبه خواهد شد و فرد مصاحبه کننده چه شخصی و با چه سمتی است و پس از بررسی دوباره زمان و آدرس مصاحبه به صورت کامل از فرد تماس گیرنده تشکر کنید. این عمل حتما در خاطر تماس گیرنده خواهد ماند و در زمان انتظار برای مصاحبه به شما کمک خواهد کرد. احتمال هم دارد برخورد گرم و قوی شما به گوش مصاحبه کننده برسد و تاثیر اولیه مثبتی از خود به جا بگذارید.در برخی موارد ابتدا یک مصاحبه تلفنی در حد آشنایی برگزار خواهد شد که مختصات این نوع مصاحبه را در بخش جلسه مصاحبه مفصل شرح خواهم داد.برای آمادگی بیشتر جهت حضور در مصاحبه توصیه می‌کنم موارد زیر را به دقت رعایت کنید:1. از قبل آدرس دقیق محل مصاحبه را بشناسید.2. به رزومه خود و جزییاتش کاملا مسلط باشید.3. حتما یک نسخه از رزومه همراهتان داشته باشید.4. پاکیزه و خوش بو باشید.5. لباس رسمی یا نهایتا نیمه رسمی بپوشید ( از پوشیدن تیشرت و جین پاره حتما پرهیز کنید)6. از عطر ملایم استفاده کنید.7. آقایان حتما اصلاح شده باشند و خانم ها از آرایش در حد معقول استفاده بکنند.8. ده دقیقه قبل از مصاحبه در محل حاضر بشید (نه بیشتر و نه کمتر)9. جهت حفظ قند خون، قبل از مصاحبه میان وعده ای کوچک و آب میل کنید.10. حتما خودکار (ترجیحا نفیس) و دفتر یادداشت همراه خود داشته باشید.11. راجع به شرکت (سال تاسیس، حیطه کاری، شرایط بازار، تعداد پرسنل و ...) تا جای ممکن اطلاعات گردآوری کنید. (از google استفاده کنید!)12. نیازمندی های آگهی استخدام را یکبار دیگر بررسی و شرایط خود را با آن وفق دهید.با رعایت موارد بالا احتمال موفقیت خود در مصاحبه استخدامی را تا حد زیادی بالا می‌بریم.در مقاله بعدی اتفاقات داخل جلسه مصاحبه را شرح خواهم داد.</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Sun, 10 May 2020 14:53:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکه ای از تاریخ -  نقطه آغاز جهان معاصر</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%AA%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-ilt9u7pxyc75</link>
                <description>دنیایی که ما امروز می‌شناسیم حاصل بزرگترین نبرد تاریخ تا اوایل قرن بیستم است. نبردی که بسیاری از اولین ها و البته آخرین ها را در بر داشت.نبردی که انسان برای اولین بار غیر از زمین و دریا در عرصه خدایان نیز جنگید و آسمان را هم به زیر یوق خود در آورد.نبردی که پایانی بود بر نوع  امپراتوری های شناخته شده طول تاریخ. بعد از این جنگ امپراتوری های تزاری روسیه، عثمانی، پروس شرقی و با فاصله حدود کمی بیش از یک دهه امپراتوری های بریتانیا و فرانسه و ایتالیا نیز به شکل سنتی خود فرو پاشیدند و بسیاری از کشور های شناخته شده امروز از دل این امپراتوری ها در همین صد سال گذشته شکل گرفتند.انسان در خلال این جنگ به قدرت تخریب گر علم بیش از پیش پی برد، تا آنجایی که ماشین نابود گر آلمان ها، ژاپنی ها و آمریکایی‌‎ها در جنگ دوم جهانی زاده سرمایه گزاری بی نظیر در تحقیق و توسعه علمی جنگ افزارها بود.حتی اکثر کشورهای امروز منطقه ما مانند لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، عربستان، اردن، یمن، کویت، پاکستان و ... همگی بعد از این جنگ و از دل امپراتوری های فروپاشیده تشکیل شدند.جالب تر اینکه بانیان این جنگ بستگانی در سطح عمه زاده و دایی زاده و همگی از نوادگان ملکه ویکتوریا بودند که به روی هم و به روی مردمان بی گناه آتش گشودند و باعث تغییر دنیای شناخته شده آن زمان شدند.جنگ جهانی اول، جنگ بزرگ، جنگ خندق ها یا هرچه که بنامیمش نقطه آغاز جهان امروز ماست.حال این سوال پر رنگ تر از همیشه در شرایط فعلی دنیا برای من شکل می‌گیرد که آیا به نقطه پایان جهان شناخته شده و دگرگونی دوباره دنیا رسیده ایم؟</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 11:15:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخدام شدن یا استخدام کردن، مساله این است!! (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@hesan.etemadi/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-ezjlhelgo7wd</link>
                <description> در بخش قبلی دیدیم که فضای استخدام در بخش خصوصی به طور کلی چگونه است و کارفرمایان با چه نیازی و چه دیدی استخدام می کنند.دراین بخش در ارتباط با استخدام شدن صحبت خواهیم کرد، این که چگونه خود را در معرض استخدام قرار دهیم و به اصطلاح نیروی جذابی باشیم.از مسائل حاشیه ای که بگذریم اولین مرحله برای استخدام شدن این است کارفرمایان بدانند که شخصی برای استخدام شدن وجود دارد و این نیازمند ارسال رزومه به کارفرمایان است.اما خود رزومه را باید چگونه طراحی و آماده کرد؟بسته به سابقه کار فرد رزومه می تواند کاملا متفاوت باشد. افرادی که تازه کار هستند و سابقه زیادی ندارد مسلما نمی‌توانند و نباید رزومه خود را با موارد غیر واقعی پرکنند. به طور مثال اگر در یک شرکت پنج نفره که یک نفر مدیر عامل بوده و یک نفر مدیر محصول و یک آبدارچی و احتمالا یک مدیر مالی و یک منشی به فرد مورد مثال ما هم مدیر فروش اطلاق شده و در نهایت یک سال در آن شرکت مشغول به کار بوده، نباید در رزومه خود را مدیر فروش معرفی کند و به دنبال پست مدیریتی باشد.کارفرمایان امروزه بسیار زیرک تر شده و خیلی سریع واقعیت از مجاز را تشخیص میدهند.برای افراد کم سابقه توصیه می شود بیشتر از مهارت های کسب کرده در رزومه صحبت شود تا سوابق نداشته،اما در مورد افراد با سابقه تر که در یک شرکت به مدت طولانی تر فعال بوده اند یا مثل من در چندین شرکت مختلف، تنظیم رزومه نیز با جزییاتی متفاوت می باشد. افرادی که به مدت طولانی در یک شرکت بوده اند می توانند فعالیت ها گوناگون و احتمالا مسئولیت های مختلف در آن شرکت را نام ببرند و افرادی که در شکت های متعددی بوده اند میتوانند اسم شرکت، سمت و به مختصری از فعالیت خود در هر شرکت اشاره کنند. دقت به این نکته بسیار حائز اهمیت است که رزومه باید مختصر و گویا باشد. به شدت از انشا نویسی و توضیحات مفصل در رزومه باید اجتناب شود و بهترین رزومه آن است که در یک صفحه بتواند کلیاتی در باره صاحب رزومه مشخص کند.در ایران در بخش های های مختلف رزومه ها را به فارسی یا انگلیسی تنظیم می کنند. به تجربه من در شرکت های مقداری تخصصی تر با مدیرانی کار کشته تر معمولا رزومه ها به انگلیسی ارسال می شود و در شرکت های نو پا تر و استارت آپ ها رزومه ها به فارسی. اگر رزومه عکس دار باشد مناسب تر است با توجه به این که عکس ما در رزومه نباید در میان دشت و دمن و صحرا گرفته شده باشد، اگر نخواهیم از عکس پرسنلی هم استفاده کنیم باید از یک عکس معقول و قابل ارائه استفاده شود.نکته مهم دیگر آنکه کارفرمایان معمولا به عناوین و تیتر ها توجه می‌نمایند و برای شناخت بیشتر، به احتمال زیاد ارسال کننده رزومه را در شبکه های اجتماعی جست و جو می کنند تا تصویر بهتری از داوطلب داشته باشند. به دفعات مشاهده شده عکس پروفایل نامناسب فرد باعث شده که از نظر کارفرما فرد مناسبی به نظر نیاید.تعبیر و تفسیر عکس نامناسب را به خود شما واگذار می کنم.در نوشته بعدی راجع به ارسال رزومه، آمادگی برای مصاحبه و خود مصاحبه صحبت خواهیم کرد.</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2020 15:12:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخدام شدن یا استخدام کردن، مساله این است (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-vfwzpb1cpepa</link>
                <description>استخدام  به جهت تغییر شغل و محل کار به تناوب، حدوداً سالی یک بار در یک دهه گذشته، همواره در جست و جوی موقعیت بهتر شغلی بوده­ ام و همچنین مورد ارزیابی شرکت­ها و سازمان­های متنوعی قرار گرفته­ ام. به گونه ای که فرآیند #استخدام تبدیل به بخش جدایی ناپذیر از فعالیت حرفه ای من شد. #رزومه همیشه به روز شده و جلسات #مصاحبه حتی زمانی که قصد جابجایی شغلی نداشتم عملاً به تمرین و بعداً به تفریح تبدیل شد.بنا به موقعیت های شغلی جذب و استخدام نیز یکی از وظایف اصلی­ ام بشمار می ­آمد. به صورتی که از سال 91 تا کنون با بیش از 700 نفر مصاحبه کرده ­ام.نوشته زیر به بررسی شرایط شغلی و کاری، استخدام شدن و استخدام کردن در بخش خصوصی می­ پردازد و تمامی مطالب حاصل بیش از یک دهه فعالیت در بیش از 10 صنعت مختلف و کسب تجربه در شرکت های بزرگ چند ملیتی و ایرانی و همچنین کسب و کار های کوچک و #استارتآپ ها می‌­باشد.از پروسه ­های استخدامی سازمان های دولتی که بگذریم، شرکت های خصوصی بنا به دلایل کاملا روشنی فردی را استخدام می­کنند.به طور جدی مساله مالی تقریباً مهمترین دغدغه بنگاه های اقتصادی خصوصی است. پس تنها زمانی یک شرکت خصوصی اقدام به جذب نفر جدید می­کند که صرفه اقتصادی داشته باشد. این صرفه اقتصادی به دو صورت نمود پیدا می­‌کند.در حالت اول زمانی جذب انجام می­شود که کار فرما از زمان صرف شده برای کار مشخصی می‌­تواند استفاده بهتری داشته باشد. مانند زمانی که تحصیلدار استخدام می‌­شود. زمان کارفرما می­‏‌تواند صرف فعالیت های بسیار موثرتری از عملیات بانکی یا جابجایی مرسولات شود. پس بخشی از درآمدی که با استفاده بهتر از زمان به دست می­آید به عنوان حقوق به شخص مورد نظر پرداخت می­گردد.در حالت دوم کمبود تخصص مورد نیاز برای کار مشخص است که کارفرما را مجاب می­کند برای انجام کار تخصصی و بهره گرفتن از نتیجه فعالیت، فرد متخصصی را استخدام نماید و بخشی از بهره نتیجه کار تخصصی را به فرد استخدام شده به عنوان حقوق و دستمزد بپردازد.مانند زمانی که متخصص مالی، فروش، منابع انسانی و یا مارکتینگ به جهت فعالیت و نتیجه گیری، فعالیت تخصصی استخدام می­‌شود.پس تا اینجا مشخص شد که در بخش خصوصی تنها زمانی #استخدام انجام می‌­شود که کارفرما مجاب شود با حضور شخص دیگری می­‌تواند بهره بیشتری ببرد و بخشی از آن ارزش افزوده ایجاد شده را به خود شخص به عنوان حقوق بپردازد.</description>
                <category>Hesan Etemadi</category>
                <author>Hesan Etemadi</author>
                <pubDate>Tue, 05 May 2020 15:03:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>