<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hossein Mahmoudi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hmahmoudi3025</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:53:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/45939/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hossein Mahmoudi</title>
            <link>https://virgool.io/@hmahmoudi3025</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحت هر شرایطی کاری که درسته انجام بده</title>
                <link>https://virgool.io/@hmahmoudi3025/%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D9%87%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%87-ysrebdv2enob</link>
                <description>لطفا این متن رو با دقت و کامل مطالعه بفرماییدخواهرزاده ام امسال کنکور شرکت کردخیلی برای قبولی تلاش کرده بود و شب و روز منابع مختلف کنکور رو زیر رو رو می کردهمزمان بایستی برای پایه دوازدهم در آزمون های نهایی شرکت می کرد برای شرکت در آزمون نهایی اخیرا طرحی داده شده که بایستی این داوطلبین در سایت سازمان سنجش با عنوان ترمیم معدل ثبت نام کنند و خود را برای آزمون نهایی معرفی کنند چون معدل تاثیر مستقیم و موثری رو روی نتیجه کنکورشون دارهمراحل ثبت نام رو برای ایشون در سامانه انجام دادم و اطلاعات فردی داوطلب رو وارد کردم و در ادامه مبلغی رو به عنوان هزینه قابل پرداخت گزارش داد به درگاه منتقل شدم و پرداخت رو انجام دادم پس از برگشت از درگاه مشابه تصویر بالا نمایش داد که پرداخت شد و دکمه ای جلوی وضعیت پرداخت بود با عنوان « ویرایش »از دیدگاه من ویرایش یعنی اصلاح اطلاعات موجود یعنی اصلاح اطلاعاتی که تاکنون وارد کرده امنیازی به اصلاح نبود و سامانه هم هیچ راهنمایی جهت ادامه فرایند نمایش نداد با فرض این که فرایند تکمیل شده است از سامانه خارج شدمدر حالی که منظور طراح سامانه از دکمه ویرایش « ادامه فرایند » ، « تکمیل فرایند » و ... بوده استو ثبت نام ما هنوز ناقص بوده استهفته ها گذشت و همچنان منتظر دریافت کارت آزمون بودیمبه بخش کارت آزمون که می رفتیم با این پیام مواجه می شدیم« هنوز برای شما حوزه امتحانی تعیین نشده است »بدون این که پیامی بدهد که ثبت نام شما ناقص است و شما هنوز مجاز به دریافت کارت آزمون نیستیدشب آزمون رسید و گزارش دادن که شما اصلا امسال اجازه شرکت در آزمون نهایی رو ندارید و به دلیل نداشتن معدل پایانی ، کنکوری هم که شما امسال شرکت کردید عملا باطل استیخ کردمبه جاهای مختلفی مراجعه کردیم و متوجه شدیم که حداقل در مدرسه خواهرزاده ام 16 نفر با همین مشکل مواجه هستندبه مدرسه می رفتیم و از خود سلب مسولیت می کردبه آموزش و پرورش ناحیه و مرکز رفتیم و فقط یک پاسخ به ما می دادن که دست ما نیست و دست سازمان سنجش هست و انشالله سال بعد« انشالله سال بعد »یک سال خواب و خوراک دانش آموزها رفت هواهمه این ها رو گفتم فقط به یه دلیلطراح و برنامه نویس سامانه سنجش هیچ وقت تصور نمی کرد که عنوان یک دکمه و یا عدم راهنمایی کافی کاربر سامانه چه عواقبی می تونست داشته باشه حواسمون باشه که ما برنامه نویس ها هر جایی تو هر سامانه ای کدی رو می زنیم یا طرحی رو روی سامانه ای پیاده می کنیم به یک نکته توجه داشته باشیم که شاید این منطق کد ما یا طرح ما در سامانه ، آینده حداقل یک شخص رو دستخوش تغییر قرار دهدکار درست رو انجام بدیم تحت هر شرایطی حتی اگر کارفرما حاضر نبود در ازای اون هزینه ای پرداخت کنه</description>
                <category>Hossein Mahmoudi</category>
                <author>Hossein Mahmoudi</author>
                <pubDate>Sun, 04 Aug 2024 09:44:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما برنامه نویس ها « از کجا ، به کجا ؟! »</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-kbbxe0h24al6</link>
                <description>درست به خاطر نمیارم که از چه زمانی تا این حد شیفته علوم رایانه شدم اما با این که سال هاست دارم برنامه نویسی می کنم هر بار که برنامه جدیدی رو توسعه می دهم و برنامه با موفقیت تحویل مشتری میشه یه حس و شعف وصف نشدنی ای سراسر وجودم رو میگیره و هر بار و هر بار ، برام این حس تازگی داره ...یه بزرگی می گفت « دوست دارم عضو کوچکی از یه مجموعه بزرگ باشم تا عضو بزرگی از یه مجموعه کوچک »پیرو همین جمله همیشه سعی داشتم که تو مجموعه های بزرگ باشم و خودم رو بالا بکشم ،  بارها و بارها شکست خوردم و تجربه های موفق و ناموفق زیادی داشتمو برخی از تجربه ها برام مثل سکوی پرتاب بوده هیچ وقت از یادگیری دست برنداشتم و هیچ زمانی احساس نکردم که دیگه من علامه دهر شدم « هرچند تو این سال ها سرعت توسعه تکنولوژی های مختلف برنامه نویسی اونقدر سریع بوده که واقعا احساس می کنم جا موندم »مدت ها بود که سوالی برام مطرح بود .. سوالم رو اینجا مطرح می کنم شاید سوال شما هم باشد  نقطه نهایی پیشرفت و جایگاه ما برنامه نویس ها در کشورمون ایران کجاست ؟ واقعا ما به کجا خواهیم رسید ؟منظور اصلی من جایگاه برنامه نویسان در سازمان هاست نه شرکت ها و استارتاپ ها ...اکثر مشاغل به مرور زمان ارتقای شغلی پیدا می کنند مثلا یک معلم ممکن است در ادامه ناظم و سپس مدیر مدرسه بشه و یا حتی در ادامه به وزارتخانه آموزش و پرورش منتقل بشه و با سمتی که در اونجا به دست میاره بازنشست بشه اما ما برنامه نویس ها «که در یک سازمان دولتی یا خصولتی مشغول به توسعه نرم افزارها هستیم » اگر نخواهیم از محیط برنامه نویسی فاصله بگیریم و به سمت مدیر پروژه شدن و پست های مدیریتی « که به معنای بوسیدن و کنارگذاشتن برنامه نویسی برای همیشه است » برویم در نهایت با چه سمت و جایگاهی در سازمان روبه رو خواهیم بود .دوستی داشتم که با مدرک کارشناسی در کنار من به برنامه نویسی مشغول بود ، مدتی تمام انرژی اش را صرف ادامه تحصیل کرد و موفق شد مدرک کارشناسی ارشدش را بگیرد ، حال اون با مدرک کارشناسی ارشد در کنار من برنامه نویسی می کند ؟!!نگرانی دوم من در مورد سرعت تغییر در تکنولوژی های به کاربرده شده در برنامه نویسی هست زمانی که یک تکنولوژی در زمینه Backend یا Front در دنیای برنامه نویسی مطرح میشد شما به عنوان توسعه گر ، لازم است که سریعا خودتون رو به روز کنید تا بتونید تو گردونه رقابت باقی بمانید به روز بودن ذاتا بد نیست و حتی می توان گفت مزیت محسوب میشود اما ...بزارید یه خاطره براتون تعریف کنمیادمه تو زمینه توسعه وب که کار می کردم مفهومی تازه اومده بود به نام TableLess و CssFramework و ... چقدر زمان و انرژی صرف کردیم که مفاهیم جدید رو فرا بگیریم و در پروژه های جدید و موجود به کار ببندیم ، تو سازمان کسایی که با مفاهیم جدیدتر آشنا بودن و توانایی کارکردن با این مفاهیم جدید را داشتن جایگاه بهتری داشتند ، در حال حاضر که در حال نگارش این متن هستم مفاهیمی مثل Bootstrap و مشابه آن وجود دارند که دیگه نیاز نیست خودتون رو درگیر پیچیدگی های مفاهیم قدیمی تر مثل CssFramework بکنید حال در سازمان کسانی که نتوانند با Bootstrap و امثالهم کار کنند جایگاهی نخواهند داشت ، حتی اگر مسلط به کارکردن با CssFramework های قدیمی تر باشندتصور کنید که همه ما برنامه نویس ها در حال دویدن به دور یک میدان مسابقه هستیم که در حین دویدن برای این که از نفس نیفتیم و از حریفان عقب نمانیم لازم است که خودمان را به روز کنیم . در حقیقت یادگیری حین رقابت مثل نفس گرفتن حین مسابقه دو است .حال در نقاطی از این میدان برنامه نویسان جدید و تازه نفس به ما اضافه می شوند و بدون توجه به این که ما شاید چندین دور ، دور میدان دویده باشیم ، از همان نقطه ای مسابقه برای آن ها آغاز می شود که ما قرار داریم . تازه نفس ها بدون نیاز به یادگیری تکنولوژی ها و مفاهیم قدیمی و تاریخ گذشته ، صرفا با داشتن دانش مورد نیاز روز در کنار ما شروع به رقابت می کنند و تقریبا در یک جایگاه قرار میگیریم .از نظر سازمان هایی که برنامه نویسانی را به استخدام خود در می آورند هر چند دارا بودن تجربیات بدون امتیاز نیست اما شرط کافی نیست ، اما دانستن و مسلط بودن به دانش روز یک شرط لازم و ضروری است خیلی دوست دارم نظر شما عزیزان مخصوصا شما برنامه نویس ها رو بدونم ؟! ممنون میشوم اگر در بخش نظرات ارائه نظر بفرمایید</description>
                <category>Hossein Mahmoudi</category>
                <author>Hossein Mahmoudi</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2019 17:36:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر نظام آموزشی کشور ( مدرک و مدرک گرایی )</title>
                <link>https://virgool.io/@hmahmoudi3025/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ntkwuxbxadfr</link>
                <description>چند وقتی بود که خیلی درگیر مسائل مربوط به کیفیت آموزش و ضعف هایی که نظام آموزشی ما داره بودم از طرفی خودم رو یکی از قربانیان نظام آموزشی زمان خودم می دونستم و به نظام آموزشی موجود معترض بودم تا این که با نظام آموزشی نسل های امروزی روبه رو شدم و نگرانی ام از بابت این که چه بلایی قراره سر آینده کشورمون بیاد با این مسیری که در پیش گرفتیم دو چندان شدچند سال پیش مطلب جالبی رو می خوندم که با نام محمدرضا شعبانعلی امضا شده بود ، حیفم اومد که مطلبش رو در این جا با شما عزیزان به اشتراک نگذارم امیدوارم که سودمند بوده باشد 						*********************************نویسنده : محمدرضا شعبانعلی« از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که کارشناسی ارشد مدیریت را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز تا امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا دکترا نمیگیری… پراکنده در جاهای مختلف جواب داده‌ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم مقدمه اول: یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب ترسیم میکنیم. شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟ هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد. اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم. خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، می‌نشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم! لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز٫ چیزی مثل جواز کسب! من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم. من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم. به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند. فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد. مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند. مقدمه دوم: اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند! کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است. این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم». اما حالا دلایل من: - ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است. شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود! من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برای پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است! - در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم. در رشته خودم عرض میکنم. وقتی هنوز در بسیاری از رشته های دانشگاهی ما، هنوز «ارتباطات و مذاکره» را به عنوان یک درس ارائه میدهند و این دو حوزه کاملاً تخصصی از هم تفکیک نشده اند، بیشتر شبیه شوخی خواهد بود که من بروم دکترا بگیرم و مثلاً به طور خاص در خصوص «تفاوتهای الگوهای مذاکره درون سازمانی بین زنان و مردان با سن ۳۰ تا ۴۰ سال در مشاغل خصوصی و بنگاه های کوچک و متوسط در کلانشهر های ایران»تز بنویسم!!!! شاید بعد از نوشتن این تز، به من به جای «مهندس كامبيز بگویند «دکتر كامبيز اما من هر بار که دکتر صدایم کنند فکر میکنم دارند مسخره‌ام میکنند! شاید آنها نفهمند چه میگویند اما منکه میدانم معنی دکتر چیست… - شاید یکی از کارکردهای مدرک دکترا، تدریس در دانشگاه ها باشد. اما واقعیت این است که هدف من بزرگتر از تدریس دانشگاهی است. من در حال آموزش به مدیران اقتصادی کشور هستم و فکر میکنم آموزش امروز آنان، فوریت بیشتری دارد تا آموزش جوانان فردا. اگر فردا اقتصاد کشورم، مثل امروز باشد، جوانان کشور شغلی نخواهند داشت تا بتوانند از آموخته های دانشگاهی خود استفاده کنند… - تجربه امروز ایران و جهان نشان داده که بزرگترین تغییرات اقتصادی و مدیریتی و صنعتی جهان را نه دانشگاهیان نظریه پرداز، بلکه صنعتگران عملگرا ایجاد کرده اند. انتخاب با ماست که در زمره کدام گروه باشیم اما من گروه دوم را ترجیح میدهم. - مبحث هزینه فرصت نیز بحث مهمی است که همیشه به آن اشاره کرده ام. وقتی من میتوانم به جای ۵۰۰۰ ساعت وقت گذاشتن و اخذ مدرک دکترا (با هدف اینکه عنوانی به القابم اضافه شود) ۲ یا ۳ کتاب ارزشمند تألیف کنم که برای ده ها هزار نفر از هم وطنانم مفید فایده واقع شود، خیانت به جامعه است که عنوان و لقب خودم را به نیاز مردم جامعه ام ترجیح دهم. خلاصه اینکه به نظر من، نیاز امروز جامعه من مدرک نیست. بلکه ما نیازمند دانشمندانی عملگرا و مطالعه محور هستیم که علم روز دنیا را بیاموزند و آن را همچون لباسی بر قامت فرهنگ و جامعه ما بدوزند و ما را از این عریانی که گرفتار آنیم نجات دهند. ادامه تحصیل در دانشگاه، یکی از روشهای علم آموزی و دانش اندوزی است که ۱۵ سال فعالیت دانشگاهی و صنعتی در ایران و جهان، به من به تجربه ثابت کرده که برای ایران امروز، اگر هم یکی از روشهاست قطعاً بهترین روش نیست. من ضمن احترام به همه دوستان عزیزم که در دانشگاهها در خدمتشان هستم، احساس میکنم کار کردن با مدرک دکترا در بسیاری از رشته ها در شرکتهای ایرانی مانند به دست داشتن ساعت رولکس برای کسی است که در پرداخت هزینه تخم مرغ شام خود هم دچار بحران است… یا شبیه پرتاب کردن ماهواره به سمت آسمان، در شرایطی که هواپیماها به سمت زمین سقوط میکنند. یا شبیه مطالعه بر روی فن آوری نانو، در کشوری که خط کش ها در ابعاد سانتی متر هم درست اندازه نمیگیرند.</description>
                <category>Hossein Mahmoudi</category>
                <author>Hossein Mahmoudi</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2019 16:37:03 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>