<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ho3inmoradi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ho3inmoradi</link>
        <description>یه دوست دار برنامه نویسی که برق میخونه www.pinterest.com/ho3inmoradiii</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:06:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/62709/avatar/VXW0jq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ho3inmoradi</title>
            <link>https://virgool.io/@ho3inmoradi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه در فریلنسری شاد و سالم باقی بمانیم؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ho3inmoradi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-g2w4g2hykmps</link>
                <description>بچه که بودم همیشه این موضوع اذیتم میکرد که بخوام سبک زندگی کارمندی رو واسه خودم انتخاب کنم، چون این که هرروز صبح، شنبه تا پنجشنبه برم سر کار و یه سری فعالیت روتین داشته باشم تو کتم نمیرفت.تا این که به قول معروف بزرگ شدم و دانشگاه رفتم و با برنامه نویسی آشنا شدم.بعد از این تصمیم گرفتم سبک کاری فریلنسری رو انتخاب کنم، اوایل کار تصوراتم خیلی خوب بود چون کلا کاری که با شلوارک بشینی جلو سیستم و هر زمانی دوست داشته باشی انجامش بدی خیلی خوشایند بود به خصوص اونم واسه من که به احتمال زیاد یه نسبت فامیلی با کوالاها دارم.پس اوایل یه جوری بود که انگار گمشده خودم رو پیدا کرده بودم ولی همین که اقدام به انجام پروژه کردم و یه مقداری سنگینی پروژه ها رو حس کردم شرایط تغییر کرد چون توی پاهام احساس درد کردم، کنار خانواده بودنم به شدت کاهش پیدا کرد، واسه این که بتونم پروژه هام رو به موقع انجام بدم از جمع یه مقداری دور شدم و خیلی مشکلات دیگه.یه مدتی گذشت و شرایط رو از بیرون نگاهی انداختم، دیدم اینجوری پیش بره مطمئنا سلامتیم به خطر میفته، روی روابطم تاثیر منفی خودش رو میذاره و چندین پیامد منفی دیگه.پس اینجور بود که تصمیم گرفتم یه کم به حرف کسایی که تو این مسیر قدم گذاشتن گوش بدم و به نصیحت هاشون عمل کنم و گفتم احتمالا این نکات به درد شما هم خواهد خورد.پس بریم ببینیم با تجربه های این مسیر چی میگن که با تمام وجود از فریلنسر بودن لذت ببریم:ایجاد تعادل بین کار و زمان بودن در کنار خانوادهخانواده واژه ای که برای هرکسی میتونه معنی خاصی داشته باشه ولی یه چیزی که توی همه موارد میتونه مشترک باشه اینه که تمام افراد در کنار خانواده شون ارامش دارن، حداقل من اینجور تصور میکنم.باتجربه های فریلنسر توصیه میکنن که نه تنها فریلنسر ها بلکه تمامی مشاغل یه تایمی رو در کنار خانواده بگذرونن چون میتونه خیلی اثرگذار باشه.ولی چون روی صحبت ما با دوستان فریلنسر هستش و چون این دوستان اکثریت قریب به اتفاقشون توی منزل کارشون رو انجام میدن، پس یه مکان خاص از خونه رو به کار کردن اختصاص بدن و در اون مکان فعالیتی جز کار کردن انجام ندن چون به شدت به تمرکزشون کمک میکنه و به نوعی ذهنشون شرطی میشه.برنامه ریزی داشته باشیدبرنامه ریزی چیزی که از بچگی به ما گفتن چیز خوبیه ولی به شخصه تا همین چند سال همیشه این سوالم بوده که برنامه ریزی مناسب چه برنامه ریزی هستش و بالاخره فهمیدم هرشخصی برنامه خاص خودش رو داره و نمیشه برای همه یه نسخه پیچید.فهمیدم هر انسانی توی یه ساعات خاصی از روز بهره وری بالاتری داره پس بهتره توی اون ساعات کارایی که انرژی بیشتری نیاز دارن رو انجام بده و به نوعی انرژی خودش رو توی طول روز تقسیم کنه و تمرین و تکرار این روال به مدت حداقل 21 روز به یه برنامه خاص خودش برسه و همچنین بدن خودش رو به این سیستم عادت بده.بیشتر از حد توانتان قبول پروژه نکنیدهمیشه به این نکته توجه داشته باشید که شما یه ظرفیتی برای کار کردن دارید و به نوعی طمع نگیرید که بیش از حد توانتان قبول پروژه کنید که اگر غیر این را انجام دهید مطمئنا توی انجامشون به مشکل خواهید خورد و در صورتی که نتونید پروژه ای رو به موقع انجام دهید به شدت میتونه به پرسونال برندینگ شما آسیب بزنه.به عنوان یک پیشنهاد، برای مدیریت پروژه هایتان میتونید از نرم افزار های Wunderlist و Evernote کمک بگیرید.امور مالی را مدیریت کنیدوضعیت بد اقتصادی امروز بر کسی پوشیده نیست و تمام اقشار جامعه را تحت تاثیر خودش قرار داده است و فریلنسرها هم از این قضیه مستثنی نیستند.پس بهتر است که یه مقداری برنامه ریزی مالی را یاد بگیرید که اگر غیر این باشد و این هنر را نداشته باشید مشکل مالی میتواند روی تمام مسائل تاثیر خودش رو بگذاره.برای مدیریت هرچه بهتر بودجه مالی تان اگر مشکل دارید میتوانید از نرم افزار هایی مثل Goodbudget  کمک بگیرید.خودتون رو ایزوله نکنید، اجتماعی باشیددر حال حاضر که در حال نوشتن این پست هستم تمام دنیا درگیر ویروس کروناست،این بندی که در بالا گفتم رو فعلا غیرفعال کنید و در خونه بمونید تا ببینیم تکلیف چی میشه.ولی در کل اجتماعی بودن و معاشرت بعد این اپیدمی خیلی میتونه روی روحیه تاثیر مثبت داشته باشه.تغذیه خوب و ورزشتاثیر تغذیه خوب و ورزش بر کسی پوشیده نیست.ولی خودم به شخصه با این بهانه که وقت ندارم سعی میکردم که ورزش نکنم ولی چیزی که این چند روز بهم ثابت شده اینه که اگه اینجوری ادامه بدم مطمئنا به زودی مجبور میشم سبک کاریم رو تغییر بدم.پس ورزش کنید حتی اگر شده 10 دقیقه در طول روز و همچنین خواب کافی رو فراموش نکنید.حتما برای خودتان تعطیلات درنظر بگیریددلایل خودتون رو برای این که فریلنسری رو انتخاب کردید مرور کنید، قرار نبوده که تمام وقت کار کنید.پس برای خودتون تعطیلات در نظر بگیرید چون به شدت روی تازه شدن ذهنتون تاثیر میذاره.شما چطور خودتون رو شاد و سلامت نگه میدارید؟؟؟خوشحال میشم نظراتتون رو کامنت کنید</description>
                <category>ho3inmoradi</category>
                <author>ho3inmoradi</author>
                <pubDate>Sat, 29 Feb 2020 19:19:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبکه سازی در کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@ho3inmoradi/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-wdpmsuo6i8eo</link>
                <description>شبکه سازی توی کسب و کار،چیزی که فقط به برنامه نویسی یا طراحی سایت مربوط نمیشه.شما توی هر شغل یا کسب و کاری باشید مطمئنا اگه توی شبکه سازی و ایجاد روابط موثر کاری موفق باشید میتونید این اطمینان رو داشته باشید که توی اون شغل موفق خواهید شد.نکاتی رو که امروز میخوام بگم بیشتر برای دوستانی هستش که شغلشون به صورت استخدامی.در آینده حتما مقاله ای راجع به چگونگی شبکه سازی برای دوستان فریلنسر هم خواهم نوشت.به صورت کلی توی کار های استخدامی ماه های ابتدایی نقش به سزایی در اثبات توانایی فرد دارن، به این صورت که میشه رییس رو تحت تاثیر قرار داد یا حتی به نتایج بهتری دست پیدا کرد، مثلا با همکاران جدید روابط قوی کاری ایجاد کرد.اگر بخواهیم از مزایای روابط کاری بگیم میشه اشاره کرد که این روابط میتونن کار تیمی رو بهتر پیش ببرن،باعث ایجاد احساس بهتر میشه و...ولی نکته ای که هستش اینه که چگونه این روابط رو ایجاد کنیم؟!در این پست چند راهکار برای ایجاد هرچه بهتر این روابط ارائه خواهد شد:فعال باشید و به بقیه تا جایی که میتوانید کمک کنید قبل از این که از شما درخواست شود.تا جایی که امکان دارد دانش و تجربه خودتان را به گروه کاریتان ارائه دهید.زمانی که شما در یک تیم جدید شروع به کار میکنید امکان دارد به این صورت عمل کنید که بخواهید هر طور شده نظر مدیران ارشدتان را جلب کنید و برای بقیه زمان نگذارید، در حالی که این یک اشتباه محض است و مطمئنا به شما در راه شبکه سازی ضربه وارد خواهد کرد.پس برای همه تا جایی که امکان دارد زمان بگذارید و یکسان اهمیت دهید و مطمئن باشید این راهکار خیلی اثرگذار تر خواهد بود.هیچ چیزی بدتر از این نمیتواند به شبکه سازی شما لطمه وارد کند که در تحویل پروژه و وظایفتان بدقول باشید و نتوانید به موقع عمل کنید.پس بهتر است در اوایل کارتان با جدیت و برنامه ریزی بیشتری عمل کنید که به نوعی بدقول نباشید.خودتان را در جلسات نشان دهید به این صورت که آماده باشید، نظراتتان را با قاطعیت بیان کنید، دیگران را حمایت کنید، فعال باشید و خوب لباس بپوشید.مثبت باشید و از پرداختن به شایعات خودداری کنید.کلید ساختن یک شبکه ارتباطی خوب این است که نسبت به همکاران جدید خود نگرش مثبت داشته باشید.مطمئنا در هر شغل و کسب و کار تازه ای که وارد میشوید یکسری شایعات و حواشی وجود دارد، این نکته خیلی اهمیت دارد که تا جایی که میتوانید از حواشی دوری کنید.شما چگونه شبکه سازی میکنید؟؟خوشحال میشم نظرات و تجربیاتتون رو درمیون بگذارید</description>
                <category>ho3inmoradi</category>
                <author>ho3inmoradi</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2020 16:42:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در پروژه های برنامه نویسی چگونه قرارداد بنویسیم؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ho3inmoradi/%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-higcyk52frmr</link>
                <description>توی این پست میخوام راجع به قرارداد توی پروژه های برنامه نویسی صحبت کنم چیزی که بیشتر بچه های فریلنسر این حوزه باهاش سر و کار دارن.توی قسمت های قبلی نوشته هام گفتم که یکی از دغدغه هام تشکیل رزومه بود ولی بحثی که اینجا مطرح میشه اینه که حالا ما رزومه سازی کردیم،تونستیم پروژه بگیریم، آیا نیازه برای پروژه هامون قرارداد بنویسیم؟اگه قرارداد نوشتیم توی این قرارداد چه چیز هایی رو باید ذکر کنیم؟خب حالا بریم سر اصل مطلب.به نظر بنده توی هر پروژه ای چه میخواد یه پروژه خیلی بزرگ باشه، چه میخواد یه پروژه ساده، چه برای آشنا میخواد انجام بشه یا برای غریبه باید(تاکید میکنم) باید قرارداد نوشته بشه.بخوام یه مورد رو مثال بزنم که برای خودم پیش اومده و شاید خیلی از دوستان اگه با همچین موردی برخورد میکردن، مثل من عمل میکردن این بود که یکی از آشناها چند وقت پیش برای کسب و کارش درخواست کرد که یک سایتی طراحی بشه.منم چون کار تقریبا میشه گفت ساده بود و کارفرما هم آشنا بود ترجیح دادم که قراردادی نوشته نشه و همون آشنایی به نوعی تضمین کار ما باشه.همین جا بود که بزرگترین اشتباه بنده انجام شد.بخوام مشکلاتی که ایجاد شد توی این پروژه رو بگم میتونم لیست زیر رو در نظر بگیرم:جدی نگرفتن پروژه توسط کارفرمامشخص نبودن دقیق خواسته کارفرما و این که کارفرما هیچ دید درستی از کار مد نظرش نداشتعدم پرداختی به موقع و بد قول بودنبه نتیجه نرسیدن پروژه و ناتمام ماندن آنقبل از این که بخوام ویژگی های یک قرارداد خوب رو بگم لازمه یه نکته رو توی پرانتز عرض کنم و اون این که کسی که کار فریلنسینگ رو برای خودش انتخاب کرده اگه نتونه قرارداد خوب تنظیم کنه مطمئنا به مشکل میخوره.خب به صورت کلی یه قرارداد خوب باید ویژگی های زیر رو داشته باشه:نام، اطلاعات تماس و تاریخقوانین برنامه نویساطلاعات در مورد نحوه پرداختزمان انجام پروژهمالکیتمحدودیت های مسئولیتشرایط خاتمه دادنجبران خساراتنحوه قرار گیری سورس کد ها در اختیار کارفرماموارد بالا مواردی کلی بودن و اگه بخوام یه متمم براشون بیان کنم اینه که:توی قرارداد باید تمام موارد مد نظر کارفرما، آپشن ها، نوع طراحی مد نظر و... لحاظ بشه.خوبی نوشتن قرارداد اینه که طرفین بهتر درک میکنند که کارشان چقدر جدی و مهم است.در مورد نحوه پرداخت به این صورت قید کنید که توی هر مرحله پروژه چقدر باید پرداخت انجام بشه و در صورتی که انتطارات برآورده نشد ادامه پروژه صورت نگیرد.توی قرارداد باید مرحله پشتیانی مشخص بشه.هیچ پروژه برنامه نویسی وجود ندارد که بدون باگ باشد، توی قرارداد بایستی این بند وجود داشته باشد که مقدار زمان مشخصی بعد تحویل پروژه برای رفع ایرادات احتمالی در نظر گرفته شود.یه نکته ای که وجود داره اینه که فریلنسر ها باید بدونن که کارمند کارفرما نیستن و کارفرما نباید اینجور خیال کنه که هر زمانی اراده کنه میتونه برنامه نویس رو در اختیار داشته باشه.حتما توی قرارداد ذکر کنید که مشکلاتی که وجود داره رو به صورت هفتگی ارسال کنه و اینجور نباشه که هر لحظه بخواد بتونه وقت برنامه نویس رو بگیره.به عنوان نکته پایانی باید بگم که این قیمت کار شما نیست که بقیه رو جذب میکنه بلکه این کیفیت کار شماست که باعث جذب میشه، پس اگه به کیفیت کارتون اطمینان دارید تحت هیچ شرایطی از مواضعتون پایین نیایید.در ادامه یکی از نمونه قرارداد ها رو پیوست میکنمخوشحال میشم نظرات و تجربیاتتون رو درمیون بذارید تا با هم بتونیم جامعه فریلنسینگ خوبی داشته باشیم </description>
                <category>ho3inmoradi</category>
                <author>ho3inmoradi</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2020 02:19:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان های من و برنامه نویسی!!!(قسمت سوم)</title>
                <link>https://virgool.io/blogfam/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-ovrlwhkkywmm</link>
                <description>سلامتوی قسمت قبلی تا اینجا پیش رفتیم که قرار شد برم با یه تیم برنامه نویسی کار کنم.رفتم.رفتم که بامدیر تیم صحبت کنم ولی اون روز نبودش.اون موقع حقیقتا فک میکردم بدشانسی آوردم که مدیر رو ندیدم.برگشتم خوابگاه و یه مقداری فک کردم به این جمعبندی رسیدم که بعد امتحانات مجدد یه سر برم به دفتر اون تیم.یه مدتی گذشت و کم کم تونستم نحوه جستجو توی اینترنت رو یاد بگیرم.شاید اگه کسی که برنامه نویسی بلد نباشه اصطلاح گشتن توی اینترنت رو بشنوه فک کنه دیوونه م با خودش بگه مگه گشتن توی اینترنت یادگیری میخواد؟؟ولی برنامه نویسا به خوبی میدونن که جواب این پرسش مثبته و باید بلد باشی که چجور دنبال خواسته هات توی اینترنت باشی.از داستان یه مقداری دور شدیم، کم کم متوجه شدم که طراحی سایت فقط HTML&amp;CSS نیست، فهمیدم فاجعه خیلی عمیق تر از این حرفاست.فهمیدم سایتی که طراحی میکنی باید ریسپانسیو (واکنشگرا) باشه، کاربری که میاد داخل سایتت باید احساس خوبی بکنه،سایتی که طراحی میکنی باید ظاهر مناسبی داشته باشه،فهمیدم کاربر خیلی با حالت انیمیشن سایت حال میکنه و این جور بود که دیوار توهم دانایی به یک باره فروریخت.شاید اگه به برنامه نویسی علاقه نداشتم خیلی زودتر از اینا دست از این کار میکشیدم،ولی بیخیال نشدم و همزمان با یه دوره خوب فارسی زبان با یوتیوب آشنا شدم.یوتیوب فوق العاده س،کسایی که استفاده کردن مطمینا حرفم رو تایید میکنن و کسایی که استفاده نکردن بهشون پیشنهاد میکنم حتما برن سراغش چون توی هر زمینه ای باشی، با هر سطحی میتونه خیلی بهت کمک کنه و باعث ایجاد خیلی تفاوت ها بشه.هر روز که میگذشت بیشتر به این نتیجه میرسیدم که توی دنیایی که تازه واردش شدم خیلی چیزا هستش که نیازه یاد بگیرم.همه اینا باعث شد هر روز اون توهم دانایی پایین تر بیاد و انگیزه من برای یادگیری بالاتر بره.توی تمام این مسیر همیشه این سوال برام بود که یه دولوپر فرانت اند که تازه شروع کرده چجور میتونه رزومه سازی کنه، یه کسی که با هیچ تیمی کار نکرده چجور میتونه به کارفرما ثابت کنه که میتونه این کار رو انجام بده.یه مدتی پناه بردم به اینستاگرام و میخواستم توی اینستاگرام پرسنال برندینگ انجام بدم ولی هرچی بیشتر میگذشت حس میکردم به غیر یه تعداد خیلی محدودی از دولوپر ها که واقعا توی کارشون خوب بودن بقیه به نوعی دارن از یه شبکه اجتماعی دیگه کپی و اونجا فروارد میکنن.بعد یه مدتی از اینستاگرام خسته شدم و کلا اومدم بیرون و با یه مقداری جستجو فهمیدم برای ایده گرفتن و آشنایی با کارای روز دنیا پینترست و دریبل خیلی خوبن.یه خیلی خوب داریم و یه خییعیلی خوب که این دوتا از نوع دوم هستن و به نوعی میتونن باعث گسترده شدن دید هر طراحی بشن.ولی باز هم بعد آشنایی با این دو دوست عزیز توی رزومه سازی مشکل داشتم.پس رفتم سمت بک اند و شروع به یادگیری php کردم و همزمان با اون هم قالب سایت طراحی کردم.قالب هایی که این بار مث قالب دیجی کالا که توی قسمت اول گفتم نبود و ایده هاشون رو از اونجا میگرفتم.خیلی لذت بخش بود وقتی که با استاندارد های جهانی کار میکردی.وقتی جهانی فک میکردی.الان میفهمم اگه از اینستاگرام نمیرفتم چجور میشد و شاید تا ابد محکوم به این میشدم که باید طرح های کپی رو میدیدم.هرچند، بودن دوستانی که توی اینستا واقعا کارشون درست بود و خیلی باهاشون حال میکردم ولی از این طرف هم تعداد دوستانی که مث اوایل خودم عینا کپی میکردن کم نبودن و همونا رو انتشار میدادن توی فضای مجازی.به هرحال گذشت و الان سوالی که برام هستش اینه که یه طراح حرفه ای دقیقا چه شبکه اجتماعی رو برای خودش انتخاب میکنه، نظر خودم پینترست و دریبل هستش ولی بقیه رو نمیدونم.ممنون میشم اگه آدرس دقیق اونا رو میدونید به من اطلاع بدید.خوشحال میشم تجربیاتتون توی مسیر طراحی،توی رزومه سازی و... رو زیر این پست بنویسید </description>
                <category>ho3inmoradi</category>
                <author>ho3inmoradi</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 20:41:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان های من و برنامه نویسی!!!(قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-ipb7wnmfvswv</link>
                <description>سلامتوی قسمت قبلی تا اینجا گفتم که با یه دوره آموزش برنامه نویسی به زبان فارسی شروع کردم.توی همون آموزش اشاره ای به سایت خیلی دوست داشتنی  W3SCHOOLS شد.به این سایت یه سری زدم ولی چون همون جور که گفتم یه مقداری پایه زبانم برای خوندن به صورت روان ضعیف بود ابتدا یه مقداری مشکل داشتم،ولی نمیدونم چرا با این سایت خیلی حال کردم و عزمم رو جزم کردم که با این سایت کارم رو ادامه بدم.اوایل یه جورایی فاجعه بار پیش میرفتم و گوگل ترنسلیت مهم ترین یارم تو این مسیر بود.به صورتی که مثلا توی هر پاراگراف تقریبا بالای 80 درصد کلمات رو معنی میکردم و با یه جمله بندی که نمیتونم بگم خیلی خوب اونا رو توی یه دفتر یادداشت میکردم.کم کم راه افتادم،دایره لغات تخصصی م افزایش پیدا کرد و خیلی دیگه به گوگل ترنسلیت سر نمیزدم.خلاصه HTML&amp;CSS رو با این سایت راه افتادم و فک نمیردم تا این حد بتونه کمکم کنه،به خصوص اون یادداشت هایی که برداشته بودم فوق االعاده بودن.این نکته رو باید بگم که سایتی که گفتم گواهینامه دوره صادر میکنه،اون زمان فک کنم 95 دلار بود که با دلار 3 هزار تومن چیزی حدود 1 میلیون میشد.توی فکر این بودم که هرجور شده این گواهینامه ها رو بگیرم ولی این فکر کردن من یه مقداری زیادی طول کشید و دلار به یکباره سیر صعودی خودش رو در پیش گرفت و من کم کم مجبور شدم که بیخیال گواهینامه این سایت بشم و خودم رو با این جمله قانع کنم که حالا مگه این گواهینامه ها اصن ارزشی دارن.هرکسی توی این حوزه اومده خیلی خوب میدونه یه توهم دانایی هستش که امیدوارم هیچکدومتون دچارش نشید.بعد گذروندن دوره هایی که گفتم همزمان با یه دوره زبان فارسی دیگه شروع به ریدیزاین صفحه اصلی سایت دیجی کالا کردم.اوایل کار از حق نگذریم داشتم کپی میکردم و هرکاری اون انجام میداد رو عینا انجام میدادم و همزمان با این کار این توهمه دانایی که گفتم داشت بزرگ و بزرگتر میشد.یه مقداری که از اون دوره گذشت دیگه خدایی کپی نمیکردم و خودم کد میزدم.گذشت و گذشت و با تمام شدن طراحی فوتر سایت کار طراحی و ریدیزاین سایت دیجی کالا هم تموم شد.اینجا بود که دیگه فک میکردم هر سایتی با هر امکاناتی رو بهم بدن میتونم طراحی کنم.یه آشنا که روابط زیادی رو داشت پیدا کردم و همون توهم من رو کشوند و رفتم پیشش.توی یه کافه دنج باهاش قرار گذاشتم و همدیگه رو دیدیم و کار رو نشونش دادم.طرف خودش برنامه نویس بود و اتفاقا از طراحی م خوشش اومد و این رو از کجا فهمیدم، از اینجا که من رو به یه تیم برنامه نویسی معرفی کرد.ادامه ماجرا باشه واسه قسمت بعدی...خوشحال میشم تجربیات خودتون رو زیر این پست بیان کنید...</description>
                <category>ho3inmoradi</category>
                <author>ho3inmoradi</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 23:38:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان های من و برنامه نویسی!!!(قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-vgbbwsc76xt5</link>
                <description>توی دانشگاه با برنامه نویسی آشنا شدم.ابتدای کار وسواس زیادی داشتم که چه حوزه ای رو انتخاب کنم،چون میدونستم هر یک از حوزه های برنامه نویسی اینقدر وسیع هستش که اگه تمام عمر توی یکی از این حوزه ها فعالیت کنم، سر آخر نتونم به صورت کامل ادعای تخصص کنم.به همین دلیل این فکر که چه حوزه ای رو انتخاب کنم حدود یکسالی فکر منو به خودش مشغول کرده بود.میدونستم برنامه نویسی کاریه که اگه بتونم توش حرفی واسه گفتن داشته باشم میتونم استقلال مالی چشمگیری داشته باشم.به همین دلیل یکی از وسواس های من این بود که حوزه ای رو انتخاب کنم که با بازار ایران سازگاری داشته باشه.بالاخره انتخابم رو انجام دادم و وارد حوزه وب شدم.حوزه ای که با توجه به بازار رو به رشد موبایل های هوشمند و احساس نیاز هر شغل به حضور در بازار اینترنتی باعث شده بود که به یک انتخاب ایده آل برای علاقه مندان به برنامه نویسی تبدیل بشه.به قول معروف،خان اول رو با صرف زمان زیادی پشت سر گذاشتم.دنبال منبع آموزشی رفتم.میدونستم برای حرفه ای شدن توی این حوزه نیازه زبان انگلیسی رو تا حد متوسطی خوب باشم.ولی در ابتدای کار در سطح خیلی پایینی از زبان انگلیسی بودم.به همین دلیل نمیتونستم منبع زبان اصلی رو دنبال کنم.یه جمله معروف هستش که میگه نگران مسیر نباشید، شما اقدام به حرکت کنید توی هرمرحله، مرحله بعدی خودش مشخص میشه.منم به این جمله عمل کردم و با یه دوره زبان فارسی کار رو شروع کردم...خوشحال میشم شما هم تجربیاتتون رو بگید...ادامه توی قسمت های بعدی...</description>
                <category>ho3inmoradi</category>
                <author>ho3inmoradi</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 16:35:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>