<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین میروکیلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@hmirvakili</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 05:08:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/190625/avatar/XNT1Xw.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین میروکیلی</title>
            <link>https://virgool.io/@hmirvakili</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پیکسل آرت چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hmirvakili/3114-aylwlmbnfhzm</link>
                <description>پیکسل آرتدر اينجا مي خواستم تا يكي ديگر از هنرهاي طراحي و گرافيك با نام Pixel Art را برايتان معرفي كنم. ممكن است تا به حال سايتهايي را ديده باشيد كه در آنها قسمتي با نام Pixel Art قرار داده شده. ممكن است از خودتان بپرسيد Pixel Art يعني چه ؟ …پیکسل آرت چيست ؟یک توضیح بسیار ساده آن است که در حقیقت هر هنر تصویری دیجیتالی از پیکسل ساخته شده پس آن را می توان یک هنر پیکسلی نامید. اما در اصل Pixel Art یعنی هنر ساخت یک تصویر تنها با استفاده از Pixel ها. درست است … ساخت کلی یک تصویر تنها و تنها با گذاشتن پیکسلها بر روی هم … ! در این روش طراحی از حداقل امکانات طراحی استفاده می شود و تصویر و هنر تنها با استفاده از نقاط ساخته می شوند. در این هنر ما چیزی به عنوان خط ، کمان و …. نداریم. هر چه که هست با پیکسل ساخته می شود. اگر قرار است خطی کشیده شود می بایست تک تک توسط نقاط ساخته شود!پيكسل چيست ؟کلمه Pixel یا همان پیکسل از کلمات Picture Element گرفته شده است. در تعریفی دیگر پیکسل کوچکترین نقطه تشکیل دهنده یک گرافیک و تصویر می باشد. وقتی هزاران پیکسل در کنار یکدیگر قرار می گیرند یک تصویر ایجاد می شود. دقت کنید شما حتی زمانی که دارید به این مقاله نگاه می کنید در حقیقت دارید هزاران پیکسل در کنار یکدیگر را مشاهده می کنید که تجمع آنها در کنار هم این تصاویر و نوشته ها را آفریده است.خوب حالا چگونه مي توان پيكسل ساخت ؟برنامه های بسیاری برای ساخت پیکسل وجود دارد. ساده ترین این برنامه ، برنامه معروف Paint مایکروسافت است که در ویندوز به صورت خودکار نصب می شود. اما در حال پیشرفته ( که ما از این پس بر روی آن توضیح خواهیم داد ) برنامه قدرتمند Photoshop می باشد.پیکسل در كجا كارايي دارد ؟خوب جواب دادن به این سوال بسیار آسان است. گرافیک بسیار از دستگاههای کوچک دستی مانند موبایل ، گیمهای بازی و … از این هنر استفاده می کنند. بسیاری از بازی های کامپیوتری مانند Super Mario Brothers از همین شیوه برای طراحی استفاده کرده اند. آیکون های ویندوز بر همین اساس طراحی شده اند. بسیاری از سایتهای اینترنتی از همین شیوه استفاده کرده اند. شکلکهایی که شما در اینترنت می بینید با همین شیوه طراحی شده اند !!! پوسته بسیاری از برنامه های کامپیوتری مانند Win amp با همین روش درست شده اند. Pixel Art همیشه در میان شما بوده. شما به آن توجهی نکردید اما من مطمئن هستم پس از مشاهده این مقاله حتماً خودتان می توانید مثالهای بیشتری پیدا کنید.خوب ما فهميديم Pixel Art چي هست … اما مثال مي خواهيم !بفرماييد … اين هم چند مثال تصويري تا اين موضوع را بهتر متوجه شويد :</description>
                <category>حسین میروکیلی</category>
                <author>حسین میروکیلی</author>
                <pubDate>Mon, 26 Oct 2020 01:18:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکته هایی برای تقویت خلاقیت در طراحی گرافیک</title>
                <link>https://virgool.io/@hmirvakili/httpsvirgooliohmirvakili3100-m4glf2edfcfk</link>
                <description>خلاقیت آن چیزی که همه طراحان گرافیک بدنبال آن هستند. آن چه که بیش از پارامترهای دیگر تمایز ایجاد می کند و کار یکی را نسبت به دیگری بهتر می نماید.خلاقیت نیز مانند بسیاری از مباحث دیگر آموختنی است کافی است شیوه های ایجاد آن را بدانید تمرین کنید و بکار گیرید. خواهید دید که پس از مطالعه این مجموعه مقاله دید بهتری نسبت به جهان اطراف خواهید یافت و طراحی خلاقانه مطابق با سلایق مشتری برایتان ساده تر می گرددآمادگی برای پذیرش ایده های نو«اگر وقت زیادی برای گرم کردن خود صرف کنید،به مسابقه نخواهید رسید اگر هم اصلا” بدن خود را گرم نکنید، به مسابقه می رسید اما نمی توانید آن را به پایان برسانید».Grant Heidrichدونده در یک پروژه {کارگرافیکی } باید پیام کار کاملا” تعریف شده باشد و اهداف آن نیز کاملا” متمرکز و مشخص باشد.در این صورت است که پروژه ای که بر اساس چنین پیام و اهدافی انجام می گیرد،کاری موفق و نو آورانه خواهد بود.اگر پیش از شروع طراحی وقت کافی برای تجربه و تحلیل مسائل،پرسش و پاسخ ،شفاف سازی پیام مورد انتقال و اهداف پروژه و تحقیق و بررسی صرف کنید،ایده های نو خود به خود در ذهن شما جاری خواهد شد.اما هنگامی که از همان ابتدا شروع به طرح ریزی و انتخاب سبک کار نمایید، مسیر ایده های نوآورانه مسدود خواهد شد.خلاقیت فرآیند بسیار پیچیده ایست و عوامل بسیاری بر موفقیت یا شکست شما در خلق اثری خلاقانه تاثیر می گذارند. به عنوان مثالدغدغه ها و سیاستهای درون سازمانی سفارش دهنده پروژه ممکن است بر تصمیم گیریهای تاثیر گذارد و یا او را تحت فشار قرار دهد،همچنین تربیت دست اندرکاران چاپ ممکن است تحت تاثیر جلوه های تکنولوژی روز قرارگیرند.بنابراین مدیریت صحیح در فرایند خلاقیت یعنی تحت کنترل در آوردن این گونه تاثیرات و اطمینان حاصل کردن از آگاهی همه افراد دخیل در پروژه به اهداف پروژه، از ابتدا تا انتهای کار. این امر می تواند فرسایش درروند شکوفایی خلاقیت را کاهش دهد.دریافت صحیح پیام« ذهن خالی همیشه برای پذیرش و یادگیری چیزهای جدید آماده است.در ذهن افراد تازه کار فضای خالی زیادی وجود دارد اما این فضای خالی در ذهن متخصصان بسیار کم است»نقل ازShunyyu Swrnki«در خلق یک اثر سخت ترین بخش کار،شروع کردن آن است خلق کردن یک برگ علف به همان اندازه سخت است که خلق کردن یک درخت بلوط» نقل از جیمز راسل لورلفکر کردن را با ذهنی باز آغاز کنیدبرای یک طرح گرافیست  ،نویسنده،هنرمند و یا فیلسوف هیچ چیز وحشتناکتر از یک صفحه سفید کاغذ نیست. زیر این وظیفه آنهاست که این صفحه خالی را پرکنند.به علاوه،موضوع فقط پر کردن صفحه نیست بلکه باید آن را با اطلاعات و مطالبی که معنی دار، تاثیر گذار و خلاقانه باشد،پر کنند.انجام این کار شاید کمی سخت به نظر برسد اما غیر ممکن نیست.درست در لحظه ای که خط،تصویر و یا کلمه ای بر روی این صفحه سفید قرار می گیرد، فرایند خلاقیت آغاز می گردد.مثلا” هنگامی که تصویری بر روی صفحه کاغذ بکشید مثل تصویر یک کلاه ذهن شما با تاثیر گرفتن از آن تصویر شروع به فعالیت در جهت آن خواهد کرد. سپس اگر عامل دیگری به این صفحه اضافه کنید ( مثل کلمه time ) خواهید دید که ذهن شما با ادغام کردن این دو عامل فعالیت خود را ادامه خواهد داد. اگر فقط برای مدت کوتاهی به این دو عامل که بر روی صفحه قرار داده اید ،خیره شوید، ایده های جدید،تصاویر و پیام های بیشتری در ذهن شما شکل می گیرد.کلیدخلق یک ایده که کاملا” مناسب و کاملا” مرتبط با موضوع باشداین است که از صفر شروع کنید یعنی با ذهن کاملا” باز که هیچ گرفتاری قبلی در آن وجود نداشته باشد فکر کنید،درست است که در این صورت ایده های بسیار گوناگونی در ذهن شما شکل خواهد گرفت اما نگران نباشید زیرا در هنگام کار محدودیت توانایی های شما،بایدها و نبایدها و پارامترهای دیگری که در نظر دارید،انتخاب های شما را محدود خواهد کرد همین مساله درباره مشتری ها Clients و مخاطبان Audiencer شما هم صدق می کند.به این معنی که اگر آنها هم با ذهن باز ،با نظرات و کار شما برخورد کنند،موفقیت کار ، تنها به نوآوری های شما بستگی پیدا خواهد کرد. به این دلیل هم هست که باید دغدغه های مشتری و نیاز مخاطبان خود را درک کنید.توجه شما به این نیازها و دغدغه ها موجب کاهش مخالفت های اولیه از طرف آنها خواهد شد و با ذهن بازتر و آرامش بیشتری به ایده های شما توجه خواهند کرد.بنابراین ذهن مخاطب و مشتری شما نیز مانند همان صفحه سفیدی خواهد شد که می توانید خلاقیت خود را بر روی آن نشان دهید.ولی از طرف دیگر، بی تفاوتی و بی توجهی شما به مسائل و نیازهای مشتری، به معنی عدم علاقه شما به کار تلقی خواهد شد.حتی اگر برخی از این مسائل به کار شما مربوط نباشد هم باید به آنها توجه کنید.اگر مشتری حس کند که شما به مسائل مورد توجه آنها اهمیت زیادی نمی دهید،آنها نیز امکان کار خلاقانه را از شما خواهند گرفت این وظیفه شما طراحان است که به باز شدن ذهن مشتری و مخاطب خود کمک کنید و امکان فکر کردن به چیزهایی که پیش از آن هرگز حتی تصورش را هم نمی کردند، برای آنها تصور فراهم نمایید.یک » وقت طراحیاین مورد رو خودم شخصا تجربه کردم و بهش ایمان دارم. به نظرم بهترین وقت و مناسب ترین ساعات برای طراحی، صبح ها (چیزی بین 6 تا 12 ظهر) و شب ها (چیزی بین 10 تا 4 بامداد) هست. نظر من این است که از طراحی در هنگام غروب (چیزی بین 4 تا 7 بعد از ظهر) تا حد امکان بپرهیزید مگر اینکه عجله داشته باشید! در ساعاتی به جز زمان هایی که ذکر شد نیز میتوانید طراحی هایتان را انجام دهید. اما مفیدترین ساعات، همان است که اشاره شد! و البته این رو هم مدنظر داشته باشید که این مورد صد در صد نیست و استثنا همیشه وجود دارد!دو » محیط استقرارسعی کنید برای طراحی، مکانی آرام و با دمای معمولی و دارای نوری مناسب را انتخاب کنید و این رو بدونید که یک گرافیست موفق، بهترین مکان رو برای استقرار انتخاب میکنه!اگر اتاق خودتان را به عنوان یک مکان مناسب انتخاب کرده اید، قبل از شروع، کمی اطرافتان را خلوت کنید و لوازم اضافی را بردارید و سر جایشان بگذارید. یک طراح ماهر همیشه به نظافت محیط کاریش اهمیت میده و اون رو لازمه ی وظایفش میدونه! پرده ی اتاقتان را نیز کنار بکشید و بگذارید نور وارد اتاقتان بشود و اگر سروصدای بیرون از محل استقرار زیاد نبود و اذیتتان نمی کرد، پنجره ی اتاق را نیز باز کنید و بگذارید هوای داخل اتاق عوض شود و خلاصه تا حد امکان برای خود محیط دنجی درست کنید و از طراحی لذت ببرید!سه » موسیقییکی از موثرترین مواردی که فوق العاده روی طراحی تاثیر میگذاره، موسیقی هست!در اینجا سعی میکنم برای هر سبک خاص از طراحی، یک سبک موسیقی معرفی کنم!این ها را بر اساس تجارب شخصی میگویم و ممکن است بعضی از دوستان کمی در این مورد نظرشان متفاوت باشد!1. سبک فانتزی:برای طراحی هایی با محتوای فانتزی باید برای خود یک محیط شاد مهیا کنید! موسیقی شاد در محیط کاری خود پخش کنید و سعی کنید تا حد امکان سیگنال های شاد و زیبا را از موسیقیِ در حال پخش، دریافت کنید و آن را به همان شکل روی طرح پیاده سازی کنید! اگر بخواهید، میتوانم بگویم که خودم در هنگام این نوع طراحی، چه آهنگی رو گوش میکنم!2.سبک سنتی و اسلیمی:برای طراحی سبک های اسلیمی و سنتی، پیشنهاد میکنم که از همان موسیقی های سنتی استفاده کنید. چون تاثیر گذاری فوق العاده ای روی این سبک طراحی دارد. به این دلیل که همیشه موسیقی سنتی رو به همراه طرح های سنتی دیده ایم و این دو را به نوعی در کنار هم و جدا نشدنی میبینیم. پس چه بهتر که محیط را نیز با نوع و سبک طرح مان سازگار کنیم!3.دیگر سبک ها:در کل برای طراحی هایی که انجام میدید و نمیشه سبک و اسم خواصی روش گذاشت، می توانید از موسیقی های ملایم و کلاسیک و از این دست که خودتان با شنیدنش احساس آرامش دارید، گوش کنید.وقتی هنگام طراحی موسیقی گوش میکنید، تمامی افکار و ذهن و روح تان تحت تاثیر موسیقی قرار میگیرد و به همین دلیل وقتی طراحی ای را با موسیقی آغاز میکنید، آن طراحی در قالب همان موسیقی ای که گوش میکنید در می آید و دیگر این دَستان خالی شما نیست که طرح میریزد، بلکه تمامی حرکاتتان، افکارتان، دیدتان و همه و همه توسط موسیقی تنظیم میشوند و به بهترین شکل ممکن عمل میکنند. امتحان کنید! ?چهار » روحیه ی مناسبمطمئن باشید که اگر در وضعیت روحی مناسبی نباشید، هیچ وقت طرح تان مورد پسند واقع نمیشود و فقط دو راه پیش رو دارید:1.با انجام دادن کارهایی که شما را از آن وضع نامطلوب در می آورد، خود را متحول کنید!: قطعا هر کدام از ما در مواقعی ممکن است مسائلی برایمان پیش بیاید که روحیه خود را از دست بدهیم و به قول معروف دپرس شویم و دل و دماغ هیچ کاری را نداشته باشیم…اگر مشکل پیش آمده خیلی بزرگ نباشد و بتوان کاری کرد که از آن حال دربیاییم، پس حتما باید این کار را انجام دهیم. چون هیچ کسی طراحی کردن در چنین وضعیتی را توصیه نمیکند! پس اگر اصرار دارید که طراحی خود را ادامه دهید، ابتدا باید خود را از آن حال دربیارید و هر وقت حالت نرمال پیدا کردید و احساس خوبی داشتید، طراحی را شروع کنید. چند مورد از کارهایی که خودم در اینجور مواقع انجام میدهم را نام می برم:– با دوستانتان قرار بگذارید و مثلا برای شام برید بیرون. ترجیحا اگر دوستان دوران دبیرستانتان باشند بهتر است، چون هم یاد گذشته ها می افتید و خاطراتی که با هم داشتید رو مرور می کنید و هم به اندازه ی کافی از مشکلی که برایتان پیش آمده دور خواهید شد!– کارهای متفرقه انجام دهید! مثلا اگر باغچه ای در خانه دارید، برید و بهش برسید و خلاصه صفایی بهش بدید! یا برید و برای نهار و یا شام، یک غذای خوشمزه بپزید و صمیمی ترین دوست خود را دعوت نمایید!– به یک گردش کوتاه یک روزه به همراه بهترین دوستان خود بروید!توجه داشته باشید که در این جور مواقع که روحیه خود را از دست می دهید، باید از تنهایی و دور بودن از دوستان پرهیز کنید و تا میتوانید دور و بر خود را شلوغ کنید و در صورت امکان مشکل خود را با یکی از دوستان درمیان بگذارید!2.طراحی را تا اطلاع ثانوی تعطیل کنید!: اگر شدت ناراحتی و مشکل پیش آمده آنقدر زیاد است که انجام دادن موارد بالا برایتان بسیار سخت است، تنها یک راه دارید! طراحی را تا اطلاع ثانوی تعطیل کنید و تمامی کارهای خود را یا به تعویق بیاندازید و یا کلا کنسلشان کنید. و برای بهبود روحیه خود حتما به یک مسافرت یک هفته ای به نقاط خوش آب و هوا رفته و ترجیحا یک یا چند نفر از صمیمی ترین دوستان را با خود همراه کنید! در طول این مسافرت اصلا به طراحی و موارد مشابه فکر نکنید و فقط و فقط به کارهایی بپردازید که فکرتان را از مشکلات دور میکند!بعد از گذشت یک زمان قابل توجه و کاهش ناراحتی شما نسبت به مشکل پیش آمده، حالا میتوانید طراحی را دوباره آغاز کنید و از کنسل کردن کارهای اخیرتان اصلا نگران و پشیمان نباشید، زیرا که اگر در همان زمان (زمانی که روحیه نامناسب داشتید) طرح ها را آماده میکردید، مطمئنا آن چیزی که میخواستید نمیشد و ممکن بود که طرف درخواست کننده نیز از آن ها خوشش نیاید و این برای شما خیلی ناخوشایند می شد!البته امیدوارم هیچ وقت مشکل و ناراحتی ای برایتان پیش نیاید، اما چه می شود کرد که با سرنوشت نمیتوان جنگید!</description>
                <category>حسین میروکیلی</category>
                <author>حسین میروکیلی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Sep 2020 18:06:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>4 تفاوت نقاشی و گرافیک</title>
                <link>https://virgool.io/@hmirvakili/4-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-tzk6m3ok44fm</link>
                <description>خط کشی بین نقاشی و گرافیک در روزگاری که با آلیاژی از پسامدرنیسم و دیجیتالیسم ساخته شده، چندان درست به نظر نمی رسد. اما به هر حال درباره چهار تفاوت مهم شان می توانیم حرف بزنیم و بحث کنیم.1- تفاوت اول، هنر و رسانه است.نقاشی عموما زیرمجموعه هنر است که این هنر شدت و ضعف دارد اما گرافیک همیشه هنر نیست. گاهی هم تبدیل به رسانه می شود ؛ مثل وقتی که در خدمت تبلیغات (تجاری، فرهنگی و سیاسی) قرار می گیرد. البته گاهی هم تلفیقی از هنر و رسانه است. درست مثل زمانی که در خدمت رسانه ها (چاپی، الکترونیکی، دیجیتالی و سایبر) قرار می گیرد. بطور کلی آنگاه که هنر مطلق است garphic art و وقتی که رسانه و یا تلفیقی از رسانه و هنر است graphic design نامیده می شود. در پست های بعدی راجع به این موضوع بیشتر خواهم گفت.2- تفاوت دوم، برقراری ارتباط را شامل می شود.در مواجهه با نقاشی، وظیفه برقراری ارتباط به عهده مخاطب است و اوست که باید تلاش کند تا با اثر هنرمند نقاش ارتباط برقرار کند. اما در گرافیک برعکس است و وظیفه برقراری ارتباط بر دوش خود اثر گرافیک نهاده شده یعنی اثر گرافیکی، بایستی تلاش کند تا مخاطب را به طرف خودش جذب کند نه اینکه مخاطب زور بزند تا محتوای اثر گرافیک را درک کند.علت ناتوانی بسیاری از آثار گرافیک ناشی از ندانستن همین تفاوت دوم است. البته برای نکته سنج ها ممکن است سوال مطرح شود که پس مینی مالیسم در گرافیک یعنی چه ؟ که چون این مبحث طولانی است اجازه دهید در پست های بعدی در این باره با شما بحث کنم.یک نکته دیگر را هم می توان گفت؛ برای دیدن آثار یک هنرمند نقاش، این مخاطب است که به گالری و موزه می رود تا آثارش را ببیند. یعنی مخاطب به طرف “اثر” می رود در حالی که در گرافیک، معکوس این اتفاق رخ می دهد و این “اثر” گرافیک است که به طرف مخاطب می رود. شهروندان در حال عبور و مرور از کوچه و خیابان هستند که بیل بردها و پوسترها و . . . به طرف شان می آیند و می خواهند به زور پیام شان را به آنها منتقل کنند.3- تفاوت سوم را به شخصی و غیرشخصی بودن این دو اختصاص می دهم.“اثر” نقاشی کاملا شخصی است و گویای حرف و فکر هنرمند نقاش است بدون در نظر گرفتن مخاطب. از این رواست که می گوییم او می تواند چنین تصور کند : خورشید؛ مثلث سبز ، زمین و صحرا ؛ آبی و آسمان ؛ قرمز چهارخانه با گل های درشت صورتی (!!) . ولی در “اثر” گرافیک تقریبا چنین تصوراتی شدنی نیست (بحث تصویرسازی در گرافیک، چیز دیگری است). چرا که گرافیک “شخصی” نیست و می خواهد ارتباط برقرار کند یعنی بایستی مخاطب را در نظر بگیرد. اثری که در طراحی و تولید آن، مخاطب نقشی نداشته باشد نمی تواند “اثر” گرافیکی موفقی باشد.4- تفاوت چهارم را تقریبا همه می دانند.نقاشی تکثیر نمی شود حداقل با هدف تکثیر، ارائه نمی شود. اما گرافیک براساس تکثیر، طراحی و تولید می شود. واضح است که منظور از تکثیر، تمام گونه های آن است (چاپ، فیلم های اپتیک، فیلم های مگنت، امواج الکترونیکی و . . . ) .آثار تک نسخه ای در گرافیک جایگاهی ندارند چرا که هدف برقراری ارتباط را، عملیاتی نمی کنند. متاسفانه بی توجهی به این مسئله هم باعث شده که این روزها، گرافیک به سمت نمایشگاهی و جشنواره ای شدن پیش برود.پوسترها و جلدهایی که فقط در یک نسخه تکثیر می شوند و به قصد رتبه و جایزه رهسپار جشنواره های خارجی، یا بر دیوار نگارخانه ها و گالری ها می نشینند و می خواهند بیان هنرمندانه آن گرافیست ـ نقاش را رخ نمایی کنند.</description>
                <category>حسین میروکیلی</category>
                <author>حسین میروکیلی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Sep 2020 16:47:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@hmirvakili/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kcqudzfckni6</link>
                <description>ایده و خلاقیتچگونه یک ایده طراحی کنیم؟ایده ها را هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری یا تعمیم که بر پایه علم، آگاهی عمومی، مبانی فلسفی و پیش فرض های عرفی باشد، تعبیر می کنند.علاوه بر این، در تعاریف، ایده ها را به گونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در بر داشته باشند:– خلاق باشند.– نوآورانه باشند.– مبتنی بر حل مساله باشند.همچنین در بررسی ادبیات ایده پردازی با این درس ها نیز روبرو می شویم:– ایده پردازی، پیوند دقیقی با تفکر انتقادی دارد.– ایده پردازی بر نوعی خلاقیت و یا تفکر خلاق مبتنی است.– ایده پردازی باید خواه ناخواه همراه با نوعی مهارت ها و توان مندی هایی باشد که از جمله آن ها توانایی و مهارت بارش مغزی است.برای آشنایی بیشتر با مبانی مفهومی و نظری ایده و نیز چگونگی طراحی یک ایده، خوب است که با تفکر انتقادی و تفکر خلاق بیشتر آشنا شویم.تفکر انتقادیبه تفکری انتقادی می گوییم که براساس سنجش و ارزیابی دقیق از اتفاقات و مشاهدات پیش رود و با در نظر گرفتن همه عوامل مربوط و شیوه درست منطقی به نتایجی برسیم که قابل لمس هستند و ممکن است که افراد زیادی بتوانند به همان نتایج برسند. براساس تفکر انتقادی اطلاعات ما به وسیله مشاهده، تجربه، دلایل و ارتباط با دیگران به دست می آید. اطلاعاتی را نیز که به دست آوردیم براساس ملاک های صحیح و درست و به دقت و همچنین براساس سندهای معتبر، روشن و بدون هیچ ابهام، بی طرفانه و منصفانه ارزیابی و قضاوت می شود.مراحل و اجزای تفکر انتقادی چیست؟– باید بتوانیم افکار و دیدگاه هایمان را دسته بندی کنیم و آن ها را بر اساس موضوعات مختلف طبقه بندی کنیم. این یکی از اجزای مهم تفکر انتقادی است. – برای ادعاهایمان، مثلا برای این که درستی حدس و پاسخ خود را برای یک رویداد مشخص کنیم، باید دلیل داشته باشیم. – باید بتوانیم کلمات و تعبیرهای خود را در مورد هر موضوع و رویداد درست انتخاب کنیم و برای آن دلیل روشنی داشته باشیم و همین طور بتوانیم آنها را ارزیابی کنیم. – دلایل خود را از طریق جمع آوری اطلاعات به دست آورده باشیم. – بتوانیم، با استفاده از اطلاعاتی که در دسترس داریم، حدس ها و تحلیل خود در مورد یک موضوع، مساله یا رویداد را ارزیابی کنیم و بالاخره به جمع بندی و نتیجه گیری برسیم و قضاوتی به جا از موضع یا مساله و پدیده داشته باشیم. البته باید توجه کنیم که تفکر انتقادی، لزوما باعث نمی شود که به حقیقت یا نتیجه گیری درست و صحیح دست پیدا کنیم. هیچ کس در هیچ کجا نمی تواند مجموعه ای کامل از اطلاعات را در یک مجموعه جمع آوری کند. خیلی از اطلاعات وجود دارد و ممکن است کشف نشده باقی مانده باشند. جهت گیری هر کسی می تواند مانعی برای جمع آوری و ارزیابی درست اطلاعات شود.تفکر انتقادی چه سؤال هایی را مطرح می کند؟– چه هدفی را دنبال می کنیم؟ – آیا می خواهیم نتیجه گیری کنیم؟ – چرا فکر می کنیم که درست می گوییم یا حق با ماست؟ – منبع اطلاعاتی ما چیست؟ – چه نوع اطلاعات و فرضیه هایی باعث نتیجه گیری ما می شود؟ – اگر اشتباه کنیم چه اتفاقی می افتد؟ – آیا می توانیم دو منبع نام ببریم که با دلایل ما مخالف بوده و دلیل آن را نیز ذکر کنیم؟ – چگونه به این نتیجه رسیدیم که چیزی را که می گوییم درست است و حقیقت دارد؟ – آیا برای ان چیزی که می گوییم،می توانیم دلیل دیگری نیز بیاوریم؟تفکر خلاقبه تفکری خلاق می گوییم که ابتکار و کشف و نوآ وری در آن وجود دارد. یعنی با این تفکر می توانیم این ویژگی ها را انجام دهیم. خلاقیت یا خلق کردن یا به وجود آوردن به نوعی فرآیند ذهنی است که مسئولیت تولید ایده ها و مفاهیم جدید و یا ارتباط بین این ایده ها و مفاهیم را به عهده دارد. از نظر علمی به وجود آمدن تفکر خلاق بیشتر به اصالت تناسب موضوع اشاره دارد. حالا به بیان امروزی تر: “خلاقیت بیشتر به معنی به وجود آوردن ایده ها و چیزهای نو و یا ابتکار در موضوع های هنری که متخصصان به عنوان یک ورزش علمی، هنری یا اجتماعی و فن آوری پذیرای آن هستند”.افرادی که اهل تفکر خلاق هستند دارای وِیژگی هایی از قبیل:– انگیزه برای پیشرفت بیشتر– کنجکاوی فراوان– علاقه زیاد به نظم و ترتیب– قدرت گفتن اینکه من هم هستم و همچنین داشتن اعتماد به نفس– شخصیت غیر معمول– پشتکار زیاد– استقلال– دارای طرز تفکر انتقادی– دارای انگیزه های بالا و دانش زیاد– سرشار از اشتیاق و احساس– زیبا پسند، اشتیاق فراوان به مسائل اجتماعی دارای قدرت تأثیر گذاری بر دیگر مردم برای اینکه بتوان به یک تفکر خلاق دست یافت:– هدف و انگیزه را مشخص و تشخیص بدهیم.– مهارت های پایه را ایجاد کرده و به دست آوریم.– تشویق شدن برای به دست آوردن دانش مربوط به حوزه های مشخص و تخصصی– برانگیختن و تشویق روحیه کنجکاوی و کشف کردن– به وجود آوردن انگیزه به خصوص انگیزه های درونی– تشویق و تقویت نمودن اعتماد به نفس– دقت و اصرار داشتن در سبقت از دیگران و ارائه توانایی های خود– بالا بردن سطح باورها و عقاید خود درباره خلاقیت– ارائه فرصت هایی برای انتخاب و کشف کردن– گسترش دادن و بهتر کردن توانایی های خود. (مانند: مدیریت؛ مثلاً مدیریت خود) آموزش دادن فنون و راه هایی برای آسان کردن عملکردهای خلاقانه– به وجود آوردن تعادلچگونه می توانیم یک ایده طراحی کنیم؟به عنوان مثال، ما در کلان شهر تهران با مسائل مختلفی روبرو هستیم. محیط زیست، ترافیک، خدمات شهری و مسائلی از این قبیل. حالا می خواهیم که ایده ای را در یکی از این حوزه ها طراحی کنیم. با در نظر گرفتن آنچه که در مورد شهر تهران و آن حوزه خاص می دانیم و با رعایت آنچه در مورد تفکر انتقادی و خلاق می دانیم، به عنوان مثال می خواهیم در مورد مسائل زیست محیطی، ایده ای را طراحی کنیم. برای این کار سعی می کنیم که این مراحل کلی را طی نمائیم:1. اطلاعات لازم در مورد وضعیت آن حوزه را جمع آوری کنیم.2. اطلاعات مان را دسته بندی کنیم.3. تحلیلی در مورد آن اطلاعات ارائه کنیم.4. سعی کنیم که این اطلاعات و تحلیل ها را به گونه تازه و نوآورانه یا جدیدی ببینیم. طوری که قبلا کمتر به این شکل تحلیل شده باشد.5. انتخاب های موجود شهر برای مدیریت این مساله را در نظر بگیریم.6. فرضیه ها و حدس هایی را در مورد راه حل های احتمالی و مناسب آن مساله در نظر بگیریم.</description>
                <category>حسین میروکیلی</category>
                <author>حسین میروکیلی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Sep 2020 00:41:17 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>