<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد حیدری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hheydari11</link>
        <description>اسکرام مستر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 18:16:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1248767/avatar/NBb1fd.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد حیدری</title>
            <link>https://virgool.io/@hheydari11</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا مدیریت پروژه برای یک سازمان بسیار مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hheydari11/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-v86xxqcrtqia</link>
                <description>اهمیت مدیر پروژه در سازمان چرا مدیریت پروژه برای یک سازمان بسیار مهم است؟ این سؤال جالبی است که گاهی مطرح می شود .آیا نمی‌توانیم فقط به تیمی که کار را انجام می‌دهند توضیح دهیم و خودمان آنها را مدیریت کنیم؟آیا واقعاً به مدیریت پروژه نیاز داریم ؟ زیرا روی کاغذ به نظر می رسد مالیات و سربار غیرضروری باشد زیرا مدیران پروژه واقعاً چیزی را ارائه نمی دهند و اغلب در مسیر کاری تیم مانع می شوند !بنابراین اگر همه اینها درست است، چرا مدیریت پروژه اهمیت دارد؟حقیقت این است که اجرای پروژه ها بدون مدیریت پروژه خوب یک اقتصاد کاذب است. اغلب تصور می شود که بار غیرضروری  برای بودجه است، و شکی نیست که می تواند گران باشد ( به اندازه 20٪ از بودجه کلی پروژه).اما آیا می توانید از عهده عدم مدیریت پروژه برآیید؟بدون آن، چه چیزی تیم و مشتری را کنار هم نگه می دارد؟ و بدون آن چه کسی باقی می ماند تا در فراز و نشیب ها، درگیری ها و فجایع پروژه ها حرکت کند؟مثلث طلایی مدیریت پروژه مدیریت پروژه عالی به معنای بیشتر از کنترل مثلث آهنین مدیریت پروژه: تحویل به موقع ، حوزه و بودجه پروژه است. مشتریان و تیم‌ها را متحد می‌کند، چشم‌اندازی برای یک پروژه موفق ایجاد می‌کند و همه را در همان صفحه از آنچه برای ماندن در مسیر موفقیت لازم است قرار می‌دهد.چرا مدیریت پروژه مهم است؟1- همسویی استراتژیکStrategic Alignmentمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می کند آنچه ارائه می شود، درست است و ارزش واقعی را در برابر فرصت های تجاری ارائه می دهد.مدیریت خوب پروژه تضمین می کند که اهداف پروژه ها با اهداف استراتژیک کسب و کار همخوانی نزدیکی دارند.2- رهبریLeadershipمدیریت پروژه مهم است زیرا رهبری و جهت را برای پروژه ها به ارمغان می آورد.بدون مدیریت پروژه، یک تیم می تواند مانند یک کشتی بدون سکان باشد. حرکت می کند اما بدون جهت، کنترل یا هدف. رهبری به اعضای تیم اجازه می دهد و آنها را قادر می سازد تا بهترین کار خود را انجام دهند. مدیریت پروژه رهبری و   چشم انداز، انگیزه، حذف موانع، مربیگری و الهام بخشیدن به تیم را برای انجام بهترین کارشان فراهم می کند.با وجود یک مدیر پروژه، هیچ سردرگمی در مورد اینکه چه کسی مسئول و کنترل هر چه در پروژه است وجود ندارد  مدیران پروژه فرآیندها را اجرا می کنند و همه اعضای تیم را نیز در صف نگه می دارند زیرا در نهایت مسئولیت شکست یا موفقیت پروژه را بر عهده دارند.3-- تمرکز و اهدافClear Focus &amp; Objectivesمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می کند که یک برنامه مناسب برای اجرای اهداف استراتژیک وجود دارد.در جایی که مدیریت پروژه به تیم واگذار می‌شود تا خودشان کار کنند، تیم‌هایی را می‌بینید که بدون توضیحات مناسب و بدون متدولوژی مدیریت پروژه تعریف شده کار می‌کنند. پروژه ها فاقد تمرکز هستند، می توانند اهداف مبهم داشته باشند و تیم کاملا مطمئن نباشند که قرار است چه کاری انجام دهند یا چرا .به عنوان مدیران پروژه، ما خود را برای جلوگیری از چنین وضعیتی و انجام به موقع وظایف، با تقسیم پروژه به وظایف بین  تیم های خود، قرار می دهیم.اغلب اوقات، آینده نگری برای اتخاذ چنین رویکردی چیزی است که مدیریت پروژه خوب را از بد متمایز می کند. تقسیم شدن به تکه های کوچکتر کار به تیم ها این امکان را می دهد که بر روی اهداف روشن متمرکز شوند، تلاش های خود را در جهت دستیابی به هدف نهایی پروژه از طریق تکمیل مراحل کوچکتر انجام دهند و به سرعت ریسک ها را شناسایی کنند زیرا مدیریت ریسک در مدیریت پروژه مهم است.4-برنامه ریزی واقع بینانه پروژهRealistic Project Planningمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می کند که انتظارات مناسب در مورد آنچه می تواند ارائه شود، در چه زمانی و به چه میزان تنظیم می شود.بدون مدیریت پروژه مناسب و یک برنامه پروژه مستحکم، تخمین‌های بودجه و زمان‌بندی تحویل پروژه را می‌توان تنظیم کرد که بیش از حد جاه‌طلبانه باشند یا فاقد بینش برآورد مشابه از پروژه‌های مشابه باشند. در نهایت ، پروژه ها با تاخیر و بیش از بودجه تحویل می شوند.5-کنترل کیفیتQuality Controlمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می‌کند که کیفیت هر آنچه که ارائه می‌شود، به طور مداوم به موفقیت می‌رسد.پروژه ها معمولا تحت فشار زیادی برای تکمیل هستند. بدون مدیر پروژه اختصاصی، که از پشتیبانی و حمایت مدیریت اجرایی برخوردار باشد، وظایف دست کم گرفته می‌شوند، زمان‌بندی‌ها سخت‌تر می‌شوند و در  فرآیندها عجله می‌کنند. نتیجه خروجی با کیفیت بد است زیرا مدیریت کیفیت در محل وجود ندارد.6-مدیریت ریسکRisk Managementمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می‌کند که ریسک‌ها به درستی مدیریت و کاهش می‌یابند تا از تبدیل شدن به مشکل جلوگیری شود.داشتن یک فرآیند قوی در مورد شناسایی، مدیریت و کاهش ریسک چیزی است که به جلوگیری از تبدیل شدن خطرات به موضوع کمک می کند. به خصوص در پروژه های پیچیده، مقابله با ریسک جایی است که ارزش مدیریت پروژه واقعاً به چشم می خورد.مدیریت پروژه، میبایست  که تمام خطرات احتمالی پروژه را به دقت تجزیه و تحلیل کنند، آنها را کمیت کنند، یک طرح کاهش در برابر آنها ایجاد کنند، و در صورت تحقق هر یک از آنها، یک طرح اضطراری ایجاد کنند.مدیریت خوب پروژه در این زمینه اهمیت دارد، زیرا پروژه‌ها هرگز طبق برنامه پیش نمی‌روند و نحوه برخورد ما با تغییر و تطبیق برنامه مدیریت پروژه کلید موفقیت پروژه‌ها است.7-فرآیند منظمOrderly Processمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می کند که افراد مناسب کارهای درست را در زمان مناسب انجام می دهند.برنامه ریزی و فرآیند مناسب می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند زیرا تیم می داند چه کسی، چه زمانی و چگونه انجام می دهد. فرآیند مناسب به روشن شدن نقش‌ها، ساده‌سازی فرآیندها و ورودی‌ها، پیش‌بینی ریسک‌ها و ایجاد کنترل‌ها و تعادل‌ها برای اطمینان از همسویی مداوم پروژه با استراتژی کلی کمک می‌کند. مدیریت پروژه در اینجا اهمیت دارد زیرا بدون یک فرآیند منظم و به راحتی قابل درک، شرکت ها در معرض خطر شکست پروژه، سلب اعتماد در روابط تجاری خود و هدر رفتن منابع هستند.8-نظارت مستمرContinuous Oversightمدیریت پروژه مهم است زیرا تضمین می کند که پیشرفت پروژه به درستی پیگیری و گزارش می شود.گزارش وضعیت ممکن است خسته کننده و غیر ضروری به نظر برسد - و اگر همه چیز برنامه ریزی شده باشد، می تواند مانند مستند سازی برای اسناد باشد. اما نظارت مستمر پروژه، حصول اطمینان از اینکه یک پروژه به درستی در برابر طرح اصلی ردیابی می شود، برای اطمینان از اینکه پروژه در مسیر خود باقی می ماند، بسیار مهم است.هنگامی که نظارت و گزارش پروژه مناسب وجود داشته باشد، تشخیص اینکه چه زمانی یک پروژه شروع به انحراف از مسیر مورد نظر خود می کند، آسان می شود. هرچه زودتر بتوانید انحراف پروژه را تشخیص دهید، تصحیح مسیر آسان تر است.9-مدیریت و یادگیری از موفقیت و شکستManaging and Learning from Success and Failureمدیریت پروژه مهم است زیرا از موفقیت ها و شکست های گذشته درس می گیرد.مدیریت پروژه می‌تواند عادت‌های بد را از بین ببرد و زمانی که پروژه‌ها را تحویل می‌دهید، مهم است که اشتباهات مشابه را دوبار مرتکب نشوید. مدیران پروژه از گذشته‌نگرها، درس‌های آموخته‌شده یا بررسی‌های پس از پروژه استفاده می‌کنند تا ببینند چه چیزی خوب بوده، چه چیزی خیلی خوب پیش نرفت و چه کارهایی باید برای پروژه بعدی متفاوت انجام شود.</description>
                <category>حامد حیدری</category>
                <author>حامد حیدری</author>
                <pubDate>Sun, 06 Feb 2022 16:49:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا طرح های پروژه شکست می خورند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hheydari11/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-wd2hw1cc0oxx</link>
                <description>شکست پروژه می تواند در هر سازمان و هر پروژه ای اتفاق بیفتد. تعداد نامتناهی دلایل شکست وجود دارد. بعضی اوقات از کنترل مدیر پروژه و یا اعضای تیم خارج است. بعضی اوقات شکست قابل کنترل است. به نظر من ، شش دلیل عمده  برای شکست پروژه ها  وجود دارد. اینها را از ابتدا اصلاح کنید و می توانید از بیشتر خرابی های پروژه جلوگیری کنید. مشکل این است که ، شناسایی آنها همیشه آسان نیستند قبل از اینکه خیلی دیر شود ، و همچنین اصلاً تصحیح آن آسان نیستند.1-برنامه ریزی ناقص2-ارتباط ضعیف3-رهبری ضعیف4-بازه های زمانی غیرواقعی5- عدم مدیریت بودجه6-عدم مدیریت محدوده Incomplete planning نامه ریزی ناقص1-برنامه ریزی ناقص : غالباً ، مدیران پروژه زمان کافی را برای برنامه ریزی اختصاص نمی دهند. شاید این ناشی از اشتیاق بیش از پیش برای شروع کار باشد ، یا شاید مدیران و ذینفعان پروژه نگران باشند که اگر برنامه ریزی می کنید ، به طور جدی به سمت هدف کار نمی کنید. اگر این مرحله درست انجام شود ، برنامه ریزی حداقل نیمی از کار است. قبل از شروع به کار پروژه خود ، باید هر ظرافتی را برنامه ریزی کنید. استراتژی شما برای اتمام پروژه چیست؟ چگونه می خواهید در هر مرحله از راه ، خطر را به حداقل برسانید؟ هدف شما در هر نقطه عطف چیست و چگونه می توانید به بهترین شکل به آن برسید؟برخی از افراد با گذراندن وقت زیاد در برنامه ریزی ، ناامید می شوند ، اما این نباید مشکل برای مدیر پروژه باشد. این وظیفه شماست که بتوانید به تصویر بزرگتری از پروژه  نگاه کنید. اگر برنامه کاملی داشته باشید ، اجرای پروژه باید آسان باشد. به برنامه ریزی مانند یک جریان باغ فکر کنید: با مسیری که از قبل تعیین شده است ، آب به طور طبیعی در آن جهت جریان خواهد یافت.Poor communication   ارتباط ضعیف                  2-ارتباط ضعیف :ارتباطات، شغل اول  برای مدیر پروژه است. به نظر من ارتباطات دلیل اصلی موفقیت پروژه یا عدم موفقیت پروژه ها است..یک برنامه ارتباطی برقرار کنید . حتی لازم نیست یک سند رسمی باشد ، بلکه فقط می تواند لیستی از جلسات منظم و نقاط ارتباطی باشد که در یک جلسه پروژه مورد بحث قرار می گیرند یا از طریق ایمیل توزیع می شوند.مهم نیست چه فرمی را انتخاب کنید ، برنامه شما باید نقاط تماس اصلی ارتباط با آدرس های ایمیل و شماره تلفن ها و همچنین برنامه های جلسات پروژه را مشخص کند. برای تیم پروژه یا تیم مشتری یا هر یک از ذینفعان نباید بهانه ای شود تا بداند با چه کسی ارتباط برقرار کند و  در صورت لزوم چگونه با مدیر پروژه در تماس باشد.Poor leadership رهبری ضعیف                         3-رهبری ضعیف: رهبری بسیار مهم است - و یک نقطه مشترک موفقیت یا شکست است. مدیر پروژه نمی تواند از کنترل خارج شدن تیم شکایت کند و تیم نباید احساس کند که نمی‌دانند چه کاری باید انجام دهند . این یک دستور العمل بزرگ برای شکست است. مطمئن شوید که همه می دانند از آنها چه انتظاری می رود، و آنها را برای رسیدن به آن اهداف یا تکمیل آن وظایف مسئول بدانید.   مدیر پروژه ای  که رهبری خود را انکار می کند، نمی تواند به اعضای تیم خود احترام بگذارد  و به احتمال زیاد هدایت آنها دشوارتر خواهد بود.Unrealistic timescales بازه های زمانی غیرواقعی     4-بازه های زمانی غیرواقعی: اغلب مدیران به خوبی از نیاز به تحویل سریع آگاه هستند و برای بازه‌های زمانی غیرواقعی تلاش می‌کنند. که اغلب بدون در نظر گرفتن حجم کاری که برای اطمینان از تحویل باید انجام شود تنظیم می شوند. نتیجه این است که پروژه ها یا با تأخیر تحویل داده می شوند یا تنها کسری از امکانات خواسته شده را دارند.بهترین جایگزین این است که مقیاس های زمانی پروژه باید کوتاه باشد، به این معنی که برنامه های بزرگتر باید به پروژه های جداگانه تقسیم شوند. همیشه مشکلاتی با این روش وجود دارد، اما مزایای انجام آن بیشتر از تلاش اضافی است.Budget Management عدم مدیریت بودجه5- عدم مدیریت بودجه : شما باید همیشه یک دید کلی از بودجه پروژه  داشته باشید. بودجه بندی باید به مرحله برنامه ریزی که در آن خطوط پایه رسمی باید تصویب شوند، مرتبط باشد. اگر بودجه غیرواقعی تعیین شده باشد، این می تواند دلیل طبقه بندی پروژه شما به عنوان شکست باشد. شما باید جلسات منظمی را در مراحل مختلف پروژه برنامه ریزی کنید تا بودجه را بررسی کنید .هر پروژه ای که 10 درصد کمتر یا بیشتر از بودجه باشد به خوبی انجام می شود.مطمئناً 10 درصد مازاد بودجه نسبت به 40-50 درصد بیش از حد بودجه قابل رفع است. حال چگونه آن را در 10٪ یا کمتر نگه دارید؟ نظارت هفتگی، بررسی، تجزیه و تحلیل مجدد، برنامه ریزی مجدد.عدم مدیریت محدودهLack of scope management6-عدم مدیریت محدوده :دامنه نمای کلی از آنچه که یک پروژه ارائه می دهد است.  مدیر پروژه باید بتواند آنچه را که در حال توسعه است ببیند و تصمیم بگیرد . مدیریت محدوده یا بهتر بگوییم فقدان آن یکی از بزرگترین دلایل شکست پروژه است.پروژه های بزرگ به زمان، تلاش و منابع بیشتری برای جمع آوری نیازمندی ها نیاز دارند و بنابراین تعریف محدوده مهم است. تعریف محدوده به ما کمک می‌کند مطمئن شویم که همه کارها را انجام می‌دهیم، اما فقط کارهایی که در برنامه مدیریت محدوده گنجانده شده است. هنگام تغییرات در محدوده پروژه باید تمام حوزه های دانش مدیریت پروژه مانند زمان، هزینه، ریسک، کیفیت، منابع و رضایت مشتری را در نظر بگیرید. برای تعیین اینکه چه چیزی در پروژه گنجانده شده است و چه چیزی شامل نمی شود، نظارت مستمر بر محدوده پروژه مورد نیاز است.منبع : https://www.pmi.org</description>
                <category>حامد حیدری</category>
                <author>حامد حیدری</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 16:28:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت ریسک در فرآیند توسعه اسکرام</title>
                <link>https://virgool.io/@hheydari11/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-nfj1edvlumvb</link>
                <description>مدیریت ریسک در فرآیند توسعه اسکراممدیریت ریسک خلاصه : ریسک بخشی جدایی ناپذیر در هر مرحله از پروژه است و بنابراین مدیریت ریسک بخشی ضروری از فرآیند تصمیم گیری در هر پروژه است.اززمانیکه ، صنعت نرم‌افزار به اتخاذ روش‌های چابک، روی آورده مدیریت ریسک در پروژه های چابک به صراحت مورد توجه قرار نمی گیرد.پیچیدگی و رقابت شدید در شرکتهای  نرم افزاری که امروزه تکامل یافته‌اند، منشأ چالش‌های جدید و مشکلات فزاینده‌ای هستند و غیر معمول نیست که ببینیم پروژه ها به شکست های جدی و پرهزینه منجر می شوند و اهداف اصلی آنها را به چالش می کشند.به همین دلیل است که مدیریت ریسک در پروژه های نرم افزاری در سال های اخیر برای بسیاری از شرکت ها به یک دغدغه اصلی تبدیل شده است.اگرچه متدولوژی‌های چابک تمایل دارند ریسک پروژه را به طور ضمنی مدیریت کنند، اما داشتن مکانیزم مدیریت ریسک مناسب در روش‌شناسی چابک مهم است.بنابراین، در این مقاله چارچوبی برای یکپارچه‌سازی مدیریت ریسک در پروژه‌های توسعه چابک پیشنهاد شده است.بدین صورت که اسکرام به عنوان یک روش چابک و PMBOK  به عنوان راهنمای مدیریت ریسک پروژه در نظر گرفته میشود.اهداف اصلی این چارچوب بهبود مکانیسم مدیریت ریسک و افزایش نرخ موفقیت پروژه اسکرام است.Risk معرفی : حرکت از مدل‌های سنتی، مانند مدل آبشاری، به روش‌های چابک چالش‌های جدیدی را در حوزه مدیریت ریسک ایجاد کرده است.اسکرام و سایر روش های چابک، به طور کلی، فعالیت های خاصی را برای حمایت از مدیریت ریسک پیشنهاد نمی کنند.در نتیجه، متخصصان اسکرام مدیریت ریسک ضمنی را دنبال می کنند. زیرا آنها فکر می کنند که چرخه های توسعه اثرات غیرقابل پیش بینی توسعه محصول را به حداقل می رساند، اما این کافی نیست.فرآیند مدیریت ریسک شامل تمام فعالیت های مورد نیاز برای شناسایی ریسکی است که ممکن است تأثیر بالقوه داشته باشد.مدیریت ریسک اساسی نرم افزار از 4 فرآیند اصلی تشکیل شده است:- شناسایی ریسک (شناسایی تمام رویدادهای احتمالی که ممکن است تأثیر نامطلوبی بر پروژه داشته باشند)- تجزیه و تحلیل ریسک (ارزیابی تأثیر و احتمال اینکه ریسک شناسایی شده منجر به نتایج نامطلوب شود)- برنامه ریزی ریسک (توسعه گزینه های استراتژیک، تعیین اقدامات، و افزایش فرصت ها و کاهش تهدیدات برای اهداف پروژه)- نظارت و کنترل ریسک (پیگیری خطرات ثبت شده طبق برنامه های کنترل و نظارت)به منظور دستیابی به یک مدل بهینه از مدیریت ریسک در توسعه نرم افزار، تحلیل و مقایسه روش ها و مدل های مختلف برای مدیریت ریسک مفید است. اگرچه مدل های کاربردی زیادی وجود دارد، اما تمرکز اصلی بر روی محبوب ترین مدل های استفاده شده است. مدل PMBOK به دلایل مختلفی برای این تحقیق انتخاب شده است. اولاً، این بزرگترین سازمان مدیریت پروژه در جهان است و استانداردهای آن در معرض دید وسیع جهانی قرار گرفته است. همچنین، به عنوان یک کتاب مرجع جامع در نظر گرفته می شود که متخصصان را در مورد روش ها، ابزارها و تکنیک ها آگاه می کند.مدل پیشنهادی : با استفاده از ویژگی‌های بخش‌های مختلف PMBOK و ابعاد چارچوب اسکرام مدل مدیریت ریسک ترکیبی  که شامل شش مرحله است بدست می آید.مدیریت ریسک ترکیبی - برنامه ریزی مدیریت ریسک برنامه ریزی مدیریت ریسکخروجی این مرحله یک طرح مدیریت ریسک و ثبت ریسک است. ریسک ها به طور رسمی در دستور کار جلسه برنامه ریزی اسپرینت گنجانده می شود. در طول  این جلسه ، ما یک برنامه مدیریت ریسک ساده را پیشنهاد می کنیم که شامل موارد زیر است:دسته بندی ها، مسئولیت ها، زمان بندی و غیره.- شناسایی ریسکشناسایی ریسکشناسایی ریسک شامل اعضای تیم اسکرام می شود که در آن تجربیات و ایده ها بین آنها به اشتراک گذاشته می شود. این مرحله تحت تأثیر محیط ، فرهنگ شرکتی و دانش تیم اسکرام است.خروجی این مرحله  یک ثبت ریسک است که  به طور مداوم در طول چرخه حیات اسکرام مورد استفاده قرار می گیرد و به روز می شود. به روز رسانی ثبت ریسک با شناسایی هر گونه ریسک جدید، ارزیابی ریسک های قدیمی و اجرای استراتژی های با پاسخ مناسب به منظور مدیریت تاثیر ریسک ها بر اسکرام انجام می شود.ثبت ریسک شامل ویژگی‌های زیر است:توصیف (توضیح مختصری از ریسک)، تاریخ ایجاد (تاریخ شناسایی ریسک)، احتمال (چقدر احتمال وقوع خطر وجود دارد)، تأثیر (اندازه‌گیری پیامدهای ناشی از خطر)، شدت (بر اساس تاثیر رویداد نامطلوب ارزیابی می شود)، تیم (مخاطره را برای کدام تیم نشان می دهد)، عضو تیم (کسی که مسئول مدیریت ریسک خواهد بود)، دسته (رده یا گروهی که خطر به آن مربوط می شود به عنوان مثال فنی، تجاری) اسپرینت ( ریسک در کدام اسپرینت ظاهر می‌شود)ثبت ریسک باید برای همه اعضای اسکرام وجود داشته باشد تا ریسک ها را به طور مشترک در سراسر پروژه مدیریت کنند. -تجزیه و تحلیل کیفی و کمی تجزیه و تحلیل کیفی و کمیدر این مرحله ما هر ریسک را به صورت کیفی با ارزیابی احتمال وقوع و تأثیر بر روی اهداف کلی پروژه تحلیل می کنیم.هر ریسک شناسایی شده تجزیه و تحلیل و اولویت بندی می شود و تجزیه و تحلیل ریسک هر اسپرینت در ثبت ریسک نگهداری می شود.- برنامه ریزی برای پاسخ به ریسک برنامه ریزی برای پاسخ به ریسکدر این مرحله، گزینه‌ها را توسعه می‌دهیم، استراتژی‌ها را انتخاب می‌کنیم و بر روی اقداماتی جهت مواجهه با ریسک توافق می‌کنیم.بر اساس یک تحقیق اکثر پاسخ دهندگان گفتند  که این مرحله در طول برنامه ریزی اسپرینت انجام می شود. در برنامه ریزی اسپرینت، تیم از طریق دانش خود به انتخاب گزینه بهینه برای ریسک پروژه کمک می کند و سپس اجرای ریسک باید اجرا شود بقیه پاسخ دهندگان اظهار داشتند که در  اسکرام روزانه می‌توانیم ریسک های تازه  را شناسایی و تحلیل کرده و در طول اسپرینت برنامه‌ریزی کنیم.- اجرای پاسخ به ریسکاجرای پاسخ به ریسکهنگامی که یک استراتژی انتخاب شد، لازم است اقدامات مشخصی برای درمان ریسک تعیین شود. با پیشرفت پروژه، ریسک‌های جدید شناسایی می‌شوند که منجر به فرآیند تکراری مدیریت ریسک می‌شود.- نظارت بر ریسکها نظارت بر ریسکهابنابر تحقیق یادشده نیمی از پاسخ دهندگان تأیید می‌کنند که این مرحله در طول اسپرینت انجام شده و توسط اسکرام مستر کنترل می‌شود. ضمناً تحت نظارت مستمر اسکرام مستر با توجه به ریسک های جدید نیمی دیگر از آنها معتقدند که عمدتاً در جلسات روزانه شناسایی می شوند.نتیجه گیری : مدیریت ریسک که برای موفقیت پروژه مهم است، به طور گسترده در متدولوژی های چابک استفاده نمی شود، و اسکرام فرآیندهای خاصی برای مدیریت خود ندارد، بنابراین  نیاز به یکپارچه سازی صریح مدیریت ریسک وجود دارد.هدف بهبود روش با ترسیم اصول مدیریت ریسک است که می تواند میزان موفقیت پروژه را افزایش دهد. پیشنهاد می شود چارچوب مدیریت ریسک را تطبیق دهید و از روشهای  چابک دیگری مانند  XP  که در صنعت نرم افزار معروف شده است  نیز می توانید در این زمینه  استفاده کنید.</description>
                <category>حامد حیدری</category>
                <author>حامد حیدری</author>
                <pubDate>Sat, 06 Nov 2021 17:28:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>(چگونه می توانید اسکرام مستر خوب و موفق تری باشید)</title>
                <link>https://virgool.io/@hheydari11/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-y2air9fhnsce</link>
                <description>اسکرام مسترها مهارتهای نرم عالی دارند زیرا آنها دائماً با افراد کار می کنند. یک اسکرام مستر می داند که چگونه تیم های اسکرام را بسازد و رشد دهد .او این کار را با اطمینان از پایبندی تیم اسکرام به تئوری، شیوه ها و قوانین اسکرام انجام می دهد.اسکرام مستر به افرادی که خارج از تیم اسکرام هستند کمک می کند تا بفهمند کدام یک از تعاملات آنها با تیم اسکرام مفید است و کدام یک مفید نیست.چگونه می توانید اسکرام مستر  خوب و موفق تری باشید؟1 - اطمینان حاصل  کنید که تمام مراسم اسکرام  برگزار می شود.اگرچه ممکن است واضح به نظر برسد، اما برای یک اسکرام مستر بسیار مهم است که تأیید کند که تمام مراسم و قوانین اسکرام توسط تیم اسکرام استفاده می شود.با تیم های جدید، مهم است که بر روی اصول تمرکز کنیم و با تیم‌های باتجربه‌تر، مهم است که اطمینان حاصل شود که آنها از اجرای قوانین اسکرام دست نکشیده‌اند.به عنوان مثال، اسکرام مستر ممکن است با یک تیم توسعه مواجه شود که در مجموع تصمیم گرفته اند از استندآپ های روزانه خودداری کنند زیرا فکر می کنند وقت تلف می کنند. اما استندآپ های روزانه ارزش دارند و وظیفه اسکرام مستر این است که مطمئن شود به درستی انجام می شوند تا تیم بتوانند ارزش آن را ببینند.مثال دیگر اجرای جلسه  بازنگری‌های اسپرینت است. اگر بازنگری‌های اسپرینت شما منجر به تغییرات و پیشرفت‌هایی در اسپرینت‌های آتی نشود، تیم اسکرام شما در نهایت انجام بررسی‌های گذشته را متوقف می‌کند. اما پاسخ این نیست که مراسم را رها کنید، بلکه حذف الگوهای ضدالگویی است که اثربخشی فرآیندهای شما را تضعیف می کنند..نکته :- یکی از اجزای اصلی اسکرام بازرسی و تطبیق است. اگر از قوانین اسکرام استفاده نمی شود، اولین کاری که انجام می دهیم این است که دلیل آن را بفهمیم.2- مربی باشید.گاهی اوقات اسکرام مسترها به عنوان تسهیل‌کننده یک تیم توصیف می‌شوند، و این درست است، اما اغلب با اعضای تیمی مواجه می‌شوید که یا در مسائل اسکرام بی‌تجربه هستند یا اسکرام را می‌شناسند، اما فعالانه در فرآیندها  و جلسات شرکت  نمی‌کنند.اینجاست که به عنوان یک اسکرام مستر، باید به طور فعال تیم خود را مربیگری کنید. یک اسکرام مستر خوب در کمک به اعضای تیم در درک ارزش مراسم و جلسات اسکرام فعال است.به عنوان مثال، یک توسعه دهنده ممکن است شکایت کند و استندآپ را اتلاف وقت بنامد. یک اسکرام مستر   خوب ، می‌داند چرا او فکر  می‌کند استندآپ اتلاف وقت است، بنابراین مشکل را شناسایی می‌کند و برای حل آن تلاش می‌کند.3- به دنبال پاسخ در خارج از تیم خود باشید.وقتی مدت زیادی در یک تیم اسکرام مستر بوده‌اید، می‌توانید برای یافتن راه حل مشکلات  در خارج از تیم خود نیز  تلاش کنید، که راه‌حل‌های در دسترس شما را محدود نمی‌کند.برای مثال گوش دادن به پادکست ها یا خواندن وبلاگ ها و کتاب های مربوط به رهبری اسکرام و یا برگزاری جلسات با سایر اسکرام مسترها و مقایسه یادداشت ها و حکایات آنها. &quot;همچنین می توانید از سازمان خود بخواهید که شما را به کنفرانس های اسکرام بفرستد یا در دوره های آموزشی ثبت نام کند.&quot;4- ایجاد یک رابطه خوب با صاحب محصول.اسکرام مسترها و صاحبان محصول نقش های مشخصی در راهنمای اسکرام دارند.یک اسکرام مستر مسئول رهبری تیم توسعه است .صاحبان محصول شخصاً مسئول به حداکثر رساندن ارزش محصول نهایی توسط  تیم  توسعه اسکرام هستند. بنابراین آنها اغلب انباشته محصول را مدیریت می کنند و هم با تیم و هم با مشتریان آن کار می کنند.اما تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه کسی در زمینه‌های خاص حرف آخر را می‌زند، پیچیده‌تر است.«تفسیرهای متفاوتی از این دو نقش وجود دارد، بنابراین باید روشن باشید: مسئولیت اسکرام مستر چیست؟ مسئولیت مالک محصول چیست؟ آخرین چیزی که می خواهید این است که یک اسکرام مستر و صاحب محصول با هم بحث کنند که این شغل چه کسی چیست.با تعریف واضح نقش ها، دو چیز اتفاق می افتد:- شما بار زیادی را که ممکن است صاحب محصول احساس کند ، کاهش می دهید.- صاحبان محصول اغلب می توانند وظایف بیشتری نسبت به آنچه که باید انجام دهند (یا بر عهده بگیرند).پس به جای  بحث در مورد نقش های یکدیگر، برای هر دو طرف آسان تر است که با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و به یکدیگر کمک کنند تا در وظایف خود مؤثرتر شوند.5- به حل کننده موانع پیشرو تبدیل نشوید.گاهی اوقات اسکرام مسترها می خواهند آنقدر فرآیندها را بهبود ببخشند که احساس کنند موظف به حل مشکلات برای تیم خود هستند، بنابراین توسعه دهندگان آنها می توانند روی کارهای مربوط به ساخت محصول بهتر متمرکز بمانند.اما شما می توانید به نقطه ای برسید که این تنها کاری است که به عنوان یک اسکرام مستر انجام می دهید (دویدن و رفع مشکلات).در نتیجه ، تیم بیش از حد به شما وابسته می شود و آنها در واقع یاد نمی گیرند چگونه این مشکلات را حل کنند. نشانه وجود یک اسکرام مستر واقعا خوب این است که بتواند ناپدید شود (یعنی مثلا  برای مدتی که  به مرخصی می روید ) در حالی که تیم بدون توجه به رفتن شما به کار خود ادامه می دهد. اگر اینطور باشد، به این معنی است که وقتی مشکلی پیش می‌آید، تیم قبلاً عادت کرده است که خودشان آن را برطرف کنند و به خود متکی باشند.6-با تیم خود به صورت فردی درگیر شوید.گاهی اوقات این تصور غلط وجود دارد که اسکرام مستر فقط یک نقش مدیریتی است که در آن به تیم می گویید چه کاری انجام دهند، به جای اینکه وقت بگذارید و تیم را به عنوان گروهی از افراد بشناسید.این درست نیست و نتیجه معکوس دارد.یک اشتباه برای اسکرام مستر تازه کار این است که شروع به تمرکز بر روی ساخت محصولات بهتر سریعتر بدون شناخت شخصیت افراد در تیم خود می کند.شما می توانید در نهایت به تیمی برسید که خوشحال نیست. تیمی که فقط کار خود را بدون تعامل کامل با محصول انجام می دهد ، و بنابراین شما از آنها بهترین نتیجه را نمی گیرید.اما اگر به‌عنوان اسکرام مستر، به‌ صورت  فردی با تیم خود درگیر شوید و با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که آن‌ها دوباره درگیر شوند، که منجر به بهبود فرآیندها و همچنین فرهنگ کاری بسیار لذت‌بخش‌تری می‌شود.به عنوان مثال، فرض کنید شما به عنوان یک اسکرام مستر با یک تیم جدید شروع به کار  کرده اید. اگر برای تعامل با همه در سطح شخصی وقت نگذارید، ممکن است افرادی را نادیده بگیرید که به راحتی نمی توانند نظر خود را در یک محیط عمومی بیان کنند، اما چیزهای ارزشمند زیادی برای گفتن دارند. اما اگر شخصیت آنها را بهتر درک کنید، می توانید اقدامات لازم را برای کاهش آن مشکل انجام دهید (یعنی فعالانه آنها را تشویق کنید و به آنها انگیزه دهید تا خودشان را ابراز کنند).</description>
                <category>حامد حیدری</category>
                <author>حامد حیدری</author>
                <pubDate>Mon, 01 Nov 2021 21:57:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت  نقش  مدیر پروژه  ,  اسکرام مستر ,   مالک  محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@hheydari11/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-ihnlxixmr5zf</link>
                <description>                                         Project Manager vs Scrum Master vs product  Ownerنقش اسکرام مستر و نقش مدیر پروژه بسیار مجزا و متمایز هستند. برای کسی که تازه وارد اجایل شده ، مدیر پروژه و نقشهای اصلی اسکرام ممکن است شبیه یا حتی یکسان به نظر برسند. اما بسیار مهم است که تفاوتهای بین این دو را تشخیص دهیم ، جایی که ممکن است برخی از وظایف با هم تداخل داشته باشند را تشخیص دهیم و نحوه تکمیل یکدیگر در پروژه های بزرگ را تشخیص دهیم.در اینجا به صورت  خیلی مختصر و مفید تفاوت این سه نقش در پروژه را بررسی می کنیم .نقش مدیر پروژه :Project Manager Rolesیک مدیر پروژه سنتی یک رهبر ، یک تصمیم گیرنده و یک برنامه ریز است که پروژه و تیم خود را مدیریت می کند و مسئول انجام پروژه در قبال کسب و کار آن شرکت  است. وظیفه مدیر پروژه مدیریت پروژه ها و اطمینان از مطابقت پروژه با الزامات تعیین شده میباشد.نقش اسکرام مستر :Scrum Master Rolesاسکرام مستر تیم تولید را مدیریت نمی کند ، در عوض از مالک محصول پشتیبانی می کند ، تیم را هدایت می کند و از رعایت فرآیندهای اسکرام اطمینان حاصل میکند. اسکرام مستر مسئول فرآیند اسکرام ، اجرای صحیح آن و حداکثر کردن مزایای آن است.نقش اسکرام مستر بیشتر نقش مربیگری و تسهیل کننده است ، نقشی که بین پروژه و مشتری قرار دارد.نقش مالک محصول:Product Owner Roles صاحبان محصول مسئولیت بزرگی در قبال پروژه دارند. مسئولیت اصلی یا نقش مالک محصول &quot;حداکثر کردن ارزش محصول&quot; است.روش صاحب محصول جهت بالا بردن ارزش محصول ، این است که به طور مداوم در مورد اینکه چه چیزی در محصول ساخته شود یا چه چیزی ساخته نشود ، تصمیم گیری می کند.همچنین او مسئول چشم انداز محصول و مدیریت product backlog است.تفاوت بین مدیر پروژه و اسکرام مستر :در  مدل آبشار ، مدیر پروژه نقش رهبری تیم و توسعه و مدیریت طرح را  بر عهده می گیرد. اما اگر این تیم چابک باشد فعالیتهای مدیریت پروژه چطور پیش می رود؟Scrum Master vs Project Manager مدیر پروژه به منظور برآوردن الزامات تجاری به مدیریت زمان بندی ، منابع و محدوده پروژه کمک می کند.با این حال ، یک اسکرام مستر به موفقیت تیم اسکرام کمک می کند.اسکرام مستر یک مربی و تسهیل کننده است و تیم توسعه را در اجرای شیوه های اجایل برای تکمیل کارهایی که صاحب محصول در اولویت قرار می دهد ، هدایت می کند.اسکرام مستر با مالک محصول و تیم توسعه همکاری می کند تا اطمینان حاصل شود که اعضای تیم بدون هیچ مانعی می توانند به پیشرفت خود ادامه دهند و فرایند اسکرام انجام می شود.تفاوت بین صاحب محصول و مدیر پروژه :مالک محصول شخصی است که باید اطمینان حاصل کند که محصول تا آنجا که ممکن است از ارزش برخوردار است که به معنای مسئولیت بازگشت سرمایه ، بودجه ، حفظ و به اشتراک گذاری چشم انداز محصول است.مالک محصول همچنین مسئول مدیریت product backlog است که  شامل فعالیت هایی مانند بیان واضح موارد product backlog ، سفارش موارد موجود در آن برای دستیابی به اهدف واطمینان از قابل مشاهده بودن و شفافیت برای همه است و نشان می دهد که تیم اسکرام در آینده روی چه مواردی کار خواهد کرد.Project Manager vs Product Owner مدیر پروژه به عنوان متصدی چشم انداز محصول عمل می کند در حالی که نماینده حامیان و ذینفعان است.فعالیت روزانه مدیر پروژه شامل مراقبت از زمان ، بودجه و محدوده و اطمینان از اینکه همه چیز در مسیر خود است. کنترل زمان  بودجه و محدوده  وظیفه اصلی مدیر پروژه است در حالی که مسئولیت اصلی صاحب محصول حداکثر کردن ارزش است.در حالی که مدیر پروژه به کوچکترین جزئیات مدیریت و تخصیص کار به اعضای تیم می پردازد ، صاحب محصول مجبور نیست این کار را انجام دهد. مالک محصول ، product backlog را که دامنه کار را مشخص می کند ، حفظ می کند. تیم توسعه خود سازماندهی شده ، به نوبه خود ، از product backlog به عنوان راهنمایی برای شروع کار و اطمینان از تحویل کالا استفاده می کند.نقشهای مالک محصول با مدیر پروژه همپوشانی دارد. با این حال ، صاحب محصول مجاز است با توجه به نیازها و بر اساس اولویت بندی کار کند. مدیران پروژه اختیار انجام این کار را ندارند.به غیر از این ، صاحبان محصول فاقد مهارت های مورد نیاز برای مدیریت پروژه هستند. از این رو ، می توان گفت که مالک محصول مدیر پروژه است که وظیفه واگذاری تیم پروژه به اسکرام مستر را دارد ، در حالی که در عین حال مسئول موفقیت پروژه و محیط پروژه است.</description>
                <category>حامد حیدری</category>
                <author>حامد حیدری</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 19:33:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طوفان ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@hheydari11/%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-zh9uadcz8tmp</link>
                <description>طوفان ذهنیطوفان ذهنی چیست؟ طوفان ذهنی یک تکنیک خلاقیت گروهی است که اغلب برای یافتن راه حلی برای یک مشکل خاص استفاده می شود. این امر با جمع آوری و ثبت ایده های جدید از اعضای تیم به صورت آزاد انجام می شود. جلسات طوفان ذهنی معمولاً از تعداد انگشت شماری از اعضای اصلی تیم تشکیل شده و به طور معمول توسط مدیر یا مجری هدایت می شود.در پایان جلسه ، ایده ها دسته بندی شده و برای اقدامات بعدی رتبه بندی می شوند.طوفان فکری گروهی ، اگر به درستی انجام شود ، می تواند تفکر خلاق را ارتقا دهد ، تیمی را گرد هم آورد و به شما در رسیدن به ایده کامل کمک کند.طوفان فکری به طور معمول دارای سه مرحله است: ایده پردازی ، بحث و انتقاد و انتخاب.استراتژی های زیر نمونه هایی هستند که در هر سه مرحله به شما و تیم شما کمک می کند.ذهن نویسیذهن نویسی :در این روش غیر کلامی ، همه سه ایده را که مربوط به موضوع طوفان ذهنی است ، می نویسند. حدود چهار تا شش دقیقه برای این روند وقت بگذارید. سپس همه ایده های خود را به شخص سمت راست یا چپ دهید.پس از چند دقیقه دیگر ، همه دوباره کاغذ را عبور دهید تا به دور میز بیاید. هنگامی که ایده ها به دور حلقه رسیدند ، در گروه در مورد آنها بحث کنید و تصمیم بگیرید که کدام ایده ها برای دنبال کردن بهتر است.این تکنیک می تواند با تضمین این که همه افراد فرصت مشارکت دارند و از بین بردن سوگیری نسبت به ایده اول  دو مورد از بزرگترین مشکلات طوفان فکری را کاهش می دهد - مکالمه نامتعادل و اثر لنگر انداختن.ایده پردازی سریع ایده پردازی سریع :در ایده پردازی سریع ، همه تا آنجا که ممکن است ایده های زیادی را در مدت زمان مشخص قبل از بحث ، نقد یا طرح ایده ها یادداشت می کنند. برای این روش ، شما باید محدودیت زمانی (و پایبندی به آن) را تعیین کنید .ایده پردازی سریع اجازه میدهد به هرکس تا قبل از شروع نقد ، ایده های خود را به تصویر بکشد تا از سرنگونی زودهنگام و اجتناب ناپذیر ایده ها جلوگیری کند. محدودیت زمانی همچنین می تواند مانع از آن شود که افراد قبل از اینکه آن را با گروهی به اشتراک بگذارند ، خود را بر سر آن عقیده قرار دهند - این یک اشتباه رایج طوفان ذهنی است.حمله به چهره حمله به چهره : در حمله به چهره ، گروه یک شخصیت شناخته شده را انتخاب می کند که در اتاق نیست.این شخص می تواند یک رئیس ، یک شخصیت تخیلی یا یک شخصیت مشهور عمومی باشد و در مورد نحوه برخورد آن شخص با مشکل یا فکر کردن در این مورد بحث می کند. به عنوان مثال ، ممکن است بپرسید: این شخص مهم  چگونه با این مشکل برخورد می کند؟ به نظر می رسد یک سوال احمقانه است ، اما قرار دادن خود به جای شخص دیگری می تواند به شما و تیم شما کمک کند تا به گونه ای متفاوت با مشکل  برخورد کنید.گاهی اوقات هم تیمی ها می توانند از ارائه ایده های خلاقانه خود شرمنده یا تردید داشته باشند ، اما اگر نام شخص دیگری به ایده ها به عنوان مثال رییس شرکت متصل باشد ، احتمال بیشتری وجود دارد که آن را به اشتراک بگذارند.نگاشت نقشه ذهننگاشت نقشه ذهن:گاهی اوقات ، اولین ایده ای که با گروه به اشتراک گذاشته می شود ایده درستی نیست ، اما جرقه ایده های  بهتر را می زند.این همان جایی است که نقشه ذهنی مطرح می شود. در این تکنیک ، گروه با یک ایده شروع می کند و سپس خطوطی را که ایده های فرعی را به ایده اصلی  متصل می کند ترسیم می کند. نقشه برداری ذهنی یک روش بصری برای نزدیک شدن به طوفان ذهنی است و می تواند برای کسانی که بصری فکر می کنند مفید باشد.تغییر در منظرهتغییر در منظره:انتقال جلسه طوفان فکری به بیرون , به یک مکان ناهار معمولی یا حتی طبقه ای دیگر در ساختمان شما می تواند به روان شدن ایده های جدید کمک کند. فضای فیزیکی نقش مهمی در نحوه کار ، فکر و احساس تیم دارد. وقتی یک تیم دائماً در یک اتاق و با همان گروه از افراد در حال بحث هستند ، طوفان فکری ممکن است تکراری و غیر الهام بخش باشد. تغییر محل به فضای جدید ، حتی برای مدت کوتاهی ، می تواند به افراد کمک کند تا متفاوت فکر کنند و ایده های جدیدی را طراحی کنند.کلام آخر:به طور کلی هدف از طوفان ذهنی یافتن راه حل سریع برای یک مشکل از طریق همفکری اعضای تیم میباشد و میتواند از طریق راههای بسیار متنوع تر دیگری هم به این هدف دست یافت.</description>
                <category>حامد حیدری</category>
                <author>حامد حیدری</author>
                <pubDate>Sun, 10 Oct 2021 12:52:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>