<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های homa.pourjam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@homa.pourjam</link>
        <description>نوشتن، عکس‌ها،‌ انتشار محتوای مفید و کمک کردن به دیگران را دوست دارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 08:23:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15812/avatar/JkVVWW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>homa.pourjam</title>
            <link>https://virgool.io/@homa.pourjam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه بازخورد یا فیدبک مثبت بدهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@homa.pourjam/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D8%AF%D8%A8%DA%A9-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-vsf6laq8tppj</link>
                <description>فیدبک مثبت؟! نه ممنون. ?ما حتی زمانی که سنی ازمون گذشته و دیگه کودک نیستیم، به فیدبک مثبت بهتر از فیدبک قابل بهبود (منفی) پاسخ می‌دیم. ??نظرسنجی گالوپ نشون می‌ده که بازخورد مثبت می‌تونه بر engagement کارکنان تاثیر داشته باشه. طبق این نظرسنجی 67 درصد از کارکنان وقتی که مدیرشون بر نقاط قوتشون تمرکز می‌کنه، engagement بالایی از خودشون نشون دادن. ?در کنار اینا بازخورد مثبت باعث ایجاد اعتماد و روحیه در بین کارکنان می‌شه که در راستای اون باعث بهبود عملکرد کلی سازمان می‌شه. ✅در صورتی که فیدبک مثبت به خوبی و سر جای خودش داده بشه باعث کاهش نرخ خروج کارکنان و حفظ طولانی مدت اون‌ها درون تیممون می‌شه. ?فیدبک مثبت دادن ممکنه به اندازه فیدبک قابل بهبود سخت باشه برای همین چند تا مثال براتون میارم:1- تو یه بازیکن تیمی خوب هستی.2- برای رسوندن پروژه سر وقت، انرژی و تایم بیشتری می‌ذاری.3- پروژه‌هایی که دستته رو با کیفیت بالایی ارائه می‌دی.4- زمانی که یه نفر از تیم جدا شد تو مسئولیت‌های اون رو تا مدتی که نیرو خوبی جذب کنیم انجام دادی.5- زمانی که دو تا تیم با هم تعارضاتی داشتن تو مسئولیت بهبود روابط رو برداشتی و باعث شدی اهداف مشترکمون بین دو تیم واضح‌تر بشه.6- وقتی یه سری هدف رو با هم تعیین کردی تا بهشون برسی فکر می‌کردم به سختی از پسش بربیای اما تونستی همه رو به نتیجه برسونی.7- با اینکه تازه وارد تیم ما شدی اما خیلی تاثیرگذار بودی.8- وقتی توی پروژه به بن بست رسیدیم خلاقانه به حل مسئله کمک کردی.9- من ازت خواستم یه راه حل خلاقانه پیدا کنی اما تو با سه تا راه حل برگشتی.10- زمانی که هم تیمی‌مون دچار سندروم Imposter شد موفقیت‌هاشو در پروژهای دیگه براش مرور کردی تا حس خوبی بگیره.11- وقتی هم‌تیمیمون یه فرهنگ مثبت در تیم ایجاد کرد ازش تشکر کردی چون این کار خیلی بزرگیه و به راحتی انجام نمی‌شه.12- متوجه شدم که در خونه از یکی از عزیزانت مراقبت می‌کنی اما با این حال عملکرد خوبی رو از خودت نشون دادی.⚠️ هشدار: هدف این نوشته این نیست که حتما فیدبک مثبت باید جای فیدبک قابل بهبود (منفی) رو بگیره. ⚠️منبع:https://www.betterup.com/blog/positive-feedback-examples   ?</description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 22:14:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی بازی موبایل !Leap on</title>
                <link>https://virgool.io/cafegame/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-leap-on-qkjpgnt51dcb</link>
                <description>ساخته‌ی Noodlecake Studios ژانر: Arcade (بی‌انتها-امتیازی)تک نفرهحجم: 35 MBسال پخش: 2017امتیاز:  4.1 در Play storeبا بیش از 500k دانلوددارای نسخه iosشما یک موجود سفید، گرد و بامزه با دو چشم هستید که باید با نگه داشتن و برداشتن انگشتتان از روی صفحه، دایره‌وار بچرخید و از منطقه‌های مشکی دوری کنید تا بتوانید هر بار رکورد بالاتری بزنید. در هر دور کاملی که خواهید زد، چندبرابرْکننده‌ی امتیازتان یا همان Multiplier یک عدد افزایش می‌یابد. با خوردن هر مدل از دایره‌های شفاف در بازی صاحب یک قابلیت خاص می‌شوید.این بازی برای کسانی که عاشق کل کل کردن بر سر امتیاز بالاتر با دیگران هستند بسیار مناسب است و در عین سادگی نکات جذابی دارد که با گرفتن امتیاز بیشتر در آن، خودشان را به شما نشان خواهند داد.فاکتورهایی که می‌توانید از آن‌ها برای رقابت با دوستان‌تان استفاده کنید شامل بالاترین امتیاز، دورترین پرش، بیشترین Multiplier یا بیشترین ستاره‌ است.لینک دانلود بازی از Play storeلینک دانلود بازی از App storeامیدوارم لذت ببرید.</description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Mon, 15 Feb 2021 17:02:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد چیست و انتقاد به چه شکلی سودمند است؟</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yrfo8lkty9y8</link>
                <description>برداشتی شخصی و خلاصه‌ای از بخش «تعریف نقد»فصل اول کتاب «نقد عکس» نوشته‌ی «تری برت» ترجمه «اسماعیل عباسی» و «کاوه میرعباسی»هما پورجمبه عقیده‌ی برت«در زبان منتقدان هنر، انتقاد به اموری دامنه‌دارتر از داوری صرف دلالت دارد.»یعنی در مقام یک منتقد نباید فقط گفت «اثری خوب است یا بد»، «بهتر است این فیلم را دید تا آن فیلم» یا مثلا «این عکس شایسته رتبه‌ي اول در مقایسه با آن عکس نبود».موریس وایتس، زیبایی شناس علاقه‌مند به هنر، نقد را چنین تعریف می‌کند:«شکلی از سخن گفتن سنجیده درباره اثر هنری. استفاده از زبانی که برای آسان ساختن و وسعت دادن به درک هنر طراحی شده است».پس این گونه است که هر نوشته‌ی بی‌پایه و اساسی درباره هنر، نقد به حساب نمی‌آید. وایتس با مطالعه‌ی تمامی نقدهای نوشته شده درباره هملت به این نتیجه رسید که منتقدان با توصیف، تفسیر و ارزیابی و یا نظریه پردازی درباره‌ی یک اثر می‌توانند آن را نقد کنند و ارزیابی و داوری الزاما بخش ضروریِ نقد نیست.رویکردی که شلدهال، نقاد حرفه‌ای هنری، در مواجهه با یک اثر دارد سبب می‌شود دست کم عده‌ای پس از خواندن نقد، تشویق به پیگیری آن اثر یا به طور کلی آن هنر شوند و این امر باعث بازتر شدن دید مخاطب نسبت به آثار، تشخیص کار قوی از ضعیف و شکل‌گیری سلیقه‌ی هنری‌اش می‌شود؛ وگرنه گفتنِ «وقتتان را با دیدن این مجموعه عکس تلف نکنید» یا «فلان فیلم ماقبل بد است» کار دشواری به نظر نمی‌آید. همانطور که مایکل فِین‌گولد، منتقد تئاتر نشریه ویلیج ویس می‌گوید:«ارزیابی مثبت و مستدل به مراتب از انتقاد تند و بی‌پایه دشوارتر است.»شلدهال برای آن که بتواند با نقدش تاثیر مثبتی بر خواننده داشته باشد وقتی از کاری خوشش نمی‌آید از خودش می‌پرسد:«اگر من می‌خواستم این اثر را به وجود بیاورم،‌ چه می‌کردم؟»، «اگر این اثر مورد پسندم بود، از چه چیزش خوشم می‌آمد؟»، «چگونه آدمی(یعنی یک آدم با چه نوع شخصیت و سلیقه‌ای) می‌تواند طرفدار چنین اثری باشد؟»به نظر شما هم انسان از خواندن پاسخ این سوالات بیشتر لذت می‌برد و الهام می‌گیرد تا خواندن دلایل بد بودن یک اثر؟اَبیگِیل سُولُمُون – گودو، که اغلب درباره عکاسی قلم می‌زند، می‌گوید:«در مواردی که کاملا روشن است اثری بی‌ارزش است باید بی‌ارزشش خواند، اما به نظر من طرح پرسش‌هایی درباره مفهوم اثر سودمندتر از پرسش‌هایی درباره زیبایی شناسی آن است.»یعنی ابیگیل ما را به این سمت سوق می‌دهد که حتی اگر اثری واقعا بد است، ما باز هم با فکر کردن به اینکه سازنده قصد داشته چه مفهومی را برساند و بسط دادن آن مفهوم برای خودمان می‌توانیم از وقتی که صرف کردیم به شکل مفیدی استفاده کنیم.هَری برودی، فیلسوفی که به آموزش زیبایی شناسی می‌پردازد،‌ معتقد است«نقد، تلاشِ بی‌روحِ فکر نیست.»یعنی احساس منتقد به یک اثر، قطعا در نقدش دخیل خواهد بود زیرا که «اندیشه و احساس، اجزائی ضروری هستند که الزاما در هم می‌آمیزند تا به درک و ارزیابی منجر شوند» و این چیزی است که برودی آن را «برخورد روشنگر» می‌نامد؛ که باعث فهم و شناخت کامل‌تر اثر خواهد شد؛ و می‌تواند در نهایت به ارزیابی مثبت یا نفی آگاهانه آن منجر شود. پس نقد باید به گونه‌ای باشد که گره‌ای بگشاید،‌ راهی باز کند یا حداقل نوری بتاباند. درست همانطور که برودی گفت، نقد باید برخوردی روشنگر باشد.</description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 18:40:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از ملاقات اتفاقی دوئین مایکلز به مقصدی بهتر</title>
                <link>https://virgool.io/@homa.pourjam/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-drxg8ys42tkr</link>
                <description>Duane Michals مجموعه «ملاقات اتفاقی» (Chance Meeting) اثر «دوئین مایکلز» ساکن پنسیلوانیای آمریکا، مجموعه‌ای روایی سریالی است. یعنی عکس‌ها دارای توالی زمانی هستند و کنار یکدیگر داستانی را روایت می‌کنند.مجموعه‌های روایی معمولا دارای سه مرحله‌ي ‌آغاز، که به معرفی مکان، زمان و شخصیت‌ها می‌پردازد، گره‌افکنی، که مسئله‌ای است که طرح آن موجب شده عکاس اقدام به تهیه‌ي آن مجموعه کند و در پایان، مرحله‌ی گره‌گشایی هستند.دوئین مایکلز که عکاس سرشناسی در زمینه مجموعه‌های روایی است؛ ملاقات اتفاقی را در سال ۱۹۷۰ هنگامی که ۳۸ سال داشته با استفاده از چاپ ژلاتین نقره ثبت‌کرده‌است.این مجموعه در اولین نمایشگاه انفرادی وی در موزه هنرهای مدرن نیویورک نیز به نمایش گذاشته‌‌شده‌است.اکثر کارهای روایی مایکلز کارگردانی و برنامه ریزی شده‌اند و این امکان را به مخاطب می‌دهند که برداشت شخصی خودش را از هر مجموعه داشته باشد. به گونه‌ای که بیننده را وادار به پرسش‌گری و نفوذ به لایه‌های درونی خویش و حتی تصویر مقابلش می‌کنند.در ملاقات اتفاقی شاهد حرکت مخالف دو مرد با استایلی تقریبا مشابه در یک کوچه کثیف که ساختمان‌های بلندی دارد هستیم. با توجه به پوشش آن دو به نظر روز نسبتا سرد و معمولی‌ای می‌آید. انگار که قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد. اما در عکس دوم شاهد گردش نگاه یکی از مردها خواهیم‌بود که نمود گره‌افکنی در داستان است. نگاه تا آخرین لحظه‌ی حضور مرد در عکس‌ها ادامه‌ می‌یابد و در عکس آخر می‌بینیم که مرد دوم نیز سرش را برگردانده‌است.این یکی از خصوصیت‌های کارهای مایکلز است. گره‌افکنی بدون آنکه گره‌گشایی‌ای در کار باشد. او فکرها و تصوراتش را در عکس‌ها پیاده می‌کند اما به صورت تمام و کمال تفسیر و نتیجه‌گیری را به عهده‌ی مخاطب می‌گذارد. در این مجموعه سیاه و سفید بودن نیز به کمک هدف عکاس آمده زیرا که رنگ‌ها خود به تنهایی می‌توانند روی برداشتی که از تصویرها می‌شود تاثیرگذار باشند.مرد عینکی چه چیزی در شخص مقابلش دیده‌است؟ آیا او را یاد کسی انداخته؟ چهره یا تیپش به نظر او جذاب آمده؟ یا اصلا شباهت بینشان باعث شده از نگاه کردن دست برندارد؟ همه چیز مرموز و در هاله‌ای از ابهام است.عکاس به خوبی با استفاده از سرعت شاتر مناسب که منجر به تاری خفیفی در حرکت سوژه‌ها شده‌است توانسته لحظه و گذر آن به تصویر بکشد چیزی که در زندگیمان کمتر متوجه آن هستیم.عکاسی از زاویه دید چشم انسان (Eye Level)، عدم استفاده از نور مصنوعی و تغییر نکردن کادربندی عکس باعث شده که ذهن و چشم بیننده به سمت دیگری جز سوژه پرت نشود و همچنین بهره‌گیری از لنز واید، انتخاب کادر افقی و داشتن عمق میدان زیاد به منظور نشان دادن کامل فضا، او را مطمئن می‌کند که این یک صحنه واقعی و اتفاقی معمولی است و تنها نکته به خصوص آن، نگاه آن دو مرد است که دوئین به خوبی آن را در یک سوم عمودی و میانی کادر قرار داده تا بر آن تاکید دوباره‌ای کرده باشد.نبود سایه و نور خورشید، خلوت بودن کوچه و حالت چهره‌ی دو مرد جوی استرس‌زا به وجود آورده‌ و حس تنهایی و خستگی سوژه‌ها را پررنگ‌تر می‌کند. گویی تلخی خاصی بر صحنه حاکم شده‌است.در آخر این مجموعه به نظر شما چه می‌گوید؟ برای شما چه پیامی را به همراه دارد؟برخی معتقدند از آنجایی که مایکلز هم‌جنس‌گراست و دو مرد محوریت این مجموعه را تشکیل می‌دهند می‌تواند مضمونی احساسی داشته‌باشد اما بر اعتقاد من ملاقات اتفاقی لحظه‌ایست که کسی توانسته در معمولی ترین روز زندگی‌اش به ناگاه خود را در دیگری بیابد. مثل اینکه در ذهنش تکرار ‌شود:«اگر من جای این آدم بودم چه؟» شاید به خاطر یک شباهت ظاهری در صورت، در لباس یا حتی در رفتار. مردی که پشتش به دوربین است انگار حالتی منزوی و در خود فرو رفته دارد. دست‌هایش در جیب‌هایش هستند و تا لحظه‌ آخر سرش را برای نگاه متقابل برنمی‌گرداند. در عکس پنجم مردِ اول دستش به نشانه‌ی تفکر روی چانه‌اش می‌رود:«اگر همان گونه که قبلا بودم می‌ماندم چه؟ اگر مسیرم را عوض نمی‌کردم؟» و این آغاز راه جدیدیست به مقصدی بهتر.منابع:wikipedia.org - artnet.com - nytimes.com - archive.is - artblart.com - dcmooregallery.com - collections.vam.ac.ukنقد عکس، تری برت - مجموعه عکس چیست، اسماعیل عباسی - معماری عکاسی، بهزاد صحتیگردآوری و تألیف:‌ هما پورجم</description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Sun, 08 Nov 2020 22:18:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مانیفست زندگی هنرمند</title>
                <link>https://virgool.io/@homa.pourjam/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%81%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-qgrpeuqlqj4w</link>
                <description>همه‌ی ما یک هنرمند درون داریم که خوب است راهش را به بیرون باز کنیم.مارینا آبرامووچ، متولد ۳۰ نوامبر ۱۹۴۶، هنرمند معاصر هنر اجراست. در پایان زندگی‌نامه‌اش، کتابِ عبور از دیوارها، ترجمه‌ی سحر دولتشاهی، مانیفست او راجع به زندگی هنرمند آمده است که آن را برایتان خواندم و می‌توانید از اینجا دانلود کرده و گوش بدهید. در ادامه برداشت شخصی‌ام را از برخی جملاتش نوشته‌ام.هنرمند نباید برای خود یا بازار آثار هنری توافقی حاصل کند.اثر هنری قیمت ندارد و نمی‌‌توان گفت مثلا فلان نقاشی‌ها به این قیمتِ خاص فروخته می‌شوند.هنرمند نباید عاشق هنرمندی دیگر شود.به دلیلِ‌ حس رقابتی که بین آنها است و قابلیت مسموم کردن رابطه را دارد؛ مخصوصا اگر یکی بیشتر از دیگری دیده شود.هنرمند باید دیدگاهی شهوانی نسبت به دنیا داشته باشد.هنرمند باید در دنیا و اتفاقات اطرافش دقت بسیاری کند تا آثار شایسته‌ای بسازد. باید تشنه‌ی کشف کردن و ایده گرفتن باشد.هنرمند نباید در برابر زندگی‌اش خویشتن داری کند.هنرمند باید در مورد کارش کاملاً خویشتن داری کند.زندگی هنرمند‌ها الهام بخش و تعریف شدنیست اما در مورد کار باید خویشتن داری کند زیرا که نباید غرور او جلوی خلق اثرهایی بهتر را بگیرد.هنرمند باید در آن واحد دهنده و دریافت کننده باشد.شفافیت یعنی پذیرش.شفافیت یعنی بخشش.شفافیت یعنی دریافت.وقتی همزمان دهنده و دریافت کننده هستی یعنی شفافی. شیشه نور را می‌گیرد و از خودش برای دیگران عبور می‌دهد‌. شفافیت یعنی پذیرای همه چیز هستی. یعنی می‌توانی به دیگران ببخشی و از همه چیز دریافتی داشته باشی.گاهی پیدا کردن کلید دشوار است.هر هنرمند زبان خودش را دارد و اگر پیگیر آثار او باشی سبکش، نمادهایش، عناصر درونش و به واسطه‌ی این‌ها هدفش را خواهی فهمید.هنرمند باید سکوت را درک کند.هنرمند باید فضایی برای ورود سکوت به آثارش به وجود آورد.هنرمند باید مدت‌های طولانی تنها باشد.هنرمند باید مدت طولانی کنار آبشار باشد.سکوت کردن، تنها بودن، نگاه کردن در سکوت، همه‌ی این‌ها موجب رسیدن به عمق انرژی خود و اطرافت است. انرژی‌ها الهام بخشند و خلاقیت آور. اثر هنرمند باید مخاطب را به سکوت برساند و چرخه‌ی دریافت و انرژی را در او شکل دهد.هنرمند تنها زمانی باید در زندگی و کار کاوش کند که یک ایده به شکل خواب یا در طول روز به شکل الهام به ذهنش می‌آید و غافلگیرش می‌کند.این کار ریشه‌ی ایده را برای بسط دادن و بررسی کردنش مشخص می‌کند تا حاصل کار بهتر شود.هنرمند نباید زیاد از حد اثر خلق کند.هنرمند نباید آلودگی هنری ایجاد کند.زیاد از حد شدن با افت اصالت و کیفیت همراه است.آلودگی هنری را می‌توان به خیلی چیزها ربط داد. مثلا اگر هنرمندی در آثارش تقلب کند و بگوید کل کار و ایده از آن اوست، آلودگی هنری است.هنرمند باید بیشترین میزان از کمترین را داشته باشد.شناخت نیاز و داشتنِ بهترین. بهترین نه به معنای گران‌ترین بلکه کاربردی ترین.امیدوارم لذت برده باشید. شما هم برداشت‌های خودتون رو بنویسید. </description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Sat, 16 May 2020 18:42:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی نامه‌ی زهرا نعمتی، قهرمان معاصر ملی</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%DB%8C-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D9%85%D9%84%DB%8C-z32vreiyv9ew</link>
                <description>زهرا نعمتی، زاده‌ی ۱۰ اردیبهشت  ۱۳۶۴ در کرمان و عضو تیم‌ملی تیراندازی با کمان بانوان معلول ایران ، نخستین زن در تاریخ ورزش ایران است که موفق به کسب مدال طلا در سطح بازی‌های جهانی المپیک و پارالمپیک شده‌است.رشته‌ی ورزشی‌اش از ۱۲ تا ۱۸ سالگی تکواندو بود که یک سانحه رانندگی باعث شد علاوه بر تحصیلش در رشته‌ی گیاه پزشکی در دانشگاه، تکواندو را نیز نتواند ادامه دهد. به گفته‌ی خودش تکواندو ورزشیست که بیشتر با پاها سر و کار دارد و از دست دادنشان مثل از دست دادن دست‌ها برای یک پیانیست است.در ۲۱ سالگی برخلاف اشتیاقش به ورزش‌های گروهی به خاطر کمبود امکانات در کرمان به تیراندازی با کمان علاقه‌مند شد و می‌گوید ضایعه‌ي نخاعی‌ انگیزه‌اش را برای قهرمانی بیشتر کرد زیرا خدا به او فرصت دوباره زیستن داده بود. وی هم اکنون رتبه‌ی نهم جهانی در رشته‌ی خود را داراست و افتخارات زیادی برای ایران و مردمش به ارمغان آورده است. او حتی پیشنهاد جمهوری آذربایجان مبنی بر دریافت ۳۰۰ هزار دلار، یک خانه، یک خودرو،‌ حقوق مادام‌العمر ماهیانه پنج هزار دلار و شهروندی آن کشور را رد کرد و گفت پرچم ایران را ترجیح می‌دهد.زندگی مشترکش را با رهام شهابی پور در سال ۱۳۹۱ آغاز کرد اما چند سال بعد با ماجرای ممنوع‌الخروج شدنش توسط همسر بعد از پاراالمپیک ریو ۲۰۱۶ به طلاق انجامید.گرفتن جایزه‌ی اسپورت آکورد در سال ۱۳۹۲ برای برترین ورزشکار پاراالمپیکی، ثابت می‌کند که او زنی بسیار موفق و الهام بخش‌است و توانسته به آرزوهایش برسد. او می‌گوید:«خیلی وقت ها پیش می‌آید که انگیزه را برای ادامه از دست می‌دهم؛ به خاطر سختی‌های کار، ناملایمت‌ها، نبود امکانات و شاید بی مهری‌ها.» اما بارها نشان داده‌است که دوباره بلند شده و برای سرزمینش مدال‌های ارزشمندی کسب کرده‌است.نعمتی درباره‌ی اتفاقی که در بازی‌های آسیایی جاکارتا افتاد و او از رقابت باز ماند می‌گوید:«من ابتدا خودم مسئولیت را به گردن گرفتم چون دوست نداشتم تیم وارد حاشیه شود. پسران تیم ما سری قبل قهرمان شده بودند و ما می‌خواستیم این بار دخترانمان قهرمان شوند. مربی‌ام زحمات زیادی برای من کشید اما در برنامه ریزی اشتباه کرد. همه به خاطر دو بردی که من داشتم و برای اولین بار اتفاق می‌افتاد هیجان زده و خوشحال بودند و این باعث شد نتوانند درست برنامه را چک کنند. او همیشه وسواس داشت و مرا نیم ساعت قبل از هر مسابقه آماده می‌کرد و این اشتباه عجیب و نادر از ایشان بعید بود.»او در سال ۱۳۹۸ در مصاحبه‌ای با دانشگاه الزهرا که در آن مشغول به تحصیل شده است ریتم زندگی‌اش را اینگونه توصیف کرده: ۸ ساعت در روز تمرینات تخصصی تیر و کمان و ۲ ساعت در روز بدنسازی. او می‌گوید:«به دست آوردن هر چیزی بهایی دارد و داشتن یک زندگی ورزشی فقط مشمول هزینه‌‌ی مادی نیست و من به شخصه بابت دوری از خانواده بهای زیادی می‌پردازم. جدای از این و همه‌ی خستگی‌ها، گذشتن از همه تفریحات و داشتن یک زندگی معمولی مواردی هست که یک ورزشکار حرفه‌ای باید آن را بپذیرد.»دغدغه‌ی کنونی‌ او وضعیت پس از دوران قهرمانیست و می‌گوید دوست دارد مربی‌گری کند گرچه می‌داند خیلی سخت است و آکادمی‌ای تاسیس کند که معلولان در آن دعوت به همکاری شوند.زهرا نعمتی برای اولین بار در تاریخ المپیک در سال ۲۰۱۶ به عنوان یک بانوی معلول مسلمان، پرچم‌دار کاروان المپیک یک کشور یعنی ایران شد. وی همچنین در سال ۲۰۱۹ برای اولین مرتبه در تاریخ کشورمان موفق به دریافت تقدیرنامه‌ی جنبش المپیک در راستای ترویج ارزش‌های آن شد.افتخارات و دستاورد‌های وی به شرح زیر است:· دو مدال طلا و یک مدال برنز در پاراالمپیک‌های لندن و ریو· سه مدال طلا در مسابقات جهانی ایتالیا و تایلند· مدال طلای مسابقات آسیایی در کره جنوبی· بهترین ورزشکار آسیایی ۲۰۱۳· بهترین ورزشکار دنیا در سال ۲۰۱۳و در آخر او معتقد است که معلولیت یک ویژگیست. درست مثل قد بلند بودن و آرزو دارد که معلولان خانه نشین نباشند.به امید فراهم شدن بستری مناسب‌تر برای حضور هر چه بیشتر جامعه‌ی معلولین در کشور.منابع:۱- fa.wikipedia.org ۲- ucan.win ۳- instagram.com/zahra_nemati_ir ۴- worldarchery.org ۵- student.alzahra.ac.ir ۶- medal1.com ۷- photokade.com ۸- mashreghnews.ir ۹- برنامه‌ي خندوانه ۱۰- برنامه‌ی دورهمی ۱۱- برنامه‌ی فرمول یک</description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2020 08:31:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بسته‌ی اینترنت مناسب خودمان را پیدا کنیم؟ (همراه اول و ایرانسل)</title>
                <link>https://virgool.io/@homa.pourjam/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%84-frivw1e8up8o</link>
                <description>    ما تصمیم گرفتیم این محتوا رو تولید کنیم چون همیشه وقتی خودم می‌خواستم اینترنت بخرم می‌موندم کودوم بسته رو بخرم و کودومش به صرفه‌تره برای همین اومدم تموم بررسی‌های این مدتم رو بهتون بگم که اگه شما هم این مشکل رو دارید حل بشه.    مطالبی که در قالب نقل قول ارائه شده با توضیحات بیشتر و کاربردی، همراه با عکس در این ویدیو موجوده، پس اگر دوست دارید، به جای خوندنشون می‌تونید ویدیو رو تماشا کنید.    در این پست فقط تمام بسته‌های اینترنتی که در اپلیکیشن‌های اختصاصی ایرانسل و همراه اول (یعنی «همراه من» و «MyIrancell») بود بررسی شده، پس قطعا بسته‌های دیگری هست که با کدها یا از سایت‌هاشون قابل خریداریست.    در تمام بسته‌ها محاسبه شده که ما به ازای هر گیگ چقدر پول می‌دهیم. اگر حجم بسته به مگابایت بود، اول قیمت بسته را به ازای هر مگابایت حساب می‌کنیم (یعنی همان قیمت بسته تقسیم بر حجم) سپس عدد به دست آمده را که در ۱۰۲۴ ضرب کنیم (چون هر گیگ ۱۰۲۴ مگابایت است) قیمت هر گیگ را خواهیم داشت.    چرا باید چنین چیزی را محاسبه کنیم؟ چون منطقیست که بین یک بسته شکلات سه تایی که ۹۰۰۰ تومان و یک بسته شکلات شش تایی که ۱۲۰۰۰ تومان است، بسته‌ی دوم را بخریم زیرا به ازای هر شکلات پول کمتری داده‌ایم. پس بسته‌ی اینترنتی به صرفه‌تر است که قیمت به ازای هر گیگ آن کمتر باشد.    طی این محاسبات متوجه می‌شویم که وقتی مدت زمان چند بسته یکسان است،‌ به صرفه‌ترین آنها بسته‌ای است که قیمت و حجم بیشتری دارد. دقت کنید که هر بسته‌ باید با بسته‌های همان بازه‌ی زمانی خودش مقایسه شود. (اگر کامل متوجه نشدید حتما ویدیو رو تماشا کنید.)    در جدول‌های شماره ۱ تا ۷ تمام بسته‌های معمولی‌ هر دو اپراتور به تفکیک بر اساس قیمت به ازای هر گیگ (از کم به زیاد) مرتب شده. ‌ قیمت‌ها به هزارتومان است یعنی به عنوان مثال ۱۰.۴ معادل ده هزار و چهارصد تومان است. کافیست دو تا صفر آخر عدد گذاشته و ممیز را بردارید یا اگر ممیز ندارد سه تا صفر بگذارید. ‌‌همچنین در زدن قیمت‌ها ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده محاسبه نشده زیرا تغییری در جایگاه بسته‌ها در جدول ایجاد نمی‌کند. هدیه‌ی بسته‌ها نیز به دلیل داشتن بازه‌ی زمانی خاص برای مصرف آن هدیه در نظر گرفته نشده و البته به نظر من میزان قابل توجهی نیست و از ۱.۵ گیگ تجاوز نمی‌کند.جدول شماره ۱جدول شماره ۲جدول شماره ۳جدول شماره ۴جدول شماره ۵جدول شماره ۶جدول شماره ۷    هفت جدول بعدی نیز همان بسته‌هاست اما این بار به ترتیب میزان گیگی که در هر ماه با خرید آن بسته به شما تعلق می‌گیرد، به این منظور که با دانستن حجم مصرفی‌تان در ماه و مقایسه‌ای ساده بتوانید بهترین بسته‌ی مناسب خودتان را تهیه کنید.    شخصی را فرض کنید که در ماه فقط به ۲ گیگ اینترنت نیاز داشته باشد، پس به نفعش نیست پول زیادی بابت به صرفه‌ترین بسته ممکن بدهد و در نهایت مقدار زیادی از حجمش باقی بماند و پولش نیز هدر برود.    روش استفاده از این سری جدول‌ها به این صورت است که در ستون گیگ بر ماه به دنبال عددی که به میزان مصرف شما در ماه نزدیک است می‌گردید و به صرفه‌ترین بسته که همان بسته‌ای است که قیمت به ازای هر گیگش کمتر است را انتخاب می‌کنید. نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید اینست که اگر میزان مصرفتان از ردیف یک جدولی که بر اساس قیمت به ازای هر گیگ مرتب شده بیشتر است، بهترین گزینه برای شما همان بسته‌ی اول است. (دلیلش را در ویدیو توضیح داده‌ام.)جدول شماره ۸جدول شماره ۹جدول شماره ۱۰جدول شماره ۱۱جدول شماره ۱۲جدول شماره ۱۳جدول شماره ۱۴    جدول شماره‌ی ۱۵ و ۱۶ هم نشان می‌دهد که در هر بازه‌ی زمانی به صرفه‌ترین بسته‌ای که می‌تونید بخرید چیست.جدول شماره ۱۵جدول شماره ۱۶    سه جدول آخر بسته‌هاییست که دارای محدوده‌ی زمانی خاصی هستند که به همین دلیل ظاهرا به صرفه‌ترین بسته‌های موجودند.    همراه اول نیز بسته‌های نامحدود دارد اما همانطور که اشاره کردم اینجا فقط بسته‌هایی که در برنامه‌های موبایل آنها بود ارائه شده است.    اگر قصد خرید همزمان یک بسته‌ی عادی و یک بسته‌ی نامحدود را دارید، در گوگل جست و جو کنید تا ببینید برای اپراتور شما این امکان هست یا خیر و اگر هست به چه صورتیست.جدول شماره ۱۷جدول شماره ۱۸جدول شماره ۱۹    نکته‌ای راجع به بسته های نامحدود هست که ویژگی‌ای دارند تحت عنوان میزان مصرف منصفانه، یعنی نمی‌توانید بسته‌ی نامحدودی بخرید و به راحتی هزاران گیگ دانلود کنید. هر بسته‌ی نامحدود حد مصرفی دارد که اگر بیشتر از آن استفاده کنید دچار کاهش سرعت می‌شوید. (با مراجعه به سایت‌‌های اپراتورها می‌توانید حد مصرف بسته‌ی نامحدود مورد نظرتان را بدست بیاورید.)    اگر اپراتور شما رایتل است در این پست اینستاگرام امیرحسین رضازاده می‌توانید تمام بسته‌ها‌ی اینترنتی را، مرتب شده بر اساس قیمت به ازای هر گیگ، ببینید.    با تشکر از همکاری صمیمانه‌ی حسام مطوری عزیز در ساختن جدول‌ها، ویدیو و کمک فکری برای تهیه‌ی این مطالب.    و در آخر اگر سوالی بود خوشحال می‌شم کمکتون کنم. </description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 00:24:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلیپ هالسمن که بود و چه کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%BE-%D9%87%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%85%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-afbqxakplhxp</link>
                <description>    فیلیپ هالسمن (زاده‌ی ۱۹۰۶، ریگا، پایتخت لتونی و درگذشته‌ی ۱۹۷۹، نیویورک) که نام او با عکاسی «پرتره» گره خورده است از پدری دندانپزشک و مادری که مدیر دانشکده‌ی دستور زبان بود، متولد شد. علاقه‌اش را به عکاسی در پانزده سالگی با عکاسی از دوستان و خانواده‌اش آشکار ساخت. دوره دبیرستان را در حالی که به زبان‌های یونانی، لاتین، فرانسه، آلمانی و روسی آشنایی داشت، فارغ‌التحصیل شد و در رشته مهندسی برق دانشگاه «دِرِسدِن» آلمان شروع به تحصیل کرد. چیزی به پایان دانشگاهش نمانده بود که تصمیم گرفت برخلاف میل مادرش مهندسی را کنار بگذارد و به عکاسی بپردازد. همچنین استاد ریاضی‌اش به او گفته بود:«چند ماه دیگر می‌‌توانی مدرک مهندسی‌ات را بگیری ولی می‌خواهی عکاس شوی!»    سپتامبر ۱۹۲۸ حادثه‌ای در کوهستان آلپ رخ داد که منجر به مرگ پدرش شد و با این که هیچ شاهدی وجود نداشت یک دادگاه اتریشی او را به اتهام پدرکشی به ۱۰ سال حبس محکوم کرد. افراد مشهوری همچون «آلبرت انیشتین» به رای دادگاه اعتراض کردند که در آخر باعث شد در سال ۱۹۳۱ از زندان، به شرط آن که دیگر هیچ وقت به اتریش بازنگردد، آزاد شود. او به فرانسه رفت و به عکاسی برای مجلات روی آورد اما پس از حمله آلمان به فرانسه، ‌با کمک انیشتین که از دوستان خانوادگیِ‌شان نیز بود، نام هالسمن در لیست اسامی‌ هنرمندان و دانشمندانی که امنیت جانی نداشتند و ایالات متحده به آنها روادید اضطراری اعطا می‌کرد قرار گرفت و توانست در نیویورک ساکن شود. سه ماه بعد کاری در دفتر نمایندگی عکاسیِ «بلک استار» با حقوق ماهی ۴۰ دلار را پذیرفت و کارش را با عکس «کوینا فورد» در مقابل یک پرچم آمریکایی آغاز کرد و که باعث شهرت او شد. این عکس را بعد‌ها «الیزابت آردن» خریداری کرد.    او به عنوان ممتازترین و معتبرترین عکاس در زمینه فوتوژورنالیسم که در واقع حرفه‌ جدیدی در آن زمان بود، منصوب شد و شهرتش بالا گرفت به نحوی که هالسمن ۱۰۱ جلد برای مجله‌ی «لایف» عکاسی کرد. همچنین در سال ۱۹۵۸ مجله‌ی «پاپیولار فتوگرافی» طی نظرسنجی‌ای از خوانندگانش، هالسمن را جزو ۱۰ عکاس برجسته جهان به شمار آورد و انجمن آمریکایی عکاسان مجلات در سال ۱۹۷۵، جایزه یک عمر فعالیت و تلاش در هنر عکاسی را به هالسمن داد. امروزه او را با عکس مشهورش از «سالوادور دالی» نقاش اسپانیایی و پرتره‌ی بی‌نظیرش از انیشتین به یاد می‌آورند.    هالسمن در اتوبیوگرافی دالی خوانده بود که او حتی زندگی پیش از تولد را هم به یاد می‌آورد. بنابراین به او مراجعه کرد و برای این قسمت از زندگی‌ نامه‌اش پیشنهاد چاپ یک تصویر را مطرح کرد که نمایشگر عکس خود دالی در یک تخم مرغ باشد. این آغاز همکاری‌های سی ساله میان هالسمن و دالی بود.    نمایشگاهی در سال ۱۹۴۸ از سوی دالی برگزار شد که در آن مهم‌ترین اثری که به نمایش گذاشته شده بود «Leda Atomica» نام داشت و به طور کامل در فضایی معلق در هوا کشیده شده بود. وقتی هالسمن علت این اسم را پرسید او پاسخ داد:«در یک اتم همه چیز شناور است. پس برای این‌ که در عصر اتم بهترین نقاش بود باید همه چیز را معلق تصویر کرد.» فردای آن روز هالسمن با او تماس گرفت و به او گفت که تصمیم گرفته عکسی از او بگیرد که در آن همه چیز شناور باشد و نام آن را «Dali Atomicus» می‌گذارد. دالی موافقت کرد و ایده‌ای داد که اردکی را با دینامیت منفجر کنیم و از آن لحظه عکس بگیریم ولی هالسمن گفت:«اینجا آمریکا است و ممکن است به زندان بیفتیم.»    هالسمن هر بار تا ۴ می‌شمرد؛ با شماره‌ی یک همسرش صندلی را در هوا نگه می‌داشت، با شماره‌ی دو دستیارش آب را به هوا می ریخت، با شماره‌ی سه یکی دیگر از دستیاران گربه‌ها را از سمت راست پرتاب می‌کرد و در نهایت با شماره‌ی چهار سالوادور دالی به هوا می‌پرید و در یک لحظه عکس ثبت می‌شد. به همین ترتیب پس از ۲۸ فریم عکس دل‌خواه هالسمن گرفته شد. اما تنها کاری که دالی انجام داده است پریدن نبود؛ بلکه روی تابلو رو به رویش که در تصویر خالیست پس از چاپ عکس برایش نقاشی کشید. یکی از دخترهای هالسمن در این باره میگوید:«وظیفه من این بود که گربه ها را بگیرم و در حمام خشکشان کنم. پدر هر بار برای ظهور و چاپ عکس به تاریک خانه در طبقه پایین می‌رفت. ۲۷ بار آب ریختن،‌ گربه پرت کردن و خشک کردن.»    او عاشق این بود که سوژه‌هایش را بپراند. عقیده داشت که وقتی انسانی معروف در مقابل دوربین می‌پرد، چون حواسش جمع پریدن است، نقاب همیشگی صورتش کنار می‌رود و ما می‌توانیم چهره حقیقی او را ثبت کنیم. کار پراندن آدم‌ها، که از رییس جمهور تا بازیگر و ورزشکار بینشان پیدا می‌شد، به جایی رسید که هالسمن توانست در سال ۱۹۵۹ کتاب «پرش» خود را که شامل صحنه پریدن ۱۷۸ آدم مشهور بود،‌ منتشر کند. او معتقد بود هر صورتی راز و رمز انسانی دیگر را در خودش پنهان کرده است به همین دلیل ثبت چهره افراد به هدف زندگی‌اش تبدیل شد.    هالسمن که خود را بسیار به انیشتین مدیون می‌دانست، این موضوع که چگونه می‌توان به وسیله عکس به ماهیت و پیچیدگی این مرد پی‌برد، کمی نگرانش می‌کرد. سرانجام در سال ۱۹۴۷ به همراه دوربین و نورافکن به دیدن او رفت و همانطور که کارش را روی محاسبات ریاضی انجام می‌داد از او عکس می‌گرفت. ناگهان انیشتین رو به دوربین درباره‌ی افسوسش راجع به فرمول E=MC2 که امکان ساخت بمب اتم را فراهم آورد شروع به صحبت کرد. او با تمام وجود احساس کرد که این مرد بی‌نهایت خوب و صبور، از این کشفش باعث شده سیاستمداران به اسلحه‌ای ویرانگر و کشنده دست یابند تا چه حد رنج می‌برد. انیشتین ساکت شد و چشم‌هایش بسیار اندوهگین بود. در چشمانش سوال و سرزنش موج می‌زد. افسوس آن لحظه تقریباً هالسمن را فلج کرد ولی به دشواری دکمه دوربینش را فشار داد و آن پرتره شگفت انگیز معروف را ثبت کرد. سپس سرش را بلند کرد و پرسید:«پس شما فکر نمی‌کنید هرگز صلحی وجود داشته باشد؟» و انیشتین پاسخ داد:«تا هنگامی ‌که بشر باشد جنگ هم خواهد بود.»    در عکسی که هالسمن گرفت،‌ شخصیت بی‌نظیر انیشتین در حالت چهره، سبیل پرپشت و موی نامرتبش مشهود بود. حساسیت و فروتنی فوق العاده‌اش به خوبی حس می‌شد. انیشتین بعدها به هالسمن گفت:«از تمام عکس‌هایی که از من گرفته شده بدم می‌آید ولی از این کمتر بدم می‌آید.»منابع:  Wikipedia - Vista News Hub - Time Magazine Youtube - Philippehalsman.com</description>
                <category>homa.pourjam</category>
                <author>homa.pourjam</author>
                <pubDate>Sun, 26 Aug 2018 21:14:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>