<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های همای ایران</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@homa_ye_iran</link>
        <description>?️نسکاد?️ ?? تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران ?? ?️ناسیونال سوسیالیسم کارگران ایران و دویچلند?️ ?انجمنی علمی_پژوهشی برای ارائه راه نیک به شما به صفوف ما بپیوندید اگر به پیروزی حقیقت ایمان دارید?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 02:03:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2951327/avatar/7eKExZ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>همای ایران</title>
            <link>https://virgool.io/@homa_ye_iran</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بازی مرگ اکراین و آلمان!</title>
                <link>https://virgool.io/@homa_ye_iran/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-wxvm5dm6qg8u</link>
                <description>بازیکنان هر دو تیم بعد از پایان مسابقه!!واقعیت یا افسانه پارپاگاندای شوروی⁉️ فیلم روسی “نیمه سوم” محصول سال ۱۹۶۳ میلادی، روایتگر“بازی مرگ” است. رقابتی میان تیم فوتبال استارت از شهر اشغال شده کییف و فالکلف، تیم اشغالگران آلمان نازی در سال ۱۹۴۲و در جریان جنگ جهانی دوم. بنا بر روایت رسمی، دستگاه تبلیغاتی شوروی تمام بازیکنان تیم اوکراینی پس از پیروزی بر اشغالگران و به دلیل مسخره کردن آلمانی ها، تیرباران شدند.در دوران شوروی سابق، بنای یادبودی برای قربانیان این مسابقه در استادیوم لوبانووسکی شهر کییف بنا شد. تا زمان فروپاشی شوروی، هاله ای از ابهام، واقعیت این رقابت اسطوره ای را دربر گرفته بود. اما هم اکنون بعضی از شاهدان این واقعه، روایتی دیگر از “بازی مرگ “ بیان می کنند. ولادلن ، پسر میخائیل پوتیستین، یکی از اعضای تیم استارت کییف است او در زمان برگزاری “ بازی مرگ” در سال ۱۹۴۲هشت ساله و توپ جمع کن بوده است. او معتقد است که “بازی مرگ” مسابقه ای پر تنش بوده است، اما نه فراتر از آن ،او به یورونیوز می گوید: “بازی چندان خشونت بار نبود. بدون شک بازی پرتنشی بود. گفته می شود که بازیکنان مدام به پاهای یکدیگر لگد می زدند. من شاهد چنین چیزی نبودم. اگر به عکس ها نگاهی بیاندازید، می بینید که اعضای دو تیم بعد از بازی با یکدیگر عکس یادگاری هم انداخته اند. همین ثابت می کند که همه چیز به خوبی پیش رفته است.اکثر بازیکنان از جمله پدر ولادلن، چند ماه پس از بازی بازداشت شدند. آنها در یک نانوایی در خیابان دگتِریسکای شهر کییف کار می کردند. ماموران گشتاپو به محل کارشان آمدند. ولادلن قضیه را از قول پدرش تعریف می کند: “در هجدهم اوت بازیکنان را دستگیر کردند. پدرم نحوه بازداشتشان را برایم تعریف کرد. آن ها در نانوایی بودند که ماشین گشتاپو می آید و شروع به خواندن اسم ها می کنند. آن ها را با خود به زندان گشتاپو می برند و بیست وسه روز در آن جا نگه می دارند.بازی مرگ” در استادیوم زنیت شهر کی یف برگزار شد. در سال ۱۹۸۱، مقامات شوروی نام این ورزشگاه را به یاد فوتبالیست های جان باخته به” استارت” تغییر دادند. یکی از اولین مورخان اوکراینی که روایت رسمی از بازی مرگ را به چالش کشید، والنتین شچرباچوو، یک گزارشگر و تاریخدان ورزشی بود. مسئولان سانسور شوروی سابق مانع از انتشار تحقیقات وی در این زمینه شدند. کتاب “تراژدی فوتبال شوروی “ وی که راجع به “بازی مرگ” است، پس از فروپاشی شوروی منتشر شد. او روایتی کاملا متفاوت از این رخداد تاریخی دارد: “ مسابقه ای به عنوان بازی مرگ اصلا رخ نداده است. یک سری مسابقات برگزار می شده که در جریان آن ها تیم کییف در جریان آن تمام رقیبان را شکست داد. به همین دلیل در سال ۱۹۴۲ فرماندار نظامی کی یف برگزاری بازی های جدید را ممنوع اعلام کرد تا اعتبار آلمانی ها نزد مردم شهر اشغال شده بیش از این از بین نرود.” اما سوال این جاست که چرا بازیکنان بازداشت شدند و تیم دیناموی کییف منحل شد؟ ولادلن پوتیستین، علت این امر را گرایش سیاسی تیم دینامو می داند:” نازی ها می دانستند که تیم دینامو، طرفدار کمیساریای خلق در امور داخلی شوروی است، و این که آن ها یک بازی را به دلیل فعالیت های زیرزمینی باخته اند. بنابراین بازیکنان دستگیر و بازجویی شدند. هرکدام در یک سلول مجزا. وقتی که آلمان ها نتوانستند رابطه میان باخت این تیم و فعالیت های مخفی را ثابت کنند، همه آن ها صحیح و سالم آزاد شدند. والنتین شچرباچوو هم با این تحلیل ولادلن موافق است:” تنها سه بازیکن تیم استارت از دینامو بودند. تروسوویچ، کلیمنکو و کومارو و بقیه از تیم های مختلف دیگر بودند. آن ها در کییف با هم آشنا شدند. بعضی از آن ها به دینامو پیوستند. بدون شک دینامو تیم کمیساریای خلق بود. اما استارت تیم کیف بود. “ او سرنوشت بازیکنان را هم برایمان توضیح می دهد: در گفته های هیچ بازکینی اعدام یا تیرباران نشد آن هم به خاط دلیل مسخره شکست آلمان در بازی روایت جدیدی از این بازی تاریخی درفیلم روسی “مسابقه“، محصول سال ۲۰۱۲، به تصویر کشیده شده است. محتوای این فیلم به نظر برخی بینندگان اوکراینی، توهین به مردم وتاریخ اوکراین است. به نظر می رسد این بحث نه بر سر پروپاگاند شوروی سابق، که به دلیل علایق ناسیونالیستی دو طرف روس و اوکراینی ادامه خواهد داشت.@NESKADSHAHR</description>
                <category>همای ایران</category>
                <author>همای ایران</author>
                <pubDate>Sun, 12 Nov 2023 00:02:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا هیتلر فراماسون بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@homa_ye_iran/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-kw0gbin3on70</link>
                <description>?مبارزه با فراماسون ها نوعی انحراف در مسیر رشد واقعی بشریت در آلمان و جهان❗️بر هیچ کسی پوشید نیست که عضویت در لژ فراماسونری در آلمان هیتلری یعنی رفتن به اردوگاههای کار اجباری.?آدولف هیتلر در یکی از سخنرانی های خود چنین میگوید :من دیدم یهود پایه های آلمان را ، از طریق کاباره ها و موسیقی و شراب  و فراماسونیسم سست می کنند.هیچ کس در دوران حکومت آلمان هیتلری حتی نمیتواند به ساخت یک بنای ابلیسک کوچک اشاره کند.علاوه بر مثالهای اندکی که اشاره شد بر اساس اعتقاد نازی ها، ماسونها مرتبه ای بالاتر از صهیونیست ها در توطئه یهودیان هستند و از عوامل اصلی شکست آلمان در جنگ جهانی اول به حساب می آیند.?آدولف هیتلر در نبرد من مینویسد: فراماسونری یک ابزار عالی برای یهودیان برای رسیدن به اهدافشان هستند که به مانند یک ریسمان برای کشیدن اقشار جامعه به درون طرح اعایی آنها عمل می کند . در سال 1933 هرمان گورینگ رئیس رایشتاگ و یکی از رهبران بزرگ نازیسم طی نطقی اعلام کرد : در دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان جایی برای فراماسونری وجود ندارد که در 23 مارچ همان سال قانونی در پارلمان آلمان برای مبارزه با فراماسونری تصویب شد.در پی این قانون وزارت کشور آلمان دستور انحلال فراماسونری و مصادره تمام اموالهای لژهای ماسونی را داد و عضویت در فراماسونری برای شهروندان و مردم آلمان قدغن اعلام شد و بیان کرد تمام افرادی که در فراماسونری عضو هستند از داشتن مقام در حزب نازی محروم و فاقد صلاحیت لازم برای انتصاب در خدمات عمومی هستند.همچنین وزارت دفاع افسران را از عضو شدن در فراماسونری منع کرد و افسرلانی را که همچنان ماسون ماندند از کارشان برکنار و مجازات شدند.برای دستگیری ماسونها و مبارزه با فراماسونری در آلمان ،بخش های ویژه ای از خدمات امنیتی رایش (SD) و بعد ها اداره اصلی امنیت رایش (RSHA) به ریاست رینهارد هایدریش تاسیس شد.این سازمان در طی حکومت رایش سوم به عنوان شکارچی ماسونها شناخته می شد که در طی عملیات های انتهاری به لژهای ماسونی یورش میبردند و ماسونها را دستگیر و به زندان منتقل می کردند.زندانیان فراماسونر در دسته ی زندانیان سیاسی طبقه بندی میشدند که دارای یونیفورم های مشکی بودند که مثلثی وارونه و قرمز رنگ بر روی انها نقش بسته بود. در مارس 1935 مطابق با گفته ی دکتر گوبلز اتحادیه جماهیر شوروی توسط 300 نفر فراماسونر یهودی نژاد طراحی شده است.آدولف هیتلر پیشوا و صدر اعظم آلمان نازی در 8 آگوست 1935 در روزنامه حزب نازیVOELKISCHER BOOBACHTER در مقاله ای انحلال نهایی تمام لژهای ماسونی را در آلمان اعلام کرد.همچنین در سال 1937 یوزف گوبلز یک نمایشگاه ضد فراماسونری برای نمایش اشیاء ضبط شده توسط دولت افتتاح کرد.در طول جنگ جهانی دوم فراماسونری در آلمان و کشورهای متعهد با آلمان به عنوان یک مکتب غیر مشروع اعلام شده بود.نمایشگاههای ضد ماسون در بسیاری از کشورهای اروپا مثل نروژ ، دانمارک ، هلند ، بلژیک ، فرانسه ، لهستان ، اتریش و یونان توسط نازیها برگزار شد و همچنین فیلم ضد ماسون نیروهای غیبی که به سفارش وزیر تبلیغات رایش ساخته شده بود در بسیاری از کشورهای اروپایی اکران شد .آثار به جا مانده از اداره ی امنیت رایش آلمان نشانگر تعقیب فراماسونها در دوره حکومت حزب نازی آلمان است. مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتز سیکس تهیه می شدند در کنار سیاست های ضد یهودی ، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. آمار دقیقی در دست نیست اما سوابق بدست آمده از اداره اصلی امنیت رایش آلمان (RSHA) حدود 80000 نفر الی 200000 نفر ماسون در طی حکومت نازیها توسط گشتاپو متوقف شدند.بله حقیقت گرای گرامی ، آدولف هیتلر اولین کسی بود که چهره ی واقعی فراماسونری ، شیطان پرستی و افراد پشت پرده ی ان را شناسایی کرد و به مبارزه با آنها پرداخت.برای عضویت در کانال بزرگ نسکاد شهر در روبیکا و تلگرام لینک زیر را دنبال کنید:? مقاله_هیتلر_علیه_ماسون➖➖➖➖➖➖➖➖@NESKADSHAHR@NESKADSHAHR@NESKADSHAHR</description>
                <category>همای ایران</category>
                <author>همای ایران</author>
                <pubDate>Fri, 10 Nov 2023 17:33:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بمباران درسدن!</title>
                <link>https://virgool.io/@homa_ye_iran/%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AF%D8%B1%D9%86-gpcqkdwqlam2</link>
                <description>بزرگ ترین جنایت متفقین? در غروب ۱۳ فوریه ۱۹۴۵ (۲۴ بهمن ۱۳۲۳)، بمب‌افکن‌های متفقین شهر درسدن آلمان را به تلی از آوار و اسکلت‌های سوخته ساختمان‌ها و انسان‌ها مبدل کردند.⚫️ شعله‌های آتش جنگ جهانی دوم در آخرین روزهای خود، چنان در این شهر شرقی آلمان زبانه کشید که در آن ۲۵۰ هزار نفر را به بدترین شکل ممکن به کام مرگ فرستاد. باوجود مقیاس هولناک تخریب، به‌طور حتم آنچه که بدیهی به نظر می‌رسید این بود که از نظر استراتژیک، چیزی نصیب متفقین نشد، چراکه مسلم بود، آلمان در آستانه شکست کامل قرار دارد.⚪️ از جمله نتایجی که در کنفرانس یالتا در فوریه ۱۹۴۵ بین قدرت‌های متفقین به دست آمد، قطعنامه‌ای بود که آنها را به سمت بمباران استراتژیک هماهنگ علیه شهرهای آلمان که به تولید و ساخت جنگ‌افزار می‌پرداختند سوق داد تا ماشین جنگی نازی‌ها را به سمت سقوط بکشانند. اما طنز تلخ و غم‌انگیز یورش به درسدن، این بود که این شهر به خاطر گنجینه‌های هنری و معماری غنی‌اش شهرت دارد و در طول جنگ هرگز محل تولید سلاح یا صنعت بزرگ نبوده است!? البته بهانه ظاهری «رسمی» این بود که درسدن یک مرکز ارتباطی بزرگ است و بمباران آن توانایی آلمان را برای انتقال پیام به ارتش خود که در آن زمان با نیروهای شوروی می‌جنگید، مختل می‌کرد. اما میزان تخریب برای بسیاری با هدف استراتژیک اعلام‌شده تناسبی نداشت. بسیاری نیز معتقدند که این حمله صرفا تلاشی برای کشتار آلمانی‌ها و تضعیف روحیه آنها بوده است.نمایی از ویرانی های شهر درسدرن!? در ۴ یورش بین ۱۳ تا ۱۵ فوریه ۱۹۴۵ میلادی ۷۷۸ بمب‌افکن‌ نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا و ۵۲۷ بمب‌افکن نیروهای هوایی ایالات متحده بیش از ۳۹۰۰ تن بمب قوی و همچنین بمب‌های آتش‌زا (بمب‌های بشکه‌ای و فسفری) را بر سر این شهر فرو ریختند. طوفان آتش ناشی از آن مساحتی به بزرگی ۳۹ کیلومتر مربع از مرکز شهر را سوزاند و نابود کرد.⚫️ هدف آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها در این بمباران این بود که با بمب‌های فسفری شهر را به آتش بکشند و مردم را زنده زنده بسوزانند. شدت حملات هوایی به قدری بود که دمای هوای درسدن در زمان بمباران به ۱۶۰۰ درجه سانتیگراد رسید. ابری از دود و غبار شهر را فراگرفته و خیابان‌ها را پر از اجساد سوخته شده بود.⚪️ پس از پایان بمباران شدت آتش‌سوزی آنقدر زیاد بود که تمام اکسیژن هوا مصرف شد و معدود بازماندگان بمباران نیز در اثر خفگی کشته شدند؛ پس از پایان جنگ، تا امروز، بحث درباره درست بودن حملات یکی از موضوعات مورد بحث بوده است.? در میان اسرای جنگی آمریکایی که در جریان یورش در درسدن زندانی بودند، کورت وونگات بود که تجربه خود را در رمان کلاسیک ضدجنگ‌اش با نام «سلاخ‌خانه پنج»، به رشته تحریر درآورد؛ گفته شده است برای نخستین‌بار پس از این حملات بود که مردم کشورهای متفق از نیروهای خود در مورد اقدامات آنان برای شکست آلمان انتقاد کردند. مسئولیت کامل بمباران بر عهده وینستون چرچیل نخست‌وزیر بریتانیا گذاشته شد. اگرچه او بعدتر با ابراز تردید در لزوم اجرای این بمباران، تلاش کرد از آن فاصله بگیرد.? روح تمام قربانیانی که در این حمله جنایتکارانه به شهادت رسیدند شاد و یادشان گرامی!لینک انجمن نسکاد شهر در روبیکا و تلگرام:➖➖➖➖➖➖➖➖@NESKADSHAHR</description>
                <category>همای ایران</category>
                <author>همای ایران</author>
                <pubDate>Wed, 08 Nov 2023 12:00:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا هیتلر بمب اتم نساخت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@homa_ye_iran/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D9%85-%D9%86%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-pjncvvd4uzbt</link>
                <description>? چرا هیتلر اجازه ساخت بمب هسته ای را نداد؟?در نظر مورخان آینده بی شک عجیب به نظر می رسد که هیتلر بمب اتمی را ساخت در حالی که از نظر تئوری و عملی امکان ساختن آن را از ۱۹۳۸ داشت. در واقع در اواخر آن سال بود که پروفسور او توهان و پروفسور اشتراسمان آزمایش شیمیایی شکافتن اتم را انجام دادند. هان در ۱۹۴۴ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. او در مؤسسه قیصر ویلهلم برلین با ورنرهایزنبرگ و گروهی پژوهشگر تراز یک کار می کرد. ولی معاون هایزنبرگ، کارل فریدریش فن رایتسکر پسر ارنست فن و ایتسکر معاون وزارت خارجه و توطئه گر دیرینه بود که با او آشنایی داریم.?فریدریش پس از آنکه مدتی در آلمان کار کرد، خیلی زود به انگلستان پناهنده شد و نخستین کسی بود که در ژانویه ۱۹۳۹ شکافتن فیزیکی اتم را انجام داد. مؤسسه دیگری نیز در آلمان وجود داشت که چند سال پیش تحقیقات خود را درباره اتم آغاز کرده بود و تحت مدیریت یک فیزیکدان برجسته و جوان به نام مانفرد فن آردن قرار داشت (کسی که پس از جنگ در روسیه و آلمان شرقی به کار پرداخت) و گمان کنم مقر آن در هامبورگ بود. ژوزف گوبلز بی اندازه به کارهای این مؤسسه علاقه مند بود.پس از جنگ بسیاری از فیزیکدان های آلمانی اعلام داشتند که با تمام قوا کوشیده اند که میتلر به بمب اتمی دست نیابد. به عقیده من اگر این اشخاص راست گفته باشند، کارشان به هیچ وجه موجب افتخار نیست.? اما در این زمینه واقعیت چیز دیگری است: از سال ۱۹۳۹ توجه هیتلر به امکانات شگفت انگیزی که در نتیجه شکافتن أتم در اختیارش قرار می گرفت، جلب شد. من اطلاع دارم که در پائیز ۱۹۴۰ گفتگوی مفصلی در این خصوص با دکتر تت وزیر تسلیحات به عمل آمد. عقیده او هیچ گاه تغییر نکرد: فکر می کرد استفاده از نیروی اتمی در مقاصد جنگی مترادف با پایان بشریت خواهد بود.?اکنون می دانیم که هیتلر نه تنها سخنرانی هایزنبرگ در مؤسسه قیصر ویلهلم را درباره «تجزیه اتم و احداث نیروگاه اتمی با اورانیوم و سیکلوترونه»بلکه اسناد بی شمار دیگری را در مورد پژوهش هایی که قبل از ۱۹۴۰ در این زمینه صورت گرفته بود، خوانده بود، آلبرت اشپیر در کتابش موسوم به #در_قلب_رایش_سوم که در ۱۹۶۹ منتشر شد ناچار اذعان می کند که هیتلر از چشم انداز اینکه در دوران زمامداری او کره زمین تبدیل به ستاره ای شود که در شعله های آتش می سوزد به هیچ وجه خشنود نبود، اشپیر میگوید این باور را پس از گفتگوهایی که در باره امکان ساخت بمب اتمی با پیشوا داشته پیدا کرده بوده است. بنابراین تکرار می کنم که در ذهن آدولف هیتلر مسئله یک بار برای همیشه حل شده بوده است. ?در این جا مایلم یک خاطرهای شخصی را نقل کنم :در ۱۹۴۴ به قرارگاه هیتلر احضار شدم. حمله کردن در حال تدارک بود و پیشوا می خواست دستورات اولیه را درباره عملیات گریفون به من بدهد. در آن هنگام گفتگوهای زیادی درباره سلاح های سری آلمان می شد و تبلیغات دکتر گوبلز در این کار نقش مهمی داشت. شایعات عجیبی درباره ساخت و حتی موجود بودن سلاح های شگرف و نابود کننده رواج داشت. مطابق معمول شایعات مزبور را اشخاص از منابع مطلع و موثق، شنیده بودند که ممکن نبود بتوان روشن کرد این منابع چه کسانی هستند، وانگهی من اشتغالات دیگری داشتم ولی می دانستم که سلاح های مزبور شیمیایی نیست. خوشبختانه در طول این جنگ جهانی بی رحمانه و دیوانه وار هیچ یک از این گونه سلاح ها از جانبه هیچ یک از متخاصمان به کار برده نشد.گفتگو از یک موشک دفاعی بود که وقتی در آسمان در میان بمب افکن های دشمن منفجر شود. در شعاع بسیار گسترده ای حرارت منهای ۲۷۳ درجه ایجاد می کند و مطبعا برای هواپیماهای مزبور آثار مصیبت باری به بار می آورد، به خصوص صحبت از سلاح وحشتناک دیگری بود که بر پایه رادیواکتیویته مصنوعی قرار داشت.‌?من بدون آنکه کارشناس فیزیک اتمی باشم می دانستم که امکان دارد با آزاد کردن انرژی اتمی اورانیوم یک بمب انفجاری ساخت. چیزی که در این مورد توجهم را جلب کرده بود، حمله خرابکارانه به کارخانه آب سنگین نروژ در اوایل ۱۹۴۳ و بمباران هایی بود که در پائیز بعد به کارخانه مزبور آسیب شدید وارد کرده بود. افزون بر آن یکی از کشتیهای ما که آب سنگین حمل می کرد، غرق شده بود وقتی به قرارگاه کال رسیدم، به من گفتند هیتلر بیمار و بستری است، با وجود این مایل است فردا با من گفتگو کند. تصور می کنم یکی از معدود دیدارکنندگان و شاید تنها دیدار کننده ای بودم که پیشوا در بستر بیماری پذیرفت. قیافه هیتلر بسیار تغییر کرده ، لاغر شده ولی ذهنش همچنان روشن و تیز بود. از اینکه مرا در چنین ساعتی می پذیرد معذرت خواست و خواهش کرد در کنار بسترش بنشینم. آنگاه هدف های استراتژیکی و تاکتیکی حمله اردن و تصور ذهنی خود را از عملیات گریفون به سرعت برایم تشریح کرد.?در برابر خود مردی را می دیدم که حتی الامکان از زینت و تجملی که می گفتند به او شخصیتت می دهد عاری بود. به تدریج که صحبت می کرد از صدای کلفت ولی متعادل و آرام او قدرتی تلقینی ناشی می شد که نظیر آن را کمتر دیده بودم. اظهار داشت که به رغم همه خیانت ها و بی لیاقتها، سرانجام ارتش آلمان به پیروزی دست خواهد یافت.حمله اردن موفق خواهد شد و درضمن سلاح هایی با تکنیک جدید و واقعا انقلابی دشمن را به کلی غافلگیر خواهد کردبی درنگ در ذهن خود بین آنچه درباره نروژ می دانستم سخنرانی ها دکتر گوبلز و مطالبی که پیشوا به من گفت ارتباط برقرار کردم. خود به خود و بدون آنکه هیلتر سوالی کرده باشد، گفتگو از شایعاتی کردم که درباره رادیو اکتیویته مصنوعی و استفاده احتمالی آن رواج داشت. هیتلر نگاه درخشان را به من دوخت و گفت: اسکورزنی، می دانی که اگر انرژی ای که از تشعشعات اتمی آزاد می شود به عنوان جنگ افزار قرر میگیرد پایان کره زمین خواهد بود؟اثرات آن می تواند وحشتناک باشد! بله همین طور است. فرض کنیم که این تشعشعات اتمی بتواند تحت کنترل قرار گیرد و سپس به عنوان جنگ افزار بکار رود، باز اثرات آن به منتها درجه وحشتناک خواهد بود. ?در گزارش دکتر تت خواندم که تنها یکی از این بمب هایی که رادیواکتیویته اش تحت کنترل قرار دارد، قدرت تخریبی اش از لحاظ تئوری معادل سنگ های آسمانی که در آریزونای سیبری و نزدیکی دریاچه بایکال سقوط کرده اند، خواهد بود؛ یعنی در شعاع پنجاه کیلومتری هر موجود زنده ای، نه تنها انسانی بلکه حیوانی و گیاهی را نابود خواهد کرد و این پایان جهان خواهد بود. وانگهی، چگونه می توان این راز را پنهان نگاه داشت؟ غیر ممکن است. نه، هیچ ملتی، هیچ گروهی از افراد متمدن وجدانا نمی تواند چنین مسئولیتی را به عهده بگیرد. اگر به عنوان معامله متقابله نیز دست به چنین کاری بزند، خودش نابود خواهد شد. تنها افرادی نظیر آنهایی که در آمازون و سوماترا زیست می کنند، شانس زنده ماندن خواهند داشت.?این اظهارنظرهایی که پیشوا کرد، شاید تنها یک دقیقه طول کشید. اما وقتی در اوت ۱۹۴۵ که به تازگی بازداشت شده بودم، آگاه شدم که دو بمب اتمی بر روی هیروشیما و ناکازاکی پرتاب شده است آن هم بی نتیجه، چون امپراتوری ژاپن قبلا شرایط صلح را از آمریکا پرسیده بود بی اختیار به یاد این یک دقیقه افتادم.? منبع:کتاب جنگ ناشناخته، نوشته اوتو اسکورزنی#آلمان_نازی #جنگ_جهانی_دوم #اتو_اسکورزنی</description>
                <category>همای ایران</category>
                <author>همای ایران</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2023 16:40:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا هیتلر از سلاح شیمیایی استفاده نکرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@homa_ye_iran/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-g9ql5omzvyvr</link>
                <description>⭕️ گاز سارین در جنگ جهانی دوم؛ از توسعه تا عدم تمایل هیتلر به استفاده از آن!? شاید متعجب شوید اما هیتلر قطعا فرصت استفاده از گاز سارین را در جنگ جهانی دوم در اختیار داشت اما چنین تصمیمی را اتخاذ نکرد! در واقع نازي ها اولين گروهي بودند كه به طور تصادفي موفق به توسعه اين تركيب شيميايي فسفري مخرب سيستم اعصاب و در عين حال بسيار مرگبار شدند.? در اواخر سال 1938، گرهارد شرادر دانشمند و شيمي دان آلماني در تلاش براي اختراع آفت كشي مقرون به صرفه بود كه بتواند با كارايي بالا از مزارع و باغ هاي اين كشور محافظت كند. وي پس از جمع آوري تيمي متشكل از متخصصين مختلف، با تركيب فسفر و سيانيد به ماده اي دست يافت كه براي مقاصد كشاورزي محصولي به شدت سمي محسوب مي شد.? سارين مايع شفاف بي رنگ و بي بويي بود كه در دسته عوامل عصبي از جنگ افزارهاي شيميايي طبقه بندي مي شد و مي توانست عضلات قلب و سيستم تنفسي را فلج كرده و فرد را ظرف چند دقيقه به مرگ ناشي از خفگي دچار سازد.?پس از اقدام اوليه و اصلي شرادر، شركت خوشه اي شيميايي و دارويي I.G. فاربن ارتش آلمان را از اين اكتشاف مهم آگاه ساخت. برخي از دانشمندان آلماني كه تحت تاثير اين رويداد قابل ملاحظه قرار گرفته بودند، با الهام از واژه تابو مايع به دست آمده را &quot;تابون&quot; نام گذاري كردند. همانطور كه اشاره شد شرادر تركيب توليد شده خود را &quot;سارين&quot; مي خواند. گفتني است كه عنوان سارين به افتخار چهار كاشف اصلي آن انتخاب شد: Schrader، Ambros، Gerhard Ritter و  von der Linde⭕️ تاريخ چه مي گويد؟?با پايان يافتن جنگ جهاني دوم، آلمان نازي نزديك به 12000 تن تركيب شيميايي كشنده -كه براي كشتار ميليون ها انسان كافي بود- را توليد كرد. با توجه به اين مسئله كه منتج به ايجاد نوعي برتري نظامي قطعي مي شد، از همان اوايل شروع جنگ افسران آلماني بلند پايه به هيتلر فشار مي آوردند تا از سارين در برابر مخالفان خود استفاده كند. اما با اين حال هيتلر از اجراي چنين عملياتي عليه نيروهاي متفقين كه مستلزم به كار گيري تسليحات شيميايي بود، خودداري مي كرد.?همانطور كه در گزارشي از روزنامه واشینگتن پست آمده است، برخي از مورخان اين عدم تمايل هيتلر به استفاده از گازهاي شيميايي خطرناك مانند سارين را به تجربه شخصي وي به عنوان سرباز در جنگ جهاني اول مرتبط مي دانند. هرچند آلمان اولين كشوري بود كه موفق به رها سازي گاز كلر به سوي سربازان فرانسوي در دومين نبرد ایپر در آوريل سال 1915 شد، اما بريتانيا و فرانسه نيز اين حمله شيميايي را طي جنگ بزرگ با گازهاي سمي خردل و همچنين كلر تلافي كردند.?اين جنايات جنگي ضمن برافروختن خشم عمومي، جنگ جهاني اول را به مسير وحشتناك تري سوق مي دادند.⭕️ رهبر نازي خود قرباني يك حمله شيميايي با گاز خردل!?ایان کرشاو تاريخ نگار بريتانيايي و نويسنده &quot;هيتلر: يك بيوگرافي&quot; در كتاب خود توضيح مي دهد كه چگونه رهبر نازي خود قرباني يك حمله شيميايي با گاز خردل در نزديكي ايپر در شب 13 يا 14 اكتبر سال 1918 شد. وي به همراه چند تن از رفقايش كه به علت حمله شيميايي توسط گازهاي سمي به طور نسبي بينايي خود را از دست داده بودند، تنها با حرکت کنار يكديگر و پيروي از دوستي كه وضعيت بهتري داشت موفق به عقب نشيني شدند.?پس از حمله هيتلر به يك بيمارستان نظامي در پومِرانیا (منطقه اي تاريخي در كرانه جنوبي درياي بالتيك كه امروزه ميان دو كشور آلمان و لهستان تقسيم شده است) همان جايي كه اخبار تكان دهنده تسليم آلمان به گوش وي مي رسيد، انتقال يافت.?البته اين فرضيه كه هيتلر را مخالف سرسخت استفاده از گازهاي سمي در ميدان جنگ آن هم به دلايل اخلاقي نشان مي دهد، ممكن است آشكارا با مصرف منظم سيكلون ب (نوعي گاز مرگبار و برگرفته از سم سيانور كه آلمان نازي از آن براي نسل كشي اسيران در اردوگاه هاي مرگ هولوكاست استفاده كرده است) و ديگر مواد شيميايي توسط نازي ها براي كشتار ميليون ها نفر در محفظه هاي گازي مغايرت داشته باشد.?اما به عقيده بسياري از محققان حتي اگر اتاق هاي گاز را هم كنار بگذاريم، هيچ مدرك محكمي وجود ندارد كه تجربه نظامي هيتلر را به عدم تمايل او در استفاده از سارين عليه متفقين ربط دهد.?علاوه بر موارد فوق، فاكتورهاي ديگري نيز در وحشت هيتلر از حمله با گازهاي شيميايي موثر بودند كه از جمله مهم ترين آنها مي توان به مهارت بلیتسکریگ بالاي ارتش آلمان اشاره كرد. بلیتسکریگ واژه آلماني به معناي جنگ برق آسا است و شامل اجزاي مختلفي مانند حمله بدون خبر، استقرار نيروي تسليحاتي كوبنده، به كار گيري بمب افكن هاي شيرجه زن، بمباران پناهندگان غير نظامي، به ميدان آوردن تانك ها، ورود پياده نظام و اشغال پايتخت دشمن مي شود.?بدين ترتيب اگر بمب افكن هاي نازي از سارين يا تسليحات شيميايي ديگري استفاده مي كردند، همزمان با كشتار نيروهاي دشمن منطقه خودي استقرار سربازان را نيز آلوده مي كردند و اين موضوع به هيچ عنوان مطلوب نبود.از طرفي ديگر هيتلر به احتمال زياد مي دانست كه در صورت تكيه بر تسليحات شيميايي در حملات خود، مخالفانش اين اقدام را تلافي خواهند كرد. وینستون چرچیل سياست مدار و نخست وزير بريتانيا براي مدت زماني طولاني در جبهه دفاع از سلاح هاي شيميايي تلاش مي كرد. وي در يادداشتي مربوط به سال 1919 موقعي كه وزير جنگ انگليس بود نوشته است: من نمي توانم اين سخت گيري شديد در مورد استفاده از گازهاي شيميايي را درك كنم! لازم نيست فقط از كشنده ترين نمونه ها استفاده شود. مي توان گازهايي را منتشر ساخت كه باعث ناتواني نيروهاي نظامي در كوتاه مدت مي شوند و هيچ تاثير جدي و خطرناكي در دراز مدت بر مبتلايان نخواهند گذاشت.?مورخان متعددي از جمله Richard M. Langworth تاكيد كرده اند كه چرچيل معتقد بود استفاده از سلاح هاي شيميايي غير كشنده مي تواند روشي انساني تر براي انجام جنگ باشد. او در يادداشتي ديگر آورده است كه گاز سلاحي بسيار مهربان تر از مهمات انفجاري است و دشمن را وادار مي سازد تا با تعداد تلفات كمتري تصميمي عاقلانه تر بگيرد.</description>
                <category>همای ایران</category>
                <author>همای ایران</author>
                <pubDate>Mon, 06 Nov 2023 09:19:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>