<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هیات دانشجویی سفینة النجاة</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@heyat_safine_nejat</link>
        <description>هیئت دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 12:12:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/807175/avatar/zENm0h.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هیات دانشجویی سفینة النجاة</title>
            <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه بیست و چهارم(پیوندهای امت اسلامی)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-tdq9juowcphe</link>
                <description>جلسه بیست و چهارم: پیوندهای امت اسلامیامام؛ قلب امت اسلامی[آیات 51 تا 53 در خصوص ارتباطات خارجی]يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده / 51)ای گرویدگان به دین! یهودیان و مسیحیان را هم‌جبهگان و دوستان خود مگیرید. آنان بعضی هم‌جبهه و دوست بعضی دیگرند. هر که از شما با آنان پیوند برقرار کند، در حقیقت از آنان و در شمار آنان است. حتما خدا گروه ستمگران را هدایت نمی‌کند.یهودیان و مسیحیان را اولیای خود [پیوندخوردگان و پیوستگان با خود] مگیرید. ... انتخاب مکنید. آنها بعضی اولیا و هم‌جبهگان و پیوستگان بعضی دیگرند. نگاه نکنید که بلوک‌هایشان از همدیگر جداست؛ در معنا، برای ضدیت با اصالت‌های شما، همه یک جبهه‌اند.هر کس تولّی کند با آنان -تولّی یعنی ولایت را پذیرفتن...- هرکسی که قدم در وادی ولایت آنها بگذارد و پیوند بزند خودش را با آنها، مرتبط کند خودش را با آنها، رابطه برقرار کند، « فإِنَّهُ مِنهُم» بی‌گمان او خود از آنان است.فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ (مائده / 52)بیماردلان را می‌بینی که به میان جبهه‌ی کافران می‌شتابند؛ می‌گویند (و بهانه می‌آورند) که می‌ترسیم آسیبی به ما برسد. باشد که خدا فتح و پیروزی مومنان را برساند یا حادثه ای به سود آنان تدارک کند، و آنگاه این بیماردلان برآنچه در دل نهان میداشته‌اند پشیمان گردند.بیماردلان می‌شتابند در میان جبهه‌ی دشمنان دین، قناعت نمی‌کنند به اینکه بروند طرف آنها، بلکه می‌شتابند؛ قناعت نمی‌کنند به اینکه تا پهلویشان بروند، می‌روند تا آن اعماق جبهه‌شان. اگر بپرسی آقا چرا این قدر با دشمن دین می‌سازی؟ با کسی که می‌دانی ضد دین است، چرا ضدّیت که نمی‌کنی هیچ، دوستی هم به خرج می‌دهی؟اگر این را از او بپرسی، در جوابت چنین می‌گوید: «یَقُولُونَ نَخشَی أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ » می‌گویند می‌ترسیم یک آسیبی به ما برسد؛ اگر دوستی نکنم، می‌ترسم به من آسیبی برسانند یا برساند. چقدر به گوش آدم آشناست این حرف‌ها. «نَخشَی أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ » می‌ترسم برایمان دردسری درست بشود، می‌ترسم برایمان اسباب زحمتی درست بشود؛ ببنید چه کلمات آشناییست.خدا در جواب اینها چه می‌گوید؟ می‌فرماید: امید است که خدا پیروزی را نصیب جبهه‌ی مومن کند، یا یک حادثه‌ای از پیش خود، به سود آنان پدید آورد. بعد که این کار بشود، آن وقت، تا این بدبخت‌هایی که با آنها ساخته بودند، پشیمان بشوند، روسیاه بشوند، بگویند دیدی چه غلطی کردیم، اگر میدانستیم که جبهه‌ی مؤمن این جور پیروزمند و نیرومند خواهد شد، با دشمن دین، با دشمن خدا نمی‌ساختیم؛ خودمان را بی آبرو نمی‌کردیم.وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ ۙ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ (مائده / 53)و به مومنان بگویند: آیا همین اینان بودند که با سخت‌ترین سوگندها بخدا سوگند یاد می‌کردند؟ که ایشان با شمایند، کارهایشان پوچ شد و بر باد رفت و زیانکار گشتند.بعد از آنی که آنها خودشان را مفتضح کردند و با دشمنان ساختند.... مؤمنین، در بهت و حیرت فرومی‌روند! ا ! همین‌ها بودند، این چهره‌های خوش ظاهر و موجّه، قسم می‌خوردند، با سوگندهای غِلاظ و شداد که ما با شماییم. هر وقت با آنها حرف می‌زدیم، هر وقت به آنها چیزی می‌گفتیم، می‌گفتند بله، ما هم با شما هم عقیده‌ایم، ما هم با شما اختلافی نداریم، ما هم همین حرفی که شما می‌زنید، می‌زنیم، در مقام بیان، این جور با آدم حرف می‌زدند؛ بعد معلوم شد که دل‌های اینها مریض بوده و علیرغم ظاهر نیک‌شان، دل‌های چرکین و سیاه و نفاق‌آمیز داشتند. مؤمنین آن روز می‌گویند عجب! ببین چه قسمی میخوردند اینها ؟![آیه 54در خصوص پیوندهای داخلی]يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (مائده / 54)ای گروه مومنان! از شما هرکس از دینش بازگردد، خداوند مردمی را خواهد آورد که آنان را دوست بدارد و آنان او را دوست بدارند. در برابر مومنان فروتن و مهربان باشند. در برابر کافران، شکست‌ناپذیر و تسخیر ناپذیر باشند. در راه خدا کارزار کنند و از ملامت ملامتگری نهراسند. این فضل و بزرگواری خداست که به هرکس خواهد می‌دهد. و خدا گشوده‌دست و داناست.اگر این بار رسالت و مسئولیتی را که با ایمان به خدا پذیرفته بودید، از دوشتان روی زمین بگذارید و آن را به سر منزل نرسانید؛ خیال نکنید که این بار به سر منزل نخواهد رسید؛ نه، این بارِ خدا به سر منزل خواهد رسید، منتها سعادتش را کس دیگری خواهد برد... این مردم همان مردم ایده‌آل اسلامی اند. آن جامعه‌ی ایده‌آل اسلامی، از لحاظ پیوندها و رابطه‌های داخلی و خارجی این جورند که در این آیه آمده است.خود خدا آنها را دوست دارد...، آنها هم خدا را دوست می‌دارند... «قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ اللهَ فَاتَّبِعونی یُحبِبکُمُ اللهُ»... اگر خدا را دوست دارید، از من که پیغمبرم متابعت کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد. پس «یُحِبُهم وَ یُحِبونَهُ»؛ یعنی اینها صد درصد تسلیم فرمان خدا بودند، که مورد محبت خدا بودند.[خاصیت بعدی اینکه] فروتن هستند در مقابل مؤمنان؛ این نشانه‌ی کمال رابطه و پیوند صمیمانه است.... یعنی وقتی که در مقابل مردم قرار می‌گیرند، جزو مردمند، با مردمند، در راه مردمند، برای مردمند، خودشان را از میان مردم بیرون نمی‌کشند.[ویژگی سوم]  نقطه‌ی مقابل [فروتنی در برابر مردم است]  در مقابل کافران و دشمنان دین و مخالفان قرآن، «اَعِزَّةٍ» هستند؛ یعنی تأثیرناپذیر، یعنی سربلند، یعنی حصاری از فکر اسلامی دور خود پیچیده و کشیده که هیچ نفوذی از آنها نپذیرند.خاصیت دیگرشان این است که در راه خدا [بی امان ، بدون قید و شرط] جهاد و مجاهدت می کنند.و در آخر از ملامت هیچ ملامتگری هم نمی‌هراسند و نمی‌ترسند.[آیه 55 به بُعد سوم اشاره می‌کند، در خصوص ارتباط و پیوند اجزای جامعه با امام]إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده / 55)ولی (و مرکز پیوندهای اجتماعی) شما فقط خداست و پیامبرش و آن مومنانی که نماز را به پامی‌دارند و زکات را ادا می‌کنند در حالی که در رکوعند.ولی و قائِم امر، آن کسی که تمام نشاط و فعالیت‌های جامعه و امت اسلامی به او باید برگردد و از او باید الهام بگیرد، خداست. خب خدا که مجسم نمی‌شود بیاید بین مردم بنشیند امر و نهی کند، دیگر چه کسی؟ «وَ رَسولُهُ» پیداست که بین رسول و بین خدا هرگز رقابت و تنازع و تنافر هم که نیست؛ رسول اوست باز. خداست و رسولش، خب، رسول که همیشه باقی نمی‌ماند. بعد از رسول چه؟ بعد از رسول هم داریم... آن مؤمنان. کدام مؤمنان؟ هر کسی که ایمان آورد کافی است؟ نه، نشانه دارد. «اَلَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ» اقامه‌ی نماز می‌کنند، «وَ یُؤتونَ الزَّکاةَ» می دهند زکات را، «وَ هُم راکِعونَ»،... در حالی که در رکوعند...، سمبل و رمز برای یک چنین کلّیتی چه کسی می‌تواند باشد در جامعه‌ی اسلامی؟ غیر از علی بن ابی طالب کسی را سراغ نداریم. در آن جامعه‌ی اسلامی، آن کسی که می‌توانست سمبل این گونه جناحِ ایمانیِ متقن محکمی باشد، علی بن ابی طالب است.وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ (مائده / 56)و هر که خدا و رسولش و مومنان را پیوسته و هم‌جبهه‌ی خود بسازد پس به یقین حزب خدا همان فیروزمندان اند.اگر ولایت را مراعات کردیم.... اگر ولایت را که دارای سه بعد شد تا حالا؛ یکی حفظ پیوندهای داخلی، یکی قطع پیوند و وابستگی به قطب‌های متضاد خارجی... یکی هم حفظ ارتباط دائمی و عمیق با قلب پیکر اسلامی و قلب امت اسلامی یعنی امام و رهبر... چگونه خواهد شد؟ آیه‌ی قرآن جواب می‌دهد به ما ... آن کسی که قبول ولایت کند... اینها غالبند، پیروزمندانند. از همه پیروزتر همین‌ها هستند و اینهایند که بر همه جناح‌های دیگر غلبه خواهند داشت.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2024 06:56:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه بیست و سوم(ولایت)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA-fy8t09wajkpq</link>
                <description>جلسه بیست و سوم: ولایتولایت یعنی به‌هم‌پیوستگی و همجبهه‌گی یک عده انسانيَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (ممتحنه / 1)اى کسانى که ایمان آورده‌اید دشمن من و دشمن خودتان را «ولی» و همجبهه‌ی خود مگیرید. که پیام دوستی به آنان بفرستید. در حالیکه به اندیشه‌ی حقی که بدان گرویده‌اید، کفر و انکار نموده‌اند. پیامبر و شما را از شهرتان برون می‌رانند چرا که به خدا، پروردگارتان، ایمان آورده‌اید. اگر برای جهاد در راه من و به جستجوی خشنودی من بیرون آمده‌اید (باید که آنان را همجبهه مگیرید) با آنان در نهان خود دوستی می‌بازید که من به هرچه پنهان نموده یا آشکار ساخته‌اید داناترم. هر که از شما چنین کند از راه میانه گمراه گشته است.بعضی‌ها معنا می‌کنند: دشمن من و دشمن خودتان را دوست خود مگیرید، این معنای کاملی نیست. فقط مسئله‌ی دوستی و محبت نیست، بالاتر از اینهاست. ولی خودتان نگیرید؛ یعنی همجبهه‌ی خودتان ندانید، یعنی خودتان را در صف آنها قرار ندهید، یعنی در دل، خودتان و آنها را در یک صف فرض نکنید.اگر در راه جهاد و مجاهدت و کوشش برای من خارج شدید و برای به دست آوردن خشنودی من، اگر واقعاً راست می‌گویید، حق ندارید آن که دشمن من و دشمن شماست، هم‌جبهه و یار و پیوسته‌ی خودتان قرار بدهید.هرکس از شما که این کار را انجام بدهد، با دشمنان خدا طرح دوستی و یاوری[در نهان و خفا] بریزد، خودش را هم‌جبهه‌ی آنها بداند و نشان بدهد، راه میانه را گم کرده است.آیات، شأن نزولش، درباره‌ی حاطِبِ ابنِ اَبی بَلتَعه است. حاطب ابن ابی بلتعه یک مسلمان یک خُرده کم ایمانی بود. این، وقتی که پیغمبر اکرم می‌خواست برود به جنگ با کفار قریش، فکر کرد، که ممکن است که پیغمبر در این جنگ مغلوب بشود و خویشاوندان او که در میان کفار هستند، مورد آسیب قرار بگیرند و این جزو سربازان پیغمبر است. اینجا زرنگی خواست به خرج  بدهد، یک مردِرندی به خرج داد.حالا که ما کنار پیغمبر هستیم، در رکاب پیغمبر، جهاد هم که می‌کنیم، ثواب مجاهدین در راه خدا را هم که می‌بریم، احتیاطاً یک نامه‌ای هم بنویسیم به کفار، اینجا دوستی و وفاداری خودمان را نسبت به آنها هم اعلام کنیم.... یک نامه‌ای برداشت نوشت به سران قریش، امضا هم کرد پای آن را. خودش را هم خوب معرفی کرد تا بدانند که این، با آنها خوب و دوست و مهربان است....پیغمبر عزیز و گرامی، با وحی خدا از ماجرا مطلع شد. امیرالمومنین را و یکی، دو نفر دیگر را فرستاد، بینِ راه رفتند آن [پیک] زن را پیدا کردند، تهدیدش کردند و کاغذ را از او گرفتند. بعد که [حاطب ابن ابی بلتعه] آمد، پیغمبر گفت: خب، چرا این کار را کردی مرد؟ چرا اسرار نظامی و جنگی را فاش می‌کنی برای دشمن؟گفت: یا رسول‌الله، من آنجا دوستانی دارم، خویشاوندانی دارم، می‌ترسم آنها مورد زحمت قرار بگیرند، خواستم این نامه را بنویسم که شاید دل آنها یک قدری نسبت به من نرم بشود.إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ (ممتحنه / 2)اگر بر شما دست یابند برای شما دشمنانی خواهند بود و دست و زبان خود را به بدی روی شما خواهند گشود و بسی دوست می‌دارند که شما کافر گردید.آیه در جواب می‌گوید: اشتباه نکنید، دل آنها با شما نرم نخواهد شد. آن کسانی که از لحاظ فکری ضد شما هستند، آن کسانی که دین شما، ایمان شما، به زیان آنهاست و آنها همت بر نابودی دین و ایمان گماشته‌اند، اینها هرگز با شما مهربان و دوست نخواهند بود..... «یَکونوا لَکُم اَعداءً» دشمن شما خواهند بود... فردا اگر بر شما مسلط بشوند، همین یک ذره عقیده‌ی قلبی را هم نمی‌گذارند شما نگه دارید، دوست می‌دارند که شما کافر بگردید. خیال نکنید که آزاد و راحت می‌گذارند شما مسلمان بمانید و به وظایف اسلامی‌تان عمل کنید.لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (ممتحنه / 3)خویشان و فرزندانتان به شما سودی نمی‌بخشند، روز قیامت میان شما جدایی می‌افکند و خدا به آنچه می‌کنید بیناست.شما برای خاطر فرزندانتان، برای خاطر قوم و خویش‌هایتان، برای خاطر آقازاده‌تان، برای خاطر آسایش نزدیکانتان، حاضرید با دشمن خدا بسازید؟ برای جلب دوستی بندگان ضعیف خدا و جلب منافع خودتان و نزدیکانتان، حاضرید از فرمان خدا بگذرید، با دشمن خدا دوستی کنید؟ مگر چقدر این ارحام و اولاد به درد آدم می‌خورند؟ مگر این جوانی که شما برای خاطر شغلش، برای خاطر بورسش، برای خاطر کاسبی‌اش در میان کفار قریش، حاضری با کفار قریش بسازی، چقدر به درد تو خواهد خورد بیچاره؟ چقدر تو را از عذاب خدا نجات خواهد داد؟در روز قیامت انسان این قدر خودش گرفتار است که به گرفتاری دیگران نمی‌رسد، حتی فرزندش. یک خاری به دست فرزندت می‌رود، حاضری دنیا و آخرتت را قربانش کنی؟ بیچاره! روز قیامت از او خواهی گریخت. اگر ما بفهمیم منطق قرآن را در این زمینه، بدانید آن کسانی که برای خاطر آسایش و راحتی فرزندانشان حاضرند به سعادت دنیا و آخرت پشت کنند، و حاضرند به بدبختی‌ها و شقاوت‌ها و تیره‌روزی‌ها رو کنند، اگر بدانند این منطق قرآن را، شاید تکان بخورند.قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ رَبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (ممتحنه / 4)در کار و روش ابراهیم و همراهیانش برای شما سرمشقی نیکوست، آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و از هرآنچه به جای خدا عبودیت می‌کنید، بیزار و بری هستیم. به شما کفر و انکار آوردیم و میان ما و شما دشمنی و کینه پدید آمد (و چنین خواهد بود) تا وقتی که به خدای یگانه ایمان بیاورید. (آری، ابراهیم و مؤمنان جز اعلام بیزاری سخنی با بت پرستان نداشتند) مگر سخن ابراهیم به پدرش(عمویش) که گفت: من برای تو (در صورتی که دست از دشمنی و کینه با حق برداری) آمرزش خواهم خواست و در برابر خدا به سود تو اختیار چیزی را ندارم. پروردگارا! بر تو توکل کردیم، و به سوی تو بازگشتیم، و بازگشت به سوی توست]به مؤمنین می‌گوید: مؤمنین، شما را در عمل ابراهیم و پیروان ابراهیم سرمشقی نیکوست. ببینید ابراهیم و پیروانش، همراهانش چه کردند، شما هم همان کار را بکنید. آنها چه کردند؟ آنها صاف و صریح رو کردند به قوم گمراه زمان خودشان، به بندگان طاغوت و آلهه‌ی دروغین زمان، گفتند ما از شما و خداوندگارانتان بیزاریم، ما به شما کفر ورزیدیم، ما از شما رو گرداندیم، میان ما و شما همیشه‌ی زمان، بغض و دشمنی، عداوت و خشم و کینه برقرار است. فقط یک راه آشتی وجود دارد و آن «حَتّی تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَهُ» بیایید داخل منطق فکری ما بشوید. صریحاً می‌گوید: مؤمنین، شما هم مثل ابراهیم عمل کنید.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتاایمان</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2024 05:48:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه بیست و دوم(تعهد ایمان به نبوت)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-vzviocegxngn</link>
                <description>جلسه بیست و دوم: تعهد ایمان به نبوتمؤمن بودن یعنی پایبندی به تعهدات ایمانی نبوتإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلَايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (انفال / 72)همانا کسانی که ایمان آورده‌اند و هجرت کردند. و به وسیله‌ی جان و مال در راه خدا مجاهدت نمودند و کسانی که پناه دادند و یاری کردند.اینان بعضی‌شان، پیوستگان و همجبه‌گان بعضی دیگرند. و آنان که ایمان آوردند ولی مهاجرت نکردند شما را با آنان پیوستگی و ارتباطی نیست مگر وقتی مهاجرت کنند. و اگر این دسته از شما یاریخواستند باید یاریشان کنید، مگر آنکه بر ضد مردمی باشد که با شما پیمان صلح دارند و خدا به آنچه می‌کنید بیناست. [این حکم] برای زمان پیغمبر است، نه اینکه بخواهم بگویم برای زمان‌های دیگری نیست، نه، این حکم کلیست. در مورد زمان پیغمبر دارد گفته می‌شود، که مسئله‌ی هجرت هم آنجا مطرح بوده؛ هجرت به جامعه‌ی اسلامی. آن روز یک عده‌ای مسلمان می‌شدند، طرز فکر پیغمبر را قبول می‌کردند، اما حاضر نبودند از مکه بیایند بیرون، می‌گفتند خب، چرا بروم بیرون؟ مکه مغازه‌ای دارم، تلفن شماره‌ی رند عالی دارم، مشتری‌های شناخته و دانسته دارم، قوم و خویش و رفیق و هم‌پیاله دارم، اینها همه را بگذارم و بروم پهلوی پیغمبر؟ خب چرا؟ ایمان لازم است؟ ایمان دارم، صد بار هم می‌گویم، در دلم، به زبانم، یواش که کسی البته نشنود، خدا یکیست، پیغمبر هم بر حق است. نماز از من می‌خواهد پیغمبر، می‌خوانم، روزه می‌خواهد، عوض سی روز، شصت روز می‌گیرم، چرا بروم مدینه؟ بعضی این جوری فکر می‌کردند. [درحالیکه] هجرت در آنجا لازم بود. جامعه‌ی اسلامی نوبنیاد بود، باید می‌رفتند، باید تقویت می‌کردند و باید آن جامعه را در مقابل دشمنانش آسیب ناپذیر می‌ساختند؛ لذا هجرت شرط قطعی قبول ایمان بود. اینها بعضی پیوستگان و همجبهه‌گان بعض دیگر هستند. اینها همان مؤمنینی هستند که مثل آجرهای توی هم فرورفته‌اند. یک بنیان را نگاه کنید، این عمارت را نگاه کنید، آجرها تو هم رفته، چوب‌ها تو هم رفته، اجزای یک عمارت با سایر اجزا در هم پیوسته و گره خورده، مؤمنین در جامعه‌ی اسلامی همین جورند، همه به هم پیوسته و جوشیده و گره‌خورده هستند. اولیا یعنی این، ولایت یعنی این، پیوستگی کامل، الصاق و التصاق کامل، این ولایت است.تا هجرت نکردند و آنجا هستند، بیگانه‌ی از شما هستند. هیچ رابطه و پیوند اسلامی و برادری میان شما نیست.منتها یک حکم دیگری در کنارش هست؛ همان هایی که در آنجا هستند، اگر چنانچه با گروه دیگری جنگشان افتاد و از شما یاری خواستند، شما البته باید بروید آنها را یاریشان بدهید؛ چون با شما همفکرند و چون در حال جنگند. اگر مسلمانی با گروه کافر مشغول جنگ بود، بر شما واجب است که ولو آن مسلمان پهلوی شما نیست، در وطن شما نیست، هجرت نکرده با شما، واجب است بر شما که بروید او را کمکش کنید. مگر در یک صورت و آن این است، آن کسی که آن مسلمان دارد با او میجنگد، با شما پیمان صلح بسته باشد؛ در این صورت کمک به آن مسلمان هم دیگر واجب نیست. اینجا چه می‌فهماند این آیه به ما؟ اولا می‌فهماند کمک به مسلمان، در هر نقطه‌ای از جهان که باشند واجب است، ولو هجرت نکرده باشند. ثانیا می‌گوید آن مسلمانی که هجرت نکرده است، و در دارالکفر باقی مانده، این آدم اگر با یک نفر یا یک دسته کافر جنگش افتاد و شما با آن کافر پیمان صلح دارید و عدم تعرض، حق ندارید بروید به کمک برادر مسلمانتان. چرا؟ چون هجرت نکرده، چون برادر شما نیست، مهاجرت نکرده به سوی شما.وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال / 73)و کسانى که کفر آوردند، بعضی همجبه‌گان و پیوستگان بعضی دیگرند. اگر چنین نکنید در زمین فتنه و فسادی بزرگ پدید خواهد آمد.شاید مراد این باشد که اگر این جبهه‌بندی و این صف‌بندی را مراعات نکنید، اگر ندانید و ندانسته باشید که صف شما در مقابل صف دشمنان خدا، یک صف مشخص و مُلحاظی‌ست و اگر ندانید که هر که بین دو صف باشد، از صف دشمنان و معارضان است اگر اینها را ندانید و به مقتضای اینها عمل نکنید، در زمین فتنه خواهد شد، فساد خواهد شد.وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (انفال / 74)کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند. و کسانی که پناه دادند و یاری رساندند، آنهایند مومنان راستین. برای آنهاست مغفرت و روزی بزرگوارانه.[پس] آنی که ایمان آورده است و مهاجرت و مجاهدت و پناه دادن و نصرت نمودن از او سر نزده است، او چیست؟ هُم المومنون غیرَ حقٍ ؛ مومنین الکی، مومنین دروغی.وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ (آل‌عمران / 81)و به یاد آور که خدا پیمان از پیامبران گرفت (بدین صورت که): از آنچه از کتاب و حکمت بر شما فروفرستادیم. پس از شما هرگاه پیامبری آمد که آنچه را شما دارید تصدیق می‌کرد لازم است که بدو ایمان آورید و او را یاری کنید. آیا بدین پیمان اقرار کردید و گردن نهادید و از امت خود بر این همه از سوی من تعهد گرفتید؟ پیغمبران گفتند: اقرار کردیم و گردن نهادیم. گفت: پس گواه باشید و من نیز با شما از گواهانم.ما از پیغمبران گذشته، حتی تعهد گرفتیم، گفتیم به آنها، به پیغمبر گذشته، مثلا به موسی، اگر بعد از تو پیغمبری آمد که آنچه را حالا به تو دادیم تأیید کرد و امضا کرد، تو لازم است که به آن پیغمبر ایمان داشته باشی و او را یاری کنی؛ یعنی موسی از پیغمبرهای بعد خودش، عیسی از پیغمبرهای بعد از خودش، هر پیغمبری که بعد از پیغمبر دیگری بیاید و سخن پیغمبر قبلی را امضا کند، لازم است بر پیغمبر قبلی که او را تصدیق کند، به آن پیغمبر بعد از خودش ایمان بیاورد، علاوه براین، او را یاری هم بکند.حالا نصرت پیغمبر چیست؟ نصرت پیغمبر این است؛ موسی مثلا چگونه پیغمبر ما را یاری می‌کند؟ اینکه به امتش، دوستانش، یارانش، سفارش می‌کند: مبادا، مبادا، مبادا اگر این پیغمبر با این نشانه‌ها آمد، مخالفت با او بکنید. خب نصرت است.یهودی‌های عالم، الآن از طرف موسی بن عمران مورد مؤاخذه‌ی این میثاقند، الآن موسی بن عمران به زبان حال و قال، کانّه دارد به آنها می‌گوید: ای نامردها! مگر من از شما پیمان نگرفتم که تا ابد، هر کسی که به موسی ایمان دارد موسی خودش به پیغمبر خاتم ایمان دارد باید به پیغمبر خاتم ایمان بیاورد و او را یاری کند، کمک کند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2024 03:43:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه بیست و یکم(فرجام نبوت۲)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA%DB%B2-zi2aoby6fdmm</link>
                <description>خلاصه جلسه بیست و یکم: فرجام نبوت(۲)پیروزی همیشگی حق! حضرت آیت الله خامنه‌ای در جلسه بیست و یکم از جلسات ماه مبارک رمضان سال ۵۳، در تکمیل بحث فرجام نبوت، سخنرانی خود را صورت دادند. ایشان با تشریح کامیابی انبیاء و موفقیت آنان، نقش انبیاء در پیشبرد هدف الهی در ظهور آخرین سفیر الهی و تشکیل جامعه توحیدی را اثبات کردند. ایشان با بیان اینکه «حق هم با وجودی که حق است، احتیاج دارد به کار و تلاش و کوشش. گمان نکنیم چون حرف ما حق است، پس لازم نیست تلاش کنیم در راهش. فکر نکنیم چون داعیه ی ما قرآن است، پس خود خدا قرآن را پیش خواهد برد، نه! حرف حق درست است که حق است، درست است که محکوم است و مسلم است جهان به پذیرش آن در آینده، اما تلاش میخواهد فعالیت می‌خواهد عده‌ای باید پای آن صبرکنند، عده ای باید برای به کرسی نشاندن آن خون دل بخورند.» سپس دلایل پیروزی حق در زمان نبی اکرم صلى الله عليه و آله و سلم و شکست آن در زمان امیرالمومنین را شرح دادند. ایشان این نکته را یادآور شدند که«انبیا عموماً، حتی آنها که به ظاهر با شکست مرحله‌ای مواجه شده‌اند، در خط سیر عمومی نبوت، به هدف و مقصود خود که بالا بردن سطح اندیشه و روحیه ی انسان‌ها و آماده ساختن آنان برای رسیدن به مرحله ی بعدی است، دست یافته‌اند.»استاد سید علی حسینی خامنه ای در پایان با بررسی وعده الهی یاری و نصرت انبیاء؛ این نصرت را در زمان رجعت ایشان دانستند و آیات مرتبط با آن را بررسی کردند.إِنَّا لَتَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ(مومن/۵۷)ما به طور حتم و یقین ، پیامبران خود و آن کسانی را که ایمان آورده‌اند، یاری خواهیم کرد. در این جهان و هم در روزی که گواهان به پا می خیزند.ما به طور حتم و بدون تردید یاری میکنیم، «رُسُلَنا» پیامبران خودمان را. آیا فقط پیغمبران را؟ نه، مؤمنی که در راه پیغمبر حرکت میکند، این وعده برای او هم هست. یک حدیثی در ذیل این آیه ی شریفه هست که امام می‌فرماید که منظور از نصرت خدا به پیغمبران، نصرتشان در عالم رجعت است؛ یعنی بعد از اینکه حضرت ولی عصر صلوات الله علیه می‌آید و آن حکومت الهی همه جانبه در این عالم به وجود می آید و پرچم قرآن و اسلام بر سراسر عالم کوفته می شود و همه ی مردم به سوی دین و خدا و توحید حرکت میکنند، حکومت واحده‌ی الهی به وجود می‌آید، بعد از آن پیغمبران و انبیاء و اوصیا و شهدا و صلحای از مؤمنین را خدای متعال زنده میکند ... امام در این روایت میگوید ... این آیه مربوط به رجعت است و نصرت برای رجعت است. بنده این جور تصور میکنم که امام نمی‌خواهند این جمله‌ای را که میگوید «فی الحیاة الدنیا»، این را تعبیر کند به رجعت. امام نمی‌خواهد بگوید آنی که خدا گفته است که ما در زندگی دنیا آنها را یاری می‌کنیم؛ یعنی در رجعت در زندگی دنیا. گمان می‌کنم «يوم يقوم الأشهاد» تعبیر میشود به رجعت و نه به قیامت. در روزگار رجعت خدای متعال پیغمبران را یاری می کند، این را به صورت احتمال عرض میکنم و از این روایت احتمالاً استنباط می کنم. علی ای حال، خود کلمه ی «فی الحياة الدنيا»، به طور ظاهر، به قرینه‌ی آیاتی هم که بعد می آید، نشان می دهد که خدای متعال وعده ی صریح می دهد به پیغمبران و به مؤمنان که در همین زندگی دنیا، ما شما را یاری خواهیم کرد.يَوْمَ لَا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ شوء الدار(مومن/۵۲)روزی که پوزش خواهی ستمگران به آنان سودی نمی بخشد و آنان را دوری و محرومی از رحمت خدا و نیز سرمنزلی شوم، نصیب می گردد.گواهان کی بر می‌خیزند؟ آن وقتی که ستمگران را معذرت خواهی‌شان سودی نخواهد داد. یک آیه ی دیگری هست در قرآن،«يوم يأتى بعض آيات رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْس ايمانُها لَم تَكُنْ آمَنَت مِن قَبْلُ» که آن هم تعبیر شده به روزگار آمدن ولی عصر عجل الله تعالی فرجه، ممکن است این هم همان باشد.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ(مومن/۵۳)همانا به موسی هدایت و ره‌یافتگی بخشیدیم و برای بنی اسرائیل کتاب را بر جا نهادیم.بنی اسرائیل صاحب كتاب، صاحب مجموعه‌ی معارف و مقررات الهی باقی ماندند و این نشان می دهد که اینها موفق شدند، و الا اگر کفار و طایفه های زمان بر بنی‌اسرائیل پیروز می شدند، اجازه نمی‌دادند که آنها بر طبق کتاب آسمانی خود عمل کنند؛ کتاب را از میان آنها ضایع می کردند.فاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ واسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ (مومن /۵۵)پس استقامت کن و صبر کن که بی گمان وعده ی خدا (بر پیروزی و نصرت حق) است. و از خطای خود پوزش طلب (در صدد جبران خطاهای گذشته باش) و صبح و شام پروردگارت را ستایش و تسبیح گوی.به پیغمبر خاتم خطاب میکند می‌کند، می‌فرماید که .... پس حالا تو هم صبر کن، استقامت کن، با انگیزه های انحطاط آفرین مقاومت کن... بی گمان وعده ی خدا حق است. گناه پیغمبر، گناه باب پیغمبر است، از این قبیل گناه‌های ما نیست. پیغمبر معصوم است مسلم. به نص آیات قرآنی و به حکم عقل، پیغمبر گناه نمی کند. این ذنب از نوع ذنب‌ها و خطاهایی ست که برای انسان در آن حد خطاست، گرچه اگر بنده و شما همان کار را بکنیم، هیچ خطا نیست. آن گناهان را میگوید، آن ذنب‌ها را میگوید. «و استغفر لذنبك» پوزش بخواه و طلب غفران کن و طلب جبران کن برای خطاهای کوچک گذشته‌ات. این آیه خیلی روشن به ما می آموزد که پیغمبران فرجام کارشان نصرت خداست.وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظالِمَةً وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخرین (انبیا/۱۱)و چه بسیار آبادی ها و جامعه‌های ستمگر را در هم شکستیم. و پس از آنان، مردمی و گروه‌هایی دیگر پدید آوردیم. از اول سوره [انبیا] خدای متعال مرتب دارد می‌گوید که انبیا پیروز خواهند شد، دشمنان انبیا سرکوب خواهند شد، ... همه‌ی ماجراهایی که در این سوره نقل شده، به این صورت است که پیغمبر پیشرفت میکند، موفق میشود، پیروز میشود و ضد پیغمبر، ضد انقلاب نبی، ضد حرف نو پیغمبر، یعنی ارتجاع ضد نبوت، مغلوب می شود، منکوب می‌شود و شکست خورده می‌شود و این سنت تاریخ است. واقعاً سرود فتح پیامبران ، سرود مهیجی‌ست که نشان می‌دهد پیغمبران چگونه با کمک های غیبی الهی که در بطن این عالم هست، و نه کمک های غیبی به صورتی که مردم عامی دلشان میخواهد و دوست می‌دارند که یک دستی از غیب بیاید بکوبد توی سینه دشمن، نه؛ کمک های غیبی که در بطن خود این جهان نهفته است، برابری دارد با سرشت عالم و سرشت بشر و جهان، با این کمک های غیبی، چقدر پیغمبران را پروردگار عالم موفق ساخته. جامعه‌ی ستمگر، نظام ستمگر، تمدن ستمگر، آن جامعه ای که در ساختمانش ستم به کار رفته، طبقه بندی به وجود آمده، استثمار درست شده، بهره کشی انسان از انسان درست شده؛ این قریه‌ی ظالمه است،این جامعه‌ی ظالمه است، که در بنیاد ستمگری به کار رفته، چقدر اینها را در هم شکستیم.فَلَمَّا أَحَشُوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ(انبیا/۱۲)ستمگران چون خشم و عذاب ما را احساس می‌کردند بی‌درنگ پای به گریز می‌نهادند.ستمگران همین که احساس کردند خشم و غضب ما را، آن ستمگران، یا از باب اینکه مثلاً فرض کنید عذاب آسمانی نازل شد، یا از باب اینکه دیدند مؤمنین به همراهی پیغمبرشان بر سر آنها تاختند و الآن است که شمشیر خشم خدا را بر سر آنها فرود بیاورند .... «إذا هم منها يركضون» ناگهان از آن آبادی‌ها، از آن تمدن، از آن جامعه پای به گریز نهادند، بنا کردند گریختن و فرار کردن.لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ (انبیا/۱۳)مگریزید! و به سوی تنعم گاه های خود بازگردید! و به سوی منازلتان! ممکن است مورد پرسش قرار بگیرید!برگردید به میان جامعه و شهری که در آن شهر آقایی و فخر می‌فروختید، کجا می گریزید؟ ... شاید بخواهند شماها را استیضاح کنند، شاید بخواهند از شما سوال کنند، کجا می روید؟... گفتند وای بر ما، وای برما که ظالم و ستمگر بودیم... همین گونه سخن میگفتند تا آنکه ما همه ی آنها را طعمه ی مرگ و نابودی ساختیم.لَوْ أَرَدْنَا أَنْ تَتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ(انبیا/۱۷)[اگر می‌خواستیم بازیچه‌ای بگیریم قطعا آن را از پیش خود اختیار می‌کردیم.][از این آیه به بعد] حقیقت زیربنای فکری این واقعیت تاریخی را بیان میکند. چرا این جوری شده؟ چرا باید ستمگران نابود بشوند و ستم کشان جای آنها را بگیرند؟ علت این است:« وَ ما خَلَقْنَا السماء والأرض وما بينهما لاعبين» ما آسمان را و زمین را و آنچه در میانه ی آنهاست، به بیهوده نیافریدیم. اگر میخواستیم کار بیهوده ای انجام دهیم، البته انجام میدادیم؛ از پیش خود این کار را میکردیم ، اما هرگز نمیکنیم. پروردگار عالم کار بیهوده نمی کند، بر طبق باطل عمل نمی کند. به پوچی عمل نمیکند. یعنی چه؟ یعنی این آسمان و زمین را و آنچه در میان آنهاست، اگر آفریدیم، بر طبق یک منظوری آفریدیم آن راهی که آسمان و زمین و موجوداتش را به آن سر منزل و مقصود و هدفی که برای آن آفریده شده‌اند می رساند، آن خط سیر، حق است، هر وسیله ای که انسانها را به آن سرمنزل برساند، آن وسیله حق است.بلْ نَقْذِفُ بالحق علی الباطل فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ  حق الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ(انبیا/۱۸)بلکه حق را بر باطل فرو می افکنیم پس آن را در هم می شکند و بناگاه آن نابود می گردد وای بر شما از آنچه وصف میکنید.]این راه حق، این طریقه‌ی صحیح، این طریقه ی فطری و سرشتی انسان و جهان، این بالاخره بر باطل پیروز خواهد شد. بلکه پیروز میگردانیم حق را بر باطل. پروردگار عالم مالک آسمان است، مالک زمین است، حاکم بر تمام اقطار عالم وجود اوست، پس در زندگی انسان‌ها هم او باید حکم فرمایی کند. در نظام زندگی بشر هم او باید قانون بدهد، او باید اداره کند، او باید تدبیر کند؛ پس کسانی که در مقابل انبیا ادعای حکومت و قدرت و سلطه می‌کردند، بر باطل بودند و محکوم به نابودی اند.کوته‌سخن درباره فرجام نبوت‌ها آن است که در مرحله‌ها و فصول تاریخ، هرگاه دعوت انبیاء، با ایمان و صبر کامل از سوی خود و پیروان آنها همراه بوده، پیروزی و موفقیت نصیب آنان شده و به ایجاد محیط مناسب و نظام مطلوب و برانداختن نظام جاهلی، توفیق یافته‌اند. انبیاء عموماً، حتی آنها که به ظاهر با شکست مرحله‌ای مواجه شده‌اند، در خط سیر عمومی نبوت، به هدف و مقصود خود که بالا بردن سطح اندیشه و روحیه‌ی انسان‌ها و آماده ساختن آنان برای رسیدن به مرحله بعدی است، دست یافته اند. این حقیقت را قرآن با بیان‌های گوناگون، چه در ضمن گزارش ماجرای پیامبران و چه در ردیف حقایقی مربوط به عموم انبیاء برای آگاهی و دلگرمی پیامبر خاتم (ص) و مسلمانان و همه کسانی که در راه انبیاء گام خواهند زد، آشکارا بیان فرموده است.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2024 05:41:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه بیستم(فرجام نبوت1)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA1-i6xmm3rtmdee</link>
                <description>خلاصه جلسه بیستم: فرجام نبوت (۱)پیروزی در گرو ایمان و صبر! استاد سید علی حسینی خامنه ای در هفتمین جلسه از موضوع نبوت، به فرجام نبوت پرداختند. ایشان با بیان اینکه یکسره جهاد کردن و نیاسودن،  سرگذشت پیامبران الهی است. به سراغ این پرسش رفتند که آیا فرجام پیامبران شکست بوده و یا خیر؟ ایشان در پاسخ فرمودند:« انبیا در مجموع موفق شدند و کامیاب شدند، ناکام نشدند. و اما هر دانه دانه از پیغمبران، یعنی هر تک تک از نهضتهای انقلابی الهی و توحیدی، آیا آنها موفق شدند یا نه.» ایشان با عنوان عاقبت نیک بشر در جهان بینی اسلامی بیان کردند:« انبیای عظام الهی، اگر چه که هر تک‌تک‌شان با محرومیت ها و ناکامی ها مواجه شده اند، اما در مجموع، سیر بشریت به سوی ترقی و تعالی بوده و عاملش انبیا بودند.» حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه با تشریح دو شرط پیروزی انبیاء، صبر و ایمان پیروان، نقش مؤمنان در پیروزی انبیاء را نمایان کردند. پیروزی انبیاء با دو شرط آن، یک سیری است که منتهی به ظهور آخرین حجت الهی خواهد شد. ایشان آن را فرجام واقعی نبوت دانستند.وَقَالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ اتذر موسى وقومة لِيُفْسِدُوا في الْأَرْضِ وَيذرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سنقتل أبناءهم ونستحیی نِسَاءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ (اعراف/۱۲۷)[اشراف و سران قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را رها می کنی تا در این سرزمین فساد و تباهی کنند و تو و معبودهایت را واگذارند؟ گفت: به زودی پسرانشان را به صورتی وسیع و گسترده به قتل می رسانیم و زنانشان را زنده میگذاریم و ما بر آنان چیره و مسلطیم.]ملاءو سران و سرداران و بزرگان قوم فرعون به فرعون گفتند:...آیا تو رها می‌کنی، ول می‌کنی موسی و قومش را؟ مومنین به او را، حزبش را، جمعیتش را، که در زمین فساد بکنند؟ اخلال گری بکنند؟ ولشان می کنی؟ فرعون در مقابل این سخن و این تشکیک گفت نه؛ موسی را از بین خواهم برد..... گفت من موسی را و نخواهم گذاشت، اجازه نمی دهم آنچه می خواهد بکند، بلکه جوانانشان را خواهم کشت و زنانشان را زنده نگاه خواهم داشت؛ این نقشه ی جدیدی است. خب کار سخت شد دیگر، حزب موسی قرار گرفتند در مقابل نقشه ی طرح شدت عمل دستگاه فرعونی. اینجا جایی است که استخوان پیلان می لرزد، اینجا جایی است که دلهای قرص و محکم متزلزل میشود، مگر شوخی است؟ کسی مثل فرعون بگوید من پدری از آنها خواهم سوزاند، نقشه ای برایشان دارم که یک جوان برایشان نگذارم..... اینجا جایی است که بایستی موسویان شارژ بشوند، باید در همین لحظه ی حساس و خطرناک احساس شکست نکنند.قال موسى لقومه استعينوا باللهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضِ اللَّهِ یورثها مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (اعراف/۱۲۸)[موسی به قومش گفت:از خدا یاری بخواهید، و شکیبایی ورزید، یقیناً زمین در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست. آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد می بخشد، و سرانجام نیک، برای پرهیزکاران است.]موسی متقابلا در مقابل این اعلان فرعونی به قومش گفت: از خدا یاری بخواهید و صبر کنید. ادامه بدهید، مقاومت کنید، تلاشتان را نیمه کاره نگذارید- امید در اینها می دمد- چرا؟ [چون] بنده ی خدا ماییم، موسی به بنی اسرائیل می گوید شما بنده ی خدایید، بندگان فرعون کارشان به نتیجه نخواهد رسید. زمین برای بندگان خداست.پیغمبر ما که در مکه آن قدر مورد فشار بود، سیزده سال شدیدترین شکنجه ها و وضع ها را برایش فراهم کردند، بعد می آید مدینه، آنجا حکومتی تشکیل می دهد، جامعه ای به وجود می آورد، نظامی مستقر میکند و انسانها را به سوی کمال سوق میدهد و دشمنان بنیادی خودش را خرد میکند، بر زمین می زند، اما در سایه ی چه؟ در سایه ایمان و صبر..... این یکی از سنت های عالم است.قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أولياءَ لَايَمْلِكُونَ لأَنفُسِهِمْ نَفْعًا ولا ضرا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ والنورُ امْ جَعَلُو الله شُرَكَاء خَلَقُوا کخلْقِهِ فَتَشَابَةِ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ الله خَالِقُ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ القهار(رعد/۱۶)[بگو: پروردگار آسمانها و زمین کیست؟! بگو خدا، بگو: پس آیا جز او سرپرستانی گرفته اید که اختیار سود و زبان خود را ندارند. بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند یا تاریکی ها و روشنایی برابرند یا برای خدا شریکانی پنداشته‌اند که مانند آفرینش او آفریده اند. و در نتیجه[این دو] آفرینش بر آنان مشتبه شده است، بگو: خدا آفریننده هر چیزی است و اوست یگانه قهار.]چون او آفریده، او میتواند بگوید عاقبتش چه خواهد شد. چون بعد میخواهد درباره عاقبت حق و باطل حرف بزند، قبلاً می گوید ما آفریدیم این جهان را، ما بلدیم سنت ها و قانون های تاریخ را، از ما بشنوید.أنزل من السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْل زبدا رابيا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ في النار ابتغاء حلية أو متاع زبد مِثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ الله الحَقِّ وَالْبَاطِلِ فَأَمَّا الزَّبدُ فيذهبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ الناسَ فَيَمْكُثُ فِي الأرض كذلك يضرب الله الأمثال(رعد/۱۷)از آسمان آبی فرستاد پس روان گشت جویبارهایی به اندازه ی خود. پس این سیل کفی انبوه و نمایان را با خود حمل کرد و آنچه را در آتش می افروزند همچون آهن با دیگر مواد آهنی تا پیرایه یا کالایی بدست آورند، نیز، کفی همانند آن هست. خدا حق و باطل را بدین گونه می نمایاند. اما آن کف، هرز می رود و نابود و متلاشی می گردد. و اما آنچه مردم را سود می دهد (مانند آب جویبار یا فلز و ماده ی معدنی) در زمین باقی می ماند. اینگونه خداوند مثل ها را نمودار می سازد.شما وقتی که کنار رودخانه ای که آب سیل را دارد می آورد می ایستید، آنچه که می بینید آب نیست کف است، آب در زیر کف است، این کفها همین طور برجسته و خروشان بر روی این آبی که در رودخانه جاری ست، دارند خودنمایی میکنند. شما کف می بینید، زیر کف آب است.... آنی که شما دیدی که نمایان است، همان کف، آن باطل است. آنی که در زیر کف پنهان است، یعنی آب.... آن حق است. کف روی رودخانه همیشگی که نیست. یک لحظه هست، لحظه ی دیگر نیست. آب را وقتی که در مزرعه ات باز کردی، از رودخانه آنچه که برای تو می ماند، آب است نه کف، کفش از بین میرود.... میخواهد بگوید حق می ماند. دعوت انبیا حق است، نهضت انبیا حق است و آن می ماند.لِلَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِم الحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا له لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جميعًا ومثله معه الافتدوا به أُولَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِساب ومأواهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ (رعد/۱۸)برای آنانکه پروردگار خویش پاسخ مثبت گویند، نیکوترین فرجام است. و آنانکه بدو پاسخ مثبت نداده اند. اگر همه ی ثروت و قدرت روی زمین را با همانند آن، مالک باشند حاضرند آن را فدیه دهند (تا از فرجام به خویش در امان بماند) و برای ایشان حسابی ناخوشایند است. پناهگاه آنان دوزخ است و چه به جایگاهی است.فرجام کار برای کسانی است که نهضت انبیا را اجابت می کنند .... اما آن کسانی که اجابت نمی کنند و به راه باطل گام می گذارند. لا فتدوا: حاضرند آن را فدیه بدهند و خودشان را از مخمصه نجات بدهند. شما این را در تاریخ ندیدید؟ ندیدید درگیریهای حق و باطل را که چگونه رهبران و سران باطل، مثل طوماری پیچیده شدند؛ آن وقت اگر میتوانستند، حاضر بودند همه ی دنیا را بدهند و خودشان را، جانشان را، مقامشان را، نگاه بدارند.وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (صافات/۱۷۳)و بی گمان سپاه ما، پیروزمندان می‌باشند.سپاهیان ما هستند که پیروز می گردند... شرطش همان ایمان است و صبر. در میدان‌های پیغمبر، رسول خدا مردم را به صبر فرا میخواند. در میدان های امیرالمؤمنین، امیر المؤمنین مردم را به صبر فرا میخواند. همیشه میگفتند صبر کنید. صبر در میدان جنگ یعنی چه؟ صبر در حال مبارزه یعنی چه؟ یعنی از مبارزه سست نشدن، یعنی تلاش را تمام نکردن، نصفه نگذاشتن، این معنی صبر است. اگر چنانچه مسلمانان عالم در راه پیشرفت‌های فرهنگی و پیشرفت های اقتصادی و پیشرفت‌های سیاسی، این دو عامل را، عامل ایمان را و عامل صبر را، امروز هم در پیش بگیرند، جامعه ی اسلامی از لحاظ فرهنگی و از لحاظ سیاسی و از لحاظ اقتصادی بر کفار و دشمنان دین غلبه خواهد کرد.آیا انبیای الهی مجموعاً موفق شدند یا ناکام شدند؟ میگوییم مجموعاً موفق شدند، همه‌ی انبیا. به دلیل اینکه میخواستند بشر را بالا بیاورند و بالا آوردند. انبیا در مجموع موفق شدند و کامیاب شدند، ناکام نشدند. و اما هر دانه دانه از پیغمبران، یعنی هر تک تک از نهضتهای انقلابی الهی و توحیدی، آیا آنها موفق شدند یا نه؟ میگوییم اینجا یک قاعده ی کلی وجود دارد. قاعده ی کلی این است که هر کدامی دارای ایمان و صبر کافی بودند، موفق شدند. هر کدامی دارای ایمان و صبر کافی نبودند، موفق نگشتند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Fri, 05 Apr 2024 05:14:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه نوزدهم(گروه‌های معارض)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6-moaxwi5h1qzv</link>
                <description>جلسه نوزدهم : گروه‌های معارضشیطان یعنی قدرت‌های شرآفرین!وَ کَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّاً شَیَطِینَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِى بَعْضُهُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ(انعام/112)وهمانند تو برای همه‌ی پیامبران دشمنان و مخاصمانی از شیطان های انس و جن قرار دادیم که بعضی از آنان با سخنانی فریبنده و خوش ظاهر و جهالت انگیز ، به بعضی دیگر الهام می‌دهند و اگر پروردگارت اراده می‌کرد آنان چنین نمی‌کردند پس آنان را با همه ی افتراهاشان به کناری نِه (با آنها بی اعتنایی کن و از توطئه های آنان نومید مشو)شیطان یعنی قدرت‌های شرآفرینی که خارج از وجود انسانند یک نوعش همین ابلیسی ست که به آدم(ع) ، آدم ابوالبشر، سجده نکرده. آن شیطان، بدنام ترین شیطان‌های عالم است بدنامی شیطان‌های دیگر هم پای اوست بیچاره این شیطان‌هایی که دشمنان پیغمبر هستند بعضی شان به بعض دیگر الهام می‌دهند، یاد می دهند. گاهی طبقه ی احبار و رهبان به طبقه ی ملأ درس می‌دهد گاهی طبقه ملأ به احبار و رهبان درس می دهد گاهی مترفین به هر دو طبقه آموزش می‌دهند و غالباً هر سه طبقه از طاغوت الهام می گیرند.این قدر خوش ظاهر، فرعون می‌گوید که «ذَرونی اَقتُل موسی »، بگذارید بکشم من این موسی را خب چرا؟ چرا بکشی؟ «اِنّي أَخَافُ أَن يُبَّدِلَ دينَكُم» می‌گوید می ترسم موسـی دین شما را خراب کند. این حرف فرعون است. فرعون می‌ترسد که موسی بیاید دین مردم را خراب کند. یک چنین سخنان خوش ظاهر .«غُروراً» از روی ایجاد غرور و جهالت مردمان را و یکدیگر را مغرور می‌کنند اگر خدا می‌خواست و اراده می‌کرد اینها این کار را نمی کردند امکانات پیدا نمی کردند. اگر خدا می‌خواست تمام این طبقات معارض را در یک لحظه خاکستر کند و بر باد بدهد می توانست اما خب سنت الهی بر این نیست، قانون خدا بر این نیست قانون الهی این است که آنها دشمنی هایشان را بکنند تا مؤمن از غیر مؤمن باز شناخته بشود. رهایشان کن با هر آنچه که افترا می بندند و دروغ می‌گویند. یعنی چه رهایشان کن؟ یعنی به گفته‌های آنها غمگین و دلگیر مشو سست مشو راهت را از دست مدهوَلِتَصْغَى‏ إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ وَلِیَرْضَوْهُ وَ لِیَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُقْتَرِفُونَ‏(انعام/113)و در نتیجه و عاقبت دل کسانی  که به آخرت ایمان نیاورده‌اند بدان سخنان گوش فرادهد و  بدان خشنود گردد و به همان  فرجام آنان دچار گردند.نتیجه ی این سخن‌های خوش ظاهر و فریب و غرور آمیز این است که دل‌هایی که به آخرت ایمان ندارند، تحت تأثیر این تبلیغات دروغینِ خوش ظاهر قرار بگیرند. این تبلیغات دروغین، این تبلیغات فریبنده و خوش ظاهر، دل‌هایی را فریب می دهد به خود جذب می‌کند اما دل‌های چه کسی را؟ « وَ لِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بالآخِرَةِ » دل های آن کسانی که به آخرت ایمان و باوری ندارند؛ لذا آنی که به آخرت ایمان دارد، به این زودی اسیر و فریب خورده‌ی تبلیغات دروغین‌ نمی‌شود.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى‏ قَوْمِهِ فَقَالَ یَقَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ(مومن/23)همانــا موســى را همــراه بــا  آیت‌هایمـان و بـا حجتـى آشـكارا  فرســتادیم.آن قدرت آشکار یا حجت آشکار، دلیل آشکار [بودنش] چه بود؟ منطق قوی او، سخن حق او عصای دست ،او ید بیضای او.إِلى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ کَذّابٌ(مومن/24)به سوى فرعون و هامان و  قارون پس گفتند که جادوگری دروغ پرداز است.به جنگ چه کسانی فرستادیم؟ طرف موسی چه کسی بود در این جامعه؟... به سوی فرعون به سوی هامان وزیر فرعون از روسای مملکت فرعون، از اشراف چشم پر کن... [و] قارون .... قارون یک ثروتمند است، عجیب این است که با اینکه فرعون در رأس حکومت است، یک طبقه است؛ هامان در کار اوست، طبقه ی دیگری ست؛ قارون به آنها اصلاً ارتباط ندارد، ثروتمند است، گنجور است، طبقه ی دیگری ست؛ با اینکه سه طبقه هستند، جوابشان یک جواب است، هر سه در مقابل موسی یک موضع می‌گیرند، یک حرف می زنند... گفتند: جادوگری دروغ گو و دروغ پرداز است.فَلَمّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِساءَهُمْ وَ ما کَیْدُ الْکافِرِینَ إِلاّ فِی ضَلال(مومن/25)چون حق را از جانب ما به آنان  ارائه داد، گفتند: پسران آن کسانی  را که بدو ایمان آورده‌اند بکشید  و زنانشان را زنده نگاه دارید. دشمنی و نقشه‌چینی کافران،  گمراه و بی اثر است.وقتی حقیقت را از سوی ما به این معارضان، موسی بیان کرد و آورد چه گفتند؟ آیا ساکت نشستند؟ هرگز؛ همچنانی که موسی نظام پیشنهادی اش پنجه به زندگی آنها می زد آنها هم پنجول به سرو صورت موسی کشیدند.آن کسانی که به فکر این نبی تازه وارد، این فکر نو و روشن و زندگی ساز ایمان آوردند. پسرانشان را بکشید.بکشید که اینها نباشند تا فردا ما را تهدید کنند. حالا چرا زنده بدارید زنها را؟ شرحی دارد. برای اینکه نسلشان مخلوط بشود برای اینکه به فحشا کشیده بشوند، برای اینکه آنها را اشباع از غرایز بکنند، برای اینکه تو سری خور بشوند؛ وجوهی دارد در این. «وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ » يعنى ... به نتيجه نمی رسد. مثل تیری ست که شما بیندازید طرف یک دشمنی، یک نفری، یک هدفی، باد بیاید تیر را گم کند از این مسیر. اینجا هم ملاحظه کردید در این آیه از سه طبقه یاد شده: طبقه ی فرعون، طبقه‌ی هامان، طبقه ی قارون؛ از این سه طبقه اینجا با همدیگر یاد شده بود.یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ کَثِیراً مِّنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَلَ النَّاسِ بِالْبَطِلِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَلَا یُنفِقُونَهَا فِى سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذابٍ أَلِیمٍ‏(توبه/34)ای مردمان که ایمان آورده‌اید! همانا بسیاری از عالمان و زاهدان اموال مردمان را بدون استحقاق می‌خورند. و مردم را از پیمودن راه خدا باز می‌دارند. و آنانکه طلا و نقره را اندوخته می‌کنند و در راه خدا آن را انفاق نمی نمایند پس بشارتشان بده به عذابی الم انگیز[ایـن آیـه مربـوط] بـه طبقـه احبـار و رهبان اسـت....  بسـیاری از عالمـان و زاهـدان... بـدون اسـتحقاق،  پول...[مـردم] را هـم مـی خورنـد و از راه خـدا هم آنها  را بـاز می‌دارنـد.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Thu, 04 Apr 2024 05:01:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه هجدهم(نخستین نغمه های نبوت)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%BA%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-vywzcogbx2ni</link>
                <description>خلاصه جلسه هجدهم:نخستین نغمه های نبوتتوحید؛سرانجاعی در آغاز حضرت آیت الله خامنه ای در پنجمین جلسه نبوت به نخستین شعار دعوت انبیا که همان نغمه توحید است؛ پرداختند توحید همه چیز مکتب انبیا علیه السلام است. توحید و معرفت خدا هم مایه ی تکامل و تعالی روح انسان است که این هدف عالی و نهایی انبیا است و هم طرح توحید به معنای ایجاد یک محیط الهی، یک جامعه و نظام الهی، یک نظام عادلانه یک نظام بی طبقه یک نظام بدون استثمار، یک نظام بدون ظلم به معنای تشکیل یک چنین نظامی ست آنانکه در جریان دعوت پیامبران قرار گرفته اند و آن را می پذیرند و هم آنان که از آن سرپیچی کرده و با آن می ستیزند؛ با مطرح شدن توحید به خوبی میفهمند که در این مکتب مبارزه با تحکمات بشری و اختلاف طبقاتی و استثمار و ستمگری به هر شکل مطرح است. همچنانکه در دوران سازندگی اجتماعی و تشکیل نظام مطلوب مراعات آزادی و تکریم انسان و عدالت اجتماعی و رفاه عمومی و برافتادن ستم و بیداد مورد نظر است و مشخص بودن هدف و جهت و راه انبیا و تعهد و تکلیف پیروان انبیا از انحرافهای مسلکی و مکتبی در ادامه راه جلوگیری می کند.ولَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رسولاً أن اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطاغُوتَ فَمِنْهُم من هدى الله ومنهم من حقت عَلَيْهِ الضلالة فسيروا في الأرض فَانظُرُوا كَيف كان عاقبة المكذبين(نحل/۳۶)و همانا برانگیختیم در هر امتی، پیامبری که عبودیت کنید خدا را و دوری بگزینید از طاغوت. بعضی از آنان را خدا هدایت کرد و بر بعضی از آنان گمراهی قرار گرفت. پس در زمین گردش کنید پس بنگرید فرجام کار تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟عبودیت کنید خدا را و دوری بگزینید از طاغوت؛ این حرف اول پیغمبرهاست. طاغوت رقیب خداست. طاغوت آنی است که شاخ به شاخ، مقابل خدا و فرمان خدا می ایستد، هر که هست. گاهی این طاغوت خود تویی؛« اعدی عدوك نفسك التي بين جنبیک»، گاهی طاغوت همان دل هرزه درای توست.گاهی طاغوت همان هوس روز و شب توست. گاهی آقایی طلبی یک آدم طاغوت اوست، تکبر یک انسان، طاغوت اوست. گاهی هم قدرت های خارج از وجود انسانند. قدرتهایی که همین طور دایره وار وسیع می شود، وسیع میشود و بالا میرود. به هر حال پیغمبرها وقتی که آمدند، گفتند خدا، نه طاغوت. ببینید عاقبت آن کسانی که ضلالت بر آنان قرار گرفته بود و پیغمبر را تکذیب کردند و هدایت او را نپذیرفتند چگونه شد. ببینید تمدن های برافتاده را، ببینید کشورها و شهرهای ویران شده را، ببینید بابل و آشور و کلده ی نابود شده را، که از آن جز نامی درستون تاریخ باقی نماند. ببینید قدرت فرعونیان مصر را که جامعه ی مصری مثل طوماری در هم نوردیده شد. اینها را قرآن میگوید؛ ببیند امتها و کشورهایی را که به سخن پیامبر گوش فرا ندادند، عاقبتشان چه شد، محکوم به زوالند. به طور کلی تا آخر دنیا این است؛ هر جامعه ای، هر امتی که بر روال دین حرکت نکند و بر طبق دین حرکت نکند، نابود خواهد شد. نه اینکه آدم هایش همه خواهند مرد، نه؛ نابود شدن امت، به معنای نابود شدن تشکیلات ملی آنهاست. جذب می شوند، هضم می شوند، جزو ملتهای دیگر می شوند، ملیتشان اصلاً از بین می رود، امروز شما ملیت کلده را معین کنید کجاست؛ ملیت آشور را معین کنید کجاست؛ ملیت بابل را معین کنید کجاست. این تمدنهای بزرگ تاریخ، اولین تمدنهای بشری اینهایند، کجایند اینها؟وإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قوم اعْبُدُوا اللهَ مَا لَكُم مِّنْ إله غيره أفلا تتقون(اعراف/۶۵)پس به سوی قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم. گفت ای قوم من، خدا را عبودیت کنید، به جز او شما را معبودی نیست. آیا پروا نمی گیرید؟درباره ی این قوم عاد است ظاهراً، که اینها در میان کوه ها خانه می ساختند، بعید نمی داند آدم که برای آن اواخر عهد حجری باشد که بعضی از دانشمندان مادی ذکر کردند و ترسیم کردند. غرض، برای خیلی قدیمند .... با این بیان چقدر غلط و باطل می شود فرضیه ی آن کسانی که میگویند توحید و به طور کلی دین، بر اثر وضع طبیعی انسانها و از روی جهالت و نادانی انسانها به وجود آمد و دین تدریجاً به توحید رسید. می گویند اول اقوام مشرک بودند.... بعد توحید پدید آمد، در حالیکه نه، میبینیم از روزگار قدیم، از دوران باستان توحید بوده.قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قومه إنا لنراك في سفاهة وإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (اعراف/۶۶)برگزیدگان قوم که کافر بودند گفتند: حقاً تو را در نابخردی می بینیم و گمان داریم که تو از جمله ی دروغگویانی.این جزو اتهاماتی‌ست و پندارهای دروغی است که نسبت به داعیان حق، همیشه زمان بوده.قالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاعَةُ ولكني رسول من رب العالمين(اعراف/۶۷)گفت ای قوم من، در من نابخردی نیست. بلکه من پیام آور پروردگار و زمامدار جهانیانم.در مقابل اتهام آنها، سخن ناشایست آنها، سخن حق خود را تکرار کرد.أَبَلِّغكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَأَنَا لَكُمْ ناصح أمين(اعراف/۶۸)پیام های پروردگارم را به شما می رسانم و شما را خیرخواهی امین می باشم.من برای شما خیر خواهی امانت دارم. خیر شما را می خواهم، رشد شما را میخواهم، پیشرفت شما را میخواهم که شما را به خدا و توحید دعوت می کنم.أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَبَّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ واذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بعدِ قَوْم نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الخَلْقِ بَسْطَةٌ فَاذْكُرُوا آلَاء الله لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(اعراف/۶۹) آیا در شگفتید که یادآوری برای شما از سوی پروردگارتان بر مردمی از میان شما فرارسد که شما را بدان بیم دهد؟ و به یاد آورید که شما را جانشینان پس از قوم نوح ساخت و شما را در خلقت و اندام فزونی بخشید. نعمتهای خدا را به یاد آورید، مگر به پیروزی و موفقیت نایل گردید.یعنی از اینکه یک انسانی از انسانهای معمولی، در همین کسوت شما در همین لباس شما به مقام نبوت و پیامبری برسد، تعجب میکنید؟قَالُوا أَجِلْتَنَا لِنعْبدُ اللَّهَ وَحْدَهُ ونَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (اعراف/۷۰ )گفتند آیا نزد ما آمده ای تا خدا را به تنهایی عبودیت کنم و ذواتی را که پدران ما عبادت می کرده اند واگذاریم؟ اگر راست میگویی هر چه را که بدان تهدیدمان میکنی بیاور!دشمن هم فوراً می فهمد که عبادت انحصاری خدا یعنی چه.[ چرا که می پرسد] آیا تو آمده ای نزد ما تا ما فقط خدا را بپرستیم و عبودیت کنیم؟قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رجس وغَضَبٌ أَتجَادِلُونَني في أسماء سميتموها أنتم و آبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللهُ بِهَا مِن سلطانِ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم من المنتظرين(اعراف/۷۱)گفت: حقا که از جانب پروردگارتان بر شما پلیدی و خشم مقرر گشته است. آیا با من درباره نام های (پوچ و بی معنایی) که شما و پدرانتان از پیش خود نهاده اید مجادله میکنید؟ که خدا هیچ قدرتی (حجتی) آن را نفرستاده است؟ پس منتظر شوید من نیز با شما جزو منتظران خواهم بود.پلیدی ای در وجود خودتان و خشمی از ناحیه ی پروردگارتان شما را فرا گرفت؛ بدبخت هستید. درباره ی نام های پوچ و بی مغزی که خود شما و پدرانتان نام بر آنها گذاشتید، آن نام ها را جعل و وضع کردید برای خاطر این موجودی که خودتان این موجود را درست کردید و به این قدرت بخشیدید، برای خاطر او با من مجادله می کنید؟ خدا درباره ی آن هیچ سلطانی، یعنی هیچ قدرتی، نازل نکرده است، یا هیچ حجتی؛ حجت یعنی دلیل و برهان. و سلطان، هم به معنای قدرت می آید، هم به معنای حجت، یعنی دلیل و برهان؛ اینجا هر دو معنا میتواند باشد. یکی از این معنا که بگوییم خدای متعال هیچ حجتی و دلیلی بر درستی و راستی و استواری این خدایان تو و خداوندگاران تو، برای تو نفرستاده. حرف دیگر اینکه بگوییم نه، خدا هیچ قدرتی به آنها نداده، و این موجودات زبون عاجز ناتوان را که هیچ قدرتی خدا به آنها نداده است در کنار خدا میگذارید.در دعوت انبیاء، نخستین شعار، همان نغمه ی توحید است که حساس ترین و اساسی ترین نقطه، بل روح و عنصر اصلی مکتب آنان محسوب میگردد. اگر در برنامه ی انقلابی مکتبهای دیگر، روال کار بر (تدریج) است و شعارهای نخستین، چیزی جز زمینه سازی برای پیشبرد هدف ها نیست، در برنامه ی انبیاء سخن آخر در آغاز گفته میشود و هرکس در ابتدای ایمان و پیوستگی، جهت و هدف و فرجام کار را می فهمد و از روی بصیرت کامل بدان می گرود.پیروان انبیا از چه راهی میخواهند وارد بشوند؟ از کجا میخواهند شروع کنند، بهتر و قاطع تر و نتیجه بخش تر از آن نقطه ای که انبیا از آنجا شروع کردند؟ ما چرا امروز وقتی که صحبت دین میشود، اول توحید را مطرح نمیکنیم؟ چرا؟ این یک سؤالی است که باید واقعاً بشود، مگر غیر از این است؟ ما چرا برای متدین کردن مردم خود، جامعه ی خود، دنیای خود، از آنجایی که انبیا شروع کردند شروع نمیکنیم؟ ما می خواهیم مردم دنیا را به دین اسلام معتقد کنیم؛ از راهی غیر از راهی که انبیا وارد شدند، وارد می شویم؛ باید توحید را مطرح کنیم، همان توحیدی که انبیا مطرح کردند. اگر نتوانیم در افق جهانی، در سطح بین المللی، آن رستاخیز را به وجود بیاوریم، که البته به این آسانی ها هم نمی توانیم؛ لااقل میتوانیم در سطح بین المللی و در افق جهانی، به مردم بگوییم که هدف و مقصد انبیا، ایجاد آن چنان رستاخیزی است.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Wed, 03 Apr 2024 04:43:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه هفدهم(هدف‌های نبوت)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%81-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-pxrtguqrcvfi</link>
                <description>جلسه هفدهم : هدف‌های نبوتتشکیل کارخانه انسان‌سازیإِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(نصر/1)چون به یاری و پیروزی خدا برسد  و فتح بیاید.وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(نصر/2)و ببینی مردم را که فوج فوج به  دین خدا داخل می‌شوند.در محیـط جاهلی مکه، پیغمبر وقتـی می‌خواهد آدم  درسـت بکنـد، مجبـور اسـت یکی یکـی درسـت کند،  بـرای خاطر اینکه از برای ایجـاد آن چنان نظامی، یک عـده خـواص لازمنـد، یک عـده سنگِ زاویه و زیر بنا لازمنـد، اینهـا قبلاً دانه دانه درست می شوند ؛ ایـن منافـات ندارد با نقشـه‌ی کلـی انبیاء. پیغمبـر بـرای اینکـه سـنگ‌های زاویـه‌ی جامعـه‌ی مدنی را درسـت بکند و بتراشـد، مجبور است در مکه آدم سازیِ فردی بکند ؛ یک دانه ابوذر ؛یک عبدالله مسعود ؛ یکـی دیگـر، یکـی دیگـر و از ایـن قبیـل... امـا وقتـی نوبـت بـه مدینـه می‌رسـد؛ آن جامعـه‌ی الهـی و اسلامی در مدینـه تشـکیل می‌شـود، پیغمبر در رأس آن جامعـه اسـت و حاکـم بـه احـکام الهـی و  فرمان‌هـای خداسـت. آنجـا، آن وقـت خـدای متعال این جوری حرف می زند : «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ» چـون بـه یـاری و پیـروزی خـدا برسـد و فتح بیایـد،«وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» و ببینی مـردم را کـه فوج فـوج بـه دیـن خـدا داخـل می‌شـوند.لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ(حدید/25)همانا فرستادیم پیام آوران خود را با دلایل روشن و آموزش‌های روشنگر و با آنان مجموعه‌ای از  مقررات و قوانین و روش‌های  زندگی‌ساز فرستادیم و آئینی برای  ایجاد تعادل و توازن اجتماعی تا  انسان‌ها زندگی عادلانه (و محیط  عدالت و برابری) برپا کنند و آهن (نیروی قهر و وسیله ی دفاع از  ارزش‌های اصیل و معتبر) را نیز که  در آن قدرتی شگرف و بهره‌هایی برای مردم هست، فرستادیم و  تا آنانکه خدا و پیامبرانش را با  ایمان به غیب یاری می‌کنند،  مشخص گردند. به یقین خدا  نیرومند و شکست ناپذیر است.کتاب یعنی مجموعه ی معارف و مقرراتی که اصلِ دین از آنها تشکیل می‌شود، آموزش‌های دینی و معارف دینی، این کتاب است؛ خلاصه، جامعِ ایدئولوژیِ دین.کتاب را می‌توانیم با یک تعبیری، با مختصر مسامحه‌ای، تطبیق کنیم با آنچه که امروز در عرف  مکاتب جدید به آن می‌گویند ایدئولوژی، یعنی اصول و و معارف سازنده، اصول فکری که در زمینه‌های  عملی، اثر محسوس دارد و سازنده است. میزان یعنی وسیله‌ای که با او میتوان تعادل و توازن اجتماعی به وجود آورد. اینجا ضمناً معلوم می شود که نظر به اجتماع است؛ اگر پیغمبر قرار بود که در رأس یک جامعه‌ای قرار نگیرد و جامعه‌ای را تشکیل ندهد، میزان  می‌خواست چه کار؟ یک وسیله‌ای با پیغمبر فرستاده‌اند  که آن می‌تواند تعادل و توازن اجتماعی ایجاد کند،  چیست آن وسیله؟ دستگاه‌های قضایی الهی این یکی  است، مقررات قضایی ... اجراکننده‌ی قانون، ضامن  اجرا، میزان می‌تواند با اینها هم تطبیق کند. بنده مراجعه کردم در ذیل این آیه به حدیثی که وارد  شده... میزان امام است، امام آن کسی‌ست که در  جامعه، باید حق را از باطل جدا کند، اوست که باید  صف‌ها را مشخص کند، اوست که باید تعادل و توازن  اجتماعی را برقرار کند، چرا؟ چون حاکم جامعه است.  ....بدی و خوبی‌ها با او سنجیده می‌شود، راهها با او  تطبیق می‌شود ... ناظر است در اجتماع به اینکه  از توازن و تعادل، مردم خارج نشوند؛ و بر مقررات  نظارت میکند. [کتاب و میزان پیامبر میخواهد برای چه؟ علتش  اقامه قسط است.] قسط معنایش این است که  انسان‌ها در یک محیط عادلانه زندگی بکنند، در یک جامعه و نظام عادلانه زندگی کنند، پیغمبر برای این آمده اصلاً... برای تشکیل نظام و محیط عادلانه. آمده تا دنیا را عادلانه درست کند، آمده تا جامعه و نظام  عادلانه به وجود بیاورد، اصلاً برای این آمده پیغمبر، و البته در نظام عادلانه است که انسانها فرصت پیدا  میکنند به تکامل و تعالی برسند به صِرف حرف زدن ، به صرف موعظه کردن؛مـردم بیاییـد نظـام عادلانه درسـت بکنیـد، به همین  کافیسـت؟ بـه فـرض نظـام عادلانـه درسـت کردنـد، شیطان‌ها و گرگ‌ها و دزد‌ها و درنّده‌ها مگر می‌گذارند این نظامِ عادلانه باقی بماند؟ آهن را هـم لذا فرسـتادیم، بـرای چه فرسـتادیم؟ بـرای اینکه از ارزش‌هـای اصیـل بـه وسـیله‌ی آهن دفاع بشـود... [امیرالمومنین(ع)در ذیل معنای این آیه می گویند:]«سلاح»؛ شمشـیر، نیـزه، اسـلحه، کـه از آهـن اسـت.  خـدای متعـال در کنـار دعـوت نبـوت از سلاح یـاد  میکنـد. در کنار موعظه‌گری که بـرای پیغمبرها فرض  میشـود، در کار ایده‌ی تشـکیل نظام توحیدی و الهی، از اسـلحه و قـوه‌ی قهریـه یـاد مـی کنـد. خیـال نکنیـد کـه پیغمبرهـا آمدنـد و نمی‌تواننـد این  جامعـه‌ای را کـه ترسـیم کردیـم، بـه وجـود بیاورنـد و  اقامه‌ی مردم به قسـط بکنند، نه، خدا که فرستنده‌ی  آنهاسـت، قویسـت. نترسـی از اینکـه بـا پیغمبـران خدا مبارزه و معارضه می کنند ، بکنند، &quot;عَزيزٌ &quot;خدا شکست ناپذیر است.الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(اعراف/157)آنان که پیام‌آورِ صاحب خبرِ امی را پیروی میکنند، همان که او را  نزد خود در کتاب‌های تورات و  انجیل نوشته میابند. که به نیکی‌ها  فرمانشان می‌دهد و از بدی‌ها بر حذرشان می‌دارد و چیزهای  مطبوع (و مطابق سرشت انسانی)  را برایشان روا می‌دارد و ناپاکی‌ها و  بدی‌ها را از ایشان باز می‌گیرد و بار گران آنها را از دوششان بر-می‌دارد و زنجیرهایی را که بر (دست و  پا و گردن) ایشان بسته شده باز می‌کنند پس آنانکه بدو گرویدند و  او را بزرگ و ارجمند شمردند و او را  یاری دادند و فروغ روشنگری را که با  او فرود آمده پیروی کردند، آنهایند پیروزمندان و به هدف رسندگان.خصوصیت این پیغمبر چیست؟&quot;يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ&quot;آنـان را امر می‌کند به نیکی‌ها، بـه فضیلت‌هـای شـناخته شـده‌ی در مقابـل عقـل و  برای فطرت انسـان&quot;وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ&quot;نهـی می‌کنـد آنهـا را از منکـرات، چیزهای ناشـناخته‌ی از نظـر عقل و فطرت انسـانی.&quot; وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ&quot;حلال می‌کند، ممکن می‌سـازد، روا می‌سـازد بـرای آنـان طیبـات و چیزهای خـوب را، هـر چیـز خوبـی در دیـن هسـت.&quot; وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ&quot;و چیزهای پلیـد را بر آنان حـرام می‌کند، یعنـی آنها را محروم می‌کند، دستشـان را کوتـاه می‌کنـد از چیزهای بد.&quot; وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ&quot;. از جملـه‌ی خصوصیـات پیغمبـر ایناسـت کـه بـار گـران را برمـیدارد، بـار گران  جهالت‌هـا، بـار گـران سـنت‌های غلـط، بـار گـران  نظام‌هـای پلید غیر انسـانی، بار گـران دیکتاتوری‌ها و  اسـتبدادها و زورگویی‌ها و اسـتثمارها، هر بار گرانی را  از دوششـان بـر مـیدارد.&quot; وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ&quot;. غلها و زنجیرهای اسـارت‌ها، غـل و زنجیـر زورشـنوی‌ها، غـل و زنجیـر سـنت‌ها و مقـررات و تحکمـات بشـری؛ پیغمبـر  می‌آیـد اینهـا را بـاز می‌کند. اینها چیسـت جز تشـکیل  یـک نظـام انسـانی و توحیـدی.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 05:05:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه شانزدهم(رستاخیز اجتماعی نبوت))</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-n6kzob0cg209</link>
                <description>جلسه شانزدهم:رستاخیز اجتماعی نبوتباطل نابود شدنی است.حضرت آیت الله خامنه ای در سومین جلسه از مباحث نبوت، پس از بیان فلسفه نبوت، آثار نبوت بر نبی (بعثت در نبوت)، به آثار نبوت بر اجتماع پرداختند:(بعد از آنی که این انقلاب در او به وجود آمد، آن وقت نوبت آن است که همین انقلاب در محیط خارجی انجام بگیرد. همان تحولی که در روح نبی ایجاد شد، باید به یک شکلی با یک وضع خاصی ،در متن واقعیت اجتماع انجام بگیرد و این همان مطلبی است که ما اسم آن را گذاشتیم رستاخیز اجتماعی نبوت .)حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه با ذکر دو نوع جامعه اجتماعی در بشریت، تفاوت حکومت جاهلی و حکومت نبوی را شرح داده و انبیاء را تبدیل کننده جامعه طبقاتی به توحیدی دانستند؛ در نهایت با بررسی اختیار انسان، مجموعه قوانینی تحت عنوان حق را جهت راهنمایی بشر تعریف کردند و حق را قانون منطبق بر سرشت و باطل را قانونی خلاف فطرت دانستند.تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ (قصص/۲)این است آیه های کتاب روشن.نتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (قصص /۳)بخشی از ماجرای عظیم موسی و فرعون را بر طبق حقیقت بر تو فرو میخوانم برای مردمی که می گروند.روش قرآن بر این است که در هر قسمتی که ماجرای پیغمبری را نقل میکند، از هر بعدی که به داستان نگاه میکند ، یک منظور خاصی دارد و به تناسب همان منظور است که یک قسمت مخصوصی از این داستان را انتخاب میکند برای نقل کردن .اینجا یک قسمت خیلی کوتاهی را ذکر می کند، برای این است که یک منظور خاصی دارد و آن ،مسئله غلبه ی حق بر باطل است. اینی که بر تو بیان میکنیم و میخوانیم، بی فایده وكم اثر نیست ،بلکه برای مؤمنینی که به تو گرویده‌اند به شدت مؤثر و مفید و سودمند است. آنها وقتی که این داستان را با این بینش شنیدند و سنت الهی را در این زمینه فهمیدند، راهشان را مشخص و معین میکنند.إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ ويَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (قصص /4)همانا فرعون برتری میگرفت بر روی زمین و مردمان را به طبقه و گروه ها تقسیم کرد. یک طبقه را مورد ستم و در پنجه ی ضعف و ناتوانی میگرفت پسران آنان را میکشت و زنانشان را زنده نگه می داشت. همانا او از مفسدان (تباه کنندگان فطرت و زندگی و جهان )بود.فرعون در زمین برتری جست، بزرگی طلب کرد برای خود ،عُلُو گرفت، یعنی چه علو گرفت؟ در این سطح برابر انسانها، یکهو بلند شد، نشست روی آن طاقچه، خودش را بالاتر از دیگران گرفت. همه برابر بودند، همه هم سطح بودند، او برتری گرفت بر دیگر بندگان .فرعون خودش را در درجه بالا گذاشت، مردم زمین را هم تقسیم بندی کرد،طبقه بندی کرد، گروه گروه کرد. یک عده را نزدیک تر به خودش طبقه هامان و طبقاتی مشابه او، یک طبقه پایین تر ... عده ای از مردم جامعه را و یک طبقه ی از اینها را به شدت در پنجه ی ضعف و ناتوانی نگه داشت انداختشان به کام ضعف به کام ناتوانى، (يستضعفُ ) ضعيف شمرد اینها را،خوار گرفت اینها را، به تعبیرات گوناگون حاصلش این است که اینها را در جامعه از همه ی امکانات رشد و ترقی محروم کرد،از همه ی امکانات .جوانهای آنها را میکشت نمی گذاشت نسل جوان اینها رو بیایند، احساس میکرد که در میان اینها حرکتی و هیجانی هست و می دانست که آن کسی که بتواند این حرکت و هیجان را به آخر برساند، نسل جوان است.... میدانست که در میان همین جوانها، موسایی بناست پدید بیاید و آن موسی است که عاقبت، جهان را بر او دگرگون و منقلب خواهد کرد می فهمید که بالاخره در میان این نسل جوانی که در جامعه ی فرعونی، میان بنی اسرائیل هستند با شور و ایده و خروش فراوان عاقبت اینها یک موسایی، یک انسان بزرگی، یک مرد فداکاری میانشان پیدا خواهد شد و از این میترسید؛ لذا جوان ها را می کشت. زنانشان را زنده نگه میداشت یا برای اینکه فاسد کند اینها، را یا برای اینکه نسلشان را به فحشا بکشاند، یا برای اینکه آن سلامت نسبشان را از بین ببرد.ونُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ  اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ(قصص /۵)و اراده بر آن است که بر مستضعفان و آنان که در پنجه ضعف و ناتوانی نگاه داشته اند، منت نهیم و آنان را رهبران و پیشوایان (زمامداران) قرار دهیم و آنان را میراث بران حکومت و قدرت) بسازیم.فرعون یک چنین وضعی دارد که در آخر آیه می گوید: «إِنَّهُ کانَ مِنَ المُفسدین» همانا و به یقین او از مفسدان و فساد انگیزان بود. فساد در فطرت ایجاد میکرد، فساد در جامعه ایجاد میکرد، فساد در جهان ایجاد میکرد... حالا در مقابل حق چه؟ اراده ی خدا بر چه و سنت الهی بر کدام جهت قرار گرفته است؟ «و نرید»و می خواهیم ما، یعنی سنت و اراده ی تکوینی ماست، «وَنُرِيدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ»؛ نمی گوید و اردنا، آن وقت درباره ی بنی اسرائیل این اراده را کردیم، نه برای همیشه است، همیشه ی تاریخ. خواسته ایم ما و میخواهیم که منت گذاریم بر همان مستضعفان بر همان طبقه ای که در پنجه ی قهر و اسیر چنگال ضعف و ناتوانی بوده اند، بر سر آنها میخواهیم منت بگذاریم و آنها را از آن پستی نجات بدهیم از استضعاف خارجشان کنیم .آنها را از دنباله روی اجتماع، از تابع بودن به پیشروی و زمامداری و متبوع بودن برسانیم، مستضعفین زمین را مسلط کنیم بر عالم، بر قدرتمندان زورگو.وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا منْهُم مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ(قصص /۶)و آنان را در زمین، متمکن و مستقر نمائیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان چیزی را که از آن پرهیز می کردند، بنمایانیم.اینها نمایشگر یک طبقه اند، فرعون اگر چه مربوط به طبقه ی عالیه است، اما چون شخص برجسته ی طبقه ی عالیه است، مثل طبقه ی ممتازه ای است که هامان هم تحت اختیار اوست، تحت استثمار اوست.و هامان سمبل و نمایشگر یک طبقه ی دیگری است، طبقه ای که همه ی امکانات و نیروهایشان را در خدمت فرعون به کار می برند. «مِنْهُم» از این مستضعفین، «ما كَانُوا يَحْذَرُونَ» آنچه از آن پرهیز داشتند. همانی که فرعون از آنمی ترسید، آن را بر سرش بیاوریم؛ همانی که هامان از آن گریز و پرهیز داشت، آن را بر سرش بیاوریم.یعنی این قدرت ها را از آنها بگیریم، بدهیم دست مستضعفین، بدهیم دست خاک نشینان، بدهیم دست مستمندان. که البته همیشه مستمندان در هر جامعه ای اکثریت آن جامعه را تشکیل می دهند. این هم اراده ی پروردگار.پیغمبرها نظام جاهلی را برای اینکه طبقاتی بودن را، ظالمانه بودن را، استثمارگرانه بودن را، غیر انسانی بودن را، و از این قبیل نقاط منفی را مشخص کنیم، بهترین کلمه، کلمه ی جاهلی ست؛ جاهلیت یعنی نظام غیر عادلانه ی غیر فطری غیر انسانی را، میخواهند تبدیل کنند به نظام الهی، به قواره ی اجتماعی توحیدی؛ می خواهند تبدیل کنند به اینکه جامعه قلمرو حکومت خدا باشد، نه قلمرو حکومت هوس‌ها و هوی ها، این حاصل کار پیغمبرهاست. پیغمبرها می آیند تا نظام اجتماعی غلط را تبدیل کنند به نظام اجتماعی صحیح، شعار توحیدشان هم به همین خاطر است، مبارزاتشان با طواغیت هم به همین جهت است. مبارزات طواغیت با آنها هم به همین جهت است. برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2024 05:27:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه پانزدهم(بعثت در نبوت)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-zi5a1flwtef0</link>
                <description>جلسه پانزدهم : بعثت در نبوتنبوت یعنی رستاخیزی پس از آرامشوَالضُّحَى(ضحی/1)قسم به هنگام برآمدن روز و تابش نور.وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى(ضحی/2)و قسم به شبانگاه که تاریکی همه جا را بپوشاند.خـود این قسـم خـوردن بـه آن وقـت، این معنـی دار اسـت. پیداسـت کـه چـون سـخن دربـاره‌ی بعثـت و  رسـالت پیغمبـر اسـت؛ لـذا ایـن ضحـی اشـاره‌ی بـه آن نوری‌سـت کـه بر اثر بعثـت پیامبر اسلام و نبوت  اسلام ، همـه‌ی آفـاق عالـم را فـرا گرفت.مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى(ضحی/3)که پروردگارت تو را فرو نگذاشته و برتو خشم نگرفته است.گویـا بعـد از آنـی کـه وحـی آغـاز شـده بـود، مدتـی کـه گذشـت، وحـی قطـع شـد. پیغمبـر بعـد از آنـی کـه آن  برانگیختگـی در او بـه وجـود آمـده، آن شـور و هیجـان در او پدیـد آمده، با پیـام آور وحی خدا، جبرائیل، اُنس بسـته؛ ناگهـان میبینـد کـه وحـی قطع شـد؛ به شـدت غمگیـن بـوده. چقـدر طـول کشـیده دوران فَترَت ؟ اسمش را می گویند دوران فترت. چهـل روز گفته‌اند، بیشتر هم گفته اند. بعد سوره‌ی &quot;وَالضُّحی&quot;اولین سوره‌ی بشارت آمیزی‌ست که به پیغمبر اکرم خطاب می‌کند، می‌گوید:&quot;مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى&quot;وَلَلآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الأولَى(ضحی/4)و برای تو پایان کار، نیکوتر از آغاز است.آینـده، بـرای تـو بهتر اسـت از آغـاز، از گذشـته؛ فرجام کارت بهتـر از آغـاز کارت اسـت.وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى(ضحی/5)و پروردگارت چندان به تو ببخشد که خشنودگردی.شـفاعت یکـی از چیزهایی‌سـت کـه بـه پیغمبـر خدا داده شـده و آن قـدر داده می‌شـود کـه خشـنود می‌شـود. امـا در همیـن دنیا هـم به پیامبر اسلام آن قـدر داده شـد، تـا خشـنود شـد؛ هدایـت انسـان‌ها، تشـکیل مدینه‌ی فاضلـه، قهر و غلبه بر دشـمن‌های خونیـن و سـر سـخت، فتـح بلاد، روی غلطـک انداختن سیرِ تکاملی جامعه‌ی اسلامی، اینها همه نعمت های خدا بود به پیغمبر اسلام.أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى(ضحی/6)آیا تو را یتیمی نیافت که پناه داد!آیـا خدا تو را یتیمی نیافت که پنـاه داد؟.... در آغوش مهـر و محبـت خـود، تـو را نـگاه داشـتیم ای پیامبـر.  ایـن امیـد دارد می‌دهـد، می‌خواهـد بگوید پنـاه خدا همیشـه بـا توسـت، از کودکـی هـم بـوده، حـالا هـم کـه بار رسـالتی بـه این سـنگینی روی دوش تـو و روی دست توست؛ مَترس، واهمه مکن، مبادا بپنداری که خدا تو را واگذاشته است، ابداً؛ خـدا تـو را وا نخواهد گذاشت، وقتی آن روز تو را پناه داد.وَوَجَدَکَ ضَالا فَهَدَى(ضحی/7)و گمگشته‌ای نیافت که راهنمایی  کرد؟وَوَجَدَکَ عَائِلا فَأَغْنَى(ضحی/8)و عیالمند تهی دستی نیافت که بی‌نیاز کرد.دارد می‌گویـد تـو گمگشـته بودی،تـو را هدایـت کردیـم؛ یعنـی چـه گمـراه بـودی؟ یعنـی بت‌پرسـت بودی؟ ابداً؛یعنی آدم منحرفی بودی؟ ابداً؛یعنی گنه‌کار بودی؟ ابداً؛پس چه؟ یعنی این صراط مستقیمی که با بعثت و نبوت به تو ارائه داده شد، در اختیار تو نبود. آن معارف، آن قوانین، آن افکار، آن ایده‌ها که با آمدن وحی بر پیغمبر، برای قلب مقدس او روشن و آشکار شد، مگر قبل از نبوت و قبل از بعثت، برای آن بزرگوار وجود داشت؟ مسلماً نه. گمگشته بودی یعنی این.منظـور از ایـن آیـه و طـرح ایـن سـوره در ایـن نوشـته  چـه بوده؟ ... پیغمبـر اکرم، همچنانی کـه مفاد ظاهر  آیـه اسـت، گمگشـته بـود، در میـان مـردم معمولـی حرکـت می‌کـرد، در میـان جامعـه راه می‌رفت و سـیر می‌کـرد، اگـر چـه از وضـع ناراحـت بـود، اگـر چـه از  اینکـه آقازاده‌هـای قریـش، کنیـز فلان آدم تهیدسـت را بگیرند، به زور تصرف کنند، رنج می‌برد و حِلفُ الفضول را درست می‌کرد؛ پیمان جوانمردان. اگر چـه لحظـه‌ای حتـی به خـدا شـرک نیـاورد و در مقابل ایـن بت‌هـا تعظیـم و تواضع نکـرد، اگر چـه لحظه‌ای بـا قلدرهـا و زورمندهـا نسـاخت و مثـل یـک انسـان  جوانمـرد در آن جامعـه زندگی کرد؛ امـا با همه‌ی این اوضـاع، آنچـه پیغمبر کرد، در مسـیر معمولی زندگی  آن جامعـه بـود... ناگهـان وحـی الهـی می‌رسـد. یـک  تحـول عمیـق در وجـود او و در باطـن او پدیـد می‌آیـد. (آنقدر این تحول عجیب است، آنقدر شدید است که  حتی در جسم پیغمبر هم اثر می‌گذارد، در اعصاب  پیغمبر هم اثر می‌گذارد. پیغمبر اکرم وقتی در کوه  نور، اولین شعله‌ی وحی به جانش خورد، آتش گرفت؛ دید که پیام‌آور خدا می‌گوید&quot; اقْرَأْ &quot;اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ(علق/1)بخــوان بــه نــام پــروردگارت کــه  آفریــد.اقـرا باسـم ربـک الـذی خلـق... آتـش بـه جـان پیامبر می‌زنـد، تحولـی بـه وجـود مـی‌آورد؛ ناگهـان در ایـن  انسـان متفکـر، یـک انقلابـی به وجـود مـی‌آورد؛ یـک رسـتاخیزی. اصلا آدم، آدم قبلـی نیسـت. محمـد،  محمـد یک لحظـه قبل نبـود... اول بعثـت در وجود او، انقلاب و تحولـی در باطـن او بـه وجـود آمد و بعد همیـن انقلاب منشـأ شـد کـه بتوانـد دنیایـی را بـه تحول بکشـد.خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ(علق/2)آفریــد انســان را از خــون بســته (علــق)یـک سلسـله‌ی منظمـی را شـروع می‌کنـد؛ اولیـن  چیـزی که بـرای یک انسـان خداپرسـت مثـل پیغمبر  مـا، کـه قبـل از بعثت هـم خداپرسـت بوده، مشـرک نبـوده؛ اولین چیزی که برای یک انسـان خداپرسـت، موجـب توجـه او بـه خـدا می‌توانـد شـد، دل او را بـه خـدا جـذب می‌کنـد، سـاده‌ترین موضـوع اسـت، موضـوع آفرینـش اسـت. بخـوان به نـام پـروردگارت کـه آفریـد. آفرینـش بـرای اوسـت، تمـام ایـن مظاهر عظیم خلقت از آنِ اوست.نیـروی فکـر و نیـروی اختیـار و نیـروی اراده و نیـروی ابتکار در انسـان، اینها چیزهایی هسـتند که انسان را ممتاز کرده‌اند از بقیه‌ی موجودات. اصلاً یک چیز دیگریست انسان در مقابل آنها و تمام این امتیازاتی که در انسان هست، بر اثر فَیَضان روح خداست در او، تجلی روح خدا در انسان، که &quot; وَ نَفَختُ فیهِ مِن روحی &quot;. باری، ناگهان پیغمبر را متوجه می‌کند به یک چیزی بالاتر از آفرینش خشک و خالی؛ آفرینش انسان، آفرینش عقل، آفرینش نیروی فهم و درک، آن هم از چه؟ &quot; مِن عَلَق &quot;از خون بسته و منعقد الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ(علق/4)آنکه به وسیله قلم بیاموخت.مسـئله‌ی آمـوزش را در انسـان، بـاز مطـرح می‌کنـد بـرای پیغمبـر. و ایـن را شـما می‌دانیـد کـه اگـر قلـم نمی‌بـود، اگـر نوشـتن نمی‌بـود، بـاز بشـر ترقـی نمی‌کـرد. آنچـه که پیشـرفت یک نسـل را برای نسـل دیگـر می‌گـذارد، تـا آن نسـل دیگـر، ماننـد پلکانـی از  او اسـتفاده کنـد، پایـش را بگذارد روی تجربه‌ی نسـل قبـل و خـود یـک تجربـه‌ی دیگـری درسـت کنـد، آن  نیسـت چیزی جز قلـم.اگر چنانچه کشـفیات علمی،تحقیقات علمیِ مربوط به نسل قبل، در اختیار نسل بعد قرار نمی‌گرفت، نسل بعد نمی‌توانست چیزی بر او بیفزاید، این را بدانید شما.عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(علق/5)آموخت به انسان چیزی را که نمی‌دانست.آموخـت بـه انسـان چیـزی را کـه نمی‌دانسـت. اینهـا نعمت‌هـای خداسـت دربـاره‌ی انسـان. خـب، پـس انسـان بایـد شـکر کنـد ایـن نعمت‌هـا را. وقتـی خـدا بـه انسـان آموختـه، وقتی خدا راه را به انسـان نشـان داده، قلـم را بـه انسـان داده، انسـان را خردمند کرده و آمـوزش داده، پـس انسـان بایسـتی بـرود بـه طرف قلـه‌ی اوج، پـس بایـد انسـان یـک لحظـه انحطـاط نداشـته باشـد. انسـان باید دیگر برگشـت و بدبختی  نداشـته باشـد، آیـا ایـن جور اسـت؟كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى(علق/6)نه چنان است، همانا که انسان گردن‌کشی می‌کند.طغیان بشر، سرکشی‌ها و گردنکشی‌های انسان‌های عاجز و طاغوت‌ها در مقابل رحمان‌ها، صف‌آرایی کردنشان، اینها بشریت را بدبخت کرد. این طغیان‌ها نگذاشت که بشر به هدایت برسد. پرورش پیدا کند، بشود آن چنان که خدا برای او اراده کرده بود. طغیانگرها نگذاشتند. وقتی خودشان را بی‌نیاز دیدند، طغیان کردند، سرکشی کردند، از راه خدایی خارج شدند.ببینیـد، بـاز دارد پیغمبـر سـاخته می‌شـود. توجـه بـه لطـف خـدا، توجـه بـه بزرگـواری خـدا، توجـه بـه  آموختـن خـدا، توجـه به اینکـه خـدا آفریدگار اسـت، توجـه بـه اینکه خـدا آموزنـده اسـت، توجه بـه اینکه خـدا اکـرم اسـت و توجـه بـه اینکه انسـانیت بـه آنجا که باید برسـد، نرسـیده اسـت و توجه به اینکه تقصیر طغیانگران اسـت.أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى(علق/7)همین که خود را بی‌نیاز ببیند.طغیـان بـر اثـر احسـاس بی‌نیازیسـت. اسـتغناء، غناء، جمعِ ثـروت، انباشـتن گنج‌هـا و ثروت‌هـا،گردن‌هـا را برمی‌افـرازد، و وقتـی گردن‌هـا برافراشـته شـد، وقتـی قدرت‌هـای غیـر خدایـی بـه وجـود آمد و شـکل گرفـت، آن وقـت اسـت کـه بشـریت دیگـر به آن سـرمنزل نمی‌رسـد.إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى(علق/8)بی‌گمان به سوی پروردگار توست بازگشت.آیا این طغیانگران عاقبت موفق خواهند شد؟ نه! باز بازگشت به پروردگار توست؛ عاقبت برای خداست،  پایان کار به سود خدا و جبهه‌ی خداییست.وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى(نجم/1)قسم به اختر، چون فروافتد.مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى(نجم/2)که دوست شما گمراه نگشته و به خطا نیفتاده است.[آیه] مربوط به مسـئله معراج اسـت، اگرچه که اشاره می‌کنـد بـه تحـول درونی پیغمبـر و حالـت گیرندگی وحـی، امـا مناسـبت سـوره «والنجـم» ایـن اسـت کـه پیغمبـر آنچـه کـه از ماجراهای سـفر شـبانه، سـفر معراجـی بیان می‌کـرد، این‌هـا گوش نمی‌کردنـد؛ آیه در ایـن مقـام دارد حـرف می‌زنـد.ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى(نجم/6)آن فرزانه خردمند، پس برپای ایستاده است.«مـرة» به معنای فرزانگی و خردمندی و حکمت، که مفسـرین گفته‌اند اشـاره اسـت به جبرائیـل؛ که آنچه او نقـل می‌کنـد از قـول جبرئیـل نقـل می‌کنـد و خـدا به وسـیله جبرئیل بـه او این چیزهـا را آموخته.وَهُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلَى(نجم/7)و او در افق برتر و بالاتر است.«اعلی» یعنی برترین، افق هم که معلوم است. در یک افق برتری قرار دارد پیغمبر... یعنی در سطح  بالاتری قرار داشت پیغمبر که توانست پیغمبر بشود.ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى(نجم/8)پس نزدیک گشت و نزدیکتر.یعنـی پیغمبـر نزدیک شـد به خـدا و نزدیک‌تـر، بر اثر عبادت‌هـا، بـر اثر ریاضت‌هـا، بر اثر تفکرهـا و تدبرها  و بـر اثـر لطف‌هایـی کـه خـدا بـه طـور اختصاصـی به او کـرده بـود، روحـش بـه خـدا نزدیـک و نزدیک‌تـر و آمـاده‌ی گرفتـن وحی می‌شـد. بعضـی گفته‌انـد منظـور از دنـا یعنـی جبرئیـل بـه  پیغمبـر نزدیـک شـد و تدلـی بـر او آویخـت؛ یعنـی خـودش را رسـاند بـه پیغمبـر تـا اینکـه وحـی را بـه او  برسـاند. به هـر حـال فرقی نمی‌کنـد؛ اما معنـای اول بـه نظـر مـا نزدیک‌تـر و ظاهرتـر اسـت.فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى(نجم/9)پس به فاصله‌ی دو کمان رسید و یا از آن کمتر.بـه آن انـدازه‌ای بـه خـدا نزدیـک شـد روح مقـدس  پیغمبـر، آنقـدر نزدیـک شـد کـه دیگـر از او نزدیک‌تـر بـرای هیـچ انسـانی متصـور نیسـت؛ نزدیـک نزدیـک.مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى(نجم/11)دل آنچه را دیده دروغ نگفته  است.آنچـه کـه مشـاهدات دل پیغمبـر اسـت، بـه پیغمبر دروغ نگفتـه، درسـت دیده، اشـتباهی ندیده [ اسـت].برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Sun, 31 Mar 2024 05:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه چهاردهم(فلسفه نبوت)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87%D9%85%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AA-zbbjhmzn8ll1</link>
                <description>جلسه چهاردهم:فلسفه نبوتدانش بشری برای هدایت کافی نیست.كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(بقره /۲۱۳)آدمیان همه یک امت بودند. مایه‌ی برابر و نیاز مشابهی داشتند. پس خداوند پیامبران را برانگیخت. مژده رسانان و بیم دهندگان و با آنان کتاب را نیز بر طبق جریان حق فرستاد تا میان مردم درباره آنچه با یکدیگر در آن اختلاف ورزیده اند حکم و قضاوت کنند و در آن (کتاب یا مسائل پاسخ داده شده) اختلاف نکردند مگر آنان که کتاب و دین خدا به آنان داده شده بود. پس از آنکه دلیل‌ها و حجت های روشن در دسترس آنان قرار گرفته بود از روی تعدی و ستیزه‌گری فیما بین خودشان پس خدا آن کسانی را که ایمان آوردند به آنچه در مورد حق در آن اختلاف داشتند، به اذن و رخصت خود هدایت کرد و خدای هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند.كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً يعنی انسان‌ها و مردمان همه به یک حالت برابر و همسان بودند، از لحاظ نیازها و از لحاظ مایه‌ها همیشه همین جور است. همه انسانها عقل، دارند فکر، دارند، هوش دارند، حس ششم دارند حس ظاهر دارند حواس باطنه دارند. اگر یک انسانی در یک تربیت بهتری تربیت شده ،باشد مایه‌اش شکوفا شده باشد مطلب دیگری است.... مایه او را استخراج کردند مایه این بیچاره مانده و استخراج نشده.در میان این انسان‌های برابر، خدای متعال پیامبران را برانگیخت در این هم سطح‌ها یک انسان را پروردگارِ عالم ،بالاتر، قوی‌تر، عمیق‌تر، پرشورتر و پرمایه‌تر برانگیخت که چه بکند؟ «مُبَشِّرِينَ» مژده رسانان، «وَ مُنْذِرِينَ» و بیم دهندگان.پیامبران مژده بهشت میدهند مژده سعادت دنیا می‌دهند، مژده ی مدینه فاضله می دهند، مژده استقرار امنیت و صلح و رفاه می دهند، مژده از بین رفتن فقر و نومیدی و ترس و ناامنی و جهالت میدهند، و بالاخره مژده‌ی تشکیل حکومت فاضل و مدینه صالح به انسان ها می دهند... و از آتش جهنم هم میترسانند، از باریکی پل صراط هم می ترسانند، از بدبختی دنیا هم می ترسانند، از تسلط عفریت جهل و فقر هم میترسانند، از سقوط در دره و سراشیب فساد هم میترسانند از نابود شدن مایه های انسانی هم می ترسانند.همه‌اش هم این نیست که بگویند مردم بترسید، مردم مژده باد شما را. چه داری همراهت؟ کتابی از سوی پروردگار؛ نازل فرمود با آنان کتابی به حق و بر طبق حق.... آنچه مطابق با فطرت عالم است، آنچه که با روند طبیعی عالم همراه است، آن حق است. کتاب پیغمبرها هم حق است، انسان را در راه طبیعی‌اش، در مسیر فطری‌اش، در بستر معمولی و روند تکاملی‌اش پیش میراند، جلو می برد، کمک میکند.بالاخره اختلافات درمیان انسانها یک سنت است و بودنش لازم است... بودن اختلاف خوب است؛ برای خاطر اینکه اختلاف موجب تکامل است... حکومتی که انبیا بوجود می‌آورند، حکومت فرد نبی، حکومت شخص، حکومت استبداد نیست؛ بلکه حکومت قانون است حاکم درا در آن جامعه در معنا و در واقع، همان کتاب است؛ یعنی قانون.درباره‌ی این کتاب اختلافی به وجود نیامد،...آن کسانی که همین کتاب آسمانی برای آنها آمد، خود آنها درباره کتاب آسمانی اختلاف کردند. این به ما چه را نشان میدهد؟ نشان میدهد وجود تحریف را در ادیان آسمانی؛ درمیان گفته های پیامبران.اختلاف کردند یعنی چه؟ یعنی یک تیپ راست گفتند، یک تیپ خلاف واقع گفتند؛ پس بنابراین هستند کسانی که پیروان یک دینی هستند و سخن دین را می زنند، اما خلاف واقع میگویند.آن کسانی که مومنند، گرویده‌ی به دین حقند، خدا آنها را هدایت کرد به پاسخ آنچه که در آن اختلاف کرده بودند، به اذن و رخصتش.پیغمبرها با نیروی وحی ای که دارند، به جنگ عقل نمیروند. آنی که خیال میکند دین با عقل منافات دارد، یا دین را نمی شناسد یا عقل ندارد، و الّا کسی که دارای عقل است، کسی که عقل را آزموده و تجربه کرده است و دین را هم میشناسد، خوب میداند که دین هیچ منافاتی با دانش بشر و با عقل بشر نمیتواند داشته باشد اصلاً؛ و ندارد ... دین صحیح وقتی در مقابل عقل کامل عرضه بشود، هیچ با همدیگر منافات و تعارضی ندارند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Fri, 29 Mar 2024 05:35:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه سیزدهم( تأثیرات روانی توحید)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-nss9hqttpkl3</link>
                <description>جلسه سیزدهم : تأثیرات روانی توحیدتأثیرات نگاه توحیدی در دل خویشتن!أَلَّذِینَ اسْتَجَابُواْ لِلَّهِ وَالْرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَآ أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَوْاْ أَجْرٌ عَظِیمٌ(آل عمران/172)آنانکه پس از برداشتن زخم (در میدان‌های جهاد) به ندای خدا و پیامبر پاسخ مثبت می‌گویند. برای گروهی از ایشان که نیکویی کرده و تقوا گزیده‌اند پاداشی بزرگ است.ایـن آیـه مربـوط بـه جنگ احـد اسـت، در جنـگ احد یـک عـده‌ای گریختـه بودنـد و پیغمبـر خـدا این‌هـا را صـدا زد، عـده‌ای می‌ترسـیدند، نمی‌آمدنـد و عـده‌ای بـا اینکـه زخمی بودنـد، آمدند..... عده‌ای اسـتجابت کردنـد و دعـوت خـدا و رسـول را پذیرفتنـد و عـده‌ای نپذیرفتنـد و گریختنـد. ایـن آیـه، پـاداش و مـزد آن عـده‌ای را کـه نگریختنـد و پذیرفتند و اجابـت کردند، بیـان می‌کنـد.أَلَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ‏(آل عمران/173)آنهایی که، افرادی به آنان گفتند: مردم بر ضد شما گرویده‌اند، بترسید! این گفته بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را بس است و او نیکو پشتیبان و کارگزاری  است.مومنـی کـه پـاداش و مـزدش را مـا در آیـه‌ی قبـل  گفتیـم، این جـور مومنی‌سـت که وقتـی خیرخواهان و مصلحـت اندیشـان بـه آنـان گفتنـد [خلائـق علیـه شـما گـرد آمده‌انـد، توطئـه کرده‌انـد] آنهـا در جـواب چـه گفتنـد؟ اولاً ایمانشـان از ایـن مطلـب زیـاد شـد. از توطئـه دشـمن ایمـان مومـن زیادتر بشـود، خیلی  جالـب اسـت. اول ایمانشـان زیـاد شـد، بعـد گفتند: خـدا مـا را بـس، و خـوب وکیلی‌سـت خـدا. خـوب کسی‌سـت کـه مـی توانـد انسـان کارش را بـه او بدهد. خـدا مـا را بـس اسـت. یعنـی چـه خـدا مـا را بـس  اسـت؟.... یعنـی ولـو بـه کام دنیـا نرسـیم، خـدا از ما  راضـی باشـد، مـا را بـس.فَانْقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَنَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ‏(آل عمران/174)بر اثر این روحیه، به قلمروی از  نعمت و فضل خدا در آمدند.  و هیچ بدی )و نگرانی( به آنان  نرسید و به پیروی از خشنودی  خدا دل بستند. و خدا دارای  فضل بزرگی است.همین آدم ها اولاً که جایگاهشان نعمت خدا شـد، بـدی و ناراحتـی و گزنـد هـم بـه اینهـا نرسـید و  خوشـحال و مسرور شـدند.....آنجا برگشتند به طرف  نعمـت خـدا، نعمـت بـیزوال، فضـل بـی پایـان،  فضلـی کـه هیچگونـه بـدی در آن نیسـت، راحتـی که  هیـچ شـائبهی ناراحتـی و گزنـد در آن نیسـت. هیـچ  بـدی بـه اینهـا نرسـید.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Thu, 28 Mar 2024 04:37:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه دوازدهم(توحید و نفی طبقات اجتماعی)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-rcupumbunaaz</link>
                <description>جلسه دوازدهم: توحید و نفی طبقات اجتماعیحکم قاطع اسلام؛ همه یکسان و برابرند!قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِیهَآ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ‏(مومنون/84)بگو: زمین و هر که در آن است از  آن کیست؟ اگر می‌دانید.سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ‏(مومنون/85)خواهند گفت از آن خدا. بگو پس چرا به خود نمی‌آیید؟به مشـرکینی کـه منطقه‌های نفوذ خدایان خودشـان را تقسـیم می‌کردنـد و مشـخص می‌کردنـد، بگـو زمیـن و هـر چـه در آن اسـت متعلـق بـه کیسـت؟ خـب مشـرکین مکـه معتقـد بـه الله بودنـد و بتهـا را شـفیعانی کـه پیش الله آنهـا را شـفاعت خواهند کرد، می‌دانسـتند.قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَوَتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ‏‏(مومنون/86)بگو کیست مدبر هفت آسمان و  عرش بزرگ؟سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ‏(مومنون/87)‏خواهند گفت از آن خدا. بگو پس چرا پروا نمی‌گیرید؟قـدرت و ملـک پـروردگار بـر آسـمان و زمین گسـترده اسـت ... بگـو پـس چـرا پـروا نمی‌کنیـد از ایـن خـدا ؟ عملتـان را و فکرتـان را برطبـق گفتـه‌ی او و فرمـان او  قـرار نمی‌دهیـد؟قُلْ مَن بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَىْ‏ءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ‏(مومنون/88)بگو حکومت و سلطنت همه چیز به دست کیست و کیست آنکه پناه می‌دهد و در مقابل او کسی پناه داده نمی‌شود؟ اگر می‌دانید.آن کسـانی که قدرت‌ها در اختیارشـان اسـت، فوقش ایـن اسـت کـه بـر ظاهر یک جسـمی مسـلط باشـند. شـما کـه مالک خانـه‌ی خودتان هسـتید، یـک آجر را از جایـی به جایی می‌گذاری، تسـلطت همیـن اندازه است. آن کسـی که بر تمام ذرات اجزای این موجود مسـلط اسـت، حرکت اتم‌ها در اختیار او و به فرمان اوسـت، در گیاهان رشـد و نمو، در حیوانات و انسـان‌ها تمام حـرکات داخلی وجود آنها و همه چیزشـان خلاصه در قبضه‌ی قدرت اوسـت، او خداست. علیرغـم او کسـی پنـاه داده نمی‌شـود... فـرض کنیـد مسـیحی‌ها معصیـت خدا بکننـد، به آغوش عیسـی  بگریزنـد و عیسـی پناه بدهد به آنهـا، و در مقابل خدا از آنهـا حمایـت کنـد، چنین چیزی ممکن نیسـت.سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى‏ تُسْحَرُونَ‏(مومنون/89)خواهند گفت: به دست خدا است. بگو پس چگونه فریب داده می‌شوید؟لطیـف اسـت کـه قـرآن روی فریـب خوردگـی تکیـه می‌کنـد؛ فریـب خـوردن، غافـل مانـدن. دائمـاً می‌خواهـد مـردم غافـل نماننـد، فریـب نخورنـد، چشمشـان را بـاز کننـد. قـرآن مطمئـن اسـت کـه اگـر مـردم چشـم را بـاز کننـد، نظـر او تامیـن می‌شـود.بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ‏(مومنون/90)بلکه ما حق را در اختیار آنان نهاده‌‌ایم و آنان حقاً دروغ گویند.مطلب را برایشان روشن کردیم، حق را در اختیارشان گذاشـتیم، آنهـا بـا ایـن وضعـی کـه از لحـاظ فکـری و عملی پیش گرفتند، بهانه می‌تراشـند، بهانـه‌ی دروغ می‌تراشند.مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ(مومنون/91)خدا فرزندی نگرفته و با او هیچ خداوندگاری نیست. اگر چنین بود هر خداوندگاری آفریده‌های خود را به سوئی می‌برد. و هر کدام بر دیگری برتری می‌گرفت. پاک و مبرا است خدا از آنچه توصیف می‌کنند.بـر طبق نظر توحیـد، آفرینش، یک قطعه‌ی متصل و منسـجم واحد اسـت. انسان و حیوان و کوه و فلک و زمیـن و موجودات، همـه و همه با همدیگر اتصال و ارتبـاط دارنـد، همـه با هم وحـدت دارنـد. اگر چندین خـدا و معبـود می‌بودنـد، هـر الهـی، هـر معبـودی، مخلـوق و آفریـده‌ی خـود را به سـویی می‌برد.یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ  تَتَّقُونَ(بقره/21)ای انسان‌ها عبادت کنید پروردگارتان را. آنکه آفرید شما را و همه گذشتگانتان را؛ شاید تقوا  پیشه کنید.خطـاب بـه کیسـت؟ خطـاب به طبقـه‌ی بـالا و پائین نیسـت ...خطـاب به همه‌ی انسـانیت اسـت. ایـن عبودیـت، موجـب تقواسـت. آنچـه کـه حالـت مصونیـت از گنـاه را، در روح، در انسـان، بوجـود مـی‌آورد، عبودیـت خداسـت. لـذا در جامعـه‌ای کـه همـه‌ی مـردم بنـده‌ی خـدا هسـتند و جامعـه شـکل بندگـی خـدا دارد، در آن جامعـه تقـوا هرچـه بخواهی فـراوان اسـت.الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً  فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ(بقره/22)آنکه برای شما قرارداد زمین را گسترده و آسمان را بنایی برافراشته و فرود آورد از آسمان آبی را، پس برون آورد به وسیله‌ی آن از محصولات روزی‌ای برای شما. پس برای خدا شریکان و رقیبان فرض مکنید در حالیکه خود می‌دانید.بـا دو تـا خدا قـرار دادن، با رقیب و همـاورد برای خدا فـرض کردن، انسـان‌ها را به دو گروه و سـه گـروه و ده گروه تقسـیم نکنید، همـه یک گروهند.یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَر وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ(حجرات/13)ای انسان‌ها ما شما را از مردی و زنی آفریدیم. و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. به یقین گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است. به یقین، خدا دانا و مطلع  است.همه یکسان و برابرند از لحاظ منشأ و ریشه آفرینش، ایـن حکـم قاطع اسلامی‌سـت در زمینـه نفی طبقات اجتماعـی؛ گرامی‌تریـن شـما نـزد خـدا، بـا تقواتریـن اسـت. یعنـی از یـک طبقـه‌ای بـودن، وابسـته بـه خانـواده‌ای بـودن، وابسـته بـه یک سلسـله و تیره‌ای بـودن، موجـب گرامی‌تـر بـودن نیسـت. نکتـه جالب‌تـر و باریک‌تـر اینجاسـت؛ آنهایـی کـه باتقوا هسـتند، کـه بالاتـر از دیگرانند، بـاز از امتیازات حقوقـی بیشـتری برخـوردار نیسـتند. اینجـور نیسـت کـه آدم‌هـای بـا تقـوا یـک پـول بیشـتری بگیرنـد، یک حقوق بیشـتری داشـته باشـند یـا از حقـوق اجتماعی بیشـتری و بهتری برخوردار باشـند، نه، نه خیر؛ اینجور نیسـت ... پیـش خـدا عزیزنـد. البتـه تقـوا منشـأ یک  آثـار اجتماعـی اسـت تـا یک حـدودی.وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلاً(اسرا/70)به یقین که بنی آدم را گرامی و عزیز داشتیم و آنان را در خشکی و دریا برداشتیم و آنان را از نیکویی‌ها بهره‌مند کردیم. و آنان را بر بسیاری از آفریدگان خود برتری دادیم.چـه کسـانی را تکریـم کردیـم؟ بـه چه کسـانی طیبات روزی دادیـم؟... انسـان هـا را؛ نـه طبقـه و تیـره‌ی خاصـی.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2024 05:13:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه یازدهم(روح توحید: نفی عبودیت غیر خدا)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-qwqs8ixpmtec</link>
                <description>جلسه یازدهم: روح توحید: نفی عبودیت غیر خدارهایی از زنجیره اطاعت غیر خدا أَ فَغَیْرَ اللّهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرینَ(انعام/114)آیا جز آئین و برنامه‌ی خدا، داور و فرمانروایی برگزینم. در حالیکه  اوست که این کتاب(قرآن) را که دارای احکام و معارفی واضح و مشخص است، نازل فرموده  است. و آنان که کتاب را به ایشان داده ایم می‌دانند که آن  به حق از سوی پروردگارت نازل گشته است. پس زنهار از مردّدان و شک آوران مباش.آیـا جز خدا، حاکمی، فرماندهی یـا داوری طلب کنم؟ در حالیکـه خداسـت کـه این مجموعـه را، قـرآن را، با  تفصیـل، با تبیـن، بدون اختلاط و امتزاج، برای شـما  فرسـتاده اسـت. مبینـا، با تبیین تمـام و کامل. [در این آیه] مسـئله حکومت و داوری خداسـت که از همه اولی تر اسـت به حکومـت و داوری.وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ(انعام/115)فرمان و اراده‌ی پروردگارت‌ -براستی و استواری- تمام گشته و به حقیقت رسید. هیچ چیز،  فرمان‌ها و اراده‌های او را دگرگون  نتواند کرد. و اوست شنوای دانا.فرمـان پـروردگار ایـن بـود کـه سلسـله‌ی نبوت‌هـا بیاینـد، مـردم را تدریجـا و تدریجـا بـه حـد نهایـی برسـانند، بعـد نبـوت آخریـن بیایـد، انسـان‌ها را در مقابـل یـک افـق وسـیعی، در مقابـل یـک میـدان بی‌نهایتـی قـرار بدهـد. وسـیله‌ی سـیر را، وسـیله‌ی دویـدن را، وسـیله‌ی تکامـل هرچـه بیشـتر را بـه آنهـا  اعطـا بکنـد، تـا انسـان‌ها بتواننـد در ایـن میـدان تـا  بی‌نهایـت برونـد؛ تـا خـدا. [در ایـن آیـه] مسـئله تخلـف ناپذیـری دیـن و فرمـان خداسـت کـه دشـمن وکافـر و معانـد و معـارض، هر غلطـی میخواهد بکند، بکند؛ فرمان خدا مضی‌سـت و تمام شـده اسـت.وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ(انعام/116)و اگر بیشترین خلق روی زمین را اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌سازند. آنها جز گمان را پیروی نمی‌کنند و جز این نیست که از روی پندار قضاوت می‌نمایند.[در ایـن آیـه بیـان میکند کـه] اطاعت از خواسـت‌ها و هواهـا و هوس‌هـا نبایـد کـرد، از خـدا بایـد اطاعـت  کرد. آن کسـانی کـه راه‌هـا و شـیوه‌ها و روش‌هـا را بـرای زندگـی مـردم جعـل می‌کننـد و پیشـنهاد می‌کننـد؛  آیـا یقیـن دارنـد بـه صحـت ایـن راه‌هـا بـا تخمیـن، با گمـان، با فرضیه و تئـوری، مردم دنیـا را، جامعه‌های بشـری را می‌خواهنـد اداره کننـد، امـا خـدا بـا تئـوری کسـی را اداره نمی‌کنـد؛ بـا متـن واقعیـت، بـا علـم و دانـش بـه معنـای واقعی، انسـان هـا را به راه راسـت هدایـت می‌کنـد.فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ(انعام/118)پس تناول کنید از آنچه نام خدا بر آن برده شده است. اگر به آیات او ایمان دارید.اینجـا انسـان با کمـال تعجـب، ابتدائـا،می‌بیند بعد از ایـن مطالـب کلـی ... یـک دفعـه می‌گویـد کـه از  آنچـه کـه نـام خـدا بـر آن بـرده شـده اسـت بخوریـد، گوسـفندی را کـه بـا نـام خـدا کشـتند، ذبـح کردنـد، از این حق دارید بخورید، مسـئله فرعی! در نظر انسـان  خیلـی تعجـب آمیز می‌آید که چـه ارتباطی اینها باهم دارند. اولا در نظر پروردگار همه‌ی مسـائل در یک سـطحند. بـرای خـدا مسـائل کلـی مربـوط بـه بشـر بـا مسـائل  جزئـی تفاوتـی ندارنـد، همـه اش یکـی سـت. بـرای پـروردگار عالـم، آنچه مایه‌ی سـعادت انسـان اسـت،  بـه عنـوان یـک فرمـان مطرح اسـت، فرقـی نمی‌کند ایـن فرمان جزئی باشـد، فرعی باشـد، مربـوط به یک نفـر باشـد یـا کلـی باشـد، عمومـی باشـد، مربـوط بـه  همه بشـر باشـد. می‌دانید که مشرکان و قبایل و ملت‌ها و امت‌هایی کـه از توحیـد بی نصیـب بودنـد، درهر مناسـبتی، در هـر موقعیتـی، بـرای هـر کاری، نـام آن معبـودان را می‌آورنـد. ... وقتـی شـما کاری را بـرای خاطـر پـول،  بـرای خاطـر هوای نفـس، بـرای خاطر مسـائلی از این قبیـل شـروع کردیـد، بـا آن نـام، بـا آن یـاد؛ ایـن قهـرا جهتـش هـم، جهـت همـان چیـزی اسـت کـه نـام و یـاد او را در حیـن شـروع ایـن کار بـر زبـان یـا در مغـز  خطـور دادیـد.... امـا کاری کـه با نـام خدا، با یـاد خدا،  شـروع مـی شـود، جهت‌گیـری‌اش هـم جهت‌گیـری خدایی‌سـت، جهتگیـریاش هـم جهتگیـری طبق  فرمـان خـدا و مناسـب بـا امـر پـروردگار اسـت. به ما  میگوینـد کـه حتـی ذبیحـه را وقتـی کـه میکشـید، با  نـام خدا بکشـید. یعنـی ضروریتریـن، اولیترین نیاز  شـما که خوراک شماسـت، بایسـتی با نام خدا باشد،  بـرای خـدا باشـد. شـکمت را هـم کـه پـر میکنـی، برای خـدا بایـد پـر کنـی.... اگر چه نیـاز اصیلیسـت، اما در  زندگی تو، اصل نیسـت، در زندگی تو اصل خداسـت  و جهتگیری خداسـت. یعنـی تمـام جهتگیریهـای زندگـیات بـرای تامین  هـر نیـازی، ولـو نیازهـای اولـی، بایـد بـر طبـق فرمان  خـدا و در جهـت سـبیل الله باشـد.وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُونَ(انعام/120)وا گذارید آشکارا و پنهان را )گناهی  که تاثیرات سوء آن مشهود یا  پوشیده است( آنان که گناه به  بار میآوردند به سزای آنچه در آن  فرورفتهاند مجازات خواهند شد.یک کارها یی هسـت که اشـکاالتش، عواقب سوئش  ظاهـر اسـت؛ قتـل نفـس معلـوم اسـت کـه کار بدی  اسـت، بیجـان کـردن یک جانـدار، بدون اسـتحقاق،  معلـوم اسـت که کار خالفی اسـت؛ این گنـاه بودنش  ظاهر اسـت. یـک کارها یی هم گناه بودنش درسـت،  بـارز و ظاهـر و نمایـان نیسـت، خیلـی از چیزهـا را  انسـان نمیفهمـد کـه این چقدر بزرگ اسـت؛ سـخن  بـدون علم گفتـن، دنبالـه روی از غیر علم کـردن، نام  خـدا و یـاد خـدا را سـبک و کوچـک شـمردن، اطاعت  از غیـر خـدا کـردن، فرمـان از غیـر خـدا شـنیدن اینهـا  یـک چیزها ییسـت کـه آدم خیـال نمیکنـد ایـن قدر  مضرات و عواقب سـوء داشـته باشـد، ، لکن در عین  حـال، هـردو را بایسـتی کنـار گذاشـت؛ هرآنچـه را کـه  گنـاه اسـت، چه آشـکارا و چـه پنهان.وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ(انعام/121)
و ]اگر[ از آنچه بر آن نام خدا بر  آن برده نشده بخورید و حتما آن  فسق است و بی گمان شیطانها  به همدستان و دوستان خود  الهام می بخشند تا با شما مجادله  کنند و اگر شما از آنان اطاعت  کنید بیشک مشرک خواهید بود.مخوریـد از آنچـه نـام خـدا برآن یاد نشـده اسـت. این  فسـق اسـت، از دیـن بـرون رفتن اسـت. اهمیـت یاد  خـدا و نـام خـدا را، اینجـا رویش تکیـه میکند. عمـدهی اسـتدالل و اسـتناد مـا همیـن تکـهی آخـر  ْ ِ م ِل ِیائه ْ و َ ِلـی أ َ إ ُ ون ُ وح ی َ َ ل َّ ِ ـیاطین َّ الش ِن این آیه اسـت؛ »إ ْ « شـیطانها و قطبهـای شـرارت بـه  ُ ـم ُ وک ُ ِجادل ِلی دوسـتان و همجبهـگان و همبسـتگان خـود الهـام  میدهنـد تـا بـا شـما مجادلـه کننـد. شـیطانها و  قطبهـای فسـاد و تباهی، ایادی خـود، اولیای خود،  همجبهگان و پیوسـتگان خود را پر میکنند تا بیایند  بـا شـما بحـث کننـد، سـر بـه سـر بگذارنـد و مجادلـه  کننـد. شـما تکلیفتـان چیسـت در مقابل ایـن اولیای  شـیطان؟ اگـر شـما از آنهـا اطاعـت کردیـد، پیـروی  کردیـد، مشـرکید.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2024 04:50:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه دهم(عبادت و اطاعت انحصاری خدا)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AD%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-ifx2v3hvcvci</link>
                <description>جلسه دهم: عبادت و اطاعت انحصاری خداقطعنامه توحیدیوَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ...و روزی که همه‌ی آنان را (در قیامت) گرد آوریم. آنگاه به کسانی که برای خدا شریکی قائل شدند گوییماینجا شما با یک نظر خیلی عادی و سطحی می‌فهمید که در قیامت این شریک‌ها، آن کسانی که به شراکت خدا انتخاب شده بودند، غیر از آن هُبَل عقیقی بی‌جان است،... صحبت آن انسانیست که به شرکت و رقابت با خدا انتخاب شده. به آنها گفته می‌شود که در جای خود متوقف شوید، ایست!... فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ (یونس / 28)پس میان آنها جدائی افکنیم و شریکان پنداری آنان گویند: شما ما را عبادت نمی‌کردید.آن گروه‌هایی که گمراهی‌هایشان متقابل بوده، در قیامت به جان هم می‌افتند، در مقابل هم صف‌آرایی می‌کنند.آن کسی که شرک ورزیده برای خدا و شریک گرفته، می‌خواهد گریبان آن شریک را بگیرد و او را به زمین بکوبد؛ بگوید من تو را به جای خدا قبول کرده بودم و حالا به این بلا دچار شدم. آن کسی هم که در دنیا مورد عبودیت و پرستش بوده، او هم برای تبرئه خودش حاضر است با ناسپاسی هرچه تمام‌تر، علاقمندان و تابعان و متابعان دنیای خودش را رد کند، از آنها بیزاری و تبری بجوید.فَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ (یونس / 29)میان ما و شما خدا گواهی بسنده است که ما از عبادت شما غافل و بی‌خبر بودیم.کارهایی که در دنیا انجام گرفته، آنجا مورد آزمایش آزمون خود انسان قرار می‌گیرد.هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَتْ ۚ وَرُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ ۖ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ (یونس / 30)و در آن هنگام هر کسی هر آنچه از پیش انجام داده، می‌آزماید. و بازگردانیده شوند بسوی خدا، مولای حقیقی‌شان و هر آنچه به دروغ می‌بستند، همه از ایشان گم و ناپدید گردد.همه‌ی آن چیزهایی که به صورت بهانه و عذری برای عبودیت غیر خدا در دل انسان بود و آدم فکر می‌کرد که در قیامت حربه‌ی دست او خواهد شد، از دست انسان گرفته خواهد شد.و احتمال دیگر در معنای آیه؛[اینکه] انسان در دنیا پشتیبان‌ها برای خود فرض می‌کند، همان‌هایی که عبادتشان می‌کند ... دلش به آنها گرم است؛ اما روز قیامت این همه دلگرمی و پشت گرمی، این همه حامی و پشتیبان، نمی‌توانند باری از دوش او بردارند.قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ ...بگو چه کسی آنان را از آسمان و زمین روزی می‌دهد؟ یا چه کسی شنوایی و بینائی‌ها را در قبضه‌ی اختیار دارد؟استدلالات قرآن اینجوریست... گاهی خیلی رویاروی استدلال نمی‌کند، زمینه‌ی استدلال مغزی خود آدم را، برای انسان فراهم می‌کند. اینجا خدای متعال در این آیات می‌خواهد ثابت کند که فقط در مقابل خدا باید اطاعت و عبودیت کرد؛ از این راه وارد می‌شود.در حقیقت این آیه دارد اشاره می‌کند به داشتن بصیرت، به داشتن نیروی فهم و خرد، که ای انسان که بناست حالا فکر کنی و جواب این سوال را به ما بدهی، تو دارای سمعی و دارای بصری.... وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ...و چه کسی برون می‌آورد زنده را از مرده و مرده را از زندهنشانه‌ی کمال قدرت پروردگار است؛ یک چیز زنده را از یک چیز مرده‌ای بیرون آوردن، یک چیز مرده را از یک چیز زنده‌ای خارج کردن، این نشانه‌ی کمال قدرتمندی و قبضه‌ی نیرومند قدرت خداست.... وَمَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ ...و چه کسی امر (جهان) را تدبیر می‌کند؟ (در تکوین) خواهند گفت: خدااین سوال در ضمن اینکه از مشرکان زمان نزول وحی بود، از من و شما هم [هست]... کیست که دارد همه‌ی عالم را تدبیر می‌کند؟ بعضی فکر نکرده می‌گویند الله، که عقیده‌شان در همان زمان هم این بوده؛...بنده یک خرده فکر می‌کنم، دقت می‌کنم، «فَسَیَقُولُونَ اللهُ» می‌گویم خداست. این انتظام عجیب عالم تکوین از سوی خداست و بس. این دست قدرت اوست که دارد این گردونه را می‌گرداند.... فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ (یونس / 31)بگو: پس چرا پروا نمی‌کنید؟ (و غیر او را به اراده‌ی امر جهان در تشریع انتخاب می‌نمایید)یعنی پروا نمی‌کنید از این خدای عظیم ... که غیر او را در اطاعت، در عبودیت شریک او قرار می‌دهید؟ ببینید، اگر تدبیر تکوینی عالم به دست اوست، چرا تدبیر تشریعی عالم به دست او نباشد؟... چرا خودش قانون نگذارد؟ چرا خودش قدرت نگاهبان و پاسدار قانون را معین نکند و از او حمایت نکند؟ امامت، ولایت، چرا نکند؟ چرا امام قرار ندهد؟قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ ...بگو: از میان این شریکان پنداری، چه کسی بسوی حق راهبر می‌شود؟پیداست که منظور در اینجا بت‌های جاندار است، آن کسانی که اقتداری از اقتدارات و قدرتی از قدرت‌ها در قبضه‌ی آنها بوده [است].... قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ ...بگو: خدا به سوی حق راهبری می‌کند.کسی که در مقابل خدا بود، قهراً در مقابل حق، به چیز [دیگری] دعوت می‌کند؛ پس خداست فقط آن کسی که به حق فرامی‌خواند.... أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَىٰ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (یونس 35)پس آیا کسی که به حق راهبری می‌کند شایسته‌تر است که پیروی شود یا آنکه خود راه نمی‌یابد مگر آنکه راهبری شود؟ پس شما را چه می‌شود؟ چگونه قضاوت می‌کنید؟آخر از چه کسی باید پیروی کرد؟ دنبال چه کسی باید رفت؟ دنبال خدا که خود آفریننده‌ی حق و راهبر به سوی حق و راهنمای حق است؟ یا دنبال آن کسی که اگر بخواهد به حق برسد، دست خودش را هم باید بگیرند و ببرند؟قرآن می‌خواهد بگوید خدا انسان را به سعادت می‌رساند... آن کسانی که خودشان از خودشان چیزی ندارند، نمی‌توانند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Mon, 25 Mar 2024 05:40:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه نهم(توحید در ایدئولوژی اسلام)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%86%D9%87%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-exf8miwppi7a</link>
                <description>جلسه نهم : توحید در ایدئولوژی اسلامآزادی از عبودیت غیر خداوَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ ...گروهی از مردم بجز خدا به رقیبان و هماوردانی (از جنس بشر یا جز آن) روی می‌آورند. به آنان مهر می‌ورزند همچون مهری که به خدا باید ورزید. و مومنان راستین در دوستی خدا شدید ترندبرای خدا شریک از جنس بشر یا از غیر جنس بشر انتخاب می‌کنند. و آنها را مانند مهر و محبتی که باید به خدا داشت، دوست میدارند. [...اما] از همه‌ی این جلوه‌های ظاهری، از همه‌ی قطب‌هایی که دل انسان را مثل کهربا به سوی خود جذب می‌کنند، از همه‌ی خدایان دروغین، از خدای نفس و شهوت؛ که خودت بگیر برو تا آن خداهایی که در صدر و بالای اجتماعات جا گرفته اند و جا می‌گیرند و جای داده می‌شوند، از همه‌ی اینها خدا برای مومن محبوب‌تر است. ... وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ ...اگر می‌دیدند آنان که (با سرسپردگی به غیر خدا) ستم کرده اند آنگاه که عذاب را مشاهده می‌کنندناگهان منتقل می‌کند بیان را به صحنه‌ای از قیامت. آن لحظه‌ای را بیان می‌کند که خلایق جمع شده اند، محشور شده اند وسایل عذاب خدا و وسایل رحمت و لطف خدا هم هست،... بندگان خوب خدا و بندگان بد خدا هستند، بعد ستمگران و ظالمان ناگهان می‌بینند که تمام قدرت در قیامت از آن خداست . ستمگر ظالم چه ستمگری که ستم می‌کرد به دیگران، و چه ستمگری که به خودش ستم می‌کرد و خودش را بنده‌ی آن ستمگر اولی قرار داده بود، وقتی نگاه کنند، ببینند، عجب! اینجا همه‌ی آن حرف ها و ادعاها و باد و بروت‌ها و کاخ‌ها و زندگی‌ها، همه هیچ و پوچ است، هیچ کاری از دست کسی بر نمی‌آید.دو گروه را در نظر بگیرید، یک گروه، گروه دیگر را عبادت کردند؛ یعنی اطاعت، اطاعت بی قید و شرط، این دو گروه، روز قیامت رو به روی هم قرار می‌گیرند، با هم جنگ و منازعه و مخاصمه دارند.أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ (بقره / 165)اینکه قدرت یک‌سره از آن خدا است. و اینکه عذاب خدا سخت و سهمگین است (بی‌گمان از رفتار خود پشیمان می‌شوند)بی‌گمان از رفتار خود پشیمان می‌شدند، پشیمان می‌شدند که در دنیا چه خِرگیری‌ای می‌کردند، می‌رفتند بنده و برده‌ی ستمگرانی می‌شدند که حالا این قدر در قیامت بی‌عرضه اند، این قدر از دستشان کار بر نمی‌آید. اگر با چشم عبرت می‌نگریستند، می‌دیدند در دنیا هم به همان اندازه بی‌عرضه اند.إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ﴿166﴾ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ﴿167﴾ (بقره)از پیروان و تابعان - آنگاه که پیشوایان و سران، بیزاری جویند و عذاب خدا را بنگرند و رابطه‌ها و پیوندها میان آنان قطع شود.(166) و تابعان و دنباله‌روان گویند: کاش ما را بازگشتی بود به دنیا -تا از آنان بیزاری می‌جستیم چنانکه آنان از ما بیزاری می‌جستند. بدین گونه خداوند کارهای آنان را بصورت مایه‌ی حسرتی به آنان می‌نمایاند و آنان هرگز از آتش برون نخواهد آمد.(167)آن کسانی که آنجا دارند چوب می‌خورند، چوب عبودیت غیر خدا را می‌خورند، چوب این را می‌خورند که بنده و برده‌ی غیر خدا شدند؛ یعنی چیزی غیر توحید و ضد توحید، در حالی که قرآن تعبیرش«اتٌّبِعُوا» است، دنباله‌روان، پیروان.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2024 05:38:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه هشتم(توحید در جهان بینی اسلام)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-fqy8ytjhgmt6</link>
                <description>جلسه هشتم : توحید در جهان بینی اسلامخداوند صاحب اختیار عالم استاللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ...الله ؛ هیچ معبودی بجز او نیست.جهان یک حقیقتی است که به خودی خود استقلال ندارد؛ خودش خودش را بوجود نیاورده؛ از داخل و از درون نجوشیده؛ بلکه دست قدرتمندی این پدیده‌های گوناگون را آفریده و به وجود آورده... این دست قدرتمند نامش الله است، نامش خداست.اله هر آن موجودی است که انسان در مقابل او به صورت تقدیس، به صورت تعظیم و تکریم، خضوع می‌کند و اختیار خودش را دست او میدهد.... آن کسانی که به سنت‌ها و عقیده‌های پوچ، بطور بی‌قید و شرط تسلیم می‌شوند، الهشان همان سنت و عقیده پوچ است.پس اینی که می‌گوید «لا اله الا الله» جز او الهی نیست؛ یعنی اله واقعی نیست، یعنی هرکس دیگر را غیر از الله به الوهیت، به معبودیت پذیرفتید، گناه کردید، برخلاف حق، عملی را انجام دادید؛ چون جز الله هیچ کس شایسته معبود بودن و الوهیت نیست.... الْحَيُّ الْقَيُّومُ ...آن زنده پاینده و نگهدار و نگهبان[از خصوصیت الله آن است که] زندگی او دائمی و جاودانه و همیشگی است. آن کسی که زندگان به زندگی او زنده اند و اگر او نباشد، اگر او نخواهد، اگر او اراده نکند، یک زنده و یک جلوه زندگی در جهان باقی نخواهد بود.... لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ...او را چرت و خواب نمی رباید. هرچه در آسمان ها و در زمین است از اوستلحظه‌ای غفلت، لحظه‌ای بی‌توجهی و جهل در وجود و حیات او راه ندارد. موجودات دیگر، خداوندگاران دروغین غفلت می‌کنند از خودشان، از مردم تحت اختیارشان، از جهانی که در قبضه آنها هست.مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِکیست در نزد او، که جز به اذن و رخصت او شفاعتی کند؟هیچ قدرت دیگری سراغ نداریم ما که حتی به اندازه قدرت یک شفیع، بتواند در مقابل خدا عرض اندام بکند. اگر کسی شفاعت دیگران را می‌کند باز به اذن خداوند می‌کند. پیغمبران که شفاعت می‌کنند، اولیا و ائمه و صلحا و مومنین و شهدا که شفاعت می‌کنند پیش خدا، جز به اذن خدا نمی‌کنند.... تازه آنها هم علت اینکه می‌توانند شفاعت کنند، این است که بیشتر بندگی خدا کردند؛ چون تحت قدرت خدا بیشتر خودشان را قرار دادند.... يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (بقره / 255)هر آنچه پیش روی و هر آنچه پشت سر آنها (بندگان) است، می‌داند و آنان(بندگان) به چیزی از دانش او -مگر آنچه خود او بخواهد- احاطه و آگاهی ندارند. تخت قدرت و حکمرانی او، بر آسمانها و زمین گسترده است و نگهبانی آسمان و زمین او را گران نمی آید. اوست بلند مرتبه و بزرگببینید چطور تمام عالم را به دو صف تقسیم می‌کند. یک صف، صف خدا؛ یک صف، صف موجودات دیگر. در این صف دیگر، همه‌ی ذرات عالم بندگان خدایند در حد واحد. از لحاظ بندگی خدا، بین دو موجود عالم هیچ امتیازی نیست. از این جهت که بنده خدا هستند، از این جهت که تحت قدرت و در قبضه خدایند، همه یکسانند.وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا﴿88﴾ لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا﴿89﴾ تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا﴿90﴾ أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَٰنِ وَلَدًا﴿91﴾ وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَٰنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا﴿92﴾ إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَٰنِ عَبْدًا﴿93﴾ لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا﴿94﴾ (مریم)و گفتند که خدای رحمان، فرزندی گرفته است(88) همانا چیزی سهمگین فرا آوردید(89) چیزی که کم مانده بود به سبب آن آسمان‌ها پاره پاره و زمین شکافته شود و کوه‌ها درهم فرو ریزند.(90) (و آن این بود) که برای خدایرحمان، فرزندی قائل شدند(91) درحالی که برای خدای رحمان، فرزند داشتن، شایسته نیست(92) همه‌ی اشیاء و اشخاص آسمان ها و زمین، نیستند مگر فراهم آمدگان نزد خدای رحمان به عبودیت(93) همانا همگی آنان را به ضبط آورده و ایشان را برشمرده است بر شمردنی.(94)[مشرکین با قائل شدن فرزند برای خداوند] این دو صف را، سه صفش می‌کردند. می‌گفتند بله، خدا، بندگان، زبدگان؛ فرزندی، آقازاده‌ای، خدازاده‌ای، چیزی. [که این آیات] این مطلب را نفی می‌کند [تعبیر خداوند این است] که این عقیده بسیار خطرناک است. [پروردگار عالم] آنچه که به عنوان عقیده به مردم می‌دهد، آن چیزیست که در تامین هدف‌های الهی دخالت دارد. آنچه هم که به عنوان عقیده فاسد نفی می‌کند، آن چیزیست که اعتقاد به آن، در تأمین فساد جامعه دخالت دارد. نفی عقیده فاسد به معنای نفی یک رگه فساد است در جامعه بشری.اعتقاد به اینکه خداوند ولد دارد، فرزند دارد، اعتقاد به حد واسط بین خدا و بشر، این اعتقاد مفاسدی دارد در جامعه ... این در حقیقت بهانه‌ای است برای اینکه بندگان، غیر اینکه بنده‌ی خدا می‌شوند، بنده‌ی یکی دیگر هم بشوند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Sat, 23 Mar 2024 04:43:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه هفتم (نوید 2)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-2-aiy03q0jkqk5</link>
                <description>جلسه هفتم: نوید 2خدا عمل مؤمنین را ضایع نمی‌کند.الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴿28﴾ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ﴿52﴾ (رعد)آنان که ایمان آوردند و دلهایشان با یاد خدا ثبات و اطمینان یافت (به سوی خدا هدایت می‌شوند) همانا به وسیله‌ی یاد خدا، دلها طمأنینه و ثبات می‌گیرد.(28) آنان که ایمان آوردند و عمل شایسته کردند. فرخنده باد امروزشان و نیکو باد آینده‌شان.(29)اطمینان یعنی چه؟ اطمینان یعنی حالت طمأنینه‌ی دل. حالت آرامش روح و قلب. یعنی چه آرامش؟ آیا آرامش به این معناست که روح ما هیچ‌گونه تحرکی و تلاشی نداشته باشد؟ آرامش به این معنا که در حالت نیمه‌خواب و نیمه بی‌هوش باشد دل ما؟ نه. بلکه آرامش در مقابل دغدغه و اضطراب و تشویش...یعنی چه دل آرام باشد؟ نه اینکه بی‌تحرک باشد و پیش نرود و پیشرفت نداشته باشد؛ یعنی جاذبه‌های گوناگون آن را به این‌سو و آن‌سو نکشاند و سنگینی بار ایمان، آرام و مطمئن، اما با سرعت هر چه تمام‌تر به سوی مقصود انسانیت و خلقت حرکت کند، این است معنای اطمینان.آن کسی می‌تواند راه خدا را تا آخر بپیماید و به سرمنزل و هدف مقصود نائل آید، که مطمئن باشد حالت اطمینان و سکون در او باشد. اطمینان به این معناست؛ یعنی جاذبه‌ای او را بکشاند. جاذبه‌ی ایمان، جاذبه‌ی علاقه به خدا، جاذبه‌ی علاقه به هدف، آنچنان او را مجذوب کند و به سوی خود بکشاند که همه‌ی جاذبه‌های دیگر برای او هیچ و پوچ و مسخره بیایند، هیچ و پوچ و مسخره.یاد خدا و ذکرالله همان جاذبه‌ی قوی است. همان جاذبه‌ی قوی که گفتم جاذبه‌های کوچک را محو می‌کند، اثرشان را خنثی می‌کند همین ذکرالله است.ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ (توبه / 26)خدا آرامش روح و سکینه‌ی روح را بر پیغمبر و بر مؤمنین نازل کرد.گروهی از آنان [ایمان آورندگان] پس از این ادعا [که ایمان آورده‌اند] از فرمان خدا و پیغمبر رو برمی‌گردانند -صحبت از کفار نیست، صحبت از مرتدین نیست که یک‌هو قهر می‌کنند، از عالم اسلام خارج می‌شوند، می‌روند؛ نه، صحبت از همین مؤمنین معمولی داخل جامعه‌هاست، جامعه‌ی اسلامی- قرآن می‌گوید اینها مؤمن نیستند.وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴿80﴾ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ﴿81﴾ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ﴿82﴾(انعام)[ابراهیم (ص) همین واقعیت را با مشرکان سرگردان زمان خود، که چون از مکتب و مسلکی مشخص و حساب شده و مقرون به دلیل پیروی نمی‌کردند، نمی‌توانستند دلی آرام و روحی مطمئن داشته باشند، در میان نهاد و سکون نفس و امنیت درونی خود را که از ایمانی راسخ، مایه گرفت به رخ آنان کشید]: و قوم او (ابراهیم) با او به مجادله پرداختند. گفت آیا با من درباره‌ی خدا مجادله می‌کنید؟ و حال آنکه خدا مرا هدایت کرده است. و از آنچه شما شریک خدا دانسته‌اید هیچ بیمی ندارم مگر آنکه خدا درباره‌ی من چیزی اراده کند. پروردگارم به همه چیز دانشش گسترده است. با این حال آیا به خود نمی‌آیید؟(80) چگونه من از آنچه شما شریک خدا قرار داده‌اید بترسم و شما از اینکه بدو شرک آورده‌اید نرسید؟ با اینکه شما را هیچ حجت و برهانی بر این نیست کدامیک از ما دو گروه به ایمنی سزاوارتریم؟ (من که خدا را شناخته و با بصیرت و آگاهی بدو راه یافته‌ام؟ یا شما که بر پندار باطل خود هیچ حجتی ندارید؟) اگر می‌دانستید!(81) آنها که ایمان آورده‌اند و ایمان خود را به ظلم و ستم نیالوده‌اند، فقط آنها را ایمنی هست و آنهایندهدایت یافتگان.(82)قرآن وقتی محاجه‌ی ابراهیم خلیل‌الرحمان با قومش را نقل می‌کند، نمی‌گوید که قوم، چگونه با او بحث کردند و چه گفتند. اما از جوابی که ابراهیم به آنها داده و قرآن نقل می‌کند، انسان حدس می‌زند که حرف آنها چه بوده است.ابراهیم جواب می‌دهد که «وقَد هَدان» من هدایت شده‌ام، راه یافته و روشنم. میدانم چه می‌کنم. و از آنچه شما شریک خدا دانسته‌اید، هیچ بیمی ندارم، مگر آنکه خدا درباره‌ی من چیزی اراده کند؛ یعنی در حقیقت از خدا می‌ترسم و بس. اما از آنهایی که شما شریک خدا دانسته‌اید واهمه‌ای ندارم.از این جواب به دست می‌آید لابد آنها به ابراهیم می‌گفته‌اند: ابراهیم بترس! از این شرکایی که ما برای خدا قرار دادیم، بترس. اینها خشکت می‌کنند، پدرت را در می‌آورند و روزگارت را سیاه می‌کنند. از ادامه‌ی پاسخ ابراهیم این مطلب واضح‌تر می‌شود.ابراهیم در ادامه‌ی پاسخ به قومش می‌گوید: چطور من بترسم؟! شما باید بترسید. من از آن کسانی که شما بی‌دلیل، شریک و رقیب خدا قرار دادید بترسم، درحالی که مرا هدایت کرده و مطلب برایم روشن است.ابراهیم در ادامه می‌گوید: ما یا شما؟ من سزاوارترم که روحا ایمن باشم و امنیت روحی داشته باشم یا شما؟ منی که دلم به خدا وابسته است، منی که مورد هدایت خدایم، من بی‌تشویش ترم یا تو، بیچاره؟ که در آن راهی که قرار گرفته‌ای دلیل و حجتی نداری.البته پیداست که اینجا مراد از امن، امن روحی است، نه امن اجتماعی. امنیت اجتماعی البته به معنای آن است که همه‌ی افراد از یک آرامشی در اجتماع برخوردار باشند تا هر کسی بتواند حق خودش را ببرد. و سکوت، سکوت‌های اجباری، غیر از امنیت است. این امنی که اینجا می‌گوییم، غیر از آن امنیتی است که در زمینه‌ی مسائل اجتماعی و امن اجتماعی مطرح است. این امن یعنی امن روحی، نداشتن تزلزل، اضطراب و بیم، هراس‌مند و هراسناک نبودن.وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (بقره / 143)قبله‌ی پیشین تو (بیت‌المقدس) را معین نکرده بودیم مگر برای آنکه پیروان واقعی پیامبر از دنباله‌روان سنت‌های جاهلی معلوم و ممتاز گردند. هر چند که بسی بزرگ و مهم می‌نمود مگر برای کسانی که خدا هدایتشان کرده است و خدا هرگز ایمان شما را ضایع نمی‌کرد. همانا خدا بر مردمان مهربان و دارای رحمت است.یکی از چیزهایی که راهرو راه هدف و مقصود، اگر داشته باشد، بهتر می‌تواند حرکت کند و احتمال رسیدنش هست و اگر نداشته باشد، کندتر حرکت می‌کند و احتمال نرسیدنش هم زیاد است، این است که کار خود را ثمربخش بداند یا نداند. اگر ثمربخش دانست این راه را؛ حرکت خود و کار خود و گام خود را، احساس کرد که این از بین نمی‌رود، عملش ضایع نمی‌شود، بر این حرکت و بر این گام، یک اثری مترتب می‌شود، هر حرکت او یک موجی را ایجاد می‌کند که او را بیشتر به منزل می‌رساند. مؤمن اینجور است. مؤمن کار خودش را ثمربخش می‌داند و قرآن این را به او آموخته است.وقتی که مسلمان‌ها در مکه بودند، رو به کعبه نماز می‌خواندند وقتی آمدند به مدینه، رو به بیت‌المقدس نماز می‌خواندند؛ به دستور پروردگار البته. همان کاری که یهودی‌ها هم می‌کردند. چندی گذشت و آیه نازل شد که برگرد به طرف کعبه، مسجدالحرام. و مسلمان‌ها بنا کردند به آن طرف نماز خواندن. یکی از آیاتی که ابعاد مختلف ماجرای تغییر قبله را شرح می‌دهد این آیه است. می‌گوید خواستیم با این کار آزمایشی از شما به عمل بیاید... ما خواستیم یک سنت آبا و اجدادی را موقتا از شما بگیریم و ببینیم چقدر حاضرید برای خاطر خدا سنت‌ها را زیر پا بگذارید... نه اینکه خیال کنید نمازهایی که در مدتی که در مدینه بودید و اوایل، رو به بیت‌المقدس خواندید، این نمازها را ما به هیچ می‌گیریم، قبولشان نداریم، قبله‌ی بیت‌المقدس،قبله‌ی باطلی بود، نه، نخیر. کارهایی که کردید، همه‌اش در همه‌ی مراتب، مورد قبول است. تلاش‌های شما و سعی‌های شما مؤمنان، هم در مورد قبله و هم به طورکلی، مورد تصدیق و تأیید و مورد پاداش و سپاس خداست... خدا هرگز ایمان شما را ضایع نمی‌کند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2024 05:08:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه ششم (نویدها 1)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-1-zgakcc466xq0</link>
                <description>جلسه پنجم : نویدها 1شناخت هدف، لازمه سعادت انسانإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ (یونس / 9)همانا کسانی که ایمان آوردند و اعمال شایسته (تعهدات متناسب با ایمان) به جای آوردند، پروردگارشان به وسیله‌ی ایمانشان (که با عمل همراه است) هدایتشان می‌نماید (به سرمنزل سعادت، به راه‌های قابل پیمودن، به وسائل تکامل)آن کسانی که ایمان بیاورند، آن باور را پیدا کنند، بعد هم بر طبق تعهداتش عمل نمایند، پروردگارشان به سبب ایمانشان آنها را هدایت خواهد کرد. خود ایمان موجب می‌شود که آنها راه را پیدا کنند. به چه راه پیدا کنند؟ هم به هدف هم به راه‌ها و هم به وسیله‌ها. ... وقتی انسان ایمان به هدف و راه آورد و دنبال این ایمان حرکت کرد، راه خود به خود، خود را نشان می‌دهد.يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا﴿174﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا﴿175﴾ (نساء)هان ای انسان‌ها! همانا از سوی پروردگارتان برای شما دلیلی قاطع آمد و به سوی شما نوری روشنگر فرستادیم.(174) پس آن کسانی که به خدا ایمان آورده و به او متمسک و متکی گردند، پس خدا آنان را مشمول رحمت و فضل خویش می‌سازد و به راهی مستقیم راهبری‌شان میکند.(175)منظور از این برهان و نور، قرآن است و حقایق قرآنی.این هدایت [به صراط مستقیم] مخصوص مؤمنین است. اگر ایمان نداشته باشید؛ اگر ایمان داشته باشید، اعتصام نداشته باشید، تعهدات خودتان را در مقابل خدا عمل نکنید؛ به سوی خدا راه نمی‌یابید. آن روشنایی هدایت در دل شما فروغ نمی‌افکند، این مخصوص مؤمنین است.وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (عنکبوت / 69)و آن کسانی که در راه ما (و به خاطر هدف‌های الهی) مجاهدت کنند را به راه‌های خود (که راه‌های سعادت و تکامل انسان است) رهبری‌شان می‌کنیم و بی‌گمان خدا با نیکوکاران است.آن کسانی که در راه ما -خدا می‌گوید، راه خدا چیست؟- و به خاطر اهداف الهی در این عالم مجاهدت کنند. هدف‌های خدایی چیست؟ عدالت است، امنیت است، بندگی در مقابل او، به رشد رسیدن و تکامل بندگان خداست، آباد شدن روی زمین و آباد شدن دل انسان‌هاست؛ اینها خواسته‌های خداست. در همه‌ی رشته‌ها هر کسی که در راه هدف‌های الهی قدم گذاشت، هر قدمی که پیش رفت، قدم بعد برایش روشن است.اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (بقره / 257)خدا سرپرست و هم‌جبهه‌ی مؤمنان است، آنان را از ظلمت‌ها (ظلمت‌های جهل، خرافه، غرور، نظام‌های تحکم‌آمیز و ضد انسانی) می‌رهاند و به نور (نور معرفت، دانش و ارزش‌های انسانی) می‌رساند. و آنان که کفر و انکار ورزیدند، سرپرستان و اربابانشان طاغوت‌ها و سرکشان و تجاوز کارانند، آنان را از نور معرفت دور ساخته، به زندان ظلمت‌ها و تاریکی‌ها می‌کشاند. آنها همگی مصاحبان آتش و در آن جاودانه اند.کلمه‌ی ولی را من، هم‌جبهه و به هم‌پیوسته، هم‌سطح معنا می‌کنم و بر سرپرست و دوست و یاور و این چیزهایی که معمول است، ترجیح می‌دهم. چون ولایت به معنای پیوستگی است، دو چیز که به همدیگر پیوسته‌ی بسته می‌شوند، به این می‌گویند ولایت. خدا ولی مؤمنین است، یعنی پیوسته‌ی با مؤمنین است، یعنی چه پیوسته‌ی با مؤمنین است؟ یعنی خدا و مؤمنین در یک صفند. دشمنان خدا در صف دیگر، در مقابل مؤمنین و در مقابل خدا. هر جا که در قرآن تعبیر «ولی» هست، به این معنی است.خدا هرگز غیر مؤمن را، بی‌ایمان را، شک و تردیدگرا را، کافر ناسپاس را به نور نمی‌رساند؛ لذا مشرک همیشه مضطرب است و دغدغه دارد.اما کفار چطور؟ کفار یعنی آن کسانی که عقیده‌ی دینی و مکتب دین را ناسپاسی کردند؛ این ارمغان هدیه‌ی الهی را با ناسپاسی رد کردند، کافر نعمتان.... کافر آن کسی نیست که دین را قبول نکرده، کافر یعنی پوشاننده‌ی نعمت، ناسپاس نعمت، چرا به این می‌گویند کافر؟ خب، این دین را قبول نکرده، کافر چرا؟ برای خاطر اینکه این دین ارمغان خدا بود، این هدیه‌ای بود از سوی خدا برای سعادت او و همه‌ی انسان‌ها؛ این را رد کرد، این ناسپاس نمک‌نشناس، این کافر نعمت؛ لذا به او می‌گویند کافر.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴿41﴾ وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا﴿42﴾ هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ﴿43﴾ (احزاب)ای کسانیکه ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید.(41) و در هر بامداد و شامگاه او را به پیراستگی و پاکی بستائید(42) اوست که بر شما درود می‌فرستد -و فرشتگانش نیز- تا شما را از ظلمت‌ها برهاند و به نور و روشنی رهنمون گردد.(43)اوست که بر شما درود می‌فرستد و فرشتگانش نیز. چرا؟ تا شما را از ظلمت‌ها برهاند و به نور و روشنی رهنمون گردد. این قرآن است و این نوید قرآن است.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.برای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Thu, 21 Mar 2024 04:37:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه کتاب طرح کلی جلسه پنجم (ایمان و پایبندی به تعهدات)</title>
                <link>https://virgool.io/@heyat_safine_nejat/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%AA-nsu0afph3mul</link>
                <description>جلسه پنجم : ایمان و پایبندی به تعهداتاحساس تعهد در مقابل همه احکام خدالَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (نور / 46)همانا نازل ساختیم آیاتی روشنگر و خدا هر که را بخواهد به راه راست رهنمون میگردد.اینکه می‌گوئیم هر که را خدا بخواهد، خواستن خدا یعنی چه؟ یعنی یک نفر را خدا می‌خواهد، یک نفر را نمی‌خواهد؟ با بعضی‌ها یک نظر خاصی دارد، آنها را می‌کشاند، می‌برد، بعضی‌ها را پس میزند؟ اینجور نیست قضیه. اراده و مشیت خدا -در موارد معمولی البته- جز در قالب علت‌های طبیعی و عادی جلوه‌گری نمی‌کند. ... اراده کردن خدا به این معناست که وسایل و اسباب عادی پیش آمده یا نیامده؛ اگر وسایل و علل عادی پیش آمده برای انجام گرفتن این معلول، با اراده و خواست شما، اینجا خدا خواسته. اگر چنانچه شما نخواستید پیداست که خدا نخواسته؛ نه اینکه نخواستن خدا موجب بشود که شما اراده نکنید؛ نه، شما در اراده کردن آزادید. خدا نخواسته یعنی علت لازم مترتب نشده، این معنی خدا نخواسته.خب چرا نمی‌گوئیم علت لازم مترتب نشده، می‌گوییم خدا نخواسته؟ برای خاطر اینکه به وجودآورنده‌ی علت‌ها و خاصیت بخش علت‌ها خدا بود. ... به خاطر اینکه خدا آفریننده‌ی علت‌هاست، به این دلیل. این «من یشاء» ها در همه جای قرآن از این قبیل است.وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَمَا أُولَٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ (نور / 47)
میگویند: به خدا و پیامبر ایمان آوردیم و سر به فرمان نهادیم. آنگاه گروهی از آنان پس از این ادعا، سر از فرمان دین می‌پیچند و اینان مؤمن نیستند.گروهی از آنان [ایمان‌آورندگان] پس از این ادعا [که ایمان آورده‌اند] از فرمان خدا و پیغمبر رو برمی‌گردانند -صحبت از کفار نیست، صحبت از مرتدین نیست که یکهو قهر می‌کنند، از عالم اسلام خارج می‌شوند، می‌روند؛ نه، صحبت از همین مؤمنین معمولی داخل جامعه‌هاست، جامعه‌ی اسلامی- قرآن می‌گوید اینها مؤمن نیستند.وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ (نور / 48)و چون دعوت شوند به سوی خدا و پیامبر که میان آنان حکم و داوری کند، گروهی از آنان را می‌نگری که روی گردانند.آیه به حسب ظاهر درباره‌ی قضاوت است، تعبیر حکومت در قرآن، غالباً، نمی‌گویم همیشه، به معنای قضاوت کردن است، همان چیزی که ما داوری و قضاوت به آن می‌گوییم، اما مضمون مفاد آیه عام است، چنین نیست که این درباره‌ی کسانی است که تن به قضاوت پیغمبر فقط نمی‌دهند، نه، آن کسانی که تن به فرمان پیغمبر در غیر موارد قضاوت هم نمی‌دهند، مشمول آیه اند و این روشن است.وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ (نور / 49)و اگر (در ماجراییی) حق به جانب آنان باشد، گوش به فرمان و سر به راه، نزد پیامبر میآیند.اگر حق به جانب آنها باشد، بیایند به سوی پیامبر اطاعت‌کنندگان، با اذعان. آنجایی که بناست حکم به نفع آنها باشد، در مقابل دین تسلیم اند؛ آنجایی که احتمالاً حکم به زیان آنهاست، دین را قبول ندارند. اینجا قرآن اینها را به استیضاح می‌کشد در حقیقت.چرا آنجایی که به سود شخصیتان نیست، دین را قبول نمی‌کنید؟ یکی از سه چیز است:أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (نور / 50)آیا در دل مرضی دارند؟ یا به دودلی و شک (در امر دین) دچار شده اند؟ یا می‌ترسند که خدا و پیامبرش بر آنان ظلم کنند؟ حقیقت آن است که آنان خود ستمگرانند. آیا در دل آنان بیماری است؟ بیماری نفاق؟ بیماری هوا و هوس؟ بیماری جهل و غرور؟ این بیماری در دل آنهاست که نمی‌پذیرند حکم را؟ یا بالاتر از این است؟ (أمِر ارتَابُوا) یا اصلاً در دین شک کردند اینها؟ اگر شک در دین نداری، اگر مردد نیستی، در ریب نیستی نسبت به دین، چرا آنجایی که به سودت نیست و برایت زحمت دارد، آنجا حاضری زیرش بزنی، اصلاً دین را منکر بشوی، یعنی آن حکم را منکر بشوی؟یا از این هم بالاتر است: شاید می‌ترسند خدا و پیامبر به آنان ظلم کنند؛ که این از آن شک کردن بالاتر است، این عین کفر است. ... آن کسی که چنین ترسی داشته باشد، بترسد که خدا یا پیامبر به او ظلم بکند، این آدم پیداست که خدا و پیامبر را اصلا نمی‌شناسد و قبول ندارد. اینها خودشان ظالمند. خدا به کسی ظلم نمی‌کند، اینها هستند که به خود و به حقیقت ستم می‌کنند.إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴿51﴾وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ﴿52﴾ (نور)سخن مؤمنان به هنگامی که نزد خدا و پیامبر برای حکم و قضاوت، فراخوانده شوند جز این نیست که گویند: شنیدیم (دانستیم) و فرمان بردیم. و فقط آنهایند رستگاران و به هدف نائل شوندگان.اما مؤمنین چه جورند؟ ببینید فرهنگ قرآنی این است. مؤمنین در اصطلاح قرآن کسانی هستند که پس از آنکه به سوی خدا و رسول دعوت شدند می‌گویند شنیدیم و فرمان بردیم. که عرض کردیم شنیدیم یعنی فهمیدیم نه اینکه به گوش شنیدیم. یعنی پس از آنکه آگاهانه ایمان آوردیم، آن وقت اطاعت هم ورزیدیم.آن کسی که مؤمن است و می‌خواهد مؤمن بماند و از ثمرات مؤمن بودن بهره ببرد، در مقابل همه‌ی احکام خدا باید احساس تعهد کند و در همه جا احساس تعهد کند. ... قرآن در مقام توبیخ بنی اسرائیل می‌فرماید: به بعضی از دین ایمان دارید، به آنجاهای بی دردسر راحتش مؤمنید و متعهد، به بعضی دیگر از دین بی‌ایمانید؟وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (نور / 55)خدا به کسانی که ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند، وعده و نوید داده است، که بدون تردید، آنان را در زمین، خلیفه و جانشین می‌سازد، همانطور که پیشینیان را خلیفه ساخت. و آئینشان را که برای آنان پسندیده است، مستقر و پابرجا می‌نماید. و پس از ترس و ناامنی، برای ایشان امنیت ارزانی می‌دارد که: مرا عبودیت کنند و کسی را شریک نسازند.وعده‌ی الهی در این آیه به صراحت می‌گوید: ما به مؤمنین وعده کردیم که حکومت روی زمین برای شماست، ایده و آیین و فکر و مکتب شما بر جهان خیمه خواهد زد، ترس و بیم‌ناکی شما بدل به امن و امان خواهد شد، اگر در طول تاریخ زجر کشیدید، جور بردید، بعد از این به راحتی، بی دغدغه، بی تشویش خواهید زیست و خدا را عبادت خواهید کرد و رقبای خدا را از زمین برخواهید انداخت. این وعده مربوط است به مؤمنین متعهد. ... شرط تحقق این وعده چیست؟شرطش این است که جملات اول آیه محقق شود: خدا وعده داده به کسانی که ایمان بیاورند و عمل شایسته و صالح کنند؛ یعنی طبق تعهدات این ایمان عمل کنند.بعضی خیلی وسواسی می‌شوند و جمود می‌کنند، می‌گویند مخصوص زمان ولیعصر صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه است. شکی نداریم ما در اینکه امام زمان مصداق کامل این آیه است. در این تردیدی نیست؛ اما کجای این آیه نوشته که مخصوص آن زمان است؟ بگویید ببینیم! چرا آیه را محدود می‌کنید؟ مگر خدا با مؤمنین صدر اسلام به این وعده عمل نکرد؟«لیستخلفنهم فی الارض» که جانشینشان سازد بر روی زمین، همچنانی که مؤمنان پیشین را جانشین ساخته است. ما خیال می‌کنیم مؤمنین هر جا بودند از اول عالم، همیشه توسری خورده اند، اصلاً تاریخ‌دانی و جهان‌بینی عامه‌ی مسلمان‌ها این است که ایمان یعنی ملازمت با کتک خوری؛ مسلم بودن، مؤمن بودن، در راه خدا بودن، ملازم با زجرکشیدن است و شکنجه شدن و کشته شدن و شکست خوردن.درست نقطه‌ی مقابل آنی که قرآن می‌خواهد بگوید. ما یک وقتی تشریح کردیم این را که چطور دین از اولی که به وجود آمده تا امروز، همه‌اش پیشرفت داشته و یک قدم عقب‌نشینی نداشته. آنی که خیال می‌کنند عقب‌نشینی است، آن پیشرفت است در واقع.خوف و بیم را به امن و امان تبدیل خواهیم ساخت. تا چه بشود؟ در سایه‌ی این امنیت چه کار کنند؟ امنیت داشته باشند تا بتوانند راحت لم بدهند و لشی کنند و بیعاری کنند؟ نه. آن امنیت برای این است که بتوانند در سایه‌ی آن، یک گام و ده گام به سوی سرمنزل نهایی انسان، یعنی تکامل، نزدیک بشوند. بتوانند بندگی خدا کنند.برای شرکت در مسابقه از طریق این لینک اقدام کنید.سوال اولسوال دومبرای کسب اطلاعات تکمیلی به فضای مجازی هیئت مراجعه نمایید.تلگرام | اینستاگرام | بله | ایتا</description>
                <category>هیات دانشجویی سفینة النجاة</category>
                <author>هیات دانشجویی سفینة النجاة</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 04:42:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>