<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هیراد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hirad</link>
        <description>من هیرادم ‍؛ خودمو به عنوان برنامه نویس و مترجم می‌شناسم. :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:36:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2538675/avatar/0Llove.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هیراد</title>
            <link>https://virgool.io/@hirad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا باید از علاقه هامون دست بکشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hirad/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D9%87%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-sbwo9refxj7y</link>
                <description>خیلی وقت‌ها تو زندگی‌مون با موقعیت‌هایی مواجه می‌شیم که یه‌‌جورایی بین دوراهی قرار می‌گیریم و مجبوریم بین دوتا گزینه که یکی‌شون رو ترجیح نمی‌دیم و دیگری علاقه‌مونه. حالا چیکار باید بکنیم؟بیاید ببینیم اصلاٌ چی باعث می‌شه چیزی که ترجیح‌مون نیست جزو گزینه‌هامون می‌شه. همه‌مون دوست داریم کارای باب‌ میل‌مون رو انجام بدیم، کی میاد کاری رو بکنه که نمی‌خواد؟ D: ولی خیلی وقت‌ها مجبوریم، نفعش برامون بیشتره،کاریه که همه می‌کنن و از شبیه بقیه نبودن می‌ترسیم، به خاطر یکی دیگه انجامش می‌دیم یا هردلیل دیگه‌ای که باعث می‌شه زور کاری که ترجیحش نمی‌دیم از زور علاقه‌مون بیشتر بشه.برای اینکه یه قدم خودمون رو به تصمیم‌گیری نزدیک‌تر کنیم، باید خیلی ساده به مسئله نگاه کنیم. ‌‌‌ذهن ما معمولاً خیلی به چالش‌های ساده پر و بال می‌ده و این یکی از دلایل اصلی‌ایه که نمی‌تونیم تصمیم بگیریم. نوشتن و فکر کردن رو کاغذ خیلی ‌می‌تونه کمک کنه.مغزه دیگه (:به عنوان چندتا اقدام ساده می‌تونین با یه مشورت کنید، جدول مزایا و معایب هر تصمیم رو بکشین، ببینین اگه الگویی دارین اون تو این موقعیت چه تصمیمی می‌گرفت و کلی کار دیگه که خودتون هم بلدین.ولی از یه دید دیگه بهش نگاه کنین، به نظرم همون اول که به یه دوراهی می‌خوریم، گوشه‌ی ذهن‌مون می‌دونیم کدومو در نهایت انتخاب می‌کنیم و هرکاری در ادامه‌اش ‌می‌کنیم فقط برای اینه که مطمئن بشیم. حالا فکر کنین زندگی‌تون یه داستانه، داستانی که تو آینده می‌خونیدش و ببینید دوست دارین اون‌موقع چه تصمیمی مسیر داستان رو تغییر بده؟ اون گزینه‌ایه که در نهایت انتخاب میکنید.حواستون باشه که توی داستانتون پاراگرافی نباشه که به خاطرش حسرت بخورین. از اهمیت علاقه‌تون آگاه باشین. همچنین از ابعاد کاری که ترجیحش نمی‌دید اما انتخابش کردید.آخرین باری که بین دو راهی قرار گرفته بودم زمانی بود که بین مترجمی و ترجمه‌ادبی که علاقم بود و جدی دنبالش می‌کردم و کنکور که ترجیحش نمی‌دادم، کنکور رو انتخاب کردم. دوست داشتم داستان رو این‌طوری بنویسم و به نظرم ترجمه می‌تونست صبر کنه. تا ببینیم چی پیش میاد (;دوراهی سخت بندهشماهم تجربه ها و نظراتتون رو در مورد امر مهمممم تصمیم‌گیری بگین</description>
                <category>هیراد</category>
                <author>هیراد</author>
                <pubDate>Tue, 02 Dec 2025 01:07:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنها آمدم، تنها هم میروم</title>
                <link>https://virgool.io/@hirad/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%D9%85-fsujuu1iqny2</link>
                <description>معمولاً اینجوری نبود، منظورم اینه همیشه آدم ها بودن، باهاشون ارتباط داشتم و خوش میگذروندم ولی چند وقته دیگه اینجوری نیست، می‌دونین؟مدت زیادی نیست که اینجوریه، راستش خودم اینو انتخاب کردم، که تنها بشم و مثلا زمان داشته باشم که کاری که می‌خوام رو بکنم اما اونطوری که باید پیش نمی‌ره، امروز تنها بودنم تو تولدم باعث شد به فکر فرو برم، هرسال همین موقع کلی خوش میگذروندم ولی الان برای اولین بار نه جایی رفتم نه کاری کردم نه کسیو دیدم نه هیچ چیز دیگه ای. به چه قیمتی؟می‌دونین، یه بخشی از ذهنم همش می‌گه داری فرصت رو از دست میدی! روز تولدت گذشت پاشو یه کاری کن! اما یه بخش دیگه هم میگه اینکاری که امروز می‌کنی و خودتو از خوشگذرونی محروم می‌کنی بعداً اثرشو می‌ذاره، بعدش خودم رو قانع می‌کنم که داری بهترین کارو می‌کنی و انگار که داری آینده‌ات رو میخری. اما هنوزم اون بخش احساسی ذهنم رو نظرش پافشاری می‌کنه.گفتم تنها باشم و از زمان به بهترین نحو استفاده کنم، اما آیا واقعاً اینجوریه؟ حس‌ میکنم قبلا خیلی آدم فعال‌تری بودم. نه تنها خودم رو منزوی نکرده بودم بلکه همزمان چندتا کار رو هم به خوبی جلو می‌بردم اما الان همون چیزی که به خاطرش تنهایی رو ترجیح دادم رو هم نمی‌تونم اونجوری که باید انجام بدم، چی باعث میشه نتونم مهمترین هدفم رو دنبال کنم؟ اینکه قبلا می‌تونستم همچین کاری کنم و الان دیگه نمیتونم؟ حس یه ورزشکاری رو دارم که دوران اوجش تموم شده و باید بازنشست بشه. می‌دونین دیگه؟در نهایت این نشخوار فکری بزرگ که برای فرار ازش اومدم و بعد از مدت ها یه چیزی نوشتم، به این نتیجه رسید که ما تنها متولد میشیم و در نهایت تنها هم می‌میریم، پس چرا باید کاری کنیم که توی این مدتی که نهر زندگیمون روانه هم تنها باشیم؟(چه بسا گاهی نهرش متلاطمه اما باز هم به جلو می‌ره.) به نظرم ما این تنهایی رو برای کل عمرمون نمی‌خوایم، ما برای مدتی ترجیحش میدیم و به خودمون امید میدیم که بعد از این به موفقیتی می‌رسیم و این وصال قراره کمکمون کنه بهتر زندگی کنیم و دیگه خبری از تنهایی هم نباشه. اما آیا همین جوری میشه؟ منتظر تجربه زیسته هاتون هستم :)به نظرم اومد میخوره به حال و هوای متن</description>
                <category>هیراد</category>
                <author>هیراد</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jan 2025 02:42:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرور کوتاهی بر عهدنامه گلستان</title>
                <link>https://virgool.io/@hirad/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B9%D9%87%D8%AF%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-c0t7ovvdyfec</link>
                <description>متاسفم از اینکه میخوایم نامه حسرت رو باز کنیم و غصه سرزمین های ازدست داده مون رو بخوریم ، اما بیاید یه مرور کوتاهی روی عهدنامه گلستان داشته باشیم .نقشه جنگ قفقاز  ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۷ میلادینخست باید بدونیم که هدف اصلی روسیه از حمله به ایران رسیدن به آبهای آزاد خلیج فارس بود ، زیرا که پترکبیر میدونست که اکثر قدرت های اروپایی از طریق استمعار سرزمین های دوردست به قدرت و ثروت رسیده ان و اون هم همچین نقشه ای در سر داشت و همچنین میخواست به مستمعره ثروتمند افسانه ای بریتانیا ( هند ) دست پیدا کنه که مسیر همه اینها از ایران میگذشت .در دوران صفویه و افشاریه و اقامحمدخان قاجار ، روسیه به دلیل اقتدار نظامی حکومت وقت ایران از هدفش دست کشیده بود تا اینکه ۴ سال پس از مرگ اقامحمدخان حاکم وقت گرجستان وابستگی خودش رو به روسیه اعلام کرد و روسیه دوباره به فکر تصرف قفقاز افتاد.نادرشاه افشار همه چیز تا اوایل قرن نوزدهم میلادی اروم بود ، تا اینکه در سال ۱۸۰۳ م، فرمانده تازه‌منصوب‌شده نیروهای روسی در قفقاز، پاول سیسیانوف که توسط الکساندر تزار روس اختیار کامل داست به راحتی و با استقبال مردم در تفلیس ، به گنجه حمله کرد . گنجه مدتی در محاصره بود اما سرانجام در ژانویه ۱۸۰۴ توسط نیروهای روسی تسخیر شد . توی این مدت جوادخان قاجار زیادلو که حاکم گنجه بود با تمام توان با نیروهای روسی مقابله کرده بود و در مقابل درخواست تسلیم روس ها کم نیاورده بود همچنین فتحعلی شاه چندهزار نیروی کمکی برای وی فرستاده بود اما به دلیل شرایط سخت راه ها و همچنین فصل زمستان نتونسته بودن به موقع به جوادخان برسن. در نهایت جوادخان و همرزم هاش تا اخرین قطره خون جنگیدن و کشته شدن.حاکم ایروان پس از دیدن شکست گنجه از فتحعلی شاه ناامید شد و به ناچار تسلیم شد . تا اینکه عباس میرزا ، ولیعد ایران با سپاهی که جمع و جور کرده بود و با هجده هزارتن به جنگ سیسیانوف رفت و اونهارو عقب روند و در منطقه اچمیادزین درگیر شدن . پس از چندروز نیروهای روس به نیروهای ایرانی شبیخون زدن اما به کمک نیروهای کمکی فتحعلی شاه باز هم شکست خوردن. ( در این میان حاکم ایروان هم طلب عفو کرد و به جبهه ایران برگشت. )با همه این اوصاف سپاه ایران از نظر تجهیزات دارای ضعف بزرگی بود به صورتی که عباس میرزا با سپاهی چندبرابر سپاه روس ( کمبود نفرات سپاه روس به این دلیل بوده که روسیه در چند جبهه دیگه هم در حال جنگ بوده ) توان شکست سپاه سیسیانوف را به خاطر تسلیحات مدرن آنها نداشت . البته عباس میرزا در طی جنگ تلاش کرد با کمک گرفتن از سایر مستشاران اروپایی سپاه ایران رو مدرن کنه .عباس میرزاقتل سیسیانوفسیسیانوف به سمت شوشی و قره باغ حرکت کرد که البته اونهارو فتح کرد . هنگامی که به باکو رسید ، از حاکم باکو خواست کلید های شهر رو تحویلش بده و حسینقلی خان حاکم باکو به اون پاسخ مثبت داد و گفت میترسه به داخل سپاه روسیه بیاد و سیسیانوف از غرور اینکه یه شهر دیگه رو هم فتح کرده با دو تن از افرادش به درون شهر رفت و هنگامی که با حسینقلی خان ملاقات کرد ، به یکباره افراد حسینقلی خان افرادش رو کشتن و گردن سیسیانوف را قطع کرده و به دربار فتحعلی شاه فرستادن .پاول سیسیانوفدر نهایت سرنوشت این جنگ رو نبرد اصلاندوز تعیین میکرد ، در این نبرد نیروهای ایرانی تحت فرمان نایب‌السلطنه عباس میرزا که در اصلاندوز اردو زده بودند ، ۳۱ اکتبر ۱۸۱۲ م مورد شبیخون ارتش روس قرار گرفتند. در اصلاندوز در کنار ارس، ارتش روس با ۲۲۶۰ سرباز در دو روز نبرد با ارتش ایران به فرماندهی عباس میرزا و با  ۳۰۰۰۰ سرباز، ۱۲۰۰ نفر از سربازان ایران را کشتند و ۵۳۷ نفر را اسیر کردند،  درحالی‌که شمار سربازان کشته و مجروح روسیه ۱۲۷ نفر بود. با آنکه سربازان ایرانی پیکار خوبی کردند، اما روشن بود که ایران بازندهٔ جنگ است. سربازان عباس میرزا به کلی هزیمت، و تلفات سنگینی را متحمل شدند. نتیجهٔ  این جنگ ده ساله در واقع با این حمله قطعی شد، زیرا ارتش ایران دیگر  نمی‌توانست مقاومت مؤثری را شکل دهد. بنابراین عباس میرزا برای آتش‌بس آماده شد و سرانجام با میانجی‌گری و  تحریک بریتانیا، طرفین به صلح رضایت دادند و ایران درنهایت مجبور به  پذیرفتن شرایط سخت‌گیرانهٔ عهدنامهٔ گلستان شد که در ۲۹ شوال ۱۲۲۸ ه‍.ق/۱۲  اکتبر ۱۸۱۳ م به امضا رسید. به موجب این معاهده، ایران مجبور به واگذاری دربند، باکو، و شروان شد.</description>
                <category>هیراد</category>
                <author>هیراد</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jan 2024 00:26:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رم یا رام ؟ مسئله این است !</title>
                <link>https://virgool.io/@hirad/%D8%B1%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-dqevloc60neq</link>
                <description>حتماً شماهم تاحالا قصد خرید گوشی داشتین و هنگام پرس‌وجو در مورد گوشی ، به اصطلاحات رایج حوزه موبایل برخورد کردین ، بعضی از این اصطلاحات مربوط به حافظه گوشی هستن که تو این مطلب قراره یکم بیشتر در موردش یاد بگیریم ( رم بگیم ؟ رام بگیم ؟ چی هستن اصلا ؟ )گاهاً میشنویم میگن فلان گوشی رم ۱۲۸ رام ۶  :/ یه اشتباه مرسوم که هی تکرار میشه :) در اصل گوشی ها چند نوع حافظه دارن که با اونا کار میکنن و اینجا ۴ نوع از این حافظه هارو شرح میدیم . ( بیشتر از ۴ تان? )۱ - حافظه داخلی یا Internal storageحافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایتی سامسونگاین همون حافظه گنده‌مونه که فایل‌ها و اطلاعاتمونو به صورت ثابت و دائم نگهداری می‌کنه.( همیشه خداهم پر پرش میکنیم بنده خدارو ) معمولا اطلاعاتی از قبیل عکس‌ها،ویديو‌ها،اپلیکیشن‌ها و انواع داده‌های دیگه که توسط ما به گوشی اضافه می‌شن توی حافظه داخلی گوشی قرار می‌گیرن. این حافظه رو نمیشه زیاد کرد و همیشه یه اندازس ( امروزه با توجه به افزایش حجم همه چیز ؛ ۶۴ گیگابایت و ۱۲۸ گیگابایت و ۲۵۶ گیگابایت اندازه های معقولی‌ان اما تا ۱ ترابایت هم توی گوشی های پرچمدار دیده میشه . ) حالا فهمیدیم اون چیزی که به اشتباه بهش میگن رم ، حافظه داخلیه ، حالا رم چیه ؟۲ - کارت حافظه یا حافظه بیرونی چند کارت حافظه با حجم مختلفصبر کنید ! اشتباهی در کار نیست !  ( گول خوردین نه ؟? )گفتم قبل از توضیح رم ( RAM ) ، کارت حافظه رو توضیح بدم :)تو بخش قبلی گفتم که حافظه داخلی قابل افزایش نیست پس اگه حافظه بیشتر بخوایم باید چیکار کنیم ؟  - استفاده از کارت حافظه :) حافظه بیرونی ( با تشکر از ابوریحان بیرونی ) یا مموری کارت یه قطعه جداس که به گوشی اضافه می شه . اینجوری ما میتونیم حافظه بیشتری در اختیار داشته باشیم . انواع مدل های این حافظه شامل Mini SD – RS MMC – MMC هستن. حجم حافظه های خارجی حدود 8 گیگابایت، 16 گیگابایت، 32 گیگابایت، 64 گیگابایت و 128 گیگابایت و ... هستن ( تا ۱ ترابایت میرسن ) خیلیا فکر میکنن حافظه خارجی که حجم بیشتری داره بهتره اما گاهی استفاده از یه کارت حافظه با حجم بالا باعث کند شدن عملکرد پردازش گوشی می شه.(زودتر بریم سراغ قلب مطلب ، رم )۳ - رم یا RAMتصویری از رم ( البته اینا تو گوشی استفاده نمیشن )رم، یا حافظه دسترسی تصادفی ، ( Random access memory ) حافظه موقتی برای گوشیه که با خاموش و یا روشن کردن دستگاه و بستن یک نرم افزار، اطلاعات روش خالی میشه. رما معمولا سرعت خیلی بالاتری دارن و به همین خاطر به عنوان پلی بین سیستم عامل و حافظه اصلی دستگاه استفاده می شن تا فایل های مورد نیاز بتونن با سریع‌تر در اختیار سیستم و برنامه ها قرار بگیرن.( وارد جزئیات چگونگی کارکردشون نمیشیم ?)هر چقد فضای رم بیشتر باشه یعنی می تونیم فایل بیشتری رو تو حالت آماده باش و یا اجرا نگه داریم که در نتیجه سرعت عملکرد های گوشی بیشتر میشه . حافظه رم قابل خوندن و نوشتنه اما اطلاعات به شکل ثابت روش ذخیره نمیشن. حجم این حافظه تقریبا تو بیشتر گوشی ها ثابته و قابل تغییر یا قابل ارتقا نیست. ( البته با هزاران روش و اپ مختلف میشه مدیریتش کرد .)،( سراغ انواع LPDDR‌ ها هم نمیریم دیگه ... :). )حالا فهمیدیم رم چیه و اونی هم که بهش میگفتن رام ، درستش رمه !در نهایت باید بفهمیم رام چیه ... :)۴ - رام یا ROMتصویری از رامبله ؛ و در آخر ، رام ، حافظه فقط خواندنی (‌ Read only Memory ) حافظه‌ای که معمولاً به سيستم عامل اختصاص داده میشه و توسط ما کاربرا قابل استفاده نیست(بله بازم محدودیت اما منطقی).یعنی اینکه فقط فايل اصلي سيستم در اين بخش قرار میگیره و نمي تونیم فايلي رو بهش اضافه و يا ازش کم کنیم.به همين خاطره که وقتی گوشي رو ریست میکنید همه فايل ها و اطلاعات از روي گوشي پاک ميشن ولی سيستم عامل هنوز وجود داره. البته اطلاعات ذخيره شده بر روي حافظه ROM هم قابل تغييرن ( ولی فقط با تجهیزات مخصوص ) و همینجوری سرخود نمي تونیم توش دستکاریش کنیم.( بله ، میفهمم ، منم ناراحتم? )خب تقریبا فهمیدیم رام چیه و چی به چیه ، پس بجای رم ۱۲۸ و رام ۶ میگیم :حافظه داخلی ۱۲۸ و رم ۶ کلام آخر :۱ - سعی کردم خلاصه توضیح بدم تا زیاد طولانی و خسته کننده نشه اما اگه بنظرتون چیزی کم بود (یا غلط بود)، خوشحال میشم بهم بگید تا اضافه کنم :)۲ - یه چیزی هم به نام حافظه سیمکارت هست که بنظرم اهمیت زیادی نداشت هدف پست چیز دیگه ای بود ?۳ - پاینده باشین ✋</description>
                <category>هیراد</category>
                <author>هیراد</author>
                <pubDate>Mon, 22 May 2023 19:22:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>