<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین فاطمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hfatemi</link>
        <description>در کوی نیک نامان، ما را گذر ندادند، گر تو نمی پسندی، تغییر ده قضا را..</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:39:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/361715/avatar/VEB2yx.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین فاطمی</title>
            <link>https://virgool.io/@hfatemi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مغالطه ابهام ساختاری (کژتابی)</title>
                <link>https://virgool.io/@hfatemi/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%DA%98%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-yl7fr6deajfp</link>
                <description>مغالطه ابهام ساختاریجمله ترکیبی دارد که می توان از آن بیش از یک معنا برداشت کرد و نویسنده یا گوینده معنای مورد نظرش را مشخص نکند.زمانی که پادشاه لیدا می خواست به جنگ داریوش، پادشاه ایران برود، مشاورش گفت: «اگر به جنگ داریوش بروی یک امپراتور قدرتمند را نابود خواهی ساخت.»وقتی که شکست خورد و جان سالم به در برد، مشاورش در پاسخ به نامه اعتراضی پادشاه گفت: او در جنگ با داریوش واقعاً یک امپراتوری قدرتمند (یعنی خودش) را نابود کرده است.? علت های کژتابی در جملات چه می تواند باشد؟1-  مشخص نبودن مرجع ضمیرمثلا: او گفت این کتاب من است. (کتاب او یا کتاب گوینده جمله؟)2- رعایت نکردن جای نقطه یا ویرگول گذاری هامثلا: عفو لازم نیست اعدامش کنید. (عفو، لازم نیست اعدامش کنید)(عفو لازم نیست، اعدامش کنید)3- مشخص نکردن نقش ادبی کلمهمن تو را از برادرت بیشتر دوست دارم. (بیشتر از آن‌که برادرت تو را دوست دارد یا بیشتر از آن‌که من برادرت را دوست دارم؟)4- مشخص نبودن تعلق صفت به مضاف یا مضاف الیهمثلا: شیشه عینک شکسته را برداشت. (شیشهِ شکسته یا عینکِ شکسته؟)5- مثل در جملات منفیمثلا: من مثل تو زودباور نیستم. (تو زودباور هستی یا نیستی؟)6- واضح نبودن چیزی که حذف شدهمثلا: میل دارید با ما غذا بخورید؟ نه میل ندارم. (به غذا یا به هم غذایی با ما؟)حالا علت مغالطه های زیر چیست؟1- سبط ابن جوزی: خلیفه بلافصل پیامبر کسی است که دختر وی در خانه اوست.(من بنته فی بیته)2- زلزله عراق ایران را لرزاند3- نمازت را آخر وقت نخوان مثل دیگران4- حسن روحانی در پاسخ به این که شب عیدی چه چیزی به مردم عیدی می دهید می گوید:مردم تلاش کنند مابه اهدافمان برسم</description>
                <category>حسین فاطمی</category>
                <author>حسین فاطمی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 09:09:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغالطه اشتراک لفظ</title>
                <link>https://virgool.io/@hfatemi/eshterak-lafz-vb1utjvgbac0</link>
                <description>مغالطه اشتراک لفظدر هر زبانی واژه هایی داریم که می توان معانی مختلفی از آن ارائه داد. اگر معنی مد نظر گوینده یا نویسنده مشخص نباشد مغالطه اشتراک لفظ اتفاق می افتد.با یک مثال ساده شروع کنیم:در باز استباز پرنده استدر پرنده است!در حالت اول « باز» به معنای open و در معنای دوم، اسم یک پرنده است و به خاطر این تفاوت معنایی نتیجه غلط گرفته شده است.اشتراک معنایی در لفظ می تواند در اسم، فعل یا حتی حرف اتفاق بیفتد.برای فهم راحت تر با مثال جلو میریم:مثال مغالطه اشتراک لفظ در اسم: او و همسرش پنج سال اختلاف داشتند. (اختلاف: تفاوت سن؛ مشاجره)در فعل: آنها از ما چند عکس گرفتند. (عکس گرفتن: دریافت کردن عکس؛ عکس انداختن)در حرف: با وجود امثال شما وضع دانشگاه اصلاح نمی شود. (با: علی رغم ؛ در صورت)در دنیای سیاست که معمولا سخنرانی، وعده ها و مباحث مختلف ارائه می شود، به شدت این مغالطه رواج دارد.برای مثال فرض کنید مفهوم پیچیده ای مثل «عدالت» وقتی بیان می شود، مراد از آن معمولا دقیق تبیین نمی شود.کاندیدایی را تصور کنید که وعده عدالت می دهد و سپس آن را در عمل نفی کند. یا در مناظره های سیاسی لفظ عدالت را مدام تکرار کند.حال اگر در عرصه عمل، عدالت را تحقق نبخشد، به راحتی در مواجهه با انتقادات منظور خود از عدالت را به طرز دیگری تبیین می کند.غیر از دنیای سیاست در جلسات خواستگاری و قرارداد های تجاری هم این مغالطه مشاهده می شود و واژه های مهم و کلیدی، هرگز با مفهوم دقیق خود تبیین نمی شوند. از حقوق بشر تا آزادی، رفاه تا عدالت، از ایمان تا معنویت، از قناعت تا با خدا بودن و... همواره یک واژه نا مشخص و مبهم هستند که در هنگام اجرا، گاهی در جهت عکس برداشت اولیه جامعه ظاهر می شوند.حالا مغالطه های زیر را مشخص کنید؟احمدی نژاد: باید كاري كنيم تا كسي در فقر به سر نبردنیکزاد: باید مراقبت کرد که از دل ولایت بیرون نرویمابتکار: کاندیدا نمی‌شوم اما زنان شایسته، داوطلب ریاست‌جمهوری شوندحسن روحانی: درس کربلا درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد.</description>
                <category>حسین فاطمی</category>
                <author>حسین فاطمی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 09:01:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از مرگ لذت می برند؟ پاسخ به سوالاتی درباره «زندگی پس از زندگی»</title>
                <link>https://virgool.io/@hfatemi/zendgi-pas-az-zendegi-rlgyv03cfpwg</link>
                <description>تجربه نزدیک به مرگ NDEبعضی از افرادی که «تجربه نزدیک به مرگ» داشته اند، شاید ملتزم به مسائل دینی نبودند یا حتی مسلمان نبودند. اما چرا در برزخ با فضای نورانی لذت بخشی مواجه می شوند و می گویند دوست داریم وزدتر بمیریم و آن فضا را دوباره تجربه کنیم؟دو پاسخ برای این سوال مطرح است:1-  افراد بسیاری هستند که به خاطر شرایط محیطی، خانوادگی و.. حق به آنها نرسیده است ولی آن مقدار از حق که به آنها رسیده آن را پذیرفته اند و عمل کرده اند. اصطلاحا به این افراد مستضعف می گویند.بعد از مرگ به واسطه داشتن سلمی و تسلیمی که نسبت به همان مقدار از حقی که به آن ها رسیده، تجربه های خوش آیندی دارند و نظام هستی با روی گشاده با آنها برخورد می کند.2-  نکته دوم این که انسان ها به اندازه جدا شدن یا انصراف روح از بدن،لایه های مختلفی ای از مرگ را تجربه می کنند. لایه های ابتدایی بدین صورت است که فرد در دالانی از نور بالا می رود و احساس راحتی می کند.برخی تنها همین لایه ابتدایی را تجربه کرده اند. اما برخی وارد لایه های عمیق تر مانند حسابرسی حق الناس شده اند.لذا نباید به واسطه درک لایه ابتدایی، لایه های دیگر را نادیده بگیریم و تصور کنیم که همه برزخ لایه اول آن است!برای درک بهتر این مساله، عالم جنین و عالم دنیا را تصور کنید. ورود انسان از دنیا به عالم برزخ، مثل ورود جنین به عالم دنیاست.جنین که در فضای تنگ و تاریک رحم بوده است، پس از تولد در حالی که چشمش بسته است با نوری مواجه می شود و نسبت به فضای قبلی که در ان بوده است آزادی بیشتری را احساس می کند و از دست و پا زدن لذت می برد.جنینی که قلبش ناقص باشد یا یک دست نداشته باشد هم، با نور و راحتی مواجه می شود و این مواجهه، دلیل بر این نمی شود که از نظر جسمی کاملا سالم است. وقتی بزرگ تر می شود متوجه نقص جسمی اش می شود.دو نکته خیلی مهم:1- ما نباید از بیان این تجربه ها برای پلورالیسم دینی، اخلاقی یا عملی استفاده کنیم. مثلا نباید از یک خانمی که اهل حجاب نبوده است و تجربه خوش آیندی داشته، این را استفاده بکنیم که حجاب خیلی مهم نیست و «اصل دل است». این یک برداشت ناشیانه از مساله است.اگر بیان شده که حاتم طایی مسلمان نبوده است اما به خاطر بخشش فراوانی که داشته عذاب نمی شود دلیل بر این نمی شود که هر کاری که کرده است درست و حق بوده است!2-  با توجه به لایه لایه بودن انصراف روح از بدن، اگر می بینیم که افراد مختلفی در وادی #حق_الناس گرفتار شده اند دلیل بر این نمی شود که «#حق_الله» یا «اعتقادات» و.. در عالم برزخ مهم نیست. روایات سنگینی درباره حق الله داریم. مثلا داریم که اگر نماز قبول شود باقی اعمال قبول می شود. لذا طرح یک مساله دلیل بر کم اهمیت بودن مساله دیگر نمی شود چون به آن لایه فرد وارد نشده است.</description>
                <category>حسین فاطمی</category>
                <author>حسین فاطمی</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 08:52:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>